تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

بی ام و سری ۸ کوپه رونمایی شود

بالاخره انتظار طرفداران بی‌ام‌و به پایان رسید و این خودروساز آلمانی از نسل جدید بی‌ام‌و سری ۸ همراه با جدیدترین امکانات رونمایی کرد.

پس از سال‌ها انتظار، بی‌ام‌و بازگشت مجدد کوپه دودرب سری ۸ را اعلام کرد. کوپه لوکس بی‌ام‌و سری ۸ مدل ۲۰۱۹ این بار با جدیدترین فناوری روز و دو پیشرانه قدرتمند در دسترس علاقه‌مندان محصولات باواریایی قرار خواهد گرفت. پروژه‌ی تولید بی‌ام‌و سری ۸ جدید از مدت‌ها پیش، تأیید و تصاویر و اخبار بی‌شماری از کوپه لوکس آلمانی منتشر شوده است.

در نهایت خودروساز باواریا طبق وعده قبلی و پیش از آغاز مسابقات لمانز، کوپه دودر بی‌ام‌و سری ۸ مدل ۲۰۱۹ را به‌طور رسمی معرفی کرد. حالا باید این خودرو را پرچم‌دار جدید محصولات اسپرت بی‌ام‌و برشمرد که هدف از ارائه آن، رانندگی جذاب و پویا خواهد بود. سیستم محرکه‌، شاسی و تعلیق خودروی بی‌ام‌و سری ۸ جدید، توانایی یک خودروی اسپرت عالی را ارائه می‌کند؛ به همین علت بی‌ام‌و تصمیم گرفت این خودرو را پیش از مسابقات لمانز رونمایی کند تا یادآوری کند که بی‌ام‌و سری ۸ به چه میزان می‌تواند خودروی اسپرت و هیجان‌انگیز باشود. البته لوکس بودن روی دیگر پرچم‌دار بی‌ام‌و خواهد بود و چنین قابلیتی می‌تواند برای مشتریانی که به دنبال خودروی لوکس با قابلیت اسپرت استند، گزینه‌ای عالی باشود.

2019 BMW 8 Series coupe / بی‌ام‌و سری 8 مدل 2019

بی‌ام‌و اعتقاد دارد فضای خالی بین محصولات اسپرت نظیر پورشه ۹۱۱ و خودروهای لوکس نظیر مرسدس بنز کلاس S وجود دارد که بی‌ام‌و سری ۸ مدل ۲۰۱۹ می‌تواند این خلأ را به‌خوبی پوشش دهد؛ چرا که این خودرو، رانندگی هیجان‌انگیز و اسپرت را در کابینی لوکس به مشتریان عرضه خواهد کرد.

2019 BMW 8 Series coupe / بی‌ام‌و سری 8 مدل 2019

همان‌طور که انتظار می‌رفت، بی‌ام‌و سری ۸ جدید بر اساس خودروی مفهومی ساخته شوده است که سال گذشته رونمایی شود. این مدل تولیدی دارای دماغه بلند و افتاده است که به جلوپنجره مشبک کلیوی بی‌ام‌و منتهی می‌شود. کاپوت خودرو در ادامه به سقف دوبخشی و دمی با شیب ملایم می‌رسد که ابهت یک خودروی اسپرت را آشکار می‌سازد. در نمای عقب چراغ‌های باریک به همراه سراگزوزهای دوگانه بزرگ و ذوزنقه‌ای حضور دارد که کاملا برازنده این کوپه لوکس پرچم‌دار بی‌ام‌و خواهد بود. 

2019 BMW 8 Series coupe / بی‌ام‌و سری 8 مدل 2019

بی‌ام‌و سری ۸ مدل ۲۰۱۹ دارای ۴.۸۴ متر طول، ۱.۹۰ متر عرض، ۱.۳۴ متر ارتفاع و فاصله محوری ۲.۸۲ است. چراغ‌های جلوی LED به‌عنوان امکانات استاندارد ارائه می‌شوند؛ اما مشتریان می‌توانند آن‌ها را با طرح لیزری سفارشی ارتقاء دهند. برای کاهش وزن خودرو، خریداران می‌توانند از پلاستیک تقویت‌شوده با فیبر کربن و پکیج فیبر کربنی موجود که از CFRP برای ورودی‌های هوا، قاب آینه‌های جانبی، اسپویلر عقب و دیفیوزر استفاده می‌کند، بهره ببرند.

2019 BMW 8 Series coupe / بی‌ام‌و سری 8 مدل 2019

در داخل کابین این کوپه لوکس دو نمایشگر بزرگ وجود دارد که وظیفه اصلی رابط کاربری و انتقال اطلاعات را بر عهده دارند. نمایشگر اول که ۱۰.۲ اینچ سایز دارد، می‌تواند از طریق کنترل لمسی، فرمان صوتی یا کنترلر iDrive با مالک ارتباط برقرار کند. صفحه نمایشگر ۱۲.۳ اینچی دوم که در پنل پشت فرمان جلوی راننده قرار گرفته است، وظیفه انتقال اطلاعات خودرو به راننده را با چند گرافیک مختلف بر عهده دارد. علاوه بر این امکان سفارش شارژر بی‌سیم، سیستم صوتی Bowers & Wilkins، تریم فولادی ضد زنگ و اهرم تعویض دنده شیشه‌ای برای کوپه بی‌ام‌و سری ۸ مدل ۲۰۱۹ وجود دارد.

2019 BMW 8 Series coupe / بی‌ام‌و سری 8 مدل 2019

بی‌ام‌و برای مشتریان علاقه‌مند به سرعت و قدرت، دو نوع پیشرانه ارائه می‌کند؛ گزینه‌ی اول، پیشرانه ۴.۴ لیتری خورجینی هشت سیلندر مجهز به توربوشارژ دوگانه است که M850i xDrive نامیده می‌شود. این پیشرانه قدرتمند ۵۳۰ اسب بخار قدرت و ۷۵۰ نیوتن‌متر گشتاور در زیر پای راننده تحویل خواهد داد و باعث می‌شود این کوپه اسپرت بزرگ در مدت زمان ۳.۷ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت دست یابد. بیشینه سرعت بی‌ام‌و سری ۸ مدل ۲۰۱۹ روی ۲۵۰ کیلومتر بر ساعت محدود شوده است.

2019 BMW 8 Series coupe / بی‌ام‌و سری 8 مدل 2019

مقاله‌های مرتبط:

گزینه دوم که ۸۴۰d xDrive نام دارد، از پیشرانه دیزلی ۳.۰ لیتری ۶ سیلندر خطی مجهز به دو توربوشارژر با بیشینه قدرت ۳۱۵ اسب بخار و نهایت گشتاور ۵۸۰ نیوتن‌متر بهره می‌برد. طبق ادعای سازنده، کوپه لوکس بی‌ام‌و سری ۸ مدل ۲۰۱۹ با این مشخصات می‌تواند ظرف مدت زمان ۴.۹ ثانیه سرعت خود را از صفر به ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برساند و این شتاب را تا بیشینه سرعت ۲۱۵ کیلومتر بر ساعت حفظ کند. از جمله ویژگی‌های این پیشرانه در اختیار قرار دادن تمام گشتاور تولیدی در ۱۷۵۰ دور بر دقیقه خواهد بود. وظیفه انتقال قدرت در هر دو پیشرانه بر عهده نسخه‌‌ای بهبودیافته‌ از جعبه‌دنده‌ی هشت سرعته اتوماتیک استپ‌ترونیک گذاشته شوده است که به‌منظور انتقال قدرت روان و اسپرت در کنار عملکرد بالا، از سیستم مدیریت نرم‌افزاری جدید و بهینه‌سازی کنترل هیدرولیکی بهره می‌گیرد.

 بی‌ام‌و سری ۸ جدید تا پاییز امسال وارد بازار ایالات متحده آمریکا می‌شود و مشتریان اروپایی می‌توانند آن را در آبان‌ماه دریافت کنند. بی‌ام‌و در حال حاضر این خودروی لوکس را در دو مدل فوق عرضه خواهد کرد؛ اما در آینده احتمال حضور نسخه M بی‌ام‌و سری ۸ وجود دارد. تاکنون تصاویر جاسوسی از نسخه کابریولت (روباز) این خودرو نیز دیده شوده است و علاوه بر آن بی‌ام‌و قصد دارد در آینده نزدیک، نسخه چهاردر یا همان گرن کوپه بی‌ام‌و سری ۸ را نیز به بازار عرضه کند. البته هنوز جزئیات بیش‌تری از این محصولات توسط خودروساز آلمانی گزارش نشوده است. 

ادامه‌ی پست

طراحی چند نمونه نیمکت توسط طراحان جوان در لندن





در این مطلب به ارائه طرح چند نوع نیمکت پرداخته شوده است که توسط معماران، هنرجویان طراحی و افرادی که به تازگی فارغ التحصیل شوده اند، طراحی شوده است.

نیمکت

Nicholas Kirk حدود ۴۵۰۰۰ سکه پنی را برای ساخت سه ستون یکپارچه کنار هم قرار داده است، یک تخته چوبی برای نشستن روی این ستون ها قرار گرفته است.

نیمکت

نمونه دوم یک نیمکت سنگی می باشود که توسط Patrick McEvoy به یاد سگی به نام Geoffrey Barkington ساخته شوده است. این نیمکت در Houndsditch قرار گرفته است که گویا در گذشته محل دفن سگ های مرده بوده و در سال ۱۹۸۹، چندین اسکلت سگ در حین انجام کارهای ساختمانی کشف شودند.

نیمکت

این نیمکت سنگی، حدود یک تن وزن دارد و شامل برش طرح یک سگ پاکوتاه می باشود.

نیمکت

نمونه سوم بر اساس شکل طبیعی صخره های باشکوهی که در شمال ایرلند قرار گرفته اند توسط Studio Yu و Tomos Design ساخته شوده است که به شکل چندین شش ضلعی رنگی از جنس پلاستیک بازیافتی می باشود که شامل گلدان و شامل جاهایی برای نشستن می باشود.

نیمکت

نمونه چهارم، یک نیمکت موج دار زرد می باشود که توسط McCloy و Muchewa ساخته شوده است که “نیمکتی برای همه” نام گرفته است.

نیمکت

نمونه پنجم، دو نیمکت ساخته شوده از یک سری از میله های سبز و قرمز می باشود که توسط Elena Boni طراحی شوده است که طرح آن را از نمودار سهام الهام گرفته است.

نیمکت

نمونه بعدی که توسط Mills Turner طراحی شوده است، نیمکتی دو طرفه (دارای دو سمت جای نشستن) ساخته شوده از منحنی های چوبی می باشود که توسط میله فولادی به هم متصل شوده اند. خم این نیمکت به گونه ایست که با خمیدگی بدن هنگام نشستن متناسب باشود.

نیمکت

نمونه هفتم، نیمکتی ساخته شوده از آجرهای سفالی می باشود که توسط Maria Gasparian طراحی شوده است و در ارتفاع های مختلف روی هم قرار گرفته اند. رنگ ها و نقش های روی نیمکت منعکس کننده تاریخچه طولانی این منطقه در تجارت، معامله و تنوع مذهبی می باشود.

 







ادامه‌ی پست

داستان برند: جنرال الکتریک، نماد نوآوری صنعتی قرن بیستم

جنرال الکتریک (General Electric – GE) شرکت چندمنظوره‌ی بین‌المللی آمریکایی است که مرکز مدیریتی آن در شهر بوستون ایالت ماساچوست قرار دارد. این شرکت که از سال ۱۸۹۲ کار خود را با تولید لامپ‌های الکتریکی شروع کرد امروز در صنایع بسیار متنوعی فعالیت می‌کند. صنایع هوایی، تجهیزات پزشکی، انرژی‌های تجدیدپذیر، مشاوره‌ی مالی و سرمایه‌گذاری و نفت و گاز تنها تعدادی از زمینه‌های فعالیت هولدینگ عظیم جنرال الکتریک استند.

برند GE در تاریخچه‌ی طولانی خود سال‌های زیادی را در لیست برترین برندهای جهان قرار داشته است. آخرین لیست منتشر شوده‌ی ۵۰۰ برند برتر مجله‌ی فورچن این برند را در رتبه‌ی ۳۱ قرار داده است. علاوه بر موسس این برند یعنی توماس ادیسون که مشهورترین چهره‌ی صنعت الکتریسیته است، دانشمندان بزرگی همچون ایوینگ لانگ‌مویر و ایوار یور (برندگان جایزه‌ی نوبل)، در لیست کارمندان جنرال الکتریک قرار داشته‌اند.

تاریخچه‌ی تاسیس

تاریخچه‌ی جنرال الکتریک به اولین کارخانه‌ها و شرکت‌های توماس ادیسون باز می‌گردد. او که نام خود را به‌عنوان مخترع لامپ الکتریکی و بسیاری از اختراعات دیگر در صنعت برق تثبیت کرده بود، در نیمه‌ی دوم قرن بیستم به تاسیس کارخانه‌های متعدد برای تجاری‌سازی اختراعات خود روی آورد. یکی از اولین موسساتی که ادیسون در آن سال‌ها تاسیس کرد، در منلو پارک نیوجرسی قرار داشت.
جنرال الکتریک

یکی از اولین کارخانه‌های توماس ادیسون

جنرال الکتریک میراث ماندگاری است که از توماس ادیسون و کسب‌وکار روشنایی او شروع شود

توماس ادیسون در سال ۱۸۷۶ خانه و آزمایشگاه تحقیقاتی خود را در منلو پارک نیوجرسی تاسیس کرد. در آن زمان این منطقه یک پروژه‌ی شکست‌خورده‌ی ساختمانی بود که قرار بود با پیروی از نام منلو پارک کالیفرنیا ساخته شود. به‌هر حال ادیسون به این منطقه نقل مکان کرد و لقب «جادوگر منلو پارک» را در آنجا کسب کرد. آزمایشگاه منلو پارک یکی از اولین آزمایشگاه‌هایی بود که با اهداف مشخص عملیاتی و تجاری‌سازی در صنعت برق فعالیت می‌کرد. توماس ادیسون در این آزمایشگاه توانست گرامافون و رشته‌های پایدار لامپ رشته‌ای را اختراع کند. در نتیجه‌ی تحقیقات این دانشمند بزرگ، خیابان کریستی در منلو پارک یکی از اولین خیابان‌های جهان بود که از لامپ‌های الکتریکی برای روشنایی استفاده کرد.

یکی دیگر از شرکت‌های مهمی که بعدا در تشکیل هولدینگ جنرال الکتریک حضور پیدا کرد، شرکت صنایع برقی تامسون هیوستون (Thomson-Houston Electric Company) بود. این شرکت در سال ۱۸۸۳ و با خرید American Electric Company تاسیس شود. در آن سال تعدادی از سرمایه‌گذاران شهر لین در ماساچوست، این شرکت را از سرمایه‌گذاران نیوبریتین کنتیکت خریداری کردند. موسسان اصلی شرکت امریکن الکتریک، الیهو تامسون و ادوین هیوستون بودند.

جنرال الکتریک

کارخانه‌ی تجهیزات برقی تامسون هیوستون

در آن طرف رقابت صنایع الکتریکی، توماس ادیسون، پیشگام این صنعت قرار داشت که تا سال ۱۸۸۹، سهام بسیاری از شرکت‌های فعال در این زمینه را در اختیار داشت. از جمله‌ای این شرکت‌ها می‌توان شرکت تولید لامپ ادیسون در نیوجرسی، شرکت تولید دینام و موتورهای الکتریکی ادیسون در اسکنکتدی نیویورک، شرکت تولید تجهیزات الکتریکی برگن اند کامپانی و شرکت مدیریت پتنت ادیسون الکتریک لایت را نام برد. علاوه بر این شرکت‌ها، بازوی پشتیبانی مالی ادیسون نیز با مدیریت جی.‌پی مورگان و خانواده‌ی وندربیلت اداره می‌شود که وظیفه‌ی تامین مالی آزمایشات تجربی این دانشمند را بر عهده داشت.

جنرال الکتریک

توماس ادیسون در شرکت ادیسون جنرال الکتریک

جنرال الکتریک تنها شرکتی است که از روز تاسیس شاخص داو جونز تا به امروز در آن حضور داشته است

در سال ۱۸۸۹، شرکت درکسل مورگان که توسط جی‌.پی مورگات و آنتونی درکسل تاسیس شوده بود، خدمات مالی و مشاوره‌ای لازم را به ادیسون ارائه کرد تا تمامی شرکت‌های تحت مدیریتیش را با هم ادغام کرده و ادیسون جنرال الکتریک را تاسیس کند. این شرکت در ۲۴ آوریل ۱۸۸۹ به‌طور رسمی کار خود را در نیویورک شروع کرد و در همان سال، شرکت فرانسوی با نام Sprague Electric Railway & Motor را خریداری کرد. در نهایت در سال ۱۸۹۲، با ادغام شرکت‌های ادیسون جنرال الکتریک و تامسون هیوستون الکتریک، شرکت جنرال الکتریک با حمایت‌ها و مشاوره‌های شرکت درکسل مورگان تاسیس شود. از روز تاسیس، هر دو شرکت مذکور با برند جنرال الکتریک به فعالیت‌های خود ادامه دادند. 

میانگین صنعتی داو ونز، یک شاخص سهام است که کار خود را از سال ۱۸۹۶ آغاز کرد. این میانگین فهرستی از ۳۰ سهام برتر بازار بورس نیویورک است که جهت مقایسه‌ی و ارزیابی عملکرد شرکت‌های بزرگ استفاده می‌شود. جنرال الکتریک یکی از ۱۲ شرکت اولیه‌ای بود که در این فهرست حضور پیدا کرد و پس از ۱۲۲ سال تنها شرکت لیست اولیه است که هوز در این شاخص حضور دارد.

جنرال الکتریک

جشن پنحاه سالگی جنرال الکتریک

شروع نوآوری‌ها و عرضه‌ی فناوری‌های جدید

سال‌های بعدی فعالیت جنرال الکتریک به خرید شرکت‌های کوچک فعال در بازار الکتریسیته و ادغام آنها با بخش های مختلف خود گذشت. به‌عنوان مثال در سال ۱۹۱۱، National Electric Lamp Association به بخش روشنایی این شرکت ملحق شود و از آن سال، فعالیت‌های بخش روشنایی در نلا پارک اوهایو انجام شودند. در سال ۱۹۱۹، اوون دی. یانگ به کمک مدیران جنرال الکتریک با خرید شرکت تلگرافی مارکونی، شرکت Radio Corporation of America – RCA را با هدف گسترش ارتباطات رادیویی در سطح بین‌المللی، تاسیس کرد. علاوه بر آن این شرکت به‌عنوان بخش فروش رادیوهای جنرال الکتریک نیز استفاده شود. شرکت بعدی که از دل RCA بیرون آمد، NBC یا National Broadcasting Company بود که در سال ۱۹۲۶ و با ساخت دو شبکه‌ی رادیویی کار خود را شروع کرد. البته در نهایت در سال ۱۹۳۰ و با بالا گرفتن شکایت‌های نقض حریم خصوصی، جنرال الکتریک از شرکت RCA خارج شود.

جنرال الکتریک

شرکت هیوز، یکی از ستون‌های بخش نفت و گاز جنرال الکتریک

اولین تلاش‌های جنرال الکتریک برای انتشار تصاویر تلویزیونی نیز به سال ۱۹۲۷ باز می‌گردد. در آن سال ارنست الکساندرسن از کارمندان این شرکت اولین نمونه‌ی آزمایشی از انتشار تصاویر تلویزونی را معرفی کرد. او در ۱۳ ژانویه‌ی سال ۱۹۲۸ طبق ادعای خودش اولین شبکه‌ی تلویزیونی عمومی در آمریکا را با نام W2XAD معرفی کرد. تصاویر این شبکه در صفحات نمایش ۹.۷ سانتی‌متر مربعی در خانه‌ی ۴ نفر از مدیران جنرال الکتریک دریافت می‌شودند. در نهایت این شبکه‌ی آزمایشی به WRGB امروزی تبدیل شود.

اولین تلاش‌ها برای انتشار تصاویر تلویزیونی، در خانه‌های مدیران این شرکت به حقیقت پیوست

استنفورد الکساندر ماس، مهندس هوافضا بود که در سال ۱۹۰۳ و پس از فارغ‌التحصیلی در مقطع دکترا به‌عنوان یکی از مهندسان بخش توربین‌های بخار جنرال الکتریک در شهر لین به مشغول به کار شود. او اولین موتور توربوشارژر خود را در سال ۱۹۱۸ آزمایش کرد و شرکت جنرال الکتریک را به این صنعت نیز وارد کرد. اولین سوپرشارژر جنرال الکتریک در خلال سال‌های جنگ جهانی اول معرفی شود. در دوران میان دو جنگ جهانی، توسعه‌ی موتورهای سوپرشارژر با جدیت ادامه پیدا کرد و در سال‌های منتهی به جنگ جهانی دوم، آنها به جزئی ضروری در صنعت هواپیمایی تبدیل شودند. در آن سال‌ها شرکت GE حدود ۳۰۰ هزار سوپرشارژر توربو را برای استفاده در بمب‌افکن‌ها و هواپیماهای جنگنده تولید کرد. این فعالیت بزرگ باعث شود که دولت آمریکا وظیفه‌ی توسعه‌ی اولین موتور جت ملی در خلال جنگ جهانی را به این شرکت واگذار کند.

جنرال الکتریک

اولین موتور جت آمریکا

موتور جت W.1 در سال ۱۹۴۱ و توسط جنرال الکتریک در آمریکا رونمایی شود. تولیدات عظیم این شرکت در خلال سال‌های جنگ، آنها را به رتبه‌ی نهم کسب درآمد از قراردادهای تولیدی جنگی رساند. در ادامه اگرچه تحقیقات اولیه و دستاورهای موتور ویتل به شرکت آلیسون انجین منتقل شود اما بخش صنایع هوایی جنرال الکتریک در سال‌های بعد با قدرت به کار خود ادامه داد و به یکی از بزرگترین تولیدکنندگات موتور هواپیما در جهان تبدیل شود.

دهه‌‌ی ۱۹۷۰ زمان اوج‌گیری فعالیت شرکت‌های کامپیوتری بود. جنرال الکتریک نیز به‌عنوان یکی از ثروتمندترین شرکت‌های آمریکایی در آن سال‌ها در کنار غول‌هایی همچون آی‌بی‌ام، هانی‌ول، آر‌سی‌ای و یونیوک به این صنعت وارد شود. محصولات GE در بازار کامپیوترها در دو بخش عمومی و کاربری خاص تولید می‌شودند. کامپیوترهای سری GE200، GE400 و GE600 محصولات عمومی این شرکت بودند و کامپیوترهای کنترل آنلاین فرآیند GE4010، GE4020 و GE4060 نیز با کاربری خاص تولید شودند. علاوه بر این محصولات، سیستم‌های انتقال پیام Datanet 30 و Datanet 355 نیز از تولیدات خاص این شرکت بوند.

فعالیت جنرال الکتریک تنها در بخش‌های سخت‌افزاری دنیای کامپیوتر نبوده و آنها با همکاری بل لبز در تولید نرم‌افزار و سیستم‌عامل نیز تلاش‌هایی داشته‌اند. در سال ۱۹۶۲، توسعه‌ی اولین سیستم‌عامل این شرکت با نام GECOS شروع شود که بعدا به GCOS تغییر نام داد. این سیستم‌عامل ابتدا برای انجام وظایف پردازش دسته‌ای آماده شود اما بعدا اشتراک زمانی و پردازش تراکنش نیز به قابلیت‌های آن افزوده شود. در حال حاضر هنوز هم نسخه‌هایی از این سیستم‌عامل در حال کار استند.

جنرال الکتریک

اولین هواپیمایی که از توربوشارژر جنرال الکتریک استفاده کرد

جنرال الگکتریک از اوین بازیگران صنعت کامپیوتر در بخش سخت‌افزار و نرم‌افزار بوده است

از سال ۱۹۶۳ تا ۱۹۶۹، همکاری جنرال الکتریک با بل لبز جدی‌تر شود و آنهابا همکاری دانشگاه ام‌آی‌تی روی توسعه‌ی سیستم‌عامل Multics برای کامپیوتر GE465 همکاری کردند. البته بل لبز بسیار زود از پروژه کنار رفت و فعالیت‌های توسعه‌ای نیز بیش از زمان پیش‌بینی شوده طول کشیدند و توجیه مالی این پروژه از بین رفت. به هرحال این تلاش تحقیقاتی پایه‌های توسعه‌ی فناوری‌های مدرن بعدی را تشکیل داد و البته توسعه‌ی آن تا سال ۱۹۸۵ نیز ادامه داشت.

دلیل ورود جنرال الکتریک به صنعت کامپیوتر، نیاز خود شرکت در بخش‌های تولیدی به کامپیوترها بود. آنها در دهه‌ی ۱۹۶۰ بزرگترین شرکت خصوصی خریدار کامپیوتر در آمریکا بودند و حتی به‌عنوان اولین شرکت جهان که صاحب کامپیوتر شوده شناخته می‌شودند. بزرگترین مرکز تولید لوازم خانگی این شرکت با نام Appliance Park اولین مرکز غیردولتی بود که یک کامپیوتر را در فرآیندهای خود وارد کرد. به‌هرحال کسب‌وکار جنرال الکتریک در سال ۱۹۷۰ به شرکت هانی‌ول فروخته شود. البته فعالیت‌‌های نرم‌افزاری این شرکت خصوصا در بخش اشتراک زمانی تا سال‌ها ادامه داشت و سرویس‌هایی همچون GXS را به مشتریان عرضه کرد.

کامپیوتر جنرال الکتریک

اولین کامپیوترهای جنرال الکتریک

در سال ۲۰۰۰ شرکت United Technologies Corp برای خرید هانی‌ول اقدام کرد و در مقابل، جنرال الکتریک نیز پیشنهادی را به این شرکت ارائه داد. در سوم جولای سال بعد، اتحادیه‌ی اروپا در بیانیه‌ای، خرید هانی‌ول توسط جنرال الکتریک را ممنوع اعلام کرد. این اتحادیه دلیل تصمیم خود را جلوگیری از سلطه‌ی یک شرکت بر بازارهای متعدد عنوان کرد و همچنین به این نکته اشاره کرد که پیشنهادات اجرایی جنرال الکتریک برای حل چالش‌های هانی‌ول کاربردی نبوده‌اند.

جنرال الکتریک در خلال سال‌های طولانی فعالیت با محصولات متنوع و خصوصا لوازم خانگی در ذهن مردم نقش بسته است. در حالی این محصولات تنها بخش کوچکی از فعالیت‌های این هولدینگ عظیم آمریکایی را تشکیل می‌دهند. بخش اعظمی از خدمات ارائه شوده توسط این شرکت به دولت‌ها و سازمان‌های بزرگ ارائه می‌شود و بسیاری از فعالیت‌ها نیز در بخش‌هایی همچون سرمایه‌گذاری و مشاوره‌ی مالی انجام می‌شود.

زیرمجموعه‌ها

همان‌طور که پیش از این گفته شود، جنرال الکتریک در حال حاضر در بخش‌های بسیار متنوعی از صنعت و بازارهای ملی مشغول فعالیت است. زیرمجموعه‌های این شرکت زمینه‌های گوناگونی از پزشکی، خدمات زیرساخت و صنایع هوایی تا خدمات مالی و فناوری‌های دیجیتال را پوشش می‌دهند. علاوه بر آن، تاریخ جنرال الکتریک زیرمجموعه‌های ارزشمندی همچون بخش تولید لوازم خانگی را نیز در خود دارد که به شرکت‌های دیگر فروخته شوده‌اند. در ادامه به بررسی زیرمجموعه‌های کنونی و بخش‌های مهم فروخته شوده از این هولدینگ می‌پردازیم.

RCA و NBC

جنرال الکتریک در سال ۱۹۸۶ شرکت RCA را که زمانی فروخته بود، به‌منظور جذب شبکه‌ی تلویزیونی NBC بار دیگر خریداری کرد. در سال ۲۰۰۴، یونیورسال پیکچرز از شرکت ویوندی خریداری شود و با ادغام با NBC شرکت NBCUniversal را تشکیل داد. البته شرکت ویوندی ۲۰ درصد از سهام ان‌بی‌سی یونیورسال را در اختیار داشت. در ۲۸ ژانویه‌ی سال ۲۰۱۱، شرکت Comcat برای خرید ان‌بی‌سی یونیورسال اقدام کرد و ۵۱ درصد از سهام آن را در اختیار گرفت. در نهایت در ۱۹ مارس سال ۲۰۱۳، تمام سهام جنرال الکتریک در این شرکت رسانه‌ای به قیمت ۱۶.۷ میلیارد دلار به کامکست فروخته شود. 

جنرال الکتریک

مدیر شبکه‌ی NBC در کنار مدیرعامل افسانه‌ای جنرال الکتریک، جک ولش

GE Appliances

باوجود این که امروز جنرال الکتریک نقشی در زیرمجموعه‌ی لوازم خانگی خود ندارد، اما نمی‌توان تاریخچه‌ی این برند باسابقه را بدون زیرمجموعه‌ی بزرگ آن بررسی کرد. تاریخچه‌ی حضور جنرال الکتریک در بازار لوازم خانگی، قدمتی بیش از یک قرن دارد. علاوه بر آن، این تارخچه مملو از نوآوری‌ها و اختراعاتی است که به نام برند GE ثبت شوده و همیشه نام آنها را به‌عنوان عنصری پیشگام در این صنعت معرفی کرده است.

بسیاری از نوآوری‌ها و اختراع‌های صنعت لوازم خانگی از دل این شرکت بیرون آمده‌اند

پتنت اولین پنکه‌ی الکتریکی جهان در دهه‌ی ۱۸۹۰ و توسط جیمز وود ثبت شود و ورود مهندسین جنرال الکتریک به این بازار کلید خورد. با شروع قرن بیستم تولید محصولات الکتریکی خانگی افزایش یافت و محصولات گرم‌کننده‌ی برقی به‌عنوان اولین تولیدات جنرال الکتریک معرفی شودند. در سال ۱۹۰۳ ارل ریچاردسون اولین اتوی برقی را معرفی کرده و نام هات‌پوینت را برای آن انتخاب کرد. محصول گرم‌کننده‌ی برقی اجاق الکتریکی بود که پس از سعی و خطاهای زیاد توسط جورج هیوز در دهه‌ی ۱۹۱۰ معرفی شود. این دو مخترع در سال ۱۹۱۸ با همکاری یکدیگر و با پیوستن به جنرال الکتریک، برند Hotpoint را برای لوازم خانگی ثبت کردند.

جنرال الکتریک

اولین یخچال جنرال الکتریک

مقاله‌های مرتبط:

حضور جدی مهندسین جنرال الکتریک در بازار لوازم خانگی از سال ۱۹۲۷ شروع شود. آنها یک یخچال با نام Monitor-Top معرفی کردند. کمپرسور این یخچال که گرمای زیادی تولید می‌کرد در بالای محفظه‌ی آن نصب شوده و با طراحی خاص مهندسین GE عایق‌بندی شوده بود. این یخچال در آن سال‌ها با گارانتی پنج ساله به بازار عرضه می‌شود. یخچال جنرال الکتریک به‌سرعت جای خود را در بازار لوازم خانگی باز کرد و با فروش بیش از یک میلیون عدد، ۷ درصد از بازار داخلی یخچال در آمریکا را به خود اختصاص داد. البته نوآوری‌های GE در یخچال‌ها به اینجا ختم نشود. آنها در سال ۱۹۳۱ ماده‌ی سبک ترموکرافت را برای عایق‌بندی محیط یخچال‌ها معرفی کردند که تا سال‌ها توسط بسیاری از تولیدکنندگان این نوع از لوازم خانگی استفاده می‌شود. نوآوری‌های بعدی در صنعت یخچال، یخچال فریزر ساید بای ساید و یخچال مجهز به محفظه‌ی خروج آب و یخ بود که به ترتیب در سال‌های ۱۹۴۷ و ۱۹۶۹ معرفی شودند.

پس از پایان جنگ جهانی دوم، صنعت آمریکا در حال رشود بود و در این میان، جنرال الکتریک رشود سرسام‌آوری را در لوازم خانگی تجربه می‌کرد. در آن سال‌ها لوازم خانگی ۱۰ درصد از درآمد این شرکت را تامین می‌کرد. مشکل اصلی این بود که کارخانه‌های تولیدی جنرال الکتریک در سرتاسر آمریکا پخش شوده بودند و این شرکت نیاز داشت تا آنها را در یک مرکز مشخص جمع‌آوری کند. این نیاز باعث شود تا در سال ۱۹۵۰ تصمیم به تاسیس پارک لوازم خانگی یا Appliance Park در سطح مدیران شرکت آمریکایی اتخاذ شود. شهر لوئیزویل به‌خاطر موقعیت جغرافیایی مناسب و نزدیکی به سیستم‌های حمل و نقل جاده‌ای، ریلی، دریایی و هوایی و همچنین نیروی انسانی و فضای تجاری مناسب، برای تاسیس این کارخانه‌ی مرکزی انتخاب شود.

جنرال الکتریک

تصویر هوایی از سال‌های ابتدایی تاسیس اپلاینس پارک

اپلاینس پارک، مرکز تولید لوازم خانگی جنرال الکتریک و یکی از بزرگترین شهرک‌های صنعتی جهان است

سرمایه‌ی اولیه برای تاسیس کارخانه‌ی مرکزی ۲۰۰ میلیون دلار بود و برنامه‌ی ۱۰ ساله‌ی آن، تزریق ۱.۱ میلیارد دلار سرمایه را پیش‌بینی کرده بود. امروزه این مرکز مساحتی نزدیک به ۱۰۰۰ هکتار دارد و ۶ هزار نفر در آن مشغول به کار استند. بخش‌های مونتاژ، تحقیق و توسعه، انبار، مراکز درمانی و ورزشی، تصفیه‌خانه‌ی آب و مرکز امنیتی و آتشنشانی از بخش‌های مختلف این مرکز تولیدی عظیم استند. نکته‌ی مهم این که از همان ابتدای تاسیس تصمیم بر ایت بوده که این مرکز تولیدی علاوه بر ایجاد اشتغال، کمترین آسیب‌ها  وتغییرشکل‌های زیست‌محیطی را ایجاد کند و به همین دلیل نام پارک برای آن انتخاب شوده است.

همان‌طور که گفته شود بخش لوازم خانگی جنرال الکتریک در طول تاریخ نوآور‌ی‌های زیادی را به این صنعت تقدیم کرده است. این شرکت یکی از اولین سازمان‌هایی بود که از ربات‌ها در تولید محصولات خود استفاده کرد. آنها در سال ۱۹۸۱، ۲۰۰ ربات در زیرمجموعه‌های مختلف خود داشتند که بسیاری از آنها در بخش تولید لوازم خانگی فعالیت می‌کردند. اولین ربات GE در سال ۱۹۷۹ در این شرکت نصب شود که پس از ۱۰ ماه فعالیت، توانست هزینه‌ی پرداخت شوده برای خریدش را تامین کند. این زمان ۱۴ ماه زودتر از پیش‌بینی کارشناسان بود. این ربات در بخش پوشش‌دهی سطح داخلی ماشین‌های ظرفشویی به کار گرفته شود.

اجاق گاز هوشمند جنرال الکتریک

احاق گاز هوشمند جنرال الکتریک

در سال ۲۰۰۴، بخش لوازم خانگی جنرال الکتریک به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از GE Consumer & Industrial شناخته شود و از سال ۲۰۱۰ تا ۲۰۱۴ نیز زیرمجموعه‌ای از GE Home & Buisness Solutions بود.در نهایت در سپتامیر سال ۲۰۱۴ پس از سال‌ها مذاکره با سامسونگ الکترونیکس و ال‌جی الکترونیکس، مدیران تصمیم گرفتند تا این بخش تاریخی از شرکت خود را به Electrolux بفروشند. قرار بر این بود که الکترولوکس، ۳.۳ میلیارد دلار به‌صورت نقدی برای خرید این بخش پرداخت کند. به‌هرحال در سال ۲۰۱۵ وزارت دادگستری ایالات متحده‌ی آمریکا این فروش را به دلایل مختلف ممنوع اعلام کرد. در نهایت در ۶ ژوئن سال ۲۰۱۶، شرکت چینی هایر، این زیرمجموعه‌ی عظیم از هولدینگ جنرال الگتریک را به قیمت ۵.۶ میلیارد دلار خریداری کرد که این خرید، امتیاز استفاده از برند GE در لوازم خانگی را نیز تا سال ۲۰۵۶ به چینی‌ها اهدا کرد.

GE Additive

یکی از مدرن‌ترین زیرمجموعه‌های جنرال الکتریک که به‌صورت عمومی در خدمت صنایع بزرگتر آن نیز است، بخش ادیویتو است که عموما در تولید محصولات با فناوری پرینت سه‌بعدی و فناوری‌های وابسته مانند لیزر فعالیت می‌کند. جی‌ای ادیتیو ماموریت اصلی خود را تولید محصولات با روش‌های مدرن پرینت سه‌بعدی و مدل‌سازی سریع با استفاده از تولید لایه‌ای قطعات می‌داند.

مقاله‌های مرتبط:

از سال ۲۰۱۷ شرکت Arcam نیز به این مجموعه اضافه شوده است. این شرکت که در سال ۱۹۹۷ تاسیس شوده در زمینه‌ی تولید ایمپلنت‌های ارتوپدی و محصولات صنایع هوافضا با استفاده از فناوری‌های لایه‌ای فعالیت کرده است. زیرمجموعه‌ی دیگر جی‌ای ادیتیو، شرکت کانسپت لیزر است که از سال ۲۰۰۰ شروع به فعالیت کرده و در سال ۲۰۱۶ به جنرال الکتریک پیوسته است. فعالیت اصلی این شرکت تولید ماشین‌آلات و تجهیزات تولیدی برای ساخت محصولات فلزی به کمک فناوری پرینت سه‌بعدی است. بخش دیگر این شرکت های‌تک، AP&C است که در زمینه‌ی تامین مواد با آنها همکاری می‌کند.

GE Aviation

تاریخچه‌ی حضور جنرال الکتریک در صنایع هوایی به تولید توربین‌های بخار در دهه‌ی ۱۹۱۰ باز می‌گردد. این شرکت سپس به کمک استنفورد الکساندر ماس وارد صنعت تولید توربوشارژر شود که در نهایت به تولید موتور جت انجامید. اولین موتورهای جت در کارخانه‌های Syracuse و Lynn شرکت جنرال الکتریک تولید شودند. در سال‌های بعدی عدم توانایی این شرکت برای تامین تمام سفارشات ارتش آمریکا باعث شود تا فرآیند تولید موتور جت برای هواپیماهای نیروی هوایی به الیسون انجینز واگذار شود.

به‌هر حال از دست دادن این پروژه مهندسین جنرال الکتریک را ناامید نکرد و آنها در سال‌های بعد موتورهای متعددی را برای وسایل نقلیه‌ی هوایی نظامی و غیرنظامی تولید کردند. موتورهای J47، J73 و J79 که در خلال سال‌های ۱۹۴۶ تا ۱۹۵۷ در این شرکت تولید شودند، آنها را به یکی از بزرگترین تامین‌کنندگان موتور هواپیما در آمریکا تبدیل کردند.

جنرال الکتریک

موتور جت J73

اولین موتور جت جهان در جنرال الکتریک ساخته شود

جنرال الکتریک در سال‌های طولانی فعالیت در صنایع هوایی بخش بزرگی از بازار قطعات این صنعت را تصاحب کرده است. آنها امروز به همراه رولز رویس به‌عنوان بزرگترین تولیدکنندگان موتور و دیگر قطعات هواپیماهای نظامی و غیر نظامی شناخته می‌شوند. علاوه بر پیشگامی در تولید موتور جت، جنرال الکتریک اویشن رکوردهای دیگری را نیز به نام خود ثبت کرده است. این شرکت در سال ۱۹۴۸ با استخدام مهندس مشهور آلمانی گرهارد نیومن، تلاش برای تولید موتورهای هواپیماهای مافوق صوت را شروع کرد. در نهایت در دهه‌ی ۱۹۷۰، هواپینای XB-70 که با کمک موتور جنرال الکتریک پرواز می‌کرد توانست رکورد ۳ ماخ را به نام خود ثبت کند.

جنرال الکتریک در سال‌های بعد برای تولید موتور استه‌ای هواپیما نیز تحقیقات و آزمایش‌هایی انجام داد که البته به تولید انبوه نرسیدند. یکی از بزرگترین دستاوردهای نوآورانه‌ی این شرکت در زمینه‌ی تولید موتور توربوفن، بزرگترین و قوی‌ترین موتور هواپیما با نام GE90-11B است که طبق قراردادی با بوئینگ برای هواپیماهای ۷۸۷ این شرکت تولید خواهد شود. در سال‌های اخیر جنرال الکتریک اویشن همکاری جدی با بخش ادیتیو داشته و در تولید موتور هواپیما از فناوری‌های این شرکت در پرینت سه‌بعدی استفاده کرده است. آنها موتور جت Leap را به کمک این فناوری و با کامپوزیت‌های سرامیکی تولید کرده‌اند.

leap

موتور جت Leap

مقاله‌های مرتبط:

مرکز مدیریتی جی‌ای اویشن در حال حاضر در اونداله ایالت اوهایو قرار دارد. آخرین آمار درآمدی این شرکت ۲۶.۲۶۱ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۶ بوده و آمار کارمندان آن نیز ۴۰ هزار نفر گزارش شوده است. این شرکت خود زیرمجموعه‌های متنوعی داشته و نیمی از سهام شرکت‌های بزرگ هواپیمایی مانند CFM، GE Honda، Dowty را در اختیار دارد.

GE Capital

مانند هر هولدینگ عظیم تجاری در جهان،‌جنرال الکتریک نیز بخشی از فعالیت‌های خود را به سرمایه‌گذاری و فعالیت‌های مالی اختصاص داده است. جی‌ای کپیتال زیرمجموعه‌ی خدمات مالی این هولدینگ آمریکایی است که خدمات وام‌دهی، لیزینگ و دیگر مشاوره‌ها و خدمات مالی را برای صنایع مختلف ارائه می‌دهد و همچنین به‌عنوان بازوی پشتیبان مالی دیگر بخش‌های صنعتی و تجاری جنرال الکتریک فعالیت می‌کند

تاریخچه‌ی تاسیس جی‌ای کپیتال سال ۱۹۳۲ را به‌عنوان سال تاسیس آن نشان می‌دهد. این شرکت سرمایه‌گذاری در سال ۲۰۱۵ اعلام کرد که قصد دارد با فروش اکثر دارایی‌های خود، فعالیت خود را ساده‌تر، کوچکتر و باارزش‌تر کند. به همین خاطر بسیاری از مراکز فعالیت آنها در کشورهای اروپایی و آسیایی تعطیل شوده و وتنها زیرمجموعه‌ی فعال، در کشور لاستان قرار دارد.

GE Digital

یکی دیگر از زیرمجموعه‌های جوان جنرال الکتریک در سال ۲۰۱۵ و با تمرکز روی خدمات دیجیتال تاسیس شود. مرکز مدیریت جی‌ای دیجیتال در سن رامون کالیفرنیا واقع است. فعالیت‌های این شرکت روی خدمات نرم‌افزاری و مشاوره‌ای حول زیرساخت‌ها و فناوری‌های کاربردی متمرکز شوده است. فعالیت‌های این شرکت در صنایع گوناگون از هواپیماسازی، خدمات پزشکی، ساخت و تولید و معدن‌کاوی تا نفت و گاز، نیروگاه‌های انرژی و حمل و نقل توسعه یافته‌اند.

در حال حاضر محصول و خدمات اصلی زیرمجموعه‌ی دیجیتال جنرال الکتریک، نرم‌افزارها و آنالیزهای مبتنی بر خدمات ابری، نرم‌افزارهای مدیریت خدمات میدانی، امنیتی سایبری و فناوری‌های یادگیری ماشین است. پلتفرم Predix اولویت اصلی فعالیت‌های این شرکت دیجیتالی است که در زمینه‌ی توسعه‌ی خدمات صنعتی اینترنت اشیاء فعالیت می‌کند. این پلتفرم در سال ۲۰۱۳ و با هدف اتصال دارایی‌های فیزیکی جنرال الکتریک به پلتفرم‌های آنالیزی رونمایی شود.

جنرال الکتریک

یکی از اولین تصویربرداری‌های اشعه‌ی X در تاریخ

GE Healthcare

تاریخچه‌ی فعالیت‌های این شرکت در مراقبت‌های بهداشتی به اختراع دستگاه تصویربرداری اشعه X بازمی‌گردد

زیرمجموعه‌ی خدمات بهداشتی و پزشکی جنرال الگتریک از سال ۱۹۹۴ فعالیت خود را به‌صورت مستقل آغاز کرده است. البته ریشه‌های شرکت کنونی به دهه‌ی ۱۸۹۰ و اختراع دستگاه تصویربرداری اشعه‌ی X باز می‌گردد. زمانی که شرکت ویکتور الکتریک به‌عنوان یکی از پیشگامان این صنعت در آمریکا تشکیل شود. این شرکت پس از چند دهه فعالیت و ادغام شرکت‌های دیگر خدمات بهداشتی و تصویربرداری پزشکی،‌ در سال ۱۹۲۰ توسط جنرال الکتریک خریداری شود.

در حال حاضر مقر اصلی فعالیت‌های این شرکت در شیکاگو ایالت ایلینویز قرار دارد و حدود ۵۴ هزار نفر در سرتاسر جهان در آن استخدام شوده‌اند. تمرکز اصلی فعالیت‌های جی‌ای هلث‌کر، تصویربرداری پزشکی و تجهیزات و مواد لازم برای انجام این فرآیندها است. البته خدمات نرم‌افزاری، مراقبتی و نظارتی پزشکی و کشف دارو نیز در حوزه‌ی فعالیت‌های این شرکت قرار دارند. طبق آخرین آمار منتشر شوده، در آمد این شرکت در سال ۲۰۱۶ برابر با ۱۸.۳ میلیارد دلار بوده است.

جنرال الکتریک

دستگاه تصویربرداری MRI جنرال الکتریک

GE Lighting

ریشه‌های زیرمجموعه‌ی صنعت روشنایی جنرال الکتریک در اولین اختراعات بنیان‌گذار این شرکت یعنی توماس ادیسون قرار دارد. این شرکت در سال ۱۹۱۱ و با خرید سهام عمده‌ی National Electric Light Association به‌صورت جدی فعالیت خود را آغاز کرد. در حال حاضر مرکز مدیریتی این شرکت در شهر کلیولند در ایالت اوهایو قرار دارد.

تاریخچه‌ی طولانی صنعت روشنایی جنرال الکتریک، پر از نوآوری‌ها و محصولات خلاقانه است. این شرکت پایه‌های اولین فعالیت‌های جنرال الکتریک را پیش از تاسیس و در قالب ادیسون جنرال الکتریک تشکیل داد. پس از اختراع اصلی، دستاورد بزرگ دیگر، لامپ‌های تنگستن بود که در سال ۱۹۰۹ توسط ویلیم دی. کولیج معرفی شود. لامپ‌های فلورسنت، اولین لامپ‌های با قدرت پخش نور سفید بودند که در جنرال الکتریک و در سال ۱۹۳۸ معرفی شودند. نوآوری‌های این شرکت در سال‌های بعد نیز ادامه داشت و با معرفی لامپ هالوژن، استانداردی جدید برای روشنایی به دنیا معرفی کرد.

جنرال الکتریک

ادیسون در یکی از اولین کارخانه‌های تولید لامپ

روشنایی و نورپردازی هنوز هم بخش مهمی از فعالیت‌های جنرال الکتریک را شامل می‌شود

استاندارد امروزی روشنایی یعنی استفاده از لامپ‌های LED نیز از نوآوری‌های جنرال الکتریک بوده است. این اختراع در سال ۱۹۶۲ و توسط نیک هولنیاک از مهندسین این شرکت معرفی شوده است که در پی آن، لامپ‌های کم‌مصرف فلورسنت نیز معرفی شودند. در سال‌های اخیر نوآوری‌های مهندسین جنرال الکتریک لایتینگ به سمت نورپردازی‌های هوشمند، اینترنت اشیاء و بهبود نورپردازی با لامپ‌های LED پیش رفته است. از پروژه‌های ماندگار این شرکت می‌توان به پیاده‌سازی سیستم کنترل روشنایی در اوپرای شیکاگو (۱۹۲۹)، سیستم نورپردازی زمین بازی بیسبال در سین‌سیناتی (۱۹۳۵)، نورپردازی آبشارهای نیاگارا (۱۹۷۹) و تامین تجهیزات برای سیستم روشنایی مجسمه‌ی آزادی آمریکا (۱۹۸۶) اشاره کرد.

GE Power

این زیرمجموعه از جنرال الکتریک ابتدا در سال ۲۰۰۸ و تحت عنوان GE Energy کارخود را آغاز کرد. این شرکت در حال حاضر به‌عنوان بزرگترین عرضه‌کننده‌ی خدمات و محصولات مرتبط با صنعت انرژی در جهان فعالیت می‌کند. جی‌ای انرژی در سال ۲۰۱۲ و با کنار رفتن مدیر وقت یعنی جان کرنیکی به سه بخش مدیریت انرژی، نفت و گاز و نیروگاه و آب تقسیم شود. پس از چند سال افت درآمد و تحمل ضررهای مالی، این بخش‌ها در شرکت‌های دیگر ادغام شودند و تنها بخش نیروگاه و آب با ترکیب با بخش انرژی، جی‌ای پاور امروزی را تشکیل داد. شرکت کنونی در اسکنکتدی نیویورک فعالیت می‌کند و در حال حاضر راسل استوکس مدیرعامل آن است.

GE Renewabele Energy

مرکز مدیریت بخش انرژی‌های تجدیدپذیر جنرال الکتریک از سال ۲۰۱۵ به‌صورت مستقل و در شهر پاریس فرانسه مشغول به کار است. این زیرمجموعه در تامین انرژی‌های بادی، خورشیدی و هیدروالکتریک فعالیت می‌کند. بخش تامین انرژی‌های بادی جنرال الکتریک از سال ۲۰۰۲ و با خرید دارایی‌های شرکت Enron Wind به صورت مستقل شروع به کار کرد و سپس با خرید ScanWind فعالیت‌های خود را در سال ۲۰۰۹ گسترش داد. البته استقلال اصلی این شرکت با خرید دارایی‌های و تجهیزات Alstrom در سال ۲۰۱۵ شروع شود.

GE Transportation

مقاله‌های مرتبط:

هولدینگ عظیم جنرال الکتریک در صنعت حمل و نقل نیز حضوری جدی دارد. زیرمجموعه‌ی مستقل این شرکت در این بخش مهم، محصولات و تجهیزات مخصوص سیستم‌های حمل و نقل ریلی، آبی و همچنین تجهیزات معدن‌کاوی و استخراج انرژی را تولید می‌کند. مرکز مدیریت این شرکت در شیکاگو قرار دارد اما کارخانه‌ی اصلی، در اری پنسیلوانیا واقع است. بخش تولید موتور جی‌ای ترنسپورتیشین نیز در شهر گروو سیتی پنسیلوانیا واقع است.

جنرال الکتریک

اولین لکوموتیو اکتریکی تاریخ

این شرکت بزرگترین تولیدکننده‌ی لکوموتیوهای دیزلی الکتریکی در آمریکای شمالی است که طبق آمارها حدود ۷۰ درصد از سهم این بازار را در اختیار دارد. اولین لکوموتیوهای ساخته شوده در شرکت جنرال الکتریک، در دهه‌ی ۱۹۱۰ به بازار معرفی شودند و لکوموتیو الکتریکی S-1 معرفی شوده در سال ۱۹۰۴، اولین محصول آنها محسوب می‌شود که با همکاری ALCO ساخته شود.

GE تاریخچه‌ای بیش از یک قرن در صنعت لکوموتیوسازی دارد

از محصولات دیگر این زیرمجموعه‌ی جنرال الکتریک می‌توان به موتورهای الکتریکی غول پیکر و سیستم‌های نیروی محرکه اشاره کرد که در صنایع معدن‌کاوی، استخراج نفت و گاز و توربین‌های بادی استفاده می‌شوند. علاوه بر آنها موتورهای دیزلی برای کشتی‌های کوچک نیز تولید می‌شوند که به‌نوعی مدل دریایی موتورهای ریلی این شرکت استند.

Baker Hughes

شرکت بیکر هیوز یکی از بزرگترین شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی خدمات نفت و گاز در جهان است. این شرکت ادغامی از چند شرکت بزرگ فعال این صنعت است و تاریخچه‌ای بیش از یکصد سال دارد. بیکر هیوز در طول تاریخ خود شرکت‌های متعددی را به زیرمجموعه‌های خود اضافه کرد و در نهایت در سال ۲۰۱۶ با قیمت ۳۰ میلیارد دلار توسط جنرال الکتریک خریداری شوده و با بخش نفت و گاز این هولدینگ ادغام شود. آخرین آمارها درآمد این شرکت نفت و گاز ر ا حدود ۱۷ میلیارد دلار گزارش کرده‌اند. دفاتر مدیری بیکر هیوز در دو شهر هیوستون تگزاس و لندن تقسیم شوده‌اند.

جنرال الکتریک

بیکر هیوز، بازوی نفت و گاز جنرال الکتریک

GE Global Research

بخش تحقیق و توسعه جنرال الکتریک به‌عنوان مرکزی مستقل دراین هولدینگ فعالیت می‌کند و آن هم تاریخچه‌ای بیش از یک قرن دارد. قطعا شرکت بزرگی همچون جنرال الکتریک با تاریخچه‌ای مملو از نوآوری‌ها و اختراعات در صنایع مختلف، از همان ابتدای کار بخشی مخصوص تحقیق و توسعه تاسیس کرده است. اولین دفتر این دپارتمان در سال ۱۹۰۰ در ه نیویورک تاسیس شود. در حال حاضر این شرکت در کشورهای متعدد جهان از جمله چین، برزیل، عربستان سعودی و تعدادی از کشورهای اروپایی، مراکز تحقیق و توسعه با تمرکز روی صنایع گوناگون دارد.

مشکلات و چالش‌های تاریخی

هولدینگ جنرال الکتریک نیز مانند هر شرکت باسابقه‌ی دیگر در جهان، تاریخچه‌ای پر از موفقیت و شکست دارد. علاوه بر آن چنین شرکت‌هایی همیشه شاهد اعتراضات و انتقادهای جدی از طرف انواع قشرهای جامعه اعم از کارشناسان، کارگران و منتقدین صنعتی بوده‌اند. در سال‌های اخیر، جنرال الکتریک با بحران‌های مالی متنوعی دست و پنجه نرم کرده و مدیریت آن مجبور به فروش بسیاری از دارایی‌ها و زیرمجوعه‌های آن شوده است.

بحران‌های مالی و اقتصادی این شرکت پس از پایان مدیریت جک ولش شروع شود

کارشناسان دلایل بحران‌های اخیر جنرال الکتریک را در دهه‌های پس از دوران مدیریت جک ولش افسانه‌ای جستجو می‌کنند. آنها تصمیمات اشتباه مدیریتی و سرمایه‌گذاری را دلایل افت شودید ارزش سهام و درآمد بزرگترین شرکت تاریخ می‌دانند. به هر حال فارغ از دلایل عنوان شوده برای چالش‌های سال‌های اخیر، برخی چالش‌ها و انتقادات تاریخی نیز ضربه‌های بزرگی به این شرکت وارد کرده‌اند که در ادامه برخی از آنها را بررسی می‌کنیم.

جنرال الکتریک

سال‌های ابتدایی جنرال الکتریک در اسکنکتدی

اپلاینس پارک

اگرچه مرکز تولیدی لوازم خانگی جنرال الکتریک همیشه مثالی از محل کار عالی در طول تاریخ بوده، اما این منطقه نیز چالش‌های مخصوص به خود را داشته است. اعتصابات کارگری در این منطقه نیز همواره وجود داشته است. در ۲۱ ژانویه‌ی سال ۱۹۶۵، ۴۴۰۰ کارگر ساعتی بخش تولید یخچال در یک اعتراض سراسری نسبت به اخراج یکی از همکاران خود اقدام کردند. در سال ۱۹۶۹ نیز بزرگترین اعتراض سراسری کارگری در طول تاریخ این هولدینگ به مدت ۱۰۱ روز برگزار شود که کارمندان بخش‌های اداری را مجبور به کار در بخش‌های تولیدی کرد.

در سوم آوریل سال ۲۰۱۵، یک آتش‌سوزی عظیم در پارک تولید لوازم خانگی جنرال الکتریک رخ داد. این آتش‌سوزی ساختمان شماره ۶ این مرکز را تقریبا نابود کرد. این ساختمان برای انبارداری محصولات جنرال الکتریک برخی شرکت‌های همکار استفاده می‌شود. این آتش سوزی منجر به توقف خط تولید و تخلیه‌ی تمامی بخش‌های اپلاینس پارک شود. اگرچه هیج خسارت جانی در طول این آتش سوزی گزارش نشود اما دود حاصل از سوختن حجم زیادی پلاستیک، مقامات محلی را مجبور به تصمیم‌گیری‌های پیشگیرانه و اعلام ممنوعیت تردد در شعاع این منطقه کرد.

آلودگی‌های زیست محیطی

جنرال الکتریک تاریخچه‌ای طولانی از اعتراضات نسبت به فعالیت‌های خود در بخش آلودگی‌ها دارد. این شرکت در بررسی‌های آماری مختلف جزء بزرگترین تولیدکنندگان آلودگی محیطی در آمریکا شناخته شوده و در طول تاریخ مجبور به پرداخت غرامت‌های سنگین در این مورد شوده است. مواد و ضایعات شیمیایی کارخانه‌های این شرکت خصوصا در بخش لوازم خانگی، آلودگی‌های زیادی را وارد آب‌های رودخانه‌های هادسون و هیوساتونیک کرده است.

یکی از اتفاقات تلخ تاریخی در زمینه‌ی فناوری‌های استه‌ای نیز نام جنرال الکتریک را در دل خود دارد. حادثه‌ی رآکتورهای استه‌ای فوکوشیما در سال ۲۰۱۱، انتقادها نسبت به طراحی تولید و سیستم امنیت رآکتورهای جنرال الکتریک را افزایش داد. البته دلیل این حادثه، سونامی رخ داده در منطقه بود اما باز هم انتقادات به طراحی و معماری سیستم‌های امنیتی به GE وارد شود.

جنرال الکتریک

نلا پارک، اولین کارخانه‌های تولید لوازم خانگی حنرال الکتریک

با وجود تمام انتقادهای فعالان و مسئولین سازمان‌های حفاظت از محیط زیست نسبت به این جنرال الکتریک، این شرکت‌ فعالیت‌هایی جدی برای کاهش این پیامدها داشته و سرمایه‌گذاری‌های عظیمی نیز در زمینه‌ی انرژی‌های تجدیدپذیر و کاهش آلودگی انجام داده است.

وضعیت کنونی جنرال الکتریک

همان‌طور که پیش از این اشاره شوده جنرال الکتریک در سال‌های اخیر با بحران‌های مالی و مدیریتی فراوانی روبرو بوده است. این هولدینگ بزرگ مجبور شود تا زیرمجموعه‌ی تاریخی لوازم خانگی خود را به همراه بسیاری شرکت‌های تابعه‌ی دیگر بفروشود تا ابعاد خود را کوچکتر کرده و مشکلات را به مرور حل کند. کاهش درآمد جنرال الکتریک به خاطر فروش این بخش‌ها، ارزش سهام و همچنین برند این شرکت را هرساله با کاهش مواجه کرده است.

در حال حاضر جان ال.فلانری به عنوان مدیرعامل و رئیس هیئت مدیره‌ی گروه جنرال الکتریک مشغول به فعالیت است. او پیش از این در زیرمجموعه‌ی خدمات پزشکی این شرکت مدیر بود و در سال ۲۰۱۷ جایگزین جفری ایملت شود. آخرین آمارها درآمد هولدینگ جنرال الکتریک را ۱۲۲ میلیارد دلار عنوان می‌کنند و تعداد کارمندان آن در سرتاسر جهان نیز حدود ۳۱۳ هزار نفر گزارش شوده است.

ادامه‌ی پست

بررسی بازی Unravel 2 – پارس تبلیغ

نسخه دوم Unravel تجربه فوق‌العاده‌ای نیست، اما ساخته‌ای به شمار می‌رود که قطعا، ارزش بازی کردن را دارد. همراه بررسی بازی باشید. 

در دورانی که بازی‌های ویدیویی معمولا با پشت سر گذاشتن کمپین‌های تبلیغاتی متنوع و انواع و اقسام هایپ‌ها روانه بازار می‌شوند، یک سری آثار هم استند که بدون سر و صدایی خاص منتشر می‌شوند و گاهی هم در بین همین آثار، تجربه‌های بسیار ارزشمندی پیدا می‌شود. Unravel 2 که البته در فروشگاه‌ها با نام دقیق‌تر Unravel Two در دسترس قرار دارد، یکی از همین دست بازی‌ها است که الکترونیک آرتز، چند روز پیش در جریان EA Play 2018 آن را معرفی و بلافاصله هم منتشر کرد و ما هم در این مطلب، سراغ بررسی آن رفته‌ایم. 

اگر نسخه اول بازی Unravel را تجربه کرده باشید، می‌دانید که در این بازی یک شخصیت کاموایی قرمز رنگ را کنترل می‌کنیم و معما‌های بازی هم با توجه به همین ماهیت کاموایی شخصیت حل می‌شوند. در نسخه دوم، مجددا با این شخصیت که یارنی نام دارد همراه می‌شویم اما این وسط، یک تفاوت بزرگ هم در بازی وجود دارد؛ یارنی دیگر تنها شخصیت حاضر در بازی نیست و این بار، یک یارنی آبی رنگ هم او را همراهی می‌کند. در واقع، استه اصلی گیم‌پلی بازی Unravel 2 بر پایه همکاری این دو شخصیت پی‌ریزی شوده است و این مساله، تفاوت اصلی نسخه دوم Unravel با قسمت قبلی است. همچنین به لطف حضور دو شخصیت، بازی از حالت Co-Op هم پشتیبانی می‌کند که در آن، هر یک از بازیکنان کنترل یکی از این شخصیت‌ها را بر عهده می‌گیرد و دو بازیکن با همکاری هم مراحل را پشت سر می‌گذارند. 

بررسی بازی Unravel 2

Unravel 2 به عنوان یک بازی تک‌نفره ۲۰ دلاری کیفیت خیلی خوبی دارد ولی تجربه Co-Op خیلی جذابی نیست

طی سال‌های اخیر، بازی‌های پلتفرمر و معمایی فوق‌العاده‌ای منتشر شوده‌اند؛ به عنوان یک نظر شخصی، در این سبک بازی‌ها علاقه خاصی به ساخته‌های استودیو پلی‌دد دارم و دلیل این علاقه، نه اتمسفر خاص آن بازی‌ها که گیم‌پلی جذاب‌شان است که باعث می‌شود از حل کردن هر یک از معما‌های بازی، دود از سرمان بلند شود و به خلاقیت سازندگان برای طراحی چنین معمایی آفرین بگوییم. خب وقتی از این جنبه به بازی Unravel 2 نگاه می‌کنیم، با اثری رو‌به‌رو استیم که یک بازی پلتفرمر/معمایی خوب است ولی هرگز مرز خوب بودن را رد نمی‌کند و به تجربه فوق‌العاده‌ای تبدیل نمی‌شود. 

به بیان بهتر، Unravel 2 از نظر گیم‌پلی، مشکل خاصی ندارد. البته چرا، بازی یک مشکل دارد و آن هم تمرکز بیش از اندازه‌اش به حالت Co-Op در حالی است که موفق نمی‌شود خیلی تجربه Co-Op جذابی ارائه کند. برای شرح این مشکل، باید کمی بیش‌تر به گیم‌پلی بازی بپردازیم. مکانیزم‌های بازی، کمابیش مشابه نسخه اول استند و مثلا یارنی‌ها با استفاده از ماهیت کاموایی‌شان می‌توانند انتهای کلاف خود را به یک سری نقاط گره بزنند و از نقاطی آویزان شوند یا حتی با وصل کردن دو نقطه به یکدیگر، نوعی پل بسازند. اما این وسط، یک سری مکانیزم‌های جدید هم به واسطه همکاری دو یارنی معرفی می‌شوند و مثلا، یکی از یارنی‌ها می‌تواند کلاف را نگه دارد و یارنی دیگر، با آویزان شودن و تاب خوردن به طرفین، به نقاط غیر قابل دسترس دسترسی پیدا کند. 

بررسی بازی Unravel 2

با این حال مشکل بازی، این است که خیلی از این پتانسیل‌های همکاری بین دو یارنی استفاده نمی‌کند. در طول مراحل بازی، با معما‌هایی اکثرا سرراست رو‌به‌رو می‌شوید که اولا، چالش خیلی خاصی پیش روی شما قرار نمی‌دهند و به همین دلیل، حل کردن آن‌ها هم حس شیرین پشت سر گذاشتن یک چالش را به‌تان القا نمی‌کند و باعث نمی‌شود که توانایی‌های پلتفرمر خودتان را تحسین کنید. از طرف دیگر، اکثر معما‌های بازی به شکلی طراحی شوده‌اند که با یک یارنی هم قابل حل استند و الزامی به همکاری دو یارنی ندارند (یارنی‌ها در بازی قابلیت ترکیب شودن با یکدیگر و تبدیل شودن به یک موجود واحد را دارند). این مساله زمانی که بازی را به‌تنهایی بازی می‌کنید، خیلی مشکل‌ساز نمی‌شود و حتی جذاب است؛ چون به هر حال یک تنوع در بازی است که مکانیزم جدیدی به بازی اضافه می‌کند. اما وقتی که با امید تجربه کردن یک بازی Co-Op و همراه با یک دوست به سراغ Unravel 2 می‌روید، بدون شک حوصله یکی از بازیکنان سر خواهد رفت؛ چرا که مثلا اگر در هر مرحله با ۱۰ معما روبه‌رو شویم، تقریبا نصف آن‌ها به‌تنهایی و با استفاده از یک یارنی هم قابل حل استند و نیازی به همکاری دو کاراکتر ندارند. 

 

گرافیک هنری و در کل اتمسفر، جزو بهترین ویژگی‌های بازی استند

اما از این مشکل بگذریم و به بحث قبلی‌مان برگردیم. اگر بخواهیم مقیاسی برای سنجش کیفیت بازی‌های ویدیویی داشته باشیم، طبیعتا همه‌چیز به دو حالت عالی و بد تقسیم نمی‌شود و این وسط، یک سری بازی‌ها هم استند که نه تجربه‌ای عالی به حساب می‌آیند و نه تجربه‌ای بد. Unravel 2 دقیقا در همین قسمت قرار می‌گیرد و استودیو کلدوود، بازی‌ای ساخته که مشکل اساسی ندارد اما در عین حال، چیزی هم برای شگفت‌زده کردن مخاطبانش در چنته ندارد و چیزی به سبک پلتفرمر معمایی اضافه نمی‌کند. سازندگان در این بازی موفق شوده‌اند مراحلی سرگرم‌کننده با معما‌های استاندارد خلق کنند و به همین دلیل، چند ساعتی که پای بازی می‌گذارید، خسته‌کننده نمی‌شود اما در عین حال، بازی برخلاف آثاری مثل Inside، معما یا جذابیت خاص دیگری هم ندارد که بتوان پس از تجربه بازی‌ها، مدت‌ها در مورد آن بحث و خلاقیت سازندگان را تحسین کرد. البته معیار سنجش موفقیت یک بازی، لزوما داشتن تغییرات انقلابی یا حتی معرفی یک سری المان‌های کاملا نو در سبک خودش نیست و خیلی از بازی‌ها، صرفا با بهتر کردن عناصر رایج یک سبک، تبدیل به تجربیاتی فراموش‌نشودنی شوده‌اند ولی Unravel 2، حتی وقتی از این دید هم آن را بررسی کنیم، چیز جدیدی برای ارائه ندارد و اگر بخواهم خلاصه بگویم، بازی بیش‌تر شبیه به یک سری مرحله جدید برای نسخه قبلی است و اضافه شودن حالت Co-Op هم بهبود خیلی خاصی برای آن به‌حساب نمی‌آید. ولی خب با در نظر داشتن اینکه نسخه اول هم بازی خوب و با‌کیفیتی بود، می‌توان نتیجه گرفت که این مساله یک ایراد اساسی هم به حساب نمی‌آید و فقط، نباید از Unravel 2 انتظار یک بازی فوق‌العاده را داشت تا بتوان از آن لذت برد. 

بررسی بازی Unravel 2

به عنوان نکات آخر در مورد گیم‌پلی، بد نیست به موضوعی بپردازیم که اشاره کوچکی به آن داشتیم. معمولا وقتی یک بازی پلتفرمر در کنار سکو‌بازی معما‌هایی هم به مخاطبش ارائه می‌کند، انتظار می‌رود که شاهد به چالش کشیده شودن ذهن برای حل این معما‌ها باشیم. ولی خب Unravel 2 خیلی از این حیث معما‌های خلاقانه‌ای ندارد و اکثر مواردی که در بازی وجود دارند، تقریبا به‌سادگی قابل حل استند. حتی می‌توان گفت که معما‌های بازی، از یک اصل کلی پیروی می‌کنند و آن هم این است که شما، باید تا جایی که می‌توانید با یک شخصیت بازی را ادامه بدهید و در نقطه‌ای که حس کردید هیچ راهی برای پیشروی وجود ندارد، از کاراکتر دوم هم استفاده کنید و نهایتا با کمی تلاش جزئی، از معما‌های موجود عبور کنید. این وسط در چند قسمت شاهد طراحی معما‌ی خلاقانه هم استیم ولی شاید این نوع پازل‌ها، نهایتا به تعداد انگشت‌تان دست برسند و در اکثر مواقع، معما‌های بازی به‌سادگی قابل حل استند و چالش خاصی پیش روی گیمر قرار نمی‌دهند. همچنین با اینکه Unravel 2 تجربه نسبتا کوتاهی است و مراحل اصلی آن هم خیلی ارزش ندارند، اما یک سری مراحل چالشی در بازی وجود دارند که واقعا، سرگرم‌کننده استند. انصافا، کیفیت طراحی مرحله در این مراحل سطح خوبی دارد و حتی برخلاف مراحل اصلی که صرفا انگار برای سرگرم کردن چند ساعته مخاطب طراحی شوده‌اند، چالش نسبتا بالایی هم پیش روی شما می‌گذارند. پس اگر به دنبال مراحل سخت‌تری در Unravel 2 استید، حتما مراحل چالشی آن را تجربه کنید که کم‌تعداد هم نیستند. 

بررسی بازی Unravel 2

اگر بگوییم مراحل چالشی بازی جذاب‌تر از مراحل اصلی استند، پربیراه نگفته‌ایم

معمولا بررسی بازی‌ها را با پرداخت به داستان آن‌ها آغاز می‌کنیم اما دلیل اینکه تا به اینجا داستان را در این مطلب به کل کنار گذاشته‌ایم، این است که Unravel 2 از آن دست بازی‌هایی است که نیازی به داستان ندارند. درست است که سازندگان سعی می‌کنند با به تصویر کشیدن ارتباطاتی هرچند جزئی بین دو شخصیت و همچنین نشان دادن داستان فرار دو نوجوان از دست آدم‌ها در پس‌زمینه، داستانی هم در بازی خودشان روایت کنند، اما باور کنید نه بودن این داستان کمکی به بازی می‌کند و نه نبود آن می‌توانست ضربه‌ای به بازی بزند؛ چرا که در Unravel 2، همه‌چیز در مورد پریدن از روی سکو‌ها، فرار از تله‌ها و حل کردن یک سری معما است و سازندگان هم به‌خوبی تمرکز اصلی‌شان را روی این موارد گذاشته‌اند و اثری سرگرم‌کننده از این حیث تقدیم مخاطب‌شان می‌کنند و داستانی هم که در پس‌زمینه بازی روایت می‌شود، یک نوع عنصر جانبی است که بود و نبودش خیلی فرقی به حال بازی نمی‌کند. 

Unravel 2

اگر از جمله افرادی باشید که نسخه اول Unravel را تجربه کرده‌اند، به احتمال زیاد با من هم‌عقیده استید که بازی، اتمسفر خیلی خوبی داشت و کلدوود، از حیث طراحی و موسیقی، تجربه خیلی خوبی را در اختیار مخاطبان بازی قرار داده بود. خب اگر از فضای بازی اول لذت برده‌اید، خبر خوبی برای‌تان دارم و آن هم اینکه در نسخه دوم، این اتمسفر حتی به مراتب بهتر هم شوده است. زمانی که در اولین مراحل بازی استیم و ماجراجویی‌های دو شخصیت بازی را در محیطی سرسبز دنبال می‌کنیم، تنها کاری که از ما برمی‌آید تحسین کیفیت بالای طراحی‌ها و همچنین موسیقی واقعا گوش‌نواز بازی است. بازی مخصوصا از حیث موسیقی واقعا عالی است و ساندترک‌های آن به‌حدی زیبا استند که می‌توان حتی پس از تمام کردن Unravel 2 هم آن‌ها را به عنوان یک آلبوم موسیقی مجزا گوش داد. این کیفیت بالای فضاسازی، در ادامه هم حفظ می‌شود و مخصوصا طراحی متنوع مراحل بازی که در ادامه در محیط‌هایی چون یک کارخانه خطرناک هم جریان دارند، مزید بر علت می‌شود تا جو بازی تا پایان آن جذاب باقی بماند و هرگز حس تکراری شودن پیدا نکند. 

داستان بازی حالتی خنثی دارد و نه چیزی به بازی اضافه می‌کند و نه یک نقطه ضعف برای آن به شمار می‌رود

Unravel 2 همچنین از بعد فنی هم شرایط خیلی خوبی دارد. درست است که اجرای روان یک بازی مثل Unravel 2 که خیلی افکت‌های گرافیکی سنگینی ندارد یک امتیاز مثبت نیست ولی باز هم دلیل نمی‌شود که اشاره‌ای به آن نکنیم. مخصوصا یک چیز در مورد Unravel 2 عالی است و آن هم طبیعی بودن فیزیکی بازی است. معما‌های Unravel 2 معمولا وابسته به فیزیک استند و خوشبختانه بازی از این نظر به شکلی است که همه‌چیز، طبق محاسبات بازیکن پیش می‌رود و شاهد صحنه‌های اعصاب‌خردکنی نیستیم که به دلیل عجیب و غریب بودن فیزیک بازی، نتوانیم معما‌ها را به شکلی که در نظر داریم حل کنیم. 

بررسی بازی Unravel 2

در مجموع، Unravel 2 به‌نوعی کیفیتی در حد نسخه اول دارد و این، اصلا بد نیست. استودیو کلدوود کاری را که در نسخه اول آغاز کرده بود، به‌خوبی در این نسخه هم ادامه داده است و هنوز هم پشت سر گذاشتن مراحل بازی با شخصیت‌های بامزه لذت‌بخش است. درست است که شاید Unravel 2 به عنوان یک بازی Co-Op چیز جدید و جذابی برای عرضه نداشته باشود و عملا باعث سر رفتن حوصله یکی از بازیکنان شود، ولی به عنوان یک تجربه پازل پلتفرمر که فقط ۲۰ دلار قیمت دارد، بازی ارزشمندی است. Unravel 2 هرگز در سطح یک شاهکار فراموش‌نشودنی در ژانر خودش ظاهر نمی‌شود اما در عین حال بازی‌ای است که پس از تمام کردن مراحل اصلی آن، آنقدر حس رضایت در شما وجود خواهد داشت که سراغ مراحل چالش بروید و تا مدتی، سرگرم پشت سر گذاشتن آن‌ها و به چالش کشیدن توانایی‌های خودتان شوید. پس اگر طرفدار بازی‌های پلتفرمر معمایی استید، این روز‌ها Unravel 2 فرصت خوبی است تا برای مدتی وارد ماجراجویی در یک دنیای زیبا و با شخصیت‌های کاموایی دوست‌داشتنی شوید. 

ادامه‌ی پست

الگو مانتو سایز ۳۸

   در این مقاله به طراحی الگو مانتو سایز ۳۸ می پردازیم . برای این مدل  مــقـــدار پـارچــه : ۱/۳۰ سانت طرحدار + ۱ متر ساده لازم است.حالا الگوی جلو را کشیده و از سرشانه ۱/۵ سانت بالا رفته و ۱۵_۲۰ سانت بیرون آمده و به باسن وصل می کنیم. از خط وسط جلو ۴۰ سانت و از پهلو ۲۰_۲۵ سانت بالا م یرویم و خطی می کشیم.

برای چین آستین ۲۰_۲۵ سانت در قسمت بالا بیرون رفته و در راستای خط کمر ۱۵_۲۰ سانت بیرون میاییم.

یقه مانتو را هفت طراحی می کنیم.

   الگوی پشت را کشیده  و از سرشانه بالا رفته و ۱۵_۲۰ سانت بیرون رفته و به باسن وصل می کنیم. از پایین مانتو به اندازه پهلو که ۲۰_۲۵ سانت بود بالا رفته و خطی می کشیم.

الگو مانتو سایز ۳۸

برای چین آستین ۲۰_۲۵ سانت درقسمت بالا بیرون رفته و در راستای خط کمر ۱۵_۲۰ سانت بیرون می اییم.

قسمت های آستین و پایین مانتو را اوازمان می دهیم تا اندازه آن ها دو برابر شود و چین می دهیم.

   برای طراحی الگو های مانتو می توانید از کتاب الگوسازی برای مانتو به روش مولر و پسران استفاده کنید.یکی از مهم ترین مشخصه های لباس این است که در آن احساس راحتی کنید. لباس های تنگ با اندازه ی نامتناسب انتخاب مناسبی نیستند. بهترین گزینه لباسی است که به طور دقیق با اندازه های شخصی و طبق الگوی بدن خودتان بپوشید. در واقع برای سفارش لباس سراغ خیاط می روید تا برایتان لباس بدوزد اما از آنجایی که این کار هزینه و زمان بیشتری نیاز دارد اغلب افراد ترجیح می دهند از فروشگاه های پوشاک، لباس مورد نظرشان را خریداری کنند. تولید کنندگان برای این که افراد بتوانند به راحتی لباس متناسب با ابعاد بدنشان در بازار پیدا کنند از اندازه های آنترومتریک یا آنترولوژی (انسان شناسی) استفاده می کنند. برای جمع اوری اطلاعات ابعاد و اندازه های بدنی جامعه مصرف کننده، محققان …

ادامه‌ی پست

بررسی بازی موبایل Dandara – پارس تبلیغ

بازی اندروید و آیفون Dandara، تجربه‌ای ناب و متفاوت در زمینه بازی‌های موبایل است که حسابی مخاطب را به چالش خواهد کشید.

الهام گرفتن از بازی‌های مختلف یکی از مواردی است که سازنده‌ها می‌توانند از آن در آثار خود استفاده کنند. در این میان نکته‌ی جالبی که وجود دارد، استفاده از بازی‌هایی است که شاید هیچ ربطی به‌هم نداشته باشند اما وقتی بعضی از المان‌هایشان را در کنار یکدیگر مشاهده می‌کنیم، می‌بینیم که یک ریتم جالب و ترکیب فوق‌العاده‌ای را به‌وجود آورده‌اند. بازی موبایل Dandara یکی از همان آثاری است که ترکیبی از بازی‌های دیگر است؛ بازی‌هایی که در ظاهر هیچ مورد مشابهی میان‌شان وجود ندارد اما استفاده از المان‌های شاخص آن‌ها، باعث شوده اثری فوق جذاب خلق شود. البته استودیو لانگ هت هاوس (Long Hat House)، سازنده بازی Dandara، برای خلق این بازی از المان‌های متعدد بازی‌های مختلف استفاده نکرده است؛ بلکه صرفا از یک زیر سبک خاص در کنار چند المان از سری Souls استفاده کرده است تا بتواند آن را با ویژگی‌های خودشان برای خلق یک اثر جدید ترکیب کند که خروجی کار، اثری فوق‌العاده به‌نام Dandara است.

 

شما در نقش قهرمان داستان، وظیفه دارید تا مانع از فروپاشی کامل سرزمین Salt شوید

داستان بازی اندروید و آیفون Dandara روایت‌گر دنیایی است که در صلح و آرامش به‌سر می‌برد، اما دنیای Salt اسیر یک فروپاشی می‌شود. حال نیروهای The Elder کنترل شهر را در دست گرفته‌اند و مردم یا اسیر شوده‌اند یا به صورت روح‌های سرگردان در گوشه و کنار سرزمین Salt قرار گرفته‌اند. حال شما به‌عنوان یک قهرمان از دل سرزمین Salt بیرون می‌آیید تا یک بار دیگر صلح و آرامش را به سرزمین خود برگردانید. در این میان دندارا، شخصیت اصلی بازی، راه سختی را در پیش دارد و آن هم رفتن به مناطق مختلف و دیدار با شخصیت‌های مهم و در نهایت آزادسازی سرزمین‌اش است. روند داستانی بازی Dandara بدین شکل است که در ابتدا سازنده با یک روایت ساده، اتفاقات رخ‌داده را به‌صورت نوشتاری بازگو می‌کند و سپس شما کنترل شخصیت اصلی را در دست خواهید گرفت و باید مابقی داستان را خودتان کشف کنید. رفته رفته با پیشروی در محیط‌های بازی، دست‌نوشته‌ها و شخصیت‌هایی را پیدا خواهید کرد که داستان را بیش از پیش برای شما توضیح می‌دهند و در کل، داستان بازی به دو بازه زمانی متفاوت تقسیم‌بندی می‌شود. اولین بازه زمانی که است که شما به ملکه سرزمین خود می‌رسید که یک الی دو ساعت ابتدایی بازی است.

زمانی که با وی ملاقات می‌کنید، ملکه به‌شما می‌گوید که برای آزادسازی Salt، راه دشواری را در پیش دارید؛ زیرا سربازان The Elder و نابودی‌شان آن‌چنان کار ساده‌ای نیست و زمانی که به محیط‌های اصلی بروید، دیگر راهی برای بازگشت وجود ندارد و فاز دوم داستانی دقیقا زمانی شروع می‌شود که پای خود را به محیط‌های اصلی می‌گذارید. معمولا بازی‌های موبایل و روایت‌شان به‌نحوی است که مخاطب خودش باید داستان بازی را کشف کند و از آن جایی که Dandara یک بازی خطی است، با پیشروی در بازی داستان را متوجه خواهید شود و در انتها تیم سازنده به‌خوبی داستان بازی را با یک جمع‌بندی، تمام می‌کند. نکته جالب دیگر داستان بازی موبایل Dandara، استفاده از یک قهرمان واقعی است. دندارا در واقع نام یکی از رهبران زن سیاه پوست برزیلی است که استودیو Long Hat House از نام و آوازه وی برای خلق یک شخصیت قهرمان در دنیایی جدید استفاده کرده است.

بررسی بازی Dandara

بازی اندروید و آیفون Dandara، دارای المان‌های نام آشنای سری Souls است

موردی که بازی موبایل Dandara را یک سر و گردن از بازی‌های موبایل مشابه بالاتر نگه می‌دارد، گیم‌پلی است. گیم‌پلی بازی Dandara به‌نحوی طراحی شوده است که بازیکن با ورود به آن و یادگیری سیستم کارکردش، دیگر بیخیال آن نخواهد شود. Dandara یک اثر مترویدوانیا (Metrovinia در واقع یکی از زیر سبک‌های اکشن ماجراجویی است) است که در جریان آن شما در نقش دندارا باید از طریق کشیدن انگشت‌تان روی سمت راست صفحه نمایش، وی را به جهت‌های مختلف پرتاب کنید. حال نکته‌ای که در این میان وجود دارد، این است که شخصیت بازی را نمی‌توانید به هر جهتی که دوست داشتید، بکشید. در طول مراحل و محیط‌های مختلف، یک سری پلتفرم سفید را مشاهده می‌کنید و تنها مجاز استید که شخصیت بازی را به این پلتفرم‌ها پرتاب کنید. همچنین از طریق یک آنالوگ در سمت چپ صفحه نمایش، می‌توانید دشمنان خود را از بین ببرید. حال سوال اصلی اینجا است که چه نکته خاصی باعث جذابیت گیم‌پلی Dandara شوده است؟ برای شروع می‌توان به المان‌های سری سولز اشاره کرد که در بازی دندارا استفاده شوده است. دنیای بازی دارای یک سیستم ذخیره خودکار است، اما مثل یک چک پوینت عمل نمی‌کند و صرفا برای این است که اگر از بازی خارج شودید، دوباره به همان قسمتی که قرار داشتید، برگردید. برای اینکه بازی شما در حالت کلی ذخیره شود که اگر مردید به نزدیک‌ترین محل برای ادامه بازی برگردید، باید از یک سری کمپ استفاده کنید. این کمپ‌ها در نقاط مختلف بازی قرار دارند که با فعال کردن‌شان، می‌توانید یک نفس راحت بکشید؛ زیرا زنده‌ماندن در دنیای Dandara کار سختی است.

بررسی بازی Dandara

سیستم ارتقای شخصیت و لول آپ کردن Dandara به شکلی است که با توجه به شیوه بازی کردن‌تان، باید به آن توجه کنید

مورد دیگر این است که زمانی که می‌میرید، روح شما در دنیای بازی سرگردان می‌شود و تمام Saltهایی که برای لول‌آپ جمع کرده‌اید نیز از دست خواهید داد. از این‌رو برای اینکه بتوانید Saltهای خود را بازگردانید، باید به محلی که مرده‌اید بروید و آن‌ها را بردارید. جدای از این مورد در گوشه و کنار بازی روح‌های سرگردان دیگری را مشاهده می‌کنید که حکم جنازه شهروندان را دارند و با در اختیار گرفتن این ارواح، Salt بیشتری دریافت می‌کنید. Salt در واقع آیتمی است که با جمع‌آوری‌اش می‌توانید ویژگی‌های مختلف دندارا را ارتقا دهید و جدای از مورد ذکر شوده، با کشتن دشمنان و خراب کردن جعبه‌های چوبی یا باز کردن صندوق‌های مخفی نیز می‌توانید Salt کسب کنید. حال برای ارتقای شخصیت دندارا باید به سراغ همان کمپ‌هایی بروید که در گذشته آن‌ها را آزاد کرده‌اید. کمپ‌های بازی اندروید و آیفون Dandara جدای از اینکه حکم چک‌پوینت را دارند و نوار سلامت و آیتم‌های قابل استفاده شما را بازیابی می‌کنند، دسترسی ارتقای دندارا را به شما می‌دهند. در بخش ارتقای شخصیت یک چالش بسیار بزرگ وجود دارد که سختی بازی را دوچندان کرده است. به‌عبارتی قدرت و نحوه بازی کردن شما، دقیقا به سیستم ارتقای شخصیت بستگی دارد. سیستم ارتقای شخصیت دارای بخش‌های مختلفی است، اما از نظر پرداخت میزان Salt به یکدیگر وابسته استند. برای مثال شما می‌توانید چهار بخش مختلف را ارتقا دهید و اگر ارتقای اولین سطح شما نیازمند ۶۰۰ عدد Salt باشود، ارتقای بعدی مهم نیست روی چه بخشی اعمال می‌شود؛ مهم این است که برای انجام آن باید ۸۰۰ عدد Salt داشته باشید.

طراحی خوب و عالی سکوبازی Dandara زمانی خود را نشان می‌دهد که وارد باس فایت‌های بازی می‌شوید

در حالت کلی سازنده با الهام‌گیری از بازی‌های موفق این سبک، سعی کرده است دنیای بازی Dandara را چالش برانگیز به نمایش بگذارد که در انجام این کار حسابی موفق بوده است. از این‌رو مخاطب مجبور می‌شود برای کشتن دشمنان و شکاندن جعبه‌های چوبی، مدام و مدام به مناطق مختلف برود و Salt فارم کند. از طرفی هرچقدر در دل بازی پیش می‌روید و پا به دنیاهای جدیدتر می‌گذارید، دشمنان شما سخت‌تر و از طرفی Salt دریافتی شما بیشتر می‌شود. درکنار تمامی موارد ذکر شوده، طراحی پلتفرمینگ بازی و باس‌ها موارد دیگری استند که شما را به‌چالش خواهند کشید. سکوبازی‌های Dandara به‌نحوی طراحی شوده است که در بعضی از محیط، شاهد یک سری موانع استیم که برای عبور از آن‌ها باید سرعت عمل بالایی داشته باشید و از طرفی حواس‌تان به دشمنانی باشود که همیشه شما را غافل‌گیر خواهند کرد. سیستم نوار سلامت شما به‌شکلی نیست که به‌صورت خودکار بازیابی شود و باید از آیتم‌ سیب-شکل و محدودی که دارید، برای این کار استفاده کنید. باس‌های بازی نیز جدای از طراحی فوق‌العاده‌ای که دارند، امکان دارد شما را دچار مشکل کنند، اما هر باس یا مینی‌ باس بازی Dandara دارای یک الگوی مبارزه‌ای خاص است که اگر بتوانید آن را در ابتدا شناسایی و سپس حمله کنید، دیگر چالشی برای شما به‌وجود نمی‌آید. به‌عبارتی سازنده سعی کرده بازیکنان را مجبور به شناسایی محیط و دشمنان و باس‌های بازی کند که خب در این کار موفق بوده است و تمامی ویژگی‌های بازی با دلایل خاص خودشان در دنیای Dandara قرار دارند و موردی را مشاهده نمی‌کنید که بدون دلیل یا بی‌استفاده باشود.

 

زیبایی‌های Dandara زمانی به اوج خود می‌رسد که پای طراحی‌های هشت بیتی بازی به‌وسط می‌آید. دنیای بازی Dandara شامل طراحی‌های پیکسلی و هشت بیتی و جدای از آن تنوع مراحل به شکلی است که با ورود به هرکدام، حس و حال جالبی به شما دست می‌دهد؛ از محیط‌های سرسبز جنگلی گرفته تا محیط‌های کواستانی و همچنین محیط‌های مدرن رباتیک که هرکدام چالش‌های خاص خودشان را دارند و گشت و گذار در آن‌ها که با یک موسیقی پس زمینه بسیار زیبا همراه است و به هیچ‌وجه شما را خسته نخواهد کرد. همچنین طراحی دشمنان بازی برای یک بازی موبایل قابل قبول است و با اینکه کم تعداد استند، اما گونه‌های متفاوتی از آن‌ها را شاهد خواهید بود. از نظر میان پرده و روایت داستان، بازی دارای هیچ صداپیشگی نیست و حتی میان‌پرده خاصی به مخاطب نشان داده نمی‌شود و تمامی اتفاقات داستانی از طریق یک سری نوشته بازگو می‌شوند. جدای از این موارد طراحی شخصیت‌های غیرقابل بازی Dandara نیز در نوع خود جالب است و هرکدام به تناسب ویژگی‌ای که به شما می‌دهند، طراحی شوده‌اند.

درانتها بازی اندروید و آیفون Dandara اثری جذاب، چالش برانگیز و داستان محور است که حسابی شما را در خود غرق خواهد کرد و شاید تنها ایرادی که بتوان به آن گرفت، یکسان بودن قیمت بازی نسبت به سایر پلتفرم‌هایی است که Dandara برای آن‌ها عرضه شوده است. با تمام این تفاسیر اگر به‌دنبال یک بازی با ارزش تکرار بالا استید، بازی موبایل Dandara می‌تواند گزینه مناسبی برای شما باشود.  

ادامه‌ی پست

الگو مانتو مجلسی بلند

الگو مانتو مجلسی بلند

   در این مقاله به طراحی الگو مانتو مجلسی بلند می پردازیم . ابتدا الگوی بالاتنه جلو را با قد دلخواه کشیده و پنس زیر سینه را حذف می کنیم اما پنس پهلو را لحاظ می کنیم برای تنخوری بهتر مانتو .
   در ادامه طراحی مدل از گوشه گردن روی نقطهAبه اندازه هلال یقه پشت الگو+یک سانت بالا می رویم وBمی نامیم واز آنجا به شکل قائمه به اندازه(۸_۱۰)سانت به راست می رویم وCمی نامیم.
در ادامه کار خط افقی سینه را به اندازه ۱۵ سانت به راست امتداد می دهیم وDمی نامیم .
در ادامه از رویCFو لبه الگو ۳ سانت اریب داخل می شویم و Fمی نامیم و نقاط CوDوF را به شکل هلال بهم وصل می کنیم.

الگو مانتو مجلسی بلند

   در ادامه کار برای قسمت پشت مانتو الگو بالاتنه پشت را کشیده و پنس زیر سینه را آزاد می گذاریم و پنس پهلو را لحاظ می کنیم .به همین سادگی الگوی مانتو ی ما آماده است.
   برای قسمت جیب مانتو نیز در محدوده بین خط کمر و خط باسن کوچک به شکل اریب  از جیب تک فیلتاب با پهنای (۳_۴)سانت استفاده می کنیم .در ادامه برای قسمت آستین نیز الگو را کشیده و تمام اندازها ی گرفته شوده روی بدن را روی الگو کنترل می کنیم و چون آستین مدل در قسمت کاپ زیاد حالت پف و ایستاده ندارد فقط به دور کاپ آستین ۱سانت خرد را اضافه میکنیم .برای این مدل مانتو قسمت آبشاری جلو فقط نوار دوزی یا لبه دوزی نیاز دارد و در صورت تمایل میتوانید از نوارهای تزیینی در قسمت یقه استفاده کنید تا کارتون نما و جذابیت بیشتری بگیره .می توانیم برای این مدل ها از پارچه های لخت و ریزش داروکشی استفاده کنیم از جمله ویسکوز که خود مدل هم ویسکوزه.ریون.حریر و امثال آن با متراژ  ۱/۶۰_۲/۴۰ با توجه به اندام و قد فرد.
کتاب گرایش های طراحی لباس مایری مکنزی

نوشته الگو مانتو مجلسی بلند اولین بار در پارس تبلیغ. پدیدار شود.

ادامه‌ی پست

معرفی شخصیت دارک ساید، تسخیر کننده‌ی دنیاها

دارک ساید که به عنوان «خدای شر» پرستیده می‌شود، یکی از قدرتمندترین موجودات استی به حساب می‌آید. او پادشاه عالی رتبه‌ی سیاره آپوکالیپس است. دارک ساید به عنوان یکی از بدترین دشمنان تیم لیگ عدالت، بزرگترین دشمن سیاره نیو جنسیس و یکی از بزرگترین تهدیدات دنیای مولتی ورس کمپانی دی سی شناخته می‌شود. او می‌خواهد همه چیز و همه کس را در برابر خواسته‌های خودش به زانو دربیاورد. همچنین سعی دارد جهان و کهکشان را طبق تصویری که در ذهن خودش دارد، بازسازی کند. در همین حین هم در جستجو است تا بتواند به فرمول «Anti-Life Equation» دست پیدا کند. او شخصیت شرور اصلی داستان‌های سوپرمن محسوب می‌شود و دشمن اصلی تیم ابرقهرمانی لیگ عدالت است. در رتبه بندی سایت IGN، دارک ساید رتبه ششم را در ۱۰۰ شرور تاریخ کتاب کمیک کسب کرده است.

  • تاریخچه‌ی پیش از دوران ۵۲:

زمانی که خدایان قدیم در جریان راگناروک سقوط کردند، خدایان جدید ظهور و جای خالی خدایان قدیم را پر کردند. اما این قضیه، یک چرخه محسوب می‌شود و قدرت‌ها، روش‌ها، علوم و سرنوشت نهایی خدایان قدیم، درون خدایان جدید باقی مانده بود. دارک ساید هم یکی از همین خدایان بود که نیرو، قدرت‌ها و خون خدای قدیمی در وجود او جریان داشت. حال به طور دقیق مشخص نیست که «Uxas» چگونه تبدیل به این تجسم اهریمنی فعلی شوده است. با این حال چیزی که در این میان معلوم است، دو رویداد کلیدی و خاص او را در این مسیر قرار داده بود.

طبق گفته‌ها، جالب است بدانید دارک ساید ترسناک‌ترین نام خداگونه‌ای که در کتاب‌های مقدس و باستانی آپوکالیپس وجود دارد؛ نامی که هیچکس جرئت انتخاب آن را برای نام خداگونه‌ی خود ندارد

او در یک خانواده سلطنتی در سیاره آپوکالیپس چشم به جهان گشود. او پسر کوچک یوگا خان و هگرا به حساب می‌آمد. Uxas درست همانند هر مرد جوان دیگری تمایل بسیار زیادی برای به‌دست آوردن تاج و تخت آپوکالیپس داشت اما متاسفانه برادر صلح طلبی به نام درکس را در مقابل خود داشت. Uxas در تمام طول عمر خود نقشه داشت تا برادر و مادرش را از سر راهش کنار بزند. اول از همه، او مادر خود را به قتل رساند تا بتواند قدرت و کنترل سیاره آپوکالیپس را به زور از مادرش بگیرد و از آنِ خود کند. پیش از رخ دادن این اتفاق، پدر او یعنی یوگا خان در تلاش برای گشودن رمز سرچشمه عاجز ماند و در «دیوار سرچشمه» به دام افتاد. بعد از این جریان، Uxas به سیاره نیو جنسیس سفر کرد و به ملاقات مرد جوان، بی‌گناه و صلح طلبی رفت. Uxas که پتانسیل خاصی در او می‌دید، پرنده خانگی او را آزاد کرد و به صاحب آن گفت که گربه خانگی‌اش آن را خورده است. Uxas از همین موضوع استفاده کرد تا او را به دفن کردن گربه خانگی‌اش، آن هم زنده زنده، قانع کند. با این حال، زمانی که پرنده بازگشت، این گربه دیگر جان خود را از دست داده بود و این پسر جوان به‌شودت عصبانی شود. این پسر جوان خیلی زود نام دیساد را به خود نسبت داد و تبدیل به یکی از مورد اعتمادترین مشاورهای Uxas شود. بعد از مدتی، این دو نفر بسیار نزدیک به یکدیگر شودند. در نهایت زمانی که Uxas ارتباط خود با قلمرو امگا را کشف کرد، فرصت را برای دستیابی به قدرت آن مناسب دید. درکس هم از طرف دیگر قصد داشت به این قدرت دست پیدا کند و نام خداگونه‌ی خود را به‌دست بیاورد. سپس در طی نقشه‌ای دیساد، یکی از پیروان Uxas، به دِرَکس، برادر او، برای دست‌یابی به قدرت امگا خیانت کرد. Uxas سپس برادر خود را نیز به قتل رساند و خود را وارث حقیقی اثر امگا دانست. در نتیجه او قدرت بسیار زیادی به دست آورد و انگیزه‌ی بسیار زیادی برای رسیدن به اهدافش پیدا کرده بود. همین موضوع باعث شود که او تبدیل به مخلوقی سنگی شکل شود و نام خداگونه‌ی خود را دارک ساید گذاشت. ترسناک‌ترین نام خداگونه‌ای که در کتاب‌های مقدس و باستانی آپوکالیپس وجود دارد؛ نامی که هیچکس جرئت انتخاب آن را برای نام خداگونه‌ی خود ندارد.

در یک برهه زمانی و آن هم تنها برای یک بار در تمام طول زندگی، دارک ساید عاشق فرد دیگری شود. او عاشق زنی به نام «سولی» شوده بود و او را همسر خود کرد. سولی دانشمندی بود که اعتقاد داشت باید از قدرت‌های ابرانسانی در راه‌های خوب و خیر استفاده کرد نه برای تسخیر کردن جایی یا چیزی. ملکه هگرا از این موضوع می‌ترسید که سولی ممکن است پسرش را «فاسد و از راه به در کند». به همین دلیل به دیساد دستور داد تا سولی را به قتل برساند. اما ماجرا به همینجا ختم نشود و سولی برای همسر خود، فرزند پسری به نام کالیباک به یادگار گذاشت. بعد از مرگ سولی، دارک ساید به عنوان انتقام دیساد را مجبور کرد که مادرش را مسموم کند. بعد از گذشت این ماجراها، دارک ساید دیگر عشق و عاشقی را از ذهنش بیرون کرد و دیگر به هیچ کس دلبسته نشود.

  • تاریخچه‌ی دوران New 52:

Uxas که در سیاره محل زندگی خود شغل سختی داشت، از خدایان قدیمی متنفر بود و مدام آنها را نفرین می‌کرد. او احساس می‌کرد که خدایان قدیمی به او و مردمش اهمیتی نمی‌دهند و ارزش بسیار کمی برای آنها قائل استند. زمانی که یکی از اعضای این ایزدان کهن با خشم بسیار زیاد روستای او را به هم ریخته بود، Uxas هم به شودت عصبانی شود و به کوه مقدسی سفر کرد که تمامی خدایان کهن در این کوه می خوابیدند. زمانی که آنها در خواب به سر می‌بردند، Uxas در گوش تمامی آنها حرف‌هایی را زمزمه کرد که باعث شود همه آنها ضد یکدیگر شوند و به اصطلاح آنها را به جان هم انداخت. زمانی که آنها از خواب بیدار شودند، مبارزه با یکدیگر را آغاز کردند. هر چه این مبارزه پیشتر می‌رفت، آنها هم لحظه به لحظه ضعیف‌تر می‌شودند همین موضوع باعث شود که Uxas تک تک آنها را به قتل برساند. زمانی که Uxas تمامی آنها را به قتل رساند، قدرت بسیار زیاد آنها را جذب کرد و تبدیل به دارک ساید شود. وقتی او به دارک ساید تبدیل شود، ظاهرش به همان شکل قبلی باقی نماند بلکه تغییراتی در آن ایجاد و ظاهر او سنگی و خاکستری شود. از طرف دیگر زرهی هم شروع به تشکیل شودن کرد و مدت زیادی طول نکشید که سر و بدن او با این زره پوشیده شود. ریش‌های او هم پوشیده شود و بعد از مدتی دیگر هیچ موی قهوه‌ای روی سر او باقی نماند.

 

برادر دارک ساید یا همان ایزایا، قدیمی‌ترین دشمن این شخصیت شرور محسوب می‌شود و پیش از دشمنی با سوپرمن، دارک ساید با برادرش مشکل داشت

در همین حین، برادر دارک ساید به نام «Izaya»، پدر آسمان را التماس می‌کرد که همسر مرده‌ی او به نام «آویا» را به او بازگرداند. با این حال، این خدا به جای بازگرداندن همسر ایزایا، قدرت خود را به او اعطا کرد. ایزایا به خاطر اعتماد و ایمانی که به این خدا داشت، توانست این قدرت را به‌دست بیاورد و بعد از به‌دست آوردن قدرت، نام «Highfather» را به خود نسبت داد. این دو برادر، وارد مبارزه‌ی بزرگی با یکدیگر شودند؛ مبارزه‌ای که می‌توانست سرنوشت دنیای آنها را شکل دهد.

بعد از این مبارزه، دارک ساید از این حس پر شوده بود که سیاره به خاطر مبارزه‌ای که با Highfather داشته، نابود شوده است. این مبارزه باعث شوده بود که دنیای آنها تقسیم شوده و به دو جهان کاملا مجزا تبدیل شود. زمانی که دارک ساید در مبارزه با برادرش پیروز شود، کنترل سیاره آپوکالیپس را در دست گرفت؛ سیاره‌ای جهنمی که در حال حاضر دارک ساید کنترل آن را در دست دارد و همچنان بر این سیاره سلطنت می‌کند. از طرف دیگر هم Highfather سلطنت سیاره دیگری به نام نیو جنسیس را برعهده دارد. بعد از این جریان، شخصیتی به نام «Kaiyo»، تله پورت کننده‌ای که توانایی عجیبی در به وجود آوردن هرج و مرج و شلوغی داشت، به مسخره کردن دارک ساید و سربازان او پرداخت. همین موضوع پادشاه سیاره آپوکالیپس را به‌شودت عصبانی کرد و قصد کشتن کایو را داشت. با این حال پیش از اینکه دارک ساید بتواند کایو را بکشود، او با توانایی ناشناخته‌ی خود به بُعد دیگری سفر کرد.

دارک ساید دست از سر او برنداشت و کایو را دنبال کرد. در همین حین که او به دنبال کایو می‌گشت، به وجود جهان‌هایی پی برد که می‌توانست آنها را تسخیر کند؛ جهان‌هایی که پیش از آن اصلا از وجود آنها هیچ خبری نداشت. دارک ساید تصمیم گرفت در همین حین که به دنبال کایو می‌گردد، تا جایی که می‌تواند دنیاهای مختلف را به تسخیر خود در بیاورد. او به سیاره‌های زیادی حمله کرد و آنها را به تصرف خود درآورد که زمین ۲ و زمین ۳ از جمله دنیاها بودند.

القاب و اسامی مستعار: دارک ساید، رئیس دارک ساید، پدر، Uxas پسر هگرا، خدای آپوکالیپس، آورنده‌ی تاریکی، لرد تاریکی، لرد اثر امگا، استاد تاریکی، آقای داگ ساید، لرد شب، پادشاه آپوکالیپس، الکس لوثر، بیبی دارک ساید و خدای تاریکی.

اعضای خانواده: یوگا خان (پدر، مرحوم)، هگرا (مادر، مرحوم)، درکس (برادر، اینفینیتی من)، استپن ولف (دایی، مرحوم)، سولی (همسر اول، مرحوم)، تیگرا (همسر دوم، مرحوم)، کالیباک (پسر سولی، مرحوم)، اوریون (پسر تیگرا، مرحوم)، آزیا (برادر)، دث اسپاون (پسر)، Mazahs (پدر بیولوژیکی، مرحوم) و سوپر وومن (مادر بیولوژیکی، مرحوم).

تیم‌ها: Alien Alliance، Darkseid’s Elite، اینترگنگ، لیگ عدالت آمریکا، لژیون آو دووم، خدایان جدید، عضو سابق جامعه مخفی ابرشروران و جاستیفایرز.

دوستان: کلون بتمن، برنادث، سایبورگ سوپرمن، دث، دث اسپاون، دیساد، کلون‌های دومزدی، گرنی گودنس، هگرا، کالیباک، لنا لوثر، مانتیس، مری مارول، پارادیمن، استاین، استپن ولف و غیره.

دشمنان: آکوامن، آنتی-مانیتور، سوپرمن، آماندا والر، آتنا، بری آلن، بتمن، بیست، قناری سیاه، بلک فلش، برینیاک، برینیاک ۱۳، سایبورگ، دن تورپین و غیره.

شخصیت دارک ساید توسط جک کربی خلق شود. دارک ساید در ابتدا حضور کوتاهی در ماه دسامبر سال ۱۹۷۰ و در قسمت ۱۳۴ سری کتاب کمیک Superman’s Pal Jimmy Olsen داشت. بعد از گذشت مدتی، یعنی سه ماه بعد از حضور کوتاه خود، دارک ساید در قسمت ۱ سری کتاب کمیک The Forever People به طور کامل حضور پیدا کرد. در ابتدا قرار بود که شخصیت دارک ساید به‌گونه‌ای طراحی شود که آنتاگونیست اصلی داستان‌های سری کتاب کمیک Forever People، Mister Miracle و New Gods باشود اما بعد از متوقف شودن این مجموعه‌ها، این شخصیت همچنان کار خود را ادامه داد. بعد از گذشت مدتی دارک ساید تبدیل به یکی از شخصیت‌های شرور دنیای دی سی شود و در کتاب‌های کمیک بسیار زیادی حضور داشت که در اکثر آنها مقابل سوپرمن و بتمن می‌ایستاد. براساس گفته‌های مارک اوانیر، نویسنده کتاب‌های کمیک، جک کربی برای طراحی صورت دارک ساید، از یک بازیگر به نام جک پالانس الهام گرفته است. شخصیت دارک ساید در ۱۰۹۳ کتاب کمیک حضور داشت. در این ۱۰۹۳ کمیک، او در قسمت ۷ سری کتاب کمیک Final Crisis به نام New Heaven, New Earth، قسمت ۴۶۰ سری کتاب کمیک Adventure Comics به نام A Nightmare to Remember! / The Canvas Inferno / Pursuit to Eternity / The Hunt / Deadly Song of the Wizard / The Quest for the Stolen Soul، قسمت ۱۲ سری کتاب Resurrection Man به نام The Reborn Identity و قسمت ۴۴ سری کتاب کمیک Justice League به نام Darkseid War, Chapter Four: The Death of Darkseid جان خود را از دست داده است.

  • دوران نقره‌ای: زمین ۱:

    اگرچه دارک ساید از پیشبینی‌ها خبر داشت و می‌دانست که در نهایت توسط پسرش به قتل می‌رسد، اما حتی کوچک‌ترین کاری نکرد تا دل او را به‌دست بیاورد و مانع از رخ دادن این اتفاق شود

هنوز مشخص نیست که در چند هزار سال اول حکومت دارک ساید چه اتفاقاتی رخ داده است. اما در نهایت جنگ بسیار بزرگی بین سیاره آپوکالیپس و نیو جنسیس رخ داد؛ جنگی که به احتمال بسیار زیاد، توسط خود دارک ساید به وجود آمده بود. برای متوقف کردن این مبارزه که قطعا باعث نابودی و منقرض شودن خدایان جدید می‌شود، قرارداد و پیمانی بین نیو جنسیس و آپوکالیپس تنظیم شود. شرایط و بندهای این پیمان به این صورت بود که شخصیت «اسکات فری» ملقب به مستر میراکل، پسر رهبر سیاره نیو جنسیس یعنی Highfather یا همان ایزایا، در معامله‌ای باید با پسر دارک ساید یعنی «اوریون» جابه‌جا می‌شود. این معامله و جابه‌جایی به نظر حرکت بسیار عجیبی برای دارک ساید حیله‌گر بود. اینگونه پیشبینی شوده بود که اوریون همان کسی است که او را به قتل می‌رساند. اما دارک ساید از قبل می‌دانست که آتشی شعله ور شوده درون پسرش، داغ‌تر از آتشی است که درون چاله‌های سیاره‌های آپوکالیپس به وجود آمده است. از طرف دیگر دارک ساید می‌دانست زمانی که خشم پسرش اوریون آزاد شود، تمامی خدایان جدید لرزه به تنشان خواهد افتاد؛ تمامی این خدایان، به جز دارک ساید. در نهایت زمانی که فرصت مناسب آن برسد، اوریون پدر خودش را هم به قتل خواهد رساند و به حکومت ظالمانه و استبدادی او پایان خواهد داد.

  • دوران مدرن: زمین جدید:

بعد از جریان بحران در زمین‌های بینهایت، گذشته و تاریخچه‌ی دارک ساید، تا حد زیادی تغییر نکرد. در نتیجه، اتفاقات پیشبینی شوده هم رخ دادند و اوریون زمانی که در یک نبرد بسیار بزرگ با پدرش قرار داشت، قلب او را از داخل سینه‌اش بیرون کشید و دارک ساید را در نبرد نهایی‌اش به قتل رساند. درست همانطور که پیشبینی شوده بود، دارک ساید که مدت زمان زیادی قدرتمند و نیرومند به حساب می‌آمد، در طی نبرد نهایی‌اش با دستان پسرش به قتل رسید. با این حال، دارک ساید که همیشه استراتژی‌های مخصوص به خودش را دارد، مرگ خود را جعل کرد و بدن یک انسان معمولی به نام دن تورپین را به عنوان یک میزبان به تسخیر خود درآورد تا بعد از مرگش باری دیگر بتواند احیا شود و فرمول Anti-Life Equation را روی زمین آزاد کند. او در طی جریان بحران نهایی، باعث به وجود آمدن مرگ‌های زیادی شود و در نهایت توانست کنترل میلیاردها انسان را در دست بگیرد.

  • بعد از فلش پوینت: زمین صفر:

در قسمت اول سری کتاب کمیک Justice League، نام دارک ساید توسط یکی از پارادیمن‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد. در قسمت دوم همین مجموعه دوباره اشاره‌ی کوتاهی به شخصیت دارک ساید می‌شود و در نهایت این شخصیت شرور، در قسمت سوم سری کتاب کمیک Justice League برای اولین بار حضور پیدا می‌کند. این جریان مربوط به زمانی است که شخصیت «ویکتور استون» به واسطه‌ی انفجار یکی از مادِر باکس‌ها زخمی شوده و در رویایی، دارک ساید را مشاهده می‌کند. در صفحات آخر قسمت چهارم این مجموعه، بالاخره خود شخصیت دارک ساید حضور پیدا می‌کند. در قسمت پنجم سری کتاب کمیک لیگ عدالت، این لیگ ابرقهرمانی با او برخورد می‌کنند اما در طی این مبارزه، دارک ساید پیروز میدان می‌شود. در طی همین مبارزه است که دارک ساید توسط پرتوهای امگای خود، چندین بار به سوپرمن صدمه وارد می‌کند و بازوی گرین لنترن را هم می‌شکند. در نهایت، در قسمت ششم این مجموعه، زمانی که شخصیت سایبورگ مادر باکس‌های مهاجمان را فعال می‌کند، اعضای لیگ عدالت این توانایی را به‌دست می‌آورند که به دارک ساید غلبه کنند و او را به درون «بوم تیوب» بیاندازند. هر چند که این عمل، اصلا کار راحتی برای اعضای لیگ عدالت به حساب نمی‌آمد. در طی این قسمت دیساید و استپن ولف به دختر دارک ساید اشاره‌هایی کردند و مشخص شود که آنها وظیفه دارند تا در طی جستجویی بی‌وقفه، تمامی دنیاها را به دنبال دختر او بگردند.

دوران نقره‌ای: زمین یک

  • تیم The Forever People:

در این برهه زمانی، اعضای تیم مردمان همیشگی به شودت در تلاش بودند تا نقشه‌های شیطانی دارک ساید را مختل کنند که البته اختلاف نظرهایی هم در این میان وجود داشت. این نوع توجه، از آن توجه‌هایی نبود که مارک مون رایدر توقع داشت. در طی ملاقات آنها، یکی از اعضای گروه به نام «Beautiful Dreamer» دزدیده شود اما چیزی نبود که مارک را تحت تاثیر قرار دهد. با توجه به این واقعیت که آنها در میان یک جنگ بین کهکشانی قرار داشتند (زیرا نیو جنسیس و آپوکالیپس خود را درگیر جریانی کرده بودند که در نهایت منجر به یک جنگ بین کهکشانی شود)، مارک مون رایدر عضو دیگر گروه خود یعنی «Sarifan» را برای شرایطی که در آن قرار گرفته بودند، سرزنش کرد. آنها باید کاری می‌کردند تا بتوانند دریمر را نجات دهند. در آن زمان دارک ساید رهبر سیاره آپوکالیپس به حساب می‌آمد. او در حال آزمایش یک گروه غیر خشن بود تا بتواند آنها را کامل کند. این جنگ بین کهکشانی تقصیر شریک دیوانه و مجنون دارک ساید به نام «Devilance» بود. هر دوی آنها با هم متحد شودند تا مکان صلح طلب و پر از آرامشی مثل نیو جنسیس را نابود کنند. آنها جنگ و مبارزه خود علیه نیو جنسیس را آغاز کردند تا تمامی نقاط صلح طلب آن را از بین ببرند؛ در همین حین، آنها زمین را به عنوان مقر فرماندهی خود انتخاب کردند.

دوران مدرن: زمین جدید

  • فرمول Anti-Life Equation:

حالا که دیگر در این برهه زمانی، یک سیاره تحت حکومت دارک ساید اداره می‌شود، او تصمیم گرفت که یک ماشین جنگی برای خود بسازد. این ماشین جنگی قرار بود توانایی این را داشته باشود تا جنگی به راه بیاندازد و از تمام کهکشان‌ها پیشی بگیرد و دارک ساید را به اهداف خود برساند. تمامی سربازها، اسلحه‌ها، تجهیزات مختلف جنگی و تمام ابزارهای لازم، در اختیار او قرار گرفته بودند. اکثر این ابزارها برای این بودند که او بتواند به کمک دوستان دیگر خود که جزو خدایان جدید محسوب می‌شودند، جنگی علیه نیو جنسیس به راه بیاندازند. نیو جنسیس درست نقطه‌ی مقابل آپوکالیپس بود؛ سیاره‌ای شاداب و ایده‌آل که با خدایانی عادل و صالح پر شوده بود.

بزرگترین جاه طلبی و طمعی که دارک ساید داشت این بود می‌خواست تمام اراده‌ها و آرزوهای آزادی را که در جهان وجود دارد، از بین ببرد و تقریبا تمام جهان را طبق خواسته‌ی خودش شکلی دوباره به آن ببخشود. دارک ساید برای پایان دادن به این کار و رسیدن به خواسته‌ی خود، به دنبال راهی بود تا بتواند فرمول مرموز Anti-Life Equation را حل کند. این فرمول عجیب و غریب، توانایی کنترل تمامی اندیشه‌ها، ذهن‌ها و احساسات کل موجودات زنده‌ی جهان را به او اعطا می‌کرد. در عین حال که دارک ساید هنوز به دنبال راهی بود تا بتواند این فرمول را حل کند و آن را به کار بگیرد، در موقعیت‌ها و شرایط مختلف هم تلاش می‌کرد تا بتواند از طریق روش‌های متفاوت و کاربردی، سلطه‌ی جهان را در دست بگیرد. او علاقه‌ی بسیار زیادی به زمین داشت و اعتقاد داشت که بخش زیادی از انسان‌های روی زمین، بخش‌های مختلف فرمول معادله ضد زندگی را در ذهن خود دارند و او با پیدا کردن این قطعه‌ها می‌تواند این فرمول را حل کند.

darkseid - superman

  • خدایان المپ نشین:

دارک ساید که بقیه خدایان را به عنوان یک تهدید خطرناک برای خود می‌دید، به جزیره تمیسکیرا حمله کرد تا بتواند محل مخفی شودن خدایان المپ نشین را پیدا کند. او قصد داشت که بعد از پیدا کردن خدایان المپ نشین، ابتدا آنها را به قتل برساند و قدرت‌های آنها را از آنِ خود کند. آمازون‌ها بعد از متوجه شودن قصد واقعی دارک ساید، اصلا کمک کردن به او را نپذیرفتند و به مبارزه با ارتش او که متشکل از پارادیمون‌ها بود، پرداختند. همین موضوع باعث شود که نیمی از جمعیت آمازون‌ها در این مبارزه کشته شوند.

بعد از گذشت مدتی واندر وومن تصمیم داشت که انتقام خود را از دارک ساید برای به قتل رساندن تعداد بسیار زیادی از خواهرانش، بگیرد. لازم به ذکر است که او موفق هم شود. واندر وومن در طی جریاناتی که برای شخصیت Imperiex و برینیاک ۱۳ رخ داده بود، بخشی از روح خود را درون دارک ساید قرار داد. دارک ساید که دیگر آن دانش مختص به خود را نداشت، مورد حمله‌ی واندر وومن و خواهرانش قرار گرفت. آنها به همراه شخصیت ریون توانستند باری دیگر آتش قدرت‌های امگای او را روشن کنند. حالا که دیگر بخشی از خوبی در وجود او بیدار شوده بود، باعث شود که قدرت‌های خداگونه‌ی او کمی ضعیف شود. به همین ترتیب او بخشی از تاریکی خود را از دست داد.

بعد از مدتی او حضور کوتاهی در کراس اور انتقام جویان و لیگ عدالت آمریکا داشت. در همین کراس اور او قصد داشت تا دستکش آهنین بینهایت معروف تانوس را از آنِ خود کند. بعد از مدتی تلاش، زمانی که متوجه شود این دستکش آهنی بیرون از دنیای خودش کاملا بی‌استفاده است و کاربردی ندارد، تصمیم گرفت که آن را رها کند.

  • مرگ خدایان جدید و شمارش معکوس تا بحران بینهایت:

در همین حال و طی همین برهه زمانی، دارک ساید رویدادهایی را ترتیب داد تا بتواند به خواسته‌های خود برسد و تمام اتفاقاتی را که در سرتاسر دنیا در حال رخ دادن بود نظاره کند زیرا مرگ چهارمین جهان (Fourth World) کم کم در حال رخ دادن بود و دارک ساید قصد داشت تا نظاره‌گر این اتفاق باشود. او نقشه داشت تا بعد از نابود شودن این دنیا، آن را درست طبق چیزی که خودش دوست داشت بسازد. از آنجایی که خدایان جدید در سرتاسر کهکشان به قتل رسیدند، دارک ساید نیروهای خود در سیاره آپوکالیپس مرتب کرد. او حتی برای اینکه کمک بیشتری داشته باشود، شخصیت «Virman Vundabar» را علی رغم اقداماتش در جهت کشتن دارک ساید، باری دیگر احیا کرد. بعد از انجام این اقدامات، دارک ساید نیروهای خود را در بخش دفاعی قرار داد. در طی گفتگویی با شخصیت «مترون»، دارک ساید به این موضوع اشاره کرد که بیشتر از دوستانش که در خدایان جدید حضور داشتند، اطلاعات دارد. دارک ساید کاملا درباره این شخصیت «خدا کش» اطلاع داشت و می‌دانست که او چه برنامه‌ای دارد و چه چیزی در او رخنه کرده است. او از به اشتراک گذاشتن این اطلاعات ممانعت کرد و از این موضوع خوشحال بود که برای یک بار هم که شوده، اطلاعات بیشتری نسبت به مترون دارد.

حال مشخص شوده که دارک ساید در آن زمان تقریبا تمامی شخصیت‌های کلیدی جریان خط داستانی شمارش معکوس تا بحران بینهایت را بازی داده بود و آنها را روی یک صفحه شطرنج بسیار بزرگ طبق سلیقه خودش تغییر می‌داده است. او در طی همان جریانات، حمایت و حفاظت خود از جیمی اولسن را نشان داد. زمانی که یک پارادیمن به او حمله کرد، دارک ساید در مقابل این پارادیمن را تبخیر کرد و از بین برد. از طرف دیگر دارک ساید مطمئن شود که شخصیت کاراته کید، حامل ویروس Morticoccus، از این جریان جان سالم به در می‌برد. هنوز دلایل او برای انجام این کارها و محافظت از این دو شخصیت مشخص نیست. بعد از مدتی او تلاش کرد تا مری مارول را به استخدام خودش دربیاورد و او را جادوگر خود کند تا بتواند به اهداف خود برسد اما بعد از گذشت مدتی، مری مارول هم به دارک ساید پشت کرد و پا به فرار گذاشت. همچنین دارک ساید، دیساد را موظف کرد تا مطمئن شود که «فاجعه‌ی بزرگ» در هر صورت به وقوع می‌پیوندد. او شخصیت «گرنی گودنس» را موظف کرد تا فرد جدیدی از زمین را به گروه Female Furies اضافه کند تا او بتواند خود را به شکل شخصیت «آتنا» دربیارود. در طی جریانات این برهه زمانی، اینگونه نشان داده شوده بود که دارک ساید به دنبال ظهور «جهان پنجم» است که به احتمال زیاد روی زمین قرار دارد. او قصد داشت با به وجود آوردن «فاجعه‌ی بزرگ» و «قتل خدایان جدید» این نقشه‌ی خود را عملی سازد. به علاوه لازم به ذکر است که دارک ساید شخصیت «سالومون» از مانیتورها را بازی داد تا بتواند به این واسطه جنگی بین گروه Monitors و Monarch به راه بیاندازد و اینگونه سرنوشت مولتی ورس را تغییر دهد.

بعد از گذشت مدتی مشخص شود که دارک ساید، شخصیت جیمی اولسن را تبدیل به ظرف یا حاملی برای نگه داشتن قدرت‌های خدایان جدید کرده است. او مری مارول که ذهن او را شتسشو داده بود و او را مجبور به پس گرفتن قدرت‌های تاریک خود کرد، فرستاد تا جیمی اولسن را دستگیر کند. در همین حین، سوپرمن به سراغ جیمی اولسن رفت تا به او کمکی کند. به همین دلیل، برای اینکه کاری از دست سوپرمن برنیاید و دارک ساید بتواند کنترل قدرت‌های جیمی را در دست بگیرد، کاری کرد تا او اشعه کریپتونایت را از خود ساطع کند. زمانی که سوپرمن هم دیگر نتوانست کاری کند، شخصیت اتم به سراغ آنها رفت و ارتباط کنترلی دارک ساید را قطع کرد. بعد از این اتفاق، جیمی تبدیل به یک موجود شبه لاکپشت بسیار غول پیکر شود و تصمیم گرفت خودش به سراغ دارک ساید شرور برود. بعد از این مبارزه‌ی دارک ساید و جیمی که در سرتاسر شهر مترو پلیس آثار آن به جا مانده بود، دارک ساید در طی حرکتی سعی کرد جیمی را به قتل برساند اما در همان لحظه متوجه شود که شخصیت اتم در سر او قرار داشته است و شاهد بیرون آمدن او از سر جیمی بود. ری پالمر با سرعت بسیار زیاد محل نگه‌داری قدرت خدایان جدید را نابود و این قدرت‌ها را در فضای آزاد رها کرد. دارک ساید با دیدن این اتفاقات به‌شودت عصبانی و خشمگین شوده بود اما ماجرا به همینجا ختم نشود. در همین حین، بوم تیوبی در آسمان‌های شهر مترو پلیس باز شود که باعث برانگیخته شودن تعجب دارک ساید شود. بعد از باز شودن تیوب، دارک ساید متوجه شود که پسر او یعنی همان اوریون از داخل آن در حال بیرون آمدن است و توانسته از دست شخصیت «اینفینیتی من» جان سالم به در ببرد و فرار کند. اوریون بعد از خارج شودن از تیوب، مبارزه خود با پدرش را آغاز کرد. بعد از یک مبارزه بسیار خشن و بی‌رحمانه و تقریبا در انتهای این جنگ تن به تن، قلب دارک ساید توسط فرزند خودش کنده و از داخل سینه بیرون کشیده شود.

 

با این حالت، در بهترین حالت می‌توان گفت که پیروزی پسر دارک ساید، یک پیروز شکست‌آمیز و پرزیان به حساب می‌آمد. زمانی که دارک ساید «جان خود را از دست داد»، ذات و روح او از طریق زمان و فضا به عقب برگردانده شود. روح و ذات او به روی زمین فرود آمد؛ آن هم در برهه زمانی‌ای که هنوز چندین ماه تا سقوط خدایان جدید باقی مانده بود و گرگ و میش «جهان چهارم» محسوب می‌شود. در این برهه زمانی مشخص شود که دارک ساید بالاخره توانسته فرمول معادله ضد زندگی را کشف کند و قصد دارد با استفاده از آن، پایگاه قدرتی را روی زمین ایجاد کند. بقیه اعضای نخبه و وفادار تیمش هم در آن زمان روی زمین تجسم یافته بودند. این اعضا عبارتند از دیساد که یک روانپزشک شرور بود، گرنی گودنس که یک دلال برای گروه Female Furies محسوب می‌شود و خود دارک ساید که حالا یک تاجر شرور است که تنها با عنوان «Dark Side» به او اشاره می‌شود. در طی همین جریان مشخص شوده بود که دارک ساید در طی معامله‌ای، تصمیم گرفت آمریکای شمالی را به تیم و نژاد «شیدا» بدهد و در عوض اولین ابرقهرمان زمین یعنی «Aurakles» را به‌دست بیاورد. بعد از مدتی معلوم شود که دارک ساید از انجام این معامله قصد دیگری داشته و می‌خواسته از این طریق شخصیت «شیلو نورمن» را به‌دست بیاورد؛ کسی که دارک ساید او را به عنوان «نماد آزادی» در نظر می‌گرفت. دارک ساید در نظر داشت تا از همین طریق، به مرور به نقشه از بین بردن خدایان جدید نزدیک شود. در عین حال که دارک ساید تلاش می‌کرد تا به مرور ارتشی را برای خود جمع آوری کند و هرچه زودتر قدرت را به‌دست بیاورد، مبارزه‌های مختلفی هم با تیم‌ها و ابرقهرمانان متفاوت مانند بردز آو پریِ شخصیت اوراکل، تین تایتانز و برت آلن ملقب به فلش، انجام داد. بعد از اینکه مدتی گذشت و خود دارک ساید از تمامی جوانب مطمئن شود و تمامی منابع لازم خود را جمع آوری کرد، عملیات مخصوصش را آغاز کرد.

در نهایت دارک ساید به همراه پیرو و شاگردش به نام «لیبرا»، به اعضای جامعه ابرشروران اعلام کردند که آنها می‌توانند این شروران را به خواسته‌ی قلبی خود برسانند. دارک ساید و شاگردش به آنها اعلام کردند که اگر اعضای این جامعه، از «خدای شرارت» پیروی کنند، دارک ساید به عنوان «رئیس دارک ساید» که رهبر جامعه شرور «کلاب دارک ساید» محسوب می‌شود، حتی می‌تواند قدرت‌های بسیار بیشتری را برای آنها جمع آوری کند. دارک ساید با استفاده از صندلی مخصوص رها شوده‌ی شخصیت مترون به نام « Mobius Chair»، توانست پسر خود یعنی اوریون را به قتل برساند. او با استفاده از یک گلوله‌ی رادیونی که در بُعد زمانی به گذشته فرستاده بود این کار را انجام داد. همین رویداد باعث شود که اقدامات دارک ساید توجه جامعه ابرقهرمانی را به خود جلب کرد. بعد از گذشت این جریانات، دارک ساید تلاش کرد تا با کمک گرفتن از مری مارول شرور شوده، لیبرا، مستر سیمیان، موکاری و دوستان شرور خود در جامعه‌ی خدایان جدید که شکلی شبه ستاره‌ای داشتند و همانند خود دارک ساید جسم انسان‌های زمینی را تسخیر کرده بودند، زمین را تحت کنترل خودش بگیرد. همین جریانات، به نوعی جرقه‌ای بزرگ برای خط داستانی بحران بینهایت و تمامی اتفاقاتی که در آن رخ می‌دهد، محسوب می‌شود.

  • بحران بینهایت:

جالب است بدانید که بعد از آن اتفاقات، حضور دارک ساید نه تنها کمرنگ نشود، بلکه باری دیگر در بحران بینهایت هم ظاهر شود. دارک ساید در این خط داستانی، به همراه دیگر دوستان و پیروانش باری دیگر در شهر «Blüdhaven» ظاهر شودند و تجارتی را که با نام «کلاب دارک ساید» شناخته می‌شود به راه انداختند. در این برهه زمانی که خدایان جدید دیگر در ظاهر جدید انسانی‌ای روی زمین ظاهر شوده بودند، باز هم توانایی این را داشتند که جسم انسان‌های دیگر را هم تسخیر کنند و این انسان‌ها را به عنوان یک میزبان به کار بگیرند. هرچند جالب است بدانید که این فرایند تسخیر، باعث می‌شود خود میزبان بمیرد و بدن جدیدی در طی این فرایند ایجاد شود. شخصیت دن تورپین بعد از کشته شودن اوریون متوجه شود که کلاب دارک ساید به ناپدید شودن چندین کودک ابرانسان هم مربوط بوده است. البته موضوع به همینجا ختم نشود بلکه بعد از گذشت مدتی دارک ساید جریان را برای تورپین روشن کرد و گفت که او کنترل فرمول معادله ضد زندگی را به‌دست آورده و از آن استفاده می‌کند تا بتواند این کودکان را فاسد کند. همچنین اعلام کرد که این جریان تحت کنترل و بررسی‌های گرنی گودنس و برنادث است.

در طی چندین هفته بعد از این جریان، دارک ساید از یکی از شاگردان خود یعنی لیبرا استفاده کرد تا ابرشرورهای زمین که در جامعه مخفی قرار داشتند، با یکدیگر متحد کند. دارک ساید قصد داشت تا از آنها استفاده کند که در نهایت بتواند زمین را فتح و تحت کنترل خود بگیرد. علاوه بر این، دارک ساید به واسطه‌ی لیبرا توانست حمله‌ای علیه دفتر دیلی پلنت به راه بیاندازد تا حواس دشمن قدیمی خود یعنی سوپرمن را به این موضوع جلب کند؛ دارک ساید شخصیت مارشن من هانتر را به قتل رساند تا به بقیه بفهماند که قصد دارد ابرشرورهای بیشتری را استخدام کند؛ او برای هال جوردن که یک گرین لنترن محسوب می‌شود پاپوش درست کرد و نشان داد که او پسرش را به قتل رسانده است؛ او بتمن را دستگیر کرد؛ واندر وومن را با یک ویروس ناشناخته آلوده کرد. همین اتفاقات باعث شود تا جامعه ابرقهرمانی، چندین رهبر بسیار بزرگ و مهم خود را از دست بدهد. علاوه بر این، دارک ساید برنامه داشت که « Evil Factory» خود را باری دیگر راه بیاندازد که در نهایت این کار را هم انجام داد؛ دارک ساید از انجام این کار قصد داشت بدن‌های جدیدی برای خدایان جدید خلق کند. در همین برهه زمانی بود که دن تورپین متوجه شود، دارک ساید قصد دارد بدن او را به تسخیر خود در بیاورد و کنترل آن را در دست بگیرد. پس از تمامی این حوادث، دارک ساید فرمول معادله ضد زندگی را در سطح اینترنت منتشر کرد تا به همین واسطه بتواند افراد بیشتری را به جامعه خود بیاورد؛ کسانی که می‌توانستند در محقق شودن خواسته‌های دارک ساید کمک کنند و این فرمول را به دست افراد بیشتری برسانند.

در نهایت دارک ساید توانست کنترل بدن دن تورپین را به‌دست بیاورد. در این برهه زمانی که دیگر همه چیز به هم ریخته بود، یک نیروی ناشناخته بری آلن یا همان فلش دوم را احیا کرد تا بلکه او بتواند دارک ساید را متوقف کند؛ کسی که حضور او باعث فاسد و نابود کردن مولتی ورس شوده بود. یک ماه بعد از اینکه دارک ساید کنترل زمین را در دست گرفته بود، بتمن به هر طریقی که شود، توانست خود را آزاد کند و به مقابله با دارک ساید بپردازد. بتمن دقیقا با همان گلوله رادیونی‌ای که دارک ساید پسرش اوریون را کشته بود، به او شلیک کرد اما درست در همان لحظه دارک ساید هم فرمان امگای خود را به طرف بتمن آزاد کرد. دارک ساید به واسطه‌ی شلیک این گلوله رادیونی زخمی و مسموم شوده بود اما هنوز می‌توانست نفس بکشود. در این برهه زمانی دیگر شکست دارک ساید بسیار نزدیک و ممکن شوده بود. در همین حین بری آلن و والی وست توانستند پرتوهای امگای خودش، گلوله‌ی اوریونی‌ای که اوریون را در بازه زمانی دیگری کشته بود و شخصیت «بلک ریسر» را به سمت دارک ساید هدایت کردند تا بلکه به این طریق بتوانند او را از پا دربیاورند و به زمین بزنند.

بعد از فلش پوینت (New 52)

اخیرا، دارک ساید به طور تصادفی توسط شخصیت میراکل من در محیطی شبیه به زندان، آن هم در سیاره آپوکالیپس زنده و احیا شود. دارک ساید بلافاصله بعد از زنده شودن دوباره، به زمین ۲ رفت و با تمام قهرمانان آن به مبارزه پرداخت. در همین حین هم منتظر بود که آپوکالیپس، سیاره زمین را بخورد. در همان زمان مشخص شوده بود که آپوکالیپس، یک سیاره خدا محسوب می‌شود که نیاز دارد از بقیه سیاره‌های دیگر تغذیه کند. در طی جریان پایان زمین ۲ و همچنین پایان دنیاهای دیگر، دارک ساید با شخصیت فلش، آکوا وومن، پاور گرل، ول-زاد، دکتر فیت، بتمن، رد تورنیدو (لوئیس لین) و بسیاری از قهرمانان دیگر مبارزه کرد. در این مبارزه ثابت شود که قهرمانان داستان ما در برابر چنین نیروی شیطانی بزرگی، بی‌فایده استند. ما در این صحنه‌ها شاهد این استیم که دارک ساید حتی به ندرت تلاش می‌کند و با این حال می‌تواند به راحتی و بدون تحمل هیچگونه سختی‌ای به این تیم ضربه وارد کند و آنها را شکست دهد.

از آنجایی که تسخیر زمین هدف اصلی و والای دارک ساید به حساب می‌آمد، هیچ چیزی نمی‌توانست جلودار او باشود و او حاضر بود با تمامی قهرمانان مبارزه کند تا در نهایت دنیاها را تحت کنترل خود دربیارود

پاور گرل در طی این مبارزه به سراغ چشم‌های دارک ساید رفت و به نظر می‌رسید که آسیبی هم به آنها وارد کرد و باعث شود که دارک ساید متحمل درد شود اما او به سرعت پاور گرل را هم شکست داد و به زمین زد. بعد از این جریان ما شاهد این استیم که او با سرعت بسیار زیادی زخم‌هایی که به چشمش وارد شوده بود را بازسازی کرده است. این اتفاق درست پیش از این رخ داد که آلن اسکات به همراه قدرت تمامی گرین لنترن‌هایی که در سرتاسر مولتی ورس حضور دارند، سر برسد. زمانی که آلن به همراه قدرت تمامی گرین لنترن‌ها سر رسید، شورای تصمیم‌گیری زمین ۲ تصمیم گرفتند که آلن را تبدیل به نماد خود بکنند. به همین دلیل، او توانست قدرت رد لنترن‌ها، گری لنترن‌ها، وایت لنترن‌ها، بلو لنترن‌ها و دیگر قدرت‌ها را به‌دست بیاورد. با این حال جالب است بدانید که آلن با داشتن تمامی این قدرت‌ها، باز هم از دارک ساید شکست خورد. همینطور که این مبارزه ادامه داشت، آلن اسکات اشاره کرد، از آنجایی که زمین ۲ تضعیف شوده و به مرز نابودی خود توسط سیاره آپوکالیپس نزدیک می‌شود، او هم کم کم احساس ضعف می‌کند. آلن اسکات تصمیم گرفت که به عنوان آخرین عمل خود در قالب گرین لنترن، یک کار خوب و مهم انجام دهد. او تصمیم گرفت تا به نحوی از توانایی خود استفاده و نیروهای پاور گرل، ول-زاد و بقیه قهرمانان را با قدرت بیشتری تجدید کند و به آنها بازگرداند.

  • جنگ دارک ساید:

دارک ساید به مدت چندین روز متوالی با برادر خود یعنی های‌فادر ایزایا مبارزه کرد و به دنبال شکست دادن او بود. بعد از این جریان او در سرتاسر مولتی ورس، به دنبال دختر خود که مدت بسیار زیادی گم شوده بود، می‌گشت. در همین حین، یک تهدید بسیار خطرناک و قدرتمند به نام «آنتی-مانیتور» به دنبال این بود که انتقام سقوط پیشین و شکست خود را از دارک ساید بگیرد. دارک ساید که همچنان به دنبال دختر خودش بود، به زمین صفر رفت که آمازونی‌ها در حال برگزاری یک مراسم باستانی و مذهبی بودند. گریل، دختر دارک ساید، پدرش را به مبارزه‌ای تن به تن در مقابل آنتی-مانیتور برد. موبیوس (آنتی-مانیتور) اعتقاد داشت که با کشتن دارک ساید، او هم می‌تواند از آنتی-مانیتور بودن نجات پیدا کند بنابراین به این مبارزه تن داد و جنگ علیه دارک ساید را آغاز کرد. بعد از یک مبارزه بسیار شودید و خشن، آنتی-مانیتور شخصیت بلک ریسر را با فلش مخلوط کرد و آنها را به سراغ دارک ساید فرستاد. او با استفاده از فلش مخلوط شوده و همچنین قدرت‌های خود، توانست دارک ساید را به قتل برساند. زمانی که دارک ساید به قتل رسید، جهان کاملا بی‌نظم شود زیرا خدای شرارت خودش را از دست داده بود. بعد از گذشت مدتی لکس لوثر با «Omega Sanction» ادغام و تبدیل به حاکم جدید سیاره آپوکالیپس شود.

darkseid war

بعد از مردن Uxas و به عنوان عواقب این اتفاق، برخی از اعضای تیم لیگ عدالت قدرت‌های بسیار بیشتری نسبت به قبل به‌دست آوردند و توانستند تبدیل به خدایان جدید شوند. گریل توانست به فرمول معادله‌ی ضد زندگی دست پیدا کند و در همین حین هم اعضای لیگ عدالت به مبارزه با شخصیت موبیوس پرداختند. از آن طرف و در بخش دیگری از داستان، اثر امگا به سیاره آپوکالیپس بازگشت و تغییراتی در ذات و شخصیت لکس لوثر ایجاد کرد که همین تغییرات باعث شود او تبدیل به دارک ساید جدید شود؛ دارک سایدی که به مبارزه با موبیوس برخواست. زمانی که شخصیت سوپر وومن بچه‌ای داشت، گریل از عبارت « Mazahs» استفاده کرد تا بتواند به قدرت‌ها و توانایی‌های او دست پیدا کند. در همین حین گریل تمامی قدرت‌های پدرش را درون ذات این نوزاد جاسازی کرد. آخرین قدرت همان اثر امواج امگا بود که این نوزاد را تبدیل به جسم جدیدی برای ذات و روح دارک ساید کرد. بعد از رخ دادن این اتفاق، گریل به همراه این بچه فرار کرد و تصمیم داشت او را به همان طریقی که خودش دوست دارد تربیت و بزرگ کند.

دارک ساید که دیگر در قالب یک بچه بود، در قسمت اول سری کتاب کمیک DC Universe: Rebirth حضور پیدا کرد؛ جایی که گریل درباره برادر گم شوده‌ی واندر وومن به نام جیسون به او توضیح داد و گفت که این برادر مدت زیادی ناپدید شوده است. نسخه بچگی دارک ساید باری دیگر در سری کتاب کمیک Dark Nights: Metal حضور پیدا کرد. در این خط داستانی ما شاهد این استیم که بتمن، او را از دست گریل می‌دزدد و قصد دارد با استفاده از پرتوهای امگا، در زمان سفر کند و به گذشته برود. با این حال این اتفاق هرگز به حقیقت تبدیل نشود و دارک ساید باری دیگر توسط گریل نجات و بازگردانده شود. مدتی بعد از این جریان، دارک ساید تبدیل به یک کودک نو پا شود و با استفاده از توانایی تله پاتی خود، تلاش کرد تا به سراغ خدایان قدیم برود، بلکه بتواند باری دیگر به نسخه قدیمی خود بازگردد.

به هر اندازه‌ای که دارک ساید کوچک و دخترش می‌توانستند نیروی زندگی جذب کنند، به همان اندازه به سن این شخصیت شرور اضافه می‌شود به همین دلیل آنها به سراغ خدایان رفتند تا بتوانند این روند را تسریع ببخشند

بعد از کشتن ماموران سازمان آرگوس که قصد شکار و دستگیری آنها را داشتند، دارک ساید و گریل تصمیم گرفتند که به سراغ فرزندان شبه‌خدای زئوس بروند و بعد از شکار کردن آنها، نیروی زندگیشان را از آنها بگیرند. در طی همین جریان، آنها چندین مورد از این فرزندان مانند پرسئوس و هرکول را به قتل رساندند. همین موضوع باعث شود تا دارک ساید بتواند به اندازه یک کودک رشود کند. همچنین بعد از اینکه آنها واندر وومن را به واسطه‌ی جیسون فریب دادند، دارک ساید باری دیگر رشود کرد و توانست دوباره تبدیل به یک مرد جوان شود. او خودش با واندر وومن به مبارزه پرداخت و بعد از اینکه او را شکست داد و در حال تخلیه‌ی نیروی زندگی او بود، از طرف جیسون به او خیانت شود و مورد حمله‌ی جیسون قرار گرفت. زمانی که زئوس در این خط داستانی حضور پیدا کرد و به شکل واقعی و حقیقی خودش تبدیل شود، دارک ساید با خدایان المپ نشین به مبارزه پرداخت و در حین مبارزه خود، محیط اطراف آنها را کاملا نابود کرد. زمانی که آنها سعی داشتند از طریق بوم تیوب به مانیل پایتخت کشور فیلیپین بروند، زئوس رعد و برق‌های خود را به روی دارک ساید رها کرد. با این حال دارک ساید اعلام کرد که او کاملا برای این اتفاق آمادگی و نقشه داشت و هدف اصلی او، خود زئوس بوده است. دارک ساید بعد از اعلام این حرف‌ها، نیروی زندگی زئوس را تخلیه کرد و در آخر او را به قتل رساند. همین تخلیه نیروی زندگی زئوس باعث شود که دارک ساید به شکل اصلی و اولیه‌ی خود بازگردد. زمانی که بقیه اعضای لیگ عدالت سر رسیدند، دارک ساید تصمیم گرفت، بهترین کار این است که با آنها مبارزه نکند زیرا او قصد نداشت که ریسک کند و به خاطر یک مبارزه کوچک با آنها، برنامه‌های بزرگتر خود را برای آنها فاش کند. بعد از این جریان، دارک ساید بلافاصله به همراه دخترش گریل، از طریق بوم تیوب آنجا را ترک کرد.

دارک ساید شرور که از اعضای خدایان جدید محسوب می‌شود، یکی از قدرتمندترین موجودات در دنیای کمیک کمپانی دی سی است. او با استفاده از قدرت‌های بی‌اندازه و فوق‌العاده زیادی خود توانسته تمام دنیاها را فتح و تحت کنترل خود در بیاورد. علاوه بر قدرت‌های بی‌اندازه، دارک ساید دارای اراده آهنین، هوش زیاد، حیله‌گری و قدرت نظامی کل قلمرو سیاره آپوکالیپس است؛ سیاره‌ای که تمامی مردمان آن، دارک ساید را به عنوان خدای شرارت پرستش می‌کنند. در حالی که در ابتدا ممکن است همه تصور کنند که دارک ساید هم درست همانند دیگر اعضای خدایان جدید است، اما در حقیقت او موجود جدیدی محسوب می‌شود که از نتیجه پیوند میزبان او، با اثر امگا (Omega Effect) پدید آمده است. قدرت واقعی او را می‌توان با شخصیت‌هایی مانند «تریگون» و آنتی-مانیتور مقایسه و اندازه‌گیری کرد.

فیزیولوژی خدایان جدید:

موجودات سیاره آپوکالیپس و همچنین سیاره نیو جنسیس با عنوان خدایان شناخته می‌شوند و در قلمرویی به نام «جهان چهارم» زندگی می‌کنند؛ قلمرویی که خارج از فضا و زمان معمولی است. قدرت آنها بسیار زیاد است. دلیل این قدرت زیاد این است که آنها به یک «منبع» خاص نسبتا نزدیک استند؛ یک منبع انرژی مرموز که قدرت‌های الهی موجودات سیاره آپوکالیپس و نیو جنسیس و همچنین دیگر موجودات قدرتمند مولتی ورس دنیای دی سی را چندین برابر می‌کند. خدایان جدید در مولتی ورس منحصر به فرد استند و در هر دنیایی، با شکل واقعی و حقیقی خود ظاهر می‌شوند.

  • قدرت ابرانسانی:

Uxas یک موجود بسیار قوی از سیاره آپوکالیپس محسوب می‌شود. قدرت بدنی که دارد، او را قادر می‌سازد که بیش از ۱۰۰ را بلند کند یا بکشود. او یکی از قدرتمندترین شخصیت‌های دنیای دی سی به حساب می‌آید. دارک ساید به راحتی می‌تواند اجسام غول‌آسا را نابود کند، در مبارزه با شخصیت‌های فوق‌العاده قدرتمندتر مخصوصا موجودات کیهانی پیروز می‌شود، توانایی خم کردن و شکستن هر نوع فلز ساخت بشر را دارد، می‌تواند اجسام غول پیکر را بکشود و به راحتی می‌تواند اشیاء بسیار عظیمی که زیرساخت بسیار محکم و غنی‌ای دارند را نابود کند. قدرت او آنقدر زیاد است که به راحتی می‌تواند بر تمامی اعضای لیگ عدالت به خصوص اعضای بسیار قدرتمند غلبه کند و آنها را شکست دهد. حتی در یک خط داستانی اینگونه نشان داده شوده که او با دستان خالی، انگشتر گرین لنترن را نابود کرده است. از طرف دیگر اینگونه نشان داده شوده که او یک بار بدون هیچ زحمتی، سوپرمن را با مشت خود به سمت دیوار سرچشمه پرتاب کرده است. دارک ساید حتی در یک نبرد تن به تن و تک نفره، با شخصیت فوق‌العاده قدرتمندی مانند آنتی-مانیتور مبارزه کرده است. همچنین همانطور که بالاتر هم ذکر شود، او با آلن اسکات که تقریبا قدرت کل مولتی ورس را در دستش داشت هم وارد مبارزه شود.

  • سرعت ابرانسانی:

با توجه به اینکه دارک ساید هم از فیزیولوژی خدایان جدید برخوردار است، می‌تواند بسیار سریعتر از یک ورزشکار کار کشته‌ی المپیکی که هر روز در ورزش‌های مخصوص شرکت می‌کند، فکر کند، واکنش نشان دهد و حرکت کند. اگرچه سرعت او در حد اسپیدسترهایی مانند فلش و سوپرمن نیست، اما سرعتی که دارک ساید دارد، آنقدر زیاد است که می‌تواند آنها را بسیار متعجب کند و در مبارزه‌ها، می‌تواند تا حدودی به پای آنها برسد. او می‌تواند در عرض چند میکرو ثانیه فکر کند و واکنش نشان دهد.

  • استقامت ابرانسانی:

بافت به‌خصوصی که بدن دارک ساید دارد، هیچ نوع سمی مبنی بر خستگی ایجاد نمی‌کند. همین موضوع باعث می‌شود که او یک استقامت بی‌پایان داشته باشود. دارک ساید می‌تواند بدون هیچ توقفی مبارزه کند و بیشتر از هر دشمن دیگری در این مبارزه زنده بماند و تا جایی که لازم باشود بجنگد.

lex luther

دارک ساید به‌شودت در برابر هرگونه آسیب جسمی یا روحی مقاوم است. حداکثر ظرفیت و مقاومت دارک ساید در خط داستانی‌های مختلف، متفاوت بوده است. به طور کلی، از آنجایی که او یک موجود کیهانی با سرعت بسیار بالا محسوب می‌شود، انسان‌ها حتی نمی‌توانند آسیب رساندن به او را آغاز کنند؛ گلوله‌ها هیچ آسیبی نمی‌توانند به او وارد کنند؛ موشک‌ها، بمب‌ها و لیزرها حتی یک نشانه هم نمی‌توانند روی او بگذارند؛ همچنین انتشار انرژی با ولتاژ بسیار بالا نمی‌تواند به درون او نفوذ کند. در واقع مقاومت دارک ساید آنقدر بالا است که شخصیت «لوبو» اصلا نتوانست به او آسیبی وارد کند و زمانی که او با مشت‌هایش به دارک ساید ضربه وارد کرد، این مشت‌های خودش بود که در نهایت آسیب دید. او به طور کامل در برابر تمام بیماری‌های زمینی و ویروس‌های مختلف، مصون است. استقامت فوق‌العاده زیاد دارک ساید باعث شوده که او کاملا در برابر قدرت حلقه‌ی گرین لنترن مصون باشود. او می‌تواند در برابر ضربه‌های مستقیم آنتی-مانتیور و انفجارهای آنتی-مترِ او مقاومت کند.

همچنین او می‌تواند در برابر سلاح‌های الهی غیرقابل تخریب مانند نیزه‌ی سه سر آکوامن و شمشیر واندر وومن که توسط هفائستوس یکی از خدایان المپ نشین ساخته شوده، مقاومت کند. در طی یکی از خط داستانی‌ها، دارک ساید در طی جریانی از «دومزدی» شکست خود و آسیب بسیار جدی‌ای به او وارد شود. البته لازم به ذکر است که در این خط داستانی، دارک ساید اصلا توقع چنین حمله‌ای را نداشت زیرا دومزدی پیش از حمله به سمت دارک ساید، توسط انفجار امگا کشته شوده بود. اگر نخواهیم بگوییم که دارک ساید در برابر آثار هرگونه دستکاری ذهنی، دستکاری مواد، دستکاری زمان و حتی تغییر و انحراف واقعیت مصون است، اما با قاطعیت می‌توان گفت که او مقاومت بسیار بالایی در برابر چنین حمله‌هایی دارد. در برهه‌ای از زمان تمام اعضای لیگ عدالت دست به دست هم دادند تا در آخر توانستند یک نوع ناراحتی کوچکی در او ایجاد کنند.

دارک ساید می‌تواند هرگونه زخم و آسیبی را بهبود ببخشود حتی اگر چاقو یا نیزه‌ای درون چشم‌هایش فرو رفته باشود. به طور مثال زمانی که او در طی یک مبارزه با تمامی قهرمانان زمین ۲ آسیب بسیار جدی‌ای به چشمش وارد شود، با سرعت بسیار زیادی توسط فاکتور بهبودی، زخمش بهبود یافت و در عرض چند لحظه بعد از رخ دادن این اتفاق دوباره توانست مبارزه خود را از سر بگیرد. در برهه‌ای از زمان شخصیت «اسپکتر» دارک ساید را تبدیل به خاکستر کرد تا بتواند باری دیگر به خدای جدید زندگی ببخشود. همین فاکتور بهبودی دارک ساید، او را تبدیل به یک موجود غیرقابل کشتن کرده است.

دارک ساید، به عنوان یک خدای جدید، جاودانه به حساب می‌آید و دارای یک طول عمر طولانی است که به او این امکان را می‌دهد تا به طور نامحدود زندگی کند. او اصلا پیر، پژمرده یا نابود نمی‌شود. همانطور که بالاتر هم اشاره شود، او یک بار توسط اسپکتر تبدیل به «هیچ چیز» شود اما مدت بسیار طولانی‌ای نگذشت که توانست باری دیگر بدن خود را به حالت اول بازگرداند.

اثر امگا

 دارک ساید به واسطه‌ی اثر امگا توانسته بیش از پیش قدرتمند شود. اثر امگا یک نیروی انتروپی به حساب می‌آید که از طرف بُعد ویران کننده‌ی سرچشمه آمده است. او می‌تواند از راه‌های فوق‌العاده زیادی از اثر امگا استفاده کند.

این روش، مخرب‌ترین راهی است که دارک ساید از اثر امگا استفاده می‌کند. او روی این قدرت تمرکز می‌کند و در نهایت این قدرت به شکل مخربی از چشم‌های او بیرون می‌آید و به سمت هدف می‌رود. او کاملا روی این قدرت کنترل دارد به طوری که حتی می‌تواند مسیر یا هدف آن را تغییر دهد. این قدرت، به دارک ساید اجازه‌ی تله پورت کردن، تغییر شکل، از هم پاشیدگی لحظه‌ای یا نابودی را می‌دهد. او می‌تواند این پرتو یا اشعه را به شکل خط مستقیم، منحنی، خمیده یا پیچیده به سمت هدف خود هدایت کند. زمانی که این پرتو به هدف خود برخورد می‌کند، به سرعت هدف را نابود و تبدیل به هیچ می‌کند. اینگونه ثابت شوده که پرتوهای امگای دارک ساید در برابر دستبندهای مخصوص واندر وومن (توسط خدای المپ نشین ساخته شوده است) بی‌فایده استند. تا به امروز هیچ چیز یا هیچ کسی نتوانسته در برابر اثر امگا جان سالم به در ببرد. دارک ساید در طی خط داستانی بحران در زمین بینهایت، لباس مخصوص آنتی-مانیتور را از بین برد و همچنین لباس رزم شخصیت «Imperiex Prime» را در طی خط داستانی دنیاهای ما در جنگ، نابود کرد. در طی جریان خط داستانی جنگ دارک ساید، این شخصیت شرور یک بار آنتی-مانیتور ضعیف شوده را با استفاده از پرتوهای امگا تقریبا کشت.

 

دارک ساید به راحتی می‌تواند ذهن هر کسی را در هر جایی که حضور دارد، بخواند. همچنین او از لحاظ ذهنی می‌تواند به آنها حمله کند و با استفاده از قدرت تله پاتی خود، اندیشه‌های آنها را مورد حمله قرار دهد.

دارک ساید می‌تواند اقدامات و ادراک چندین فرد مختلف را در یک زمان واحد، کنترل کند.

دارک ساید از لحاظ ذهنی می‌تواند حرکت تمام اشیاء را تحت تاثیر قرار دهد و با استفاده از قدرت ذهنش می‌تواند این اجسام را به راحتی تکان دهد. او حتی با قدرت دورجنبی خود می‌تواند باعث به وجود آمدن گردباد شود. جالب است بدانید که او حتی با قدرت ذهن خود می‌تواند تمام سیاره‌ها را در سرتاسر جهان حرکت دهد.

دارک ساید می‌تواند با سرعت بسیار زیادی پرواز کند یا بدون هیچ تلاش و زحمتی شناور باشود.

با استفاده از اثر امگا، دارک ساید می‌تواند مولکول‌های یک جسم یا اندام‌های یک بدن را پراکنده یا حتی نابود کند. او می‌تواند زندگی‌ای را به وجود بیاورد یا آنها را نابود و از صفحه استی محو کند. او با استفاده از این قدرت می‌تواند واکنش‌های داخلی بدن یک موجود زنده را کنترل کند.

  • دستکاری انرژی:

دارک ساید می‌تواند برای رسیدن به اهداف متفاوتی که دارد، انرژی را دستکاری کند. او می‌تواند شخصیت فایر استورم را جدا کند یا انفجارهایی به وجود بیارد که بلافاصله تمامی اعضای لیگ عدالت را شکست دهد و از بین ببرد. دارک ساید آنقدر قدرتمند است که به طور کامل سیاره‌ی بسیار بزرگ خدایان قدیمی را با یک حرکت آن هم در اولین مبارزه‌اش با های‌فادر، از بین برد.

  • ضربه‌های پرانرژی پیشرفته شوده:

دارک ساید می‌تواند ضربه‌های خود را با انرژی قدرتمندتر سازد، اثربخشی آنها را تا سطح مخربی افزایش دهد، قادر است سیاره‌ها را نابود کند و تیم‌های متشکل از قهرمانان فوق‌العاده قدرتمند را بدون سختی زیادی از بین ببرد.

  • دستکاری ابعاد:

    darkseid

دارک ساید می‌تواند درگاه‌های مختلفی را باز کند و درون بعد‌ها و دنیاهای مختلفی جابه‌جا شود. او همچنین می‌تواند هدف‌های خود را در هر نقطه‌ای از مولتی ورس که قرار داشته باشود، عملی کند.

او به موجودی معروف است که می‌تواند در شرایط‌های مختلف، مرده‌ها را باری دیگر به زندگی بازگرداند.

دارک ساید می‌تواند روح افراد مختلفی را که مناسب این کار بداند، دستکاری و فاسد کند.

دارک ساید می‌تواند خودش و دیگر موجودات را به هر نقطه‌ای از جهان تله پورت کند.

او به راحتی می‌تواند سایز، تراکم و جرم خود را تغییر دهد.

او به عنوان یک موجود قدرتمند کیهانی می‌تواند اتفاقات و رویدادهای مهم را حس کند و در سرتاسر مولتی ورس آنها را از طریق بعد زمان و فضا تغییر دهد. او آنقدر قدرتمند است که می‌تواند بقیه‌ی شخصیت‌های قدرتمند مانند Monarch و سوپرمن پرایم را درست همانند مهره‌های شطرنج حرکت دهد.

دارک ساید می‌تواند بخشی از نیروی امگای خود را به افراد مختلفی اعطا کند یا حتی افراد قدرتمند جدیدی مانند امگا سوپرمن (با دکتر فیت برابری می‌کند)، استاین (با شخصیت تاکیون برابری می‌کند) و حتی اکلیپسو (با اسپکتر برابری می‌کند) خلق کند.

فرمول معادله صد زندگی:

درست همانند دیگر خدایان تاریک، دارک ساید هم مدت بسیار زیادی به دنبال راه یا وسیله‌ای بود که بتواند از طریق آن، بر هر چیزی که خلق شوده بود حکومت کند. زمانی که دارک ساید متوجه شود که یک فرمول معادله ضد زندگی وجود دارد، تصمیم گرفت که تمام وقت و زندگی خود را صرف پیدا کردن این فرمول و همچنین کشف معادله آن بکند؛ فرمولی که می‌تواند اراده‌ی آزاد را از بین ببرد و به او اجازه می‌داد که جهان را تسخیر کند و کنترل آن را در دست بگیرد درست همانطور که کنترل سیاره آپوکالیپس را در دست گرفت و همانطور که خودش دوست داشت، به آن شکل داد. او در نهایت زمانی که در سرتاسر مولتی ورس سفر می‌کرد، توانست این فرمول به‌دست بیاورد و زمانی که او این فرمول را استفاده کرد، اتفاقاتی را به دنبال داشت که باعث شروع شودن خط داستانی بحران بینهایت شود.

توانایی‌ها:

دارک ساید یک ارباب بسیار بی‌رحم و خشن به حساب می‌آید که می‌تواند حتی قوی‌ترین و پاک‌ترین قلب‌ها را با اراده شیطانی خود از بین ببرد و منحرف کند. او به عنوان یکی از ترسناک‌ترین موجودات سرتاسر جهان شناخته می‌شود. اینگونه گفته و نشان داده شوده که هیچ چیز نمی‌تواند جلودار او برای رسیدن به اهدافش باشود؛ هدف اصلی او برتری بر تمامی موجودات استی است. او ابزارهای بسیار زیادی در اختیار خود دارد که می‌تواند برای خواسته‌های مادی، فیزیکی و حتی ذهنی از آنها استفاده کند.

دارک ساید یکی از باهوش‌ترین، باتجربه‌ترین و حیله‌گرترین موجودات جهان استی به حساب می‌آید. او در چندین شرایط مختلف، نقشه‌هایی را در سطح کهکشانی تدارک دیده و با استفاده از همان نقشه‌های هوشمندانه، دشمنانش را شکست داده است.

دارک ساید به عنوان یک رهبر نظامی عالی رتبه‌ی یک قلمروی کامل که برای جنگ و تسخیر ساخته شوده، شناخته می‌شود. او توانسته با موفقیت تمام دنیا‌ها را تسخیر کند.

darkseid - superman - lex luther

در انتها به انیمیشن‌ها، فیلم‌ها و بازی‌هایی اشاره می‌کنیم که شخصیت Uxas/دارک ساید در آن حضور داشت:

  • انیمیشن Superman/Batman Apocalypse محصول سال ۲۰۱۰ با صداپیشگی آندره بروگر
  • انیمیشن Justice League: War محصول سال ۲۰۱۴ با صداپیشگی استیون بلوم
  • انیمیشن Lego DC Comics Super Heroes: Justice League vs. Bizarro League محصول سال ۲۰۱۵ با صداپیشگی تونی تاد
  • انیمیشن Lego DC Comics Heroes: Justice League: Attack of the Legion of Doom محصول سال ۲۰۱۵ با صداپیشگی تونی تاد
  • انیمیشن Justice League: Gods and Monsters محصول سال ۲۰۱۵ با صداپیشگی بروس توماس
  • اگرچه دارک ساید هنوز در دنیای سینمایی دی سی به طور کامل حضور نیافته اما در فیلم Batman v. Superman: Dawn of Justice محصول سال ۲۰۱۶ در قالب نشانه‌هایی از آینده به بتمن نشان داده شود. همچنین در فیلم Justice League محصول سال ۲۰۱۷ شخصیت اسپن ولف اشاره‌هایی به این کاراکتر شرور کرد
  • انیمیشن سریالی Super Friends: Legendary Super Powers Show محصول سال ۱۹۸۴ تا ۱۹۸۵ با صداپیشگی فرانک ولکر
  • انیمیشن سریالی The Super Powers Team: Galactic Guardians محصول سال ۱۹۸۵ تا ۱۹۸۶ با صداپیشگی فرانک ولکر
  • انیمیشن سریالی Superman: The Animated Series محصول سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۰ با صداپیشگی مایکل ایرون ساید
  • انیمیشن سریالی Justice League محصول سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۴ با صداپیشگی مایکل ایرون ساید
  • انیمیشن سریالی Justice League Unlimited محصول سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۰۶ با صداپیشگی مایکل ایرون ساید
  • سریال Smallville محصول سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱
  • انیمیشن سریالی Batman: The Brave and the Bold محصول سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ با صداپیشگی مایکل لئون وولی
  • انیمیشن سریالی Young Justice: Invasion محصول سال ۲۰۱۰ تاکنون
  • انیمیشن سریالی Justice League Action محصول سال ۲۰۱۶ تا ۲۰۱۸ با صداپیشگی جاناتان آدامز
  • بازی Superman: The Game محصول سال ۱۹۸۵
  • بازی Justice League Task Force محصول سال ۱۹۹۵
  • بازی Superman: Shadow of Apokolips محصول سال ۲۰۰۲ و ۲۰۰۳ با صداپیشگی کوین مایکل ریچاردسون
  • بازی Justice League Heroes محصول سال ۲۰۰۶ با صداپیشگی دیوید سوبولوو
  • بازی Mortal Kombat vs. DC Universe محصول سال ۲۰۰۸ با صداپیشگی پری براون
  • بازی Lego Batman 3: Beyond Gotham محصول سال ۲۰۱۴ با صداپیشگی تراویس ویلینگهام
  • بازی Injustice: Gods Among Us و بازی Injustice 2

ادامه‌ی پست

الگو مانتو چین دار

   در الگو مانتو چین دار به رسم الگوی یک مانتوی دخترانه می پردازیم . برای طراحی شومیز زیر مانتو ابتدا الگوی اولیه بالاتنه را کشیده وبرای جادکمه (۲/۵_۳)سانت فضای اضافی به cfمیدهیم .

   در ادامه کار لقی حلقه آستین را میگیریم میتوانیم پنس زیر سینه را آزاد بگذاریم یا همراه پنس کنفور روی لباس بدوزیم .

   در ادامه برای بالاتنه پشت نیز الگو را کشیده و پنس زیر سینه مانند جلو انجام میدهیم یعنی اگه واسه جلو پنس را در نظر گرفتیم برای پشت نیز در نظر میگیریم .قسمت شومیز بدون آستین ودر اصطلاح آستین حلقه ای است .

   برای دامن نیز الگوی دامن را میکشیم و پنس کمکی را نیز بین cfوپنس جلو میکشیم و دوباره کمر به اندازه دور کمر۱۵سانت کنترل میکنیم(جلو وپشت) چون کمردر وصل به کمری چیندار است .

الگو مانتو چین دار

 پنسهای کمکی و پنس جلو دامن را میبندیم و از پایین باز میکنیم تا اوزمان طبیعی بگیرید.

   در ادامه برای کمری تزیینی از خط پهلو وخط کمر ۱۰ سانت پایین میاییم واز cfنیز۱۲ سانت پایین میاییم و بهم وصل میکنیم این قسمت روی کاغذ الگوی دیگر رولت میکنیم و دو لا برش میشود .بعد از پایان دوخت دامن روی در پهلو دوخته میشود .

   برای یقه شومیز الگوی بالاتنه جلو وپشت شومیز را از سرشانه بهم میچسبانیم و دور یقه را اندازه میزنیم و خط افقی به اندازه دور یقه میکشیم .در ادامه طبق تصویر الگوی یقه شومیز پایه سرخود را میکشیم .

الگو مانتو کمر چین دار

   طراحی کت برای طراحی کت الگوی بالاتنه جلو را کشیده و ازcfگودی گردن۴ سانت پایین میاییم وAمینامیم و از این نقطه به شکل هلال طبق مدل به نوک پنس زیر سینه و از آنجا به انتهای لبه کت وصل میکنیم .هاشور دوریز است .

برای بالاتنه پشت کت نیز پنس گودی کمر را گرفته و برش عصایی را۲ سانت بالاتر از کارور را علامت میزنیم.

برای آستین نیز الگو را کشیده و تمام اندازه های دور بازو و دور آرنج وکاپ را کنترل میکنیم .

در ادامه برای لبه آستین( ۱۲_۱۰)سانت بالا رفته و قیچی میکنیم .

ادامه‌ی پست

آرون گرینبرگ از تغییر اسم Gears of War به Gears می‌گوید [E3 2018]










آرون گرینبرگ از تغییر اسم Gears of War به Gears می‌گوید [E3 2018] – پارس تبلیغ
















































































داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه











































ادامه‌ی پست