تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

چه بر سر بیت کوین و سایر ارزهای دیجیتال آمده است

طی دو هفته‌ی گذشته، شرایط غیرمنتظره و عجیبی بر بازار ارزهای دیجیتال حاکم شوده است، به‌طوری که ارزش ارزهای دیجیتال و مخصوصا بیت‌کوین روندی نزولی را در پیش گرفته است. در این مطلب به بررسی علل آن می‌پردازیم.

به‌دنبال ریزش چشمگیر بیت‌کوین در هفته گذشته که در ساعت ۶:۳۰ روز پنج‌شنبه به عدد ۵۳۵۶ دلار رسید، از ساعت ۱۳ روز دوشنبه با شکستن کف حمایتی ۵۲۰۰ مجدداً سیر نزولی عجیب و جدیدی در روند آن مشاهده شود. آهنگ این ریزش به‌حدی است که اکنون قیمت بیت‌کوین در کانال ۴۵۰۰ دلار است.

ماه‌ها بود که بیت‌کوین در کانال ۶۰۰۰ دلار فعالیت می‌کرد و در گذشته یک‌بار هم سقف ۲۰,۰۰۰ دلار را شکسته بود؛ اما با این ریزش شودید که از چهار روز پیش آغاز شود، اکنون به کمینه ۴۴۱۳ طی ساعات گذشته رسیده است که تاکنون کمترین میزان در سال جاری بوده است. دیگر ارزهای بازار هم تحت تاثیر بیت‌کوین، رفتار مشابهی پیش گرفته و  افت قابل‌توجهی داشته‌اند. به‌عنوان مثال اتریوم که چند ماه پیش به مرز ۷۰۰ دلار رسیده بود، اکنون در مرز ۱۴۰ دلار قرار دارد.

 اتریوم ۱۴.۵ درصد، بیت‌کوین‌کش ۴۵ درصد و استلار نیز ۱۰ درصد در این بازه‌ی زمانی ریزش داشته‌اند و همان‌طور که مشاهده می‌شود، بیشترین کاهش متعلق به بیت‌کوین‌کش است.

bitcoin volatile

نظریه‌های مختلفی برای این رخدادها از جانب تحلیل‌گران ارائه می‌شود. در هر مقطع زمانی از یک‌سال گذشته می‌توان سوابقی از اظهارنظرهای متعدد مثبت و منفی پیدا کرد.  انتظار می‌رفت آبان‌ماه، ماه خوشی برای دارندگان رمزارز باشود و همه‌ی سرمایه‌گذاران انتظار یک انفجار قیمتی دیگر را داشتند و به همین خاطر مجدانه همه‌ی وقایع مرتبط را رصد و ارزیابی می‌کردند. از تولید و راه‌اندازی دستگاه‌های خودپرداز بیت‌کوین تا پذیرش آن در صندوق سرمایه‌های تبادلی و حتی همین رخداد هاردفورک اخیر؛ اما چنین نشود. روند دیگری شکل گرفت. گویا رمزارزها هرگز قرار نبوده وسیله‌‌ای باشند تا  بتوان با آن، یک‌شبه ره صدساله را پیمود. افراد سرشناس زیادی همواره به رشود قابل توجه و بازگشت بیت‌کوین به دوره‌ی اوج خود در آبان و آذرماه امسال همزمان با پایان سال میلادی، تاکید داشتند؛ اما کدام را باید باور کرد؟ آن قیمت‌هایی که با چشم خودمان و در اپلیکیشن‌های گوشی موبایل‌مان می‌بینیم یا اظهارنظر این بزرگان را؟

علل روند عجیب بازار حول چهار محور اصلی مطرح می‌شود:

مسئله‌ی سرمایه‌گذاران خرد

پیش از هرچه، باید به یاد بیاوریم که رمزارز یک محصول کاملاً فنی است که دارای ارزش و قیمت بوده و برای مقاصد خاصی طراحی و تولید شوده است. لذا هرگز قرار نبوده کالایی باشود که موضوع همه دغدغه‌های یک سرمایه‌گذار ناشی بوده و آینده‌ای مطابق میل او داشته باشود.

مقاله‌هاي مرتبط:

طیفی از سرمایه‌گذران خرد، همان کسانی که با اندک سرمایه و سودای پرتاب قیمت همانند آنچه در سال گذشته اتفاق افتاد، وارد بازار شودند و اکنون پس از لبریز شودن کاسه‌ی صبرشان و به دلایلی نظیر ناامیدی و عدم ثبات در تصمیم‌گیری، تصمیم به ترک بازار، با هدف پیشگیری از زیان نموده‌اند. همین موضوع تاثیر قابل توجهی در روند بازار رمزارزها داشته، اما نه آنقدر که سرنوشت بازار را تعیین کند یا اینکه دلیل اصلی این ریزش‌ها باشود.

تراوین کیث (Travin Keith) موسس صرافی آلترین (Alterean) می‌گوید:

به عقیده‌ی من یک دلیل این ریزش‌ها این است که همه چیز آن‌طور که مردم می‌خواستند پیش نرفت. زمانی که معلوم شود خوش‌بینی‌ها محقق نمی‌شود، عده‌ی زیادی تصمیم به خروج از بازار گرفتند؛ مثلاً کسانی که برای سرمایه‌گذاری استقراض کرده بودند و موعد بازپرداخت آن رسیده بود.

اریک ورهیز (Eric Vorhees) بنیانگذار صرافی ShapeShift معتقد است شکست بازار، فرصت خوبی برای کسانی است که مقدار کمی بیت‌کوین یا سایر رمزارزها را در کیف پول خود دارند. او در هفدهم آبان در یک مصاحبه گفته بود:

وقتی اقتصاد جهانی دچار بحران شود و این موضوع آشکار شود که دولت‌ها و شرکت‌هایی که بیش از ۲۰ تریلیون دلار بدهی دارند، توان بازپرداخت آن را ندارند و مجبورند بدون پشتوانه پول چاپ کنند، آن‌گاه تماشا کنید که چه بر سر رمزارزها خواهد آمد.

رخدادهای نامطلوب کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا

این کمیسیون ضوابطی را برای شرکت‌هایی که قصد عرضه‌ی اولیه‌ی رمزارز (ICO) تولیدشوده‌ی خود را دارند، تدوین کرده است. وضع این مقررات و ضوابط علاوه‌بر هدف مشروعیت بخشیدن به این شرکت‌ها در حوزه‌ی فعالیتشان و اعتبار بخشیدن به آن‌ها، به دنبال حفظ حقوق مشتریانی است که قصد سرمایه‌گذاری و خرید اولیه سهام و یا رمزارز مربوطه را دارند. تامین امنیت دارایی‌های پولی و همچنین ارزیابی اصالت هویت مشتریان نیز در چارچوب این ضوابط اندیشیده شوده است.

SEC

در این راستا دو شرکت Paragon Coin و Carrier EQ که عرضه‌ی اولیه‌ی ارز خود را در روز جمعه پشت سر گذاشتند، پس از بررسی‌های کمیسیون متهم به تقلب و عدم رعایت برخی مقررات شودند. به‌نحوی که اکنون با اخطار کمیسیون ملزم به عودت دادن پول سرمایه‌گذاران استند. طبق اعلام مسئولان کمیسیون، فرآیند ثبت هردوی این عرضه‌های اولیه (ICOs) در کمیسیون بورس و اوراق بهادار به‌درستی صورت نگرفته است؛ لذا این عرضه‌ها غیرقانونی بوده و وجوه واریزی باید عیناً به حساب متقاضیان بازگردد.

این اتفاق ناخوشایند با توجه به اینکه مدت‌ها است موضوع پذیرش بیت‌کوین در صندوق سرمایه‌های تبادلی درگیر بررسی و تصویب است، اثر به‌شودت منفی روی این پذیرش داشته که به تبع آن بازار را نیز متاثر کرده است.

ماجرای پشت پرده تتر

تتر رمزارزی است که توسط صرافی Bitfinex طرح‌ریزی و تولید شود؛ البته این ارز رمزنگاری‌شوده همواره حمایت حاکمیت ایالات متحده آمریکا را داشته است. تتر همواره در هاله‌ای از ابهام به سر می‌برده و این ظن همیشه وجود داشته که روند مبادلات تتر با یک اختلاف زمانی اثرات مرموزی بر روند مبادلات بیت‌کوین دارد. این موضوع اولین بار در دانشگاه تگزاس توسط دکتر جان گریفین و دانشجویش امین شمس در یک مقاله‌ی تحلیلی منتشر شود و زمینه‌‌ی آغاز رسیدگی و تجسس وزارت دادگستری آمریکا را فراهم کرد.

طبق گزارش پایگاه بلومبرگ وزارت دادگستری ایالات متحده آمریکا، تحقیقات گسترده‌ای را در صرافی Bitfinex در پی اتهام دستکاری قیمت بیت‌کوین، آغاز کرده است. آنچه متصور است این است که این صرافی معاملات هدفمندی را به منظور سوق دادن بیت‌کوین به سمت محدوده قیمتی ۲۰,۰۰۰ دلاری خود انجام داده است.

برخی محققین ادعا کرده بودند که از تتر برای خرید متناوب بیت‌کوین در دوره‌های مشخص استفاده شوده است، به نحوی که نیمی از رشود ۱۴۰۰ درصدی سال گذشته نشات‌گرفته از همین مبادلات است. این موضوع وجه اصلی شایعاتی است که حاکی از هدایت و کنترل ارزش مبلغی بیت‌کوین و به‌طور کلی بازار رمزارزها بوسیله تتر و توسط یک یا چند مرجع خاص است.

bitcoin control

 

کارخانه بیت‌مین (Bitmain) چین

بیت‌مین که بزرگ‌ترین سازنده‌ی تجهیزات ماینینگ است، اخیراً بنا داشت تا عرضه‌ی اولیه‌ی سهامش را (در قالب رمزارز) اجرا نماید که اگر این اتفاق می‌افتاد، بزرگترین رویداد عرضه‌ی سهام در طول تاریخ نام‌گذاری می‌شود، اما به دلایلی شرکت این کار را به تعویق انداخت. با توجه به زمانبندی‌های اعلام‌شوده از جانب شرکت، عده‌ی زیادی از سرمایه‌گذاران عمده، در انتظار این عرضه بودند؛ لیکن تمام معادلات و زمانبندی‌ آن‌ها با این تعویق، دگرگون شود.

این شرکت اکنون بیت‌کوین‌هایی را که از استخرهای ماینینگ خود استخراج می‌کند، احتکار کرده و وارد بازار نمی‌کند. به عقیده‌ی تحلیلگران اگر این عرضه‌ی سهام در زمان مناسب انجام می‌شود و اگر این بیت‌کوین‌ها وارد بازار می‌شود، می‌توانست اثر قابل‌توجهی بر ارزش بازار داشته باشود و بازار را از کانال راکد ۶۵۰۰ آزاد کند؛ اما این فرصت از دست رفت.

bitmain

همچنین در یک رویداد پیش‌بینی‌نشوده‌ی دیگر، به دلیل شروع یک مرحله‌ی حسابرسی توسط اداره‌ی مالیات در برخی کسب‌وکارهای بزرگ مالی کشور چین که مستقر در دو استان گوئیژو و شین‌چیانگ استند و برخی فعالیت‌های مالی آن‌ها و نظام‌های پرداختشان برپایه اتریوم و بیت‌کوین بوده است، تا زمان پایان دوره حسابرسی چندین مرکز ماینینگ و به‌ویژه سازوکارهای مبتنی بر رمزارز این شرکت‌ها به حالت تعلیق درآمده است. همین رخداد اثر نامطلوبی بر جامعه ماینینگ چین گذاشته و متعاقب آن برای مقطعی مجموع توان هش چند استخر بزرگ ماینینگ نیز کاهش یافته است.

تنش برخاسته از هاردفورک اخیر

در اکثریت تحلیل‌های ارائه‌شوده درخصوص علت کاهش صورت‌گرفته در هفته‌ی گذشته، موضوع هاردفورک بیت‌کوین‌کش و تدوام جنگ بین دو ارز جدید بر سر جلب حمایت ماینرها، به‌عنوان علت اصلی مطرح شوده است. به دنبال آن با مصاحبه های جنجالی سران دو جبهه‌ی حمایتی این دو ارز، این روند کاهشی کماکان ادامه دارد.

مقاله‌هاي مرتبط:

همزمان با اجرای هاردفورک و آغاز نه‌چندان قدرتمند Bitcoin SV، مجموع قیمت ترکیبی دو ارز فورک‌شوده از بیت‌کوین، از ۴۵۰ دلار به ۲۷۰ دلار تنزل داشته است.

 دکتر کمپبل هاروی استاد گروه مالی دانشگاه دوک آمریکا معتقد است:

وقتی شاخصی در گذر زمان با نوسان‌های شودید همراه است، چنین افت‌وخیزهایی را هم باید انتظار داشت و چیز عجیبی نیست.

به‌گفته‌ی وی یکی از علل این نوسان‌های شودید بیت‌کوین، پیچیدگی در فرآیند ارزش‌گذاری این رمزارز است. راهکارهایی وجود دارند که می‌توان نوسان قیمت بیت‌کوین را کمتر کرد و ثبات بیشتری به روند آن در بازه‌های کوتاه مدت داد. به‌طور مثال ارزش سهام یک شرکت سهامی بر پایه‌ی عملکرد و کیفیت خدمات و محصولات آن است یا اینکه ارزش پول یک کشور به وضعیت اقتصادش و سیاست‌های مالی حاکمان آن بستگی دارد. اما هنوز در خصوص بیت‌کوین چنین سازوکارهای قاعده‌مندی وجود ندارد. 

اگر بیت‌کوین بر یک چارچوب مقرراتی منسجم‎تر مستقر بود یا بیشتر از اینکه یک سرمایه تلقی شود، یک ابزار پرداخت و اجرای پروژه‌های مبادلات مالی بود، شاید امروز فضای بهتری برآن حاکم می‌بود و در فرآیند ارزش‌گذاری آن بیشتر از منطق‌های محساباتی شناخته‌شوده استفاده می‌شود.

بیت‌کوین تاکنون نوسان‌های فراوان و گسترده‌ای را تجربه کرده است و همین نوسان‌ها زمینه‌های تردید در آینده‌ی آن را فراهم می‌کند.

مرور برخی از توئیت‌ها و اظهارنظرهای خواندنی برآمده پس از رخداد روز دوشنبه، بسیار جالب است:

توئیت جان مکافی بنیانگذار آنتی‌ویروس با نام خودش و یکی فعالان عرصه ارزهای دیجیتال:

دلیل این ریزش چیست؟ پریشانی. خجالت‌زدگی همگان. شک و تردیدی فعالان بازار. اما مهمتر از همه نادیده گرفتن علائم شکل‌گیری و رشود طیف عظیمی از کاربران جدید رمزارزها.

توئیت برنامه Fast Money از شبکه CNBC:

این یک نمایش وحشتناک برای بیت‌کوین است، اگر جرات دارید به این نمودار و تغییراتش نگاهی بیاندازید.

bitcoin fall tweet 1

FXPro یکی از کارگزاران شناخته‌شوده‌ی ارزهای دیجیتال در لندن طی انتشار یک گزارش تحلیلی:

این ریزش تا مرز ۳۵۰۰ دلار پیش‌بینی شوده است و چیز عجیبی نیست. از آن نقطه به بعد به احتمال زیاد حمایت‌ها آغاز شوده و روند صعودی می‌شود.

نیل ویلسون، رئیس بخش تحلیل بازار Markets.com در مصاحبه با گاردین:

به‌نظر می‌رسد اوضاع مدام بدتر می‌شود. چه انگیزه‌ای برای خرید و تقویت بازار وجود دارد؟ شاید در حال نزدیک شودن به پایان عمر بازار رمزارزها باشیم.

نظر شما در این خصوص چیست؟

ادامه‌ی پست

بهترین خودروهای جهان با بدنه فیبرکربن

در این مطلب به معرفی ۱۰ خودرو خواهیم پرداخت که بدنه‌ی آن‌ها به‌طور کامل از فیبر کربن ساخته شوده است.

معمولا وقتی یک شرکت خودروسازی، خودروی سوپر اسپرت جدیدی را معرفی می‌کند اولین چیزی در که در مشخصات خودرو بررسی می‌کنیم قدرت تولیدی پیشرانه است. پس از آن در اولویت دوم عملکرد صفر تا ۱۰۰ کیلومتر قرار دارد و در اولویت‌های بعدی نیز مواردی مهمی همچون آیرودینامیک و ترمزها مشاهده می‌شوند.

مک‌لارن سنا / McLaren Senna

مقاله‌های مرتبط:

 این اعداد و ارقام می‌توانند به شودت تحت تاثیر وزن خودرو قرار گیرند؛ وزن عامل بسیار مهمی در خودروهای اسپرت است و سازندگان نیز تلاش کم‌تری برای کاهش وزن خودروها می‌کنند. دلیل این امر  سخت بودن و پر هزینه بودن کاهش وزن در خودرو است، به طوری که کاهش یک پوند وزن (معادل ۲.۲ کیلوگرم) برای خودروساز گران‌تر از افزایش یک اسب بخار قدرت موتور است. یکی از راه‌های بسیار خوب و موثر برای کاهش وزن در ماشین‌ها استفاده از مواد سبک و در راس آن‌ها الیاف کربن است.

در ادامه به معرفی ۱۰ خودرویی خواهیم پرداخت که بدنه‌ی آن‌ها به‌طور کامل از الیاف کربن ساخته شوده است. حتما از نبود نام‌هایی نظیر مرسدس AMG One‌، فورد GT و لانچیا دلتا در این فهرست تعجب خواهید کرد اما این خودروها تنها در بخش‌هایی از بدنه‌ی خود از الیاف کربن بهره می‌برند و تماما فیبر کربنی محسوب نمی‌شوند.

استون مارتین والکری AMR Pro

Aston Martin Valkyrie AMR Pro

این خودرو با همکاری تیم فرمول یک RedBull Racing توسعه پیدا کرده است؛ نه تنها تمام بدنه‌ی آن از الیاف کربن ساخته شوده بلکه در برخی قسمت‌های سیستم تعلیق نیز از قطعات الیاف کربنی بهره‌مند است. استون مارتین والکری AMR Pro با وزن ۱۰۰۰ کیلوگرم، ۱۱۴۵ اسب بخار قدرت تولید می‌کند.

هنسی ونوم F5

Hennessey Venom F5

هنسی ادعا می‌کند که این ابرخودروی آمریکایی رکورد سریع‌ترین خودروی جهان را از آن خود خواهد کرد. زیر بدنه‌ی فیبر کربنی این F5 از پیشرانه‌ی ۷.۴ لیتری V8 تویین توربو استفاده شوده است که می‌تواند ۱۶۰۰ اسب بخار قدرت تولید کند. بدنه‌ی فیبر کربنی ونوم F5 از نظر آیرودینامیکی بسیار پیشرفته بوده و ضریب آیرودینامیکی آن تنها ۰.۳۳ است. با چنین تفاسیری، سازنده ادعا می‌کند که ونوم F5 توانایی دست یابی به حداکثر سرعت ۵۰۰ کیلومتر بر ساعت دارد.

ایتال دیزاین Zerouno Duerta

Italdesign Zerouno Duerta

ایتال دیزاین، Zerouno Duerta را بر اساس آئودی R8 ساخته است؛ این خودرو در بسیاری از بخش‌ها با همتای آلمانی خود تشابه دارد. پیشرانه‌ی V10 تنفس طبیعی مورد استفاده در Zerouno Duerta نیز متعلق به آئودی است و می‌تواند ۶۱۰ اسب بخار قدرت تولید کند. Zerouno Duerta با ۱۳۰۰ کیلوگرم وزن، به حداکثر سرعت ۳۲۰ کیلومتر بر ساعت می‌رسد

کونیگزگ آگرا RS
Koenigsegg Agera RS

چیزی که کونیگزگ Agera RS را از سایر خودروهای این فهرست متمایز می‌کند استفاده از کولار (Kevlar) در کنار فیبر کربن است. در قلب آگرا RS از یک پیشرانه V8 تویین توربو ۵ لیتری استفاده شوده است که ۱۳۶۰ اسب بخار قدرت دارد. هم‌اکنون این خودرو با با رکورد سرعت ۴۵۷ کیلومتر بر ساعت عنوان سریع‌ترین خودروی جهان را یدک می‌کشود.

لکسوس LFA

لکسوس LFA

لکسوس LFA محصول سال ۲۰۰۹، قدیمی‌ترین خودروی این فهرست است. در ساخت بدنه‌ی LFA از الیاف کربن تقویت شوده با پلیمر که اصطلاحا CFRP نامیده می‌شود، استفاده شوده است. به‌گفته‌ی مقامات لکسوس، این ماده در ۶۵ درصد از بدنه‌ی LFA به کار رفته و استفاده از آن، کاهش وزن ۱۰۰ کیلوگرمی در کنار افزایش مقاومت بدنه به همراه داشته است.

مک‌لارن سنا

McLaren Senna

مک‌لارن سنا تاکنون  ۵۰۰ دستگاه فروش داشته است. پیشرانه‌ی V8 تویین توربوی این خودرو ۸۰۰ اسب بخار قدرت دارد و در کنار وزن ۱۱۹۸ کیلوگرمی، ترکیب بسیار خوبی را ایجاد کرده است.

مک‌لارن Speedtail
McLaren Speedtail

Speedtail جدیدترین محصول مک‌لارن در سری خودروهای Ultimate Series به شمار می‌رود. مکلارن به کمک دانش نوین آیرودینامیک و کربن، اسپیدتیل را طراحی کرده است؛ این مدل از این نظر بهترین محصول مک‌لارن محسوب می‌شود. تکمیل کننده‌ی توانایی‌های اسپدتیل، پیشرانه‌ی ۱۰۵۰ اسب بخاری است که می‌تواند شتاب صفر تا ۳۰۰ کیلومتر ۱۲.۸ ثانیه‌ای و حداکثر سرعت ۴۰۳ کیلومتر بر ساعت را برای Speedtail به ارمغان بیاورد.

سینگر DLS
Porsche 911 DLS Singer / پورشه سینگر

وقتی دو شرکت قدرتمند مانند سینگر و ویلیامز با یکدیگر همکاری کنند باید انتظار محصول فوق‌العاده‌ای را داشت. در ساخت این محصول نیز از فناوری‌های خودروهای فرمول یک استفاده شوده و وزن خودرو به کمک استفاده از الیاف کربن به ۹۸۹ کیلوگرم کاهش پیدا کرده است. پیشرانه‌ی بنزینی تنفس طبیعی این مدل می‌تواند ۵۰۰ اسب بخار قدرت تولید کند.

فنیر سوپراسپرت

Fenyr SuperSport W Motors / فنیر سوپراسپرت

خودروی سوپر اسپرت W Motors Fenyr Supersport تنها ۱۲۰۰ کیلوگرم وزن دارد و بدنه‌ی آن کلا از فیبر کربن ساخته شوده است. پیشرانه‌ی مورد استفاده در فنیر سوپراسپرت محصول Ruf است و ۹۰۰ اسب بخار قدرت دارد. این پیشرانه می‌تواند فنیر سوپراسپرت را به حداکثر سرعت ۴۰۰ کیلومتر بر ساعت برساند.

زنوو TSR-S

Zenvo TSR-S

این سوپراسپرت دانمارکی که در نمایشگاه ژنو گذشته رونمایی شود تنها  ۱۴۹۵ کیلوگرم وزن دارد. پیشرانه‌ی V8 با قدرت ۱۱۹۴ اسب بخار، می‌تواند این خودرو را در ۲.۸ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت برساند.

 

ادامه‌ی پست

آپدیت Vision بازی No Man’s Sky معرفی شود

آپدیت Vision بازی No Man’s Sky معرفی شود – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه

















ادامه‌ی پست

معرفی شخصیت ولورین، جیمز هاولت

جیمز «لوگان» هاولت یک جهش یافته به حساب می‌آید که سالهای زیادی را زندگی کرده است. او در درون خود خشم یک حیوان و همچنین روح یک سامورایی را دارد. گذشته‌ی مرموز و اسرار آمیز این شخصیت با خون، جنگ و خیانت پر شوده است. این کاراکتر دارای فاکتور بهبود بسیار سریع، حس‌های به‌شودت پیشرفته و پنجه‌های جمع شونده در هر دست و همچنین دارای اسکلتی با پوشش یک آلیاژ نشکن ساختگی با نام آدامانتیوم است. بدون شک می‌توان گفت که شخصیت ولورین، یک سلاح کامل است.

ولورین شک شخصیت خیالی و ساختگی است که در کتاب‌های کمیک آمریکایی که توسط کمپانی مارول کامیکس منتشر می‌شود، حضور دارد. او اکثر مواقع و بیشتر خط داستانی‌ها با تیم مردان ایکس در ارتباط است. او یک جهش یافته به حساب می‌آید که حس‌های قوی حیوانی، توانایی‌های فیزیکی بسیار پیشرفته، توانایی بازسازی بسیار قوی و توانایی‌های بسیار دیگری را دارد. ولورین در خط داستانی‌ها مختلف به عنوان یکی از اعضای تیم‌های متفاوت مانند مردان ایکس، «آلفا فایت» و همچنین انتقام جویان، به تصویر کشیده شوده است.

این شخصیت برای اولین بار در قسمت ۱۸۰ سری کتاب کمیک The Incredible Hulk ظاهر شود اما حضور کوتاهی داشت. بعد از آن، باری دیگر در همین مجموعه و در قسمت ۱۸۱ آن، که در ماه نوامبر سال ۱۹۷۴ منتشر شوده بود، ظاهر شود و نقش بسیار مهمی را در خط داستانی آن ایفا کرد. شخصیت ولورین توسط ویراستار کمپانی مارول یعنی رو توماس، نویسنده‌ای به نام لن واین و مدیر هنری مارول یعنی جان رومیتا خلق شود. با اینکه رومیتا این شخصیت را طراحی کرده بود اما هرب تریمپ اولین بار او را برای حضور در کتاب‌های کمیک به تصویر کشید. بعد از اینکه تیم مردان ایکس پس از یک جدایی دوباره به همین پیوستند، ما شاهد این بودیم که ولورین هم به جمع این گروه ابرقهرمانی اضافه شود؛ در این برهه زمانی، کریس کلیرمونت (نویسنده) و جان بایرن (نویسنده و هنرمند) نقش‌های بسیار مهم و تاثیرگذاری را در پیشرفت این کاراکتر ایفا کردند. فرانک میلر هم کمک بسیار زیادی به کریس کلیرمونت کرد و باعث شود که این شخصیت بتواند یک مجموعه اختصاصی ۴ قسمتی و کوچک به نام خود ثبت کند. این مجموعه از ماه سپتامبر تا دسامبر سال ۱۹۸۲ منتشر شود. در این مجموعه ما شاهد انتشار یکی از تکه کلام‌های معروف او استیم: «من در کاری که انجام می‌دهم بهترین استم اما کاری که من در آن بهترین استم اصلا چیز خوبی نیست».

شخصیت لوگان یک بلک ویدو جوان را آموزش داده است

ولورین یکی از نمونه‌های ضدقهرمان‌های سرسختی است که بعد از جنگ ویتنام، در فرهنگ عامه آمریکایی حضور پیدا کردند. در اواخر دهه ۱۹۸۰، علاقه و تمایل بسیار زیاد او نسبت به استفاده از نیروهای مرگبار و همچنین طبیعت و ذات بسیار جدی او تبدیل به ویژگی‌های عادی و استانداردی برای خلق شخصیت‌های ضدقهرمانی بعدی کتاب‌های کمیک شود. در نتیجه، این شخصیت به‌شودت محبوب و مورد علاقه‌ی خوانندگان کمیک شود. زمانی که او در مجموعه‌های مردان ایکس حضور می‌یافت، بیشتر از هر کاراکتر دیگری مورد توجه قرار می‌گرفت. همین موضوع باعث شود که او از سال ۱۹۸۸ بتواند کتاب‌های کمیک اختصاصی خودش را داشته باشود؛ کتاب‌هایی که تا حد زیادی محبوب بودند. علاوه بر کتاب‌های کمیک، شخصیت ولورین به خاطر محبوبیت زیادی که داشت، در اکثر اقتباس‌های مردان ایکس از جمله انیمیشن‌های سریالی، بازی‌های ویدیویی و لایو اکشن‌های سینمایی مختلف ظاهر می‌شود. این شخصیت در بسیاری از لیست‌های تهیه شوده از بهترین‌های کتاب‌های کمیک توانسته جایگاه بسیار بالایی را کسب کند. در سال ۲۰۰۸، مجله خبری ویزارد در لیست ۲۰۰ شخصیت برتر کتاب‌های کمیک خود، این کاراکتر را در رتبه اول قرار داد. بعد از آن، در سال ۲۰۰۸ مجله خبری امپایر در لیست بزرگترین شخصیت‌های کمیکی، این کاراکتر را در رتبه چهارم قرار داد. بعد از گذشت چند سال هم مجله خبری آی جی ان در سال ۲۰۱۱ در لیست ۱۰۰ قهرمان برتر کتاب‌های کمیک، این شخصیت را در جایگاه چهارم قرار داد.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

مردی که با لقب ابرقهرمان در میان ما خوانندگان کمیک شناخته می‌شود، ولورین نام دارد. نام اصلی او جیمز هاولت است و در اواسط دهه ۱۸۸۰ در آلبرتا کشور کانادا متولد شود. او دومین فرزند الیزابت و جان هاولت سنیور به حساب می‌آمد؛ فرزندی که اغلب اوقات مریض بود. مادر جیمز تا حد زیادی بیمار بود به همین دلیل در اوایل دهه ۱۹۰۰ یک دختر ایرلندی جوان به نام «رز اوهارا» به ملک هاولت آورده شود تا دوستی برای جیمز جوان باشود و کارهای او را انجام دهد. این دو نفر با یکدیگر با پسری به نام «داگ» که فرزند نگهبان و سرایداری به نام «توماس لوگان» بود، دوست شودند. داگ تلاش می‌کرد تا ارتباط خوب و قوی‌ای با این دو نفر داشته باشود اما به خاطر خشم، بداخلاقی و سوءاستفاده‌هایی که پدرش داشت، او کم کم از شرایط و وضعیتی که در زندگی داشت، خشمگین و متنفر شود. این خشم آنقدر زیاد بود که یک روز او بدرفتاری عجیبی با رز کرد. همین موضوع باعث شود که جیمز جوان، این اتفاق را به پدرش گزارش دهد. این زنجیره‌ی اتفاقاتی که در آن زمان رخ داد، باعث شود که توماس لوگان از جایگاهی که به عنوان نگهبان داشت، اخراج شود.

شخصیت ولورین می‌تواند تنها از اسکلت خود، تمام بدنش را بازسازی کند و این موضوع هم به خاطر همان قراری است که با فرشته مرگ گذاشته بود تا هر بار که تا پای مرگ می‌رفت، باید با او مبارزه می‌کرد

در پی این اتفاق، او به سراغ الیزابت هاولت رفت و به‌شودت در تلاش بود تا او را قانع کند که با هم از آنجا فرار کنند. زمانی که این موضوع مشخص شود، درگیری‌ای بین آنها رخ داد که در نهایت منجر به کشته شودن جان هاولت شود. از آنجایی جیمز جوان زمانی که شاهد رخ دادن این اتفاقات و همچنین کشته شودن پدرش مقابل چشمانش بود، قدرت‌های درونی او هم آشکار شود. طولی نکشید که او از پشت، با استفاده از پنجه‌های خود، به توماس ضربه وارد کرد و او را کشت. او با همان پنجه‌ها، به داگ هم آسیب‌هایی وارد کرد اما خیلی زود غش کرد. او و رز از آن خانه فرار کردند و مجبور بودند که راهشان را در میان بیابان‌های خشن کانادایی هموار کنند تا خود را نجات دهند. در آن زمان جیمز جوان تقریبا در حالت روان‌گسیختگی کاتاتونی قرار داشت و رز مجبور بود که تا هر کاری که می‌تواند انجام دهد و مسیر جابه‌جایی خودشان را راحت کند. این در حالی بود که داگ به پلیس گفت که رز قاتل واقعی این جریانات است.

بعد از گذشت مدتی، آنها به یک معدن و راه زیرزمینی رسیدند. در آنجا، رز اطلاعات اشتباهی داد و با نام «لوگان»، جیمز جوان را خطاب قرار داد. کارگردان دیگر، به لوگان که دیگر احیا شوده بود، نام مستعار «ولورین» را دادند؛ زیرا او علاقه‌ی زیادی به سخت کار کردن و کند و کاو بود. از آنجایی که جیمز با سختی زیاد کار می‌کرد و اخلاق کاری فوق‌العاده‌ای داشت، کارگران آن راه زیرزمینی خیلی زود او را در میان خودشان پذیرفتند. حال چیزی که آنها در این میان نمی‌دانستند، این بود که او در ساعات پایانی شب، وحشی می‌شود و به همراه گروهی از گرگ‌ها شروع به دویدن می‌کرد. بعد از گذشت مدت‌های طولانی، داگ بالاخره به آنجا رسید و توانست از آن برخوردی که چند سال پیش با لوگان داشت، جان سالم به در ببرد. او هنوز هم بعد از گذشت این سال‌ها، کینه‌ی بسیار بزرگی نسبت به لوگان داشت. لوگان دوست سابق خود را شناخت و چالش او را پذیرفت تا با هم وارد مبارزه شود؛ مبارزه‌ای که قرار بود در نهایت به مرگ ختم شود. با این حال، پیش از اینکه لوگان بتواند داگ را بکشود، رز سر رسید و تلاش کرد که آنها را از هم جدا کند. همین موضوع باعث شود که خود رز میان این نزاع و درگیری کشته شود. لوگان تا مدت‌ها برای از دست دادن رز، در تنهایی به گریه می‌پرداخت.

wolverine

القاب و اسامی مستعار: جیمز هاولت، لوگان، مامور ده، اژدها سیاه، برادر اگزاویه، کاپیتان کانادا، کاپیتان ترور، دث، امیلیو گارا، آزمایش ایکس، مشت افسانه، مرد کلاه‌دار، جیم لوگان، جان لوگان، جهش #۹۶۰۱، پچ، پیتر ریچاردز، ریوولتو دلقک، اسلحه ایکس.

تیم‌ها: آلفا فلایت، انتقام جویان، اونجرز یونیتی اسکواد، اساسینز گیلد، سازمان سیا، کلن آکابا، قهرمانان کهکشان، طلوع نور سفید، دیفندرز، دپارتمان کی، چهار شگفت انگیز، هارد ۷، قلب‌های تاریکی، هرالدها، اسب سواران آپوکالیپس، هایدرا، آکادمی جین گری، گرگینه‌های مارول، زامبی‌های مارول، انتقام جویان جدید، مدافعان جدید، چهار شگفت انگیز جدید و غیره.

متحدان: اکسس، ادم کراون، ادم دستین، ادم وارلاک، مامور اسمیت، البرت، الکس، الکس پاور، الکس الترون، آمیکو کوبایاشی، اندره مکسر، انجل، انجل سالوادور، انی پارکر، انول، انارکی، ارچی کوریگن، آریا، آرکون، آرماگدون، آرمر، آرنو استارک، زن عمو می، ارورا، اوری کانر، ازاری، بدراک، بالیستیک، بندو سابورو، بانشی، بیس، بتمن، بیست و غیره.

دشمنان: ابومینیشن، آبراهام کورنیلیس، مرد جاذب، ادمینستریتور، آدولف هیتلر، آگاموتو، مامور هارت، مامور ایکس، احمد، آلبرت، آلدو فرو، اندره مورنت، اندریا وان استراکر، اندریاس وان استراکر، انجل، ایپ من، آپوکالیپس و غیره.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

همانطور که بالاتر هم به آن اشاره شود، شخصیت ولورین توسط لن واین و هرب تریمپ خلق شود. او برای اولین بار به طور کامل، در قسمت ۱۸۱ ولوم اول سری کتاب کمیک The Incredible Hulk که در سال ۱۹۷۴ منتشر شوده بود، حضور یافت. در آن برهه زمانی، محبوبیت کتاب‌های کمیک در کشور کانادا تا حد زیادی افزایش یافته بود به همین دلیل روی توماس به لن واین پیشنهاد داد که یک شخصیت کانادایی خلق کند و آن را در مجموعه هالکی که در آن زمان در حال کار کردن روی آن بود، قرار دهد. این دو نفر با کمک یکدیگر جزئیات مربوط به این شخصیت مانند نام او را مشخص کردند؛ آنها در زمان مشخص کردن اسم، به دو گزینه برخوردند: ۱- بَجِر و ۲- ولورین. در نهایت، براساس جزئیاتی که از این شخصیت مشخص شوده بود، آنها تصمیم گرفتند که نام او را ولورین بگذارند. بعد از آن، جان رومیتا سنیور به تیم آورده شود تا طراحی‌های این شخصیت را انجام دهد.

می‌توان گفت که شخصیت ولورین هم به نوعی کریپتونایت خاص خودش را دارد؛ با این تفاوت که این کریپتونایت، کربونادیوم نام دارد

آنها یک بار دیگر برای مشخص شودن پایه و اساس او، از حیوان استفاده کردند؛ به همین دلیل او را تا حدودی با قدی کوتاه و چابک و قوی طراحی کردند. در ابتدا ماسک ولورین توسط گیل کین به اشتباه برای جلد قسمت اول سری کتاب کمیک Giant-Size X-Men طراحی شوده بود اما دیو کاکرام (کسی که طراحی این کمیک را برعهده داشت)، تا حد زیادی از این تصویر خوشش آمد؛ به طوری که تصمیم گرفت از آن در طراحی‌های خودش، استفاده کند.

جان بایرن اولین هنرمندی بود که ولورین را برای اولین بار بدون ماسک طراحی کرد. در طی یکی از مصاحبه‌ها، جان بایرن عنوان کرد، پاول داماتو که در فیلم Slap Shot (اکران در سال ۱۹۷۷) ایفای نقش کرد، منبع الهام او برای به تصویر کشیدن شخصیت ولورین در مجموعه کمیک مردان ایکس به همراه کریس کلیرمونت بود. چند وقت اخیر، یک نسخه‌ی جایگزین و پیرتر شخصیت ولورین با نام «Old Man Logan» در دنیای کمیک ظاهر شوده است. این شخصیت بعد از اینکه ولورین اصلی جان خود را از دست داد، به تیم مردان ایکس پیوست. شخصیت اولد من لوگان اولین بار در قسمت ۶۶ ولوم دوم سری کتاب کمیک Wolverine که در سال ۲۰۰۸ منتشر شوده بود، ظاهر شود. این شخصیت در ۱۳۵۰۵ کتاب کمیک حضور داشته و در قسمت ۲۲۷ سری کتاب کمیک The Uncanny X-Men به نام The Belly Of The Beast!، قسمت ۴ سری کتاب کمیک The Infinity Gauntlet به نام Cosmic Battle on the Edge of the Universe و قسمت ۱۱ سری کتاب Marvel Super Heroes Secret Wars به نام …And Dust to Dust! جان خود را از دست داده است.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

در سال ۱۹۱۰، شخصیت لوگان به یک جامعه مرزی دیگر در کوه‌های راکی کانادا سفر کرد. او در آنها با یک زن جوان به نام «سیلور فاکس» آشنا شود؛ کسی که بعد از گذشت مدتی، به او دل بست. سیلور فاکس هم متعاقبا به لوگان علاقمند شود و آنها برای برهه زمانی خاصی، با یکدیگر خوشحال و شاد در جنگل زندگی کردند. در اواخر ماه می، ماهی که لوگان تصور می‌کرد تولدش در آن قرار دارد، شخصیتی به نام «سیبر توث» آنها را تعقیب کرد و در نهایت بعد از اینکه سیلور فاکس را به همراه ولورین دید، او را به قتل رساند؛ درست زمانی که لوگان توانست برای مدتی در صلح و آرامش زندگی کند. ولورین زمانی که عشق زندگی خود را در آن حالت ترسناک دید، به‌شودت عصبانی شود و با سیبر توث به مبارزه پرداخت اما نتوانست حریف خود را در این نبرد شکست دهد.

طولی نکشید که سیبر توث و یک شخصیت شنل‌پوش مرموز لوگانِ بی‌فکر و وحشی را فریب دادند و کاری کردند که او تمام ساکنان شهری را که در آن برهه زمانی در آن زندگی می‌کرد، به قتل برساند. بعدها، او توسط شرکت «The Hudson’s Bay Company» به عنوان تاجر خز استخدام شود تا با هندی‌های بلک فوت معامله کند. در این برهه زمانی، او توانست یک موجود شیطانی به نام «Uncegila» را شکست دهد. این کار در نظر بلک فوت‌ها یک شاهکار به نظر می‌آمد. همین موضوع باعث شود که او تبدیل به مبارز بلک فوت شود و نام «Skunk-Bear» را بگیرد. بعد از گذشت مدت کمی، یک توطئه بسیار بزرگ و وسیع حول محور لوگان اتفاق افتاد؛ اتفاقی که باعث شود تا وجدان و اراده آزاد او را بگیرد و او را تبدیل به یک قاتل کامل و بی‌نقص کند. هر جایی که لوگان می‌رفت، سیبر توث یا یکی از هم‌دست‌های او هم درست در همان نزدیکی‌ها حضور داشتند تا از زندگی لوگان با خبر باشند.

  • جنگ جهانی اول:

در سال ۱۹۱۴، لوگان به اترش کانادا پیوست تا در جنگ جهانی حضور داشته باشود. در طی یک مبارزه‌ای که در بلژیک و در تاریخ ۲۲ آوریل سال ۱۹۱۵ افتاد می‌افتاد، لوگان برای اولین بار با فردی به نام «Lazaer» یا همان عزرائیل/فرشته مرگ، روبه‌رو شود و درست در همان لحظه، مبارزه‌ای بین آنها اتفاق افتاد. در این مبارزه Lazaer توانست برتری‌ای نسبت به لوگان به‌دست بیاورد و شمشیر خود را به درون لوگان فرو کند. با این حال، لوگان این شمشیر را از بدنش بیرون کشید و آن را درون بدن Lazaer کرد و او را شکست داد. درست از همان زمان، هر وقتی که لوگان به مرگ نزدیک می‌شود، مجبور بود باری دیگر با Lazaer مبارزه کند. لوگان با انجام این کار می‌توانست دوباره به قلمرو زنده‌ها بازگردد و از فاکتور بهبودی بسیار سریع خود استفاده کند تا سلامت کامل خود را به‌دست بیاورد.

wolverine - logan - ولورین - لوگان
زمانی که مقامات از توانایی‌ها و قدرت‌های لوگان آگاه شودند، نام او را در واحد ویژه‌ی ارتش کانادا نوشتند. اعضای این تیم ویژه که «The Devil’s Brigade» نام داشت، وظیفه داشتند تا ماموریت‌های به‌شودت خطرناک و انتحاری را، زیر نظر و فرمان فردی به نام «سایلاس بر»، که فوق‌العاده قدرتمند بود و بعدا تبدیل به مزدوری به نام «سایبر» شود، در جنگ انجام دهند. بعد از یک نزاع و مشاجره، سایبر نامزد لوگان را به قتل رساند. در همین برهه زمانی و در نبرد خود با سایبر، لوگان تا حد زیادی آسیب دید و حتی یکی از چشمان خود را از دست داد اما توانست از آنجا فرار کند و خودش را نجات دهد. سایبر و سیبر توث، لوگان را تحت تقعیب قرار دادند. آنها بعد از اینکه لوگان را پیدا کردند، او را به جوخه برگرداندند. طولی نکشید که او ماموریت جدیدی را دریافت کرد و به «مادریپور» فرستاده شود.

  • بعد از جنگ جهانی اول:

در این برهه زمانی، لوگان به کشور چین سفر کرد. در آنجا، یک جنگ سالار به نام «Ogun» پیشنهادی را به او ارائه کرد تا خودش را در زمینه‌ی هنر جنگ، تعلیم دهد اما لوگان این پیشنهاد را رد کرد. در آن زمان، لوگان مردی به حساب می‌آمد که مدام در حال حرکت و جابه‌جایی بود. این بار، او خودش را در آمریکای جنوبی دید؛ جایی که او برای اولین بار در کنار «میستیک» شروع به دویدن کرد. قرار بر این بود که این دو، به وسیله‌ی شلیک گلوله اعدام شوند اما آنها توانست به کمک توانایی‌های ابرانسانی خود از آنجا فرار کنند و یک جامعه مجرمانه‌ی کوچک را برای خود شکل دهند. طولی نکشید که ولورین و میستیک بعد از مدتی به هم علاقمند شودند اما این رابطه‌ی عاشقانه عمر کمی داشت زیرا لوگان گزارش فعالیت‌های مجرمانه‌شان را به پلیس داد. بعد از انجام این کار، او به کانادا بازگشت و در برنامه «سلاح ایکس» شرکت کند.

  • جنگ جهانی دوم:

با اینکه در کل ولورین و کاپیتان آمریکا دوست و متحد به حساب می‌آیند، اما در یک خط داستانی خاص ولورین استخدام شوده بود تا او را دستگیر کند

در طی جنگ جهانی دوم، لوگان در مادریپور با کاپیتان آمریکا و باکی بارنز متحد شود. کاپیتان آمریکا و باکی بارنز از ماهیت و ذات جهش یافتگی او خبر نداشتند و تنها تصور می‌کردند که او آدم فوق‌العاده خوش شانسی است. به همین دلیل، نام «لاکی جیمز» را به او داده بودند. یکی از ماموریت‌های مهم آنها در آن زمان این بود که «ناتاشا رومانوف» را نجات دهند زیرا قرار بود این کودک کوچک توسط «The Hand» شستشوی مغزی داده شود و در نهایت از او یک قاتل حرفه‌ای دربیاید. «بارون ولف گنگ وان استراکر» هم در این جریان حضور داشت. او باعث شود که توجه کاپیتان آمریکا و همچنین باکی بارنز نسبت به سازمان فاشیستی هایدرا جلب شود. در طی این برهه زمانی، «سراف»، که محافظت سرزمین مادریپور و همچنین عشق سابق ولورین محسوب می‌شود، توسط سیبر توث به قتل رسید. به احتمال زیاد، این دستور از طرف موجود عجیب و غریبی به نام «Romulus» به سیبر توث داده شوده بود. اما تا چند سال بعد، هیچکس این شخصیت را نمی‌شناخت و هیچ حقیقتی در رابطه با او را نمی‌دانست. لوگان تصمیم گرفت که به طور رسمی درگیر جنگ شود. به همین دلیل، نام او در لیست اعضای نیروی مسلح نوشته شود و او به یکی از بخش‌های ویژه‌ی این ارتش پیوست تا کاری در جهت دفاع از کشورش انجام دهد. در همین گردان بود که او برای اولین بار با فردی به نام «بلاد اسکریم» برخورد کرد؛ یک موجود جاودانه با قدرت‌ها و ویژگی‌هایی شبیه به یک موجود خون آشامی. او در چندین ماموریت مختلف به مبارزه و جنگ پرداخت و خیلی زود نامی را به عنوان یکی از بهترین سرباز‌های این بخش، برای خود دست و پا کرد. در همین برهه زمانی بود که او به علاقه‌ی خود نسبت به زندگی در ژاپن و همچنین آموزش دیدن به عنوان یک سامورایی، پایان داد.

بعد از جنگ جهانی دوم، لوگان به کشور ژاپن بازگشت و پیشنهاد اوگان را در جهت آموزش دادنش، به یاد آورد. خیلی زود، عشق عمیقی نسبت به کشور ژاپن در وجود لوگان به وجود آمد؛ به خصوص در زمینه‌ی فرهنگ سامورایی و همچنین راه و رسم بوشیدو. همین موضوع باعث شود که او تصمیم گرفت تا در ژاپن بماند و تا حدودی در آنجا مفید عمل کند. دوره‌ی آموزشی او به پایان رسید و بعد از آن، او تصمیم گرفت که سرتاسر این کشور را سفر کند تا اینکه با زن زیبایی به نام «ایتسو» آشنا شود؛ کسی که خیلی زود، جیمز با او تشکیل خانواده داد. با این حال، سرنوشت و زندگی لوگان به گونه‌ای نبود که او بتواند لحظه‌ای آرامش داشته باشود. بعد از اینکه او به طور کاملا تصادفی یک مرد را در طی یک فاجعه کشت، به خانه خود بازگشت و ایتسو را مرده پیدا کرد؛ این در حالی بود که ثمره ازدواجشان توسط رامیولس دزدیده شوده بود. از آنجایی که لوگان دیگر هیچ چیزی در ژاپن نداشت که برای آن در آنجا بماند، باری دیگر به کشور کانادا بازگشت و به برنامه اسلحه ایکس پیوست. در همین برهه زمانی بود که او توانست نشانه‌ی خاص خود یعنی همان اسکلت آدامانتیوم را به‌دست بیاورد. با این حال، او پیش از اینکه به تیم آلفا فایت بپیوندد، به خاطر سختی‌هایی که در این آزمایش تحمل کرده بود، حافظه خود را از دست داد. او بعد از پیوستن به این تیم، برای اولین بار با هالک درگیر شود.

 

لوگان بعد از اینکه دوباره به کانادا بازگشت، برای یک سازمان دولتی زیرزمینی آمریکایی، درخواست کار داد تا بتواند به عنوان یکی از ماموران ویژه‌ی آنها استخدام شود. در کمال تعجب، لوگان متوجه می‌شود که دشمن خونین و همیشگی او یعنی سیبر توث هم دقیقا برای همین جایگاه شغلی، درخواست داده است. در همان سازمان مبارزه‌ی بین این دو آغاز شود و حتی در میان اتاق‌های مختلف آن هم ادامه داشت اما در نهایت هر دوی آنها تسلیم شودند و مبارزه را متوقف کردند. درست در همان برهه زمانی بود که آنها متوجه شودند، جایی که آنها آمده بودند تنها یک سازمان معمولی و عادی نیست. در همان جا، ماموران این سازمان حافظه‌ی لوگان و سیبر توث را پاک کردند و خاطرات اشتباهی را در ذهن آنها کار گذاشتند. تقریبا همه چیز، به جز زمانی که لوگان در کشور ژاپن زندگی می‌کرد، برای او یک راز کامل بود و لوگان اصلا معنی آنها را متوجه نمی‌شود. او همچنین هیچ خاطره‌ای را از مبارزه‌های قبلی خود با سیبر توث به یاد نمی‌آورد. آنها در چندین ماموریت مختلف در کنار یکدیگر به مبارزه پرداختند. آنها در کنار خودشان دو هم‌تیمی دیگر به نام‌های «مَوِریک» و «جان ریث» هم داشتند. در طی یکی از همین ماموریت‌ها بود که لوگان برای اولین بار با «امگا رد» روبه‌رو شود و با او به مبارزه پرداخت.

بعد از اغلب ماموریت‌ها، این سازمان اطلاعات و خاطرات اشتباهی را به لوگان و هم‌تیمی‌های دیگرش می‌داد. به همین دلیل، آنها یا آن ماموریت‌ها، هدفی که در ماموریت داشتند و کارهایی را که در آنها انجام داده بودند به طور کامل به یاد نمی‌آوردند، یا فقط بخشی از آن را فراموش می‌کردند. بعد از گذشت مدت زمانی، روش‌های وحشیانه‌ی سیبر توث دیگر بقیه اعضای تیم را عصبانی می‌کرد و آنها نسبت به راه‌های مبارزه‌ای او نفرت داشتند؛ همین موضوع باعث شود که بعد از گذشت مدت خیلی کمی، یک درگیری داخلی بین اعضای تیم به وجود آمد. بعد از این درگیری اعضای تیم از یکدیگر جدا شودند و در نهایت سیبر توث تصمیم گرفت که تیم را ترک کند. دیگر به نظر می‌رسید که ماموریت‌های لوگان برای تیم ایکس به پایان رسیده بود. اما مسیر بسیار طولانی زندگی او که پر از درد و رنج بود، تازه در بخش‌های ابتدایی خود قرار داشت.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

بعد از اینکه لوگان یک سری ماموریت را برای تیم ایکس انجام داد، باعث شود تا توجه برخی افراد خاص به سمت او جلب شود و تمایل داشتند که او را بیشتر بشناسند. لوگان در طی دوران کاری خود به عنوان یک مامور ویژه، توسط ماموران برنامه اسلحه ایکس (یا پلاس) دزدیده شود؛ یک برنامه مشترک بین کشور کانادا و ایالات متحده. او به یک تاسیسات که در جنگل‌های کانادایی قرار داشت، برده شود. در آنجا، او توسط «پروفسور تورتون»، «دکتر آبراهام کورنیلیس» و «کارول هاینز» مورد آزمایش قرار گرفت. پروفسور در طی همین آزمایش‌ها متوجه شود که لوگان در درون خود یک فاکتور بهبودی جهش یافته دارد و توانایی این را دارد که نصب و قرار دادن فلز آدامانتیوم در استخوان‌هایش را تحمل کند. زیرا این پروسه و روند کاری، می‌توانست هر فرد دیگری به غیر از او را بکشود. این سه نفر در تلاش بودند تا با انجام این کار، یک اسلحه زنده کامل را بسازند.

ولورین برای مدت زمانی با دسته‌ای از گرگ‌ها وقت خود را می‌گذراند. در یک خط داستانی، او به طور اتفاقی عشق زندگی خود را با پنجه‌هایش کشت

این پروسه کاری انجام شود و لوگان دیگر اسکلتی داشت که به طور کامل با یک فلز بسیار سخت پر شوده بود. این فلز مخصوص، پنجه‌های او را تحت تاثیر خود قرار داده بود. او دیگر بعد از این پروسه، پنجه‌های فوق‌العاده تیز و برّنده‌ای داشت که می‌توانست با آنها هر چیزی را ببرد. لوگان در طی زمانی که در برنامه اسلحه ایکس بود، از طریق یک کلاه خاص کنترل می‌شود و به حد زیادی آرام شوده بود. اعضای این برنامه، خاطرات اشتباه و غلطی را به او می‌دادند و تقریبا او را برای این برنامه، تبدیل به یک عروسک خیمه شب‌بازی کرده بودند. او حتی مجبور شوده بود که مردم ساکن در یک شهر را به طور کامل به قتل برساند؛ آنها می‌خواستند با این کار مطمئن شوند که آیا لوگان هر ماموریتی را انجام می‌دهد یا خیر. توانایی‌های او، زیر ذره‌بین آزمایش قرار گرفته بود. در نهایت، لوگان با تلاش‌های بسیار توانست در مقابل این کنترل ذهنی مقاومت و از آن تاسیسات فرار کند (با کمک‌های وینتر سولجر). او که این اتفاقات ناگوار را به حد زیادی تحمل کرده بود، بیش از پیش به یک انسان خشمگین و تندخوی حیوانی تبدیل شود و تقریبا هر کسی را که مقابلش می‌ایستاد و راهش را سد می‌کرد، به قتل می‌رساند. با این حال، پروفسور کورنیلیس، کارول هاینز و «مالکوم کولکورد» در این ماجرا استثناء بودند. این سه نفر همچنان با گذر زمان و در طی سال‌های زیاد، برای لوگان دردسرهای مختلفی را ایجاد می‌کردند.

لوگان بعد از اینکه از برنامه اسلحه ایکس فرار کرد، چندین ماه را در بیابان‌های کانادا گذراند تا اینکه توسط «جیمز هادسون» یا همان «گاردین» و همچنین «هدر هادسون» یا همان «ویندیکیتور» پیدا شود. این دو نفر، هر دو دانشمند و انسان‌های فوق‌العاده قدرتمندی بودند که برای یکی از بخش‌های یک سازمان کانادایی به نام دپارتمان اچ کار می‌کردند. لوگان خیلی زود به سلامت روانی سابق خود بازگشت. بعد از این اتفاق، او فعالیت‌های خود را در جهت کمک به دولت آغاز کرد (زمانی که او سلامت روانی خود را به‌دست آورد، دیگر خاطرات خیلی زیادی را از زمانی که در برنامه اسلحه ایکس و همچنین اتفاقاتی که پیش از آن رخ داده بود، به یاد نمی‌آورد). او در طی زمانی که در دپارتمان اچ حضور داشت، در چندین ماموریت مختلف شرکت و به آنها کمک کرد. اعضای این دپارتمان همچنین یک لباس و هویت مخفی به لوگان دادند؛ ولورین. برجسته‌ترین و مهم‌ترین ماموریت لوگان زمانی بود که او وظیفه داشت تا هالک شگفت‌انگیز را ردیابی و در نهایت او را مطیع کند. ردِ هالک در یکی از جنگل‌های کانادایی پیدا شود و به نظر می‌رسید که ولورین، بهترین گزینه و مامورین برای درگیر شودن با این «Green Goliath» است. او توسط اعضای دیگر دپارتمان اچ به نقطه‌ی خاص ماموریتی برده شود و خیلی زود توانست هالک را پیدا کند؛ هالک در آن زمان مشغول مبارزه با «وندیگو» بود.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

ولورین با دیدن مبارزه‌ی آنها، به این نتیجه رسیده بود که مبارزه کردن با هر دوی آنها به صورت همزمان کار بسیار سخت و دشواری است به همین دلیل، در ابتدا وانمود کرد که در جبهه‌ی هالک قرار دارد و مبارزه‌ی خود را با وندیگو آغاز کرد. با این حال، درست زمانی که ولورین به همراه هالک توانست موجود مقابل خود را شکست دهد، مخالفت و نبرد خود را علیه هالک نشان داد. لوگان مبارزه‌ی بیرحمانه و وحشیانه‌ی خود را علیه این هیولای سبز آغاز کرد. آنها برای مدت زمان طولانی‌ای با یکدیگر مبارزه کردند اما در نهایت به نظر می‌رسید که آنها کاملا با هم هماهنگ استند و در یک سطح قرار دارند. زمانی که این مبارزه بیشتر از حد عادی به طول انجامید، ولورین دستور جدید خود را دریافت کرد و باید ماموریت خود را رها می‌کرد و به هلیکوپتر بازمی‌گشت تا بتواند به دپارتمان اچ بازگردد. در طی این برهه زمانی، پروفسور چارلز اگزاویه در رابطه به ولورین و اینکه او یک جهش یافته است، خبردار شود به همین دلیل تصمیم گرفت که با دقت بیشتر و فاصله‌ی کمتری او را تحت نظر داشته باشود.

  • ولورین در مردان ایکس:

زمانی که پروفسور اگزاویه با دولت کانادا تماس گرفت و درخواست کرد که یک جلسه‌ی معارفه‌ی شخصی بین او و لوگان ترتیب دهند، ولورین برای اولین بار با مردان ایکس برخورد کرد و ملاقاتی را اگزاویه داشت. پروفسور ایکس، خیلی خوب و به طور کامل می‌دانست دپارتمان اچ در حال سوءاستفاده از لوگان استند و تنها برای محقق کردن مقاصد خود از او استفاده می‌کنند. پروفسور همچنین می‌دانست که اختلافاتی بین ولورین و مافوق‌هایش وجود دارد به همین دلیل به او پیشنهاد کرد تا به عنوان یکی از اعضای جدید، به تیم مردان ایکس بپیوندد و از اعضای دپارتمان اچ جدا شود. مقام رسمی دپارتمان کاملا به این موضوع اعتراض کرد اما لوگان به سمت او حمله‌ور شود و پیشنهاد اگزاویه را مبنی بر پیوستن به مدرسه و همچنین تیم ابرقهرمانی او، پذیرفت. با اینکه لوگان اصلا از این موضوع خبر نداشت، اما اعضای دپارتمان اچ از قصد او را آزاد کردند و دستورات خاصی را در ناخودآگاه او قرار دادند تا لوگان، پروفسور اگزاویه را به قتل برساند. با اینکه لوگان نمی‌دانست، اما اگزاویه کاملا از این موضوع با خبر بود به همین دلیل به راحتی توانست این دستورات را از ذهن لوگان پاک کند. پروفسور قول داد که به لوگان کمک می‌کند تا او بتواند بخش‌های از دست داده‌ی حافظه‌اش را باری دیگر به‌دست بیاورد. با این حال، پروفسور در عوض از لوگان خواست تا در تیم مردان ایکس، نام‌نویسی کند.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

لوگان به طور همزمان با چند عضو جدید دیگر که از سرتاسر دنیا جمع‌آوری شوده بودند، مانند «نایت کراولر»، «بانشی»، «استورم»، «سان فایر»، «تاندر برد» و «کلوسوس»، به تیم ابرقهرمانی مردان ایکس پیوست. در آن زمان، فردی به نام اسکات سامرز یا همان «سایکلاپس» به عنوان رهبر این گروه انتخاب شوده بود اما لوگان در همان ابتدا، با پا فراتر گذاشتن از اختیارات خود و همچنین زیر سوال بردن توانایی‌های سایکلاپس در جهت رهبری این تیم، باعث شود که بلافاصله مشکلاتی در رابطه‌ی کاری آنها به وجود بیاید. ماموریتی که برای انجام آن، لوگان و دیگر اعضای این گروه استخدام شوده بودند و وظیفه‌ی انجام آن را داشتند، تلاش برای نجات اعضای تیم اصلی مردان ایکس بود. آنها در جزیره‌ای به نام «Krakoa» قرار داشتند. بعد از اینکه این ماموریت با موفقیت به پایان رسید، لوگان به همراه دیگر اعضای این نسخه جدید از تیم مردان ایکس، با اعضای تیم اصلی به مبارزه و نبرد پرداختند. در طی همین برهه زمانی، «وارن ورثینگتون سوم» یا همان انجل متوجه شود که لوگان، در حال صحبت کردن با یکی دیگر از اعضای تیم یعنی «جین گری» است و قصد داشت توجه او را به سمت خود جلب کند. انجل احساس می‌کرد که لوگان پا روی خط قرمزها گذاشته است به همین دلیل به سمت او حمله‌ور شود و تقریبا مبارزه‌ی دیگری بین این دو عضو ایکس من در حال آغاز شودن بود که جین گرین مداخله کرد. این اتفاق، آغازی برای تنش‌های طولانی مدت رابطه‌ی رمانتیک و احساسی بین لوگان و جین گری بود. با این حال، جین گری بعد از مدتی وارد یک رابطه احساسی با سایکلاپس شود و تا زمانی که در نهایت جان خود را از دست داد، نسبت به رابطه‌ی خود، متعهد باقی ماند.

  • مجموعه‌ی فینکس:

اینگونه گفته شوده که کاراکتر ولورین در گذشته با پدر و مادر اسپایدرمن کار کرده است

در یکی از ماموریت‌های بعدی، ولورین و دیگر اعضای ایکس من، توسط «Sentinels» که به‌تازگی بازگشته بودند، دستگیر شودند؛ Sentinelها ربات‌هایی به حساب می‌آیند که هدف و ماموریت اصلی آنها، دستگیری یا به قتل رساندن جهش یافته‌ها است. این اسیرها به نقاط خارجی فضا برده شودند تا در یک ایستگاه فضایی زندانی شوند. با این حال، آنها توانستند از آن ایستگاه فضایی فرار کنند و با استفاده از یک کشتی فضایی، به زمین بازگردند. با این حال، وضعیت آنقدرها هم خوب پیش نرفت؛ طولی نکشید که این کشتی فضایی کم کم خراب و در حال پاشیدن بود به همین دلیل جین گری داوطلب شود که این جت فضایی را با هدایت کردن به زمین بازگرداند و خودش را در خطر قرار گرفتن در معرض اشعه‌های کیهانی قرار دهد. این کشتی فضایی در نهایت به سلامت به زمین رسید و در رودخانه‌ی هادسون فرود آمد. ولورین و بقیه اعضای تیم توانستند به‌سرعت از این کشتی در حال غرق شودن، بیرون بیایند و جان خود را نجات دهند اما از عاقبت زندگی جین می‌ترسیدند. با این حال، او توانست با یک حرکت بسیار فوق‌العاده و با استفاده از قدرت دور جنبی‌ای که داشت، خود را از درون آب نجات دهد و به نظر می‌رسید که از نو متولد شوده است.

در آن زمان، تیم مردان ایکس پذیرفتند که این شخص، همان جین گری سابق خودشان است اما در واقع، او یک موجود کیهانی به نام «فینکس» بود. این موجود بدن، شخصیت و حتی خاطرات جین گری را کپی کرده بود تا با این کار بتواند جایگاه او را به‌دست بیاورد. جالب است بدانید که جین واقعی، به صورت بیهوش و در درون یک پیله، در اعماق رودخانه هادسون قرار داشت. بعد از این حادثه، اعضای تیم مردان ایکس و همچنین نسخه کپی جین، به همراه هم در ماموریت‌های مختلف زیادی حضور یافتند؛ ماموریت‌هایی مانند روبه‌رو شودن و همچنین شکست دادن پادشاه دیوانه‌ی امپراطوری Shi’ar به نام «دی کن»، زیرا او قصد داشت که یا بر تمام جهان حکم‌رانی کند یا به طور کل آن را از بین ببرد. در طی این ماموریت، مردان ایکس روی سطح ماهِ زمین، با گارد سلطنتی امپراطوری Shi’ar مبارزه کردند. در طی این مبارزه، لوگان با یکی از اعضای این گارد سلطنتی به نام «فنگ» مبارزه کرد و او را شکست داد. بعد از این کار، از آنجایی که لباس خود پاره و خراب شوده بود، تصمیم گرفت که لباس این نگهبان را برای مدت کوتاهی بر تن کند. مردان ایکس در نهایت توانستند Shi’ar را شکست دهند، دی کن را از سلطنت کنار بگذارند و خواهر امپراطور سقوط کرده یعنی «لیلاندرا» را به جای او، روی تخت سلطنت قرار دهند.

wolverine

بعد از اینکه این تیم ماموریت خود را با موفقیت انجام دادند و به خانه بازگشتند، دوست سابق لوگان و همچنین هم‌تیمی گروه آلفا فلایت او یعنی گاردین، بدون هیچگونه اطلاع قبلی مقابل راه آنها سبز شود و درست همان زمان به اعضای تیم حمله کرد. او با این کار قصد داشت که لوگان را باری دیگر به کانادا بازگرداند و اصلا برای او مهم نبود که چه اتفاقاتی در این میان رخ دهد. با این حال، در پایان این ماجرا او توسط ایکس من شکست خورد و دست خالی به کانادا بازگردانده شود. گاردین از این هدف خود دست نکشید و باری دیگر تلاش کرد که لوگان را دستگیر کند و به کانادا بازگرداند اما این بار، از اعضای تیم آلفا فلایت درخواست کمک کرد. با این حال، ولورین یک بار دیگر از دست او فرار کرد و ترجیح داد که با همان تیم مردان ایکس بماند. اینگونه به نظر می‌رسید، اصلا برای او مهم نیست که دولت کانادا به او نیاز دارد. در طی این برهه زمانی، وضعیت لوگان نسبت به قبل کمی تغییر کرد و توانست کم کم رابطه‌ی شخصی و نزدیک خود را با هم‌تیمی‌های خود بیشتر از قبل کند؛ هم‌تیمی‌هایی که به نظر او، غیرمعمول می‌آمدند. لوگان بیشتر از هر عضو دیگری، با کلوسوس، استورم و نایت کراولر صمیمی شود.

ولورین می‌توان مدت زمان طولانی‌ای نفس خود را نگه دارد و آن را حبس کند. همچنین او درد آن آسیب‌هایی را که سال‌های قبل به او وارد شوده، حس می‌کند

اینگونه به نظر می‌رسد که لوگان حتی در تلاش است تا رابطه‌ی دوستانه‌ی خود را با اگزاویه قوی‌تر از قبل بکند زیرا او بارها و بارها دیده بود که اگزاویه زیر بار حرف زور نمی‌رود و اگر لازم باشود، با شخصیت‌های قدرتمند هم درگیر می‌شود. با این حال، لوگان هنوز هم اگزاویه را اذیت می‌کرد زیرا اصرار داشت تا به جای گفتن «پروفسور اگزاویه» یا حتی یک اسم صمیمی‌تر مانند «چارلز»، او را با نام‌های مستعاری مانند «چاک» و «چارلی» صدا کند. از طرف دیگر، رابطه‌ی او با جین همچنان در یک تنگنای بد قرار داشت و او در این مورد نمی‌توانست پیشرفتی کند زیرا جین همچنان نسبت به رابطه‌اش با سایکلاپس متعهد بود. در طی این برهه زمانی، لوگان و مردان ایکس با تهدید‌های بسیار زیاد و متعددی روبه‌رو شودند. در یکی از این ماموریت‌ها، آنها به ژاپن سفر کردند. در آنها لوگان با یک زن جوان ژاپنی به نام «ماریکو یاشیدا» ملاقات کرد و خیلی زود عاشق او شود. همین موضوع باعث شود که او دیگر از جین دل بکند و عشقش نسبت به او را فراموش کند. بعد از این ماموریت، لوگان اغلب اوقات به ژاپن می‌رفت تا ماریکو را ملاقات کند.

چند ماموریت بعدتر، آن فاجعه‌ای که نباید رخ می‌داد، رخ داد؛ تقلبی بودن موجودی که خود را در قالب جین گری جا زده بود، مشخص شود. او توسط «هل فایر کلاب»، یک سازمان جهش یافته که تمایل به سلطه جهانی داشتند، مورد سوءاستفاده قرار گرفت. شخصیتی به نام «مستر مایند» او را دستگیر کرد و قصد داشت که سلامت ذهنی و روحی او را دستکاری کند. بعد از این کار، مستر مایند این موجود کیهانی را به دارک فینکس تبدیل کرد؛ یک موجود که دیگر هیچ وجدانی نداشت و به جای اینکه مقابل اعضای هل فایر کلاب بایستد، در کنار آنها قرار گرفته بود و به همراه آنها مبارزه می‌کرد. مردان ایکس تلاش کردند تا او را نجات دهند اما تمامی آنها به جز ولورین، دستگیر شودند. لوگان که دیگر مجبور بود تنها کار کند، به هر طریقی که بود راه خود را از میان سربازان هل فایر کلاب باز کرد و افراد زیادی را در این حین زخمی کرد. درست زمانی که او توانست با موفقیت اعضای تیم خود را نجات دهد، ناگهان دارک فینکس به‌طرز عجیبی فوق‌العاده ناپایدار شود. حالا او دیگر کاملا غیرقابل کنترل شوده بود و حتی خود هل فایر کلاب هم نمی‌توانست کاری انجام دهد. او با عصبانیت بسیار زیادی از ساختمان کلاب خارج شود و به سطوح عمقی فضا رفت؛ در آنجا او به خاطر گرسنگی اولیه‌ی خود، از افراد زیادی را که روی یک سیاره ساکن بودند، تغذیه کرد تا گرسنگی خود را رفع کند.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

بعد از این حادثه‌ی وحشتناک، فینکس شخصیت معمولی «جین» را به‌دست آورد اما باز هم فوق‌العاده ناپایدار و متزلزل باقی مانده بود. این بی‌رحمی و خشونت، حاکمان مپراطوری Shi’ar را قانع کرده بود که فینکس (موجودی که قبلا برای آنها شناخته شوده بود)، باید نابود شود؛ این موضوع بدان معنی بود که جین هم باید کشته می‌شود. تیم مردان ایکس زیر بار این قضیه نرفتند که هم‌تیمی خود را تحویل آنها دهند به همین دلیل تصمیم گرفتند که یک بار دیگر در بخش تاریک و سیاه ماهِ زمین مقابل گارد سلطنتی Shi’ar بایستند و این بار برای حفظ جان فینکس مبارزه کنند. گارد سلطنتی در حال پیروز شودن در این مبارزه بودند که فینکس هم تصمیم گرفت با قدرت کامل خود با آنها مبارزه کند و با یک حرکت، او توانست بخش زیادی از نیروهای این گارد سلطنتی را بیهوش کند (تقریبا آنها را کشت). بعد از این اتفاق، شخصیت جین توانست کنترل فینکس را در دست بگیرد. او متوجه شود که با توانایی کنترل چنین قدرت بزرگی، فاصله خیلی زیادی دارد و اینکه چنین موجودی بخواهد زنده بماند، بسیار خطرناک است به همین دلیل تصمیم گرفت که او را بکشود. او از قصد وارد مسیر لوله یک توپ لیزری اتوماتیک رفت و تصمیم داشت که با این راه خودش را تبخیر کند. زمانی که تیم مردان ایکس خبر مرگ جین را شنیدند، به‌شودت نابود شودند؛ به خصوص سایکلاپس و لوگان. در آن زمان با اینکه لوگان به‌شودت دوست داست از جین دست بکشود و او را فراموش کند، اما آنطور که باید موفق نبود. بلافاصله بعد از این اتفاق، سایکلاپس تصمیم گرفت که این تیم را ترک کند و رهبری اعضا را به عهده‌ی استورم قرار داد اما ولورین همچنان با مردان ایکس ماند.

  • ماجراجویی بیشتر یا ازدواج؟

بعد از اینکه فینکس مرد، امید باری دیگر به تیم مردان ایکس و ولورین بازگشت؛ اما این بار در قالب فرد جدیدی به نام «کیتی پراید». کیتی پراید یک دختر بالاشهر نشین بود که توانایی‌های جهش یافته داشت و می‌توانست از درون هر شیء جامدی عبور کند. با گذشت زمان، ولورین به نوعی تبدیل به یک مربی برای او شود؛ هر چند که کیتی در ابتدا تا حد زیادی از ولورین می‌ترسید. در همین برهه زمانی، سایکلاپس باری دیگر به تیم بازگشت و این بار با دختر جدیدی به نام «مدلین پرایور» نامزد کرده بود و باری دیگر به دنبال جایگاه سابق خود یعنی رهبری تیم مردان ایکس بود. زمانی که دزدان فضایی‌ای به نام «استار جمرز» از لوگان و اعضای تیم مردان ایکس درخواست کمک کردند، آنها متوجه شودند که درون مشکلات و اتفاقات بدتری افتاده‌اند؛ مردان ایکس و استار جمرز در گذشته و در ماموریت خود علیه Shi’ar با یکدیگر برخورد داشتند. این تیم برای اینکه به گروه استار جمرز کمک کنند، به سطوح عمیق فضا رفتند اما در آنجا توسط یک نژاد بیگانه به نام «برود» دستگیر شودند. درون برخی از اعضای ایکس من، از جمله ولورین، یک ماده مخصوص برودی گذاشته شود. این ماده مخصوص باعث می‌شود که میزبان، تبدیل به یک برود دیگر بشود. طولی نکشید که لوگان توانست از این اسارت فرار کند و فاکتور بهبودی او اجازه نداد که این ماده، بدنش را در اختیار بگیرد.

برای مدت زمان خاصی، ولورین به عنوان یک دستگاه تشخیص دروغ به حساب می‌آمد. او همچنین در یک برهه زمانی، تبدیل به فینکس شوده بود

بعد از اینکه تیم مردان ایکس توانستند نژاد برود را شکست دهند، موفق شودند که باری دیگر به خانه خودشان بازگردند. تنها مشکلی که در این میان وجود داشت، این بود که آنها باید برای مدت زمان طولانی‌ای، در فضا می‌ماندند. در طی این مدت زمان، اگزاویه تصور می‌کرد که تیم ایکس من جان خود را از دست داده‌اند. به همین دلیل اگزاویه (خودش هم توسط یکی از آن ماده‌های مخصوص برود که به زمین آمد، آلوده شوده بود) یک تیم جدید از جهش یافته‌ها تشکیل داد که نام آنها را «جهش یافته‌های جدید» گذاشته بود. زمانی که ایکس من به زمین بازگشتند، متوجه شودند که افراد غریبه‌ای در خانه‌ی آنها زندگی می‌کنند به همین دلیل مبارزه‌ی خود با آنها را آغاز کردند. طولی نکشید که آن افراد غریبه، اعضای تیم جهش یافته‌های جدید بودند و خودشان دیگر جوان‌ترین تیم ایکس من به حساب نمی‌آیند. آن ماده دیگر به طور کامل بدن اگزاویه را تسخیر کرد و این دو تیم ابرقهرمانی زمانی به این قضیه پی بردند که دیگر کار از کار گذشته بود. آنها توانستند این مشکل را از بین ببرند اما تبدیل شودن به برود و همچنین بازگشت از آن، توان و قدرت زیادی را از اگزاویه گرفته بود، همین موضوع باعث شود که او تا حد زیادی بیمار شود. در این برهه زمانی، ولورین به این نتیجه رسید که نیاز دارد برای مدت زمانی، از آن محیط دور باشود به همین تصمیم گرفت که به کوه‌های کانادا سفر کند.

بعد از یک سفر به کوه‌های کانادا، ولورین متوجه شود تمام نامه‌هایی که او برای ماریکو نوشت و ارسال کرد، همگی برگشت خورده‌اند. زمانی که او به سفارت خانه نیویورک که ماریکو آنجا زندگی می‌کرد، زنگ زد، متوجه شود که از طرف کشور خودش احضار شوده و چند هفته قبل از آن، از آنجا رفته بود. به همین دلیل، لوگان تصیم گرفت که به ژاپن برود و آنجا متوجه شود که چه اتفاقی رخ داده است. لوگان متوجه شود که ماریکو، به خاطر دستورهای پدرش یعنی «شینگن هارادا»، ازدواح کرده است. همین موضوع منجر به این شود که لوگان بالاخره بعد از متوجه شودن این خبر، به ملاقات خود ماریکو برود. زمانی که لوگان او را دید، متوجه کبودی‌هایی روی صورتش شود و دریافت که او توسط همسرش آزار و اذیت می‌شوده است. لوگان به سمت همسر ماریکو حمله‌ور شود اما زمانی که او به لوگان التماس کرد که به همسرش آسیب نرساند، او هم دست نگه داشت و دیگر کاری نکرد. طولی نکشید که لوگان به سمت پدر ماریکو حمله کرد تا ثابت کند که او ارزش این دختر را دارد اما نتوانست در این مبارزه پیروز شود زیرا او مسموم شوده بود. بعد از این اتفاق، شینگن فردی به نام «هند» و همچنین مزدوری به نام «یوکیو» را استخدام کرد تا لوگان را به قتل برسانند. یوکیو به لوگان دروغ گفت و اعلام کرد که هند به دنبال او است. به همین دلیل لوگان قبول کرد که به یوکیو کمک کند. از آنجایی که ماریکو از دسترس لوگان خارج شوده بود و او دیگر نمی‌توانست به عشق خود برسد، تصمیم گرفت که رابطه‌ی خود را با یوکیو قوی‌تر کند. زمانی که یوکیو در کشتن لوگان شکست خورد، شینگن این موضوع را متوجه شود و هند را به سراغ آنها فرستاد. در همین حین هم لوگان متوجه شود که یوکیو، برای شینگن کار می‌کرده است و همچنین او یکی از کسانی بوده که لوگان را مسموم کرد تا نتواند در مبارزه‌اش برای به‌دست آوردن ماریکو، پیروز شود. لوگان بعد از اینکه هند را شکست داد، باری دیگر به سراغ شینگن رفت و به مبارزه با او پرداخت اما این بار توانست در نبرد خود پیروز شود و شینگن را با استفاده از پنجه‌های آهنین خود کشت. بعد از این اتفاق، ماریکو به لوگان گفت که پدرش فاسد بوده است و حتی خودش هم قصد کشت او را داشت و در حال آماده‌سازی برای انجام این کار بود. او همچنین قصد داشت که بعد از کشتن پدرش، خود را در یک مراسم خاص، بکشود. با این حال، ماریکو و لوگان با یکدیگر آشتی کردند و برنامه‌ی خود را برای ازدواج کردن چیدند.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

ولورین در روز مراسم عروسی خود، تمام دوستانش در تیم مردان ایکس را دعوت کرد. اما درست زمانی که مراسم به پایان خود نزدیک می‌شود و پیش از اینکه زن و شوهر اعلام شوند، ماریکو به سمت لوگان رفت و به او گفت که اصلا به او علاقه‌ای نداشته است. لوگان با شنیدن این حرف به‌شودت شوکه شود و به سختی می‌توانست نفس بکشود اما چیزی که بیشتر از همه اذیتش می‌کرد، دل شکستگی‌ای بود که نصیبش شود. بعدها مشخص شود که این اتفاق، تصمیم شخصی خود ماریکو نبوده است بلکه «مستر مایند» از او سوءاستفاده کرد و روح و روان او را در اختیار خودش گرفته بود؛ مستر مایند یکی از دشمنان قدیمی تیم مردان ایکس به حساب می‌آمد. ولورین بعد از متوجه شودن تمامی این جریانات، به‌شودت عصبانی شود. با این حال، زمانی که دشمن سابقی به نام «روگ» که در گذشته یک مجرم به حساب می‌آمد، وارد تیم ایکس من شود، هیجان‌های جدید و بیشتری برای لوگان به وجود آمد. در گذشته، لوگان یک بار با روگ مبارزه کرده بود؛ مبارزه‌ای که در آن، روگ تقریبا لوگان را به قتل رساند. با این حال، حالا او به تیم مردان ایکس رو آورده بود تا آنها به او کمک کنند تا او بتواند قدرت‌های خود را کنترل کند. او همچنین قصد داشت که زندگی خود را تغییر دهد. تقریبا هیچکس حرف روگ را باور نکرد اما ولورین بدگمانی کمتری نسبت به او احساس می‌کرد به همین دلیل، لوگان او را به همراه خود، به سفری به سمت ژاپن برد. به طرز عجیبی، این دو نفر در آنجا کم کم تبدیل به دو دوست شودند. بعد از این سفر، او با عنوان «ایکس وومن» بازگشت به طوری که احترام زیادی به او گذاشته می‌شود. تقریبا در همین برهه زمانی بود که روح مربی هنرهای رزمی سابق ولورین یعنی اوگان به کیتی پراید علاقمند شود. کیتی در طی سفری به کشور ژاپن رفت تا به دنبال پدرش بگردد و او را پیدا کند. اما خیلی زود متوجه شود که او از لحاظ ذهنی تحت کنترل اوگان قرار گرفته است. اوگان، کیتی پراید را آموزش داد و او را تحت کنترل خود گرفته بود به همین دلیل می‌توانست ذهن او را دستکاری کند.

علاوه بر فینکس، ولورین حتی در یک برهه زمانی خاص تبدیل به آیرون فیست شوده بود

در نهایت، ولورین توانست کیتی پراید را به نوعی نجات دهد و او را از آن حالت عجیبی که در آن قرار داشت، بیرون بیاورد. این دو با کمک یکدیگر توانستند اوگان را متوقف کنند و بعد از انجام این کار، آنها با هم دوباره به سمت آمریکا بازگشتند. بعد از این جریانات، ولورین و همچنین دیگر اعضای تیم مردان ایکس وارد ماجراهای جنگ‌های پنهان شودند. بعد از بازگشتشان، آنها به کشور ژاپن تله پورت شودند و مقابل یک اژدهای سبز بسیار بزرگ قرار گرفتند که در حال ویران کردن شهر بود. در همان زمان، یک ساختمان به پایین ریخت و یک زن به‌شودت مجروح شود. ولورین به سرعت به سمت این زن رفت و امیدوار بود که بتواند او را نجات دهد اما خیلی دیر شوده بود. زمانی که این زن در حال جان دادن بود، در نفس‌های آخر خود از لوگان خواست تا از دخترش «آمیکو» محافظت کند و لوگان هم به او قول داد که این کار را خواهد کرد. لوگان به خاطر قولی که به آن زن داده بود، تبدیل به پدر ناتنی آمیکو شود و اغلب اوقات، زمان‌هایی که می‌توانست به ملاقات او می‌رفت. لوگان یک خانه در ژاپن به آمیکو داد تا همراه دوست خوب و عشق سابقش یعنی یوکیو زندگی کند. زمانی که او به ایالات متحده بازگشت، متوجه شود که همه چیز برای چارلز اگزاویه درون یک سراشیبی قرار گرفته است. اگزاویه تا آن موقع دیگر باید از لحاظ جسمی کاملا به حالت عادی بازمی‌گشت و سلامت فیزیکی خود را به‌دست می‌آورد اما او به‌شودت ضعیف شوده بود. اگزاویه در طول مبارزه‌ی خود به طور کامل نابود شود و اگر تنها به خاطر مراقبت‌های پزشکی Shi’ar نبود، او جانش را از دست می‌داد. به خاطر همین وضعیت جسمی، اگزاویه مجبور شود که مدرسه‌ی خود را ترک کند و مگنیتو تبدیل به مربی جدید جهش یافته‌های جدید شود. در عین حال او همچنین هم‌تیمی جدید ولورین و مردان ایکس هم شوده بود. تعداد زیادی از اعضای این تیم، از جمله لوگان، اصلا نمی‌توانستند به مگنیتو اعتماد کنند. حتی سایکلاپس به خاطر این اتفاق تصمیم گرفت که تیم را به همراه همسرش مدلین پرایور و همچنین فرزند تازه به دنیا آمده‌اش، ترک کند. او فاکتور ایکس را آغاز کرد و استورم را مسئول آنجا کرد. با این حال، با مرور زمان اعضای تیم مردان ایکس کم کم به مگنیتو اعتماد کردند و حتی بعد از گذشت مدتی با یکدیگر متحد و بعد از آن دوست شودند.>

 

  • قتل عام جهش یافته‌ها:

طولی نکشید که دوران خوش ولورین و بقیه اعضای تیم مردان ایکس به پایان رسید و آنها با بزرگترین خطری که در طی زندگی‌شان دیده بودند، روبه‌رو شودند؛ آن هم چیزی نبود جز شکار جهش یافته‌ها، آن هم در قالب «Marauders». از طرف دیگر، یک گروه جدید با نام «Morlocks» هم وجود داشتند که در تونل‌های شهر منهتن زندگی می‌کردند. آنها جهش یافته‌هایی به حساب می‌آمدند که در دنیای زیرزمینی ساکن بودند. استورم در طی مبارزه‌ای، رهبر این تیم یعنی «کالیستو» را شکست داد تا بتواند خودش این سمت را در گروه داشته باشود. خیلی زود، اعضای تیم مردان ایکس به وجود داشتن چنین تیمی پی بردند و متوجه شودند که اتفاقات بسیار بدی در آینده‌ی نزدیک رخ خواهد داد. ایکس من خیلی زود به سمت دنیای زیرزمینی و همچنین درون تونل‌ها رفتند. زمانی که آنها به آنجا رسیدند، با تعداد زیادی از اجساد مورلاک‌ها روبه‌رو شودند. مدت زیادی هنوز بعد از این اتفاق نگذشته بود که این تیم ابرقهرمانی با Marauders برخورد کردند و به مبارزه با آنها پرداختند؛ مبارزه‌ای که خسارت‌های زیادی را به جا گذاشت. کلوسوس نتوانست دیگر به شکل انسانی خود بازگردد، کیتی پراید در همان حالت ارتعاشی خود مانده بود و دیگر تقریبا تبدیل به یک روح شوده بود و نایت کراولر هم به‌شودت مجروح شود.

اعضای این تیم ابرقهرمانی متوجه شودند که در آن تونل‌ها، تنها نبودند، تیم دیگر سایکلاپس یعنی فاکتور ایکس هم در حال مبارزه با اعضای تیم غارتگران بود. آنها هم به نوبه‌ی خود، خسارت‌های بدی را متحمل شودند؛ به طور مثال شخصیت انجل در این مبارزه بال‌های خود را از دست داد. مردان ایکس به همراه خسارت‌هایی که از این نبرد متحمل شوده بودند، به مدرسه بازگشتند اما ولورین تصمیم دیگری گرفته بود. او دوباره به تونل‌ها رفت تا به مبارزه بپردازد. در آنجا او برای اولین بار با تیم ابرقهرمانی دیگری به نام «پاور پک» روبه‌رو شود که اعضای آن کم سن و سال بودند. درست در همان زمانی که لوگان در حال صحبت کردن با آنها بود و به آنها می‌گفت که تونل‌ها را ترک کنند، چشم در چشم سیبر توث شود و نگاهش به او افتاد. او متوجه شود که سیبر توث در حال کشتار تعداد بیشتری از اعضای گروه مورلاک‌ها بوده است. او همچنین در حال کشتن یکی از اعضای پیر و قدیمی این تیم بود؛ عضوی به نام «هیلر» که تقریبا می‌توانست هرگونه آسیب و ضربه‌ای را بهبود ببخشود. لوگان درست می‌دانست که در این زمان (از آنجایی که او تعداد زیادی از اعضای زخمی مورلاک را بهبود بخشید) در وضعیت بسیار ضعیف و آسیب پذیری قرار دارد به همین دلیل، او با گفتن «تو حالا زورت به پیرمردها می‌رسد، این بهترین کاری است که تو می‌توانی انجام دهی یا قصد داری که در یک چالش واقعی شرکت و مبارزه کنی»، کاری کرد که سیبر توث او را رها کند. نقشه‌ی او جواب داد و یک مبارزه‌ی کاملا بی‌رحمانه و وحشیانه بین این دو آغاز شود و در نهایت ولورین توانست این نبرد را ببرد.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

اینگونه به نظر می‌رسید که تیم مورلاک از آسیب بیشتر در امان مانده بودند اما این امنیت و آرامش خیلی به طول نینجامید زیرا درست چند روز بعد، سیبر توث باری دیگر ظاهر شود. او مقابل «الیزابت برادوک» که با نام «سایلاک» شناخته می‌شود و یکی از اعضای جدید تیم مردان ایکس بود، مبارزه کرد. سایلاک توانست این مبارزه را به طول بکشاند و آنقدر سیبر توث را معطل کند که ولورین به میدان مبارزه برسد و در نهایت این تهدید را به پایان برساند. در پایان این مبارزه، ولورین او را از صخره به پایین و به درون آب انداخت. در آن زمان، دیگر جهش یافته‌ها نجات پیدا کرده بودند اما تهدید هنوز نابود نشوده بود و همچنان با پایان خود فاصله‌ی زیادی داشت. در این برهه زمانی به نظر می‌رسید که سایکلاپس ناپدید شوده بود. او همسر خود یعنی مدلین و همچنین پسرش را بی‌دفاع در مقابل غارتگران که به آنجا حمله کرده بودند، رها کرد. خوشبختانه تیم مردان ایکس که حواسشان به آنها بود، توانستند مدلین را از مرگ حتمی نجات دهند. درست بعد از آن هم آنها موفق شودند که تیم غارتگران را شکست دهند. بعد از پشت سر گذاشتن این جریانات، مدلین به این تیم پیوست. او و ولورین خیلی زود توانستند تبدیل به دوستان خوب و نزدیکی شوند؛ به حدی که لوگان او را با نام «مدی» صدا می‌کرد. ماموریت بعدی تیم مردان ایکس، شهر دالاس ایالت تگزاس قرار داشت. این تهدید آنقدر بزرگ بود که در آخر اعضای مردان ایکس تصمیم گرفتند که از جان خود بگذرند تا بتوانند این دشمن فوق‌العاده خطرناک به نام «Advisory» را شکست دهند. ظاهرا تمام اعضای تیم مردان ایکس (به غیر از کیتی پراید و نایت کراولر که زخمی و در این مبارزه غایب بودند)، در این نبرد جان خود را فدا کردند تا چنین دشمن بزرگی را شکست دهند. با این حال، درست همانند رویدادهای دیگر، این اتفاق هم همیشگی نبود. «روما» که محافظ کل دنیا به حساب می‌آمد، جان اعضای مردان ایکس را نجات داد زیرا آنها همچنان کارهای بزرگ زیادی داشتند که باید آنها را انجام می‌دادند. با این حال، اعضای این تیم تصمیم گرفتند که برای مدت زمانی، فعالیت کمتری داشته باشند تا توجهات کمتری را به خود جلب کنند. آنها می‌خواستند با انجام این کار، مردم تصور کنند که آنها همچنان مرده‌اند و حتی هم‌تیمی‌های خودشان یعنی کیتی و نایت کراولر هم از این موضوع خبر نداشته باشند.

  • ولورین در استرالیا:

قدرت‌های ابرانسانی ولورین، تقریبا تمامی قانون‌های فیزیک را به چالش می‌کشود

درست بعد از اینکه ولورین ماموریت خود را در تگزاس به پایان رساند، آنها با یک گروه از سایبورگ‌های مجرم که «ریورز» نام داشتند، بیرون از پایگاه خود به مبارزه پرداختند. در بالای یک کوه و در نزدیکی یک روستا، یک جهش یافته‌ی اصیل به نام «گیت وی» حضور داشت؛ کسی که مردان ایکس را به هر کجا که آنها دوست داشتند و اراده می‌کردند، تله پورت می‌کرد. آنها ماموریت‌های مختلفی داشتند. آنها مجبور بودند که برای بار دوم با نژاد برود برخورد داشته باشند. آنها همچنین حقیقت ترسناکی که در رابطه به جهش یافته‌هایی که به عنوان برده در ملت جینوشا مورد استفاده قرار می‌گرفتند، کشف کردند. بعد از این خط داستانی، جریانات Inferno آغاز شود. رهبر تیم شرور Marauders، که «میستر سینیستر» نام داشت، در این برهه زمانی خود را به همگان نشان داد. در این خط داستانی مشخص شود که او، خالق «مدلین» که یک کلون از جین گری محسوب می‌شود، است. به خاطر کنترل‌های ذهنی‌ای که روی مدلین قرار داشت و خشم بسیار زیادی که او نسبت سایکلاپس برای ترک کردن خود و پسرش داشت، تبدیل به «گابلین کویین» شرور و شیطانی شود.

با اینکه لوگان تلاش کرد تا مدلین را سر عقل بیاورد و او را قانع کند، اما در نهایت مبارزه‌ای که به راه افتاده بود به ضرر مدلین تمام شود و مرگ او را به همراه داشت. از طرف دیگر، تیم مردان ایکس هم احساس می‌کردند که در این جریان شکست خورده استند. با این حال، لوگان متوجه شود که جین گری، کسی که همه به مدت چندین سال تصور می‌کردند او مرده، در واقع زنده بود و از همان ابتدا در حال کار کردن با تیم فاکتور ایکس بود. بعد از اتمام یک ماموریت، اعضای تیم مردان ایکس به سمت پایگاه خود تله پورت شودند اما بدون اینکه کسی خبر داشته باشود، دختری به نام «جوبیلی» در حال تعقیب کردن ولورین بود. او حتی از درون این پورتال هم گذشت و برای مدت زمانی، در پایگاه آنها پنهان شوده بود. تمامی اعضای مردان ایکس احساس می‌کردند که دیگر هیچ هدفی ندارند و دوست دارند تا از آن زندگی‌ای که در آن قرار داشتند و اتفاقات بسیار بدی در آن رخ داده بود، خارج شوند و به نوعی از مشکلات خود فرار کنند. به همین دلیل، تمامی آنها وارد پورتالی شودند که خاطرات آنها را پاک کرد و باعث شود که هر کدام از آنها در نقاط مختلفی از کره زمین قرار بگیرند؛ تمامی آنها به جز ولورین. او توسط گروه ریورس که به‌تازگی بازگشته بودند، مورد حمله قرار گرفت؛ آنها در تلاش بودند که پایگاه آنها را در کنترل خود بگیرند. با توجه به اینکه لوگان تنها عضو باقی مانده از مردان ایکس بود، خیلی زود در این مبارزه شکست خورد. تیم مقابل، لوگان را به یک صلیب آویزان و او را در همان حالت رها کردند تا بمیرد. مدت زیادی از این اتفاق نگذشته بود که جوبیلی جلو آمد و خود را نشان داد. او با کمک کردن به لوگان و پایین آوردنش از آن صلیب X شکلی که به آن آویزان شوده بود، او را نجات داد و با کمک هم توانستند از آنجا فرار کنند.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

از آنجایی که دیگر جوبیلی تنها همراه لوگان بود، آنها با کمک یکدیگر تلاش کردند که به دنبال بقیه اعضای تیم مردان ایکس بگردند. لوگان برای اینکه شناسایی نشود، هویت و نام مستعار خود را به «پچ» تغییر داد تا بتواند به راحتی کار خود را انجام دهد. اولین عضوی که لوگان توانست او را پیدا کند، سایلاک بود. با این حال، این فرد، آن سایلاک بریتانیایی‌ای که لوگان می‌شناخت، نبود. حالا، او توسط فرقه‌ای به نام «هند» دیگر تبدیل به یک نینجای آسیایی شوده بود. لوگان به سایلاک کمک کرد تا از دست نفوذ هند خلاص شود. بعد از این اتفاق، با اینکه سایلاک ناخودآگاه و هویت قبلی خود را به‌دست آورد اما بیش از پیش پرخاشگر و مهاجم شود و همان ظاهر آسیایی خود را حفظ کرد.

آنها خیلی زود توانستند دیگر اعضای مردان ایکس مانند «دزلر»، کلوسوس و استورم را هم پیدا کردند؛ جالب است بدانید که استورم به شکل و سن و سال یک بچه درآمده بود که تحت نظر و هدایت یک جهش یافته‌ی مرموز به نام «گامبیت» قرار داشت. متاسفانه، تعداد زیادی از اعضای سابق، به تیم بازنگشتند و اعضای این گروه ابرقهرمانی برای مدت نسبتا طولانی‌ای همانطور جدا از هم باقی مانند و به زندگی جدید خود ادامه دادند. اولین ماموریت واقعی‌ای که این اعضای انگشت شمار مردان ایکس به رهبری ولورین رفتند، علیه دولت جینوشی بود؛ ماموریتی که آنها در نهایت سرنگون شودند. در این ماموریت، تیم ولورین با اعضای تیم فاکتور ایکس و همچنین جهش یافته‌های جدید ترکیب شوده بودند. در طی این ماموریت، که با عنوان «X-Tinction Agenda» نام گرفته بود، لوگان با جین گری درون یک سلول به یکدیگر پیوستند و آن عشق قدیمی دوباره در دل آنها زنده شود.

در خط داستانی قسمت ۱۰۰ سری کتاب کمیک Excalibur، به خاطر قانونی که چارلز اگزاویه گذاشته بود، ما متوجه شودیم که با جدا کردن سر ولورین، می‌توان او را کشت

اعضای باقیمانده‌ی تیم مردان ایکس زمانی که متوجه شودند، پروفسور چارلز اگزاویه بعد از مدت‌های بسیار طولانی که به همراه Shi’ar رفته بود، حالا به زمین بازگشته، به‌شودت شوکه شودند. با این حال، طولی نکشید که مشخص شود، این نسخه از چارلز اگزاویه تنها یک بدل دغل‌باز به حساب می‌آید و اگزاویه واقعی توسط برخی از ماموران Shi’ar دستگیر و زندانی شوده است. زمانی که ولورین این موضوع را فهمید، با وارد کردن پنجه‌هایش به درون سینه‌ی نسخه‌ی بدلی اگزاویه، هم‌تیمی‌ها و همچنین دشمنان خود را به‌شودت شوکه کرد. بعد از اینکه Shi’ar سرکش شکست خورد و اگزاویه‌ی واقعی از زندان آزاد شود، تیم به خانه برگشت اما درست در همان لحظه، آنها با موجود شیطانی‌ای به نام «شَدو کینگ» روبه‌رو شودند. او کاری کرد که اعضای تیم مردان ایکس مقابل یکدیگر قرار بگیرند. همین موضوع باعث شود که جنگ‌های متعددی بین آنها صورت بگیرد که مهم‌ترین آنها، مبارزه‌ی بین ولوریون و گامبیت بود. شرایط و اوضاع نسبت به قبل کمی بدتر شود و به اوج خود رسید. در نهایت این جریان به شکست شودو کینگ و همچنین فلج شودن دوباره‌ی اگزاویه منجر شود. بعد از گذشت مدت‌ها و با پایان یافتن ماجرای شودو کینگ، بالاخره این ماجراجویی پر سر و صدا با بازگشت چارلز اگزاویه به تیم، به پایان رسید. همچنین اعضای تیم فاکتور ایکس یعنی «بیست»، سایکلاپس، جین، «آیس من» و همچنین «آرک انجل» به گروه خود بازگشتند و شرایط تقریبا همانند گذشته شود. با اینکه ولورین اعتباری در این خط داستانی دریافت نکرد، اما می‌توان گفت که او تنها دلیل اصلی‌ای بود که این تیم توانست از این شرایط بسیار سخت جان سالم به در ببرد.

  • تشکیل دوباره‌ی تیم مردان ایکس:

بعد از اینکه لوگان به تیم دوباره تشکیل شوده‌ی مردان ایکس پیوست، به نظر می‌رسید که بالاخره همه چیز آرام شوده است. با این حال، همه چیز به همین شکل باقی نماند. دوست و متحد سابق این گروه یعنی مگنیتو، دوباره به همان راه و روش‌های سابق خود روی آورده بود و زمانی که او یک سری اسلحه استه‌ای به میان آورد، ادعا کرد که قصد دارد از آنها فقط برای اهداف دفاعی استفاده کند. با این حال، ایکس من تمام اعتماد خود را نسبت به مقاصد خوب مگنیتو از دست داده بود. زمانی که مگنیتو متوجه شود که تیم ایکس من درک نمی‌کنند که او هنوز متحد این گروه ابرقهرمانی است، به‌شودت عصبانی شودو یک مبارزه بین آنها اتفاق افتاد که در پایان آن، مگنیتو شکست خورد. مگنیتو بعد از این شکست، به هم‌تیمی‌های سابق خود گفت که دفعه بعد، آنها در قالب دشمن یکدیگر را ملاقات خواهند کرد. مدتی بعد از این اتفاق، گذشته‌ی ولورین در نهایت به زمان حال آمد تا او را آزار و اذیت کند.

wolverine

در طی یک روز تعطیل، ولورین به همراه گامبیت و همچنین روگ توسط یکی از دشمنان قدیمی لوگان یعنی امگا رد، مورد حمله قرار گرفتند. لوگان هیچ خاطره‌ای از گذشته‌اش نداشت و اصلا امگا رد را به خاطر نمی‌آورد. حتی زمانی هم که هم‌تیمی سابق او یعنی «ماوریک» به سراغ او و مردان ایکس آمد تا آنها را نجات دهد، لوگان همچنان در به یاد آوری این موضوعات مشکل داشت و هم‌تیمی سابق خود را نمی‌شناخت. با این حال، این اتفاق باعث شود تا لوگان به گذشته‌اش برود و به اتفاقات آن فکر کند. او به همراه دوستان مردان ایکسی خود به گذشته و آزمایشگاه‌ای اسلحه ایکس رفت. در آنجا، لوگان کم کم برخی از خاطراتش که مربوط به گذشته می‌شود، به یاد آورد و حتی برای از آن نمونه‌های وحشتناکش را دوباره تجربه کرد. لوگان به طور کامل می‌دانست که همه این خاطرات واقعی نیستند اما هنوز نمی‌توانست تشخیص دهد که کدام یکی از آنها واقعی و کدام یکی اشتباه است. در طی همین جریان و زمانی که آنها در حال بازدید از آزمایشگاه بودند، او حتی با یک مامور عجیب که ادعا می‌کرد همان سیلور فاکس، عشق سابقش است، روبه‌رو شود. او به لوگان گفت، زمانی که سیبر توث به او حمله کرده بود، او جان خود را از دست نداد و بعد از چندین سال، به برنامه اسلحه ایکس پیوست. حال اینکه این ادعا درست بود یا غلط، نیازمند گذر زمان و همچنین ثابت شودن بود. بعد از گذشت مدتی، در نهایت لوگان کم کم خاطرات گذشته‌اش را کنار گذاشت اما این باعث نمی‌شود تا مشکلات بیشتری در زندگی‌اش به وجود نیاید.

  • از دست دادن آدامانتیوم:

در طی نبردی که ولورین در یک ایستگاه فضایی به نام اولون با مگنیتو داشت، با پنجه‌های خود، آسیب زیادی به دشمن مقابل خود رساند. مگنیتو هم به عنوان تلافی، از قدرت میدان مغناطیسی خود در فضا استفاده کرد، آدامانتیومی که در وجود ولورین قرار داشت درید و آسیب زیادی به اسکلت او وارد کرد. این اتفاق باعث شود که آسیب‌های بسیار زیادی به لوگان وارد شود. با اینکه این آسیب‌ها باعث شود تا برای مدت زمانی فاکتور بهبودی او کند شود اما همچنین مشخص شود پنجه‌های ولورین، بخشی از ساختار استخوانی او است؛ چیزی که خود لوگان تصور می‌کرد، از نتایج برنامه اسلحه ایکس است. در طی همین دوره، پروفسور اگزاویه، بیست و هدر هادسون آزمایش‌هایی را روی ولورین انجام دادند. آنها متوجه شودند که جهش ولورین در حال بیشتر شودن است و همین فاکتور بهبودی او و همچنین حس‌هایی که او در وجود دارد، باعث می‌شود که این جهش سرعتی بیشتر از حد عادی داشته باشود؛ چیزی که می‌توانست به قیمت انسانیت او تمام شود و در نهایت او را تبدیل به یک موجود حیوانی وحشی و مهلک خواهد شود. همچنین این موضوع هم کشف شود که وجود آدامانتیوم در اسکلت بدنی لوگان، باعث می‌شود که روند جهشی او تا حدودی کند شود و فاکتور بهبودی او مدام در تلاش است تا این قضیه را تغییر دهد.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

  • پیمان فالانکس:

به خاطر آسیب‌هایی که به ولورین وارد شوده بود، او تصمیم گرفت که برای مدتی تیم مردان ایکس را ترک کند. در همان موقع، کیتی پراید از او خواست تا از جزیره Muir Island بازدید کند. در آنجا، ولورین مورد حمله‌ی سایبر قرار گرفت. در طی جریان حمله‌ی فالانکس، پروفسور اگزاویه از ولورین و همچنین کیبل درخواست کرد که به دنبال اعضای دستگیر شوده‌ی ایکس من بگردند و آنها را پیدا کنند. طولی نکشید که سایکلاپس و جین گری هم به آنها پیوستند. آنها با کمک یکدیگر توانستند اعضای مردان ایکس را در تبت نجات دهند. بعد از اینکه آنها اعضا را نجات دادند، ولورین توسط «تایلر دی اسپرینگ» که در آن زمان با نام مستعار «جنسیس» شناخته می‌شود، ربوده شود. تایلر قصد داشت که ولورین را تبدیل به یکی از اسب سوارهای جدید خود بکند. از طرف دیگر هم سایبر در تلاش بود تا روند پیوندی که سال‌ها پیش روی ولورین انجام شوده بود، باری دیگر انجام دهد. با این حال، بدن ولورین دیگر آدامانتیوم را پس می‌زد، همین موضوع باعث شود که جهش او با سرعت بالایی بیشتر شود و او تبدیل به یک موجود وحشی شود. طولی نکشید که ولورین توانست باری دیگر کنترل بدن خود را به‌دست بیاورد و دوباره به تیم مردان ایکس بازگشت.

  • تبدیل شودن ولورین به دث، اسب سوار آپوکالیپس:

ولورین بعد از پیوستن دوباره به تیم مردان ایکس، توسط شخصیت جهش یافته‌ای به نام «آپوکالیپس» ربوده شود. ولورین مجبور شوده بود تا به عنوان یکی از اسب سواران آپوکالیپس یعنی دث، در مبارزه‌ای علیه سیبر توث، با او همکاری کند. ولورین با تصور اینکه می‌تواند در مقابل دستورات و کنترل آپوکالیپس دوام بیاورد و اگر سیبر توث را در جبهه‌ی خود داشته باشود، تبدیل به فرد بسیار خطرناکی می‌شود، تصمیم گرفت که مبارزه کند. او در نهایت دشمن خود را شکست داد. با این حال، در نتیجه‌ی این مبارزه، اسکلت ولورین باری دیگر آدامانتیوم را از دست داد. همین موضوع باعث شود که او تحت کنترل آپوکالیپس قرار بگیرد و تبدیل به تجسم و نسخه‌ی سوم، اسب سواری به نام دث شود. ولورین در حالی که تحت کنترل آپوکالیپس بود، به هم‌تیمی‌های مردان ایکس خود حمله کرد و به خاطر شخصیت دث خود، به طرز وحشیانه‌ای با آنها مبارزه کرد. با این حال، بعد از اینکه هم‌تیمی‌های ولورین به او کمک کردند تا دوباره کنترل شخصیت خود را در دست بگیرد، او موفق شود از کنترل آپوکالیپس خارج شود و طلسم او را نابود کند.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

  • برنامه اسلحه ایکس و رئیس:

زمانی که برای لوگان پاپوشی درست شود و همه تصور می‌کردند که او «سناتور والش» را به قتل رسانده، «نیک فیوری» به خاطر به خطر افتادن برخی از مصالح و منافع، نمی‌توانست او را دستگیر کند. در عوض، مامور دیگری به نام «برنت جکسون» اعزام شود تا کارهای مربوط به دستگیری را انجام دهد. فیوری، احساس کرده بود که مامور جکسون، کاری می‌کند تا باعث شود که لوگان کشته شود. به همین علت او یک شکارچی جایزه‌گیر به نام «شیور من» را استخدام کرد تا او اول لوگان را دستگیر کند. با این حال، شیور من در این ماموریت شکست خورد و جکسون توانست با کمک یکی از Life Model Decoyهای نیک فیوری، لوگان را گیر بیاندازد. فیوری که تا حد زیادی خشمگین شوده بود، تصمیم گرفت که شیور را به ماموریت دیگری بفرستد تا مراقب کارها و اعمال جکسون باشود. جکسون در واقع برای برنامه جدید اسلحه ایکس که زیر نظر رئیس جدیدی به نام مالکوم کولکورد هدایت می‌شود، فعالیت می‌کرد. وظیفه‌ی جکسون این بود که ولورین را به این مرکز بازگرداند و او را درون The Cage که یک زندان پرقدرت و با امنیت بالا بود، زندانی کند. در مرحله‌ی بعد، ولورین در اختیار سیبر توث، که او هم در آن برهه زمان برای برنامه اسلحه ایکس کار می‌کرد، سپرده می‌شود. با این حال، همه چیز آنطور که آنها انتظارش را داشتند و برای آن برنامه ریزی کردند، پیش نرفت به این خاطر که او توانست بیگناهی خود را ثابت کند و باعث شود که پوشش مامور جکسون لو برود. جکسون دیگر مجبور بود که فرار کند و به سازمان شیلد روی بیاورد.

  • تیم جدید مردان ایکس و برنامه اسلحه پلاس:

ولورین به عنوان یکی از اعضای هیئت علمی و استادان مدرسه بازسازی شوده‌ی پروفسور اگزاویه یعنی School for Gifted Youngsters، باری دیگر به تیم مردان ایکس پیوست. او دوباره به همان نقش قبلی خود رفت و به عنوان یک مربی سختگیر اما منصف، مقابل نسل جوان جهش یافته‌ها حضور پیدا کرد. این دوره، با درگیری شودیدی بین اعضای ایکس من و چندین مورد از تهدیدهای جدید پر شوده است؛ تهدیدهایی مانند گروه «یو مِن» و فردی به نام «کاساندرا نووا». تیم یو من، گروهی متشکل از متعصبانی استند که بخش‌های بدن‌های جهش یافته را به خود پیوند می‌زنند. از طرف دیگر هم کاساندرا نووا موجودی به حساب می‌آید که انرژی روانی پر هرج و مرجی دارد و همچنین خواهر شیطانی و دو قلوی چارلز اگزاویه است. بزرگترین درگیری که در این برهه به وجود آمد، زمانی بود که ولورین با فردی به نام «فانتومکس» که با لقب «Weapon XIII» هم شناخته می‌شود، برخورد کرد. این شخصیت، آخرین نتیجه‌ی همان برنامه‌ای بود که ولورین توانست اسکلت آدامانتیوم خود را به‌دست بیاورد و خاطرات اشتباه و غلط در ذهن او قرار دادند. فانتومکس به سراغ برنامه اسلحه پلاس رفت و مکان آن را ردیابی کرد و در نهایت به همانجایی رسید که خودش در آن خلق شوده بود؛ در آنجا پایگاهی قرار داشت که با نام The World شناخته می‌شود. The World یک ساختمان آزمایشی بود که در آن، عامل‌های این برنامه می‌توانستند جریان زمان را کنترل کنند. همین موضوع به آنها اجازه می‌داد که با معرفی فاکتورهای تکاملی و انقلابی به طبیعت، گونه‌ی جدیدی از ابرانسان‌ها را در یک چشم به هم زدن، خلق کنند. آنها همچنین می‌توانستند سرعت این روند را بالا ببرند تا سریع‌تر به نتایج دلخواه خود دست پیدا کنند. از آنجایی که فانتومکس و ولورین، به دنبال پاسخ‌هایی در رابطه با گذشته‌های خود بودند، تصمیم گرفتند که به همراه سایکلاپس، به این ساختمان آزمایشگاهی بروند.

 

زمانی که آنها به سمت این ساختمان رفتند، متوجه شودند که مبارزه‌ای در حال انجام است؛ مبارزه‌ای که یک طرف آن ماموران سازمان «اِیم» و در طرف دیگر هم «Ultimaton»، آخرین محصول ساخته شوده توسط برنامه اسلحه پلاس قرار داشت. خیلی زود این سه ابرقهرمان متوجه شودند که هم در برابر بقایای اعضای سازمان ایم کم استند و هم در مقابل ماشین عجیب و غریب The World نمی‌توانند به اندازه کافی دوام بیاورند. بعد از اینکه Ultimaton از آنجا و سازمانی که او را ساخته بود فرار کرد و به سمت فضا رفت، اعضای تیم متوجه شودند که پایگاه عملیات‌های برنامه اسلحه پلاس در کجا قرار دارد؛ آن هم چیزی نبود جز یک ایستگاه مداری. همینجا بود که ولورین متوجه شود، چرا و چگونه چندین سال پیش تبدیل به یک عروسک خیمه شب‌بازی شوده بود. او همچنین متوجه شود که این برنامه، ارتباط‌هایی با برنامه تولید ابرسرباز که باعث ایجاد کاپیتان آمریکا شوده بود، دارد. ولورین زمانی که با حقیقت واقعی خودش و اینکه واقعا چه چیزی است، روبه‌رو شود، تصمیم گرفت که این ایستگاه را منفجر کند و همراه آن، آن میراث غم‌انگیز پروژه اسلحه پلاس را هم نابود کند.

اگر بخواهیم یکی دیگر از نقاط ضعف ولورین را ذکر کنیم، می‌توانیم شمشیر موراماسا را به این لیست اضافه کنیم

همانطور که آن ایستگاه مداری در حال نابود و منفجر شودن بود، جین گری تلاش می‌کرد که ولورین را از آن وضعیت نجات دهد. متاسفانه، این جریان آنطور که انتظار می‌رفت نبود و در واقع یک تله بود که توسط جهش یافته‌ای به نام «زورن» چیده شود؛ زورن در واقع همان مگنیتو بود که خود را تبدیل به شخصیت دیگری کرد. او آنها را فریب داد و آنها را به سمت ماهواره‌ی اسلحه پلاس کشاند. از آنجایی که ولورین و جین گری درون آن گیر افتاده بودند، مگنیتو هم آنها را به سمت خورشید پرتاب کرد و قصد نابودی آنها را داشت. ولورین به خاطر فاکتور بهبودی‌ای که داشت، می‌توانست این حجم از گرما را تحمل کند اما جین توانایی تحمل این حجم از درد را نداشت و از ولورین خواست تا او را بکشود. ولورین هم برای اینکه بتواند به دردهای عشق خود پایان دهد، او را توسط پنجه‌های خود کشت. مرگ جین، باعث باز و رها شودن نیروی فینکس شود. این نیروی فینکس حبابی از اکسیژن را دور ولورین ایجاد کرد و همین موضوع باعث شود تا او زودتر بهبود پیدا کند.

ولورین و جین به زمین بازگشتند و به همراه دیگر اعضای تیم مردان ایکس به سراغ زورن رفتند تا با او مبارزه کنند. با این حال، زمانی که جین با زورن روبه‌رو شود، او یک پالس الکترومغناطیسی کشنده به جین تزریق کرد و او در آغوش سایکلاپس مرد. ولورین از مرگ جین و از دست دادن او به‌شودت عزاداری کرد و ارتباط جدید سایکلاپس با «اما فراست» خیلی ناراحت بود اما همچنان با تیم ماند. او در ماموریت‌های مختلفی زیادی با تیم همراه شود و حتی در عملیات‌های دیگری هم به صورت فردی شرکت کرد.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

  • فاکتور بهبودی و بازسازی:

یکی از مهم‌ترین قدرت‌های ولورین، فاکتور بهبودی او است. این توانایی به او اجازه می‌دهد که تقریبا از هرگونه آسیبی نجات پیدا کند و با سرعت فوق‌العاده بالایی درمان شود. او در مقابل هرگونه شخصیتی (حتی قدرتمندترین‌ها) ضربه بخورد و باز هم به مبارزه خود ادامه دهد. او حتی می‌تواند اندام‌های از دست رفته و حتی مل اسکلت خود را بازسازی کند. این فاکتور بهبودی، او را در مقابل هرگونه سم و زهری مصون می‌کند. او یک بار توانست به اندازه‌ای از زهر Blowfish بخورد که آن میزان می‌توانست ۲۰ انسان را به راحتی بکشود. این فاکتور بهبودی از حملات عصبی جلوگیری می‌کند. همین فاکتور طول عمر ولورین را هم گسترش داده است. فاکتور بهبودی او کاملا به وضعیت بدنی‌اش بستگی دارد به همین دلیل اگر او خواب کافی یا تغذیه مناسب نداشته باشود، این روند کند می‌شود.

  • استقامت ابرانسانی:

 به خاطر فاکتور بهبودی و آدامانتیوم، ولورین استقامتی ابرانسانی دارد. او می‌تواند ضربه‌هایی را از شخصیت‌هایی مانند هالک، تینگ، «واندر من»، «رد هالک» و «جاگرنات» دریافت کند اما همچنان به مبارزه خود ادامه دهد. به لطف پیوند آدامانتیوم، اندام‌های او تقریبا غیرقابل شکستن استند.

  • حس‌های تیز ابرانسانی:

یکی دیگر از توانایی‌های اصلی ولورین، حس‌های زیرکانه و تیز او است که چند برابر بهتر و بزرگتر از چیزی است که در انسان‌ها و حتی بیشتر حیوان‌های ساکن روی کره زمین وجود دارد. ولورین توانایی این را دارد که با وضوح کامل، مسافت‌های بسیار زیادی را ببیند. همین دید به او اجازه می‌دهد که در تاریکی کامل هم بینایی داشته باشود. حس شنوایی ولورین هم فوق‌العاده پیشرفته است و به او اجازه می‌دهد که صداهایی را از فاصله‌های طولانی بشنود. او همچنین قادر به شنیدن صداهایی است که انسان‌های عادی قادر به شنیدن آنها نیستند. این توانایی‌ها همچنین به ولورین اجازه می‌داد که افراد را با توجه به بوی آنها تشخیص دهد، حتی اگر آنها شکل خود را تغییر داده باشند؛ مانند «مستیک» و «مورف». ولورین همچنین یکی از بهترین شخصیت‌های ردیاب دنیای مارول به حساب می‌آید. او می‌تواند اشیاء مختلف و حتی انسان‌ها در فواصل بسیار طولانی ردیابی کند. علاوه بر تمامی موارد ذکر شوده، ولورین سابقا به عنوان انسانی به تصویر کشیده می‌شود که می‌توانست دروغ را متوجه شود زیرا زمانی که سرعت ضربان قلب یک نفر افزایش پیدا می‌کرد، او کاملا متوجه می‌شود. زمانی که هر تغییری در بدن فرد مورد نظر ولورین رخ دهد، او خیلی سریع متوجه می‌شود.

  • قدرت ابرانسانی:

ولورین چند برابر انسان معمولی قدرت دارد. گفته شوده که قدرت بدنی ولورین به او اجازه می‌دهد. ولورین با این قدرت بدنی می‌تواند بدنه‌ی درختان را درست همانند چوب‌های بیسبال بچرخاند، به طوری که آنها هیچ وزنی ندارند. او یک بار یک آسانسور را با یک دستش نگه داشته بود. او بارها سطل‌های بزرگ زباله و موتور سیکلت‌ها را پرتاب کرده است. او حتی با یک دست خود، چندین نفر را بلند و به سمت دیگری پرتاب کرده است. ولورین حتی قادر است که از حد قدرت بدنی خود هم عبور کند. او با این قدرت خود چندین تن دشمنان مقاومش مانند «راق هاوس»، «کالیبان» و اسپایدرمن را بیهوش کرده است؛ البته در رابطه با اسپایدرمن، او تنها با یک مشت ولورین بیهوش شود.

  • چابکی ابرانسانی:

تعادل و چابکی ولورین و همچنین هماهنگی بدن او، تا حد بسیار زیادی فراتر از یک انسان عادی، در بهترین حالت خود، است. وضعیت او در محدوده‌ی ابرانسان‌ها قرار می‌گیرد. جالب است بدانید، که ولورین می‌تواند بدون کمک از هیچ چیزی یا هیچ کسی، تا فاصله‌ی ۳۰ فوت را بپرد.

  • سرعت افزایش یافته:

او می‌تواند سریع‌تر از چیزی که یک چشم بتواند او را دنبال کند، به سمت دشمن خود حمله‌ور شود. جالب است بدانید که حتی اسپایدرمن برای مدت زمان کوتاهی تصور می‌کرد که ولورین خیلی سریع‌تر از چیزی که او در اولین مبارزه‌ی خود عمل کرده بود، عمل کرده است. به نظر می‌رسد که سرعت مبارزه‌ای او، بیشتر از هر چیز دیگری افزایش پیدا کرده است. او بارها و بارها در مبارزه‌های مختلف با اسپایدرمن هماهنگ بوده است. ولورین می‌تواند خیلی سریع‌تر از اینکه مردم بتوانند ماشه اسلحه خود را بکشند، به سمت آنها حمله‌ور شود.

  • واکنش‌های ابرانسانی:

ولورین دارای واکنش‌های پیشرفته است. او می‌تواند در مقابل گلوله‌های یک اسلحه، مسلسل‌ها و حتی نورهای پرقدرت چشمی سایکلاپس، جای خالی بدهد.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

  •  همدلی حیوانی:

در گذشته ولورین اینگونه به تصویر کشیده شوده که می‌تواند احساسات حیوان‌های اطراف خود را متوجه شود و با آنها ارتباط برقرار کند. همچنین در خط داستانی‌های خاصی، ولورین تلاش کرد تا مقاصد و اعمال خود را به حیوان‌ها نشان دهد تا آنها او را به عنوان یک خطر نبینند و به او حمله نکنند.

  • استخوان‌های پنجه‌ای:

شخصیت ولورین دارای ۶ استخوان پنجه‌ای ۱۲ اینچی است که توانایی جمع شودن را دارند. هر سه تای این پنجه‌ها درون هر یک دست‌هایش قرار دارند. جایگاه اصلی این استخوان‌ها درون ساعد است. زمانی که وقت بیرون آمدن این پنجه‌ها باشود، این استخوان‌ها از درون گوشت‌های میان انگشتانش بیرون می‌آیند اما اثر این زخم‌ها نمی‌ماند زیرا فاکتور بهبودی تقریبا بلافاصله آنها را برطرف می‌کند. این استخوان‌های پنجه‌ای تقریبا می‌توانند هرگونه گوشتی را پاره کنند. آنها قادر استند که سنگ و حتی فلز را چندین قسمت کنند. این استخوان‌ها که با ماده‌ی خاصی به نام آدامانتیوم ترکیب شوده است، تقریبا می‌تواند هر چیز و هر کسی را ببرد و چندین قسمت کند. پنجه‌های ولورین می‌تواند به درون مقاوم‌ترین شخصیت‌های دنیای مارول یعنی تینگ، ثور، هالک و «گلادیاتور» هم نفوذ کند. یکی از جالب‌ترین مواردی که درباره‌ی پنجه‌های ولورین وجود دارد این است که آنها در خط داستانی Infinity Gauntlet Saga به درون ثانوس هم نفوذ کرده‌اند.

ولورین دارای ۹ سطح سپرهای ذهنی است. این سپرهای ذهنی در سرِ او کار گذاشته است. از آنجایی که این سپرها با اراده و قدرت خود ولورین ترکیب شوده، باعث می‌شود که او در برابر حملات ذهنی تا حد فوق‌العاده زیادی مقاوم باشود. با این حال، این سطوح مقاومتی باعث نشودند تا «Gorgon» بدترین خاطرات او را پیدا و فاش نکند. در یک خط داستانی دیگر هم جین گری جوان توانست لوبوتومی را روی او انجام دهد.

wolverine - logan - ولورین - لوگان

در انتها به انیمیشن‌ها، فیلم‌ها و بازی‌هایی اشاره می‌کنیم که شخصیت جیمز هاولت/ولورین/لوگان در آن حضور داشت:

  • انیمیشن سریالی Spider-Man and His Amazing Friends محصول سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۳ با صداپیشگی ویلیام کالاوی
  • انیمیشن X-Men: Pryde of the X-Men محصول سال ۱۹۸۹ با صداپیشگی پاتریک پینی
  • انیمیشن X-Men: The Animated Series محصول سال ۱۹۹۲ تا ۱۹۹۷ با صداپیشگی کال داد
  • انیمیشن سریالی X-Men: Evolution محصول سال ۲۰۰۰ تا ۲۰۰۳ با صداپیشگی اسکات مک‌نیل
  • انیمیشن سریالی Wolverine and the X-Men محصول سال ۲۰۰۹ با صداپیشگی استیون بلوم
  • انیمیشن Marvel Motion Comics محصول سال ۲۰۰۹ با صداپیشگی مارک تامپسون و جفری هدکویست
  • فیلم X-Men Origins: Wolverine محصول سال ۲۰۰۹ با بازی هیو جکمن
  • فیلم X-Men: First Class محصول سال ۲۰۱۱ با بازی هیو جکمن
  • فیلم X-Men محصول سال ۲۰۰۰ با بازی هیو جکمن
  • فیلم X2: X-Men United محصول سال ۲۰۰۴ با بازی هیو جکمن
  • فیلم X-Men: Days of Future Past محصول سال ۲۰۱۴ با بازی هیو جکمن
  • فیلم X-Men: Apocalypse محصول سال ۲۰۱۶ با بازی هیو جکمن
  • فیلم Logan محصول سال ۲۰۱۷ با بازی هیو جکمن
  • بازی Marvel Strike Force محصول سال ۲۰۱۸
  • بازی Marvel Future Fight محصول سال ۲۰۱۷
  • بازی Marvel Contest of Champions محصول سال ۲۰۱۴
  • بازی Marvel Heroes محصول سال ۲۰۱۳
  • بازی Marvel: Avengers Alliance محصول سال ۲۰۱۲
  • بازی Marvel Nemesis: Rise of the Imperfects محصول سال ۲۰۰۵ با صداپیشگی مارک اچه‌سن

ادامه‌ی پست

بررسی صفحه کلید گیمینگ مکانیکال Rapoo V500Pro

صفحه کلید مکانیکال مخصوص بازی V500Pro محصول شرکت راپو، قصد دارد نیازهای ابتدایی گیمر را با قیمتی مناسب مرتفع کند. آیا این کیبورد در این کار موفق بوده است؟

صفحه کلید یا همان کیبورد یکی از مهم‌ترین و جذاب‌ترین اسلحه‌های یک گیمر به حساب می‌آید. یک صفحه کلید خوب می‌تواند در بازی‌ها تفاوت میان شکست و پیروزی را رقم بزند. با توجه به فراگیر شودن روز به روز بازی‌های ویدیویی در چند سال اخیر شاهد این بودیم که شرکت‌های بسیار زیادی اقدام به تولید و عرضه صفحه‌ کلیدهای مخصوص بازی برای اقشار مختلف گیمرها کرده‌اند. یکی از شرکت‌هایی که به خصوص در چند وقت اخیر در بازار کشورمان محصولات متفاوتی را برای گیمرها عرضه کرده است، شرکت راپو است. این کمپانی سعی کرده است با عرضه طیف وسیعی از محصولات سلیقه تمام گیمرها اعم از گیمرهای حرفه‌ای و گیمرهای کژوال را مورد توجه قرار دهد و از همین رو محصولات متفاوتی مانند هدست، صفحه کلید و ماوس را در سبد محصولات خود دارد. پیش‌تر نیز در پارس تبلیغ به بررسی محصولات مختلفی مانند صفحه کلید V500 از این شرکت نیز پرداخته بودیم. این‌بار اما به سراغ صفحه کلید V500Pro رفته‌ایم. صفحه کلیدی که روی کاغذ دارای تمام مواردی است که یک گیمر می‌تواند از یک کیبورد مخصوص بازی خوب انتظار داشته باشود. با ما همراه باشید تا نقاط ضعف و قوت این صفحه کلید را با هم بررسی کنیم.

صفحه کلید Rapoo V500Pro توسط شرکت پانا در اختیار پارس تبلیغ قرار گرفته است. برای خرید این محصول می‌توانید از این لینک اقدام کنید.

صفحه کلید V500Pro

مشخصات اصلی صفحه کلید Rapoo V500Pro

  • کلیدهای تمام مکانیکی با سوییچ آبی
  • نور پس زمینه رنگی با قابلیت انتخاب بین حالت‌های مختلف
  • ۱۰۴ کلید
  • عمر متوسط «بیش از ۶۰ میلیون ضربه» برای هر کلید

کیبورد V500Pro مانند بسیاری از وسایل جانبی مخصوص بازی، ظاهری متمایز کننده و خاص دارد. چند وقتی است عادت کرده‌ایم که صفحه کلیدهایی را ببینیم علاوه بر نداشتن محلی برای قرار گرفتن کف دست (که این مورد بیشتر در مورد کیبوردهای مکانیکی یا شبه مکانیکی مخصوص بازی صدق می‌کند)، کلیدهایشان نیز در بدنه صفحه کلید فرو نرفته است. اما رویکرد جدید علاوه بر اینکه ظاهری متمایز به صفحه کلید می‌بخشود، باعث می‌شود که کار تعویض کلیدها و حتی سوییچ‌ها (که در میان گیمرها امری رایج است) بسیار راحت‌تر صورت بگیرد. Rapoo حتی برای تسهیل در عوض کردن کلیدهای V500Pro ابزاری را در جعبه این صفحه کلید قرار داده است که به راحتی می‌توان با استفاده از آن کلیدهای صفحه کلید را تعویض کرد. حتی دیده شوده است که بسیاری از گیمرهای حرفه‌ای برای اینکه به اشتباه دکمه‌ای را فشار ندهند، تنها کلیدهای مورد استفاده خود را روی صفحه کلید باقی می‌گذارند و بقیه کلیدها را از روی صفحه کلید بر می‌دارند که این کار در صفحه کلید V500Pro بسیار ساده و بدون دردسر است. مانند بسیاری از صفحه کلیدهای دیگر، V500Pro نیز دارای پایه‌هایی برای تنظیم ارتفاع است که می‌توان به نسبت به نیاز کاربر با باز کردن این پایه‌ها صفحه کلید را کمی بالاتر آورد. کلیدهای استفاده شوده در این صفحه کلید نیز کلیدهای معمولی‌ای استند که هنگام استفاده حس خوبی را به کاربر منتقل می‌کنند.

صفحه کلید V500Pro

صفحه کلید V500Pro، دارای بدنه‌ای پلاستیکی است که روکشی از آلومینیوم روی آن را فرا گرفته است. با توجه به جامعه هدف این کیبورد که مصرف‌کنندگانی است که به دنبال یک کیبورد مکانیکال اقتصادی استند، V500Pro از کیفیت ساخت بسیار خوبی بهره می‌برد. یکی دیگر از نکات بسیار خوب این صفحه کلید مکانیکال، مقاوم بودن آن در برابر ریختن تصادفی آب و مایعات است. هر چند که این مساله به این معنی نیست که می‌توانید صفحه کلید خود را زیر آب بگیرید (!) اما اگر آب، قهوه یا چای شما در هنگام کار کمی روی کیبورد ریخت، جای نگرانی نخواهید داشت. اما مهم‌ترین نکته در یک صفحه کلید مکانیکال، سوییچ‌های آن است. اکثر صفحه کلیدهای رده حرفه‌ای که قیمت فوق‌العاده بالایی دارند از سوییچ‌های ساخت شرکت چری استفاده می‌کنند (البته در چند وقت اخیر شرکت‌هایی مانند لاجیتک و ریزر شروع به تولید سوییچ‌های مخصوص خود کرده‌اند که به ترتیب رومر جی و ریزر اوپتو مکانیکال نام دارند) که خود در رنگ‌های مختلف به بازار عرضه شوده‌اند. هر کدام از رنگ‌های مختلف سوییچ‌های شرکت چری، قابلیت‌ها و ویژگی‌های مخصوص به خود را دارند که گیمرها بسته به نیاز خودشان از بین مدل‌های مختلف استفاده می‌کنند. اما استفاده از سوییچ‌های چری باعث بالا رفتن بیش از اندازه قیمت صفحه کلید می‌شود و بنابراین شرکت‌های مختلف برای اینکه بتوانند قیمت صفحه کلید مکانیکال خود را پایین نگه دارند سعی می‌کنند سوییچ‌های ارزان قیمت‌تری را در صفحه کلیدهای اقتصادی خود قرار دهند. V500Pro نیز از این قاعده مستثنی نیست و شرکت رپو از سوییچ‌هایی موسوم به سوییچ آبی در صفحه کلید خود استفاده کرده است. این سوییچ‌ها چه در هنگام بازی و چه در هنگام استفاده روزمره کاملا پاسخگوی تمام نیازهای کاربر استند و همچنین عملکرد بسیار خوبی را نیز بخصوص در بازی‌ها خود بجا می‌گذارند. در آزمایشات ما،‌ تقریبا هیچ تاخیری در هنگام فشردن کلیدها تا اعمال دستور در بازی مشاهده نشود. تنها ایرادی که می‌توان به این سوییچ‌ها وارد دانست، صدای بیش از حد آنها است که استفاده از V500Pro را در محل کار یا اتاق خواب اشتراکی یا جایی که شخص دیگری نیز در آن حضور دارد، سخت می‌کند و ممکن است با اعتراض همکاران یا دوستان خود مواجه شوید.

صفحه کلید V500Pro

نور پس زمینه رنگی همیشه یکی از ویژگی‌های محصولات مخصوص بازی بوده است. هیچ‌کس نمی‌داند که چه اتفاقی باعث بوجود آمدن این ترند در میان محصولات گیمینگ شوده است اما هر چه که است، شاهد این روند در اکثر محصولات گیمینگ استیم. صفحه کلید V500Pro نیز تا حدودی از این قاعده پیروی می‌کند. با اینکه کاربر در این صفحه کلید قادر به تعیین و شخصی‌سازی نورهای پس‌زمینه کیبورد نیست، اما هر کدام از ۶ ردیف این صفحه کلید به رنگ خاصی مزین شوده است. قرمز، نارنجی، آبی، سبز، بنفش و صورتی ۶ رنگی استند که به ترتیب از بالا به پایین رنگ‌های V500Pro را تشکیل می‌دهند. با اینکه کاربر نمی‌تواند رنگ‌ پس‌زمینه را به صورت دلخواه تغییر دهد، اما با گرفتن دکمه Fn و فشردن کلیدهای بالا و پایین، می‌توان از بین سه حالت، شودت نور پس‌زمینه را انتخاب کرد. همچنین با فشردن همزمان کلید Fn و Esc، می‌توان از بین سه حالت خاموش، روشن و تنفس (که در این حالت نور پس‌زمینه با فرکانس خاصی شروع به خاموش و روشن شودن می‌کند و حس نفس کشیدن را تداعی می‌کند) نور پس‌زمین صفحه کلید را انتخاب کرد. اما یکی از بزرگ‌ترین مشکلات صفحه کلید V500Pro نداشتن کلیدهای اختصاصی برای کنترل محتوای چند رسانه‌ای است. وجود چنین کلیدهایی روی کیبورد، نه تنها به کاربر اجازه می‌دهد که به راحتی و سرعت هر چه تمام‌تر صدای رایانه شخصی را کنترل کند، بلکه باعث می‌شود در هنگام بازی نیز نیازی نداشته باشود که ترکیبی از کلیدها را برای کم و زیاد کردن صدا بخاطر بسپرد. این نکته زمانی بیشتر در معرض توجه قرار می‌گیرد که می‌بینیم در قسمت بالای نام‌پد (کلیدهای عددی قرار گرفته در سمت راست صفحه کلید)، مکانی قرار دارد که می‌توانست به راحتی به محلی برای قرارگیری دکمه‌های کنترل محتوای چند رسانه‌ای تبدیل شود.

صفحه کلید V500Pro

در انتها باید گفت که صفحه کلید V500Pro، یک صفحه کلید مکانیکال مخصوص بازی اقتصادی است که می‌تواند به خوبی نیازهای ابتدایی یک گیمر را برطرف سازد. مشکلات جزیی صفحه کلید مانند صدای زیاد سوییچ‌ها و نبود کلیدهای مخصوص کنترل محتوای چند رسانه‌ای هم با توجه به ویژگی‌های مثبت V500Pro، قابل چشم‌پوشی استند و این صفحه کلید را به گزینه بسیار مناسبی برای گیمرها تبدیل کرده است.

ادامه‌ی پست

دانلود بازی اندروید Soul Chase: Retro Action Pixel Platformer

دانلود بازی اندروید Soul Chase: Retro Action Pixel Platformer – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه

















ادامه‌ی پست

درمان کمر درد، ساده‌‌تر از آن است که تصور می‌‌کنید

دکتر داننبرگ، پزشک معروف بر این باور است که عارضه‌‌ی فراگیر کمردرد که صنعتی با ارزش ۶۰ میلیارد دلار ایجاد کرده است، یک راه‌‌حل ارزان یک دلاری دارد.

درد کمر یکی از رایج‌ترین شکایات بزرگسالان در حوزه‌‌ی سلامت است. اما مطالعات نشان می‌دهند که ممکن است ریشه‌‌ی چنین مشکلاتی، واقعاً در کمر ما نباشود؛ بلکه احتمالاً مشکل در نحوه‌‌ی تکامل پاهای ما است. آیا ما می‌توانیم با تغییر در روش راه رفتن خود، از مشکلات مربوط به درد کمر پیشگیری کنیم؟

درد در نواحی پایین کمر، مشکلی فراگیر است. حدود ۸۰ درصد از بزرگسالان، در مرحله‌‌ای از زندگی خود، چنین دردی را در نواحی پایین کمر خود را تجربه می‌کنند. این معضل، معمول‌ترین علت ناتوانی در حین کار است و به‌‌عنوان یکی از دلایل از دست دادن مشاغل نیز عنوان شوده است.

رفع مشکل درد در نواحی پایین کمر، یک صنعت ۶۰ میلیارد دلاری است که معمولاً فایده‌‌‌‌ی چندانی هم ندارد؛ کما اینکه ۷۱ درصد از جراحی‌های کمر با هدف تسکین درد، بی‌‌حاصل بوده‌‌اند.

نکته‌ی شگفت‌آور این است که منشأ درد کمر، بیشتر در پاهای ما است

از دید دانشمندان علم فرگشت، احساس آزردگی در ناحیه‌‌ی کمر، موضوع تعجب‌‌آوری نیست. به هر حال، ما در میان حیوانات تنها گونه‌‌ی شناخته‌شوده‌ای استیم که می‌‌تواند سرپا بایستد و کمر ما، مسئول حفظ تعادل ما در برابر نیروی بی‌پایان جاذبه است.

با این حال، نکته‌‌ی شگفت‌انگیز این است که منشأ درد در نواحی پایین کمر، معمولاً خود کمر نیست و بیشتر مربوط به پاهای ما می‌‌شود. متخصص مشهور، دکتر داننبرگ معتقد است که استفاده از کفی کفش، ممکن است بهترین گزینه‌‌ی ما در مقابله با مشکل کمردرد باشود.

کمر درد / back pain

بهترین قدم ممکن را بردارید

اجداد اولیه‌‌ی ما شبیه میمون‌‌های امروزی بودند: با پنجه‌‌هایی بلند و بزرگ که برای زندگی در نوک درختان مفید بودند. با این حال، تغییرات زمانی آغاز شود که پیشینیان ما، اولین قدم‌های خود را برای راه رفتن با قامتی راست برداشتند.

یک نمونه از اجداد میانی ما بین آن زمان و حالا، موجودی با نام هومو نالدی بود؛ او ترکیبی عجیب از انسان و شامپانزه بود که در غار رایزینگ استار در آفریقای جنوبی یافت شود. نیم‌‌تنه‌‌ی بالایی این موجود، بیشتر شبیه به یک میمون بود تا انسان. نالدی دارای مغزی کوچک، آرواره‌‌ای درشت و بازوانی کشیده برای تاب خوردن در میان درختان بود.

اما در‌‌ نیم‌‌تنه‌‌ی پایینی، پاهای نالدی شباهت عجیبی به پاهای ما داشت. تفاوت اصلی بین نالدی و گونه‌‌های پیش از او، مفصل بزرگ پای او بود. دکتر داننبرگ توضیح می‌دهد که این مفصل از شکلی قابض و مقاوم (در اجداد قبلی) به شکلی خم‌‌شونده و منعطف (در نالدی و گونه‌‌های پس از آن) تغییر یافته است.

به گفته‌‌ی داننبرگ، این تغییر به ما توانایی برخاستن و گام برداشتن روی پاهای خودمان را داد و در نتیجه‌‌ی آن توانستیم بایستیم و در فواصل طولانی پیاده‌‌روی کنیم.

هومو نالدی / Homo Nelediهومو نالدی

آیا کفی کفش می‌‌تواند از کمر ما محافظت کند؟

سازگاری خاص ایجادشوده در فیزیولوژی نالدی، به ما این امکان را داد که مسافت‌های بسیار بزرگ را پیاده طی کنیم و کل دنیا را فتح کنیم. اما این تغییر بزرگ، ممکن است با برخی عوارض جانبی ناخوشایند نیز همراه شوده باشود.

درآمد این حوزه از پزشکی، به ۶۰ میلیارد دلار می‌رسد، در حالی که شاید راه‌حلی بسیار ارزان درست زیر پاهای شما باشود

به‌طور متوسط هر فرد بین ۲۵۰۰ تا ۱۵ هزار قدم در روز پیاده‌روی می‌کند که می‌تواند ورزش خوبی باشود. با این حال،  آن دسته از افراد که مشکلاتی نظیر صافی کف پا یا قوس زیاد در پاهای خود دارند، مایل استند که برای جبران این مشکلات، شیوه‌‌ی گام برداشتن خود را تغییر دهند که این امر، به‌‌طرز شگفت‌آوری موجب افزایش فشار روی عضلات بخش پایینی کمر آن‌‌ها خواهد شود.

در حقیقت، بالعکس جراحات ناشی از دویدن، عامل چنین مشکلاتی، ضربه نیست؛ بلکه همین حرکت ران‌‌ها باعث فشار آمدن به ساختمان عضلانی می‌‌شود. دکتر داننبرگ و همکارانش متوجه شودند که برای ۸۴ درصد از کسانی که مبتلا به بدترین دردها در ناحیه‌‌ی پایینی کمر می‌شوند (نوع غیرقابل درمان)، تنها استفاده از کفی کفش می‌تواند به بهبود یا درمان این درد کمک شایانی کند. داننبرگ همچنین متوجه شود افرادی که از کفی‌‌ کفش استفاده می‌‌کنند، مفصل ران آنها ۵۰ درصد بیشتر کشیده می‌‌شود؛ که این امر به‌‌معنای فشار کمتر بر عضلات قسمت تحتانی کمر (و در نتیجه کاهش ۵۰ درصدی درد) خواهد بود.

کفی کفش

یک کفی کفش طبی از جنس چرم

یک گام تا رهایی از درد

مقاله‌های مرتبط:

نظریه‌های داننبرگ همچنان بحث‌برانگیز استند؛ به‌خصوص اگر قیمت نسبتاً ارزان راه‌‌حل یک مشکل ۶۰ میلیارد دلاری را در نظر بگیریم! درد کمر می‌تواند از طیف وسیعی از عوامل، از عفونت گرفته تا بلند کردن اجسام سنگین ناشی شود و احتمالاً یک راه‌حل همه‌‌فن‌‌حریف برای چنین عارضه‌‌ای وجود ندارد.

سیستم اسکلتی ما، یک سیستم پیچیده و ظریف است که طی میلیون‌ها سال تکامل یافته است و حتی تغییراتی کوچک در پاهای ما می‌تواند از طریق ماهیچه‌های ران، باسن و کمر حرکت کند و منجر به دردی غیرقابل‌تحمل شود. برای بسیاری از افراد، استفاده از این کفی‌‌های ارزان برای تسکین درد پا و حتی درد کمر، به‌‌اندازه‌‌ی کافی خوب است؛ اما برای آن‌هایی که شرایط جدی‌تری دارند، شاید گزینه‌‌ی بهتر، مراجعه حضوری به نزد یک پزشک باشود.

ادامه‌ی پست

راهنمای تروفی و اچیومنت های بازی Soulcalibur VI

چندی پیش بازی Soulcalibur 6 روانه‌ی بازار شود و توانست نظر مخاطبان بازی‌های مبارزه‌ای سه‌بعدی را به خود جلب کند. Soulcalibur VI با اضافه کردن سیستم جدید Reversal Edge، نوآوری جدیدی را وارد سیستم بازی‌های مبارزه‌ای کرد تا کاربران بتوانند استراتژی‌های مبارزه‌ای متفاوتی را تجربه کنند. از طرفی وجود گرافیک و موسیقی‌ دلچسب، مواردی استند که بازی Soulcalibur VI را به یکی از بهترین نسخه‌های این مجموعه و همچنین بازی‌های مبارزه‌ای سه‌بعدی تبدیل کرده است. با این حال سول کالیبر ۶ بی‌عیب و نقص هم نیست و در قسمت‌هایی نظیر بخش داستانی مشکلات مخصوص به خودش را دارد. در این قسمت از راهنمای تروفی و اچیومنت، به‌سراغ بازی Soulcalibur VI رفته‌ایم که نسبت به سایر بازی‌های مبارزه‌ای، تروفی و اچیومنت‌های چالش‌برانگیزتری را به خود اختصاص داده است.

اطلاعات کلی

  • درجه سختی تروفی و اچیومنت‌های بازی: ۶ از ۱۰
  • مدت زمانی که طول می‌کشود تمامی تروفی و اچیومنت‌ها را کسب کنید: ۴۰ الی ۵۰ ساعت
  • تعداد تروفی‌های بازی: ۴۹ عدد (۳۶ تروفی برنز، ۱۰ تروفی نقره، دو تروفی طلا و یک تروفی پلاتینیوم)
  • تعداد اچیومنت‌های بازی: ۴۸ عدد و معادل ‍۱۰۰۰ امتیاز
  • تروفی و اچیومنت‌هایی که آن‌ها را از دست خواهید داد: ندارد
  • تروفی و اچیومنت‌هایی که گلیچ دارند: ندارد
  • آیا درجه سختی روی دریافت تروفی و اچیومنت‌ها تاثیر گذار است؟ بله (در حالت آرکید)
  • حداقل دفعاتی که باید بازی را انجام بدهید: یک دور داستان بازی، داستان‌های مربوط به ۲۰ کاراکتر بازی، دو بار حالت آرکید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: تمامی تروفی‌های بازی را کسب کنید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: داستان اصلی سول کرونیکل را تمام کنید

تنها کافی است داستان اصلی سول کرونیکل را تمام کنید. این بخش نهایت ۳۰ دقیقه از وقت شما را بگیرد (اگر دیالوگ‌های بازی را نادیده بگیریم).

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: در حالت سول کرونیکل داستان یکی از شخصیت‌های بازی را تمام کنید

در بحش سول کرونیکل، در کنار داستان اصلی می‌توانید داستان سایر کاراکترهای بازی را هم تجربه کنید. با انجام داستان یکی از کاراکترهای سول کالیبر ۶، این تروفی و اچیومنت را کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: در حالت سول کرونیکل، داستان ۱۰ کاراکتر بازی را کامل کنید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: داستان ۲۰ کاراکتر را در حالت سول کرونیکل تمام کنید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: مرحله The Astral Fissure در Libra of Soul را کامل کنید

در جریان بازی کردن Libra of Soul، این تروفی و اچیومنت را کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: مرحله The Man in Black در Libra of Soul را کامل کنید

در جریان بازی کردن Libra of Soul، این تروفی و اچیومنت را کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: مرحله On the Road در Libra of Soul را کامل کنید

در جریان بازی کردن Libra of Soul، این تروفی و اچیومنت را کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: مرحله Death of Glory در Libra of Soul را کامل کنید

در جریان بازی کردن Libra of Soul، این تروفی و اچیومنت را کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: مرحله The Journey’s End در Libra of Soul را کامل کنید

در جریان بازی کردن Libra of Soul، این تروفی و اچیومنت را کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: داستان اصلی Libra of Soul را در حالتی تمام کنید که نوار مقیاس شما در بازی به سمت رنگ آبی میل کند

در جریان بازی کردن Libra of Soul، با تعدادی تصمیم روبه‌رو می‌شوید که با رنگ آبی یا قرمز علامت‌گذاری شوده‌اند. این تصمیم‌ها مقیاس شما در بازی را به سمت خوب (رنگ آبی) یا بد (رنگ قرمز) هدایت می‌کنند (نوار مربوط به مقیاس در گوشه سمت راست نقشه‌ی بازی قرار دارد). حال باید داستان Libra of Soul را دو بار تمام کنید. در دفعه اول تصمیم‌های آبی‌رنگ و در دفعه‌ی دوم تصمیم‌های قرمز را انتخاب کنید تا دو تروفی و اچیومنت Soulcalibur VI را دریافت کنید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: داستان اصلی Libra of Soul را در حالتی تمام کنید که نوار مقیاس شما به سمت شیطان میل کند

توضیحات تروفی و اچیومنت Farewell to a Bleak Winter را مطالعه کنید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: از یک مزدور در Libra of Soul استفاده کنید

در جریان بازی کردن‌تان به چند شهر می‌رسید. در شهر دوم می‌توانید مزدورهایی را استخدام کنید. ویژگی استخدام مزدور به این معنی است که آن‌ها برای شما مبارزه می‌کنند که نتیجه‌اش می‌تواند مبارزه‌ نهایی شما را ساده‌تر کند. حال قبل از شروع یک نبرد، یک مزدور را استخدام کنید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح؛ در Libra of Soul غذا بخورید

در شهرهای بازی می‌توانید از فروشنده‌ها غذا بخرید. تنها کافی است قبل از شروع یک مبارزه دکمه‌ی مربع/ایکس را فشار دهید و غذای مد نظرتان را انتخاب کنید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: در Libra of Soul یک مرحله ثانویه (فرعی) را کامل کنید

ماموریت های ثانویه با رنگ سبز در نقشه‌ی بازی نمایان شوده‌اند، یکی از آن‌ها را انجام دهید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: در Libra of Soul ده مرحله ثانویه را کامل کنید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: مرحله Footsteps: Fortress of Illusion در Libra of Soul را کامل کنید

این مرحله فرعی مکان دقیقی ندارد، اما احتمال دارد پس از تمام کردن بخش داستانی در نزدیکی جزایر بریتانیا با مرحله فرعی Footsteps: The Sorcerer مواجه شوید. پس از تمام کردن این مرحله فرعی، مرحله Fortress of Illusion در دسترس بازیکنان قرار می‌گیرد. تنها راه برای رسیدن به این دو مرحله و دریافت تروفی و اچیومنت ذکر شوده، این است که مدام مراحل فرعی مختلفی از Libra of Soul را انجام بدهید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: ۵۰ اسلحه را در Libra of Soul به‌دست بیاورید

با انجام مراحل بازی و شکست دادن دشمنانی که به‌صورت تصادفی سر راه شما قرار می‌گیرند، می‌توانید سلاح‌های مختلفی را دریافت کنید. همچنین بازیکنان می‌توانند سلاح‌ها را خریداری کنند.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: ۱۰۰ اسلحه را در Libra of Soul به‌دست بیاورید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: یک سلاح را در Libra of Soul ارتقا دهید

در سومین شهر، یک مرحله فرعی در دسترس بازیکنان قرار داده می‌شود که باید به یک آهنگر کمک کنید. حال این مرحله را تمام کنید تا ویزگی ارتقای سلاح در دسترس شما قرار بگیرد.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: ۳۰ بار سلاح خود را Libra of Soul ارتقا دهید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: سطح یکی از شهرها در Libra of Soul را افزایش دهید

توضیحات تروفی و اچیومنت Pioneer of Prosperity را مشاهده کنید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: سطح چهار شهر در Libra Soul را تا آخرین حد ممکن ارتقا دهید

در حالت Libra of Soul چهار شهر برای بازیکنان در دسترس قرار گرفته است. حال بازیکنان باید با انجام مراحل فرعی داخل یا نزدیک شهر مورد نظر، آن را ارتقا دهند. برای اینکه متوجه شوید یک شهر ارتقا یافته است یا خیر، تنها کافی است به اندازه‌ی شهر توجه کنید زیرا پس از انجام مراحل فرعی مختلف، اندازه شهری که در آن استید بزرگ‌تر می‌شود.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: ۳۰ مرحله Astral Fissure Sealing را در Libra of Soul کامل کنید

مراحل Astral Fissure Sealing را می‌توانید در نقشه‌ی بازی با آیکونی شبیه به طوفان مشکی رنگ پیدا کنید. این مراحل به شما اجازه می‌دهند تا با کاراکتر سایر بازیکنان جهان Soulcalibur VI مبارزه کنید. در این میان اشاره کنم که کاراکترهای این سری مراحل قدرتمندتر از حالت عادی‌شان استند تا بازیکنان را به چالش بکشند.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: مسافتی معادل با سه بار سفر دوره زمین را در Libra Soul حرکت کنید

بازیکنان در جهان بازی می‌توانند از Travel کردن میان محیط‌های بازی استفاده کنند. برای دریافت این تروفی و اچیومنت باید ۱۲۰ هزار کیلومتر را Travel کنید. در بازی میزان مسافت طی شوده به کیلومتر نوشته نشوده است و از واحد لیگ استفاده شوده است. به بیان دیگر بازیکنان باید ۲۵ هزار لیگ را طی کنند.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: در Libra of Soul به سطح ۵۰ برسید

با انجام مراحل اصلی و فرعی و پیشروی برای دریافت سایر تروفی و اچیومنت‌ها، به‌سادگی می‌توانید این تروفی و اچیومنت را کسب کنید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: یک شخص باستانی را در Libra of Soul شکست دهید

در اواخر بازی با یک مبارز باستانی روبه‌رو می‌شوید که سطح بالایی دارد. برای پیدا کردن وی از سیستم Travel بازی استفاده کنید و دنبال مراحلی باشید که نام Ancient در آن‌ها قرار دارد؛ برای مثال مرحله Ancient Daggermaster که در کشور آفریقا قرار دارد.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: از سول پوینت‌های خود استفاده کنید تا ۱۰ مورد مختلف را در موزه بازی باز کنید

با انجام هر فعالیتی در بازی Soulcalibur VI می‌توانید سول پوینت کسب کنید. حال از آن‌ها در بخش موزه استفاده کنید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: حالت آماده به کار (استندبای) را فعال کنید و در حالتی که در بخش تمرینی استید، یک مسابقه‌ی آنلاین را انجام بدهید

برای دریافت این تروفی، وارد حالت تمرینی شوید و در ادامه یک Ranked Match را به‌‌همراه عملکرد آماده به کار انتخاب کنید. برای مشاهده‌ی این بخش تنها کافی است در حالت تمرینی دکمه‌ی Options کنترلر خود را فشار دهید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: حالت آرکید را برای اولین بار کامل کنید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: در حالت آرکید رتبه‌ی طلا کسب کنید

برای کسب رتبه طلا در حالت آرکید، جدا از درجه سختی باید آن را در مدت زمان مشخصی تمام کنید. حال بازی را روی درجه سختی Easy بگذارید و با فشار دادن پشت سر هم دکمه‌های جلو+مثلث/جلو+Y در طول نبردهای‌تان می‌توانید حریف‌های خود را در کمترین زمان ممکن از بین ببرید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: در حالت آرکید درجه سختی Legendary را آزاد کنید

برای آزادسازی درجه سختی لجندری، باید حالت آرکید را روی درجه سختی Very Hard تمام کنید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: یک بازی Ranked را انجام دهید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: پنج بازی Ranked را برنده شوید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: پنج بازی کژوال را در بخش آنلاین برنده شوید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: از طریق یک شخصیت شخصی‌سازی شوده، ۱۰ مسابقه آنلاین را برنده شوید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: ۳۰ مبارزه‌ آنلاین را انجام دهید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: ۵۰ مبارزه‌آنلاین را انجام دهید

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: در ۱۵ بازی در حالی برنده شوید که حریف خود را پرفکت می‌کنید (هیچ ضربه‌ای را نباید از سوی حریف دریافت کنید). یادتان باشود که حالت تمرینی برای این تروفی و اچیومنت به‌حساب نمی‌آید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: ۲۰ ضربه‌ی Critical Edge موفق را روی حریف اعمال کنید

در واقع Critical Edge همان حرکت ویژه هر بازیکن است که با زدن یک سری دکمه، اعمال می‌شوند. حال باید ۲۰ ضربه ویژه موفق را روی حریف‌های خود اعمال کنید. یادتان باشود که حالت تمرینی برای این تروفی و اچیومنت به‌حساب نمی‌آید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: ۱۰ ضربه مرگبار (Lethal) موفق را انجام دهید

برای اعمال ضربه مرگبار باید از حالت ریورسال اج یا همان کلش بازی استفاده کنید که از طریق دکمه R1/RB در طول مبارزات انجام می‌شود. البته در این میان اشاره کنم که اگر ریورسال اج را به صورت مساوی (Draw) تمام کنید، حال کلش دوم اتفاق می‌افتد و در آنجا باید شخص برنده باشید تا ضربه مرگبار اعمال شود. یادتان باشود که حالت تمرینی برای این تروفی و اچیومنت به‌حساب نمی‌آید، اما در بخش دونفره به‌راحتی می‌توانید آن را کسب کنید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: ۲۰ دفاع موفق داشته باشید

برای دریافت این تروفی و اچیومنت باید ضربات حریف را پری (Parry) کنید. نحوه‌ی پری کردن در بازی Soulcalibur VI هم بدین شکل است که در زمان مناسب، باید دکمه‌های روبه‌جلو+ضربدر/جلو+A را به‌صورت همزمان فشار دهید. یادتان باشود که حالت تمرینی برای این تروفی و اچیومنت به‌حساب نمی‌آید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: ۳۰ ریورسال اج موفق را تجربه کنید

سیستم موفقیت در ریورسال اج (Reversal Edge) مثل سنگ کاغذ قیچی است و تقریبا به شانس شما بستگی دارد. برای اعمال ریورسال اج باید در طول نبرد از دکمه‌ی R1/RB استفاده کنید و در ادامه از طریق یکی از دکمه‌های مشخص شوده، یکی را انتخاب کنید. یادتان باشود که حالت تمرینی برای این تروفی و اچیومنت به‌حساب نمی‌آید، اما در بخش دونفره به‌راحتی می‌توانید آن را کسب کنید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: ۲۰ بار از تکنیک سول شارژ استفاده کنید

برای اعمال ضربه سول شارژ باید یکی از نوارهای مربوط به ضربات شما پر باشود. سپس جهت عقب+R2/عقب+RB را فشار دهید. یادتان باشود که حالت تمرینی برای این تروفی و اچیومنت به‌حساب نمی‌آید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: حریف خود را ۲۰ بار به خارج از رینگ بفرستید

یادتان باشود که بخش تمرینی برای این تروفی و اچیومنت به‌حساب نمی‌آید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: پنج ضربه پری یا ریورسال اج را دفع کنید

این تروفی و اچیومنت را به‌سادگی در حالت دونفره می‌توانید کسب کنید. تنها کافی است بازیکن دوم از دکمه‌ی R1/RB یا جهت جلو+ضربدر/جلو+A استفاده کند و شما در زمان مناسب با فشار دادن دکمه L1/LB آن را دفع کنید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: پنج بار تمامی تجهیزات حریف‌تان را بشکنید

روش ۱۰۰ درصدی برای شکستن تجهیزات حریف وجود ندارد، اما از طریق کومبوهای مختلف و ضربات High می‌توانید این کار را انجام بدهید. نیازی نیست برای دریافت این تروفی و اچیومنت نگران باشید زیرا در جریان دریافت سایر تروفی و اچیومنت‌ها، Bull in a China Shop را هم دریافت خواهید کرد. یادتان باشود که حالت تمرینی برای این تروفی و اچیومنت به‌حساب نمی‌آید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: از طریق کاراکتر آستاروث و ویژگی Rending Torment سه بار ضربه مرگبار را روی حریف اعمال کنید

به‌راحتی در حالت دونفره می‌توانید این تروفی و اچیومنت را کسب کنید. در این میان اشاره کنم که برای اعمال ضربه Rending Torment، در دومین کلش حتما باید دکمه مثلث/Y را از طریق کاراکتر آستاروث فشار دهید.

راهنمای تروفی سول کالیبر ۶

توضیح: از طریق کاراکتر Groh ده بار ضربه‌ی Steed of the Night را روی حریف اعمال کنید

در بخش داستانی شخصیت Groh به‌سادگی می‌توانید این تروفی و اچیومنت را کسب کنید. برای اعمال این ضربه، زمانی که Groh در حالت سول شارژ قرار دارد، دکمه‌های جهت عقب+دایره+مثلث/جهت عقب+B+Y را به‌صورت همزمان فشار دهید و به‌دنبال این حرکت سریع جهت روبه‌رو را فشار دهید. این کار باعث می‌شود که کاراکتر Groh یک Dash مخصوص به خودش را انجام بدهد.

ادامه‌ی پست

چرا نسخه‌ی جدید اندروید را بسیاری از گوشی‌ها، دریافت نمی‌کنند

در سال‌های نخست ظهور اندروید، به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری این سیستم‌عامل در زمان‌های مشخصی منتشر نمی‌شودند. بارها پیش می‌آمد که این به‌روزرسانی‌ها برای گوشی‌های اندرویدی در باز‌ه‌های زمانی مختلف یا حتی چندین بار در طول سال، منتشر می‌شودند. با این‌حال، گوگل این روزها رویکردی منظم‌تر از قبل در پیش گرفته و هر سال ماهانه، یک به‌روزرسانی عمده و چندین به‌روزرسانی کوچک امنیتی را برای گوشی‌های مبتنی بر اندروید منتشر می‌کند.

با این‌وجود اگر گوشی‌ شما همچون محصولات سری نکسوس و پیکسل ساخت گوگل، سیستم‌عامل اندروید خالص نداشته باشود، قطعاً هیچ‌گاه نمی‌توانید از زمان انتشار به‌روزرسانی جدید یا حتی انتشار و عدم انتشار آن برای دستگاه خود، مطمئن باشید.

در بیشتر مواقع، کاربران جدید اندروید پس از اطلاع از عدم انتشار به‌روزرسانی جدید برای گوشی هوشمند جدیدشان، ناراحت و ناامید می‌شوند. مسئله‌ی آزاردهنده‌ی دیگر این است که در برخی موارد حتی گوشی‌های جدیدی هم که به بازار عرضه می‌شوند، مبتنی بر جدیدترین نسخه‌ی سیستم‌عامل اندروید نیستند. که باید از خود پرسید، دلیل این موضوع چه می‌تواند باشود؟

اندروید / Android

اکوسیستم اندروید

برخلاف اکوسیستم ios که اپل سالانه، چند دستگاه جدید مبتنی بر آن منتشر می‌کند، اندروید اکوسیستمی بسیار شلوغ‌تر (و در نتیجه بی‌نظم‌تر) دارد. در حقیقت هر شرکت تولیدکننده‌ای می‌تواند تبلت یا گوشی هوشمند خود را بسازد، آن را به اندروید مجهز کند و سرانجام به‌دست مشتریانش برساند. در بازه‌ی زمانی ۱۰ ساله‌ بین سال‌های ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۷، فقط ۱۴ دستگاه آیفون مختلف روانه‌ی بازار شود اما در همین بازه‌ی زمانی، هزاران گوشی اندرویدی از سوی شرکت‌های مختلف عرضه شوده‌اند. تعجب نکنید، هزاران؛ این رقم واقعی است!

علاوه‌بر این، گوشی‌های اندرویدی در زمینه‌ی قطعات سخت‌افزاری تنوع بسیار بیشتری دارند و این سیستم‌عامل موظف است با آن‌ها همگام‌ شود. برخی از گوشی‌ها در رده‌ی محصولات بسیار ارزان‌قیمت جای می‌گیرند که بیشتر، ساکنین کشورهای در حال توسعه برای رفع نیازهایشان از آن‌ها استفاده می‌کنند. برخی دیگر از گوشی‌ها، اصطلاحاً «پرچم‌دار» استند که به سخت‌افزاری قدرتمند تجهیز می‌شوند. پرچمداران اندرویدی در اکثر مواقع، صرف‌نظر از پردازنده، به سخت‌افزاری قدرتمندتر از آیفون‌های اپل مجهز استند.

اکوسیستم اندروید، شلوغ‌تر و بی‌نظم‌تر از iOS است

با این وجود، مجموعه‌ای از گوشی‌های اندرویدی استند که با نگاهی اجمالی به آن‌ها می‌توان متوجه شود، از لحاظ چرخه‌ی به‌روزرسانی سیستم‌عامل و پشتیبانی از محصول، بسیار به آیفون‌ها مشابه استند پیکسل‌های گوگل از جمله محصولات مذکور استند؛ گوشی‌های هوشمندی که گوگل خود به‌صورت اختصاصی تولید می‌کند و محبوبیت چشمگیری هم دارند.

درحالی که تمام شرکت‌های سازنده‌ی گوشی‌های هوشمند می‌توانند روی دستگاه خود، نسخه‌‌ی سفارشی‌سازی‌شوده‌ای از اندروید قرار دهند، پیکسل که برندی متعلق به خود گوگل است، به اندروید خام مجهز می‌شود. این نسخه از سیستم‌عامل گوگل، در حقیقت یگانه‌ترین و مرتب‌ترین تجربه‌ای را ارائه می‌دهد که می‌توانید از اندروید تصور کنید. گوگل، خودش روی انتشار به‌روزرسانی برای پیکسل‌ها نظارت می‌کند، بنابراین این محصولات عموماً نخستین گوشی‌هایی استند که در زمان انتشار جدیدترین نسخه‌ی اندروید، آن را دریافت می‌کنند.

 با این‌حال، داستانِ سایر محصولات کاملاً فرق می‌کند.

سامسونگ گلکسی اس 8 / SAMSUNG GALAXY S8

چرا گوشی شما، به نسخه‌ی جدید اندروید به‌روزرسانی نمی‌شود؟

سازندگان گوشی‌های موبایل نظیر سامسونگ، اچ‌تی‌سی و هواوی برای این‌که بتوانند سیستم‌عامل اندروید را در دستگاه خود استفاده کنند، لازم است درایورهای این سیستم‌عامل را به‌طور ویژه برای دستگاه‌های خود شخصی‌سازی کنند. این درایورها در اغلب موارد، متن‌بسته (Closed Source) استند و این یعنی فقط خود آن شرکت می‌تواند آن‌ها را به‌روزرسانی کند. بدیهی است که گوگل نمی‌تواند به‌همین‌سادگی نسخه‌ای از اندروید را به انتشار برساند که با همه‌ی دستگاه‌های بازار کار کند. در حقیقت، گوگل نسخه‌ی جدید را منتشر می‌کند و بعد، این سازندگان گوشی‌ها استند که باید وارد عمل شوند و آن نسخه را برای همه‌ی دستگاه‌های خود، شخصی‌سازی و منتشر کنند.

البته هماهنگ‌شودن یک نسخه از اندروید با گوشی‌های مختلف، فقط از طریق درایورها انجام نمی‌شود. بسیاری از شرکت‌های سازنده‌ی گوشی‌های موبایل اندرویدی مثل سامسونگ و ال‌جی (و البته دیگر شرکت‌های شناخته‌شوده) برای این‌که گوشی‌‌هایشان را به دستگاهی منحصر‌به‌فرد تبدیل کنند، روی سیستم‌عامل آن‌ها پوسته‌ی اختصاصی قرار می‌دهند (مثل One UI برای گوشی‌های جدید سامسونگ، EMUI برای گوشی‌های هواوی و…).

به‌عبارتی ساده‌تر، چنین شرکت‌هایی رابط کاربری اندروید را از جوانب زیادی تغییر می‌دهند، مواردی را به آن اضافه و از آن حذف می‌‌کنند یا اپلیکیشن‌های اختصاصی خود را در آن قرار می‌دهند. نباید فراموش کرد که اعمال همه‌ی این تغییرها، نیازمند صرف زمان و انرژی بسیار زیادی است. از این رو هر موقع که نسخه‌ی جدید اندروید منتشر می‌شود، سازندگان مجبورند آن را با همه‌ی ویژگی‌های مدنظر خود شخصی‌سازی کنند که طبیعتاً پروسه‌ای زمان‌بر است و سبب تأخیر در انتشار نسخه‌ی جدید این سیستم‌عامل برای دستگاه‌های شرکت‌های نام‌برده می‌شود.

شرکت‌ها ترجیح می‌دهند مشتری سراغ خرید مدل جدید گوشی‌شان برود؛ در نتیجه تمایلی برای به‌روزرسانی مدل قدیمی از خود نشان نمی‌دهند

با این‌همه، موضوع فقط به این هم خلاصه نمی‌شود. در حقیقت برخی از به‌روزرسانی‌های اندروید به سخت‌افزاری قدرتمندتر نیاز دارند و این یعنی روی دستگاه‌های قدیمی‌تر نصب نمی‌شوند. البته این قضیه  منحصر به اندروید نیست و چنین اتفاقی را برای به‌روزرسانی‌های iOS و حتی سیستم‌عامل‌های دسکتاپ هم شاهد استیم.

از طرفی، با در نظر گرفتن این‌ که تعداد بسیار زیادی دستگاه اندرویدی در بازار وجود دارد، اکثر آن‌ها خیلی‌ زودتر از دستگاه‌های دسکتاپ یا دستگاه‌های مبتنی بر iOS از چرخه‌ی دریافت به‌روزرسانی جدید خارج می‌شوند. اگر یک شرکت سازنده برای مثال هر سال ۶ مدل مختلف از دستگاه‌هایش را تولید کند، آیا پشتیبانی مداوم سال به سال، از همه‌ی آن‌ها ارزشش را دارد؟ عموماً شرکت‌های سازنده‌ی دستگاه‌های اندرویدی، تا آن حد که باید، به ادامه‌ی پشتیبانی از دستگاه‌ خود پس از عرضه‌ی رسمی آن به بازار، تمایل نشان نمی‌دهند (این موضوع به‌ویژه برای دستگاه‌های ارزان‌قیمت نمود پیدا می‌کند).

با عرضه‌ی تعداد زیادی دستگاه جدید به بازار، انگیزه‌ی بسیار کمی برای صرف‌ زمان به‌منظور انتشار به‌روزرسانی برای محصولی که به‌تازگی با نسخه‌ای جدید جایگزین شوده است، در شرکت‌ها مشاهده می‌شود. چنین شرکت‌هایی همواره تمایل دارند که شما به‌عنوان مشتری، سراغ خرید مدل جدید‌تر بروید که در عمل سود بیشتری هم برای آن‌ها دارد. از همین‌رو ترجیح می‌دهند مدل قدیمی را از لحاظ نرم‌افزاری به‌روز نکنند. البته این روند در طول زمان حداقل برای گوشی‌های پرچم‌دار بهتر و بهتر شوده، اما  باید این را هم در نظر گرفت که هر ساله این گوشی‌ها، گران‌تر از قبل می‌شوند و مشتری لازم است هزینه‌ی بیشتری برای تهیه‌ی آن‌ها پرداخت کند. مطمئناً هنوز با آن روز فاصله‌ی زیادی داریم که شرکتی مثل سامسونگ بتواند همچون گوگل از محصولاتش پشتیبانی نرم‌افزاری بکند.

آخرین نکته این‌که سازندگان گوشی‌های هوشمند‌ مبتنی بر اندروید همواره زیر بار منت اپراتورهای تلفن‌های همراه بوده‌اند؛ اپراتورهایی که به‌تنهایی می‌توانند انتشار به‌روزرسانی‌های جدید را برای گوشی‌هایی که سیم‌کارت‌های آن‌ها را دارند به تعویق بیندازند. گرچه اپل قدرت لازم برای تسلط بر این اپراتورها را دارد و با خیال راحت به‌روزرسانی‌های جدیدش را هر زمان که بخواهد منتشر می‌کند، اما اکثر گوشی‌سازهای اندرویدی چنین توانایی‌ای ندارند. باز هم تاکید می‌کنیم که این روند در طول زمان بهتر شوده است، اما هنوز با رسیدن به سطح عالی فاصله‌ی بسیار دارد.

آنر 10 Honor

چگونه به‌روزرسانی‌های جدید اندروید را سریع‌تر دریافت کنیم؟

اگر از این‌ دلسرد شوده‌اید که دستگاه‌های اندرویدی‌تان به‌روزرسانی جدید را دریافت نمی‌کنند، راه روشنی وجود دارد که می‌توانید بر آن تکیه کنید: سراغ خرید پیکسل‌ها بروید؛ روند ساخت، فروش و پشتیبانی از این گوشی‌ها را خود گوگل انجام می‌دهد، بنابراین پیکسل‌ها همواره به‌موقع جدیدترین به‌روزرسانی‌های این سیستم‌عامل را دریافت می‌کنند. بد نیست بدانید که گوگل این سطح از پشتیبانی را برای گوشی‌های پیکسل به‌مدت حداقل دو سال تضمین می‌کند، همچنین همین پشتیبانی را برای همه‌ی به‌روزرسانی‌های عمده‌ی اندروید و سه سال را برای به‌روزرسانی‌های ماهانه‌ی امنیتی.

پیکسل‌های گوگل، بهترین انتخاب برای کسانی استند که اهمیت زیادی برای دریافت سریع نسخه‌های جدید اندروید قائل‌اند

اگر بنا به هر دلیلی نمی‌توانید سراغ خرید پیکسل‌ها بروید، می‌توانید برای خرید مدل‌های جدید گوشی سامسونگ یا گوشی هواوی و دیگر برندهای معتبر اقدام کنید. خبر خوب آن است که اکثر شرکت‌های بزرگی که گوشی‌های اندرویدی دارند مثل سامسونگ، در چند سال اخیر، پشتیبانی نرم‌افزاری بهتری از پرچمداران خود به‌عمل آورده‌اند و از چنین دستگاه‌هایی به‌مدت حداقل دو سال پشتیبانی می‌کنند. برای مثال، بهتر است به گوشی گلکسی S7 اشاره کنیم. محصولی که در سال ۲۰۱۷ (درحالی که حدوداً یک سال و نیم از عرضه‌ی آن می‌گذشت.) به همان نسخه‌ای از سیستم‌عامل اندروید مجهز بود (اندروید نوقا) که گلکسی S8 از آن استفاده می‌کرد اما همین موضوع که این دو گوشی به یک نسخه از اندروید مجهز استند، خودش می‌تواند به‌عنوان یک مشکل مطرح شود.

در اواخر سال ۲۰۱۷، درحالی که گلکسی S8 پرچم‌دار سامسونگ به‌شمار می‌آمد، هنوز هم به نسخه‌ی اوریو (که در آن زمان چند ماه از انتشارش می‌گذشت.) به‌روزرسانی نشوده بود که این یعنی حتی اگر گوشی پرچم‌دار شرکت‌های بزرگی غیر از گوگل را خریداری کنید، باز هم مجبورید برای تجربه‌ی جدیدترین نسخه‌ی اندروید روی دستگاه خود، ماه‌ها صبر کنید. 

البته راه دیگری نیز برای دریافت سریع به‌روزرسانی‌ها وجود دارد که کمتر پیشنهاد می‌شود، درست حدس زدید؛ منظورمان کاستوم رام است.

نوکیا ۷ پلاس / Nokia 7 Plus

کاستوم رام‌ها

اندروید سیستم‌عاملی متن‌باز (Open Source) است و این یعنی کاربرانش می‌توانند کد منبع (Source Code) آن را بردارند و با اعمال تغییراتی در آن، نسخه‌ی ویژه‌ی خودشان را که از آن به‌عنوان «کاستوم رام» (Custom ROM) یاد می‌شود، منتشر کنند. اگر گوشی‌تان دستگاهی با محبوبیت بالا است، به احتمال زیاد، دیگر کاربران اندروید از مدتی پیش کار روی کاستوم رام آن گوشی را آغاز کرده‌اند. اگر با کاستوم رام‌ها آشنا نیستید و تاکنون از آن‌ها استفاده نکرده‌اید، LineageOS می‌تواند انتخاب مناسبی برایتان باشود.

با این‌همه، کاستوم رام‌ها پشتیبانی رسمی نمی‌شوند و برای نصب کردن و مدیریت آن‌ها روی دستگاه خود، باید برخی کارها را انجام دهید که عموماً از آنچه یک کاربر نسخه‌ی معمولی اندروید باید انجام دهد، بیشتر و پیچیده‌تر استند. البته این موضوع مانع استفاده از کاستوم رام‌ها نمی‌شود و بسیاری از علاقه‌مندانِ دنیای اندروید، عاشق استفاده از کاستوم رام روی گوشی خود استند.

حتی گوشی‌های پیکسل نیز کاستوم رام استند

کاستوم رام‌ها، توانایی خرید دستگاهی که دوست دارند را به گیک‌های اندرویدی می‌دهند تا بتوانند  نسخه‌ای خام‌تر از اندروید (نسبت به نسخه‌ی معمولی) را روی آن نصب کنند. نسخه‌ای که دیگر شخصی‌سازی‌های نرم‌افزاری شرکت سازنده را در بر نمی‌گیرد و سیستم‌عامل دستگاه را به جدیدترین نسخه به‌روزرسانی می‌کند. احتمال ساخت کاستوم رام برای گوشی‌های محبوب اندرویدی بسیار بیشتر از دیگر گوشی‌ها است، با این‌حال هرچه زمان می‌گذرد، سازندگان گوشی‌ها، امکان دسترسی به کد منبع را به‌منظور ساخت کاستوم رام، برای توسعه‌دهندگان و هکرهای رام، بسیار سخت‌تر از قبل می‌کنند. 

اگر علاقه‌مند به استفاده از کاستوم رام استید، بهترین راه این است که در انجمن‌های XDA Developers به جستجو بپردازید. نکته‌ی جالب این است که حتی گوشی‌های سری پیکسل هم کاستوم رام دریافت می‌کنند و کاربران آن‌ها به نصب کاستوم رام‌ها، علاقه‌ی زیادی نشان می‌دهند.

سامسونگ گلکسی نوت 8 / samsung galaxy note 8

هنگام خرید گوشی جدید، از چه چیزهایی اجتناب کنیم؟

اگر قصد دارید برای خرید گوشی جدید اقدام کنید و انتشار به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری اندرویدی برایتان اهمیت خاصی دارد، نه‌تنها نکته‌های مهمی وجود دارد که باید آن‌ها را رعایت کنید، بلکه محصولاتی نیز استند که نباید سراغ آن‌ها بروید.

اگر دریافت به‌روزرسانی جزو مواردی است که به آن اهمیت می‌دهید، هیچ‌گاه سراغ خرید گوشی‌های ارزان‌قیمت نروید. مطمئناً به یاد دارید که پیشتر در همین مقاله به نبود انگیزه‌ی کافیِ سازندگان، برای به‌روزرسانی گوشی‌های قدیمی که محبوبیت کمتری دارند، اشاره کردیم.

اگر محصولی که خریداری می‌کنید، زیر ۵۰۰ دلار قیمت داشته باشود، به احتمال بسیار زیاد با مشکل مربوط به دریافت‌نکردن به‌روزرسانی جدید اندروید مواجه خواهید شود. هرچه قیمت گوشی از این مقدار پایین‌تر بیاید، احتمال انتشار به‌روزرسانی نرم‌افزاری برای آن، کمتر می‌شود.

هرچه گوشی‌تان گران‌تر باشود، احتمال انتشار به‌روزرسانی نرم‌افزاری برای آن بیشتر است

در این بین ممکن است گوشی‌های سری موتورلا  از این قضایا مسثتنی باشند. نمی‌توان از موتورلا انتظار داشت که از محصولی اقتصادی مثل Moto E همچون پرچمداری نظیر Moto Z پشتیبانی کند، اما این شرکت همواره نشان داده است که پشتیبانی خوبی از محصولاتش می‌کند.

هرچه محصولی که می‌‌خواهید بخرید گران‌قیمت‌تر و محبوب‌تر باشود، احتمال انتشار به‌روزرسانی نرم‌افزاری جدید برای آن بیشتر است اما تا زمانی که پیکسل‌های گوگل را نخرید، هیچ تضمینی برای انتشار جدیدترین نسخه‌ی اندروید روی دستگاهتان وجود ندارد، اما حداقل بیایید نیمه‌ی پر لیوان را ببینیم: اندروید دست شما را در این زمینه باز می‌گذارد تا خودتان انتخاب کنید.

نظرهای خود در این باره را، با پارس تبلیغ در میان بگذارید.

ادامه‌ی پست

پیش نمایش بازی Darksiders 3

Darksiders 3

از همان زمانی که رینهارد پولایس، تهیه‌کننده‌ی اجرایی کمپانی THQ Nordic (که البته آن زمان هنوز با نام قدیمی‌اش یعنی نوردیک گیمز شناخته می‌شود)، چند ماه پس از خرید حق ساخت و انتشار بازی‌های این سری از شرکت ورشکست‌شوده‌ی THQ، اعلام کرد که عرضه‌ی Darksiders 2: Deathinitive Edition، در حقیقت روشی برای بخشیدن حیات دوباره به این سری شناخته‌شوده به حساب می‌آید، مشخص شود که قطعا آن‌ها به زودی سراغ قسمت سوم مجموعه که خیلی‌ها اصلا امیدی به انتشارش نداشتند هم خواهند رفت. اثری که باید ما را با سومین سوار از چهار سوار آخرالزمان همراه کند و با قرار دادن‌مان در نقش او که جادوگری به نام Fury است، مسئولیت پاک کردن زمینِ آخرالزمان‌زده از گناهان کبیره را در دستان‌مان بگذارد. هفت گناه بزرگ و کشنده که هر کدام هم خدمت‌گذاران و محافظان خودشان را دارند و Fury هم برای مبارزه با آن‌ها، می‌تواند به پنج فرم مختلف که توانایی‌های گوناگونی را تقدیمش می‌کنند، دربیاید. این یعنی قبل از هر چیز، ما می‌دانیم که بازی Darksiders 3، در ذات گیم‌پلی خود دشمنانی گوناگون، تفاوت‌های زیادی برای نحوه‌ی بازی کردن با پروتاگونیست اصلی، سلاح‌ها و قابلیت‌های کاملا و متفاوت و در کل مواردی از این دست را یدک می‌کشود. عناصری که بخش زیادی از موفقیت یک هک اند اسلش جذاب در دنیای بازی‌های ویدیویی، وابسته به چگونگی کمیت و کیفیت حضورشان در بندبند بازی است و استودیوی Gunfire Games که حالا برای اولین بار بدون همکاری با هیچ استودیوی دیگری مسئولیت ساخت یکی از قسمت‌های این مجموعه را برعهده دارد، قطعا می‌تواند با توجه کافی به آن‌ها، سفر غیر قابل پیش‌بینی‌ترین سوارکار آخرالزمان به ادعای خودش را تبدیل به تجربه‌ی فوق‌العاده‌ای برای گیمرها کند. البته Darksiders 3، یقینا با دو چالش جدی روبه‌رو خواهد شود. اول از همه راضی کردن طرفداران دنباله‌ی مورد انتظار یکی از محبوب‌ترین مجموعه بازی‌های ویدیویی در سال‌های اخیر و دوم، کشاندن مخاطبان جدید به سمت مجموعه‌ای که تا یک قدمی نابودی کامل پیش رفت و دوباره زنده شود.

با توجه به تریلرهای گوناگون بازی، می‌توان فهمید که سازندگان با توجهِ کافی و صحیح به نسخه‌های قبلی این مجموعه و صد البته در نظر گرفتن کهن‌الگوهای حاضر در بازی‌های مشابه با آن، سعی کرده‌اند یک هک اند اسلش آشنا و در عین حال به اندازه‌ی کافی متفاوت را بسازند که به جای خلق گیم‌پلی جدید، سعی می‌کند گیم‌پلی قابل انتظار سبک خود را در ترکیب با فضاهای داستان و الگوهای مجموعه‌اش، به شکل کم‌وبیش اوریجینالی ارائه کند. طوری که همه‌چیز هم شبیه به بازی‌های مشابه باشود، هم خلاقیت کافی را یدک بکشود. این‌جا هم به مانند دو بازی قبلی، با یک جهان باز و آخرالزمانی سر و کار داریم که بر پایه‌ی مبارزات، حل پازل‌ها و معماهای مختلف و جست‌وجو در محیط‌های گوناگون، بازیکنان را به چالش می‌کشود.

البته به واسطه‌ی در نظر گرفتن سلاح اصلی Fury یعنی شلاق و قدرت‌های جادویی خاصی که سازندگان تقدیم وی کرده‌اند، بازی قول مبارزاتی متفاوت و جذاب‌تر از دو قسمت قبلی مجموعهش را به طرفداران داده است. ادعایی که برای اثبات یا رد آن باید تا زمان عرضه‌ی اثر مورد بحث صبر کرد اما فعلا با توجه به ظواهر و اسلحه‌های حقیقتا متنوع Fury و طراحی قابل قبول دشمنان حاضر در تریلرها، باورپذیر جلوه می‌کند. مخصوصا با تاکید مجدد بر این نکته که Fury به عنوان خواهر دو کاراکتر اصلی نسخه‌های قبلی مجموعه یعنی War و Death، قادر به تغییر شکل است و در هر یک از اشکال به قابلیت‌ها و سلاح‌های مختلفی دسترسی می‌یابد. البته از پنج چهره‌ی متفاوت Fury، ما فقط سه عدد از آن‌ها را تا به امروز دیده‌ایم و احتمالا THQ Nordic در کاری هوشمندانه، مواجهه‌مان با دو شکل دیگر او را به عنوان سورپرایز برای خود بازی، کنار گذاشته است.

در اکثر مواقع، Darksiders III کاری می‌کند که دائما با دقت و هیجان دقایقش را دنبال کنید و در هر نبرد، مجبور به ارائه‌ی بهترین توانایی‌های Fury در سریع‌ترین زمان ممکن باشید

Darksiders III محیط‌های متفاوت و ترسناکی دارد که بسیاری از آن‌ها در ترکیب با اتمسفر شهرهای مدرن نابودشوده، از پس خلق تجربه‌هایی جذاب به خاطر ترس از مبارزه با موجوداتی ناشناخته در  فضاهای بسته، برآمده‌اند. دشمنانی که Fury برای شکست دادن‌شان به واقع مستلزم استفاده‌ی به جا از تمام اشیا حاضر در محیط، جاخالی دادن، اجرای کمبوهای مختلف و همچنین قفل کردن روی دشمنان مخصوصا در سکانس‌هایی است که درون آن‌ها موجودات زیادی شما را احاطه کرده‌اند. سیستم مبارزات بازی، به گونه‌ای نیست که رشود توانایی بازیکن در انجام حملات مختلف برای جان سالم به در بردن از آن‌ها کافی باشود و تقریبا پشت سر گذاشتن تمامی باس‌فایت‌ها و حتی شکست دادن هر کدام از مینی‌باس‌های بازی، بستگی به عملکرد سریع شما در کنار کشیدن از حملات قدرتمندانه‌ی آن‌ها نیز دارد. به همین سبب، در اکثر مواقع Darksiders III کاری می‌کند که دائما با دقت و هیجان دقایقش را دنبال کنید و در هر نبرد، مجبور به ارائه‌ی بهترین توانایی‌های Fury در سریع‌ترین زمان ممکن باشید.

Darksiders 3

اما آن‌چه که این تجربه را جذاب‌تر از قبل می‌کند، وابستگی Fury به قابلیت‌های متفاوتی است که در طول داستان به چنگ می‌آورد و بسیاری از بخش‌های بازی را فقط و فقط می‌تواند با محوریت یکی از آن‌ها، پشت سر بگذارد. ولی حتما می‌خواهید بپرسید که مرموزترین سوارکار آخرالزمان، چه حالت‌های متفاوتی را یدک می‌کشود و در چه اشکال ویژه و هیجان‌آوری ظاهر می‌شود؟

قبل از هر چیز، با شکل عادی Fury در قالب یک جادوگر روبه‌رو استیم که با تکیه بر تازیانه و جادوهایش، می‌خواهد مجددا بین خوبی و بدی تعادل برقرار کند. اما حالت دوم او که موهایش را به رنگ قرمز آتشین درمی‌آورد، مدل خشمگین‌تر این شخصیت با نام FLAME یا The Flame Hollow را به تصویر می‌کشود. در این حالت که تمام ویژگی‌هایش با توجه به توانایی‌ها و خطرهای شعله‌های آتش ساخته شوده‌اند، Scorn یعنی همان شلاق Fury، تبدیل به دو تازیانه‌ی آتشین می‌شود. تازیانه‌هایی که باعث می‌شوند Fury در اوج خشونت و ظرافت، دشمنانش را از پای دربیاورد. این سلاح‌های قوی، مجموعه‌ی تازه‌ای از حمله‌ها را در اختیار بازیکنان می‌گذارند و بعد از شارژ شودن سطح انرژی آتشین Fury به سبب مبارزه با آن‌ها، شانس نابود کردن دشمنان‌تان در فاصله‌ی کم نسبت به آن‌ها را با یک انفجار ترسناک، تقدیم‌تان می‌کنند. البته درآمدن قهرمان داستان به این حالت عجیب، شانس حرکت کردن در بعضی از مسیرهای غیر قابل عبور دیده‌شوده در بازی تا پیش از بر تن کردن آن‌ها را نیز در اختیارتان می‌گذارد.

طراحی مراحل به سبک مترویدوانیا، در قسمت سوم هم مثل همیشه یکی از محوری‌ترین عناصر شکل‌دهنده به دنیای بازی‌های Darksiders محسوب می‌شود

مثلا وقتی به حالت The Flame Hollow درمی‌آیید، می‌توانید از محیط‌های پوشیده‌شوده از آتش و گدازه‌های سوزان بدون برداشتن یک خراش بگذرید و حتی بازی به شما پرش جدید و به شودت بلندی را می‌بخشود که به خاطر آن، با ورودی مکان‌های جدیدی روبه‌رو می‌شوید. پس مثل قبل، احتمالا Darksiders 3 از پس خلق یک محیط ظاهرا محدود که هر بار با توجه به افزایش توانایی‌های شما گسترده‌تر، پیچیده‌تر و دوست‌داشتنی‌تر از قبل می‌شود، برخواهد آمد و این کار را با روش‌های هوشمندانه‌ای هم به سرانجام می‌رساند. چون طراحی مراحل به سبک «مترویدوانیا» (Metroidvania)، همیشه یکی از محوری‌ترین عناصر شکل‌دهنده به بازی‌های این مجموعه بوده است و توجه عالی سازندگان Darksiders 3 به آن، با توجه به پیشرفت این اثر در گیم‌پلی و گرافیک نسبت به کل مجموعه، می‌تواند باعث چنگ زدن این مجموعه به استانداردهای سطح بالاتری بشود. راستی، اصلا نیازی نیست که نسبت به افت گرافیک بازی در نسخه‌ی نهایی، نگران باشید. چون تریلرهای مختلف ساخته‌ی جدید گان‌فایر گیمز، ثابت کرده‌اند که اثر مورد اشاره دائما در پروسه‌ی ساخت خود، از همه نظر پیشرفت کرده است و ابدا با افت گرافیک یا از دست رفتن بخش‌های جذابی از گیم‌پلی، دست‌وپنجه نرم نمی‌کند.

Darksiders 3

با توجه به ظواهر و اسلحه‌های حقیقتا متنوع Fury و طراحی قابل قبول دشمنان، ادعای سازندگان مبنی بر عالی بودن مبارزات بازی، باورپذیر به نظر می‌رسد

اما سومین و آخرین حالت معرفی‌شوده از بین پنج حالت خلق‌شوده توسط گان‌فایر گیمز برای Fury، چیزی نیست جز The Force Hollow. حالتی که باعث می‌شود بازیکنان توانایی بیشتری در جمع کردن قدرت‌های‌شان و متمرکز کردن کل انرژی‌های Fury روی حملات به خصوصی داشته باشند. در The Force Hollow که موهای قرمزرنگ Fury در حالت عادی را به رنگ بنقش درمی‌آورد، Scorn یا همان اسلحه‌ی همیشه همراه این شخصیت، شکل یک پتک غول‌آسا را به خود می‌گیرد که گارد دشمنان را می‌شکند و آسیب زیادی به تک‌تک‌شان وارد می‌کند. همچنین این چکش، به مانند یک آهن‌ربای مغناطیسی، توانایی جذب انرژی‌های مختلف را تحویل‌تان می‌دهد و حتی می‌تواند اشیا حاضر در محیط مانند سنگ‌ها یا خود دشمنان را به نزدیکی‌اش بکشاند. رخدادی که با رها شودن آن‌ها از دست این جاذبه، یک انفجار خطرناک و نابودکننده را به دشمنان Fury می‌بخشود. همچنین به کمک این چکش، توانایی خورد کردن دیوارها و سقف‌های حاضر در بازی هم به دست‌تان داده می‌شود و باز هم به مانند حالت قبلی، کاری می‌کند که امکان کشف محیط‌های تازه‌ای در دل محیط‌های پیش‌تر دیده‌شوده‌ی اثر، نصیب‌تان شود.

Darksiders 3

اولین Darksiders، یک بازی هک اند اسلش اکشن-ادونچر بود و Darksiders 3 هم دقیقا در همین دو ژانر طبقه‌بندی می‌شود. این یعنی برخلاف نسخه‌ی دوم مجموعه، در ماجرای سومین سوارکار آخرالزمان، مجددا عناصر حاضر در بازی‌های نقش‌آفرینی کم‌رنگ‌تر شوده‌اند و سازندگان تمرکزشان را روی شکل‌دهی بهتر به ویژگی‌های ریشه‌ای مجموعه گذاشته‌اند. موردی که با توجه به طول پانزده ساعته‌ی تجربه‌ی ارائه‌شوده توسط بازی که دقیقا یادآور مدت‌زمان گیم‌پلی قسمت اول مجموعه است، منطقی هم به نظر می‌رسد و می‌تواند در درخشان ظاهر شودن اثر، موثر باشود. چون مجموعه Darksiders، تقریبا با قسمت‌های اول و دومش به امتیازات و تحسین‌های سرتاسر برابری رسید و پیش‌تر ثابت کرده است که بیش از هر چیز، به حفظ کیفیت مورد نظرش ادامه می‌دهد. پس کار کردن اعضای گان‌فایر گیمز به صورت دقیق‌تر برای مواردی گزیده‌شوده، یکی از اصلی‌ترین چیزهایی است که می‌تواند به حفظ استانداردهای مجموعه کمک کند.

محصول تازه‌ی گان‌فایر گیمز، در سه نسخه‌ی استاندارد، Digital Deluxe و Blades & Whip Edition عرضه می‌شود که به ترتیب شصت، هشتاد و صد دلار قیمت دارند

Darksiders 3

محصول تازه‌ی گان‌فایر گیمز، در سه نسخه‌ی استاندارد، Digital Deluxe و Blades & Whip Edition عرضه می‌شود که به ترتیب شصت، هشتاد و صد دلار قیمت دارند. تفاوت نسخه‌ی Digital Deluxe بازی با نسخه‌ی عادی آن، در اصل چیزی نیست جز این که دو DLC پولی با اسم‌های The Crucible و Keepers of the Void را نیز بعد از انتشارشان در تاریخ‌هایی نامشخص، در اختیار خریداران می‌گذارد. با این که هنوز اطلاعات بسیار اندکی درباره‌ی بسته‌های الحاقی بازی داریم، اما THQ Nordic برخی از جزئیات مرتبط با آن‌ها را با بازیکنان، به اشتراک گذاشته است. مطابق این اطلاعات، The Crucible داستان ارسال دعوت‌نامه‌ای به خصوص برای Fury را زیر ذره‌بین می‌برد. دعوت‌نامه‌ای که در آن شخصی ناشناس، توانایی‌های وی را به چالش می‌کشود و با فرا خواندن او به منطقه‌ای با همین اسم، دشمنان زیادی را مقابل او می‌گذارد.

جالب‌تر آن که هر چه‌قدر شما در طول مراحل DLC نام‌برده موفق به کشتن دشمنان بیشتری بشوید، جوایز بهتری هم از بازی دریافت خواهید کرد. Keepers of the Void اما داستان به نسبت جذب‌کننده‌تری دارد و با بردن Fury به منطقه‌ای با نام Serpent Holes، مخاطبان را وادار به نابود کردن یک تهدید باستانی، حل تعداد قابل توجهی از پازل‌ها و پشت سر گذاشتن چند مرحله‌ی کاملا جدید می‌کند که باز هم به مانند بسته‌ی الحاقی قبلی، در انتها می‌تواند سلاح‌ها و تجهیزات تازه‌ای را تحویل‌تان دهد.

نسخه‌ی Blades & Whip Edition بازی نیز در کنار داشتن تمامی محتویات حاضر در نسخه‌های استاندارد و Digital Deluxe، نسخه‌های ریمستر بازی‌های قبلی این مجموعه برای کنسول‌های نسل هشتمی یعنی Darksiders Warmastered Edition و Darksiders II Deathinitive Edition را هم به اکانت خریدار اضافه می‌کند تا عملا با پرداخت ۱۰۰ دلار، هر سه قسمت ساخته‌شوده از این مجموعه تا به امروز را به دست بیاورد. البته اگر اهل خریداری نسخه‌های فیزیکی خاص بازی‌ها استید هم THQ Nordic ناامیدتان نکرده است و با دو نسخه‌ی گران‌قیمت Collector و Apocalypse، احتمالا از پس راضی کردن‌تان برخواهد آمد.

Darksiders 3

در Darksiders III با محیط‌های غنی، به اندازه‌ی کافی پرجزئیات و جالبی سر و کار دارید که در بندبندشان می‌توانید طراحی‌های هنری قابل ستایشی را مشاهده کنید

بدون شک هنوز نمی‌توان با اطمینان به صحبت درباره‌ی گرافیک فنی و هنری، صداگذاری‌های بازی و عملکرد کلی آن در خلق تجربه‌ای لایق ستایش برای مخاطبانش پرداخت. اما با توجه به نمایش‌های گوناگون اثر تا به امروز، می‌شود گفت که در Darksiders III با محیط‌های غنی، به اندازه‌ی کافی پرجزئیات و جالبی سر و کار داریم که در بندبند آن‌ها و ظاهر شخصیت‌های مثبت و منفی بازی، می‌توانیم طراحی‌های هنری قابل قبولی را مشاهده کنیم. طراحی‌های هنری خاصی که با در نظر داشتن میزان بودجه و توانایی‌های اقتصادی سازندگان، از منظر فنی هم تصویرسازی‌های دوست‌داشتنی و جذب‌کننده‌ای را تحویل بازیکنان می‌دهند و اگر بازی مثل تریلرهایش همواره محیط‌ها، دشمنان و جلوه‌های بصری تازه‌ای را به تصویر بکشود، قطعا می‌توانند باعث و بانی شکل‌گیری احساسات بسیار مثبتی از سوی مخاطب نسبت به محصول مورد بحث شوند. از مناظری مانند ساخت موسیقی‌ها، طراحی گیم‌پلی و عملکرد فنی اثر هم حداقل از دور، همه‌چیز عالی به نظر می‌رسد. حالا باید صبر کرد و دید بعد از ورودمان به آن هم ساخته‌ی گان‌فایر گیمز همین‌قدر لایق تعریف و تمجید خواهد بود یا خیلی سریع عیوب و ضعف‌هایش را نشان‌مان می‌دهد. در هر صورت، Darksiders III برای رسیدن به موفقیت‌های مورد نظرش، باید در همه‌ی بخش‌ها در حد و اندازه‌ی لازم درخشان جلوه کند.

چون متاسفانه عرضه‌ی یک بازی کاملا تک‌نفره‌ی داستانی پانزده ساعته با برچسب قیمت شصت دلاری، در بازار امروز جهان هنر هشتم می‌تواند برای سازندگان شودیدا خطرآفرین باشود و Darksiders III هم تنها در صورت عالی ظاهر شودن در اکثر قسمت‌ها، روایت داستانی جذاب و خلق یک گیم‌پلی معتادکننده، در برآورده‌سازی اهداف تجاری‌اش به در بسته نمی‌خورد. اهدافی که در صورت برآورده شودن آن‌ها، می‌توان انتظار عرضه‌ی بازی چهارم مجموعه با محوریت چهارمین سوار آخرالزمان یعنی Strife در نسل نهم را داشت تا این مجموعه‌ی دوست‌داشتنی بالاخره به طور کامل، پایان بیابد.

ادامه‌ی پست