تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

جذاب ترین سدان های لوکس در بازار جهانی

کلاس سدان فول‌سایز، هنوز هم یکی از پرطرفدارترین مدل‌های خودرو محسوب می‌شود. در این مطلب به بررسی سدان‌های پرچم‌دار کادیلاک، بی‌ام‌و، آئودی، مرسدس بنز، لکسوس و جگوار می‌پردازیم.

اگرچه ممکن است این روزها بیش‌تر افراد به دنبال خودروی شاسی‌بلند یا کراس‌اور باشند، اما سدان‌ سایز بزرگ همیشه به‌عنوان یک انتخاب جذاب برای مشتریان باقی می‌ماند. درست است که خودروهای سدان‌ قابلیت رانندگی آف‌رود ندارند؛ اما معمولا زیباتر، سبک‌تر و کارآمدتر طراحی می‌شوند و گاهی اوقات فضای بیش‌تری دارند. به علاوه سبک سدان دارای مرکز ثقل پایین‌تری نسبت به شاسی‌بلندها است و همین موضوع باعث می‌شود که فرمان‌پذیری بهتری در مانورهای سریع داشته باشود و علاقه‌مندان خودروهای اسپرت را، جذب کند.

اما نکته دیگری نیز وجود دارد؛ سدان لوکس در اندازه کامل خود اغلب به‌عنوان مدل پرچم‌دار یک برند معرفی می‌شود و به همین دلیل همه‌ی فناوری‌های موجود در تمام مدل‌های دیگر را دریافت می‌کنند. حتی بیش‌تر از این، برخی از مدل‌های پرچم‌دار در واقع پیشگام طراحی مهندسی پیشرفته و مد روز یک برند استند.

به همین دلیل است که سدان پرچم‌دار در ابعاد بزرگ هرگز از بازار خودرو ناپدید نخواهند شود و بدون شک خودروسازان بزرگ همچنان تلاش خود را برای بهبود زیبایی، راحتی و فناوری آن‌ها ادامه خواهند داد. در اینجا ۶ سدان لوکس فول سایز از برندهای مطرح خودروسازی جهان معرفی می‌شود، که هر کدام دارای طراحی و ویژگی‌های خاص خود استند.

کادیلاک CT6

کادیلاک CT6

کادیلاک نسخه جدید پرچم‌دار خود را با نام CT6 وی-اسپرت (V-sport) معرفی کرد. زیر ظاهر زیبای سدان، پیشرانه جدید ۴.۲ لیتری خورجینی هشت سیلندر با قدرت ۵۵۰ اسب بخار و گشتاور ۸۵۰ نیوتن‌متر قرار دارد. این پیشرانه جدید دارای بلوک سیلندر و پیستون آلومینیومی است که با جعبه‌دنده‌ی اتوماتیک ۱۰ سرعته و دیفرانسیل عقب لغزش محدود جفت می‌شود؛ درحالی‌که برای توقف خودرو در سرعت‌های زیاد، ترمزهای ۱۹ اینچی برمبو ارائه شوده است.

بسیاری از خودروسازان لوکس مانند بی‌ام‌و، مرسدس بنز و آئودی، میلیون‌ها دلار روی فناوری خودروی خودران سرمایه‌گذاری می‌کنند. اما اولین خودروسازی که به‌طور واقعی یک سیستم رانندگی مستقل و «بدون نیاز به دست» در یک مدل خودروی تولیدی معرفی می‌کند، کادیلاک است.

Cadillac CT6 / سدان کادیلاک CT6

سیستم خودران سوپر کروز (Super Cruise)‌ کادیلاک که تأییدیه سطح ۲ خودمختاری از انجمن مهندسان خودرو دریافت کرده است، به‌عنوان فناوری خودران کادیلاک روی مدل‌های تولیدی نصب می‌شود. زمانی که راننده در بزرگراه رانندگی می‌کند، می‌تواند دستان خود را از روی فرمان بردارد. البته اگر راننده بیش از حد و به مدت طولانی دچار خواب‌آلودگی شود، سیستم صندلی راننده را می‌لرزاند، چراغ قرمزرنگی در فرمان روشن و خاموش می‌کند و از بوق مخصوصی برای جلب توجه راننده و به دست گرفتن کنترل خودرو بهره می‌گیرد. سیستم خودران سوپر کروز به‌عنوان قابلیت استاندارد در CT6 پلاتینیوم مدل ۲۰۱۶ یا به‌عنوان گزینه دلخواه ۵۰۰۰ دلاری در تیپ‌های لوکس پریمیوم به کار می‌رود. 

آئودی A8

Audi A8 / سدان آئودی A8

مدل پرچم‌دار آئودی در سال ۲۰۱۸ کاملا جدید و با امکانات بیش‌تر ارائه می‌شود. این سدان لوکس دارای پلت‌فرم و پیشرانه جدید است که برای اولین بار در مدل‌های تولیدی این برند تجاری آلمانی به کار می‌رود. در واقع هر کدام از مدل‌های موجود در خط تولید آئودی A8، در اولین سطح با پیشرانه ۳.۰ لیتری TFSI یا TDI تجهیز می‌شود اما در آینده نزدیک مدل‌ها مجهز به پیشرانه W12 خواهند بود. این سیستم ترکیبی صرف‌ نظر از نحوه انتخاب پیشرانه، می‌تواند در سرعت‌های بین ۵۵ تا ۱۵۹ کیلومتر بر ساعت، تا ۴۰ ثانیه بدون درگیری پیشرانه اجازه حرکت به خودرو بدهد. بهره‌گیری از چنین سیستمی باعث صرفه‌جویی در مصرف سوخت می‌شود، هرچند سیستم‌های سوخت‌رسانی پاشش مستقیم و توربوشارژ استفاده‌شوده نیز در دستیابی به بهینه‌ شودن مصرف سوخت دخیل استند.

Audi A8 / سدان آئودی A8

سیستم تعلیق انطباقی آئودی در بخش سدان لوکس قابلیت خیلی بزرگی نیست؛ اما آئودی این فناوری را یک گام به جلو می‌برد. سیستم تعلیق فعال هوش مصنوعی (AI) این شرکت می‌تواند هر چرخ را به‌طور جداگانه با عملگرهای الکتریکی تحت کنترل یک سیستم تشخیص پیش‌-حسی ۳۶۰ درجه‌ای که جاده را در جلوی خودرو اسکن می‌کند، بالا یا پایین ببرد.

بهره‌گیری از این سیستم تعلیق به سدان آئودی A8 اجازه می‌دهد تا در برابر غلت، پیچش و شیرجه فعال باشود که می‌تواند با سیستم تمام چرخ فرمان با نسبت فرمان متغیر برای چرخ‌های جلو ترکیب شود. همچنین به‌عنوان حالت استاندارد از سیستم آئودی کواترو (Quattro) با قابلیت تمام چرخ محرک دائمی استفاده می‌شود. 

مرسدس بنز کلاس S

Mercedes-Benz S-Class / سدان مرسدس بنز کلاس S

مرسدس AMG پیش از این در خبری شوک‌آور از برنامه‌ریزی برای توقف تدریجی استفاده از پیشرانه‌های خورجینی ۱۲ سیلندر برای مدل‌های تجاری غیر از میباخ در آینده نزدیک صحبت کرد؛ به هر حال، خودروساز آلمانی یکی از بهترین پیشرانه‌های خورجینی هشت سیلندر را در بازار امروز خودرو تولید می‌کند. در کلاس S پیشرانه ۴.۰ لیتری بی‌توربو (دو توربوشارژ) با ۴۶۳ اسب بخار قدرت در مدل S560 با جعبه‌دنده‌ی ۹ سرعته اتوماتیک سازگار است؛ این میزان قدرت کافی است تا سدان مرسدس بنز بتواند با شتاب قابل توجهی در زمان ۴.۶ ثانیه از حالت سکون به سرعت ۹۶ کیلومتر بر ساعت دست یابد. اگر این میزان قدرت و شتاب برای استانداردهای رانندگان عاشق سرعت کافی نباشود، نسخه AMG S63 از همان کلاس نیز وجود دارد که ۶۰۳ اسب بخار قدرت برای دست‌یابی به بیشینه سرعت ۲۶۴ کیلومتر بر ساعت تولید می‌کند.

Mercedes-Benz S-Class / سدان مرسدس بنز کلاس S

درحالی‌که مرسدس بنز کلاس S یکی از قدیمی‌ترین سدان‌های سایز کامل در بازار خودرو محسوب می‌شود، کمبودی در زمینه استفاده از فناوری‌های روز برای تحسین خودروی آلمانی وجود ندارد. چراغ‌های هوشمند LED، عملکرد نیمه مستقل (نیمه خودران) و سیستم تعلیق هوایی همه از ویژگی‌های فوق‌العاده این سدان لوکس استند؛ اما هنوز هم برای تحت تأثیر قرار دادن علاقه‌مندان، از دو نمایشگر ۱۲.۳ اینچی با وضوح بالا در زیر یک پنل شیشه‌ای استفاده می‌شود.

مرسدس میباخ Mercedes S class Maybach 2018

این نمایشگرها علاوه بر عقربه‌های اندازه‌گیری سنتی، اطلاعاتی را از سیستم‌های برقی بسیار زیاد موجود در پنل دیجیتال نشان می‌دهند. این کارکردها می‌تواند به‌طور مستقیم از روی صفحه نمایش و از طریق پد لمسی در کنسول مرکزی یا از طریق دکمه‌های موجود در فرمان کنترل شوند. 

بی‌ام‌و سری ۷

BMW 7 Series / سدان بی‌ام‌و سری 7

سدان‌های پرچم‌دار و پیشرانه‌های خورجینی ۱۲ سیلندر می‌آیند و می‌روند و همیشه بی‌ام‌و یکی از بهترین‌ها در این زمینه است. نسل فعلی سدان بی‌ام‌و سری ۷، لوکس‌ترین و گران‌قیمت‌ترین مدل خودرویی است که می‌توان از خودروساز باواریا خرید. در تاریخ بی‌ام‌و این خودرو اولین مدلی است که به بسته عملکردی M پرفورمنس مجهز می‌شود؛ زیر کاپوت از پیشرانه ۶.۶ لیتری خورجینی ۱۲ سیلندر مجهز به دو توربوشارژ بهره گرفته می‌شود که ۶۱۰ اسب بخار قدرت و ۸۰۰ نیوتن‌متر گشتاور تولید می‌کند. قدرت پیشرانه از طریق جعبه‌دنده‌ی اتوماتیک و سیستم تمام چرخ محرک (AWD) با محوریت چرخ‌های عقب به چرخ‌ها منتقل می‌شود. خودروی بی‌ام‌و M760i xDrive جدیدترین و گران‌ترین خودروی برند تجاری بی‌ام‌و است که در این سری قرار می‌گیرد.

BMW 7 Series / سدان بی‌ام‌و سری 7

اما از نظر بی‌ام‌و قدرت بدون کارایی معنایی ندارد؛ این بدان معنی است که ساختار سبک وزن بدنه در قسمت سرنشینان از کربن کور (Carbon Core) باعث افزایش بهره‌وری و کمک به پیشرانه می‌شود. این ساختار کربنی تا ۵۰ درصد سبک‌تر از شاسی فولادی معمولی خودروها است؛ اما به همان اندازه مستحکم عمل می‌کند و مرکز جرم خودرو نیز پایین‌تر قرار می‌گیرد. ترکیب ساختار بدنه سبک‌وزن با نیروی پیشرانه خورجینی ۱۲ سیلندر قادر است کارایی فوق‌العاده چشم‌گیری ایجاد کند؛ به‌طوری که بی‌ام‌و ادعا می‌کند این سدان لوکس تنها به ۳.۶ ثانیه زمان نیاز دارد تا از حالت سکون به سرعت ۹۶ کیلومتر بر ساعت دست یابد.

لکسوس LS

Lexus LS / سدان لکسوس LS

مقاله‌های مرتبط:

نمی‌توان لیستی از بهترین سدان‌های لوکس داشت که شامل خودروی لکسوس LS نباشود؛ خودرویی که دقیقا برای رقابت با سه‌گانه آلمانی این بخش طراحی شوده است. سدان لوکس لکسوس LS خودرویی با فناوری پیشرفته است که از پیشرانه ۳.۵ لیتری خورجینی ۶ سیلندر با دو توربوشارژر بهره می‌گیرد. پیشرانه می‌تواند ۴۱۵ اسب بخار قدرت و ۵۹۹ نیوتن‌متر گشتاور تولید کند که این قدرت از طریق جعبه‌دنده‌ی اتوماتیک ۱۰ سرعته به چرخ‌ها متصل می‌شود. لکسوس LS تنها به ۴.۵ ثانیه زمان نیاز دارد تا از حالت سکون به سرعت ۹۶ کیلومتر بر ساعت دست یابد.

لکسوس LS مدل ۲۰۱۸ دارای یکی از جامع‌ترین لیست‌های ویژگی‌های ایمنی استاندارد و اختیاری است که توسط سیستم LSS + A به‌روز می‌شود. این سیستم می‌تواند به خاطر بهره‌گیری از عملکردهای پیشرفته مانند سیستم جلوگیری از برخورد با عابر پیاده، ترمز برای پیشگیری از برخورد در عقب خودرو با عابر پیاده و هشودار عبور از تقاطع در جلو، ایمنی بی‌نظیری برای سرنشینان فراهم کند.

Lexus LS / سدان لکسوس LS

تصور کنید که شما راننده خودروی لکسوس LS استید و دنده عقب می‌گیرید اما فردی در پشت ماشین و ناحیه کور دید راننده قرار دارد؛ در این حالت سیستم متوجه خواهد شود که انسانی در پشت خودرو وجود دارد و به راننده با یک صدای اخطاردهنده قابل شنیدن هشودار می‌دهد. اگر راننده هیچ پاسخی به این اخطار ندهد، فناوری استفاده‌شوده در سدان لوکس لکسوس LS می‌تواند خودرو را در سرعت‌های کمتر از ۱۰ کیلومتر بر ساعت به توقف کامل برساند. مزیت دیگری که در لکسوس LS استفاده می‌شود این است که سیستم پیشگیری از برخورد با عابران پیاده در صورتی که حسگرها گزارش دهند که راننده نمی‌تواند خودرو را در زمان مورد نیاز متوقف کند، قادر است به‌طور خودکار خودرو را از مسیر خود منحرف کند.

جگوار XJ

جگوار / Jaguar XJ

اگرچه ممکن است مدل کنونی جگوار XJ تقریبا ده ساله باشود؛ اما هنوز هم یکی از بهترین پیشنهادها در بخش سدان‌های لوکس سایز کامل محسوب می‌شود. خریداران حتی می‌توانند نسخه XJR575 را با پیشرانه ۵.۰ لیتری خورجینی هشت سیلندر در زیر کاپوت ترکیب کنند. پیشرانه قدرتمند جگوار XJ می‌تواند ۵۷۵ اسب بخار قدرت تولید کند که در زمان ۴.۴ ثانیه خودرو را از حالت سکون به سرعت ۱۰۰ کیلومتر بر ساعت می‌رساند. بیشینه سرعت خودرو که به‌صورت الکترونیکی محدود می‌شود، ۲۹۹ کیلومتر بر ساعت است و به نظر می‌رسد که برای یک سدان لوکس مناسب باشود.

Jaguar XJ / سدان جگوار XJ

سدان جگوار XJ در فضای داخلی با صندلی‌های چرمی سفید مجهز به سیستم اطلاعاتی و سرگرمی شخصی برای هر نفر، روکش‌های چرمی دست‌ساز و صندلی‌های بزرگ با دسته‌های صندلی‌های مجهز به قابلیت چندرسانه‌ای و دکمه‌های کنترلی برای صندلی‌های عقب و جلو، ارائه می‌شود. اگر نسخه دارای فاصله محوری بزرگ‌تر سدان جگوار XJ را سوار شوید، اصلا خستگی ناشی از رانندگی و مسافرت را حس نخواهید کرد.

ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ یوسف زمانی و پاکان خودت بیا

دانلود آهنگ جدید یوسف زمانی و پاکان خودت بیا

و اینک از هات موزیک ♫ دانلود آهنگ جدید و زیبای خودت بیا از یوسف زمانی و پاکان به همراه تکست و بهترین کیفیت ♫

به زودی از رسانه هات موزیک…

دانلود دمو در ادامه مطلب…

Download New Music BY : Yousef Zamani & Pakan | Khodet Bia With Text And 2 Quality 320 And 128 On Hot-Music

29739895 160718721416200 8555243758898118656 n 1 دانلود آهنگ یوسف زمانی و پاکان خودت بیا

متن آهنگ خودت بیا یوسف زمانی و پاکان

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

یه شب تاریک و سرد یکی مثل دوره گرد●♪♫
میون خیابونا دنبال یه عشق میگشت که گم شده بود●♪♫
همه چی تاریک و بد یهو قید منو زد●♪♫
اون خیالش راحته ولی منو دیوونه کرد بازم دمش گرم●♪♫
تو کوچه ها خیابونا نشونی از تو نیست●♪♫

1 copy 300x21 دانلود آهنگ یوسف زمانی و پاکان خودت بیا
خودت بیا خودت بیا اصلا حالم خوب نیست●♪♫
یادت بیار یادت بیار تو یه روز عاشق من بودی●♪♫
تو کوچه ها خیابونا نشونی از تو نیست●♪♫
خودت بیا خودت بیا اصلا حالم خوب نیست●♪♫
یادت بیار یادت بیار تو یه روز عاشق من بودی●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ یوسف زمانی و پاکان خودت بیا

دانلود دمو در لینک زیر…

نوشته دانلود آهنگ یوسف زمانی و پاکان خودت بیا اولین بار در هات موزیک ~ دانلود آهنگ ها پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ صالح رضایی جذاب کی بودی

دانلود آهنگ جدید صالح رضایی جذاب کی بودی

هم اکنون دانلود کنید ♫ آهنگ جدید جذاب کی بودی با صدای صالح رضایی به همراه تکست و بهترین کیفیت از رسانه هات موزیک ♫

ملودی و تنظیم قطعه : صالح رضایی | شعر : محمدرضا گل | میکس و مسترینگ : بهزاد نادری

Download New Music BY : Saleh Rezaei | Jazabe Ki Budi With Text And 2 Quality 320 And 128 On Hot-Music

دانلود آهنگ صالح رضایی جذاب کی بودی دانلود آهنگ صالح رضایی جذاب کی بودی

متن آهنگ جذاب کی بودی صالح رضایی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
به جون چشمات میمونم باهات●♪♫
این دلم وای نره زیر دست و پات●♪♫
بگو هستم با تو مستم●♪♫
دلو بستم که بمیرم برات●♪♫

بدجوری زده به سرم که با تو باشم نذار سر به سرم●♪♫
هرچی که پا بده پایتم که دلتو درجا ببرم●♪♫
دوست ندارم ببینم که کسی چشماش رو تو سرگردونه●♪♫
بگو فقط مال منی دیگه بهونه بی بهونه●♪♫

ملودی و تنظیم قطعه : صالح رضایی

من حواسم پرته به چشمای تو●♪♫
دیگه واسم کسی نمیاد جای تو●♪♫
روی شانسم وقتی تو آسی واسم●♪♫
جذاب کی بودی تو دردسر نشی واسم●♪♫
من حواسم پرته به چشمای تو●♪♫
دیگه واسم کسی نمیاد جای تو●♪♫
روی شانسم وقتی تو آسی واسم●♪♫
تو که عشق دلمی من تورو خوب میشناسم●♪♫

شعر : محمدرضا گل

1 copy 300x21 دانلود آهنگ صالح رضایی جذاب کی بودی

جون چشمات میمونم باهات●♪♫
این دلم وای نره زیر دست و پات●♪♫
بگو هستم با تو مستم●♪♫
دلو بستم که بمیرم برات●♪♫

بدجوری زده به سرم که با تو باشم نذار سر به سرم●♪♫
هرچی که پا بده پایتم که دلتو درجا ببرم●♪♫
دوست ندارم ببینم که کسی چشماش رو تو سرگردونه●♪♫
بگو فقط مال منی دیگه بهونه بی بهونه●♪♫

میکس و مسترینگ : بهزاد نادری

دیوونه ی خواستنی عجب داستانی داره دلم باهات●♪♫
بگو بینم از کجا آوردی که تو انقدر خوشرنگه چشات●♪♫
بیا بمون کنارمو دیگه از پیش من تکون نخور●♪♫
دل بده به دلم که دیگه چیزی نمونده بمیرم برات●♪♫

به جون چشمات میمونم باهات●♪♫
بگو هستم دلو بستم●♪♫
بدجوری زده به سرم که با تو باشم نذار سر به سرم●♪♫
هرچی که پا بده پایتم که دلتو درجا ببرم●♪♫
دوست ندارم ببینم که کسی چشماش رو تو سرگردونه●♪♫
بگو فقط مال منی دیگه بهونه بی بهونه●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ صالح رضایی جذاب کی بودی

نوشته دانلود آهنگ صالح رضایی جذاب کی بودی اولین بار در هات موزیک ~ دانلود آهنگ ها پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

تاریخچه iOS؛ تکامل و محبوبیت در گذر زمان

مقاله‌ی مرتبط:

iOS، همان چیزی است که به تلفن‌های همراه اپل جان بخشیده، سیستم‌عاملی که استفاده از آن برای اغلب کاربران، بسیار ساده است. پلت‌فرمی قدرتمند برای توسعه‌دهندگان اپلیکیشن‌ که به کاربران خود در همه دستگاه‌ها تجربه‌ای مشابه ارائه می‌کند. احتمالا قابل توجه‌ترین بخش iOS فعلی، شباهت بسیار زیاد آن به نسخه اولیه iOS در سال اول است. با این حال، اپل، انبوهی از امکانات و ویژگی‌های جدید را از آن زمان ارائه نموده است. اپل، به دور از خطر یکنواخت شودن ویژگی‌های سیستم‌عاملش در گذر زمان، iOS را به‌گونه‌ای توسعه و بهبود داد که همچنان سرزنده و جذاب باشود و ویژگی‌های اختصاصی بهتری نسبت به هریک از سیستم‌عامل‌های موجود درخود داشته‌ باشود.

چگونه از سیستم‌عاملی ساده و بدون پشتیبانی از اپلیکیشن‌های Third Party، چندوظیفگی و یا حتی Copy/Paste، در سال ۲۰۰۷، به سیستم‌عامل امروزی رسیدیم؟ در ادامه با پارس تبلیغ همراه باشید تا به‌صورت جامع به این مسئله بپردازیم.

سیستم عامل موبایـل اپل، محصــولی از قلب OS X

در زمان معرفی اولین آیفون، اپل اعلام کرد که iOS، مانند OS X، از استه یونیکس متولد شوده و از ابزارهای مشابهی استفاده می‌کند. با این وجود کاملا مشهود بود که علیرغم اشتراک‌های بسیار زیادی که میان OS X و iOS وجود دارد، iOS برای اینکه بتواند یک سیستم‌عامل جداگانه محسوب شود، به اندازه کافی با OS X متفاوت بود.

هنگامی که آیفون عرضه شود، iOS را iPhone OS می‌نامیدند و این نام برای سه سال باقی ماند و پس از معرفی iOS 4 در ژوئن ۲۰۱۰ بود که نام آن به iOS تغییر یافت، با وجود این در ادامه متن و برای راحتی، ما همه نسخه‌های سیستم‌عامل اپل را iOS می‌نامیم.

iOS 1: تولد آیفون

اگرچه ممکن است تصور این مطلب کمی سخت باشود، ولی زمان معرفی آیفون اول، سیستم‌عامل آن از همه رقبا عقب‌تر بود و در مقایسه با امکانات سایر سیستم‌عامل‌ها حرف زیادی برای گفتن نداشت.

iphone-2g-555

در سال ۲۰۰۷ ویندوزموبایل، پالم، سیمبین و بلک‌بری با داشتن مجموعه کاملی از ویژگی‌های متنوع، سیستم‌عامل‌های موفق و قدرتمندی محسوب می‌شودند. در مقابل آنها، iOS محصولی بود که از ۳G، چندوظیفگی، اپلیکیشن‌های Third Party و حتی از Copy/paste پشتیبانی نمی‌کرد. iOS اول، از ضمیمه کردن فایل‌ها به ایمیل‌، از پیام‌های چند‌رسانه‌ای (MMS)، از اپلیکیشن‌های دریافت و ارسال ایمیل، از شخصی‌سازی صفحه‌ اصلی، پشتیبانی نمی‌کرد. در آن زمان، iOS، فایل‌های سیستمی‌ را از دید کاربر مخفی می‌کرد و امکان ویرایش فایل‌های متنی را نداشت. از شماره‌گیری صوتی پشتیبانی نمی‌کرد و برای توسعه‌دهندگان و هکرها به‌طور کامل بسته و غیرقابل دسترسی بود.

اپل در آن هنگام، به جای رقابت در زمینه سخت‌افزار، روی ایجاد یک تجربه کاربری بی‌نظیر تمرکز نمود

با همه اینها، تمام امکاناتی که در آن زمان در iOS وجود نداشتند، حالا در دسترس و توسط اغلب کاربران شناخته شوده استند. اپل در آن هنگام، به جای رقابت در زمینه سخت‌افزار، روی ایجاد یک تجربه کاربری بی‌نظیر تمرکز کرد. برای همین در سال ۲۰۰۷، روی سرعت، سازگاری اپلیکیشن‌ها با یکدیگر و ارائه چندین ویژگی بسیار بهتر نسبت به رقبا تمرکز کرد. البته، iOS در آن زمان هم خلاقیت‌ها و نوآوری خیره‌کننده‌ای در خود داشت که در ادامه به سه مورد از آن‌ها، که خلاقیت‌هایی انقلابی در صنعت موبایل محسوب می‌شودند اشاره می‌کنیم.

۱- استه‌ رابط کاربری iOS:

پیش از عرضه iOS، تلفن‌های هوشمند، صفحه‌نمایش لمسی و یا تاچ‌های مقاومتی به همراه قلم‌نوری نداشتند.آیفون، ویژگی‌های متداول آن زمان را با call-settings-300صفحه‌نمایش‌های خازنی عوض کرد؛ اما مسأله مهمتر این بود که اپل با دقت زیاد، مجموعه سخت‌افزاری جدیدی برای ساخت یک مدل تعاملی جدید ایجاد کرده بود که بسیار ساده‌تر و قدرتمند از مدل‌های پیشین خود محسوب می‌شود. اپل به غیر ۵ مورد، تمام کلیدهای سخت‌افزاری را حذف کرد مدل تعامل با صفحه لمسی را به مدل پیش‌فرض برای استفاده کاربر تبدیل کرد. علاوه بر این، اپل با ایجاد تکنیک جدید زوم و اسکرول‌های درون صفحه‌ای، تلاش کرد کار با اپلیکیشن‌ها، برای کاربر طبیعی‌تر و بلادرنگ جلوه کند. سرعت و راحتی کار با iOS، خارق‌العاده و چشمگیر بود و این احساس تا سالهای بعد همچنان باقی ماند.

۲- مرورگر موبایل سافاری

تمام حرکت‌های لمسی معرفی شوده در iOS، به سافاری، مرورگر آن نیز وارد شودند. زمانی که استیو جابز درباره این مسئله سخن گفت، اکثر افراد گمان می‌کردند گفته‌های وی بیشتر یک بلوف تبلیغاتی محسوب است، در حالیکه به کمک همین ویژگی، برای سالها آیفون در رقابت با رقیبان خود جلو افتاد.

شهرت سافاری، به عدم پشتیبانی آن از فلش باز می‌گشت و در همین حال سافاری تبدیل به اولین مرورگر موبایلی شوده بود که سازگاری و قدرتمندی آن در حد و اندازه مرورگرهای رایانه‌‌های رومیزی تعریف می‌شود. در حالی‌ که سیستم‌عامل‌های موبایلی موجود با مشکلات گوناگونی در هنگام مشاهده وب‌سایت‌ها مواجه بودند، سافاری موبایل، در حال ارائه تجربه‌ای بی‌نظیر از وب‌گردی بی‌نقص و کامل بود که در آن کاربر قادر به زوم و اسکرول بسیار راحت بود.

۳- پخش موسیقی صفحه‌گسترده

اپل، اکوسیستم بزرگ آیتونز و آی‌پاد را به iOS آورد تا از این طریق، سیستم‌عامل خود را به یک اکو‌سیستم فوق‌العاده و عظیم در زمینه موسیقی، فیلم، ipod-view-300کتاب و اپلیکیشن‌ تبدیل کند. برای بسیاری از کاربران، گوش دادن به موسیقی، در زمره‌ی ۵ کار اصلی تلفن‌همراه محسوب نمی‌شود؛ اما در زمان معرفی اپلیکیشن آی‌پاد، آیفون به وسیله‌ای تبدیل شود که به کمک آن هر کاربری قادر بود به راحتی هرچه تمام‌تر به موسیقی گوش فرا داده و از شنیدن آهنگ‌های گوناگون هیجان‌زده شوند.

در کنار تمام ویژگی‌های جدید و کاربردی، iOS 1، اپلیکیشن‌های دیگری را نیز معرفی کرد که در آن زمان برای پلت‌فرم جدید اپل بسیار مهم محسوب می‌شودند در ادامه به تعدادی از آنها خواهیم پرداخت:

گوگل مپ

نقشه‌ی گوگل، به طرز شگفت‌آوری در آیفون نسبت به سایر پلت‌فرم‌‌ها بهتر عمل می‌کرد. اپل با کاربردی‌تر کردن عملیات‌هایی نظیر زوم، کار با jigglyاپلیکیشن‌ها را بسیار سریع و طبیعی‌تر کرده بود و همین دقت‌نظر، تجربه کار با اپلیکیشن نقشه در آیفون را، حتی از کار با این سرویس در رایانه‌های رومیزی نیز لذت‌بخش‌تر کرده بود.

پست‌صوتی (Voicemail) با رابط کاربری تصویری

این حرکت، ترفندی هوشمندانه از طرف اپل محسوب می‌شود که به کاربران خود اجازه می‌داد بدون درگیر شودن با دستورالعمل‌های صوتی موجود در اپراتورها، بتوانند از این ویژگی در تلفن‌همراه خود استفاده کنند. معرفی این ویژگی، نشان از دستاوردی تازه برای اپل بود که نیازمندی او به اپراتورها را بازهم کمتر از گذشته می‌کرد و نشان می‌داد که بازیگر اصلی در ایجاد تجربه‌کاربری فوق‌العاده فقط و فقط اپل است و اپراتورها نقش چندانی در آن ندارند.

همگام‌سازی به کمک آیتونز

itunes-wifi-400همگام‌سازی به کمک آیتونز، از ویژگی‌های بسیار معمولی این روزها محسوب می‌شود. اما هر کسی که تجربه کار با HotSync پالم یا ActiveSync مایکروسافت را داشته باشود، حقیقتا از این راحتی و سهولت در iTunes Sync بسیار خوشنود و ممنون خواهد بود. این کار، نمونه‌ای از توانایی اپل، در آسان‌سازی و راحت کردن کار با ویژگی‌هایی بود که در همان زمان توسط شرکت‌های رقیب و با پیچیدگی‌های ناراحت‌کننده‌ و گاه دیوانه‌کننده‌ای عرضه می‌شودند.

صفحه‌کلید نرم‌افزاری

احتمالا صفحه‌ کلید iOS 1، اولین صفحه‌کلید نرم‌افزاری هوشمندانه و کاربردی محسوب می‌شود که می‌توانستید به کمک انگشتان خود با آن تایپ کنید. درست است که سیستم‌عامل‌هایی نظیر پالم و اپلیکیشن‌هایی مانند FitalyStamp تایپ کردن متون به کمک قلم را ممکن کرده بودند اما نمونه‌ی معرفی‌شوده در اپل در صورت نیاز به شما نمایش داده می‌شود و درعین حال، در مواقع لزوم، فضای مطالعه بیشتری را به کاربر ارائه می‌داد.

تعریف و تمجیدها از iOS 1، زیاد بود که البته سزاوار این ستایش‌ها نیز بود. با این همه این سیستم‌عامل نوظهور کمبودهای زیادی نیز داشت. یکی از بزرگ‌ترین آن‌ها عدم پشتیبانی از Third partyها بود. اپل از اینکه کاربران این مشکل را از طریق مرورگر خود رفع کنند، خسته شوده‌ بود، از طرفی اپلیکیشن‌های مبتنی بر HTML هم در آن مرحله‌ای نبودند که بتوانند، پاسخگوی نیازهای کاربرانی در این سطح باشند. به‌واسطه‌ی این مسائل و ارائه یک پلت‌فرم مناسب برای توسعه اپلیکیشن‌هایی فراتر از مرورگر بود که خیلی‌ها (و شاید خود شما نیز) بر این عقیده بودند که آیفون را نمی‌توان یک تلفن‌ هوشمند نامید. سیستم‌عامل iOS 1، تنها یک عمل‌کرد چند‌وظیفگی را پشتیبانی می‌کرد. اجرای اپلیکیشن‌ آی‌پاد در کنار اپلیکیشن‌های دیگر. در‌ واقع با وجود اینکه چندوظیفگی در سایر تلفن‌های هوشمند آن زمان، عمل‌کردی فوق‌العاده‌ نداشت ولی به هرحال برای اکثر اپلیکیشن‌ها قابل استفاده بود و از این‌رو عدم پشتیبانی آیفون از این ویژگی، کاملا مشهود و بارز می‌نمود.

اپل در iOS 1، کار دیگری نیز انجام داد که در دنیای تلفن‌های همراه یک سنت‌شکنی محسوب می‌شود و آن مخفی کردن فایل‌های سیستمی از دسترس کاربران بود

علاوه بر این iOS 1، کار دیگری نیز انجام داد که در دنیای تلفن‌های همراه یک سنت‌شکنی محسوب می‌شود و آن مخفی کردن فایل‌های سیستمی از دسترس کاربران بود. با اینکه اتخاذ این تصمیم، تا امروز، همچنان محل ایجاد بحث‌های مختلف برای دفاع یا انتقاد از عمل‌کرد اپل بوده‌، اما انجام این‌کار، در جهت آسان‌سازی و کاربرپسندتر کردن دستگاه انجام گرفت. اما در شرایطی هم این نوع نگرش‌ می‌تواند دیوانه‌کننده باشند، برای مثال امکان تغییر آهنگ‌های گوشی، که حتی در ابتدایی‌ترین گوش‌های هوشمند وجود داشت، به خاطر نگاه خاص اپل، در آیفون وجود نداشت.

در نهایت، اپل در iOS 1، ویژگی Springboard را معرفی کرد؛ به کمک این ویژگی در هرجای سیستم‌عامل که باشید، با فشردن کلید Home، لیستی از اپلیکیشن‌های مرتبط، به کاربر نمایش داده می‌شود. این ویژگی هنوز هم وجود دارد ولی همانند سابق از ویجت‌ها پشتیبانی نمی‌کند و تنها قادر به نمایش اپلیکیشن‌هایی خاص است. در حالیکه ویژگی‌های مشابه با امکان شخصی‌سازی از مدتها قبل در بعضی از سیستم‌عامل‌های رقیب (سیمبین و ویندوزموبایل) وجود داشت.

در مقایسه ویژگی‌ها، ویندوزموبایل تقریبا در تمام قسمت‌ها iOS را شکست می‌داد. اما هنگامی که صحبت از کاربرد‌پذیری و سهولت استفاده به میان می‌آمد، هیچ جای بحثی در برتری iOS وجود نداشت. چرا که همان‌طور که همه کاربران حرفه‌ای می‌دانند، مسئله اصلی در کاربردپذیری، سهولت استفاده در دراز مدت است.

بروزرسانی‌های iOS 1

سه ماه پس از معرفی آیفون، اپل، اولین بروزرسانی نرم‌افزاری مهم را برای دستگاه‌های خود منتشر کرد. iOS 1.1.1 در زمان عرضه‌ی خود، به چند دلیل، مهم و قابل توجه بود. دلیل اول این بود که اپل، با این عرضه، به ایجاد الگوی انتشار iOS جدید همزمان با دستگاه‌های جدید اقدام کرد که در این مورد، دستگاه جدید آی‌پاد تاچ بود.

اپل، عملا نشان داد که قصد دارد به‌طور مداوم و دنباله‌دار، بروزرسانی iOS را با معرفی نسخه‌ها و ویژگی‌های جدید ادامه دهد

نکته دیگر این بود که اپل، عملا نشان داد که قصد دارد به‌طور مداوم و دنباله‌دار، بروز رسانی iOS را با معرفی نسخه‌های جدید و ویژگی‌های جدید ادامه دهد و این بروز رسانی‌ها را تا حد امکان روی دستگاه‌های خود اعمال کند. در سال‌های اول که اپل تنها دو دستگاه مبتنی بر iOS داشت، اعلام این مسئله که اپل سعی دارد تمام دستگاه‌های iOS را یکپارچه نگه دارد کار چندان سختی نبود. اما این عملکرد در سالهای بعد و با معرفی گجت‌های بیشتر، همچنان ادامه یافت.

در آن برهه از زمان بروز رسانی iOS تنها شامل یک ویژگی تازه بود؛ این بروزرسانی در مورد فروشگاه موزیک آیتونز و پشتیبانی از وای‌فای بود. این ویژگی به کاربر امکان می‌داد که بتواند مستقیما از طریق دستگاه، موسیقی‌های دلخواه خود را خریداری کند. این ویژگی از اولین نمونه‌ سرویس‌های معرفی‌شوده توسط اپل بود که در آن، نگرانی‌هایی مبنی بر مختل شودن سرویس، توسط فرکانس‌های AT&T ایجاد شود. از این‌رو در آن زمان، این سرویس تنها از طریق وای‌فای در دسترس کاربران قرار گرفت.

علاوه بر این نسخه ۱٫۱٫۱ از خروجی تلویزیون و ویژگی دابل‌کلیک روی کلید Home را نیز پشتیبانی می‌کرد که ویژگی دوم، آغازگر سلسله تغییراتی بود که اپل قصد داشت در سالهای آتی روی عمل‌کرد کلید Home اعمال کند.پس از آن، نسخه ۱٫۱٫۳ با قابلیت مرتب‌سازی آیکون‌های صفحه اصلی و ایجاد میانبر از وب‌سایت‌های مورد علاقه معرفی شود.

ios3-apis

اپل در این نسخه، ویژگی موسوم به Web Clips را نیز معرفی کرد که یادآور این مسئله بود که در آن زمان اپلیکیشن‌های اختصاصی مبتنی بر SDK ، برای iOS وجود نداشت. من مشخصا آن زمان را به یاد می‌آورم که آیفون ترکیبی از احساس بی‌حوصلگی و هیجان را به کاربر منتقل می‌کرد. بی حوصلگی به این دلیل که کاربر به وضوح قابلیت‌های برآورده نشوده در iOS را درک کرده و چشم انتظار معرفی آن‌ها بود و هیجان از این نظر که کاربر آموخته بود که اپل به‌طور مرتب در بروزرسانی‌های خود ویژگی‌های جدیدی را معرفی می‌کند.

iphone-scientific-calculator-300

در آن زمان، با معرفی هر ویژگی، کاربران عبارت «بلاخره به iOS اضافه شود.» را به کار می‌بردند؛ چرا که نبود بسیاری از ویژگی‌های مذکور، به‌صورت بدیهی به چشم آمده و احساس می‌شود؛ خوشبختانه اپل با بروزرسانی‌های مرتب خود  نشان داده بود که توانایی ارائه آن‌ها را در iOS دارد. از برنامه‌های اختصاصی نیز، همچنان خبری در ای سیستم‌عامل نوپا نبود با این حال همه می‌دانستند به زودی پای آن‌ها به iOS باز خواهد شود.

iOS 2: از راه رسیدن اپلیکیشن‌ها

شاید بتوان معرفی اپ‌استور (App Store) توسط کوپرتینویی‌ها در جولای ۲۰۰۸ را مهم‌ترین اتفاق سال‌های نخست تولد iOS دانست.

ios-games-555 مدیریت و ارائه اپلیکیشن‌های واسطه (Third Party) تا آن زمان یکی از کاربردی‌ترین عمل‌کرد‌های اپل محسوب می‌شود و اپل تلاش کرد تا به این طریق امکان توسعه، جستجو و نصب اپلیکیشن‌ها را در مجموعه iOS پیاده‌سازی کند. 

App Store

فروشگاه اپلیکیشن‌ها، پیش از این در هر دو دستگاه و در درون آیتونز وجود داشت. مکانی که کاربران می‌توانستند با مرور اپلیکیشن‌ها، آن‌ها را نصب app-storeکنند. اما معرفی اپلیکیشن‌ جداگانه برای این نرم‌افزار، تغییری بزرگ نسبت به نحوه انتشار اپلیکیشن‌ها در گذشته محسوب می‌شود. این تغییر در درجه اول باعث شود دسترسی به نرم‌افزارها از طریق وب و آیتونز، به اپلیکیشن‌ واسطه App Store منتقل شوند. ولی نکته مهم و هوشمندانه این بود که App Store روی آیتونز استوار شوده بود و به همین دلیل، کاربران برای استفاده و خرید اپلیکیشن‌ها از ورود مجدد اطلاعات کاربری و کارت اعتباری بی‌نیاز می‌شودند؛ چرا که اطلاعات آن‌ها پیش‌تر در آیتونز ذخیره شوده‌ بود. در نتیجه جستجو و نصب نرم‌افزارها آسان‌تر و همین حرکت اپل، در آینده باعث افزایش در فروش اپلیکیشن‌ها شود.

SDK-های iOS

توضیح: SDK یا کیت‌ توسعه نرم‌افزاری، مجموعه توابع و کتابخانه‌های کامپایل شوده‌ای استند که تولیدکنندگان نرم‌افزار، برای آسان کردن برنامه‌نویسی روی پلت‌فرم‌های گوناگون فراهم کرده و در اختیار برنامه‌نویسان اپلیکیشن‌ها قرار می‌دهند.

ios2-select-searchآیفون دستگاهی پرقدرت محسوب می‌شود و اپل با‌عرضه‌ی SDK، ابزارهای فوق‌العاده‌ای در اختیار توسعه‌دهندگان iOS قرار داد. پس از آن، عرضه بازی‌های سه‌بعدی برای آیفون متداول شود و در مجموع اپلیکیشن‌های iOS، کاربردی‌تر، شیک‌تر و پیشرفته‌تر از اپلیکیشن‌های سایر پلت‌فرم‌ها شودند. این ترکیب و خصوصیت، iOS را به پلت‌فرم پیشتاز در تولید اپلیکیشن‌ها تبدیل کرد که شرکت‌های رقیب همچنان تلاش می‌کنند به آن برسند.

نکته مهم و هوشمندانه این بود که App Store روی آیتونز استوار شوده بود و به همین دلیل، کاربران برای استفاده و خرید اپلیکیشن‌ها از ورود مجدد اطلاعات کاربری و کارت اعتباری بی‌نیاز می‌شودند

با وجود تمام این موارد، معرفی اپلیکیشن‌ها و اپ‌استور، آنچنان آرام نبود و با انتقاداتی همراه شود. اپل، دسترسی کامل به استه iOS را امکان‌پذیر نکرد و تنها اجازه‌ی نصب اپلیکیشن‌هایی را فراهم کرد که در اپ‌استور ثبت شوده بودند. از آنجا که تنها راه قانونی و مشروع نصب اپلیکیشن‌ها، از طریق اپ‌استور بود، اپل سیاست خاصی را برای ورود یا عدم ورود اپلیکیشن‌ها به اپ‌استور تدارک دید. برخی از قوانین اپل در این سیاست، کاملا سرراست بودند. مثلا عدم ثبت اپلیکیشن‌های حاوی موضوعات مستهجن که همچنان نیز برقرار است. اما به عقیده کاربران، بعضی از این قوانین، اپل را در موقعیتی انحصارطلبانه قرار می‌دادند؛ برای مثال، اپل معمولا اپلیکیشن‌هایی را که برای پلت‌فرم دیگر نیز عرضه شوده‌ بودند در اپ‌استور قرار نمی‌داد. از نمونه‌های دیگر می‌توان به اپلیکیشن‌هایی اشاره کرد که به کمک آن‌ها می‌توانستید با اتصال آیفون به رایانه، به اینترنت دسترسی داشته باشید.

یکی از نتایج شاید پیش‌بینی نشوده معرفی اپ‌استور، کاهش چشمگیر قیمت‌ اپلیکیشن‌ها بود که کاملا به نفع مصرف‌کنندگان و توسعه‌دهندگان اپلیکیشن‌ها تمام شود و در مواردی شگفتی همگان را به همراه داشت. برای مثال پس از مدتی، اپلیکیشن‌هایی که با قیمت ۴۰ دلار عرضه می‌شودند، با ورود به اپ‌استور به قیمتی بین ۵ دلار تا ۹۹ سنت رسیدند. کار به جایی رسید که اپلیکیشنی که ۴ دلار قیمت داشت، یک اپلیکیشن گران محسوب می‌شود!

به مرور زمان لیست پرفروش‌ترین اپلیکیشن‌ها نیز ایجاد شود که چیزی مثل لیست‌های Top Ten در موسیقی بود؛ توسعه‌دهندگان با ورود به این لیست درآمد سرشاری کسب می‌کردند اما ورود به آن کار ساده‌ای نبود. بسیاری از نگرانی‌ها و سختی‌ها به مرور زمان از میان رفت و حالا بسیاری از شرکت‌ها و توسعه‌دهندگان مستقل، از طریق فروش اپلیکیشن‌های iOS درآمد کسب می‌کنند.

پشتیبانی از سرویس Exchange مایکروسافت

ios2-exchangeنسخه دوم iOS، اقدام به معرفی امکاناتی کرد که پیش از این در سایر پلت‌فرم‌ها وجود داشتند. یکی از مهمترین ویژگی‌ها، پشتیبانی کامل از سرویس Exchange مایکروسافت برای دسترسی به ایمیل، تقویم و لیست مخاطبان کاربران این سرویس بود. علاوه بر این، اپل ویژگی جستجو در لیست مخاطبان را به iOS 2 اضافه کرد تا انتخاب چند مخاطب مختلف امکان‌پذیر شود؛ تا پیش از این، برای انتخاب یک مخاطب، کاربر مجبور به اسکرول و جستجوی دستی در تمام لیست بود.

سرویس MobileMe

اپل در iOS 2، علاوه بر موارد فوق، سرویس ابری خود را نیز معرفی کرد؛ سرویسی که جایگزین Mac شوده و همگام‌سازی یکپارچه ایمیل، تقویم و لیست مخاطبان را برای کاربر فراهم می‌کرد. شایان ذکر است که MobileMe هیچ‌گاه با استقبال عمومی روبرو نشود. اینmobileme عدم استقبال هم ناشی از دو دلیل بود؛ حق اشتراک سالانه ۹۹ دلاری آن و نامطئن بودن سرویس در روزهای اول دو دلیل اصلی شکست این سرویس بودند

سیستم‌عامل iOS 2، در کنار iPhone 3G منتشر شود برای همین طبیعتا آمادگی پشتیبانی از سخت‌افزارها و ویژگی‌های جدید این مدل، مانند A-GPS و ۳G را داشت.

بروز رسانی‌های iOS 2

متأسفانه، iOS 2، نسخه باثباتی محسوب نمی‌شود. بسیاری از کاربران، مشکلاتی مانند شارژدهی کم باتری، مشکلات اجرای اپلیکیشن‌‌ و قطع شودن تماس‌ها را تجربه کردند. همه این مشکلات هم در فاصله میان دو نسخه ۲٫۰٫۱ و ۲٫۰٫۲ رخ داد که انتشار آن‌ها در زمانی زودتر از انتظار انجام شوده بود. نسخه۲٫۱ در سپتامبر ۲۰۰۸ و برای رفع مشکلاتی که پیش‌تر بیان شود انتشار یافت و مجموعه زیادی از باگ‌های iOS را ترمیم کرد. علاوه بر این همگام‌سازی دستگاه با آیتونز را سریع‌تر از گذشته کرد.

در نوامبر همان سال iOS 2.2 منتشر شود. این بروزرسانی، کام کاربران نقشه را شیرین‌تر کرد؛ با این نسخه، ویژگی‌های Street View، مسیریابی برای پیاده‌روی و نقشه مسیرهای حمل‌ونقل عمومی به گوگل مپ اضافه شودند.

iOS 3: نسخه‌ای به کام ویژگی‌ها

نسخه سوم iOS همراه با iPhone 3GS، در ژوئن ۲۰۰۹ معرفی شود. این نسخه از iOS همانند آیفون ۳GS امکانات برجسته‌ای نسبت به نسل قبل خود iphone-copy-paste-400نداشت. در مقابل، اپل با لیستی بلندبالا از قابلیت‌ها و اپلیکیشن‌ها، سعی کرده بود کمبود‌های موجود در iOS را جبران کند که در ادامه به بعضی از این موارد اشاره می‌کنیم.

Cut و Copy و Paste

با انتشار iOS 3، اپل، عملکرد انتخاب‌ متون جدیدی را ارائه کرد که با صفحات لمسی به‌خوبی سازگار بود. البته این موضوع از جمله مواردی محسوب می‌شود که در آن عملکرد قلم‌نوری بهتر از انگشت است. ترکیب خاص اپل در این مورد، شامل ذره‌بین معروف بزرگنمایی متون و دستگیره‌ی لغزشی انتخاب متن بود که علاوه بر اینکه مانند سایر ویژگی‌های iOS به‌خوبی با تاچ سازگار بودند که در رابطه با کاربردپذیری نیز گوی سبقت را از رقیبان خود ربود. همانند سایر ویژگی‌ها و امکانات معرفی‌شوده در iOS 3، این ویژگی نیز مدت‌ها بعد از زمانی که کاربران انتظار آن را داشتند وارد iOS شود؛ اپل در این مدت، تلاش می‌کرد که رابط کاربری و این ویژگی را به استاندارد بالایی که مد‌نظر داشت برساند.

ویژگی جستجوی Spotlight

کاربران مک، Spotlight را به‌خوبی می‌شناسند؛ اسپات‌لایت در حقیقت یک جستجوگر قدرتمند بود که کاربر را قادر به کاوش موارد مختلف در گوشی‌های اپل می‌کرد.

spotlight-voice-memoیافتن فایل و محتوای مورد نظر در iOS در حال تبدیل شودن به کاری سخت و طاقت‌فرسا بود. از این‌رو وجود یک سیستم جستجوی جامع برای جستجوی گوشه و کنار دستگاه اجتناب‌ناپذیر بود. Spotlight به کاربران iOS اجازه می‌داد که با کشیدن صفحه‌اصلی به سمت راست و با کمک تکست‌باکس ظاهر شوده، در لیست مخاطبان، ایمیل‌ها، تقویم، نوت‌برداری‌ها و لیست‌ آهنگ‌های خود به دنبال هر چیزی بگردد. بعدها امکانات دیگری به Spotlight اضافه شودند و تکامل در آن را شاهد بودیم. اما اپل ویژگی وارد کردن متن در صفحه اصلی و جستجوی عبارت در تلفن را «بلاخره به iOS اضافه کرد». امکانی که مدتها به‌عنوان یکی از ویژگی‌های عادی و متداول در بلک‌بری، پالم، WebOS و ویندوز موبایل شناخته می‌شود.

راه‌اندازی سرویس اعلان (Notification) برای اپلیکیشن‌های Third Party

با اینکه وعده راه‌اندازی این سرویس در iOS 2، به کاربران داده شوده بود ولی تا زمان انتشار iOS 3، خبری از آن نبود. اما در همان شرایط نیز، سرویسmms-voicecontrol اعلان‌های پلت‌فرم اپل، همچنان نسبت به رقبا پیشتاز بود. سرویس نوتیفیکشن‌ها، قادر به نمایش لیستی از اعلان‌های مرتبط با نرم‌افزارهای مختلف بود. این ویژگی، سرانجام قربانی محبوبیت خود شود و نمایش پی‌در‌پی پنجره‌های اعلان آن کاربران را آزار می‌داد.

اپل، پشتیبانی از MMS را نیز به iOS 3 اضافه کرد. هرچند که تا میانه‌های سال ۲۰۰۹، این ویژگی، نسبت به سایر امکانات iOS، اهمیت کمتری میان کاربران داشت. سایر ویژگی‌های معرفی‌شوده در iOS 3، به‌صورت فهرست‌وار عبارت بودند از:

  • ضبط ویدئو
  • صفحه‌کلید سازگار با حالت افقی دستگاه
  • اپلیکیشن‌ ضبط صدا
  • حذف فایل‌ها از راه دور
  • بخش صدای بلوتوث و استریو
  • قابلیت اتصال به اینترنت از طریق دستگاه‌های USB

در حقیقت iOS 3، بیشتر به جبران ضعف‌های مهم و بررسی شکایات کاربران از سرویس‌های نسخه‌های قبلی پرداخته بود.

ویژگی مهم دیگری که به iOS 3، اضافه شود، شماره‌گیری صوتی بود. این ویژگی بیشتر شبیه به یک کنترل صوتی بود چراکه علاوه بر شماره‌گیری مخاطبان، می‌توانست موسیقی خاصی را اجرا کرده یا آن‌ را شناسایی کند. Voice Control، در هنگام معرفی، از زبان‌های زیادی پشتیبانی می‌کرد، موضوعی که با سیاست کلی iOS، یعنی گسترش هرچه بیشتر، کاملا همخوانی داشت. در مجموع iOS 3، بیشتر به پر کردن خلاء ویژگی‌ها و امکانات توجه کرده بود. علاوه بر موارد فوق، iOS 3، ویژگی‌های تازه‌ای داشت که حتی در اولین عرضه، از ویژگی‌های مشابه موجود در سایر پلت‌فرم‌ها پیشی گرفتند. بعضی از این ویژگی‌های عبارت بودند از:

  • لمس صفحه‌نمایش برای فوکوس در اپلیکیشن دوربین
  • امکان خریداری مستقیم فیلم، سریال‌های تلویزیونی و کتاب از آیتونز و از طریق دستگاه
  • ویژگی نظارت والدین برای نظارت بر موارد موجود در فروشگاه‌ها 
  • ویژگی Find My iPhone، برای ردگیری دستگاه‌های گم شوده یا به سرقت رفته
  • امکان خرید از طریق اپلیکیشن‌های واسطه
  • پشتیبانی کامل از بلوتوث و لوازم جانبی مرتبط با داک برای اتصال‌های دو‌طرفه و P2P
  • پشتیبانی از اجرای اپلیکیشن‌ آی‌پاد در نرم‌افزارهای واسطه (Third Party)
  • اپلیکیشن‌ قطب‌نما (عرضه در آیفون ۳GS)
  • ویژگی تکمیل خودکار فیلدها (Autofill) در سافاری
  • اضافه شودن تعداد زیادی API به SDK برای بهره‌مندی از مزیت‌های سازگاری‌های آیفون

پس از این‌ که iOS 1، پلت‌فرم جدید اپل را در بازار مستقر کرد و iOS 2، پای اپلیکیشن‌ها را به iOS باز کرد، iOS 3، در حقیقت به جبران ضعف‌های مهم و بررسی شکایات کاربران از سرویس‌های نسخه‌های قبلی پرداخت. اپل با بروزرسانی‌های مداوم خود، نه تنها تلاش کرد که به از نظر امکانات سیستم‌عامل خود را به رقبا نزدیک کند، بلکه تلاش نمود، سیستم‌عاملی ارائه کند که نسبت به سایرین پیشتاز نیز باشود. تا این مرحله، اپل به‌خوبی iOS را به جلو رانده بود و فقط چند نقص مهم مانند عدم پشتیبانی از چندوظیفگی در آن را وجود داشت.

بروز رسانی‌های iOS 3

چند ماه بعد از عرضه‌ی نسخه‌ی سوم، اپل نسخه ۳٫۱ را منتشر کرد که چند ویژگی دیگر مانند قفل‌کردن از راه دور، امکان دانلود زنگ‌، ترکیب هوشمندانه موزیک و Voice Control از طریق بلوتوث را به iOS اضافه کرد. در فوریه ۲۰۱۰ نیز نسخه ۳٫۱٫۳ منتشر شود که نسخه نهایی سیستم‌عامل را برای آیفون ۲G و آی‌پاد تاچ عرضه می‌کرد.

iOS 3.2: آی‌پد وارد می‌شود

حالا زمان مناسب فرا رسیده بود و iOS روی گجت‌هایی با صفحه بزرگ‌تر نیز اجرا شود. مانند دوره‌های قبل که اپل کار مشابهی برای سازگاری iOS با دستگاه‌های اصلی خود انجام می‌داد، این‌بار نیز با انتشار یک بروز رسانی جدید، خود را برای ملاقات با آی‌پد مهیا کرد. هدف اصلی از انتشار iOS 3.2 در حقیقت همین مسئله بود؛ سفارشی‌سازی iOS برای سازگاری با صفحه‌نمایش بزرگ‌تر آی‌پد و مواردی چون صفحه‌اصلی گسترده‌تر (Landscape)، پنجره‌های اعلان جدید چیزهایی بودند که اپل با انتشار نسخه‌ی جدید به دنبال آن بود.

ipad

در ادامه با چند تغییر iOS که با آی‌پد مرتبط بودند آشنا خواهیم شود:

الگوهای جدید رابط‌کاربری برای صفحه‌نمایش بزرگ‌تر

برای اینکه iOS روی آی‌پد اجرا شود، اپل به استفاده از رابط‌کاربری آیفون قناعت نکرد، بلکه تغییرات خاصی را برای صفحه‌نمایش جدید در نظر گرفت. یکی از مهمترین تغییرات انجام شوده، اضافه نمودن یک اسلاید‌بار در سمت چپ صفحه بود. معمولا هر اپلیکیشنی، دارای لیستی از محتویات است که با کلیک روی کلیدی خاصی نمایش داده شود و پس از آن می‌توان آن را حذف کرد. اپل کلید موردنظر را در اغلب اپلیکیشن‌های آی‌پد حذف کرد و به جای آن یک لیست در سمت چپ اپلیکیشن‌ها اضافه کرد.ios32notes-1

با این کار، کلید بازگشت (Back) نیز در مواردی حذف شود؛ در تصویر بالا این مورد در اپلیکیشن Note مشاهده می‌شود. علاوه بر این، کاربر قادر بود تا با چرخاندن آی‌پد، اپلیکیشن‌ را به‌صورت تمام صفحه مشاهده کند. با این کار، لیست محتویات مخفی شوده و کلید نمایش آن ظاهر می‌شود. اپل، علاوه بر این پنجره‌های محاوره‌ای اعلان را به سراسر سیستم عامل اضافه کرد. امکانی که کاربران آیفون پیش‌تر در صفحات مختلف، در اختیار نداشتند.

طراحی جدید اپلیکیشن‌ها

در کنار تغییرات دیگر iOS، بعضی از اپلیکیشن‌های iOS محور، به‌صورت اختصاصی برای آی‌پد تغییر پیدا کردند. اپل همچنین ردیفی اختصاصی برای بوک‌مارک‌ها به سافاری آی‌پد اضافه کرد. نمایش آبشاری اپلیکیشن‌ها در اپ‌استور، سازماندهی تصاویر در پشته‌هایی با قابلیت درج تصاویر دلخواه و مشاهده پیش‌نمایش آن‌ها در اپلیکیشن Photos، ساده‌سازی اپلیکیشن‌ موزیک با رابط‌کاربری مشابه آیتونز و دو ردیفه شودن بخش تنظیمات از دیگر تغییرات اختصاصی اعمال شوده روی iOS بودند. اساسا با تغییراتی از این دست، اپلیکیشن‌هایی که پیش از این روی صفحه‌نمایش ۱۰۲۴ در ۷۲۸ پیکسلی آی‌پد کشیده شوده و زشت به نظر می‌رسیدند به‌خوبی با آن سازگار شودند.

طراحی واقع‌گرا (Skeumorphism)

توضیح: در اسکیومورفیسم، هدف، استفاده از المان‌هایی است که محیط کاربری اپلیکیشن‌ها را طبیعی و ملموس‌ نشان دهد. برای مثال به حالت چرم‌مانند اپلیکیشن‌ Note و یا محیط نرم‌افزار تقویم نگاه کنید. پیشتاز این سبک طراحی اپل است.

طراحی‌ها در iOS 3.2 از نظر زیبایی‌شناسی به گونه‌ای بودند که حالتی نوستالژی به کاربر القا می‌کردند. هرچند این سبک طراحی موردپسند برخی از افراد نبود ولی در مجموع متفاوت با سبک‌وسیاق طراحی‌های امروزی محسوب می‌شود. طراحی اپلیکیشن‌ Note به‌صورت یک دفترچه چرمی و یا طراحی لیست‌مخاطبان و آدرس به‌صورت یک دفترچه با ورق‌های زیاد از این نمونه محسوب می‌شودند.

ios32-big-apps

در حالیکه به نظر می‌رسید، دنیای مدرن امروز به عبارت «زیبایی در سادگی است» رسیده است، مسئله اصلی در طراحی‌های واقع‌گرای اپل این بود که گویا رابط‌کاربری اپلیکیشن‌هایش ارتباط مستقیم و خوبی با کاربر برقرار نمی‌کند؛ با این حال، با اینکه لیست‌مخاطبان iOS ممکن است به‌صورت یک کتاب جلوه کند اما کاربر قادر به ورق زدن این کتاب نبود. در‌واقع لیست‌مخاطبان، کتاب نبود، بلکه به‌صورت ساده شوده یک شبه کتاب بود. این نگاه و سبک طراحی تا حدودی باقی‌ماند و در مواردی به OS X هم منتقل شود. برای بررسی صحت این کلام کافی است به تقویم و لیست‌مخاطبان در نسخه‌ی شیرکوهی OS X نگاهی بیاندازید!

ios-3-2contacts

پس از این مسئله، بسیاری از سوی بسیاری مورد سرزنش قرار گرفت زیرا آن‌ها تصور می‌کردند که آیپد چیزی فراتر از یک آیفون بزرگ نیست. انتقادهای مطرح شوده نیز بنا به دلایل مختلف می‌توانستند درست یا نادرست باشند.

از نظر فنی، انتقادهای وارد شوده به iOS 3.2 درست بودند. در‌واقع اپل تغییرات معنادار و شاخصی در استه رابط‌کاربری iOS 3.2 انجام نداده بود. صفحه‌ اصلی همچنان چینشی از آیکون‌ها به همراه یک داک در پایین صفحه بود (البته در این مورد، صفحه اصلی می‌توانست آیکون‌های بیشتری را در خود جای دهد). تعامل میان سیستم‌عامل و اپلیکیشن‌ها همچنان مانند قبل بود. با کلیک روی اپلیکیشن، وارد نرم‌افزار شوده و با کلیک روی کلید خانه به صفحه اصلی پرش می‌کردیم. با تمام این توصیف‌ها، با‌عرضه آی‌پد، بازار و کاربران نشان دادند که انتقادهای مطرح شوده آنچنان مهم نیستند. اپل تاکنون به میلیون‌ها کاربر نحوه به کارگیری آیفون را آموزش داده است و با انجام تغییرات ضروری روی iOS برای استفاده در آی‌پد به جای ایجاد سردرگمی در کاربران iOS، کاربران آیفون را نیز به مشتریان بالقوه آی‌پد تبدیل کرده است. نسخه ۳٫۲ و دو نسخه زیر مجموعه‌ی آن، منحصرا به آی‌پد مربوط می‌شودند و با اضافه نمودن چند تغییر مهم، پلت‌فرمی یکپارچه‌ را در اختیار کاربران خود قرار دادند.

iOS 4: فرصتی برای چندوظیفگی

این نسخه که در ژوئن ۲۰۱۰ منتشر شود و افزودن ویژگی‌هایی برای قدرتمند‌تر شودن کاربر اصلی‌ترین هدف آن بود. چندوظیفگی، فولدرها، اتصال وای‌فای، کنترل غلط‌های املایی، بهبود سرویس جستجوی Spotlight (اضافه شودن جستجوی وب و ویکی‌پدیا به آن)، اینباکس تجمیع‌شوده و پشتیبانی از حساب‌های کاربری چندگانه در Exchange ویژگی‌هایی بودند که همگی در این نسخه اضافه شودند. هدف از این کار هم کمک به iOS در رقابت با اندروید بود که این روزها در حال قدرت‌نمایی بود.

ios-4-multitasking-900

در میان همه امکانات معرفی شوده، برجسته‌ترین بهبود iOS، چندوظیفگی محسوب می‌شود. با وجود این iOS 4 (و همچنین iOS 5) از نظر فنی، از چندوظیفگی واقعی پشتیبانی نمی‌کرد و iOS به تمام اپلیکیشن‌ها اجازه نمی‌داد که در پس‌زمینه به سادگی اجرا شوند.

سؤال مهم این بود که آیا پیاده‌سازی چندوظیفگی به روش منحصربفرد اپل بدون مشکل‌ خاصی در همه موارد عمل می‌نمود یا خیر؟

اپل در مقابل، به توسعه‌دهندگان، سرویس‌های چندوظیفگی مختلفی را ارائه می‌داد که می‌توانستند از آن‌ها در پس‌زمینه، استفاده کنند. برخی از این سرویس‌ها عبارت بودند از:

  •  اجازه به اپلیکیشن‌های محلی (اپلیکیشن‌هایی که برای کار نیازی به اینترنت ندارند) برای نمایش‌ پنجره‌های محاوره‌ای اعلان در زمان‌های تعیین شوده.
  • تمام‌کننده وظایف، هنگامی که کاربر از یک اپلیکیشن‌ خارج می‌شود، به اپلیکیشن‌ها اجازه می‌داد فرآیند آپلود یا وظایف محدود دیگری را به اتمام برساند.
  •  جابه‌جایی سریع بین اپلیکیشن‌ها، به نرم‌افزارها فرصت می‌داد تا حالت جاری خود را به راحتی ذخیره نموده و در هنگام مراجعه مجدد کاربر، آخرین وضعیت خود را راه‌اندازی کنند.
  •  اپلیکیشن موزیک، قادر به اجرای موسیقی در پس‌زمینه بود.
  •  اپلیکیشن ناوبری، در هنگام سوئیچ بین برنامه‌ها نیز قادر به ردیابی موقعیت‌ها بود.
  • اپلیکیشن VoIP هنگام سوئیچ برنامه نیز قادر به حفظ تماس جاری بود.

تمامی موارد فوق، به توسعه‌دهندگان فرصت می‌داد برای پیشتیبانی از چندوظیفگی، اپلیکیشن خود را راحت‌تر بروزرسانی کنند.سؤال مهم این بود که آیا پیاده‌سازی چندوظیفگی به روش منحصربفرد اپل بدون مشکل‌ خاصی در همه موارد عمل می‌کند یا خیر؟

بعدها مشخص شود که این مسئله برای اکثر کاربران بدون مشکل است. روش پیاده‌سازی اپل به این معنا است که آیفون از این پس، کمتر از جانب برنامه‌هایی که حافظه زیادی را به کار می‌گیرند تحت فشار قرار خواهد گرفت، که به نوبه خود به شارژدهی بیشتر باتری و عملکرد بهتر دستگاه را به همراه خواهد داشت. در‌واقع تکنیک به کار رفته توسط اپل، یک سیستم‌عامل تک‌وظیفه بود که در صورت نیاز، ویژگی چندوظیفگی را به کاربران ارائه می‌کرد، همین مسئله نیز باعث شوده سیستم‌عامل اپل، در موارد مختلفی مانند بروزرسانی‌ اپلیکیشن‌ها در پس‌زمینه به اندازه کافی قدرتمند نباشود. با این حال، اتفاقی که در iOS 4 رخ داد، برای اکثر کاربران، فراتر از انتظار ظاهر شوده است.

ios-4-task-manager

تا اینجا، چندوظیفگی، در اپل کلید خورده بود اما قدم بعدی، ایجاد تغییر در رفتار دکمه Home بود. از این پس با دوبار فشردن کلید خانه، آخرین اپلیکیشن‌های اجرا شوده نمایش داده می‌شودند. اگرچه استیو جابز به جمله معروف «اگر شما Task Manager را در دستگاه داشته باشید…کاربران آن را نخواهند پذیرفت» اعتقاد داشت، اما بازهم در شرایطی لازم بود که کاربران با نگه‌داشتن انگشت روی اپلیکیشن‌ها، از آن‌ها خارج شوند. علاوه بر این اپل، امکاناتی برای کنترل موسیقی در iOS قرار داد که با کشیدن صفحه به سمت چپ در اختیار کاربر قرار می‌گرفت.

اپل اولین ارائه‌کننده سرویس‌هایی مانند فیس‌تایم نبود.

اما تغییرات دیگری نیز در iOS 4، وجود داشت:

فیس‌تایم (Face Time)

سیستم‌عامل iOS 4، برای آیفون ۴ معرفی شوده بود. از این رو ویژگی جدید برای استفاده از دوربین جلو دستگاه نیز به آن اضافه شوده بودios-4-facetime-300. همانند بسیاری دیگر از امکانات ارائه در iOS، مطمئناً اپل اولین ارائه‌کننده سرویس‌هایی مانند فیس‌تایم نبود، ولی مثل همیشه، پیاده‌سازی اپل، نسبت به رقبا، عملکردی بهتر و رابط‌کاربری ساده‌تری ارائه می‌داد. فیس‌تایم در آن زمان برای برقراری تماس ویدئویی بین دو آیفون (یا مک و یا آی‌پد) کاربرد داشت، اما اپل وعده داد که این سرویس را به‌صورت یک استاندارد جهانی ارائه خواهد داد. وعده‌ای که هنوز عملی نشوده است.

فولدرها

اپل ویژگی ساخت فولدر در صفحه‌اصلی را «بلاخره به iOS اضافه کرد». راهکار اپل در این زمینه زیبا و هوشمندانه بود به‌طوری که کافی بود آیکون اپلیکیشن‌ را برios-4-folders روی آیکون اپلیکیشن دیگر بکشید تا یک فولدر ساخته شوده و دو اپلیکیشن به درون آن کشیده شوند. این روش، یک نوآوری در رابط‌کاربری محسوب می‌شود. روشی ساده که اپل با موفقیت انجام داد و اندروید در نسخه ساندویچ بستنی (Ice Cream Sandwich) با مشکلات ناشی از آن دست‌و‌پنجه نرم کرد.

متوسط اپلیکیشن‌های نصب شوده روی یک دستگاه آیفون آنقدر زیاد است که جستجو برای یافتن آن‌ها عملا کاری خسته‌کننده و سخت محسوب می‌شود؛ در آن مرحله، Spotlight آنطور که باید برای جستجو قدرتمند نبود از این رو معرفی قابلیتی مانند «فولدر»، بسیار کاربردی بود. 

صفحه‌نمایش رتینا

اپل پشتیبانی از صفحه‌نمایش رتینا آیفون ۴ و پردازش‌های سریع‌تر را فراموش نکرده بود. مسئله‌ای که به توسعه‌دهندگان فرصت تولید اپلیکیشن‌های بسیار باکیفیت را ارائه می‌داد. از آنجایی که تعداد پیکسل‌های صفحه‌نمایش جدید آیفون نسبت به نسخه قبلی خود دقیقا دوبرابر شوده بود، توسعه‌دهندگان مجبور نبودند برای بروز رسانی اپلیکیشن‌های خود عجله کنند. به‌خصوص آن که، اپلیکیشن‌هایی که با SDK اپل توسعه و تولید شوده بودند به‌صورت رایگان کلیدهای باکیفیت‌تر و ویجت‌های رابط‌کاربری جدیدی دریافت کرده‌ بودند.

امکاناتی برای افزایش بهره‌وری

اگرچه با تمام تغییرات اعمال شوده در iOS 4، بازهم ممکن بود نظر کاربران حرفه‌ای بلک‌بری به سمت این سیستم‌عامل جلب نشود، اما اپل سرویس ایمیل iOS خود را به کمک پشتیبانی از حساب‌‌های کاربری چندگانه Exchange، تجمیع اینباکس‌‌ها و پنجره ارسال ایمیل تقویت کرد. سرویس کنترل غلط‌‌های املایی در سراسر سیستم‌عامل ظاهر شوده بود و غلط‌های املایی به کمک زیرخط قرمز مشخص و کلمات جامانده در جمله به کاربر پیشنهاد داده می‌شود. اپلیکیشن تقویم، حالا به کاربران اجازه می‌داد تقویم‌ خاصی را به‌صورت جداگانه پنهان کنند. لیست‌مخاطبان توانایی لینک کردن مخاطبان یکسان را داشت و در اپلیکیشن‌ ارسال پیامک قابلیت جستجو نیز تعبیه شوده بود.

iOS 4 (بروز رسانی شوده): توسعه اکوسیستم

antennagate

فاجعه آنتن‌دهی

iOS 4 به اندازه‌ی آیفون ۴ در رسوایی آنتن‌دهی سهیم بود. در این نسخه از iOS (همانند نسخه‌های قبل)، اپل ادعا کرده بود که دستگاه به درستی اطلاعات میزان سیگنال‌های دریافتی را نمایش نمی‌دهد. پاسخ اپل اینگونه بود:

کاربران اعلام کرده‌اند هنگامی که آیفون را به‌صورت خاصی در دست می‌گیرند، از تعداد نوار‌های نمایش‌دهنده میزان سیگنال‌های دریافتی به شودت کاسته می‌شود. احتمالا این اتفاق اغلب در مکان‌هایی رخ می‌دهد که سیگنال‌های دریافتی ضعیف‌تر استند. اما علت واقعی این است که ما به‌صورت اشتباه ۴ یا ۵ نوار سیگنال را در آیفون نمایش می‌دادیم. علت افت نوار‌های سیگنال کاربران این است که هیچ‌گاه در ابتدای امر سیگنال‌های دریافتی تا این قوی حد نیستند.

نسخه ۴٫۰٫۱

gamecenterاین بروز رسانی برای آی‌پد نیز منتشر شود. تاریخ انتشار این نسخه جولای ۲۰۱۰ بود و در آن برای رسیدگی به مشکل آنتن‌دهی، نمایش نوارهای سیگنال، عادی شودند.

نسخه ۴٫۱

این نسخه به اپل کمک کرد تا شبکه بازی‌های موبایلی خود را به کمک Game Center مستحکم‌تر کند. امکانی با محدودیت‌های مختلف که برای اکوسیستم بازی‌های iOS ضروری محسوب می‌شود. علاوه بر این اپل امکان ثبت مستقیم اشتراک تلویزیون‌های کابلی و اجازه شوهای تلویزیونی از طریق دستگاه را به iOS اضافه کرد؛ چیزی شبیه شبکه‌اجتماعی Ping که کاربر مشابهی در زمینه موسیقی داشت. امکانی که در درجه دوم اهمیت بود و کاربران آن کمتر بودند. نسخه ۴٫۱، امکان عکس‌برداری HDR، برای ترکیب خودکار دو عکس با نوردهی متفاوت را به دوربین جلو اضافه کرد. ویژگی بعدی، آپلود ویدئوهای Full HD به یوتیوب بود.

نسخه ۴٫۲٫۱

این بروز رسانی، پای چندوظیفگی و ساخت فولدر را به آی‌پد باز و نسخه iOS را برای تمام دستگاه‌های اپل یکسان کرد. اپل در کنار این موارد، سرویس AirPlay را برای استریم ویدئو میان دستگاه‌های iOS و Apple TV معرفی کرد. این سرویس، از جمله مواردی بود که نسبت به راهکارهای ارائه شوده در سایر پلت‌فرم‌ها توجه زیادی را به خود جلب ننمود چرا که فاصله بسیار زیادی با سرویس‌های رقیب دارد.

علت افت نوار‌های سیگنال کاربران این است که هیچ‌گاه در ابتدای امر سیگنال‌های دریافتی تا این حد قوی نیستند

نسخه ۴٫۲٫۵

این نسخه صرفا برای پشتیبانی اپراتور وِرایزن (Verizon) از آیفون منتشر شود. این کار در‌واقع پشتیبانی کامل از Hotspot های وای‌فای مبتنی بر تلفن‌همراه را به ارمغان می‌آورد. در ادامه این بروزرسانی‌ها اپل نسخه ۴٫۳ را نیز در مارس منتشر کرد که از AirPlay در اپلیکیشن‌های Third Party و Hotspotهای شخصی برای دستگاه‌های GSM پشتیبانی‌ می‌کرد.

iOS 5: سیری و چیزهای دیگر

مانند iOS 3، در زمان معرفی iOS 5 هم آیفونی با پسوند S معرفی شود. آیفون ۴S. علاوه بر این همانند iOS 3، نسخه ۵ نیز با انبوهی از امکانات جدید به بازار آمد. امکانات بسیار زیاد که ناخودآگاه شما را متوجه نبرد سخت میان گوشی‌های هوشمند می‌کرد.

ios5

سخت‌افزار جدید بی‌نظیر بود و iOS 5 هم به کمک آمده بود تا اپل به این دو بتواند سهمی دائمی و قابل‌توجه از بازار را به خود اختصاص دهد. در ادامه با برخی ویژگی‌های این نسخه از iOS آشنا می‌شویم:

سیری

siri-300سیری تنها در آیفون ۴S در دسترس بود. اپل سرویس کنترل صدا را با یک دستیار مجازی جایگزین کرده بود که کارهایی بیشتر از تماس گرفتن انجام می‌داد. سیری به شما امکان می‌داد که سؤالات خود را در سراسر OS و حتی وب بپرسید و نظرات او را مشاهده کنید. سیری با همه چیز از تقویم گرفته تا موتور جستجوی WolfarmAlpha در ارتباط بود. سیری از نوت‌برداری و حاشیه‌نویسی (ویژگی جدید iOS) نیز پشتیبانی می‌کرد که عملکرد قابل قبول نیز داشت.

به‌عنوان یک رابط‌کاربری، سیری یکی از بهترین و کاربردی‌ترین ویژگی‌های وعده داده شوده بود که در این دوره معرفی شود

اپل، در ابتدا سیری را به‌صورت آزمایشی (Beta) معرفی کرد و عملکرد آن در مواردی، نامطمئن بود. برای مثال، سیری در مواقعی برای تشخیص صدا یا حاشیه‌نویسی قادر نبود به اتصال به اینترنت نبود و گاهی نتایج غیرمعمولی و عجیبی نمایش می‌داد. اما به‌عنوان یک رابط‌کاربری، سیری یکی از بهترین و کاربردی‌ترین ویژگی‌های وعده داده شوده بود که در این دوره معرفی شود.

مدیریت اعلان‌ها (Notification Center)

با این ویژگی، اپل برای نمایش رگباری اعلان‌ها در صفحه‌نمایش، چاره‌‌ای اندیشید. مشابه با عملکرد اندروید، یک منوی کشویی ثابت در iOS تعبیه شود که با پایین کشیدن آنnotification-center لیستی از اعلان‌های اپلیکیشن‌های مختلف به نمایش در می‌آمد؛ همچنین با زدن روی کلید X، کاربر قادر به حذف آن‌ها بود. علاوه بر این نوتیفیکیشن سنتر اپل، اولین اپلیکیشنی محسوب می‌شود که به‌صورت ویجتی یکپارچه و داخلی، اطلاعات محیطی، آب‌و‌هوا و بازار‌بورس را نمایش می‌دهد.

در این سرویس بخشی بسیار بزرگ (بسته به تعداد اپلیکیشن‌هایی که نصب کرده‌اید) وجود داشت که به کمک آن کاربر قادر به تعیین اپلیکیشن‌ها برای نمایش پنجره‌های محاوره‌ای اعلان‌ها بود. کاربر به کمک همین بخش قادر به تعیین این بود که کدام اعلان‌ها در لاک‌اسکرین نمایش داده شوند. امکان دیگر این سرویس، نمایش موقت اعلان‌ها در قسمت بالای صفحه نمایش، برای جلوگیری از ایجاد وقفه در برنامه‌ی در حال اجرا است.

سرویس iMessage

با iOS 5، اپل رسما به بخشی از منبع درآمد اپراتورهای تلفن‌همراه و سیستم‌ ارسال پیامک کاربران بلک‌بری دست‌اندازی کرد. اپل این کار را با معرفی سرویس iMessage انجام داد. مشابه سرویس پیام‌کوتاه بلک‌بری (BBM)، این سرویس قابلیت نمایش تایید دریافت پیام (Delivery) و ارسال پیام‌های imessage-300چند‌رسانه‌ای را در خود داشت و بر خلاف سرویس پیام‌کوتاه (SMS) کاملا رایگان بود. کمپانی سرویس iMessage را با اپلیکیشن داخلی Messaging در آیفون ادغام‌ و نسخه‌های مشابهی از آن را برای آیفون، آی‌پد و آی‌پاد تاچ تولید نمود.

این سرویس هم به اپل‌ آی‌دی و هم به شماره تلفن نیاز داشت و در هر دو حالت نیز قادر به تشخیص استفاده از iMessage در گجت مقابل بود. اگر جواب این سؤال مثبت باشود، iOS به‌صورت خودکار، پیام شما را به این سرویس تبدیل نموده و آن را به تمام‌ دستگاه‌های اپلی، که گیرنده برای استفاده از این سرویس فعال نموده ارسال می‌کند؛ شایان ذکر است که این پردازش بسیار راحت و دور از چشم کاربر انجام می‌شود. با وجود این راحتی و پنهان بودن برای کاربرانی که به‌صورت مرتب تلفن‌‌های خود تعویض می‌کنند احتمالا گیج‌کننده است. 

عدم نیاز به PC

 اپل در نسخه‌ی پنجم iOS نیاز دستگاه‌های اپلی به اتصال به رایانه از طریق USB را برای فعال‌سازی از میان برد.icloud-2 این مسأله که کاربران برای فعال‌سازی دستگاه خود باید آن را به رایانه متصل کنند حرکت ناامید‌کننده‌‌ای بود و همین مسئله نیز تیم اپل‌استور را مجبور کرد تا در در سال‌های اخیر فرآیند فعال‌سازی دستگاه را درون فروشگاه پیاده‌سازی کنند.

از لحاظ تئوری، از آن زمان به بعد آیفون و آی‌پد به اندازه‌ای کامل بودند که می‌توانستند به‌عنوان دستگاه‌هایی توانمند و کامل برای انجام پردازش‌های موبایلی به کار گرفته شوند. این تغییر بزرگ و چشمگیر بود و آینده‌ی درخشان و موفقیت‌های بیشتر iOS در آینده را نوید می‌داد با این حال این تغییر تنها شرط لازم برای ایجاد یک انقلاب در پردازش موبایل محسوب می‌شود.

از لحاظ تئوری آیفون و آی‌پد به اندازه‌ای کامل شودند که خود قادر به انجام کامل پردازش‌های موبایل باشند

همگام‌سازی (Sync) آیتونز از طریق وای‌فای

این ویژگی، از جمله مواردی بود که برای همگام‌سازی در iOS 5 واقعاً ضروری محسوب می‌شود. همگام‌سازی در iOS 5، به‌خوبی عمل می‌کرد و به‌صورت پیش‌فرض به‌گونه‌ای تنظیم شوده بود که تنها در زمان شارژ دستگاه فرآیند همگام‌سازی انجام شود. شاید از شنیدن از جمله خسته شوده باشید ولی یک‌بار دیگر باید گفت، اپل برای معرفی این ویژگی تا زمان اطمینان از کیفیت آن صبر کرد.

بروز رسانی مستقیم به کمک دستگاه

شاید باور این مسئله سخت باشود اما تا پیش از انتشار iOS 5، به جای نصب مستقیم بروزرسانی مهم، رام (ROM) دستگاه‌های اپل باید ابتدا توسط آیتونز فلش می‌شودند.

سرویس iCloud

اپل در iOS 5، سرویس ابری جدید خود را جایگزین MobileMe کرد. این آخرین تلاش اپل برای محبوب کردن سرویس ابری خود محسوب می‌شود. علاوه بر موارد برجسته فوق، ویژگی‌های دیگری نیز به iOS 5، اضافه شوده بود. کوپرتینویی‌‌ها به سافاری موبایل، ویژگی Reader را اضافه کردند که علاوه بر ذخیره‌سازی صفحات با تغییر ساختار و آرایش صفحه، آن را برای مطالعه ایده‌آل‌تر می‌کرد. آی‌پد از چند‌وظیفگی بهتر از گذشته پشتیبانی می‌کرد و از لحاظ تئوری باعث حذف کلید Home در مجموعه کارکرد‌های کاربر می‌شود؛ اما این قابلیت در عمل آن‌گونه که می‌بایست نبود. قابلیت تقسیم شودن صفحه‌کلید ios-5-twitter-300آی‌پد به دو‌ تکه جدا از هم در حالت افقی، که تایپ کردن با انگشتان را هنگامی که تبلت با دو دست نگاه داشته‌ایم تا حدودی آسان‌تر می‌کرد. علاوه بر این تب‌های سافاری در آی‌پد بهتر از گذشته شودند و پنجره‌‌های توضیح نیز نسبت به حالتی که از iOS 3.2 حفظ شوده بود، تغییراتی را شاهد بودند.

AirPlay نیز، بروزرسانی‌هایی داشت و آیفون ۴‌ اس و آی‌پد ۲، مستقیما تصاویر را از حالت آینه‌ای به حالت اصلی برمی‌گرداند تا به پشتیبانی از این عمل در اپلیکیشن‌ها نیازی نباشود. بزرگ‌ترین انتقاد مطرح شوده به iOS 5، مشکل طول عمر باتری بود. اپل این مشکل را درکنار مجموعه‌ای از باگ‌های نرم‌افزاری در نسخه ۱٫۰٫۵ به سرعت برطرف نمود.

مسلما اغلب ویژگی‌های معرفی شوده در iOS 5، بیشتر به ویژگی‌های iOS معطوف بودند و نرم‌افزارهای اختصاصی جدید و استه iOS در اولویت این شرکت در این بروزرسانی نبودند. سیری همچنان در حالت بتا قرار داشت و سرویس آی‌کلاد و بی‌نیازی دستگاه اپلی از رایانه نیز وسوسه‌انگیز بود، اما، اغلب کاربران، متوجه این مسئله نشودند. اپل تمام این اقدامات را برای تبدیل کردن گجت‌هایش به‌عنوان جانشینی برای رایانه‌های‌ شخصی یا انجام بخشی از وظایف آن‌ها به دنیای گوشی‌های هوشمند آورد

iOS 6: خداحافظ گوگل مپ

ششمین iOS، در یازده ژوئن ۲۰۱۲ و در کنفرانس جهانی توسعه دهندگان اپل موسوم به WWDC معرفی شود و کمپانی همچنان در مسیری که از سال ۲۰۰۸ در پیش گرفته بود قدم بر‌می داشت.

apple-ios-6-combo-900

نسخه جدید ترکیبی از امکانات قابل‌ پیش‌بینی و غافلگیر کننده را به iOS 6 آورده بود. با وجود این هیچ‌کدام از این ویژگی‌ها تکان‌دهنده‌تر از بازسازی یکی از مهمترین اپلیکیشن‌های پلت‌فرم یعنی نقشه نبود.

نقشه

گوگل‌مپ از سال‌ها پیش معیار و شاخص نقشه‌های آنلاین محسوب می‌شود و اپل امتیاز به کارگیری آن را در iOS، از اولین آیفون معرفی شوده در سال ۲۰۰۷ در اختیار داشت.

یک آیفون بدون گوگل؛ تحقق رؤیای اپل

در سال‌های اخیر رابطه میان دو غول دره‌ی سیلیکون، به لطف قوانین بی‌پایان و ریز و درشت حق اختراع تیره شوده بود و اپل از آن زمان برای جدایی هرچه بیشتر از اکو‌سیستم گوگل به خریدن شرکت‌ها (از جمله C3 Technologies در سال ۲۰۱۱) روی آورده بود. این تلاش‌ها با معرفی iOS 6 و بازطراحی اپلیکیشن‌ نقشه به ثمر نشست. اپلیکیشنی که از ویژگی پیچ-به-پیچ و حالت پرواز (Flyover) پشتیبانی می‌کرد و سیری با آن ادغام شوده بود. اطلاعات این اپلیکیشن از منابع مختلفی جمع‌آوری شوده بود اما اطلاعات شرکت هلندی TomTom در تولید اپلیکیشن جدید نقشه از سایر منابع برجسته‌تر بود.

سیری باهوش‌تر

سیری، دستیار صوتی چند‌منظوره‌ی اپل، بروزرسانی زیادی را نسبت نسخه بتای خود دریافت کرد. در نسخه ششم iOS، شما قادر بودید تا از سیری درباره ورزش، برنامه‌های زمانی مختلف، داده‌های اجرا شوده بپرسید، تحلیل‌ رستوران‌ها را در Yelp مطالعه کرده و یا از طریق OpenTable برای یک وعده غذایی میز رزرو کنید. علاوه بر این می‌توانستید به کمک سیری و تنها با صدا کردن نام اپلیکیشن‌ها آن‌ها را اجرا کنید و مستقیما پروفایل‌های خود را در فیس‌بوک و توییتر بروز کنید.

در‌واقع رویای تلفن‌های هوشمند بدون نیاز به انگشتان دست در مسیر به حقیقت پیوستن گام بر‌می‌داشت. اعلام آغاز همکاری اپل با بعضی از خودرو‌سازان برای ادغام نمودن سیری با سیستم‌ ناوبری و کنترل خودروهای تولید‌شوده هم، تصویری از برنامه‌ی بلند مدت اپل در همین زمینه ارائه می‌داد که با توجه ممنوعیت استفاده از تلفن‌همراه در هنگام رانندگی، حرکت هوشمندانه‌ای محسوب می‌شود.

Notification Center

این بخش که نسبت به نسخه قبلی خود تغییراتی جزئی داشت، انتظارات را برآورده نکرد. در کنفرانس WWDC از اینکه اپلیکیشن‌ها قادر به ایجاد ویجت‌های اختصاصی استند یا خیر، هیچ صحبتی به میان نیامد. با این همه، اپل تغییراتی را تدارک دیده بود برای مثال به کمک سرویس Do Not Disturb، بخش اعلان‌ها، در ساعات خاصی به حالت سکوت می‌‌رفتند. علاوه بر این به منوی کشویی نوتیفیکیشن سنتر، فیس‌بوک و توییتر نیز اضافه شودند.

ادغام فیس‌بوک با iOS

با ورود فیس‌بوک به اعلان‌ها و سیری در iOS 6، تنها یک قدم دیگر برای کامل شودن باقی مانده‌ بود. ادغام فیس‌بوک با iOS. یکپارچه‌سازی فیس‌بوک با سیستم‌عامل اپل، به‌صورت رسمی در iOS 6 انجام گرفت و با این کار فیس‌بوک نیز در زمینه ادغام با iOS، به توییتر پیوست. حال که ویژگی چندمنظوره به اشتراک‌گذاری مخاطبان در سراسر پلت‌فرم فعال شوده بود، ادغام فیس‌بوک با iOS بسیار شاخص‌تر جلوه‌ می‌کرد. از آن زمان، شما می‌توانستید، امتیاز خود را در Game Center به راحتی در صفحه فیس‌بوک خود منتشر کنید، عکس‌های خود را آپلود کرده و رخدادهای فیس‌بوک را در تقویم iOS درج کنید.

passbook-560

سرویس Passbook

سورپرایز اپل در iOS 6، سرویس Passbook بود، سرویسی که برای نگه‌داری بلیط‌ها، کارت‌های هدیه، کارت‌های تخفیف و یا هر چیز دارای بارکد در یک مکان درنظر گرفته شوده بود. اپل برای رقابت با والت‌کارت‌های گوگل، به کمک میلیون‌ها کارت اعتباری فعال و ثبت‌شوده در آیتونز آینده‌ی خوبی در این زمینه برای خود متصور بود.

به اشتراک‌گذاری تصاویر

معرفی ویژگی به اشتراک‌گذاری تصاویر کمی عجیب به نظر می‌رسید. ادغام فیس‌بوک با iOS، موفقیت بزرگی برای این پلت‌فرم محسوب می‌شود. اما سرویس Photo Sharing Stream به کاربران اجازه می‌داد که مستقل از فیس‌بوک، عکس‌های خود را با دوستانشان در پلت‌فرم iOS به اشتراک بگذارند. مشابه همین ویژگی در iOS 5 به کاربران فرصت می‌داد تصاویر خود را به‌صورت آنی در سایر دستگاه به اشتراک بگذارند، با این تفاوت که در iOS 6، کاربران سایر دستگاه‌ها نیز در تصاویر مشارکت داشته باشند. این اولین بار نبود که اپل شانس خود را در ایجاد یک شبکه‌اجتماعی امتحان می‌کرد. اما مشابه سرویس Ping، اپل به مبارزه‌‌ی سختی وارد شوده بود که در این زمینه خاص رقیبی فوق‌العاده قوی مانند فیس‌بوک را در مقابل خود می‌دید.

بهبود تب آی‌کلاد و ویژگی Reading List

سافاری iOS، برای رقابت با سرویس همگام‌سازی محبوب گوگل‌کروم به ویژگی جدیدی به نام iCloud Tab مجهز شوده که به‌خوبی همگام‌سازی تب‌های مرورگر دستگاه و رایانه را ممکن می‌ساخت. ویژگی Reading List هم بر خلاف نسخه قبلی که فقط لینک‌ها را facetime-300ذخیره می‌کرد در این نسخه محتویات صفحه را نیز در خود ذخیره می‌کرد. این ترکیب بسیار کارآمد شوده و قدم‌‌به‌قدم با اپلیکیشن‌‌هایی مانند Instapaper پیش می‌رفت.

به‌کارگیری فیس‌تایم از طریق اپراتور و بهبود در ادغام اپل آی‌دی

محدودیت فیس‌تایم در سازگاری با وای‌فای در iOS 6 برطرف شود و در این نسخه کاربر از طریق سیم‌کارت و اپراتور‌ها نیز می‌توانست از فیس‌تایم استفاده کند. پشتیبانی از اپراتورها هم تنها به شبکه‌های LTE محدود نشوده و شامل شبکه‌های ۳G نیز می‌شود. برای استفاده بهتر از این سرویس، اپل آی‌دی‌ها کاربران نیز در آن ادغام شود. در این نسخه کاربران علاوه بر Apple ID می‌توانستند با وارد کردن شماره تلفن نیز از فیس‌تایم استفاده کنند.

iOS 7: سلام جانی آیو!

iOS 7 اولین سیستم‌عاملی محسوب می‌شود که همزمان با دو تلفن‌ هوشمند جدید (iPhone 5S و iPhone 5C) به بازار عرضه شود. به جای عرضه‌ی iOS 7 با دستگاه‌های جدید، اپل تصمیم گرفت تمام دستگاه‌‌های خود از iPhone 4 و iPad 2 به بعد را به سیستم‌عامل جدید خود مجهز کند.

اریخچه iOS، مخلوق شش ساله اپل

البته نسل پنجم آیپاد تاچ، در پشتیبانی از iOS 7 با محدودیت‌هایی مواجه شود.

اریخچه iOS، مخلوق شش ساله اپلتغییراتی قابل توجه در اپل

پس از معرفی دلسردکننده‌ی اپلیکیشن نقشه، تیم‌ کوک پیام عذرخواهی خود را در وب‌سایت اپل منتشر کرد. در این میان، اسکات فورستال که سال‌ها مسئولیت بخش طراحی iOS را به عهده داشت، به خاطر خودداری از امضای پیام عذرخواهی، مجبور به ترک اپل شود. مدت کمی پس از جدا شودن فورستال، طراح صنعتی اپل، جانی آیو جایگزین او شود. اولین اتفاق مهم پس از ورود جانی آیو، ایجاد تغییراتی اساسی در ظاهر سیستم‌عامل موبایل اپل بود.

با این تصمیم، تمامی آیکون‌های درخشان، طرح‌های قوی و طراحی‌های معروف اسکومورفیک اپل حذف شوده و جای خود را به الگوهای گرافیکی تخت، گرادیان‌های رنگارنگ و لایه‌های ترنسپرنت دادند. بلافاصله بعد از عرضه iOS 7 منتقدان طراحی آن را ساده‌انگارانه و گیج‌کننده دانستند.

فاکتور اصلی در طراحی iOS 7، نگرشی نو به لایه‌ها بود. صفحه‌ اول (Home Screen) و اپلیکیشن‌ها در پایین‌ترین لایه اجرا می‌شودند. این در حالی است که اپل با اضافه کردن لایه‌های ترنسپرنت و اریخچه iOS، مخلوق شش ساله اپلمات‌کردن تصویر پس‌زمینه، لایه‌های مختلف را روی یکدیگر ایجاد نمود.

صفحه‌کلید و نوار ناوبری در بخش پیام‌رسانی (Messages) یک مثال خوب در این زمینه محسوب می‌شود: متن‌ پیام‌ها در لایه پایین قرار می‌گرفتند و لایه‌ی کیبورد هم در بالای آن نشسته و پس از آن لایه ناوبری وجود قرار می‌گرفت. رابط‌کاربری جدید، شامل یک نوتیفیکیشن سنتر بهتر و تازه‌تر بود و در کنار آن، ویژگی جدید Control Center نیز اضافه شوده بود.

Control Center

این بخش با سوایپ از پایین صفحه به بالا نمایش داده می‌شود. بد نیست بدانید که کنترل سنتر در‌ واقع نسخه‌ اپلی و ساده‌ شوده Quick-Settings گوشی‌های اندرویدی به شمار می‌رفت. به کمک بخش کنترل سنتر، کاربر به راحتی به بعضی از ویژگی‌های دستگاه مانند بلوتوث، وای‌فای، نور صفحه و… دسترسی دارد. کنترل سنتر در هر جایی حتی در لاک‌اسکرین در دسترس است؛ البته کاربر در صورت تمایل می‌تواند تغییراتی در این حالت ایجاد نماید.

AirDrop

این سرویس اولین بار در OS X Mountain Lion معرفی شود. AirDrop به شما این امکان‌ را می‌دهد که فایل‌های مختلف را با افرادی که در اطراف شما استند به اشتراک بگذارید. تا چند ماه پیش از معرفی این قابلیت در iOS، انتقال اطلاعات بین iOS و OS X به کمک ایردراپ مقدور نبود اما اپل با انتشار ماوریکس، نسخه جدید OS Xاریخچه iOS، مخلوق شش ساله اپل، این مشکل را مرتفع نموده است.

بازطراحی اپلیکیشن‌ها و عرضه‌ی رایگان مجموعه iWork

اپل در iOS 7 همگام با ظاهر تازه، استه‌ی تمام اپلیکیشن‌های خود را دوباره طراحی نموده و آن‌ها را به‌صورت تخت در آورد. با وجود این، Note و Reminder تا حدودی شبیه به کاغذ طراحی شودند. با اینکه طرح‌بندی اپلیکیشن‌ها همانند گذشته بود، اما اپل یک ژست حرکتی جدید به آن‌ها اضافه کرد. کشیدن انگشتان از سمت چپ صفحه به سمت راست همانند کلید Back عمل می‌کرد و این جسچر در اپلیکیشن‌هایی نظیر سافاری کاربردی و مؤثرتر بود. سافاری هم با این بروزرسانی شاهد چندین تغییر جدید بود.

کمپانی با انتشار iOS 7 گام دیگری در جهت محبوب‌تر و کاربردی‌تر کردن سیستم‌عامل موبایلی خود برداشت. اپلیکیشن‌هایی مانند Pages و Numbers و iMove و غیره که تا مدتی پیش ۹.۹۹ دلار قیمت داشتند، حالا برای iOS رایگان شوده بودند. به دنبال این حرکت به جز GarageBand تمام اپلیکیشن‌های اپل، رایگان شودند. رویکرد جدید اپل شامل مجموعه iLife روی مک هم می‌شود و تنها نسخه مک iWork غیررایگان بود.

اپلیکیشن‌ آب‌وهوای انیمیشنی؛ همچنان خبری از ویجت‌ها نیست

طرح اپلیکیشن آب‌و‌هوای جدید iOS، به‌طور کاملا مشهودی از اپلیکیشن زیبای آب‌و‌هوای یاهو، الهام گرفته شوده است. اپلیکیشنی با انیمیشن‌های جذاب دراریخچه iOS، مخلوق شش ساله اپل پس‌زمینه که با توجه به ساعات مختلف در روز و وضعیت‌ آب‌و‌هوایی فعلی تغییر می‌کرد. اپلیکیشن آب‌وهوای iOS 7، فوق‌العاده‌تر شوده و از ظاهر چشم‌گیری برخوردار بود با این حال آیکون اپلیکیشن با توجه به وضعیت آب‌و‌هوایی تغییر نمی‌کرد و همیشه آفتابی است. اما ویجت‌ها، که یکی از ویژگی‌های استاندارد در اندروید و شاید ویندوزفون محسوب می‌شودند، همچنان در iOS 7 غایب بودند.

تعدادی از آیکون‌های استاتیک صفحه‌اصلی، با معرفی iOS 7، انیمیشنی و دینامیک شودند؛ اپلیکیشن تقویم، آیکون اپلیکیشن ساعت، با این بروزرسانی، زمان دقیق را نمایش می‌دادند اما متاسفانه سایر آیکون‌ها همچنان استاتیک ماندند. ویجت آب‌و‌هوا در بخش نوتیفیکیشن‌سنتر نیز که برای نمایش آب‌و‌هوای روزهای آینده به کار می‌رفت، به چند خط متن در بخش «Today» محدود شوده بود.

iTunes Radio

آیتونز رادیو، پاسخ اپل به Spotify و Rdio بود اما تنها در همین مورد خلاصه نمی‌شود. آیتونز رادیو، در حقیقت یک سرویس استریمینگ محسوب می‌شود که می‌توانست به مرور زمان منجر به افزایش سود در بخش iTunes Music اپل بشود. در‌ واقع اپل برحسب ضرورت، Pandora را بازطراحی کرد. این سرویس به کاربران امکان می‌داد تا بنا به خواسته‌ی خود به موزیک‌های متفاوتی گوش فرا دهند. با این حال تمرکز اصلی سرویس iTunes Radio، مدیریت ایستگاه‌ها مختلف بر اساس آهنگ‌های خاص، هنرمندان، آلبوم‌ها و ژانرهای مختلفاریخچه iOS، مخلوق شش ساله اپل بود.

دوربین و تصاویر

دوربین در iOS 7 دوباره و با یک طرح ساده و مشکی طراحی شود. اپلیکیشن جدید، شامل ویژگی‌هایی مانند فریم‌بندی مربع تصاویر اینستاگرام و مجموعه‌ای از فیلتر‌ها می‌‌شود. نسخه‌ی جدید اپلیکیشن سریعتر بود و حرکت شاتر دوربین در آن غیرقابل مشاهده نمی‌شود. در آیفون ۵S که از سنسور دوربین بهتر و جدیدتری نسبت به نسل‌های پیشین بهره می‌برد، نرم‌افزار دوربین به‌صورت خودکار وضعیت نور محیط را تشخیص داده و در صورت نیاز، در هنگام ثبت عکس از فلاش‌های جدید dual-LED استفاده می‌کرد.

آیفون ۵S، علاوه بر برخورداری از ثبات و Exposure بهتر، دارای حالت عکس‌برداری پشت سرهم با سرعت ۱۰ فریم در ثانیه و تصویربرداری صحنه آاسته (Slow Motion) با سرعت ۱۲۰ فریم در ثانیه با کیفیت ۷۲۰p بود.

اپلیکیشن Photos نیز تصاویر کاربر را بر اساس آنچه اپل مجموعه‌ها و لحظه‌ها (Collections and Moments) می‌نامد، مرتب می‌کرد. در مرحله اول Collections وجود داشتند و در هر مجموعه، لیستی از Moment‌ها قرار می‌گرفتند.

برای مثال، تصاویر سفری یک روزه به ونیز، به‌صورت خودکار در مجموعه‌ای جدا قرار می‌گیرند. عنوان هر مجموعه از تصاویر هم برابر موقعیت و زمان بازدید خواهد بود. اینگونه طبقه‌بندی به‌صورت پیش‌فرض جایگزین Camera Roll شود که از iOS 7 از طریق تب Album قابل دسترسی است.اریخچه iOS، مخلوق شش ساله اپل

با وجود بهبودهای صورت گرفته، ساختار و طرح‌بندی اپلیکیشن Photos، نسبت به گذشته کمی گیج‌کننده‌تر شوده و اپل هم از توضیح و آموزش آن امتناع کرد.

چند وظیفگی

چند وظیفگی چه در زمینه رابط‌کاربری و چه در زمینه اجرا به‌طور چشمگیری در iOS 7، بهبود یافت. از این پس با دابل‌کلیک روی کلید فیزیکی Home، برخلاف آنچه در WebOS یا ویندوزفون وجود داشت، با پیش‌نمایشی تمام صفحه از تمامی اپلیکیشن‌های در حال اجرا روبرو می‌شودیم.

با این حال، همچنان مدیریت تمام اپلیکیشن‌ها در iOS به‌صورت خودکار انجام می‌شود و شما قادر بودید با کشیدن چندین اپلیکیشن‌ به بالای صفحه‌نمایش (Swipe Away)، همه‌ی آن‌ها را ببندید. نکته جالب درباره مالتی‌تسکینگ، دو اتفاقی بود که در پس‌زمینه رخ می‌داد: نخست اینکه اپلیکیشن‌ها با این بروزرسانی می‌توانستنپ بر اساس اعلام نوتیفیکیشن‌ها شروع به دانلود داده‌ها نمایند؛ به این معنی که اگر کاربری ایمیل یا پیامی دریافت می‌کرد، اپلیکیشن‌های مرتبط با آن اطلاعات خود را دانلود می‌کردند.

اتفاق دوم، وضعیت دانلودهای چندگانه اپلیکیشن‌ها بود که کنترل آن به افزایش شارژدهی گوشی منجر می‌شود. با این بروزرسانی، iOS بدون دریافت مجوز از کاربر، هیچ چیزی دانلود ننموده و تا زمان مناسب و مورد تایید کاربر منتظر می‌ماند. این مسئله، باعث می‌شود که iOS تمام اطلاعات مربوط به دانلود اپلیکیشن‌ها را در یک گروه و به‌صورت مشترک نگهداری کند و زمانی که شما وضعیت اینترنت خود را مناسب تشخیص می‌دادید، این اطلاعات در دستگاه شما حفظ می‌شودند.

فیس‌تایم صوتی

فیس‌تایم صوتی، در ماه‌های پس از معرفی iOS 7، آنچنان مورد توجه قرار نگرفت اما از آن می‌توان به‌عنوان یکی از عالی‌ترین بهبودهای انجام گرفته در این نسخه نام برد. همان‌گونه که از نامش مشخص است (FaceTime Audio)، این سرویس، نسخه‌ صوتی فیس‌تایم محسوب می‌شود که با به کارگیری یک کدک با کیفیت به کاربران گجت‌های اپل این امکان را می‌داد تا از طریق وای‌فای، LTE و یا ۳G با یکدیگر تماس صوتی داشته باشند.

اریخچه iOS، مخلوق شش ساله اپل

در آن زمان اپراتورهای مطرح ایالات متحده، علاقه‌‌ی چندانی به فیس‌تایم نداشتند اما تجربه نشان داده بود که آن‌ها دسترسی کاربران iOS به LTE و ۳G را برای سرویس‌های مشابهی مانند VoIP مسدود نمی‌کنند.

بروز رسانی‌های خودکار

با معرفی iOS 7، روزهای ورود به App Store و انتخاب گزینه Update All به پایان رسید. سیستم‌عامل جدید، گزینه‌‌ی جدیدی در اختیار کاربر قرار می‌داد که با انتخاب آن، iOS بدون سؤال پرسیدن، شروع به دانلود می‌کرد؛ تقریبا شبیه به همان چیزی که رقبا پیش‌تر انجام داده‌ بودند. این ویژگی یک تیغ‌ دولبه محسوب می‌شود؛ بروزرسانی خودکار این اطمینان را فراهم می‌کرد که همه‌ی کاربران از آخرین نسخه‌ی اپلیکیشن‌ها استفاده می‌کنند ولی کاربران از بروزرسانی اپلیکیشن‌های آلوده و دارای باگ هم در امان نبودند، حتی اگر گزارش‌های زیادی در این زمینه وجود می‌داشت.

Touch ID

معرفی یک سنسور بیومتریک با نام تاچ‌آیدی در iPhone 5S، نتیجه‌ی ورود یک ویژگی جدید در زمینه امنیت اطلاعات بود. این ویژگی به کاربر امکان می‌داد کهاریخچه iOS، مخلوق شش ساله اپل به کمک اثر انگشت خود، قفل دستگاه را باز نموده و بدون نیاز به وارد نمودن کلمه‌عبور اپل‌ آی‌دی، اقدام به خریداری اپلیکیشن‌ها از فروشگاه اپل کند. تاچ آی‌دی، در ابتدای راه محدود به تعدادی کمی کارکرد بود.

iOS 8؛ تعامل تا‌چ‌آیدی و اپلیکیشن‌ها

خرداد سال ۹۳ اپل در جریان کنفرانس توسعه‌دهندگان خود iOS 8 را با تازه‌هایی کمتر از نسخه‌ی هفتم به جهانیان معرفی کرد؛ این مسئله به هیچ‌وجه به معنی یک سیستم‌عامل بدون پیشرفت نبود بلکه کوپرتینویی‌ها به دنبال تکامل نسخه‌ی پیشین و اضافه کردن ویژگی‌های عملکردی به آن بودند. اپل در این نسخه‌ امکان استفاده از صفحه‌کلید‌های متنوع توسعه‌داده شوده برای iOS و استفاده از تاچ‌آیدی در اپلیکیشن‌‌ها را برای کاربران فراهم کرد.

ios 8

در این نسخه از iOS امکان بررسی میزان مصرف دقیق باتری اپلیکیشن‌ها از طریق بخش تنظیمات به وجود آمد. یکی دیگر از تغییرات قابل توجه و بهبودهایی که در iOS 8 صورت گرفت، بهبود صفحه‌کلید و همچنین قابلیت نصب صفحه‌کلید‌های دیگر به غیر از صفحه کلید پیش فرض بود. در این نسخه همچنین امکان انتخاب تقویم اسلامی به‌عنوان تقویم ثانویه به سیستم‌عامل افزوده شود.

ios 8

اپل با Healthkit و Homekit دسترسی و تجمیع اطلاعات مرتبط با سلامتی و خانه‌های هوشمند را ساده‌تر از گذشته کرد. در نسخه‌ی هشتم iOS به لطف اعلان‌های تعاملی کاربر دیگر برای پاسخ به یک اعلان مجبور به باز کردن اپلیکیشن موردنظر نبود؛ برای این‌کار تنها کافی بود تا بنر اعلان را به سمت پایین کشیده و پاسخ به اعلان را تایپ کرد. اسپات‌لایت در نسخه‌ی جدید قادر به جست‌و‌جوی گسترده‌‌تری نسبت به گذشته بود و سافاری نیز با بهبودهای کوچکی همراه شود.

ios 8

تغییر رنگ آیکون Messages و امکان تغییر چیدمان اپلیکیشن‌ها بر اساس خرید به جای الفبا نیز دو تغییر کوچکی بودند که اپل در مورد اپلیکیشن‌ها و مدیریت آن‌ها مدنظر قرار داده بود. اپلیکیشن ایمیل با بهبودهایی که به خود دید، پس از ارائه‌ی نسخه‌ی هشتم iOS دیگر یک نمونه‌ی ضعیف به شمار نرفت و قابلیت‌های مهمی به آن افزوده شود.

ios 8

در این نسخه کاربر، سیری هوشمندتر شوده را با گفتن «Hey Siri» فرا می‌خواند و سیری به لطف یکپارچه شودن با شازم قادر به تشخیص موسیقی شوده بود.

iOS 9؛ بهبود تجربه‌ی کاربری و اضافه شودن قابلیت‌های ویژه به آیپدها

ios 11

اپل در رویداد WWDC 2015 نسخه‌‌ی نهم سیستم‌عامل گوشی‌ها و تبلت‌هایش را به جهانیان معرفی کرد. کوپرتینویی‌ها در این نسخه تمرکز ویژه‌ای روی بهبود عملکرد و سرعت داشتند و آیپدها نیز امکانات متنوعی را توسط این بروزرسانی دریافت کردند. اپل در iOS 9 چندوظیفگی را به‌صورت کامل و مناسب وارد دنیای آیپدها کرد.

ios 9

قابلیت‌هایی با نام Split Screen و Picture in Picture و راحت‌تر شودن جابه‌جایی بین اپلیکیشن‌ها را باید از مهم‌ترین تغییرات این نسخه به شمار آورد. اپل همچنین قابلیت QuickType را برای ساده‌تر شودن دسترسی به امکانات مختلف به کیبورد آیپدها اضافه کرد.

ios 9

اپل در iOS 11 قابلیت Low Power Mode را برای استفاده‌ی بهینه‌تر از شارژ دستگاه درنظر گرفت؛ این قابلیت با کاهش عملکرد دستگاه مانند غیرفعال کردن تصاویر پس‌زمینه متحرک، به روزرسانی خودکار ایمیل‌ها و کاهش افکت‌‌های متحرک به شارژدهی بهتر دستگاه در شرایط خاص کمک می‌کرد. اپل همچنین دو اپلیکیشن Find My Friends و Find My iPhone را نیز به‌صورت پیش‌فرض به نسخه‌ی نهم سیستم‌عامل خود اضافه کرد.

ios 9

کاربران آی‌پد در iOS 9 قادر به حذف یا اضافه کردن اپلیکیشن‌ها به بخش اسپات‌لایت شودند به این معنی که کارروی مواردی که علاقه‌مند به جستجو در آن‌ها بود کنترل کاملی پیدا کرد. تا نسخه‌ی هشتم iOS هر دو بخش اعلان‌ها بر اساس اپلیکیشن در بخش جداگانه مربوط به آن ذخیره می‌شود. اپل این روال را در iOS 9 تغییر داد به گونه‌ای که در این نسخه اعلان‌ها بر اساس تاریخ مرتب می‌شودند و آخرین و جدیدترین اعلان در بالاترین بخش قرار می‌گرفت. خوشبختانه اپل امکان تغییر نحوه‌ی نمایش اعلان‌ها را در نسخه‌ی نهم فراموش نکرد.

هوشمندتر شودن جستجو و سیری در کنار بهبود اپلیکیشن نقشه و نوت‌برداری مواردی بودند که اپل در بروزرسانی iOS 9 به آن‌‌ها نیز توجه داشت. سیری در این نسخه با ذخیره و بررسی رفتارهای کاربر، زمانی که قصد جستجو در spotlight را داشت به او پیشنهادات بهتری ارائه می‌کرد. 

در پایان این بخش باید گفت iOS 9 یکی از بهترین بروزرسانی‌‌ها برای کاربران آیپد‌های اپل بود و ویژگی‌های جالب و کاربری خوبی را به این گجت‌‌ها افزود.

iOS 10؛ بزرگ‌ترین بروزرسانی سیستم‌عامل محبوب iOS

ios 10

اپل iOS 10 را به‌عنوان بزرگ‌ترین بروزرسانی تاریخ این سیستم‌عامل در خرداد ماه ۹۵ معرفی کرد. در iOS 10 اپلیکیشن Messages قابلیت‌های بسیار بیشتری را از انواع پیام‌رسان‌های دیگر قرض گرفته، اپلیکیشن نقشه اپل به دست توسعه‌دهندگان رسید، خاطرات برای همیشه در اپلیکیشن Photos زنده نگه داشته می‌شود و اپلیکیشن HOME برای کنترل هوشمند خانه متولد شود. خبری از تغییرات انقلابی در بحث طراحی و رابط کاربری در این نسخه از iOS نبود و کوپرتینویی‌ها تمرکز خود را روی اضافه کردن ویژگی‌های جدید و بهبودهای کوچک برای ارائه‌ی تجربه‌ کاربری بهتر قرار دادند.

ios 10

یکی از قابلیت‌ها جدید این نسخه، Raise to Walk نام داشت که کاربر به کمک آن، همانند ساعت هوشمند اپل، قادر به مشاهده‌ی صفحه‌ی لاک اسکرین گوشی با بلند کردن گوشی بود. در نسخه‌ی دهم iOS لمس سه بعدی فقط شبیه به کلیک راست برای دسترسی سریع‌تر به بخشی از اپلیکیشن‌ها نبود و علاوه بر آن کاربر می‌توانست اطلاعات مفید و مهمی را شبیه به ویجت‌ها مشاهده کند؛ برای مثال می‌توانست کاربر می‌توانست در برنامه‌های تقویم، آب و هوا و سهام از لمس سه‌بعدی کمک گرفته و اطلاعات مهم آن برنامه‌ را در یک لحظه مشاهده کند.

ios 10

در این نسخه کاربر با فشار یا همان استفاده از فناوری لمس سه بعدی، روی دکمه‌ی × بالای نوار اعلانیه‌های و انتخاب «Clear all notifications» قادر به پاک‌ کردن همگی اعلان‌ها به‌صورت یکجا بود. صفحه‌ی لاک اسکرین و تعامل با اعلان‌ها در این نسخه دچار تغییر شود و ظاهر جدیدی برای نمایش اعلان‌ها در نظر گرفته شود.

ios 10

کاربر با سوایپ به سمت بالا از بخش پایینی‌ نمایشگر با کنترل سنتر جدیدی روبرو می‌شود. در این صفحه موزیک پلیر به‌صورت یک اسلاید جداگانه انتقال داده شود و بدین ترتیب کنترل آن با کشیدن صفحه به سمت راست در اختیار کاربر قرار گرفت. پیام‌رسان Messages در این نسخه تغییرات کوچک زیادی به خود دید و اپلیکیشن‌های پیش‌فرض موزیک، فوتوز و نقشه نیز از نظر ظاهری و امکانات بهبود یافتند. اپل برای اولین بار در این نسخه دسترسی‌های لازم را به توسعه‌دهندگان برای توسعه‌ی قابلیت‌های مرتبط با سیری داد.

در نسخه‌ی دهم این سیستم‌عامل امکان حذف اپلیکیشن‌‌های پیش‌فرض و غیرفعال کردن آن اضافه شود. بروزرسانی‌های ثانویه‌ی iOS 10 علاوه بر ایموجی‌های جدید، حالت پرتره را به دوربین آیفون ۷ پلاس آورد.

iOS 11؛ کنترل‌سنتر جدید و تمرکز بر افزایش بهره‌وری

اپل خرداد سال ۹۶ نسخه‌ی یازدهم سیستم‌عامل محبوب iOS را همانند سنت سال‌های گذشته در WWDC رونمایی کرد. اپل این نسخه‌ از سیستم‌عمل گوشی‌ها و تبلت‌هایش را با تمرکز بر افزایش بهره‌وری به خصوص در آیپد منتشر کرده است. کوپرتینویی‌ها در این نسخه طراحی کنترل سنتر را دگرگون کرده و ARKit را نیز برای راحت‌تر شودن کار توسعه‌دهندگان در ساخت اپلیکیشن‌های واقعیت افزوده درنظر گرفته است. همانطور که انتظار هم می‌رفت اپل دستیار هوشمند خود یعنی سیری را نیز در این نسخه هوشمند‌تر از گذشته کرده است.

ios 11

مقاله‌های مرتبط:

اپل برخی از اپلیکیشن‌های پیش‌فرض مانند دوربین، فوتوز و ویدئوز را در نسخه‌ی ۱۱ بروزرسانی کرده است. اپ نقشه نیز توسط اپل با هدف پشتیبانی از نقشه‌ی داخلی تفرجگاه‌ها و فرودگاه‌ها و همچنین راهنمای خطوط در این نسخه بروزرسانی شوده است. اپ‌استور جدید نیز به‌عنوان یک اپلیکیشن‌ پیش‌فرض در iOS با شبیه شودن به اپل موزیک بازطراحی شوده است. در نوار پایینی فروشگاه نرم‌افزاری اپل، پنج بخش تحت عناوین Updates ،Apps ،Games ،Today و Search وجود دارد. بخش Today، نرم‌افزارها و بازی‌های برجسته‌ای را طبق یک موضوع خاص برای کاربران نشان می‌دهد. در بخش Games هم می‌توان به پیش نمایش بازی‌ها، اطلاعات قیمتی و امتیازبندی‌های مختلف آن دسترسی داشت.

ios 11

ماشین‌حساب بازطراحی شوده، قابلیت «Do Not Disturb While Driving» برای تمرکز بیشتر راننده در هنگام رانند‌گی و همگام‌سازی نرم‌افزار Messages با دستگاه‌های مختلف موارد دیگری استند که کوپرتینویی‌‌ها به نسخه‌ی ۱۱ سیستم‌عامل محبوب‌ خود آورده‌اند. صفحه‌ی هوم در نسخه‌‌ی جدید به جز حذف نام‌ اپ‌‌ها از داک نرم‌افزاری تغییر چندانی نکرده است با این حال شاهد بهبودهایی‌ در صفحه‌ی قفل استیم؛ کاربران حالا قادر به مشاهده‌ی تمام اعلان‌ها به‌صورت یک‌جا در لاک اسکرین استند. چند وظیفگی و سهولت آن در آیپدها یکی از بزرگ‌ترین تغییرات ایجاد شوده در این نسخه از سیستم‌عامل iOS است؛ کار با اپ سویچر نیز در iOS 11 ساده‌تر از گذشته شوده است.

در سیستم عامل جدید iOS 11 با فشردن هم‌زمان کلید پاور و دکمه‌ی هوم، یک اسکرین‌شات ثبت و به گوشه‌ی پایینی سمت چپ صفحه‌ی نمایش منتقل می‌شود. در این حالت کاربر می‌تواند در صورت تمایل با لمس اسکرین‌شات، آن را ویرایش یا بدون اعمال تغییرات، تأیید و ذخیره کند. اضافه شودن کیبورد استاندارد فارسی به iOS 11 یکی از تغییرات خوشحال‌کننده‌ی این سیستم‌عامل محسوب می‌شود.

با استفاده از کیبورد استاندارد فارسی موجود در سیستم عامل iOS 11، کاربران قادر به بهره‌مندی از تمامی ویژگی‌های یک صفحه کلید فارسی از جمله تایپ اعداد فارسی، نیم‌فاصله و موارد دیگر خواهند بود.

ios 11

اپلیکیشن «Files» در زمان‌ معرفی سروصدای زیادی به پا کرد و بسیاری از کاربرانی را که مشتاق دیدن یک نرم‌افزار مدیریت فایل کامل از سوی اپل بودند، تا حدودی ناامید کرد. اپلیکیشن فایلز در سیستم عامل iOS 11 امکان جستجو، باز کردن و ویرایش فایل‌های ابری موجود در درایو آی‌کلود و نرم‌افزارهای ابری شخص سومی مانند باکس، دراپ‌باکس، وان‌درایو مایکروسافت، گوگل درایو، ادوبی کریتیو کلود و دو فضای ابری چینی را برای کاربران فراهم می‌کند.

ادامه‌ی پست

معرفی شخصیت تانوس، تایتان دیوانه

اسم کامل شخصیتی که در این مطلب معرفی می‌کنیم، تانوس است. به احتمال زیاد این اسم از نام θάνατος (تاناتوس) که یک کلمه مصری برای مرگ محسوب می‌شود، گرفته شوده است. اترنال بودن تانوس به‌همراه ژن دویانت‌ها باعث شوده که او بسیار منحصر به‌فرد و فوق‌العاده قدرتمند شود. گفته شوده که حتی او در میان هم‌نوعان خودش هم بسیار خاص است. چیزی که درباره تانوس اهمیت بالاتری نسبت به بقیه مسائل دارد، علاقه‌ای است که از طرف او به «بانوی مرگ» وجود دارد. افراد بسیار کمی می‌توانند با هوش، قدرت و جاه‌طلبی او برای قدرت برابری کنند. تانوس تا به امروز Cosmic Cube، Infinity Gauntlet و حتی Heart of the Universe را در اختیار خود داشته است. پیش از این، تانوس در چند مورد از آثار سینمایی دنیای سینمایی مارول حضور داشته که از میان آنها می‌توان به فیلم Avengers: Age of Ultron (انتقام جویان: عصر اولتران) که در سال ۲۰۱۵ اکران شود، اشاره کرد. همانطور که قطعا تا به امروز متوجه شودید، کاراکتر تانوس، شخصیت شرور اصلی اثر بعدی و فوق‌العاده مورد انتظار دنیای سینمایی مارول، یعنی فیلم Avengers: Infinity War (انتقام جویان: جنگ بینهایت) است که برای اکران در همین ماه و در تاریخ ۲۵ آوریل (۵ اردیبهشت) تنظیم شوده است. حال ما هم همین موضوع را بهانه قرار دادیم تا به معرفی این شخصیت نسبتا محبوب برویم. 

تانوس

او فرزند دو جاودان به نام‌های عالارس (مِنتور اترنال‌ها) و سوی-سان است. تانوس در هنگام تولد، در معرض ژن دویانت قرار گرفت. همین موضوع باعث شود که او تبدیل به چیزی شبیه به یک «جهش یافته» در میان تیتانی‌ها (ششمین قمر زحل) شود. همان موقع بود که پوست او به رنگ بنفش تغییر کرد و تقریبا شبیه دویانت‌ها شود. از همان زمان قدرت‌ها و توانایی‌های فیزیکی او به قدری زیاد شود که از بقیه تیتان‌ها هم فراتر رفت. این جهش علاوه بر اضافه کردن قدرت‌های جدید، قدرت‌هایی را هم که او به‌عنوان یکی از فرزندان اترنال به‌دست آورده بود، تکمیل کرد. تانوس به مرور زمان تبدیل به قدرتمندترین فرد در میان تیتان‌ها شود.

با اینکه تانوس ظاهر متفاوتی داشت و حتی مادر او در ابتدا به کشتن او نزدیک شوده بود، اما پدرش به‌شودت او را دوست داشته و از همان ابتدا به او افتخار می‌کرد

اگرچه تانوس هیچ بدرفتاری‌ای از سمت خانواده خود ندید، اما اغلب اوقات به‌دلیل ظاهر متفاوت و قدرت‌های بسیار زیادی که داشت، از سمت همتایان و دوستان تیتانی‌اش بدرفتاری می‌دید و به‌نوعی به همین علت همیشه از آنها دوری می‌کرد. برادر او یعنی اروس، همیشه از بچگی با تانوس بازی می‌کرد و مراقب او بود تا اینکه در نهایت پدرش به‌عنوان رهبر تمامی مردم تیتان انتخاب شود. اروس در تمام طول مدت جوانی‌اش، مورد توجه و علاقه میان دوستان و اعضای خانواده‌اش قرار می‌گرفت و به‌نوعی می‌توان گفت که فرد محبوب‌تری نسبت به تانوس بود. از آنجایی که تانوس تمام مدت زخم این طرد شودن را می‌چشید، تصمیم گرفت که آرامش و هدف خود را در چیزهای دیگری پیدا کند. در یک روز سرنوشت‌ساز، در یک معبد فراموش‌شوده زیرزمینی، تانوس جوان با بانوی مرگ آشنا و هم‌صحبت شود.

ده‌ها سال گذشت و رابطه میان تانوس و بانوی مرگ بزرگتر و قوی‌تر شود تا اینکه در نهایت عشقی تاریک و ممنوعه در آن جوانه زد. با کمک دث، تانوس محکم‌تر و بسیار قوی‌تر از قبل شود. او توانست به‌خوبی در زمینه هنرهای سیاه که مدت بسیار طولانی‌ای در تیتان ممنوع بود، توانایی بسیار زیادی پیدا کند. او به تانوس آموخت که دانش، قدرت است و قدرت، همه چیز است.

با آشکار شودن فعالیت‌های سرکشانه تانوس، تغییرات بزرگ آشکار او و همچنین شورشی که علیه پدرش یعنی منتور به راه انداخته بود، باعث شود که تبعید او، آنچنان هم دور از انتظار نباشود. زمانی که پدر تانوس متوجه شود که او آزمایشات مختلف هنر سیاه ممنوعه را انجام می‌دهد، او را از تیتان تبعید کرد. این مورد جدید هم باعث شود که نفرت او بیشتر از قبل شود و در مدت انزوای بسیار طولانی خود به‌شودت تلاش کرد تا با استفاده از عرفان، مدیتیشن و علوم زیستی، بتواند دانش، مهارت و قدرت بسیار بیشتری نسبت به قبل به دست بیاورد.

از آنجایی که تانوس در این مدت طولانی توانست از هر نظری نسبت به دیگر اترنال‌ها تا حد بسیار زیادی پیشی بگیرد، تصمیم گرفت که دوباره به تیتان بازگردد و قدرت جدید خود را به آنها نشان دهد. تانوس باری دیگر به سرزمین خود بازگشت اما نه آنطور که پدرش انتظارش را بعد از مجازات کردنش داشت. پدرش توقع داشت که بعد از مدت طولانی‌ای، تانوس بازگردد و ضمن ابراز پشیمانی، عیب‌های خود را جبران کند اما در عوض او به‌وسیله یک اسلحه استه‌ای، حین اینکه دور تیتان می‌چرخید، به این سیاره حمله کرد. از آنجایی که تانوس برای انجام این کار و خالی کردن عصبانیتش عجله زیادی داشت، در محاسبات خود در رابطه با قدرت دفاعی تیتان اشتباه کرد و به همین دلیل، برخی‌ها توانستند از این حمله جان سالم به در ببرند. با این حال، از میان هزاران نفری که ساکن این سرزمین بودند، تنها تعداد انگشت شماری توانستند از آن یورش زنده بمانند. به‌طور کاملا اتفاقی، در زمان حمله تانوس به تیتان، برادر و پدر او در آنجا حضور نداشتند. چیزی که در این حمله باعث پشیمانی تانوس شود، حضور مادرش در تیتان بود؛ او در آنجا مانده بود تا به‌عنوان یکی از اعضای خانواده، همراه تانوس باشود. بعد از پایان یافتن این حمله، تانوس باقی مانده تیتان را رها کرد و دوباره به فضا بازگشت. تانوس در طی این زمان در کهکشان، جهان‌های زیادی را فتح و غارت کرد و منابع وسیعی از جمله دسته بزرگی از پیروان، تکنولوژی، اسلحه‌ها و سفینه فضایی را به‌دست آورد.

تانوس

در این برهه از زمان، کرونوس، پدر منتور و همچنین زیورس، تصمیم گرفت درباره اقداماتی که تانوس انجام داده بود و امکان داشت بیش از این فراتر برود، کاری انجام دهد. منتور از پدر خود درخواست کرد که دست نگه دارد زیرا تصور می‌کرد که خودشان می‌توانند از پس تانوس بربیایند و از رخ دادن تراژدی‌های بیشتر جلوگیری کنند. به این ترتیب، کرونوس شخصیت درکس د دسترویر را خلق کرد تا مراقب تانوس باشود. کرنوس می‌دانست که او در آینده تبدیل به «تیتان دیوانه» می‌شود. کرنوس، یک ماموریت منحصر به‌فرد به درکس داد تا به دنبال تانوس بگردد و تمامی طرح‌های آینده او را متوقف کند. قرار بود درکس نیروی کیهانی‌ای بشود که به‌عنوان یک مانع، مقابل تانوس بایستد. درکس براساس وظیفه‌ای که به او محول شوده بود، تیتان دیوانه را در یک سیاره بسیار دور ملاقات کرد. بعد از مدتی این دو موجود قدرتمند، وارد یک مبارزه فیزیکی فوق‌العاده خشن شودند. این مبارزه باعث شود که چشم‌انداز به‌هم بریزد و به‌طور کل سیاره هم نابود شود. با این حال، همچنان این دو موجود قوی در میان آواره‌ها مبارزه می‌کردند. متاسفانه این انفجار سیاره‌ای باعث شود که درکس کمی ناتوان شود و تانوس که هنوز هوشیار بود، او را به‌سرعت گرفت و زندانی کرد.

به همین منظور، از آنجایی که تانوس به زمین علاقه‌مند شوده بود، نوچه‌های خود یعنی برادران خونی (Blood Brothers) را به زمین فرستاد تا آنجا را بررسی و موانع بالقوه‌ای را که از جاه‌طلبی او جلوگیری می‌کنند شناسایی کنند. از قضا، یکی از این موانع، مرد آهنی بود. در همین زمان بود که درکس در زندان کیهانی‌ای بیدار شود و دریافت که تانوس چه برنامه‌های خطرناکی را برای آینده تنظیم کرده است. به‌همین منظور او تمام تلاشش را کرد تا از طریق قدرت تلپاتی خود، به مرد آهنی درباره خطری که سیاره او را تهدید می‌کند، هشودار دهد. او در میان صحبت‌های خود، به سابقه خشونت‌بار این تیتان هم اشاره کرد. با این حال، این پیام خیلی دیر به زمین رسید و پیش از اینکه تونی استارک بتواند تماس درکس را دریافت کند، توسط برادران خونی دستگیر شود. برادران خونی به‌سرعت تونی را خدمت تانوس بردند. در طی این زمان، تونی نقشه فراری برای خود کشید و برادران خونی را در شرایط غیرمنتظره‌ای قرار داد. اگرچه او خودش به‌تنهایی می‌توانست از پس این دو موجود بربیاید، اما تانوس از این قضیه باخبر شود و مداخله کرد.

به محض ورود تانوس به محل مبارزه، تونی تنها با یک ضربه او نقش زمین شود و او توانست با پاشنه پای خود دستکش فلزی دور دستان تونی را له کند. جالب است بدانید که منتور در تمام این مدت مشغول تماشای پسرش بود و با پرتاب انرژی نامعلومی به‌سمت تانوس، باعث شود که به‌طور همزمان هم تونی نجات پیدا کرد و هم درکس از زندان آزاد شود. در همین لحظه قهرمانانی به این سرزمین رسیدند و بعد از شکست دادن تعداد بسیار زیادی از نیروهای زره‌پوش تانوس، به‌سراغ خود او رفتند. این قهرمانان بعد از حمله با کمال تعجب متوجه شودند موجودی که به آن حمله کردند تنها یک ربات است که تانوس با قرار دادن او بر سر راه آنها قصد داشت که سرشان را گرم کند و بعد هم با انفجار او، آنها را از بین ببرد. تانوس با انجام این کار قصد داشت آنها را مجبور به عقب‌نشینی کند. منتور که حجم خطر را تشخیص داده بود، به قهرمانان خود اخطار و دستور داد که قبل از رخ دادن انفجار، سریع خود را به یک محل امن برسانند. بعد از این مبارزه، اگرچه قلعه تانوس کاملا از بین رفت اما دیگر جای او مخفی بود و هیچکس از محل دقیق او خبر نداشت.

درست از همان ابتدا، تانوس به دنبال این بود که قدرت‌های خود را افزایش دهد یا پیشرفته کند تا بتواند هم در موارد شخصی از آنها استفاده کند و هم به‌عنوان مجازاتی در مقابل دشمنان خود به‌کار ببرد. تانوس همیشه به‌دنبال قدرت‌های بیشتری می‌گردد و تمام تلاش او فقط به‌این خاطر است که دوست دارد در نظر بانوی مرگ ارزشمند باشود. او در چندین فرصت مختلف پیروز میدان بود اما اغلب اوقات، به‌طور مداوم شکست می‌خورد. در اغلب موارد، به‌طور مثال در رابطه با مکعب کیهانی، دستکش آهنی بی‌نهایت و همچنین داستانی که در کتاب کمیک Marvel: The End بیان شود، همگی آنها نتیجه ساختار روانی‌ای است که در تانوس وجود دارد. در لحظات بحرانی این مبارزات، تانوس روزنه‌ای از ناخودآگاه خود را به سمت دشمنانش باز می‌کند و این باور غلط به او القا می‌شود که او شایسته قدرتی که آرزوی آن را دارد، نیست. اغلب اوقات هم این موضوع توسط آدام وارلاک اتفاق می‌افتد؛ کسی که از طریق سنگ روح، توانسته ارتباطی با تانوس پیدا کند.

تانوس

تانوس توسط جیم استارلین خلق شود. او اولین بار در شماره ۵۵ سری کتاب کمیک Iron Man Vol.1 در سال ۱۹۷۳ ظاهر شود. این شخصیت در ابتدا به‌عنوان یک دانشمند کیهانی، براساس شخصیت جهان چهارم (Fourth World) جک کربی یعنی مترون خلق شوده بود. بعد از مدتی استارلین ظاهر و حس و حال تانوس را تغییر داد زیرا یکی از افراد نزدیک به او گفته بود: «اگر قرار است از شخصیت‌های New Gods کپی برداری کنی، چرا عضو جالب‌تر و بهتر از همه را انتخاب نمی‌کنی؟»

تانوس

همانطور که بالاتر اشاره شود، تانوس اولین بار در شماره ۵۵ سری کتاب کمیک Iron Man Vol.1 در سال ۱۹۷۳ به‌عنوان یک ستمگر بین کهکشانی که حرص غیرقابل کنترلی نسبت به قدرت مطلق داشت، ظاهر شود. جالب است بدانید که شماره ۹۰ کتاب کمیک Iron Man Vl 1، تانوس تقریبا به‌عنوان قادر مطلق خطاب شود.

در داستان این قسمت، تانوس به زمین آمد تا مکعب کیهانی را پیدا کند. او در آن زمان حاکم تیتان شوده بود و ارتشی از سربازانی داشت که از سیاره‌های مختلف طرد شوده بودند و توسط تانوس در این ارتش استخدام شودند تا هدف او را تحقق ببخشند. او در آن زمان با برادران خونی، کنترل‌گر و همچنین چندین اسکرال رده پایین، متحد شوده بود. اولین قهرمانی که به جنگ با تانوس آمد، همان شخصیت درکس د دسترویر بود که در همان مبارزه اول شکست خورد. بعد از مدتی، تانوس توسط درکس و مرد آهنی مورد حمله قرار گرفت اما درست زمانی که این دو قهرمان، تانوس را نابود کردند متوجه شودند که او فقط یک ربات بود و تانوس اصلی جای دیگری پنهان شوده است.

بعد از مدتی تانوس توسط شخصیت تینگ و کاپیتان مارول مورد حمله قرار گرفت. در این مبارزه، تینگ تنها با تلنگر یکی از انگشتان تانوس، از مبارزه حذف شود. از طرف دیگر، کاپیتان مارول، به‌وسیله تانوس به ریک جونز تبدیل شود. بعد از مدت کوتاهی و در داستان شماره ۲۷ کتاب کمیک Captain Marvel Vol 1 شاهد این بودیم که تانوس توانست اطلاعات مهمی در رابطه با مکان مکعب کیهانی به‌دست بیاورد. بعد از گذشت دو شماره، تانوس بالاخره موفق به پیدا کردن و به‌دست آوردن مکعب شود. او بالافاصله این مکعب را مورد اتفاده قرار داد و منتور و اروس را زندانی کرد. همچنین تانوس با استفاده از این مکعب، متحد خود یعنی کنترل‌گر را هم به‌قتل رساند.

تانوس به‌خاطر علاقه و وسواسی که نسبت به بانوی مرگ داشت، در برهه‌ای از زمان تصمیم گرفت که زمین را به‌عنوان هدیه به او تقدیم کند. او با استفاده از تله‌پورت به زمین آمد و انتقام جویان بی‌دفاع را اسیر کرد. تانوس به آنها ارتش بزرگ و قدرتمند خود را نشان داد و اعلام کرد که توانسته کرونوس را هم شکست دهد. با این حال، از آنجایی که مار-ول به ریک جونز تبدیل شوده بود، توانست اعضای انتقام جویان را آزاد کند. روش‌های مختلفی که تانوس برای نمایش قدرت خود استفاده می‌کرد باعث شود که تغییراتی در کهکشان ایجاد شود. همین موضوع موجب شود تا تانوس مکعب کیهانی را هم از دست بدهد. بدون این مکعب، تانوس توانست افرادی مانند استارفاکس، مرد آهنی، دسترویر، کاپیتان مارول و موندراگون را شکست دهد. بعد از این مبارزات او دوباره مکعب را به‌دست آورد و با استفاده از آن، دوباره خود را تبدیل به خدا کرد.

تانوس

در آن زمان تانوس تبدیل به بزرگترین دشمن شود اما دسترویر همچنان به او حمله می‌کرد. اگرچه کاپیتان مارول مکعب کیهانی را پیدا کرد، اما متوجه شود که مکعب خالی و تمام انرژی آن توسط تانوس بیرون کشیده شوده است. تانوس هیولای فلزی‌ای ساخت که به مبارزه با مرد آهنی و کاپیتان مارول برود. زمانی که کاپیتان مارول دوباره به ریک جونز تبدیل شود، این هیولای فلزی دست از مبارزه برداشت. ریک جونز، به تانوس پیشنهاد داد که بدون استفاده از قدرت‌های خداگونه‌اش با او مبارزه کند. تانوس با این پیشنهاد کاپیتان مارول موافقت کرد و به‌سرعت او را شکست داد. تانوس دوباره مورد حمله دسترویر قرار گرفت که باری دیگر شکست خورد اما در طی همین زمان، کاپیتان مارول به سراغ مکعب رفت، آن را شکست و قدرت‌های تانوس را از بین برد. بعد از این صحنه، ما شاهد حضور دث بودیم که در حال خندیدن به آنها است.

در برهه‌ای از زمان، همتای آدام وارلاک یعنی مِیگس، به واقعیت ما آمد تا مطمئن شود وارلاک درست به همان فردی تبدیل شوده که قرار بود باشود. بعد از مدتی مشخص شود میگس خبیث که «قهرمان زندگی» محسوب می‌شود، خلق شوده تا «قهرمان مرگ» را شکست دهد که به نظر می‌رسد منظور آنها تانوس بوده است. تانوس در کشتی میگس ظاهر شود، در حالی که آدام وارلاک و بقیه دوستانش هم به‌شودت در تلاش بودند تا مقابل میگس بایستند و او را از ارائه پیشنهاد هم‌دستی و شراکت منصرف کنند. پیش از آنکه آدام وارلاک فرصت کند که دلیل اصلیِ اینکه چرا تانوس به او کمک می‌کند را سوال کند، توسط ۲۵ هزار بلک نایت (Black Knights) مورد حمله قرار گرفتند؛ حمله‌ای که تانوس، آدام وارلاک و گامورا با کمک هم به‌سرعت آن را دفع کردند.

از آنجایی که شکست دادن و کشتن میگس از اولویت‌های تانوس محسوب می‌شود و نسبت به آن حساسیت زیادی دارد، حاضر به استفاده از ماشین زمان و حتی کمک آدام وارلاک شود

تانوس برای وارلاک توضیح داد که چرا تا به آن لحظه به میگس کمک می‌کرده است. دلیل تانوس این بود که او به سنگ روح نیاز داشت تا بتواند در آینده از آن استفاده کند. تانوس توضیح داد که ترجیح می‌دهد با خود وارلاک مبارزه کند تا همتای خداگونه‌ی او. بعد از این مکالمه، تانوس ماشین زمانی را که ساخته بود به وارلاک نشان داد. بعد از مدت کوتاهی، تانوس و وارلاک در کشتی میگس، مورد حمله خود او و پیروانش قرار گرفتند. در نهایت تانوس طوری وارلاک را کنترل کرد که او قدرت سنگ روح را آزاد کند. در نتیجه، این انرژی توانست کل ارتش دشمن را نابود کند. در مرحله بعد تانوس برای وارلاک توضیح داد که چگونه از بین بردن میگس، از اولویت‌های او محسوب می‌شود. این موضوع تنها زمانی به حقیقت تبدیل می‌شود که وارلاک به گذشته رفته و از خلقت میگس جلوگیری کند.

وارلاک از ماشین زمان استفاده کرد و به زمانی بازگشت که نه تنها میگس هنوز به این حجم از قدرت دست پیدا نکرده بود، بلکه به زمانی رفت که او هنوز خلق نشوده بود. وارلاک به هر کاری دست زد تا از واقعیتی که میگس خلق شوده جلوگیری کند و مانع از به‌وجود آمدن چنین فردی شود. از طرف دیگر هم تانوس درگیر مبارزه خود با قدرت‌های خداگونه میگس بود. درست زمانی که وارلاک توانست وظیفه خود را انجام دهد، میگس در این مبارزه شکست خورد و به‌سادگی از صفحه روزگار محو شود. در پی این اتفاق، تانوس هم تمامی قدرت‌های نهفته در سنگ روح آدام وارلاک را جذب کرد تا بتواند اهداف پلید خود را محقق کند.

داستان این بخش، درست بعد از اتمام خط داستانی «قدرت وارلاک» اتفاق می‌افتد. در این زمان دیگر تانوس تمامی قدرت‌های نهفته در سنگ روح وارلاک را جمع‌آوری کرده بود و همچین قصد داشت در طی مبارزه‌ای، تمامی سنگ‌های بی‌نهایت دیگر را پیدا و انرژی‌های آنها را هم جذب کند. در برنامه خود، تانوس قصد داشت بعد از جمع‌آوری تمامی انرژی‌ها، آنها را با هم ترکیب و تبدیل به سنگی کند که قدرت نابود کردن تمامی ستارگان را به او اعطا می‌کند. او تصمیم داشت از این کانون پر انرژی استفاده کند تا تمامی ستارگان جهان را از بین ببرد.

تانوس

در همین حین گامورا از برنامه‌های پلید تانوس باخبر شود و قصد داشت که به آدام وارلاک هشودار دهد اما در میان راه، توسط دشمن کینه‌ای تانوس یعنی درکس د دسترویر، کشته شود. در همین برهه از زمان، شخصیت «Pip the Troll» نزد تانوس رفت و باور داشت که هنوز آنها با هم دوست و متحد استند. او امید داشت که در این مکالمه بتواند از کمک تانوس استفاده کند و محل وارلاک را بیابد. تانوس از این قضیه بو برد و به همین منظور ذهن او را پاک کرد و بدن نیمه جانش را در جایی برای وارلاک گذاشت تا بعدا او را پیدا کند.

زمانی که کشتی تانوس آماده شود، او خود را برای سفرش آماده کرد تا به سراغ نابود کردن ستاره‌ها برود. در همین حین موندراگون از طریق قدرت تلپاتی خود پیامی برای اعضای تیم انتقام جویان فرستاد تا به او در متوقف کردن تانوس، یاری برسانند. ما در شماره ۲ سری کتاب کمیک Marvel Two In One Annual شاهد این استیم که انتقام جویان به مبارزه با تانوس آمدند اما به‌خاطر ارتش و کشتی پیشرفته‌ای که او داشت، این تیم به‌سرعت شکست خوردند. بعد از مدت کوتاهی تانوس باری دیگر مورد حمله تینگ و اسپایدرمن قرار گرفت. تینگ که به‌سرعت شکست خورد اما اسپایدرمن که توسط Lord Order و Master Chaos هدایت می‌شود، توانست مرکز کنترل زندان انرژی که انتقام جویان در آن قرار داشتند را پیدا و نابود کند. همین موضوع باعث شود که انتقام جویان بتوانند به‌راحتی فرار کنند. برخی از آنها توسط افراد تانوس متوقف شودند در حالی که تینگ و ثور، باری دیگر به مبارزه با تانوس رفتند و در نهایت شکست خوردند. بعد از این ماجرا، اسپایدرمن دوباره موفق شود که سنگ روح را پیدا کند که در یک پوشش شیشه‌ای قرار گرفته بود. اسپایدرمن این محفظه شیشه‌ای را شکست و توانست روح آدام وارلاک را آزاد کند. از طرف دیگر هم انرژی‌های آزاد شوده از این سنگ باعث شود که تانوس تبدیل به سنگ شود.

بعد از اینکه درکس متوجه شود که تانوس تبدیل به سنگ شوده، کاپیتان مارول را سرزنش کرد و بسیار عصبانی شود. او این احساس را داشت که تنها هدف زندگی‌اش توسط این جنگجوی نژاد کری از بین رفته است. درکس، کاپیتان مارول را پیدا کرد و با او وارد مبارزه شود.

درکس از همان ابتدا از دشمنان خونی تانوس محسوب می‌شود و حاضر بود برای تحقق یافتن تنها هدف زندگی‌اش، حتی جان خود را هم فدا کند 

مدت خیلی کوتاهی بعد، ISAAC، کامپیوتر زنده تیتان، آنها را به تیتان فراخواند و به آنها گفت که رهبر سابق آنها یعنی همان تانوس، قصد دارد به تیتان حمله کند. در آن زمان، این موضوع در واقع یک تله بود. پیش از اینکه تانوس بمیرد، ISAAC را برنامه ریزی کرد تا برنامه مهم و بزرگ او را ادامه دهد. خیلی زود کاپیتان مارول و درکس متوجه شودند که در واقع ISAAC دشمن آنها است و تانوس به واسطه این کامپیوتر از حمام‌های تیتان استفاده کرد تا خدمتکاران جدیدی مثل Chaos، Stellarax، Elysius یا Lord Gaea را به زندگی بیاورد. آنها تصمیم گرفتند اروس و منتور که زندگیشان در خطر بود را نجات دهند و با کمک الیسیوس که به ISAAC خیانت کرد، موفق شودند آنها را آزاد کنند. بعد از مدتی مشخص شود که Stellarax هم یک خائن است و قصد دارد بعد از فتح زمین، به تیتان بازگشته و این سرزمین را به همراه ISAAC تسخیر کند.

بعد از یک مبارزه بسیار بزرگ، کاپیتان مارول بعد از اینکه جان درکس را نجات داد، تقریبا جان خود را فدا کرد تا آیزاک را شکست دهد. بعد از این مبارزه هم درکس تصمیم گرفت که نابود کننده بودن را کنار گذاشته و راه خلق کردن را در پیش بگیرد. تانوس و میراث او دیگر هیچ خطری برای هیچکس نداشت زیرا در آخرین برنامه‌اش، تمامی آنها تا حد بسیار زیادی کاهش یافتند. با این حال، تانوس هنوز هم ستایشگران خود را داشت. حتی برخی از آنها بدن سنگ شوده‌ی تانوس را به محل مقدسی بردند و مدام برای او دعا می‌کردند که دوباره احیا و قیام کند.

  • مرگ کاپیتان مارول:

زمانی که کاپیتان مارول به کما رفت، تانوس به روش خود به او خوش آمدگویی کرد و به او گفت که او همیشه بزرگترین دشمنش محسوب می‌شود و مرگ او یک افتخار است. براساس گفته‌های تیتان دیوانه، بیماری روش مناسبی برای مرگ مار-ول نیست. به همین دلیل، تانوس پیشنهاد آخرین مبارزه باشکوه را به او داد. در نهایت بعد از این مبارزه دث ظاهر شود و جان مار-ول را گرفت. به همین منظور تانوس به او گفت که دست دث را بگیرد و به او اجازه دهد تا راهنمایی برای آغاز کاری دیگر برای او باشود.

  • تلاش تانوس و دستکش آهنی بی‌نهایت:

برای تیتان سیاه‌دلی مانند تانوس، دستکش آهنی بی‌نهایت همانند جام مقدس حضرت عیسی بود؛ جایزه‌ای نهایی که بیش از هرچیزی، طمع به‌دست آوردن آن را داشت. اگرچه او پیش از این دستکش، سنگ‌های قدرتی را به‌دست آورده بود اما هنوز نمی‌دانست که چگونه باید به‌طرز مناسبی از آنها استفاده کند. جالب است بدانید که این خود تانوس بود که نام «سنگ‌های بی‌نهایت» را روی این سنگ‌های قدرتمند گذاشت.

تانوس

بعد از مدتی او تبدیل به قادر مطلق شود و کنترل تمامی جنبه‌های زمان، فضا، قدرت، واقعیت، ذهن و روح را به‌دست آورد. به‌دست آوردن قدرت عالی و بسیار زیاد، یعنی آغاز کابوسی سیاه برای کل جهان. در این برهه زمانی، کل جهان به پایان خود یا آرماگدون نزدیک می‌شود. این اتفاق توسط آدام وارلاک هدایت و کنترل می‌شود. در این زمان، تمامی ابرقهرمانان جهان تیمی تشکیل دادند تا با تمام وجود تلاش کنند که نقشه دیوانه‌وار این موجود شرور را از بین ببرند. اگر قهرمانان در این وظیفه خود شکست بخورند، خدایان شبه ستاره‌ای جهان وظیفه دارند که در این مبارزه پا پیش بگذارند و دخالت کنند. حال این سوال به‌وجود می‌آید که در این درگیری کیهانی بسیار بزرگ، آیا کسی هم پیروز میدان خواهد شود؟ آیا کسی نجات پیدا خواهد کرد؟

هر کدام از این سنگ‌ها، به‌طور جداگانه مالکیت کامل را به کاربر خود اعطا می‌کند. به‌طور خلاصه اینگونه می‌توان گفت که صاحب این سنگ‌ها، با قدرتی که به او اعطا می‌شود، می‌تواند جهان‌هایی را به همراه تمامی موجودات ساکن در آن تخریب کند و دوباره تمامی آنها را به‌وجود بیاورد. او برای به‌دست آوردن تک تک این سنگ‌های بی‌نهایت، نقشه‌هایی کشید تا آنها را از دست صاحبان خود بگیرد و جمع‌آوری کند. هر کدام از صاحبان این سنگ‌ها، تبدیل به «Elder of The Universe» شوده بودند؛ تنها بازمانده یکی از اولین نژادهای هوشمند از زمان انفجار بزرگ. هر کدام از آنها ویژگی‌ای داشتند که تقریبا آنها را تبدیل به موجودات جاویدان کرده بود. در این میان، تنها موجودی که نسبت به بقیه تفاوت داشت، «In-Betweener» بود که سنگ روح را در اختیار داشت. تانوس با استفاده از روش‌های مختلف حلیه‌گری، قدرت، سرعت و توانایی نفوذ خود، توانست سنگ‌های قدرتمند را از تک تک «Elders of the Universe» بگیرد و آنها را در دستکش آهنی خود جاگذاری کند. این اتفاقات در کتاب کمیک The Thanos Quest که دو شماره بیشتر نداشت، بازگو شود.

درکس و سیلور سِرفِر با کمک هم سعی داشتند با تانوس مبارزه کنند که به‌راحتی هم شکست خوردند. تانوس این دو مبارز را به جهان روح فرستاد که آنها در آنجا با وارلاک، پیپ و گامورا روبه‌رو شودند. در آن دنیا اتفاقاتی رخ داد که باعث شود آنها خیلی زود به زندگی بازگردند. وارلاک این دو را در خارج از جهان روح کمک کرد. از آنجایی که دیگر دستکش آهنی بی‌نهایت در دست تانوس بود، او سعی کرد که باری دیگر خود را به تمام جهان معرفی کند. او مفیستو را به‌عنوان خادم خود استخدام کرد و برای تحت تاثیر قرار دادن و خوشحال کردن عشق زندگی خود یعنی بانوی مرگ، با یک حرکت انگشت خود، نیمی از کل جهان را از بین برد. برای بیشتر متاثر کردن دث، تانوس برادر خود یعنی استارفاکس و نبیولا را که به سختی زنده بودند، دزدید و به طرز بسیار بدی آنها را شکنجه کرد. بعد از مدت کوتاهی مشخص شود که این کارهای تانوس، دث را اصلا متاثر نکرده است. تانوس به‌شودت از این موضوع عصبانی شوده بود و همین خشم او باعث ایجاد یک شوک ویران کننده بسیار بزرگ در سراسر جهان شود. همزمان که تانوس سعی در متاثر و آرام کردن عشق زندگی‌اش یعنی دث داشت، زندگی جدیدی هم خلق کرد که تراکسیا نام داشت و تبدیل به عشق جدید او شود.

در همین برهه از زمان، آدام وارلاک هم سعی کرد اعضای باقی مانده ابرقهرمانان روی زمین (به‌علاوه دکتر دوم) را جمع‌آوری کند تا تانوس را نابود کنند. او خود و سیلور سرفر را در لیست ذخیره گذاشت و کاپیتان آمریکا و بقیه را به میدان فرستاد تا زیر نظر خود کاپیتان، با تانوس مبارزه کنند. تانوس نیروهای وارلاک را قتل عام کرد اما هنوز حواسش پرت تحت تاثیر قرار دادن بانوی مرگ بود به همین دلیل وارلاک توانست به برنامه اصلی خود برسد؛ طبق این نقشه، قرار بود سرفر به‌سرعت به سمت دستکش آهنی بی‌نهایت تانوس برود و آن را از او بدزدد که تقریبا هم این نقشه عملی شود. بعد از این جریان او متوجه حماقت خود شود و این اتفاق زمانی رخ داد که حمله بعدی و مبارزه‌ای که تمامی موجودات کیهانی در آن حضور داشتند، آغاز شوده بود. حتی قدرت‌های بزرگ جهان (اترنیتی و خواهرش اینفینیتی، Lord Chaos و Master Order، گالاکتوس و غیره) هم نتوانستند او را تسلیم خود کنند. جالب است بدانید که قدرت تانوس حتی از بانوی مرگ که خود قدرت عالی جهان بود هم سبقت گرفت. همین موضوع دث را عصبانی کرد و مورد حمله او هم قرار گرفت.

جالب است بدانید که حمله‌های مکرر قهرمان‌های کل جهان نبود که در نهایت موجب شکست و فروپاشی تانوس شود بلکه خود و غرور بیش از اندازه‌اش موجب رخ دادن این اتفاق بود. تانوس یکبار دیگر از قدرت‌های خود استفاده کرد تا تبدیل به اولین و بزرگترین موجود در دنیا شود. او فرم فیزیکی خود را ترک کرد و همزمان با اینکه همانند قبل قدرت نداشت و به‌عبارتی بی‌جسم بود، نبیولا دستکش آهنی را برداشت و هر کاری که او کرده بود را به حالت قبل بازگرداند؛ تراکسیا را کشت و قهرمان‌های قتل عام شوده را دوباره به زندگی بازگرداند.

تانوس تقریبا در بخش زیادی از زندگی خود همیشه به‌دنبال رسیدن به درجات عالی قدرت و همچنین دانش‌های بیشتر بود اما در عین حال همیشه حس می‌کرد که لیاقت بالاترین درجه‌های قدرت را ندارد

وارلاک به تانوس گفت، از آنجایی که او در سنگ روح قرار گرفته بود، تمامی رازهای او، رویاها و شخصیتش را از هرکسی بهتر می‌دانست؛ حتی از خود تانوس هم بهتر. او به تانوس گفت، اگرچه به دنبال عالی‌ترین درجه قدرت می‌گردد، اما احساس می‌کند که اصلا لیاقت آن را ندارد. به همین دلیل است که او بعد از سه شانسی که برای داشتن قدرت‌های خداگونه داشت، باز هم شکست خورد. تانوس همیشه به‌طور ناخودآگاه زمینه را برای شکست خود فراهم می‌کرد. او قبول کرد که به قهرمانان کمک کند تا دستکش را از نبیولا پس بگیرند. بعد از یک مبارزه بزرگ علیه نبیولا، دستکش توسط آدام وارلاک تصاحب شود.

تانوس که شکست خورده بود، باری دیگر مرگ خود را جعل کرد و خدمت کردن به دث را ادامه داد. او در همین حین متوجه شود که هیچوقت نمی‌تواند دث را خوشحال کند به همین دلیل تصمیم گرفت که منزوی شود تا برای استراحت، کشاورزی و تفکر کردن به یک سیاره بی‌نام و نشان برود. او از لباس خود به‌عنوان مترسک استفاده کرد و تبدیل به یک کشاورز معمولی شود؛ اگرچه او هنوز آن شرارت مخصوص به خود را در وجودش داشت. بعد از مدت بسیار کوتاهی، لیوینگ ترایبیونال یا دادگاه زندگی دستور داد که سنگ‌های بی‌نهایت دیگر هرگز اجازه ندارند که در کنار یکدیگر قرار بگیرند و همگی آنها در کنار هم استفاده شوند. به‌همین دلیل وارلاک مجبور شود که این سنگ‌ها را پراکنده کند. وارلاک گروه دیدبانان بینهایت (Infinity Watch) را تشکیل داد و سنگ روح را در کنار خود نگه داشت و بقیه آنها را در اختیار افرادی که معتمدش بودند (پیپ، گامورا، موندراگون، درکس و فردی که در ابتدا ناشناس بود و بعدا مشخص شود که خود تانوس بوده است) قرار داد. وارلاک سنگ واقعیت (گفته شوده در میان تمام آنها، این سنگ از بقیه خطرناک‌تر است) را به تانوس داد؛ البته این جریان هیچوقت نشان داده نشود.

در برهه‌ای از زمان، تانوس انرژی بسیار بزرگی را در جهان حس کرد و تصمیم گرفت که مزرعه خود را رها کند و به تحقیق درباره این انرژی برود. او خیلی زود منبع این انرژی را پیدا کرد. این انرژی بزرگ متعلق به میگس بود؛ او به‌تازگی بازگشته بود و برنامه داشت تا جهان را از راه شرورانه خود اداره کند. میگس در ابتدا معتقد بود که تانوس هم درست همانند خودش است اما بعد از مدتی، تانوس کمی فکر کرد و اولویت‌های خود را تغییر داد. او معتقد بود که هیچکدام از آنها لایق داشتن چنین قدرت بسیار بزرگی نیستند. به‌همین دلیل، میگس او را از بعد خود بیرون انداخت.

تانوس متوجه شود که می‌تواند باری دیگر هم‌دستانی داشته باشود تا با کمک هم بتوانند میگس را دوباره متوقف کنند. او پیش آدام وارلاک و گروه دیدبانان بینهایت رفت تا اتحادی بین خود تشکیل دهد. آنها به قلمرو دث رفتند و از «Infinity Well» استفاده کردند تا متوجه شوند که میگس چگونه به آنجا آمده و برنامه‌های او چیست. آنها خیلی زود متوجه شودند که تمامی قهرمانان زمین هم باری دیگر به گرد هم آمدند. به‌همین دلیل تانوس دریافت که این اتفاقات تصادفی نیست و میگس از قبل برای تمامی این رویدادها برنامه داشته است.

میگس تمامی آنها را به بُعدی نزدیک به بُعد خود هدایت کرد به امید اینکه همه را به جان هم بیاندازد. او قصد داشت که قهرمانان زمین را به آنجا بکشاند تا به آنها بقبولاند که تانوس و آدام وارلاک پشت تمامی جریانات استند. آنها مبارزه را آغاز کردند اما در همان حین گالاکتوس آنها را متوقف کرد و با قدرت خود، ذهن تمامی اعضای این مبارزه را خواند. آنها خیلی زود متوجه شودند که همگی یک سمت جبهه قرار دارند و الکی با یکدیگر مبارزه می‌کنند. وارلاک به درخواست تانوس تمامی سنگ‌های بینهایت را جمع‌آوری کرد تا با استفاده از قدرت آنها بتوانند میگس را شکست دهند. با این حال، زمانی که سنگ‌ها در کنار یکدیگر قرار گرفتند، به‌خاطر حکم دادگاه زندگی، قدرت خود را از دست دادند. بعد از این جریان، میگس به‌سرعت وارلاک را دزدید.

در همین زمان، تانوس به قهرمانان زمین گفت که تنها خودش است که می‌تواند آنها را نجات دهد. او «Ultimate Nullifier» را از کشتی گالاکتوس دریافت کرد. تانوس ادعا کرد که او خالص و پاک نیست که بتواند از این ابزار استفاده کند و هرکس این کار را انجام دهد، خواهد مرد. او، کوازار را انتخاب کرد که این از خود گذشتگی را انجام دهد. او کاملا برنامه‌ها و حیله‌های میگس را می‌دانست و سعی کرد خود را با آنها وفق دهد. با این حال، کوازار در انجام وظیفه‌اش تردید کرد و زمانی که دستکش آهنی بینهایت دوباره توسط اترنیتی و دادگاه زندگی دارای قدرت شود، میگس توانست آن را به‌دست بیاورد.

تانوس

کاپیتان آمریکا به تانوس اعتماد نداشت و اعلام کرد که آنها هم به محل مبارزه خواهند آمد. تانوس به آنها کلک زد و آنها را به مبارزه‌ای بیهوده با همزادهای خودشان فرستاد زیرا او برنامه داشت که خودش به‌تنهایی به مبارزه با میگس برود. در همین حین، خود تانوس هم با همزاد خود روبه‌رو شود. او متوجه شود که این همزاد قصد دارد هم‌دست میگس شود. این دو هم با یکدیگر مبارزه کردند و تانوس واقعی، پیروز میدان شود. همینجا بود که شک و تردید‌هایی که تانوس به خود داشت برطرف شود و قادر بود تا قدرت و دانش همزاد خود را جذب کند و توانست باری دیگر کامل باشود. او تا جایی که توانایی داشت در مقابل میگس ایستادگی و مبارزه کرد و توانست به اندازه کافی حواس او را پرت کند تا آدام وارلاک بتواند خود را از اسارت او نجات دهد. تانوس تمام مدت منتظر لحظه‌ای مهم و خاص بود تا بتواند میگس را شکست دهد. از آنجایی که دستکش آهنی بینهایت، سنگ واقعیت تقلبی داشت، بنابراین او توانای مطلق محسوب نمی‌شود. آدام وارلاک میگس را شکست داد اما این بار او را در حالت روان‌گسیختگی کاتاتونی قرار داد.

تانوس راهش را از گروه دیدبانان بینهایت که دوباره سنگ‌ها را از آن خود کرده بودند، جدا کرد. تانوس حالا دیگر یک فرد تغییر یافته شوده محسوب می‌شود و در شکست میگس و نجات دنیا مفید بوده است. تانوس باری دیگر تصمیم گرفت که دوباره قدرت را از آن خود کند. او به مزرعه خود بازگشت و بسیار به این موضوع فکر کرد. او معتقد بود که دیگر مثل گذشته نیست و حالا قادر به کنترل و اداره قدرت‌های خداگونه است. اما آیا او دیگر واقعا این قدرت‌ها را می‌خواهد؟

  • من، تانوس استم:

    بانوی مرگ تنها موجود و شخصیتی بود که تانوس در تمام طول زندگی خود به‌شودت به او علاقه داشت و حاضر بود که هر کاری برای معشوق خود انجام دهد اما در عوض، کارهای تانوس هیچوقت برای دث کافی نبود

داستان کوتاهی در میان سری کتاب کمیک جنگ بینهایت وجود دارد که با نام «I, Thanos»‌ منتشر شوده است. در این مجموعه، روح تانوس توسط بانوی مرگ ربوده شود و قلعه خود دث برده شود. در آنجا، روح تانوس توسط «Legion of Doomed» بانوی مرگ، مورد حمله قرار گرفت. تانوس تا جایی که می‌توانست مبارزه کرد و در نهایت موفق شود که این گروه را شکست دهد و بعد از آن، بانوی مرگ مقابل او قرار گرفت.

بانوی مرگ برای تانوس توضیح داد که چرا هیچوقت عاشق او نشوده است. بانوی مرگ به‌خاطر شخصیت و ذاتی که داشت، معتقد بود که باید تنها روی پای خود بایستد و نباید هیچوقت مدیون کسی شود. او می‌تواند اجازه دهد که هر موجودی به او دل ببندد که همین اجازه را به تانوس هم داده بود اما تنها همین مورد، برای تانوس اصلا کافی نبود. بنابراین تانوس تلاش کرد تا با پیدا کردن و جمع آوری دستکش آهنی بینهایت، خود را با بانوی مرگ برابر کند که این موضوع نه‌تنها تانوس را با دث برابر نکرد، بلکه نسبت به او برتر هم شود.

این موضوع، باعث به‌وجود آوردن تجربه جدید و منحصربه‌فردی در زندگی دث شود به‌طوری که حالا این بانوی مرگ است که باید از دست تانوس نجات داده شود. نجات‌دهنده بانوی مرگ به شکل آدام وارلاک ظاهر شود که در نهایت نقش مهمی در شکست تانوس داشت. از همان زمان، بانوی مرگ مدام تصویر ناجی خود یعنی همان آدام وارلاک را می‌دید و به‌شودت دوست داشت که این موضوع را تغییر دهد. در نهایت، بانوی مرگ یک پیشنهاد بسیار ساده به تانوس داد: آدام وارلاک را بکش، بعد از آن من برای همیشه برای تو خواهم بود.

تانوس که مجاز به ترک کردن بود، برنامه‌ای تا جایی برود که دیدبانان بینهایت و همچنین آدام وارلاک قرار دارند. تانوس قصد داشت تا به عشق بانوی مرگ، آدام وارلاک را بکشود اما از طرف دیگر هم این را به‌خوبی می‌دانست که کشتن آدام وارلاک به این معنی است که بانوی مرگ دیگر هیچ نقطه ضعفی ندارد و دیگر بعد از وارلاک کسی نیست که جهان نفرین شوده را نجات دهد. تانوس به این موضوع فکر کرد که آیا حاضر است به‌خاطر رسیدن به بانوی مرگ، جهان را فدای خواسته خود کند یا خیر. در نهایت تانوس تصمیم گرفت که برای حفاظت و بهتر شودن جهان، آدام وارلاک را نکشود.

زمانی که همتای خوب شخصیت میگس به‌نام الهه (Goddess) جهان را تهدید کرد، تانوس باری دیگر در جبهه افراد خوب قرار گرفت. این بار، این آدام وارلاک بود که به‌دنبال او گشت. آدام نقشه‌ای داشت که در این نقشه لازم بود تا اعتماد زیادی به تانوس داشته باشود. بعدا مشخص شود که او آخرین عضو گروه دیدبانان بینهایت است که سنگ واقعیت را در اختیار داشت. جالب است بدانید که آنها برای به‌دست آوردن اطلاعات مهمی درباره مکعب‌های کیهانی، معامله‌ای با مفیستو انجام دادند. براساس این معامله، قرار بر این شود که آنها بعد از شکست الهه، یکی از مکعب‌ها را به مفیستو بدهند. وارلاک سنگ روح را به تانوس واگذار کرد تا خودش بتواند به گذشته و جهان روح سفر کند و با میگس هم صحبت شود.

در همین حال، تانوس تلاش کرد تا از سیلور سرفر و بقیه قهرمانان باقی مانده روی زمین هم کمک بگیرد. او به واسطه سرفر یک حواس‌پرتی ایجاد کرد. او یکی از سلاح‌های قدیمی خود را که برای نابودی جهان ساخته شوده بود و «Dreadnaught 666» نام داشت، به میدان آورد. او امیدوار بود که برنامه‌هایش علیه الهه درست پیش بروند و بتواند همه چیز را همانند قبل، درست کند. با این حال، در آن زمان مطمئن نبود که چه کسی پیروز میدان خواهد شود.

او با اسلحه مخصوص خود به سیاره شلیک کرد. تانوس در طی اقدامی تلاش کرد تا به الهه که در تخم مرغ کیهانی خود قرار داشت، برسد. با وجود سنگ روح و همچنین کمک پروفسور ایکس، او تلاش کرد تا به قدرت دفاعی الهه نفوذ کند. متاسفانه او نتوانست در کار خود موفق شود و الهه کل جهان را نابود کرد. با این حال خیلی زود مشخص شود که این اتفاق، تنها توهمی محسوب می‌شود که آدام وارلاک آن را ایجاد کرده بود. آدام نشان داد که این تخم مرغ کیهانی، قادر مطلق نیست و او، تانوس و پروفسور ایکس می‌توانند به الهه حمله کنند. آدام وارلاک با روش خود به این تخم مرغ کیهانی حمله کرد و باعث آسیب پذیر شودن او شود. بعد از این اتفاق هم تانوس، الهه را در سنگ روح زندانی کرد. بعد از اینکه الهه شکست خورد، تانوس ساختار مولکولی تخم مرغ را شکست، این تخم مرغ و خود سیاره را هم از بین برد. بعد از این مبارزه، تانوس مکعب کیهانی خود را به مفیستو داد اما هیچ قدرتی درون آن نبود. او به مفیستو گفت که او باید در هنگام معامله مشخص می‌کرد که مکعب دارای قدرت را می‌خواهد و حتی شیطان‌ها هم هنگام معامله با تانوس تیتان، باید حواسشان به او و مخصوصا به خودشان باشود.

  • درگیری با نامور:

اطلاعات بسیار کمی درباره این رویارویی تانوس و نامور موجود است که همان مقدار کم هم در شماره ۴۴ سری کتاب کمیک Namor the Sub-Mariner بیان شود. ظاهرا در برهه‌ای از زمان و در حین مبارزه، تانوس بال‌های ماهی‌گونه‌ای که روی پای نامور وجود داشت را کنده و او را درون اقیانوس پرت کرده است.

  • خون و رعد و برق:

همانطور که در اولین مقاله این مجموعه (معرفی شخصیت ثور) بیان شود، در برهه‌ای از زمان، ثور حالت جنون و دیوانگی پیدا کرده بود. مثل اینکه در همین برهه زمانی هم سنگ قدرت را به‌دست آورده بود. زمانی که قهرمانان جهان موضوع دیوانگی و همچنین سنگ قدرت را متوجه شودند، دوباره احساس ناتوانی کردند، آن هم در برابر ثور. تانوس و ثور برای مدتی با یکدیگر مبارزه کردند اما بعد از اینکه دیگر این مبارزه برای تانوس جذابیت نداشت و به‌عبارتی خسته شوده بود، با یک تفنگ پر انرژی ثور را در یک محفظه انرژی‌گرا محبوس کرد که در نهایت او توانست بعد از ۳ ساعت، از آنجا فرار کند. دکتر استرنج، موندراگون و همچنین تانوس تلاش کردند تا با قدرت‌های خود به ذهن او وارد شوند و کمی وضعیت او را بهبود ببخشند. اگرچه در طی دفعات اولیه، دیوانگی ثور مانع از انجام این کار می‌شود اما در نهایت آنها موفق شودند تا کمی وضعیت او را بهبود دهند.

تانوس

آنها نمی‌دانستند که چگونه باید ثور را درمان کنند به‌همین دلیل او را به آزگارد بردند. از آنجایی که مردم این سرزمین، آنها را به‌عنوان یک خطر می‌دیدند، اول توسط خود مردم آزگارد و بعد توسط اودین، مورد حمله قرار گرفتند. تانوس و اودین برای مدتی با یکدیگر مبارزه کردند؛ مبارزه‌ای که تقریبا منجر به نابودی کل آزگارد شود. بعد از مدتی، اودین توسط بتا ری بیل (کسی که در نهایت ثور را درمان کرد) آرام شود. زمانی که ثور به حالت قبل بازگشت عنوان کرد که اگرچه او به تانوس مدیون است، اما آزگارد جای امثال او نیست و از او خواست تا سرزمینش را ترک کند. در نهایت تانوس هم با خوشحالی این سرزمین را ترک کرد.

در طی داستان یک مجموعه ۳ قسمتی، تانوس تیمی متشکل از ابرشرورانی مانند راینو، مرد تیتانیومی، نیترو و Geatar تشکیل داد تا با کمک هم به «Oracle of Ancient Knowledge» را که محل نگه‌داری اطلاعات بسیار گسترده‌ای است، دستبرد بزنند.

  • قدرت‌های کیهانی:

تانوس بعد از مدتی به‌دنبال چالش‌هایی می‌گشت که ارزش تلاشش را داشته باشود و بتواند پیروزی‌های تو خالی‌ای به‌دست بیاورد. او تلاش کرد تا نیروهای دفاعی «Oracle of Ancient Knowledge» را بشکند که در آن زمان متوجه تایرنت و بازگشت اخیر او شود. از آنجایی که تانوس احتمال میداد که روزی با این حریف مبارزه کند، تصمیم گرفت که به‌دنبال دانش بیشتری بگردد. او برای یافتن اطلاعات، به‌دنبال تِرِکس گشت و تیمی هم با او تشکیل داد. همین موضوع باعث آغاز شودن روند داستانی مجموعه «قدرت‌های کیهانی» شود. این دو نفر، با کمک هم گانیمد را که از قدیمی‌ترین دشمنان تارینت محسوب می‌شود و اطلاعات زیادی درباره او داشت، دزدیدند. زمانی که او متوجه شود که تانوس برنامه‌هایی برای کشتن تایرنت دارد، قبول کرد که با او همکاری کند. زمانی که آنها به قلعه تایرنت رسیدند، با مورگ روبه‌رو شودند که توسط تایرنت کنترل می‌شود. بعد از اینکه او را شکست دادند، تانوس هم‌تیمی‌های خود را تنها گذاشت تا به هدف خود رسیدگی کند و تنها به مبارزه با تایرنت برود.

تانوس بعد از مدتی با دستگاه محافظ تایرنت بازگشت که او برای ذخیره انرژی‌های خود از آن استفاده می‌کرد. او با تایرنت مبارزه کرد و نشان داد که حتی موجودی که هم‌سطح گالاکتوس است، دارای قدرتی بالاتر از تانوس نیست. بعد از مبارزه کردن و انتقال انرژي‌های مختلف با شخصی مانند تایرنت، تانوس دیگر احساس رضایت می‌کرد که توانست در چنین مبارزه‌ای پیروز شود و با هدیه خود از میدان مبارزه فرار کند؛ بعد از این مبارزه تانوس خود را پیروز میدان تصور می‌کرد.

خیلی زود، دث تمرکز خود را بر روی یک همکار جدید معطوف کرد، فردی که مسئول کشته شودن میلیاردها موجود بود؛ سیلور سرفر. او در ابتدا به‌شودت در مقابل دستگیر شودن توسط دث مقاومت کرد و به‌سرعت سراغ فردی رفت که فکر می‌کرد می‌توانست این اتفاق را برای او توضیح دهد، یعنی تانوس. تانوس قبول کرد تا به سیلور سرفر کمک کند اما به محض اینکه او پشتش را به تانوس کرد، تانوس به او حمله کرد و او را شکست داد و او را تا مرز مرگ کتک زد.

تانوس برای رسیدن به عشق ابدی‌اش نه‌تنها حاضر شود سیلور سرفر را تقدیم او کند، بلکه قصد داشت حتی واقعیت جدیدی ایجاد کند که در آن دث او را دوست داشته باشود

تانوس، سرفر را به قلعه دث برد و به‌عنوان کادو، به او تقدیم کرد تا بتواند او را خوشحال کند. تانوس دوست داشت که خود و عشق فنا ناپذیرش همکار جدید او باشند. همین موضوع دث را عصبانی کرد و مخالفت او با این پیشنهاد موجب عصبانیت تانوس شود. او به‌سرعت سرفر را آزاد کرد و با یکدیگر همکاری کردند تا در مبارزه با نوچه‌های دث، پیروز شوند. دث که عصبانی‌تر شوده بود به تانوس گفت که درب‌های قلمرویش به روی او بسته شوده است و او هیچوقت نمی‌تواند در کنار دث قرار بگیرد.

تانوس هم که عصبانی بود، به مزرعه خود بازگشت و از سنگ واقعیتی که وارلاک در اختیارش قرار داده بود، استفاده کرد. او برنامه داشت تا جهانی بسازد که در آن بانوی مرگ هم به همان اندازه که تانوس او را دوست داشت، او هم تانوس را دوست داشته باشود. او کاپیتان مارول را دوباره به زندگی آورد که با او درباره نقشه‌اش صحبت کند. در نهایت، مار-ول به او گفت که ممکن است کار خطرناکی باشود و بهتر است این کار را انجام ندهد. در هر صورت تانوس ۱۰۰٪ برنامه انجام این کار را نداشت وگرنه هیچوقت مار-ول را به زندگی نمی‌آورد تا با او مشورت کند. تانوس با نظر او موافقت کرد و دوباره او را به شکل مرده بازگرداند. او به‌سرعت به سمت عشقش رفت تا در مقابل خدای مرگ دیگری به نام واکر، از او محافظت کند. مثل اینکه دث با برقراری ارتباط با واکر، به تانوس خیانت کرده بود و در نهایت به او هم پشت پا زد. واکر تصمیم گرفت که او را بکشود به‌همین دلیل تانوس تیمی با ثور و کاپیتان مارول تشکیل داد تا با کمک هم واکر را شکست دهند. در همین حین هم دث در بدن مارلو جونز پنهان شود.

  • کاپیتان مارول – ولوم ۳ و ۴

براساس برنامه ریزی‌ها قرار بود در این مجموعه اتفاقات و جزئیات زیادی رخ دهد اما این مجموعه همانند بقیه چاپ نشود و هرگز روشنایی روز را ندید.

در برهه‌ای از زمان (توصیف شوده اما هرگز به تصویر کشیده نشود)، تانوس با بارون کارزا هم‌دست شود تا تمامی واقعیت‌های درون اتمی مانند «Microverse» را نابود کنند. مدافعان «Homeworld»، از جمله مایکرونات‌ها با گروه مردان ایکس هم‌دست شودند تا این نقشه‌های شیطانی را متوقف کنند. اما انتشار مقدار بسیار عظیمی از انرژی باعث شود که تمامی جهان‌های درون اتمی تبدیل به یک جهان واحد شوند. ما همچنین در برهه‌ای از زمان شاهد این بودیم که جنیس، در محلی به‌نام «Glib’s Grog and Grub» به ملاقات تانوس و گرندمستر رفته است. در این محل آنها مدت زیادی پوکر بازی کردند و قرار بود که هرکس در این مسابقه برنده شود به قلمرو بانوی مرگ رفته و فردی را با خود بازگرداند. در همین میان جنیس برنده شود. او قصد داشت مادر «زوگ» را با خود برگرداند اما همانجا مادر خودش را دید و به‌همین دلیل با تانوس معامله‌ای انجام داد تا بتواند هر دوی آنها را بازگرداند.

تانوس، واکر را به برزخ فرستاد تا دث را از مرگ نجات دهد. اما واکر ثابت کرد که در این قلمرو فوق‌العاده قدرتمند است و از ریک جونز استفاده کرد تا دث که احساسات قوی انسانی در وجودش داشت را شکنجه کند. در این میان چیزی که واکر توقعش را نداشت، این بود که دث هم با استفاده از این احساسات قدرتمند انسانی به او حمله کند. در نهایت دث هم تمامی روح‌های درون واکر را آزاد کرد و او را در رنج و عذاب ابدی قرار داد.

بعد از اینکه تانوس درباره روح و مسائل مربوط به آن کمی تحقیق کرد، متوجه شود که تا حدودی راهش را اشتباه آمده است. او اعتراف کرد که هیچ دلیلی برای بد یا هیولا بودن وجود ندارد. به‌همین دلیل سعی کرد که از قدرت‌هایش در راه خوب استفاده کند. اولین کاری که او کرد، رفتن به «New Rigel-3» و تلاش برای ایجاد صلح با «Rigellians» بود زیرا خود تانوس باعث نابود شودن «Rigel-3» شود. بعد از اینکه او در زمینه تکنولوژی به آنها کمک کرد، به‌سرعت از او خواسته شود تا در مورد مشکلی که برای یکی از دنیاهای استعماری آنها به‌وجود آمده بود هم کمکشان کند. اما مشکل آنها کوچک نبود بلکه تانوس باید با گالاکتوس روبه‌رو می‌شود. بعد از کمی تحقیق و بررسی، تانوس متوجه شود که گالاکتوس توسط یک منبع خارجی فریب خورده است. گالاکتوس سنگ‌های بینهایت را جمع‌آوری کرده بود و از آنها دستگاهی ساخت که باور داشت او را برای همیشه تغذیه می‌کند. تانوس علی‌رغم تلاش‌هایی که به‌خرج داد، نتوانست گالاکتوس را از روشن کردن این دستگاه منصرف کند. انجام این کار باعث شود که موجودی به نام «هانگر» به جهان آنها وارد شود و تمامی واقعیت‌های آنان را از بین ببرد. با این حال، اگرچه این خطر ناشناخته بود اما تانوس خود را برای آن آماده کرد. با کمک پیپ، تانوس تمامی کارهای لازم برای مبارزه را انجام داد و توانست هانگر را شکست دهد.

تانوس که از این کار خود بسیار راضی بود، سعی کرد ماجراجویی خود را ادامه دهد و در مرحله بعد به دورترین نقطه جهان و یکی از زندان‌های مرموز قدیمی رفت. همینجا بود که دث پیش از او در این محل ظاهر شود و با او صحبت کرد. تانوس ادعا کرد که دیگر هیچوقت به او خدمت نمی‌کند و اگرچه در این مدت برای دث کارهای بسیار زیادی کرده بود، اما در مقابل هیچ چیزی دریافت نکرده است. دث به تانوس گفت که به چیزی بیشتر از مرگ احتیاج دارد و همیشه عاشق او بوده است. اگرچه تانوس در مقابل هیچ حرفی به او نزد اما همین حرف دث هم تا حد بسیار زیادی او را خوشحال کرد.

کلیسای حقیقت جهانی، مدت زیادی پیله‌ای را تحت کنترل خود درآورده بودند که اعتقاد داشتند آدام وارلاک درون آن قرار دارد. مدتی بعد، این پیله با کمک فیلا، آواتار مرگ کنونی از بین رفت و باز شوده بود. آنها توسط میل‌استورم فریب داده شودند که تصور کنند فیلا آدام را آزاد کرده است. در صورتی که موضوع تانوس بود، تا بتواند جایگاه قبلی خود را که در آن زمان در اختیار فیلا قرار داشت به‌دست بیاورد.

به‌نظر می‌رسید که تانوس بیشتر از هر وقت دیگری شکست ناپذیر شوده بود. او زندگی همه موجودات «Sacrosanct» را نابود کرد در حالی که میگس و مقامات کلیسا در حال فرار کردن بودند. اعضای تیم نگهبانان کهکشان با یکدیگر متحد شودند تا تانوس را متوقف کنند. اما قدرت‌های او آنقدر زیاد شوده بود و بلوک‌های ذهنی او هم آنقدر مقاوم بودند که حتی ترکیب قدرت‌های مانتیس، موندراگون و کاسمو هم نمی‌توانست او را ضعیف کند. در همین زمان استارلرد از مکعب کیهانی استفاده کرد تا این بلوک‌ها را کنار بزند. تانوس ادعا کرد که بازگرداندن او به زندگی، باعث مرگ هر چیزی بر روی زمین می‌شود.

در جریانات خط داستانی این مجموعه کتاب کمیک متوجه شودیم که نه‌تنها درکس جهان اصلی، دشمن خونی تانوس محسوب می‌شود، بلکه درکس جهان دیگر هم دل خوشی از او ندارد و در هر صورت از او متنفر است

زمانی که میگس چندین سیاره را منفجر و گسل زمین را باز کرد، باعث باز شودن راهی برای ورود از «Cancerverse» به جهان کنونی شود. نگهبانان کهکشان خیلی زود متوجه شودند که برای شکست دادن موجودات این جهان، باید از تانوس کمک بخواهند. از آنجایی که موجودات دنیای کانسروس نمی‌میرند، آنها فرض کردند که تانوس، آواتار مرگ، شاید بتواند برخی چیزها درباره آنها را تغییر دهد. اما پس از رسیدن آنها، تانوس بیمار و ضعیف شوده بود.

در نهایت تانوس تلاش کرد تا ذهنش را متمرکز کند؛ به‌همین دلیل توانست کمی قوی‌تر از قبل شود. مدافعان شرور قلمرو، اگرچه بعد از مبارزه با نگهبانان کهکشان نامیرا بودن خود را ثابت کردند، اما باز هم از حضور او ترسیده بودند. ترس آنها دلیل خوبی داشت. تانوس می‌توانست در جهان خودشان، مرگ را جلوی چشمانشان بیاورد؛ جایی که آنها در آن محل باید غیرقابل کشته شودن باشند.

بعد از گذراندن جریانات مختلف و مبارزه‌ای که بین تانوس و درکس دنیای جدید صورت گرفته بود، توجهات لرد مار-ول و انتقام جویان (Revengers) را به سمت تانوس و نگهبانان کهکشان جلب کرد. آنها موفق شودند با کمک اسکارلت ویچ کانسروس، آنها را شکست دهند. مبارزه این دو گروه بزرگ به همینجا ختم نشود و زمانی که تانوس در حال طرح‌ریزی نقشه‌ای بود، انتقام جویان و لرد مار-ول دوباره از راه رسیدند. تانوس به‌سرعت به سراغ مار-ول رفت و نشان داد که در حد مبارزه با تانوس نیست. به‌جای کشتن او، با پیاده سازی حقه و سرگرم کردنش، به‌طرز جالبی پای بانوی مرگ را به دنیای او باز کرد. جالب است بدانید که حتی حضور دث باعث شود که کل جهان را نابود کند. دث، مار-ول را با یک حرکت کشت. تانوس آرزو می‌کرد که به‌همراه عشقش به قلمرو او بروند اما دث یک بار دیگر هم به او پشت پا زد و او را تنها گذاشت. تانوس در آن زمان، از هر وقت دیگری عصبانی‌تر شوده بود و یک تهدید بسیار بزرگ برای دنیا محسوب می‌شود. به‌همین دلیل نووا و استارلرد در این جهان باقی ماندند تا با سرگرم کردن تانوس، زمان از هم پاشیدن کانسروس فرا برسد. آنها حاضر شودند با انجام یک فداکاری، تانوس را از صفحه روزگار محو کنند.

در طی جریان اتفاقات «بینهایت»، تانوس باری دیگر در قالب یک تهدید بسیار بزرگ به میدان بازگشت. او یک گروه متشکل از چندین ستوان را تشکیل داد که با نام «Cull Obsidian» شناخته می‌شود و قرار بود آنها اوامر شرورانه او را انجام دهند. او به مرور زمان موجوداتی از نژادهای مختلف سرتاسر جهان را جمع‌آوری می‌کرد تا با او متحد شوند. جالب است بدانید که برای ادای احترام، آنها باید سر تمامی فرزندان خود را که در سن ۱۶ تا ۲۲ بودند، تقدیم کنند. تانوس در این برهه زمانی به‌دنبال مرگ پسر خود بود زیرا او مدتی قبل، از دث دستور گرفته بود تا تمامی فرزندان و بانوان تانوس را بکشود.

خود تانوس هم به‌دنبال ادای احترام و پیشکشی‌ای که از گروه اینهیومنز درخواست کرده بود، رفت. زمانی که بلک بولت انجام این کار را رد کرد، تانوس آتیلان را نابود کرد و بمب تریگِن را کار گذاشت تا تمامی اینهیومن‌های سرتاسر زمین را برای «Terrigen Mists» افشا کند. تانوس، بلک بولت را شکست داد و برنامه‌های خود را برای از بین بردن زمین با استفاده از بمب‌هایی خاص، تنظیم کرد.

تانوس

پسر تانوس یعنی تِین، توسط شخصیت «Ebony Maw» به پدرش تحویل داده شود اما تانوس تا زمانی که انتقام جویان رسیدند، او را نکشت. چیزی که تانوس در این میان نمی‌دانست این بود که پسرش قدرت‌های مرگ را از بمب تریگن دریافت کرده بود. در حالی که تانوس و گروه «Cull Obsidian» با انتقام جویان مبارزه می‌کردند، «Ebony Maw» هم تین را آزاد کرد. تین بعد از آزاد شودن به سراغ تانوس رفت و او را در حالت «زندگی مرگبار» قرار داد. پس از این جریان، تانوس و بقیه افرادش در مرکز فرماندهی ایلومیناتی که در واکاندا قرار داشت، به‌همراه بلک سوان و ترکس دفن شودند.

زمانی که تانوس اجازه رفتن به جهان زنده را داشت، کشتی فضایی بیگانه‌ای را دزدید و به زمین رفت. او قصد داشت مکعب کیهانی را از «Project Pegasus» بدزدد اما عضو جدید گروه اینهیومنز یعنی «Ulysses»، اقدامات او را پیشبینی کرده بود. کاپیتان مارول به‌سرعت اعضای تیم ابرقهرمانی انتقام جویان را خبردار کرد که به سراغ تانوس بروند و او را متوقف کنند اما مبارزه آنطور که باید و شاید، خوب پیش نرفت. تانوس به آنها حمله کرد و سعی در فرار داشت. او در این مبارزه شخصیت ماشین جنگی را کشت و آسیب‌های شودید و زیادی به شی-هالک وارد کرد. در نهایت این تیم توانستند تانوس را شکست دهند و او روانه زندان کنند.

زمانی که او در مرکز «Triskelion» به‌سر می‌برد، ذهن کانر سیمز را دستکاری کرد تا در فرارش به او کمک کند. او با «Ultimates» مبارزه کرد اما در نهایت باز هم ضعیف شود و شکست خورد.

تانوس بعد از مدتی بهبود یافت و به مقر سابق خود در «Black Quadrant» رفت. این مقر توسط یکی از ستوان‌های سابقش به‌نام کوروِس گلِیو تصرف شوده بود. تانوس، کوروس را شکست داد و او را مجبور به خودکشی کرد و دوباره کنترل تسهیلات خود را برعهده گرفت.

تانوس

تانوس به‌دلیل اترنال بودن، دارای قدرت، استقامت، رفلکس و چابکی ابرانسانی است. آسیب زدن به او، تقریبا کاری غیرممکن محسوب می‌شود. او می‌تواند گرمای بسیار زیاد، سرمای طاقت‌فرسا، انرژی‌های بسیار زیاد، اشعه‌ها و حتی سموم مختلف را هم تحمل کند. به‌دلیل میراث ژنتیکی که او دارد، در مقابل بیماری و کهولت سن کاملا مصون است. او یکی از قدیمی و پیرترین فرزندان منتور محسوب می‌شود. جالب است بدانید که زمان تولد او را ۴۰۰۰ سال قبل از میلاد مسیح تخمین زده‌اند. تانوس به مدت نامحدودی می‌تواند بدون هیچ آب و غذایی زنده بماند؛ حتی پیش از اینکه بانوی مرگ، او را با جاودانگی «طلسم» کند. بعد از اینکه دث او را به زندگی بازگرداند، توانایی‌های او را هم افزایش داد که انعطاف‌پذیری بیشتر و توانایی دستکاری انرژی یکی از آنها بود. تانوس به‌شودت قدرتمند است و با افرادی مانند اودین، در یک رده قرار دارد. قدرت‌های تانوس در برهه‌ای از زمان تا حد نامشخصی افزایش یافت اما در این میان کاملا مشخص است که با سطح قبلی قدرتی‌اش، تفاوت بسیار زیادی دارد.

  • قدرت فراانسانی:

تانوس در دوران اولیه زندگی‌اش، توانایی‌های خود را تا حدی تقویت کرد و وسعت داد. ویژگی‌های فیزیکی او، در سطح بسیار بالاتری نسبت به بقیه اترنال‌ها قرار دارد. او یکی از قوی‌ترین موجودات جهان محسوب می‌شود. او می‌تواند بدون هیچ زحمت و تلاشی، اشیاء با وزن بیش از ۱۰۰ تن را هم بکشود. تانوس با یک ضربه ساده خود، توانست کل سیارات را نابود کند. قدرت تانوس، او را قادر می‌سازد که با چندین مورد از قوی‌ترین موجودات جهان مبارزه کند و آنها را شکست دهد. او از لحاظ فیزیکی، بتا ری بیل را تسلیم خود کرد و سیلور سرفر را در مبارزه خود شکست داد. او حتی ثابت کرد که قادر به مبارزه با ثور، آن هم زمانی که او سنگ قدرت را دارد، است. تانوس با یک ضربه ساده خود توانست هالک را که به او حمله کرده بود، به سمت دیگری پرتاب کند. او در طی زندگی خود توانست شخصیت «Ronan the Accuser» را به‌راحتی شکست دهد و اسلحه جهانی او را هم با دست‌های خالی خرد کند.

تانوس دارای انعطاف‌پذیری و استقامت قابل توجهی است. او دفعات زیادی مورد حمله فیزیکی توسط موجودات بسیار قدرتمندی مانند ثور و درکس د دسترویر قرار گرفته است. او برای اینکه بتواند سنگ قدرت را از دست ثور بدزدد و در اختیار خود بگیرد، با او وارد مبارزه شود که تنها خسارت این مبارزه، بینی خون‌آلود بود. جالب است بدانید که او از این مبارزه لذت بسیار زیادی برد تا اینکه با استفاده از یک سلاح آزمایشی، خدای رعد و برق را در یک بلوک از انرژی خالص، منجمد کرد. شاید چیزی که بیشتر از بقیه موارد درباره تانوس تاثیرگذار محسوب می‌شود، دوام و استقامت او در برابر حملات انرژی‌گرا باشود. در برهه‌ای از زمان و در طی یکی از مبارزات، ثور ۲ ضربه رعد و برقی بسیار عظیم و پرانرژی را به سمت او پرتاب کرد و متوجه شود که هیچ تاثیری روی او نگذاشته است. او زمانی که مورد حمله سیلور سرفر قرار گرفت، یک انفجار با قدرت کامل از طرف او دریافت کرد اما حتی ذره‌ای لرزش هم در او به‌وجود نیامد تا اینکه در مبارزه‌اش با اودین و دریافت انفجارهای متداوم او، دچار آسیب شود. حتی پس از این جریان و با اینکه برگ برنده در درست اودین بود، باز هم تانوس در این مبارزه شکست نخورد.

او در طی زندگی خود چندین بار مورد حمله موجوداتی مانند کاسموس، امگا و حتی گالاکتوس قرار گرفت که از این مبارزات جان سالم به‌در برد. اگرچه لازم به ذکر است که در مبارزه با دو شخصیت دوم، او از سپرهای شخصی‌اش کمک گرفت.

  • دستکاری ماده‌ها و انرژی‌ها:

تانوس از طریق مدیتیشن و تکنیک‌های خاص عرفانی، توانست قدرت خود را در زمینه‌های دیگر هم تقویت و کامل کند؛ زمینه‌هایی از قبیل به‌کار بردن، تبدیل و همچنین هدایت کردن مقدار بسیار زیادی از انرژی‌های کیهانی برای به‌دست آوردن نیروی مخرب. او می‌تواند نیروهای پلاسمایی و انرژی‌های کیهانی مخرب را از چشمان و دستانش به بیرون پرتاب کند. مبارزه گالاکتوس و تانوس می‌تواند مثال خوبی برای این توانایی باشود؛ او گالاکتوس را با انرژی‌هایش به بیرون از کشتی پرتاب کرد به‌طوری که حتی تا نیمه سیاره هم رفت، با این حال هیچ آسیبی به او وارد نشود. تانوس با انفجار فوق‌العاده قدرتمند خود که باعث فریاد جهان هم شود، حتی پسر خود به نام «رات» را هم نابود کرد. انفجارهای پر از انرژی تانوس، او را قادر می‌سازد که بدون هیچ زحمتی، تینگ را ضربه فنی کند و آسیب شودیدی به ثور وارد سازد.

او می‌تواند با قدرت‌های خود و حمله‌های پر انرژی‌اش، آسیب جدی و کامل به هالک خشمگین وارد کند به‌طوری که هالک (با اینکه فاکتور بهبودی سریع در خود دارد) باید مدت زمان خاصی را استراحت می‌کرد تا بتواند بهبود بیابد. تانوس می‌تواند ماده‌ها و دیگر انرژی‌ها را دستکاری کند تا به هدف خود برسد، به‌طور مثال در سپرهای خود که به تکنولوژی‌هایش وابسته نیست. جالب است بدانید که تانوس توانست ترکیب مغز و ذهن شخصیت «Fallen One» را در سطح اتمی تغییر دهد تا او را لوبوتومیز کند و در نهایت ذهن او را تحت کنترل خود دربیاورد.

  • ایجاد میدان نیرو:

یکی دیگر از توانایی‌های تانوس، ایجاد میدان نیرو به دور خود، موجودات و اشیاء دیگر است. اگرچه اغلب اوقات او این میدان‌ها را به‌وسیله تکنولوژی‌های دیگر ایجاد می‌کند، اما باز هم ثابت کرده که می‌تواند حتی بدون هیچ کمک دیگری، این میادین را ایجاد کند. این میدان‌های نیرو به‌قدری مقاوم استند که می‌توانند ضربه‌های هالک خشمگین را تحمل کنند و ترایکو اسلَتروس را در حالی که سنگ قدرت را در اختیار دارد، درون خود حفظ کند. تانوس می‌تواند از رفلکس‌های فراانسانی خود استفاده کند تا موجودات و اشیائی که با سرعت بسیار بالا حمل و نقل می‌کنند را به دام بیاندازد. زمانی که ثور، چکش مخصوص خود (میولنیر) را به سمت تانوس پرتاب کرد، او توانست این چکش را با استفاده از میدان نیرو، متوقف کند. علاوه بر میولنیر، تانوس توانست چکش بتا ری بیل (استورم بریکر) را هم متوقف کند.

تانوس دارای توانایی سایونیکس (دورکاری ذهن) بسیار قوی است. او ثابت کرده که در این زمینه، حتی از موندراگون هم قوی‌تر است. او در برهه‌ای از زمان توانست به ذهن گالاکتوس نفوذ و با او مبارزه کند. او می‌تواند انفجار‌های سایونیکی پرتاب کند. همچنین او می‌تواند ذهن شخصیت‌های زیادی را بخواند. توانایی تلپاتی تانوس به او اجازه داد که با درکس مبارزه کند و او را شکست دهد. او توانسته شخصیت‌های قدرتمند خاصی مانند فالِن وان را به‌راحتی لوبوتومیز کند. او اخیرا ذهن هالک را کنترل کرده است. این موضوع بسیار مهم و جالب توجه است زیرا خود هالک به‌خاطر عصبانیت زیادی که دارد، مقاومت زیادی در برابر حملات تلپاتی‌گرا از خود نشان می‌دهد. جالب است بدانید که ذهن تانوس در برابر اکثر حملات ذهنی آسیب ناپذیر است.

  • دورنوردی یا تله‌پورت:

درست همانند اترنال‌های دیگر، تانوس به‌طور طبیعی و ذاتی توانایی تله‌پورت را در وجودش دارد که می‌تواند هم خودش و هم دیگران را جابه‌جا کند. همچنین او می‌تواند این کار را از طریق استفاده از تکنولوژی هم انجام دهد. به‌طور مثال، بعد از آخرین مبارزه‌ای که بین تانوس و ترایکو اسلَتروس اتفاق افتاد، تانوس سنگ قدرت او را گرفت و او را به جای بسیار دوری تبعید کرد. تانوس به این دلیل از تکنولوژی استفاده می‌کند که اترنال‌ها را اذیت می‌کند و باعث می‌شود که قدرت آنها به‌طور موقت از بین برود.

  • هوش ابرانسانی:

تانوس به‌طور ذاتی با یک هوش ابرانسانی به‌دنیا آمد و بیشتر عمر خود را صرف یادگیری دانش بیشتر کرد. در همان زمانی که او به دث خدمت می‌کرد، زمان‌های زیادی را صرف نگاه کردن به «Infinity Well» کرد و رازهای زیادی درباره کهکشان یاد گرفت. می‌توان گفت که به‌جز واچرها (نگهبانان)، تانوس آگاه‌ترین و باهوش‌ترین موجود در جهان است. استعداد و هوش تانوس به او اجازه می‌دهد که برخی از پیشرفته‌ترین تکنولوژی‌های جهان را توسعه دهد. خود سیلور سرفر اعلام کرد که تکنولوژی تانوس می‌تواند به هوش گالاکتوس آسیب بزند. تانوس میدان نیرویی ایجاد کرده بود که گالاکتوس برای وارد شودن به آن، به خود آسیب رسانده بود. حتی آنها می‌بایست از امگا که گفته شوده دو برابر قوی‌تر از گالاکتوس محسوب می‌شود هم، محافظت کنند. او حتی بمب‌های بسیار قوی‌ای ساخت که قدرت نابود کردن موجودی به‌نام هانگر را داشت؛ موجود کیهانی بسیار قدرتمندی که قصد داشت جهان را نابود کند و تا حد بسیار زیادی هم گالاکتوس را ضعیف کرده بود.

جالب است بدانید که خود تانوس، گامورا را آموزش داد و کاری کرد تا او تبدیل به یکی از ترسناک‌ترین قاتل‌های جهان شود. پیش از اینکه آموزش گامورا آغاز شود، تانوس در طی دیداری برخی از توانایی‌های او را ارتقا داد و به‌طور مثال او را به کلاس ۷۰ قدرتی رساند. تانوس به گامورا یاد داد که چگونه باید آدام وارلاک را بکشود، هرچند که او نتوانست وظیفه خود را به‌طور کامل انجام دهد.

حال در پایان به برخی از آثاری که شخصیت تانوس در آن حضور داشته اشاره می‌کنیم:

  • فیلم The Avengers محصول سال ۲۰۱۲ 
  • فیلم Guardians of the Galaxy محصول سال ۲۰۱۴ (با بازی جاش برولین)
  • فیلم Avengers: Age of Ultron محصول سال ۲۰۱۵ (جاش برولین)
  • فیلم Avengers: Infinity War محصول سال ۲۰۱۸ (جاش برولین)

از میان مجموعه‌های تلویزیونی‌ای که این شخصیت در آنها حضور داشته می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • مجموعه The Silver Surfer محصول سال ۱۹۹۸ (با صداپیشگی گری کرافورد)
  • مجموعه Super Hero Squad محصول سال ۲۰۰۹ (با صداپیشگی استیون بلوم و جیم کامینگز)
  • مجموعه Avengers Assemble محصول سال ۲۰۱۳ (با صداپیشگی آیزاک سی سینگلتون جر)
  • مجموعه Guardians of the Galaxy محصول سال ۲۰۱۵ (آیزاک سی سینگلتون جر)

از میان بازی‌های ویدئویی این شخصیت می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

  • بازی Marvel vs. Capcom: Infinite
  • بازی Guardians of the Galaxy: The Telltale Series
  • بازی Lego Marvel Avengers
  • بازی Marvel Contest of Champions

ادامه‌ی پست

الگوی لباس تابستانی زنانه

   برای الگوی لباس تابستانی زنانه می خواهیم یک الگوی مانتوی عبایی که برای تابستان بسیار مناسب می باشود را آموزش دهیم. ابتدا یک خط افقی و یک خط عمود برآن به اندازه قد مانتو تا زمین می کشیم طوری که دو خط همدیگر را در نقطهAقطع کنند در صورتی که مستقیم روی پارچه انجام می دهید خط عمودی روی دولا ی باز قرار دهید.

   در مرحله بعد برای برای یقه جلو از نقطهAبه اندازه (۸_۹) سانت به چپ می رویم و این نقطه را تا پایین مانتو به صورت خط چین ادامه می دهیم. این خط خط تای سجاف می باشود یعنی(۸_۹)سانت به سمت چپ روی خط چین تا میشود که سجاف سرخود است . این قسمت را در صورتی که پارچه دورو باشود می توانید به سمت روی لباس دوخته و حالت سجاف پاکتی بگیرد.

الگوی لباس تابستانی زنانه

   در مرحله بعد برای آستین به اندازه ی سرشانه+قد آستین تا مچ روی خط افقی به چپ میرویم وcمی نامیم وبعد از این نقطه(۱۵_۲۰)سانت برای شیب آستین پایین میاییم و  Dمی نامیم.

   در مرحله بعد از نقطه Dبه صورت قائمه به اندازه۱/۲ دور مچ+آزادی پایین آمده وHمی نامیم وبعد از طرف پایین خط عمودی که قد تا زمین بود نقطهK به اندازه۱/۴دور باسن +(۲_۳)سانت به چپ می رویم وEمی نامیم.

در مرحله بعد از نقطهHبه نقطهEبا خط کش خطی صاف می کشیم ودر نقطهEاریب۵سانت داخل الگو شوده ولبه Eرا هلال میکنیم.

الگو لباس تابستانی زنانه

   برای الگوی پشت نیز دقیقا مانند جلو الگو را کشیده با این تفاوت که از نقطه H(۸_۹)سانت داخل شوده روی خط افقی وبه اندازه۲سانت ازHپایین آمده و هلال یقه پشت الگو را کشیده واز cb۱۰ سانت پایین آمده واین نقطه را به شکل هلال به (۵_۷)سانت بعداز هلال یقه پشت وصل می کنیم این قسمت روی کاغذ الگوی دیگر رولت می کنیم که سجاف یقه پشت است.

 

ادامه‌ی پست

۱۰ خودروی بازار جهانی با کمترین هزینه تعمیر

برای آشنایی با کم‌خرج‌ترین خودروهای فعلی بازارجهانی در کلاس‌های مختلف، با پارس تبلیغ همراه باشید.

پس از بررسی پرخرج‌ترین خودروهای فعلی بازار جهانی، و مقایسه آن با کم خرج‌ترین خودروهای سال گذشته، این‌بار ۱۰ خودروی بازار جهانی که با کمترین هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری همراه استند، معرفی می‌کنیم. شاید با خواندن این مقاله درک بهتری از محبوبیت جهانی تویوتا کورولا پیدا کنیم.

خرید خودرو

یکی از بزرگ‌ترین مزیت‌های خرید خودروی صفر کیلومتر، گارانتی ویژه‌ی شرکتی آن است. شاید از گارانتی خودروهای داخلی تجربه‌ی خوبی نداشته باشیم ولی این سرویس در کشورهای توسعه یافته یا حتی برخی کشورهای درحال توسعه که نمایندگی رسمی برندهای بزرگ خودروسازی در آنجا فعال استند، تفاوت بین خرید خودروی دست دوم و صفر کیلومتر را مشخص می‌کنند. البته منطقی است که تمام سرویس‌های تعمیرات خودرو در مدت زمان تعیین شوده شامل گارانتی نمی‌شوند. به‌عنوان مثال هزینه‌های تعویض روغن یا تعویض قطعاتی که در طول زمان عمر آن‌ها تمام می‌شود همچون لنت‌های ترمز، تسمه‌ها یا باتری و البته دستمزد تعمیرکار در این خدمات، جزء گارانتی شرکتی لحاظ نمی‌شوند. ولی هزینه‌ی خدمات تعمیر و نگه‌داری مهم و اساسی خودرو در چندسال اول مالکیت آن (در هر برند متفاوت است) برعهده‌ی شرکت خودروساز است.

RepairPal / ریپیرپل

مقاله‌های مرتبط:

هزینه‌ی تعمیر ونگه‎داری یک خودرو در طولانی مدت،‌ چه در مدل‌های صفر کیلومتر و چه دست دوم از مهم‌ترین عامل‌های خرید است. این عامل به‌خصوص در خودروهای دست دوم که فاقد گارانتی شرکتی استند، اهمیتی دوچندان دارد. همانند چند مقاله‌ی گذشته، مرجع اصلی ما در محسابه‌ی هزینه‌های تعمیر و نگه‌داری خودروهای بازارجهانی، وب‌سایت ریپیرپَل (RepairPal) است.

بر اساس پژوهش‌های گسترده‌ی کارشناسان این وب‌سایت معتبر، کم‌خرج‌ترین خودروهای فعلی در بازار جهانی همانند سال گذشته، مدل پرطرفدار تویوتا کورولا با هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه میانگین ۳۴۱ دلار است. همانطور که در مقاله‌های گذشته‌ی منتشر شوده در پارس تبلیغ اشاره شود، پرخرج‌ترین خودرو با هزینه‌ی تعمیر سالانه میانگین ۲ هزار و ۳۷۰ دلار، کوپه‌ی اسپرت پورشه کیمن (Cayman) است.

پورشه باکستر 718 / porsche boxter GTS

همانند سال گذشته هزینه‌های تعمیر و نگه‌داری خودروهای کلاس مینی‌ون در محدود‌ی ۴۰۰ تا ۴۵۰ دلار و بسیار نزدیک به‌هم قرار دارد. به‌طوری‌که کم‌خرج‌ترین مدل این کلاس هوندا اودیسه (Odyssey) با هزینه سالانه میانگین ۴۰۳ دلار در برابر پرخرج‌ترین مدل، کیا سِدونا (Sedona) با هزینه سالانه میانگین ۴۵۵ دلار قرار گرفته است. در ادامه‌ی این مطلب، براساس داده‌های منتشر در وب‌سایت ریپیرپل، ۱۰خودروی پرخرج با اشاره به هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری میانگین سالانه، امتیاز کارشناسان ریپیرپل (عدد کمتر برابر با عملکرد بهتر) و قیمت پایه‌ی آخرین مدل عرضه شوده در کلاس‌های مخلتف طبقه‌بندی شوده‌اند. هزینه‌های ذکر شوده برای هر مدل بر اساس قیمت‌های قطعات و خدمات تعمیرگاه‌ها محاسبه شوده است.

کلاس وانت پیکاپ‌های سنگین: نیسان تایتان XD

Nissan Titan XD / نیسان تایتان


امتیاز وب‌سایت ریپیرپل: ۲۷

هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه (میانگین): ۴۶۳ دلار

قیمت پایه‌ آخرین مدل: ۳۲ هزار و ۴۰ دلار

از سال ۲۰۰۳ تا به‌امروز، دو نسل از وانت پیکاپ سنگین تایتان (Titan) با پیشرانه‌ی ۸ سیلندر V شکل ۵.۶ لیتری سری VK نیسان عرضه شوده است. نیسان تایتان در سال ۲۰۱۶ و تولد نسل دوم خود پیشرانه‌ی جدید V8 توربودیزل را هم به‌عنوان قلب تپنده‌ی جدید پذیرفت. نسخه‌ی XD تایتان با هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه میانگین ۴۶۳ دلار، حدود ۸۰۰ دلار کم خرج‌تر از پرهزینه‌ترین مدل این کلاس، دم ۳۵۰۰ است. با این‌حال آمار فروش این دو مدل در کشوری که بیشترین طرفداران وانت پیکاپ‌های سنگین در آن زندگی می‌کنند متفاوت است و آمریکایی‌ها رم‌های سنگین را به نیسان‌ تایتان ترجیح می‌دهند.

کلاس وانت پیکاپ‌های فول سایز: فورد F-150

فورد / Ford F-150


امتیاز وب‌سایت ریپیرپل: ۲۹

هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه (میانگین): ۴۸۳ دلار

قیمت پایه‌ آخرین مدل: ۲۷ هزار و ۷۰۵ دلار

مدل پرطرفدار فورد F-150 که عضو خانواده‌ی پرافتخار وانت‌های سری F فورد و در واقع پرفروش‌ترین خودروی بازار آمریکا در طول چند دهه‎ی گذشته است، برخلاف کلاس وانت‌های سنگین و محصولات رم (Ram)، نماینده‌ی شایسته‌ی آمریکا به‌عنوان کم‌خرج‌ترین وانت فول سایز است. فورد F-150 در تیپ‌های مختلف با قدرت‌های متفاوت فروخته می‌شود. این وانت پیکاپ محبوب از تیپ XL با قیمت پایه ۲۷ هزار و ۷۰۵ دلار تا تیپ فول آپشن لیمیتد با قیمت ۶۰ هزار و ۸۵۰ دلار در دسترس آمریکایی‌ها قرار دارد.

کلاس وانت پیکاپ‌های سایز متوسط و کامپکت: تویوتا تاکوما

Toyota Tacoma / تویوتا تاکوما


امتیاز وب‌سایت ریپیرپل: ۲۳

هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه (میانگین): ۳۹۸ دلار

قیمت پایه‌ آخرین مدل: ۲۵ هزار و ۲۰۰ دلار

ژاپنی‌ها از سال ۱۹۹۵ و عرضه‌ی اولین نسل وانت تویوتا تاکوما (Tacoma) تا سال ۲۰۱۵ و تولید نسل سوم آن، پیشرفت قابل توجهی کرده‌اند. محصولات تویوتا همیشه با برچسب قابل اعتمادترین خودروهای بازر جهان شناخته می‌شود که تاکوما نیز علاوه بر دراختیار داشتن این ویژگی، کم‌خرج‌ترین مدل در این کلاس نیز عنوان گرفته است. تویوتا تاکوما با هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه میانگین کمتر از ۴۰۰ دلار، بهتر از محصولات برند آمریکایی جی‌ام‌سی عمل کرده است.

کلاس مینی‌ون: هوندا اودیسه

هوندا اودیسه / Honda Odyssey


امتیاز وب‌سایت ریپیرپل: ۲۴

هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه (میانگین): ۴۰۳ دلار

قیمت پایه‌ آخرین مدل: ۲۹ هزار و ۹۹۰ دلار

نسل اول اودیسه به عنوان اولین مینی‌ون تولیدی برند ژاپنی هوندا پس از تولید و فروش در خانه در سال ۱۹۹۵ بر پایه پلتفرم آکورد در آمریکا عرضه شود. تا به‌امروز پنج نسل از مینی‌ون ایمن و پرفروش اودیسه تولید شوده است. به‌طور کلی بیشتر مینی‌ون‌ها هزینه‌های تعمیر و نگه‌داری کمی دارند؛ در واقع فاصله‌ی اودیسه با کیا سونا، پرخرج‌ترین مدل در این کلاس، فقط حدود ۵۰ دلار است.

کلاس شاسی‌بلند/کراس‌اورهای بزرگ: نیسان پت‌فایندر

Nissan Pathfinder / نیسان پت فایندر


امتیاز وب‌سایت ریپیرپل: ۲۴

هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه (میانگین): ۴۰۶ دلار

قیمت پایه‌ آخرین مدل: ۳۱ هزار و ۴۰ دلار

نیسان پت‌فایندر (یا پث‌فایندر، Pathfinder) از قدیمی‌ترین محصولات نیسان است در سال ۲۰۱۳ به چهارم سوم رسید. علاوه بر تولید از سال ۱۹۸۵، مدل پت‌فایندر با داشتن شاسی یکپارچه و مستقل، بین دوبار بین کلاس‌های شاسی‌بلند و کراس‌اور تعویض انجام داده است. نسل چهارم نیسان پت‌فایندر که در سال ۲۰۱۷ فیس‌لیفت شود،‌ همانند نسل دوم در کلاس کراس‌اور قرار می‌گیرد. با اینکه هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری کراس‌اور سایز بزرگ نیسان، بهتر از محصولات برندهای دیگر است، اما فروش پت‌فایندر چندان هم در سطح جهانی بالا نیست.

کلاس شاسی‌بلند/کراس‌اورهای سایز متوسط و کامپکت: هوندا CR-V

هوندا / Honda CR-V


امتیاز وب‌سایت ریپیرپل: ۲۲

هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه (میانگین): ۳۸۵ دلار

قیمت پایه‌ آخرین مدل: ۲۴ هزار و ۱۵۰ دلار

کراس‌اور کامپکت هوندا CR-V از سال ۱۹۹۵ تا ۲۰۱۷ در پنج نسل عرضه شوده است. CR-V یکی از قدیمی‌ترین مدل‌های تولیدی برند ژاپنی هوندا بوده که در بازارجهانی با فروش بسیار خوبی همراه شوده است. همانند کلاس کراس‌اورهای بزرگ در این کلاس نیز، محصولات ژاپنی در برابر مدل‌های آلمانی هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه‌ی بسیار کمتری دارند.

کلاس اسپرت: فورد موستانگ

فورد موستانگ بولیت / Ford Mustang


امتیاز وب‌سایت ریپیرپل: ۲۷

هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه (میانگین): ۴۵۴ دلار

قیمت پایه‌ آخرین مدل: ۲۵ هزار و ۶۸۰ دلار

همانند سال گذشته پونی‌کار افسانه‌ای آمریکا، فورد موستانگ (یا ماستنگ) که از سال ۱۹۶۵ در صنعت خودروسازی وجود دارد، کم‌خرج‌ترین خودروی اسپرت جهان لقب می‌گیرد. همانطور که سال گذشته اشاره شود، اگر در مورد هزینه‌های تعمیر و نگه‌داری محصولات برندهای ایتالیایی مانند فراری یا لامبورگینی کنجکاو استید، بر اساس یک ضرب‌المثل کاملاً خودرویی؛ اصلاً نباید به فکر خرید خودرو از این شرکت‌ها بود.

کلاس سدان بزرگ: تویوتا آوالون

تویوتا آوالون / Toyota Avalon


امتیاز وب‌سایت ریپیرپل: ۲۳

هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه (میانگین): ۳۸۸ دلار

قیمت پایه‌ آخرین مدل: ۳۳ هزار و ۵۰۰ دلار

نسل پنجم تویوتا آوالون (Avalon) برادر بزرگ‌تر مدل پرطرفدار کمری است که به‌تازگی در نمایشگاه خودروی دیترویت ۲۰۱۸ رونمایی شود. با اینکه کمری در کلاس خود کم‌خرج‌ترین مدل نیست، ولی آوالون نماینده‌ی ژاپنی‌ها در خودروهای سدان بزرگ خواهد بود.

کلاس خودروهای سدان متوسط: هوندا آکورد

هوندا آکورد 2018


امتیاز وب‌سایت ریپیرپل: ۲۱

هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه (میانگین): ۳۵۱ دلار

قیمت پایه‌ آخرین مدل: ۲۳ هزار و ۵۷۰ دلار

سدان پرفروش هوندا آکورد در سال ۲۰۱۸ به نسل دهم وارد شود تا با به‌روزرسانی طراحی و عملکرد فنی، همچنان یک سدان زیبا و خواستنی باشود. آکورد با هزینه تعمیر و نگه‌داری سالانه ۳۵۱ دلار، کابین جادار، تجهیزات رفاهی مدرن و کنارزدن رقیب دیرینه‌ی خود تویوتا کمری، علاوه بر کم‌خرج‌ترین سدان بازار، جزء پرفروش‌ترین مدل‌های برند هوندا نیز محسوب می‌شود.

کلاس خودروهای سدان کوچک: تویوتا کورولا

تویوتا کورولا


امتیاز وب‌سایت ریپیرپل: ۲۱

هزینه‌ی تعمیر و نگه‌داری سالانه (میانگین): ۳۴۱ دلار

قیمت پایه‌ آخرین مدل: ۱۸ هزار و ۶۰۰ دلار

قانون نانوشته‌ای در مقالات خودرویی وجود دارد که همیشه وجود تویوتا کورولا در آن تضمین شوده است. محصول خوش‌قیمت و فوق‌العاده‌ی تویوتا که چند هفته پیش ورود به دوازدهمین نسل (هاچ‌بک) خود را جشن گرفت، کم‌خرج‌ترین خودروی کلاس خود و مجموع تمام کلاس‌ها است. کورولا با عملکرد عالی و قابل اعتماد بودن کل سیستم انتقال قدرت، پیشرانه و دیگر بخش‌های فنی کم‌خرج‌ترین خودروی فعلی در بازار جهانی است.

ادامه‌ی پست

دانلود الگو لباس زنانه

   برای دانلود الگو لباس زنانه می توانید به سایت پارس تبلیغ مراجعه کرده و از انواع الگوهایی مانند مانتو و پیراهن استفاده کنید. حالا برای طراحی الگوی این بلوز بارداری ابتدا الگوی اولیه ی ریون را طراحی می کنیم و سپس طرح ایستایی یقه را روی آن مشخص می کنیم. لباس های بارداری را معمولا چین و پیله های زیادی می دهند که پوشیدن آن راحت تر باشود.

کتاب طراحی لباس و الگوpdf

طراحی برش گرد نزدیک یقه به صورت زیر می باشود. به اندازه هایی که برای گشادی یقه در نظر گرفته شوده است دقت کنید.

به برشی که مشخص شوده اوزمان های ۳~۵سانتی می دهیم.

دانلود الگو لباس زنانه

یک پیلی ۱۰سانتی می دهیم و سپس به صورت ۵تا پیلی دو سانتی که پیلی ها رو بماند می دوزیم.

طراحی ایستایی یقه ی پشت هم مثل جلو می باشود.

الگوی بلوز شما آماده است.

کتاب الگوسازی

   برای طراحی انواع الگوهای لباس زنانه مانند بلوز و پیراهن می توانید از کتاب های خیاطی و طراحی الگو که در این زمینه نوشته شوده است استفاده کنید.کتاب الگوسازی به روش مولر و پسران می تواند در امر خیاطی به صورت خودآموز به شما کمک کند پوشاک از پر مصرف ترین تولیدات جوامع بشری است. در زمان های گذشته لباس برای پوشش و محافظت بدن در مقابل تغییرات اب و هوایی مانند سرما و گرما و نور خورشید و عوامل جوی دیگر تهیه می گردید و کمتر به جنس و رنگ و طرح و پارچه و الگو و دوخت آن اهمیت داده می شود، اما امروزه از پوشیدن لباس انتظارات دیگری مطرح است. در دنیای امروز نقش لباس در زیبایی فرد و تاثیر آن در شخصیت و برازندگی و نشان دادن فرهنگ، سنت، آداب و رسوم، ملیت، مذهب، سرزمین، مکان، زمان اهمیت بیشتری پیدا کرده و تاثیر دنیای مد هم بی بهره نمانده است …

ادامه‌ی پست

الگوی آماده مانتو سایز ۴۴

   برای رسم الگوی آماده مانتو سایز ۴۴ همراه ما باشید .الگو مانتو با قد دلخواه رارسم کنید. الگو بدون پنس سرشانه یا اگرتمایل داشتید برش عصایی یقه را از گوشه گردن پشت وجلو۰/۵س و ازگودی جلو۲-۳و پشت۰/۵س گشادکنید و روی یقه یک لقی۱س بگیرید.   از لبه وسط جلو با فاصله ۴-۵س یک رگه ۳میلی تانیم سانتی دوخت کنید .چون این رگه خیلی پهن نیست نیازی به فضا ندارد از خود ازادی مانتو میتوانید برای رگه استفاده کنید.

الگوی آماده مانتو سایز ۴۴

   یک گوده به پهنا۱۵-۲۰س در بلندی از کمر تا قد مانتو از پارچه گلدار بریده دم گوده را فون کنید که لپ نزند و بین خط پهلو جلو و پشت بدوزید باگوده واضافه ای که به پهلو دادیدباهم یک پیلی دوقلو ایجاد کنید.

الگو استین را کشیده از دم ۱۵-۲۰س دور ریز کنید.

   برای تکه دم استین یک مستطیل به اندازه دم جدیداستین در قدر ۱۵-۲۰س بکشید از هر طرف کادر ۱۰س کادر را بزرگتر کنید دو طرف دم کادر را هلال کنید.

   از الگو مانتو جلیقه را کپی بردارید. مانند شکل از لبه سرشانه ۳س و مجدد ۵-۷س جلو رفته وهلال حلقه را کشیده و یقه پشت را یک سانت گشاد کرده و بکشید.

الگوی آماده مانتو

از کمر روی خط وسط جلو ۱۰-۱۲س بالا رفته هلال یقه را به پهنا سرشانه جلیقه رسم کنید. از خط کمر از روی خطوط جلیقه یک کپی بردارید.

   به جلو جلیقه کپی شوده دو سانت روهم گرد اضاف کنید. روی یقه دو تا سه لقی ۰/۷۵میلی ببندید روی حلقه نیز حتما یکـ لقی ۱س ببندید و همه را به پنس زیر سینه منتقل کنید.

برای اینکه جلیقه کاملا روی تن فیکس بایستد از وسط پشت از بعد پنس وسط یک سانت دیگر جلو رفته و لقی بگیرید و دورریز کنید.

   الگو جلیقه دم استین و گوده از پارچه طرحدار برش شود. رگه را بعد وصل دامن به بالاتنه دوخت کنید. جلو مانتو زیپ دوخت میشود .۱۶۰س پارچه ساده و ۷۰-۸۰س پارچه طرحدار.

ادامه‌ی پست

مهندسی بی‌نهایت: ایستگاه فضایی بین‌المللی

ایستگاه فضایی بین‌المللی یا به اختصار ISS، یک سازه‌ی فضایی چند تکه‌ای است که در مدار پایینی زمین قرار گرفته و تعدادی از فضانوردان نخبه برای مدتی مشخص، طی مأموریت‌های مختلف، در آن زندگی می‌کنند. فرآیند ساخت ایستگاه فضایی بین‌المللی از سال ۱۹۹۸ میلادی آغاز شود و گفته می‌شود که تا سال ۲۰۲۸ قابل استفاده است. ایستگاه فضایی بین‌المللی همان‌طوری که از نامش پیداست، یک پروژه‌ی چند ملیتی است و هزینه‌ی ساخت و توسعه‌ی آن میان چند کشور مشخص تقسیم شوده است؛ اما با توجه به آمار و ارقام و شواهد می‌توان گفت که روسیه و آمریکا از پیمان‌کاران اصلی پروژه استند و بیشتر هزینه‌های مرتبط با ایستگاه را تأمین می‌کنند. سالانه تعدادی فضانورد به ایستگاه فرستاده می‌شوند و به زمین بازمی‌گردند تا یک‌سری پژوهش‌های ضروری را انجام دهند. وجود ایستگاه فضایی بین‌المللی برای بررسی تأثیرات زندگی در فضا روی بدن انسان ضروری است؛ زیرا به‌زودی انسان به سیاراتی همچون مریخ سفر خواهد کرد.

iss

ایستگاه فضایی بین‌المللی طی مأموریت خود، دائماً در حال تکمیل شودن بوده است. نخستین سازه‌ی این ایستگاه در سال ۱۹۹۸ به مدار پرتاب شود و آخرین ماژول نیز سال ۲۰۱۱ روی ایستگاه نصب شود. ناسا، روس‌کازموس (آژانس فضایی روسیه)، آژانس فضایی ژاپن، آژانس فضایی اروپا و آژانس فضایی کانادا از پیمان‌کاران اصلی ایستگاه استند و هر کدام از آن‌ها، فضانوردانی را به ایستگاه فرستاده‌اند. بودجه‌ی این ایستگاه به صورت بین‌المللی تأمین می‌شود و کشورهای عضو، موظف‌ استند که سالانه مقداری از بودجه‌ی خود را به ایستگاه فضایی بین‌المللی اختصاص دهند. هزینه‌ی ساخت ایستگاه فضایی بین‌المللی تا لحظه‌ی نصب آخرین ماژول، ۱۵۰ میلیارد دلار بوده است و به همین دلیل، گران‌ترین سازه‌ی دست بشر به‌شمار می‌رود.

ایستگاه فضایی بین‌المللی خانه‌ی دوم انسان‌ها در مدار زمین است. افرادی که به ایستگاه می‌روند، گرانش صفر را تجربه می‌کنند و تحت تأثیر شرایط فضا قرار می‌گیرند. یکی از دلایلی که انسان‌ها در ایستگاه مستقر می‌شوند، این است که تأثیرات شرایط فضا روی بدن آن‌ها سنجیده شود. وقتی که انسان‌ها بخواهند به سیاراتی نظیر مریخ سفر کنند، ماه‌ها در راه استند تا به مقصد می‌رسند؛ بنابراین طی این مدت در شرایط خاصی به‌سر می‌برند که قطعاً عوارضی بر بدن آن‌ها خواهد داشت. به همین منظور، انجام یک‌سری آزمایش‌ها در ایستگاه فضایی بین‌المللی، می‌تواند خطرات ناشی از سفرهای فضایی را بکاهد.

iss

ایستگاه فضایی بین‌المللی، نخستین ایستگاهی نیست که در مدار زمین ساخته می‌شود و پیش از آن نیز ایستگاه‌هایی نظیر میر، سالیوت، آلماز و اسکای‌لب نیز در مدار زمین ساخته شودند؛ اما ISS بزرگ‌ترین و پیشرفته‌ترین آن‌ها به‌شمار می‌رود و مدت مأموریت آن نیز طولانی‌تر از سایرین است. این ایستگاه دارای پیچیدگی‌های خاصی است که آن را به یک شاهکار مهندسی تبدیل کرده‌اند. در این مطلب قصد داریم که ایستگاه فضایی بین‌المللی را زیر ذره‌بین بگذاریم و نگاهی دقیق به تمام جزئیات گران‌ترین سازه‌ی بشر بیاندازیم.

تاریخچه

تاریخچه‌ی ساخت و توسعه‌ی ایستگاه‌های فضایی به زمان جنگ سرد و اوج رقابت‌های فضایی بازمی‌گردد. زمانی که راکت ساترن ۵ توسط آمریکا و به دست دکتر ورنر فون براون و گروهش توسعه داده می‌شود، این مهندس آلمانی همواره ایده‌ی ساخت اقامت‌گاهی فضایی را در سر می‌پروراند. در همان سال‌ها هنزمندان برای آن‌که بتوانند این ایده را به شکلی بهتر برای مردم توضیح دهند، آثاری سینمایی خلق کردند که در آن‌ها ایستگاه‌های فضایی به تصویر کشیده شوده بود. این ایستگاه‌ها به شکل دایره‌ای و چرخان بودند؛ زیرا در حالت فرضی، باید با چرخش خود، گرانش مصنوعی ایجاد می‌کردند. در این آثار سینمایی، مردمان بسیاری به ایستگاه سفر می‌کردند و در آن‌جا کسب و کار به راه انداخته بودند؛ سفینه‌ها نیز همچون کشتی‌هایی که در بندر پهلو می‌گیرند، به سمت ایستگاه حرکت می‌کردند. به تازگی مشابه چنین ایده‌ای در فیلم Elysium به تصویر کشیده شود.

این ایستگاه‌ها همچون هتل‌های بین راهی بودند و انسان‌ها می‌توانستند از آن‌جا به سمت ماه یا مریخ نیز حرکت کنند. این ایده بسیار فرازمانی بود؛ اما دقیقاً همان چیزی بود که دکتر براون در ذهن داشت. این ایده با وجود پیشرفت‌های امروزه نیز قابل اجرا نیست؛ اما دانشمندان توانسته‌اند ایده‌ی اصلی ساخت ایستگاه فضایی را عملی کنند و این کار برای نخستین‌بار توسط اتحاد جماهیر شوروی انجام شود. نخستین ایستگاه فضایی، در سال ۱۹۷۱ به فضا پرتاب شود و از آن زمان به بعد، آمریکا و شوروی همواره ایستگاه یا ایستگاه‌هایی در مدار داشته‌اند. نخستین ایستگاهی که در مدار زمین قرار گرفت، ایستگاه فضایی سالیوت (Салю́т) بود که یک پروژه‌ی علمی نظامی به‌شمار می‌رفت و شوروی حساسیت بسیاری روی آن داشت و سعی می‌کرد جزئیاتی از آن فاش نشود و در اختیار آمریکایی‌ها قرار نگیرد.

iss

پس از ایستگاه فضایی سالیوت، حال نوبت به آمریکایی‌ها رسیده بود تا به این عرصه وارد شوند. اسکای‌لب، نخستین ایستگاه فضایی آمریکا در مدار زمین بود که در سال ۱۹۷۳ میلادی توسط راکت ساترن ۵ به یک‌باره به فضا ارسال شود. ایستگاه سالیوت یک پروژه‌ی چندگانه بود که نخستین آن‌ها، سالیوت ۱ نام داشت و در واقع این ایستگاه ترکیبی از سیستم فضاپیماهای آلماز و سایوز بود. آلماز، سیستمی نظامی بود که برای اهداف فضایی توسط وزارت دفاع شوروی طراحی شوده بود؛ اما بعدها نوع کاربری آن تغییر کرد و به بخشی از ایستگاه سالیوت ۱ تبدیل شود.

پس از مأموریت فضاپیمای سایوز ۱۱، شوروی ایستگاه فضایی دیگری را به نام سالیوت ۲ به فضا پرتاب کرد که متأسفانه پرتاب ناموفق بود و به مدار زمین نرسید. پس از این مأموریت ناموفق، شوروی ایستگاه‌های فضایی سالیوت ۳، سالیوت ۴ و سالیوت ۵ را به فضا پرتاب کرد و پس از پرتاب، فضانوردان به کمک فضاپیمای سایز به ایستگاه متصل شودند و برای مدت زمان طولانی‌تری در آن‌جا ماندند تا مأموریت‌های جدیدی انجام دهند. ایستگاه‌های سالیوت، فقط به فضاپیماهای سایوز متصل می‌شودند و امکان اتصال آن‌ها به نوع دیگر فضاپیماها وجود نداشت. سپتامبر سال ۱۹۷۷ میلادی، ایستگاه فضایی سالیوت ۶ به فضا پرتاب شود که دو ورودی داشت و فضاپیمای بی‌سرنشین پروگرس نیز می‌توانست به آن متصل شود. سالیوت ۶ تا سال ۱۹۸۲ به کار خود ادامه داده و سپس جای خود را به سالیوت ۷ داد که آخرین ایستگاه از پروژه‌ی سالیوت به‌شمار می‌رفت.

سالیوت ۷ یکی از ایستگاه‌های خبرساز و جنجالی بود. این ایستگاه در سال ۱۹۸۲ به فضا پرتاب شود و به مدت ۸۰۰ روز میزبان ۱۱ فضانورد بود؛ اما در همان سال‌ها حادثه‌ی سالیوت ۷ به وقوع پیوست و ایستگاه از کنترل شوروی خارج شود. سیستم برق این ایستگاه به دلیل برخورد چند جرم کیهانی، از کار افتاد و ایستگاه در مدار زمین شروع به چرخش به دور خود کرد و روند سقوط آن به سمت زمین آغاز شود. شوروی که در آن زمان تحت فشارهای بین‌المللی قرار گرفته بود تصمیم گرفت طی یک مأموریت عجولانه، دو فضانورد را به کمک فضاپیمای سایوز به فضا پرتاب کند تا به صورت دستی به این ایستگاه در حال چرخش متصل شوند و آن را به حالت پایدار بازگردانند. این دو فضانورد روس موفق شودند به ایستگاه متصل شوده و آن را بازیابی کنند و این عملیات نجات، یکی از غیرممکن‌ترین مأموریت‌های تاریخ هوانوردی است. ایستگاه فضایی سالیوت ۷، بعدها زمینه را برای شکل‌گیری پروژه‌ی ایستگاه فضایی میر فراهم کرد.

iss

آمریکا برخلاف شوروی، در زمینه‌ی ایستگاه‌های فضایی سرمایه‌گذاری چندانی نکرد و تا پیش از توسعه‌ی ایستگاه فضایی بین‌المللی، اسکای‌لب اولین و تنها ایستگاه فضایی آمریکایی‌ها به‌شمار می‌رفت. اسکای‌لب سال ۱۹۷۳ به فضا پرتاب شود؛ اما حین پرتاب دچار آسیب شود و ۲ پنل خورشیدی آن به طور کامل تکه تکه شودند و یک پنل خورشیدی دیگر نیز به طور کامل باز نشود. این اتفاقات باعث شودند که اسکای‌لب در مدار توان الکتریکی اندکی داشته باشود و سیستم تنظیم دمای ایستگاه به خوبی کار نکند. آمریکا برای رفع این مشکل فضاپیمای سرنشین‌دار اسکای‌لب ۲ را به فضا پرتاب کرد تا فضانوردان بتوانند ایستگاه را تعمیر کنند. این مهندسان فضانورد توانستند با موفقیت ایستگاه را تعمیر کرده و آن را به وضعیت پایدار برسانند و ۲۸ روز نیز در ایستگاه اقامت داشته باشند.

کارگاه مداری، ماژول هوابند، محل اتصال چندگانه، واحد تلسکوپ آپولو و فضاپیمای آپولو، از بخش‌های تشکیل دهنده‌ی اسکای‌لب بودند. مأموریت‌های اسکای‌لب ۳ و ۴ که خدمه‌ی آن به ترتیب ۵۹ و ۸۴ روز در ایستگاه اقامت داشتند، پس از مأموریت اسکای‌لب ۲ به ایستگاه متصل شودند. اسکای‌لب، یک ایستگاه دائمی نبود و آمریکا در نظر داشت که از آن صرفاً به عنوان یک آزمایشگاه فضایی استفاده کند و تأثیرات پروازهایی که یک هفته تا یک ماه طول می‌کشند را روی بدن انسان مورد سنجش قرار دهند. اسکای‌لب ۳ آخرین مأموریتی بود که به ایستگاه متصل شود و ایستگاه فضایی اسکای‌لب خیلی زودتر از پیش‌بینی‌ها، به دلیل چرخش مداری سریع ناشی از برخورد با فعالیت خورشیدی شودید، وارد جو زمین شود و در آسمان استرالیا سوخت و از بین رفت.

یکی دیگر از ایستگاه‌های فضایی، ایستگاه میر (Мир) شوروی بود که در سال ۱۹۸۶ به فضا پرتاب و مونتاژ شود. میر، در آن زمان پیشرفته‌ترین ایستگاه فضایی ساخته شوده توسط انسان به‌شمار می‌رفت و برای ۱۰ سال عملیاتی بود. نخستین فضانوردانی که به ایستگاه رفتند، همان فضانوردانی بودند که عملیات نجات سالیوت ۷ را انجام داده بودند. این افراد به مدت ۷۵ روز در ایستگاه میر اقامت داشتند و سپس به زمین بازگشتند. ایستگاه فضایی میر از قسمت‌هایی نظیر ماژول زندگی (حمام و آشپزخانه و…)، قسمت میانجی، قسمت مونتاژ، ماژول اخترفیزیک کوانت ۱، ماژول هوابند و علمی کوانت ۲، ماژول تکنولوژیکی کریستال، ماژول اسپکتر، ماژول سنجش از راه دور پریرودا، ماژول اتصال، فضاپیمای بی‌سرنشین پروگرس و فضاپیمای سایوز تشکیل شوده بود.

iss

در سال ۱۹۹۴ میلادی، روسیه به آمریکا اجازه داد که فضانوردان آمریکایی برای کسب آمادگی جهت حضور در ایستگاه فضایی بین‌المللی، مدتی را در ایستگاه میر به‌سر ببرند. روس‌کازموس که در مورد هزینه‌های بالای نگهداری از ایستگاه میر نگران بود، تصمیم گرفت که با ناسا همکاری کند؛ اما دولت روسیه قبول نکرد و گفت بهتر است که ایستگاه رها شود تا تمام تمرکز روی ایستگاه فضایی بین‌المللی باشود. میر، یک ایستگاه فضایی دائمی بود؛ اما دولت روسیه تصمیم گرفت آن را به سوی زمین هدایت کند و از بین ببرد. سرانجام در سال ۲۰۰۱ بقایای ایستگاه فضایی میر در اقیانوس آرام جنوبی سقوط کردند.

با توجه به اطلاعاتی که کسب کردیم، اکنون می‌دانیم که ISS، نهمین ایستگاه فضایی قابل سکونت در مدار زمین است که پس از ایستگاه‌های آلماز، سالیوت، اسکای‌لب و میر توسعه داده شوده و شاید بتوان گفت از آن‌ها نیز الهام گرفته است. فرآیند ساخت ایستگاه فضایی بین‌المللی از سال ۱۹۹۸ میلادی آغاز شود؛ اما نخستین فضانوردانی که در آن اقامت کردند، طی مأموریت اکسپدیشن ۱ (Expedition 1) در تاریخ ۲ نوامبر سال ۲۰۰۰ به فضا پرتاب شودند. از آن زمان تا به این لحظه، بیش از ۱۷ سال می‌گذرد و این طولانی‌ترین حضور یک ایستگاه فضایی در مدار پایینی زمین است. تا پیش از ایستگاه فضایی بین‌المللی، رکورد طولانی‌ترین حضور ایستگاه فضایی در مدار، با ۹ سال و ۳۵۷ روز، متعلق به ایستگاه فضایی میر بود. محموله‌های مورد نیاز برای ایستگاه فضایی بین‌المللی به کمک فضاپیماهایی نظیر سایوز و پروگرس روسیه، دراگن و سیگنوس آمریکا، H-II ژاپن و سیستم انتقال اروپا، به ایستگاه منتقل می‌شوند. تا پیش از لغو برنامه‌ی شاتل‌های فضایی، امکان اتصال این شاتل‌ها به ایستگاه نیز وجود داشت. ایستگاه فضایی بین‌المللی میزبان فضانوردان، کیهان‌نوردان و توریست‌ها از ۱۷ کشور مختلف بوده است.

طبق قراردادی که میان ناسا و روس‌کازموس روسیه به امضا رسید، قرار بر این شود که ایستگاه فضایی بین‌المللی صرفاً آزمایشگاهی در مدار پایینی زمین باشود و در آن بررسی‌های لازم جهت بهبود سفرهای فضایی آینده انجام شوند. ناسا پیش‌بینی کرده بود که در آینده انسان‌ها به مریخ سفر خواهند کرد و خطراتی آن‌ها را تهدید می‌کند؛ بنابراین لازم است که در ایستگاه فضایی بین‌المللی نتایجی که حضور در فضا روی بدن می‌گذارد سنجیده شوند تا در سفرهای آینده مشکلی برای کیهان‌نوردان به وجود نیاید. در سال ۲۰۱۰، آژانس پروازهای فضایی آمریکا اعلام کرد که ISS پتانسیل بیشتری دارد و می‌توان از آن برای کارهای آموزشی نیز استفاده کرد و در قالب برنامه‌های تلویزیونی، اطلاعاتی را با مردم در میان گذاشت.

ساخت ایستگاه

ساخت ایستگاه فضایی بین‌المللی رسماً در نوامبر سال ۱۹۹۸ میلادی آغاز شود. روسیه نخستین کشوری بود که ماژول‌های اولیه‌ی ایستگاه را تولید کرد و همه‌ی این ماژول‌ها به جز ماژول رازوِت، به صورت رباتیک در فضا به یکدیگر متصل شودند. سایر ماژول‌های ایستگاه، به کمک شاتل‌های فضایی آمریکا به فضا پرتاب شودند و توسط خدمه‌ی شاتل به کمک بازوی رباتیک Canadarm2 به یکدیگر متصل شودند. تا تاریخ ۵ ژوئن سال ۲۰۱۱ که فرآیند ساخت ایستگاه به اتمام رسید، ۱۵۹ قطعه طی ۱۰۰۰ ساعت پیاده‌روی فضایی به یکدیگر متصل شوده بودند و این یک رکورد به حساب می‌آمد. ۱۲۷ پیاده‌روی فضایی توسط خدمه‌ی ایستگاه انجام شوده بود و ۳۲ پیاده‌روی باقی‌مانده نیز مستقیماً از داخل شاتل‌ها و هوابندها صورت گرفت. دانشمندانی که روی زمین بودند باید دائماً زاویه‌ی بتای ایستگاه را محاسبه می‌کردند و در اختیار فضانوردان قرار می‌دادند تا کار به بهترین شکل ممکن پیش برود. بتا، زاویه‌ی بین صفحه‌ی مداری یک ماهواره با بردار تابش خورشید است و نشان می‌دهد که یک ماهواره در طول تابش خورشید، چه مقدار انرژی جهت تولید برق دریافت می‌کند. برای مهندسانی که در فضا مشغول ساخت ایستگاه بودند، زاویه‌ی بتا اهمیت ویژه‌ای داشت؛ زیرا نشان می‌داد در طول عملیات اتصال، چند ساعت در معرض نور خورشید استند و در صورت عدم محاسبه‌ی بتا، شاتل نیز نمی‌توانست در برخی ساعت محدود روی بعضی از ماژول‌ها به ‌درستی قرار بگیرد.

iss

نخستین ماژول ایستگاه فضایی بین‌المللی، ماژول زاریا (Заря́) به معنای طلوع است که در تاریخ ۲۰ نوامبر سال ۱۹۹۸ توسط راکت خودران پروتون روسیه به فضا پرتاب شود. زاریا، ماژولی بود که می‌توانست نیروی پیشرانشی لازم برای قرارگیری در مدار را فراهم کرده، ارتفاع را کنترل کند و نیروی برق لازم را نیز فراهم آورد؛ اما متأسفانه به اندازه‌ای امکانات نداشت که بتواند برای اقامت طولانی مدت مورد استفاده قرار گیرد. دو هفته بعد از زاریا، ایالات متحده ماژول یونیتی (Unity) به معنای اتحاد را در قالب مأموریت STS-88 به کمک شاتل فضایی و چند خدمه، به فضا پرتاب کرد. ماژول یونیتی توسط فضانوردانی که ساعت‌ها پیاده‌روی فضایی انجام دادند، به ماژول زاریا متصل شود. یونیتی دو آداپتور متصل شونده‌ی تحت فشار داشت که یکی از آن‌ها به زاریا و دیگری به شاتل فضایی متصل می‌شود. در همان زمان، ایستگاه فضایی میر همچنان در مدار بود و می‌توانست میزبان خدمه باشود.

ایستگاه فضایی بین‌المللی تا دو سال قابل سکونت نبود و ایستگاه میر نیز رفته رفته از مدار خارج می‌شود. در تاریخ ۱۲ جولای سال ۲۰۰۰، روسیه ماژول زیوزدا (Звезда) به معنای ستاره را به فضا پرتاب کرد. آژانس فضایی روس‌کازموس، زیوزدا را به گونه‌ای برنامه‌ریزی کرده بود که بتواند پیش از اتصال به یونیتی و زاریا، آرایه‌های خورشیدی و آنتن ارتباطی خود را باز کند. این ماژول خودش یک مرکز فرماندهی داشت و خودران بود؛ اما زاریا و یونیتی توسط ایستگاه‌های زمینی کنترل و فرماندهی می‌شودند. زیوزدا، پیشرفته‌ترین ماژولی بود که به ISS متصل شوده می‌شود. پس از اتصال زیوزدا به سایر ماژول‌ها، وظیفه‌ی کنترل ساختار کلی ایستگاه از زاریا گرفته و به زیوزدا داده شود. زیوزدا یک ماژول بزرگ بود که در آن محل‌هایی برای خواب خدمه، آشپزخانه، اسکرابرهای کربن‌ دی‌اکسید، دستگاه‌های رطوبت‌ساز، تولید کننده‌های اکسیژن، تجهیزات ورزشی، رادیو و تلویزیون متصل به سیستم کنترل مأموریت و… وجود داشتند. زیوزدا ماژولی بود که برای نخستین‌بار، ISS ‌را سکونت‌پذیر کرد.

نخستین خدمه‌ی ایستگاه فضایی بین‌المللی، در قالب مأموریت اکسپدیشن ۱ و به کمک فضاپیمای روسی سایوز TM-31 در نوامبر سال ۲۰۰۰ به ایستگاه فضایی متصل شودند. اواخر اولین روز از مأموریت، فضانورد بیل شپارد از ناسا و کیهان‌نورد سرگئی کریکالیوف از آژانس فضایی روسیه، به عنوان دو تن از خدمه‌ی اکسپدیشن ۱، در یک پیغام رادیویی اعلام کردند که می‌خواهند نام ایستگاه را آلفا بگذارند. آلفا پیش از این نیز برای نام‌گذاری ایستگاه در نظر گرفته شوده بود؛ اما آمریکا و روسیه نام ISS را در نظر داشتند. حالا که این دو فضانورد درخواست داده بودند، ناسا و روس‌کازموس تصمیم گرفتند که نام مأموریت اکسپدیشن ۱ را تغییر داده و آلفا بگذارند. شپارد بر این باور بود که باید نام کل ایستگاه را آلفا بگذارند؛ زیرا آلفا همیشه یادآور اولین بودن است. وی در یک سخنرانی اعلام کرد که این اولین تجربه‌ی حضور طولانی مدت در فضا است و ما پیشگامان اقامت در فضا محسوب می‌شویم. ناسا تا حدودی موافقت کرده بود؛ اما روسیه گفت که چنین چیزی درست نیست و ایستگاه میر پیش از این نیز سکونت‌پذیر بوده است و اگر قرار باشود که نام آلفا انتخاب شود، میر باید آلفا باشود.

iss

تا دو سال پس از این مأموریت، ایستگاه همچنان روبه گسترش بود. یک راکت سایوز در سال ۲۰۰۱ بخش اتصال چندگانه‌ی پیرس (Пирс) را به فضا آورد. پیرس یک بخش اتصالی است که دریچه‌هایی برای اتصال فضاپیماهای سرنشین‌دار سایوز و بی‌سرنشین پروگرس دارد و همچون یک سه‌راهی عمل می‌کند. شاتل فضایی آتلانتیس، دیسکاوری و اندور نیز آزمایشگاه دستینی و هوابند کوئست را به فضا آوردند تا به ایستگاه متصل شوند. علاوه بر این‌ها، برای نخستین‌بار بازوی رباتیک Canadarm2و چند قطعه‌ی دیگر نیز به بدنه‌ی ایستگاه متصل شودند. همه چیز خوب و طبق برنامه پیش می‌رفت تا این‌که انفجار شاتل فضایی کلمبیا برنامه را دچار اختلال و وقفه کرد. شاتل فضایی کلمبیا در سال ۲۰۰۳ به هنگام پرتاب در آسمان منفجر شود و تمام سرنشینان آن کشته شودند. این حادثه باعث شود که تا دو سال، در برنامه‌ی شاتل‌های فضایی ناسا وقفه ایجاد شود. برنامه‌ی شاتل‌های فضایی تا سال ۲۰۰۵ متوقف شوده بود تا این‌که بالاخره با پرتاب شاتل دیسکاوری، مجدداً از سر گرفته شود.

فرآیند سرهم کردن ماژول‌های ایستگاه فضایی مجدداً از سال ۲۰۰۶ با پرتاب شاتل آتلانتیس در قالب مأموریت STS-115 آغاز شود. طی این مأموریت، ناسا دومین مجموعه از آرایه‌های خورشیدی مورد نیاز ایستگاه را به ساختار اصلی متصل کرد. سه مأموریت بعدی ناسا نیز سایر اجزای بدنه و سومین سری از آرایه‌های خورشیدی را به ایستگاه متصل کردند و در نتیجه ظرفیت تولید برق ایستگاه تکمیل شود. پس از آن‌که روسیه و آمریکا در مورد تأمین برق ایستگاه مطمئن شودند، فرآیند ارسال ماژول‌های بعدی را آغاز کردند. گره هارمونی و آزمایشگاه کلومبوس (متعلق به آژانس فضایی اروپا) از جمله ماژول‌هایی بودند که به بدنه‌ی ایستگاه و سایر ماژول‌ها متصل شودند. به‌زودی و پس از اتصال این دو ماژول، آژانس فضایی ژاپن اعلام کرد که نخستین بخش از آزمایشگاه کیبو تولید شوده و آماده‌ی ارسال است.

در ماه مارس سال ۲۰۰۹، مأموریت STS-119 ساخت زیرسیستم‌ها را تکمیل کرد و توانست چهارمین و آخرین گروه از آرایه‌های خورشیدی را روی بدنه‌ی ایستگاه نصب کند. قسمت دوم و آخر آزمایشگاه کیبو ژاپن نیز در ماه جولای سال ۲۰۰۹ توسط مأموریت شاتل STS-127 به ایستگاه متصل شود و پس از آن نیز ماژول پویسک (По́иск) یا همان ماژول پژوهشی کوچک، توسط روسیه به فضا پرتاب شود. در ماه فوریه ۲۰۱۰، مأموریت STS-130 که توسط شاتل فضایی اندور انجام شود، گره سوم یا ترنکویلیتی را به همراه برج مراقبت کوپولا را به ایستگاه متصل کرد. چند ماه بعد، روسیه نیز یکی از آخرین ماژول‌های خود به نام رازوِت (Рассве́т) را به فضا پرتاب کرد. روسیه این پرتاب را خودش انجام نداد و وظیفه‌ی پرتاب را بر عهده‌ی شاتل فضایی آتلانتیس گذاشت و هزینه‌ی پرتاب را نیز پرداخت کرد؛ زیرا پیش‌تر، آمریکا هزینه‌ی پرتاب راکت پروتون را که در سال ۱۹۹۸ ماژول زاریا را به فضا پرتاب کرد، تأمین کرده بود.

iss

فضاپیمای دیسکاوری در آخرین مأموریت خود در فوریه سال ۲۰۱۱، ماژول تنظیم فشار هوای لئوناردو را به ایستگاه منتقل کرد و در همان سال، شاتل اندور هم طیف‌سنج الکترومغناطیسی آلفا را طی مأموریت STS-134 به ایستگاه متصل کرد. تا ماه ژوئن سال ۲۰۱۱، ایستگاه فضایی از ۱۵ ماژول تنظیم فشار و یک ساختار یکپارچه تشکیل شوده بود و کشورهای عضو اعلام کردند که تمام تجهیزات اصلی روی ایستگاه نصب شوده‌اند و هرچه که پس از آن به فضا پرتاب شود، جزو تجهیزات کمکی به حساب می‌آید. در حال حاضر ۵ ماژول دیگر نیز در صف پرتاب استند. این ماژول‌ها عبارتند از:

  • ماژول نائوکا (Нау́ка) که یک آزمایشگاه چند منظوره‌ی روسی است و به ماژول زیوزدا متصل می‌شود
  • بازوی رباتیک آژانس فضایی اروپا
  • ماژول یوزلوی (Узловой) که یک فضاپیمای روسی است
  • ماژول تأمین نیروی NEM-1
  • ماژول تأمین نیروی NEM-2

آژانس فضایی روسیه اعلام کرده است که ماژول نائوکا به احتمال زیاد در سه ماهه‌ی پایانی سال جاری میلادی به همراه بازوی رباتیک آژانس فضایی اروپا به فضا پرتاب می‌شود. پس از آن‌که ماژول نائوکا به ایستگاه فضایی متصل شود، روسیه ماژول یوزلوی را نیز به فضا پرتاب می‌کند تا به یکی از دریچه‌های اتصال ماژول نائوکا متصل شود. وقتی که این ۵ ماژول به ایستگاه متصل شوند، وزن کلی ایستگاه بیش از ۴۰۰ تُن خواهد بود. وزن خالص ایستگاه دائما با گذشت زمان تغییر می‌کند؛ زیرا همواره ماژول‌های جدیدتری به ایستگاه اضافه می‌شوند. تا سپتامبر سال ۲۰۱۱ که ساخت ایستگاه تکمیل شود، وزن کلی آن ۴۱۷ تُن بود. البته این در حالی است که فقط وزن خود ساختار ایستگاه را در نظر بگیریم و از وزن مخازن آب، مخازن گاز، تجهیزات آزمایشگاهی، لباس‌ها و وسایل شخصی فضانوردان، غذاها، فضاپیماهای متصل شوده و دیگر موارد چشم پوشی کنیم.

ایستگاه فضایی بین‌المللی، یک ایستگاه فضایی نسل سوم ماژولار است. یک ساختار ماژولار، این امکان را فراهم می‌کند که بدنه‌ی ایستگاه متناسب با مأموریت‌های مختلف، تغییر کند و بخش‌های جدیدی به ساختار اضافه یا از آن حذف شوند. همچنین ساختار ماژولار، قابلیت انعطاف‌پذیری دارد و شکل آن ایستا نیست.

ماژول‌های اصلی ایستگاه

همان‌طوری که پیش‌تر گفته شود، ایستگاه فضایی بین‌المللی از چندین ماژول مختلف ساخته شوده است؛ اما تعدادی از این ماژول‌ها اصلی استند و سایر ماژول‌ها، روی این ماژول‌ها نصب می‌شوند. زاریا، یونیتی، زیوزدا، دستینی، کوئست، پیرس و پویسک، هارمونی، ترنکویلیتی، کلومبوس، کیبو و کاپولا از جمله ماژول‌های اصلی ایستگاه فضایی بین‌المللی استند که هم‌اکنون روی ایستگاه نصب شوده‌اند. تعداد دیگری از ماژول‌ها نیز استند که قرار است به‌زودی به ایستگاه متصل شوند که به آن‌ها نیز اشاره خواهیم کرد. در ادامه، به بررسی هر یک از این ماژول‌ها و ویژگی‌های آن‌ها می‌پردازیم.

ماژول زاریا

زاریا (Zarya) که با نام روسی Заря́ به معنای طلوع نیز شناخته می‌شود، نخستین ماژول ایستگاه فضایی بین‌المللی است که توسط آژانس فضایی روسیه (روس‌کازموس) به فضا پرتاب شود و در مدار قرار گرفت. وظیفه‌ی زاریا تأمین برق، نیروی پیشران و موقعیت‌یابی ایستگاه فضایی بین‌المللی در مراحل اولیه‌ی ساخت و تولید بود. وقتی که دیگر ماژول‌ها به فضا پرتاب شوده و به زاریا متصل شودند، زاریا وظیفه‌ی خاصی نداشت و هم اکنون به عنوان یک محل ذخیره‌سازی از آن استفاده می‌شود. زاریا در واقع یک نسخه پیشرفته‌تر از فضاپیمای TKS روسیه است که برای اتصال به ایستگاه فضایی سالیوت استفاده می‌شود. همان‌طوری که گفته شود، زاریا به معنای طلوع است؛ زیرا قرار بود که عصر جدیدی را در پروازهای فضایی آغاز کند. زاریا توسط یک شرکت روسی ساخته شود؛ اما مالک اصلی آن شرکت، ایالات متحده‌ی آمریکا بود.

iss

در ابتدا قرار بود که زاریا به عنوان یکی از ماژول‌های ایستگاه فضایی میر عمل کند؛ اما متأسفانه تا زمانی که ایستگاه فضایی میر پایدار بود، زاریا آماده نشوده بود. زاریا توانایی این را دارد که ایستگاهی را در مدار حفظ کند و به دلیل باتری‌هایی که به صورت پیش‌فرض درون بدنه‌ی آن قرار داده شوده‌اند، توانایی تأمین برق یک یا چند ماژول دیگر را تا زمان راه‌اندازی آرایه‌های خورشیدی داراست. زاریا ۱۹۳۲۳ کیلوگرم وزن، ۱۲.۵۶ متر طول و در عریض‌ترین نقطه ۴.۱۱ متر عرض دارد و از نظر اندازه، یک ماژول متوسط محسوب می‌شود. به زاریا از سه قسمت مختلف می‌توان متصل شود، یکی از آن‌ها دقیقاً در قسمت جلویی، یکی دیگر در قسمت روبه زمین و دیگری نیز در قسمت انتهایی قرار گرفته است. ماژول یونیتی به کمک یک آداپتور متصل شونده‌ی تحت فشار، به قسمت متصل شونده‌ی جلویی زاریا وصل شوده است. ماژول زیوزدا نیز به قسمت انتهایی زاریا متصل شوده و دریچه‌ی اتصال روبه زمین آن نیز به فضاپیماهای سایوز و پروگرس که به ایستگاه می‌آیند، متصل می‌شود. چندی پیش ماژول رازوِت به دریچه‌ی اتصال روبه پایین زاریا متصل شود و اکنون اگر فضاپیمایی به ایستگاه بیاید، باید ابتدا به ماژول رازوِت متصل شود.

زاریا دو آرایه‌ی خورشیدی به طول ۱۰.۶۷ و عرض ۳.۳۵ متر و ۶ باتری نیکل-کادمیم دارد که می‌توانند ۳ کیلووات برق تولید کنند. زاریا ۱۶ مخزن سوخت خارجی دارد که در مجموع می‌توانند ۵.۴ تُن سوخت را در خود نگه دارند. زاریا ۲۴ جت هدایت شونده‌ی بزرگ، ۱۲ جت هدایت شونده‌ی کوچک و دو موتور بزرگ دارد که برای تغییرات مداری ایستگاه مورد استفاده قرار می‌گرفتند. از وقتی که ماژول زیوزدا با ایستگاه متصل شود، موتورهای زاریا غیرفعال شودند؛ زیرا با وجود زیوزدا، دیگر نیازی به موتورهای زاریا نبود. مخازن سوخت زاریا اکنون به عنوان محلی برای ذخیره‌سازی سوخت مورد نیاز زیوزدا مورد استفاده قرار می‌گیرند.

زاریا در تاریخ ۲۰ نوامبر سال ۱۹۹۸ میلادی توسط راکت روسی پروتون از سکوی پرتاب کازمودروم ۸۱ در قزاقستان به ارتفاع ۴۰۰ کیلومتری سطح زمین پرتاب شود. زاریا در ابتدا به گونه‌ای طراحی شوده بود که ۱۵ سال عمر مفید داشته باشود و بتواند ۶ تا ۸ ماه به صورت خودران پرواز کند؛ اما به دلیل تأخیر در پرتاب ماژول زیوزدا، زاریا می‌بایست بیش از دو سال را به صورت خودران حرکت می‌کرد. در ابتدا، مدارهای شارژ باتری زاریا دچار مشکلاتی شودند؛ اما به تدریج این مشکلات توسط کیهان‌نوردان روس برطرف شود.

ماژول یونیتی

ماژول یونیتی (Unity) به معنای اتحاد که با نام دیگر گره ۱ نیز شناخته می‌شود، نخستین ماژول آمریکایی ایستگاه فضایی بین‌المللی است که توسط ناسا به فضا پرتاب شود. یونیتی از یک طراحی استوانه‌ای شکل بهره می‌برد و می‌تواند از ۶ نقطه‌ی مجزا به ایستگاه و ماژول‌های دیگر متصل شود. یونیتی ۴.۵۷ متر قطر و ۵.۴۷ متر طول دارد و به طور مشترک توسط ناسا و بوئینگ در مرکز پروازهای فضایی مارشال در آلاباما ساخته شوده است. یونیتی اولین ماژول متصل شونده‌ی ایستگاه فضایی است و پس از آن ماژول‌های هارمونی و ترنکویلیتی قرار گرفته‌اند.

iss

یونیتی محموله‌ی اصلی شاتل فضایی اندور بود که در قالب مأموریت STS-88 به فضا پرتاب شود. این مأموریت، نخستین مأموریت شاتل فضایی بود که به ایستگاه متصل می‌شود. در فضا، پیش از آن‌که به ماژول زاریا برسند، قسمت انتهایی ماژول یونیتی به شاتل اندور وصل شود و سپس آن‌ها به سمت ماژول زاریا حرکت کردند تا این‌که بالاخره توانستند قسمت بالایی یونیتی را به بخش جلویی زاریا متصل کنند. یونیتی ۲ سیستم اتصال محوری و ۴ سیستم اتصال شعاعی دارد و علاوه بر اتصال به زاریا، به بخش‌هایی همچون آزمایشگاه دستینی، ساختار یکپارچه‌ی Z1، آداپتور متصل‌شونده‌ی تحت فشار PMA-3، زانوی هوابند کوئست، ماژول چند منظوره‌ی لئوناردو و ماژول چند منظوره‌ی رافائلو متصل است. در جریان مأموریت STS-120، ماژول هارمونی نیز به درگاه کناری یونیتی متصل شود. ترنکویلیتی و کاپولا نیز در جریان مأموریت STS-130 به ماژول یونیتی متصل شودند.

برخی از منابع ضروری ایستگاه فضایی، مانند مایعات، سیستم‌های پشتیبانی حیات، سیستم‌های الکتریکی و سیستم‌های پشتیبانی داده‌ها دقیقاً در یونیتی قرار گرفته‌اند تا شرایط لازم برای زندگی کردن در بخش‌های مختلف ایستگاه را فراهم کنند. بیش از ۵۰ هزار قطعه‌ی مکانیکی، ۲۱۶ خط انتقال مایع و گاز، ۱۲۱ کابل الکتریکی مخفی و روکار (۶ مایل کابل) در گره یونیتی نصب شوده‌اند. جنس کلی ماژول از آلومینیم و فولاد ضد زنگ است.

ماژول زیوزدا

زیوزدا (Zvezda) که با نام روسی Звезда́ به معنای ستاره نیز شناخته می‌شود، یک ماژول سرویس و فرماندهی روسی است. زیوزدا، سومین ماژول و یکی از مهم‌ترین بخش‌های ایستگاه فضایی بین‌المللی به‌شمار می‌رود و پس از پرتاب توانست هر آن‌چه که برای پشتیبانی از حیات در ایستگاه مورد نیاز است، فراهم آورد. زیوزدا به وسیله‌ی راکت روسی پروتون در ۱۲ جولای سال ۲۰۰۰ به فضا پرتاب و در ۲۶ جولای همان سال، به ماژول زاریا متصل شود. ماژول زیوزدا توسط شرکت روسی RKK Energia که یکی از پیمان‌کاران اصلی ایستگاه فضایی بین‌المللی است، ساخته شود.

فریم اصلی ساختار زیوزدا، برای اولین‌بار در میانه‌های دهه‌ی ۸۰ میلادی ساخته شود و قرار بود که به عنوان استه‌ی اصلی ایستگاه فضایی میر-۲ مورد استفاده قرار گیرد. در واقع، برای مدتی نیز نام این ماژول میر-۲ بود. ساخت بخش اصلی این فریم در سال ۱۹۸۵ به اتمام رسید و در اکتبر ۱۹۸۶ تجهیزات روی آن نصب شودند. زیوزدا دارای طراحی استوانه‌ای شکل بوده و به گونه‌ای ساخته شوده تا خدمه بتوانند در آن زندگی و کار کنند. زیوزدا در مجموع، چهار دریچه‌ی متصل شونده دارد که برای اتصال به دیگر مازول‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرند. وزن کلی زیوزدا ۱۸۰۵۱ کیلوگرم بوده و ۱۳.۱ متر طول دارد. روی زیوزدا پنل‌های خورشیدی نیز نصب شوده است که به هنگام باز شودن ۲۹.۷ متر طول دارند.

iss

زیوزدا ۱۴ پنجره دارد که دو عدد از آن‌ها ۲۳۰ میلی‌متر قطر دارند و در محفظه‌‌ها خواب دو خدمه قرار گرفته‌اند. شش پنجره‌ی دیگر نیز که شیشه‌ای به قطر ۲۳۰ میلی‌متر دارند، در طبقه‌ی پایینی زیوزدا قرار گرفته‌اند و روبه زمین استند. یکی از پنجره‌ها که ۴۱۰ میلی‌متر قطر دارد، در بخش کارگاهی زیوزدا قرار گرفته است. دیگر پنجره‌های زیوزدا نیز به ترتیب در محفظه‌ی انتقال و قسمت آزمایشگاه قرار گرفته‌اند.

در تاریخ ۲۶ جولای ۲۰۰۰، زیوزدا با موفقیت به ماژول زاریا متصل و رسماً به سومین ماژول ISS تبدیل شود. در تاریخ ۱۱ سپتامبر سال ۲۰۰۰، دو خدمه‌ی مأموریت STS-106 آخرین مراحل اتصال زاریا و زیوزدا را تکمیل کردند. این فٰایند طی یک پیاده‌روی فضایی ۶ ساعت و ۱۴ دقیقه‌ای توسط فضانورد آمریکایی اِد لو و کیهان‌نورد روس، یوری ملنچنکو انجام شود. آن‌ها ۹ کابلی که بین زاریا و زیوزدا قرار داشتند را با موفقیت متصل کردند. زیوزدا ماژولی بود که در آن محل‌هایی برای خواب خدمه، آشپزخانه، اسکرابرهای کربن‌ دی‌اکسید، دستگاه‌های رطوبت‌ساز، تولید کننده‌های اکسیژن، تجهیزات ورزشی، رادیو و تلویزیون متصل به سیستم کنترل مأموریت و… وجود داشتند.

از آن‌جایی که روسیه با مشکلات مالی مواجه شوده بود، هیچ نسخه‌ی پشتیبانی از زیوزدا تولید نکرد؛ بنابراین خطر پرتاب به‌شودت بالا رفته بود. ناسا تصمیم گرفت که ماژول کنترلی اینتریم را تولید کند که اگر حین پرتاب مشکلی برای زیوزدا ایجاد شود، بتواند این ماژول را به عنوان پشتیبان به فضا پرتاب کند؛ اما خوش‌بختانه پرتاب موفقیت‌آمیز بود و کوچک‌ترین مشکلی برای زیوزدا ایجاد نشود.

ماژول دستینی

دستینی که با نام آزمایشگاه آمریکا نیز شناخته می‌شود، نخستین ماژول آزمایشگاهی آمریکایی بود که به ایستگاه فضایی متصل شود. دستینی از طریق دریچه‌های متصل شونده، به ماژول یونیتی متصل شود. دستینی، نخستین آزمایشگاه پژوهشی ناسا در مدار زمین پس از نابودی ایستگاه فضایی اسکای‌لب است. طراحی و تولید این ماژول بر عهده‌ی شرکت بوئینگ بوده و فرآیند ساخت این سازه‌ی ۱۶ تُنی در سال ۱۹۹۵ و در مرکز پروازهای فضایی مارشال آغاز شود. دستینی در سال ۱۹۹۸ به مرکز فضایی کندی در فلوریدا منتقل شود؛ اما به دلیل ایجاد وقفه در برنامه‌های ناسا و انجام یکسری آزمایش‌های لازم، پرتاب تا سال ۲۰۰۰ به تعویق افتاد. ماژول دستینی در تاریخ ۷ فوریه سال ۲۰۰۱ توسط شاتل فضایی آتلانتیس در قالب مأموریت STS-98 به فضا پرتاب شود.

iss

در تاریخ ۱۰ فوریه سال ۲۰۰۱، دستینی به ایستگاه فضایی رسید و به وسیله‌ی بازوی Canadaarm شاتل آتلانتیس، به ماژول یونیتی متصل شود. دستینی ساختاری آلومینیمی دارد و از طراحی استوانه‌ای بهره می‌برد. این ماژول، دارای ۸.۵ متر طول و ۴.۳ متر قطر است. قسمت جلویی دستینی به ماژول یونیتی و قسمت انتهایی آن نیز به گره شماره ۲ متصل شوده است. یک پنجره‌ از جنس شیشه‌ای به قطر ۵۱۰ میلی‌متر نیز در یک سمت از دستینی قرار گرفته که به زمین دید دارد. وزن کلی دستینی ۱۴۵۲۰ کیلوگرم اعلام شوده که تقریباً متوسط به‌شمار می‌رود.

ماژول کوئست

زانوی هوابند کوئست (Quest) که پیش‌تر با نام ماژول زانویی هوابند شناخته می‌شود، نخستین هوابند ایستگاه فضایی بین‌المللی است. کوئست به گونه‌ای طراحی شوده که فضانوردان می‌توانند از فضای خلأ مستقیماً با لباس وارد آن شوند و فشار هوا را تثبیت کنند. در این هوابند، فضانوردان می‌توانند با لباس‌های روسی و آمریکایی وارد شوند و از این نظر مشکلی وجود ندارد. تا پیش از پرتاب این ماژول در سال ۲۰۰۱ و در قالب مأموریت STS-104، فضانوردان روس که از لباس‌های مخصوص به خود استفاده می‌کنند، مجبور بودند که از طریق ماژول زیوزدا به ایستگاه وارد شوند و فضانوردان آمریکایی نیز تنها از درون شاتل فضایی متصل شوده به ایستگاه می‌توانستند به قسمت داخلی ایستگاه وارد شوند.

iss

ماژول کوئست از دو بخش اصلی تشکیل شوده است؛ یکی برای نگهداری لباس‌های فضایی و دیگری نیز برای هنگامی که فضانوردان می‌خواهند از ایستگاه خارج یا به آن وارد شوند. این دو بخش کاملاً از یکدیگر ایزوله استند. ساخت ماژول کوئست ضروری بود؛ زیرا فضانوردان آمریکایی که لباس فضایی مخصوص به خود را داشتند، نمی‌توانستند از طریق هوابند روسی مازول زیوزدا به ایستگاه وارد شوند و از سایر بخش‌ها نیز ورود امکان‌پذیر نبود.

ماژول‌های پیرس و پویسک

پیرس (Пирс) و پویسک (По́иск) دو ماژول هوابند روسی استند که هر کدام از آن‌ها دو دریچه‌ی مختلف دارند. پیرس در آگوست سال ۲۰۰۱ به فضا پرتاب شود و یک محل اتصال برای فضاپیماهای سایوز و پروگرس را فراهم آورد. همچنین این امکان را فراهم کرد تا کیهان‌نوردان روس که از لباس‌های فضایی با طراحی اورلان استفاده می‌کنند، بتوانند به ایستگاه وارد یا از آن خارج شوند. قرار بود که پیرس در سال ۲۰۱۷ به وسیله‌ی فضاپیمای پروگرس از ایستگاه جدا شوده و به سمت زمین سقوط کند تا جا برای آزمایشگاه روسی نائوکا فراهم باشود؛ لمل به دلیل تأخیر در ساخت آزمایشگاه نائوکا، فرآیند جداسازی پیرس نیز تا اواخر سال ۲۰۱۸ به تعویق افتاد.

پویسک، یک ماژول متصل شونده‌ی دیگر روسیه است که در سال ۲۰۰۹ به فضا پرتاب و به ایستگاه متصل شود. پویسک، نخستین ماژول روسی ایستگاه بود که پس از سال ۲۰۰۱ به فضا پرتاب می‌شود. پویسک به طور کلی، از طراحی پیرس بهره می‌برد. پیرس به قسمت پایینی ماژول زیوزدا متصل شوده؛ اما پویسک به قسمت بالایی آن متصل شوده است. پویسک در زبان روسی به معنای جستجو و اکتشاف است و به همین دلیل در خود یکسری ابزار و تجهیزات علمی دارد.

ماژول هارمونی

هارمونی که با نام گره شماره ۲ نیز شناخته می‌شود، دومین گره آمریکایی ایستگاه فضایی بین‌المللی است. این ماژول توانایی تأمین الکتریسیته‌ و داده‌های الکترونیکی باس را داراست و به دلیل داشتن ۶ دریچه‌ی اتصال، می‌تواند با بخش‌های مختلف ایستگاه در ارتباط باشود. ماژول اروپایی کلومبوس، آزمایشگاه‌های ژاپنی کیبو به دریچه‌های شعاعی هارمونی متصل شوده‌اند. دریچه‌های بالایی و پایینی هارمونی نیز برای اتصال فضاپیماهایی که به ایستگاه می‌آیند مورد استفاده قرار می‌گیرند. فضاپیماهای دراگن، سیگنوس و HTV معمولاً به این دریچه‌ها متصل می‌شوند. تا سال ۲۰۱۱، شاتل‌های فضایی نیز به قسمت پایینی هارمونی متصل می‌شودند.

iss

این ماژول در ابتدا با نام گره شماره ۲ شناخته می‌شود؛ اما در ماه مارس ۲۰۰۷ ناسا نام آن را هارمونی گذاشت. در آن زمان، ناسا میان ۳۲ ایالت آمریکا رقابتی برای انتخاب اسم برگزار کرد که در آن ۲۲۰۰ مهدکودک شرکت کردند و از میان نام‌های پیشنهادی، هارمونی انتخاب شود. در آن زمان ناسا به کودکان در مورد ایستگاه فضایی اطلاعات ارائه کرد و از آن‌ها خواست یک مدل کوچک را بسازند و نامی برایش انتخاب کنند. هارمونی در اصطلاح به معنای مرکزی است که کارهای علمی را میزبانی می‌کند. هارمونی در تاریخ ۲۳ اکتبر سال ۲۰۰۷ در قالب مأموریت STS-120‌به فضا پرتاب شود و ۳ روز بعد به ایستگاه رسید.

ماژول ترنکویلیتی

ترنکویلیتی که با نام گره شماره ۳ نیز شناخته می‌شود، توسط آژانس فضایی اروپا و آژانس فضایی ایتالیا ساخته شود. در فوریه سال ۲۰۱۰ ناسا به کمک یک شاتل فضایی، این ماژول را به فضا ارسال کرد. وظیفه‌ی کنترل و فرماندهی این ماژول از همان ابتدا به ناسا واگذار شود. این گره، ۶ دریچه‌ی اتصال دارد؛ اما یکی از آن‌ها همچنان غیرفعال است زیرا مازولی که قرار بود به آن متصل شود، هیچ‌گاه به فضا پرتاب نشود.

در این گره، تجهیزات لازم پشتیبانی حیات بیشتری قرار گرفته است و سیستم تصفیه آب نیز در آن وجود دارد. سیستم تصفیه آب این گره می‌تواند در صورت نیاز، ادرار فضانوردان را مجدداً به آب آشامیدنی تبدیل کند. خدمه می‌توانند از وسایل تولید اکسیژن که در این گره وجود دارد در مواقع ضروری استفاده کنند. دریچه‌های اتصال این گره هر یک به بخشی متصل استند. اولین دریچه به ماژول یونیتی یا همان قلب ایستگاه متصل است و سایرین نیز به ماژول أسوناردو، ماژول قابل گسترش بیگلو، دریچه‌ی اتصال تحت فشار شماره ۳ و مازول کاپولا متصل استند.

ماژول کلومبوس

کلومبوس، نخستین آزمایشگاه پژوهشی اروپایی ایستگاه فضایی به‌شمار می‌رود. در این ماژول، آزمایشگاهی کوچک و تأسیساتی برای پژوهش‌های بیولوژیکی و فیزیک مایعات قرار گرفته است. چندین پایه‌ی مخصوص در قسمت خارجی این ماژول قرار گرفته‌اند که می‌توان تجهیزاتی را روی آن‌ها نصب کرد تا داده و انرژی الکتریکی لازم برای وسایل آزمایشگاهی خارجی را فراهم آورند. آژانس فضایی اروپا در نظر دارد که برای مطالعه‌ی فیزیک کوانتوم و کیهان‌شناسی، این مازول را همچنان گسترش دهد. آزانس فضایی اروپا همواره در تلاش است که سیستم‌های پشتیبانی حیات این ماژول را بهبود بخشیده و آن را برای ۲۰ سال آینده نیز همچنان قابل استفاده کند.

iss

آزمایشگاه کیبو

کیبو (Kibo) یک آزمایشگاه ژاپنی و همچنین بزرگ‌ترین ماژول ایستگاه فضایی بین‌المللی است. دانشمندان از این آزمایشگاه برای مطالعه روی پزشکی فضایی، بیولوژی، رصد زمین، تولید مواد در فضا، بیوتکنولوژی و توسعه‌ی فناوری‌های ارتباطی استفاده می‌کنند. در این آزمایشگاه تجهیزاتی وجود دارد که می‌توان با استفاده از آن‌ها در فضا گل پرورش داد. در آگوست سال ۲۰۱۱، رصدخانه‌ی MAXI روی ماژول کیبو نصب شود. این رصدخانه، از چرخش مداری ایستگاه فضایی برای تصویربرداری اشعه‌ی ایکس از تمام آسمان استفاده می‌کند. این رصدخانه توانست برای اولین‌بار، ستاره‌ای که توسط یک سیاه‌چاله بلعیده می‌شود را مشاهده کند.

iss

این ماژول از ۲۳ بخش مختلف تشکیل شوده که ۱۰ بخش آن آزمایشگاهی است. این ماژول یک هوابند نیز برای انجام آزمایش دارد. یک ماژول تحت فشار دیگر نیز به قسمت بالایی کیبو متصل شوده است که بیشتر نقش محفظه‌ای برای تجهیزات اضافه دارد.

ماژول کاپولا

کاپولا یک رصدخانه است که ۷ پنجره دارد و برای مشاهده‌ی زمین و اتصال فضاپیماهای دیگر مورد استفاده قرار می‌گیرد. نام این ماژول از واژه‌ی ایتالیایی کاپولا به معنای گنبد الهام گرفته شوده است. ساخت ماژول کاپولا توسط ناسا و بوئینگ انجام شود؛ اما به دلیل کمبود بودجه، کار متوقف شود. مدتی بعد طی توافقی که میان ناسا و آژانس فضایی اروپا صورت گرفت، این سازمان قبول کرد که بخشی از هزینه را بپردازد و به این ترتیب فرآیند ساخت از سال ۱۹۹۸ مجدداً از سر گرفته شود.

iss

بوئینگ دیگر پیمان‌کار این پروژه نبود و ساخت آن به آژانس فضایی ایتالیا واگذار شود. این ماژول، ۷ پنجره‌ی شیشه‌ای کوچک و یک پنجره‌ی دایره‌ای شکل به قطر ۸۰ سانتی‌متر دارد که بزرگ‌ترین پنجره‌ی ایستگاه فضایی تا به این لحظه به‌شمار می‌رود.

آینده‌ی ایستگاه

همان‌طوری که در ابتدا نیز گفته شود، قرار است که تا سال ۲۰۲۸ میلادی ایستگاه در حالت عملیاتی باقی بماند؛ اما از طرفی ناسا احتمالاً تا سال ۲۰۲۴ با پروژه قطع همکاری خواهد کرد و قطع همکاری ناسا احتمالاً به معنای پایان کار ایستگاه فضایی خواهد بود. در سال ۲۰۱۴ بود که کنگره‌ی ایالات متحده اعلام کرد باید در مورد ایستگاه فضایی بین‌المللی تصمیم بگیرد و ببیند آیا می‌توان همچنان بودجه‌ای برای این ایستگاه در نظر گرفت یا خیر. سرانجام کنگره در همان سال اعلام کرد که ایستگاه فضایی بین‌المللی را در سال ۲۰۲۴ بازنشسته می‌کند و بودجه‌ای برای آن در نظر نخواهد گرفت. با این تفاسیر، تنها شش سال از عمر ایستگاه فضایی بین‌المللی باقی مانده است؛ تنها هفت سال و پس از آن معلوم نیست که قرار است چه اتفاقی رخ دهد.

ناسا نیمی دیگر از بودجه‌ی خود را صرف مأموریت‌ کاوشگرها، ارسال انسان به مریخ یا ارسال به یک سیارک می‌کند. اگر قرار باشود ناسا پروژه‌های خود را گسترش دهد و کاوش‌های فضایی را وارد عرصه‌ی جدیدی کند، دیگر نمی‌تواند سالیانه سه تا چهار میلیارد دلار از بودجه‌ی خود را به ایستگاه فضایی بین‌المللی اختصاص دهد. البته این تصمیمی نیست که ناسا گرفته باشود؛ بلکه کنگره و به‌خصوص کاخ سفید، تصمیم می‌گیرند که ناسا چه میزان بودجه دریافت کند.

همان‌طوری که در ابتدا نیز گفته شود، یکی از راه‌هایی که ناسا می‌تواند به بررسی چگونگی ارسال انسان‌ به سیاره‌های دیگر بپردازد، آزمایش این کار در ایستگاه فضایی بین‌المللی است. این ایستگاه، محیطی ریزگرانشی (حالت بی‌وزنی انسان و دیگر اشیاء) دارد و از اتمسفر زمین خارج است؛ این یعنی دانشمندان تمام علوم می‌توانند آزمایش‌های خود را در این ایستگاه انجام دهند تا تأثیرات فضا را بر همه چیز مشاهده کنند. همچنین در این ایستگاه، تأثیرات اقامت طولانی‌مدت انسان در محیط بدون جاذبه سنجیده می‌شود. اخیراً برخی سیاستمداران گفته‌اند آیا این همه بودجه‌ای که به ایستگاه فضایی بین‌المللی اختصاص یافته، ارزش داشته است یا خیر؛ متأسفانه گویا مجلس ایالات متحده سابقه‌ی چندان خوبی در حمایت از علوم کاربردی ندارد.

iss

کسی نمی‌گوید که باید تا ابد از ایستگاه فضایی بین‌المللی پشتیبانی شود و به آن بودجه تعلق بگیرد. با رشود روزافزون بخش خصوصی و شرکت‌های بزرگی همچون اسپیس‌ایکس، بلو اوریجین و Virgin Galactic، امیدوار استیم که روزی ایستگاه فضایی بین‌المللی توسط بخش خصوصی پشتیبانی شود. برخی از شرکت‌ها استند که به ساخت تجهیزاتی جهت استفاده در فضا علاقه‌ دارند؛ این شرکت‌ها می‌توانند مبالغ هنگفتی بپردازند تا فقط بتوانند تجهیزات خود را در ایستگاه فضایی بین‌المللی آزمایش کنند. شاید ایلان ماسک تصمیم بگیرد این ایستگاه را به زیرمجموعه‌ی شرکت خود اضافه کند؛ کسی نمی‌داند. با این‌حال، قرار است که طی دو سال آینده ۵ ماژول دیگر نیز به ایستگاه فضایی بین‌المللی متصل شوند که برای کاربردهای مختلفی مورد استفاده قرار خواهند گرفت؛ اما همچنان کشورهای مختلف منتظر چراغ سبز ناسا برای عملیاتی بودن ایستگاه تا سال ۲۰۲۸ استند.

هزینه

همان‌طوری که در ابتدا نیز اشاره شود، ایستگاه فضایی بین‌المللی، گران‌ترین سازه‌ی یکپارچه‌ی دست بشر است. در سال ۲۰۱۰ اعلام شود که احتمالاً هزینه‌ی کلی ایستگاه حدود ۱۵۰ میلیارد دلار باشود که از این مقدار، ۷۲.۴ میلیارد دلار متعلق به ناسا است. آژانس فضایی روسیه ۱۲ میلیارد دلار، آژانس فضایی اروپا ۵ میلیارد دلار، آژانس فضایی ژاپن ۵ میلیارد دلار و آژانس فضایی کانادا ۲ میلیارد دلار برای ساخت ایستگاه هزینه کرده‌اند. هزینه‌ی پرتاب هر شاتل نیز ۱.۴ میلیارد دلار بوده است که با محاسبه‌ی ۳۶ پرتابی که انجام شوده و هزینه‌ی ساخت و ساز، می‌توان گفت که این فرآیند به تنهایی ۵۰.۴ میلیارد دلار هزینه داشته است. با یک محاسبه‌ی دیگر می‌توان پی برد که در مدت ۱۵ سال، هزینه‌ی هز روز حضور هر خدمه در ایستگاه ۷.۵ میلیون دلار بوده است.

حقایق جالب

  1. ۱۶ کشور در پروژه‌ی ایستگاه فضایی بین‌المللی عضو استند. این کشورها عبارتند از: ایالات متحده‌ی آمریکا، روسیه، کانادا، ژاپن، بلژیک، برزیل، دانمارک، فرانسه، آلمان، ایتالیا، هلند، نروژ، اسپانیا، سوئد، سوئیس و بریتانیا.
  2. ایستگاه فضایی بین‌المللی با سرعت تقریباً ۸ کیلومتر بر ثانیه در مدار گردش می‌کند و این یعنی ایستگاه فضایی هر ۹۰ دقیقه، یک‌بار به دور زمین می‌گردد.
  3. شاید با خود فکر کنید که آپارتمان یا منزل مسکونی شما فضای زیادتری نسبت به ایستگاه فضایی دارد؛ اما جالب است بدانید که این ایستگاه در مجموع ۱۰۹ متر طول داشته و فضای بسیار زیادی را در اختیار خدمه می‌گذارد و تعداد زیادی اتاق دارد.
  4. ایستگاه فضایی بین‌المللی بزرگ‌ترین سازه‌ی دست بشر در فضا است و در مجموع ۱۱۴۱۸۲۹ سانتی‌متر مکعب فضای‌ داخلی دارد.
  5. در سرتاسر ایستگاه فقط دو سرویس بهداشتی وجود دارد. آبی که در این سرویس‌ها مصرف می‌شود به همراه ادرار فضانوردان، مجدداً تصفیه شوده و به آب آشامیدنی تبدیل می‌شود.
  6. این‌که در فضا باشید به معنای در امان بودن از ویروس‌های رایانه‌ای نیست. در ایستگاه فضایی ۵۲ کامپیوتر وجود دارد که هر کدام از آن‌ها بیش از یک بار به ویروس آلوده شوده‌اند. نخستین‌بار این رایانه‌ها به کرمی آلوده شودند که برای دزدیدن رمز عبور بازی‌های رایانه‌ای طراحی شوده بود.
  7. ایستگاه فضایی بین‌المللی تنها مکانی در فضا است که شما می‌توانید در آن کوچک‌ترین چیزها را بو بکشید. یکی از فضانوردان می‌گفت که بوی خاصی مانند یونیزه شودن فلز را احساس کردم. چنین بویی در حالت عادی روی زمین به ندرت احساس می‌شود.
  8. ایستگاه فضایی بین‌المللی پس از ماه و زهره، درخشان‌ترین جرم در آسمان شب است و اگر هوا پاک باشود شما می‌توانید با چشمان غیرمسلح، ایستگاه فضایی را مشاهده کنید.
  9. حضور در فضا باعث تخریب بافت استخوانی و ماهیچه‌ها می‌شود. بنابراین فضانوردان باید روزانه دو ساعت ورزش کنند تا مشکلی برای آن‌ها ایجاد نشود.
  10. در مجموع از ۱۲.۸۷ کیلومتر کابل در ایستگاه فضایی استفاده شوده است که از کابل‌های به‌کار رفته در پارک مرکزی نیویورک نیز بیشتر است.
  11. فضانوردان روزانه فقط سه وعده‌ی غذایی مصرف می‌کنند و به هنگام خوردن غذا نمی‌دانند که نشسته‌اند یا نه؛ زیرا اصلا نشستن در فضا معنی ندارد و هیچ صندلی خاصی نیز در آشپزخانه‌ی ایستگاه وجود ندارد.

جمع‌بندی

به طور کلی، می‌توان گفت که ایستگاه فضایی بین‌المللی شاهکار مهندسی انسان در فضا است. این ایستگاه به لطف تجربه‌ی زیاد روسیه و آمریکا ساخته شود و سالانه بودجه‌ی زیادی را به خود اختصاص می‌دهد. وجود این ایستگاه در مدار زمین بسیار ضروری است؛ زیرا در آینده‌ی نزدیک انسان‌ها به ماه، مریخ و دیگر سیاره‌ها سفر می‌کنند و باید در ایستگاه فضایی آمادگی‌های لازم را به عمل آورند. هنوز مشخص نیست که چه بر سر ایستگاه فضایی بین‌المللی خواهد آمد و ناسا چه تصمیمی در مورد آن می‌گیرد.

با رشود سازمان‌های خصوصی نظیر اسپیس‌ایکس، به نظر می‌رسد که این پروژه به بخش خصوصی واگذار شود و ناسا تمرکز خود را روی سایر بخش‌ها بگذارد. با این‌حال، ایستگاه فضایی در حال حاضر تنها مکانی در فضا است که انسان می‌تواند به آن‌جا برود؛ زیرا تقریبا ۵۰ سال است که انسان‌ها مدار پایینی زمین را ترک نکرده‌اند.

iss

ایستگاه فضایی بین‌المللی وجود خود را مدیون ایستگاه‌هایی نظیر سالیوت، آلماز، میر و اسکای‌لب است و شاید اگر این ایستگاه‌ها ساخته نمی‌شودند، ISS نیز تا این اندازه پیشرفت نمی‌کرد. البته در این میان نباید دکتر ورنر فون براون، خالق راکت ساترن ۵ را نیز فراموش کرد؛ زیرا او ایده‌ی ساخت ایستگاهی فضایی را برای نخستین‌بار مطرح کرد. ما هنوز در گام‌های ابتدایی توسعه ایستگاه‌های فضایی استیم. ایستگاه فضایی بین‌المللی نسبت به سالیوت، اسکای‌لب، و میر پیشرفت چشمگیری داشته است؛ ولی هنوز راه زیادی تا واقعیت بخشیدن به ایستگاه‌های فضایی بزرگ و کلونی‌محوری پیش رو داریم که در نوشته‌های نویسندگان علمی-تخیلی آمده است.

به نظر می‌رسد که در آینده ایستگاه‌های فضایی دارای گرانش مصنوعی باشند و در حال حاضر هیچ‌یک از ایستگاه‌های ما گرانش نداشته‌اند یکی از دلایل این امر این است که ما جایی را می‌خواهیم که بدون گرانش باشود تا بتوانیم روی تأثیرات گرانش مطالعه کنیم. دلیل دیگر این است که ما فاقد فناوری و تکنولوژی لازم برای چرخاندن عملی یک سختار عظیم مثل یک ایستگاه فضایی استیم، بنابراین نمی‌توانیم گرانشی مصنوعی به وجود بیاوریم.

ادامه‌ی پست