تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

فیلم‌های ترسناک آدمخواری – پارس تبلیغ

در مجموعه مقالات تاریخچه سینمای وحشت، سراغ شاخه‌های فرعی این ژانر پرطرفدار می‌رویم، برترین فیلم‌های ساخته شوده در هر زیر ژانر را مرور می‌کنیم و با تاریخچه پیدایش هیولاهای مختلف آشنا می‎‌شویم.

تصور کنید یک «موجود عجیب‌الخلقه» دارید و یک «موجود آدمخوار» که روبه‌روی هم نشسته‌اند. از آن‌جایی که فرصت نایابی نصیب‌تان شوده پس بهتر است خوب براندازشان کنید، حالا فکر می‌کنید این موجودات چه شباهت‌هایی باهم داشته باشند؟ بگذارید فقط از دید فلیم و سینما به این موجودات نگاه کنیم. از منظر سینمایی، این دو دسته از موجودات علی‌رغم ظاهر غلط‌اندازشان، در این واقعیت که بازهم به نوعی «انسان» استند باهم مشتکرند. شباهت دیگر آن‌ها اما در نوع ارتکاب جنایات‌شان است. شاید فکر کنید این موجودات برای به قتل رساندن قربانی‌های خود باید دلایل پیچیده‌ای مانند قاتلین سریالی داشته باشند، در صورتی که این‌طور نیست. قتل از دیدگاه ساکنین این دو سیاره کاری است بسیار طبیعی‌تر و کاملاً از روی غریزه.

خب برانداز کردن بس است، دو مورد نام برده شوده تنها وجه اشتراک این دو دسته از موجودات است. شاید در وهله اول اسم عجیب و غریب و ترسناک این موجودات این تصور را در ذهن ما ایجاد کند که بارِ منفی فیلم همیشه بر دوش آن‌ها خواهد بود و این بیچارگان به ناچار قرار است همیشه نقش آدم‌بده‌ی فیلم را بازی کنند. البته که این‌طور نیست، تنها کافی است فیلم‌هایی مانند «عجیب‌الخلقه‌ها- Freaks» محصول سال ۱۹۳۲، «مردی که می‌خندد- The Man Who Laughs» محصول سال ۱۹۲۸ و «گوژپشت نوتردام- The Hunchback of Notre Dame» محصول سال ۱۹۲۳ میلادی را به یاد بیاورید تا ببینید این موجودات بخت‌برگشته لزوماً همیشه آدم بده‌ی فیلم نبوده‌اند، اگرچه شاید از روی ناآگاهی و غریزه گاهی مرتکب جنایت هم شوده باشند. حتی اشتباه است اگر فکر کنیم سر و کله‌ی این موجودات تنها در جنگل‌های تیره و تاریک یا اماکنِ مخوف خارج از شهر پیدا می‌شود. درواقع این موجودات در طول تاریخ ثابت کرده‌اند که برای حضور و وجود خود نیاز به مکان خاصی ندارند و هر محیطی ممکن است زیست‌گاه مناسبی برای‌شان باشود!

Horror Cinema

پوستر فیلم «مردی که می‌خندد»

Horror Cinema

پوستر فیلم «شبح اپرا»

Horror Cinema

پوستر فیلم «گوژپشت نوتردام»

اما هدف از ساخت فیلم‌هایی با محوریت موجودات عجیب‌الخلقه و آدم‌خوارها چیست؟ بله، درست است که گفتیم این فیلم‌ها لزوماً همیشه سرگذشت موجوداتی پلید و شیطانی را روایت نمی‌کنند، اما در اکثر موارد، علی‌الخصوص فیلم‌هایی که با محوریت آدم‌خواران ساخته می‌شوند، اوضاع شکل دیگری پیدا می‌کند. درست است که شاید تماشای این سبک از فیلم‌ها کار سخت و  طاقت‌فرسایی باشود، اما در صورت تحمل، این امکان نیز برای‌مان فراهم می‌شود که به داخل خانه‌های تیره و تاریکِ این موجودات سرک بکشیم، خانواده‌هایی را ببینیم که عادات و رسم و رسومات عجیب و غریبی برای خودشان برهم زده‌اند، کودکانی را ببینیم که مانند کودکان عادی زندگی نمی‌کنند و به مدرسه فرستاده نمی‌شوند و درکل چیزهایی را ببینیم که با زندگی شسته و رفته ما آدم‌های نرمال تفاوت‌های زیادی دارد. برخی دیگر از این فیلم‌ها ما را به صحراها و جنگل‌ها می‌برند؛ جایی که تعدادی موجود از تمدن فراری، در کنار هم با عادات بربری و رسم و رسومات ترسناک و حال بهم‌زن خودشان زندگی می‌کنند.

با اینکه هدف اصلی ساخت فیلم‌های ترسناکی از این دسته، ارضای حس کنجکاوی مخاطب و آشنایی او با نقاط تیره و تاریک‌تر جهان است، اما این نکته را نیز نمی‌توان انکار کرد که این سبک از فیلم‌ها، آن احساسی را که همگی از آن شرمنده استیم و از یکدیگر پنهانش می‌کنیم بیدار می‌کند: احساس برتر دانستن خویش از موجودی که دست بر قضا از ما پست‌تر و بیچاره‌تر خلق شوده است. (نمایش‌های سیرک‌های قدیم را به یاد بیاورید که چطور برای جلب تماشاچی، موجودی عجیب‌الخلقه و دفرمه، مثلاً زنی بسیار چاق یا مردی گوژپشت یا کوتوله‌ای را به نمایش می‌گذاشتند. اینکار باعث می‌شود مردم با دیدن موجوداتی که بالاخره بر حسب تصادف از آن‌ها پست‌تر خلق شوده‌اند، احساس رضایتی شرم‌گونه در ته دلِ خود احساس کنند و در عین حال از تماشای نمایش پیش‌چشمان‌شان لذت بسیاری ببرند.)

Horror Cinema

اجازه بدهید ابتدا به تاریخچه حضور «موجودات عجیب‌الخلقه» در سینما بپردازیم. سر و کله‌ی این موجودات عجیب و غریب اما اولین بار در سینمای صامت پیدا شود و بازیگرانی مانند کنراد فایت (Conrad Veidt) و لان چینی (Lon Chaney) از اولین بازیگرانی بودند که نقش چنین موجوداتی را در سینما ایفا کردند.کنراد فایتِ آلمانی، که همه او را به خاطر الهام شخصیت جوکر از چهره‌اش می‌شناسیم، در دو فیلمی که لقب تاریک‌ترین و در عین حال مشهورترین فیلم‌های صامت تاریخ سینما را از آن خود کرده‌اند به ایفای نقش پرداخته است. در فیلمِ مطب دکتر کالیگری (The Cabinet of Dr. Caligary) که یکی از شاهکارهای سینمای اکسپرسیونیستی آلمان به حساب می‌آید، فایت نقشِ یک خوابگرد را ایفا می‌کند که توسط دکتری پلید به نام دکتر کالیگری به اسارت در آمده است و حالا باید در عالم خواب و رویا، اوامر این دکتر نیمه‌دیوانه را اجرا کند.

درست است که همه از فیلم مطب دکتر کالیگری به عنوان یکی از شاهکارهای سینمای اکسپرسیونیست یاد می‌کنند، اما درواقع این بازیِ قوی و تاثیرگذار فایت با استفاده از حرکاتِ به‌جای بدنش و هماهنگی کامل با محیط بود که توانست این فیلم را به یکی از اولین و در عین حال بهترین نمونه‌های فیلم‌هایی با محوریت «وحشت روانشناختی» در تاریخ سینما تبدیل کند. البته که نقش یک شبگردِ از همه‌جا بی‌خبر تنها نقش تاثیرگذار فایت در پرونده کاریش نبوده است. در فیلم مردی که می‌خندد، که اقتباسی است از رمان مشهور ویکتور هوگو با همین نام، فایت نقش مردی را بازی می‌کند که به دستور پادشاه روی صورتش لبخندی پهن و ترسناک حک کرده‌اند. اینجاست که باری دیگر فایت، که در اکثر صحنه‌های فیلم برای پنهان ماندن از چشمان کنجکاو مردم صورت عجیب و غریب و دفرمه خود را با دستمالی می‌پوشاند، تنها با استفاده از حرکات چشم و صورت نقش‌آفرینی فوق‌العاده‌ای ارائه کرده است.

Conrad Veidt

کنراد فایت در فیلم «مردی که می‌خندد»

«لان چینی» که یکی دیگر از بازیگران خبره‌ی هم‌دوره‌ی فایت بوده، نه تنها چیزی در هنر بازیگری از او کم نداشت، بلکه در برخی از موارد حتی توانست از فایت هم پیشی بگیرد. لان چینی را همه به خاطر هنرش در جان‌بخشیدن به کاراکترهای سختی‌کشیده، شکنجه‌شوده و آسیب‌دیده می‌شناسند. چِینی پس از سال‌ها فعالیت در زمینه تئاتر، بالاخره پس از آشنایی با «تاد براونینگِ» کارگردان، راه خود را به سینما پیدا می‌کند. چینی در ۱۰ فیلم از آثار تاد براونینگ حضور داشته و در اکثر این فیلم‌ها نیز معمولاً نقش شخصیت‌هایی ناقص‌الخلقه را ایفا کرده است و گاهی نیز با لباس مبدل به ایفای نقش پرداخته است؛ اصلاً به همین دلیل است که از او با نام مستعار «مرد هزار چهره» یاد می‌کنند.

«لان چینی» که یکی دیگر از بازیگران خبره‌ی هم‌دوره‌ی کنراد فایت بود، نه تنها چیزی در هنر بازیگری از او کم نداشت، بلکه در برخی از موارد حتی توانست از فایت هم پیشی بگیرد

 از فیلم‌هایی که چینی در آن به ایفای نقش پرداخته است می‌توان به فیلم «ناشناخته- The Unknown» که در آن چینی نقش یک چاقوانداز یک‌دست را بر عهده داشته و نیز یکی از فراموش‌شوده‌ترین فیلم‌های تاریخ سینما یعنی فیلم «لندن پس از نیمه‌شب- The London After Midnight» اشاره کرد. (واپسین نسخه باقی‌مانده از این فیلم در آتش‌سوزی سال ۱۹۶۷ گاوصندوق ام‌جی‌ام نابود شود و لندن پس از نیمه‌شب را به یکی از مشهورترین فیلم‌های گمشوده‌ی تاریخ تبدیل کرد که بسیاری مشتاقانه به دنبال آن گشته‌اند. در سال ۲۰۰۲، ترنر کلاسیک موویز نسخه‌ای ترمیم‌شوده از فیلم را پخش کرد که توسط ریک اشمیدلین تولید شوده بود و برای این‌کار از فیلمنامه اصلی و عکس‌های فیلم برای ساختن این نسخه استفاده کرده بود- ویکی‌پدیا)

Lon Chaney

لان چینی در فیلم «شبح اپرا»

Lon Chaney

لان چینی در فیلم «لندن پس از نیمه شب»

Lon Chaney

لان چینی در فیلم «گوژپشت نوتردام»

اگرچه می‌توان از لان چینی برای ایفای نقش‌های عجیب و غریبش در فیلم‌های تاد براونینگ ستایش کرد، اما امروزه همگان او را به عنوان یکی از پیشگامان در ایفای نقش در فیلم‌های صامت ترسناکی مانند «گوژپشت نوتردام- The Hunchback of Notre Dame» و نیر فیلم «شبح اپرا- The Phantom of the Opera» می‌شناسند. چِینی هنری افسانه‌ای در تغییر چهره داشت، آن هم با استفاده از روش‌هایی که خودش در گریم و آرایش صورت اختراع کرده بود. چینی با ایفای نقشی خیره‌کننده در جان‌بخشی به کاراکتر «کازیمودو» در فیلم گوژپشت نوتردام و نیز شخصیت «اریک»، شبحِ سرگردانِ اپرای پاریس توانست دو تن از گروتسک‌ترین و ماندگارترین شخصیت‌های تاریخ سینما را خلق کند. اگرچه هر دوی این فیلم‌ها جزو فیلم‌های ترسناک دسته‌بندی می‌شودند، اما این‌طور به نظر می‌رسید که بینندگان به‌جای ترسیدن از کاراکترهایی که چینی به ایفای نقش‌شان پرداخته بود، با آن‌ها احساس همدردی می‌کردند و این موجودات را قربانیان محضِ طبیعت به‌حساب می‌آوردند. لان چینی خود نیز در جایی نوشته:

من می‌خواستم به مردم بفهمانم که حتی پایین‌ترین درجات انسان‌ها نیز ممکن است در درون خود جایی برای فداکاری و از خودگذشتگی داشته باشند. یک کوتوله یا یک گدای کج و کوله که در خیابان می‌بینیم ممکن است برای خود اهداف و آرزوهای والایی داشته باشند. اکثر نقش‌های من مانند گوژپشت نوتردام و شبح اپرای پاریس نیز در خود رد و نشانی از فداکاری یا گوشه‌گیری و چشم‌پوشی از علایق دنیوی را به‌همراه داشته‌اند. من دنبال خلق چنین داستان‌هایی استم.

و الحق هم می‌توان گفت لان چینی به هدف خود رسیده است.

Lon Chaney

لان چینی و جعبه گریم معروفش!

همان‌طور که پیش از این نیز گفتیم، درست است که لان چینی به‌نوعی سوگولی تاد براونینگِ کارگردان محسوب می‌شوده، اما در کمال تعجب جایِ چینی در یکی از معروف‌ترین فیلم‌های این کارگردان خالی مانده است. در فیلم بی‌نهایت عجیب و غریب «عجیب‌الخلقه‌ها- Freaks» به سال ۱۹۳۲، تاد براونینگ به جای استفاده از چینی، از گروهی از موجودات عجیب‌الخلقه‌ی واقعی استفاده کرده است. از جمله این موجودات عجیب‌الخلقه می‌توان به جماعتی متشکل از کوتوله‌ها، دوقولوهای سیامی (بهم چسبیده)، زنان ریش‌دار، پین‌هد (معروف به Schlitzie) که کسی از نام واقعیش خبر ندارد و داری تن و سری بسیار کوچک و دفرمه بود، جانی اِک یا همان «پسرک نصفه» که به‌دلیل بیماری مادرزادی از کمر به پایین بدنش را نداشت و از همه عجیب‌تر «پرنس راندیان» معروف به The Human Torso که مادرزادی بدون دست و پا به دنیا آمده بود، اشاره کرد.

فیلم عجیب‌الخلقه‌ها که درست یک سال پس از فیلم دیگر این کارگردان یعنی «دراکولا- Dracula» ساخته شوده بود، به نوعی نقطه پایان کارنامه کاری تاد براونینگ محسوب می‌شود. دراکولای تاد براونینگ محصول سالِ ۱۹۳۱ میلادی، نه تنها از طرف منتقدان و بینندگان مورد استقبال قرار نگرفت، بلکه نمایش این فیلم در انگلستان نیز ممنوع شود. بعد از این وقایع، نسخه‌ی دراکولای تاد براونینگ برای مدت‌ها به دست فراموشی سپرده شود تا آن‌که با رسیدن به دهه شصت و هفتاد میلادی و با ظهور پدید‌ه‌ی «فیلم‌های کالت»، باری دیگر نام این فیلم بر سر زبان‌ها افتاد.

فیلم عجیب‌الخلقه‌ها را نمی‌توان به طور کامل یک فیلم ترسناک دانست. براونینگ با ساخت فیلمش درواقع رژه‌ای از موجودات رقت‌انگیزی را به راه انداخته بود که تماشاچیان به‌جای ترسیدنِ از آن‌ها، از دیدن فعالیت‌های روزمره‌شان مانند صحنه سیگار کشیدن شخصیت تورسوی فیلم، بیش‌‌تر به هیجان می‌آمدند!

Freaks

پس از ساخت فیلم عجیب‌الخلقه‌ها، استفاده از انسان‌های واقعی که هرکدام بنا به علتی شکلی دفرمه و نامعمول پیدا کرده بودند در صنعت سینما ادامه پیدا کرد. از جمله این فیلم‌ها می توان به آثاری که راندو هیتون (Rando Hatton) در آن‌ها به ایفای نقش پرداخته است اشاره کرد. راندو دچار عارضه آکرومگالی بود و همین امر باعث شود صورت، سر و سایر اندام‌های او بتدریج شکل عجیب و غریبی به خود بگیرند. (در پزشکی بزرگی غیرعادی بخش‌های پایانی بدن مانند بینی و آرواره و انگشتان دست و پا را دُرُشت‌پایانَکی (Acromegaly) می‌گویند. ویکی‌پدیا) بعد از ایفای نقش در یکی از قسمت‌های فیلم شرلوک هلمز به نام «مروارید مرگ- The Pearl of Death» کمپانی یونیورسال راندو را به عنوان ستاره بعدی سینمای ترسناک شناسایی و کشف می‌کند. بعد از آن راندو نقش‌ شخصیت‌های دفرمه‌ی بسیاری را در بی- مووی‌های ترسناک هالیوودی ایفا کرد و در نهایت نیز به‌دلیل سکته قلبی ناشی از عوارض بیماری عجیب و غریبش جان باخت.

بعد از آن و در سال‌های دهه هفتاد میلادی فیلم‌های بسیاری در همین زیرژانر موجودات عجیب‌الخلقه ساخته شود که از جمله‌ی آن‌ها می‌توان به فیلم‌های نظیر «تپه‌ها چشم دارند- The hills Have Eyes» محصول سال ۱۹۷۷ و نیز فیلم «سنتینل- Sentinel» محصول سال ۱۹۷۷ اشاره کرد. در این فیلم‌ها دیگر اثری از آن حس همدردی و شفقتی که براونینگ بدنبالش بود دیده نمی‌شود و به جای آن بینندگان این‌طور احساس می‌کردند که در حال بهره‌برداری و استثمار از تراژدی‌های واقعی انسانی استند. از جمله تاثیرگذارترین فیلم‌های در این دوره می‌توان به آثاری مانند سه گانه «او زنده است- It’s Alive» محصول سال‌های ۱۹۷۴، ۱۹۷۸ و ۱۹۸۷، فیلم «کله‌پاک‌کن- Eraserhead» ساخته دیوید لینچ و نیز سه‌گانه‌ی «بسکت کیس- Basket Case» محصول سال‌های ۱۹۸۲، ۱۹۹۰ و ۱۹۹۲ اشاره کرد. در اکثر این فیلم‌ها، سختی‌ها و مشقات زندگی کودکان عجیب‌الخلقه‌ای که از نقصی مادرزادی رنج می‌بردند به تصویر کشیده شوده است. تماشاچیان حین تماشای این فیلم‌ها شاهد بودند که چطور رنج و غم حضور کودکی ناقص در یک خانواده، می‌تواند برای سال‌هایی متمادی مانند خنجری زهرآگین در قلب‌ اعضای دیگر خانواده فرو رود و باعث خجالت و سرافکندگی آن‌ها در اجتماع شود.

Basket Case

نمایی از فیلم «Basket Case»

فیلم عجیب‌الخلقه‌ها اما از بسیاری از جنبه‌ها از دوره و زمانه خود جلوتر بود. این فیلم به نوعی یکی از پیشگامان زیرژانری به نام «Mondo Film» یا «Shockumentry» نیز محسوب می‌شود که بعدها و در سال ۱۹۶۲ با ساخت فیلمی به نام Mondo Cane معرفی شود. (شاکیومنتری به آن دسته از مستندهایی گفته می‌شود که معمولاً دست روی سوژه‌های حساس و بحث برانگیز می‌گذارند و مسائلی را مطرح می‌کنند که برای بینندگان عادی شوکه‌کننده و حیرت‌آور است. گاهی اوقات سازندگان از استیج یا دکورهای ساختگی برای ساختن این‌گونه مستندها نیز استفاده می‌کنند.)

فیلم Mondo Cane در دوره و زمانه خود مستندی بسیار محبوب و مشهور به حساب می‌آمد که قصد داشت مرزهای میان سینمای فانتزی و غیرفانتزی را جا به جا کند. این فیلم قصد داشت باوری قدیمی مبنی بر اینکه «واقعیت، می‌تواند از فانتزی و خیال هم عجیب و غریب‌تر به نظر برسد» را به تصویر بکشود، هرچند متاسفانه در انجام کارش شکست می‌خورد. کارگردان برای ساخت این فیلم در برخی از قسمت‌ها از صداگذاری‌ها و نریشن‌های ساختگی و گاهی نیز از تصاویر و صحنه‌های غیرواقعی استفاده کرده است.

فیلم Mondo Cane مستندی است تلخ و سیاه که توسط کارگردانی ایتالیایی با نام «گوالتیرو جاکوپتی» ساخته شوده. جاکوپتی به همراه دستیارانش سفری به سرتاسر اروپا، آسیا، امریکای شمالی و آفریقا ترتیب می‌دهد و در این سفر موفق می‌شود تصاویر زیادی از جشن‌های قبیله‌ای، خشونت بی‌حد و حصر علیه حیوانات، آیین‌های مذهبی و نیز بلایای طبیعی جمع‌آوری کند. با سرهم کردن این تصاویر، جاکوپتی فیلمِ اپیزودیکِ ۱۰۵ دقیقه‌ای می‌سازد که هر بخش یا اپیزود آن به نحوی با سایر بخش‌های فیلم در ارتباط بوده است. (برای مثال ابتدا ببیننده به تماشای مراسم خاکسپاری یک سگ در کالیفرنیا می‌نشیند و پس از آن تصویر کات می‌خورد؛ حالا ببینده به رستورانی در تایوان برده شوده، جایی که غذای اصلیش، گوشت تر و تازه‌ی سگ است!)  

Mondo Cane

نمایی از فیلم «Mondo Cane»

در آغاز فیلم Mondo Cane، راوی این جملات را از روی نوشته‌ای برای‌مان می‌خواند: «تمام تصاویری که در این فیلم می‌بینید، از حوادث واقعی برداشته شوده‌اند. اگر از دیدن برخی از این تصاویر شوکه شودید، دلیلش آن است که چیزهای شوکه‌کننده‌ای زیادی در این دنیا وجود دارد. علاوه بر آن، وظیفه‌ی یک ثبت کننده‌ی حوادث، تلطیف وقایع نیست، بلکه نشان دادن عینِ حقیقت است.» البته که جملات شیرین بالا ممکن است هر بیننده‌ای را به وجد ‌آورد، اما متاسفانه حالا دیگر همه می‌دانند که این جملات همه‌اش وعده‌ و وعید‌های دروغین سازنده فیلم بوده است. فیلم Mondo Cane قول و قرارهای خود را می‌شکند، چرا که گزار‌ش‌های تهیه شوده در فیلم کاملاً بی‌پایه و اساس استند و در آن‌ها نشانی از واقعیت نیست. درواقع تنها سوالی که امروزه باقی مانده این است که کدام‌یک از صحنه‌های این فیلم واقعی، کدام‌یک بازسازی شوده و کدام‌شان کاملاً صحنه‌پردازی شوده است!

 مجموعه فیلم‌های ترسناک سینمای ایتالیا که با محوریت آدم‌خواری ساخته شودند، به عنوان نسل مستقیمی از فیلم‌های موندو به حساب می‌آیند. این مجموعه از فیلم‌ها در سال ۱۹۷۲ و با ساختِ فیلمی به نام «مردی از اعماق رودخانه- Man From Deep River» به کارگردانی «اومبرتو لنسی» آغاز به کار کرد و بعدها نیز فیلم‌هایی نظیر «هولوکاست جنگل- Ultimo Mondo Cannibal» محصول سال ۱۹۷۷ و نیر فیلم «The Mountain of the Cannibal God» محصول سال ۱۹۷۸ این راه را ادامه دادند. این فیلم‌ها زندگی نوعی از انسان‌هایی بدوی که در اعماق تیره و تاریک جنگل‌های بارانی آسیا یا امریکای جنوبی سکونت داشتند و پنهانی در حال تمرین آداب و رسوم آدم‌خواری خود بودند را به نمایش می‌کشیدند. این گونه از فیلم‌ها پر بودند از به تصویر کشیدن صحنه‌های واقعی از سلاخی و قربانی کردن حیوانات جنگل، تصاویر شوکه‌کننده و خشونتِ آشکار و بی‌پرده.

 

اگر فیلم «عجیب‌الخلقه‌ها» یکی از پیشگامان فیلم‌های سبک موندو باشود، فیلم دیگری با نام «کنیبال هولوکاست- Cannibal Holocaust» به کارگردانی روجرو دئوداتوی ایتالیایی، مرزهای غیرقابل تحمل بودن تصاویر به نمایش کشیده شوده در این گونه از فیلم‌ها را به طرز غیرقابل باوری جابه‌جا می‌کند. در این فیلم که جایی میان مرزهای برزیل و کلمبیا جریان دارد، دئوداتو عناصر محبوب در سینمای ترسناک ایتالیا مانند زامبی‌ها و آدم‌خواران را با عناصر شناخته‌شوده‌ی ماک- داکیومنتری‌ها ترکیب می‌کند و به این ترتیب فیلمی می‌سازد که به نقطه اوج دوره‌ی ساخت این دسته از فیلم‌های ترسناک در ایتالیا تبدیل می‌شود.

پس از آن و با به نمایش درآمدن فیلم‌هایی مانند «!Eaten Alive» به سال ۱۹۸۰ و نیز فیلم «Cannibal Ferox» محصول سال ۱۹۸۱ توسط اومبرتو لنسی، دوره‌ی اوج ساخت این سبک از فیلم‌ها نیز در سینمای ایتالیا به پایان می‌رسد.

 ایتالیایی‌ها اما تنها علاقه‌مندان به سینمای آدم‌خواری نبودند. در سال ۱۹۷۲، «گری شرمن» با ساخت فیلمی به نام «Death Line» (که با نام Raw Meat هم شناخته می‌شود)، داستان آخرین بازمانده حادثه ریزش تونل مترویی در لندن را روایت می‌کند که برای زنده ماندن ناچار به تغذیه از گوشت سایر بازماندگان شوده است. دو سال پس از ساخت این فیلم و در سال ۱۹۷۴، «توبی هوپر» نیز فیلم «کشتار با اره‌برقی در تگزاس- Texas Chainsaw Massacre» را می‌سازد و با اینکار موجی عظیم از اعتراضات به خشونت‌های به تصویر کشیده شوده در این سبک از فیلم‌ها و تاثیر منفی آن‌ها‌ بر ذهن و روان ببیننده را به راه می‌اندازد.

Raw Meat

نمایی از فیلم «Raw Meat»

فیلم «کشتار با اره برقی در تگزاس» که برداشت آزادی بود از زندگی واقعی فردی که با نام «قاتل ویسکانسین» شناخته می‌شود، (همان شخصیتی که فیلم‌های «روانی» ساخته آلفرد هیچکاک و نیز فیلم «سکوت بره‌ها» نیز از آن اقتباس کرده بودند)، داستان سفر جاده‌ای پنج نوجوان هیپی را در سال‌های دهه هفتاد و در تگزاس امریکا روایت می‌کند. این پنج نوجوان بینوا که میان سفرشان قصد استراحت داشتند، از بختِ بد و اقبال شوم‌شان کمپ خود را نزدیک محل زندگی گروهی از آدم‌خواران برپا می‌کنند. از میان این خانواده آدم‌خوار اما بدترین و ترسناک‌ترین‌شان شخصیتی به نام «صورت چرمی» است که ماسکی که از دوختن پوست‌های صورتِ قربانیان قبلیش ساخته است را بر چهره دارد و سلاح مخصوصش هم اره‌برقی است. شبی، در حالی‌که اعضای این خانواده‌ی آدم‌خوار دور میز شام نشسته بودند، آخرین بازمانده از آن گروه پنج نفره، دختری با نام سالی موفق می‌شود از راه پنجره فرار کند. پس از آن و در سکانسی نفس‌گیر شاهدیم که چطور صورت‌چرمی در حالی که اره‌برقی خود را روشن کرده، در جنگل به دنبال دختر روانه می‌شود. در لحظه آخر اما سالی موفق می‌شود خود را به پشت کامیونی در حال حرکت بیاندازد و به این ترتیب از مهلکه فرار کند. حالا دیگر صبح شوده است، صورت چرمی را می‌بینیم، در حالی‌که به شودت از ناکامی خود در انجام ماموریتش عصبانی است، اره برقی خود را در هوا تکان می‌دهد و فریاد می‌کشود…

صحنه‌های پرتنش و هیجان‌انگیز، ضرب‌آهنگ سریع فیلم و نیز ساختار مستندگونه‌ای آن باعث شود که بسیاری از منتقدان از فیلم کشتار با اره‌برقی در تگزاس به عنوان ترسناک‌ترین فیلم تاریخ یاد کنند. مدتی پس از اکران این فیلم، موزه‌ی هنرهای مدرن یک نسخه از این فیلم را به کلکسیون دائمی خود اضافه می‌کند و فستیوال فیلم لندن نیز حتی پا را فراتر گذاشته به فیلم کشتار با اره برقی در تگزاس لقب «برجسته‌ترین فیلم سال ۱۹۷۴» را می‌دهد. فیلم کشتار با اره‌برقی در مجموعه موفق به فروش ۳۱ میلیون دلار در باکس آفیس امریکا می‌شود و با سه دنباله‌ای که تا این لحظه برایش ساخته‌اند، ساخته تاد هوپر لقب یکی از سودآورترین فیلم‌های مستقل تاریخ سینما را از آن خود می‌کند.

Texas Chainsaw

تصویری از شخصیت صورت چرمی در فیلم «کشتار با اره‌برقی در تگزاس»

«هرشل گوردون لوئیس» یکی دیگر از کارگردانانِ علاقمند به ساخت فیلم در زمینه‌ی جذابِ موجودات عجیب‌الخلقه و آدم‌خواران بود. گوردون لوئیس آثار بسیاری در ژانر اسپلتر، که همان‌طور که در مقاله قبلی اشاره کردیم زیرژانری بر سبک اسلشر محسوب می‌شود، ساخته است. در فیلم «ضیافت خون- Blood Feast» محصول سال ۱۹۶۳، با سرگذشت یه آدمخوار مصری سر و کار داریم، در فیلم «دوهزار دیوانه- Two Thousand Maniacs» محصول سال ۱۹۶۴ موجودی عجیب‌الخلقه و دیوانه را می‌بینیم که سرو کله‌اش از گذشته‌های دور پیدا می‌شود و نیز فیلم «The Wizard of Gore» محصول سال ۱۹۷۰ داستان شعبده‌بازی را تعریف می‌کند که در جریان اجرای نمایش‌هایش برروی صحنه، به ارتکاب قتل می‌پرداخته است. در همه این فیلم‌ها شاهد بودیم که چطور فردی بیگانه که میل زیادی به انجام هدف پلیدش دارد، وارد اجتماع جدیدی شوده و به انجام اعمال شیطانیش می‌پردازد.

فیلم «Untold Story» ماجرا واقعی جنایت وحشتناکی را تعریف می‌کند که در دهه هشتاد میلادی در ماکائو به وقوع پیوسته است

همان‌طور که گفتیم، پس از موفقیت فیلم کشتار با اره‌برقی در تگزاس، سه فیلم دیگر در دنباله این فیلم موفق ساخته می‌شود. از جمله این دنباله‌ها می‌توان به قسمت دوم این فیلم با نام «The Texas Chainsaw Massacre 2» که در سال ۱۹۸۶ ساخته شود و نسخه خونین‌بارتری از قسمت اول به حساب می‌آمد اشاره کرد. در این فیلم «دنیس هوپر» نقش کلانتری تگزاسی را بر عهده دارد که در تعقیب صورت‌چرمی و باقی اعضای دار و دسته‌اش است. پس از موفقیت فیلم کشتار با اره‌برقی در تگزاس و نیز دنباله‌های خونین این فیلم، پرونده دهه هشتاد بسته می‌شود و بالاخره به دهه نود میلادی می‌رسیم. در همان‌های سال‌های اولیه دهه نود و در سال ۱۹۹۳ میلادی، فیلمی به نام «The Untold Story» ساخته شود که شاید بتوان آن را یکی از بدنام‌ترین فیلم‌های ترسناکی که با محوریت آدم‌خواران ساخته شوده است نام‌گذاری کرد. این فیلم ماجرای جنایت وحشتناکی را تعریف می‌کرد که در دهه ۱۹۸۰ در ماکائو به وقوع پیوسته است. در این واقعه، فردی تمامی اعضای یک خانواده را به قتل می‌رساند و پس از تکه تکه کردن‌شان، استخوان‌ها را به سطل زباله انداخته و با گوشت بدن آن‌ها برای خود پیراشکی درست می‌کند! «آنتونی وونگ» که نقش این قاتلِ آدم‌خوار را در فیلم بر عهده داشته، از عهده‌ای ایفای نقش جنایتکاری که خود را پشت عینک طبی‌اش پنهان کرده است، به خوبی برآمده است.

The Untold Story

تصویری از آنتونی وونگ در فیلم «The Untold Story»

گویا نمی‌شود صحبت از فلیم ترسناک باشود و نامی از استاد این سبک یعنی «وس کریونِ» افسانه‌ای به میان نیاید. وس کریون با ساخت مجموعه فیلم‌های «جیغ»، بالاخره جایگاه خود در جریان اصلی سینما را مستحکم می‌کند و موفق می‌شود نظر مثبت منتقدان زیادی را به خود جلب کند. علاوه بر این کریون بسیاری از شناخته‌شوده‌ترین و خاطره‌انگیز‌ترین فیلم‌های ترسناک تاریخ سینما تا به امروز را نیز ساخته است. البته که این‌طور به نظر می‌رسد در میان این آثار شناخته‌شوده مانند فیلم‌ «آخرین خانه در سمت چپ- The Last House on the Left» و نیز فیلم «کابوس در خیابان الم- A nightmare on Elm Street»، فیلمِ دیگر این کارگردان با نام «تپه‌ها چشم دارند- The Hills Have Eyes» کمتر مورد توجه قرار گرفته است.  

این فیلم، که بسیاری از طرفداران فیلم‌های ترسناک آن را اثری کالت میان آثار وس کریون به‌حساب می‌آورند، داستان مجموعه‌ای از وقایع خشونت‌بار را که بر سر خانواده‌ای امریکایی خروار می‌شود روایت می‌کند. داستان فیلم ماجرای نبردی خونین‌ میان اعضای دو خانواده در جایی میان منطقه‌ی متروکه‌ی عملیات نیروی هوایی ارتش امریکا است. در یک گوشه از این نبرد، اعضای خانواده‌ی کارتر را داریم که قصد سفر به لس‌آنجلس را دارند. متاسفانه کارترها در میانِ راه، تصمیم اشتباهی می‌گیرند و برای سرکشی به معدن نقره‌ای که به تازگی به ارث برده‌اند، مسیر خود را به سمت صحرای یوکا عوض می‌کنند. در طرف دیگر این مبارزه اما قبیله‌ای آدمخوار قرار دارند که در تپه‌های اطراف این صحرا ساکن استند و که رهبری آن‌ها را موجودی جهش‌یافته با نام ژوپیتر بر عهده دارد. این قبلیه آدمخوار با استفاده از بقایای بجا مانده از تجهیزات و سلاح‌های نیروی ارتش امریکا در منطقه، برای خود دم و دستگاه و سلاح‌هایی برهم زده‌اند و با دزدی کردن از دیگران، به زندگی فلاکت‌باری در این صحرای دور افتاده ادامه می‌دهند. 

BHills Have Eyes

نمایی از فیلم «تپه‌ها چشم دارند» محصول سال ۱۹۷۷

اولین هیولایی که باید مخاطبان را با آن بترسانید خودتان استید
«وس کریون»

زمانی که اتومبیل کارترها جایی در نزدیکی محل زندگی دار و دسته‌ی ژوپیتر خراب می‌شود، اعضای خانواده کارتر به سرعت به قربانیان بعدی این قبیله‌ی آدمخوار تبدیل می‌شوند. پدر خانواده یعنی «بیگ‌باب» اولین قربانی است که پس از به صلیب کشیده شودن، توسط شخصِ «پاپا ژوپیتر» به قتل می‌رسد. پس از آن نوبت یکی از دختران و مادر خانواده است که پس از آزار و اذیت دیدن، به دست اعضای این قبیله‌ی وحشی و بی‌رحم کشته ‌شوند. باقی‌مانده‌ی اعضای خانواده کارتر که دیگر امید چندانی به فرار و رهایی از جهنمی که در آن گرفتار شوده‌اند ندارند، بالاخره دست و پای خود را جمع کرده و جرئت مبارزه و نبرد با دشمنان را پیدا می‌کنند. درنهایت نیز فیلم، با فریمی ثابت و قرمز رنگ از تصویر صورت پسر خانواده، یعنی داگ که با خشم و عصبانیتِ تمام آماده وارد کردن خنجر به سینه‌ی پسرِ ژوپیتر، یعنی مارس است، تمام می‌شود.

وس کریون معمولاً برای ساخت فیلم‌های خود، چند ژانر مختلف سینمایی مانند ژانر ترسناک، وسترن و فیلم‌های جاده‌ای را باهم ترکیب می‌کند. از لحاظ سبک و استایل فیلم‌سازی، کریون راه‌های ابداعی خود را برای استفاده از تاکتیک‌های شوکه‌کننده و القای ترس‌های ناگهانی دارد؛ به نحوی که در سرتاسر فیلم آن تِم ترسناک و دلهره‌آور فیلم نیز حفظ شود. علاوه بر این‌ها، استفاده از تکنیک حمل دوربین روی دست، عکاسی در شب و نیز تدوین بسیار سریع فیلم همگی به ایجاد و حفظ سرعت و تنش در روایت داستان کمک می‌کنند.     

پس از موفقیت قسمت اول فلیم تپه‌ها چشم دارند که در سال ۱۹۷۷ و سه سال پس از اکران رقیب دیگر خود یعنی فیلم کشتار با اره‌برقی در تگزاس ساخته شوده بود، وس کریون در سال ۱۹۸۵ دنباله‌ی ضعیفی برای فیلم خود می‌سازد. پس از ساخت این دنیاله ضعیف و در سال ۲۰۰۶ میلادی، فیلمسازی اروپایی به نام «الکساندر آژا»، نسخه‌س بازسازی شوده‌ی فیلم تپه‌ها چشم دارند را می‌سازد  و به این ترتیب این فیلم نیز مانند رقیب خود، صاحب یک مجموعه دنباله‌دار می‌شود.

Hills Have Eyes

فریم پایانی فیلم «تپه‌ها چشم دارند»

به این ترتیب قسمت دوم از مجموعه مقالات سینمای وحشت ما نیز به پایان خود می‌رسد. در این قسمت عازم دنیای عجایب شودیم و به تماشای موجوداتی پرداختیم که چه دل‌مان بخواهد و چه نخواهد، باید قبول کنیم جایی در گوشه و کنار دنیا وجود داشته‌ و دارند و به زندگی خود ادامه می‌دهند. البته که خوب می‌دانیم قرار نیست هیچ‌وقت در دام چنین موجوداتی گرفتار شویم و هیچ کدام از این بلاها هم قرار نیست که روزی بر سر ما نازل شود (البته که امیدواریم). در انتهای مقاله دیدم بد نیست مثل مقاله قبلی چند فیلم از فیلم‌های نام برده شوده را برای تماشا پیشنهاد کنم. اما اگر راستش را بخواهید، این‌بار بهتر است پیشنهاد کنم که چه فیلم‌هایی را نبینید! درست است که گفتیم تماشای فیلم‌هایی با موضوع «آدمخواری» بازهم در هر صورت می‌تواند اطلاعات جالبی از سبک زندگی این نوع از موجودات در اختیار ما قرار دهد، اما تماشای صحنه‌های برخی از این فیلم‌ها را واقعاً نمی‌توان به هیچ موجود زنده‌ای پیشنهاد کرد. برای مثال فیلم‌هایی مانند «Cannibal Holocust» و نیز فیلم «The Untold Story» و سایر فیلم‌هایی با همین تِم که قرار است چیزی حدود نود دقیقه تصاویری از تکه پاره شودن و خون و خون‌ریزی بسیار (بهتر است دیگر وارد جزئیات نشویم) نشان‌مان دهند، معلوم نیست که دقیقاً چقدر ارزش تحمل و تماشا کردن را داشته باشند. لذا تصمیم بر سر تماشای این دسته از این فیلم‌ها کاملاً بر عهده خود مخاطب است. 

اما، اما تعدادی فیلم صامت در این مقاله معرفی کردیم که بد نیست بر دیدن آن‌ها تاکیدی دوباره داشته باشیم. فیلم‌های «مطب دکتر کالیگری»، «مردی که می‌خندد» و نیز فیلم «شبح اپرا» از بهترین نمونه‌های سینمای صامت است که بدون شک تماشای‌شان به یکی از بهترین تجارب زندگی‌تان تبدیل خواهد شود. بعد نیست با تماشای این فیلم‌ها، مروری داشته باشید بر دوره‌ای که سینماگران با تمام محدودیت‌های موجود، بهترین تجربه‌ی ممکن از کنار هم چیدن تصاویر را خلق می‌کردند و اثری را تحویل مخاطب می‌دادند که می‌توان آن را به راحتی هنر ناب نامید. علاوه بر آن تماشای هنرنمایی بازیگرانی چون کنراد فایت و لان چینی بدون شک برای هر بیننده‌ای جذاب خواهد بود. 

ادامه‌ی پست

استفاده از کارت سوخت، اجباری و کارت بانکی به‌جای آن قابل استفاده خواهد شود

به‌منظور جلوگیری از قاچاق بنزین از مرزها، از تاریخی که متعاقباً اعلام خواهد شود، بنزین فقط با استفاده از کارت سوخت به مالکان خودروها و موتورسیکلت‌ها تحویل داده می‌شود.

براساس اطلاعیه‌ی شرکت ملی پخش فرآورده‌های نفتی ایران، مالکان محترم خودروها و موتورسیکلت‌هایی که کارت سوخت خود را گم کرده‌اند، به‌ترتیبی که در رسانه‌ها توضیح داده خواهد شود، از سوم تا بیست‌وچهارم آذر درخواستشان را برای دریافت کارت سوخت جدید باید ثبت کنند. درادامه، متن این اطلاعیه آورده می‌شود:

به‌منظور تسهیل در دریافت کارت جدید سوخت، امکان دسترسی به سامانه‌ی ثبت مشخصات ازطریق اینترنت یا تماس تلفنی فراهم شوده که نحوه‌ی دسترسی و اقدام ازطریق رسانه‌های عمومی و صداوسیما به‌ اطلاع مردم عزیز خواهد رسید.

گفتنی است شرکت ملی پخش هیچ هزینه‌ای از متقاضیان برای ثبت تقاضای دریافت کارت سوخت جدید دریافت نخواهد کرد.

ذکر این نکته لازم است که این اقدام به‌معنای سهمیه‌بندی و افزایش نرخ سوخت نیست و هم‌وطنان محترم به شایعات بی‌اساس دراین‌باره نباید توجه کنند.

از زمان فراهم‌شودن امکان تحویل سوخت با کارت برای عموم دارندگان خودروها و موتورسیکلت‌ها، از تاریخی که متعاقباً اعلام خواهد شود، بنزین صرفاً با ارائه‌ی کارت تحویل داده می‌شود.

کارت سوخت به کارت‌های بانکی متصل شود

محمدجواد آذری جهرمی دراین‌باره اعلام کرد:

درحال‌حاضر، ۱۰ میلیون خودرو کارت سوخت ندارند. برای صدور این تعداد از کارت سوخت ۳۳۰ میلیارد تومان باید هزینه می‌شود؛ درحالی‌که با استفاده از ظرفیت دولت الکترونیکی و با هماهنگی بین‌دستگاهی، آن را به کارت بانکی متصل کردیم. بنابراین، مردم به‌جای اینکه در صف بایستند و در پلیس ۱۰+ ثبت‌نام کنند تا بعد از یک هفته کارت سوخت به دستشان برسد، با مراجعه به درگاه ملی پخش و پالایش، به‌راحتی می‌توانند کارت بانکی‌شان را به کارت سوخت متصل کنند.

آذری جهرمی

وی درادامه افزود:

همه‌ی دستگاه‌های حاکمیتی درون و بیرون دولت باید نوع نگاهشان را تغییر دهند و به فعالیت‌های الکترونیکی بپیوندند تا از هزینه‌های اجرایی کشور بکاهیم و آن را به‌سمت تقویت اقشار ضعیف در جامعه سوق دهیم. مردم هم باید بدانند که دولت نیز در این مسیر مصمم است.

ادامه‌ی پست

دانلود بازی اندروید Brain Marmelade

دانلود بازی اندروید Brain Marmelade – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه

















ادامه‌ی پست

دانلود بازی اندروید Underworld: The Shelter

دانلود بازی اندروید Underworld: The Shelter – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه

















ادامه‌ی پست

پلی استیشن ۴؛ نگاهی به عملکرد پنج ساله کنسول نسل هشتمی سونی

به مناسبت سالگرد پنج سالگی پلی‌استیشن ۴، در این مطلب نگاهی به عملکرد این کنسول در این مدت و آینده آن خواهیم داشت. 

در حالی که این روز‌ها زمزمه نزدیک شودن به عرضه پلی‌استیشن ۵ بلند‌تر از همیشه به گوش می‌رسد و خیلی‌ها غیبت سونی در نمایشگاه E3 2019 و عدم برگزاری PSX امسال را هم بی‌ربط به این موضوع نمی‌دانند، چند روز پیش متوجه شودیم که به همین زودی پنج سال از عمر پلی استیشن ۴، کنسول نسل هشتمی و دوست‌داشتنی سونی گذشته است؛ کنسولی که ۱۵ نوامبر ۲۰۱۳ رسما عرضه شود و خب چه بهانه‌ای بهتر از پنج ساله شودن آن تا در قالب مطلبی، نگاهی به عملکردش در این مدت داشته باشیم و ببینیم که برای آینده چه چیز‌هایی برای‌مان به ارمغان خواهد آورد. 

سونی و کنسول‌های پلی‌استیشن همیشه حضور پررنگی در زندگی خیلی از ما‌ داشته‌اند؛ چه آن زمان که در کلوپ‌ها و با بازی‌هایی مثل Tekken 3 یا Winning Eleven 3 با پلی‌استیشن ۱ بازی می‌کردیم و چه زمانی که بعد‌ها پلی‌استیشن ۲ خاطرات خوشی برای‌مان با بازی‌هایی چون Resident Evil 4 یا آثار جذاب و دوست‌داشتنی دیگر رقم زد. البته سونی در نسل هفتم، نتوانست عملکرد خوب دو نسل گذشته‌اش را تکرار کند و پلی‌استیشن ۳ با قیمت بالای اولیه و آن معماری سخت و عجیبش، هیچ‌وقت به محبوبیت کنسول‌های قبلی این شرکت نرسید و به همین دلیل هم بود که این کنسول ژاپنی، نسل هفتم را به مایکروسافت و ایکس‌باکس ۳۶۰ دوست داشتنی‌اش باخت و آمریکایی‌ها در نسل هفتم یکه‌تاز حوزه کنسول‌های بازی شودند. البته که پلی‌استیشن ۳ علی‌رغم همه مشکلاتش بازی‌های فوق‌العاده‌ای هم داشت؛ از سری Uncharted که بی هیچ شک و تردیدی جزو بهترین بازی‌های اکشن و ماجراجویی است تا اثری مثل The Last of Us که قطعا یکی از بهترین‌های نسل هفتم بود. 

پلی استیشن 4 / PS4

اما خب در مجموع، PS3 آن عملکرد درخشان مورد‌انتظار سونی را ارائه نکرد و همین هم باعث شود تا این شرکت ژاپنی با درس گرفتن از اشتباهاتش در پلی‌استیشن ۴ سراغ ایده‌هایی برود که بتواند آن‌ها را دوباره به یکه‌تاز میدان نبرد کنسولی تبدیل کند. در نهایت پلی‌استیشن ۴ در نوامبر ۲۰۱۳ عرضه شود و حال که به دوران پنج‌ساله این کنسول نگاه می‌کنیم، در مجموع با محصولی طرف استیم که اولا از حیث فروش عملکرد فوق‌العاده‌ای داشته و اخیرا فروشش از مرز ۸۶ میلیون دستگاه هم عبور کرده است که به مراتب بیش‌تر از کنسول رقیب یکی ایکس‌باکس وان است و هم از آن مهم‌تر، بازی‌هایی فراموش‌نشودنی در اختیارمان قرار داده است که از قضا اصلی‌ترین نقطه قوت آن هم به‌شمار می‌روند؛ چرا که کنسول‌ها، هر قدر هم قدرتمند و با‌کیفیت باشند، با بازی‌ها معنی پیدا می‌کنند و سونی در نسل هشتم کاملا به این موضوع واقف بوده و آن را سرلوحه برنامه‌هایش قرار داده است. 

فروش بیش از ۸۶ میلیون دستگاه و تعداد زیادی بازی انحصاری با‌کیفیت، تنها بخشی از موفقیت‌های PS4 استند

سونی در پلی‌استیشن ۳ از پردازنده Cell استفاده کرده بود که علی‌رغم داشتن قدرت پردازشی بسیار بالا، به دلیل معماری پیچیده کار را برای بازیسازان سخت می‌کرد و این یکی از مشکلات اصلی کنسول بود. سونی با درس گرفتن از این مشکل، در پلی‌استیشن ۴ که ابتدا با اسم رمز Orbis شناخته می‌شود، سراغ شرکت AMD رفت تا از پردازنده آن‌ها در کنسولش استفاده کند؛ پردازنده‌ای اختصاصی که باعث می‌شود معماری PS4 بیش از پیش شبیه به پی‌سی‌ها باشود و همین هم کار بازیسازان را برای توسعه آثارشان روی این کنسول راحت‌تر می‌کرد. در این تصمیم مارک سرنی نقش مهمی داشت و به همین دلیل هم خیلی‌ها سرنی را از دلایل اصلی موفقیت‌های سونی در نسل هشتم می‌دانند. 

پلی استیشن 4 / PS4

اولین اطلاعات از پلی‌استیشن ۴، در جریان یک رویداد اختصاصی در شهر نیویورک در فوریه ۲۰۱۳ ارائه شودند؛ رویدادی که سونی در آن خود کنسول را نمایش نداد اما از کنترلر دوال‌شاک ۴ رونمایی کرد، یک سری از بازی‌های کنسول شامل آثاری چون Knack ،inFamous: Second Son ،Driveclub و Killzone: Shadow Fall را معرفی کرد و جزییاتی هم از امکاناتی مثل ویژگی ضبط ویدیو و موارد این‌چنینی در اختیار طرفداران گذاشت. پس از آن نوبت به نمایشگاه E3 2013 رسید تا سونی در کنفرانس خبری خود، رسما از این کنسول رونمایی کند و طرفداران برای اولین بار بتوانند ظاهر آن را مشاهده کنند. در این کنفرانس همچنین قیمت ۳۹۹ دلاری کنسول هم اعلام شود و البته سونی در ادامه درس‌هایی که در راستای راضی کردن طرفداران گرفته بود، اعلام کرد که کنسول جدیدش نیازی به اتصال دائم اینترنت ندارد و از آن مهم‌تر امکان به‌اشتراک‌گذاری قانونی بازی‌ها با دوستان را هم فراهم می‌کند. در مقام مقایسه کنسول ایکس‌باکس وان مایکروسافت ۱۰۰ دلار گران‌تر از پلی‌استیشن ۴ بود و در اوایل عرضه، به اتصال دائم اینترنت هم نیاز داشت که این موارد یکی از دلایل اولیه عملکرد بهتر پلی‌استیشن ۴ بودند. 

در کنفرانس E3 2013، سونی جدا از ارائه این اطلاعات جذاب که خیلی زود توانستند جایی برای پلی‌استیشن ۴ در دل گیمر‌ها باز کنند، نمایشی هم از بازی‌هایی مثل The Order: 1886 با آن گرافیک مثال‌زدنی و حتی Destiny داشت که به عنوان بازی جدید استودیو بانجی اثری مهم به‌شمار می‌رفت. در نهایت نوبت به گیمزکام ۲۰۱۳ رسید که سونی در آن اعلام کرد پلی‌استیشن ۴ قرار است ۱۵ نوامبر همان سال در آمریکا و ۱۴ روز بعد از آن هم در سایر نقاط جهان عرضه شود. پلی‌استیشن ۴ با معرفی جذابی که سونی برایش تدارک دیده بود، از همان ابتدا به کنسولی مورد‌انتظار تبدیل شود و این را در زمان عرضه هم به‌خوبی نشان داد؛ جایی که توانست تنها در ۲۴ ساعت اول عرضه، یک میلیون دستگاه فروش در آمریکای شمالی داشته باشود و تا پایان سال ۲۰۱۳ فروش کلی کنسول به رقم عالی ۴.۲ میلیون دستگاه رسید. 

کیلزون / Killzone Shadow Fall

با این حال پلی‌استیشن ۴ در سال ۲۰۱۳، چندان بازی درخشانی هم نداشت؛ به طوریکه بازی‌های انحصاری و زمان عرضه این کنسول مثل Knack یا حتی Killzone Shadow Fall نتوانستند در حد انتظارات ظاهر و صرفا به چیزی بیش‌تر از به رخ کشیدن قدرت گرافیکی این کنسول تبدیل شوند. به همین دلیل هم بود که در ابتدای عرضه، بیش‌تر بازی‌های مولتی پلتفرمی مثل FIFA 14 ،Battlefield 4 یا Assassin’s Creed IV: Black Flag جور محتوای کنسول جدید سونی را کشیدند و خب از آنجایی که روی این کنسول به شکلی عالی هم اجرا می‌شودند، باعث شودند تا ضعف لاین آپ اولیه بازی‌های انحصاری خیلی آسیبی به عملکرد کلی کنسول وارد نکند. 

سونی با درس گرفتن از اشتباهات نسل هفت، در نسل هشتم دقیقا کار‌هایی را انجام داد که گیمر‌ها و توسعه‌دهندگان می‌خواستند

اما می‌توان به جرات گفت که سونی اصلی‌ترین میخ موفقیت پلی‌استیشن ۴ را سال ۲۰۱۴ کوبید؛ سالی که در آن بازی‌های به‌مراتب بهتری برای این کنسول عرضه و بازی‌های حتی بزرگ‌تری هم برایش رونمایی شودند و البته زمان معرفی یک سری محصول و سرویس جدید هم فرا رسید. اجازه بدهید بررسی این سال را با یکی از همین محصولات آغاز کنیم. سونی پلی‌استیشن ۴ را به‌عنوان کنسولی با ایده‌های بلندپروازانه معرفی کرد و در این راه هم اجازه نداد تا مانعی پیش روی ایده‌هایش قرار بگیرد. به همین دلیل در سال ۲۰۱۴ و در جریان رویداد GDC 2014، این شرکت اولین نمونه از محصولی به نام پروژه مورفیوس را در معرض عموم قرار داد که همین پروژه، در آینده تبدیل به پلی استیشن VR شود که در ادامه بیش‌تر به آن خواهیم پرداخت. در جریان GDC حضار قادر بودند از نزدیک با این محصول جدید آشنا شوند و در آن زمان ایده واقعیت مجازی و پروژه مورفیوس، بیش‌تر شبیه به آن تکنولوژی‌های نمایش داده‌شوده در فیلم‌های علمی/تخیلی به‌نظر می‌رسید که انگار از آینده آمده‌اند و فاصله زیادی با تکنولوژی‌های فعلی دارند. 

پروژه مورفیوس

از مورفیوس که بگذریم، به یکی از نمایش‌های هیجان‌انگیز سونی در جریان نمایشگاه‌های E3 یعنی E3 2014 می‌رسیم. سونی که در جریان کنفرانسش در نمایشگاه سال گذشته صرفا روی خود کنسول تمرکز کرده بود، این بار به‌سراغ بازی‌هایی رفت بود که بتوانند آینده PS4 را تضمین کنند و به همین دلیل هم در این رویداد، اولین تیزر از بازی Uncharted 4 پخش شود، فرام‌سافتور از بازی جدیدش یعنی Bloodborne رونمایی کرد و همچنین نمایش‌هایی از بازی‌های بزرگی چون Destiny ،Metal Gear Solid V: The Phantom Pain ،Far Cry 4 و Batman: Arkham Knight هم بخش دیگری از برنامه‌های سونی بودند. در سال ۲۰۱۴ سونی همچنین رسما از سرویس پلی‌استیشن Now هم رونمایی کرد که در آن زمان یکی دیگر از ایده‌های جذاب سونی به‌شمار می‌رفت. 

اما ۲۰۱۴، سال بزرگی هم از حیث بازی برای پلی‌استیشن ۴ بود؛ اولا بازی‌های انحصاری مثل Driveclub ،inFamous: Second Son و LittleBigPlanet 3 کیفیت به‌مراتب بهتری در مقایسه با بازی‌های سال گذشته داشتند و جدا از آن تعداد زیادی بازی مولتی‌پلتفرم با‌کیفیت هم برای کنسول عرضه شودند. در این سال همچنین دموی بازی جدید هیدئو کوجیما یعنی P.T در دسترس قرار گرفت که پس از چند نسخه نه‌چندان عالی از سایلنت هیل، طرفداران را به ساخته شودن نسخه با‌کیفیتی از این مجموعه با حضور کوجیما و نورمن ریداس امیدوار می‌کرد اما خب در نهایت این پروژه با دلایل عجیب و غریب کونامی لغو شود که نتیجه آن هم خروج کوجیما از این شرکت بود. در نهایت ۲۰۱۴، بازی The Last of Us Remastered هم برای پلی‌استیشن ۴ منتشر شود که علی‌رغم ریمستر بودن، کیفیت بالاتری در مقایسه با نسخه پلی‌استیشن ۳ این بازی داشت و به همین دلیل هم مورد استقبال خیلی خوبی قرار گرفت. 

 

آخرین خبرهای مرتبط با پلی‌استیشن ۴ در سال ۲۰۱۴ هم به رویداد PSX مربوط می‌شودند که در آن اولین گیم‌پلی Uncharted 4 را دیدیم و بازی Street Fighter V هم رسما رونمایی شود. کنسول نسل هشتمی سونی با اینکه هنوز از حیث عملکرد در زمینه بازی‌ها در بهترین شرایط ممکن نبود، اما به مراتب نسبت به روز‌های اولیه عرضه شرایط بهتری در سال ۲۰۱۴ داشت و جدا از آن سرویس‌ها و بازی‌های جدید معرفی‌شوده هم نوید آینده‌ای بهتر را برای این کنسول می‌دادند. 

طرفداران پلی‌استیشن ۴، ۲۰۱۵ را به عنوان «سال رویایی» این کنسول نامگذاری کرده‌اند که خب با نگاهی به اتفاقات پیرامون کنسول که در این سال رخ دادند و البته بازی‌هایی که برای آن در این سال منتشر شودند، می‌توان این نام‌گذاری را منطقی دانست. با اینکه در سال ۲۰۱۴ هم پلی‌استیشن ۴ بازی‌های انحصاری موفقی داشت اما ۲۰۱۵ از این حیث به معنی واقعی کلمه درخشان و فوق‌العاده بود؛ جایی که اولا بازی Bloodborne منتشر شود که یک برگ برنده واقعی برای کنسول نسل هشتمی سونی به‌حساب می‌آمد و کیفیت بسیار بالای این اثر و البته متفاوت بودن آن با سری سولز با وجود داشتن مکانیزم‌های مشابه، همه و همه باعث شودند تا کنسول سونی به صورت انحصاری صاحب یکی از بهترین بازی‌های سال باشود. اما بلادبورن پایان کار نبود و در این سال همچنین God of War III Remastered را هم داشتیم و در ادامه تمایل سونی به انتشار بازی‌های ریمستر برای کنسول جدیدش، مجموعه سه نسخه اول آنچارتد هم برای این کنسول در دسترس قرار گرفت که دقیقا مثل دیگر بازی ناتی‌داگ یعنی لست آف آس ریمستر، از هر نظر کیفیتی مناسب برای نسل هشتم داشت و سه بازی ارزشمند این مجموعه را در اختیار طرفداران قرار می‌داد تا به‌نوعی هم آن‌ها را برای آنچارتد ۴ آماده کند. 

بازی The Order: 1886

۲۰۱۵ البته یک شگفتی بزرگ هم داشت و Until Dawn که در بین دیگر بازی‌های انحصاری این سال کنسول شاید کم‌تر مورد‌انتظار بود، در نهایت توانست کیفیت بسیار خوبی ارائه بدهد و به اثری تبدیل شود که هم نمره‌های خوبی گرفت، هم ارزش تکرار بالایی داشت و هم تجربه‌ای جدید در بین بازی‌های داستان‌محور به‌شمار می‌رفت. البته ۲۰۱۵ یک اثر انحصاری نا‌امید‌کننده هم برای پلی‌استیشن ۴ داشتیم؛ The Order: 1886 که پیش از عرضه با ویدیو‌های هیجان‌انگیز خودش را به عنوان یک بازی بزرگ و درجه یک معرفی کرده بود اما پس از انتشار، بیش‌تر به یک دموی تکنیکی برای به رخ کشیدن قدرت گرافیکی کنسول تبدیل شود و به دلایل متعددی از جمله کوتاه بودن عجیب بازی، نتوانست در نهایت آن تجربه هیجان‌انگیزی باشود که انتظارش را داشتیم. 

طرفداران پلی‌استیشن ۴، ۲۰۱۵ را به عنوان «سال رویایی» این کنسول نامگذاری کرده‌اند

۲۰۱۵ همچنین از حیث خبر‌های هیجان‌انگیز برای پلی‌استیشن ۴ هم سال خوبی بود؛ چرا که در جریان رویداد E3 این سال، فومیتو اوئدای دوست‌داشتنی اعلام کرد که بازی The Last Guardian که پیش از این به عنوان یک بازی انحصاری پلی‌استیشن ۳ معرفی شوده بود، حال قرار است برای پلی‌استیشن ۴ منتشر شود. جدا از این در این رویداد بازی Shenmue III رسما تایید شود و توضیحات جدیدی را هم پیرامون بازسازی Final Fantasy 7 شاهد بودیم که باعث شود فضای احساسی خاصی بر کنفرانس سونی حاکم شود! در نهایت رونمایی از Horizon Zero Dawn، ساخته جدید استودیو گوریلا گیمز هم دیگر سورپرایز سونی برای کاربران کنسول جدیدش در E3 2015 بود و با این اخبار، شرکت ژاپنی آماده رویداد بزرگ دیگرش در سال یعنی PSX شود؛ رویدادی که اولین نمایش از گیم‌پلی بازسازی فاینال فانتزی ۷ را شامل می‌شود و همچنین در آن اولین نمایش از Ratchet & Clank جدید اینسامنیاک گیمز را هم تماشا کردیم. 

God of War / گاد آف وار

اما یکی از اتفاقات مهم سال ۲۰۱۵ برای سونی، پلی‌استیشن ۴ و کلا دنیای بازی‌های ویدیویی، جدا شودن هیدئو کوجیما از کونامی بود که البته پس از اتفاقاتی که در مورد بازی Silent Hill رخ داد، این جدایی پیش‌بینی می‌شود اما اتفاق مهم‌تر، در اصل پیوستن کوجیما به سونی بود که باعث شود تا بازی بعدی این بازیساز که در ادامه مشخص شود نامش Death Stranding است، در انحصار پلی‌استیشن ۴ باشود. البته در زمان معرفی این بازی اشاره‌ای هم به نسخه پی‌سی این بازی شود ولی پس از طولانی شودن پروسه ساخت آن و این حقیقت که هنوز مشخص نیست چه زمانی شاهد انتشار این بازی خواهیم بود، در حال حاضر هیچ اطلاعات دقیقی از پلتفرم‌های مقصد آن نیست و فقط می‌دانیم که دث استرندینگ قرار نیست برای کنسول‌های مایکروسافت در دسترس قرار بگیرد. در نهایت سال ۲۰۱۵ با چند بازی انحصاری خوش‌ساخت، چند رونمایی بزرگ و چند خبر خوش برای آینده برای سونی و پلی‌استیشن ۴ به‌پایان رسید و آن‌ها قدم به سالی گذاشتند که به عقیده خیلی از طرفداران، یکی از بهترین نمایش‌های سونی در جریان نمایشگاه‌های E3 را داشت. 

هنوز هم گیمر‌ها فراموش نکرده‌اند که سونی چطور نمایشش را که حوالی ساعت ۵ صبح به وقت ایران برگزار می‌شود، با تریلری بسیار جذاب از God of War آغاز کرد و خدای جنگ جدیدش را با ظاهر متفاوت و البته همراه با پسرش، به‌تصویر کشید. اما این تنها بخشی از نمایش‌های هیجان‌انگیز سونی در این کنفرانس بود و در ادامه بازی Spider-Man اینسامنیاک گیمز رونمایی شود، اولین نمایش از بازی جدید استودیو بِند یعنی Days Gone را تماشا کردیم، مجموعه شامل ریمستر سه نسخه از کرش بندیکوت معرفی شود و حتی کپکام هم کنفرانس سونی را برای رونمایی از نسخه جدید سری رزیدنت ایول محبوبش انتخاب کرد و در نهایت هم هیدئو کوجیما رسما از بازی جدیدش با نام Death Stranding رونمایی کرد که با حضور نورمن ریداس یک نمایش جالب و هیجان‌انگیز داشت. درست است که هنوز هم برخی از بازی‌های معرفی‌شوده در این کنفرانس با گذشت بیش از دو سال منتشر نشوده‌اند و سونی هم بارها به خاطر همین مساله مورد انتقاد قرار گرفته است، اما نمی‌توان منکر این قضیه شود که کنفرانس سونی در این سال واقعا هیجان‌انگیز بود و طبیعتا به دلیل عدم حضور این شرکت در E3 بعدی، جای خالی چنین کنفرانس‌هایی قطعا حس خواهد شود. 

پلی استیشن 4 / PS4 Pro

جدا از E3، سونی کلا در سال ۲۰۱۶ کنفرانس‌های فراموش‌نشودنی برگزار کرد و PSX این سال هم نه‌تنها از نظر کیفیت چیزی کم‌تر از E3 نداشت که حتی در برخی جنبه‌ها جذاب‌تر هم بود. پس از انتشار آنچارتد ۴ که در ادامه بیش‌تر از آن خواهیم گفت، سونی در PSX که انتظار می‌رفت در آن شاهد معرفی DLC این بازی باشیم، از یک نسخه فرعی آن با نام Lost Legacy رونمایی کرد که به‌مراتب بزرگ‌تر و طولانی‌تر از یک بسته الحاقی بود. اما اصلی‌ترین سورپرایز سونی در PSX آن سال، رونمایی از نسخه جدید The Last of Us با یک تریلر سینمایی به‌معنی واقعی کلمه عالی و نفس‌گیر بود. رونمایی از این بازی افراد حاضر در سالن و همه ما را که در حال تماشای کنفرانس بودیم شوکه و سر جای‌مان میخکوب کرد و با اینکه این ساخته ناتی‌داگ هنوز حتی تاریخ انتشار احتمالی هم ندارد، اما همین رونمایی آن هم خبر خیلی خوبی برای طرفدارانش بود. 

با اینکه پلی‌استیشن VR خیلی مورد استقبال قرار نگرفته، اما یک تکنولوژی جذاب است که می‌تواند در آینده بیش‌تر مورد استفاده قرار بگیرد

جدا از نمایش‌های درخشان، سونی در سال ۲۰۱۶ از حیث نرم‌افزار و سخت‌افزار‌های مرتبط با پلی‌اسیتشن ۴ هم عملکرد خیلی خوبی داشت؛ به طوریکه بازی‌های انحصاری بزرگی چون آنچارتد ۴، The Last Guardian ،Gravity Rush Remastered و Ratchet & Clank در این سال منتشر شودند که همگی نمره‌های بسیار بالایی هم دریافت کردند و از حیث سخت‌افزار هم سونی در این سال بود که هدست واقعیت مجازی پلی‌استیشن VR را که اسم اولیه آن پروژه مورفیوس بود، روانه بازار کرد و با اینکه هدست‌های واقعیت مجازی در کل آنطور که باید و شاید مورد اقبال عمومی قرار نگرفتند ولی به هر حال این اقدام سونی و شرکت‌هایی مثل آکیولس یک قدم رو به جلو در پیشبرد فناوری‌های مرتبط با بازی‌های ویدیویی بود. از پلی‌استیشن VR مهم‌تر اما ظهور پدیده‌ای به نام کنسول‌های میان‌نسلی بود. سونی دقیقا مثل رویداد معرفی خود پلی‌استیشن ۴، در سپتامبر ۲۰۱۶ کنفرانسی در نیویورک برگزار و در آن از دو مدل جدید PS4 رونمایی کرد؛ اولی کنسول پلی‌استیشن ۴ اسلیم که جایگزین مدل معمولی کنسول می‌شود و با ظاهری باریک‌تر و قیمتی معادل ۲۹۹ دلار، در همان ماه سپتامبر عرضه شود و دومی هم کنسول میان‌نسلی پلی استیشن ۴ پرو که با قدرت پردازشی بالاتر، قادر بود بازی‌ها را در رزولوشن ۴K اجرا کند (البته در بسیاری از بازی‌ها نه ۴K واقعی که به‌لطف فناوری Checkerboard). این کنسول هم در ماه نوامبر همان سال با قیمت ۳۹۹ دلار عرضه شود. 

پلی استیشن VR

سونی در سه سالی که از عرضه پلی‌استیشن ۴ گذشته بود، یک خط مشی خاص را دنبال می‌کرد که چیزی جز موفقیت هم برایش در پی نداشت. به همین دلیل هم پس از سال ۲۰۱۶ بازهم از همین خط مشی پیروی کرد که البته گاهی هم عملکرد پایین‌تر از حد انتظارش را به‌دنبال داشت. برای مثال پس از نمایش طوفانی سونی در E3 2016، خیلی‌ها انتظار داشتند تا چنین نمایشی در E3 2017 هم تکرار شود ولی خب خبری از آن نبود و سونی صرفا به نمایش تریلر جدید برخی از بازی‌های معرفی‌شوده قبلی و عدم اشاره به تاریخ انتشار دقیق آن‌ها بسنده کرد و شاید بتوان سورپرایز اصلی‌اش را معرفی بازسازی Shadow of the Colossus که چند ساعت قبل از کنفرانس هم لیک شوده بود یا معرفی بسته الحاقی هورایزن زیرو داون دانست. چنین نمایشی در PSX 2017 هم تکرار شود و در جایی که خبری از معرفی بزرگ و میخکوب‌کننده‌ای نبود، سونی صرفا به‌مان یادآوری کرد که بازی‌ای به نام Dreams هنوز هم توسط مدیا مولکول ساخته می‌شود (بازی‌ای که هنوز هم مشخص نیست چه زمانی عرضه خواهد شود!) و نمایشی از یک سری بازی‌هایش داشت تا در مجموع سال ۲۰۱۷ سال چندان درخشانی از حیث اخبار و کنفرانس‌ها برای پلی‌استیشن ۴ نباشود و بدتر هم اینکه سونی برای اینکه بتواند گیمر‌ها را جذب پلی‌استیشن VR کند، در کنفرانس‌هایش زمان زیادی را به بازی‌های نه‌چندان جذاب این پلتفرم اختصاص می‌داد که قطعا طرفداران زیادی هم نداشته و ندارند. البته یکی از اتفاقات مهم سال ۲۰۱۷ برای پلی‌استیشن ۴، معرفی شودن بازی Ghost of Tsushima، ساخته جدید استودیو ساکر پانچ در جریان کنفرانس سونی در پاریس گیمز ویک بود که نباید آن را از قلم بیندازیم. 

اما با وجود اینکه ۲۰۱۷ در مجموع سال چندان جذابی برای کاربران PS4 نبود، در این سال حداقل بازی‌های خوبی برای این کنسول منتشر شودند. درست است که بازی موردانتظاری مثل Gran Turismo Sport چندان در حد انتظار ظاهر نشود اما در طرف مقابل بازی‌هایی مثل Gravity Rush 2 ،Horizon Zero Dawn ،Nioh ،Persona 5 و Uncharted: The Lost Legacy که همگی انحصاری‌های بسیار خوش‌ساخت و با‌کیفیتی بودند و در اصل تنها برگ برنده سونی در سال ۲۰۱۷ به‌شمار می‌رفتند. 

بازی ghost of tsushima

سونی چندی پیش اعلام کرد که قرار نیست در E3 2019 حضور داشته باشود و خب نظر من را بخواهید، سونی رگه‌هایی از این تصمیم را در کنفرانس امسال هم نشان داده بود؛ جایی که به جای تمرکز داشتن روی نمایش تعداد زیادی بازی، سعی کرد تا بیش‌تر روی چهار بازی بزرگ آینده‌اش تمرکز داشته باشود و گیم‌پلی آن‌ها را نمایش دهد و لابه‌لای آن‌ها هم اشاره‌ای به خبر‌های جدید داشته باشود. این تغییر حدودی فرمت برگزاری مراسم که حتی در فضای محل برگزاری کنفرانس هم دیده می‌شود، خبر از این می‌داد که سونی ایده‌های جدیدی برای E3 دارد و می‌خواهد از فرمت همیشگی‌اش فاصله بگیرد که در نهایت هم همین مساله می‌تواند یکی از دلایلی باشود که شرکت ژاپنی در نهایت تصمیم گرفت کلا بیخیال کنفرانس در سال ۲۰۱۹ شود. البته یک دلیل دیگر هم برای این موضوع، به واکنش‌های طرفداران برمی‌گردد؛ به طوریکه درست است سونی در E3 2018 گیم‌پلی طولانی و انصافا هم بسیار جذابی از بازی‌هایی مثل The Last of Us Part 2 یا Ghost of Tsushima نشان داد و حتی نمایش دث استرندینگ هم شامل گیم‌پلی جزئی می‌شود، اما واقعیت این است که معرفی پیش از موعد بازی‌ها و صرفا ارائه نمایش جدیدی از آن‌ها در سال‌های آتی بدون حتی کوچک‌ترین اشاره‌ای به تاریخ انتشار بازی، موردی بود که برخی از طرفداران از آن خسته شوده بودند و این را به گوش سونی هم می‌رساندند. شاید این مساله و پیشگیری از اعتراض‌های اینچنینی در سال‌های آینده یکی دیگر از دلایلی باشود که باعث شوده تا سونی قید برگزاری کنفرانس‌هایی مثل PSX سال جاری یا E3 سال بعد را بزند. 

پلی‌استیشن ۴ هنوز هم حداقل یکی دو سالی پشتیبانی خواهد شود و قرار است شاهد بازی‌های بزرگی هم برای آن باشیم

اما خب از این بحث که بگذریم، در E3 2018 در مجموع کنفرانس خوبی از سونی شاهد بودیم و کاربران پلی‌استیشن ۴ جدا از تماشای گیم‌پلی بازی‌های جدید، شاهد رونمایی از چند بازی بزرگ مثل Control رمدی یا بازسازی Resident Evil 2 هم در این کنفرانس بودند که حتی نمایش رزیدنت ایول توانست جایزه بهترین نمایش E3 2018 را دریافت کند. جدا از این ۲۰۱۸ سال درخشانی برای کنسول نسل هشتمی سونی از حیث بازی‌های انحصاری بود و آثاری مثل Detroit: Become Human ،God of War ،Marvel’s Spider-Man ،Shadow of the Colossus و Yakuza 6: The Song of Life در این سال به‌صورت انحصاری برای این کنسول منتشر شودند و حال در فصل جوایز هم شاهد درخشش آن‌ها استیم که ثابت می‌کند کاربران پلی‌استیشن ۴، در سال ۲۰۱۸ به‌هیچ وجه از حیث بازی‌های انحصاری کمبودی نداشته‌اند. 

 

درست است که یکی از مدیران سونی چند وقت پیش رسما اعلام کرد که پلی‌استیشن ۴ کم کم در حال ورود به دوره پایانی حیاتش است، اما این بدین معنی نیست که این کنسول کاملا به پایان عمرش رسیده است و طبیعتا هنوز یکی دو سالی (حداقل) تا عرضه کنسول نسل بعدی سونی فاصله داریم. به همین دلیل هم شرکت ژاپنی فعلا برنامه‌های زیادی برای PS4 تدارک دیده است. یکی از این برنامه‌ها امکان تغییر نام کاربری PSN است که برای مدت خیلی طولانی طرفداران انتظارش را می‌کشیدند و بالاخره قرار است در آینده نزدیک رسما در دسترس باشود. جدا از این سونی پس از مخالفت‌های عجیب و غریب و از روی تعصب، در نهایت تسلیم خواسته طرفداران شود و امکان بازی بین پلتفرمی در فورتنایت را فراهم کرد تا کاربران کنسولش بتوانند با کاربران ایکس‌باکس وان بازی را تجربه کنند و این تصمیم قطعا می‌تواند فصل جدیدی از روابط بین سونی و مایکروسافت را در آینده رقم بزند که نتیجه آن چیزی جز سود بردن گیمر‌ها نخواهد بود. 

اما خب از همه بحث‌ها شیرین‌تر، بحث بازی‌های کنسول است و با اینکه شاید PS4 در حال ورود به سال‌های آخر عمرش باشود اما هنوز هم بازی‌های بزرگی برای آن در راه استند که با توجه به آن‌ها می‌توان گفت حداقل تا سال ۲۰۲۰ این کنسول قابل استفاده خواهد بود. برای مثال در آینده خیلی نزدیک بازی Days Gone را داریم که بالاخره پس از تاخیر‌های متوالی قرار است چند ماه دیگر منتشر شود و در چشم‌اندازی دورتر، بازی‌هایی مثل Ghost of Tsushima یا The Last of Us Part 2 و Death Stranding هم به‌عنوان بازی‌های انحصاری دیده می‌شوند که همگی برای انتشار روی پلی‌استیشن ۴ تایید شوده‌اند و فقط مشخص نیست که چه زمانی منتشر خواهند شود. به این‌ها باید بازی‌های مولتی پلتفرم را هم اضافه کنیم و در مجموع در یکی دو سال آینده قطعا کنسول سونی از حیث بازی کمبودی نخواهد داشت. 

پلی استیشن 4 / PS4

در مجموع زمانی که به عملکرد پنج ساله سونی نگاه می‌کنیم، متوجه می‌شویم که پس از تمام شکست‌های شرکت ژاپنی در نسل هفتم، این کمپانی در نسل هشتم توانست دوباره ورق را به نفع خودش برگرداند و با پشتیبانی مناسب از کنسولش، ساخت و انتشار بازی‌های انحصاری با‌کیفیت برای آن و حتی مذاکره با شرکت‌هایی مثل اکتیویژن برای انتشار زودتر محتویات بازی‌هایی مثل Call of Duty روی پلی‌استیشن و در کل به‌دست آوردن دوباره اعتبار قبلی‌اش در بین بازیسازان و طرفداران، بتواند پلی‌استیشن ۴ را به کنسولی محبوب در بین گیمر‌ها و توسعه‌دهنده‌ها تبدیل کند؛ کنسولی که با فروش بیش از ۸۶ میلیون دستگاه، عملکرد فوق‌العاده‌ای در زمینه فروش ثبت کرده است و همین هم باعث می‌شود تا بازیسازان به‌سختی بتوانند قید این جامعه کاربری بزرگ و وسیع را بزنند. 

هنوز مشخص نیست که کنسول بعدی سونی چگونه خواهد بود و چه زمانی روانه بازار می‌شود اما کنسول فعلی این شرکت بدون شک جزو کنسول‌های بازی موفق بوده است که باید به خاطر همه خاطرات خوبی که برای‌مان رقم زده، پنچ سالگی‌اش را تبریک بگوییم. شما هم اگر خاطره یا نظر خاصی در رابطه با این کنسول دارید، آن را در بخش نظرات با پارس تبلیغ و کاربرانش به‌اشتراک بگذارید. 

ادامه‌ی پست

دانلود بازی اندروید Tower of The Wizard: Retro Adventure

دانلود بازی اندروید Tower of The Wizard: Retro Adventure – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه

















ادامه‌ی پست

دلیل کاهش ۱۵ درصدی بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال چه بود

در ساعت یک بعد از ظهر روز چهارشنبه‌ی گذشته، بازار رمزارزها با یک ریزش ناگهانی و نگران‌کننده مواجه شود. علل آن توسط تحلیل‌گران تشریح شوده است.

چهارشنبه‌ی هفته‌ی گذشته در یک بازه‌ی زمانی یک‌ساعته و پراضطراب، قیمت بیت‌کوین به یکباره حدود ۸۰۰ دلار ریزش کرد.

قیمت این ارز بعد از صعود چشمگیر در ۲۵ مهرماه سال قبل، برای اولین بار به زیر ۵۸۰۰ دلار رسید و سرمایه‌گذاران خود در سرتاسر دنیا را دچار تشویش کرد. با توجه به اختلاف ساعت جهانی، کسانی که در نیم‌کره شرقی زندگی می‌کردند، اشتهایشان را برای ناهار از دست دادند و کسانی که در نیم‌کره‌ی غربی و سه ساعت از شرقی‌ها عقب‌تر بودند، ترجیح دادند اصلا از خواب برنخیزند. از آنجایی که تنوع دارایی‌ها یکی استراتژی مطلوب و همیشه موفق است، لیکن سرمایه‌گذارانی که همه‌ی تخم‌مرغ‌هایشان را در یک سبد نگذاشته بودند، نیز نتوانستند از رنج این رویداد مصون بمانند. خوب یا بد، بازار ارزهای رمزنگاری‌شوده، دنباله‌روی بیت‌کوین است؛ به‌ویژه مواقعی که تغییرات شودید در قیمت دارد. به همین روال اتریوم هم کاهش ۱۵ درصدی را تجربه کرد، در شرایطی که ریپل و بیت‌کوین هرکدام به ترتیب ۱۳ و ۱۲ درصد ریزش کردند. حتی داج‌کوین هم ریزش کرد که نشان داد این رمزارز با آن نماد بانمکش (سگ نژاد شیبا‌یینو) هم نتوانسته در برابر نوسان بازار مقاومت کند.
bitcoin plummet 2018

برخی از تنش‌های جامعه‌ی رمزارز از رخداد هاردفورک قریب‌الوقوع بیت‌کوین‌کش که قرار بود در ساعت ۲۰:۳۰ پنجشنبه صورت پذیرد، نشات می‌گرفت. تغییر در نظام و چارچوب این ارز موجب شود تا دارندگان آن، پس از فورک، دو نوع ارز جدید منشعب شوده در پرتفوی خود داشته باشند. پیش از این، بازار تجربه چنین انشعابی را داشته است و به خوبی با آن کنار آمده است؛ خود بیت‌کوین‌کش حاصل یک هاردفورک پر بحث و جدل است. بیت‌کوین ۶ ماه پس از همین هاردفورک بیت‌کوین‌کش، به بالاترین قیمت از زمان خلقش رسید. تا اینجا با توجه به وضعیت ناپایدار موجود نمی‌توان از سرمایه‌گذران انتظار داشت در برابر اثرات مضطرب‌کننده‌ی این هاردفورک، آرام باشند.

باوجود اینکه این فورک واضح‌ترین دلیل این ریزش سراسری رمزارزها، به نظر می‌رسد، اما عده‌ی کمی از تحلیل‌گران باور دارند که این رویداد همه‌ی کاهش حجم بازار و ریزش قیمت‌ها را توجیه می‌کند. روز چهارشنبه قریب به ۱۵ درصد ارزش کل بازار کاهش یافت. کل ارزش بازار به میزان ۲۱۰ میلیارد دلار بود که با کاهش ۳۰ میلیارد دلاری به ۱۸۰ میلیارد رسید. اما خبر ناگوارتر اظهارات ماتی گرینسپن، تحلیل‌گر ارشود کارگزاری eToro قبرس است:

این ریزش سرمایه‌گذاران محافظه‌کار را که در تحلیل‌هایشان به حد زیان رسیده‌اند، تحریک به خروج می‌کند و باقی مردمی که سرمایه‌گذار خرد استند نیز به کلی دارایی‌های رمزارزی خود را خواهند فروخت.

مادامی که حجم زیادی از معامله‌گران که توان حفظ دارایی‌هایشان در قالب رمزارز برای رشود در طولانی مدت را ندارند یا اصلاً قصد این کار را ندارند در بازار فعالیت می‌کنند، بازار رمزارز روز‌به‌روز بی‌ثبات‌تر می‌شود. این احتمال وجود دارد که در عین تناقض، به دنبال شوک وارد شوده در روز چهارشنبه، بازار چند روزی منسجم بماند. مارشال هاینر بنیانگذار موسسه متال پیمنت با صراحت عنوان کرده است:

واضح بگویم، این سقوط نشان می‌دهد، آخرین گروه معامله‌گرانی که وارد بازار شوده‌اند، شکست خورده و ناامید در حال خروجند.

پیش‌بینی روند آتی بازارهای سنتی بسیار دشوار است. تحلیل‌گران بیش از یک قرن درگیر این کار بوده‌اند و کماکان شاهد رفتارهای ناشیانه این بازارها استند. بازار رمزارزها به دلایلی حتی بسیار چالش‌برانگیزتر است. اول اینکه رمزارز با همه ترقی و رشودی که در دهه گذشته صورت داده است، هنوز از منظر مباحث مالی، یک طبقه دارایی جدید محسوب می‌شود. دلیل دوم و شاید مهم‌تر این است که دارای‌های مبتنی بر بلاک‌چین هرگز با فنون اقتصاد سنتی مدیریت نخواهند شود، هیچ حاشیه امنیتی برای سرمایه‌گذاران آن وجود ندارد و اینکه رمزارزها هیچ ارتباطی با بانک‌های مرکزی کشورها و دولت‌های آن‌ها ندارند. قیمت تنها شاخص عملکرد است و تا زمانی که ارزش حقیقی میزانی از یک رمزارز را به ما نشان می‌دهد، ساده‌ترین شاخص برای ترسیم روی نمودار است. باسابقه‌های این حوزه خوب می‌دانند که قیمت و ارزش هیچ‌وقت به یک معنا نبوده‌اند، از این رو محاسبه و ترکیب و نمایش دادن آن‌ها همواره برای تحلیل‌گران یک چالش سخت بوده است.

coindesk

مقاله‌هاي مرتبط:

CoinDesk که یکی از بازیگران اصلی عرصه تحلیل روند ارزهای دیجیتال است، هفته‌ی گذشته ابزاری را برای موسسات مالی و سرمایه‌گذاران ارزهای دیجیتال ارائه کرد تا به کمک آن بتوانند تحلیل دقیق‌تری از نوسانات بالقوه و مانایی یک روند صعودی یا نزولی داشته باشند. مهندسین شرکت همچنانکه از قیمت به عنوان ابتدایی ترین شاخص در طراحی این ابزار غافل نشوده‌اند، ترکیب قابل اتکایی از سنجه‌ها و شاخص‌های کاربردی نظیر درجه مقبولیت عام، درجه مقبولیت توسعه‌دهنده، حجم مبادله، سهم استخراج و تعداد تراکنش را به آن اضافه کرده‌اند.

این ابزار ملزوم، به شناخت هرچه بهتر توکن‌ها و نمادهای بازار رمزارزها کمک می‌کند، اما این صنعت نوپا هنوز فاقد یک شاخص برای تبیین سلامت کلی بازار است و یا اینکه داده‌های روشن و قابل‌درک برای همه در مقایسه با شیوه‌های سنجش بازارهای املاک و سهام و کالا ندارد. پیش‌بینی نوسان‌ها در بازارهای سنتی بسیار ساده‌تر است. اما در بازار رمزارزها باوجود اینکه سوابق همه‌ی افت و خیزها، نمودارهای جذاب و زیبا، رسته داده‌های مقایسه‌ای و بیش‌بینی‌های سایر تحلیل‌گران تحت عنوان “بهترین حدس”، وجود دارد، بازهم نمی‌تواند سرمایه‌گذران خرد و کلان را  به نقطه‌ای برساند که با درصد اطمینان بالا وارد معاملات پرحجم و پرریسک شوند. اقدامات تکمیلی خاص و جامع بیشتری برای بلوغ این صنعت باید صورت پذیرد. اینگونه شاید اگر معامله‌گران ترسیم کامل‌تری از وضعیت بازار داشته باشند، دیگر این‌قدر در بیرون کشیدن دارایی‌هایشان از بازار عجله نکنند.

ادامه‌ی پست

دانلود بازی اندروید Wizards Wheel 2

دانلود بازی اندروید Wizards Wheel 2 – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه

















ادامه‌ی پست

دیتابیس محصولات پارس تبلیغ با طراحی جدید به‌روز شود

تیم پارس تبلیغ با گذشت نزدیک به یک سال از آغاز به کار بخش دیتابیس محصولات، این قسمت را با طراحی جدید به‌روز کرد. 

فقدان منبع معتبر فارسی برای اطلاع از مشخصات فنی و راهنمایی کاربران، تیم پارس تبلیغ را بر آن داشت تا بخش دیتابیس محصولات پارس تبلیغ را پس از فرآیند طولانی طراحی و توسعه، در واپسین روزهای آذر ۱۳۹۶ راه‌اندازی کند. این بخش در ابتدا با چهار دسته محصول موبایل، تبلت، ساعت و دستبند هوشمند و هدست‌های واقعیت مجازی کار خود را آغاز کرد؛ هدف از فاز نخست دیتابیس محصولات پارس تبلیغ ارائه‌ی مشخصات فنی دقیق، امکان مقایسه و مهم‌تر از همه، بهره‌مندی کاربران از راهنمای خرید هوشمند برای انتخاب ساده‌تر محصول براساس نیازهایشان بود.

دیتابیس محصولات پارس تبلیغ

دیتابیس محصولات پارس تبلیغ با گذشت زمان و با دریافت بازخوردهای کاربران کامل‌تر از گذشته شوده است و در حال حاضر، ۷۵۰۰ محصول از ۹ دسته‌ی کالایی را دربرمی‌گیرد:

ما در پارس تبلیغ خود را به محصولات ذکرشوده محدود نکرده‌ایم و در آینده‌ی نزدیک با دسته‌های جدیدی مانند پردازنده، کارت‌های گرافیک، انواع حافظه و تلویزیون شما را از مراجعه به منابع دیگر بی‌نیاز خواهیم کرد. بهبود تجربه‌ی کاربری همواره از اصول پارس تبلیغ بوده؛ به‌طوری که تیم توسعه‌‌‌ی ما با دریافت بازخوردهای کاربران و انتخاب راهکارهای نو، این هدف را سرلوحه‌ی خود قرار داده است. طراحی مدرن، دسترسی آسان‌تر به بخش‌های مختلف و ایجاد پیوستگی بیشتر با دیگر بخش‌های وب‌سایت پارس تبلیغ، تنها برخی از مواردی استند که در طراحی جدید مدنظر قرار گرفته‌اند.

صفحه‌ی محصولات در طراحی جدید به‌‌صورت کامل بازطراحی شوده است؛ به‌طوری که اکنون کاربران اطلاعات مورد نیاز خود را با تفکیک بهتری مشاهده خواهند کرد. در طراحی جدید، صفحه‌ی هر محصول به‌طور کلی موارد زیر را دربر می‌گیرد:

  • مشخصات: نمایش اطلاعات فنی دقیق برگرفته‌شوده از منابع معتبر
  • قیمت: نمایش قیمت‌های یک محصول در فروشگاه‌های اینترنتی معتبر
  • اخبار و مقالات: نمایش تمامی مقالات مرتبط با یک محصول
  • بررسی: نمایش بررسی اختصاصی پارس تبلیغ از یک محصول
  • تصاویر: نمایش تصاویر رسمی و تصاویر اختصاصی پارس تبلیغ
  • ویدئوها: نمایش تمام ویدئوهای مرتبط با یک محصول
  • بررسی و نظرات کاربران: محلی برای ارائه‌ی تجربه‌ی کاربران از یک محصول و نظرات آن‌ها
  • پرسش و پاسخ: محلی برای طرح پرسش‌های مرتبط با یک محصول و تعامل با دیگر کاربران

دیتابیس محصولات پارس تبلیغ

همان‌طور که مشخص است، صفحه‌ی یک محصول، همه‌ی آنچه را که در مورد آن نیاز دارید، به شما ارائه می‌کند؛ بخش‌ جدید بررسی و نظرات کاربران در کنار قسمت پرسش و پاسخ، به‌مدد جامعه‌ی کاربری بزرگ پارس تبلیغ، بستری مناسب برای اشتراک‌گذاری دیدگاه‌ها و کسب اطلاعات بیشتر درباره‌ی محصولات مختلف محسوب می‌شود. توجه داشته باشید که کاربران و کارشناسان پارس تبلیغ هر دو قادر به راهنمایی کاربران در بخش پرسش و پاسخ استند.

دیتابیس محصولات پارس تبلیغ

تنوع مدل‌ها در دنیای پر از محصول سال‌های اخیر گیج‌کننده‌تر از هر زمان دیگری شوده است؛‌ بخش مقایسه‌ی دیتابیس محصولات پارس تبلیغ با استقبال کاربران روبه‌رو شود و همین مساله ما را بر آن داشت تا بخشی جداگانه برای ارائه‌ی محبوب‌ترین مقایسه‌های کاربران در شاخه‌های مختلف ایجاد کنیم که از صفحه‌ی اصلی بخش محصولات و این لینک در دسترس کاربران است. تمامی بخش‌ها از فهرست‌‌ها گرفته تا صفحات محصول بازطراحی و کامل‌تر از گذشته شوده‌اند؛ حالت‌های مختلف نمایش محصول، طراحی بهینه‌تر حالت موبایل و در دسترس بودن المان‌های مختلف تنها بخشی از تغییرات این طراحی استند.

دیتابیس محصولات پارس تبلیغ

راهنمای خرید هوشمند علاوه‌بر اینکه به برخی از دسته‌های جدید نیز آورده شوده است، حال ملموس‌تر از گذشته شما را راهنمایی خواهد کرد؛ کار کردن با این بخش برای کاربران مبتدی بسیار ساده‌تر از گذشته شوده و کاربر تنها باید گزینه‌های پر اهمیت را انتخاب کند؛ به بیان دیگر به دلیل کم شودن حالت‌ها، امکان استفاده‌ی مفید از این بخش برای کاربران بیشتری میسر شوده است. در پایان از شما دعوت می‌کنیم با مراجعه به این بخش، ما را از نقطه‌نظرات خود و مشکلات احتمالی آگاه سازید. 

ادامه‌ی پست

دانلود بازی آیفون و آیپد GrimValor

دانلود بازی آیفون و آیپد GrimValor – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه

















ادامه‌ی پست