تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

جذاب ترین خودروهای پلیس جهان در سال ۲۰۱۸

تمام خودروهای پلیس، سدان و شاسی‌بلندهای استاندارد نیستند؛ در برخی کشورها مدل کوپه، اسپرت و سوپراسپرت در ناوگان پلیس استفاده می‌شوند.

خودروهای پلیس باید در طول عمر خود هزاران کیلومتر در جاده‌های مختلف هر کشور طی کنند. معمولاً مدل‌های تولید داخل هر کشور یا انواع سدان‌ها و شاسی‌بلندهای برندهای معتبر خارجی به‌عنوان خودروی پلیس راهنمایی و رانندگی انتخاب می‌شود ولی در کنار مدل‌های معمولی و قابل پیش‌بینی، گاهی اوقات چند خودروی متفاوت هم در ناوگان پلیس دیده می‌شود. انواع خودروی کوپه، سوپراسپرت و قدرتمند از برندهای پورشه، فراری، لامبورگینی و … جزو افتخاری ناوگان پلیس برخی کشورها استند. برای مثال نیروهای پلیس دوبی مجموعه‌ای ارزشمند از خودروها و موتورسیکلت‌های دنیا را در اختیار دارند. استون مارتین One-77، لامبورگینی اونتادور، فراری لافراری، بوگاتی ویرون، بنتلی بنتایگا، شورولت کوروت، مرسدس‌بنز SLS AMG، پورشه ۹۱۸، لایکان هایپراسپرت، نیسان GT-R و حتی موتورسیکلت‌های یاماها R1 و R6 در ناوگان پلیس دوبی استفاده می‌شوند.

Police Car / خودروی پلیس

اگر بخواهیم فهرستی از جذاب‌ترین خودروهای پلیس دنیا تهیه کنیم، بدون شک تمام خودروهای این فهرست را باید از ناوگان پلیس دوبی انتخاب کنیم. به‌همین دلیل دوبی را از این فهرست خط می‌زنیم و به سراغ مناطق دیگر کره‌ی زمین می‌رویم. باید اعتراف کرد که دیدن این خودروها با طرح پلیس در جاده و حتی متوقف شودن توسط آن‌ها لذت خاص خودش را دارد. در ادامه ۱۴ خودروی پلیس جذاب دنیا معرفی شوده است.

پلیس اتریش – پورشه ۹۱۱

Police Car / خودروی پلیس

از سال ۲۰۱۷ یک دستگاه پورشه ۹۱۱ به خودروهای پلیس اتریش (پلیتزای، Polizei) اضافه شوده است. البته این اولین‌بار نیست که اتریشی‌ها از محصولات پورشه به‌عنوان خودروی پلیس استفاده می‌کنند و سابقه‌ی همکاری مقامات پورشه و پلیس اتریش به دهه‌ی ۱۹۶۰ برمی‌گردد. دو افسر پلیس راهنمایی و رانندگی خوش‌شانس اتریش هر روز پشت فرمان ۹۱۱ مجهز به تمام سیستم‌های مرسوم خودروهای پلیس شامل رادیو بی‌سیم، آژیر و چراغ پلیس و طرح پلیس روی بدنه، در تعقیب متخلفان جاده‌های این کشور استند؛ یکی از جذاب‌ترین شغل‌های دنیا.

پلیس جمهوری چک – بی‌ام‌و i8

Police Car / خودروی پلیس

در سال ۲۰۱۷ بود که قراداد اجاره‌ی یک دستگاه بی‌ام‌و i8 بین پلیس چک و خودروسازان باواریا امضا شود. بر اساس این قرارداد i8 به‌مدت ۶ ماه یا محدودیت کارکرد ۲۰ هزار کیلومتر در اختیار پلیس چک قرار گرفت. هنوز یک ماه از قرارداد نگذشته بود که بی‌ام‌و i8 پلیس چک تصادف کرد و این پروژه کاملاً کنسل شود. پلیس دوبی و استرالیا در حال حاضر از این مدل در ناوگان خود استفاده می‌کنند.

پلیس ایتالیا، میلان – فراری ۴۵۸ اسپایدر

Police Car / خودروی پلیس

فراری ۴۵۸ پلیس میلان پیش از آراسته شودن به طرح پلیس این شهر در سال ۲۰۱۵، در اختیار یک خلاف‌کار و عضو مافیای این کشور بود. البته این مدل در نیروی پلیس و جاده‌های میلان استفاده نمی‌شود و نقش آن فقط نمایش بی‌نتیجه بودن خلاف‌کاری است. پلیس میلان در تبدیل خودروهای خلاف‌کاران به خودروهای با طرح پلیس نقش فعالی دارد.

پلیس ایتالیا، بولونیا – لامبورگینی هوراکان

Police Car / خودروی پلیس

سوپراسپرت لامبورگینی هوراکان در نیروهای پلیس ایتالیا (پولیزیو دیستاتو، Plizia di stato) نقش مهمی ایفاء می‌کند. این کوپه‌ی اسپرت ۶۰۲ اسب بخاری در اختیار پلیس بزرگراه بولونیا قرار گرفته است تا در مأموریت‌های امدادی به‌خصوص انتقال اعضای بدن استفاده شود. هوراکان برای این‌منظور، به یخچال و دفیبریلاتور مجهز شوده است.

کارابینیری ایتالیا – جیپ رنگلر

Police Car / خودروی پلیس

نیروهای ویژه‌ی کارابینیری (Carabinieri)، زیرنظر مستقیم وزرات دفاع فعالیت می‌کنند. به‌لطف سرجیو مارکیونه قرارداد تحویل ۵۰۰ دستگاه نسخه‌ ویژه جیپ رنگلر با کارابینیری ایتالیا امضاء شود تا سواحل رومانیا (Romagna) در امنیت کامل باشود. نسخه‌ی کارابینیری جیپ رنگلر در مقایسه با مدل استاندارد ۵ سانتی‌متر افزایش ارتفاع تعلیق دارد و از تایرهای ۳۲ اینچ مخصوص آف‌رود استفاده می‌کند.

پلیس بریتانیا، ساسکس – رولزرویس گوست، سری بلک بدج

Police Car / خودروی پلیس

هیچ‌کس دوست ندارد که توسط پلیس دستگیر شود و سفری کوتاه در صندلی‌های عقب خودروی پلیس داشته باشود. اما اگر این خودرو محصول رولزرویس باشود، احتمالاً همه به‌دنبال خلاف‌کاری خواهند بود تا تجربه‌ی سفری کوتاه حتی با دست‌بند را در پشت این سدان فوق لوکس داشته باشند.

مقاله‌ی مرتبط:

سال ۲۰۱۷ مقامات رولزرویس به‌مناسبت بازگشایی پاسگاه شهر چیچستر، یک دستگاه رولزرویس گوست بلک بدج (Ghost Black Badge) را با طرح پلیس به‌نمایش گذاشتند. البته درست بعد از پایان همایش، رولرزرویس به کارخانه بازگردانده شود تا پس از حذف تجهیزات پلیس آن، دوباره برای فروش گذاشته شود.

پلیس بریتانیا، نورفک – پورشه کیمن GT4

Police Car / خودروی پلیس

همانند رولزرویس، پورشه کیمن GT4 نیز در جاده‌های بریتانیا به‌دنبال خلاف‌کاران نیست ولی حداقل کوپه‌ی پورشه همچنان در اختیار پلیس است. این مدل توسط مؤسسه‌ی خیریه‌ی Lind Trust به پلیس تقدیم شود تا در همایش‌های مختلف خودرو، دانشجویی یا دانش‌آموزی به‌نمایش گذاشته شود. نیروهای پلیس امیدوار استند که با نمایش این خودرو در گردهمایی‌های خودرو، توجه جوانان را جلب کنند و ارتباط بین پلیس و مردم نزدیک‌تر شود.

پلیس سوئد – ولوو V90

Police Car / خودروی پلیس

ولوو V90 به‌عنوان یک خودروی خانوادگی لوکس فروخته می‌شود تا سفرهای جاده‌ای در کمال راحتی و ایمنی امکان‌پذیر باشود. احتمالاً دیدن یک خودروی استیشن لوکس در قالب خودروی پلیس در جاده جذابیت خاصی داشته باشود. دپارتمان محصولات ویژه‌ی ولوو، استیشن زیبای V90 را با شاسی تقویت‌شوده، ترمزهای قدرتمندتر و سیستم تعلیق بهینه‌شوده به‌طور ویژه برای نیروهای پلیس سوئد تولید می‌کند.

پلیس ژاپن، توچیگی‌کِن – نیسان GT-R

Police Car / خودروی پلیس

احتمالاً هیچ خودرویی به اندازه‌ی گودزیلای ژاپنی‌ها، شایسته‌ی پلیس این کشور نباشود. نکته‌ی جالب این است که نیسان GT-R توسط یک شهروند ژاپنی به پلیس توچیگی‌کن اهداء شوده است. نیروهای پلیس این منطقه همانطور که انتظار می‌رود، در یک مراسم ویژه، به‌گرمی از این خودرو استقبال کردند. برخلاف بیشتر خودروهای این فهرست، نیسان GT-R به‌صورت کامل در اختیار پلیس ژاپن قرار دارد و به‌دنبال قانون‌شکن‌ها خواهد رفت.

پلیس آینده ژاپن – نیسان GT-R

Police Car / خودروی پلیس

در نمایشگاه خودروی توکیو، مقامات نیسان مدلی ویژه از خودروی پلیس خیالی آینده‌ی ژاپن با نام «کاپ‌زیلا» رونمایی کردند. طراحی فوق‌العاده تهاجمی نیسان GT-R کافی است که قانون‌شکنان بدون هیایو توقف کنند و نیازی نیست GT-R از پیشرانه‌ی V6 ارزشمند خود استفاده کند. این خودروی پلیس تک‌نمونه به یستم تعلیق قابل تنظیم مجهز بود تا به‌راحتی ظرف چند ثانیه به سطح زمین بچسبد.

پلیس آمریکا، کالیفرنیا – موستانگ سالین S302

Police Car / خودروی پلیس

همانند پورشه کیمن GT4 فورفک، پلیس کالیفرنیا نیز از یک دستگاه فورد موستانگ (با تلفظ صحیح انگلیسی ماستنگ) سالین S302 با قدرت ۷۳۰ اسب بخار برای جلب توجه در گردهمایی‌ها و همایش‌های خودرویی استفاده می‌کند. بدون شک آمریکایی‌ها با دیدن این پونی‌کار در طرح پلیس آن هم در همایش‌های خودرو، بیشتر به پلیس حس نزدیکی خواهند کرد.

پلیس استرالیا، کوئینزلند – کیا استینگر

Police Car / خودروی پلیس

پس از اینکه شرکت‌های هولدن و فورد خط تولید خود در استرالیا را متوقف کردند، نیروهای پلیس باید خودرویی جدید جایگزین هولدن کمودور و فورد فالکون داشته باشند. مقامات ایالت کوئینزلند استرالیا، سدان اسپرت کیا استینگر را انتخاب کردند تا در تعقیب و گریز و امنیت بزرگراه‌ها از آن استفاده شود. بر اساس قرارداد تنظیم شوده، ۲۰۰ دستگاه خودروی پلیس کیا استینگر با پیشرانه‌ی ۶ سیلندر V شکل ۳.۳ لیتری توئین‌توربوشارژ و ۳۶۵ اسب بخار قدرت در اختیار پلیس این ایالت قرار می‌گیرد.

پلیس پلیس استرالیا، ویکتوریا – بی‌ام‌و ۵۳۰d

Police Car / خودروی پلیس

به‌نظر می‌رسد که پلیس استرالیا پس از قطع امید از محصولات هولدن و فورد، جایگزین‌های جذابی انتخاب کرده است. درحالی که کیا استینگر در جاده‌های کوئینزلند گشت میزند، مدل پایه سری ۵ بی‌ام‌و در اختیار پلیس ایالت ویکتوریا خواهد بود. همانطور که مشخص است، تیپ ۵۳۰d سری ۵ در اختیار پلیس استرالیا قرار گرفته است؛ این مدل به پیشرانه‌ی ۳ لیتری توربودیزل با قدرت ۲۶۵ اسب بخار مجهز است و خبری از تیپ‌های گران‌قیمت و لوکس در پلیس این کشور نخواهد بود.

پلیس استرالیا، ویکتوریا – مرسدس‌ AMG E43 4MATIC

Police Car / خودروی پلیس

پلیس ایالت ویکتوریا سنگ تمام گذاشته و در کنار سدان باواریایی‌ها، از اشتوتگارتی‌ها هم کمک گرفته است. مرسدس AMG E43 4MATIC با پیشرانه‌ی ۶ سیلندر V شکل ۳ لیتری بای توربوشارژ و قدرت ۳۹۶ اسب بخار، مسئولیت توقف قانون‌شکنان بزرگراه‌های ایالت ویکتوریا را دارد.

پلیس آمریکا، نیویورک – اسمارت فورتو

Police Car / خودروی پلیس

شاید جریمه شودن توسط پلیس آن هم با خودروی شهری اسمارت فورتو (ForTwo) بسیار تحقیرآمیز باشود. پلیس نیویورک به صدها دستگاه اسمارت فورتو مجهز شوده است تا خیابان‌های شلوغ این شهر در امنیت کامل باشند. باتوجه به ابعاد این مدل و جاده‌های شهری نیویورک، فورتو انتخابی ایده‌آل برای پلیس این شهر است. علاوه بر این اسمارت فورتو در مقایسه با سه‌چرخه‌های نسل پیش پلیس هم پیشرفت قابل توجهی محسوب می‌شود.

پلیس ایتالیا – جیپ رنگید و آلفارومئو جولیا

Police Car / خودروی پلیس

شاید پلیس ایتالیا پس از پلیس دوبی، جذاب‌ترین ناوگان را در اختیار داشته باشود. علاوه بر هوراکان، فراری و جولیتا، جیپ رنگید و مدل زیبای آلفارومئو جولیا ولوچه نیز در اختیار پلیس‌های این کشور قرار دارد. شاید پلیس ایتالیا با دراختیار گرفتن خودروهای ساخت داخل به‌دنبال ایجاد تعادل با سوپراسپرت‌های پرقدرت مافیا است.

پلیس اوکراین – میتسوبیشی اوتلندر پلاگین هیبرید

Police Car / خودروی پلیس

کراس‌اور سایز متوسط پلاگین هیبرید میتسوبیشی اوتلندر (Outlander) یکی از خوش‌ساخت‌ترین خودروهای خانوادگی است که شاید عملکرد فنی آن چندان برای پلیس قابل توجه نباشود؛ با این‌حال بدون شک از محصولات برند روسی AvtoVAZ بهتر است. در سال ۲۰۱۶ پلیس اوکراین ۶۵۱ دستگاه میتسوبیشی اوتلندر پلاگین هیبرید خریداری کرد.

ادامه‌ی پست

با نکات قابل توجه در نصب تابلوی دیواری آشنا شوید

نصب تابلوی دیواری

چگونگی نصب صحیح تابلوهای دیواری یکی از معماهای دیرین دکوراسیون داخلی است. در صورتی که یک اثر هنری به گونه ای نامناسب به دیوار نصب شود، جلوه ناخوشایندی به فضا خواهد بخشید. برآنیم تا در این مطلب، قوانین ناگفته ای را که نیاز دارید در این زمینه بدانید، در اختیار شما قرار دهیم. قصد داریم این موضوع را یک بار برای همیشه به روشنی برای شما بیان نماییم. راهنمایی های لازم جهت یافتن مکان مناسب نصب تابلوی دیواری را به صورت مرحله به مرحله در اختیارتان قرار خواهیم داد.

یک اثر هنری در سایز مناسب انتخاب کنید.

نصب تابلوی دیواری

به عنوان اولین و مهم ترین گام، بایستی اطمینان حاصل کنید که سایز تابلوی دیواری شما متناسب با مکانی که برای نصب در نظر گرفته اید، باشود. یک اثر هنری خیلی بزرگ یا خیلی کوچک نسبت به دیوار، ناخوشایند به نظر خواهد رسید.

اگر تابلوی دیواری را مستقیماً در پشت وسایلی مانند مبل یا بوفه قرار می دهید، خوش شانس خواهید بود، زیرا ترفندی وجود دارد که اندازه گیری های خود را به چشم ببینید.

در حالت ایده آل، وسیله مورد نظر باید کمی عریض تر از تابلوی دیواری باشود. قانونی در این مورد وجود دارد که می گوید، تابلوی شما بایستی دو سوم طول وسیله ای باشود که در زیر آن قرار گرفته است.

اگر مایلید اثر هنری را روی یک دیوار مستقل نصب نمایید، تا حدودی پیچیده تر خواهد شود. قانون و قاعده متعارف برای این مورد این می باشود که اثر هنری باید چهار هفتم دیوار مورد نظر را بگیرد. برای تجسم و محاسبه این ابعاد، با اندازه گیری طول و عرض دیوار شروع کنید. سپس، هر یک از اندازه ها را در ۰٫۵۷۱ ضرب کنید تا چهارهفتم ابعاد دیوار را به دست آورید.

مکان نصب را با اتاق تطابق دهید.

نصب تابلوی دیواری

در گذشته، قانون به این صورت بود که بایستی اثر هنری تقریباً در مقابل چشم قرار گیرد. اما مسلماً افراد با قد متفاوت، چشم هایشان در ارتفاع متفاوتی قرار خواهد داشت. امروزه گفته می شود که مرکز یک اثر هنری باید ۱٫۴۵ متر از زمین فاصله داشته باشود.

شما می توانید از این اعداد و ارقام به عنوان راهنمایی استفاده کنید، از اینکه بخواهید متناسب با فضای مورد نظر تصمیم گیری کنید نترسید. برای مثال، هنگامی که اتاقی دارای سقف بلند می باشود، ممکن است احساس کنید که تمایل دارید تابلوی دیواری را بالاتر از حد معمول نصب نمایید.

نصب گالری های دیواری

نصب تابلوی دیواری

معمولاً افراد ترجیح می دهند از نصب گالری های دیواری بپرهیزند، زیرا آنها معتقدند که نصب چندین اثر هنری در کنار هم به گونه ای که به لحاظ اصول زیبایی شناختی، خوشایند به نظر برسد، بسیار سخت می باشود. همچنین، آنها می گویند نصب یک اثر هنری نسبت به گالری دیواری، نیاز به تلاش و صرف وقت کمتری دارد.

همه چیز بستگی به چگونگی شروع شما دارد. به محض اینکه همه تابلو ها را جمع آوری کردید، در مورد چیدمان آنها تصمیم بگیرید. ابتدا آنها را بر روی زمین کنار هم قرار دهید تا بتوانید تغییرات لازم را اعمال نمایید. یکی از تابلوها را در مرکز قرار داده و اطراف آن را کم کم پر کنید. با قرار دادن اولین اثر در فاصله ۱٫۴۵ متر از سطح زمین شروع کنید و سپس بقیه تابلو ها را اضافه نمایید.

نصب تابلوی دیواری

اگر مطمئن نیستید که بهترین راه نصب تابلوی دیواری چگونه باید باشود، به ما اعتماد کنید. پیشنهادات ما به شما کمک خواهند کرد تا بتوانید با انتخاب مکانی مناسب برای نصب تابلوی دیواری و یا آثار هنری دیگر، فضای خوشایندی را در دکوراسیون داخلی ایجاد کنید.

ادامه‌ی پست

گیربکس دو کلاچ یا DCT چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

گیربکس دو کلاچ یا DCT چیست و چه ویژگی‌هایی دارد؟

پارس تبلیغ در مطلب پیش رو شما را با گیربکس‌های دوکلاچه یا DCT، عملکرد و تفاوت آن‌ها با انواع دیگر جعبه‌دنده آشنا می‌کند.

ادامه‌ی پست

تصاویر پشت صحنه فیلم Once Upon A Time in Hollywood ستارگان فیلم را نشان می‌دهد










تصاویر پشت صحنه فیلم Once Upon A Time in Hollywood ستارگان فیلم را نشان می‌دهد – پارس تبلیغ















































































داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه















































ادامه‌ی پست

شواهدی از وجود آب مایع در اعماق لایه‌ یخی قطب جنوب مریخ

دریاچه‌ای از آب مایع زیر یک لایه‌ی یخی در قطب جنوب مریخ کشف شوده است. بر اساس شواهد این دریاچه‌ی آب مایع واجد شرایط حیات است.

در عمق پوشش یخی قطب جنوب مریخ دریاچه‌ای از آب مایع قرار گرفته است (اولین دریاچه‌ی آب مایع که در سیاره‌ی سرخ مشاهده شوده است). این دریاچه که توسط رادارهای نفوذکننده به یخ از مدار کشف شوده است، احتمالا منجمد و پر از نمک است و بعید است شرایط حیات را داشته باشود. اما بر اساس کشف جدیدی که امروز در مجله‌ی Science منتشر شود، احتمالا لایه‌های مخفی آب (واجد شرایط حیات) در زیر این پوشش قرار دارند. متخصص ژئوفیزیک، دیوید استیلمن از مؤسسه‌ی پژوهشی جنوب غربی در بولدر کلورادو این نتیجه را بسیار شگفت‌انگیز می‌داند زیرا اولین بار است که یک سفره‌ی آب مایع در لایه‌های زیرین پوشش‌ یخی این سیاره کشف می‌شود.

این دریاچه مشابه یکی از مخزن‌های پیوسته‌ در عمق چند کیلومتری یخی گرینلند و قطب جنوب است. مارتین سیگرت، متخصص ژئوفیزیک کالج سلطنتی لندن و سرپرست کنسرسیومی است که برای حفاری دریاچه‌ی السورث در غرب قطب جنوب تلاش می‌کند. اما فرآیندهایی که منجر به ایجاد دریاچه در مریخ شوده‌اند اندکی متفاوت استند. سیگرت می‌گوید این دریاچه می‌تواند دریچه‌ی بسیار جذابی را به سمت پژوهش‌های مریخ باز کند.

اب در مریخزیر لایه‌ی یخی قطب جنوب مریخ، آب دیده شوده است

بر اساس آبراه‌ها و کانال‌های موجود در سطح مریخ، تصور می‌شود میلیاردها سال پیش، یعنی زمانی که جو این سیاره ضخیم‌تر و گرم‌تر بوده آب در سطح آن در جریان داشته است. اما امروزه فشارهای کم جوی به این معنی است که هرگونه جریان آب موجود در سطح می‌تواند به‌سرعت ناپدید شود. آب در مریخ تنها در پوشش‌های یخی قطبی و منابع یخی زیر سطح در امان می‌ماند. بعضی منابع آب توسط رادار MARSIS (رادار پیشرفته‌ی مریخی برای عمق پیمایی یونوسفری و زیرسطحی) کشف شودند که واسطه‌ای در مدارپیمای Mars Express سازمان فضایی اروپا است (این مدارپیما در سال ۲۰۱۳ پرتاب شود). MARSIS پالس‌هایی از امواج رادیویی را ارسال کرده و به انعکاس آن‌ها گوش می‌دهد. بعضی امواج از سطح برمی‌گردند اما بعضی دیگر تا عمق ۳ کیلومتری نفوذ می‌کنند و بر اساس جابه‌جایی‌های دقیق در لایه‌های مخفی ازجمله جابه‌جایی از یخ به سنگ قابل‌نمایش استند.

دریاچه‌ی آب مایع، واجد شرایط احتمالی حیات است

پژوهشگرهای MARSIS پس از چند سال بررسی و پژوهش در این مأموریت بازتاب‌های درخشان و کوچکی را در زیر پوشش یخی قطب جنوب مریخ مشاهده کردند، این بازتاب‌ها به‌قدری درخشان بودند که نه‌تنها لایه‌ی سنگی زیر یخ بلکه توانستند آب مایع را هم نشان دهند. تیم پژوهشی بعدها به این نتیجه رسیدند که کامپیوتر فضاپیما برای کاهش اندازه‌ی جریان‌های بزرگ داده‌ای از پیکسل‌ها میانگین‌ گرفته است و ناهنجاری‌های درخشان را هموار کرده است. روبرتو اورسی، پژوهشگر اصلی MARSIS در مؤسسه‌ی ملی اخترفیزیک بولونیای ایتالیا دراین‌باره می‌گوید دقیقا چیزی را که مقابل چشممان بود ندیدیم.

تیم پژوهشی برای رفع این مشکل یک تراشه‌ی حافظه‌ را برای ذخیره‌سازی داده‌های خام در طول عبورهای کوتاه از سطوح اسرارآمیز مریخ روی Mars Express نصب کرد. این فضاپیما بین سال‌های ۲۰۱۲ تا ۲۰۱۵ وجود انعکاس‌های درخشان را در طی ۲۹ عبور بر منطقه‌ی قطب جنوب تأیید کرد. بر اساس گزارش اورسی و همکاران او درخشان‌ترین انعکاس، با انحراف ۹ درجه از قطب، دقیقا ۱.۵ کیلومتر زیر یخ قرار داشت و سطح ۲۰ کیلومتر را پوشش می‌داد.

برای اثبات وجود آب مایع درخشش رادار کافی نبود. بنابراین یک سرنخ دیگر از ثابت دی‌الکتریک ماده‌ی انعکاسی به دست آمد: توانایی آن برای ذخیره‌سازی انرژی در یک میدان الکتریکی. ثابت دی‌الکتریک آب از یخ و سنگ بالاتر است. برای محاسبه‌ی ثابت دی‌الکتریک آگاهی از توان سیگنالی منطقه‌ی درخشان لازم است، مقداری که پژوهشگرها فقط می‌توانند آن را تخمین بزنند. اما آن‌ها درنهایت به این نتیجه رسیدند که ثابت دی‌الکتریک این بخش از هر قسمت دیگری روی مریخ بیشتر است (حتی با دریاچه‌های زیر سطوح یخی در زمین قابل‌مقایسه است). اگرچه پژوهشگرها نتوانستند ضخامت لایه‌ی آب را اندازه‌گیری کنند، اما به گفته‌ی اورسی، ضخامت این لایه خیلی بیشتر از یک دیواره‌ی باریک است.

مقاله‌های مرتبط:

البته این نتیجه هم نتوانست کل اعضای تیم MARSIS را قانع کند. جفری پلاوت یکی از دیگر پژوهشگرهای MARSIS در آزمایشگاه پیشرانه‌ی جت ناسا در پاسادانای کالیفرنیا این تفسیر را قابل‌قبول دانست؛ اما فکر می‌کند این مدرک هنوز کافی نیست. با وجود این، توصیف وجود آب در قطب جنوب مریخ کار ساده‌ای نیست. در مناطق قطبی زمین، فشار یخ‌های سطحی منجر به کاهش نقطه‌ی ذوب می‌شود و گرمای حاصل از زمین دریاچه‌هایی را زیر سطوح یخی به وجود می‌آورد. اما جریان گرمای اندک از فضای مرده‌ی زمین مریخ، جاذبه‌ی اندک این سیاره و وزن ۱/۵ کیلومتری یخ، تأثیر چشمگیری بر کاهش نقطه‌ی ذوب یخ در مریخ نخواهند داشت. اورسی فکر می‌کند نمک به‌ویژه پرکلرات کشف‌شوده در خاک این سیاره می‌تواند نقطه‌ی ذوب یخ را کاهش دهد.

به‌گفته‌ی استیلمن، سطوح بالای نمک و دماهای زیر صفر نشانه‌ی خوبی برای حیات موجودات میکروبی نیستند. اگر زندگی روی مریخ به زندگی روی زمین تشبیه شود، زندگی مریخی خیلی سردتر و شورتر خواهد بود. هدف آینده‌ی پژوهشگرها جست‌وجوی دریاچه‌های بیشتر زیر سطوح یخی و یافتن ارتباط احتمالی آن‌ها و حتی یافتن سفره‌های آبی عمیق‌تر است.

دریاچه‌ها ممکن است در طول‌های جغرافیایی مختلف وجود داشته باشند. والری سیارلرتی از دانشگاه پاریس ساکلای که در حال توسعه‌ی یک واسطه‌ی راداری برای مریخ‌نورد اروپایی ExoMars (پرتاب در سال ۲۰۲۰) است این موقعیت‌ها را محل مناسبی برای رشود میکروب‌ها در مریخ می‌داند و می‌گوید بزرگ‌ترین کشف احتمالی آینده یافتن آب در خارج از منطقه‌ی قطبی مریخ خواهد بود.

ادامه‌ی پست

احتمال بازگشت کوبی اسمالدرز در فیلم Spider-Man: Far From Home










احتمال بازگشت کوبی اسمالدرز در فیلم Spider-Man: Far From Home – پارس تبلیغ
















































































داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه















































ادامه‌ی پست

اولین تریلر سریال The First با بازی شان پن منتشر شود










اولین تریلر سریال The First با بازی شان پن منتشر شود – پارس تبلیغ












































































داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه















































ادامه‌ی پست

حضور بازیگر نقش منفی دیگری در فیلم Mulan تایید شود

حضور بازیگر نقش منفی دیگری در فیلم Mulan تایید شود

شرکت والت دیزنی از حضور بازیگر دیگری در فیلم Mulan (مولان) برای بازی در نقش منفی خبر داده است.

ادامه‌ی پست

معرفی شخصیت اکلیپسو، زندانی الماس سیاه

در ابتدا، اکلیپسو قرار بود اولین تجسم «روح خشم» و همچنین «فرشته‌ی انتقام» باشود اما بعد از گذشت مدتی تبدیل به یک شخصیت شرور شود. بعد از این اتفاق، شخصیت دیگری به نام «اسپکتر» جایگزین او شود. این شخصیت ابرشرور دنیای کتاب‌های کمیک کمپانی دی سی کامیکس، در «قلب تاریکی» قرار دارد و می‌تواند هر کسی را که با این جسم برخورد می‌کند، تسخیر و جسم او را تصرف کند؛ تا به امروز، مهم‌ترین و معروف‌ترین قربانی او، بروس گوردن بوده است. در مجموعه‌ی New 52، گفته شوده که اکلیپسو، «پروردگار سرزمین کالا» و فرزند شیطانی خاندان اونیکس و خاندان دایاموند بوده است. گفته شوده که این شخصیت در طی یک کسوف یا خسوف به دنیا آمد که همین اتفاق، قدرت‌های بسیار زیاد و گسترده‌ای را به او اعطا کرده است. در نهایت هم او تبدیل به ظالم سرزمین Gemworld شود. اکلیپسو در ابتدا به عنوان یک شخصیت شرور معمولی با قدرت‌هایی با سطح متوسط خلق شوده بود که معمولا نقشه‌های دقیقا و پیچیده‌ای می‌کشید تا بتواند به خواسته‌های کوچک و بزرگ خود برسد. با این حال، ما در مینی سری تاریکی درون شاهد تغییراتی در این شخصیت استیم که او را تبدیل به یک موجود شیطانی و به‌یادماندنی کرده بود. کاراکتر اکلیپسو تمام مدت حسرت قدرتی را می‌خورد که زمانی آن را داشت. این قدرت مربوط به برهه زمانی‌ای بود که او همچنان یک روح الهی انتقام محسوب می‌شود. اکلیپسو اغلب اوقات تلاش می‌کرد تا موجوداتی مانند سوپرمن، لر گند و کاپیتان مارول را که قدرت‌های فوق‌العاده‌ای داشتند، تسخیر کند تا بلکه بتواند به اهداف خود برسد.

eclipso

اکلیپسو هویت و بُعد دیگر دانشمندی به نام «دکتر بروس گوردن» محسوب می‌شود. زمانی که بروس گوردن در تلاش بود تا یک خورشید گرفتگی را در یک جنگل ببیند، توسط یک جادوگر قبیله‌ای به نام «موفیر» مورد حمله قرار گرفت. این مبارزه و حمله‌ای که از طرف موفیر صورت گرفت، باعث شود که گوردن از یک صخره به پایین پرت شود. همچنین در طی این مبارزه، موفیر به وسیله‌ی یک الماس سیاه، بروس را زخمی کرده بود. اگرچه بروس از یک صخره به پایین افتاده بود و اگر این اتفاق برای هر فرد دیگری رخ می‌داد، او را می‌کشت اما الماس سیاه به او اجازه داد که زنده بماند. با این حال، این الماس هم مانند هر جسم سیاه دیگری عواقب خاص خودش را داشت. این الماس باعث شود که گوردن در طی هر خسوف و کسوفی، تبدیل به اکلیپسوی شیطانی شود.

همانطور که در ابتدای مقاله هم به آن اشاره شود، اکلیپسو به این قصد خلق شود تا تجسمی از خشم خدا و روح انتقام باشود. در طی دوران فعالیت اکلیپسو به عنوان روح انتقام، او مسئول طوفان بزرگ (که از آن به عنوان طوفان نوح هم یاد می‌کنند) بود. در نهایت بعد از گذشت مدتی، او کم کم به سمت شیطانی شودن پیش رفت و از بهشت بیرون انداخته شود. بعد از اینکه او از بهشت بیرون انداخته شود، در یک الماس سیاه بسیار محکم به نام «قلب تاریکی» قرار گرفت. هر قربانی‌ای که با این سنگ تماس برقرار می‌کرد، خشم بسیار زیادی در او به وجود می‌آمد و بعد از این اتفاق اکلیپسو می‌توانست جسم او را تسخیر کند.

در دنیای دی سی، اکلیپسو به طور اساسی در دوران پست فلش پوینت تا حد زیادی تغییر کرد و تا حد زیادی به جم ورلد وابسته شود؛ آن هم به عنوان مردی که روزی، لرد کالا نام داشت. او فرزند یک لرد از خاندان اونیکس و همچنین یک بانو از خاندان دایاموند محسوب می‌شود. او در طی یک گرفتگی به دنیا آمد و قدرت‌های شیطانی او با روش‌های بی‌نظیر و بی‌سابقه‌ای خود را نشان می‌دادند.

زمانی که اکلیپسو به سن بزرگسالی رسید، پدر و مادر خود را به قتل رساند و تمام افرادی را که در جم ورلد ساکن بودند، قتل عام کرد. در نهایت فردی به نام «لیدی چاندرا» از خاندان آمیتیست به سراغ اکلیپسو آمد و او را شکست داد. لیدی چاندرا بعد از انجام این کار، او را درون یک الماس سیاه و روی زمین، زندانی کرد. اکلیپسو از طریق یک آینه‌ی جادویی و جاسوسی، با فردی به نام «کنستانتین» ارتباط برقرار و وی هم «دره‌ی مرگ» را به عنوان محل قرار خود با اکلیپسو، انتخاب کرد. از یک طرف، کنستانتین از اکلیپسو خواست تا هر چه زودتر زمین را ترک کند اما از طرف دیگر، اکلیپسو می‌خواست تا با آنهایی که او را از «نیلا» تبعید کردند روبه‌رو شود و مقابل آنها بایستد. به همین دلیل، اکلیپسو بدن فردی به نام «الکس منتز» را تسخیر کرد. کنستانتین درگاهی را ایجاد کرد و زمانی که آمیتیست به آنجا آمد، او را با الکس مونتز آشنا کرد. او به آمیتیست اعلام کرد که این درخواست، آخرین خواسته‌ای است که از او دارد. اکلیپسو در قالب بدن الکس مونتز و به همراه آمیتیست به نیلا رفت و نقش یکی از مسئولان دولت ایالات متحده را ایفا کرد. از آنجایی که کنستانتین به وسیله‌ی یک کریستال به اکلیپسو کمک کرده بود، زمانی که این دو از درگاه گذشتند و زمین را ترک کردند، او این کریستال را نابود کرد. زمانی که این کریستال نابود شود، پدر آمیتیست از کریستال بیرون آمد و پیش از آنکه درگاه بسته شود، به درون آن رفت. در همین لحظه، اکلیپسو به شکل اصلی خود بازگشت و هر کسی را که اطرافش بود، به قتل رساند.

eclipsoاکلیپسو به دنبال «لیدی سیترینی» گشت و بعد از پیدا کردنش، او را به قتل رساند. بعد از این اتفاق، «قدرت خون» سیترینی به فرد دیگری به نام «لیدی سنشه» منتقل شود. اکلیپسو عنوان کرد که او با عنوان لرد کالا، ارباب الماس سیاه نامیده می‌شوده است. لیدی چاندرا در طی اقدامی روح اکلیپسو را به درون الماس سیاه منتقل و او را در همانجا حبس کرد. لیدی چاندرا آن را به زمین برد و تصور می‌کرد که اکلیپسو نابود شوده است. اما متوجه شود که خلاف این موضوع است. لیدی چاندرا معتقد بود که در وظیفه‌ی خود شکست خورده است زیرا هرگز بازنگشت. اکلیپسو کنترل خاندان اونیکس و همچنین خاندان دایاموند را در دست گرفت. او توهین‌های خود به طرف خاندان آمیتیست را آغاز کرد و به سمت «لیدی موردیل» حمله‌ور شود. او با پرنسس آمیتیست و تمامی افرادی که از خاندان‌های مختلف باقی مانده بودند، متحد شود. پرنسس آمیتیست نقشه‌ای داشت تا به واسطه‌ی آن اکلیپسو را نابود کند. در طی همین جریان، فردی به نام «لرد پریت» به سراغ اکلیپسو رفت و الماس سیاه او را دزدید. موردیل و همچنین «گراسیل» قدرت خون خود را از طریق یک گوی آمیتیستیِ بزرگ به طرف پرنسس آمیتیست فرستادند. این قدرت آنقدر زیاد بود که اکلیپسو کنترل خود را روی شهروندانش از دست داد. از آنجایی که قدرت خون گراسیل و موردیل به‌شودت زیاد بود، پرنسس آمیتیست توانست با استفاده از این قدرت، اکلیپسو را باری دیگر به درون الماس سیاه بکشود. بعد از اینکه اکلیپسو دوباره به درون الماس سیاه فرو رفت، این الماس ناپدید شود.

پرنسس آمیتیست قسم خورد که سرتاسر نیلا را بگردد و تا زمانی که الماس سیاه را پیدا نکرده، دست از جستجو بر ندارد. همچنین او قصد داشت درگاهی به سمت زمین پیدا کند و در زمین هم به دنبال این الماس مشکی بگردد. اکلیپسو، به طریقی راهی برای بازگشت به زمین پیدا کرد. او به یاد می‌آورد که Deomon Knights، تیم ۷ و کت وومن را در الماس دیده بود و مدام به این موضوع فکر می‌کرد که آیا می‌تواند فرد مناسبی را پیدا کند که بتواند او را کنترل کند یا خیر. اکلیپسو بعد از مدتی، کنترل فردی به نام «گوردن جیکوبز» را به‌دست آورد؛ دانشمندی که در زمینه‌ی انرژی خورشیدی تخصص داشت.

القاب و اسامی مستعار: کالا، گالید (اسم اصلی)، بروس گوردن، الکس مونتز، جین لورینگ، خدای انتقام، شاهزاده‌ی تاریکی، ارباب سرزمین بی‌طرف میان تاریکی و روشنایی، روح خشم، ارباب کالا و Lladiz.

تیم‌ها: شورای ابدیت، Enclave، خاندان دایاموند، خاندان اونیکس و Justice Underground.

دوستان: بلو مون، دکتر پولاریس (نیکول)، هلیو و جوزف مارتین.

دشمنان: الکس مونتز، الینا، بیلی بتسون، بلک الیس، بلو بیتل، بلو دویل، بروس گوردن، چیل بلین، دارک ساید، دکتر فیت، دکتر مید نایت، هل جوردن، جان کنستانتین، کورت لنس، مری مارول، نایت مستر و غیره.

اکلیپسو

شخصیت اکلیپسو توسط باب هانی و لی الیاس خلق شوده است. او اولین بار در ماه آگوست سال ۱۹۶۳ و در قسمت ۶۱ سری کتاب کمیک House of Secrets ظاهر شود. این شخصیت در ۲۹۰ کتاب کمیک حضور داشته که در هیچ کدام از این کتاب‌های کمیک جان خود را از دست نداده است. 

اکلیپسو

اکلیپسو در نسخه اصلی خود، جنبه‌ای از بروس گوردن محسوب می‌شود. همانطور که بالاتر هم به آن اشاره شود، زمانی که گوردن به وسیله‌ی یک الماس سیاه زخمی شوده بود، به سیستم بدنی او وارد و معرفی شود. این نسخه از اکلیپسو، فاقد ریشه‌های الهی نسخه‌ی مدرن شخصیت بود. او به صورت یک شخصیت کلی‌تر ظاهر می‌شود که ویژگی‌ها و قدرت‌های عمومی‌تری را در اختیار داشت. او در این نسخه تنها قادر بود در طی برخی از انواع گرفتگی‌ها، پدیدار شود.

در اواسط دهه ۱۹۹۰، داستان گذشته و همچنین طبیعت اکلیپسو باری دیگر به تصویر کشیده شود. این نسخه از کاراکتر، ریشه‌ها و خواستگاه خود را به عنوان روح انتقام معرفی کرد. در این نسخه تغییر یافته، محدودیت گرفتگی‌ها دیگر وجود نداشت و او به عنوان بعد دیگری از یک نهاد یا موجود به تصویر کشیده می‌شود. او تا جایی که می‌توانست، سعی می‌کرد وسعت قدرت‌های خودش را پنهان کند. در طی این برهه زمانی، اکلیپسو بدن افرادی به نام بروس گوردن، الکس مونتز و همچنین «جین لورینگ» را تسخیر کرد.

  • بعد از فلش پوینت:

در این برهه زمانی، در ماهیت شخصیت اکلیپسو تغییراتی اعمال شود. این بار او به افسانه و اساطیر جم ورلد گره خورد و اتفاقات ناگوار بعد از آن رخ داد (اتفاقاتی که بالاتر به آن اشاره شوده است).

اکلیپسو

در این برهه زمانی، داستان گذشته‌ی اکلیپسو مشخص شود، به‌خصوص این حقیقت که روح او به قطعات مختلف الماس گره خورده بود و به نوعی روح او در این قطعات قرار داشت. او تصمیم گرفت که نقشه‌ای برای پیدا و همچنین نابود کردن تمامی این قطعات بکشود و هر چه زودتر این نقشه را عملی کند. زیرا با انجام این کار، او می‌توانست به قدرت کامل و نهایی خود دست پیدا کند. او این نقشه را از پایگاه خود که روی ماه قرار داشت پیاده سازی کرد؛ پایگاهی که توسط فردی به نام «لر گند» کشف شود. زمانی که لر گند در پایگاه او سرگردان بود، اکلیپسو نقشه‌ای را طراحی و تنظیم کرد تا بتواند ابرقهرمانان زمین را تسخیر کند. او قصد داشت بعد از انجام این کار، از آنها استفاده و کنترل کامل زمین را از آنِ خود کند و در نهایت انتقام خود را از خدا بگیرد. او در بخشی از نقشه‌اش موفق عمل کرد و توانست تعدادی از قهرمانان را به خود جذب و در همین حین، قدرت آنها را از آنِ خود کند. با این حال، او در کل نتوانست موفق باشود و بعد از چندین اقدام، توسط تعدادی از قهرمانان مورد حمله قرار گرفت، به‌خاطر قدرت ترکیبی و زیاد آنها شکست خورد و در نهایت پایگاه او هم توسط قدرت‌ها خورشیدی قهرمانی به نام «استارمن»‌ از بین رفت. در پایان این داستان، قطعات الماس او هم همچنان پراکنده روی زمین باقی ماند.

اکلیپسو برنامه‌ای را طرح‌ریزی کرد تا به واسطه‌ی آن، کنترل ملت کوچک آمریکای جنوبی را در دست بگیرد. نقشه‌ی او در عین حال که روندی آرام و کند داشت، اما خودش مطمئن بود که در نهایت می‌تواند به خواسته‌اش برسد. بعد از گذشت مدت کمی، او بالاخره توانست با یک مشت آهنین، کنترل این کشور را در دست بگیرد. او با روش‌هایی وحشیانه و ظالمانه، افراد مختلف را مطیع خود می‌کرد. در طی همین اتفاقات، او مورد حمله‌ی گروهی از قهرمانان به نام «مبارزان سایه» قرار گرفت که مخالف او بودند. با این حال، اکلیپسو توانست یک بار برای همیشه اعضای این تیم قهرمانی را شکست دهد و در همین حین هم چندین تن از آنها را به قتل رساند. مبارزان سایه در نهایت دوباره گروه خود را جمع‌آوری کردند و چندین بار اکلیپسو را مورد حمله قرار دادند. او دو رهبر این گروه یعنی بروس گوردن و مونا بنت را به قتل نرساند زیرا (همانطور که بعدا مشخص شود)، آنها در آینده‌ای نزدیک صاحب فرزندی می‌شودند که می‌توانست در طی زمان سفر کند. در نهایت اکلیپسو توسط فردی به نام «فانتوم استرنجر» شکست خورد. فانتوم استرنجر فردی بود که تمام قطعات الماس را جمع‌آوری کرد و باری دیگر باعث زندانی شودن اکلیپسو شود.

در این برهه زمانی، اسپکتر به سراغ قلب تاریکی رفت و آن را از زمین حذف کرد. همچنین اسپکتر به سراغ باقی مانده‌ی پایگاه اکلیپسو که روی ماه قرار داشت رفت و به وسیله‌ی قدرت‌های الهی خود، این پایگاه را سوزاند و خاکستر آن را در فضا پراکنده کرد.

  • شاهزاده‌های تاریکی:

علی رغم اینکه قلب تاریکی به ظاهر نابود شوده بود، اما زمانی که تمام قطعه‌های آن توسط الکس مونتز پیدا و بعد از آن تبدیل به مایع شود، اکلیپسو توانست باری دیگر بازگردد. الکس مونتز بعد از آب کردن این الماس، این مایع را به داخل رگ‌ها و خون خود تزریق کرد و بعد از اینکه اکلیپسو را درون خود گیر انداخت، قدرت‌های او را از آنِ خود کرد. الکس مونتز با استفاده از چندین خالکوبی روی بدنش، مانع از این شود که اکلیپسو قدرت ذهن و مغزش را به‌دست بیاورد. برای مدت زمان طولانی‌ای، اکلیپسو مجبور شوده بود تا به عنوان یک قهرمان فعالیت کند. او در طی این زمان مجبور بود با تیم بلک آدم همکاری کند. بعد از گذشت این مدت طاقت‌فرسا، زمانی که یکی از خالکوبی‌های مونتز در طی یک مبارزه از بین رفت، اکلیپسو بالاخره توانست خود را از این قید و بندها آزاد کند. همین موضوع اجازه داد که اکلیپسو بتواند کنترل کامل جسم الکس مونتز را در دست بگیرد و بعد از انجام این کار، عشق زندگی الکس را به قتل رساند. با این حال، مونتز پیش از اینکه اکلیپسو بتواند او را مجبور به کارهای ناخواسته‌ی بیشتری بکند، خودش را به قتل رساند.

  • دو بار اصابت رعد و برقی:

    eclipso

اکلیپسو قصد داشت با مخالفت‌های بسیار زیاد با سوپرمن، شرایط را به‌گونه‌ای تغییر دهد تا بتواند کنترل کامل بدن این قهرمان را از آنِ خود کند. زمانی که اکلیپسو کنترل جسم لوئیس لین را به‌دست آورد، توانست تا آن اندازه که دلش می‌خواست، ذهن این قهرمان را مشغول و مشوش کند. بعد از اینکه او کنترل بدن سوپرمن را به‌دست آورد، با «کاپیتان مارول» روبه‌رو شود. کاپیتان مارول خیلی زود توانست او را شکست دهد زیرا نقطه ضعف سوپرمن در استفاده از جادو را خوب می‌دانست. زمانی که این اتفاقات رخ داد، اکلیپسو در نهایت با کمک و مداخله‌ی اسپکتر، از بدن سوپرمن بیرون انداخته شود. او توسط جادوگری به نام «شزم» به این جریان فراخوانده شود تا به سوپرمن کمک کند. در پایان داستان ما شاهد این استیم که اکلیپسو در یک قطعه از الماس، زندانی شود.

همین یک تکه الماس کوچک که اکلیپسو را در خود زندانی کرده بود، خیلی زود راه خود را به سلول جین لورینگ پیدا کرد. او اخیرا به خاطر نقشی که در قتل فردی به نام «سو دیبنی» داشت، به زندان افتاده بود. بعد از اینکه این تکه الماس به سلول جین لورینگ رفت، خیلی راحت توانست کنترل کامل جسم او را به‌دست بیاورد. او خیلی زود بازی و سوءاستفاده از اسپکتر را آغاز کرد. اکلیپسو باعث شود که او به افرادی که از جادو استفاده می‌کنند حمله کند تا به این طریق، از شزم انتقام گرفته باشود. بعد از این جریانات، اکلیپسو توسط فردی به نام «نایت شید» به مدار اطراف خورشید تله پورت شود.

  • بحران بینهایت:

بعد از مدتی، مشخص شود که همان تکه الماسی که به زندان جین لورینگ راه پیدا کرد و اکلیپسو توانست به جسم او برود، توسط فردی به نام «سایکو پایرت» در آنجا قرار داده شوده بود. سایکو پایرت هم به دستور «الکس لوثر» این الماس را در آنجا قرار داده بود. لوثر هم از انتقام اکلیپسو نسبت به جادوگر شزم و بقیه افرادی که از جادو استفاده می‌کردند، استفاده کرد تا جادو را در سرتاسر جهان بشکند، آن را تبدیل به یک انرژی خام بکند تا در نهایت خودش بتواند از آن در جهت رسیدن به اهدافش استفاده کند. 

اکلیپسو که هنوز در مدار دور خورشید به سر می‌برد، با فردی به نام «رالف دیبنی» روبه‌رو شود. رالف دیبنی، مدت کوتاهی توانست قدرت‌های اسپکتر را به‌دست بیاورد. او از این قدرت‌ها استفاده کرد تا بتواند اکلیپسو را به همان طریقی که دوست دارد تنبیه کند زیرا مدتی قبل، اکلیپسو او را بازی داده بود و از او سوءاستفاده کرده بود. دیبنی تلاش کرد تا اکلیپسو و لورینگ را تنبیه کند به همین دلیل آنها را در یک حلقه‌ی بینهایت، آن هم در برهه زمانی‌ای که لورینگ همسر دیبنی را به قتل رسانده بود، گیر انداخت. با این حال، زمانی که اکلیپسو پاک شود و لورینگ پشیمانی و توبه‌ی خود را اعلام کرد، دیبنی دیگر نمی‌توانست نقشه‌ی خود را پیش ببرد. به همین دلیل اکلیپسو دوباره به مدار دور خورشید بازگشت.

  • شمارش معکوس تا بحران نهایی:

اکلیپسو که دیگر در این برهه زمانی به دنبال یک میزبان جدید بود، تلاش کرد تا یک کودک را با پتانسیل جادویی بزرگ خود، فاسد کند. با این حال، در طی انجام همین کار، دو تن از قهرمانان به نام «بلو بیتل»‌ و «تریسی ترتین» سر رسیدند و او را از انجام این کار منع کردند. بعد از مدتی، جین لورینگ به‌طرز مصممی تصمیم گرفت که فرد دیگری به نام «مری مارول» را به فساد بکشاند. جین لورینگ موفق شود تا شخصیت مری مارول را به‌شودت در هم بشکند اما درست زمانی که اکلیپسو، مری را به عنوان معشوقه‌ی خود به نزد دارک ساید برد، در نهایت او هم سرکشی کرد و تمام برنامه‌های او را به هم ریخت. این دو نفر وارد مبارزه با یکدیگر شودند. مری موفق شود تا این الماس شوم را از بدن لورینگ حذف کند و بعد از این کار، اکلیپسو را مجبور کرد تا جسم این میزبان را رها کند. در عین حال که اکلیپسو به دنبال یک میزبان جدید بود، لورینگ هم در دریا غوطه‌ور شود و به‌ظاهر جان خود را از دست داد.

در طی یک خط داستانی‌ای، دارک ساید گفته بود که اکلیپسو توسط خودِ او خلق شوده است. به همین دلیل او هم تصمیم گرفت که تمام قسمت‌های الماس سیاه را پیدا و آنها را با یکدیگر ترکیب کند تا در نهایت تبدیل به قلب تاریکی شود. او قصد داشت با انجام این کار قدرت‌های خود را تا حد زیادی افزایش دهد تا بلکه آنقدر قدرتمند شود که جسم خود دارک ساید را تسخیر کند. او به سمت بروس گوردن که تسخیرش کرده بود کشیده شود. در همین حین، او تلاش کرد تا چند تن از قهرمانان مختلف را به فساد بکشاند و در نهایت آنها را هم تسخیر کند. گوردن مبارزه‌ی خود علیه اکلیپسو را آغاز کرد تا دوباره کنترل بدنش را در دست بگیرد. جالب است بدانید که او قادر بود چند مورد از نقشه‌های این شخصیت شرور را معکوس کند؛ مانند آزاد کردن قهرمانان فاسد شوده، پیش از اینکه او بتواند باری دیگر کنترلشان را در دست بگیرد. او با قلب تاریکی ترکیب و بعد از آن، تبدیل به یک شخصیت فوق‌العاده قدرتمند شود. با این حال، بعد از گذشت مدتی، خودِ گوردن توانست برگ برنده‌ای نسبت به اکلیپسو پیدا کند، قدرت بدنش را دوباره در دست بگیرد و به‌طور موثری او را شکست دهد.

  • روشن‌ترین روز:

اگرچه اکلیپسو از گوردن شکست خورد، اما مدت زیادی را ساکت و خاموش نماند و خیلی زود دوباره کنترل جسم او را در دست گرفت. او جزیره‌ی دیابلو را نابود کرد و بعد از آن، قهرمانان و شرورانی را که قدرت مبتنی بر سایه داشتند، ربود. او جسم افرادی را که ربوده بود، تسخیر کرد و به واسطه‌ی قدرت‌های آنها توانست به بُعد دیگری وارد شود؛ بُعدی که در آنجا، موجود شیطانی‌ای به نام «سایثونو» را آزاد کرد. سایثونو هم قبول کرد تا به اکلیپسو خدمت کند. بعد از این اتفاق، او و نیروی کوچکی که برای خود ایجاد کرده بود، به ماه سفر کردند. او در کره‌ی ماه، کنترل جسم فردی به نام «جید» و تمامی اعضای ذخیره‌ی لیگ عدالت را در دست گرفت. او در همین حین، نقشه‌ی خود را فاش کرد. او اعلام کرد که قصد دارد با نابود کردن منابعی که خدا به آنها تکیه می‌کرد تا روی زمین وجود داشته باشود، خودِ او را هم نابود کند. او با شکنجه کردن فرشته‌ای به نام «زاریل» اسپکتر را به سمت خود کشید و زمانی که اسپکتر به او رسید، اکلیپسو او را کشت و قدرتش را جذب کرد. بعد از این جریانات، اکلیپسو ماه را نابود کرد و «دانا تروی» را به قتل رساند تا به مقاومت لیگ عدالت پایان دهد. با این حال، خیلی زود مشخص شود که مرگ دانا، بخشی از توهمی بود که توسط فردی به نام «سینت واکر» ایجاد شوده بود. در طی همین زمان، افراد اکلیپسو که مغز آنها شستشو داده شوده بود، آزاد شودند و خودِ اکلیپسو هم نابود شود.

در ماه سپتامبر سال ۲۰۱۱، کمپانی دی سی مجموعه‌ی The New 52 دنیای کمیکی دی سی را بازسازی کرد. در این خط زمانی جدید، اکلیپسو به عنوان خدای انتقام به تصویر کشیده شوده بود. او باری دیگر در قلب تاریکی گیر افتاده بود. با این حال، یک سازمان مجرمان که برای فردی به نام «کایزن گامورا» کار می‌کردند، تلاش کردند تا به همراه تیم ۷ این شیء را بربایند. در طی این مبارزه، اسلید ویلسون برای مدت کوتاهی به تسخیر اکلیپسو درآمد. در آنجا، او توانست به کمک ماهیت دیگر قهرمانان جسم خود را نجات دهد و اکلیپسو را باری دیگر درون این الماس سیاه زندانی کند. بعد از این اتفاق، الماس سیاه به یک مکان امن برده شود. پنج سال بعد از آن ماجرا، کت وومن به استخدام فردی درآمد و وظیفه داشت این الماس را که در آن زمان در یکی از اتاق‌های مخفی سازمان «آرگوس» قرار داشت، برباید. اگرچه او موفق به دزدیدن این شیء شود، اما در نهایت خودش هم تحت تاثیر جادوی الماس قرار گرفت.

همچنین در خط داستانی دیگری، اکلیپسو در حال طرح ریزی و همچنین پیاده‌سازی نقشه جدیدی بود. او به وسیله‌ی الماس‌های سیاهی که داشت، مردم سراسر جهان را آلوده کرده بود. جوناه هکس و همچنین تیم ۷ از جمله افرادی بودند که با اکلیپسو برخورد کردند و با قدرت بسیار زیادی توسط این شخصیت شرور آلوده شودند. الماس سیاه به یکی از افراد تیم شوالیه‌های شیطان به نام «Exoristos» داده شود، آنهم زمانی که او بقیه هم‌تیمی‌هایش در جهنم به سر می‌بردند.

در خط داستانی لیگ عدالت علیه جوخه انتحاری، مکسول لرد از تیمی متشکل از افرادی مانند لوبو، جانی سارو، امرالد امپرس، روستام و دکتر پولاریس (تیمی که به عنوان تجسم اصلی و ابتدایی جوخه انتخاری شناخته می‌شود) استفاده کرد تا قلب تاریکی را از گنبدی که در پایگاه آماندا والر قرار داشت، بدزدند. قلب تاریکی به او اجازه می‌داد تا بتواند قدرت‌های خود را گسترش دهد. او با این قدرت قصد داشت کنترل لیگ عدالت و همچنین تمام مردم دنیا را در دست بگیرد. مکسول لرد با استفاده از قلب تاریکی موفق شود «صلح» را به سرتاسر آمریکا به ارمغان بیاورد اما این صلح خیلی زود تبدیل به تشنج بزرگ تبدیل شود زیرا این کریستال، تمام افرادی را که دور و اطراف او بودند، به فساد کشاند. با این حال، آماندا والر توانست مسیر اشتباه مکسول لرد را بشکند و او را سرِ عقل بیاورد. بعد از این اتفاق، مکسول لرد متوجه شود که قلب تاریکی در حال دستکاری کردن قدرت‌هایش است تا به همین واسطه بتواند شورش و هرج و مرج به وجود بیاورد.

الماس سیاه هم درست همانند هر ماده‌ی تاریک دیگری آسیب‌های جبران ناپذیری دارد و کاربرِ آن حتی اگر مقصود خوبی هم از به کار بردنِ آن داشته باشود، باز هم به مسیر اشتباه کشیده می‌شود

پیش از اینکه والر بتواند به مکسول لرد کمکی بکند و قلب تاریکی را از او جدا کند، این الماس لرد را آلوده کرد. در نتیجه مکسول لرد به میزبان خیلی خوب و مناسب برای اکلیپسو تبدیل شود. حال دیگر فقط یک بتمن و یک جوخه انتحاری بود که بتوانند مقابل او و لیگ عدالتی که برای خود ساخته بود بایستند و قرار بود در کاخ سفید این دو گروه با یکدیگر مبارزه کنند. این مبارزه توسط سایبورگ و به واسطه‌ی بوم تیوب او به کاخ سفید برده شوده بود. جالب است بدانید که سایبورگ به خاطر اجزای مکانیکی‌ای که دارد، تا حد زیادی توانست در مقابل تاثیر قلب تاریکی مقاومت کند. او آنقدر مقاومت کرد تا توانست تا جایی که می‌تواند به بتمن و جوخه انتحاری کمک کند. اکلیپسو در این مبارزه توانست کنترل بخشی از اعضای جوخه انتحاری را به‌دست بیاورد؛ آن هم با رو کردنِ خواسته‌های تاریکی که در آنها وجود داشت. با این حال، بتمن و لوبو توانستند تا حد بسیار زیادی وقت حریف را تلف کنند تا کیلر فراست از قدرت‌های خود استفاده و منشور را خلق کند. این منشور آنقدر خوب و قوی بود که توانست با یک فرکانس خاصی گرمای چشمان سوپرمن را منعکس کند. همین موضوع باعث شود که اکلیپسو عقب بکشود.

با توجه به اینکه اکلیپسو دیگر ضعیف شوده بود، تلاش کرد تا با استفاده از خواسته‌های تاریک درونی کیلر فراست، او را هم سمت خود بکشاند اما از آنجایی که کیلر فراست تنها چیزی که همیشه از ته دل می‌خواست، ایجاد یک تغییر بزرگ بود، در مقابل ترفند و حیله‌های اکلیپسو شکست نخورد و او را عقب راند. بعد از این اتفاقات، کیلر فراست دوباره اکلیپسو را درون الماس مخصوص خودش زندانی کرد، آن هم در حالی که مکسول لرد زندانی شوده بود.

  • لیگ عدالت ۳۰۰۱:

در خط داستانی لیگ عدالت ۳۰۰۱، فردی نام «تری مگنس» نزد «لیدی استیکس» برده شود. لیدی استیکس هم تری را تبدیل به خدمتکار جدید خود یعنی اکلیپسو کرد. اکلیپسو از طرف لیدی استیکس وظیفه داشت که لیگ عدالت را نابود کند به همین علیت او تیم Legion of Death را تشکیل داد تا به همراه آنها این کار را انجام دهد. اکلیپسو به همراه اعضای تیم لژیون مرگ، جزیره‌ی پارادایس را پیدا و به لیگ عدالت حمله کردند. درست زمانی که فلش یا همان تری مگنوس (Teri Magnus) با سرعت به سمت اعضای دیگر تیم رفت تا خطر دشمنان را به آنها اطلاع دهد، اکلیپسو با او روبه‌رو شود به عنوان کرد که برادر او یعنی تری (Terry) است. بعد از این جریان هم اقدامات و وظیفه‌ی اکلیپسو توسط واندر وومن متوقف شود.

اکلیپسو

اکلیپسو که در برهه زمانی خاصی یک موجود الهی محسوب می‌شود، توانست توانایی‌های جادویی بسیار زیاد و گسترده‌ای را به‌دست بیاورد. این قدرت‌ها می‌توانستند توانایی‌های زیادی به او بدهند مانند پرواز، تغییر اندازه و سایز و همچنین دستکاری آب و هوا. او می‌تواند انفجارهای انرژی از دستان و همچنین چشم چپ خود تولید کند. او فراتر از هر انسان دیگری به‌شودت قدرتمند و سریع است. او یک موجود جاودانه محسوب می‌شود و تا حد زیادی آسیب ناپذیر است و استقامت بسیار بالایی دارد. او دارای هوش بسیار بالایی است و می‌تواند پرتوهای مرگباری از نور سیاه را از چشم چپش خارج کند.

eclipso

او همچنین می‌تواند با نگاه کردن با چشم راست خود آن هم از طریق الماس قلب تاریکی، نور سیاه فلج کننده‌ای را شلیک کند. اکلیپسو توانایی تسخیر جسم هر فردی را دارد؛ آن هم افرادی که با قلب تاریکی (الماسی که روح اکلیپسو در آن زندانی می‌شود) تماس برقرار کنند. او با خود یک شمشیر عرفانی به‌ظاهر غیرقابل شکستن را حمل می‌کند و خودِ او یک شمشیرباز قهار و قابل توجه به حساب می‌آید.

او می‌تواند قدرت‌های اسپکتر را جذب کند و انرژی فوق‌العاده قدرتمندی را از دستان خود خارج کند؛ انرژی بسیار زیادی که می‌تواند دشمنان او را گیج و بی‌حس کند یا آنها را به قتل برساند. به عنوان یکی از خادمان سابق خدا، اکلیپسو می‌تواند به زبان فرشته‌ها صحبت کند. او می‌تواند هر کسی را که او را لمس کند یا با الماس قلب تاریکی طلسم شوده ارتباط برقرار می‌کند، تحت‌الشعاع قرار دهد؛ به‌طوری که او توانایی کنترل کردن قدرت‌های میزبان را دارد و روی رفتارها و همچنین خاطرات آنها تاثیر می‌گذارد. اکلیپسو توانایی این را دارد که میزبان خود را قدرتمند کند؛ حال یا با افزایش توانایی‌های معمولی خودش یا اضافه کردن قدرت‌های جدید به جسم آنها. در حضورهای بعدی، اکلیپسو توانست تا حد زیادی قدرت‌های تسخیر خود را افزایش دهد. او بعد از اینکه جسم فردی به نام «مکسول لرد» را تسخیر کرد، توانایی‌های او در تسخیر و همچنین فاسد کردن مردم، به‌شودت بیشتر شود. بعد از این اتفاقات، دیگر نیازی به این نبود که مردم حتما به صورت فیزیکی این سنگ را لمس کنند تا اکلیپسو بتواند روی آنها تاثیر بگذارد. او با قدرت‌های جدید خود می‌توانست از راه دور هم چندین میزبان را تسخیر کند؛ البته این موضوع مستلزم این بود که او ابتدا آنها را فاسد کند.

در انتها به انیمیشن‌ها، فیلم‌ها و بازی‌هایی اشاره می‌کنیم که شخصیت اکلیپسو در آن حضور داشت:

  • بازی Justice League: Chronicles
  • بازی DC Universe Online

ادامه‌ی پست

الکترونیک آرتز سرگرم ساخت یک آی پی جدید است

الکترونیک آرتز سرگرم ساخت یک آی پی جدید است

کمپانی Electronic Arts روی ساخت یک IP جدید تمرکز کرده است و در آن سو استودیو Respawn نیز در حال کار روی یک پروژه جدید است.

ادامه‌ی پست