تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

دانلود آهنگ امو بند حق من نبود

دانلود آهنگ جدید امو بند حق من نبود

و حالا از رسانه هات موزیک ♫ دانلود آهنگ جذاب و شنیدنی حق من نبود از امو باند به همراه تکست و بهترین کیفیت برای شما کاربران عزیز ♫

شعر ، ملودی ، تنظیم قطعه ، میکس و مستر : امو بند

به زودی از رسانه هات موزیک…

دانلود دمو در ادامه مطلب…

Download New Music BY : Emo Band | Haghe Man Nabood With Text And 2 Quality 320 And 128 On Hot-Music

26067550 210557072838955 3377123533485244416 n دانلود آهنگ امو بند حق من نبود

متن آهنگ حق من نبود امو باند

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
دست کم گرفتی عشقمو از دلم جدا شدی●♪♫
با منه دیوونه باز شبیه غریبه ها شدی●♪♫
سرد شدی ازم چه زود این حق من نبود●♪♫

شعر ، ملودی ، تنظیم قطعه ، میکس و مستر : امو بند

1 copy 300x21 دانلود آهنگ امو بند حق من نبود
باورم نمیشه رفتن تو محالِ باورش●♪♫
دل بریدی از منو اشکامو دیدی آخرش●♪♫
سرد شدی ازم چه زود این حق من نبود●♪♫
این حق من نبود●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ امو بند حق من نبود

دانلود دمو در ادامه مطلب…

نوشته دانلود آهنگ امو بند حق من نبود اولین بار در هات موزیک ~ دانلود آهنگ ها پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ روزبه بمانی من حافظم

دانلود آهنگ جدید روزبه بمانی من حافظم

هات موزیکی های عزیر هم اکنون دانلود کنید ♫ آهنگ جذاب و شنیدنی من حافظم با صدای روزبه بمانی به همراه تکست و بهترین کیفیت  ♫

شعر : روزبه بمانی | ملودی : علیرضا افکاری | تنظیم قطعه : اشکان آبرون

Download New Music BY : Roozbeh Bemani | Man Hafezam With Text And 2 Quality 320 And 128 On Hot-Music

Roozbeh Bemani Man Hafezam دانلود آهنگ روزبه بمانی من حافظم

متن آهنگ من حافظم روزبه بمانی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
چشمای تو یعنی دریای سینه ریز یعنی یه برکه با آرایش غلیظ●♪♫
چشمای تو یعنی آیینه ی خودم من بی چشای تو شاعر نمیشدم●♪♫
حستو ازم نگیر که از هوای تو بگم من ترانه خون شدم که از چشای تو بگم●♪♫
چشمای تو غزل سکوت تو یه مثنوی من حافظم اگه ترانمو تو بشنوی●♪♫

وقتی کنارمی از زندگی پرم از بس کنار تو دور از تصورم●♪♫

شعر : روزبه بمانی

1 copy 300x21 دانلود آهنگ روزبه بمانی من حافظم

ملودی : علیرضا افکاری
جز تو خیال تو سفر نمیکنم زیباتر از تورو باور نمیکنم●♪♫
حستو ازم نگیر که از هوای تو بگم من ترانه خون شدم که از چشای تو بگم●♪♫
چشمای تو غزل سکوت تو یه مثنوی من حافظم اگه ترانمو تو بشنوی●♪♫
حستو ازم نگیر که از هوای تو بگم من ترانه خون شدم که از چشای تو بگم●♪♫
چشمای تو غزل سکوت تو یه مثنوی من حافظم اگه ترانمو تو بشنوی●♪♫

تنظیم قطعه : اشکان آبرون

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ روزبه بمانی من حافظم

نوشته دانلود آهنگ روزبه بمانی من حافظم اولین بار در هات موزیک ~ دانلود آهنگ ها پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ سهیل جامی تبریک میگم

دانلود آهنگ جدید سهیل جامی تبریک میگم

همین حالا دانلود کنید و لذت ببرید ♫ آهنگ زیبا و شنیدنی تبریک میگم از سهیل جامی به همراه تکست و بهترین کیفیت از رسانه هات موزیک ♫

Download New Music BY : Soheil Jami | Tabrik Migam With Text And 2 Quality 320 And 128 On Hot-Music

Soheil Jami Tabrik Migam دانلود آهنگ سهیل جامی تبریک میگم

متن آهنگ تبریک میگم سهیل جامی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
چقد بیراهه رفتی پات نشستم خطا کردی و من چشمامو بستم●♪♫
میتونستم بریزم آبروتو ولی حتی نیاوردم به روتو●♪♫
تو خواستی آرزوهامون بمیره جدایی بینمون بالا بگیره●♪♫
خودم بالو پرت دادم نگو نه حالا از چشمت افتادم نگو نه●♪♫
تبریک بهت میگم از زندگیت میرم قلبم شکست یک عمر از دست تو بی رحم●♪♫
تبریک بهت میگم از زندگیت میرم من برعکس تو اما بد پشتت نمیگم دارم میرم●♪♫

1 copy 300x21 دانلود آهنگ سهیل جامی تبریک میگم
همیشه نقش اول توی زندگیم تو بودی تو بودی تو بودی●♪♫
نگو سخته برات از خاطرت میرم به زودی به زودی به زودی●♪♫
میخوام تمرین کنم شاید فراموشی بگبرم بگیرم بگیرم●♪♫
از این لحظه تو هر جمعی تو باشی من نمیرم نمیرم نمیرم●♪♫
تبریک بهت میگم از زندگیت میرم قلبم شکست یک عمر از دست تو بی رحم●♪♫
تبریک بهت میگم از زندگیت میرم من برعکس تو اما بد پشتت نمیگم دارم میرم●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ سهیل جامی تبریک میگم

نوشته دانلود آهنگ سهیل جامی تبریک میگم اولین بار در هات موزیک ~ دانلود آهنگ ها پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

پهنای باند چیست و ماهانه به چه مقدار از آن نیاز داریم

پهنای باند اینترنت مفهوم آشنایی است؛ اما واقعا چه پهنای باندی می‌تواند انتظارات یک کاربر عادی را برآورده کند؟

همه پهنای باند را مترادف با سرعت اینترنت می‌دانند. هرچه پهنای باند بیشتر باشود، اینترنت سریع‌تر است. درست است که سرعت اینترنت با پهنای باند ارتباط دارد؛ ولی شما باید با مفهوم سرعت درهنگام ارسال و دریافت اطلاعات به‌صورت آنلاین یا روند send & recieve بیشتر آشنا شوید.

وقتی درمورد سرعت ماشین صحبت می‌کنیم، منظور سرعت آن برحسب مایل یا کیلومتر بر ساعت است. درمورد پهنای باند هم همین‌گونه است؛ با این تفاوت که واحدهای آن با واحدهای سرعت خودرو متفاوت‌ است. پهنای باند مقدار اطلاعاتی است که در یک ثانیه ارسال یا دریافت می‌شود.

مقاله‌ی مرتبط:

اطلاعات دیجیتال به‌صورت بیت ذخیره و منتقل می‌شود و پهنای باند هم در قالب مگابیت‌ برثانیه سنجیده می‌شود؛ مثلا ۶۰ مگابیت‌ بر ثانیه که معادل ۶۰ میلیون بیت است. مگابیت واحد استاندارد اندازه‌گیری پهنای باند برای شبکه‌های پهن‌باند است؛ اما شبکه‌های اترنت می‌توانند سرعت بیشتری داشته باشند و واحد استاندارد پهنای باند آن‌ها گیگابیت‌ بر ثانیه است. برخی‌ از شبکه‌های پهن‌باند (برودباند) مخصوصا آن‌هایی که از کابل‌های فیبر نوری استفاده می‌کنند، می‌توانند از سرعت‌هایی در مقیاس گیگابیت‌‌ بر‌ ثانیه پشتیبانی کنند.

اینترنت کند در برابر اینترنت سریع

کند یا سریع‌‌ بودن اتصالات اینترنت با سرعت آن‌ها مشخص می‌شود؛ مثلا اینترنت ۴ مگابیت‌ بر ثانیه از اینترنت ۲۰ مگابیت‌ بر ثانیه کندتر است. اعداد به‌راحتی می‌توانند نمایان‌گر کندی یا سریع‌بودن اینترنت باشند؛ اما از نظر فنی وقتی شما دارای اینترنت سریع باشید چه اتفاقی می‌افتد؟ بیایید دوباره سراغ مثال سرعت خودرو برویم. فرض کنید جاده‌ای یک‌طرفه با دو لاین سرعت داریم. ترافیک می‌تواند به‌طور همزمان در هر دو لاین وجود داشته باشود. اگر جاده گسترش پیدا کند و دو لاین دیگر اضافه شود، سرعت حرکت ترافیک ۲ برابر سریع‌تر خواهد شود (بافرض اینکه تمامی ماشین‌ها با سرعت یکسانی درحرکت باشند). پهنای باند هم همین‌گونه است. وقتی پهنای باند شما ۴ مگابیت برثانیه باشود، ۱۲۰ میلیون بیت متحرک در ثانیه دارید و وقتی پهنای باند ۲۰ مگابیت‌ بر ثانیه باشود، ۱۲۰۰ میلیون بیت متحرک در ثانیه خواهید داشت.

مقاله‌ی مرتبط:

مثال دیگر برای توضیح پهنای باند، شیر آب است. اگر شیر آب را تا نیمه باز کنید، سرعت بیرون آمدن آب نصف خواهد بود (اینترنت کند) و اگر شیر را تماما باز کنید، سرعت بیرون آمدن آب سریع‌تر خواهد شود (اینترنت سریع).

سرعت اینترنت بر نحوه‌ی استفاده‌ی آن نیز تأثیر می‌گذارد. مثلا اگر تنها دو دستگاه به یک اینترنت وصل شوند، پهنای باند کم هم می‌تواند پاسخگوی تمامی نیازهای آن‌ها باشود؛ ولی اگر تعداد دستگاه‌های متصل زیاد شود و هدفتان وصل شودن‌ به نت‌فلیکس یا انجام بازی به‌صورت آنلاین باشود، به‌ مشکل بر‌خواهید خورد و به اینترنت سریع‌تر نیاز خواهید داشت.

 پهنای باند و ظرفیت داده‌ها

ظرفیت داده‌‌ی پهنای باند شما همیشه از طرف رساننده‌های خدمات اینترنتی (ISP) و شبکه‌ی داده‌ی شما مشخص می‌شود. ظرفیت داده، مقدار اطلاعات ارسالی در طول یک مدت‌زمان مشخص را محدود می‌کند. این دوره‌ی زمانی که معمولا یک ماه است، با توجه‌ به نرخ صورت‌ حساب شما تعیین می‌شود و میزان اطلاعات ارسالی و دریافتی شما را مشخص می‌کند. 

به‌خاطر داشته باشید که پهنای باند ضرورتا انتقال اطلاعات در سرعتی مشخص است. ISP-ها و شبکه‌های داده به‌ سه دلیل داده‌ها را ظرفیت‌بندی می‌کنند:

  • برای جلوگیری‌ از تراکم شبکه
  • برای جلو‌گیری‌ از استفاده‌ی نامناسب یا غیر اخلاقی از شبکه
  • برای کسب درآمد بیشتر با بالا بردن قیمت طرح‌های داده با ظرفیت بالاتر

درمورد ظرفیت‌ داده‌ها همیشه پای کسب‌وکار و پول درمیان است؛ ولی اگر ظرفیت‌ها معقول باشند پولی بودن آن‌ها اشکالی ندارد. ISP-ها و شبکه‌های داده، اجاز‌ه‌ی استفاده‌ از ظرفیت باقی‌مانده در دوره‌ی بعدی را به‌ شما می‌دهند.

ظرفیت داده‌ی ۸۰ گیگابایت به‌ ازای هر ماه، به این معنا است که شما می‌توانید هر ماه ۸۰ گیگابایت داده دانلود کنید. اگر شما از ۸۰ گیگابایت بیشتر دانلود کنید، باید هزینه‌ی دانلود اضافه را بپردازید. لازم‌ به ذکر است که سرعت پهنای باند و ظرفیت داده تنها منحصر به دانلود نیست و آپلود را نیز شامل می‌شود. سرعت آپلود برای کاربران خانگی اهمیت زیادی ندارد؛ ولی برای کسب‌وکارهایی که مقدار زیادی داده آپلود می‌کنند مهم است؛ مثلا کسب‌وکارهایی که از داده‌های زیادی بک‌آپ می‌گیرند. به‌همین خاطر طرح‌های اینترنتی کاربران خانگی با کاربران شرکتی متفاوت است.

پهنای باند

 پهنای باند و بی‌طرفی شبکه

در حال حاضر بی‌طرفی شبکه موضوع داغی است و شاید برای شما سؤال پیش بیاید که این مقوله چه ارتباطی‌ با پهنای باند دارد. فعلا دسترسی‌ به تمامی اینترنت، یعنی تمامی مواردی که دانلود یا آپلود می‌کنید یکسان است؛ بدین معنا که سرعت دانلود یک فایل ضمیمه‌ی ایمیل یا تماشای ویدیویی در نت‌فلیکس یکسان است. ISP-های شما هیچ واکنشی نسبت‌ به محتوا نشان نمی‌دهند و سرعت دریافت یا انتقال تمامی داده‌ها برای شما یکسان است. این ساده‌ترین تعریف از بی‌طرفی شبکه است.

وقتی بی‌طرفی شبکه محدود شود، ISP-ها با توجه‌ به محتوای مصرفی کاربر، پهنای باند را کنترل می‌کنند. یعنی اگر سرعت ۲۰ مگابیت برثانیه باشود، می‌توانید از همین سرعت برای باز کردن یا دانلود ضمیمه‌ی ایمیلتان استفاده کنید؛ ولی وقتی بخواهید ویدیویی در نت‌فلیکس تماشا کنید، شرکت خدمات‌دهنده‌ی اینترنت سرعت شما را کاهش می‌دهد؛ چراکه در حال دانلود از آن سایت استید. برای استریم یک رسانه باید پول بیشتری بپردازید یا به‌عبارت دیگر، طرح داده‌ی متفاوت یا جداگانه‌ای بخرید.

ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ محسن چاوشی و سینا سرلک دل ای دل

دانلود آهنگ جدید محسن چاوشی و سینا سرلک دل ای دل

سوپرایز سایت هات موزیک برای این ساعت شما کاربران گرامی ♫ دانلود آهنگ بسیار زیبای دل ای دل با صدای محسن چاوشی و سینا سرلک به همراه تکست و بهترین کیفیت ♫

شعر : باباطاهر | ملودی : محست چاوشی | تنظیم قطعه : شهاب اکبری

Download New Music BY : Mohsen Chavoshi Ft. Sina Sarlak | Del Ey Del With Text And 2 Quality 320 And 128 On Hot-Music

Mohsen Chavoshi Ft دانلود آهنگ محسن چاوشی و سینا سرلک دل ای دل

متن آهنگ دل ای دل محسن چاوشی و سینا سرلک

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
غمو درد دل مو بی حسابه خدا دونه دل از هجرت کبابه●♪♫
بنازم دست و بازوی تو صیاد بکش مرغ دلم بالله ثوابه●♪♫
سیاهی دو چشمانت مرا کشت درازی دو زلفونت مرا کشت●♪♫
به قتلم حاجت تیر و کمان نیست خم ابرو و مژگونت مرا کشت●♪♫

ای دل داد و بیداد ای وای ●♪♫

1 copy 300x21 دانلود آهنگ محسن چاوشی و سینا سرلک دل ای دل
اگر یار مرا دیدی به خلوت بگو ای بی وفا ای بی مروت●♪♫
گریبانم ز دستت چاک چاکت نخواهم دوخت تا روز قیامت●♪♫
چرا آزرده حالی ای دل ای دل همه فکر و خیالی ای دل ای دل●♪♫
بسازم خنجری دل را برارم ببینم تا چه حالی ای دل ای دل●♪♫
چرا افسرده حالی ای دل ای دل همه فکر و خیالی ای دل ای دل●♪♫
بسازم خنجری دل را برارم ببینم تا چه حالی ای دل ای دل●♪♫

1 copy 300x21 دانلود آهنگ محسن چاوشی و سینا سرلک دل ای دل
دلا از دست تنهایی به جونم ز آه و ناله ی خود در فغونم●♪♫
شبان تار از درد جدایی کنه فریاد مغز استخونم●♪♫
ز بوی زلف تو مفتونم ای گل ز رنگ روی تو دلخونم ای گل●♪♫
من عاشق ز عشقت بی قرارم تو چون لیلی و من مجنونم ای گل●♪♫
دو زلفونت گرم تار ربابم چه میخواهی ازین حال خرابم●♪♫
تو که با مو سر یاری نداری چرا هر نیمه شو آیی بخوابم●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ محسن چاوشی و سینا سرلک دل ای دل

نوشته دانلود آهنگ محسن چاوشی و سینا سرلک دل ای دل اولین بار در هات موزیک ~ دانلود آهنگ ها پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

نخستین تهویه هوای شخصی دنیا- مجله آنلاین ساخت و ساز





به گزارش Consbank، این معجزه کوچک و شیک در محیط زندگی و کار شما هوایی سبک و بسیار آرامبخش فراهم می‌کند. تنظیم دما و رطوبت و همچنین زدودن آلاینده‌های محیطی از محوری‌ترین توانمندی‌های این مکعب جذاب است.

اواپولار بر خلاف نمونه‌های مشابه در خانه‌ها که با استفاده از باد‌های مستقیم هوای محیطی را بهبود می‌بخشود، با پخش قطرات آب بسیار خنک در هوا به شکلی کاملا طبیعی بر جو کلی تأثیر می‌گذارد. ایجاد رطوبت طبیعی و مطبوع علاوه‌بر کاهش آلاینده‌ها همچنین برای سلامتی نیز توصیه می‌شود.

استفاده از این دستگاه کاملاً راحت و با اتصال به برق شهری و همچنین به کمک باتری شارژی داخل آن مورد استفاده قرار می‌گیرد.

تنها کافی است اندکی آب داخل محفظه ریخته و دستگاه روشن شود تا با استفاده از فیلتر‌های مطبوع محیطی سالم برای کاربر محیا شود.






محسن فاتحی

فوق لیسانس ارتباطات


ادامه‌ی پست

نخستین مبل اینترنت چیزها- مجله آنلاین ساخت و ساز





به گزارش Consbank، کارلو‌ راتی (Carlo Ratti) معمار و طراح برجسته ایتالیایی سامانه‌ای بسیار جالب بنا کرده است که بر اساس آن قطعات هم‌اندازه و همسان مبل‌ها در کنار یکدیگر ترکیباتی جدید پدید می‌آورد.

کاربر با استفاده از اپلیکیشن این مبل‌ها می‌تواند نحوه چینش و قرارگرفتن آن‌ها در کنار یکدیگر را مطابق با شرایط و خواسته خود منظم کند. این نخستین مبلمان خانگی و اداری است که با اتصال به اینترنت و شبکه بی‌سیم قابل کنترل و نظارت است.

به کمک سامانه تعاملی این مبل‌های کوچک، سطح ارتفاع و عرض محل نشستن مبل‌ها قابل تنظیم بوده و این در حالی است که تمام واحد‌های این سامانه با یکدیگر شبکه‌ای تشکیل می‌دهند تا در شکل چینش کلی ناهماهنگی روی ندهد.

نخستین مبل اینترنت چیزها






طراح گرافیک و کارشناس تولید محتوا


ادامه‌ی پست

کارگران جهانی- مجله آنلاین ساخت و ساز

به گزارش Consbank، سامانه اکسو‌اسکلتون (Exoskeleton) بر پایه استخوان‌بندی خارجی است و به‌منظور کاهش مصرفی انرژی کارگران و همچنین ارتقای سطح امنیت آنان حین فعالیت‌های روزانه بهره‌برداری می‌شود.

کارگران جهانی

سازوکار اصلی اکسو‌اسکلتون که نمونه نظامی آن آزمایش‌های موفقیت‌آمیزی را پشت سر گذاشته است، بر اساس کنترل وزن کاربر و ابزار در دست اوست. طبق ساختار این ابزار شگفت‌آور، مجموع وزن کارگر و ابزارآلات دست او به زمین منتقل می‌شود و این در حالی است که در نمونه‌های پیشرفته اکسو‌اسکلتون امکان نگه‌داشتن چند ابزار در آن واحد نیز پیش‌بینی شوده است.

هارمونی فوق‌العاده این وسیله با حرکت‌ و واکنش‌های متنوع بدن انسان اجازه می‌دهد تا کارگران در هر شرایط کاری از تمام امکانات و توانمندی‌های آن بهره‌مند شوند. استفاده راحت و وزن نه چندان زیاد از دیگر امتیاز‌های اکسو‌اسکلتون از کمپانی فورتیس است. پوشیدن این وسیله کمتر از یک دقیقه زمان می‌برد و نیازی به کمک و یاری دیگران نیست.

در همین رابطه بیرون آمدن کارگر از دستگاه نیز بسیار راحت و سریع است تا حین بروز حادثه، فرد به‌سرعت مکان را ترک کند. طبق آمار کمپانی فورتیس استفاده از این ابزار کارایی و راندمان روزانه کارگر را ۲۰ برابر افزایش خواهد داد که در برابر قیمت دستگاه و نتیجه‌ای که در مجموع پروژه خواهد داشت، رقم چندانی به نظر نمی‌رسد.

در حال حاضر نمونه‌های متعددی در قالب پکیج‌های گوناگون برای عرضه در بازار آماده است که در هریک تجهیزات گوناگون امنیتی، اجرایی و رفاهی پیش‌بینی شوده است.

ادامه‌ی پست

بررسی هواوی P20 Pro – پارس تبلیغ

هواوی را می‌توان از معدود شرکت‌های فعال در حوزه‌ی فوق رقابتی و متراکم گوشی‌های هوشمند دانست که به‌صورت پیوسته در مسیر تکامل قدم برمی‌دارد و همه‌ساله پیشرفت‌هایی را در محصولات خود به‌وجود می‌آورد؛ شرکتی که در سال‌های نه‌چندان دور، تنها متمرکز به محصولات پایین‌رده و میان‌رده بود، اکنون پرچم‌داران شایسته‌ای را روانه‌ی بازار می‌کند که در تمامی زمینه‌ها، چه توان پردازشی، چه طراحی، چه عملکرد دوربین، به‌خوبی می‌توانند با همتایان خود رقابت کنند. هواوی سال گذشته در راستای همگام شودن با سایر شرکت‌ها در زمینه‌ی استفاده از نمایشگرهایی کشیده با حاشیه‌های باریک، فبلت خوش‌ساخت میت ۱۰ پرو را از سری Mate روانه‌ی بازار کرد و در سال ۲۰۱۸ نیز این روند را با مجاهدت و جدیت بیشتری ادامه می‌دهد.

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

کمتر از دو هفته‌ی پیش، پایتخت فرانسه، میزبان رویدادی بود که طی آن، هواوی در حضور خبرنگارانی از سراسر دنیا، نسل جدید گوشی‌های هوشمند بالارده‌ی سری P را با نام‌های هواوی P20 و هواوی P20 Pro رونمایی کرد. چینی‌ها همانند بسیاری از شرکت‌های تولیدکننده‌ی گوشی‌های اندرویدی، با الهام‌گرفتن از رقیب کوپرتینونشین‌ خود، تغییرات فاحشی را در زبان طراحی پی ۲۰ و پی ۲۰ پرو به‌وجود آورده‌اند؛ تغییراتی که شاید فاحش‌ترین‌ آن‌ها، بریدگی لبه‌ی بالای نمایشگر باشود؛ البته محصولات بالارده‌ی هواوی از لحاظ عملکرد سخت‌افزاری و دوربین نیز نسبت به گذشته ارتقاء یافته‌اند؛ به‌عنوان مثال پی ۲۰ پرو نخستین گوشی هوشمند تجاری دنیا محسوب می‌شود که از دوربین سه‌گانه بهره می‌برد؛ دوربینی که با اختلافی فاحش، بالاترین امتیاز وب‌سایت DxOMark را نیز نصیب این گوشی کرده است. 

پی ۲۰ پرو با قابلیت‌های متنوع، طراحی فوق‌العاده چشم‌گیر و دوربین سه‌گانه‌ی خود، نوید تجربه‌ی کاربری دلچسبی را می‌دهد و به‌نظر رقیبی شایسته برای همتایان قدرتمند خود می‌رسد؛ اما این گوشی در دنیای واقعی چگونه عمل می‌کند و تا چه اندازه قابل اتکا است؟ P20 Pro با گذشت حدود دو هفته از زمان رونمایی، در اختیار پارس تبلیغ قرار دارد، پس با ما همراه باشید تا با زیر و بم گوشی مورد انتظار Huawei P20 Pro آشنا شویم و قابلیت‌های مختلف آن را زیر ذره‌بین قرار دهیم.

پی ۲۰ پرو توسط دفتر هواوی در ایران برای بررسی در اختیار پارس تبلیغ قرار گرفته است.

مشخصات فنی

طراحی

۲۰۱۷ سالی بود که در آن پروژه‌ی استفاده از نمایشگرهای کشیده با حاشیه‌های باریک، به‌صورت گسترده در صنعت گوشی‌های هوشمند کلید خورد؛ روندی که برای نخستین‌بار غول‌های کره‌ای این حوزه با گوشی‌های ال‌جی جی ۶ و سامسونگ گلکسی اس ۸ پیش گرفتند و در ادامه سایر شرکت‌های تولیدکننده نیز بدان گرویدند؛ اما در اواخر سال گذشته‌ی میلادی بود که اپل با رونمایی از آیفون ۱۰، زمینه‌‌ساز شکل‌گیری اسلوبی نو شود که در آن نمایشگر به‌واسطه‌ی حذف‌شودن حاشیه‌های بالا و پایین تا حد ممکن به سمت لبه‌‌های گوشی رانده می‌شود.

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

اپل برای دستیابی به چنین طرحی، به‌ناچار دوربین سلفی، اسپیکر مکالمه و FaceID را درون زبانه‌‌ای باریک جای داد که از طریق ایجاد بریدگی در لبه‌ی بالای نمایشگر حاصل شوده بود؛ بدین ترتیب، زبانه یا ناچ به ترند نخست دنیای گوشی‌های هوشمند در سال ۲۰۱۸ بدل شود و در ادامه، بسیاری از شرکت‌های دیگر نیز استفاده از آن را در محصولات خود آغاز کردند؛ البته باید خاطرنشان کرد که اسنشال پیش از هر شرکت دیگری، محصولی را با ایجاد بریدگی در نمایشگر روانه‌ی بازار کرد؛ اما بی‌شک، آیفون ۱۰ زمینه‌ساز گسترش استفاده از چنین طرحی شود. صرف‌نظر از زشت یا زیبا بودن ناچ، این بریدگی‌های کوچک برای مدتی – حداقل تا زمانی که فناوری کارگذاری دوربین سلفی در زیر نمایشگر توسعه داده شود – مهمان گوشی‌های هوشمند ما خواهند بود.

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

نسل جدید گوشی‌های پرچم‌دار سری P نیز از زبان طراحی مشابهی تبعیت می‌کند؛ به‌طوری که بی‌شک پس از باز کردن جعبه‌ی هواوی P20 یا هواوی P20 Pro، زبانه‌ی کوچک بالای نمایشگر پیش از هر چیز دیگری نظر شما را به خود جلب خواهد کرد. زبانه‌ی پی ۲۰ پرو پهنای به‌مراتب کم‌تری نسبت به بریدگی نمایشگر آیفون ۱۰ دارد؛ چرا که برخلاف پرچم‌دار کوپرتینو، چینی‌ها ماژولی را برای اسکن سه‌بعدی چهره‌ی کاربر در این این زبانه کار نگذاشته‌اند و در داخل آن، از چپ‌به‌راست، اسپیکر مکالمه، سنسور مجاورت / نور محیطی و دوربین سلفی جای دارند. نمایشگر ۶.‍۱ اینچی پی ۲۰ پرو با گوشه‌های گرد خود در طرفین و لبه‌ی بالا حاشیه‌های بسیار باریکی دارد و تا حد قابل توجهی به سمت لبه‌های فیزیکی گوشی پیشروی کرده است.

آنچه از یکپارچگی، هماهنگی و البته تقارن طراحی نمای جلوی پی ۲۰ پرو می‌کاهد، حاشیه‌ی پایین نسبتا قطوری است که از حسگر اثر انگشت گوشی میزبانی می‌کند، بهتر بود که چینی‌ها همانند میت ۱۰ پرو، این حسگر را به پنل پشتی گوشی انتقال می‌دادند و بدین ترتیب نمایشگر تمام سطح گوشی را به خود اختصاص می‌داد. نمایشگر پی ۲۰ پرو ۸۱.۹ درصد از پنل جلو (در قیاس با نسبت ۸۲.۹ درصدی آیفون ۱۰) را پوشانده است، پوشش شیشه‌‌ی ۳D نمایشگر، انحنا‌های ظریفی را در لبه‌های آن به‌وجود می‌آورد که باعث می‌شود تا سوایپ از کناره‌های گوشی با لذت خاصی همراه باشود.

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

پی ۲۰ پرو با ابعاد ۷.۸ × ۷۳.۹ × ۱۵۵ میلی‌متری و وزن ۱۸۰ گرمی خود، کوتاه‌تر، باریک‌تر و سبک‌تر از گلکسی اس ۹ پلاس است، از این رو کار کردن با پرچم‌دار ۶.۱ اینچی چینی‌ها به‌ندرت به یاری دست دوم نیاز دارد. هواوی طراحی فلزی نسل پیشین را در سال ۲۰۱۸ کنار گذاشته و آن را در پی ۲۰ و پی ۲۰ پرو با طراحی مبتنی بر فلز و شیشه، عنصر موفق این روزهای دنیای گوشی‌های هوشمند جایگزین کرده است. Huawei P20 Pro ساختار مستحکمی دارد و چینی‌ها موفق به دریافت گواهی IP67 از مؤسسه‌ی IEC برای آن شوده‌اند، بدین مفهوم که گوشی در برابر گردوغبار مقاوم است و می‌تواند به‌‌مدت ۳۰ دقیقه، فشار آب در عمق یک متری را تحمل می‌کند.

پنل شیشه‌ای و مسطح پی ۲۰ پرو در دل فریمی فلزی، براق و هم‌رنگ با بدنه جای گرفته است و این دو المان به‌زیبایی با یکدیگر پیوند خورده‌اند، از سوی دیگر انحنای موجود در لبه‌های پنل ۳D پشتی در ترکیب با فریم منحنی‌شکل گوشی، ضمن ایجاد ساختاری یکپارچه‌، قرارگیری راحت آن در دست کاربر را ممکن می‌کند؛ به‌طوری که به‌ندرت حس سُر خوردن پی ۲۰ پرو، به او دست می‌دهد. خاطرنشان می‌کنیم که پی ۲۰ پرو نیز همانند هر گوشی شیشه‌ای دیگری، مستعد جذب لک و اثر انگشت است، ضمن اینکه براق بودن رنگ این دستگاه باعث می‌شود تا آثار لک بیش از پیش به چشم بخورند؛ بنابراین چنانچه به این موضوع حساس استید، حتما باید دستمال میکروفایبری را نیز همراه داشته باشید!

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

طراحی خاص با الهام از شفق شمالی

پنل پشتی براق پی ۲۰ پرو از سه ماژول دوربین در کنار فلش LED و لوگوی براق هواوی میزبانی می‌کند. دوربین سه‌گانه‌ی Huawei P20 Pro با چینشی عمودی، در گوشه‌ی سمت چپ پنل پشتی قرار دارند و به‌میزان قابل توجهی از سطح گوشی بیرون زده‌اند؛ به‌طوری که در وضعیت قرارگیری پی ۲۰ پرو روی میز، گوشی لق می‌زند و استفاده از آن در چنین شرایطی کمی دشوار می‌شود؛ اما بی‌شک آنچه زیبایی P20 Pro را دوچندان می‌کند، رنگ بسیار خاص و منحصربه‌فرد این محصول، موسوم به Twilight است، چینی‌ها این رنگ را با به‌کارگیری چندین لایه‌ی پوشش نوری NVMC زیر پنل پشت پی ۲۰ و پی پرو خلق کرده‌اند و در نتیجه‌ی آن، حین تابش نور، گرادیانی از رنگ‌های رنگ‌های بنفش و آبی با آثاری از رنگ سبز، روی سطح گوشی نقش می‌بندد؛ ما نمونه‌ی چنین رنگی را پیش از این در هیچ محصول دیگری تجربه نکرده بودیم؛ اما امیدواریم که در آینده، تولیدکنندگان بیشتری با اتخاذ راهکاری مشابه، بر جذابیت محصولات خود بیافزایند. پرچم‌داران جدید هواوی علاوه‌بر Twilight در رنگ‌های مشکی، آبی و رزگلد نیز روانه‌ی بازار خواهند شود.

فریم فلزی پی ۲۰ پرو در لبه‌ی سمت راست از کلیدهای کنترل حجم صدا و پاور میزبانی می‌کند، این کلیدها فلزی استند و فشردن آن‌ها بازخورد بسیار لذت‌بخشی را به‌همراه دارد، ضمن اینکه روی کلید پاور، نوار باریکی به رنگ قرمز حک شوده است تا به‌راحتی بتوان آن را از کلید کنترل صدا تشخیص داد. در لبه‌ی سمت چپ گوشی درگاه سیم‌کارت به‌چشم می‌خورد که تنها محل یک سیمکارت در آن وجود دارد و متاسفانه خبری از پشتیبانی کارت حافظه نیز نیست. لبه‌ی بالایی گوشی تنها یک میکرون، پورت مادون قرمز و دو نوار آنتن کوچک را دربردارد. لبه‌ی پایین پی ۲۰ پرو از پورت USB-C، دو نوار آنتن و دو دریچه‌ی اسپیکر میزبانی می‌کند که البته تنها یکی از آن‌ها اسپیکری را در پسِ خود دارد و نمونه‌ی دیگر، نقش میکروفون مکالمه را ایفا می‌کند. 

نمایشگر

طبق پیش‌بینی‌ها استفاده از نمایشگرهای اولد در سال ۲۰۱۸ به رشود خود ادامه خواهد داد به طوری که سازندگان پنل‌‌های سایز کوچک به دنبال راه‌اندازی کارخانه‌های جدیدی برای تولید چنین نمایشگرهایی استند. نمایشگرهای اولد در طول سالیان گذشته با برطرف شودن برخی ایرادات بنیادی در آن‌ها به نمونه‌هایی عالی در زمینه روشنایی، کنتراست، نمایش رنگ مشکی، زاویه‌ی دید و مصرف تبدیل شودند. تقریبا تمام بزرگان دنیای گوشی‌های هوشمند به استفاده از این نمایشگرها در پرچمدرانشان روی آورده‌اند و معدود شرکت‌های باقی مانده نیز برای مهاجرت به این تکنولوژی برتر برنامه‌ریزی کرده‌اند. هواوی از سال‌های پیش استفاده از پنل اولد در پرچمداران خود را آغاز کرده است و امسال نیز پی ۲۰ پرو از چنین نمایشگری میزبانی می‌کند. همانند نمایشگر آیفون ۱۰، پنل اولد استفاده شوده P20 Pro نیز توسط سامسونگ ساخته شوده است.

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

نمایشگر اولد استفاده در پی ۲۰ پرو با قطر ۶.۱ اینچی خود نزدیک به ۸۲ درصد از سطح جلوی گوشی را پوشانده است. این نمایشگر اولد رزولوشنی معادل ۲۲۴۴ در ۱۰۸۰ و طبق انتظار پیکسل‌هایی با چینش پنتایل دارد؛ هواوی در سال‌های اخیر بارها بر کافی بودن رزولوشن فول اچ‌دی برای گوشی‌های نسل حاضر تاکید کرده است. تراکم ۴۰۸ پیکسل بر اینچ نمایشگر پی ۲۰ پرو شاید روی کاغذ نسبت به برخی پرچمداران کم به نظر برسد اما در عمل و استفاده‌ی عادی کوچک‌ترین خللی در تجربه‌ی لذت‌بخش کاربر از نمایشگر ایجاد نخواهد کرد؛ تراکم پیکسل بالاتر از ۵۰۰ تنها در هنگام مشاهده‌ی محتوای واقعیت مجازی با گوشی برتری خود را به رخ خواهند کشید. هواوی برای نمایشگر امولد ۱۸.۷ به ۹ پی ۲۰ پرو نیز به واسطه‌ی گسترده و بدون حاشیه بودن آن نام «FullView Display» را برگزیده است. هواوی به منظور کاهش مصرف انرژی توسط نمایشگر، قابلیت تغییر رزولوشن را در تنظیمات گوشی گنجانده است؛ در صورت فعال بودن حالت اسمارت رزولوشن گوشی به صورت خودکار در مواقع لازم رزولوشن را کاهش داده و شارژدهی گوشی را افزایش می‌دهد.

نمایشگری روشن و هم‌سنگ با بهترین‌ها

همانند بررسی‌‌های پیشین، نمایشگر پی ۲۰ پرو را از نظر دقت رنگ و روشنایی مورد بررسی قرار دادیم. در تست‌های ما روشنایی نمایشگر در حالت دستی به ۵۶۵ نیت و در حالت خودکار به ۸۱۳ نیت رسید که کاملا برای یک گوشی رضایت‌بخش است؛ حداکثر روشنایی در صورت دریافت نور شودید توسط سنسور نور دستگاه به دست می‌آید. پی ۲۰ پرو از نظر حداکثر روشنایی نمایشگر بهترین پرچمدار بازار نیست ولی قطعا در بین بهترین‌ها قرار می‌گیرد؛ در مقام مقایسه باید گفت عملکرد گوشی در این بخش تقریبا مشابه میت ۱۰ پرو است. رنگ مشکی طبق انتظار عالی به نمایش در می‌آید و مشکلی از نظر نشت نور نیز در گوشی مشاهده نمی‌شود. در فضای باز و زیر نور مستقیم خورشید نمایشگر خوانایی خود را حفظ می‌کند با این حال بهترین نمونه‌ی مورد بررسی ما به شمار نمی‌رود. برای مقایسه‌ی روشنایی و کنتراست نمایشگر پی ۲۰ پرو با رقبا از جدول زیر استفاده کنید:

روشنایی نمایشگر White, 0% Black, 100%, Manual White, 100%, Manual Black, 100% Auto White, 100%, Auto Max Native Contrast
Huawei P20 Pro ۳٫۴۲ ۰ ۵۶۵ ۰ ۸۱۳
+Galaxy S9 ۲٫۲ ۰ ۶۲۵ ۰ ۱۰۴۳
Galaxy S9 ۲٫۴ ۰ ۶۴۵ ۰ ۱۱۱۵
Oneplus 5T ۲٫۵ ۰ ۶۴۳ ۰ ۶۴۴
Galaxy A8+ 2018 ۲٫۵۳ ۰ ۵۶۸ ۰ ۷۹۵
Galaxy A8 2018 ۲٫۶۰ ۰ ۵۷۰ ۰ ۷۶۳
Honor 9 ۲٫۴۸ ۳٫۸۷ ۴۷۹ ۳٫۸۷ ۴۸۰ ۱۲۴
Mate 10 Pro ۲٫۲۶ ۰ ۶۰۵ ۰ ۸۵۰
Nokia 8 ۱٫۸۱ ۱٫۱۱ ۵۵۲ ۱٫۱۳ ۵۵۹ ۴۹۷
iPhone X ۲٫۴۳ ۰ ۷۵۰ ۰ ۹۳۰
Mate 10 ۱٫۲۷ ۳٫۱۷ ۳۱۵ ۳٫۹۳ ۵۰۲ ۱۲۷
iPhone 8 ۲٫۵۶ ۱٫۸۴ ۵۵۰ ۱٫۹۵ ۶۵۸ ۳۳۷
iPhone 8 plus ۲٫۲۶ ۱٫۶۴ ۵۲۹ ۱٫۸۷ ۶۲۹ ۳۳۶
Xperia XZ1 ۵٫۲ ۱٫۰۳ ۴۳۲ ۱٫۱ ۴۷۳ ۴۳۰
V30 ۳٫۷۱ ۰ ۵۹۱ ۰ ۷۰۶
Galaxy note 8 ۲٫۸۵ ۰ ۷۳۸ ۰ ۱۰۷۴
OnePlus 5 ۲٫۴ ۰ ۶۳۹ ۰ ۶۴۰
Xperia XZ Premium ۳٫۸۷ ۱٫۳۸ ۴۱۱ ۱٫۵۵ ۴۱۴ ۲۹۸
Galaxy S8 Plus ۲٫۳۹ ۰ ۶۹۸ ۰ ۱۱۱۹
iPhone 7 Plus ۱٫۵۳ ۱٫۸۱ ۵۵۳ ۲٫۲۱ ۶۴۷ ۳۰۵
LG G6 ۲٫۵۱ ۰٫۶۸ ۳۴۹ ۰٫۸۲ ۳۸۹ ۵۱۳
Huawei P10 ۱٫۷۳ ۳٫۵۷ ۵۳۲ ۳٫۵۰ ۵۳۱ ۱۵۲
HTC U11 ۴٫۶۸ ۳٫۱۸ ۳۹۵ ۳٫۹۷ ۵۱۵ ۱۳۰

در تست‌های ما روشنایی حداقل نمایشگر نمایشگر ۳.۴۲ نیت اندازه‌گیری شود که کمی بدتر از نسل گذشته و از میت ۱۰ پرو کمی بیشتر است؛ حداقل روشنایی نمایشگر به عنوان یک معیار برای استفاده‌ی راحت‌تر از گوشی در محیط‌های کم‌ نور مطرح است. خوشبختانه هواوی یکی از بهترین قابلیت‌های کاهش‌ نور آبی در دنیای گوشی‌های هوشمند را توسعه داده است تا چشمان کاربر کمتر دچار خستگی شوند. قابلیت «Eye Comfort» با امکان زمان‌بندی و اسلایدر برای تغییر میزان دمای رنگ فیلتر شما تا حدودی روشنایی ۳.۴۲ نیتی و بالاتر از استاندارد پرچمداران را جبران می‌کند. هواوی در پی ۲۰ پرو قابلیتی شبیه به TrueTone را با نام «Natural tone» توسعه داده است که در صورت فعال بودن آن، نمایشگر تجربه‌ای شبیه به مشاهده‌ی کاغذ و سازگارتر با چشمان فرد ارائه می‌دهد؛ این کار توسط تنظیم خودکار دمای رنگ‌ها با توجه به اطلاعات نور محیط انجام می‌شود. پی ۲۰ پرو همچون گوشی‌های دیگر هواوی به قابلیت تغییر دمای رنگ مجهز شوده است.

رابط کاربری هواوی P20 Pro

رنگ‌ها در نمایشگر پی ۲۰ پرو بسیار باطراوت نمایش داده می‌شوند و در حالت «Normal» دقت خیره‌کننده‌ای دارند. برای بررسی این موضوع تست‌های لازم برای سنجش طیف رنگ قابل نمایش و دقت رنگ را روی این گوشی انجام دادیم. پی ۲۰ پرو ۹۸.۲ درصد از طیف رنگ sRGB را در حالت نرمال نمایش می‌دهد. در حالت «Vivid» نیز به ترتیب در معیارهای sRGB و Adobe RGB شاهد پوشش ۱۳۳.۱ و ۸۹.۳ درصدی بودیم. در بحث دقت رنگ عملکرد پی ۲۰ پرو در حالت نرمال فراتر از انتظار بود و با ثبت خطای ۱.۳ ما را شگفت‌زده کرد؛ در این حالت از طیف رنگ sRGB استفاده شود. در حالت نرمال رنگ سفید بسیار دقیق و بدون انحراف قابل توجهی نسبت به مرجع نمایش داده می‌شود؛ خطای نمایش رنگ سفید در حالت Vivid بیشتر از حالت نرمال است و این رنگ کمی سردتر از مرجع نمایش داده می‌شود. شایان ذکر است که خطای نمایش کل رنگ‌ها در حالت Vivid در محیط DCI P3 برابر با ۴.۸ محاسبه شود؛ بنابراین دقیق‌ترین حالت نمایش رنگ در پی ۲۰ پرو حالت نرمال است. شایان ذکر است که خطای کمتر از ۳ در حالت کلی ایده‌آل درنظر گرفته می‌شود.

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

زاویه دید نمایشگر مناسب است و خبری از ایجاد هاله‌ی آبی رنگ در نگاه از زوایا در آن نیست؛ البته سرد شودن رنگ‌ها تقریبا در تمام پنل‌های اولد وجود دارد اما در برخی نمونه‌ها این مساله شودیدتر است. با توجه به استفاده از پنل اولد در پی ۲۰ پرو شاهد قابلیت نمایشگر همیشه روشن در آن استیم که با وجود تنوع کمتر امکانات شخصی‌سازی آن نسبت به نمونه‌ی موجود در گوشی‌های سامسونگ،‌ همچنان یک قابلیت مثبت است. در پایان این بخش باید گفت نمایشگر پی ۲۰ پرو به لطف روشنایی، دقت بالا و قابلیت‌هایش نمونه‌ی قابل رقابتی با بهترین‌های بازار در این زمینه مانند گلکسی اس ۹ و آیفون ۱۰ است.

اسپیکر و قابلیت‌های صوتی

هواوی در سال‌های اخیر چینش متفاوتی از اسپیکر استریو را در دستور کار قرار داده است؛ اسپیکر اصلی دستگاه در سمت راست درگاه USB قرار گرفته است و خروجی مشبک سمت چپ نقشی در خروجی صدا ندارد. اسپیکر مکالمه که در بریدگی بالای نمایشگر قرار دارد با تولید برخی فرکانس‌های خاص نقش تقویت‌کننده‌ی اسپیکر اصلی را بر عهده دارد؛ همانطور که انتظار می‌رفت حجم صدای اسپیکر دوم قابل مقایسه با اسپیکر اصلی نیست.

حجم صدای خروجی کلی اسپیکرها کاملا رضایت‌بخش است و بیس آن نیز مناسب ارزیابی می‌شود. صداهای زیر در صورت بالا بودن حجم صدا کمی خشن و آزاردهنده می‌شوند با این حال تجربه‌ی کلی رضایت‌بخش است. شایان ذکر است که در حالت افقی شاهد جدا شودن کانال‌های صوتی چپ و راست استیم؛ برای تغییر خروجی صدا زمان افقی یا عمودی بودن گوشی گزینه‌ی «+Stereo» می‌بایست فعال باشود. شفایت صدای این اسپیکرهای استریو نیز در حد استانداردهای پرچمداران است.

رابط کاربری هواوی P20 Pro

در هنگام اتصال هدفون نیز صدای شفافی را تجربه کردیم و بلندی صدا نیز در حد قابل قبولی بود. برخلاف گوشی‌های پیشین هواوی خبری از Histen در پی ۲۰ پرو نبوده و هواوی از Dolby Atmos برای ارتقای تجربه‌ی صوتی استفاده کرده است. سه حالت کلی «Smart» ،«Movie» و «Music» در تنظیمات دالبی اتموس در دسترس است؛ حالت اول به صورت خودکار با تشخیص نوع صدای پخش‌شوده، بهینه‌سازی‌های لازم را انجام می‌دهد. حالت فیلم نیز برای شفافیت بیشتر صدای دیالوگ‌ها و ارائه‌ی صدای فراگیر در دسترس است و حالت موسیقی نیز با چهار تنظیم پیش‌فرض تجربه‌ی صوتی قابل‌قبولی ارائه می‌کند. امکان غیر فعال این ویژگی در زمان متصل نبودن هدفون وجود ندارد. خوشبختانه پی ۲۰ پرو از Aptx HD برای ارائه‌ی بهترین تجربه‌ی صوتی از طریق بلوتوث پشتیبانی می‌کند.

نرم‌افزار و رابط کاربری

طبق انتظار پرچمداران جدید هواوی با اندروید اوریو و نسخه‌ی ۸.۱ رابط کاربری اختصاصی این شرکت موسوم به EMUI عرضه می‌شوند. هواوی در راستای هماهنگ کردن نسخه‌ی اندروید با رابط کاربری خود از ارائه‌ی نسخه‌ی ششم و هفتم EMUI خودداری کرد. اگر از علاقه‌مندان به رابط کاربری هواوی باشید قطعا آنچه در EMUI 8.1 خواهید دید برای شما تازگی نخواهد داشت. ظاهر رابط کاربری تقریبا مشابه نسخه‌ی پنجم است از سوی دیگر هواوی بارها از تمرکز به بهبود قابلیت‌ها و یکپارچگی بیشتر نرم‌افزار و سخت‌افزار سخن گفته است. یکی از کلیدی‌ترین ویژگی‌های EMUI 8 به ادعای هواوی استفاده از الگوریتم ماشین برای تحلیل چگونگی استفاده از گوشی و بهبود عملکرد آن است. هواوی وعده‌ی ارائه‌ی آپدیت‌های ماهانه امنیتی برای پرچمدارانش را داده است که یک قدم مثبت از سوی این شرکت چینی محسوب می‌شود.

رابط کاربری هوشمند با ظاهری آشنا

موتور هوش مصنوعی هواوی موسوم HiAi و واحد NPU در پس این رابط کاربری فعالیت می‌کنند؛ استفاده از هوش مصنوعی در بهینه‌سازی مصرف باتری، بهبود کیفیت تماس‌ها و راه‌اندازی اپلیکیشن‌ها تنها مواردی از کاربردهای هوش مصنوعی در پی ۲۰ پرو است. استفاده از واحد پردازش عصبی اختصاصی در پردازنده‌ی Kirin 970 به ادعای هواوی باعث سرعت بیشتر راه‌اندازی اپلیکیشن‌ها و ثبات عملکرد گوشی در طولانی مدت خواهد شود. پیشنهادات بیشتر و هوشمندانه نیز همانند خانواده‌ی میت ۱۰ پرو در این گوشی حضور دارد. هواوی همچینن با انتشار موتور هوش مصنوعی خود دست توسعه‌دهندگان را برای استفاده از آن اپلیکیشن‌ها باز گذاشته است. دسته‌بندی عکس‌ها، انتخاب بهترین سناریوها برای عکاسی و کنترل مصرف انرژی گوشی ابتدایی‌ترین کاربردهای هوش مصنوعی محسوب می‌شود؛ بنابراین کاربردهای بکر و پیشرفته‌تری برای هوش مصنوعی وجود دارد که هواوی و توسعه‌دهندگان را برای اجرا فرا می‌خوانند. پی ۲۰ پرو از جمله گوشی‌های سازگار با ARCore گوگل است که امکان تجربه‌ی واقعیت افزوده را در سطوح بالاتری نسبت به گوشی‌های فاقد آن فراهم می‌کند.

رابط کاربری هواوی P20 Pro

همانند گذشته مجموعه‌ای از پوسته‌ها و انیمیشن‌ها برای تغییر صفحات رابط کاربری درنظر گرفته شوده است. قابلیت جستجوی سریع نیز با سوایپ به سمت پایین در دسترس است و این بار با انیمیشن زیبایی و از بریدگی بالای نمایشگر ظاهر می‌شود. بر خلاف نوا ۳ ای در پی ۲۰ پرو امکان فعال کردن نوار سیاه‌رنگی برای یکپارچه کردن بخش بریدگی وجود دارد؛ در این حالت مواردی مانند زمان، درصد باتری و … در این نوار سیاه‌‌رنگ نمایش داده خواهند شود. خوشبختانه اندروید و اپلیکیشن‌های آن تقریبا با چنین بریدگی سازگار استند و هواوی نیز برای نمایش بدون مشکل محتوا و ایجاد تقارن، امکان نمایش محتوا در منطقه‌ی بدون بریدگی را فراهم کرده است. وقتی برای اولین بار، اپلیکیشن‌ها را در میت ۱۰ اجرا می‌کنید پیغامی در نوار سیاه‌رنگ پایین برای تمام صفحه‌کردن آن اپلیکیشن ظاهر می‌شود؛ پس از این کار امکان تغییر وضعیت نمایش اپ تنها در تنظیمات نمایشگر ممکن خواهد بود. مشکلات برخی اپلیکیشن‌ها با بریدگی به دلیل تبدیل شودن آن به یک ترند احتمالا در سریع‌ترین زمان و با بروزرسانی‌های نرم‌افزاری حل خواهد شود.

 

 

همانند سری میت ۱۰ قابلیت PC Mode در پی ۲۰ پرو نیز وجود دارد که کاربر به کمک آن و بدون نیاز به داک خاصی قادر به تجربه‌ی اندروید در نمایشگر بزرگ‌تر و حالت دسکتاپ است؛ برای این کار به یک نمایشگر و یک کابل USB نوع C به HDMI با استاندارد Display Port 1.2 نیاز است. در این حالت امکان اتصال ماوس و کیبورد بلوتوث یا استفاده از گوشی به عنوان ترک‌پد یا صفحه‌کلید مجازی وجود دارد. برخی از اپلیکیشن‌های مهم اندروید از این قابلیت پشتیبانی می‌کنند و بسیاری از آن‌ها به صورت عمودی و همانند گوشی در حالت دسکتاپ اجرا می‌شوند. همانند گذشته برخی اوقات لگ‌های اندکی در این حالت مشاهده می‌شود که می‌توان از آن چشم‌پوشی کرد.

رابط کاربری هواوی P20 Pro

قرارگیری حسگر اثر انگشت در جلوی گوشی‌های هواوی به معنای امکان استفاده از آن برای ناوبری در اندروید است. در حالت استفاده از حسگر اثرانگشت به‌عنوان کلیدهای ناوبر، یکبار لمس حسگر نقش کلید بازگشت را ایفا می‌کند؛ همچنین سوایپ به سمت چپ یا راست روی حسگر، اپلیکیشن‌‌های اخیر را نمایش خواهد داد. ناگفته نماند در چنین شرایطی، لمس و نگاه داشتن انگشت روی حسگر عملکردی شبیه به کلید هوم خواهد داشت. امکان افزودن داک شناور برای ناوبری و همچنین کلید نرم‌افزاری در نوار ناوبری نیز پی ۲۰ پرو وجود دارد؛ این داک شناور را می‌توان در هر نقطه‌ای در صفحه قرار داد. ژست‌های حرکتی مربوط به قابلیت اسپلیت اسکرین، ژست‌های گرفتن اسکرین‌شات و ژست‌های کشیدنی (استفاده از نوشتن یکی از حروف الفبای انگلیسی با مفصل انگشت برای اجرای یک اپلیکیشن‌ خاص) به‌طور کامل در بررسی گوشی‌های پیشین هواوی معرفی شوده است.

رابط کاربری هواوی P20 Pro

قابلیت جالبی که هواوی از نسخه‌ی پنجم رابط کاربری خود وارد EMUI کرده است، App Twin نام دارد. کاربر به کمک این ویژگی می‌تواند در اپ‌هایی مانند فیس‌بوک و واتس‌اپ، هم‌زمان از دو حساب کاربری استفاده کند؛ این قابلیت در حال حاضر روی لانچرهای دیگر کار نمی‌کند. HUAWEI Share 2.0 نیز دیگر قابلیت کاربردی پی ۲۰ پرو است که پیش از این در گوشی‌های دیگری نیز از این غول شاهد آن بودیم؛ کاربر به لطف این قابلیت قادر به انتقال فایل بین گوشی‌های پشتیبانی‌کننده از آن با هم و همچنین رایانه‌های مبتنی بر ویندوز و مک است. این انتقال فایل از طریق وای‌فای صورت می‌گیرد و نیازمند اتصال هر دو دستگاه به یک شبکه است.

سیستم هویت‌سنجی

سال‌ها از زمان ظهور حسگرهای اثرانگشت و انقلاب آن در سیستم احراز هویت می‌گذرد و دنیای تکنولوژی منتظر جهشی دیگر است. استفاده از اسکن سه‌بعدی چهره مشابه چیزی که در آیفون ۱۰ شاهد آن بودیم هنوز به دنیای گوشی‌های اندوریدی راه پیدا نکرده است؛ با این حال شرکت‌های مختلفی نمونه‌های نرم‌افزاری و مبتنی بر الگوریتم‌های تشخیص چهره را گوشی‌های خود به کار گرفته‌اند. هواوی در گوشی‌های جدید خود از سری P قابلیتی با نام Face Unlock را در کنار حسگر اثر انگشت برای باز کردن قفل دستگاه تعبیه کرده است. این قابلیت با ثبت جزئیات چهره توسط دوربین سلفی ۲۴ مگاپیکسلی گوشی و با بهره‌گیری از الگوریتم خاص فرد را شناسایی می‌کند؛ طبق اعلام هواوی این اطلاعات در بخش TTE یا همان Trusted Execution Environment پردازنده ذخیره می‌شود.

کاربر قادر به انتخاب بازگشایی قفل به صورت دو یا تک مرحله‌ای است؛ در صورت انتخاب حالت دو مرحله‌ای، کاربر با نگاه کردن به گوشی قادر به مشاهده‌ی اعلان‌ها و سپس سوایپ و باز کردن قفل گوشی خواهد بود. سرعت شناسایی چهره توسط این قابلیت بسیار بالا است به طوری که تقریبا متوجه آن نخواهید شود. در بخش شناساندن چهره به دستگاه، هواوی راهکارها و اخطارهایی از جمله تحت تاثیر قرار گرفتن قابلیت در صورت تابش مستقیم نور خورشید و امنیت پایین‌تر این روش نسبت به استفاده از حسگر اثر انگشت را به کاربر گوشزد می‌کند.

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

فیس‌ آنلاک حتی در محیط‌های کم نور نیز قابل استفاده است به طوری که در تاریکی مطلق گوشی با بالا بردن نور صفحه‌نمایش امکان باز کردن قفل گوشی با فیس آنلاک را فراهم می‌کند؛ در این حالت احتمال شناخته نشودن چهره و خطا نیز طبیعتا افزایش می‌یابد. استفاده از Face ID در آیفون ۱۰ به دلیل وابسته نبودن به نور نیازی به افزایش نور نمایشگر ندارد. شایان ذکر است که به منظور حفظ امنیت،‌ باز بودن حداقل یکی از چشم‌ها برای عملکرد صحیح این سیستم لازم است. خوشبختانه امکان استفاده از این قابلیت با عینک آفتابی نیز وجود دارد؛ در این صورت احتمال شناخته نشودن کاربر توسط گوشی بالاتر است. در کل سیستم تشخیص چهره هواوی را باید نمونه‌ای دقیق و سریع دانست که در اکثر شرایط قابل استفاده است.

استفاده از حسگر اثر انگشت در جلوی یک گوشی کشیده با این ابعاد به دلیل دشوار بودن استفاده از آن با یک دست چندان منطقی به نظر نمی‌رسد. صرف‌نظر از محل حسگر، عملکرد و سرعت آن همانند دیگر گوشی‌های هواوی سریع و بی‌نقص است. این حسگر کلیک‌پذیر نیست و می‌توان از آن برای دسترسی به بخش‌ «Safe» و باز کردن اپلیکیشن‌ها استفاده کرد.

دوربین

ی‌شک مهم‌ترین و کلیدی‌ترین قابلیت پی ۲۰ پرو که هواوی نیز مانور بسیاری روی آن می‌دهد، دوربین سه‌گانه‌ی آن است. P20 Pro‌ نخستین گوشی هوشمند دنیا محسوب می‌شود که از چنین ترکیب نامانوسی بهره می‌برد. چینی‌ها در توسعه‌ی پی ۲۰ و پی ۲۰ پرو نیز با لایکا همکاری کرده‌اند. دوربین سه‌گانه‌ی پی ۲۰ پرو از ترکیب یک سنسور ۴۰ مگاپیکسلی رنگی، یک سنسور ۲۰ مگاپیکسلی مونوکروم و یک سنسور ۸ مگاپیکسلی بهره می‌برد. دوربین سه‌‌گانه‌ی پی ۲۰ پرو چینشی عمودی دارد؛ اما هواوی ترجیح داده است تا سنسور‌های ۸ و ۴۰ مگاپیکسلی را در یک مجموعه قرار دهد و سنسور ۲۰ مگاپیکسلی را به‌صورت جداگانه، زیر این مجموعه‌ی دوگانه تعبیه کند، ضمن اینکه یک فلش Dual-Tone این سه سنسور را همراهی می‌کند که وظیفه‌ی روشنی بخشیدن به محیط تاریک سوژه‌ی شما را برعهده دارد.

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

دوربین ۴۰ مگاپیکسلی پی پرو از سنسوری ۱/۱.۷ اینچی بهره می‌برد؛ بنابراین ابعاد آن دو برابر سنسور ۱/۲.۵۵ گلکسی اس ۹ است، این سنسور با وجود قرارگیری در پسِ لنزی با دیافراگم f/1.8 و فاصله‌ی کانونی معادل ۲۷ میلی‌متری، از نزدیک‌ترین رقبای خود با دیافراگم باز‌تر، حدود ۲۰ درصد نور بیش‌تری جذب می‌کند. برخلاف گوشی‌های هوشمند دیگر که از فیلتر بایر استفاده می‌کنند، سنسور اصلی پی ۲۰ پرو از فیلتر بایر چهارگانه (Quad Bayer) بهره می‌برد که در ادامه به توضیح آن می‌پردازیم.

پیکسل‌های موجود در سنسور دوربین برخلاف آنچه از نمایشگرها سراغ داریم، هیچ‌نوع زیرپیکسلی ندارند و در عوض از فیلترهای تک‌رنگی بهره می‌برند که به‌موجب آن‌ها اطلاعات یکی از سه رنگ اصلی آبی، قرمز و سبز را دریافت می‌کنند. فیلترهای بایر عادی چینشی موزاییکی دارند و الگوی آن‌ها شامل ۵۰ درصد پیکسل سبز، ۲۵ درصد قرمز و ۲۵ درصدی آبی است؛ چرا که چشم انسان به رنگ سبز حساسیت بیشتری دارد. بنابراین یک سنسور ۲۰ مگاپیکسلی از ۱۰ میلیون پیکسل سبز، ۵ میلیون پیکسل قرمز و ۵ میلیون پیکسل آبی بهره می‌برد؛ اما چرا تصویر نهایی از ۲۰ میلیون پیکسل RGB تشکیل می‌شود؟ در پاسخ باید گفت که برای رسیدن به چنین نتیجه‌ای، هر پیکسل، اطلاعات مربوط به دو رنگ دیگر را از پیکسل‌های همسایه‌ی خود دریافت می‌کند که در تصویر زیر می‌توانید نمونه‌ای از این فرآیند را مشاهده کنید:

فیلتر بایر

اما در فیلتر Quad Bayer که هواوی در پی ۲۰ پرو از آن بهره برده است، چهار پیکسل به‌صورت گروه درآمده و از یک فیلتر تک‌رنگ مشترک بهره می‌برند. خاطرنشان می‌کنیم که در این حالت نیز، هر گروه ۴‌تایی از پیکسل‌ها باز هم اطلاعات مربوط به دو رنگ دیگر را از گروه‌های ۴‌تایی دیگر دریافت می‌کنند. بدین ترتیب دوربین ۴۰ مگاپیکسلی مانند ترکیبی از دو سنسور عمل می‌کند که به‌صورت همزمان از سوژه دو عکس با اکسپوژرهای کوتاه و طولانی ثبت می‌کنند که از این داده‌ها می‌توان برای گرفتن تصاویر HDR بهره برد. بنابراین در حالی که پی ۲۰ پرو تصاویر با اکسپوژر متفاوت را به‌صورت همزمان ثبت می‌کند؛ اما گوشی‌های دیگر، ابتدا با یک اکسپوژر تصویر را ثبت کرده و آن را پردازش می‌کنند و سپس تصویر دیگر را با اکسپوژر دوم ثبت می‌کنند و این مساله باعث محو (Blur) شودن تصویر نهایی مربوط به سوژه‌های متحرک می‌شود.

فیلتر بایر چهارگانه

با توجه به موارد گفته شوده، توصیه می‌کنیم تا برای ثبت تصاویر بهتر، تنظیمات دوربین را در حالت ۱۰ مگاپیکسل قرار دهید؛ زیر برخلاف آنچه اعداد نشان می‌‌دهند، در حالت ۴۰ مگاپیکسلی، تصاویر چندان شارپ نخواهند بود. چنانچه شما رزولوشن بالاتر را برای داشتن جزئیات بالاتر حین زوم‌کردن ترجیح می‌دهید، توصیه می‌کنیم که از زوم اپتیکال سه برابری پی ۲۰ پرو استفاده کنید.

سنسور ۸ مگاپیسکلی پی ۲۰ پرو از لنزی با دیافراگم f/2.4 و فاصله‌ی کانونی معادل ۸۰ میلی‌متری بهره می‌برد و این فاصله‌ی کانونی، زوم اپتیکال ۳ برابری را به ارمغان می‌آورد؛ اما از آنجایی که سنسور ۸ مگاپیکسلی در کنار سنسور ۴۰ مگاپیکسلی قرار دارد، تصویر ثبت‌شوده توسط آن‌ها از یک سوژه، هم‌پوشانی دارد، بنابراین پی ۲۰ پرو از اطلاعات این دو سنسور می‌تواند برای دستیابی به زوم هیبریدی ۵ برابری (فاصله‌ی کانونی معادل حدودی ۱۳۵ میلی‌متری) استفاده کند؛ اگرچه کیفیت تصویر در این حالت با زوم اپتیکال برابر نمی‌کند؛ اما بسیار بهتر از گوشی‌های دیگری است که از لنز تله‌فوتو با زوم اپتیکال دو برابری بدون وجود سنسوری با رزولوشن بالا بهره می‌برند. شما می‌توانید نمونه‌ای از تصاویر ثبت‌شوده با پی ۲۰ پرو در حالت‌های مختلف زوم را مشاهده کنید.

زوم اپتیکال ۳ برابری و هیبریدی ۵ برابری در محیط‌های تاریک

نمونه‌ی تصویر هواوی P20 Pro - زوم یک برابری

نمونه‌ی تصویر هواوی P20 Pro – زوم یک برابری

نمونه‌ی تصویر هواوی P20 Pro - زوم سه برابری اپتیکال

نمونه‌ی تصویر هواوی P20 Pro – زوم سه برابری اپتیکال

نمونه‌ی تصویر هواوی P20 Pro - زوم پنج برابری هیبریدی

نمونه‌ی تصویر هواوی P20 Pro – زوم پنج برابری هیبریدی

زوم اپتیکال ۳ برابری و هیبریدی ۵ برابری در محیط‌های روشن

نمونه‌ی تصاویر هواوی P20 Pro با زوم یک برابری

نمونه‌ی تصاویر هواوی P20 Pro با زوم یک برابری

نمونه‌ی تصاویر هواوی P20 Pro با زوم سه برابری اپتیکال

نمونه‌ی تصاویر هواوی P20 Pro با زوم سه برابری اپتیکال

نمونه‌ی تصاویر هواوی P20 Pro با زوم پنج برابری هیبریدی

نمونه‌ی تصاویر هواوی P20 Pro با زوم پنج برابری هیبریدی

دوربینی با ترکیب نوآورانه و عملکرد فوق‌العاده

اما سنسور ۲۰ مگاپیکسلی مونوکروم پی ۲۰ پرو از فیلتر بایر بهره نمی‌برد؛ زیرا نیازی به دریافت اطلاعت رنگ‌های اصلی ندارد، از این رو نور بیش‌تری جذب کرده و تصاویر بهتری را نیز در محیط‌های تاریک ثبت می‌کند. این سنسور در پسِ لنزی با دیافراگم f/1.6 و فاصله‌ی کانونی معادل ۲۷ میلی‌متری قرار دارد. از آنجا که فاصله‌ی کانونی لنزهای هر دو سنسور رنگی و سیاه‌وسفید یکسان است، بنابراین دو سنسور یادشوده، تصویر تقریبا یکسانی را از هر سوژه دریافت می‌کنند. هواوی با علم به این موضوع، برای بهر‌ه‌بردن از مزایای سنسور مونوکروم در محیط‌های تاریک، اطلاعات هر دو سنسور برای ثبت تصاویری روشن و رنگی، با یکدیگر ترکیب می‌کند؛ البته به‌نظر می‌رسد که پی ۲۰ پرو حتی در محیط‌های روشن نیز از سنسور مونوکروم استفاده می‌کند، چرا که در صورت‌ پوشیده شودن سنسور مونوکروم، پیغامی در این رابطه ظاهر می‌شود.

علاوه‌بر موارد یادشوده، پی ۲۰ پرو تنها گوشی هوشمند موجود در بازار دنیا محسوب می‌شود که از ایزو تا سطح ۱۰۲۴۰۰ نیز پشتیبانی می‌کند؛ البته ایزوی بالا به معنی نویز بیش‌تر است؛ بنابراین برای عکاسی در شب یا محیط‌های تاریک، بهتر است تا از اکسپوژر طولانی‌تر بهره برد، جایی که سیستم لرزش‌گیر مبتنی بر هوش مصنوعی هواوی به شما اجازه می‌دهد تا بدون استفاده از پایه، تصاویری با اکسپوژر چندثانیه‌ای را ثبت کنید. 

پرچم‌دار جدید چینی‌ها برای فوکوس خودکار از ترکیب قابلیت‌های مختلفی مانند تشخیص عمق به مدد سنسورهای دوربین، تشخیص فاز و کنتراست و فوکوس خودکار لیزری تا فاصله‌ی ۲.۴ متری بهره می‌برد، ضمن اینکه یک سنسور دمای نور برای تشخیص بهتر وایت‌بالانس، دوربین سه‌گانه‌ی پی ۲۰ پرو را همراهی می‌کند. پرچم‌دار هواوی به‌لطف تراشه‌ی کرین ۹۷۰ از قابلیتی موسوم به فوکوس پیش‌بین ۴D نیز بهره می‌برد که به موجب آن، دوربین با پیش‌بینی حرکت سوژه، فوکوس بهتری روی آن انجام می‌دهد. وظیفه‌ی ثبت تصاویر سلفی بر عهده‌ی دوربینی با رزولوشن بسیار بالای ۲۴ مگاپیکسلی قرار دارد، این سنسور از لنزی با دیافراگم f/2.0 استفاده می‌کند؛ اما برخلاف رقیبی مانند گلکسی اس ۹ از فوکوس خودکار بی‌بهره است.

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

چینی‌ها در جریان رونمایی از پی ۲۰ پرو، بر وجود لرزش‌گیر اپتیکال ۶ محوره در سنسور ۴۰ مگاپیکسلی این گوشی در کنار فناوری لرزش‌گیر اپتیکال مبتنی بر هوش مصنوعی (AIS) هواوی تاکید داشتند؛ اما کالبدشکافی وب‌سایت IFIXIT‌ حکایت از آن دارد که هر سه سنسور دوربین پی ۲۰ پرو از لرزش‌گیر اپتیکال بهره می‌برند، حال مشخص نیست که هدف هواوی از اشاره‌نکردن به چنین ویژگی مهم و تحسین‌برانگیزی چه بوده است. شاید چینی‌ها با اتخاذ این استراتژی، سعی داشته‌اند تا تأثیر هوش مصنوعی بیش‌ از پیش، عمیق جلوه دهند!

رابط کاربری دوربین پرچم‌دار هواوی تغییراتی را به‌ خود دیده است؛ به‌عنوان مثال، اکنون با اسکرول‌ به طرفین روی یک نوار کنار شاتر، می‌توان حالت‌های مختلف عکاسی و فیلم‌برداری را مشاهده کرد. هواوی بخشی به‌نام Others نیز در نوار اسکرول قرار داده است که حالت‌های مختلفی مانند اسلوموشن، پاناروما، اچ‌دی‌آر و عکاسی سیاه‌وسفید (مونوکروم) را دربرمی‌گیرد. فیلم‌برداری سوپراسلوموشن اچ‌دی با نرخ فو‌ق‌العاده‌ی ۹۶۰ فریم‌برثانیه که در ابتدا توسط سونی به‌‌دنیای گوشی‌های هوشمند وارد شوده بود، اکنون به یک استاندارد بدل شوده و پس از سامسونگ، هواوی نیز با پی ۲۰ آن را دنبال می‌کند.

رابط کاربری دوربین هواوی P20 Pro

هواوی برای عکاسی خودکار، قابلیتی موسوم به Master AI را در نظر گرفته که به‌صورت پیش‌فرض در تنظیمات دوربین فعال است. به‌موجب این قابلیت، پی ۲۰ و پی ۲۰ پرو با بهره‌گرفتن از هوش مصنوعی، توانایی تشخیص بیش از ۵۰۰ سناریوی مختلف در زمینه‌ی عکاسی و به تبع آن، تغییر خودکار پارامترهای مختلف عکاسی با توجه به شرایط سوژه را دارند؛ البته غیرفعال‌سازی Master AI‌ نیز امکان‌پذیر است. در کنار عکاسی خودکار، هواوی امکان عکاسی حرفه‌ای را نیز در اختیار کاربر قرار می‌دهد که در آن می‌توان حالت سنجش نور، سطح ایزو (۵۰ تا ۳۲۰۰)، سرعت شاتر (۱/۴۰۰۰ ثانیه تا ۳۰ ثانیه)، اکسپوژر (۴- تا ۴+ EV)، نوع فوکوس خودکار (فوکوس ممتد، فوکوس دستی و فوکوس تک‌شات) و وایت‌بالانس را تغییر داد. حالتی برای عکاسی در شب نیز در نظر گرفته شوده است که در آن می‌توان سرعت شاتر و ایزو (تا سقف ۱۶۰۰) را تغییر داد.

با توجه به همه‌گیر‌شودن تب‌وتاب عکاسی پرتره، پرچم‌داران جدید هواوی، اکنون در کنار حالت Apperture، حالت عکاسی پرتره را نیز در اختیار کاربر قرار می‌دهند. با استفاده از قابلیت Apperture، کاربر می‌تواند حین عکاسی یا پس از ثبت تصویر، دیافراگم را به‌صورت نرم‌افزاری بین بازه‌ی f/0.95 تا f/16 تغییر دهد؛ اما حالت عکاسی پرتره، امکان تغییر نرم‌افزاری نوردهی روی چهره بین حالت‌های Soft Lighting ،Butterfly Lighting ،Split Lighting ،Stage Lighting ،Classic Lighting و بدون نورپردازی، فعال‌سازی یا غیرفعال‌سازی افکت بوکه (؟!) و زیباسازی چهره را نیز در اختیار کاربر قرار می‌دهد، ما پیش‌تر تغییر نرم‌افزاری نورپردازی چهره را در گوشی‌های آیفون ۸ پلاس و آیفون ۱۰ نیز تجربه کرده بودیم. 

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

پی ۲۰ پرو توانایی فیلم‌برداری تا سقف ۴K با نرخ ۳۰ فریم‌برثانیه را دارد؛ در حالی که رقیب کره‌ای و آمریکایی این محصول به‌دلیل بهره‌گیری از پردازنده‌ی قدرتمندتر، امکان ضبط فیلم ۴K با نرخ ۶۰ فریم‌برثانیه را در اختیار کاربر قرار می‌دهند. پی ۲۰ پرو امکان ثبت ویدیوهای فول اچ‌دی با نرخ ۶۰ فریم‌برثانیه و ویدیوهایی با رزولوشن +FHD و نسبت تصویر ۱۸:۹ را نیز دارد. در تنظیمات دوربین پی ۲۰ پرو، می‌توان فرمت ضبط ویدیو را از بین حالت‌های H.265 و H.264 انتخاب کرد. چینی‌ها حالت فیلم‌برداری حرفه‌ای را نیز با پی ۲۰ پرو ارائه می‌دهند که در آن می‌توان حالت سنجش نور، اکسپوژر، نوع فوکوس خودکار و وایت‌بالانس را تغییر داد.

Huawei P20 Pro در بین تمام پرچم‌دارانی که تاکنون بررسی کرده‌ایم، در حال کلی بهترین نتایج را از خود به‌جای گذاشت. جزئیات تصاویر چه در حالت عادی و چه در وضعیت زوم، در حد بسیار بالایی ارزیابی می‌شود و به‌لطف تشخیص مناسب عمق، افکت بوکه نیز به‌زیبایی رو تصاویر پرتره پیاده می‌شود. هواوی با ترکیب اطلاعات سنسور ۴۰ مگاپیکسلی و ۲۰ مگاپیکسلی پی ۲۰ پرو، عملکرد دوربین آن را در محیط‌های تاریک نیز بسیار ارتقاء داده است؛ به‌طوری که میزان نویز تصاویر به‌خوبی کنترل می‌شود و لرزش‌گیر هوشمند هواوی نیز اجازه‌ی ثبت تصاویر بسیار خوبی را در محیط‌های کم‌نور فراهم می‌کند. سیستم فوکوس خودکار پی ۲۰ پرو، عملکرد سریع و دقیقی دارد و دامنه‌ی دینامیکی تصاویر آن در محیط‌های روشن نیز بسیار مطلوب ارزیابی می‌شود. شاید یکی از معدود شکایات ما از عملکرد حالت Master AI باشود که در بسیاری از موارد، به اغراق بیش از حد در ثبت رنگ‌ها تمایل دارد. همان‌طور که پیش‌تر اشاره کردیم، دوربین سلفی ۲۴ مگاپیکسلی پی ۲۰ پرو فاقد فوکوس خودکار است؛ بنابراین برای آنکه جزئیات چهره مطلوب باشند، باید گوشی را به چهره‌ی خود نزدیک کنید، خوشبختانه تصاویر ثبت‌شوده رنگ‌های زنده‌ای دارند و گستره‌ی دینامیکی در آن‌ها در سطح مطلوبی ارزیابی می‌شود، هواوی امکان ثبت تصاویر پرتره با افکت بوکه‌ی نرم‌افزاری در کنار قابلیت تغییر نورپردازی را برای دوربین سلفی نیز در نظر گرفته است.

ثبت تصویر با و بدون قابلیت Master AI

نمونه‌ی تصویر هواوی P20 Pro با Master AI

نمونه‌ی تصویر هواوی P20 Pro بدون Master AI

نمونه‌ی تصاویر ثبت‌شوده با هواوی P20 Pro

بازده و عملکرد

هواوی P20 Pro از پردازنده‌ی اختصاصی کرین ۹۷۰ بهره می‌برد، چینی‌ها اواسط شهریور سال گذشته، در جریان نمایشگاه ایفا ۲۰۱۷ برلین از این تراشه رونمایی کردند و مدعی شودند که آن را با محوریت هوش مصنوعی توسعه داده‌اند. کرین ۹۷۰ تراشه‌ای ۱۰ نانومتری و هشت استه‌‌ای است که توسط HiSilicon، یکی از زیرمجموعه‌های هواوی طراحی شوده است. استه‌های پردازشی کرین ۹۷۰ با چینشی مشابه نسل قبل این تراشه موسوم به کرین ۹۶۰ در کنار یکدیگر جای گرفته‌اند؛ اما چینی‌ها مدعی استند که بهره‌وری انرژی این تراشه ۲۰ درصد بهبود یافته و به‌لطف لیتوگرافی ۱۰ نانومتری، مساحت کلی آن نیز ۴۰ درصد کاهش پیدا کرده است. تعداد ترانزیستورهای Kirin 970 نسبت به نسل قبل، افزایشی ۳۷.۵ درصدی را نشان می‌دهد؛ بدین ترتیب اکنون تعداد آن‌ها به ۵.۵ میلیارد ترانزیستور می‌رسد.

مشخصات فنی / تراشه کرین ۹۷۰ کرین ۹۶۰ کرین ۹۵۰
پردازنده‌ی مرکزی ۴ استه‌ی Cortex-A73 با فرکانس ۲.۴ گیگاهرتز
۴ استه‌ی Cortex-A53 با فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز
۴ استه‌ی Cortex-A73 با فرکانس ۲.۴ گیگاهرتز
۴ استه‌ی Cortex-A53 با فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز
۴ استه‌ی Cortex-A72 با فرکانس ۲.۳ گیگاهرتز
۴ استه‌ی Cortex-A53 با فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز
واحد پردازش گرافیکی Mali-G72 MP12 Mali-G71 MP8 Mali-T880 MP4
واحد پردازش عصبی بله خیر خیر
پردازش محتوا دی‌کُد ۴K و ۶۰ فریم‌برثانیه با استاندارد HEVC & H.264 
ان‌کُد ۴K و ۳۰ فریم‌برثانیه با HDR10
ان‌کُد و دی‌کُد ۴K و ۳۰ فریم‌برثانیه با استاندارد HEVC & H.264
دی‌کُد ۴K و ۶۰ فریم‌برثانیه با استاندارد HEVC
دی‌کُد و ان‌کُد فول‌اچ‌دی با استاندارد H.264
دی‌کُد ۴K و ۶۰ فریم‌برثانیه با استاندارد HEVC
کنترلر حافظه ۴ کانال LPDDR4 ۲ کانال LPDDR4  ۲ کانال LPDDR4
مودم ال‌تی‌ایی LTE Cat 18 LTE Cat 12 LTE Cat 6
رابط فلش UFS 2.1 UFS 2.1 eMMC 5.1
فرایند ساخت ۱۰ نانومتر TSMC ۱۶ نانومتری FinFET ۱۶ نانومتری FinFET

کرین ۹۷۰ توسط شرکت تایوانی TSMC و با لیتوگرافی ۱۰ نانومتری +FinFET تولید می‌شود. پردازنده‌ی مرکزی (CPU) بر مبنای معماری مجموعه‌ی دستورالعمل ARMv8-A شرکت آرم توسعه داده شوده است، این واحد از هشت استه‌ی پردازشی بهره می‌برد که در یک خوشه‌ی قدرتمند، شامل چهار استه‌ی Cortex-A73 با فرکانس ۲.۳۶ گیگاهرتز و یک خوشه‌ی کم‌مصرف، شامل چهار استه‌ی Cortex-A53 با فرکانس ۱.۸۴ گیگاهرتز و بر اساس معماری رایانش ناهمگون big.LITTLE آرم کنار یکدیگر قرار گرفته‌اند.

تراشه‌ی به‌کاررفته در هواوی پی ۲۰ پرو از واحد پردازش گرافیکی شرکت‌ آرم، موسوم به Mali-G72 MP12 بهره می‌برد؛ این واحد از ۱۲ استه‌ی پردازشی با فرکانس ۸۵۰ مگاهرتز و توان پردازشی ۵۹۲.۲ گیگافلاپس تشکیل شوده و طبق ادعای چینی‌ها، به‌کارگیری آن در تراشه‌ی کرین ۹۷۰ باعث شوده است تا عملکرد این پردازنده‌ی موبایل نسبت به کرین ۹۶۰، حدود ۲۰ درصد سریع‌تر شود و مصرف انرژی آن نیز ۵۰ درصد کاهش یابد. این GPU از استانداردهای DirectX 12 و OpenCL 2.0 ،OpenGL ES 3.2 ،OpenVG 1.1 ،Vulkan 1.0 پشتیبانی می‌کند.

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

عنوان نخستین پردازنده‌ی موبایلی مجهز به واحد پردازش مبتنی بر شبکه‌‌ی عصبی (NPU) اختصاصی نیز به کرین ۹۷۰ تعلق دارد که به گفته‌ی ریچارد یو، مدیرعامل هواوی، صرفا نقش یک شتاب‌دهنده‌ی هوش مصنوعی را برعهده دارد. واحد پردازش عصبی کرین ۹۷۰ نسبت به پردازنده‌ی مرکزی (CPU) آن، ۲۵ برابر عملکرد بهتری را در پردازش‌‌های مرتبط با هوش مصنوعی ارائه می‌دهد و مصرف انرژی آن نیز ۵۰ برابر بهینه‌تر است؛ بنابراین NPU به‌کار رفته در تراشه‌‌ی کرین ۹۷۰ می‌تواند محاسبات هوش مصنوعی را سریع‌تر و با مصرف انرژی کمتری انجام دهد.

کرین ۹۷۰؛ پاشنه‌ی آشیل پی ۲۰ پرو

از ویژگی‌های مهم دیگر تراشه‌ی کرین ۹۷۰، می‌توان به پشتیبانی آن از دی‌کُد و اِن‌کُد (با استانداردهایی مانند H.265 و H264) ویدیوهای با رزولوشن ۴K، پردازش رنگ‌های ۱۰ بیتی (‌HDR10)، بهره‌مندی از نسل جدید پردازنده‌های حسگر هواوی موسوم به i7 و مبدل دیجیتال به آنالوگ ۳۲ بیتی/۳۸۴ کیلوهرتزی اشاره کرد. همانند کرین ۹۶۰، پردازنده‌ی جدید چینی‌ها از دوربین‌های دوگانه، حافظه‌ی UFS 2.1 و کنترلر حافظه‌ی LPDDR4 (این بار با فرکانس ۱۸۳۳ مگاهرتز) پشتیبانی می‌کند.

هواوی پی ۲۰ پرو برای نمایش عملکردی مناسب در زمینه‌ی چندوظیفگی از ۶ گیگابایت حافظه‌ی رم و ۱۲۸ گیگابایت حافظه‌ی ذخیره‌سازی بهره می‌برد؛ اما متاسفانه چینی‌ها این بار درگاه کارت حافظه‌ی microSD را از پرچم‌دار سری P خود حذف کرده‌اند؛ بنابراین امکان ارتقاء حافظه‌ی ذخیره‌سازی در هواوی پی ۲۰ پرو فراهم نیست. شما در جدول زیر می‌توانید عملکرد حافظه‌ی ذخیره‌سازی داخلی Huawei P20 Pro را به‌لحاظ نرخ خواندن و نوشتن در قیاس با سایر رقبا مشاهده کنید.

عملکرد حافظه‌ی ذخیره‌سازی ابزارهای موبایل پرچم‌دار
مدل‌ها / عملکرد نرخ خواندن ترتیبی نرخ نوشتن ترتیبی نرخ خواندن تصادفی نرخ نوشتن تصادفی
هواوی پی ۲۰ پرو ۸۲۳.۹۳ مگابایت‌برثانیه ۱۹۳.۸ مگابایت‌برثانیه ۱۴۲.۲۱ مگابایت‌برثانیه ۱۵۵.۰۹ مگابایت‌برثانیه
گلکسی اس ۹ پلاس ۸۲۰.۶۳ مگابایت‌برثانیه ۲۰۷.۱۷ مگابایت‌برثانیه ۱۳۱.۲۷ مگابایت‌برثانیه ۲۲.۶۸ مگابایت‌برثانیه
گلکسی اس ۹ ۸۱۷.۹۴ مگابایت‌برثانیه ۲۰۵.۶۷ مگابایت‌برثانیه ۱۳۱.۱۲ مگابایت‌برثانیه ۲۳.۱۵ مگابایت‌برثانیه
وان‌پلاس ۵‌تی ۷۵۰.۲۸ مگابایت‌برثانیه ۲۰۵.۴۱ مگابایت‌برثانیه ۱۳۶.۶ مگابایت‌برثانیه ۱۹.۴۸ مگابایت‌برثانیه
آنر ۹ ۲۸۱.۷۲ مگابایت‌برثانیه ۹۷.۷۱ مگابایت‌برثانیه ۲۸.۳۸ مگابایت‌برثانیه ۱۳.۸۵ مگابایت‌برثانیه
هواوی میت ۱۰ پرو ۸۳۵.۰۶ مگابایت‌برثانیه ۲۲۰.۹۶ مگابایت‌برثانیه ۱۷۵.۷۴ مگابایت‌برثانیه ۱۷۲.۶۲ مگابایت‌بر‌ثانیه
نوکیا ۸ ۶۸۹.۱۷ مگابایت‌برثانیه ۲۰۴.۳۳ مگابایت‌برثانیه ۱۴۶.۷۲ مگابایت‌برثانیه ۱۴.۳۴ مگابایت‌برثانیه
هواوی میت ۱۰ ۸۲۴.۰۵ مگابایت‌برثانیه ۲۰۶.۱۳ مگابایت‌برثانیه ۱۷۷.۴۷ مگابایت‌برثانیه ۱۵۷.۶۱ مگابایت‌برثانیه
اکسپریا ایکس‌زد وان سونی ۶۷۶.۹۲ مگابایت‌ بر ثانیه ۲۰۶.۴۹ مگابایت‌ بر ثانیه ۱۵۷.۸۹ مگابایت‌ بر ثانیه ۱۴.۸۱ مگابایت‌ بر ثانیه
ال‌جی وی ۳۰ ۶۸۱.۶۵ مگابایت‌ بر ثانیه ۱۵۸.۳۶ مگابایت‌ بر ثانیه ۷۱.۷۶ مگابایت‌ بر ثانیه ۱۱.۱ مگابایت‌ بر ثانیه
اچ‌تی‌سی یو ۱۱ ۷۱۶.۴۱ مگابایت‌ بر ثانیه ۱۶۲.۴۲ مگابایت‌ بر ثانیه ۹۰.۹۵ مگابایت‌ بر ثانیه ۶۵.۶۳ مگابایت‌ بر ثانیه
گلکسی نوت ۸ ۷۹۰.۸۶ مگابایت‌ بر ثانیه ۲۰۳.۹۱ مگابایت‌ بر ثانیه ۱۲۳.۶۶ مگابایت‌ بر ثانیه ۱۴.۲ مگابایت‌ بر ثانیه
گلکسی اس ۸ پلاس ۷۷۲.۶۶ مگابایت‌ بر ثانیه ۱۷۹.۱۱ مگابایت‌ بر ثانیه ۱۲۲.۹۴ مگابایت‌ بر ثانیه ۱۴.۸ مگابایت‌ بر ثانیه

پارس تبلیغ برای ارزیابی عملکرد سخت‌افزار گوشی‌ها، در کنار اجرای بازی‌های گرافیکی و تحت‌فشار قراردادن گوشی، بنچمارک‌های مختلفی را روی آن اجرا می‌کند. بنچمارک انتوتو تمام جنبه‌های گوشی، مانند GPU ،CPU، حافظه‌ی رم و تجربه‌ی کاربری را مورد بررسی قرار می‌دهد. بنچمارک Ice Storm Unlimited یک تست آف‌اسکرین برای مقایسه‌ی CPU و GPU در دستگاه‌های مختلف محسوب می‌شود؛ بنابراین مواردی مانند رزولوشن نمایشگر و DPI آن، تأثیری بر نتایج ندارد. بنچمارک PCMark، عملکرد دستگاه را به‌جای الگوریتم‌های انتزاعی و غیر قابل لمس، بر اساس تسک‌های روزمره می‌آزماید. بنچمارک گیک‌بنچ با محوریت بررسی عملکرد CPU در تسک‌های روزمره، در دو حالت تک و چند استه‌ای عمل می‌کند. 

جدول بنچمارک‌ ابزارهای موبایل پرچم‌دار
تلفن / تبلت AnTutu 7/6
۳DMark
IceStorm
Unlimited
PCMark
Work 2.0
/Overall
Web Browsing
Geekbench 4
/Single
Multi
GFXBench
/Manhattan 3.1
Offscreen
GFXBench
/Car Chase
Offscreen
GFXBench
/T-Rex
OffScreen
Huawei P20 Pro ۲۰۰۹۴۹
۱۸۱۴۴۹
۳۱۰۵۱ ۷۲۴۴
۷۴۴۰
۱۸۹۹
۶۵۴۶
۳۸FPS
31FPS
۲۳FPS
23FPS
۶۰FPS
86FPS
+Galaxy S9 ۲۴۳۴۹۳
۲۱۹۹۵۵
۳۷۹۵۸ ۵۲۰۵
۵۲۲۴
۳۷۵۰
۸۹۹۷
۲۴FPS
47FPS
۱۴FPS
28FPS
۶۰FPS
146FPS
Galaxy S9 ۲۱۷۱۴۶
۲۱۲۳۲۸
۳۸۱۰۸ ۵۰۸۹
۵۲۴۷
۳۷۰۴
۸۸۶۰
۲۴FPS
46FPS
۱۵FPS
28FPS
۶۰FPS
142FPS
OnePlus 5T
۱۷۶۷۸۷
۴۰۴۳۰ ۶۸۶۱
۶۰۳۲
۲۰۲۱
۶۲۰۴
۳۷FPS
41FPS
۲۳FPS
25FPS
۶۰FPS
115FPS
Honor 9
۱۴۵۹۵۴
۲۸۹۲۰ ۶۱۳۴
۵۴۵۶
۱۹۶۱
۶۳۴۰
۲۰FPS
19FPS
۱۳FPS
11FPS
۵۲FPS
56FPS
Huawei Mate 10 Pro
۱۷۵۷۶۹
۳۰۹۶۲ ۶۹۱۳
۶۹۴۱
۱۹۸۳
۶۴۹۹
۲۹FPS
30FPS
۲۱FPS
21FPS
۶۰FPS
127FPS
Nokia 8
۱۷۰۰۷۴
۴۰۳۹۳ ۶۷۴۴
۶۲۲۴
۱۹۱۳
۶۵۱۵
۱۸FPS
39FPS
۱۲FPS
23FPS
۵۶FPS
106FPS
iPhone X
۲۰۳۲۴۵
۶۳۶۹۴ ۴۲۲۲
۹۳۷۱
۵۱FPS
43FPS
۱۰۴FPS
138FPS
Huawei Mate 10
۱۷۶۰۲۲
۳۵۹۹۵ ۶۷۴۰
۷۰۰۶
۱۸۵۹
۶۴۳۷
۲۳FPS
37FPS
۱۳FPS
21FPS
۶۰FPS
125FPS
iPhone 8
۲۱۰۵۳۱
۶۴۷۶۹ ۴۲۳۹
۹۱۹۶
۱۰۶FPS
41FPS
۱۲۰FPS
135FPS
iPhone 8 Plus
۲۲۳۶۹۹
۶۴۰۸۴ ۴۲۸۵
۹۴۶۹
۵۹FPS
48FPS
۱۱۷FPS
140FPS
Xperia XZ1
۱۶۶۱۶۷
۳۶۷۵۲ ۶۲۹۸
۶۰۴۹
۱۸۱۱
۶۵۰۸
۳۸FPS
37FPS
۲۵FPS
24FPS
۵۹FPS
101FPS
LG V30
۱۷۰۷۵۶
۳۹۵۰۶ ۵۷۱۴
۵۷۰۵
۱۹۰۹
۶۳۳۰
۱۷FPS
34FPS
۱۲FPS
23FPS
۵۶FPS
99FPS
Galaxy Note 8
۱۷۴۳۶۴
۳۲۵۸۶ ۵۱۲۱
۴۸۵۸
۱۹۹۲
۶۶۷۳
۲۳FPS
43FPS
۱۳FPS
26FPS
۶۰FPS
123FPS
iPad Pro 10.5
۲۲۷۵۹۹
۵۴۶۰۹ ۳۹۲۸
۹۳۲۵
۵۸FPS
100FPS
۵۹FPS
217FPS
OnePlus 5
۱۷۱۹۹۳
۴۱۱۶۳ ۶۶۶۶ ۱۹۵۳
۶۷۱۶
۴۰FPS
40FPS
۲۴FPS
24FPS
۶۰FPS
113FPS
Sony Xperia XZ Premium
۱۶۱۲۰۰
۳۹۹۲۶ ۶۶۷۵
۶۲۸۷
۱۹۷۹
۵۹۲۷
۴۱FPS
40FPS
۲۵FPS
23FPS
۶۰FPS
108FPS
HTC U11
۱۷۳۹۴۶
۴۰۴۴۹ ۶۸۸۷
۶۳۲۳
۱۸۹۲
۶۳۵۰
۱۴FPS
31FPS
۱۰FPS
19FPS
۴۸FPS
89FPS
Samsung Galaxy S8+
۱۷۳۲۸۲
۳۱۲۱۹ ۵۳۰۷
۵۱۶۲
۲۰۱۹
۶۴۵۲
۲۲FPS
36FPS
۱۳FPS
25FPS
۵۷FPS
103FPS
LG G6
۱۳۰۹۶۲
* ۵۲۲۱
۴۱۵۷
۱۷۴۹
۴۱۷۰
۱۲FPS
26FPS
۸٫۲FPS
16FPS
۴۱FPS
63FPS
Samsung Galaxy S8
۱۷۱۷۹۵
۲۸۶۵۹ ۵۰۴۵
۴۷۷۳
۱۹۸۸
۶۶۲۷
۲۳FPS
35FPS
۱۳FPS
25FPS
۵۸FPS
104FPS
HTC U Ultra
۱۴۸۸۵۸
۲۶۸۴۹ ۶۴۸۹
۵۷۸۹
۱۶۴۵
۴۰۱۴
۴۴FPS
23FPS
۱۸FPS
18FPS
۵۷FPS
61FPS
Huawei P10
۱۲۰۸۵۲
۲۲,۹۲۳ ۶۲۹۹
۵۵۲۱
۱۹۲۸
۵۶۰۸
۱۸FPS
17FPS
۱۲FPS
9.9FPS
۵۲FPS
55FPS
Xiaomi Mi Mix
۱۳۸۶۵۴
۲۶۰۹۸ ۶۷۹۸
۵۹۰۲
۱۸۲۱
۴۲۹۶
۴۶FPS
22FPS
۱۹FPS
19FPS
۵۷FPS
63FPS
Google Pixel XL
۱۳۸۴۲۳
۲۵,۸۵۶ ۶۵۸۹
۵۸۷۱
۱۴۷۸
۴۲۱۸
۴۴FPS
21FPS
۱۸FPS
17FPS
۵۷FPS
62FPS
Huawei Mate 9
۱۲۲۱۷۸
۲۷,۴۷۱ ۶۳۲۱
۵۶۱۲
۱۹۴۰
۵۸۵۵
۲۰FPS
20FPS
۱۲FPS
11FPS
۵۷FPS
62FPS
Moto Z
۱۳۶۸۴۶
۲۴۹۸۷ ۱۸FPS
32FPS
۱۲FPS
19FPS
Xiaomi Mi5s
۱۳۴۵۶۸
۲۵۶۴۸ ۱۷۰۱
۳۹۹۲
۲۶FPS
26FPS
۱۶FPS
16FPS
Xperia XZ
۱۲۴۵۸۹
۲۴۵۶۹
Apple iPhone 7
۱۶۸۲۴۲
Galaxy Note 7
۱۳۲۵۸۶
۲۳۹۸۹
OnePlus 3
۱۴۱۸۹۵
۲۷۵۴۶
Galaxy S7 edge
۱۲۷۵۸۹
۲۴۰۴۶

با توجه به بنچمارک‌ها، به‌وضوح می‌توان عملکرد ضعیف‌تر کرین ۹۷۰، به‌خصوص واحد پردازش گرافیکی آن را نسبت به پردازنده‌ی محصولاتی مانند گلکسی اس ۹ و وان‌پلاس ۵‌تی را مشاهده کرد. زمان‌بندی هواوی برای رونمایی از تراشه‌های پرچم‌‌دار این شرکت، همواره باعث می‌شود تا پرچم‌داران سری پی به‌لحاظ توان پردازشی، با رقبای خود برابری نکنند. ما برای ارزیابی عملکرد پردازنده‌ی پی ۲۰ پرو، بازی‌های سنگینی مانند PUBG Mobile ،The Trail ،Final Fantasy XV Pocket Edition و Lineage II: Revolution را روی این گوشی اجرا کردیم. بازی‌های Final Fantasy و PUBG با بالاترین تنظیمات گرافیکی و رزولوشن، به‌نرمی و بدون هیچ‌ افت فریمی اجرا شودند. اما وضعیت در مورد بازی‌های The Trail‌ و Lineage II: Revolution کمی متفاوت بود. اجرای The Trail‌ با بالاترین تنظیمات گرافیکی، گهگاه با لگ همراه بود و بازی Lineage II: Revolution در صورتی که تمام تنظیمات اعم از نرخ فریم، گرافیک و رزولوشن در بالاترین سطح قرار بگیرد، حین اجرای نبردها و صحنه‌های پُرزد‌ و خورد، افت فریم قابل ملاحظه‌ای را تجربه می‌کند، در حالی که وقتی تنظیمات گرافیک و رزولوشن در حالت مدیوم قرار می‌گیرند، بازی به‌نرمی و بدون هیچ مشکلی اجرا می‌شود.

ما برای ارزیابی عملکرد پی ۲۰ پرو به‌لحاظ مالتی تسکینگ نیز مجموعه‌ای از بازی‌ها و اپلیکیشن‌ها را با ترتیب «نسخه‌ی دسکتاپ وب‌سایت پارس تبلیغ در مرورگر کروم، Final Fantasy XV، تلگرام، Lineage II: Revolution، اینستاگرام و آسفالت نیترو» روی این گوشی اجرا و پس از بارگذاری کامل، آن‌ها را مینیمایز کرده و در نهایت، در مسیر بازگشت، تمام اپلیکیشن‌ها و بازی‌های در حال اجرا در پس‌زمینه را از نو فراخوانی کردیم، در این تست تمام موارد اجراشوده روی Huawei P20 Pro، به‌لطف حافظه‌ی رم ۶ گیگابایتی این گوشی، به‌صورت کامل در پس‌زمینه باقی مانده بودند. در نهایت خاطرنشان می‌کنیم که با وجود نتایج به‌دست‌آمده، پرچم‌دار هواوی در کاربری‌های روزمره و طیف گسترده‌‌ای از بازی‌ها عملکرد بسیار خوبی خواهد داشت، ضمن اینکه گشت‌وگذار در محیط رابط کاربری آن نیز به‌نرمی صورت می‌گیرد.

باتری

هواوی همواره در زمینه‌ی استفاده‌ی بهینه‌ از فضای داخل پرچم‌داران خود، عملکرد بسیار خوبی را به نمایش گذاشته است و این موضوع در مورد پی ۲۰ پرو نیز صدق می‌کند. پرچم‌دار سال ۲۰۱۸ چینی‌ها با وجود ابعاد کوچک‌تر خود نسبت به گلکسی اس ۹ پلاس از باتری به‌مراتب بزرگ‌تری بهره می‌برد. وظیفه‌ی تامین انرژی هواوی P20 Pro برعهده‌ی یک باتری با ظرفیت ۴۰۰۰ میلی‌آمپرساعت قرار دارد که ۵۰۰ میلی‌آمپرساعت بیشتر از ظرفیت باتری پرچم‌دار پرادعای کره‌ای‌ها است. با توجه به ظرفیت بالای باتری، ۲۰ درصد بهره‌وری بالاتر انرژی در تراشه‌ی کرین ۹۷۰ نسبت به نسل قبل و بهره‌‌گیری پی ۲۰ پرو از نمایشگری با پنل OLED و رزولوشن +FHD، روی کاغذ می‌توان انتظار عملکرد بسیار خوبی را از این محصول داشت.

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

برای ارزیابی عملکرد باتری Huawei P20 Pro، ابتدا با فعال‌سازی حالت پرواز، تمام اتصالات آن‌ را قطع کردیم، روشنایی نمایشگر را روی مقدار ۲۰۰ نیت قرار دادیم و سپس ویدیویی با رزولوشن اچ‌دی را به‌صورت مداوم تا لحظه‌ی خاموش‌ شودن گوشی در آن پخش کردیم. در این تست، پی ۲۰ پرو به‌ مدت ۱۴ ساعت و ۱۰ دقیقه دوام آورد که عدد بسیار خوبی محسوب می‌شود. تست‌های بعدی، به اجرای سه آزمون Battery Test – Manhattan 3.1 ،Work 2.0 Battery Life‌ به‌ ترتیب از اپلکیشین‌های بنچمارک GFXBench و PCMark در کنار تست باتری GeekBench بازمی‌گردد؛ آزمون نخست یکی از گزینه‌های توانمند در شبیه‌سازی استفاده‌ی روزمره‌ی کاربران از گوشی‌ها محسوب می‌شود، آزمون دوم ترکیبی از توانایی پردازشی را در کنار شارژدهی بررسی می‌کند و آزمون سوم عملکرد باتری را حین اجرای پردازش‌های سنگین مانند بازی‌ها می‌سنجد.

گوشی / تست نمایشگر ظرفیت
(mah)
ویدیو
(h)
GFXBench
Manhattan 3.1
Battery LifeTime
GFXBench
Manhattan 3.1
LongTime Performance
PCMark
(h)
GeekBench
Score / Duration
Huawei P20 Pro FHD+ / “6.1 ۴۰۰۰ ۱۴:۱۰ ۱۹۷٫۴min ۹۳۳٫۷Frame ۹:۱۹ ۳۳۵۰
۵:۳۵
+Galaxy S9 WQHD+ / “6.2 ۳۵۰۰ ۱۴:۱۷ ۱۸۷٫۶min ۸۶۰٫۷Frame Failed
Galaxy S9 WQHD+ / “5.8 ۳۰۰۰ ۱۲:۳۰ ۱۵۴٫۸min ۸۸۴٫۷Frame ۶:۴۲
OnePlus 5T FHD+ / “6.01 ۳۳۰۰ ۱۷:۱۳ ۱۴۰٫۳min ۲۰۷۵Frame ۸:۳۴
Honor 9 ۱۰۸۰p / “5.15 ۳۲۰۰ ۱۱:۰۶ ۱۵۸٫۳min ۱۰۲۴Frame ۶:۳۷
Huawei Mate 10 Pro FHD+ / “6.0 ۴۰۰۰ ۱۶:۴۰ ۲۲۶٫۲min ۸۴۸٫۲Frame ۸:۳۶
Nokia 8 QHD / “۵٫۳ ۳۰۹۰ ۱۰:۵۵ ۱۹۶٫۸min ۱۰۴۲Frame ۸:۱۳
iPhone X ۱۱۲۵p / “5.8 ۲۷۱۶ ۱۴:۴۰ ۲۴۲٫۲min ۱۵۶۱Frame
Huawei Mate 10 ۱۰۸۰p / “5.9 ۴۰۰۰ ۱۳:۱۶ TBA TBA ۹:۴۰
iPhone 8 ۴٫۷″ / ۷۵۰p ۱۸۲۱ ۹:۳۵ ۱۲۲min ۳۹۹۵Frame
iPhone 8 Plus ۱۰۸۰p / “5.5 ۲۶۹۱ ۱۳:۱۰ ۱۷۱min ۲۰۵۱Frame
Xperia XZ1 ۱۰۸۰p / “5.2 ۲۷۰۰ ۱۱:۳۷ ۱۸۰٫۳min ۱۶۱۰Frame ۶:۳۲
LG V30 QHD+ / “6.0 ۳۳۰۰ ۱۲:۳۰ ۲۳۷٫۷min ۸۰۲٫۳Frame ۸:۲۵
Galaxy Note 8 WQHD+ / “6.3 ۳۳۰۰ ۱۳:۴۸ ۱۷۳٫۱min ۸۳۳٫۷Frame ۶:۴۱
OnePlus 5 ۱۰۸۰p / “5.5 ۳۳۰۰ ۱۶:۴۵ ۱۸۵٫۶min ۱,۹۳۷Frame ۱۰:۰۰
Sony Xperia XZ Premium ۴K / “۵٫۵ ۳,۲۳۰ ۷:۰۰ ۱۸۰٫۳min ۱,۷۱۸Frame ۷:۴۴
HTC U11 QHD / “۵٫۵ ۳,۰۰۰ ۱۱:۰۴ ۳۳۹٫۴min ۷۳۰٫۰Frame ۷:۵۵
+Samsung Galaxy S8 WQHD+ / “6.2 ۳,۵۰۰ ۱۴:۲۷ ۱۵۷٫۸min ۸۲۷٫۵Frame ۹:۳۱
LG G6 QHD+ / “5.7 ۳,۳۰۰ ۱۲:۳۰ ۳۹۱٫۳min ۴۷۹٫۵Frame ۶:۲۱
Samsung Galaxy S8 WQHD+ / “5.8 ۳,۰۰۰ ۱۲:۳۰ ۸:۱۵
HTC U Ultra QHD / “5.7 ۳,۰۰۰ ۸:۴۰ ۵:۵۴
Huawei P10 ۱۰۸۰p / “5.1 ۳,۲۰۰ ۱۴:۲۴ ۶:۳۰
Xiaomi Mi Mix ۱۰۸۰p / “6.4 ۴,۴۰۰ ۱۴:۱۰ ۱۰:۱۳
Pixel XL Google ۵٫۵″ / QHD ۳,۴۵۰ ۱۱:۱۰ ۷:۱۲
Pixel Google ۵″ / ۱۰۸۰p ۲,۷۷۰ ۱۱:۲۰ ۶:۴۶
Huawei Mate 9 ۵٫۹″ / ۱۰۸۰p ۴,۰۰۰ ۱۴:۱۵ ۹:۲۲
Huawei Honor 8 ۵٫۲″ / ۱۰۸۰p ۳,۰۰۰ ۹:۰۰ ۶:۱۶
Huawei Nova Plus ۵٫۵″ / ۱۰۸۰p ۳,۳۴۰ ۱۱:۰۰ ۹:۱۸
Motorola Moto Z ۵٫۵″ / QHD ۲,۶۰۰ ۸:۵۰ ۴:۵۵
Xiaomi Mi 5s ۵٫۱۵″ / ۱۰۸۰p ۳,۲۰۰ ۱۳:۰۰ ۷:۵۵
iPhone 7 ۴٫۷″ / ۷۵۰p ۱,۹۶۰ ۹:۲۰
Xperia XZ ۵٫۲″ / ۱۰۸۰p ۲,۹۰۰ ۹:۰۰ ۶:۳۱
iPhone 7 Plus ۵٫۵″ / ۱۰۸۰p ۲,۹۰۰ ۱۴:۲۰

تمام روز با پی ۲۰ پرو

طول‌عمر باتری، حین اجرای آزمون Battery LifeTime، معادل ۱۹۷.۴ دقیقه ارزیابی می‌شود که بهتر از اعداد به‌دست‌آمده توسط پرچم‌دارانی مانند گلکسی اس ۹ پلاس و وان‌پلاس ۵‌تی است؛ آزمون LongTime Performance نیز کم‌ترین تعداد فریم پردازش‌شوده در کل تعداد سیکل‌های اجرا را معادل ۹۳۳.۷ فریم نشان می‌دهد که نتیجه‌ی مناسبی است. پی ۲۰ پرو در اجرای آزمون باتری پی‌سی‌مارک با ثبت زمان ۹ ساعت و ۱۹ دقیقه، در ردیف پرچم‌دارانی مانند میت ۱۰ و وان‌پلاس ۵‌تی قرار می‌گیرد. آزمون گیک‌بنچ در حالی اجرا شود که باتری به‌صورت کامل شارژ شوده بود و روشنایی نمایشگر در پایین‌ترین سطح خود قرار داشت، در این وضعیت، P20 Pro پس از گذشت ۵ ساعت و ۳۵ دقیقه به شارژ ۳ درصد رسید.

فناوری شارژ SuperCharge هواوی نیز عملکرد فوق‌العاده‌ای دارد؛ به‌طوری که شارژر ۵ ولتی و ۴.۵ آمپری تعبیه‌شوده در جعبه‌ی پی ۲۰ پرو قادر است تا ظرف مدت ۳۰ دقیقه، این گوشی را از حالت شارژ صفر درصد به میزان ۴۵ درصد شارژ کند، ضمن اینکه شارژ کامل باتری ۴۰۰۰ میلی‌آمپرساعتی پی ۲۰ پرو به ۹۰ دقیقه زمان نیاز دارد؛ اما متاسفانه با وجود بهره‌گیری از بدنه‌ی شیشه‌ای، پی ۲۰ پرو از شارژ بی‌سیم پشتیبانی نمی‌کند. در حالت کلی می‌توان گفت که پرچم‌دار جدید هواوی با هر بار شارژ قادر به شارژدهی تا دو روز برای کاربری‌های نیمه‌سنگین است که بی‌شک عملکرد بسیار خوبی به‌شمار می‌رود.

جمع‌بندی

چینی‌ها با هواوی پی ۲۰ پرو موفق به توسعه‌ی بهترین دوربین در دنیای گوشی‌های هوشمند شودند. اگرچه هواوی در این زمینه به‌صورت کامل به موفقیت دست نیافت، اما چالشی را از میان برداشت که برای چندین دهه، شرکت‌های بزرگی همچون سامسونگ و اپل را درگیر خود ساخته بود؛ به‌لطف Huawei P20 Pro، عکاسی در تاریکی و نور کم با گوشی‌های هوشمند، ارتقایی چشم‌گیر را تجربه کرده است.

به‌واسطه‌ی دوربینی با عملکرد بی‌نقص، می‌توان پی ۲۰ پرو را محصولی نامید که سرانجام هواوی را از شرکتی با محصولات موفق به شرکتی نوآور بدل کرد؛ اما دوربین، تنها یکی از شاخصه‌هایی است که کاربران حین خرید گوشی هوشمند بدان توجه می‌کنند، در سایر زمینه‌ها، پی ۲۰ پرو عملکرد بی‌نقصی ندارد و صرفا می‌توان آن را محصولی بسیار خوب تلقی کرد.

هواوی پی 20 پرو / Huawei P20 Pro

بازده و عملکرد، یکی از زمینه‌هایی است که رقبای پی ۲۰ پرو را از این محصول پیش می‌اندازد، در حالی که آیفون ۱۰ و گلکسی اس ۹ از پردازنده‌هایی بسیار سریع با پشتیبانی از قابلیت‌هایی همچون فیلم‌برداری ۴K با نرخ ۶۰ فریم‌برثانیه و فیلم‌برداری اسلو‌موشن فول اچ‌دی با نرخ ۲۴۰ فریم‌برثانیه بهره می‌برند، هواوی تراشه‌ای را برای پی ۲۰ پرو برگزیده است که سال گذشته در فبلت‌های میت ۱۰ و میت ۱۰ پرو به‌کار گرفته‌ بود.

نکات مثبت

  • دوربین فوق‌العاده
  • شارژدهی عالی باتری
  • روشنایی و دقت رنگ مطلوب نمایشگر
  • طراحی مدرن با رنگ منحصربه‌فرد Twilight

نکات منفی

  • پردازنده‌ی قدیمی و ضعیف‌تر نسبت به رقبا
  • عدم پشتیبانی از شارژ بی‌سیم با وجود بدنه‌ی شیشه‌ای
  • مستعد لک‌پذیری و جذب اثر انگشت

ادامه‌ی پست

مورد انتظارترین فیلم های بلاک باستر سال ۲۰۱۸

نوجوانی فقیر برای تصاحبِ ثروتی عظیم در یک بازی واقعیت مجازی تلاش می‌کند. تونی استارک بر اثر مشت سنگین تانوس پخش زمین می‌شود. آقای شگفت‌انگیز باید در تکالیف ریاضی بچه‌هایش به آنها کمک کند. دواین جانسون همراه با یک گوریل عظیم‌جثه باید به مصاف یک گرگ غول‌آسای بال‌دار برود (شوخی نمی‌کنم!). مری پاپینز در حالی که از چتر جادویی‌اش آویزان است، در دوردست پدیدار می‌شود و لبخندهایی با دیدن او بر لب تماشاگرانش می‌نشینند. تام هاردی از وحشت جولان دادن انگلی بیگانه درون بدنش فریاد می‌زند. جیسون استاتهام به نبرد با یک کوسه‌ی ماقبل‌تاریخی می‌رود. اینها فقط بخشی از صحنه‌هایی است که برای تماشای آنها در سال ۲۰۱۸ لحظه‌شماری می‌کنیم. مطلب پیش‌رو، فهرستی از ۴۰‌تا از موردانتظارترین فیلم‌های عموما بلاک‌باستر سال ۲۰۱۸ استند. از فیلم‌هایی مثل «سیکاریو ۲: روز سولدادو» (Sicario 2 : The Day of the Soldado) که قصد دارد ما را به کویرهای بی‌رحم مرز مکزیک بازگرداند تا دنباله‌ی «هشت یار اوشن» (Ocean’s Eight) که قرار است ما را به دنیای سارقان شیک‌پوش و حرفه‌ای ببرد. موردانتظارترین فیلم‌های شما کدامیک استند؟

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Ready Player One

بازیکن شماره یک آماده

آخرین‌باری که استیون اسپیلبرگ همزمان روی دو پروژه‌ای که زمین تا آسمان با هم فرق می‌کردند کار می‌کرد زمانی بود که بلافاصله بعد از درام هولوکاست‌محورش «فهرست شیندلر»، سینماروها را در مقابل شگفتی‌های دایناسورها در «پارک ژوراسیک» قرار داد. حالا او درست بلافاصله بعد از «پُست» (The Post) که به جر و بحث یک سری آدم کت و شلواری سر چندتا کاغذ می‌پردازد، سراغ یک بلاک‌باستر تابستانی دیگر رفته است. «بازیکن شماره یک آماده» که براساس کتابی از ارنست کلاین ساخته شوده یکی از فیلم‌هایی بود که هیچکس فکرش را نمی‌کرد روزی شاهد یک اقتباس سینمایی از روی آن باشیم. این کتاب اگرچه برنده‌‌ی جایزه‌های گوناگونی بوده و توسط منتقدان به عنوان یک سفر نوستالژیک تمام‌عیار مورد تحسین قرار گرفته، ولی با اینکه برادران وارنر در سال ۲۰۱۰، حتی قبل از انتشار کتاب، حق آن را خریداری کرده بود، با این حال تاکنون شرایط ساخت این فیلم پیشرفت قابل‌توجه‌ای نکرده بود. شاید یکی از دلایلش به خاطر این بود که هنوز هالیوود به حدی که امروز شاهدش استیم، درگیر فرهنگ عامه‌ی دهه‌ی هشتاد نشوده بود. اما موفقیت غول‌آسای سریالی مثل «چیزهای عجیب‌تر» (Stranger Things) که اصلا ماهیتش از صفر براساس آن دوران بنا شوده، فروش بلا‌ک‌باسترگونه‌ی «آن» (It)، تبدیل شودن سریال «مردم علیه اُ.جی.سیمپسون» (People v. O.J. Simpson) به یکی از پرگفتگوترین سریال‌های ۲۰۱۶ که این پرونده‌ی جنایی دهه‌ی هشتادی را دوباره باز می‌کرد، لقب گرفتن سریال‌هایی مثل «آمریکایی‌ها» (The Americans)‌ و «هالت اند کچ فایر» (Halt and Catch Fire) به عنوان دوتا از بهترین‌های تلویزیون که اولی در جنگ سرد و دومی در فضای انقلاب کامپیوتر جریان دارند، مورد تحسین قرار گرفتن اپیزود «سن جونیپرو» از «آینه‌ی سیاه» (Black Mirror) که از تم دهه‌ی هشتاد بهره می‌برد و ریبوت شودن خیلی از فیلم و سریال‌های دهه‌ی هشتادی مثل «اسلحه مرگبار» (Leathal Weapon) و «استار ترک» (Star Trek) و موفقیت دنباله‌هایی مثل «مد مکس: جاده‌ی خشم» (Mad Max: Fury Road) و «بلید رانر ۲۰۴۹» (Blade Runner 2049)، باعث شودند تا سال‌های اخیر را به دوران طلایی بازگشت پرقدرت فرهنگ عامه‌ی گره‌خورده با دهه‌ی هشتاد به مرکز توجه تبدیل کند. بنابراین چه زمانی بهتر از حالا برای ساخت و اکران هرچه سریع‌تر «بازیکن شماره یک آماده» که از آن به عنوان یکی از خدایانِ حوزه‌ی سرگرمی‌های دهه‌ی هشتادی یاد می‌کنند.

چه زمانی بهتر از حالا برای ساخت و اکران هرچه سریع‌تر «بازیکن شماره یک آماده» که از آن به عنوان یکی از خدایانِ حوزه‌ی سرگرمی‌های دهه‌ی هشتادی یاد می‌کنند

بالاخره داریم درباره‌ی کتابی حرف می‌زنیم که مخصوص کسانی نوشته شوده که فرهنگ عامه را بلیعده‌اند. این کتاب نه فقط دارای چندتا ایستر اگ از سرگرمی‌های دهه‌ی هشتاد است و نه فقط از حال و هوای آن دوران بهره می‌برد، بلکه فرهنگ عامه‌ی دهه‌ی هشتاد در لحظه لحظه‌اش جاری است. داستان در آینده‌‌‌ای جریان دارد که سیاره‌ی زمین با وجود پیشرفت‌های تکنولوژیکش در وضعیت خوبی در زمینه‌ی منابع انرژی به سر نمی‌برد. جنگ و بیماری و انفجارهای اتمی به یک روتین عادی تبدیل شوده است. خوشبختانه یک طراح بازی میلیاردر، بازی‌ای واقعیت مجازی به اسم «اویسیس» ساخته که از یک بازی معمولی آغاز به کار کرده و حالا حکم بزرگ‌ترین منبع سرگرمی آدم‌های این دنیا را ایفا می‌کند. مخصوصا برای آدم‌هایی که به فرار از واقعیت‌های افسرده‌کننده‌ی دنیای واقعی، خیلی بیشتر از هرکس دیگری نیاز دارند. نکته‌ی جذاب اویسیس این است که این بازی در واقع حکم پلتفرم مرجعی را دارد که می‌توان همه‌ی سرگرمی‌های قدیمی و جدید را روی آن تجربه کرد. حکم مخلوطی را دارد که همه‌ی سرگرمی‌های دوران‌های مختلف در آن ترکیب شوده است. بنابراین گذاشتنِ کلاه واقعیت مجازی روی سر و وارد شودن به آن مساوی است با روبه‌رو شودن با سیلی از نمادهای دنیای سرگرمی. از کریتوس از «خدای جنگ» (God of War) و نیتین دریک از «آنچارتد» گرفته تا کینگ کونگ و جوکر و فردی کروگر و مگاگودزیلا و سونیک و «ماتریکس» و «غول آهنی» و موتور قرمز «آکیرا» و «غارتگر» و «بازگشت به آینده» و «جنگ ستارگان» و وای که نفسم گرفت! اویسیس اما چیزی بیشتر از یک بازی چندنفره‌ی آنلاین کلان است. اویسیس حکم یک دنیای جایگزین مجازی را برای تمام آدم‌های این دنیا دارد که بازی‌کنندگان در آن به مدرسه و دانشگاه می‌روند، در چت روم‌های سه‌بعدی دور هم جمع می‌شوند و برای سفر به سیاره‌های دورافتاده به امتیاز تجربه نیاز دارند.

داستان از جایی آغاز می‌شود که صاحب اویسیس می‌میرد. او وصیت می‌کند هرکس بتواند ایستر اگی را که در بازی‌اش مخفی کرده پیدا کند، تمام دارایی‌ها و ارث و میراثش را به دست می‌آورد. جنگ چندین ساله‌ی کاربران اویسیس برای پیدا کردن آن آغاز می‌شود. نتیجه فیلمی است که استیون اسپیلبرگ آن را بعد از «آرواره‌ها» (Jaws) و «نجات سرباز رایان» (Saving Private Ryan)، سخت‌ترین فیلمی که ساخته لقب داده است. چون علاوه‌بر اینکه پروسه‌ی به دست آوردن حق و حقوق استفاده از تمام این کاراکترها و نمادها و آی‌پی‌ها و برندها برای استفاده در فیلم دشوار بوده است، بلکه خود اسپیلبرگ می‌گوید حجم تصویرسازی‌های کامپیوتری در این فیلم به حدی زیاد است و رسیدن به انسجام بین تصاویر دیجیتالی و واقعی به حدی سخت بوده که او در حین ساخت این فیلم، هر شب فقط قادر به خوابیدن برای سه چهار ساعت می‌شوده. چون بی‌وقفه در حال فکر کردن به راهی برای پشت سر گذاشتن چالش‌های روز بعد بوده است. به قول اسپیلبرگ، ساخت این فیلم از الگوی از پیش انجام شوده و امتحان پس داده‌ای بهره نمی‌برده، بلکه او از طریق یک عالمه امتحان و خطا، در حین ساختن آن، ساختش را یاد گرفته است. یکی دیگر از چالش‌هایی که فیلم با آن روبه‌رو شوده این بود که آیا «بازیکن شماره یک آماده» (Ready Player One) به یک سینمای خوب تبدیل می‌شود یا تمام جذابیت و دلیل وجود داشتنش به گرد هم آوردن یک سری کاراکترها و نمادهای پرطرفدار خلاصه می‌شود؟ آیا فیلم داستان و مضمون قابل‌توجه‌ای برای ارائه دارد یا فکر می‌کند ایده‌ی مسابقه دادن با ماشینِ زمانِ «بازگشت به آینده» در حالی که تیرکس و کینگ کونگ در حال نابود کردن شهر استند کفایت می‌کند؟ خبر خوب این است که اکثر منتقدان باور دارند که نباید نگران این موضوع باشیم. چرا که «بازیکن شماره یک آماده» به همان اندازه که با ارجاعاتش به فرهنگ عامه خوش می‌گذارند و اکشن‌های منحصربه‌فرد تحویل‌مان می‌دهد، به همان اندازه هم داستان تاثیرگذاری برای روایت دارد.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Avengers: Infinity War

اونجرز: جنگ اینفینیتی

وقتی تانوس در کامیک‌بوک «دستکش اینفینیتی» در حالی که دستکش اینفینیتی را در دست داشت و سنگ‌های اینفینیتی روی آن می‌درخشیدند، انگشتانش را به هم کوبید و با این کار دنیای مارول را زیر و رو کرد، هیچکس فکرش را نمی‌کرد که یک روزی شاهد حضور تایتان دیوانه در سینما باشیم و به احتمالِ وقوع این صحنه‌ی ماندگار در سینما فکر کنیم، اما حالا حدود ۱۰ سال بعد از اینکه دنیای سینمایی مارول با «مرد آهنی» کلید خورد، به نقطه‌ای رسیده‌ایم که تاریخ سینما به خود ندیده است. وقتی برخی از درجه‌یک‌ترین قهرمانان مارول در «اونجرز» گرد هم آمدند و پشت به پشت هم برای مبارزه با لوکی صف کشیدند، تاریخ بلاک‌باسترسازی و تجارت هالیوود به دو دوران قبل و بعد از خود تقسیم شود. اتفاقی که مارول از آن زمان تاکنون با کراس‌اورهای دیگرش مثل «اونجرز: دوران اولتران» و «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» موفق به تکرارش نشوده است. بنابراین برای اینکه مارول بتواند موفقیت منحصربه‌فرد «اونجرز» را تکرار کند چالش بزرگی روبه‌رو خودش می‌دید. اگر «اونجرز» حکم جمع‌بندی شروع را داشت، «جنگ اینفینیتی» حکم قسمتِ اول جمع‌بندی پایان این دنیا را برعهده دارد. اگر «اونجرز» میزبان تعداد اندکی قهرمان بود که البته در آن زمان برای خودش خارق‌العاده بود، «جنگ اینفینیتی» میزبان قهرمانان پرتعدادی است که برای شمردن تمام آنها به مشکل برمی‌خوریم. اگر «اونجرز» حکم نبرد بر سر نیویورک را داشت، «جنگ اینفینیتی» حکم نبرد بر سر زمین و حتی تمام کیهانِ مارول را برعهده دارد. «جنگ اینفینیتی» قصد دارد دست به حرکتی بزند که فقط مدیوم کامیک‌ تاکنون قادر به انجام آن بوده است. اینکه اقتباس سینمایی و تلویزیونی کاراکترها و کامیک‌های ناشناخته و عجیب و غریب را ببینیم یک چیز است، اما اینکه سینما رسما برای اقتباس یکی از عناصری که مختص به مدیوم کامیک است خیز بردارد نشان از یک پیشرفت باورنکردنی در زمینه‌ی اقتباس‌های کامیک‌بوکی دارد.

«جنگ اینفینیتی» قصد دارد دست به حرکتی بزند که فقط مدیوم کامیک‌ تاکنون قادر به انجام آن بوده است

«جنگ اینفینیتی» اما در موقعیت دوگانه‌ای قرار دارد. یعنی به همان اندازه که احتمال موفقیت کهکشانی‌اش وجود دارد، احتمال شکستِ اسفناکش نیز می‌رود. اول از همه مارول با «اونجرز» و «دوران اولتران» نشان داده که همیشه در ساخت فیلم‌های اونجرزی توی خال نمی‌زند. «اونجرز» در حالی یکی از بهترین فیلم‌های آنهاست که «دوران اولتران» یکی از بدترین‌هایشان است. «اونجرز» در حالی از تمام چاله چوله‌های فیلم‌های کراس‌اور جاخالی داده است که «دوران اولتران» در دام اکثرشان افتاده است. جاس ویدن در حالی از مدیریت پروژه‌ی حساسی مثل «اونجرز» سربلند برآمده بود که همین آقا تمام مهارت‌هایش را برای «دوران اولتران» به فراموشی سپرده بود. تعداد زیاد کاراکترها و شلوغی و هرج و مرج داستانی در حالی در «اونجرز» کنترل شوده بود که در «دوران اولتران» شاهد شلختی بزرگی در این زمینه بودیم. همچنین برادران روسو به عنوان کارگردانان «جنگ اینفینیتی» سابقه‌ی تلخ و شیرینی دارند. آنها هدایتِ «کاپیتان آمریکا: سرباز زمستان» را برعهده داشته‌اند که نه تنها یکی از بهترین‌های مارول، که یکی از بهترین‌ فیلم‌های ابرقهرمانی سینما هم است. اما همین دو با «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» به نظر من که ممکن است با خیلی‌ها مغایرت داشته باشود، یکی از مشکل‌دارترین فیلم‌های مارول از لحاظ لحن و طراحی صحنه‌های اکشن را در کارنامه دارند. بنابراین این سوال که آیا «جنگ اینفینیتی» به کدام سمت متمایل می‌شود بزرگ‌ترین نگرانی‌مان درباره‌ی کیفیت نهایی این فیلم است. «جنگ اینفینیتی» به همان اندازه که می‌تواند معنای تازه‌ای به «حماسه» در سینما ببخشود، به همان اندازه هم می‌تواند به خاطر تعداد بالای کاراکترهایش به ملغمه‌ی پریشان و بی‌در و پیکری تبدیل شود. این وضعیت دوگانه درباره‌ی عملکرد تجاری فیلم هم وجود دارد. چیزی که بعد از موفقیت غیرمنتظره‌ی «بلک پنتر» قوت گرفت. اگر فیلم بیش از ۶۰۰ میلیون دلار در خانه و یک میلیارد و ۴۰۰ میلیون دلار در دنیا بفروشود، کارش را بی‌حرف و حدیث انجام داده است. اما همزمان این احتمال وجود دارد که این فیلم نتواند درآمد ۶۷۵ میلیون دلاری «بلک پنتر» در خانه را تکرار کند که اگرچه اصلا به معنی شکست آن نیست، اما به این معنی است که «بلک پنتر» در نگاه تماشاگران حکم رویداد سینمایی مستقل منحصربه‌فردی را داشت که «جنگ اینفینیتی» نیست. اما همزمان این احتمال هم وجود دارد که تبلیغات «جنگ اینفینیتی» به عنوان فینالی در حد و اندازه‌ی «هری پاتر و یادگاران مرگبار قسمت دوم» یعنی طرفداران پر و پا قرص مجموعه و کسانی که دنیای سینمایی مارول را از فاصله‌ی دور دنبال می‌کنند سر از سینما در بیاورند. خلاصه به هر سو نگاه کنیم، با فیلم کنجکاوی‌برانگیزی طرفیم که باید ثانیه به ثانیه دنبالش کنیم.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Deadpool 2

ددپول ۲

اگرچه با توجه به سابقه‌ی بد دیدار قبلی‌مان با ددپول در دنیای افراد ایکس استودیوی فاکس، از نتیجه‌ی قسمت اول فیلم مستقل او می‌‌ترسیدیم، اما آن فیلم نه تنها به هوای تازه‌ای در حوزه‌ی فیلم‌های کامیک‌بوکی تبدیل شود، بلکه موفقیت تجاری و هنری‌اش باعث شود که کمپانی فاکس به‌طور کلی استراتژی‌اش را عوض کرده و مسیر تازه‌ای را با فیلم‌های ابرقهرمانی غیرمعمولش در نظر بگیرد. بنابراین اگرچه «ددپول» که با بودجه‌ی ۵۴ میلیون دلار تهیه شوده بود حکم یک شروع خیلی جمع و جور و بااحتیاط را داشت، «ددپول ۲» همان‌طور که از یک دنباله‌ی هالیوودی انتظار می‌رود، همه‌چیز را ضربدر ۴ کرده است. حالا علاوه‌بر کاراکترهای قدیمی دوتا از پرطرفدارترین کاراکترهای کامیک‌های «ددپول» یعنی «کیبل» (جاش برولین) و «دومینو» (زَزی بیتز) هم به این فیلم اضافه شوده‌اند. به‌طوری که راب لیفلد، خالق ددپول و کیبل در مصاحبه‌ای «ددپول ۲» را با «بیگانه‌ها» مقایسه کرده و آن را فیلمی دانسته که مثل کاری که جیمز کامرون با دنباله‌ی فیلم ریدلی اسکات انجام داد، شامل مقدار زیادی اکشن است. از آنجایی که دیوید لیچ به عنوان یکی از کارگردانان «جان ویک» و «بلوند اتمی»، هدایت «ددپول ۲» را برعهده دارد و با توجه به چیزی که از تریلرهای فیلم مشخص است، به نظر می‌رسد این قسمت بیشتر از قبل نشان‌دهنده‌ی مهارت‌های ددپول در استفاده از تفنگ‌ها و شمشیر‌هایش باشود. البته که دنباله‌روی «ددپول ۲» از فرمول دنباله‌سازی هالیوود نگران‌کننده هم می‌تواند باشود. بالاخره دنباله‌سازی هالیوودی یعنی اضافه کردن به ابعاد همه‌چیز و کاهش هوش و ذکاوتِ فیلمنامه و چیزی که قسمت اول را به اثر تاثیرگذاری تبدیل کرده بود. قسمت اول «ددپول» دقیقا به خاطر اینکه خلافِ فیلم‌های مرسوم «افراد-ایکس» قرار می‌گرفت مورد استقبال قرار گرفت. چون باز دوباره شاهد نبرد دیگری برای نجات دنیا نبودیم. باز دوباره داستان در چند قاره اتفاق نمی‌افتاد و باز دوباره شاهد اکشن‌هایی که به فروریزی ساختمان‌ها و انفجارهای کامپیوتری غول‌آسا منجر می‌شود نبودیم. سکانس افتتاحیه‌ی فیلم که حول و حوش آن تصادف اتوموبیل روی پُل جریان داشت دلیل موفقیت فیلم اول را در خود خلاصه کرده است. تمرکز روی شلیک رگباری جوک و وراجی‌های بامزه ددپول به جای تمرکز روی چیزی که در مغایرت با هویت این کاراکتر قرار می‌گیرد.

پس بزرگ‌تر شودن همه‌چیز در «ددپول ۲» نباید به معنی فراموش کردن دلیل اصلی موفقیت فیلم اول باشود. اینجا همان جایی است که مقایسه‌ی «بیگانه‌ها» دوباره به کار می‌آید. جیمز کامرون با اینکه ابعاد فیلمش را در تمام زمینه‌ها بزرگ‌تر از فیلم اول کرده بود، ولی همزمان فیلمی تحویل‌مان داد که طرفداران را تا به امروز در موقعیت سختی گذاشته است: اینکه فیلم اول بهتر است یا دوم؟ آیا امکان دارد بعد از تماشای «ددپول ۲» چنین سوالِ مشابه‌ای در رابطه با این مجموعه هم ایجاد شود؟ یکی از انتقادهایی که به قسمت اول می‌شود این بود که «ددپول» با وجود تمام حرف‌هایش در رابطه با شکستن قواعد داستانگویی فیلم‌های ابرقهرمانی، کماکان از داستان کلیشه‌ای انتقام‌جویی و نجات معشوقه از دست بدمن قصه پیروی می‌کرد. خبر خوب این است که به نظر می‌رسد «ددپول ۲» قصد دارد تا این روند را تغییر دهد. بالاخره فیلم پیرامون محافظت ددپول از پسربچه‌ای می‌چرخد که کیبل به عنوان سایبورگی که از آینده آمده قصد کشتن او را دارد. به عبارت دیگر این‌طور به نظر می‌رسد که سازندگان «ددپول» را با «لوپر» مخلوط کرده‌اند که در این‌صورت اگر فیلم فقط نیمی از پیچیدگی «لوپر» را هم به ارث برده باشود، بارش را بسته است. اگر درباره‌ی کیبل و دومینو هم نگران استید، در همین حد بدانید که فیلم مورد جلسات فیلمبرداری دوباره قرار گرفت. دلیلش چه بود؟ ظاهرا کسانی که نسخه‌ی اولیه‌ی فیلم را دیده بودند آن‌قدر از این دو کاراکتر خوششان آمده که تنها گله‌شان این بوده که «کیبل و دومینویش را بیشتر کنید»! خلاصه به نظر نمی‌رسد فیلمی که تبلیغاتش با مسخره کردن سیبیل هنری کویل در «جاستیس لیگ» شروع شوده است سرانجام بدی داشته باشود!

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Solo: A Star Wars Story

سولو: داستانی از جنگ ستارگان

«سولو»، فیلم پیش‌درآمدی که به گذشته‌ی هان سولو، یکی از پرطرفدارترین کاراکترهای کهکشانِ «جنگ ستارگان» می‌پردازد ماموریتِ سختی در پیش‌رو دارد. چرا که فیلم راه پیچیده‌ای را تا این لحظه پشت سر گذاشته است. اگرچه معرفی پیش‌درآمدهای «جنگ ستارگان» با دست و جیغ و هورا روبه‌رو شود، ولی «روگ وان» کافی بود تا طرفداران به این نتیجه برسند که هدف لوکاس‌فیلم بیشتر از روایت داستان‌های جدید، کشیدن شیرِ نوستالژی باقی‌مانده در مجموعه و سوءاستفاده از نام‌های معروف فیلم‌های قدیمی برای کشیدن دوباره‌ی طرفداران به سینما به جای گسترش مرزهای مجموعه است. اگرچه انتخاب فیل لرد و کریستوفر میلر، کارگردانان انیمیشن «فیلم لگو» (Lego Movie) و «شماره‌ی ۲۲ خیابان جامپ» (۲۲ Jump Street) برای هدایت «سولو»، خبر از لوکاس‌فیلمی می‌داد که می‌خواست لحنِ متفاوتی را به این مجموعه بیاورد، ولی اخراج شودن آنها در حالی که پروژه به هفته‌های پایانی فیلمبرداری‌اش رسیده بود و جایگزین کردنشان با گزینه‌ی غیرریسکی‌تری مثل ران هاوارد باعث شود نگرانی‌ها با قدرت بیشتری برگردند. آیا «سولو» می‌خواهد سه‌گانه‌ی نوستالژی‌بازی شرم‌آور لوکاس‌فیلم که با «نیرو برمی‌خیزد» و «روگ وان» شروع شوده بود را ادامه بدهد؟ مخصوصا با توجه به اینکه ران هاوارد به جای ادامه دادن کار لرد و میلر، حدود ۹۰ درصد از فیلم را از دوباره فیلمبرداری کرده است. بماند که «سولو» به کاراکتری می‌پردازد که بزرگ‌ترین عنصر کارکرد و موفقیتش هریسون فورد است و حالا که جای او با بازیگر دیگری تغییر کرده، این فیلم جای خالی بزرگی برای پُر کردن دارد.

«سولو» مخصوصا بعد از «آخرین جدای» که حکم وارد کردن «جنگ ستارگان» به مرحله‌ای جدید را داشت نمی‌تواند با تکیه به نوستالژی تماشاگرانش را گول بزند. همه‌ی اینها «سولو» را به فیلمی تبدیل کرده که وضعیت باکس آفیسش از قبل تضمین شوده نیست. البته که هیچکس انتظار شکستِ «سولو» را ندارد، اما تحلیلگران فکر می‌کنند «سولو» در کنار قسمت اول «جنگ ستارگان»، تنها فیلم‌های این مجموعه استند که تبدیل شودن آن از همین حالا به یکی از بزرگ‌ترین فیلم‌های سال تضمین شوده نیست. این موضوع لزوما به معنی مشکل یا انتقاد نیست. بلکه فقط به این معناست که از سال ۱۹۷۷ تاکنون با فیلم لایو اکشنی از «جنگ ستارگان» روبه‌رو شوده‌ایم که انتظار می‌رود نتواند صدر جدول باکس آفیس آمریکای شمالی یا دنیا را در پایان سال به چنگ بیاورد. هرچند مشکل بیشتر از اینکه عدم انتظار برای «سولو» باشود، وجود رقبای قدرتمند زیادی مثل «بلک پنتر»، «جنگ اینفینیتی»، «شگفت‌انگیزان ۲»، «دنیای ژوراسیک: پادشاهی سقوط کرده»، «ددپول ۲»، «جانوارن شگفت‌انگیز و جرایم گریندل‌والد» و غیره است. از سوی دیگر اما «سولو» این پتانسیل را دارد تا به فیلم متفاوتی نسبت به دیگر فیلم‌های مجموعه تبدیل شود. برای شروع با فیلمی طرفیم که به نظر می‌رسد هیچ ربطی به «فورس» و دار و دسته‌ی جدای‌ها ندارد. آدم‌ها و موجودات بی‌شماری در کهکشان «جنگ ستارگان» وجود دارند که قصه‌شان هیچ‌وقت به فورس و متعلقاتش برخورد نکرده است و خوب است که حالا با فیلمی مواجه‌ایم که می‌خواهد به جنبه‌ی دیگری از این مجموعه بپردازد.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

The Incredibles 2

شگفت‌انگیزان ۲

تقریبا برای هیچکدام از فیلم‌های این فهرست به اندازه‌ی دنباله‌ی انیمیشن ابرقهرمانی کلاسیک پیکسار صبر پیشه نکرده‌ایم. اگر یک فیلم در این فهرست باشود که حتی بیشتر از «جنگ اینفینیتی» برایش لحظه‌شماری می‌کنیم «شگفت‌انگیزان ۲» است. اگر یک فیلم در این فهرست باشود که ماموریت سنگین و انتظارات کواستان‌واری برای برآورده کردن دارد «شگفت‌انگیزان ۲» است. بیش از یک دهه از زمانی که پیکسار ما را با خانواده‌ی عجیب آقای شگفت‌انگیز آشنا کرد می‌گذرد. ساخته‌ی بِرد برد بلافاصله به یکی از اولین فیلم‌های بی‌نقص ابرقهرمانی دورانی که هنوز تا این اندازه شاهد گسترش این سینما نبودیم تبدیل شود. فیلمی که هنوزه که هنوزه روی دستش نیامده و از آن در کنار «شوالیه‌ی تاریکی» و «مرد عنکبوتی ۲» به عنوان بهترین فیلم‌های این حوزه یاد می‌کنند. فیلمی که به آن لقب بهترین اقتباس کامیک‌های «فنتستیک فور» هم داده‌اند. یکی از دلایلش به خاطر این بود که «شگفت‌انگیزان» مثل هر فیلم ابرقهرمانی موفق دیگری قبل از اینکه یک فیلم ابرقهرمانی باشود، یک فیلم غیرابرقهرمانی با عناصر فیلم‌های ابرقهرمانی است. «شگفت‌انگیزان» قبل از اینکه درباره‌ی خانواده‌ای با قدرت‌های فرابشری در نبرد با نیروی شر باشود، فیلمی درباره‌ی خانواده‌‌ی آشفته‌ای است که هنوز به انسجامی که از یک خانواده انتظار داریم نرسیده‌اند. بنابراین نبرد آنها با سیندروم به فرصتی تبدیل می‌شود تا این خانواده با کنار هم قرار دادن قدرت‌هایشان به قدرت واحدی به اسم «خانواده» تبدیل شوند. تمام اینها به‌علاوه‌ی سکانس‌های اکشن خارق‌العاده‌ای که از تمام پتانسیل‌های مدیوم انیمیشن طوری استفاده کرده که تکرار آنها به همان اندازه عالی در قابل لایو اکشن غیرممکن است، به فیلمی منجر شوده که پیکسار را در بی‌نقص‌ترین و سرگرم‌کننده‌ترین حالتش به تصویر می‌کشود.

خوشبختانه از تریلرهای فیلم به نظر می‌رسد که سازندگان این نکته‌ی اساسی در ساخت قسمت دوم را فراموش نکرده‌اند. پس «شگفت‌انگیزان ۲» هم قبل از اینکه درباره‌ی اکشن‌های خیره‌کننده باشود، درباره‌ی جنبه‌ی دیگری از زندگی زناشویی و خانوادگی است. از قرار معلوم فیلم جدید درست بعد از پایان فیلم قبلی، با بیرون آمدن «تونل‌زن» از زیرزمین آغاز می‌شود تا بالاخره شاهد به پایان رسیدن مبارزه‌ای که بیش از یک دهه نیمه‌کاره رها شوده بود باشیم. اما به نظر می‌رسد زندگی آقای شگفت‌انگیز به عنوان قهرمان اصلی خانواده‌اش زیاد طول نمی‌کشود. تریلرهای فیلم سرمایه‌دار بانفوذی (با صداپیشگی باب اُدنکرک) را معرفی می‌کنند که احتمال می‌رود حکم آنتاگونیست فیلم را داشته باشود. این سرمایه‌دار قصد دارد تا ابرقهرمانان را دوباره به مرکز توجه‌ی جامعه برگرداند و می‌خواهد که اِلستاگرل نمایندگی اصلی این حرکت را برعهده بگیرد. هلن با اشتیاق این پیشنهاد را قبول می‌کند و باب را تنها می‌گذارد تا به بچه‌ها برسد. اگرچه باب در ابتدا با مهربانی سعی می‌کند تا از طریق ماندن خانه و اجازه دادن به همسرش برای دنبال کردن علاقه‌اش از او حمایت کند، ولی بلافاصله کارهای خانه و سروکله زدن با بچه‌ها به نقطه‌ای می‌رسد که حتی قدرت آقای شگفت‌انگیز هم برای مدیریتشان کافی نیست. از کمک کردن دَش در تکالیف ریاضی‌اش تا تحت کنترل گرفتن قدرت‌های غیرقابل‌کنترل جک‌-جک. از شستشو و اتو کردن لباس‌ها تا قصه‌ خواندن برای نوزاد شیطانی که می‌خواهد تا کلمه‌ی آخر قصه را بشوند و قصد خوابیدن ندارد. آیا آقای شگفت‌انگیز راضی می‌شود تا به حمایت کردن از همسرش در حالی که او از ماموریت‌های هیجان‌انگیزش لذت می‌برد ادامه بدهد یا فکر می‌کند عوض کردنِ پوشک بچه و دیکته گفتن به بچه‌ها، استعدادهایش را هدر می‌دهند؟ از همین حالا می‌توان تصور کرد که این قصه چه حرف‌های جالبی درباره‌ی موضوع نقش جنسیت در خانواده و جامعه برای گفتن دارد.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Mission: Impossible – Fallout

ماموریت غیرممکن: فال‌آوت

امسال میزبان بازگشت مامور ایتن هانت به سینما است. «ماموریت غیرممکن» را به عنوان مجموعه‌ی اکشنی می‌شناسیم که همیشه انتظارمان را به عنوان کلکسیونی از بدلکاری‌های تام کروز برآورده کرده است. با اینکه معمولا فرانچایزها با بالا رفتن تعداد قسمت‌هایشان هویت خود را از دست می‌دهند و مثل چیزی که در رابطه با «سریع و خشن» شاهدش استیم به موجود دیگری تغییر شکل می‌دهند یا کیفیتشان را فیلم به فیلم از دست می‌دهند و چیزی که منحصربه‌فردشان می‌کرد را فراموش می‌کنند، ولی «ماموریت غیرممکن» یکی از آن مجموعه‌های دنباله‌داری است که همیشه پای چیزی که بوده ایستاده است و همیشه فیلم‌هایی ارائه کرده که در حد و اندازه‌ی یکدیگر ظاهر شوده‌اند. و به نظر می‌رسد که ششمین «ماموریت غیرممکن» هم هدفی غیر از این ندارد. ولی مهم‌ترین چیزی که «فال‌آوت» را نسبت به قسمت‌های قبلی متفاوت می‌کند شکستن یکی از سنت‌های مجموعه است. سری «ماموریت غیرممکن» همیشه به خاطر استخدام کارگردانان مختلف برای هر قسمت که باعث می‌شود هرکدام ویژگی‌های کارگردانی خاص خودشان را به هر فیلم بیاورند شناخته می‌شود. اما قسمت ششم، اولین فیلم سری است که کریستوفر مک‌کوئری به عنوان کارگردان فیلم قبلی یعنی «ملت سرکش» (Rogue Nation)، دوباره برای نشستن روی صندلی کارگردانی بازمی‌گردد.

«ماموریت غیرممکن ۶» اولین فیلم سری است که کریستوفر مک‌کوئری به عنوان کارگردان فیلم قبلی یعنی «ملت سرکش» (Rogue Nation)، دوباره برای نشستن روی صندلی کارگردانی بازمی‌گردد

«فال‌آوت» از کلیشه‌ای‌ترین خط داستانی ممکن فیلم‌های جاسوسی پیروی می‌کند. بعد از اینکه ایتن هانت و تیمش (الک بالدوین، سایمون پک و وینگ ریمز) به همراه چهره‌های آشنایی از دوستانشان (ربکا فرگوسن، میشل موناهان) در حین انجام یک ماموریت شکست می‌خورند، توسط خودی‌ها گناهکار شناخته شوده و تحت تعقیب قرار می‌گیرند. آنها باید جلوی یک فاجعه‌ی جهانی را بگیرند و بی‌گناهی‌شان را اثبات کنند. البته این خط داستانی کم‌مایه نباید تعجب‌برانگیز باشود. ناسلامتی این مجموعه همیشه نان ست‌پیس‌ها و بدلکاری‌هایش می‌خورده و داستان چیزی بیشتر از ریسمانی که آنها را به یکدیگر متصل می‌کنند را نداشته است. به خاطر همین است که طبق معمول مهم‌ترین بحث‌های پیرامون فیلم نه به اتفاقات داستانی‌اش، بلکه به این اختصاص دارد که این‌دفعه تام کروز دست به چه دیوانه‌بازی‌های هیجان‌انگیزی زده است. و با توجه به اینکه کروز در این قسمت از هلی‌کوپترهای در حال پرواز آویزان می‌شود و از ساختمان‌های بلند به پایین می‌پرد، نباید انتظار کمبودی در این زمینه را داشته باشیم. بعد از فرانچایزهای مشابه‌ای مثل جیمز باند و جیسون بورن که با فیلم‌های اخیرشان چه از لحاظ تجاری و چه از لحاظ هنری ناامیدکننده ظاهر شودند، همیشه این احتمال وجود دارد که «فال‌آوت» به اولین شکست تامل‌برانگیز این مجموعه تبدیل شود. ولی با نگاهی به «ملت سرکش» که علاوه‌بر نقدهای خیلی مثبت، به ۶۸۲ میلیون و ۷۰۰ هزار دلار فروش جهانی دست پیدا کرد، باید گفت «ماموریت غیرممکن» در وضعیت محکمی به سر می‌برد. از آنجایی که یکی از دلایل عمر طولانی و سالم این مجموعه کارگردانان متفاوتش بوده است، باید دید آیا مک‌کوئری می‌تواند این‌بار هم همه‌چیز را در حد و اندازه‌ی یک کارگردانِ جدید، تازه و سرحال نگه دارد یا نه.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Sicario 2 : The Day of the Soldado

سیکاریو ۲: روز سولدادو

معمولا فیلم‌های عامه‌پسند تابستانی آنهایی استند که روح تماشاگرانشان را خدشه‌دار نمی‌کنند و حتی در خشن‌ترین لحظاتشان هم نمی‌گذارند تا تماشاگرانشان ناراحت شوند. فیلم‌های نازک‌نارنجی‌ای که حواسشان است تا از این طریق اکثر مردم را به سینماها بکشانند. بنابراین دیدن فیلمی مثل «سیکاریو ۲» در بین موردانتظارترین فیلم‌های ۲۰۱۸ خیلی خوشحال‌کننده است. قسمت اول پیرامون یک مامور اف.‌بی.‌آی (امیلی بلانت) می‌چرخید که برای ماموریتی در خاک مکزیک به یک گروه ضربت مرموز می‌پیوندد. فیلمی که گرچه به عنوان یک اکشنِ سرگرم‌کننده‌ی معمولی آغاز شود، اما خیلی زود به یکی از تهوع‌آورترین فیلم‌هایی که این اواخر دیده‌ایم تغییر شکل داد. تیلور شریدان به عنوان نویسنده‌ی این فیلم قرار است دنباله‌ی همان فیلمی را بسازد که او را به عنوان یکی از بااستعدادترین نویسنده‌های جدید هالیوود معرفی کرد. او در این مدت دو فیلم «حتی اگر سنگ از آسمان ببارد» (Hell or High Water) و «ویند ریور» (Wind River) را نوشته و دومی را کارگردانی کرده است. فیلم‌هایی که اگرچه در مقایسه با دیگر آثار هم‌سبکشان به اندازه‌ی کافی ترسناک و تاریک بودند، اما نه به اندازه‌ی «سیکاریو».

جاش برولین گفته است که بزرگ‌تر شودن «سیکاریو ۲» به این معنا نیست که این فیلم صمیمیت و احساسات سنگین قسمت اول را از دست داده است

اما ظاهرا شریدان قصد دارد تا این موضوع را با دنباله‌ی این فیلم تغییر بدهد و در این زمینه روی دست خودش بلند شود. چرا که خود شریدان تعریف می‌کند که اولین واکنش تهیه‌کنندگان بعد از خواندن فیلمنامه این بوده که قسمت اول در مقایسه با این یکی مثل کمدی می‌ماند! یکی از اولین تغییراتی که «روز سولدادو» نسبت به قسمت اول کرده این است که از افق بزرگ‌تری بهره می‌برد. برخلاف فیلم اول که حول و حوش یک ماموریت تقریبا فوق‌سری می‌چرخید، این یکی حکم یک جنگ تمام‌عیار را دارد. اگر خون و خونریزی‌های قسمت اول در پشت‌صحنه اتفاق می‌افتد،‌ این یکی حال و هوای روانی غیرقابل‌کنترلی را دارد که هر جا می‌رسد دعوا راه می‌اندازد. اگر کاراکتر امیلی بلانت باعث می‌شود که جاش برولین و بنیسیو دل‌تورو کمی خودشان را در انجام ماموریت‌هایشان کنترل کنند، حالا عدم حضور او یعنی دستشان باز است تا خشاب یک کلتشان را روی یک نفر در خیابان خالی کنند. اما جاش برولین به عنوان یکی از بازیگران اصلی فیلم گفته است که بزرگ‌تر شودن فیلم به این معنا نیست که این فیلم صمیمیت و احساسات سنگین قسمت اول را از دست داده است. همچنین با اینکه نگرانی‌هایی در رابطه عدم کارگردانی این فیلم توسط دنی ویلنوو و عدم حضور راجر دیکنز به عنوان فیلمبردار از قسمت اول احساس می‌شود، اما تاکنون تریلرهایی که از فیلم دیده‌ایم همه حاوی همان حس و حال غم‌انگیز و آخرالزمان‌گونه‌ای است که از فیلم اول به یاد می‌آوریم. همچنین برای کسانی که هنوز اکشن‌های تنش‌زای فیلم اول را فراموش نکرده‌اند، تریلرهای «روز سولدادو» خبر از سکانس‌های درگیری بیشتر و پرهیاهوتری می‌دهند. تیلور شریدان تاکنون در جریان همین عمر کوتاه نویسندگی‌اش نمره‌ی ۲۰ را گرفته است، اما حالا او یک چالش دیگر روبه‌روی خودش می‌بیند: ارائه‌ی دنباله‌ای که به جای سوءاستفاده از نام شناخته‌شوده‌ی «سیکاریو»، ادامه‌ی قابل‌توجه‌ای بر فیلم پرطرفدار قبلی باشود.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

The Predator

غارتگر

«بدن عضلانی برهنه‌ی گل‌آلودِ آرنولد و چشمانِ حرارت‌سنجِ موجودی فرازمینی که او را تشخیص نمی‌دهند». این یکی از به‌یادماندنی‌ترین صحنه‌های سینمای اکشن است. جایی که «غارتگر» را رسما به فیلم موردعلاقه‌ی خیلی از ما تبدیل کرد. ساخته‌ی جان مک‌تیرنان یکی از دهه‌ی هشتادی‌ترین فیلم‌های سینماست. فیلم‌هایی با ایده‌های تازه و هیجان‌انگیز که این روزها به ندرت با آنها روبه‌رو می‌شویم و اگر هم شویم، از قبل همه‌چیزشان برایمان لو می‌رود. برداشتن ایده‌ی گرفتار شودن کوماندوهایی سرسخت در جنگل‌های خطرناک و درگیر شودن آنها با یک جنگجوی پیشرفته‌ی بیگانه از آن غافلگیری‌هایی بود که مزه‌ی شیرینش هیچ‌وقت از دهان کسانی که فیلم را بدون اطلاعات قبلی تماشا کرده بودند از بین نخواهد رفت. مخلوق جیم و جان توماس در کنار زنومورف یکی از پرطرفدارترین و منحصربه‌فردترین هیولاهای شرور سینماست که هیچ‌وقت نمی‌توان دوری از او را تحمل کرد. هرچند بعد از اینکه فیلم اول چهار برابر بودجه‌اش فروخت، شاهد دو دنباله و دو کراس‌آور بین او و زنومورف بودیم که هیچکدامشان در بهترین حالت نتوانستند جادوی سحرآمیز قسمت اول را تکرار کنند و در بدترین حالت آبروی این هیولای باابهت را بردند. اپیدمی ریبوت آی‌پی‌های قدیمی در هالیوود اما به این معناست که «غارتگر» هم به زودی به جمعشان اضافه می‌شود. اگرچه معمولا این‌جور مواقع باید به احتمالات بدی فکر کنیم و همین‌طور هم است، ولی از سوی دیگر یک قوت قلب خیلی بزرگ هم داریم و او کسی نیست جز شین بلک. بلک که در فیلم اول «غارتگر» به عنوان یکی از شخصیت‌های فرعی جلوی دوربین حاضر شوده بود حالا وظیفه‌ی کارگردانی فیلم جدید و نویسندگی آن در کنار فِرد دِکر را برعهده دارد.

و راستش را بخواهید شاید هیچکسی بهتر از بلک برای انجام این پروژه وجود نداشته باشود. بلک بارها و بارها با فیلم‌هایی مثل «اسلحه‌ی مرگبار»، «بوس بوس، بنگ بنگ»، «مرد آهنی ۳» و «آدم‌های خوب» ثابت کرده که نه تنها استاد اجرای حال و هوای فیلم‌های دهه‌ی هشتادی است، بلکه تبحر قابل‌توجه‌ای در کوریوگرافی سکانس‌های اکشنِ خشن و هیجان‌انگیز دارد و البته در نوشتنِ کاراکترهای بذله‌گو و شیمی بینشان نیز هیچ کم و کسری ندارد. تمام اینها دقیقا همان چیزهایی استند که «غارتگر» به آنها نیاز دارد. این در حالی است که فضای داستانی این ریبوت هم به قسمت اول بازگشته است. دوباره دنبال‌کننده‌ی گروهی سرباز در جنگل‌های حومه‌ی یک شهر کوچک برای سر در آوردن از فضاپیمای بیگانه‌ی سقوط کرده‌ای استیم که در این بین آنها با آقای غارتگر آشنا می‌شوند و باید تمام مهارت‌های نظامی‌شان را برای زنده ماندن در مقابل جنگجویی تکنولوژیک به کار بگیرند. فعلا تنها چیزی که از فیلم می‌دانیم این است که گروه بازیگرانش شامل بویلد هالبروک، اُلیویا مان، کیگان مایکل کِی، ادوارد جیمز، تِرور رودز، جیکوب ترمبلی، توماس جین، آلفی آلن و استرلینگ کی. براون می‌شود. داستان فیلم به وقایع بین «غارتگر ۲» و «غارتگران» می‌پردازد، اما روی پای خودش می‌ایستد و صد البته که درجه‌بندی سنی فیلم R خواهد بود. خبر بد (یا شاید خوب) این است که آرنولد شوراتزنگر در این فیلم حضور نخواهد داشت. اگرچه نسخه‌ی اولیه‌ی فیلمنامه با در نظر گرفتنِ او به نگارش در آمده بوده است، ولی شوارتزنگر آن را به خاطر اینکه نقشش به اندازه‌ی کافی مهم نبوده و حضور پررنگی نداشته است رد کرده است. شاید عدم حضور یکی از نمادهای این مجموعه در فیلم جدید ناراحت‌کننده باشود و شاید این احتمال وجود داشت که بازگشت کاراکتر آرنولد به خوبی بازگشت کاراکتر هریسون فورد در «بلید رانر ۲۰۴۹» مدیریت شود، اما از آنجایی که نوستالژی‌بازی یکی از آفت‌های گریبانگیر خیلی از ریبوت‌های هالیوود بوده است، همین که شین بلک و تیمش فرصت پیدا کنند تا داستان کاملا جدیدی را بدون درگیر شودن با گذشته روایت کنند شاید به نتیجه‌ی بهتری دست پیدا کنند. باید دید آیا «غارتگر» به عنوان یک اکشنِ کلاسیک می‌تواند در بین بلاک‌باسترهای ابرقهرمانی امسال به تجربه‌ی متفاوتی تبدیل شود یا نه.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

The Meg

مگ

چی می‌شود اگر «آرواره‌ها» و «پارک ژوراسیک» را در یک دیگ ریخته و حسابی هم می‌زدیم؟ احتمالا نتیجه چیزی شبیه به «مگ» از آب در می‌آمد. فیلمی که قصد دارد جیسون استاتهام را به نبرد با یک کوسه‌ی غول‌پیکر بیاندازد. اما نه یک کوسه‌ی غول‌پیکر معمولی. بلکه یک کوسه‌ی غول‌پیکر ماقبل‌تاریخی که می‌تواند یک کشتی باری را از وسط گاز بزند! حدود ۴۰ سال پیش استیون اسپیلبرگ با «آرواره‌ها» یکی از ترس‌هایی که در وجودمان داشتیم اما هیچ‌وقت از وجودش آگاه نبودیم را آشکار کرد: ترس از پیدا کردن‌ خودمان در میان دندان‌های مثلثی‌شکل و زل زدن در چشمانِ سرد و خالی از احساسِ کوسه‌ها. به این ترتیب یک ژانر شکل گرفت و در این مدت فیلم‌های گوناگونی از این ژانر را دیده‌ایم. «مگ» اما اعتقاد دارد که تاکنون کوسه‌ای به این بزرگی را ندیده‌ایم. پس تماشای آن واجب است. از آنجایی که فیلم‌های کوسه‌ای شبکه‌ی سای‌فای مثل «شبح کوسه» (Ghost Shark)، «شارکوپوس» (Sharktopus) و مجموعه‌ی «شارکنیدو» (Sharknado) از طرفداران بسیار زیادی برخوردار استند، به نظر می‌رسد بالاخره هالیوود می‌خواهد این علاقه را با چند برابر کردن اندازه‌ی این کوسه‌ها در یک فیلم سینمایی به پول تبدیل کند. آخرین بلاک‌باسترِ کوسه‌ای هالیوود مربوط به «دریای آبی عمیق» (Deep Blue Sea)، محصول سال ۱۹۹۹ می‌شود. آن فیلم آخرین‌باری بود که هالیوود با بودجه‌ای بزرگ روی یک فیلم کوسه‌ای سرمایه‌گذاری کرد.

چی می‌شود اگر «آرواره‌ها» و «پارک ژوراسیک» را در یک دیگ ریخته و حسابی هم می‌زدیم؟ احتمالا نتیجه چیزی شبیه به «مگ» از آب در می‌آمد

از آن زمان تاکنون فیلم‌های کوسه‌ای جای خودشان را به نوع دیگری از بلاک‌باسترها داده‌اند. اما ظاهرا محبوبیت این قبیل‌ فیلم‌ها در تلویزیون و موفقیت فیلم «آب‌های کم‌عمق» (The Shallows) با بازی بلیک لایولی برای کلمبیا پیکچرز، برادران وارنر را متقاعد کرده تا برای برداشتن لقمه‌ی بزرگ‌تری در این حوزه دست به کار شود. این فیلم که با ۱۵۰ میلیون دلار بودجه تهیه می‌شود براساس سری رُمان‌هایی نوشته‌ی استیو آلتن ساخته می‌شود. داستان به کاپیتانِ نیروی دریایی با بازی استاتهام می‌پردازد که برای نجات گروهی دانشمند از یک ایستگاهی تحقیقاتی واقع در اعماق دریا فرستاده می‌شود. کارگردانی این فیلم برعهده‌ی جان ترتلتاب است که ساخت «گنجینه‌ی ملی» (National Treasure) را در کارنامه دارد. بودجه‌ی هنگفت فیلم هم به این معناست که احتمالا فیلم چیزی در زمینه‌ی تخریب‌ها و قتل‌عام‌های بزرگ کم نخواهد گذاشت. این وسط اگرچه «مگ» به عنوان ترکیبی از «آرواره‌ها» و «پارک ژوراسیک» معرفی شوده است، ولی با توجه به خلاصه‌قصه‌ی دیوانه‌وار فیلم نباید انتظار تریلرهای تعلیق‌آفرینی مثل آن دو را از «مگ» داشته باشید. در عوض «مگ» قرار است سراغ اجرای حال و هوای عجیب و خنده‌دار بی‌مووی‌ها برود که هیچ ایرادی ندارد. اتفاقا دقیقا به خاطر همین است که «مگ» به یکی از موردانتظارترین فیلم‌های سال تبدیل شوده است. فقط سوال این است که آیا «مگ» می‌تواند آن‌قدر در ماموریتش موفق ظاهر شود و به حدی در باکس آفیس مورد استقبال قرار بگیرد که بودجه‌ی بالایش را برای برادران وارنر توجیه کند یا نه.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Aquaman

آکوآمن

خیلی خب، از کجا شروع کنیم؟ کمتر کسی را می‌توان پیدا کرد که از سقوط آزاد دنیای سینمایی دی‌سی به اعماق ناشناخته‌ی فضاحت و معنا کردن «فاجعه» پشت «فاجعه» خبر نداشته باشود. دنیای سینمایی دی‌سی هیولای منحصربه‌فرد خودش است. مجموعه‌هایی با فیلم‌های خوب و بد داشته‌ایم. مجموعه‌هایی که خوب شروع کرده باشند و به مرور سقوط کرده باشند نیز داشته‌ایم. اما شاید دنیای سینمایی دی‌سی تنها فرانچایز گران‌قیمتی باشود که ما را آرزو به دل دیدن یک فیلم بی‌حرف و حدیث گذاشته است. شاید موفقیت‌های نسبی «جوخه‌ی انتحار» و «بتمن علیه سوپرمن» به این معنی بود که کاراکترهای پرطرفدار حتی در فیلم‌های بد مساوی است با هجوم مردم به سینماها، ولی «جاستیس لیگ» ثابت کرد که استودیوها فقط تا یک جایی اجازه‌ی خرابکاری دارند. طرفداران فقط تا یک جایی گول می‌خورند. بالاخره روزی از راه می‌رسد که حتی گردهمایی سنگین‌وزن‌هایی مثل بتمن و سوپرمن و آکوآمن و فلش و واندر وومن و سایبورگ به کم‌درآمد‌ترین فیلم دی‌سی تبدیل می‌شود. حالا درست در حالی که اکثر منتقدان و کارشناسان بهترین راه نجات این مجموعه را ریبوتِ هرچه سریع‌تر آن می‌دانند، «آکوآمن» به کارگردانی جیمز وان از راه می‌رسد. اگرچه وان کارگردانِ مطمئنی است، اما سابقه‌ی دنیای سینمایی دی‌سی ثابت کرده که مشکل آنها بیشتر از اینکه کارگردان باشود، دخالت بیش از اندازه‌ی استودیو در کار آنهاست. چیزی که با «بتمن علیه سوپرمن» شروع شوده بود و با «جاستیس لیگ» به نهایت خودش رسید. با این حال از آنجایی که «واندر وومن» به عنوان یک فیلم مستقل تاحدودی بهتر از دیگر فیلم‌های مجموعه ظاهر شود، این امیدواری وجود دارد که «آکوآمن» هم یکی از فیلم‌های قابل‌توجه‌ای مجموعه از آب در بیاید.

اما یکی از دلایلی که طرفداران را نگران «آکوآمن» کرده این است که هنوز هیچ‌گونه تیزر و تریلری از آن منتشر نشوده است. واکنش اولیه‌ی طرفداران این است که حتما دی‌سی باز دوباره در حال جمع و جور کردن گندی است که به بار آورده است. جیمز وان اما در جواب اعلام کرد که دلیل منتشر نشودن تریلرهای فیلم به خاطر این است که جلوه‌های ویژه‌ی فیلم آن‌قدر پیچیده است که کار روی آنها به‌طرز حلزون‌واری آرام و طاقت‌فرساست و قصد ندارد برای سرعت بخشیدن به کار از کیفیت آن بکاهد. از آنجایی که شخصا به جیمز وان اعتماد دارم، می‌توانم قبول کنم که او تمام مهارت و تمرکزش را روی ارائه‌ی فیلمی خوب گذاشته است. انتشار یک تریلر عالی اما دیر به جای یک تریلر ضعیف اما زود خیلی بهتر می‌تواند به کمپین تبلیغاتی‌اش کمک کند. با این حال هم‌اکنون در وضعیتی استیم که تهیه‌کنندگان برادران وارنر مسئولیت سختی برای تبلیغاتِ «آکوآمن» بعد از «جاستیس لیگ» برعهده دارند. «جاستیس لیگ» قرار بود همان نقشی را برای آرتور کاری ایفا کند که «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» برای امثال مرد عنکبوتی و بلک پنتر ایفا کرد: این کاراکتر را برای فیلم مستقل خودش آماده کند. تا طرفداران را برای تماشای ماجراجویی تک و تنهایی این کاراکتر در فیلم خودش تشنه کند. ولی «جاستیس لیگ» بیشتر از اینکه به افزایش هیجان مردم برای آکوآمن کمک کرده باشود، به آن ضربه زد. اکثر نقدهای «جاستیس لیگ» یا از نحوه‌ی شخصیت‌پردازی آکوآمن ابراز نارضایتی کرده بودند یا اصلا به او اشاره نکرده بودند. این در حالی است که «آکوآمن» مثل «واندر وومن» به عنوان اولین فیلم ابرقهرمانی جدی سینما با محوریت یک شخصیت زن هم نیست که بتواند حداقل به این دلیل صفر تا صد را یک شبه پشت سر بگذارد. فعلا تنها چیزی که به نفع «آکوآمن» وجود دارد جیمز وان است و بس. خالق مجموعه «اره» (Saw)، «موذی» (Insidious) و «احضار» (The Conjuring) و کارگردان «خشن ۷» (Furious 7)، یکی از کسانی است که در حوزه‌ی فیلم‌های هالیوودی یک قهرمان محسوب می‌شود. فقط مسئله این است که متاسفانه این‌بار مدعی خسته و نه چندان مطمئنی برای فرستادن به وسط رینگ در اختیار دارد. در نتیجه وان و برادران وارنر واقعا باید به‌طرز «راکی بالبوآ»‌واری از جان و دل مایه بگذارند تا «آکوآمن» را به فیلم قابل‌توجه‌ای تبدیل کنند. رستگاری دنیای سینمایی دی‌سی پیشکش!

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Skyscraper

آسمان‌خراش

حضور کشتی کج‌کارها در سینما تاریخچه‌ی نصفه و نیمه‌ای دارد. بعضی‌وقت‌ها آنها برای بازی کردن در نقش کشتی کج‌کار استخدام می‌شوند؛ مثل هالک هوگان در نقش تاندرلیپس در «راکی ۳» و رندی سوِج در نقش بون‌ساو مک‌گرا در «مرد عنکبوتی». اینها آن دسته از کشتی کج‌کارهایی استند که بعد از یکی-دو بار حضور در جلوی دوربین فراموش می‌شوند. اما گروه دیگری هم استند که چنان حضور پررنگ و به‌یادماندنی‌‌ای داشته‌اند که به سختی می‌توان فرد دیگری را به جایشان تصور کرد؛ مثل آندره دِ جاینت در نقش فِزیک در «عروس شاهزاده» (The Princess Bride) و صدر البته حضور دیو باتیستا در نقش درکس در «نگهبانان کهکشان» که آن‌قدر مورد استقبال قرار گرفت که برای دیدن او در قسمت دوم لحظه‌شماری می‌کردیم. اما یک کشتی کج‌کار هم است که پایش را فراتر از یکی-دو نقش به‌یادماندنی گذاشته است: دواین جانسون. او هنوز به عنوان «راک» کشتی می‌گرفت که برای اولین‌بار در اپیزودی از سیت‌کام That ’70s Show جلوی دوربین رفت. جانسون در نهایت تصمیم گرفت تا تمرکز اصلی‌اش را روی بازی بگذارد. تصمیمی که منجر شود تا او با حضور در مجموعه‌هایی مثل «سریع و خشن» به یکی از پولسازترین ستاره‌های این روزها تبدیل شود.

کار جانسون در سینما به حدی گرفت که حالا استودیوها با اسم او جرات پیدا می‌کنند تا فرانچایزهای جدیدی مثل «رمپیج» (Rampage) و «بلک آدام» (Black Adam) را راه بیاندازند. اگر به قدرت نام جانسون شک دارید لازم نیست راه دوری بروید. موفقیت غیرمنتظره‌ی «جومانجی: به جنگل خوش آمدید» و تبدیل شودن آن به پرفروش‌ترین فیلم سونی در آمریکای شمالی خبر از نفوذ رو به افزایش جانسون در قلب سینماروها می‌دهد. یکی از جدیدترین فیلم‌های یکی از پرکارترین بازیگران هالیوود «آسمان‌خراش» است. جانسون در این فیلم نقش ویل فورد، یک مامور سابق اف‌بی‌آی در واحد گروگانگیری و کهنه‌سرباز آمریکا را بازی می‌کند که حالا در زمینه‌ی تامین امنیتِ آسمان‌خراش‌ها فعالیت می‌کند. فورد در جریان یکی از ماموریت‌هایش در چین به سر می‌برد که یکی از بلندترین و امن‌ترین برج‌های دنیا طعمه‌ی حریق می‌شود. قضیه وقتی بدتر می‌شود که فورد متوجه می‌شود برای او به عنوان کسی که مسبب آتش‌سوزی شوده پاپوش دوخته‌اند. حالا فورد به عنوان یک فراری باید اول از همه مسببان اصلی آتش‌سوزی را گیر بیاندازد و در این بین خانواده‌اش که بالاتر از خط آتش در ساختمان گرفتار شوده‌اند را نیز نجات بدهد. «آسمان‌خراش» حکم همان نوع فیلمی را برای جانسون دارد که «مگ» برای جیسون استاتهام دارد. همان‌طور که «مگ» ایده‌ی «آرواره‌ها» را برداشته است و آن را ضربدر ۱۰ کرده است، «آسمان‌خراش» هم ایده‌ی اولیه‌ی «جان سخت» را برداشته است و با اضافه کردن دواین جانسون به آن، قصد ارائه‌ی نسخه‌ی بی‌مووی‌واری از فیلم اصلی را دارد. کافی است نگاهی به پوستر فیلم که جانسون را با آن هیکل در حال انجام یک پرش غیرممکن نشان می‌دهید بیاندازید تا متوجه شوید با یکی از فیلم‌های تیر و طایفه‌ی «سریع و خشن» طرفیم که شکستن قوانین فیزیک به عجیب‌ترین شکل‌های ممکن، بزرگ‌ترین جذابیتش خواهد بود.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Venom

ونوم

بعد از همکاری سونی با مارول برای ساخت «مرد عنکبوتی: بازگشت به خانه» که به شروع قوی و مطمئنی برای یکی از مهم‌ترین آی‌پی‌هایش منجر شود، سونی قصد دارد تا دنیای سینمایی مرد عنکبوتی که از قبل از «مرد عنکبوتی شگفت‌انگیز» برایش برنامه‌ریزی کرده بود را وارد مرحله‌ی اجرا کند. آنها برای قدم بعدی‌شان کاراکتر ونوم، یکی از مشهورترین آنتاگونیست‌های اسپایدرمن را انتخاب کرده‌اند؛ کاراکتری که با وجود حضور نصفه و نیمه‌اش در «مرد عنکبوتی ۳» سم ریمی، هنوز حق مطلب آن‌طور که باید و شاید برای او ادا نشوده است. سونی نام بزرگی مثل تام هاردی را برای بازی در نقش اِدی بروک انتخاب کرده است. فعلا چیز زیادی از داستان فیلم نمی‌دانیم. اگرچه در کامیک‌بوک‌ها کاراکترهای زیادی در تماس با سیمبیوت قرار گرفته‌اند، اما انتخاب ادی بروک به این معناست که احتمالا فیلم به پس‌زمینه‌ی اورجینال این کاراکتر خواهد پرداخت؛ ژورنالیستی که هویت فردی متهم به قتل‌های سریالی را فاش می‌کند. تا اینکه مرد عنکبوتی قاتل سریالی واقعی را دستگیر کرده و این‌طوری معلوم می‌شود که بروک اشتباهی به فرد دیگری اتهام زده بوده. بروک که بعد از این ماجرا بی‌آبرو می‌شود و به خودکشی فکر می‌کند با انگلِ بیگانه‌ای به اسم سیمبیوت که مرد عنکبوتی آن را به تازگی رها کرده بود برخورد می‌کند. این دو بعد از ترکیب با یکدیگر تبدیل به ونوم می‌شوند. یکی از مهم‌ترین چیزهایی که طرفداران را برای «ونوم» هیجان‌زده کرده این است که این فیلم یکی از اندک فیلم‌های کامیک‌بوکی سینماست که به جای یک قهرمان، به یک ضدقهرمان می‌پردازد و با توجه به اینکه ام. نایت شیامالان با «گسست» (Split)، یکی از بهترین فیلم‌های ابرقهرمانی چند سال اخیر درباره‌ی تولد یک شخصیت منفی را ساخته بود، گمان می‌رود که «ونوم» هم حال و هوای مشابه‌ای با آن فیلم داشته باشود.

اولین تیزر تبلیغاتی «ونوم» علاوه‌بر کلیشه‌ای بودن، فاقد حضور خود شخص ونوم می‌شود. همین کافی بود تا سونی سر این موضوع مورد غضب مردم قرار بگیرد

خبر نه چندان خوب این است که هرچه طرفداران برای این فیلم هیجان‌زده بودند با انتشار اولین تیزر فیلم همچون سطل آب سردی بود که آتش تازه گُر گرفته‌ی هیجاناتشان را با یک صدای «جیز» بلند خاموش کرد. اولین تیزر تبلیغاتی «ونوم» علاوه‌بر کلیشه‌ای بودن، فاقد حضور خود شخص ونوم می‌شود. همین کافی بود تا سونی سر این موضوع مورد غضب مردم قرار بگیرد. کار به جایی کشید که کوین اسمیت، نویسنده‌ی کامیک‌بوک در واکنش به این تیزر گفت که باید اسم فیلم را از «ونوم» به «فیلمِ تام هاردی» تغییر دهند! دلیلش به خاطر این بود که تاریخ اکران «ونوم» در اکتبر ۲۰۱۸ حدود هشت ماه بعد از اولین تیزرش است. وقتی استودیویی تبلیغات فیلمش را این‌قدر زود آغاز می‌کند طبیعتا سعی می‌کند تا محتواهای اصلی‌اش را برای تریلرهای بعدی نگه دارد. اما «ونوم» یک فیلم معمولی نیست که بتوان محتوای اصلی‌اش که شخص ونوم باشود را از تریلر اول حذف کرد و انتظار داشت که طرفداران به خاطر تریلر اول بودن با آن کنار بیایند. هدفِ سونی از انتشار این تیزر اما حرکتی فرصت‌طلبانه برای پخش همزمان آن در کنار اکرانِ «بلک پنتر» (Black Panther)‌ در سینماها بوده است. همچنین از آنجایی که فیلمبرداری این پروژه در هنگام انتشار تیزر به تازگی به اتمام رسیده بود، به نظر می‌رسد که هنوز کار جلوه‌های ویژوال مربوط به ونوم برای قرار گرفتن در تیزر به اتمام نرسیده بوده. اگرچه دقیقا معلوم نیست هاردی چگونه به ونوم جان می‌بخشود، اما می‌دانیم که بخشی از کار شامل موشن کپچر می‌شود و از قضا اندی سرکیس هم حکم مربی هاردی برای اجرای هرچه بهتر صحنه‌های موشن کپچرش را دارد. این به این معنی است که کاراکتر ونوم یا به‌طور کاملا موشن کپچر خواهد بود یا حداقل برای متحرک‌سازی سر و صورتش از این تکنیک استفاده خواهد شود. خلاصه اگرچه این ماجرا به کاهش علاقه‌مان برای تماشای این فیلم منجر نشود، ولی اشتباه آماتورگونه‌ای از سوی سونی بود که به‌طرز بی‌موردی فیلمشان را در موقعیت متزلزلی قرار دارد؛ خوشبختانه آنها وقت زیادی برای جبران کردنش دارند.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Jurassic World: Fallen Kingdom

دنیای ژوراسیک: پادشاهی سقوط کرده

«دنیای ژوراسیک» یکی از فیلم‌هایی بود که بزرگ‌ترین گازِ ممکن را از سنت جدید ریبوت‌سازی هالیوود زد و با رقم رکوردشکنانه‌ای که به دست آورد، شروع فک‌اندازی را در باکس آفیس تجربه کرد. «پادشاهی سقوط کرده» چهار سال بعد از پایان‌بندی قسمت اول آغاز می‌شود. مدتی بعد از تخریب شودنِ پارک و محل اقامتگاه لوکس «دنیای ژوراسیک» توسط دایناسورهای فراری، جزیره‌ی آیلا نوبلار به دنیای پسا-آخرالزمانی خالی از سکنه‌ای تبدیل شوده است که دایناسورها در جنگل‌ها و بیشه‌زارها و علف‌زارهایش برای خودشان ول می‌چرخند و شکار می‌کنند. اما وقتی کوه آتش‌فشانِ جزیره فعال می‌شود، اوون (کریس پرت) و کلر (برایس دالاس هاوارد) تصمیم می‌گیرند تا برای نجات دایناسورها از این اتفاق که می‌تواند به انقراضشان منجر شود به جزیره برگردند. اوون در جستجوی پیدا کردن رپتور دست‌آموزش «بلو» است و کلر هم آن‌قدر برای این موجودات احترام قائل است که نجات آنها به مهم‌ترین ماموریتش تبدیل شوده است. قدم گذاشتن آنها در جزیره همانا و فرود آمدنِ بارانی از سنگ‌های داغ از دل کوه آتش‌فشانی و به راه افتادن رودخانه‌های مواد مذاب روی زمین نیز همانا. این وسط آنها از توطئه‌ای سر در می‌آورند که می‌تواند تمام سیاره‌ی زمین را به دوران ماقبل‌تاریخ برگرداند. کالین ترورو بعد از کارگردانی قسمت اول، این‌بار فقط تهیه‌کنندگی «پادشاهی سقوط کرده» را برعهده دارد و در عوض جی. اِی. بایونای اسپانیایی که او را با فیلم‌هایی مثل «یتیم‌خانه» (The Orphanage) و «هیولایی صدا می‌زند» (A Monster Calls) می‌شناسیم روی صندلی کارگردانی نشسته است. این در حالی است که جف گلدبلوم در نقش ایان ماکلوم به عنوان یکی از پرطرفدارترین کاراکترهای «پارک ژوراسیک»، با این فیلم به این مجموعه بازمی‌گردد. یکی از بزرگ‌ترین گله‌هایی که به «دنیای ژوراسیک» می‌شود این بود که خیلی از ریشه‌های مجموعه به عنوان فیلمی که به ژانر وحشت تنه می‌زند فاصله گرفته است. فیلم دلهره‌آورِ استیون اسپیلبرگ که در قسمت‌های بعدی هویتش را از دست داده بود، با «دنیای ژوراسیک» بیش از پیش به یک بلاک‌باستر پرسروصدای خنده‌دار و بی‌خطر تغییر شکل داده بود و به نظر می‌رسد این موضوع با «پادشاهی سقوط کرده» نیز ادامه پیدا خواهد کرد.

جی. اِی. بایونای اسپانیایی که او را با فیلم‌هایی مثل «یتیم‌خانه» و «هیولایی صدا می‌زند» می‌شناسیم روی صندلی کارگردانی «دنیای ژوراسیک: پادشاهی سقوط کرده» نشسته است

اگرچه جی. ای. بایونا کارگردان کاربلدی در ژانر وحشت و فانتزی است و همین ما را برای کیفیت نهایی «پادشاهی سقوط کرده» امیدوارتر می‌کند، ولی ترکیب دایناسورهای فراری با مواد مذاب یکی از کلیشه‌ای‌ترین کلیشه‌های فیلم‌های فاجعه‌ای است و تریلرهای فیلم هم خبر از جشنواره‌ی CGI‌‌های خسته‌کننده‌ای می‌دهند که نشانه‌ای از هیجان و جادوی نابی که از فیلم‌های قبلی این کارگردان به خاطر داریم در آن به چشم نمی‌خورد. همین باعث شوده تا نگران باشیم که به احتمال زیاد «پادشاهی سقوط کرده» بیشتر از فیلم بایونا، فیلمِ سران استودیو است. بیشتر از اینکه بایونا چشم‌انداز خاص خودش را به این مجموعه آورده باشود، شاهد تکرار همان فرمول تکراری و جواب پس داده‌ی فیلم قبلی استیم. فیلمسازان ماهر متعددی توسط دخالت استودیو در کارشان فیلم‌های بدی تحویل داده‌اند که معروف‌ترینشان دیوید فینچر و «بیگانه ۳» است. و به نظر می‌رسد که «پادشاهی سقوط کرده» هم می‌خواهد به این دسته از فیلم‌ها بپیوندد. یکی از بزرگ‌ترین دلایلی که فروش قسمت اول را به یک میلیارد و ۶۷۰ میلیون دلار رساند همان چیزی بود که باعث شود «جنگ ستارگان: نیرو برمی‌خیزد» بیش از ۶۰۰ میلیون بیشتر از «آخرین جدای» بفروشود. فاصله‌ی ۱۴ ساله‌ی «پارک ژوراسیک» و «دنیای ژوراسیک» یعنی خیلی‌ها برای بازگشت به پارکِ دایناسورها کنجکاو بودند. اما این‌بار «پادشاهی سقوط کرده» از خصوصیت منحصربه‌فرد قسمت اول‌بودن بهره نمی‌برد. ماجرای کنجکاوی‌برانگیزِ «پارک باز شوده است» جای خودش را به قصه‌ی آشنای «تلاش عده‌ای برای زنده ماندن از دست دایناسورها» داده است.

بنابراین یکی از سوالاتی که در هنگام آغاز تابستان خواهیم داشت این است که آیا «پادشاهی سقوط کرده» حتی با وجود تجربه‌ی ریزش مخاطب، می‌تواند آن‌قدر بفروشود که به یک موفقیت تمام‌عیار تبدیل شود؟ نکته‌ای که نباید فراموش کنیم این است که اگرچه «دنیای ژوراسیک» در تضاد با ماهیت فیلم اورجینال اسپیلبرگ قرار می‌گرفت و با اینکه کل اینترنت هنوز که هنوزه کفش‌های پاشنه‌بلند برایس دالاس هاوارد را فراموش نکرده است، اما عموم مردم آن را به عنوان یک بلاک‌باستر عامه‌پسندِ رنگارنگ دوست داشتند. حتما یک دلیلی دارد که «دنیای ژوراسیک» به یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های تاریخ تبدیل شود در حالی که «روز استقلال: بازخیز» با کله سقوط کرد. هر دو ریبوتِ فیلم‌های پرطرفداری استند، اما اگر اولی حداقل سرگرمی خوش رنگ و لعابی تحویل مخاطبان داد، دومی یک فیلم کاملا شلخته‌ی بی‌رنگ و رو بود. در مقایسه «دنیای گم‌شوده» (The Lost World) حدود ۳۶ درصد کمتر از «پارک ژوراسیک» در گیشه‌ی خانگی فروخت و حدود ۳۳ درصد کمتر از فیلم اول در گیشه‌ی جهانی به دست آورد. بدون احتساب نرخ تورم، اگر «پادشاهی سقوط کرده» با همین مقدار افت فروش نسبت به قسمت اول مواجه شود، کماکان ۴۱۸ میلیون دلار در خانه و یک میلیارد و ۱۲۵ میلیون دلار در دنیا خواهد فروخت. اگر «شگفت‌انگیزان ۲» و «سولو: داستانی از جنگ ستارگان» با استقبال غیرمنتظره‌ای روبه‌رو نشوند، نبرد نهایی تابستان ۲۰۱۸ بین «اونجرز: جنگ اینفینیتی» و «پادشاهی سقوط کرده» خواهد بود که دیدن دارد.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Ant-Man and Wasp

انت‌من و وسپ

وقتی سران استودیوی فیلمسازی تازه تاسیس‌شوده‌ی مارول در سال ۲۰۰۶ دور هم جمع شودند تا نقشه‌ی راه فرانچایز سینمایی‌شان را بکشند، درباره‌ی ساخت فیلم‌هایی برای مرد آهنی، هالک، ثور، کاپیتان آمریکا و انت‌من صحبت کردند. اما آخرین اسم این فهرست حدود چهار سال بعد از فیلم مستقل کاپیتان آمریکا بالاخره فرصت پیدا کرد تا جلوی دوربین قرار بگیرد. «انت‌من» اگرچه با کسب ۵۱۹ میلیون دلار از سرتاسر دنیا، کم‌درآمد‌ترین فیلم مارول از آب در آمد، اما غیر از این هم از یکی از ناشناخته‌ترین ابرقهرمانان مارول خارج از دنیای کامیک‌بوک‌ها انتظار نمی‌رفت. مهم این بود که کم‌درآمد‌ترین‌بودن اصلا به معنی شکست تجاری نبود. بزرگ‌ترین کمبود «انت‌من» این بود که چه می‌شود اگر این فیلم توسط کارگردان اصلی‌اش یعنی ادگار رایت ساخته می‌شود؟ امکان نداشت بارها در طول تماشای فیلم بارها این سوال را از خودمان نپرسیم. مسئله‌ی بعدی این بود که «انت‌من» با اینکه از قهرمان بامزه و پتانسیل‌داری در مقایسه با دیگر کاراکترهای مارول بهره می‌برد، اما موفق نشود آن‌طور که انتظار می‌رفت از آن برای تبدیل شودن به یک غافلگیری تمام‌عیار در حد و اندازه‌ی «نگهبانان کهکشان» استفاده کند. تلاش برای روایتِ داستان ریشه‌ای اسکات لنگ و چگونگی تبدیل شودن او به انت‌من باعث شوده بود تا فیلم محتوای جذاب و تازه‌اش را از طریق ساختار داستانگویی خسته‌کننده‌ای ارائه کند. پیتون رید برای کارگردان «انت‌من و وسپ» برگشته است. نکته این است که او این‌بار برخلاف ماجراهایی که سر جدایی ادگار رایت از پروژه پیش آمد، فرصت بیشتری برای مرحله‌ی پیش از تولید داشته است و وقت بیشتری برای ساختن فیلمی که واقعا قصد ساختش را دارد داشته است. داستان این قسمت بعد از وقایع «کاپیتان آمریکا: جنگ داخلی» و پیش از «اونجرز: جنگ اینفینیتی» جریان دارد. جایی که اسکات لنگ (پاول راد) و دیگر اعضای تیم کاپیتان آمریکا توسط استیو راجرز از زندان «رفت» (The Raft) فرار می‌کنند. اسکات در شروع این فیلم یک فراری محسوب می‌شود. در همین حین هنک پیم (مایکل داگلاس) و هوپ ون داین (اونجلین لیلی) رد اسکات را می‌زنند و از او می‌خواهند تا در ماموریتی جدید به آنها کمک کند. ماموریتی که او برای انجام آن حتما باید راه و روش کار کردن در کنار هوپ که حالا رسما به وسپ تغییر کرده است را یاد بگیرد. دومین پیرنگ فیلم به راز و رمز پیرامون وسپ اصلی یا جنت ون داین، مادر هوپ می‌پردازد. همان‌طور که در قسمت اول «انت‌من» متوجه شودیم، هنک و جنت نقش جاسوس‌های سازمان شلید را برعهده داشته‌اند. اما جنت در جریان یکی از ماموریت‌هایشان برای خنثی کردن یک بمب اتمی سیستم امنیتی لباسش را دستکاری می‌کند و کارش به سرگردان شودن در منطقه‌ی کوآنتومی یا مایکروورس کشیده می‌شود. از آنجایی که میشل فایفر برای ایفای نقش جنت انتخاب شوده است، به نظر می‌رسد «انت‌من و وسپ» به عملیات نجات او از منطقه‌ی کوآنتومی نیز خواهد پرداخت.

در سالی که مارول «بلک پنتر» و «جنگ اینفینیتی» را عرضه می‌کند، «انت‌من و وسپ» خیلی بی‌اهمیت به نظر می‌رسد، اما اتفاقا مارول سعی کرده تا آن را به رویدادی غیرقابل از دست دادنی برای طرفداران تبدیل کند. اکران فیلمی با ابعادی کوچک و داستانی مستقل شاید نسبت به جنگ انتقام‌جویان با تانوس بر سر سرنوشت کیهان هیجان‌انگیز به نظر نرسد، اما این‌ دقیقا همان چیزی است که بعد از بزرگ‌ترین حماسه‌ی مارول به آن نیاز داریم. این دقیقا همان کنتراست ایده‌آلی است که می‌تواند به دیده شودن هرچه بیشتر «انت‌من و وسپ» کمک کند. اکران یک فیلم بزرگ دیگر بعد از «جنگ اینفینیتی» یعنی تماشای دو فیلم تکراری پشت سر هم، اما «انت‌من و وسپ» حکم بهترین زنگ تفریحی را خواهد داشت که بعد از نبرد سنگین «اونجرز ۳»‌ به آن نیاز خواهیم داشت. به این ترتیب فیلم خواهان بیشتری هم پیدا خواهد کرد و حکم شروع صفری را دارد که ما را به سوی صعود دیگری برای رسیدن به «اونجرز ۴» آماده می‌کند. همچنین هایپ جمع شوده برای «اونجرز ۳» می‌تواند با سرریز کردن روی «انت‌من و وسپ» به نفع این فیلم جمع و جور نیز تمام شود. درست شبیه به اتفاقی که برای «مرد آهنی ۳» بعد از «اونجرز» افتاد. آخرین فیلم مستقل تونی استارک با اینکه به خاطر غافلگیری‌اش در رابطه با آنتاگونیستش خیلی جنجال‌برانگیز شود، اما رفت تا به تنها فیلم مستقل مارول تبدیل شود که از مرز یک میلیارد دلار فروش جهانی عبور کرد. یکی از دلایلش به خاطر این بود که مردم می‌خواستند با تماشای آن از عواقب «اونجرز» با خبر شوند. ظاهرا انت‌من حضور کوتاه‌تری نسبت به بقیه در «جنگ اینفینیتی» خواهد داشت. بنابراین این فیلم این سوال را مطرح خواهد کرد که چطور کسی که در پایانِ «جنگ داخلی» فراری بود به جمع انتقام‌جویان در نبرد علیه تانوس می‌پیوندد. این‌طوری «انت‌من و وسپ» حکم فلش‌بکی را دارد که در کنار چیزهای دیگر، جواب این سوال را فراهم خواهد کرد. خلاصه اگرچه فعلا روی امواج هایپ «جنگ اینفینیتی» شناور استیم، اما به محض اکران این فیلم تنها چیزی که برای هیجان‌زده شودن باقی می‌ماند «انت‌من و وسپ» خواهد بود. چیزی که این فیلم را به یکی از موردانتظارترین فیلم‌های ۲۰۱۸ که سر موقع اهمیتِ واقعی‌اش را فاش خواهد کرد تبدیل کرده است.

 

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Bumblebee

بامبلبی

با اینکه پارامونت با «ترنسفورمرها: آخرین شوالیه‌» (Transformers: The Last Knight)‌ قصد به راه انداختن یک دنیای سینمایی را داشت، اما اکران این فیلم با بدترین افتتاحیه‌ی این مجموعه و نهایتا شکست تجاری‌اش با کسب ۶۰۵ میلیون دلار که آن را به کم‌درآمدترین فیلم مجموعه بدل می‌کند آینده‌ی این روبات‌/ماشین‌های پرسروصدا را در هاله‌ای از ابهام قرار داد. این اتفاق نشان داد آن‌طور که به نظر می‌رسید مردم قرار نیست تا ابد هر چیزی که مایکل بی بالا می‌آورد را قورت بدهند. بالاخره روزی فرا می‌رسد که این مجموعه به یک تحول اساسی نیاز دارد. خوشبختانه به نظر می‌رسد اسپین‌آف «بامبلبی» (Bumblebee) که حکم داستان مستقلی به دور از نبرد آپتیموس پرایم و مگاترون را دارد قرار است به همان نفس تازه‌ای تبدیل شود که این مجموعه در این لحظه بیشتر از هرچیزی به آن نیاز دارد. طبق گفته‌ی سازندگان، «بامبلبی» به طرفداران نشان خواهد دارد که زندگی این اوتوبات محبوب به دور از مربی‌ و راهنمایش آپتیموس پرایم چگونه خواهد بود.

برای شروع مایکل بی جای خودش را به تراویس نایت، کارگردان انیمیشن «کوبو و دوتار» (Kubo and the Two Strings) و رییس استودیوی لایکا داده است. این در حالی است که هیلی استینفلد نقش اصلی فیلم را برعهده دارد و خدا را صد هزار مرتبه شکر که این‌بار مجبور نیستیم قیافه‌ی تکراری مارک والبرگ را تحمل کنیم. یکی از انتقاداتِ رایج به فیلم‌‌های «ترنسفورمر»، خالی بودنشان از احساس است. بنابراین خیلی امیدوارکننده است که تهیه‌کننده‌ی فیلم، «بامبلبی» را با «غول آهنی» (Iron Giant) مقایسه کرده است. هر دو فیلم در دهه‌ی ۸۰ جریان دارند و به دوستی نوجوانی مشکل‌دار با روباتی غول‌پیکر می‌پردازند که با هم دوست می‌شوند و از این طریق حفره‌های احساسی درونی‌شان را پُر می‌کنند. مهم‌تر از همه این است که هر دو فیلم با وجود قلب و پیام‌های بزرگی که دارند، خیلی جمع و جور و بی‌مدعا به نظر می‌رسند و خوشبختانه «بامبلبی» قرار نیست مثل فیلم‌های اخیر مجموعه شامل مقدار زیادی نبردهای گوش‌خراش در دل شهرهای بزرگ دنیا باشود. همچنین تراویس نایت به عنوان کارگردان هم قبلا با انیمیشن‌هایی که در ساخت آنها نقش داشته نشان داده که نه تنها راه و روش طراحی سکانس‌های اکشن را بلد است، که استفاده‌ی اصولی از جلوه‌های ویژه که در فیلم‌های اخیر «ترنسفورمرها» به یک معضل تبدیل شوده بود را هم می‌داند؛ دو نکته‌ی بسیار مهمی که جای خالی آنها در فیلم‌های مایکل بی بدجوری توی ذوق می‌زنند. تصمیم پارامونت برای فاصله گرفتن از مجموعه‌ی اصلی همان کاری بود که در چند سال اخیر نتایج خیلی خوبی برای فاکس قرن بیستم داشته است. درست در زمانی که فیلم‌های «مردان-ایکس» با بی‌توجه‌‌ای مردم مواجه شودند، آنها از «ددپول» و «لوگان» رونمایی کردند که هر دو خیلی بیشتر از فیلم‌های چندکاراکتری‌شان مورد استقبال قرار گرفتند. امیدواریم که «بامبلبی» هم چنین نتیجه‌ای را برای پارامونت در پی داشته باشود و آنها را مجبور کند تا مسیرهای متفاوت دیگری را برای دار و دسته‌ی اتوبات‌ها در نظر بگیرند.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

 Rampage

رمپیج

دواین جانسون بعد از گرفتار شودن در یک بازی ویدیویی و قبل از تلاش برای نجات خانواده‌اش از یک آسمان‌خراشِ شعله‌ور، قرار است همراه با یک گوریل عظیم‌جثه به نبرد با یک گرگ و کروکودیل عظیم‌جثه برود! چه بهتر از این؟! آخرین همکاری جانسون و برد پایتون به یک فیلم فاجعه‌ای کله‌خراب منتهی شود: «سن آندریس». آن فیلم که به از وسط قاچ خوردن کالیفرنیا مثل هندوانه بر اثر زلزله‌ای تاریخی می‌پرداخت به راحتی می‌توانست بدل به فیلم بدی شود، اما در کمال شگفتی فیلم کلیشه‌ای اما با اجرایی قابل‌توجه و سرگرم‌کننده از آب در آمد. حالا پایتون و جانسون دوباره کنار هم برگشته‌اند تا یک فیلم فاجعه‌ای دیوانه‌وار دیگر بسازند. «رمپیچ» که براساس یک بازی ویدیویی آرکید دهه‌ی هشتادی ساخته شوده حقیقتا آخرین چیزی است که فکر می‌کردیم یک روزی مورد اقتباس سینمایی قرار بگیرد. بالاخره انتظار می‌رود که هالیوود برای اقتباس‌های ویدیو گیمی سراغ بازی‌هایی با داستان‌های غنی‌تر و برندهای شناخته‌شوده‌تری برود، ولی وقتی با برندی مثل دواین جانسون سروکار داریم، دیگر چه نیازی به برندهای دیگر است! این در حالی است که وقتی سروکله‌ی جانسون پیدا می‌شود، دیگر نیازی به داستان غنی احساس نمی‌شود. اینجا فقط کافی است تا عضلات او را در حال سروکله زدن با چیزهایی بزرگ‌تر از خودش به تصویر بکشید تا مردم راضی به خانه‌هایشان بروند. تازه حالا این همه فیلم ویدیو گیمی که براساس بازی‌هایی با داستان‌های غنی ساخته شوده‌‌اند چه گلی به سر ما زده‌اند که نگران این یکی باشیم؟ اگر از امثال «جومانجی ۲» و «بیبی راننده» (Baby Driver) یاد گرفته باشیم، بهترین فیلم‌های ویدیو گیمی آنهایی استند که فقط از بازی‌های ویدیویی الهام می‌گیرند و «رمپیج» هم قصد دارد از منبع اقتباسش فقط به عنوان سکوی پرتابی برای انجام کارهای خودش استفاده کند. همچنین «رمپیج» قبل از «آسمان‌خراش» جدیدترین فیلمی است که دواین جانسون می‌تواند از طریقشان ثابت کند که موفقیت فیلم‌هایی مثل «سن آندریس» و «جومانجی ۲» اتفاقی نبوده است و اینکه او کماکان یکی از اندک ستاره‌های واقعی باقی‌مانده در هالیوود است که اسمش مردم را فارق از خود فیلم به سینماها می‌کشاند.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Alita Battle Angel

آلیتا فرشته جنگ

قبل از اینکه «آواتار» اکران شود و رکوردهای باکس آفیس را چپ و راست منهدم کند، جیمز کامرون برنامه‌های تضمین‌نشوده‌ای برای ساخت اقتباسی از روی فرانچایز پرطرفدار «آلیتا فرشته جنگ» داشت. مجموعه‌ای که کار خودش را به عنوان مانگایی توسط یوکیتو کیشیرو در سال ۱۹۹۰ شروع کرد و از آن زمان تاکنون انیمه و بازی‌های ویدیویی و پیش‌درآمدی در قالب مانگا برای آن ساخته و نوشته شوده است. از آنجایی که کامرون از زمان شکل‌گیری ایده‌ی «آواتار» و تا سال‌های آینده درگیر ساخت دنباله‌هایش خواهد بود، این سوال مطرح می‌شود که بالاخره اقتباس «آلیتا فرشته جنگ» دچار چه سرنوشتی خواهد شود. خوشبختانه مدتی قبل خبر رسید حالا که او فرصت ساخت آن را پیدا نمی‌کند، جلوی ساخت آن توسط دیگران را نخواهد گرفت. بنابراین در حالی که جیمز کامرون به عنوان تهیه‌کننده و یکی از نویسندگان این فیلم باقی مانده، کارگردانی‌اش به رابرت رودریگز سپرده شوده است. کسی که با فیلم‌هایی مثل «سین سیتی»، سری «بچه‌های جاسوس» (Spy Kids) و سری «ماچه» (Machete) ثابت کرده که توانایی کار در ژانرهای گوناگون را دارد. همچنین یکی از ویژگی‌های او این است که فارق از بزرگ یا کوچک بودن بودجه، تمام تلاشش را برای ارائه‌ی اغراق‌شوده‌ترین جلوه‌های بصری و صحنه‌های اکشن به کار می‌بندد. بنابراین به نظر می‌رسد انتخاب او برای کارگردانی فیلمی که به سایبورگی با چشمان درشتِ انیمه‌ای در یک دنیای سایبرپانک می‌پردازد، انتخاب مناسبی باشود. داستان فیلم چند قرن در دل آینده اتفاق می‌افتد. جایی که دکتری به اسم ایدو (کریستف والتز) بدن بیهوش و رهاشوده‌ی آلیتا (رُز سالازار) را در زباله‌دانی بیرون از آیرون سیتی پیدا می‌کند و او را به کلینیک خود منتقل می‌کند. وقتی آلیتا چشم باز می‌کند هیچ خاطره‌ای از اینکه چه کسی است و اینکه کجاست ندارد. همه‌چیز برای آلیتا جدید است. هر تجربه‌ای حکم اولین تجربه‌اش را دارد. همین که آلیتا شروع به یاد گرفتن راه و روش زندگی در خیابان‌های خطرناک آیرون سیتی می‌کند، ایدو سعی می‌کند تا گذشته‌ی مرموز آلیتا را از او مخفی نگه دارد. همزمان هیوگو (کیان جانسون) دوست جدید آلیتا که چم و خم زندگی خیابانی را می‌داند، راهی برای فعال کردن خاطراتش به آلیتا پیشنهاد می‌کند.

قبل از اینکه «آواتار» اکران شود و رکوردهای باکس آفیس را چپ و راست منهدم کند، جیمز کامرون برنامه‌های تضمین‌نشوده‌ای برای ساخت اقتباسی از روی فرانچایز پرطرفدار «آلیتا فرشته جنگ» داشت

در همین حین سروکله‌ی نیروهای مرگباری پیدا می‌شوند که جان آلیتا و دوستانش را تهدید می‌کنند. اینجاست که آلیتا از قابلیت‌های مبارزه‌ای خارق‌العاده‌اش اطلاع پیدا می‌کند و سعی می‌کند از آن برای نجات خانواده و دوستانش استفاده کند. نتیجه قدم گذاشتن آلیتا در دنیای تیره و تاریک و بی‌عدالت و فاسد اطرافش برای کشف هویت واقعی‌اش است. با وجود اینکه دیدن اقتباس لایو اکشنِ گران‌قیمتی از یک مانگای ژاپنی هیجان‌انگیز است، ولی شکست فیلم‌‌هایی مثل «شبح درون پوسته» (Ghost in the Shell) و «شیمیدانِ تمام‌فلزی» (Fullmetal Alchemist) ثابت کرده‌اند که چه شرق و چه غرب سابقه‌ی درخشانی در زمینه‌ی اقتباس‌‌های پرخرج از روی مانگاها و انیمه‌ها ندارند. یکی از دلایل موفقیتِ آی‌پی «آلیتا فرشته جنگ» این است که این مجموعه در کنار جذابیت‌های بصری گره‌خورده با ژانر سایبرپانک و کاراکترِ فرابشری‌اش، به مسائل و مفاهیم پیچیده‌ای در رابطه با معنای انسان‌بودن هم می‌پردازد. اگر فیلم به اندازه‌ای که به جلوه‌های خیره‌کننده‌اش توجه کرده، به انتقال عصاره‌ی مانگای منبع اقتباس هم توجه کرده باشود می‌توان انتظار اثر جذابی را کشید، وگرنه شاهد فیلم ابرقهرمانی تکراری دیگری خواهیم بود که نمی‌تواند خودش را از آثار هم‌رده‌ اما شناخته‌شوده‌ترش مثل فیلم‌های مارول جدا کند. البته با توجه به اینکه این تم داستانی همان تمی بود که کامرون در «ترمیناتور: روز داوری» به آن پرداخته بود می‌توان با انتظار خوش‌بینانه‌تری برای «آلیتا فرشته جنگ» لحظه‌شماری کرد.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

I Kill Giants

من غول می‌کشم

از سر و روی «من غول می‌کشم» به نظر می‌رسد که قرار است جای خالی «هیولایی صدا می‌کند» (A Monster Calls) امسال را پُر کند. جو کلی، نویسنده‌ی کامیک‌هایی مثل «ددپول» و «دردویل» در سال ۲۰۰۸ با همکاری با جی. ام. کِن نیمورا به عنوان تصویرگر، رُمان گرافیکی «من غول می‌کشم» را منتشر کردند. این فیلم که در زیرژانر دوران بلوغ جای می‌گیرد به دختر نوجوانی به اسم باربارا تورسن (مدیسون وولف) می‌پردازد که از لحاظ روابط اجتماعی در بحران به سر می‌برد. از آنجایی که باربارا طرفدار سرسخت بازی «سیاهچاله‌ها و اژدهایان» است، بنابراین به تدریج برای فرار از رنج و درد زندگی‌اش قدم به دنیای فانتزی پیچیده و هیجان‌انگیزی می‌گذارد که در آن همچون شکارچیانِ ماهر ردِ هیولاهای غول‌آسا را می‌زند و آنها را با چکشِ جادویی‌اش نفله می‌کند. دنیایی که در آن او نه یک فرد جداافتاده‌ی توسری‌خور، بلکه تنها قهرمانِ دنیایی است که فقط و فقط او را برای نابودی غول‌های وحشی‌‌‌ای که تهدیدش می‌کند دارد. این رمان گرافیکی از زمانی که منتشر شوده مورد تحسین منتقدان قرار گرفته و جایزه‌ی بین‌المللی «مانگا» و جایزه‌ی «گیمن» را برنده شوده است.

یکی از ویژگی‌های رمان گرافیکی که با توجه به تریلرهای فیلم به نظر می‌رسد در فیلم پررنگ‌تر خواهد بود عدم توانایی‌مان در جدا کردن واقعیت از خیال است. از قرار معلوم شغلِ باربارا به عنوان قاتل غول‌هایی که شهرشان را تهدید می‌کنند هرچه برای او کاملا جدی و واقعی است، برای دیگران حکم نشانه‌هایی از فروپاشی روانی را دارد. در تریلرهای فیلم می‌بینیم که باربارا سعی می‌کند تا دیگران را از خطری که تهدیدشان می‌کند متقاعد کند، ولی آنها از زاویه‌ی دید خود بچه‌ای را می‌بینند که ناملایمتی‌های زندگی، او را به مرز جنون و توهم کشانده است. بنابراین احتمالا باید از «من غول می‌کشم» همچون «هیولایی صدا می‌زند» انتظار داستان دردناکی را داشت که به همان اندازه که از اکشن‌های جذاب درگیری دختربچه‌ای با غول‌های بی‌شاخ و دم بهره می‌برد، سفر روانشناسانه‌ای به درون ذهنِ درهم‌شکسته‌ی بچه‌ای است که فقط می‌خواهد خودش باشود، اما دنیا اجازه نمی‌دهد. اگرچه کریس کولومبوس، کارگردان دو فیلم اول «هری پاتر»، تهیه‌کنندگی «من غول می‌کشم» را برعهده دارد، اما خوشبختانه به نظر می‌رسد این فیلم لحن و فضای خشن‌تر (از لحاظ روانی) و تیره و تاریک‌تری نسبت به اولین فیلم‌های کودکانه‌ی «هری پاتری» خواهد داشت. روی هم رفته همه‌چیز خبر از یکی از محجورترین اما مهم‌ترین اقتباس‌های کامیک‌بوکی امسال می‌دهد که اگر همه‌چیز طربق برنامه پیش برود، ساخته شوده تا به‌طرز هنرمندانه‌ای زخم‌های به جا مانده از دوران بلوغ‌مان را باز کرده و رویشان نمک بپاشود!

حالا نوبت شماست که بگویید؟ شما بیشتر از همه منتظر کدامیک از فیلم‌های بالا استید؟

ادامه‌ی پست