تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

راهنمای ثبت نام کارت سوخت و استفاده از کارت بانکی به‌جای آن

سهمیه‌بندی بنزین جدی به نظر می‌رسد و استفاده از کارت سوخت، به‌زودی اجباری می‌شود. در این مطلب به راهنمای گام به گام استفاده از سایت خدمات دولت و ثبت‌نام کارت سوخت بانکی پرداختیم.

بر اساس اخبار دریافتی از نهادهای رسمی و مسئولان دولتی، استفاده از کارت سوخت برای خرید بنزین و گازوئیل، در آینده‌ی نزدیک، اجباری خواهد شود. این موضوع، دغدغه‌ی جدیدی برای مالکان خودروهای سواری است و آن‌ها را مجاب به دریافت کارت سوخت می‌کند. از سویی دیگر، بنا به اظهارات محمدجواد آذری جهرمی، وزیر ارتباطات و فناوری اطلاعات، امکان استفاده از کارت عابر بانک به‌عنوان جایگزین کارت سوخت فراهم شوده است. در ادامه‌ی مطلب، به چگونگی کار با سایت خدمات دولت و استفاده از امکانات آن می‌پردازیم.

راهنمای دریافت کارت سوخت جدید یا المثنی

سایت خدمات دولت الکترنیک با نام کامل درگاه ملی خدمات دولت همراه به آدرس https://mob.gov.ir فعالیت می‌کند. خدمات مختلفی از طریق این سایت ارائه می‌شود که البته یکی از آن‌ها مربوط به کارت سوخت است.

در صفحه‌ی اول، کاربر به‌آسانی می‌تواند با توجه به نوع سیستم عامل گوشی هوشمند (اندروید یا iOS)، اپلیکشین دولت همراه را دریافت کند. طریق لینک موجود در همین صفحه و متصل شودن به کافه‌بازار، موفق شودیم نسخه‌ی اندروید از اپلیکیشن دولت همراه را در زمانی نسبتا کوتاه نصب کنیم. البته، برای درخواست کارت سوخت جدید یا تبدیل کارت بانکی به آن، می‌توان بی‌نیاز از نصب اپلیکیشن و با تکیه بر امکانات داخل سایت دولت همراه، اقدام کرد.

جدول زمانبندی مراجعه به سامانه خدمات دولت همراه

پیش از اقدام به استفاده از سایت یا اپلیکیشن دولت همراه، باید به زمان‌بندی مرتبط با شماره تلفن همراه توجه داشته باشید. بر این اساس، امروز چهارشنبه مورخ ۷ آذرماه، صرفا برای دارندگان تلفن همراه با شماره‌ی منتهی به ۹، امکان ثبت‌نام وجود دارد.

 

رقم آخر ۹ چهارشنبه ۱۳۹۷/۹/۷

رقم آخر ۸ پنجشنبه ۱۳۹۷/۹/۸

رقم آخر ۸ جمعه ۱۳۹۷/۹/۹

رقم آخر ۷ شنبه ۱۳۹۷/۹/۱۰

رقم آخر ۷ یکشنبه ۱۳۹۷/۹/۱۱

رقم آخر ۶ دوشنبه ۱۳۹۷/۹/۱۲

رقم آخر ۶ سه شنبه ۱۳۹۷/۹/۱۳

رقم آخر ۵ چهارشنبه ۱۳۹۷/۹/۱۴

رقم آخر ۵ پنجشنبه ۱۳۹۷/۹/۱۵

رقم آخر ۴ جمعه ۱۳۹۷/۹/۱۶

رقم آخر ۴ شنبه ۱۳۹۷/۹/۱۷

رقم آخر۳ یکشنبه ۱۳۹۷/۹/۱۸

رقم آخر۳ دوشنبه ۱۳۹۷/۹/۱۹

رقم آخر ۲ سه شنبه ۱۳۹۷/۹/۲۰

رقم آخر ۲ چهارشنبه ۱۳۹۷/۹/۲۱

رقم آخر ۱ پنجشنبه ۱۳۹۷/۹/۲۲

رقم آخر ۱ جمعه ۱۳۹۷/۹/۲۳

رقم آخر صفر شنبه ۱۳۹۷/۹/۲۴

راهنمای ثبت نام کارت سوخت

طبق تصویر بالا، کافی است بعد از ورود به سایت، روی ثبت‌نام کارت سوخت کلیک کنید. در صفحه‌ی دوم، برای شما توضیح داده می‌شود که اعداد مربوط به کد VIN و شماره سریال را که روی کارت مالکیت خودرو (کارت ماشین) وجود دارد، مد نظر داشته باشید. افرادی که مالک بیش از یک خودرو استند، با یک شماره همراه می‌توانند برای تمامی خودروها یا موتورسیکلت‌های خود، درخواست کارت سوخت یا اتصال به کارت بانکی دهند.

راهنمای ثبت نام کارت سوخت

در مرحله‌ی دوم، کافی است روی عبارت «قوانین و مقررات را خوانده و تایید می کنم» در پاین صفحه کلیک کنید تا تیک (✔) مربوط به آن، زده شود. سپس روی تایید کلیک کنید تا وارد صفحه‌ی بعد شوید.

راهنمای ثبت نام کارت سوخت

حالا، چنانچه شماره همراه شما با زمان‌بندی مربوطه هماهنگی دارد؛ می‌توانید اقدام به ثبت شماره و کد امنیتی داخل تصویر کنید. در محله‌ی بعد، کد فعال‌سازی برای شما پیامک خواهد شود که طبیعتا، باید در قسمت مربوطه وارد شود.

راهنمای ثبت نام کارت سوخت

در مرحله‌ی پنجم، کد ملی و تاریخ تولد وارد می‌شود که حتما باید مربوط به مالک قانونی سیم‌کارت باشود. در غیر این‌صورت، به صفحه‌ی بعدی دسترسی نخواهید داشت. در مرحله‌ی ششم، نوع وسیله‌ی نقلیه (خودرو یا موتورسیکلت) باید انتخاب شود؛ سپس شماره سریال و کدشناسایی (VIN) مطابق اطلاعات موجود در کارت ماشین، لازم خواهد بود.

مرحله‌ی هفتم و پایانی، کنترل ظاهری و ثبت نهایی اطلاعات موجود در سایت است. بعد از این مرحله، نیاز به اقدام دیگری از سوی کاربر نیست و صرفا می‌توان با مراجعه به قسمت پیگیری دریافت کارت سوخت در صفحه‌ی اصلی سایت، متوجه پاسخ مثبت یا منفی سامانه به درخواست شود. این مرحله، معمولا بیش از ۲۴ ساعت، طول می‌کشود.

استفاده از کارت عابر بانک به جای کارت سوخت

راهنمای ثبت نام کارت سوخت

روند فعال‌سازی کارت بانکی به‌عنوان جایگزین کارت سوخت هم، مشابه عملیاتی است که در بالا توضیح داده شود. در این حالت، کاربر باید از طریق صفحه‌ی اصلی سایت، به قسمت ثبت‌نام کارت سوخت بانکی مراجعه و از مرحله‌ی اول تا ششم، مطابق آنچه پیش‌تر گفته شود؛ اقدام کند.

راهنمای ثبت نام کارت سوخت

پس از اتمام مرحله‌ی ششم، کارت‌های بانکی متعلق به مالک شماره‌ تلفن همراه، در دسترس کاربر خواهد بود و لازم است یکی از آن‌ها انتخاب شود. در این مرحله، با توجه به اهمیت کارت بانکی مذکور برای استفاده در پمپ بنزین یا دیگر جایگاه‌های سوخت‌گیری، توصیه می‌شود از حساب بانکی فعال و کارتی که در دسترس شما قرار دارد، برای ثبت در سایت استفاده کنید.

راهنمای ثبت نام کارت سوخت

تمام مراحلی که در این مطلب توضیح داده شود، به‌راحتی از طریق اپلیکیشن نصب‌شوده روی گوشی هوشمند، قابل انجام استند؛ البته به‌نظر می‌رسد که استفاده از اپلیکیشن در مقایسه با سایت، راحت‌تر است؛ خصوصا در مرحله‌ی پیگیری کارت سوخت، بی‌نیاز از ثبت مجدد شماره تلفن همراه و کد امنیتی، می‌توان از اپلیکیشن مربوطه استفاده کرد.

تماس با شماره‌ #۴* 

  روش جدیدتر، استفاده از کد دستوری #۴* (ستاره ۴ مربع) است که امکان ثبت درخواست از طریق تمامی گوشی‌های تلفن همراه اعم از هوشمند و معمولی را از ۷ آذر ماه ایجاد می‌کند. مالکان خودرو و موتور سیکلت با شماره گیری این کد دستوری می توانند برای ثبت درخواست کارت سوخت المثنی اقدام نمایند. صاحبان بیش از یک دستگاه خودرو یا موتورسیکلت فاقد کارت سوخت برای ثبت نام باید به ازای هر دستگاه، با یک کارت بانکی عملیات ثبت نام را انجام دهند. مشترکین برای دریافت اطلاعات بیشتر می‌توانند با شماره ۰۹۶۲۷ تماس بگیرند.

ادامه‌ی پست

انحصار یا رقابت؛ سرانجام مناقشه تاکسی های آنلاین چه خواهد بود

تقابل تاکسی‌های آنلاین پس از رأی شورای رقابت مبنی بر اینکه اسنپ انحصار ایجاد نکرده، وارد مرحله‌ی جدیدی شوده است؛ مدیران عامل تپسی، الوپیک و ماکسیم از وزرای صنعت و ارتباطات برای ورود به این موضوع دعوت کرده‌اند. 

ورود اینترنت و ریشه‌دواندن آن در حوزه‌های مختلف باعث شوده است تا کسب‌‌و‌کارهای جدیدی در کشور پدید آیند و به‌تبع آن شاهد خلق شودن فرهنگ جدیدی در حوزه‌ی استارتاپی و کسب‌و‌کارهای آنلاین باشیم. شاید تا چند سال پیش، شنیدن عباراتی نظیر قوانین آنتی‌تراست یا ایجاد انحصار، چندان ملموس نبود و توجه زیادی به خود جلب نمی‌کرد؛ اما وجود خلاءهای قانونی که نشان از عقب ماندن قانون‌گذاران از جامعه است، باعث شوده تا فعالان این عرصه با چالش‌های متعددی روبه‌رو شوند که از جمله‌ی بزرگ‌ترین و شاخص‌ترین آن‌ها، تنش درگرفته بین شرکت‌های ارائه‌دهنده‌ی خدمات تاکسی آنلاین در کمتر از یک سال گذشته است.

آذرماه سال گذشته بود که تپسی به‌صورت رسمی شکایتی را علیه اسنپ در شورای رقابت طرح کرد؛ دلیل این شکایت، جلوگیری اسنپ از فعالیت همزمان رانندگانی بود که اپلیکیشن تپسی و سایر تاکسی‌های آنلاین را به همراه اسنپ روی گوشی‌ هوشمند خود نصب کرده بودند و به فعالیت همزمان می‌پرداختند. تپسی در بیانیه‌ای که همزمان با طرح شکایت خود منتشر کرده بود، دسترسی به اطلاعات گوشی کاربران را غیراخلاقی و مخالف قوانین رقابتی عنوان کرده بود؛ البته تلاش‌های تپسی راه‌ به جایی نبرد، چرا که شورای رقابت اقدامات اسنپ را مغایر قوانین رقابتی ندانست و از این‌رو رانندگانی که در اسنپ فعالیت می‌کنند، همچنان قادر به فعالیت در سایر سرویس‌های تاکسی آنلاین نیستند.

شاید مراجعه به فروشگاه‌ اینترنتی پلی‌استور گوگل و اپ‌استور اپل تا اندازه‌ای ابهام در این خصوص را رفع کند؛ اپل پس از انتشار iOS 9 سیاست‌های خود در رابطه با دسترسی اپلیکیشن‌ها را تغییر داده است و دیگر توسعه‌دهندگان قادر نبودند تا اطلاعات مربوط به سایر اپلیکیشن‌های نصب‌شوده را از طریق اپلیکیشن خود دریافت کنند؛ از این‌رو، با توجه به نبود اپلیکیشن رانندگان اسنپ در دو پلتفرم اصلی موبایل، به‌نظر می‌رسد که پایش اپلیکیشن‌های نصب‌شوده روی گوشی کاربران از سوی هر دو پلتفرم، یک دسترسی غیرمجاز به شمار می‌رود.

مقاله‌های مرتبط:

البته ورای بُعد فنی، سیاست اسنپ را می‌توان از ابعاد دیگری نیز مورد بررسی قرار داد؛ با توجه به اینکه کسب‌وکار اینترنتی بیشتر یک پدیده‌ی وارداتی است، پس باید فرهنگ و چارچوب‌های آن را نیز از مبداء به عاریه گرفت؛ قانون‌گذاران آمریکایی و مخصوصا اروپایی، به‌شودت در برابر سیاست‌های آنتی‌تراست و انحصارگرایی واکنش نشان می‌دهند. یقینا جریمه‌های سنگین اتحادیه‌ی اروپا علیه کمپانی‌هایی نظیر گوگل شاهدی بر این ادعا است. میلاد منشی‌پور، مدیرعامل تپسی در گفتگویی با پارس تبلیغ به این نکته اشاره می‌کند که حتی در کشور‌های در حال توسعه نظیر مصر نیز چنین سیاستی توسط کسب‌و‌کارها در پیش گرفته نمی‌شود و کسب‌و‌‌کارها به سیاست‌های ضدانحصار پایبند استند. منشی‌پور با اشاره به فعالیت چندین سرویس تاکسی آنلاین در کشور‌هایی نظیر مصر یا عربستان، رقابت این شرکت‌ها در کشور‌های مورد نظر را عاری از مسائلی عنوان می‌کند که در ایران شاهد آن استیم. 

نبود قوانین منطبق بر شرایط کسب‌و‌کارهای جدید، یکی از عوامل ایجاد مناقشاتی نظیر مشکل اسنپ و تپسی است

مقاله‌های مرتبط:

یکی از دلایل اصلی برای بروز چنین مشکلی را باید در ضعف قوانین جستجو کرد. به قطع یقین، قوانین ناظر بر فعالیت کسب‌و‌کارها یکی از اضلاع اصلی این مساله است. نبود قوانینی که پاسخگوی نیاز و شرایط جدید فعالیت استارتاپ‌ها و کسب‌وکارهای نوین باشود، باعث شوده است تا خلاء ایجادشوده، راه را برای چنین مناقشاتی باز کند. به‌گفته‌ی منشی‌پور، اعضای شورای رقابت حتی درک درستی از شرایط کسب‌وکارهای آنلاین ندارند و شرایط بازار نوپای اینترنتی ایران را با شرایط بازار سنتی و کسب‌و‌کارهای سنتی می‌سنجند.

البته ابراهیم بهادرانی، یکی از اعضای شورای رقابت پس از انتشار نامه‌ی سه شرکت اینترنتی فعال در حوزه‌ی تاکسی‌های اینترنتی و پیک‌های موتوری، در گفتگویی با تجارت نیوز از تصمیم پیشین شورای رقابت در رد شکایت تپسی مبنی بر زیر پاگذاشتن قوانین انحصار دفاع کرده است. بهادرانی با اشاره به سیاست‌های اجرایی اصل ۴۴ در این خصوص چنین اظهارنظر کرده است:

انعکاس‌ این نظرات و جزئیات به سخنگو و رئیس شورا مربوط است؛ اما در حالت کلی، جلسه‌ای برای بررسی این شکایت برگزار شود. شورای ۱۲نفره‌ی رقابت، این مورد را به تفضیل مورد بررسی قرار دادند. از نظر شورا هر شکایت باید مبنایی حقوقی داشته باشود. در سیاست‌های اجرایی اصل ۴۴ موارد انحصار تعریف شوده است. اگر موارد شکایت‌شوده با اصل‌های تعریف‌شوده در اصل ۴۴ تطبیق پیدا کند، انحصار تشخیص داده می‌شود؛ که در این پرونده هیچ موردی تطبیق پیدا نکرد.

بهادرانی، برجسته کردن مشکلات و ضعف‌های رقبا را توسط دو رقیب سرسخت امری طبیعی خوانده؛ او نظر شخصی خویش را نیز اعلام کرده و مساله‌ی اسنپ را مصداقی از انحصارطلبی ندانسته است. نکته‌ی جالب در سخنان بهادرانی، دعوت از سایر استارتاپ‌ها برای در پیش گرفتن روشی است که اسنپ از آن استفاده می‌کند. 

میلاد منشی پور، مدیرعامل تپسی، هدف از نامه‌ی مشترک مدیران عامل سه شرکت تپ‌سی، الوپیک و ماکسیم را درخواستی از مسئولان برای ایجاد یک شرایط رقابتی و نه تقاضا برای ورود به مساله‌ی اسنپ و تپسی می‌داند. در واقع، تپسی و سایر کسب‌و‌کارها که تحت تأثیر سیاست‌های اسنپ استند، انتظار ایجاد شرایط برابری را دارند، تا در بازاری آزاد به رقابت بپردازند.

منشی پور همچنین به این نکته اشاره می‌کند که شرکت‌های رقیب، سازوکاری حقوقی را نیز در نظر گرفته‌اند. مدیرعامل تپسی به جزئیات رویکرد حقوقی درنظرگرفته‌شوده اشاره نمی‌کند؛ حال آنکه، از پیش‌بینی راهکارهای تکنولوژیک در صورت تداوم شرایط موجود و تغییر نکردن شرایط قانونی سخن می‌گوید. به‌نظر می‌رسد در صورتی که تمام راهکارهای قانونی و مصالحه‌آمیز به بن‌بست برسد، شاهد ایجاد یک مرزبندی و تنش بیشتر بین دو جبهه‌ای خواهیم بود که امروز در بازار فعالیت می‌کنند. به بیان بهتر، معترضین به سیاست‌های اسنپ نیز احتمالا در صورت به بن‌بست رسیدن اقدامات خود، مقابله‌به‌مثل خواهند کرد. 

اسنپ در واکنش به انتشار نامه‌ی رقبا، اظهارنظر جدیدی انجام نداده و بیانیه‌ی پیشین خود را به‌عنوان پاسخی برای اظهارات جدید کافی می‌داند. اسنپ در بیانیه‌ی خود که تصویر آن را در ادامه می‌بینید، دسترسی به اطلاعات مربوط به اپلیکیشن‌های نصب‌شوده را امکانی می‌داند که سیستم‌‌های عامل‌، امکان آن را فراهم کرده‌اند. همچنین در این بیانیه، به رأی شورای رقابت نیز اشاره شوده است. 

بیانیه اسنپ

هرچند اسنپ در بیانیه‌ی خود، به‌صراحت به استفاده از ویژگی مورد نظر برای رصد کردن اپلیکیشن رقبا در گوشی رانندگان اشاره کرده؛ اما حرفی از مسدود شودن رانندگان در صورت همکاری با رقبا به میان نیامده است. اسنپ با استفاده از قابلیتی که در اپلیکیشن خود قرار داده، رانندگان خاطی از منظر خود را شناسایی می‌کند و از طریق مسدود کردن دسترسی آن‌ها، سیاست‌های خود را پیش می‌برد. 

در نهایت باید به این نکته اشاره کنیم که هر چند امکان دسترسی به فهرست اپلیکیشن‌های نصب‌شوده در پلتفرم‌های موبایل وجود دارد؛ اما استفاده از این ویژگی در راستای محدود کردن رانندگان، به‌نوعی زیرپاگذاشتن بازار رقابتی و انحصارطلبی است که در نهایت به ضرر مصرف‌کننده تمام می‌شود. تولد استارتاپ‌های متعدد که در حوزه‌ی تاکسی‌های آنلاین یا خدمات پیک فعالیت می‌کنند، باعث شوده است تا کیفیت خدمات افزایش یابد و رقبا برای گرفتن سهم بیشتری از بازار، دست به خلاقیت و ارائه‌ی سرویس‌های بهتر و در عین حال با هزینه‌ای منطقی بزنند؛ حال آنکه انحصارطلبی در پایان، نتیجه‌ای جز متضرر شودن مصرف‌کننده‌ی نهایی نخواهد داشت. 

نظر شما در این خصوص چیست؟

ادامه‌ی پست

راهنمای تروفی و اچیومنت‌های بازی Hitman 2

بازی Hitman 2 نسبت به نسخه‌ی پیشین خود پیشرفت کرده است و در بخش‌هایی نظیر گیم‌پلی و طراحی نقشه‌ها تجربه‌ی بهتری را ارائه می‌دهد. در این نسخه بازیکنان برای از میان برداشتن اهداف‌شان آزادی عمل بیشتری دارند، اما بازی Hitman 2 همچنان در بخش‌هایی نظیر هوش مصنوعی مشکلاتی دارد. با این حال بازی Hitman 2 می‌تواند تجربه‌ی خوبی را در دسترس کاربران قرار بدهد و در این قسمت راهنمای تروفی و اچیومنت‌های این بازی را با شما به اشتراک گذاشته‌ایم. در این میان اشاره کنم که بازی Hitman 2 فاقد تروفی پلاتینیوم است. همچنین تروفی و اچیومنت‌های هر مرحله به‌صورت جداگانه نوشته شوده است.

اطلاعات کلی

  • مدت زمانی که طول می‌کشود تمامی تروفی‌ها و اچیومنت‌های بازی را کسب کنید: ۲۰-۳۰ ساعت
  • درجه سختی تروفی و اچیومنت‌های بازی: ۵ از ۱۰
  • تعداد تروفی‌های بازی:  ۵۹ عدد (۴۳ تروفی برنز، ۱۰ تروفی نقره و ۶ تروفی طلا)
  • تعداد اچیومنت‌های بازی: ۵۹ عدد و معادل ۲۹۰۰ امتیاز
  • آیا تروفی و اچیومنت‌های بازی گلیچ دارند: خیر
  • تروفی و اچیومنت‌هایی که آن‌ها را از دست خواهید داد: دارد
  • آیا درجه سختی روی دریافت تروفی و اچیومنت‌ها تاثیر گذار است؟ بله، بعضی از تروفی و اچیومنت‌های بازی نیازمند درجه سختی Master استند

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: بخش تمرینی بازی در قسمت پیش در آمد را کامل کنید

این تروفی و اچیومنت مربوط به بخش داستانی است و در جریان بازی کردن‌تان آن را کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: در قسمت پیش در آمد بازی The Final Test را کامل کنید

این تروفی و اچیومنت مربوط به بخش داستانی است و در جریان بازی کردن‌تان آن را کسب خواهید کرد.  The Final Test در واقع نام بخش تمرینی بازی است که در جریان چند مرحله بازیکنان را با فضای بازی آشنا می‌کند. در بازی Hitman محصول سال ۲۰۱۶ هم باید این بخش را پشت سر می‌گذاشتیم.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: در بخش The Final Test یک مرحله‌ی داستانی را کامل کنید

این تروفی و اچیومنت جزو مواردی است که امکان دارد آن را از دست بدهید، اما با کمی دقت و انجام یکی از مراحلی/ماموریت‌هایی (Mission) که در طول کشتن یک هدف برای‌تان در نظر گرفته شوده است، می‌توانید این تروفی و اچیومنت را کسب کنید.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: تمامی قسمت‌های بخش تمرینی Contract Creation را کامل کنید

تنها کافی است به منوی مربوط به قراردادها بروید و ساخت قرار داد را انتخاب کنید. در ادامه گزینه‌ی Contract Creation Tutorial را انتخاب کنید. در انتها دستورات دیانا را قدم به قدم اجرا کنید.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: ظاهر خود را به شکل آقای نورفولک (Mr. Norfolk) در بیاورید و کلوین ریتر را بکشید

زمانی که در قایق شبیه‌سازی شوده استید، سه سکه‌ی جلوی خود را بردارید و از آن برای گمراه کردن آقای نورفولک (شخصی که کت و شلوار با کلاه کابوی دارد) استفاده کنید (باید او را به کوچه‌ی پشتی بکشانید). در ادامه با کشتن او لباسش را بپوشید و در بخش Deck 02 با کلوین ریتر صحبت کنید. وی شما را به اتاقش هدایت می‌کند و در آنجا می‌توانید از طریق Fiber Wire کلوین ریتر را بکشید.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: جاسپر نایت را از طریق خراب کاری در صندلی پرتابی بکشید

با شروع این مرحله تمرینی، به سمت راست بروید و از حصار عبور کنید. حال از طریق پنجره پشت دشمنی که در نزدیکی شما است، وارد شوید (وی نباید متوجه حضور شما شود). زمانی که وارد شودید، راه سمت راست را ادامه دهید و آچار را بردارید. پس از برداشتن آچار به اتاق بعدی بروید و لباس مکانیک‌ها را بپوشید. پس از این انجام کارهای ذکر شوده، به سراغ پارکینگی بروید که جت مورد نظر در آن قرار دارد و صندلی هواپیما را دچار نقص فنی کنید (حواس‌تان به مکانیکی که به شما مشکوک می‌شود، باشود).  سپس به طبقه‌ی بالا بروید و با جاسپر نایت صحبت کنید. او با شما به پیش جت می‌آید و به او بگویید که چه کارهایی لازم است انجام دهد تا زمانی که صندلی وی پرتاب شود و سپس از محیط فرار کنید.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: وقایع را به‌گونه‌ای برنامه‌ریزی کنید که جاسپر نایت از طریق سرهنگ KGB کشته شود

با شروع مرحله تمرینی کشتن جاسپر نایت، به سمت راست محیط بروید و پس از عبور از دو حصار روبه‌روی‌تان، ژانراتور را خاموش کنید. در ادامه مامور مشکوک شوده به شما را بکشید و لباس‌هایش را بپوشید (جسد را مخفی کنید). وارد ساختمان شوید و از روی میز داخل محیط پذیرش، اسلایدهای پروژکتور را بردارید. سپس به طبقه‌ی بالا بروید و آن‌ها را روی پروژکتور بگذارید. پس از انجام این مراحل در بالکن و خارج از اتاق منتظر بمانید (از طریق درب این کار را انجام بدهید، با خارج شودن از پنجره سربازان به شما مشکوک می‌شوند). حال مشاهده می‌کنید که سرهنگ KGB به اتاق می‌آید و پروژکتور را خاموش می‌کند. پس از خارج شودن مجدد وی، منتظر بمانید تا سرهنگ و جاسپر نایت وارد اتاق شوند و با روشن کردن پروژکتور در مورد اسلایدها صحبت کنند. در انتها برق پروژکتور را از طریق جعبه تقسیم کنار پنجره قطع کنید و مخفی شوید. می‌بینید که جاسپر نایت مشغول تعمیر می‌شود و سرهنگ KGB به سراغ روشن کردن منبع برق می‌آید و در این هنگام جاسپر نایت بر اثر برق گرفتگی، کشته می‌شود.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: بدون دیده شودن The Final Test را کامل کنید. فقط جاسپر نایت را بکشید و مطمئن شوید که جنازه‌اش مخفی شوده است

با شروع شودن مرحله‌ی مورد نظر، از سمت چپ محیط بدون دیده شودن، به لوله‌های وصل شوده به طبقه‌ی بالای محیط برسید (کنار محل نگه داری جت). حال از آن بالا بروید و منتظر بمانید تا هدف اتاق را ترک کند. سپس در ورودی اتاق سلاح خود را بیاندازید و وارد دستشویی شوید. پس از برگشتن هدف و ماموری که همراه وی است، مامور مورد نظر متوجه سلاح شما می‌شود و آن را به انبار بر می‌گرداند. در این حالت جاسپر نایت در اتاق تنها خواهد ماند و به‌صورت مخفیانه او را بکشید و در جعبه داخل دستشویی مخفی کنید. در انتها از همان مسیری که آمده‌اید، خارج شوید و حواس‌تان باشود که شخصی شما را نبیند.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: وقایع را جوری برنامه‌ریزی کنید که یک مامور، اسلحه‌ای را پیدا کند و آن را به انبار ببرد

حواس یک مامور را را از طریق سکه‌هایی که دارید پرت کنید و اسلحه خود را سر راه او قرار بدهید. پس از مخفی شودن و پیدا کردن اسلحه توسط مامور مورد نظر، این تروفی و اچیومنت را به سادگی کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: در جریان The Final Fight ظاهر خود را تغییر دهید

در جریان دریافت سایر تروفی و اچیومنت‌های بخش تمرینی، این تروفی و اچیومنت را هم کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: سطح پنجم یک Escalation Contract را کامل کنید که در ICA Facility قرار دارد

در جریان این تروفی و اچیومنت بازیکنان باید یکی از قراردادهای Escalation بازی را پنج بار انجام بدهند، زیرا پس از هر بار پایان، یک ماموریت بیشتر به لیست ماموریت‌های قرار داد اضافه می‌شود و منظور از سطح پنجم، این است که باید پنج بار یک قرار داد Escalation را کامل کنید. یادتان باشود که این قرار داد باید در ICA Facility باشود که از طریق منوی اصلی و شاخه Destinations، می‌توانید به آن دست پیدا کنید.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: ۱۰ قرار داد را کامل کنید

از طریق منوی اصلی بازی و بخش My History می‌توانید قرار دادهای خود را مشاهده کنید. با انتخاب ۱۰ قرار داد ساده‌ی بازی، این تروفی و اچیومنت را کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: در یک قرار داد، امتیاز بالایی کسب کنید

تنها کافی است که قرار داد بسازید و در اولین اقدام اشخاصی غیر از اهداف‌تان را بکشید و امتیاز پایینی را کسب کنید. در تلاش دوم امتیازی بهتر از حالت قبل کسب کنید تا این تروفی و اچیومنت آزاد شود.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: یک Featured Contract را کامل کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: یک فرد را بخوابانید

تنها کافی است پشت سر یکی از شخصیت‌های غیر قابل بازی (NPC) بروید و دکمه‌ی مربع/ایکس را فشار دهید تا مامور ۴۷ یک ضربه به سر شخص مورد نظر وارد کند. در ادامه مدام به فشار دادن دکمه ذکر شوده ادامه دهید تا ناک‌اوت شود.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: اهداف خود را از طریق بالستیک، تصادف و مواد انفجاری از بین ببرید

در اینجا منظور از بالستیک شلیک اسلحه است و بازیکنان در مرحله‌ی Nightcall، می‌توانند این تروفی و اچیومنت را به سادگی کسب کنند. تنها کافی است هدف‌تان را با شلیک اسلحه، پرتاب نارنجک و پرتاب وی از طریق بالکن بکشید. قبل از انجام هر کدام از این موارد بازی را به صورت دستی ذخیره کنید. حال پس از پایان مرحله با توجه به هرکدام از روش‌های ذکر شوده، مرحله‌ی مورد نظر را مجددا بارگذاری کنید و روش بعدی را انجام بدهید.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: یک هدف را در حالتی از میان بردارید که دیده نشوید

در جریان دریافت سایر تروفی‌ و اچیومنت‌ها، این تروفی و اچیومنت را کسب خواهید کرد.

تروفی و اچیومنت‌های Hawke’s Bay

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: مرحله Nightcall را کامل کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: رینادر را از طریق بالشت، سقف اتاق و زمانی که اورسان در حالت دوش گرفتن است، بکشید

بازیکنان می‌توانند این تروفی و اچیومنت را با تروفی و اچیومنت Tools of the Trade ترکیب کنند، زیرا در دو تروفی و اچیومنت پیش نیازهای تقریبا یکسانی دارند. با این حال باید تعداد دفعات بیشتری مشغول بازی کردن شوید؛ چرا که تفاوت‌هایی میان این دو تروفی و اچیومنت وجود دارد.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: هدف خود را به دام بیاندازید

در مرحله‌ی Nightcall، در یک قایق یا ساحل می‌توانید کار خود را آغاز کنید. حال خط ساحلی را دنبال کنید تا به یک الونک چوبی برسید. آن را بردارید و تروفی و اچیومنت مربوطه را کسب کنید.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: تمامی چالش‌های مرحله Nightcall را کامل کنید

هر مرحله از بازی دارای چالش‌های منحصربه‌فردی است که بازیکنان می‌توانند در جریان مرحله آن‌ها را انجام بدهند.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: مرحله Nightcall را روی درجه سختی Master تمام کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: یک منطقه‌ی شروع را انتخاب کنید و از Agency Pickup استفاده کنید تا یک آیتم را به صورت قاچاق به Hawke’s Bay بیاورید

پس از انجام هر مرحله، بازیکنان می‌توانند مرحله‌ی مورد نظر را مجددا تکرار کنند. حال در حالت مجدد با توجه به امتیازی که کسب کرده‌اید، می‌توانید تجهیزات هنگام شروع بازی خود را انتخاب کنید. گزینه‌ی Agency Pickup را انتخاب کنید تا یک آیتم به شما داده شود.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: به سطح پنجم مستری Hawke’s Bay دست پیدا کنید

در جریان تلاش‌های دوباره‌تان برای گرفتن سایر تروفی و اچیومنت‌های این مرحله، می‌توانید تروفی و اچیومنت مربوطه را کسب کنید، زیرا با انجام مجدد مرحله‌ی Nightcall می‌توانید XP کسب کنید و سطح مستری این مرحله را افزایش دهید.

تروفی و اچیومنت‌های میامی

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح مرحله‌ی The Finish Line را کامل کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: سیرا ناکس را در اتومبیل‌اش و جایگاه مخصوص منفجر کنید و رابرت ناکس را هم از طریق اندرویدش بکشید

برای دریافت این تروفی و اچیومنت، ویدیوی مربوطه را تماشا کنید.

دانلود ویدیو از آپارات

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: ارتش صورتی را آزاد کنید

تنها کافی است مراحل زیر را به ترتیب انجام بدهید

  • مرحله را با لباس Mascot آغاز کنید و برای آسانی کارتان درجه سختی را روی کژوال قرار بدهید.
  • حال پیش Thwack بروید و عکس فلامینگو را از روی میز بردارید
  • به پارکینگ محیطی که در آن استید بروید و از طریق مامور امنیتی‌ای که در پارکینگ قرار دارد، یک کارت هوشمند به دست بیاورید (مامور را مخفیانه از بین ببرید و جنازه‌اش را هم مخفی کنید).
  • در ادامه در کنار اتاق امنیتی پارکینگ، Flamingo Mascot را پید و او را بیهوش کنید (یادتان باشود که نباید او را بکشید).
  • سپس وی را تا اتاق Pallas حمل کنید (از داخل اتاق امنیتی و پله‌ها این کار را انجام بدهید). در این میان ماموران امنیتی زیادی را مشاهده می‌کنید و دو از چشم آن‌ها، کار خود را انجام بدهید.
  • در داخل اتاق مربوطه شخصی را که بیهوش کرده‌ای در وسط اتاق قرار بدهید
  • از عکس فلامینگویی که قبلا آن را برداشته‌اید، روی رباتی که در اتاق قرار دارد استفاده کنید.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: تمامی ماموریت‌های داستانی را در The Finish Line کامل کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: مرحله‌ی The Finish Line را روی درجه سختی Master کامل کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: یک منطقه‌ی شروع را انتخاب کنید و از Agency Pickup استفاده کنید تا یک آیتم را به صورت قاچاق به میامی بیاورید

پس از انجام هر مرحله، بازیکنان می‌توانند مرحله‌ی مورد نظر را مجددا تکرار کنند. حال در حالت مجدد با توجه به امتیازی که کسب کرده‌اید، می‌توانید تجهیزات هنگام شروع بازی خود را انتخاب کنید. حال گزینه‌ی Agency Pickup را انتخاب کنید تا یک آیتم به شما داده شود.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: به سطح ۲۰ مستری میامی برسید

با انجام مرحله The Finish Line به صورت متوالی و کسب چالش‌ها و ماموریت‌های داستانی، می‌توانید XP کسب کنید و سطح مستری این مرحله را به ۲۰ برسانید. یادتان باشود که نوع عملکرد شما در بازی باعث کسب امتیاز بیشتر یا کمتر می‌شود.

تروفی و اچیومنت‌های Santa Fortuna

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: مرحله‌ی Three-Headed Serpent را کامل کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: دلگادو را از طریق اسب آبی بکشید، دلگادو و مارتینز را از طریق مجسمه بکشید و فرانکو را از صخره به پایین پرتاب کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: اتاق گنج را بگردید

برای مشاهده‌ی نحوه‌ی دریافت این تروفی و اچیومنت، ویدیوی زیر را تماشا کنید

دانلود ویدیو از آپارات

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: در مرحله‌ی Three-Headed Serpent، تمامی ماموریت‌های داستانی را انجام دهید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: مرحله‌ی Three-Headed Serpent را روی درجه سختی Master تمام کنید

در درجه سختی Master، دشمنان آسیب بیشتری به شما وارد می‌کنند و از طرفی زودتر از گذشته توسط دشمنان مشاهده می‌شوید. از این‌ رو مخفی کاری بهترین گزینه برای انجام تروفی و اچیومنت‌هایی است که بر پایه درجه سختی Master تعبیه شوده‌اند.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: یک منطقه‌ی شروع را انتخاب کنید و از Agency Pickup استفاده کنید تا یک آیتم را به صورت قاچاق به Santa Fortuna بیاورید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: سطح مستری Santa Fortuna را ۲۰ برسانید

با انجام مرحله Three-Headed Serpent به صورت متوالی و کسب چالش‌ها و ماموریت‌های داستانی، می‌توانید XP کسب کنید و سطح مستری این مرحله را به ۲۰ برسانید. یادتان باشود که نوع عملکرد شما در بازی باعث کسب امتیاز بیشتر یا کمتر می‌شود.

تروفی و اچیومنت‌های مرحله Mumbai

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: مرحله Chasing a Ghost را کامل کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: کِیل و شاه را از طریق قطار، کیل و رنگن را از طریق لوله سیمانی و رنگن را از طریق پنکه بکشید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: همه را اصلاح کنید

این تروفی و اچیومنت به‌سادگی قابل دریافت است، اما بازیکنان برای انجام آن باید صبور باشند. در شروع بازی، ماموریت داستانی A Close Shave را دنبال کنید. این ماموریت به شما کمک می‌کند تا مائل‌استروم را شناسایی کنید و همچنین به آرایشگاه و لباس آرایشگری برسید. برای پیدا کردن عکس مائل‌استروم هم باید به Crow Hideout بروید و عکس او را پیدا کنید. پس از انجام این کار به آرایشگاه بروید و لباس آرایشگری را بپوشید. حال باید به مردم خدمت رسانی کنید و آن‌ها را اصلاح کنید. همچنین در جریان این کار مائل‌استروم هم پیش شما می‌آید و وی را نکشید و صورتش را اصلاح کنید. حال این روند را ادامه دهید تا ۱۵ شخص مختلف را اصلاح کرده باشید.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: تمامی ماموریت‌های داستانی Chasing a Ghost را کامل کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: مرحله Chasing a Ghost را روی درجه سختی Master تمام کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: یک منطقه‌ی شروع را انتخاب کنید و از Agency Pickup استفاده کنید تا یک آیتم را به صورت قاچاق به مامبیه بیاورید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: سطح مستری مامبیه را به ۲۰ برسانید

با انجام مرحله Chasing a Ghost به صورت متوالی و کسب چالش‌ها و ماموریت‌های داستانی، می‌توانید XP کسب کنید و سطح مستری این مرحله را به ۲۰ برسانید. یادتان باشود که نوع عملکرد شما در بازی باعث کسب امتیاز بیشتر یا کمتر می‌شود.

تروفی و اچیومنت‌های Whittleton Creek

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: مرحله‌ی Another Life را تمام کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: کسیدی را از طریق سیم لیزری و زمانی که در حال ضدعفونی کردن است بکشید و جانوس را هم در گودال منفجر کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: از طریق یک قایق خارج شوید

برای دریافت این تروفی  اچیومنت تنها کافی است ویدیوی زیر را تماشا کنید.

دانلود ویدیو از آپارات

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: تمامی ماموریت‌های داستانی مرحله Another Life را کامل کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: مرحله Another Life را روی درجه سختی Master تمام کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: یک منطقه‌ی شروع را انتخاب کنید و از Agency Pickup استفاده کنید تا یک آیتم را به صورت قاچاق به Whittleton Creek بیاورید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: سطح مستری Whittleton Creek را به ۱۵ برسانید

تروفی و اچیومنت‌های Isle of Sgail

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: مرحله The Ark Society را کامل کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: از طریق گردنبند سوفیا را خفه کنید، زوئی را به‌دام بیاندازید و کنستانت را مجبور کنید که بدون سر و صدا بیاید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: از مسیر خوش منظره عبور کنید

برای دریافت این تروفی و اچیومنت تنها کافی است ویدیو زیر را تماشا کنید.

دانلود ویدیو از آپارات

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: تمامی ماموریت‌های داستانی مرحله The Ark Society را کامل کنید

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: مرحله‌ی The Ark Society را روی درجه سختی Master تمام کنید

در درجه سختی Master، دشمنان آسیب بیشتری را به شما وارد می‌کنند و از طرفی زودتر از گذشته توسط دشمنان مشاهده می‌شوید. از این‌ رو مخفی‌کاری بهترین گزینه برای انجام تروفی و اچیومنت‌هایی است که بر پایه درجه سختی Master تعبیه شوده‌اند.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: یک منطقه‌ی شروع را انتخاب کنید و از Agency Pickup استفاده کنید تا یک آیتم را به صورت قاچاق به Isle of Sgail بیاورید

پس از انجام هر مرحله، بازیکنان می‌توانند مرحله‌ی مورد نظر را مجددا تکرار کنند. در حالت مجدد با توجه به امتیازی که کسب کرده‌اید، می‌توانید تجهیزات هنگام شروع بازی خود را انتخاب کنید. حال گزینه‌ی Agency Pickup را انتخاب کنید تا یک آیتم به شما داده شود.

راهنمای تروفی هیتمن ۲

توضیح: در Isle of Sgail‌ به مستری سطح ۲۰ برسید

ادامه‌ی پست

با ویژگی ها و تغییرات موجود در بروز رسانی بعدی ویندوز ۱۰، آشنا شویم

مایکروسافت، همیشه در آپدیت‌های بزرگ ویندوز ۱۰ تغییرات و ویژگی‌های زیادی را عرضه می‌کند. امروز نیز در نسخه آزمایشی به‌روز‌رسانی بعدی این ویندوز، شاهد ویژگی‌های جدیدی استیم. 

مایکروسافت سخت مشغول آماده‌سازی به‌روز‌رسانی بعدی ویندوز ۱۰ است که با کد‌نام ۱۹H1 در ماه آپریل ۲۰۱۹ عرضه خواهد شود. انتظار می‌رود این به‌روز‌رسانی شامل تغییرات و ویژگی‌های جدید مانند؛ تغییرات در بخش تنظیمات ویندوز و بهبود و اصلاح رابط کاربری باشود. توسعه‌ی این نسخه به‌تازگی آغاز شوده است؛ بنابراین تغییرات زیادی در‌حال حاضر در این نسخه به چشم نمی‌خورد، ولی در هفته‌ها و ماه‌های آینده تغییرات بیشتری را شاهد خواهیم بود.

تغییرات رابط کاربری گرافیکی (Windows Shell)

windows shell/رابط کاربری ویندوز

  • تم روشن جدید در این نسخه در‌ دسترس است که رنگ نوار وظیفه، منوی استارت و بخش‌های دیگر را به سفید تغییر می‌دهد.
  • صفحه قفل از افکت اکریلیک بلور برخوردار است.
  • پنل ایمیوجی‌ها اکنون قابل کشیده شودن است و هر‌زمان که نیاز باشود، می‌توان آن‌ را جا‌به‌جا کرد.
  • ایموجی ۱۲ در‌دسترس است.
  • صفحات اضافی اکنون در پنل ایموجی وجود دارند.
  • آیکون جدید قطع اتصال به شکل کره زمین، هنگام قطع اتصال از اینترنت در قسمت system tray نمایش داده می‌شود.
  • Focus Assist، زمانی که حالت تمام صفحه انتخاب شود، به‌صورت خودکار فعال می‌شود.
  • اکنون می‌توانید تنظیمات سریع را در Action Center، سفارشی‌سازی کنید.
  • نوار جدید تغییر میزان روشنایی، در قسمت تنظیمات سریع در اکشن سنتر در‌دسترس است.
  • تصویر زمینه‌های پیش‌فرض با رنگ‌های روشن‌تر و جنبه‌های زیبایی شناسی به‌روز شوده‌اند.
  • Snipping Tool، اکنون از قابلیت window snip برای تهیه تصویر از پنچره برنامه‌ها پشتیبانی می‌کند.
  • Jump list، در منوی استارت و نوار وظیفه اکنون از طراحی فلوئنت و افکت بلور برخوردار است.

بخش تنظیمات

  • کاربران اکنون می‌توانند پوسته رابط کاربری گرافیکی ویندوز را به کمک ویژگی جدید «رنگ سفارشی» از داخل برنامه‌ها، تغییر دهند.
  • اکنون می‌توانید از برنامه تنظیمات برای انجام پیکر‌بندی پیشرفته IP اترنت که شامل پیکر‌بندی آدرس‌های IP ایستا و تنظیمات DNS سرور مورد نظر است، استفاده کنید.
  • Task Manager، اکنون به شما اعلام می‌کند که کدام برنامه‌ها توسط هر‌یک از نمایشگر‌ها و یا سیستم به‌کار گرفته شوده‌اند.
  • بخش تنظیمات ویندوز Hello، با یک تجربه کاربری بهتر و شفاف‌تر، بازطراحی شوده است.
  • حالت جستجو‌ی پیشرفته جدید، کنترل بیشتری بر جستجو‌ی فایل‌ها به‌منظور افزایش کارایی سیستم، ارائه می‌دهد.
  • تنظیمات فضا‌ی ذخیره‌سازی با طراحی جدید و تجربه کاربری شفاف‌تر، به‌روز شوده است.
  • شما اکنون می‌توانید برنامه‌های پیش‌فرض بیشتری مانند: ۳D viewer، ماشین حساب، تقویم، برنامه پخش موسیقی، برنامه پخش فیلم، Paint 3D، برنامه ایمیل، ضبط صدا و غیره را حذف کنید.
  • یک سیستم عیب‌یابی جدید عرضه شوده است که با پردازش اطلاعات ارسالی از سوی سیستم شما، برای رفع مشکل موجود در سیستم راه‌حل‌های مناسبی را ارائه می‌دهد.
  • رفع مشکلات مربوط‌ به نمایش برنامه‌های قدیمی در این نسخه به‌صورت پیش‌فرض انجام می‌شود.
  • بخش به‌روز‌رسانی ویندوز با قابلیت‌های جدیدی مانند: وقفه در به‌روز‌رسانی و ساعات فعال هوشمند، به‌روز شوده است.
  • ویژگی ساعات فعال هوشمند، به‌طور خودکار ساعات فعالیت و استفاده شما از سیستم را پردازش می‌کند و مانع از انجام به‌روز‌رسانی‌ها در آن ساعات می‌شود.

سایر تغییرات

  • حل مشکل کلید برگشت در صفحه تنظیمات و برنامه‌های دیگر، که باعث می‌شود رنگ متن‌ها و پس‌زمینه به سفید تغییر کند.
  • اکنون با استفاده از فونت Ebrima در ویندوز می‌توانید اسناد و صفحات وب با فرمت ADLaM را مشاهده کنید.
  • زمانی که میکروفون در حال استفاده باشود یک آیکون میکروفون در system tray، نمایش داده می‌شود.
  • زمانی که در بخش ویرایشگر ریجستری استید، با زدن کلید F4 یک نشانه به انتهای بخش آدرس اضافه می‌شود که تکمیل خود‌کار را گسترش می‌دهد.
  • اکنون می‌توانید جملات قبلی، فعلی و بعدی را با استفاده از Narrator بخوانید.
  • روش‌های ورودی و اعداد ویتنامی به صفحه کلید اضافه شوده‌اند.
  • صفحه کلید مصوت‌های هندی اکنون برای کامپیوتر‌های شخصی در‌دسترس است.
  • نماد‌ها و اشکال بیشتری اکنون در صفحه کلید لمسی در‌دسترس استنند.
  • Narrator، زمانی که به‌صورت اتفاقی در حالت Caps Lock روشن تایپ کنید، به شما هشودار می‌دهد.
  • صفحه چاپ مدرن، اکنون از تم روشن پشتیبانی می‌کند.

اگر تغییراتی را مشاهده می‌کنید که در لیست بالا وجود ندارد، احتمالا آن تغییرات در به‌روز‌رسانی‌های قبلی عرضه شوده‌اند.

ادامه‌ی پست

بهترین کراس اورهای آفرود ۲۰۱۹ در بازار جهانی

در فهرست بهترین کراس‌اورهای آفرود مدل ۲۰۱۹، محصولات اروپا، آمریکا، ژاپن و کره‌جنوبی با قیمت‌های ۲۰هزار تا بیش از ۳۰۰هزار دلار قرار گرفته‌اند. 

جیپ، لندرور، فورد و حتی شورولت جزو خودروسازانی استند که محصولات متنوعی با قابلیت‌های رانندگی آف‌رود عرضه می‌کنند و از این منظر، در بین طرفداران این نوع مدل‌ها شناخته‌شوده محسوب می‌شوند. در چند سال اخیر به‌دلیل تقاضای فراوان شاسی‌بلندها و کراس‌اورها، برندهای بسیاری به تولید خودرو در این کلاس‌ها روی آورده‌اند.

شاید دَه سال پیش، تنها چند برند با شاسی‌بلندهای دو دیفرانسیل سرسخت به‌عنوان بهترین‌های آف‌رود شناخته می‌شودند؛ اما امروزه شرکت‌هایی مثل کیا و تویوتا و تا حدودی رولزرویس هم به جاده خاکی زده‌اند؛ خودروسازانی که بیشتر به تولید محصولات خانوادگی و لوکس شهرت دارند. وبگاه موتور۱ با نگاهی دوباره به بازار جهانی خودرو، جدیدترین مدل‌های شاسی‌بلند / کراس‌اور مدل ۲۰۱۹ را فهرست کرده که با قابلیت‌های آف‌رود درخورتأمل همراه استند. در ادامه‌ی این مطلب، این فهرست جالب را بررسی می‌کنیم.

بنتلی بنتایگا

bentayga


قیمت مدل پایه: ۲۲۹هزار دلار

محصول جذاب بنتلی به چند دلیل اولین انتخاب طرفداران رانندگی آف‌رود نیست. درواقع، مهم‌ترین عاملی که از وجود بنتایگا (Bentayga) در مسیرهای ناهموار جلوگیری می‌کند، اصالت متفاوت برند بنتلی و گران‌قیمت‌بودن این مدل است. واقعا بعید است مالک یک مدل بنتلی با خودروی خود حتی در جاده‌های آسفالت خارج شهر رانندگی کند. باوجوداین، تیم مهندسی بنتلی با ارائه‌ی پکیج آپشن آف‌رود شامل تجهیزاتی چون محافظ بدنه و دوربین ۳۶۰ درجه بنتایگا را برای رانندگی در خارج از جاده‌های آسفالت آماده کرده‌اند. بنتلی بنتاگیا در نسخه‌ی استاندارد هم به دیفرانسیل مقاوم و کنترل شروع حرکت در سراشیبی و سیستم تعلیق بادی مجهز است. کراس‌اور لوکس بنتلی با پیشرانه‌های تویین‌توربوشارژ هشت سیلندر Vشکل (چهار لیتر بنزینی و دیزل) و دوازده سیلندر Wشکل (شش لیتر بنزینی) توانایی حرکت در مسیرهای آف‌رود را دارد. بااین‌حال، راننده برای رانندگی با این خودروی بریتانیایی در خارج از آسفالت حسابی باید دست به جیب شود.

بی‌ام‌و X5

بی ام و / BMW X5 2019


قیمت مدل پایه: ۶۰هزار و ۷۰۰ دلار

کراس‌اور سایزمتوسط و لوکس بی‌ام‌و X5، به‌تازگی ورود به چهارمین نسل خود را جشن گرفت. X5 مدل ۲۰۱۹ با پذیرفتن زبان طراحی جدید و پلتفرم CLAR خودروساز باواریا در چند نسخه‌ با پیشرانه‌های هشت سیلندر Vشکل و V6 عرضه خواهد شود. به‌لطف وجود سیستم تمام‌چرخ محرک بی‌ام‌و xDrive در تمام مدل‌های X5 جدید و تعلیق به‌روزرسانی‌شوده، این کراس‌اور لوکس آلمانی با مسیرهای ناهموار آشنایی بیشتری پیدا کرده است. اضافه‌شودن حالت رانندگی جدید Rock درکنار پکیج آپشن آف‌رود با قابلیت‌های قفل دیفرانسیل عقب خودکار و تنظیم سیستم تعلیق بادی و حفاظ کف خودرو، X5 را به شاسی‌بلند/کراس‌اور آف‌رود سرسختی تبدیل کرده است. تیم موتور۱ پس از بررسی کامل X5، از وجود قابلیت‌های آف‌رود در مدلی که تمرکز اصلی آن رانندگی اسپرت و راحت در آسفالت است، شگفت‌زده شودند.

جی ام سی آکادیا

GMC Acadia


قیمت مدل پایه: ۳۲هزار و ۸۰۰ دلار

پس از دَه سال تولید، مدل GMC Acadia برادر فراموش‌شوده‎ی شورولت تراورس (Traverse)، بالاخره سال گذشته به دومین نسل خود وارد شود. آکادیا با تجهیز به چند آپشن برای رانندگی آف‌رود مشکلی نخواهد داشت. سیستم تمام‌چرخ محرک و حالت‌های رانندگی بیشتر برای مسیرهای مختلف شن و سنگ و گل‌ولای، جی‌ام‌سی آکادیا را برای حرکت در خارج از جاده آماده می‌کنند. علاوه‌بر این، مدل ۲۰۱۹ آکادیا با ظرفیت اتاق هفت سرنشین و قیمت نسبتاً مناسب دردسترس است.

دوج دورانگو

Dodge Durango


قیمت مدل پایه: ۲۹هزار و ۹۹۵ دلار

دورانگو (Durango) از سال ۲۰۱۱ در بازار است و پکیج آپشن مخصوص آف‌رود ندارد و در سایه‌ی محصولات جیپ قرار می‌گیرد؛ اما این مدل می‌تواند برای رانندگی در مسیرهای ناهموار استفاده شود. دوج دورانگو به‌صورت استاندارد به سیستم تمام‌چرخ محرک مجهز نیست؛ اما با پرداخت مبلغی بیشتر، جعبه‌دنده‌ با دنده‌ی سنگین آف‌رود دراختیار برادر بزرگ‌تر گرند چروکی قرار می‌گیرد که تا حدودی جواب‌گوی رانندگی خارج از جاده خواهد بود.

اینفینیتی QX80

Infiniti QX80


قیمت مدل پایه: ۶۵هزار و ۴۰۰ دلار

برخلاف برخی مدل‌های این فهرست، زیر پوسته‌ی زیبای اینفینیتی QX80، یک شاسی‌بلند/کراس‌اور فول‌سایز سرسخت قرار دارد. عامل بزرگی که QX80 را در کلاس آف‌رود‌ها پیش از محصولات جیپ و لندرور قرار می‌دهد، برند اینفینیتی و جایگاه آن به‌عنوان زیرمجموعه‌ی لوکس نیسان است. QX80 که نُه سال در بازار جهانی وجود دارد، با سیستم تمام‌چرخ محرک و تعلیق مستقل بادی و رینگ‌های استاندارد ۱۸اینچی، خودروی خانوادگی جادار با قابلیت‌های درخورتوجه آف‌رود محسوب می‌شود.

جگوار I-Pace

Jaguar I-Pace


قیمت مدل پایه: ۶۹هزار و ۵۰۰ دلار

تنها نماینده‌ی خودروهای برقی در این فهرست، محصول زیبای جگوار است. I-Pace به‌عنوان اولین خودروی تمام‌برقی جگوار بارها به‌دلیل قابلیت‌های برتر روی آسفالت تحسین شوده است. بااین‌حال، مدل مذکور را باید هنوز هم محصولی از جگوار لندرور بریتانیا محسوب کرد. به‌همین دلیل، توانایی حرکت در مسیرهای ناهموار باید در I-Pace وجود داشته باشود. جگوار I-Pace می‌تواند در عمق بیش از ۵۰ سانتی‌متر آب (۲.۵ سانتی‌متر بیشتر از سوبارو اوت‌بک) حرکت کند که اصلا از خودرویی برقی چنین انتظاری نمی‌رود.

جیپ رنگید

Jeep Renegade 2019


قیمت مدل پایه: اعلام نشوده است.

محصولات جیپ به قابلیت‌های آف‌رود و سرسختی در مسیرهای ناهموار شهرت دارند؛ اما بسیاری از افراد مدل کوچک‌تر رنگید (Renegade) را که از پلتفرم فیات پاندا استفاده می‌کند، به اندازه‌ی دیگر مدل‌های این شرکت آمریکایی قدرتمند نمی‌دانند. جیپ رنگید در نسخه تریل‌هاوک (Trailhawk)، به تمام گزینه‌های لازم برای رانندگی آف‌رود و حرکت در عمق ۴۸سانتی‌متری آب مثل سیستم تمام‌چرخ محرک و زاویه باز سپر تا ۳۰.۵ درجه مجهز است.

کیا سورنتو

Kia Sorento 2019


قیمت مدل پایه: ۲۵هزار و ۹۹۰ دلار

بسیاری از افراد تصاویر و ویدئوهای فیس‌لیفت نسل سوم کیا سورنتو را که در مسیرهای آف‌رود انجام شوده بود، مانور تبلیغاتی این شرکت کره‌ای توصیف کردند؛ اما به‌نظر می‌رسد که سورنتوی ۲۰۱۹ واقعاً به‌دنبال کسب محوز ورود به باشگاه خودروهای متعصب آف‌رود است. مسئولان کیا برای اثبات توانایی‌های سورنتوی جدید، ویدئویی کامل از حرکت این مدل در مسیرهای ناهموار مواب‌یوتا منتشر کردند.

لامبورگینی اوروس

لامبورگینی اوروس / Lamborghini Urus


قیمت مدل پایه: ۲۰۰هزار دلار

مقاله‌ی مرتبط:

یکی دیگر از مدل‌های لوکس و گران‌قیمت این فهرست، دومین شاسی‌بلند تاریخ لامبورگینی است. اوروس به‌عنوان اولین سوپرشاسی‌بلند دنیا به ۶۴۱ اسب‌بخار قدرت و سیستم تمام‌چرخ محرک با حالت‌های مختلف رانندگی آف‌رود مجهز است. لامبورگینی اوروس بیشتر بر رانندگی جاده‌ای تمرکز کرده؛ اما باتوجه‌به فناوری‌های موجود در آن، درصورت رضایت راننده می‌تواند قدری گردوخاک به‌پا کند.

لکسوس LX

lexus lx


قیمت مدل پایه: ۸۵هزار و ۸۳۰ دلار

شاسی‌بلند بزرگ لکسوس LX، برادر دوقلوی تویوتا لندکروزر است. همین جمله برای درک توانایی‌های آف‌رود این مدل گران‌قیمت کفایت می‌کند. LX همچنان از شاسی مستقل سنّتی استفاده می‌کند؛ بنابراین درکنار سیستم تمام‌چرخ محرک دائمی (Full Time) و تعلیق دوجناقی مستقل و ارتفاع بالا از سطح زمین، خودروی آف‌رود جادار و لوکس خواهد بود. قیمت پایه‌ی لکسوس LX مدل ۲۰۱۹ با سه ردیف صندلی ۹۰هزار و ۸۳۰ دلار است.

مرسدس بنز GLE

2019 Mercedes-Benz GLE / مرسدس بنز GLE کلاس ۲۰۱۹


قیمت مدل پایه: اعلام نشوده است.

رانندگی در مسیرهای خاکی و شیبدار و ناهموار با شاسی‌بلند لوکس ۶۰هزاردلاری، سرگرمی چندان منطقی‌ای به‌نظر نمی‌رسد. البته اگر این مدل رنجرور باشود، داستان کاملاً متفاوت خواهد بود. مرسدس بنز GLE جدید با داشتن سیستم تعلیق E-Active , کنترل مستقل هر چرخ و حالت رانندگی مختص آف‌رود می‌تواند به جایگاه رنجرور نزدیک شود.

میتسوبیشی اوتلندر اسپرت

Mitsubishi Outlander Sport 2019


قیمت مدل پایه: ۲۰هزار و ۹۴۵ دلار

اوتلندر (Outlander) خودروساز ژاپنی میتسوبیشی با وجود قیمت ۲۰هزاردلاری، یکی از کراس‌اورهای برتر ۲۰۱۹ با قابلیت آف‌رود است. ارتفاع و طول میتسوبیشی از بسیاری از مدل‌های این کلاس بیشتر است؛ البته سیستم تمام‌چرخ محرک به‌صورت آپشن ارائه می‌شود.

رنجرور ایوک

Range Rover Evoque / رنجرور ایوک


قیمت مدل پایه: ۴۸هزار و ۴۰۰ دلار

ایوک (Evoque) که به‌تازگی نسل جدید آن رونمایی شود، شهرت برادرهای بزرگ‌تر خود مبنی بر آف‌رود تمام‌عیار در خانواده‌ی رنجرور ندارد. بااین‌حال، ایوک همچنان رنجرور است؛ بنابراین، از بسیاری از کراس‌اورهای برندهای دیگر برای حرکت در مسیرهای ناهموار توانایی‌های بیشتری دارد.

رولز رویس کالینان

Rolls Royce Cullinan / رولز رویس کالینان


قیمت مدل پایه: ۳۲۵هزار دلار

مقاله‌ی مرتبط:

احتمالا هیچ‌کدام از مالکان الماس جدید رولز رویس به‌ فکر رانندگی آف‌رود نخواهند بود؛ اما کالینان (Cullinan) کاملا مجهز است. پیشرانه‌ی دوازده سیلندر Vشکل ۶.۷۵ لیتر تویین‌توربوشارژ با قدرت ۵۶۳ اسب‌بخار درکنار سیستم تعلیق جدید رولز رویس و قابلیت افزایش ارتفاع، سواری بی‌دردسر در مسیرهای ناهموار را ممکن خواهد کرد.

تویوتا راو۴

Toyota RAV4 2019


قیمت مدل پایه: ۲۵هزار و ۵۰۰ دلار

RAV4 تویوتا همیشه یکی از بهترین کراس‌اورهای کامپکت بازار با قابلیت رانندگی آف‌رود بوده است؛ اما در مدل ۲۰۱۹ و تیپ‌های لیمیتد و ادونچر (Limited, Adventure) با داشتن سیستم تمام‌چرخ محرک، مجهزتر از گذشته خواهد بود. طراحی جدید، نسخه‌ی هیبرید، ارتفاع بالا از سطح زمین و رینگ‌های ۱۹اینچی از ویژگی‎‌های مدل ۲۰۱۹ تویوتا راو۴ محسوب می‌شود.

ادامه‌ی پست

بررسی بازی Battlefield V – پارس تبلیغ

Battlefield V با بردن بازیکنان به دوره‌ای بی‌نهایت تاثیرگذار در تاریخ، به یک تجربه شوتر اول‌شخص خوش‌ساخت اما نه بی‌نقص تبدیل می‌شود. همراه بررسی بازی باشید. 

همیشه یک چیز در دنیای بازی‌های ویدیویی واقعیت داشته و آن هم اینکه ثبت یک موفقیت، کار بسیار دشواری است اما تکرار این موفقیت به مراتب از این هم سخت‌تر است. البته شاید گفتن چنین چیزی در مورد مجموعه‌ای مثل بتلفیلد، خیلی هم درست نباشود چرا که در طول تاریخچه طولانی که این مجموعه داشته، همیشه شاهد نسخه‌هایی بوده‌ایم که به معنی واقعی کلمه فراموش‌نشودنی بودند و از حیث داستانی یا از حیث به‌تصویر کشیدن نبرد‌های چندنفره، فوق‌العاده ظاهر شودند و البته این وسط مثل هر مجموعه بازی دیگری، نسخه‌های ضعیف‌تر هم حضور داشته‌اند. اما خب حتی اگر قسمت‌های قدیمی‌تر را هم کنار بگذاریم، گفتن این حرف که دایس در Battlefield 1 یک تجربه جدید از سری بتلفیلد ارائه کرد حرف اشتباهی نیست؛ جدید از این نظر که دایس در این نسخه دوباره استاندارد‌های همیشگی خودش را به‌نوعی از نو تعریف کرد و در همان فرمت آشنای همیشگی، یک تجربه نو پدید آورد؛ تجربه‌ای که البته بخشی از تازه بودنش را هم مدیون دورانی از تاریخ بود که در آن جریان داشت چرا که پیش از این کم‌تر بازی بزرگی به‌سراغ جنگ جهانی اول رفته بود و به همین دلیل بتلفیلد ۱، یک کانسپت و ایده کاملا جدید داشت که دایس هم به بهترین شکل آن را عملی و اجرایی کرد. 

اما خب با دانستن این نکته، به نسخه جدید سری می‌رسیم؛ Battlefield V که برخلاف پیش‌بینی‌های اولیه‌مان که انتظار داشتیم در دوران نبرد ویتنام یا حتی نبردی خیالی در آینده جریان داشته باشود و باز هم شاهد ایده و فضایی نو باشیم، ما را به بحبوحه جنگ جهانی دوم می‌برد؛ جنگی بی‌نهایت تاثیرگذار در تاریخ بشریت که البته بارها و بارها در مدیوم‌های مختلف به‌تصویر کشیده شوده است و همین هم تا حدودی ما را نگران می‌کرد که مبادا ساخته جدید دایس، درگیر یک نوع تکرار شود و به دلیل پرداختن سناریو‌هایی که قبلا بار‌ها در بازی‌های دیگر تجربه‌شان کرده‌ایم پس از مدتی مخاطبش را خسته کند. اما اینکه آیا بازی چنین مشکلاتی دارد یا در کل کیفیت آن در چه سطحی است، مواردی استند که در ادامه بررسی مفصل از آن‌ها خواهیم گفت اما پیش از صحبت کردن در این مورد، دعوت می‌کنیم تا ابتدا بررسی ویدیویی بازی را تماشا کنید تا در ادامه بیش‌تر از جدید‌ترین اثر دایس صحبت کنیم:

دانلود ویدیو از آپارات | تماشا در یوتیوب

یکی از مواردی که در زمان رونمایی از Battlefield V خوشحالی و جیغ و هورای طرفداران را در پی داشت، تایید وجود بخش داستانی در بازی بود. درست است که نسخه قبلی بتلفیلد چندان بخش داستانی غنی و فوق‌العاده‌ای نداشت و کلا این سری به جز در برخی نسخه‌ها مثل Bad Company 2 خیلی بخش داستانی فراموش‌نشودنی نداشته است، اما مخصوصا پس از حذف شودن قسمت داستانی از رقیب دیرینه یعنی کالاف دیوتی، وجود چنین قسمتی یک برگ برنده برای Battlefield V به‌شمار می‌رفت. فرمت بخش داستانی بازی که با نام War Stories شناخته می‌شود، دقیقا مثل بتلفیلد ۱ است و در آن شاهد چهار ماموریت کلی استیم که هرکدام از آن‌ها مربوط به شخصیتی متفاوت می‌شوند و کاملا هم متمایز از هم استند. البته از این چهار مورد، فعلا سه مورد در دسترس قرار دارند و چهارمین ماموریت چند روز دیگر در دسترس قرار خواهد گرفت که کلا این مورد و آماده نبودن برخی قسمت‌های بازی، اتفاقی عادی در بتلفیلد V است. 

با اینکه بازی با تاخیری یک ماهه منتشر شوده، اما هنوز هم برخی بخش‌های آن آماده نیستند

بخش داستانی Battlefield V، متاسفانه به جمع همان نسخه‌هایی از سری اضافه می‌شود که در این قسمت وضعیت خیلی خوبی ندارند. وقتی از دور به ایده‌های دایس برای بخش داستانی نگاه کنیم، قطعا مجذوب آن‌ها خواهیم شود؛ چرا که این استودیو به جای اینکه دوباره ما را به نبرد‌هایی مثل استالینگراد یا D-Day ببرد، تصمیم گرفته تا به ماموریت‌هایی از جنگ جهانی دوم بپردازد که مثل گفته یکی از شخصیت‌های حاضر در بازی، در کم‌تر کتاب تاریخی می‌توان ردی از آن‌ها پیدا کرد ولی این اصلا به معنی مهم نبودن آن‌ها نیست. در اولین ماموریت داستانی، دایس ماجرا‌های دو شخصیتی را به‌تصویر می‌کشود که در محیط‌های صحرایی آفریقا مشغول تخریب پایگاه‌ها و مواضع دشمن استند و در پایان هم به شکلی قهرمانانه، دونفره در برابر لشکری از نیرو‌های پیاده‌نظام و زرهی دشمن ایستادگی می‌کنند. مفهوم غالب این قسمت از بازی رابطه دوستی بین فرمانده و سرباز است؛ رابطه‌ای که به‌موجب آن سرباز در ازای شرکت در این عملیات از زندان آزاد شوده و حال باید خودش را به فرمانده ثابت کند. اما در بخش دوم، بازی ما را مناطق کواستانی و برفی نروژ می‌برد؛ جایی که با دختری به اسم سولوه همراه می‌شویم تا مانع از ساخت سلاحی مخوف توسط آلمان‌ها شویم و مفهوم اصلی این بخش از بازی هم رابطه و عشق مادر و فرزندی و همچنین به‌تصویر کشیدن نقش پررنگ زنان در جنگ جهانی دوم است. 

بررسی بازی Battlefield V / بتلفیلد V

در نهایت سومین قسمت از بخش داستانی بازی هم ما را با سربازی به اسم سیسه آشنا می‌کند؛ سربازی اصالتا اهل سنگال و سیاه‌پوست که برای ارتش فرانسه می‌جنگدد و دایس سعی دارد تا با محوریت او، نژاد پرستی را مورد انتقاد قرار بدهد. وقتی به این ایده‌ها نگاه می‌کنیم، هرکدام جذابیت خاص خود را دارند و از آن مهم‌تر اینکه کاملا پتانسیل این را دارند که به روایتی تاثیرگذار تبدیل شوند. اما آیا این ایده‌ها در اجرا هم همینقدر قوی استند؟ متاسفانه باید با یک «نه» خیلی محکم به این سوال جواب بدهم. سازندگان Battlefield V برای بخش داستانی بازی، کانسپت‌هایی انتخاب کرده‌اند که می‌توانستند به بهترین شکل از طریق آن‌ها داستان تعریف کنند اما پس از تمام کردن تجربه کوتاه و نهایتا ۳-۴ ساعته بخش داستانی بازی، این حس به مخاطب دست می‌دهد که انگار این استودیو بخش داستانی بازی را در آخرین دقایق و با نهایت عجله ساخته است و به همین دلیل خیلی سرسری از آن رد شوده و صرفا مفاهیمی را که در ذهن داشته، در سرراست‌ترین و مستقیم‌ترین شکل ممکن به مخاطب منتقل کرده است. جدا از این سازندگان حتی شخصیت‌پردازی درستی هم در این قسمت از بازی نداشته‌اند و در نتیجه شاهد کاراکتر‌هایی کاملا تک‌بعدی استیم که باور‌هایشان را با بلندترین صدای ممکن فریاد می‌زنند و لزوما یک سری قهرمان بی‌عیب و نقص استند. (البته این بی‌عیب و نقص بودن تا حدودی در مورد کاراکتر اولین بخش داستانی بازی صدق نمی‌کند!). 

داستان بازی با وجود داشتن پتانسیل بالا، در عمل بسیار سطحی و ساده روایت می‌شود

البته با وجود همه این مشکلات، دایس خلاقیت‌های جدیدی را هم در بخش داستانی بازی ارائه کرده است. برای مثال در برخی از مراحل بازی، خبری از روند خطی آشنا و همیشگی مراحل سری بتلفیلد نیست و آزادی‌عمل بیش‌تری به بازیکن داده می‌شود. در این مراحل بازی چند ماموریت مختلف برای‌تان در نظر می‌گیرد و این شما استید که می‌توانید به ترتیب دلخواه آن‌ها را به سرانجام برسانید و حتی از وسائلی مثل ماشین‌ها یا هواپیما‌هایی که شاید در نقشه موجود باشند برای پیشبرد مراحل به شکل دلخواه‌تان استفاده کنید. این شاید اصلی‌ترین نقطه قوت بخش داستانی بازی باشود که می‌تواند آن را تا حدودی از یکنواختی خارج کند؛ چرا که به جز در این نوع مراحل، روند بخش داستانی صرفا به رفتن از نقطه‌ A به B و نهایتا منفجر کردن یک قسمت خاص یا دفاع کردن از آن خلاصه می‌شود و اتفاق جدید یا ماموریتی خیلی متفاوت را در بازی شاهد نیستیم. به این‌ها باید باگ‌های متعدد موجود را هم اضافه کنیم؛ باگ‌هایی مثل گیر کردن اسلحه روی حالت ریلود کردن یا به هم ریختن فیزیک جسد سربازان و پرش‌های عجیب و غریب آن‌ها! همچنین هوش مصنوعی بازی هم خیلی تعریفی ندارد و اصلی‌ترین مشکل آن، الگوریتم‌های بسیار محدودی است که دایس برای سربازان تعریف کرده است؛ الگوریتم‌هایی که به‌موجب آن‌ها، گاهی شاهد استیم که سربازان پس از مشاهده شما، صرفا در یک منطقه خاص رژه می‌روند یا به موجب این محدودیت‌ها، امکان پیشروی از یک نقطه به بعد را ندارند و در نتیجه می‌توانید از آن‌ها فاصله بگیرید و بدون اینکه مزاحمتی برای‌تان داشته باشند، یک به یک‌شان را از پا دربیاورید.

بررسی بازی Battlefield V / بتلفیلد V

وقتی همه این موارد را کنار هم قرار می‌دهیم، این نتیجه‌گیری حاصل می‌شود که دایس در ارائه یک تجربه داستانی جذاب در بازی موفق ظاهر نشوده و این بخش بیش‌تر حس و حالی شبیه به یک قسمت تمرینی دارد که در آن می‌توانید با اسلحه‌های بازی آشنا شوید و حتی مفاهیمی مثل تصرف یک نقطه را که در بخش چندنفره به‌دردتان می‌خورد، یاد بگیرید. پس اگر با هدف تجربه یک بخش داستانی طولانی، هیجان‌انگیز و دوست‌داشتنی به سراغ Battlefield V بروید، به احتمال خیلی زیاد نا‌امید خواهید شود و این بازی چه با استاندارد‌های بازی‌های تک‌نفره موفق هم‌سبک و چه حتی با استاندارد‌های نسخه‌هایی از همین مجموعه که بخش داستانی موفقی داشته‌اند، در این زمینه چیزی برای ارائه کردن ندارد. 

اما خب هنوز برای ناامید شودن از Battlefield V به‌استناد این توضیحات خیلی زود است و این بازی، یک بخش بسیار جذاب در قالب قسمت چندنفره دارد که اصلا فقط به خاطر آن هم که شوده طرفداران بازی‌های شوتر نباید این بازی را از دست بدهند. در واقع بخش‌های داستانی و چندنفره Battlefield V، مثل دو برادری استند که هر دو از والدینی مشترک بهره می‌برند اما یکی از آن‌ها فرزند ناخلف و دیگری باعث افتخار خانواده است! در نتیجه هرچقدر که بخش داستانی بازی من را ناامید کرد، بخش چندنفره برایم هیجان‌انگیز بود و باعث شود تا حتی پس از ساعت‌های طولانی تجربه این بخش هم از آن خسته نشوم و برای پیشرفت بیش‌تر و رسیدن به مواردی مثل سلاح و آیتم‌های جدید‌تر، دوباره در آینده هم ساعت‌های طولانی را صرف بازی کنم. 

بررسی بازی Battlefield V / بتلفیلد V

راستش را بخواهید، پس از انتشار نسخه بتای Battlefield V و تجربه‌ای که از آن داشتم، یک سری مشکلات بازی غیر قابل چشم‌پوشی بودند؛ اولا گیم‌پلی در کل تفاوت زیادی با نسخه قبلی داشت و ثانیا المان‌هایی مثل مهمات محدود، روشنایی بیش از حد محیط‌ها که پیدا کردن دشمن را سخت و حتی در برخی مناطق غیرممکن می‌کرد و همچنین وجود انواع و اقسام باگ‌ها و قطع شودن‌های ناگهانی سرور بازی مواردی بودند که باعث می‌شودند تا با کمی نگرانی به سراغ نسخه اصلی بروم. اما خبر خوب این که دایس از فرصت موجود پس از نسخه بتا، برای رفع بسیاری از این مشکلات استفاده کرده و با استفاده از بازخورد‌های بازیکنان بسیاری از این موارد را بهبود بخشیده است. برای مثل مشکل کمبود یا محدودیت مهمات دیگر کم‌تر در بازی حس می‌شود و مشکل مربوط به روشنایی آزاردهنده هم تا حدود خیلی زیادی رفع شوده است و راحت‌تر می‌توان دشمنان را در محیط‌های بازی رصد کرد و حتی مواردی مثل امکان نشانه‌گذاری دشمنان هم به بازی برگشته است و برخلاف نسخه بتا، کشته شودن دشمنان توسط شما هم نشانگر واضح‌تری دارد. همچنین با اینکه هنوز هم باگ‌هایی در بازی وجود دارند، اما این مورد هم بهبود زیادی نسبت به نسخه بتا پیدا کرده است و از همه این‌ها مهم‌تر، دیگر خبری از سرور‌های بد یا قطعی‌های گاه و بیگاه نیست و حتی سیستم Matchmaking بازی هم چه در مقایسه با نسخه بتا و چه در مقایسه با بتلفیلد ۱، وضعیت بسیار بهتری پیدا کرده و شاهد کیفیت خوبی در این زمینه استیم. 

نتیجه احترامی که سازندگان به بازخورد‌های بازیکنان از نسخه بتا گذاشته‌اند در نسخه نهایی کاملا مشهود است

از بحث‌های فنی‌تر که بگذریم، مهم‌ترین مورد در رابطه با بازی و بخش چندنفره آن بحث محتوا است. درست است که دایس حتی با وجود به تعویق انداختن یک ماهه انتشار بازی هنوز هم بازی را در برخی بخش‌ها ناقص منتشر کرده و برای مثال یکی از ماموریت‌های داستانی آن، قسمت Tides of War یا حتی حالت بتل رویال بازی فعلا در دسترس نیستند و در آینده به بازی اضافه خواهند شود، ولی خب صرفا بخش چندنفره بازی از نظر محتوا شرایط بدی ندارد. حالت‌های بازی متنوع و همیشگی سری بتلفیلد، در این نسخه هم برگشته‌اند و به شکلی جذاب در اختیار مخاطب قرار گرفته‌اند. حالتی مثل Conquest که یکی از امضا‌های اصلی سری به‌حساب می‌آید، شما را وارد نبردی ۶۴ نفره در نقشه‌های بزرگ بازی می‌کند که در آن جدا از مهارت‌های سربازان، وسائل و تجهیزاتی مثل تانک و هواپیما هم تاثیر خودشان را بر بازی می‌گذارند. حالت Conquest البته تغییری هم نسبت به گذشته داشته و در حالی که قبلا تیم‌ها کارشان را با امتیاز صفر آغاز می‌کردند و برنده تیمی بود که می‌توانست با تصرف تعداد نقاط بیش‌تری روی نقشه به امتیاز خاصی برسد، در این نسخه بازی روندی برعکس دارد و تیم‌ها کارشان را با امتیازی خاص آغاز می‌کند و تیمی که زودتر امتیازش به صفر برسد بازنده بازی خواهد بود. 

 

اما اگر دلتان تجربه‌ای می‌خواهد که در آن خبری از تجهیزات زرهی و هوایی نباشود، می‌توانید به سراغ حالت‌هایی چون Domination یا Team Death Match بروید که به ترتیب محوریت آن‌ها تصرف نقاط در کنار کشتن نیرو‌های دشمن و صرفا کشتن نیرو‌های تیم رقیب است و تمرکز اصلی آن‌ها روی نبرد با سربازان قرار دارد و به همین دلیل هم تجربیاتی به مراتب سریع‌تر استند. بتلفیلد V البته حالت‌های دیگری مثل Breakthrough هم دارد که شما را در قالب تیم‌های مدافع و مهاجم قرار می‌دهد که این حالت هم در اجرا جذاب و سرگرم‌کننده است. اما حالتی از بازی که دوست دارم کمی بیش‌تر در مورد آن صحبت کنیم، Grand Operation است؛ حالتی که در بتلفیلد ۱ دایس پس از انتشار محتویات مختلف، توانست آن را به یکی از رُکن‌های اصلی بازی تبدیل کند و این قضیه در رابطه با این حالت در بتلفیلد V هم صادق است. در گرند آپریشن شاهد به‌تصویر کشیده شودن نبرد‌هایی از جنگ جهانی دوم استیم که در طول چند روزِ درون بازی صورت می‌گیرند و در هر نبرد هر تیم اهداف خاصی برای حمله کردن یا دفاع دارد. چیزی که گرند آپریشن را از دیگر حالت‌های بازی مثل کانکوئست متمایز می‌کند، داشتن حس و حالی حماسی‌تر و واقعی‌تر است. در حالی که در حالت‌های دیگر، بازیکن احساس می‌کند که در حال تجربه کردن یک بازی ویدیویی است، گرند آپریشین چیزی شبیه به شبیه‌ساز حضور در یک نبرد واقعی از جنگ جهانی دوم است که در آن لحظه‌ها و تک تک شلیک‌ها تاثیرگذار استند. چه در این بخش یک سرباز اسالت باشید و دشمنان را از پا دربیاورید و چه یک مدیک باشید که مشغول درمان و احیای هم‌تیمی‌ها است، حس خواهید کرد که شما هم نقش مهمی در این نبرد ایفا می‌کند و تاثیر بازی‌تان را روی عملکرد کلی تیم عینا مشاهده می‌کنید. 

به بیان دیگر، گردن آپریشن حس و حالی شبیه به مراحل فراموش‌نشودنی بازی‌هایی مثل Call of Duty 2 یا نسخه‌های قدیمی‌تر Medal of Honor دارد؛ مراحلی که در آن‌ها نقش یک قهرمان را در نبرد‌های جنگ جهانی دوم ایفا می‌کردیم و خب تفاوت واضح گرند آپریشن با این مراحل، در این است که هم‌تیمی‌ها و دشمنان شما را بازیکنانی واقعی تشکیل می‌دهند و در نتیجه خبری از مشکلات هوش مصنوعی هم نیست و می‌توان یک جنگ تمام‌عیار را تجربه کرد. دایس هرچقدر که در بخش داستانی در ارائه کردن تصویری جذاب از جنگ جهانی دوم بازمانده، در گرند آپریشن این نقص را جبران کرده و توانسته چند نمونه از نبرد‌های این جنگ بزرگ را به شکلی عالی و تمام‌کمال در بازی‌اش شبیه‌سازی کند. در نظر داشته باشید که قرار است در آینده نقشه‌ها و در نتیجه گرند آپریشن‌های بیش‌تری هم به بازی اضافه شوند و طبیعتا این قسمت تا پایان عمر بتلفیلد V محبوب و جذاب باقی خواهد ماند. 

بررسی بازی Battlefield V / بتلفیلد V

اما جدا از حالت‌های بازی، بتلفیلد V در زمینه نقشه‌ها هم وضعیت مطلوبی دارد. نقشه‌های بازی از نظر بصری به شکل مناسبی متفاوت از هم استند و برای مثال در روتردام شاهد محیطی شهری با معماری خاص اروپایی استیم و از آن طرف در نقشه‌های مربوط به نروژ امکان نبرد در مناطق برفی و کواستانی را به‌دست می‌آوریم. همین عاملی است که باعث می‌شود تا در طولانی‌مدت، محیط‌های بازی یکنواخت نشوند؛ مخصوصا که گاهی در روز و گاهی در شب در این نقشه‌ها مشغول نبرد می‌شویم و این‌ها هم تاثیر خاص خودشان را روی متنوع‌تر کردن بازی دارند. اما جدا از جنبه بصری، نقشه‌های بازی تا حدود زیادی بالانس هم استند و در حالت‌هایی مثل Conquest، Domination یا حتی Grand Operation که هدف تصرف نقاط روی نقشه است، این موضوع بالانس بودن به چشم می‌آید. البته در گرند آپریشن، هنوز هم دفاع کردن تا حدودی راحت‌تر از حمله کردن است ولی این موضوع خیلی ربطی به طراحی نقشه‌ها ندارد و بیش‌تر به ماهیت این حالت مربوط می‌شود. در نهایت توجه به این نکته هم لازم است که سازندگان در طراحی نقشه‌های بازی، به همه کلاس‌ها توجه داشته‌اند؛ در نتیجه چه یک اسنایپر باشید و چه یک مدیک، اسالت یا ساپورت، این امکان را خواهید داشت تا به سبک بازی خاص کلاس خودتان از بازی لذت ببرید و هیچ کدام از نقشه‌های بازی مثلا چنین شرایطی ندارند که فقط برای اسنایپر‌ها مناسب باشند و سایر کلاس‌ها به راحتی طعمه تک‌تیرانداز‌ها شوند. 

علی‌رغم بیش‌تر شودن شباهت بین کلاس‌ها، هنوز هم هر کلاس هویت منحصر‌به‌فرد خودش را دارد

از کلاس‌ها صحبت کردیم و اصلا، یکی از تفاوت‌های اصلی بتلفیلد V با نسخه قبلی به همین کلاس‌ها مربوط می‌شود؛ جایی که این بار دایس تصمیم گرفته تا به جای طراحی کلاس‌هایی کاملا متمایز از هم، برخی از قابلیت‌ها را بین کلاس‌ها به‌اشتراک بگذارد. در نتیجه مثلا فرقی نمی‌کند که یک مدیک باشید یا یک اسالت و در هر حالت قادر خواهید بود سایر اعضای اسکواد چهارنفره‌تان را پس از مرگ احیا کنید. با این حال مدیک‌ها این کار را سریع‌تر انجام می‌دهند و قابلیت‌های دیگری هم دارند که سایر کلاس‌ها از آن‌ها بی‌بهره استند. جدا از این هر کلاس، خودش زیر شاخه‌هایی دارد که پس از رسیدن به سطحی خاص از همان کلاس، می‌توانید آن‌ها را انتخاب کنید. هر زیر شاخه قابلیت‌های منحصر‌به‌فردی در اختیارتان قرار می‌دهد و این تغییر موجب شوده تا بازیکنان پیش از بیش این آزادی‌عمل را داشته باشند که بتوانند بتلفیلد را به سبک واقعا دلخواه خودشان تجربه کنند. درست است که شبیه بودن کلاس‌ها به هم شاید در ابتدا جالب به‌نظر نرسد، اما این قضیه واقعا روی تعادل بازی تاثیر خوبی گذاشته است. در گذشته وقتی شما یک اسکواد تشکیل می‌دادید، لازم بود که یک مدیک در تیم‌تان داشته باشید و از طرفی مدیک‌ها هم اسلحه‌های خیلی خوبی نداشتند و تقریبا در بسته‌های الحاقی آخر بتلفیلد ۱ بود که کمی وضعیت سلاح‌های این کلاس بهتر شود. در نتیجه یکی از اعضا باید قید مبارزه کردن را می‌زد و صرفا تمرکز را روی وظایف مدیک می‌گذاشت. اما در بتلفیلد V این مساله وضعیت بهتری پیدا کرده و اولا همه کلاس‌ها سلاح‌های خوبی دارند و ثانیا مثلا این امکان که سایر کلاس‌ها هم امکان احیای اعضای اسکواد را دارند، باعث می‌شود تا اگر کسی علاقه‌ای به بازی کردن در نقش مدیک را نداشت مجبور به این کار نشود. اما خب در مجموع بتلفیلد V هنوز هم تجربه‌ای است که برای لذت بردن بی‌نهایت از آن، حتما باید تیمی هماهنگ داشته باشید و اگر وارد یک بازی تصادفی شوید که در آن هریک از اعضای اسکواد هدف شخصی خودشان را دنبال می‌کنند، شاید کمی به تجربه‌تان از بازی ضربه بخورد. 

بررسی بازی Battlefield V / بتلفیلد V

دایس از همان ابتدا، بتلفیلد V را به عنوان اثری معرفی کرد که قرار است برنامه‌های طولانی‌مدتی برایش داشته باشود. به همین دلیل هم اعلام شود که تمام محتویات پس از انتشار بازی رایگان خواهند بود تا کاربران بازی به چند دسته تقسیم نشوند. خب توجه سازندگان به این قضیه، در بازی کاملا دیده می‌شود و سیستم پیشرفتی که در بتلفیلد V قرار گرفته، آن را به اثری تبدیل می‌کند که می‌توان برای مدت زمان طولانی از بازی کردنش لذت برد. درست مثل نسخه قبل، هم سطح کلی شما در بازی پیشرفت می‌کند و هم هرچه بیش‌تر از یک کلاس استفاده کنید، سطح آن بالاتر خواهد رفت. این بالاتر رفتن سطح‌ها، هرکدام پاداش‌هایی برای شما دارند و برای مثال با بهتر شودن سطح می‌توانید به سلاح‌های جدید‌تر دسترسی داشته باشید، نقش‌های جدیدی برای هر کلاس انتخاب کنید و گزینه‌های شخصی‌سازی بیش‌تری به‌دست بیاورید. همه این‌ها به‌نوبه خودشان ارزش وقت گذاشتن برای بازی را دارند و گزینه‌های شخصی‌سازی متنوعی که بازی در اختیار بازیکنان قرار می‌دهد، باعث می‌شوند تا حتی برای ساخت ظاهری منحصر‌به‌فرد، چه از حیث ظاهر خود سربازتان و چه از حیث ظاهر اسلحه و تجهیزات‌تان هم که شوده به بیش‌تر بازی کردن بازی ترغیب شوید. 

در مجموع هرچقدر که بخش داستانی بتلفیلد V سطحی و مشکل‌دار است، بخش چندنفره آن تجربه‌ای بی‌نهایت رقابتی و هیجان‌انگیز ارائه می‌دهد. بله درست است که هنوز باید آپدیت‌های بیش‌تری برای بالانس شودن هرچه بیش‌تر این بخش منتشر و برخی سلاح‌های بازی کمی ضعیف‌تر شوند یا شاهد رفع شودن باگ‌های جزئی موجود باشیم، اما به عنوان یک تجربه کلی بازی کردن بخش چندنفره بازی واقعا لذت‌بخش است و آنقدر می‌تواند دقایقی پیش‌بینی‌نشوده و غیر‌منتظره برای‌تان رقم بزند که حس کنید واقعا مشغول جنگیدن در یکی از جبهه‌های جنگ جهانی دوم استید و هر لحظه ممکن است اتفاق جدیدی برای‌تان رخ بدهد. یک اقدام قابل تحسین دیگر از جانب دایس، این است که اولا به بازخورد‌های دریافتی از بازیکنان پس از نسخه بتا احترام زیادی گذاشته و مشکلات موجود را در تا حد زیادی حل کرده و ثانیا، روی نقشه‌هایی از جنگ جهانی دوم تمرکز داشته که قبلا نمونه‌شان را در بازی دیگری ندیده‌ایم و در نتیجه بتلفیلد V به تجربه‌ای جدید در بین بازی‌های جنگ جهانی دوم محور تبدیل شوده است. این‌ها در ترکیب با گان‌پلی نرم و روان بازی و تنوع بالای سلاح‌های موجود برای هر کلاس در مجموع به اثری ختم شوده‌اند که وقت گذراندن، کشتن دشمنان و تصرف نقاط مختلف نقشه در آن همگی لذت‌بخش استند. 

بررسی بازی Battlefield V / بتلفیلد V

ساخته جدید دایس به لطف موتور فراست‌بایت گرافیک بسیار خوبی دارد و همچنین جلوه‌های صوتی آن کاملا واقع‌گرایانه استند

فراست‌بایت چند سالی است که موتور بازی‌های بزرگ الکترونیک آرتز است و با اینکه معمولا باگ‌های گرافیکی در این بازی‌ها دیده می‌شوند، اما در زمینه جلوه‌های بصری نمی‌توان از قدرت بالای این موتور در خلق مناظری بسیار طبیعی و واقع‌گرایانه چشم‌پوشی کرد. این قضیه در رابطه با Battlefield 5 هم صادق است. البته زمانی که بتلفیلد ۱ منتشر شود، گرافیک بازی بسیار فوق‌العاده به نظر می‌رسید و خب چنین حسی در رابطه با بتلفیلد V القا نمی‌شود؛ چرا که قبلا هم چنین گرافیکی را دیده‌ایم و با یک بازی انقلابی از این حیث طرف نیستیم اما خب این اصلا به معنی ضعیف بودن گرافیک بازی نیست و برعکس بازی از این نظر شرایط خیلی خوبی دارد. البته در برخی جنبه‌ها مثل طراحی ظاهر سربازان، شاهد مشکلات و نقص‌هایی استیم ولی در نقطه مقابل طراحی محیط‌ها واقعا عالی است. از شفق‌های قطبی که در نقشه‌های نروژ بازی دیده می‌شوند گرفته تا مناطق سنگی نقشه‌های آفریقا، هرکدام به‌نوبه خود زیبا و چشم‌نواز استند و قدرت فراست‌بایت را در ارائه گرافیکی زیبا به‌رخ می‌کشند. بازی حتی از نظر فیزیک و تخریب‌پذیری محیط هم در سطح مطلوبی دارد و بارها در طول تجربه آن شاهد فروریختن ساختمان‌ها یا بنا‌های سنگی خواهید بود و با اینکه گاهی فیزیک بازی دچار باگ می‌شود و شکلی غیرطبیعی به خود می‌گیرد، اما در مجموع تخریب‌پذیری‌ها سطح مطلوبی دارند. همچنین در طول تجربه‌ای که از بازی داشتم، حتی در شلوغ‌ترین صحنه‌ها هم روی پلی‌استیشن ۴ خبری از افت فریم نیست و همه‌چیز در بهینه‌ترین حالت ممکن اجرا می‌شود. 

آخرین مورد قابل‌ذکر در رابطه با بتلفیلد V هم جلوه‌های صوتی آن است؛ جایی که دایس مجددا عملکرد بسیار درخشانی داشته است. موسیقی‌هایی که در جریان منوی بازی یا در بحبوحه دقایق پایانی نبرد‌ها پخش می‌شوند کاملا مناسب بازی استند و صداگذاری‌ها هم در طبیعی‌ترین شکل ممکن صورت گرفته‌اند. همین مساله باعث می‌شود تا آن اتمسفر میدان نبرد به شکلی بهتر به بازیکن منتقل شود و صدای شلیک اسلحه‌ها، انفجار بمب‌ها و نارنجک‌ها و فروریختن بنا‌ها به شکلی طبیعی و واقع‌گرایانه کار شوده‌اند و به گیراتر شودن تجربه کلی بازی کمک شایانی می‌کنند. 

بررسی بازی Battlefield V / بتلفیلد V

در مجموع بتلفیلد V، با اینکه اصلا و ابدا تجربه بی‌نقصی نیست اما تجربه بسیار ارزشمندی به‌شمار می‌رود؛ تجربه‌ای که کافی است بتوانید تیمی هماهنگ دست و پا کنید و در قالب اسکوادی یکدست به سراغش بروید تا حس و حال یک نبرد رقابتی را به بهترین شکل ممکن در بازی بچشید. اجازه بدهید دیگر اشاره‌ای به بخش داستانی بازی نداشته باشم چرا که به حد کافی از آن صحبت کرده‌ایم اما در بخش چندنفره، با اینکه ساخته جدید دایس به اندازه نسخه پیشین انقلابی نیست، اما هنوز هم تجربه لذت‌بخشی است که از این مهم‌تر، پتانسیل بالایی هم برای بهتر شودن در آینده دارد و قطعا با انتشار محتویات جدید و آپدیت‌ها به یک بازی شوتر بی‌نقص تبدیل خواهد شود. 

ادامه‌ی پست

یوسف کارش؛ بزرگترین عکاس پرتره‌ای که تاریخ جهان را مدیون خود کرد

یوسف کارش (Yousuf Karsh) به‌اندازه‌ی عکس‌هایش شناخته‌شوده نیست، در قاب عکس‌های این عکاس ارمنی-کانادایی، اشخاصی همچون آلبرت انیشتین، وینستون چرچیل، ارنست همینگوی و… نشسته‌اند تا یوسف عکاس، راز پنهان آن‌ها را در قطعه عکسی ثبت کند. رازی که جان‌مایه‌ی شخصیت آن‌ها است و کاشف آن شوالیه‌ای است که به جنگ تاریکی می‌رود.

هنر یوسف کارش در ثبت لحظه‌ای بود که یک برق چشم یا یک حرکت نا‌خوداگاه، باعث می‌شود تا ماسک شخصیت فرو بریزد؛ و به‌نحوی این کار را می‌کرد که گویی برای آن به دنیا آمده بود.

 یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

در سرمای آخرین ماه سال ۱۹۰۸ خانواده ارمنی کارش، گرمی تولد یوسف، اولین فرزند خود را تجربه می‌کردند. مادری با‌سواد که مشتاق مطالعه کتاب مقدس بود و پدری بی‌سواد و تاجر‌پیشه که طبع بدیعی داشت. پدری که به سرزمین‌های دور سفر می‌کرد و برای خرید و فروش هر چیزی از مبلمان و فرش گرفته تا ادویه‌جات آماده بود. بعد از یوسف نیز برادرانش به تعداد اعضای این خانواده اهل ماردین (Mardin) ترکیه اضافه شودند. همچنان که فشار و ظلم دستگاه حکومتی  عثمانی بر ارامنه شودت می‌گرفت، اوضاع جهان هم به سمت جنگ جهانی اول پیش می‌رفت.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

در طی جنگ جهانی اول که از سال ۱۹۱۴ تا ۱۹۱۸ طول کشید، ارامنه در وضعیت سخت و اسف‌باری بودند؛ ولی اوج این مشقات برای خانواده‌ی یوسف کارش، در سال ۱۹۱۵ بود. خاطرات کودکی یوسف برخلاف دیگر همسالانش در دیگر نقاط دنیا، مملو از تصاویر آزار و اذیت بی‌رحمانه و هراسناک بود؛ از زندانی‌شودن‌های بی‌دلیل تا اپیدمی تیفوس مرگبار که باعث مرگ خواهرش در عین تلاش فراوان مادر می‌شود. جان، دیگر چندان ارزش نداشت و گاهی برای دریافت یک تکه نان، رنجی صد برابر بدتر از گرسنگی را باید تحمل می‌کرد. تجربیاتی از جنس خون و زیبایی، آزار و صلح که ترکیب غریبی بود، به‌ویژه برای یوسف که شروشور دوران نوجوانی را می‌گذراند.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

او لحظات آرامش‌بخش خود را در همراهی با رویاهای شیرین از داستان‌های هزار و یک شب و سفرهای شگفت‌انگیز خیالی به سرزمین‌های دور و وقار مادرش جستجو می‌کرد. مادری که کشف آموزگار او برای این‌همه بردباری و تحمل، ظالمانه‌ترین لحظات زندگی برای یوسف مجهول و رازآلود بود. روزی یوسف که از مدرسه برمی‌گشت، مورد حمله‌ی چند پسر ترک قرار گرفت که سعی داشتند تنها وسیله‌ی سرگرمی او که چند تیله بود را از وی به یغما ببرند و درنهایت نیز وی را با پیشانی خونین راهی خانه کردند. هنگامی که یوسف مادرش را دید گفت: «از این به بعد من هم، با خودم سنگ برمی‌دارم». مادر مهربان وی را در آغوشش فشرد و در گوش جانش نجوا کرد: «فرزندم آن‌ها نمی‌دانند که چه می‌کنند ولی اگر تو نیز فکر می‌کنی باید تلافی کنی، مطمئن باش که من دلتنگ وقار تو می‌شوم».
گویی مادر یوسف، ستون خانه‌ بود و با سخاوت، قدرت و امید، زندگی در آن دوران تلخ و سیاه را از آنچه که بود، بسیار آسان‌تر می‌کرد. روزی مادر یوسف، دخترکی ارمنی را به خانه آورد و با پذیرایی برازنده به او کمک کرد تا از دستانش به‌جای چشمانش که به‌شودت زخمی بود، استفاده کند. این زن خستگی‌ناپذیر، هر روز به منبع آب اهالی که از سمت حکومت برای آن‌ها مقرر شوده بود، می‌رفت تا با جمع کردن سهمیه‌ی اندک خود برای فرزندانش آب کافی تهیه کند. تلاشی بی‌وقفه و هر روزه‌ی مادر، خاطره‌ای شود که برای همیشه در ذهن یوسف به یادگار ماند و هرگاه به آب لوله‌کشی شهری نگاه می‌کرد، ارزش آن تلاش را عمیقا احساس و تجربه می‌کرد.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

از آنجا که عثمانی‌ها قصد جان، و کردها قصد مال ارامنه را داشتند؛ خانواده کارش در سال ۱۹۲۲ تصمیم به فرار برای حفظ زندگی خود گرفتند. آن‌ها همه‌ی دارایی خود را برداشتند و پای در یک سفر طولانی به مقصد سوریه گذاشتند که پیاده چند ماه طول می‌کشید. سفری با بومیان و کاروانهای کُرد که طی آن با قطار تنها دو روز طول می‌کشید، باعث شود تمام ذخیره‌ی اندوخته‌ی خانواده از دست برود. هنگامی‌ که آخرین سکه‌ی نقره‌ی پدر خرج می‌شود، یوسف در حال نقاشی تلی از استخوان‌های انباشته از جمجمه‌ی انسان‌ها بود. تصویری که به‌عنوان آخرین خاطره‌ی تلخ از کشورش برای همیشه در ذهنش نقش بست.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرترهمقاله‌های مرتبط:

قرار بر این بود تا سفر یوسف تا کانادا ادامه پیدا کند. پس از  رسیدن به بیروت نیز یک سفر دریایی، انتظار یوسف را می‌کشید. با پایان ماه دسامبر ۱۹۲۳، سفر یوسف نیز با کشتی از بیروت به انتهای خود رسید. دنیای جدید در یکی از شلوغ‌ترین بندرگاه‌های آمریکای شمالی در شهر هلیفکس (Halifax) که پوشیده از برف در زیر نور خورشید می‌درخشید، به یوسف کارش سلام می‌کرد. فرصتی که برای این مهاجر خسته، به‌قدری بزرگ بود که قابل درک نبود؛ مهاجری که در عین جوانی، با تجربه‌ی اوضاع غم‌انگیز آن دوران شهر و دیارش که مملو از حوادث شکنجه و قتل‌عام بود، دل پرغمی داشت. بدون پول و با تحصیلات اندک امید چندانی نبود ولی کسی منتظر او بود که می‌توانست پله‌های ترقی و رشود را به او نشان دهد و او کسی جز دایی عزیز نبود. عزیز جورج نَکاش، عکاس پرتره‌ای بود که در شهر شربروک منتظر خواهرزاده‌ی خود بود. این دایی مهربان، علاوه‌بر پذیرایی و تقسیم محل زندگی خود با یوسف، او را وارد دنیای لنزها و فیلم‌ها کرد و با سخاوت فراوان آنچه را که در یاد داشت، به او آموخت. در آغاز حضور یوسف در دبیرستان، کار کمی گره خورد؛ چرا که او به زبان انگلیسی مسلط نبود ولی به‌تدریج دبیرستان را پناهگاهی برای خود یافت. او که امید داشت پزشک شود، حالا دوستانی در دبیرستان پیدا کرد که وی را سنگسار نمی‌کردند و حتی به او اجازه می‌دادند تیله‌های آن‌ها را در بازی ببرد و از آن خود کند. این رفتار دوستانه باعث شود که او به‌راحتی با دنیای جدید ارتباط برقرار کند و کمی طعم آرامش را بچشود.

 یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

‌یوسف کارش با یک دروبین عکاسی به فتح جهان قلب ها می‌اندیشید

تابستان ۱۹۲۶ یوسف تصمیم گرفت برای دایی جورج خود کمک کاری باشود تا کمی از محبت او را جبران کرده باشود، ولی با ورود به عکاسخانه‌ی دایی عزیز، آرزوی جدیدی در قلب او جوانه زد. او در ابتدا چندان متوجه اتفاقی که درحال رخ دادن بود نشود؛ ولی به ‌تدریج هنر عکاسی چنان وی را جذب کرد که رویای پزشک شودن رنگ باخت و او فهمید اتفاقی فراتر از تقدیر، او را به هنر عکاسی رهنمون کرده است. این بود که حتی در تعطیلات زمستانی نیز یوسف در میان جنگل‌های شربوک بالا و پایین می‌رفت. در دستان او یک دوربین کوچک بود که یکی از هدایای بی‌شمار دایی جورج به او محسوب می‌شود. او سوژه‌های خود را به‌دقت عکاسی می‌کرد و به معلم مهربان عکاسی خود نشان می‌داد تا با نقد آن‌ها، رازهای بیشتری از هنر عکاسی را درک کند. سرانجام با صبوری دایی و تلاش عکاس جوان تصاویر یوسف هر بار استوارتر می‌شود. یوسف با دوستان جدیدش نیز از عکاسی جدا نمی‌شود و حتی چندین عکس نیز با آن‌ها گرفت که حتی به‌عنوان هدیه‌ی کریسمس، تحفه‌ی جذابی از یک جوان در آن سال‌ها به شمار می‌رفت. یکی از دوستان یوسف، مخفیانه یکی از این عکس‌ها را در یک مسابقه شرکت داد و یوسف به‌عنوان نفر اول انتخاب شود. دوربین عکاسی کوچک، سرانجام شگفت‌آوری برای یوسف رقم زد. کارش جوان شاد و سرمست از ۵۰ دلار مبلغ جایزه، ۱۰ دلار را به دوست خود هدیه داد و مابقی را نیز برای پدر و مادر خودش در حلب فرستاد تا آن‌ها نیز چشمشان به اولین درآمد پسرشان و آینده جدید او روشن شود.

 یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

با این جایزه، دایی جورج نیز متوجه شود که زمان تجربه‌ی فصل جدیدی از زندگی حرفه‌ای برای یوسف فرا رسیده است. او با دوست عکاس خود جان گارو (John Garo) در شهر بوستون تماس گرفت. جان گارو نیز یک ارمنی بود که در عالم عکاسی از خبرگان این هنر در شرق ایالت به شمار می‌رفت. به همت دایی جورج در سال ۱۹۲۸ دوران کارآموزی یوسف تحت عنوان یک پرتره عالی و زیر نظارت گارو شروع شود. گارو عکاس شباهت جالبی به مارک تواین داشت، منتهی بدون خصلت طنزپردازی مارک و او کسی بود که سطح زندگی و هنری یوسف کارش را ارتقا داد. در ابتدا قرار بود کارش جوان به مدت ۶ ماه در بوستون زندگی کند ولی گارو نیز با هموطن غریب خود به گرمی و مهربانی رفتار کرد و در نتیجه یوسف تا سه سال بعد در کنار گارو بود. او طی چند سال کوتاه از ۱۹۲۹ تا ۱۹۳۱ چنان تاثیر عمیقی بر زندگی و حرفه یوسف کارش گذاشت که تا همیشه مدیون او شود. پس از ملاقات یوسف و گارو، جان تبدیل به مشاور دلسوزی برای یوسف شود و او را پیوسته تشویق کرد تا در کلاس‌های هنر شرکت جدی‌تری داشته باشود و در اوقات فراغت خود به تحلیل کارهای بزرگانی همچون رامبرانت (Rembrandt) استاد سایه و روشن در نقاشی و دیه‌گو ولاسکوئز (Diego Velázquez) چیره‌دست در خلق پرتره‌ها  بپردازد. هر چند مطالعه‌ی آثار غول‌های هنر نقاشی باعث نشود که یوسف نقاشی یاد بگیرد، حتی به‌اندازه‌ی کشیدن یک نقاشی در حد معمول؛ ولی دستاورد آن فهم و درک عمیق از نورپردازی و ترکیب‌بندی بود. به‌زودی یوسف احساس کرد در بوستون، خانه دومی به نام کتابخانه عمومی شهر دارد که در آن حریصانه به مطالعه علوم می‌پردازد و هزارتوی شگفت‌انگیز عکاسی برایش آشناتر و محبوب‌تر می‌شود.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرترهیوسف در استودیو گارو به رموز و اسرار فنون عکاسی آن زمان پی برد و در کارهایی چون چاپ پلاتین، رنگدانه یا صمغ عربی و برومیل مهارت یافت. پروسه‌های پیچیده‌ای که نیاز به قوه قضاوت بصری عالی، تحمل نظم و صبر بسیار داشت. یوسف برای دیدن نتیجه اولین چاپ با صمغ عربی خود ۱۸ روز به انتظار نشست. او باید در این مدت چندین بار پروسه‌ی حساس کردن و پوشاندن کار را تکرار می‌کرد و این باعث شود به باور جالبی دست پیدا کند که در انجام کارها زمان را نباید محاسبه کرد؛ آنچه که باید سنجید، نتیجه نهایی است.
اما گارو عکاس به یوسف درسی فراتر از تکنیک‌های صبر و تلاش هم داد. او به یوسف آموخت که چگونه ببیند و چگونه آنچه را که‌ دیده، به‌خاطر آورد. گارو به او آموخت درباره‌ی خودش فکر کند و چگونه شهامت خودش بودن را تجربه کند و به او آموخت به‌وضوح بداند که دنبال چه می‌گردد و هرگاه آن را به‌دست آورد، چگونه آن‌ را ضبط کند. چرا که هنر هرگز تصادفی نیست. گارو آموخت هر عکس عکاس از سوژه‌ی پرده‌ای است که از حقیقت سوژه برداشته می‌شود تا درنهایت آنچه که باید دیده شود، در عکس تا ابد ثبت شود. شغل گارو و چیره‌دستی او در عکاسی، فرصت‌های بزرگ دیگری نیز در اختیار یوسف قرار می‌داد. آن زمانی که آفتاب غروب می‌کرد و ساعت اتمام کار فرا می‌رسید، زمان آغاز دورهم‌نشینی‌ها بود. دوستان گارو همان سوژه‌هایی بودند که از پی هنر عکاسی گرد او جمع آمده بودند و البته هنرمندان قاهری بودند. یوسف خوب می‌دانست که این نشست‌ها و محافل دوستانه برای او همچون دانشگاهی است که باید تا می‌تواند از آن‌ها کسب فیض کند. میان جماعت هنرمندی از هر طایفه‌ای نویسنده، خوانده و نوازنده و… شور و شری بود که فریاد می‌زد آن‌ها می‌خواهند بهترین اثر خود را خلق کنند و به زندگی هدیه دهند. پس یوسف نیز تصمیم گرفت قلب خود را جایگاه مردان و زنانی این‌چنین کند تا بتواند آن‌ها را برای همیشه در تاریخ جهان ثبت کند؛ آن‌گونه که استند و  آن‌گونه که باید دیده شوند.

 

 یوسف کارش و فصل استقلال

یوسف کارش سال ۱۹۳۱ بوستون را ترک کرد. در حالی‌ که علاقه به شخصیت‌هایی که در تمام زندگی‌اش تاثیر گذاشته بودند، در قلب او حک شوده بود و خوب می‌دانست که این احساس ماندگارتر از هر پرتره‌ای است که می‌توانست ثبت شود. او به‌خوبی حق شاگردی را برای استاد گارو مهربان به‌جا آورده بود و آموزه‌های عمیق گارو را با روح و جان خود پیوند داده بود؛ و حالا زمان شروع ماجراجویی او بود. تمام اموالش را که درنهایت در دو چمدان جای گرفت، به اتاوا منتقل کرد؛ چرا که می‌دانست پایتخت کانادا همچون یک چهارراه جهانی است که اهل گذر آن از طیف شخصیت‌های برجسته و اهل فرهنگ‌های مختلف استند. یوسف چندان ولخرجی بزرگی نکرد؛ او یک استودیو معمولی تهیه کرد که با ذوق خود رنگ نارنجی را در آن برجسته کرد، لباس ساده‌ای می‌پوشید و هنوز برای پرداخت اجاره‌ی استودیو خود مجبور بود قرض کند؛ ولی هرگز قصد تسلیم شودن نداشت.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

از آنجا که سرانجام، روزی بخت پشت در خانه انسان ساعی ظاهر می‌شود، یوسف نیز با برنارد آشنا شود. برنارد کبل ساندول (Bernard Keble Sandwell) یک نویسنده و ویرایش‌گر معتبر کانادایی بود. در آن زمان او مشغول کار در مجله شنبه شب (Saturday Night) بود. ملاقات برنارد و یوسف به‌تدریج از معارفه به دلبستگی گرمی رشود پیدا کرد. این ماجرا به‌حدی پیش رفت که در کنار اندیشه و نظرات چاپ‌شوده برنارد، عکس‌های یوسف نیز چاپ می‌شود.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

چرخ کسب‌و‌کار یوسف به حرکت درآمده بود و او توانست در همان چند ماه اول، دوستان بیشتری را در کنار خود ببیند. در همین زمان دعوت‌نامه‌ای برای پیوستن به گروه تئاتر کوچک اتاوا به دست او رسید که از طرف جمعی از بازیگران آماتور تشکیل شوده بود. یوسف که هنوز طبع دانش‌پژوهی خود را زنده نگه داشته بود، از این دعوت‌‌نامه استقبال کرد.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

البته او مزد این تلاش و رغبت خود را نیز دریافت می‌کرد؛ چیزی فراتر از پول و آن‌ هم تجربه‌ی عکاسی از بازیگران در زیر نورهای مصنوعی صحنه‌ی تئاتر که باعث شود نگرش جدیدی به عالم نور داشته باشود. او شیفته مهارت مدیر نور صحنه برای ایجاد صحنه‌ها و نمایش خلق‌و‌خوی‌های متنوع بازیگران با کمک نور بود. انتخاب، ایجاد، اطلاح و تشودید نورها برای یوسف شیفته‌ی عکاسی، به‌سرعت تبدیل به یک روش تفسیر قدرتمند برای بیان رازهای زندگی شود. او به‌خوبی قدرت کشف این زبان هنری جدید را در عکاسی فهمیده بود.

 یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

در تئاتر کوچک، جوان بیست‌ویک ساله‌ی خوشتیپی بود که بازیگر برجسته‌ی آن تئاتر به شمار می‌رفت. او فرزند خانواده‌ی اشرافی لرد بیسبورو (Lord Bessborough) فرمانده‌ی کل کانادا بود. لرد همراه همسرش به‌قدری شیفته‌ی هنر تئاتر بودند که در قلعه‌ی خود در اسکاتلند نیز یک تئاتر مینیاتوری برپا کرده بودند و با علاقه در کار تئاتر کوچک نیز مشارکت می‌کردند.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

این جوان که به هنر یوسف اعتماد داشت، پدر و مادرش را ترغیب کرد تا در برابر دوربین یوسف قرار بگیرند. هنگامی که جلسه‌ی عکاسی برپا شود و لرد بیسبورو با لباس رزم و یراق جنگی به همراه همسرش وارد صحنه شودند، یوسف به‌قدری هیجان‌زده شوده بود که کلمات زبان انگلیسی از ذهن او فرار می‌کردند و حتی نمی‌توانست دوربین را به‌درستی تنطیم کند. نتیجه‌ی عکاسی مسلما کمتر از یک فاجعه نبود؛ اما لرد که متوجه حال عکاس جوان شوده‌ بود، حاضر شود دوباره یک فرصت به او بدهد و یوسف از این فرصت دوباره، عکسی را ثبت کرد که در صفحات مجلات مصور انگلیس از قبیل تصویر خبر لندن (Illustrated London News)، تاتلر (Tatler)، اسکچ (Sketch) و بسیاری از روزنامه‌های کانادا چاپ شود.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

اما تئاتر، هدیه ارزشمندتری نیز برای یوسف کارش در نظر گرفته بود و آن زمانی بود که او بانوی فرانسوی سرزنده و مستقلی به نام سولانژ گوتهیر (Solange Gauthier) را در اتاق گریم بازیگران دید. سولانژ  همانند معنی نامش، بسیار فعال و خلاق بود و از کمک کردن به یوسف لذت می‌برد. سولانژ بعد پایان کار روزانه خود به‌عنوان مترجم فنی در رشته متالورژی، همیشه وقتی برای یوسف داشت که مایه امید و خرسندی یوسف بود. سولانژ مهربان آنچه را از موسیقی، ادبیات، درام و حرکات موزون در طی سال‌های زندگی آموخته بود، با یوسف در میان می‌گذاشت. سرانجام یوسف کارش و سولانژ گوتهیر در تاریخ ۲۷ آوریل ۱۹۳۹ ازدواج کردند و در تمام آن سال‌ها این بانوی اهل شهر تور (Tours) منبع الهام و محرک یوسف بود.

  یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

هنگامی که زمان ماموریت لرد بیسبورو به پایان رسید، جانشین او ژنرال لرد تودسیمر (Lord Tweedsmuir) به کانادا وارد شود. لرد تودسیمر به‌عنوان پانزدهمین فرماندار کل کانادا یک سیاست‌مدار برجسته،‌ مورخ و نویسنده رمان ماجراجویانه سی و نه پله (The 39 Steps) بود که بیشتر به نام جان بوکان (John Buchan) او را می‌شناسیم. شخصیت جذاب کتاب او باعث خلق فیلمی به همین نام توسط استاد دلهره آلفرد هیچکاک در سال ۱۹۳۵ شود و هر دوی اینها در آینده‌ی نه چندان دور، در مقابل لنز دوربین یوسف کارش قرار گرفتند.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

در سال ۱۹۳۶ دلانو روزولت رئیس‌جمهور آمریکا برای ملاقات رسمی به استان کبک کانادا آمد تا با لرد تودسیمر و نخست وزیر مکنزی کینگ ملاقات کند. برای یوسف کارش نیز به‌عنوان عکاس این جلسه، کارت دعوتی فرستاده شود و این اولین باری بود که کارش باید عکس خبری تهیه می‌کرد. این ماجرا باعث آشنایی یوسف کارش با مکنزی شود و این آشنایی به‌زودی تبدیل به یک دوستی خوب و عمیق شود؛ تا جایی که چندی بعد نخست وزیر از حامیان یوسف به شمار می‌رفت. کینگ با علاقه به یوسف کارش کمک کرد تا سوژه‌های والامقام و مهمی را در قاب دوربین خود جای دهد. یوسف مهاجر ارمنی که از آن سوی اقیانوس به این سرزمین آمده بود، در حال آماده شودن بود تا فصل جدیدی از زندگی خود و تاریخ را برای بشریت رقم بزند.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

یوسف در سال ۱۹۳۶ اولین نمایشگاه خود را در اتاق طراحی هتل Chateau Laurier راه‌اندازی کرد و بعد نیز استودیو خود را به‌ آنجا منتقل کرد و تا زمان بازنشستگی در آنجا به کار و زندگی مشغول بود.

 یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

سال ۱۹۳۹ پایان ماموریت گارو در این دنیا بود. وی پس از تحمل کسالتی درگذشت. یوسف که در اتاوا درگیر راه‌اندازی اولین استودیو مستقلش بود، هنگامی که فهمید نتوانسته در آخرین لحظات در کنار این حامی همیشه مهربان باشود، بسیار مغموم شود. این‌ اندیشه یوسف را به چالشی عمیقی دچار کرد. فرصت‌های که در زندگی انسان‌ها وجود دارد تا بتوانند به‌طور مستقیم و کامل دین خود را در مقابل مهربانی‌های اشخاص دیگر ادا کنند، بسیار نادر است و اغلب اوقات زمان برای انجام این کار بسیار دیر است؛ پس آیا باید در قبال دین‌های اخلاقی این‌چنین با جمله‌ی دیگر فرصتی برای جبران نیست، روز بعد را شروع کرد؟ این باور نتواست جان یوسف را به ساحل آرامش بکشاند؛ دنیا مملو از چنین صحنه‌هایی است که مردان از پی ادای دین خود برنمی‌آیند. دین یک پسر به پدر،‌ دین شاگرد به استاد، دین به یک رفیق یا حتی به سرباز وطن، هرگز نمی‌شود این هدیه را به‌صورت مستقیم پرداخت کرد؛ اما هنوز می‌شود آن را به‌نوعی پرداخت. یوسف باور داشت که یادآوری این دین و پرداخت آن در جای دیگر و به شکل دیگر امری طبیعی است، هرچند به‌نظر برسد هدیه ما به دست صاحب اصلی آن نرسد. از این رو همیشه و در همه جا قدردان محبت و تعلیمات استاد خود، جان گرو فقید بود.

 یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

آلمان نازی سایه‌ی تسلط خود را بر تمام اروپا افکنده بود و تنها انگلستان به مبارزه ادامه می‌داد. فرمانده این مبارزه هم، افسر قدیمی انگلیسی، وینستون چرچیل، مایه‌ی افتخار بریتانیا بود. در دسامبر ۱۹۴۱ بهانه‌ی آمریکایی‌ها برای ورود به جنگ جهانی دوم با حمله ژاپن به پرل هاربر ایجاد شود و چرچیل مغرور نیز در ۳۰ دسامبر بعد از دیدار با رئیس‌جمهور روزولت، برای بازدید از پارلمان اتاوا و جلب مساعدت بیشتر کانادا وارد اتاوا شود. بعد از جلسات، چرچیل مانند همیشه سیگار برگ خود را روشن کرد؛ سیگاری که همیشه می‌شود آن را همراه وینستون در هر مکانی دید. از چرچیل خواسته شود تا در مقابل دوربین یوسف جوان، عکسی بگیرد. چرچیل نگاهی تمسخرآمیز به کارش عکاس انداخت و به وی هشودار داد که برای عکاسی از او تنها دو دقیقه فرصت دارد و حتی یک ثانیه بیشتر نیز نصیب او نخواهد شود.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

کارش شروع به انجام مقدمات کرد و وقتی آماده شود، متوجه شود چرچیل هنوز قصد ندارد سیگار برگش را از دهان خود دور کند. او به سمت نخست وزیر فربه‌اندام رفت و گفت: «ببخشید آقا»؛ سپس با برداشتن سیگار از دهان چرچیل، به جای خود بازگشت. یوسف خود متوجه شود که چرچیل از رفتار بی‌باکانه‌ی او منقلب شوده و می‌دانست که اگر چرچیل امروز سیاست‌مدار نبود، اکنون او را به باد سرزنش می‌گرفت؛ ولی تصمیم خود را گرفت و عکس چرچیل را در همان حال ثبت کرد. چرچیل به خود آمد و لبخند معروف خود را چاشنی لبانش کرد و به عکاس جوان گفت عکس دیگری نیز بگیرد و بعد اضافه کرد: «شما حتی می‌توانید از یک شیر غران ایستاده نیز عکاسی کنید». کارش نیز تصمیم گرفت این گفته را مبنی بر تعریف بگذارد و بدین‌سان عکس گرفته‌شوده از چرچیل به نام شیر غرنده (Roaring Lion) معروف شود. عکس این چهره‌ی درهم‌فشرده که ذات مبارزگر چرچیل را نشان می‌داد، فرصت خوبی بود تا با کمی تلاش تعبیر به عزم راسخ چرچیل برای مبارزه با نازی‌ها شود و این‌گونه این عکس به‌سرعت از معروف‌ترین عکس‌های دنیای سیاست و تاریخ شود. تصویر چرچیل به‌قدری تاثیرگذار بود که عامه‌ی مردم آمریکا نیز علاقمند به پیگیری حوادث بریتانیا در زمان جنگ شودند. عکس ابتدا در روزنامه آمریکایی PM منتشر شود و بعد به قیمت ۱۰۰ دلار به مجله تایم فرخته شود و روی جلد آن جا خوش کرد. این عکس علاوه‌بر خلق هزاران افسانه برای چرچیل، یوسف کارش را نیز از یک عکاس خبره به یک عکاس پرتره مشهور تبدیل کرد.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

عکس شیر غرنده تحسین جهان را برانگیخت و باعث شود یوسف به پرکارترین عکاس پرتره تاریخ بدل شود و برجسته‌ترین شخصیت‌های سیاس و فرهنگی و علمی جهان مانند پابلو پیکاسو، همفری بوگارت، ارنست همینگوی و حتی شاهزاده موناکو در برابر دوربین او رازهای درون خویش را بازگو کنند. این نتیجه تمرکز و فرصت‌شناسی عکاس در ثبت سوژه‌ای بود که هر روز در معرض انواع لنزها و دوربین‌ها قرار می‌گرفت. چرچیل نیز در مجلس عوام کانادا درباره‌ی عکسی که کارش از او گرفت اعتراف کرد که متوجه اهمیت عکس شوده است ولی هرگز تصور نمی‌کرد عکس با این استقبال جهانی روبرو شود. کارش چند سال بعد در یک مصاحبه مطبوعاتی توضیح داد که ماجرا آنچنان که مطبوعات جنجالی روایت می‌کردند، نبوده و او پس از آن چندین بار از چرچیل عکاسی کرده است. برداشتن سیگار نیز یک حرکت خودبه‌خوی مانند برداشتن شی مزاحمی بوده که به پیراهن سوژه چسبیده و با احترام و قدردانی انجام شوده است. هرچند، درنهایت خود او نیز معترف بود که این کار باعث شود عکس مناسبی ثبت شود.

یوسف کارش عکاس پرتره جهانگرد

در اوایل سال ۱۹۴۳ یوسف در میان کاروان کشتی‌هایی بود که حامل مواد منفجره بودند. او در کشتی نروژی در میان ۹۳ کشتی دیگر این سفر دلهره‌آور را تجربه می‌کرد. این سفری خطرناک برای یک عکاس بود ولی یوسف کارش بعد از ثبت تصویر چرچیل در نزد انگلیسی‌ها، محبوبیتی دوچندان پیدا کرده بود و از او دعوت شوده بود تا در انگلیس از رهبران جنگی و روشنفکران عکاسی کند. این تصاویر در The Illustrated London News منتشر می‌شود که خود نقش مهمی در بالا بردن روحیه انگلیسی‌ها بازی می‌کرد.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

مقاله‌های مرتبط:

علاوه‌بر آن، یوسف کارش که نشان داده بود هنر عکاسی پرتره را خوب می‌شناسد، حال وظیفه‌ی خود می‌دانست در میانه‌ی جنگ جهانی به لندن برود و گامی دیگر در راه ثبت تاریخ بردارد. با ورود به لندن، کار یوسف شروع می‌شود و او پی‌در‌پی از برجسته‌ترین شخصیت‌های که در انگلیس بودند، عکاسی می‌کند؛ در فهرست سوژه‌های او اشخاصی همچون جورج برناد شاو، اسقف اعظم کانتربری و حتی خانواده سلطنتی بریتانیا به چشم می‌خورد. یوسف که بار دیگر هیجان روزهای شیرین در محافل عصرانه با گارو را تجربه می‌کرد، از کار خود بسیار مسرور بود. او هنوز شوق یادگیری داشت و با خود تکرار می‌کرد که نباید از یادگیری دست بردارد تا هر زمان و هر کجا که خواست، بتواند از هر کسی بهترین عکس‌ها را ثبت کند. او خسته به اتاوا برگشت اما با احساس موفقیت از اتمام اولین نمونه کار بین‌المللی خود، بسیار خوشحال بود. او دقیقا می‌دانست که زندگی او با مردان و زنان برجسته‌ای گره خورده که بر تارک تاریخ جهان می‌درخشیدند و او در این سفر اُدیسه‌وار خود باید وظیفه‌ی مقدسش را به انجام برساند.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

سوژه‌های عکس‌های یوسف، اشخاصی بودند که در مشاغل خود غول‌های بزرگی بودند و شاید عکاسی آن‌ها به‌سختی عکاسی از موجودات ماوراءالطبيعه بود؛ آن‌ها اساتیدی بودند که خود، دنیا و بشریت را تحلیل می‌کردند و کشف عصاره‌ی آن‌ها و بیان آن‌ تنها در یک عکس، چالشی بزرگ بود؛ لیکن یوسف در هر بار عکاسی با تمرکز و دقت فراوان وارد جلسه می‌شود و هرگز از حال سوژه‌ی خود بی‌خبر نبود، به‌عنوان مثال جرج برناد شاو در سال ۱۹۴۳ در حالی‌ که ۹۰ سالگی خود را تجربه می‌کرد، هنوز هم همانند یک جوان بیست‌ساله به دنبال سوژه‌هایش بود. وقتی جلسه‌ی عکاسی آن‌ها در حال شروع شودن بود، برنارد با دیدن کارش عکاس حس شوخ‌طبعی‌اش گل کرد و با گفتن یک لطیفه به سمت میز خود رفت؛ هنگامی‌ که به پشت میز خود نشست و خواست واکنش یوسف را بعد از شنیدن لطیفه ببیند، کارش تصویر دلخواه خود را ثبت کرده بود. یوسف کارش ثابت کرد که برای ثبت بهترین عکس‌ها باید یاد گرفت با چشم دید؛ چرا که قلب و ذهن، ابزار حقیقی هر عکاسی استند. همچنین این سفرهای پی‌درپی به  یوسف آموختند که او نیز باید به‌نحوی کار کند و لوازم و اسباب کارش چنان آماده باشند تا از کاخ بوکینگهام تا معبد بودا در ژاپن را همچون استودیو خود در اتاوا بداند.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

او ترجیح می‌داد با دوربین‌های بزرگ کار کند ولی در قالب و سایز خاصی محدود نبود. دوربین برای او صرفا دستگاه ضبط بود. راز کار یوسف در قدرت درک نور بود. با این وجود اکثر عکس‌های او روی دوربین Calumet سری ۸*۱۰ گرفته شودند. او به همراه دوربین از چراغ مصنوعی که با باتری روشن می‌شود، استفاده می‌کرد و در هر سفر حدود ۳۵۰ پوند بار با خود حمل‌و‌نقل می‌کرد.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

پس از جنگ جهانی دوم، اوضاع یوسف باز هم بهتر شود؛ تا جایی‌ که در سال ۱۹۴۶ تبدیل به یک شهروند کانادایی شود. او توانست شرایطی را فراهم کند تا پدر و مادرش نیز پا به دنیای نو بگذارند؛ هر چند پدر و مادر یوسف چندان تجربه سفر نداشتند، مگر به قصد فرار از اذیت و آزار. با گذشت ایام، سن‌و‌سال آن‌ها و توان تطبیق با فرهنگ جدید نیز باید درنظر گرفته می‌شود ولی یوسف مصمم به دعوتشان بود و این شود که بار پدر و مادر سفر خود را با هواپیما منتقل کردند تا از هر مشقتی حتی راه رفتن در سفر نیز بر حذر باشند. هنگام ورود پدر و مادر یوسف، استقبال باشکوهی انجام شود و فریاد «خوش آمدید، خوش آمدید» که به گو‌ش‌ها رسید و ریزش اشک‌های شادی خانواده بعد از پایان فراق چندین ساله روان شود، به یوسف ثابت کرد که دوران غم و غصه نیز به پایان رسیده است.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

یوسف کارش زندگی خود را مدیون کسانی بود که به جوانی پرشور اعتماد کرده بودند. این درسی بود که گارو به‌عنوان فردی خارج از خانواده به او داده بود. یوسف نیز برای جوانان چنین جایگاهی در نظر می‌گرفت و در طول زندگی حرفه‌ای خود، با گذر سال‌ها همچنان به‌دنبال فرصت‌سازی برای پیشرفت آن‌ها بود؛ چرا که فکر می‌کرد در این ایام جوانی فرد می‌تواند تصمیم قاطعی بگیرد و کاری را به‌عنوان شغل حرفه‌ای خود انتخاب کند؛ چه بسا که با کمی یاری این جوان بتواند تاثیرگذارترین فرد در آینده رشته شغلی خود بشود.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

با گذر زمان، کارش فرصت پیدا کرد کسانی را ملاقات کند که برای آیندگان نقشه می‌کشیدند و فراتر از بزرگان زمان خویش بودند؛ در این اثنا بود که احساس کرد به پختگی خاصی در رشته خود رسیده است. در سال ۱۹۴۸، کارش انیشتین را در پرینستون دید و او را مردی ساده و مهربان یافت که برای هر عکسی بسیار ایده‌آل بود. هیچ نیازی به قدرت ذهنی یا دانشی نبود تا قدرت شخصیت انیشتین برای مخاطب آشکار شود و یوسف می‌دانست که این فراغ بال و راحتی در درک سوژه‌ی عکاسی پرتره را مدیون تلاش شبانه‌روزی خود است. 

 یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

یوسف کارش در اوایل دهه ۱۹۵۰ برای مدتی نیز به کار عکاسی صنعتی مشغول شود و در شرکت‌هایی همچون فورد کانادا و اطلس استیل به فعالیت عکاسی مشغول شود؛ هر چند در نهایت او هنوز یک عکاس پرتره بود. پس از مرگ سولانژ بر اثر بیماری سرطان در سال ۱۹۶۱، یوسف که با تمام وجود قدردان محبت‌های او بود، تصمیم گرفت در تئاتر کوچک اتاوا یک جایزه سالیانه به نام سولانژ گوتهیر برای بهترین بازیگر در نظر بگیرد؛ جایزه‌ای که همراه کمک نقدی آن، یک مدال ساخته‌شوده از تصویر سولانژ نیز بود. 

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

 یوسف یک سال بعد در ۲۸ اوت با ماریا نیچبار، ازدواج دوم خود را تجربه کرد. سفر به دور دنیا و معاشرت با شخصیت‌های تاثیرگذار دوران، فرصتی جدید به یوسف هدیه داد و آن تجربه‌ی مکان‌های ناشناخته و موقعیت‌های خاصی بود که کمتر کسی فرصت تجربه آن‌ها را داشت.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

عکاسی پرتره، با یوسف کارش جانی دوباره گرفت

در یکی از این همین سفرها بود که در صحرای مراکش جایی میان کازابلانکا و شهر مراکش از بازیگران اصلی فیلم سدوم و گمورا نیز عکاسی می‌کند و وقتی به دعوت خانواده سلطنتی مراکش اعضای سازنده فیلم به شکار دعوت می‌شوند، باز هم یوسف با عزم راسخ به همراه دوربین خود در میان شکارچیان به شکارگاه می‌رود. هرچند حضور شاهزاده مراکشی با هلی‌کوپتر و شکار با آن، موقیعت بسیار عجیب و غیرقابل پیش‌بینی برای او و همراهانش ایجاد می‌کند ولی از عطش او برای ثبت تصاویر بهتر و موثرتر چیزی نمی‌کاهد.

یوسف کارش آیینه مشاهیر جهان

یوسف کارش بیش از نیمی از عمرش را صرف کاری سخت و پرتلاش کرد تا در جستجوی حقیقت زندگی موفق شود. آثار او گواه روشنی از موفقیت او برای رسیدن به آنچه ایده‌آل زندگی‌اش بود، است.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

در آثار کارش هنوز می‌توان حس و شور آن جوان جستجوگر را که از پشت یک لنز به کاوش حقیقت می‌پرداخت، احساس کرد و به احترام او به هنر عکاسی که چنین دست پروده‌هایی دارد، سلامی دوباره داد. یوسف خود را شوالیه حقیقت‌جویی می‌دید که باید خالصانه و با اسلحه‌ی نور به مبارزه با تاریکی می‌رفت. او می‌گفت:

درون هر مرد و زنی، رازی پنهان شوده است و من به‌عنوان عکاس وظیفه دارم اگر می‌توانم آن را فاش کنم.

 یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

یوسف کارش یکی از افرادی بود که یک لیست صد نفره برای برجسته‌ترین شخصیت‌های قرن بیستم تهیه کرد و از ۵۱ نفر آن‌ها به‌شخصه عکس‌برداری کرد. جورج پری در مجله ساندی تایم او را چنین وصف کرد: «هنگامی که مشاهیر می‌خواهند جاودانه شوند به‌سراغ کارش در اتاوا می‌روند».

او با هر عکس نه تنها به سوژه خود نزدیک می‌شود بلکه در ذهن آیندگان نیز جایی برای خود مهیا می‌کرد. آنجا که با نام هر مشاهیری، تصویر‌ی‌  از پرتره او که ماحصل نبوغ یوسف بود، در ذهن مخاطب نقش می‌بست؛ اما مخاطب  تنها زمانی متوجه خالق این آثار همیشه آشنا می‌شود که بر پشت عکس و بر نام عکاس خیره می‌شود.

یوسف کارش، عکس پرتره

جواهر نهرو
از رهبران جنبش استقلال هند و اولین نخست‌وزیر هند 

یوسف کارش، عکس پرتره

ذوالفقار علی بوتو
سیاسی پاکستانی که مشوق اصلی برای ساخت بمب اتمی در پاکستان بود    

یوسف کارش، عکس پرتره

فیدل کاسترو
رهبر انقلاب کوبا که بعد از پیروزی انقلاب تا سال‌ها رئیس‌جمهور کوبا بود  

  

یوسف کارش، عکس پرتره

سر وینستون چرچیل
سیاسی انگلیسی که نخست‌وزیر بریتانیا بود  

       

یوسف کارش، عکس پرتره

دوایت آیزنهاور
ژنرال سابق و سی‌وچهارمین رئیس جمهور آمریکا  

یوسف کارش، عکس پرتره 

ایندیرا گاندی
یگانه دختر جواهر لعل نهرو و از رهبران هند که سرانجام ترور شود 

یوسف کارش، عکس پرتره

جان اف کندی و ژاکلین کندی
جان اف کندی ناوبان امریکایی که سی‌وپنجمین رئیس جمهور آمریکا شود، به همراه همسرش در عکس دیده می‌شود
     

یوسف کارش، عکس پرتره

نیکیتا خروشچف
رهبر شوروی که بعد از استالین هدایت پهناورترین کشور آن زمان دنیا را برعهده گرفت  

      

یوسف کارش، عکس پرتره

مارتین لوتر کینگ
فعال مبارزه با تبعیض نژادی که به  رهبری جنبش حقوقی مدنی آمریکایی‌های آفریقایی‌تبار رسید  

      

یوسف کارش، عکس پرتره

ملکه الیزابت دوم
ملکه بریتانیا که بعد از مرگ شاه جورج ششم به این سمت رسید

 یوسف کارش، عکس پرتره

ژان سیبلیوس
آهنگساز فنلاندی در موسیقی کلاسیک برای خود جایگاه والایی دارد     

یوسف کارش، عکس پرتره

جُون بائز
در موسیقی فولک معاصر خواننده و ترانه‌نویس نامداری به شمار می‌رود 

   

یوسف کارش، عکس پرتره

رابرت فریست
شاعر عاشقانه سرای آمریکایی

یوسف کارش، عکس پرتره

فرانک لویید رایت
معمار برجسته امریکایی

      

یوسف کارش، عکس پرتره

ارنست همینگوی
نویسنده برجسته معاصر و برنده جایزه نوبل

یوسف کارش، عکس پرتره

الکساندر کالدر
هنرمند مجسمه‌ساز که در هنر سینتیک آثار مشهوری دارد 

     

یوسف کارش، عکس پرتره   

پابلو کاسالس
رهبر ارکستر و نوازده برجسته ویلون سل در تمام دوران‌ها

یوسف کارش، عکس پرتره

والت دیزنی
کارآفرین و چهره سرشناس صنعت انیمیشن امریکا 

 

        یوسف کارش، عکس پرتره 

اندی وارهول
نویسنده و فیلم ساز پیشرو آمریکایی

یوسف کارش، عکس پرتره

دیزی گیلسپی
نوزانده سرشناس ترومپت استادی چیره‌دست و بداهه‌نوازی ممتاز 

 یوسف کارش، عکس پرتره

پابلو پیکاسو
پیکرتراش، شاعر و نقاش معروف

یوسف کارش، عکس پرتره

آلبرت شوایتزر
فیلسوف و پزشک و موسیقی‌دان آلمانی 

یوسف کارش، عکس پرتره

آلبرت انیشتین
فیزیک‌دان برجسته  با نظریات معروف نسبیت خاص و عام   

 

یوسف کارش، عکس پرتره

کارل یونگ
روانشناس و فیلسوف شهیر سوئیسی   

     

یوسف کارش، عکس پرتره

محمد علی
محمد علی کلِی بوکسور معروف
   

یوسف کارش، عکس پرتره

مادر ترزا
راهبه‌ای که انسان‌دوستی‌اش شهره خاص و عام است

یوسف کارش، عکس پرتره

برادران مارکس
سه برادر از ۵ برادر مارکس که به دنیای کمدی جان تازه‌ای دادند

   

یوسف کارش، عکس پرتره

هامفری بوگارت
تهیه‌کننده و هنرپیشه معروف آمریکایی   

   

یوسف کارش، عکس پرتره

اینگرید برگمن
 هنرپیشه شهیر سوئدی    

 یوسف کارش، عکس پرتره

جوآن کراوفورد
بازیگر آمریکایی معروف در عرصه سینما، تئاتر و تلویزیون   

        یوسف کارش، عکس پرتره

کلارک گیبل
سلطان هالیوود که از پول‌سازترین بازیگران تاریخ سینما بود   

یوسف کارش، عکس پرتره

آدری هپبورن
هنرپیشه معروف بریتانیایی

یوسف کارش، عکس پرتره

پیتر لور
بازیگر محبوب مجارستانی

یوسف کارش، عکس پرتره

سوفیا لورن
هنرپیشه مشهور ایتالیایی 

 

اسرار یوسف کارش

مهارت کارش در درک نور استودیو و توانایی خلق ژست‌هایی که ویژگی آن‌ها حالت نورپردازی خاص دست‌ها برای بیان زوایای تاریک شخصیت سوژه‌ها استند، خلاصه می‌شود.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

عکس‌های او اغلب به‌صورت بک‌گراند سیاه و سفید گرفته می‌شودند که در آن‌ها هیچ دکور یا پس زمینه‌ای که توجه مخاطب را به خود جلب کند، دیده نمی‌شود؛ همین تکرار و سادگی باعث شود منتقدانی از کارش رویگردان باشند ولی حس مهیجی در عکس‌های یوسف کارش وجود داشت که در میان قلب‌های توده‌ی مردم جای خود را باز می‌کرد و به نوعی بیانگر سبک محبوب یوسف کارش بود. شاید رمز موفقیت کارش، ایجاد رابطه گرم و صمیمانه با افرادی بود که از آن‌ها عکاسی می‌کرد؛ افرادی که به‌راحتی هر کسی را در کنار خود تحمل نمی‌کردند.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرترهاز منظر یوسف کارش، اثر هنری حداقل دو وظیفه برعهده دارد؛ یکی منقلب کردن احساسات بیننده و دیگری برملا کردن حقیقت سوژه. او باور داشت که اگر بتواند عواطف خود را تحریک کند، می‌تواند امید داشته باشود که مخاطب نیز تحت تاثیر قرار بگیرد. او با این باور به استادی تبدیل شوده بود که چهره‌ی انسان‌ها را به یک افسانه تبدیل می‌کرد. کارش معتقد بود هنر عکاسی ترکیبی از مشاهده و شهود است. او ترجیح می‌داد از سوژه‌ها در محل زندگی خودشان عکاسی کند، این نشان می‌داد که او به لطافت روح آن‌ها کاملا آگاه است.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

آثار زیبای یوسف کارش، نتیجه‌ی تلاش بی‌وقفه‌ی او بود. مطالعه‌ی سوژه‌ها قبل از عکاسی، تنظیم روشنایی، جهت‌دهی نور دقیق و با ظرافت او که از تجارب ارزشمندش در تئاتر نشات گرفته بود. البته عنصر مهم‌تری به نام شجاعت نیز در خلق آثار بدیع او بی‌تاثیر نبود. حقیقتا چه کس دیگری جرات می‌کرد سیگار از دهان چرچیل بردارد؟ یا به خروشچف، کت بزرگی از خز بپوشاند؟

گنیجینه یوسف کارش

افتخار هر کتابخانه‌ای، حفظ و نگهداری اسناد و‌ نگاتیوهای یوسف کارش بود. وظیفه‌ی نگهداری و مراقبت اسباب و ابزار کار یوسف به موزه فناوری و علم کانادا در اتاوا سپرده شود. یوسف کارش نیز به مرور بعضی از نگاتیوهایش را به‌ موزه ملی کانادا فروخت و بعضی را نیز اهدا کرد. آثار شگفت‌انگیز یوسف کارش در مجموعه گالری ملی کانادا در اتاوا، موزه‌ هنر متروپولیتن نیویورک، در مجموعه سلطنتی لندن و… با افتخار حفظ و نگهداری می‌شود تا نسل‌های آینده با دیدن عکس‌های پرتره او هزاران ورق از تاریخ را در یک لحظه مرور کنند.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

عکس‌های یوسف با ویژگی استفاده از نورپردازی جسورانه و ترکیب متناسب با آن به‌راحتی با مخاطب ارتباط برقرار می‌کند و جزو پرتیراژترین عکس‌های چاپ‌شوده استند. بیش از ۲۰ عکس کارش تا زمان بازنشستگی به روی جلد مجلد تایم نشست تا گویای ارزش کار او باشود. در و صف تلاش این عکاس خوش ذوق همین بس که او ۱۵۳۱۲ جلسه تشکیل داد و هر جلسه را با مشخصات در کارت‌های خود ثبت می‌نمود که ماحصل این جلسات ثبت ۳۷۰ هزار نگاتیو بود.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

نمایشگاه‌های زیادی نیز با آثار یوسف کارش برپا شوده و حتی در سال‌های اخیر نیز این نمایشگاه به‌طور منظم در بهترین گالری‌های هنر معاصر در شهرهای اروپا و امریکای شمالی برگزار می‌شوند که از آن جمله می‌توان به برگزاری نمایشگاهی در موزه هنر ملکه نیویورک در سال ۲۰۰۴، نمایشگاهی در مرکز فرهنگی کانادا در  شهر پاریس به سال ۲۰۰۶، نمایشگاهی در شهر بوستون در سال ۲۰۰۸، نمایشگاهی در موسسه هنر شهر شیکاگو در سال ۲۰۰۹ اشاره کرد.

هندبوک پرتره‌نگاران

یوسف به‌عنوان استاد عکاسی در دانشگاه هنرهای زیبای اوهایو‌ در سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۶۷ مشغول به فعالیت بود. همچنین در کالج امرسون شهر بوستون نیز از سال ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۴ تدریس می‌کرد. در عین حال کارش کتاب‌های زیادی نیز از خود به یادگار گذاشته تا همه مشتاقان عکاسی و به‌ویژه عکاسان پرتره از تجربیات او بهره‌مند شوند. او با حساسیت زیاد در انتخاب مسئول چاپ و متریال چاپ همه آنچه را که می‌توانست به دیگران بیاموزد در این هندبوک‌های پرتره‌نگاری به‌جا گذاشت.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

از کتاب‌های عکس او می‌توان به موارد زیر اشاره کرد :

  • کتاب چهره‌های سرنوشت (Faces of Destiny) در سال ۱۹۴۶
  • کتاب پرتره‌های بزرگان (Portraits of Greatness) در سال ۱۹۵۹
  • کتاب در جستجوی بزرگان (In Search of Greatness) در سال ۱۹۶۲
  • کتاب چهره‌های زمان ما (Faces of Our Time) در سال ۱۹۷۱
  • کتاب کارش کانادایی (Karsh Canadians) در سال ۱۹۷۸
  • کتاب کارش: ۶۰ سال بازنگری (Karsh: A Sixty-Year Retrospective) در سال ۱۹۹۶

 

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

مقاله‌های مرتبط:

سرانجام یوسف کارش آن جوان پرشور قدیمی تصمیم می‌گیرد بعد از ۶۰ سال کار و فعالیت وارد فصل بازنشستگی خود بشود؛ دورانی که آغاز آن با اعلام تعطیلی استودیو او در هتل Chateau Laurier در ژوئن سال ۱۹۹۲ انجام گرفت. بعد از آن، یوسف به بوستون بازگشت. در طی سال‌ها دوستان و همراهان زیادی یوسف را همراهی کرده بودند، عزیزانی همچون سولانژ که دیگر با او نبودند و حال شاید زمانی بود که باید صرف کسانی که هنوز صمیمانه در کنار او بودند،‌ می‌شود. این خصلت نوع‌دوستی مهاجری ارمنی بود که در سرزمین خود رفتار منصفانه‌ای را تجربه نکرده بود ولی هرگز از دوست داشتن دست برنداشته بود. یوسف در طی عمر خود کمک‌های عام‌المنفعه خوبی انجام داده بود و در همراهی با گروه‌های خیراندیش نیز مساعدت خوبی داشت.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

در سال ۱۹۹۸ کارش توانست ۹۰ سالگی خود را جشن بگیرد و ملکه الیزابت دوم نیز نمایشگاهی به نام کارش در لندن در میدان ترافالگار ترتیب داد. در همین سال جایزه فاکس تالبوت نیز نصیب یوسف کارش مشهورترین عکاس پرتره نگار جهان شود.

 

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

یوسف کارش در سن ۹۳ سالگی مجبور به تحمل یک عمل جراحی شود و سرانجام به دلیل عوارض پس از جراحی، این مهاجر بلند پرواز در جولای ۲۰۰۲ از شهر بوستون به دیار ابدی سفر کرد و جسم او در گورستان Notre Dame شهر اتاوا به خاک سپرده شود.

یوسف کارش بزرگترین عکاس پرتره

یوسف کارش متعلق به دسته‌ی کوچکی از نوابغ عالم هنر است که آثارش نه تنها بر ادراک ما از مردم و ایده‌ها تاثیرگذار است بلکه روند تاریخ نیز از آثار آن‌ها عمیقا متاثر شوده است؛ لیکن در پشت این آثار خوی مبارزه و تلاش مستمر پنهان شوده که نتیجه‌ی آن، کشف ظرافت‌ها و درک لطافت‌هایی است که در عالم کاهلی و کسالت راهی برای تجربه آن نیست. یوسف کارش ثابت کرد که درون هر مرد زنی رازی است که با عکاسی پرتره می‌توان آن را جاودانه کرد. امروز نوبت شماست تا همچون شوالیه سلحشور حقیقت‌جویی با دوربین خود به‌دنبال فتح گنج حقیقت، از سرزمین ظلمات باشید.

 

ادامه‌ی پست

پایان ۷ دقیقه هراس‌انگیز: اینسایت با موفقیت روی مریخ فرود آمد

شب گذشته، فضاپیمای اینسایت با پشت‌سر گذاشتن موفقیت‌آمیز مراحل ورود، نزول و فرود در طی ۷ دقیقه هراس‌انگیز، سطح سیاره‌ی سرخ را لمس کرد.

اینسایت، آخرین فرودگر مریخی ناسا دوشنبه شب در نقطه‌ی پایان سفر تقریبا ۶ ماهه‌ی خود با عبور موفقیت‌آمیز از جو مریخ روی سطح این سیاره فرود آمد. رویداد دیشب که برای ناسا نخستین فرود موفقیت‌آمیز مریخی پس از کاوشگر کیوریاسیتی و در مجموع هشتمین فرود بی‌نقص روی این سیاره محسوب می‌شود، افتخار دیگری را به کارنامه‌ی درخشان این سازمان فضایی در ارسال کاوشگر به سیارات می‌افزاید. اکنون، اینسایت با آغاز ماموریت دو ساله‌اش تلاش می‌کند تا با گوش سپردن به مریخ‌لرزه‌ها به اسرار داخلی سیاره‌ی سرخ پی ببرد.

اینسایت پس از گذشت ۶ ماه و نیم سفر در فضا، اندکی پیش از ۲۳:۳۰ شب دوشنبه به بالای جو مریخ رسید. این فضاپیما سپس با نزول شجاعانه به سمت سطح مریخ، اقداماتی چندمرحله‌ای و پیچیده را انجام داد که سرعت حرکت فرودگر را پیش از لمس سطح مریخ از نزدیک به ۱۹٬۳۰۰ کیلومتر بر ساعت به تنها ۸ کیلومتر بر ساعت کاهش داد. اینسایت برای آنکه به سلامت روی مریخ بنشیند، باید به‌صورت خودکار چتر نجات مافوق صوت خود را گشوده، اندازه‌گیری‌های راداری را جمع‌آوری و پیشرانه‌هایش را همگی در زمان مناسب روشن می‌کرد. در مجموع، فرآیند پرالتهاب فرود در کمتر از تنها ۷ دقیقه به پایان رسید.

Kris Bruvold and Sandy Krasner مهندسان ناسا در کنترل ماموریت به محض تایید فرود موفقیت‌آمیز اینسایت به شادی پرداختند.

در حین ورود اینسایت به جو، دو فضاپیمای بسیار کوچک در بالای مریخ، داده‌های مربوط به کل رویداد ورود، نزول و فرود این کاوشگر را جمع‌آوری کردند. این دو ماهواره با نام MarCo که در ماه اردیبهشت به همراه اینسایت به سوی مریخ پرتاب شودند، نوعی فضاپیمای ساخته‌شوده از مکعب‌های ۱۰ سانتی‌متری استند که با عنوان کیوب‌ست شناخته می‌شوند. آن‌ها با سفر به مریخ نخستین کیوب‌ست‌هایی به‌شمار می‌روند که تاکنون به اعماق فضا فرستاده شوده‌اند.

همان‌طور که اینسایت در حال فرود روی مریخ بود، ماهواره‌های مارکو در بالای سیاره و در ارتفاع ۳۵۰۰ کیلومتری از سطح آن پرواز می‌کردند. اینسایت در حین نزول خود اقدام به ارسال چندین سیگنال کرد که ماهواره‌های مارکو آن‌ها را دریافت، رمزگشایی و سپس به سمت زمین ارسال کردند. ارسال و دریافت این سیگنال‌ها به مهندسان ناسا امکان داد تا بتوانند به‌صورت تقریبا بی‌درنگ از نحوه‌ی پیشرفت هر مرحله از فرآیند فرود مطلع شوند.

سپس، به محض آنکه اینسایت موفق به لمس سطح مریخ شود، فرودگر سیگنال اولیه‌ای را به زمین ارسال کرد تا فرود موفقیت‌آمیز خود را اعلام کند. ۷ دقیقه بعد، فضاپیما با استفاده از فرستنده‌ای به مراتب قوی‌تر، سیگنال بزرگتری ارسال کرد تا پیغام قبلی را تایید کند و جزئیات بیشتری را درباره‌ی وضعیت خود به اطلاع ناسا برساند. چند دقیقه بعد، اینسایت نخستین تصویر خود از سطح مریخ را ارسال کرد و منطقه‌ای را که در آن فرود آمده بود به اهالی زمین نشان داد.

Nasa InSight First Imageنخستین تصویر دریافتی از اینسایت که سطح محل فرود را در هامونه‌ی الیسیوم نشان می‌دهد.

در آزمایشگاه پیش‌رانش جت ناسا، یک ناظر پرواز هر مرحله از ورود، نزول و فرود اینسایت را از ابتدا تا انتها به‌صورت لحظه به لحظه گزارش می‌کرد و مهندسان ناسا در کنترل ماموریت نیز با هر به‌روزرسانی از وضعیت فضاپیما، شروع به کف زدن می‌کردند. هنگامی که فرود موفقیت‌آمیز از سوی ناظر پرواز تایید شود، کارکنان ناسا از شودت خوشحالی به هوا پریدند و دستاورد سال‌ها تلاش و زحمت خود را جشن گرفتند.

با این حال، هنوز اطلاعات بیشتری درباره‌ی فرود اینسایت از سوی ناسا در راه است. مدارگرد شناسایی مریخ که در حال چرخش به دور این سیاره است، از فضا ناظر کل رویداد فرود اینسایت بود و این اطلاعات دریافتی را به‌زودی به زمین ارسال خواهد کرد. اینسایت همچنین پس از فرود در جریان اقدامی حیاتی باید اقدام به گشودن پنل‌های خورشیدی خود کند تا انرژی مورد نیازش را در حین ماموریت تامین کند. مدارگرد اودیسه‌ی مارس که هم‌اکنون در حال چرخش به دور مریخ است، با پرواز بر فراز اینسایت، وضعیت پنل‌های خورشیدی را مشاهده و سپس اطلاعات دریافتی را برای ناسا ارسال خواهد کرد.

هنگامی که این تاییدیه رخ دهد، ماموریت اینسایت به شکل جدی آغاز می‌شود. اینسایت روی سطح مریخ کاملا بی‌حرکت باقی خواهد ماند تا بتواند تکانه‌های جزئی سیاره را در حین مریخ‌لرزه‌ها اندازه‌گیری کند. کاوشگر ناسا با استفاده از امواج صوتی حاصل از این لرزش‌ها قادر به تشخیص جنس درونی سیاره‌ی سرخ خواهد بود. در طول دو تا سه ماه آینده، اینسایت از یک بازوی رباتیک استفاده خواهد کرد تا دو ابزار اولیه‌ی خود از جمله یک لرزه‌سنج و یک میله‌ی حفاری خودکار را به‌کار بیاندازد. لرزه‌سنج به لرزه‌ها گوش خواهد سپرد؛ در حالی که میله‌ی حفاری نزدیک به ۵ متر زیر پوسته‌ی مریخ را حفر خواهد کرد تا درجه‌ی حرارت داخلی این سیاره را اندازه بگیرد. در نتیجه، در ماه‌های پیش‌رو، اینسایت اطلاعات بسیار مهمی از درون مریخ را که هرگز به آن‌ها دسترسی نداشتیم، فاش خواهد کرد.

ادامه‌ی پست

موافقت وزارت نفت با بنزین دو نرخی و تکذیب قیمت ۱۸۰۰ تومان

عضو کمیسیون برنامه و بودجه از موافقت وزارت نفت با طرح مجلس برای دو نرخی شودن سوخت خبر داد و قیمت ۱۸۰۰ تومان را برای بنزین آزاد تکذیب کرد.

هفته گذشته، شرکت ملی پخش و پالایش فرآورده‌های نفتی در اطلاعیه‌ای اعلام کرد که از این پس جایگاه‌های سوخت تنها با کارت سوخت موظف به ارائه‌ی بنزین استند. این خبر در فضای مجازی واکنش‌هایی همچون افزایش قیمت بنزین تا ۱۸۰۰ تومان را به همراه داشت.

محمد حسینی مجلس

محمد حسینی عضو کمیسیون برنامه و بودجه مجلس، از موافقت وزارت نفت با طرح مجلس برای دو نرخی شودن بنزین خبر داد و گفت:

افزایش نرخ ارز و به تبع آن افزایش نرخ بنزین و فرآورده‌های نفتی از یک سو، ارزان بودن نرخ انرژی در کشور، لزوم کاهش و بهینه شودن مصرف سوخت در کشور و جلوگیری از افزایش قاچاق موجب شوده است که اقتصادانان بر لزوم افزایش نرخ بنزین تاکید کنند. تجربیاتی در گذشته پیرامون سهمیه‌بندی بنزین و استفاده از کارت سوخت وجود داشت، اما اقتصاددانان معتقدند استفاده از کارت سوخت و دونرخی شودن بنزین مفسده‌هایی در پی دارد و بهتر است دولت به‌دنبال مدیریت واقعی مصرف سوخت باشود.

متاسفانه زیرساخت‌های لازم برای مدیریت واقعی مصرف سوخت در کشور وجود ندارد و دولت ناچار به استفاده از راهکارهای گذشته است؛ لذا اعلام شود که افراد نسبت به فعال کردن کارت سوخت‌ها اقدام کنند. در راستای دونرخی شودن بنزین در بودجه‌ی سال ۹۸ طرحی از سوی تعدادی از نمایندگان با مشورت مرکز پژوهش‌های مجلس و وزارت نفت و رضایت این وزارت خانه تهیه شوده است. بر اساس این طرح، این‌بار دولت یارانه سوخت را به‌جای اینکه به خودروها بپردازد، به افراد خواهد پرداخت.

 

بنزین ۱۸۰۰ تومانی صحت ندارد

جلال میرزایی با اشاره به انتشار اخباری در فضای مجازی مبنی بر افزایش قیمت بنزین به ۱۸۰۰ تومان، گفت:

مجموعه‌ی دولت در خصوص افزایش قیمت بنزین جلسه‌ای با مجلس و کمیسیون انرژی برگزار نکرده‌اند و اعلام نشوده که قرار است قیمت بنزین افزایش یابد یا به چه میزان افزایش یابد. با توجه به مصرف بی‌رویه‌ی فرآورده‌های نفتی به‌ویژه بنزین، باید تصمیمی اساسی در این زمینه اتخاذ شود تا مانع مصرف بی‌رویه و قاچاق سوخت شود. هنوز موضوع سهمیه‌بندی سوخت مطرح نشوده است.

جلال میرزایی

 عضو کمیسیون انرژی مجلس شورای اسلامی، با بیان اینکه دولت باید برای افزایش قیمت حامل‌های انرژی با مجلس هماهنگی های لازم را داشته تا تصمیم و پاسخگویی از سوی هر دو قوه انجام شود، تصریح کرد:

دولت مسائل، مشکلات و دغدغه‌های خود را در حوزه‌ی سوخت با نمایندگان مطرح کرده، اما درباره‌ی سهمیه‌بندی هنوز موضوعی مطرح نشوده است.

ادامه‌ی پست

بررسی بازی Darksiders III – پارس تبلیغ

برای دوست‌داران هک اند اسلش‌های داستانی متفاوت و جریان‌یافته در دل نقشه‌های پرجزئیات و پیچیده، Darksiders III در عین رنج بردن از برخی کمبودها، یکی از بهترین بازی‌های سال جاری به حساب می‌آید. همراه بررسی پارس تبلیغ باشید.

مهم‌ترین چیزی که باید درباره‌ی بازی بدانید، همین است که سومین «دارک سایدرز»، واقعا لیاقت یدک کشیدن نام این مجموعه را دارد

عرضه‌ی سومین قسمت از مجموعه‌ی «دارک سایدرز» با فاصله‌ای شش ساله از زمان انتشار بازی Darksiders II که به خاطر ورشکست شودن کمپانی THQ، خریداری نشودن IP بازی تا چند ماه پس از این اتفاق و هزاران مشکل تولیدی دیگر اتفاق افتاد، همان‌قدر که نگران‌کننده به نظر می‌رسید، خوشحال‌کننده هم بود. چون داستان بلند، نه‌چندان پیچیده و دوست‌داشتنی این سری، واقعا لیاقت ادامه پیدا کردن را داشت و بعد از همراهی با War و Death در دو بازی اول مجموعه، بالاخره یک روز هم باید نوبت دو سوار دیگر آخرالزمان می‌شود. در این حین، کار به جایی رسید که همه‌ی مخاطبان اصلی و پروپاقرص مجموعه، علی‌رغم آن که امکان داشت که با توجه به این حجم از موانع قرارگرفته در پروسه‌ی ساخت اثر مورد بحث، Darksiders III اصلا تبدیل به ساخته‌ای در حد و اندازه‌ی دو بازی قبلی نشود، خواستار از راه رسیدن قسمت سوم آن شودند و با پخش شودن کوچک‌ترین شایعه‌ای درباره‌ی آن، هیجان‌شان را ابراز می‌کردند. هیجانی که بعد از انتشار اولین تریلرها به اوج خودش رسید و بعد هم به مانند همیشه، جای خود را به نگرانی‌های زیادی درباره‌ی کیفیت بخش به بخش محصول نهایی داد. ولی خبر خوب این است که سومین «دارک سایدرز»، واقعا لیاقت یدک کشیدن نام این مجموعه را دارد و نود درصد عناصر تعریف‌کننده و مهم آن را در قالب خودش و به شکلی عالی، تحویل‌تان می‌دهد.

دانلود ویدیو از آپارات | تماشا در یوتیوب

مهم‌ترین ویژگی Darksiders III که از همان ساعات آغازین تجربه‌اش توجه مخاطب را به خود جلب می‌کند، چیزی نیست جز نقشه‌ی پیچیده و وام‌گرفته‌اش از عناصر سبک مترویدوانیا که به بیان نادقیق، شبیه به نسخه‌ی ساده‌تر و قابل فهم‌تری از نقشه‌ی آثاری مانند بازی «بلادبورن» (Bloodborne) به نظر می‌رسد. نقشه‌ای که شاید در حقیقت آن‌چنان هم بزرگ نباشود، اما سازندگان به قدری بخش به بخش آن را هوشمندانه و جذاب به یکدیگر متصل کرده‌اند که به قول خودشان وارد شودن به آن، حس گیر افتادن در یک سیاه‌چاله‌ی پیچ‌درپیچ با دشمنان متفاوت را می‌دهد. این نقشه در کنار چالش‌برانگیز بودنِ شاید غیرمنتظره‌ی بازی، اصلی‌ترین عنصری است که Darksiders III را از دو قسمت قبلی‌اش جدا می‌کند و باعث می‌شود که باز هم این مجموعه، نشان دهد که در هر قسمت می‌تواند با حفظ DNA خود، سبک کم‌وبیش متفاوتی با مابقی اعضایش هم داشته باشود.

Darksiders 3

همان‌گونه که احتمالا خودتان هم می‌دانید، نقشه‌ی بازی در بسیاری از نقاطش راه را به روی شما می‌بندد تا بعد از به دست آوردن نیروهایی مشخص، توانایی وارد شودن به مکان‌های تازه‌ای را پیدا کنید. یعنی دقیقا مثل یک مترویدوانیای دوبعدی دوست‌داشتنی قدیمی، این‌جا هم بازی با به چالش کشیدن مخاطب خود و قرار دادن وی در مقابل دسته‌ی بزرگی از دشمنان و مینی‌باس‌ها و باس‌های گوناگون، آرام‌آرام ویژگی‌ها و قابلیت‌هایی را تحویل وی می‌دهد که به کمک آن‌ها، عملا نقشه‌ی گسترده‌تری را در مقابل خود می‌بیند.

Darksiders 3

اما از این مهم‌تر، موفقیت اعضای تیم Gunfire Games، در خلق نقشه‌ی بازی به گونه‌ای بوده است که ساختار پیچیده‌ی آن باعث گم شودن مطلق بازیکنان در بخش‌های گوناگونش هم نشود و همیشه مسیرها و دوراهی‌ها، به اندازه‌ی کافی گمراه‌کننده و به اندازه‌ی کافی واضح باشند. نتیجه‌ی این موضوع هم همین است که وقتی مشغول تجربه‌ی Darksiders III می‌شوید، حس قدم گذاشتن به روایتی خطی و در عین حال جهان‌باز را پیدا می‌کنید. روایتی که در آن می‌توان و در بعضی مواقع باید، با کمک رفتن به ایستگاه‌های ذخیره‌سازی مشخص، برای رسیدن به نقاط مختلف نقشه تلاش کرد و در همین حین، به سبب پیوستگی فوق‌العاده‌اش در دادن قدرت‌های تازه به بازیکنان و وادار کردن آن‌ها به استفاده از قدرت‌های‌شان برای رفتن به مناطق جدید، همیشه واضح و خطی هم جلوه می‌کند. البته در این که شاید کمی بیشتر از ۱۰ درصد از زمان تقریبا هجده‌ساعته‌ای که پای بازی می‌گذارید، در حین تلاش برای یافتن برخی راه‌ها تلف می‌شود، شکی وجود ندارد. ولی این موضوع هرگز به قدری اذیت‌کننده نیست که باعث فاصله‌ی اثر از استانداردهای یک مترویدوانیای لایق تحسین سه‌بعدی را زیاد کند. مخصوصا با در نظر گرفتن آن که هر بار گم شودن در دنیای بازی، می‌تواند به معنی یافتن آیتم‌های کارآمد جدید یا کشتن دوباره‌ی دشمنانی پیش‌تر شناخته‌شوده و به دنبالش به دست آوردن روح‌های بیشتر برای آپگرید کردن Fury هم باشود. چرا که Darksiders III، همیشه برای آن‌هایی که بیشتر و دقیق‌تر محیط‌هایش را کندوکاو می‌کنند، ارزش زیادی قائل می‌شود.

Darksiders 3

Darksiders III در سیستم مبارزات کم‌نقص و در سیستم حرکتی و مخصوصا گیم‌پلی پلتفرمر، دریایی از اشکالات گوناگون است

متاسفانه مکانیزم‌های کنترلی بازی که قرار است تجربه‌ی حرکت‌تان در این نقشه را واقعا به اتفاقی فراموش‌ناشودنی تبدیل کنند، تقریبا به اندازه‌ی نقاط قوت‌شان، نقاط ضعف گوناگونی را هم یدک می‌کشند. Darksiders III در سیستم مبارزات تقریبا بی‌نقص و در سیستم حرکتی و مخصوصا گیم‌پلی پلتفرمر، دریایی از اشکالات گوناگون است. به گونه‌ای که گاها این‌طور به نظر می‌رسد که شما کنترل جدی و مطمئنی روی شخصیت اصلی ندارید و به همین خاطر ممکن است در طول یک حرکت عادی و ساده بر روی شش سکو برای رسیدن به نقطه‌ی تازه‌ای در نقشه، به سبب افتادن‌های مداوم و بعضا بی‌معنی Fury، چندین و چند دقیقه از وقت‌تان را هدررفته ببینید. این موضوع، مخصوصا در نقاط اندکی از گیم‌پلی Darksiders III که درون‌شان تعداد سکوبازی‌های بازی افزایش می‌یابد یا بازیکن باید مطلقا با حرکت و فرار از یک دشمن از نقشه خودش را نجات دهد به چشم می‌آید و چالش‌های غیرمنطقی و خسته‌کننده‌ای را می‌سازد. هرچند که با توجه به ماهیت این اشکالات مانند عدم واکنش دادن صحیح Fury به لبه‌ی سکوها برای گرفتن‌شان در بعضی مواقع، می‌شود انتظار داشت که سازندگان با چند آپدیت، از پس رفع کردن تقریبی آن‌ها بربیایند.

Darksiders 3

ساخته‌ی جدید THQ Nordic، به طور میانگین هر بیست دقیقه یک دشمن با ظاهر و سبک مبارزاتی جدید، به مخاطبش معرفی می‌کند

نقطه‌ی خلاف سیستم کنترل حرکت شخصیت اصلی و گیم‌پلی پلتفرمر Darksiders III، بدون شک سیستم مبارزات آن با دشمنان‌تان است. سیستمی که در اوج سادگی، به نهایت پیچیدگی لازم دست می‌یابد و کاری می‌کند که بازی در تک‌تک درجه‌های سختی‌اش چالش‌برانگیز و در عین حال در تک‌تک آن‌ها، منطقی به نظر برسد. دشمنان حاضر در نقشه، طیف وسیع و حقیقتا متنوعی از موجودات مختلف مانند عنکبوت‌های عظیم‌الجثه و هیولاهای کودک‌مانندی را که با بمب و تله از شما پذیرایی می‌کنند، شامل می‌شود و هر مدل سبک مبارزاتی لایق تحسینی که فکرش را می‌کنید، مقابل‌تان می‌گذارد. جالب‌تر آن که فارغ از طراحی‌های عالی دشمنان در گیم‌پلی مبارازتی، آن‌ها مدل‌های حرکتی، ظواهر و قابلیت‌های کاملا متفاوتی هم دارند و انقدر هم تعدادشان زیاد است و مبارزه با هر کدام‌شان تکنیک‌های خاص خودش را می‌طلبد که می‌توان به جرئت گفت ساخته‌ی جدید THQ Nordic، به طور میانگین هر بیست دقیقه یک دشمن کاملا جدید به مخاطبش معرفی می‌کند. همین هم سبب می‌شود که چالش‌برانگیز بودن بازی، فقط به میزان انرژی و قدرت دشمنان‌تان محدود نباشود و در تلاش‌تان برای پشت سر گذاشتن سختی‌های تازه از راه رسیده هم خودش را به نمایش بگذارد.

Darksiders 3

Darksiders III، قطعا و یقینا بازی سختی است. اما این را با چشم‌پوشی از برخی باس‌فایت‌ها، نمی‌توانید به پای غیرمنطقی بودن مبارزات آن بگذارید. چون تنها خواسته‌اش از شما، جدی گرفتن گیم‌پلی و پذیرش امکان مردن‌تان است. اگر بخواهید بازی را بدون توجه جدی به بخش‌بخش آن پشت سر بگذارید، یک عنکبوتِ افسانه‌ای چهارپای بزرگ هم خیلی سریع و با چند ضربه، حتی روی آسان‌ترین درجه‌ی سختی، باعث مردن‌تان می‌شود و اگر تمامی حرکت‌های‌تان را فکرشوده و دقیق انجام دهید، حتی روی چهارمین درجه‌ی سختی، امکان شکست دادن برخی از باس‌های اصلی و قدرتمند بازی با پذیرفتن تنها یک یا چند ضربه هم وجود دارد.

البته در عین صحت داشتن صحبت‌های بالا، گیمر همواره با تسلط پیدا کردن بر روی قدرت‌های ویژه‌ی چهار Hollow (قالب‌هایی از توانایی‌های متفاوت Fury که ظاهر، سلاح و قابلیت‌های تازه‌ای را به او می‌دهند) سرگرم‌کننده‌ای که با پیش‌روی در طول بازی به دست می‌آورد، موظف به درک و استفاده از روش‌های تازه‌ی مبارزاتی است. همچنین شناخت آیتم‌هایی که می‌توانید با کشتن دشمنان‌تان یا خریدن‌شان در ایستگاه‌های ذخیره‌سازی بازی از والگریم (یک شیطان تاجر که شما برای آپگرید کردن لول Fury، خریداری یا فروش آیتم‌های گوناگون و حتی جابه‌جایی بین ایستگاه‌های ذخیره‌سازی مختلف، همواره با او مواجه می‌شوید) آن‌ها را به دست بیاورید، قطعا در شکل‌گیری پیروزی‌ها و شکست‌های‌تان موثر استند. چون شاید روی کاغذ به خاطر کیفیت بالای گیم‌پلی و تعادل نسبی مبارزات، امکان شکست دشمنان با سلاح اصلی‌تان و انجام درست کارهایی محدود وجود داشته باشود، اما در عمل چنین چیزی ممکن نیست و Darksiders III به درستی، شما را وادار به بهره‌جویی به‌جا و دقیق از تک‌تک قابلیت‌های‌تان می‌کند.

 

یکی از دلایل راضی‌کننده ظاهر شودن گیم‌پلی Darksiders III، مستقیما به سادگی سیستم آپگرید آن مربوط می‌شود. طوری که شما با گشت‌وگذار در محیط و کشتن دشمنان بیشتر ارواحی را به دست می‌آورید که با آن‌ها هم می‌شود آیتم‌های تازه خرید و هم می‌توان Fury را آپگرید کرد. به همین دلیل هم پیچیدگی پازل‌های محیطی و بعضا جذاب و بعضا اشکال‌دار بازی در کنار مبارزات جدی و سخت آن، با توجه به سادگی این سیستم کمی تلطیف می‌شود و حس بهتری به تجربه‌ی کلی گیمر می‌بخشود. چرا که ذات گیم‌پلی Darksiders III، به اندازه‌ی کافی می‌تواند اعصاب مخاطب را درگیر خود کند و با در نظر گرفتن قدرت بالای اتمسفرسازی‌های تاثیرگذار و بعضا میخکوب‌کننده‌ی اثر، اگر در آن با سیستم مدیریت آیتم‌ها یا درخت توانایی‌های پیچیده‌ای روبه‌رو بودیم، احتمالا دیگر نمی‌شود محصول مورد بحث را یک بازی نسبتا عامه‌پسندانه خطاب کرد.

Darksiders III به درستی، شما را وادار به بهره‌جویی به‌جا و دقیق از تک‌تک قابلیت‌های‌تان می‌کند

در عین اهمیت داشتن به شودت بالای گیم‌پلی بازی که در ترکیب با موسیقی‌ها، صداگذاری‌ها و طراحی‌های خواستنی و پرجزئیات محیط‌ها، از پس راضی کردن بازیکنانِ هدف Darksiders III برمی‌آید، قطعا خیلی از طرفداران، تنها و تنها برای شنیدن ادامه‌ی قصه‌ی سواران آخرالزمان، پا به دنیای آن می‌گذارند. قصه‌ای که قطعا نه بهترین داستان روایت‌شوده در مجموعه است و نه Fury را تبدیل به پرداخت‌شوده‌ترین سوار آخرالزمان تا این قسمت می‌کند. ولی از قضا انقدر هم خوب است که هیچ‌کس با دنبال کردن آن، احساس تلف شودن وقتش را نداشته باشید. از فلسفه‌های معنایی جریان‌یافته در تک‌تک مبارزات بازی با باس‌فایت‌های آن و شخصیت‌پردازی خوب Fury که در پرده‌ی سوم قصه به اوج می‌رسد، تا دخیل شودن نمادپردازی‌ها در گوشه به گوشه‌ی نقشه و حتی ظاهر شخصیت‌های اثر و دیالوگ‌نویسی‌هایی که کیفیت‌شان، هوش از سر مخاطب می‌پراند.

Darksiders 3

راستی، اگر هم فارغ از تمامی موارد گفته‌شوده، دل‌تان می‌خواهد که موقع تجربه‌ی حرکت در بهشت، جهنم و زمین به هدف نابود کردن هفت گناه کشنده، ماجرایی پرشوده از شخصیت‌های فرعی و دشمنان معنی‌دار را ببینید و صد البته مقداری هم تعجب و شوکه شودن از پیچش‌های داستانی نصیب‌تان شود، Darksiders III در داستان‌گویی این‌قدر نقاط قوت دارد، که ناامیدتان نکند. هرچند که ریتم نامنظم بازی در داستان‌گویی، باعث می‌شود که تقریبا در نیمه‌ی اول آن چیزی به اسم داستان را نبینیم و ناگهان در چند ساعت پایانی، شاهد ماجرای به هم‌پیچیده و هیجان‌آوری باشیم.

انیمیشن‌های مرتبط با حرکت بدن شخصیت‌ها و تخریب‌پذیری اشیا موجود در محیط‌های بازی نیز، همگی استانداردهای لازم را تیک زده‌اند

اگر بخواهیم چند بخش از سومین «دارک سایدرز» را نام ببریم که نه آن‌قدر بد به نظر می‌رسند که بخواهند میان نقاط ضعف آن طبقه‌بندی شوند و نه این‌قدر دیوانه‌وار ظاهر می‌شوند که در دسته‌ی نکات مثبت اصلی آن قرار بگیرند، همه‌چیز به موسیقی‌ها، فیزیک موجودات، انیمیشن‌های بازی و گرافیک فنی آن خلاصه می‌شود. مواردی که باید با دید منطقی آن‌ها را زیر ذره‌بین برد و موقع صحبت کردن درباره‌شان توجه داشت که Darksiders III با بودجه‌ای کمتر از بودجه‌ی ساخت یکی از کات‌سین‌های اصلی یک بازی دیگرِ عرضه‌شوده در سال اخیر یعنی God of War، محصول عالی استودیوی سانتا مونیکا، آفریده شوده است. به همین سبب، با توجه به هوشمندی بازی در پوشاندن چهره‌ی اکثر شخصیت‌های انسان‌مانند و بهره‌برداری مناسب از چهره‌ی کاراکترهای منفی و مثبتی که ابدا ظاهر انسانی ندارند، وقتی می‌بینیم که انیمیشن‌های چهره‌ی حاضر در آن هرگز آزاردهنده نمی‌شوند و همیشه به اندازه‌ی کافی استاندارد استند، پس دلیلی هم بر خرده گرفتن بر آن‌ها وجود ندارد. دیگر انیمیشن‌های مرتبط با حرکت بدن شخصیت‌ها و تخریب‌پذیری اشیا موجود در محیط‌های بازی نیز، همگی استانداردهای لازم را تیک زده‌اند.

Darksiders 3

ریتم نامنظم بازی در داستان‌گویی، باعث می‌شود که تقریبا در نیمه‌ی اول آن چیزی به اسم داستان را نبینیم و ناگهان در چند ساعت پایانی، شاهد ماجرای به هم‌پیچیده و هیجان‌آوری باشیم

محصول THQ Nordic، دقیقا به همین حالت شکل فیزیک مناسبی را در فرمت فانتزی و تخیلی دنیایش ارائه می‌کند و همین هم باعث فاصله گرفتن مخاطب از نقطه‌ی درست قضاوت آن می‌شود. طوری که باز هم همه‌چیز در عین ضعف داشتن، بی‌اغراق قابل پذیرش باشود و همان‌طور که گرافیک هنری بازی و زیبایی‌های خیره‌کننده‌ی آن در نورپردازی و رنگ‌دهی به انواع و اقسام محیط‌های متنوعش باعث محو شودن بسیاری از کمبودهای گرافیک فنی می‌شود، جذابیت‌های موجود در این قسمت نیز، اشکالات را کم‌وبیش مخفی کنند. البته در بین چهار مورد نام‌برده‌شوده، موسیقی‌های بازی وضعیت مشابهی ندارند و تنها کمبود تعدادشان در بلندمدت، باعث کاهش تاثیرگذاری صوتی بازی از این منظر می‌شود. چون با این که در Darksiders III ما با آهنگ‌های جذب‌کننده‌ای سر و کار داریم که از قضا به موقع و به شکلی متناسب با موقعیت‌ها هم پخش می‌شوند، از جایی به بعد انقدر مشغول شنیدن اصوات تکرارشوده‌ای از سوی آن‌ها استیم که قطعا کمتر از بارهای آغازین، احساسات‌مان را درگیر خودشان می‌کنند. این وسط، فقط یادتان نرود که برعکس موسیقی‌ها، صداگذاری‌های دیگر بازی کم‌اشکال ظاهر شوده‌اند و چه در کمک کردن به شما در پشت سر گذاشتن مراحل چه در شکست دادن برخی دشمنان، دائما حس حضور در دنیای عجیب اثر را هم به شکل جالبی افزایش می‌دهند.

 

 

وجود برخی باگ‌ها و مشکلات فنی انکارناپذیر درون Darksiders III، گاها کاری می‌کند که برای حرکت در طول یک محیط، چند بار با صحنه‌ی قفل شودن بازی و لود شودن مجدد آن بعد از چند ثانیه مواجه شوید یا در برخی مبارزه‌ها، به شکل کاملا غیرمنطقی، جان‌تان را از دست بدهید. این باگ‌ها همان‌گونه که پیش‌تر هم گفته شود، در گیم‌پلی پلتفرمر بازی، بیشتر از هر نقطه‌ی دیگری دیده می‌شوند و تعجبی ندارد که اگر به خاطر آزار دیدن از مواجهه‌ی نسبتا طولانی با آن‌ها، حداقل برای چند ساعت بازی را رها کنید. افزون بر تمامی اشکالات گفته‌شوده، مورد آخر وابسته به حقیقت تلخی است که با توجه به وضعیت دنیای ویدیوگیم در جهان امروز، به شکل محسوسی توجه همگان را به خودش جلب می‌کند؛ قیمت‌گذاری غیر قابل قبول بازی. چرا که شاید وجود برخی انتخاب‌ها در طول داستان باعث این بشود که ارزش تجربه‌ی دوباره‌ی اثر افزایش پیدا کند ولی این موضوع ابدا در مجموع به گونه‌ای نیست که گروهی بیشتر از درصد محدودی از طرفداران را به انجام جدی این کار، دعوت کند. همین هم باعث می‌شود که Darksiders III، یک محصول جمع‌وجور با گیم‌پلی مفید کمتر از چهارده ساعت باشود که در عین خوب بودن آن، هرگز نمی‌شود حتی درباره‌ی نزدیک شودنش به درجه‌ی ایده‌آل، فکر کرد. محصولی که شاید اگر ده سال پیش منتشر می‌شود چنین صفتی را نمی‌گرفت اما با درک شرایط و بازار روز، نمی‌توان برچسب قیمت‌گذاری شصت دلاری‌اش را توجیه کرد.

اگر Darksiders 3 ده سال پیش منتشر می‌شود چنین چیزی را به آن نسبت نمی‌دادیم اما در شرایط روز، برچسب قیمت‌گذاری شصت دلاری آن، غیر قابل توجیه به نظر می‌رسد

Darksiders 3

پشتیبانی رسمی و کامل بازی از زبان فارسی (که تا به امروز حداقل در هیچ بازی انتشاریافته در چنین ابعادی دیده نشوده بود) چه در منوها و صفحات تنظیمات و چه در زیرنویس‌های موجود برای تک‌تک دیالوگ‌ها و نوشته‌های موجود در آن، بدون شک برای مخاطب فارسی‌زبان تشویق‌کننده و جذاب است. البته با توجه به عدم وجود گزینه‌ی انتخاب زبان در نسخه‌ی آماده‌ی بررسی بازی که در اختیار رسانه‌های ویدیوگیمی از جمله تیم پارس تبلیغ قرار گرفت و بیان شودن حرف‌هایی مبنی بر این که نسخه‌ی عادی بازی هم زبان خود را بر اساس زبان کنسول تنظیم می‌کند، احتمالا باید منتظر انتشار آپدیتی از سوی استودیوی سازنده باشیم که در آن، قابلیت انتخاب زبان مورد نظر توسط بازیکنان، درون قسمت تنظیمات خود بازی مهیا شود. چون در وضعیت فعلی به خاطر عدم وجود زبان فارسی در لیست زبان‌های موجود در کنسول‌های Xbox One و پلی‌استیشن ۴، عملا امکان دسترسی به این زبان در بازی وجود ندارد و فقط خریداران نسخه‌ی PC، می‌توانند از این مزیت برخوردار شوند.

در مجموع باید گفت که Darksiders III با همه‌ی خوبی‌ها و بدی‌هایش، گروه‌های به خصوصی از مخاطبان را قطعا به خودش جلب می‌کند؛ علاقه‌مندان به مواجهه با بازی‌های چالش‌برانگیز، طرفداران سبک مترویدوانیا، دوست‌داران مجموعه دوست‌داشتنی «دارک سایدرز» و تمام اشخاصی که می‌خواهند یک هک اند اسلش اشکال‌دار و به شکل موازی دوست‌داشتنی و عالی را تجربه کنند. چرا؟ چون با همه‌ی سختی‌های پشت سر گذاشته‌شوده در مراحل تولید بازی توسط سازندگان آن، Darksiders III هر چه هم که نباشود، اعتبار و احترام مجموعهش را حفظ کرده است.

ادامه‌ی پست