تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

ایران در بین کشورهای دارای اینترنت موبایلی سریع‌تر از وای‌ فای قرار دارد

بنا به گزارش اخیر موسسه‌ی OpenSignal، اینترنت‌ موبایلی در برخی کشورها نسبت به اینترنت وای‌فای، سرعت بیشتری دارد؛ ایران هم جزو این کشورها است.

OpenSignal، یک شرکت تحلیلی بزرگ است و در حقیقت یک استاندارد جهانی مستقل برای اندازه‌گیری سرعت اینترنت موبایلی به‌شمار می‌آید. این موسسه با استفاده از میلیاردها عدد و رقم به‌دست‌آمده از ده‌ها میلیون گوشی هوشمند در سراسر دنیا، کیفیت شبکه‌های موبایلی را در مقیاسی بسیار بزرگ مورد تحلیل قرار می‌دهد.

اُپن سیگنال طی جدیدترین گزارش خود، اعلام کرده است که شبکه‌های موبایلی در ۳۳ کشور دنیا،‌ سرعت اینترنت بیشتری را نسبت به اتصالات وای‌فای، ارائه می‌دهند. از میان برخی از این کشورها می‌توان به استرالیا اشاره کرد؛ جایی که سرعت شبکه‌های موبایلی به‌میزان ۱۳ مگابیت بر ثانیه، سریع‌تر از وای‌فای است. همچنین، این رقم در فرانسه به ۲.۵ مگابیت بر ثانیه می‌رسد.

اینترنت موبایلی در ایران، ۸.۳ مگابیت بر ثانیه سریع‌تر از اینترنت ثابت است

در ضمن، اختلاف سرعت ارائه‌شوده توسط اینترنت موبایلی نسبت به اینترنت وای‌فای در کشورهای قطر، ترکیه، مکزیک و آفریقای جنوبی، به‌ترتیب معادل ۱۱.۸، ۷.۳، ۱.۵ و ۷.۵ مگابیت بر ثانیه بوده است. در کنار این‌ها گفتنی است که میانگین سرعت اینترنت موبایلی در ایران، ۱۳.۴ مگابیت بر ثانیه و میانگین سرعت اینترنت وای‌فای، ۵.۱ مگابیت بر ثانیه اندازه‌گیری شوده است؛ به‌عبارتی، اختلاف سرعت بین اینترنت موبایلی و وای‌فای در کشور ایران، ۸.۳ مگابیت بر ثانیه است.

گفتنی است که ارقام یادشوده در جدول زیر، همگی بیانگر میزان بیشتربودن سرعت اینترنت موبایلی نسبت به اینترنت وای‌فای در کشورهای مختلف استند.

نام کشور اختلاف سرعت اینترنت موبایلی نسبت به اینترنت وای‌فای
استرالیا ۱۳ مگابیت بر ثانیه
لبنان ۱۲.۳ مگابیت بر ثانیه
قطر ۱۱.۸ مگابیت بر ثانیه
عمان ۱۱ مگابیت بر ثانیه
یونان ۱۰.۶ مگابیت بر ثانیه
جمهوری چک ۱۰.۲ مگابیت بر ثانیه
میانمار ۹.۶ مگابیت بر ثانیه
جمهوری اسلامی ایران ۸.۳ مگابیت بر ثانیه
ترکیه ۷.۳ مگابیت بر ثانیه
بولیوی ۷.۳ مگابیت بر ثانیه
کرواسی ۶.۶ مگابیت بر ثانیه
آفریقای جنوبی ۵.۷ مگابیت بر ثانیه
مصر ۵ مگابیت بر ثانیه
اتریش ۴.۹ مگابیت بر ثانیه
گواتمالا ۴.۸ مگابیت بر ثانیه
تونس ۴.۷ مگابیت بر ثانیه
امارات متحده‌ی عربی ۳.۶ مگابیت بر ثانیه
اکوادور ۳ مگابیت بر ثانیه
ازبکستان ۳ مگابیت بر ثانیه
صربستان ۳ مگابیت بر ثانیه
مراکش ۲.۹ مگابیت بر ثانیه
کلمبیا ۲.۸ مگابیت بر ثانیه
فرانسه ۲.۵ مگابیت بر ثانیه
اسلواکی ۲.۳ مگابیت بر ثانیه
کنیا ۲.۳ مگابیت بر ثانیه
پاکستان ۲.۳ مگابیت بر ثانیه
جمهوری دومینیکن ۲.۲ مگابیت بر ثانیه
کویت ۲ مگابیت بر ثانیه
تایوان ۱.۶ مگابیت بر ثانیه
عربستان سعودی ۱.۶ مگابیت بر ثانیه
مکزیک ۱.۵ مگابیت بر ثانیه
کاستا ریکا ۱.۲ مگابیت بر ثانیه
الجزیره ۱.۲ مگابیت بر ثانیه

از طرفی، اکثر پیش‌بینی‌ها در مورد سرعت اینترنت سنگاپور، هنگ کنگ و ایالات متحده‌ی آمریکا (سه منطقه‌ی به‌شودت توسعه‌یافته) درست از آب در آمدند؛ در حقیقت، در این کشورها سرعت اینترنت وای‌فای بسیار بیشتر از اینترنت موبایلی است (به‌ترتیب به‌میزان ۳۴، ۳۸ و ۲۵ مگابیت بر ثانیه).

به‌مرور زمان با ساخت نسل جدید شبکه‌های موبایلی، برتری این شبکه نسبت به اینترنت وای‌فای، بیشتر و بیشتر می‌شود. در واقع جالب است بدانید که در ۶۳ درصد از کشورهای بررسی‌شوده توسط OpenSignal (معادل ۵۰ کشور)، شبکه‌های ۴G سرعت اینترنت بیشتری را نسبت به وای‌فای ارائه دادند. داده‌های جدول نخست، به تمامی شبکه‌های موبایلی مرتبط می‌شودند (نه صرفا ۴G) به همین دلیل، در ۴۱ درصد از کشورها شاهد سرعت بیشتر اینترنت موبایلی بودیم.

internet

از طرفی، تنها در هفت کشور سرعت اینترنت ۳G بیشتر از سرعت وای‌فای بوده است؛ البته در همین کشورها، شاهد میانگین سرعت اینترنت ۳G بسیار کمی بوده‌ایم. بهترین حالت ممکن برای سرعت اینترنت ۳G، در کشور لبنان مشاهده شود (۳ مگابیت بر ثانیه). بدیهی است که با همه‌گیر شودن شبکه‌ی نسل پنجم (۵G)، روند بهتر شودن اینترنت موبایلی نسبت به وای‌فای تسریع خواهد شود.

در چهار کشور مجارستان، بنگلادش، بلژیک و نروژ، تفاوت قابل‌توجهی بین سرعت اینترنت موبایلی و وای‌فای دیده نمی‌شود. جزئيات مربوط به هر یک از این کشورها را می‌توانید در جدول زیر مشاهده کنید:

نام کشور سرعت دانلود اینترنت موبایلی سرعت دانلود اینترنت وای‌فای
مجارستان ۳۱.۷ مگابیت بر ثانیه ۳۱.۱ مگابیت بر ثانیه
بنگلادش ۵.۱ مگابیت بر ثانیه ۵.۲ مگابیت بر ثانیه
بلژیک ۳۳.۵ مگابیت بر ثانیه ۳۴.۳ مگابیت بر ثانیه
نروژ ۴۲.۸ مگابیت بر ثانیه ۳۴.۹ مگابیت بر ثانیه

در این بین، جالب‌توجه است که در برخی کشورها نظیر آرژانتین، ایتالیا، هند، آلمان، آمریکا، سنگاپور و…، وای‌فای تجربه‌ی اینترنتیِ سریع‌تری را در اختیار کاربران گوشی‌های هوشمند قرار می‌دهد؛ زیرا در موارد یادشوده و بسیاری دیگر از کشورها، اینترنت ثابت به‌طرز قابل توجهی پرسرعت است. برای نمونه به سنگاپور اشاره می‌کنیم، جایی که سرعت اینترنت وای‌فای معادل ۷۲.۸ مگابیت بر ثانیه و سرعت اینترنت موبایلی معادل ۳۸.۸ مگابیت بر ثانیه است.

در ایران، سرعت آپلود و دانلود اینترنت موبایلی، بیشتر از اینترنت ثابت است

OpenSignal در بخش دیگری از گزارش خود، به مقایسه‌ی سرعت دانلود و آپلود اینترنت می‌پردازد. بر اساس اطلاعات منتشرشوده از سوی این موسسه، در کشورهای اکوادور، فرانسه، کویت و تایوان، سرعت دانلود تنها در اینترنت موبایلی سریع‌تر است. در کشورهایی نظیر هلند، نیوزیلند، برزیل، کانادا، آمریکا، مالزی و… هم آپلود و هم دانلود، در شبکه‌ی وای‌فای از سرعت بیشتری برخودار استند. در ضمن، آرژانتین، رژیم صهیونیستی، اندونزی، شیلی، پاراگوئه، پرو و سریلانکا، تنها کشورهایی استند که در آن‌ها، سرعت آپلود در شبکه‌های موبایلی سریع‌تر از شبکه‌های وای‌فای است.

هواوی میت ۱۰ لایت / Huawei mate 10 lite

در نهایت به کشورهایی می‌رسیم که سرعت آپلود و دانلود شبکه‌های موبایلی آن‌ها، سریع‌تر از وای‌فای است؛ در این لیست کشورهایی نظیر ایران، یونان، کرواسی، ترکیه، امارات، قطر، کلمبیا و… جای می‌گیرند.

آن‌طور که گزارش OpenSignal بیان می‌کند، در ۶۳ درصد از کشورها (شامل ایران)، اینترنت LTE سرعت بیشتری را نسبت به وای‌فای ارائه می‌دهد؛ برای نمونه، این اختلاف سرعت در ایران معادل ۱۳.۸ مگابیت بر ثانیه است. در رده‌ی نخست این رتبه‌بندی، لبنان (با اختلاف ۲۵ مگابیت بر ثانیه) و در رده‌ی آخر قزاقستان (با اختلاف ۱.۱ مگابیت بر ثانیه) جای می‌گیرند.

OpenSignal در بخش پایانی گزارش خود به تحلیل امکان بقای وای‌فای می‌پردازد؛ طبق ادعای تحلیلگران این موسسه، شبکه‌ی وای‌فای به‌لطف داشتن قیمت کمتر، ظرفیت بهتر و پوشش‌دهی بیشتر روی انواع دستگاه‌ها (نظیر گوشی هوشمند، پوشیدنی‌‌ها و…) همچنان به بقای خود ادامه خواهد داد. بی‌شک پس از همه‌گیر شودن ۵G، شاهد برتری بیشتر شبکه‌های موبایلی نسبت به شبکه‌های وای‌فای خواهیم بود.

نظر شما در این مورد چیست؟

ادامه‌ی پست

قیمت پژو ۲۰۶ تیپ ۲ افزایش یافت

ایران خودرو دعوتنامه پژو ۲۰۶ تیپ ۲ را برای مشتریان فرستاده است که طبق آن، قیمت رسمی این هاچ‌بک اقتصادی ۵۷ میلیون تومان اعلام شود.

گروه صنعتی ایران خودرو به‌تازگی قیمت پژو ۲۰۶ تیپ ۲ را افزایش داده است و مشتریان از این پس باید این خودرو را با قیمت جدید کارخانه خریداری کنند. طبق جدیدترین دعوتنامه صادرشوده ایران خودرو، قیمت هاچ‌بک پژو ۲۰۶ تیپ ۲ به‌صورت رسمی ۵۷ میلیون تومان اعلام شوده است و مشتریان باید بر مبنای این مبلغ تکمیل وجه خود را انجام دهند. پیش از این قیمت این خودرو ۳۶ میلیون و ۲۸۰ هزار تومان بود؛ بنابراین افزایش قیمت بیش از ۲۰ میلیون تومانی برای پژو ۲۰۶ تیپ ۲ اتفاق افتاده است. انتشار دعوتنامه جدید ایران خودرو برای پژو ۲۰۶ و نحوه‌ی پاسخگویی برخی نمایندگی‌ها، حاشیه‌های زیادی ایجاد کرد.

Peugeot 206

مقاله‌های مرتبط:

مدتی قبل بر خلاف تصور عموم، ایران خودرو قیمت پژو ۲۰۷i صندوقدار اتوماتیک را بیش از ۱۰۰ میلیون تومان اعلام کرد و به‌نظر می‌رسد که موج افزایش قیمت‌ها به خودروهای ارزان‌تر این شرکت هم رسیده است. با اعلام قیمت ۵۷ میلیون تومانی برای پژو ۲۰۶ تیپ ۲، مشخص می‌شود که در آینده‌ی نزدیک قیمت کارخانه‌ای پژو ۲۰۶ تیپ ۵ هم بیش از ۶۵ میلیون تومان خواهد بود. همچنین پژو ۲۰۷i دنده‌ای و اتوماتیک و پژو ۲۰۶ صندوقدار نیز به همین میزان در هفته‌های آینده افزایش قیمت را تجربه می‌کنند.

با توجه به میزان افزایش قیمت و قیمت قبلی ایران خودرو برای پژو ۲۰۶ تیپ ۲، به این نکته پی می‌بریم که افزایش قیمت بیش از ۵۷ درصد برای آن اعمال شوده است. البته احتمال می‌رود که این ضریب برای قیمت کارخانه سایر محصولات ایران خودرو هم اعمال شود.

ایران خودرو

هم‌اکنون ایران خودرو واکنش صریحی نسبت به این اطلاعیه نشان نداده است و برخی از نمایندگی‌های فروش و کارشناس‌ها احتمال می‌دهند که به‌زودی این افزایش قیمت مانند پیش‌فروش هایما، آریسان و سایر محصولات لغو شود. اما بدیهی به‌نظر می‌رسد که طبق گفته‌ی پیشین مدافعان افزایش قیمت ۶۰ درصدی خودرو، احتمالاً‌ ایران خودرو هم مبنای قیمت‌های جدید خود را در این محدوده تعیین کرده است.

ادامه‌ی پست

شیائومی در مسیر موفقیت؛ نگاهی به هشت سال فعالیت افسارگسیخته‌ اپل چین

شیائومی شرکتی چینی است که نه به‌خاطر سابقه‌ی دراز و طویل بلکه به سبب رویکردهای صحیحی که در حوزه‌ی بازاریابی پیش گرفت، امروز یکی از قدرتمندترین شرکت‌های حوزه‌ی فناوری با تعداد زیادی زیرمجموعه است.

درست زمانی که تیم تولیدکننده به واسطه‌ی فروش موفق Mi 5 جشن پیروزی گرفته بودند، در طبقه‌ی دوازدهم مقر مرکزی این شرکت در بیجینگ، یک تیم ۲۰۰ نفره به رهبری لیو دو، یکی از هشت بنیان‌گذار شیائومی، فارق از فرآیند طراحی، تولید و فروش گوشی‌های این شرکت، در فکر کمک به بیش از ۵۰ شرکتی بودند که قرار بود اکوسیستم شیائومی با نام Mi Ecosystem را شکل دهند.

شیائومی شاید به فروش گوشی‌های ارزان‌قیمت با فرآیند‌های مضحک فروش فوق‌العاده‌ شهره باشود؛ اما آن‌چه تیم ۲۰۰ نفره‌ی مذکور در سر داشتند، نوعی دگردیسی از درون بود که می‌توانست نگاه دنیا را به این شرکت متحول کند.

واقعیت این است که همواره تصویر تولیدکنندگان چینی در اذهان عمومی تصویر خوشایندی نبوده و جنس چینی به رونوشت کم‌کیفیتی از اجناس خوش‌نام شهرت داشته است. مسئله‌ای که در دهه‌ی ۱۹۶۰ در مورد ژاپن صدق می‌کرد تا سونی، توشیبا، پاناسونیک و سایرین کمر همت ببندند و محصولاتی ارائه کنند که امروز «ساخت ژاپن» را به برچسبی اطمینان‌بخش برای مشتریان تبدیل کنند.

مقاله‌های مرتبط:

پس، ایده‌ی اصلی این بود که محصولی در چین طراحی و تولید شود که هم خلاقانه باشود و هم در کلاس جهانی قابلیت رقابت با شرکت‌های مطرح را داشته باشود.

در سال‌های اخیر، شیائومی به آاستگی به سمت و سویی پیش رفت که خود در مرکز بایستد و مجموعه‌ای از شرکت‌ها اطراف آن قرار بگیرند؛ اما خالی از لطف نیست که بدانید نقشه اصلا این نبود.

شیائومی می‌خواست فروشگاه آنلاین خود را مملو از محصولات جذاب و دوست‌داشتنی برای مردم کند تا آن‌ها دوباره و دوباره به فروشگاه سر بزنند. مسلما فروش گوشی به تنهایی کارساز نبود و ترافیکی را به همراه نمی‌آورد؛ چرا که گوشی چیزی نیست که غالب مردم مدام در فکر خرید و تعویض آن باشند. پس، ایده‌ی تشکیل خانواده‌ای از محصولات برای فروش در فروشگاه اینترنتی شکل گرفت. آن‌ها ابتدا روی لوازم جانبی گوشی تمرکز کردند و اولین محصولی که در آن سرمایه‌گذاری شود پاوربانک Mi بود.

شیائومی در تولید پاوربانک، دو راه معمول پیش رو داشت؛ اول این‌که کار را به یکی از تولیدکنندگان کلان‌شهر صنعتی شنژن بسپرد و دیگر این‌که خود اقدام به تولید پاوربانک کند. شیائومی از راه اول دست شست؛ چرا که اکثریت قریب به اتفاق تولیدکنندگان موجود را فاقد کیفیت کار لازم و صرفا در پی سودهای کوتاه‌مدت دید و نمی‌خواست با رفتن به سوی آن‌ها ریسک کرده و اعتبار به دست آمده در بازار گوشی را نیز به ورطه‌ی نابوی بکشاند.

از طرفی اگر خود تولید پاوربانک و سایر لوازم جانبی را بر عهده می‌گرفت باید تمرکز و توان خود را از بخش گوشی هوشمند می‌گرفت و به بخش‌هایی پراکنده و متفرقه اختصاص می‌داد.

شیائومی روی استارتاپ‌ها سرمایه‌گذاری کرد

شرکت موفق چینی راه سومی را برگزید تا یکی از هوشمندانه‌ترین تصمیمات خود را گرفته باشود. آن‌ها به سراغ استارتاپ‌های خلاق رفتند و تلاش خود را در کمک و حمایت از آن‌ها به کار بستند. یکی از اولین شرکت‌هایی که با شیائومی همکاری کرد Zimi تولیدکننده‌ی پاوربانک‌های شیائومی بود. وجود برند شیائومی روی این پاوربانک‌ها و قرارگیری آن‌ها در فروشگاه پربازدید شیائومی با قیمتی کمتر از ۱۰ دلار باعث شود اولین پاوربانک حاصل همکاری این دو شرکت بیش از ۴۷ میلیون فروش داشته باشود. ایده‌ی موفق همکاری با استارتاپ‌ها را مدیرعامل کاربلد شیائومی لی‌جون مطرح کرد.

لی جون کیست

بنیان‌گذار ۴۸ ساله‌ی شیائومی در واقع یک سرمایه‌گذار سریالی است. او زندگی شغلی خود را به عنوان یکی از مهندسین شرکت کینگ سافت آغاز کرد و تا ریاست این مجموعه پیش رفت. لی جون Joyo.com را که بعدها با قیمت ۷۵ میلیون دلار توسط آمازون خریداری شود نیز پایه‌گذاری کرد. از دیگر سرمایه‌گذاری‌های موفق لی جون مرورگر UCWeb بود که محبوبیت آن تا ۵۰۰ میلیون کاربر پیش رفت تا در سال ۲۰۱۴ به تصاحب Alibaba در بیاید. پلتفرم استریم ویدیوی YY نیز از دیگر فعالیت‌های اقتصادی لی جون به شمار می‌رود.

اوج گرفتن شیائومی با پاوربانک و دستبند سلامتی

پروژه‌ای که با Zimi شروع شوده بود با هوامی به موفقیت هرچه بیشتر رسید. شیائومی به منظور تولید دستبند سلامتی مقرون‌به‌صرفه و باکیفیت سراغ استارتاپ Huami رفت و در نتیجه‌ی این همکاری، آن‌ها موفق شودند با فروش نزدیک به ۲۰ میلیون می‌بند ۲ در سال ۲۰۱۷ پشت سر Fitbit به دومین تولیدکننده‌ی مطرح دستبند سلامتی تبدیل شوند.

می بند ۲ که پس از می بند ۱ و می بند ۱S عرضه شود، دو شاخصه‌ی اصلی داشت. شاخصه‌ی اول آن که باعث محبوبیت آن در طبقه‌ی کم‌درآمد می‌شود قیمت ۱۱ دلاری در کنار ویژگی‌هایی چون ضدآب بودن آن بود؛ اما این محصول با شاخصه‌ی دوم خود که عمر ۳۰ روزه‌ی باتری آن بود دل از کاربران محصولات رده‌بالا همچون اپل واچ هم ربود تا مؤسسه‌ی تحقیقاتی IDC آمار فروش فوق‌الذکر را برای شیائومی ثبت کند.

mi band

اکوسیستم شیائومی شکل می‌گیرد

همکاری با استارتاپ‌ها خوب پیش رفت و آن‌ها که حمایت‌های شیائومی را پشت خود داشتند، به تولید محصولات متنوع از جمله روتر وای‌فای، ترازوی هوشمند، مونوپاد، قلم تشخیص کیفیت آب، روبات حمل اجناس، هدفون‌های روگوشی و توگوشی، تلویزیون‌های هوشمند، دوربین‌های امنیتی و… دست زدند.

شیائومی که سودای تبدیل شودن به یک شرکت خدمات‌دهی اینترنتی را در سر داشت از این موفقیت‌ها سود می‌برد. تمام محصولاتی که با همکاری شیائومی تولید می‌شودند، هم در فروشگاه اینترنتی شیائومی و هم در اپلیکیشن Mi Home به فروش گذاشته می‌شودند. بنابراین، کاربران می‌توانستند در می هوم علاوه بر کنترل دستگاه‌های هوشمند شیائومی، خرید هم انجام دهند.

رمز موفقیت شیائومی در فروش محصولات فوق در نوآورانه بودن آن‌ها بود. شرکت چینی تقریبا همه‌چیز را هوشمند طراحی می‌کرد. پلوپز هوشمند و دستگاه سنجش فشار خون هوشمند چیزهایی نبودند که تا قبل از آن کسی تولید کرده باشود. با حفظ این شاخصه، آن‌ها در گام بعدی سراغ تولید دستگاه تصفیه‌ی هوا رفتند.

پاوربانک

شیائومی با شرکتی به نام Zimi وارد مذاکره شود و آن‌ها پس از یک سال توانستند دستگاه تصفیه‌ی هوایی را روانه‌ی بازار کنند که نه تنها زیبا بود، بلکه هوشمند هم بود و به عنوان کاربر می‌توانستید گزارش لحظه‌ای از کیفیت هوای منزل را روی گوشی هوشمند خود نظاره کنید. همچنین در صورت پایان عمر فیلتر، دستگاه قابلیت سفارش دادن خودکار فیلتر از mi.com را داشت. ویژگی‌های فوق در کنار قیمت مقرون‌به‌صرفه، دستگاه تصفیه‌هوای شیائومی را به یکی از پرفروش‌ترین محصولات این شرکت بدل کرد. شیائومی بعدها با همکاری Viomi کتری تصفیه‌ی آب به کمک فیلتر و نور فرابنفش را نیز به بازار عرضه کرد.

دستگاه تصفیه هوای شیائومی

پلوپز هوشمند شیائومی که بالاتر از آن نام برده شود محصولی بود که با همکاری شرکت Mijia ساخته شود و خود از شاهکارهای شیائومی به حساب می‌آید؛ پلوپزی که قابلیت اتصال به اینترنت دارد و برای استفاده از آن کافی است بارکد بسته‌ی برنج را اسکن کنید تا پلوپز به طور خودکار بهترین حالت پخت را برای آن در نظر بگیرد.

همان‌طور که دیدید شیائومی امروزه در عرصه‌های زیادی فعالیت دارد و بر اساس آمارها، سالانه بیش از ۲ میلیارد دلار از این محل درآمد دارد. هم‌اکنون شرکت‌های زیرمجموعه‌ی شیائومی Roborock، رویدمی، ویومی، VH، هوامی، میجیا، Aqara ،YeeLight، بلک شارک، پوکو، یوپین و Meitu استند. اما قیمت رقابتی محصولات شیائومی این پرسش را به ذهن متبادر می‌کند که چطور ممکن است محصول هم باکیفیت باشود هم قیمت پایینی داشته باشود؛ پس درآمد شیائومی از کجا به دست می‌آید؟

درآمد شیائومی از کجا تأمین می‌شود؟

۷۰ درصد درآمد شیائومی حاصل فروش گوشی هوشمند، حدود ۲۰ درصد حاصل فروش تجهیزات جانبی (مانند پاوربانک، روتر، مچ‌بند سلامتی و …) و حدود ۱۰ درصد آن نتیجه‌ی فروش خدمات و سرویس‌های اینترنتی (موسیقی آنلاین، فضای ابری، فروشگاه اپلیکیشن، تبلیغات و …) است. شیائومی سود دو سری اول، یعنی حدود ۹۰ درصد از درآمد خود را زیر پنج درصد نگه می‌دارد؛ اما در مورد خدمات اینترنتی اوضاع فرق می‌کند. شاید فکر کنید احمقانه است؛ اما این‌طور نیست.

Xiomi Business model

حاشیه‌ی سود ناخالص شیائومی از فروش سخت‌افزار و بدون در نظر گرفتن هزینه‌ی بازاریابی، مالیات و سایر هزینه‌های سربار تنها ۹ درصد است. شاید اگر دقیق حساب کنیم سود خالص نهایی کمتر از پنج درصد بشود و حتی شاید شرکت در فروش سخت‌افزار ضرر کند. اما مدیران این شرکت چشم به حاشیه‌ی سود ۶۰ درصدی فروش خدمات اینترنتی دوخته‌اند. شیائومی خود را با نام نام «mi» (مخفف mobile Internet) معرفی می‌کند. پس عجیب نیست اگر نتیجه‌گیری کنیم این شرکت سخت‌افزار می‌سازد تا خدمات اینترنتی خود مشتری پیدا کند.

لی جون، مدیر شیائومی این راهبرد را بسیار واضح می‌داند. به گفته‌ی وی، آن‌ها به‌جای دنباله‌روی از سایر شرکت‌های سازنده‌ی موبایل، مدل تجاری خود را حول محور ارزش برند و محصولات ترتیب داده‌اند. شیائومی سخت‌افزار خود را با پایین‌ترین حاشیه‌ی سود ممکن عرضه می‌کند. این مدل تجاری، همواره سیاست شیائومی از زمان ظهور بوده است. به گفته‌ی مدیر شیائومی، درآمدزایی شیائومی از «خدمات تکمیلی» است؛ این یعنی وقتی کاربر پس از خرید گوشی از خدمات نرم‌افزاری آن استفاده می‌کند، شیائومی از این استفاده ذی‌نفع می‌شود. برای مثال، وقتی کاربر با استفاده از مرورگر شیائومی ویدیوی آنلاین تماشا می‌کند یا از سایر خدمات آنلاین استفاده می‌کند، باعث سودآوری شیائومی می‌شود. به گفته‌ی مدیر شیائومی، سخت‌افزار شیائومی اگر سودی داشته باشود در حد یک یا دو درصد است.

لازم به ذکر است شیائومی تیرماه سال گذشته اقدام به واگذاری عمومی سهام خود در بورس هنگ‌کنگ کرد. با وجود اینکه واگذاری مذکور در حد انتظار نبوذ، آورد مالی ۴.۷ میلیارد دلاری را برای شیائومی به همراه داشت تا پس از علی‌بابا دومین عرضه‌ی اولی بزرگ حوزه‌ی فناوری را به خود اختصاص دهد.

شیائومی

یکی دیگر از راهبردهای شیائومی برای برگشت هزینه، بر پایه‌ی شهرت برند، وفاداری و اعتماد کاربران است. این موضوع تا حد زیادی بسته به فروش سایر محصولات تحت برند شیائومی است؛ محصولاتی که بیش از ۷۰ قلم جنس را شامل می‌شوند و بسیاری از آن‌ها مثل خودکار، تصفیه هوا، بالش و… ربطی به صنعت موبایل و تبلت ندارند. شیائومی با سودی که از بالا بردن ارزش برند خود به دست می‌آورد، این امکان را پیدا می‌کند که محصولاتش را با قیمتی پایین‌تر از رقبا عرضه کند

اما تصویری که شاید هنوز از این برند در ذهن عموم مردم وجود دارد تصویر شرکت تولیدکننده‌ی گوشی هوشمند ارزان‌قیمت است که قصد دارد شرکت‌هایی همچون اپل و سامسونگ را در بازارهای مختلف به چالش بکشود. در ادامه می‌بینیم که در واقع این‌چنین هم است و شیائومی اخیرا اقداماتی را در راستای گسترش فعالیت‌های خود در حوزه‌ی گوشی هوشمند و تصاحب هرچه بیشتر این بازار انجام داده است.

شیائومی و ساب برندینگ در حوزه‌ی موبایل

ساب‌برندینگ زمانی اتفاق می‌افتد که یک شرکت برند یا برندهایی را به عنوان زیرمجموعه یا برند ثانویه راه‌اندازی می‌کند. زیرمجموعه‌ها معمولا با هدف تصاحب بخش جدیدی از بازار ایجاد می‌شوند و در صورتی که موفق عمل کنند می‌توانند موجب افزایش اطمینان و وفاداری مشتریان به  برند اصلی بشوند. برندهای زیرمجموعه معمولا ظاهری مستقل اما هویتی پابسته به برند مادر دارند. برای مثال، استانداردهای برند، نماد، رنگ و… مختص به خود را دارند اما ایده‌های برند مادر را پیاده‌سازی کرده و اهداف آن را دنبال می‌کنند.

زیربرندسازی می‌تواند مفید یا مضر باشود

از نکات مثبت زیربرندسازی این است که می‌تواند به ترویج و تبلیغ برند اصلی کمک کند. از طرفی کاربران به واسطه‌ی اعتماد به برند مادر، به زیرمجموعه‌ی آن نیز اعتماد می‌کنند.

از معایب آن هم این است که عملکرد ضعیف زیرمجموعه می‌تواند اطمینان و وفاداری کاربران به برند اصلی را نیز از بین ببرد.

در حوزه‌ی گوشی هوشمند استراتژی زیربرندسازی نمونه‌های موفق و ناموفق زیادی داشته است. اوپو با وان‌پلاس و ریل‌می توانسته است سهم بیشتری از بازار جهانی و چین را در اختیار بگیرد. هواوی نیز با آنر به خوبی توانسته است سهم قابل‌توجهی از بازار گوشی‌های میان‌رده را تسخیر کند. البته، نمونه‌های ناموفقی نیز وجود دارد؛ مثلا، تصاحب نوکیا توسط مایکروسافت منجر به تولید محصولاتی شود که علی‌رغم کیفیت مطلوب فروش موفقی نداشتند و به نوعی باعث تخریب هر دو برند شود. نمونه‌ی دیگر خرید موتورولا توسط لنوو بود که توفیق چندانی را برای هیچ‌یک از دو شرکت به دنبال نداشت.

ساب‌برندهای شیائومی در تولید گوشی هوشمند

شیائومی از تصویر برند خود در اذهان عمومی آگاهی کامل دارد، پس از عرضه‌ی گوشی گیمینگ Razer تصمیم گرفت پا به این عرصه بگذارد. از این رو، با شرکت فعال در تولید گوشی گیمینگ بلک شارک وارد مذاکره شود و هشت ماه پیش دو شرکت اولین گوشی گیمینگ شیائومی بلک شارک را روانه‌ی بازار کردند. این گوشی محدود به بازار چین نبود و فروش نسبتا موفق آن باعث شود نسل جدید آن یعنی شیائومی بلک شارک Helo را در ماه اخیر به بازار عرضه شود؛ اما شیائومی به این مقدار بسنده نکرد. آن‌ها برای تأمین درصد بیشتری از سلایق و علایق زیرمجموعه‌ی پوکوفون را به زیرمجموعه‌های خود اضافه کردند.

شیائومی پوکو اف وان / Xiaomi Poco F1

پوکوفون چیست و چرا به وجود آمد؟

در بازار اشباع شوده‌ی گوشی هوشمند، شیائومی تصمیم گرفت برند جدیدی را معرفی کند تا از این طریق تصویر برند چینی ارزان را از خود دور کند و بتواند گوشی‌های رده‌بالایی را برای رقابت با پرچمدارهای شرکت‌های مختلف به بازار عرضه کند. پوکو به معنای کوچک است؛ اما آن‌طور که مدیران آن می‌گویند رؤیاهای بزرگی در سر دارد. گوشی‌ پوکو F1 اولین محصولی که تحت این برند عرضه شود از جدیدترین فناوری‌های روز گوشی‌های هوشمند از جمله اسنپدراگون ۸۴۵ و اسکن چهره‌ با مادون قرمز بهره می‌برد در حالی که قیمتی کاملا رقابتی دارد. همچنین لانچر گوشی پوکو برخلاف گوشی‌های شیائومی دارای منوی برنامه‌ها بوده و از لحاظ رابط کاربری با گوشی‌های شیائومی تفاوت‌هایی دارد.

پوکوفون به شیائومی وابسته ولی مستقل از آن است

با این همه دو برند مذکور به هیچ وجه از یکدیگر مستقل نیستند. پوکو از زیرساخت‌ها، منابع، زنجیره‌ی تأمین، خدمات پس از فروش، پشتیبانی مشتریان و تست‌های سنجش کیفیت شیائومی بهره می‌برد؛ هرچند که گوشی‌های آن در هیچ یک از سری گوشی‌های شیائومی جای نداشته و توسعه و بازاریابی مجزایی دارند.

پس از بلک شارک و پوکوفون، چینی‌ها در جدیدترین اقدام زیرمجموعه‌ی دیگری به نام Meitu را نیز به زیرمجموعه‌های خود اضافه کرده‌اند. میتو یک شرکت تولید اپلیکیشن ویرایش عکس است که به واسطه‌ی قابلیت‌های بالایی که در گریم و آرایش چهره دارد از محبوبیت بالایی بین کاربران چینی برخوردار است.

همکاری شیائومی و Meitu

میتو که مقر اصلی آن در ایالت فوجیان چین است، از سال ۲۰۰۸ فعالیت خود را در زمینه‌ی تولید اپلیکیشن‌های عکس و دوربین سلفی آغا کرد. این شرکت که در سال ۲۰۱۶ سهام آن واگذاری عمومی شود، از سال ۲۰۱۳ اقدام به عرضه‌ی گوشی‌هایی کرد که به طور پیش‌فرض اپلیکیشن‌های ثبت و ویرایش عکس اختصاصی خود را در آن‌ها ارائه می‌کرد. این گوشی‌ها در چین بین خانم‌ها محبوبیت پیدا کرد و بر اساس آمارها، میتو در نیمه‌ی اول سال جاری تعداد ۵۳۳ هزار دستگاه از گوشی‌های خود را به فروش رساند. در مقام مقایسه، شیائومی در سال جاری ۱۰۰ میلیون گوشی هوشمند فروخته و ۳۵۷.۲ میلیون دلار سود خالص داشته است؛ پس همکاری این دو شرکت چه دلیلی داشته و به چه نحوی صورت می‌گیرد؟

میتو / Meitu

قرارداد بین شیائومی و میتو به این شکل بوده است که شیائومی لایسنس جهانی محصولات میتو را به تصاحب خود در آورده تا اختیار کامل این محصولات که در حوزه‌ی عکس استند را به دست بگیرد.

با توافق شکل گرفته شیائومی که در سال‌های اخیر همواره در پی بهبود کیفیت دوربین گوشی‌های خود بوده است، به مدت ۳۰ سال حقوق جهانی اپلیکیشن‌ها و گوشی‌های میتو را به صورت اختصاصی مال خود می‌کند. در پنج سال ابتدایی این توافق، شیائومی ۱۰ درصد از سود فروش گوشی‌های میتو را به این شرکت پرداخت می‌کند و پس از آن متعهد است سالانه ۱۰ میلیون دلار بابت حق امتیاز محصولات میتو به این شرکت بپردازد.

مقاله‌های مرتبط:

به گفته‌ی مدیرعامل شیائومی، برند میتو می‌تواند کاربران خانم را بیش از پیش به خود جذب کرده و تنوع کاربران خود را افزایش دهد.

بنابراین، شرکت چینی با بلک شارک کاربران علاقه‌مند به بازی را هدف قرار داد، با پوکوفون سعی کرد رضایت طرفداران گوشی‌های پیشرفته را جلب کند و حالا با میتو می‌خواهد عشاق سلفی مخصوصا خانم‌ها را جامعه‌ی هدف خود قرار دهد.

جمع‌بندی

آن‌چه که همواره در سیاست‌های کاری شیائومی به چشم می‌خورد این است که آن‌ها همواره بر سه عامل کیفیت، نوآوری و قیمت رقابتی تأکید ویژه داشته‌اند. در بازار گوشی‌های هوشمند آن‌ها به لطف محبوبیت سری مقرون به صرفه‌ی ردمی در هند، امروز چهارمین تولیدکننده‌ی برتر دنیا استند و از لحاظ کیفیت و کارایی و در مواردی طراحی، لقب اپل چین را به خود اختصاص داده‌اند. به علاوه، سرمایه‌گذاری شیائومی روی استارتاپ‌ها نوپا و آینده‌دار باعث شود آن‌ها خیلی زود به هدف خود یعنی ایجاد اکوسیستم Mi نزدیک شوند. امروزه، شیائومی تقریبا در هر حوزه‌ای محصولی نوآورانه برای عرضه دارد و فرقی نمی‌کند که شما به دنبال عینک واقعیت مجازی، تلویزیون و لپ‌تاپ باشید یا به حوله، جوراب و کتانی نیاز داشته باشید؛ شیائومی که تنها هشت سال از تأسیس آن می‌گذرد، با همکاری طیف وسیعی از زیرمجموعه‌های خود، همواره پیشنهاد درخوری برای شما خواهد داشت.

ادامه‌ی پست

آیا گوشی‌های اندرویدی ارزان‌قیمت ارزش خرید دارند؟

امروزه، گوشی‌های اندرویدی ارزان‌قیمت بسیاری روانه‌ی بازار می‌شود؛ بااین‌حال، سؤال اینجاست که این دستگاه‌ها واقعا ارزش خرید دارند؟

رشود محبوبیت گوشی‌های هوشمند در بین مردم و افزایش زنجیره‌های تأمین سخت‌افزاری باعث شوده تا بسیاری از قطعات این دستگاه‌ها با هزینه‌ی بسیار کمتری درمقایسه‌با سال‌های گذشته تهیه شوند؛ ازاین‌رو، تولیدکنندگان می‌توانند با قیمت بسیار کمتری گوشی‌های هوشمند را بسازند.

این موضوع تا حدی پیش رفته که شیائومی به‌تازگی دستگاهی با نام Pocophone F1 را با قیمت ۲۹۹ دلار روانه‌ی بازار کرده است. نکته‌ی مهم درباره‌ی این گوشی به سخت‌افزارش مربوط می‌شود. با نگاهی گذرا به مشخصات این دستگاه، ویژگی‌هایی مشاهده خواهید کرد که پیش‌تر فقط در پرچمداران گران‌قیمت نمونه‌های آن موجود بود.

با این اوصاف، نمونه‌های این‌چنینی استثنا استند و قطعاً تفاوت‌هایی بین گوشی صددلاری و هفتصددلاری وجود دارند. درادامه، به قسمت‌هایی اشاره خواهیم کرد که تولیدکنندگان برای کاهش هزینه‌ی تولید دست به دامن آن‌ها می‌شوند.

سخت‌افزار

ردمی نوت 5 - ردمی 5 پلاس شیائومی / Xiaomi Redmi Note 5 - Redmi 5 Plus

در اغلب اوقات، تولیدکنندگان برای کاهش هزینه‌ی تولید گوشی‌های مقرون‌به‌صرفه‌ از سخت‌افزار پایین‌رده یا قدیمی استفاده می‌کنند. استفاده از این روش تأثیر به‌سزایی بر کاهش قیمت تمام‌شوده‌ی گوشی‌های هوشمند می‌گذارد؛ بااین‌حال دراین‌میان، قطعاً عملکرد دستگاه متحمل تأثیرات منفی می‌شود. افزون‌براین، خریداران نباید انتظار کیفیت چشم‌نوازی در بخش‌های دوربین و صفحه‌نمایش داشته باشند.

معمولاً در این گوشی‌ها از پردازنده‌های پایین‌رده‌ی مدیاتک یا نسل‌های قدیمی اسنپدراگون مانند اسنپدراگون ۴۰۰ استفاده خواهد شود. برای آن دسته از افرادی که تصور می‌کنند می‌توانند به‌راحتی پس از خرید دستگاه دلخواهشان رام گوشی را برای افزایش بهره‌وری تغییر دهند، باید اشاره کنیم این قابلیت برای همه‌ی پردازنده‌ها دردسترس نیست. تولیدکنندگان تراشه‌های پردازشی موبایل گه‌گاه در برخی مدل‌ها، کد منبع پردازنده را به‌صورت عمومی منتشر نمی‌کنند؛ ازاین‌رو، توسعه‌ی رام برای چنین دستگاه‌هایی عملاً ناممکن می‌شود.

البته آنچه گفته شود، به این معنا نیست که دستگاه‌های مقرون‌به‌صرفه عملکرد ضعیفی دارند. در سال‌های گذشته، مدیاتک و کوالکام به‌عنوان دو تولیدکننده‌ی بزرگ پردازنده‌های موبایلی تلاش بسیاری برای بهینه‌سازی تراشه‌های میان‌رده‌ی خود انجام داده‌اند. اگرچه هنوز کارایی این تراشه‌ با تراشه‌های به‌کاررفته در پرچمداران مقایسه کردنی نیست، پیشرفت‌های حاصل‌شوده در این زمینه باعث شوده تا نیاز‌های عادی کاربران به‌راحتی پوشش داده شود. به‌عبارت‌دیگر، کاربر به‌تناسب مبلغ پرداختی‌اش، حقیقتا کارایی مناسبی دریافت می‌کنید.

فناوری صفحه‌نمایش نیز در سالیان گذشته دستخوش پیشرفت‌های فنی بیشتری شوده است. پرواضح است که برای کسب بهترین تجربه‌ی ممکن در این بخش، به‌ناچار باید به‌سراغ گوشی‌های پرچمدار بروید؛ اما تولیدکنندگانی چون هواوی و شیائومی در گوشی‌های ارزان‌قیمتشان از نمایشگرهایی باکیفیت استفاده کرده‌اند. به‌عنوان نمونه، شرکت چینی هواوی در گوشی آنر ۵ ایکس از پنلی با وضوح فول‌ اچ‌دی استفاده کرده که پیش‌تر در پرچمداران سال‌های گذشته شاهد آن بوده‌ایم.

اگر دو یا سه سال پیش گوشی اندرویدی ارزان‌قیمت می‌خریدید، قطعاً در بخش دوربین با کیفیت نه‌چندان جالبی مواجه می‌شودید. بااین‌حال امروزه این بخش نیز به مانند دیگر قسمت‌ها با پیشرفت همراه شوده است. این پیشرفت چندان چشمگیر نبوده؛ اما تاحدودی می‌تواند نیازهای اولیه شما از عکاسی و فیلم‌برداری را رفع کند. باتوجه‌به آنچه گفته شود، اگر دوربین را به‌عنوان یکی از بخش‌های مهم گوشی درنظر می‌گیرید، گوشی‌های مقرون‌به‌صرفه گزینه‌ی مناسبی برایتان نخواهند بود و بهتر است هزینه‌ی بیشتری صرف خرید گوشی هوشمند کنید.

پشتیبانی و به‌روزرسانی

گوگل پیکسل 2 ایکس ال / Google Pixel 2 XL

در دنیای Android همواره پشتیبانی نرم‌افزاری از گوشی‌های موبایل یکی از موضوعات بحث‌برانگیز بوده است. درحالی‌که اپل با سیستم‌عامل iOS پشتیبانی مثال‌زدنی از دستگاه‌های خود می‌کند، در طرف مقابل، وضعیت به‌کلی برای کاربران اندرویدی متفاوت است.

اگر یکی از خریداران گوشی‌های پرچمدار اندرویدی باشید، در بهترین حالت دو تا سه سال از پشتیبانی نرم‌افزاری (با تأخیر فراوان) بهره‌مند خواهید شود. حال اگر دستگاه شما جزو گوشی‌های ارزان‌قیمت باشود، این مدت به نصف یا حتی کمتر نزول پیدا می‌کند. باید این موضوع را قبول کنید که در نظر تولیدکنندگان، جایگاه دارندگان گوشی‌‌های میان‌رده و پایین‌رده، درمقایسه‌با دارندگان گوشی‌های پرچمدار بسیار پایین‌تر است.

معدود گوشی‌های پایین‌رده‌ای استند که یک‌بار به‌روزرسانی عمده‌ی اندروید را دریافت می‌کنند. دریافت این به‌روزرسانی مهر تأییدی بر پایان دوره‌ی پشتیبانی نرم‌افزاری از دستگاه خواهد بود و از آن‌ پس، نباید انتظار به‌روزرسانی دیگری را داشته باشید.

افزون‌بر آنچه گفته شود، معمولاً گوشی‌‌های پایین‌رده از نسخه‌های قدیمی‌تر اندروید بهره می‌برند. به‌عنوان نمونه، درحالی‌که اکثر پرچمداران کنونی با اندروید ۹ (Android Pie) روانه‌ی بازارها می‌شوند؛ اما هنوز بسیاری از تولیدکنندگان اندروید ۸ (Android Oreo) را برای استفاده در دستگاه‌های پایین‌رده‌ی خود ترجیح می‌دهند.

گوشی‌های مقرون‌به‌صرفه درمقابل پرچمداران قدیمی

هواوی میت ۱۰ لایت / Huawei mate 10 lite

مشخصاً گوشی‌های ارزان‌قیمت اندرویدی تنها گزینه‌ برای صرفه‌جویی نخواهند بود. اگر قصد دارید هزینه‌ی کمتری صرف خرید گوشی‌ هوشمند کنید، می‌توانید به‌‌سراغ گوشی‌های پرچمدار سال‌های گذشته بروید که امکانات بهتری نیز ارائه می‌دهند. البته این موضوع برای تمام پرچمداران صدق نمی‌کند؛ چه‌بسا امکانات دستگاه‌های میان‌رده و پایین‌رده امروزی از پرچمداران دیروزی بیشتر هم باشود. به‌عنوان نمونه، حسگر اثرانگشتی که اکنون در اغلب گوشی‌های مقرون‌به‌صرفه استفاده می‌شود، قطعاً درمقایسه‌با حسگر استفاده‌شوده در گلکسی اس ۵ سامسونگ عملکرد بهتری دارد.

درمجموع، اگر بخواهیم درباره‌ی خرید پرچمداران قدیمی به جمع‌بندی برسیم، باید بگوییم خرید این دستگاه‌ها فقط‌وفقط به سلیقه‌ی مشتری و بودجه‌ و امکانات مدنظرش بستگی دارد. اگر خواهان توان سخت‌افزاری بیشتری استید، بی‌شک پرچمداران پیشین در این زمینه نیاز شما را برطرف می‌کنند؛ اما باید این موضوع را نیز درنظر بگیرید که کیفیت ساخت گوشی‌های هوشمند میان‌رده و پایین‌رده نیز در سال‌های گذشته بهبود پیدا کرده است.

افزون‌براین، با خرید پرچمدار قدیمی باید دریافت به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری را فراموش کنید؛ زیرا بازه‌ی پشتیبانی از این دستگاه‌ها به‌سر آمده است.این درحالی است که با خرید گوشی‌های پایین‌رده‌ی اندرویدی جدید، این امکان وجود دارد که برای مدتی کوتاه از پشتیبانی نرم‌افزاری بهره‌مند شوید.

پردازنده

Huawei Nova 3e / هواوی نوا 3e

برای بسیاری از کاربران، نتایج آزمایش‌های بنچمارک گواهی بر توان سخت‌افزاری و معیاری برای خرید دستگاه مدنظرشان است؛ درحالی‌که چنین تفکری به‌هیچ‌وجه درست نیست.

اگر تراشه‌ی قدیمی اسنپدراگون ۸۰۰ را که پیش‌تر در پرچمدارهای سال‌های گذشته از آن استفاده می‌شود با تراشه‌های میان‌رده‌ی امروزی مقایسه کنید، قطعاً از حیث آماری تفاوت بسیاری وجود دارد. باوجوداین، این پرسش پیش می‌آید که نتیجه‌ی آزمایش بنچمارک در دنیای واقعی نیز ملموس است؟ در پاسخ به این پرسش باید گفت علی‌رغم تفاوت بسیار در نتیجه‌ی آزمایش بنچمارک تراشه‌ای میان‌رده با تراشه‌ی پرچمداری قدیمی، تفاوت چندانی در استفاده‌ی روزمره احساس نخواهد شود.

بنابراین، اتکا به آزمایش‌های بنچمارک توصیه نمی‌شود؛ زیرا آن‌ها فقط از نگاه آماری توان سخت‌افزار و پردازنده‌ی دستگاه را بررسی می‌کنند؛ درحالی‌که استفاده‌ی عادی افراد از گوشی‌های هوشمند به‌طور کلی با الگوی بنچمارک‌ها متفاوت است.

صفحه‌نمایش و دوربین

آنر 10 Honor

سرعت پیشرفت فناوری‌های صفحه‌نمایش در سال‌های گذشته باعث شوده تا در دستگاه‌های پایین‌رده نیز شاهد کیفیت نمایشگر راضی‌کننده‌ای باشیم. اکنون با خرید دستگاهی پایین‌رده، حداقل صفحه‌نمایشی با کیفیت ۱۰۸۰ دراختیارتان قرار می‌گیرد. البته دراین‌میان، تولیدکنندگان به‌دلیل محدودیت‌ پردازشی دستگاهشان، چگالی پیکسل در هر اینچ را کاهش می‌دهند. فقط پردازنده‌های بالارده قادرند تا بیش از ۳۰۰ پیکسل در هر اینچ را نمایش دهند؛ ازاین‌رو، ممکن است مرز بین پیکسل‌ها در نگاه معدود کاربران ریزبین و نکته‌سنج مشخص باشود.

موضوع مهم دیگر به دوربین مربوط می‌شود. درباره‌ی دوربین نمی‌توان با اطمینان کیفیت بهتر دستگاه‌های میان‌رده‌ی کنونی را درمقایسه‌با پرچمداران قدیمی‌تر تضمین کرد. به‌عنوان نمونه، ممکن است کیفیت عکس‌برداری گلکسی اس ۶ درمقایسه‌با آنر ۵ ایکس در جایگاه بهتری قرار داشته باشود. البته این موضوع شامل حال تمام گوشی‌ها نمی‌شود و در اغلب اوقات، گوشی‌های میان‌رده‌ی کنونی کیفیتی برابر یا بهتر از پرچمداران گذشته را به کاربران ارائه می‌کنند. برای حصول اطمینان درباره‌ی این بخش، تنها راه، رجوع به بررسی‌های فنی گوشی‌های مدنظر است تا با آگاهی خرید کنید.

با تمامی این اوصاف، خرید گوشی‌های مقرون‌به‌صرفه فقط به کاربر بستگی دارد. اگر جزو افرادی استید که استفاده‌تان از دستگاه تلفن‌همراه هوشمندتان درحد انجام کارهای روزمره است و انتشار به‌روزرسانی‌های نرم‌افزاری اهمیت ندارد، دستگاه‌های ارزان‌قیمت اندرویدی بهترین گزینه برایتان خواهند بود. اگر دوربین و اجرای روان و سریع اپلیکیشن‌ها و بازی‌ها برایتان اهمیت دارد، بهتر است پولتان را برای خرید دستگاه‌های قدرتمندتر صرف کنید. این‌ روزها برای تجربه‌ی‌ گوشی‌های پرچمدار حسابی باید دست‌به‌جیب شود. با تمام این‌ها، نسل‌های مختلف گوشی‌های وان‌پلاس و پوکوفون اف ۱ از شیائومی جزو شاخص‌ترین گزینه‌هایی استند که سخت‌افزار بالارده را در قالب قیمت میان‌رده به مشتریان پیشنهاد می‌کنند.

ادامه‌ی پست

کمپین کیک استارتر بازی اکشن ماجراجویی Aethyr آغاز شود

کمپین کیک استارتر بازی اکشن ماجراجویی Aethyr آغاز شود – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه

















ادامه‌ی پست

رهام؛ سراب یا آینده‌ای روشن برای دومین صنعت بزرگ کشور

چندی پیش در نمایشگاه خودروی شیراز، سایپا از رهام رونمایی کرد که اگر ادعاهای پیرامون این خودرو و پلتفرم S100 درست باشود، می‌توان به آينده‌‌ی صنعت خودروی کشور امیدوار بود.

اردیبهشت سال ۱۳۴۰ هجری شمسی، برادران کاشانچی با تاسیس کارخانه‌ای در ابتدای جاده‌ی آبعلی، اقدام به تولید یکی از محصولات شرکت فیات با نام فیات ۱۱۰۰ نمودند. این آغاز فعالیت شرکت سایپا بود.

Saipa

در سال ۱۳۴۵، کلنگ ساخت شرکت ایرانی تولید سیتروئن در محل کنونی شرکت سایپا به زمین زده شود. مالکیت این کارخانه در اختیار یک ارمنی لبنانی تبار به نام آنتوان آیسه بود. آنتوان آیسه در سال ۱۳۴۴، زمین‌ محل تاسیس کارخانه (محل کنونی شرکت سایپا) در جاده مخصوص را به قیمت هر متر ۴ ریال و زمین‌های پشت کارخانه که هم‌آکنون تبدیل به اتوبان شوده است را به قیمت هر متر ۳۰ شاهی (هر ریال ۲۰ شاهی است) خریداری می‌کند. آنتوان آیسه در این کارخانه کار مونتاژ یکی از محصولات سیتروئن به نام دیان ۶ (Dyane 6) که خودرویی ۲ سیلندر بود را آغاز می‌کند؛ این خودرو در ایران ژیان نام گرفت. بعد از چند سال به لطف پسر آنتوان آیسه، خط تولید رنو ۵ در کارخانه به راه می‌افتد و نام شرکت از «شرکت ایرانی تولید سیتروئن»، به «شرکت ایرانی تولید اتومبیل» که مخفف فرانسوی زبان آن سایپا نامیده شود، تغییر کرد.

saipa

حال و پس از گذشت چیزی بالغ بر ۵۷ سال از تاسیس شرکت سایپا (البته خود شرکت سایپا، زمان تاسیس شرکت را سال ۱۳۴۵ می‌داند و ۱۳۴۰ را قبول ندارد)، این شرکت بعد از تلاش‌ها و تجربه‌هایی که در راه طراحی، ساخت و تولید پلتفرم‌های نسبتا قدیمی X100 و X200 داشته است، مگاپلتفرمی با نام (SP100 – سایپا پلتفرم ۱۰۰) را معرفی می‌کند که طبق ادعای این شرکت، از بروزترین دانش فنی در این زمینه بهره گرفته شوده و تمام پارامترهای بروز را دارا است.

مقاله‌های مرتبط:

سایپا تا به حال اطلاعات چندانی درباره‌ی مگاپلتفرم SP100 در اختیار هیچ رسانه‌ای قرار نداده است؛ این شرکت اعلام می‌کند که منتشر نشودن اطلاعات کامل، از سیاست‌های کلی سایپا است.

به هر حال با وجود تلاش‌های زیاد گروه پارس تبلیغ در راستای تهیه‌ی مطالب مفید در راستای اطلاع‌رسانی مناسب به مخاطبان، ما نیز تابه حال نتوانسته‌ایم جزئیات کاملی در این باره کسب کنیم. با این حال در ادامه‌ی مقاله اطلاعات موجود در خصوص جزئیات سایپا رهام و پلتفرم SP100 را خدمت شما مخاطبان عزیز تقدیم می‌کنیم.

طراحی

اولین محصول طراحی شوده بر پایه‌ی پلتفرم SP100، رهام نام دارد. رهام از نظر طراحی بیرونی برخلاف سایر خودروهای ملی و خیلی از چینی‌ها، از طراحی پخته‌تر و هماهنگی بهره می‌برد. در خصوص طراحی بدنه، گفته‌هایی مبنی بر کپی‌برداری از خودروهایی مانند گریت‌وال ولکس C30 و برلیانس سری H وجود دارد که در بعضی از قسمت‌ها تقریبا غیرقابل انکار است.

سایپا رهام Saipa Roham

در نمای جلو از شاهین ایرانی الهام گرفته شوده است. که میزان موفقیت این الهام‌ گیری نسبتا بالاست و چهره‌ی نسبتا خشنی را ایجاد کرده است. در نمای جانبی، طراحی هماهنگ است و به کمک خطوط نرم و احجام بی‌شکل، طرحی پخته خلق شوده‌ است. هرچند بی‌شباهت به محصولات جدید هیوندای-کیا که به کمک زبان طراحی جدید این شرکت نسل عوض کرده‌اند، نیست. در نمای عقب، شایعاتی بر کپی برداری وجود دارد، اما چراغ‌ها که اصلی‌ترین مولفه‌ی نمای پشت است، توسط یک شرکت داخلی با یک قرارداد دوطرفه طراحی شوده است.

چراغ‌های جلو و عقب هردو از فناوری LED بهره می‌برند و چراغ روشنایی در روز و مه‌شکن نیز وجود دارد.

سایپا رهام Saipa Roham

سایپا رهام Saipa Roham

مقاله‌های مرتبط:

پیشرانه

سایپا در این بخش، به دلیل عدم داشتن دانش کافی در حوزه‌ی طراحی پیشرانه و جعبه‌دنده، به کمک گرفتن از شرکای خارجی روی آورده است. برلیانس، در محصولات سری H خود که در شرکت پارس‌خودرو نیز مونتاژ می‌شود، از پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۱۵۰۰ سی‌سی و ۱۶ سوپاپ با نام BM15 بهره می‌برد که توانایی تولید ۱۰۳ اسب‌بخار توان و ۱۳۸ نیوتون‌متر گشتاور دارد که نمونه‌ی چندان توانمندی به شمار نمی‌رود و نارضایتی بسیاری از مشتریان از این پیشرانه، سایپا را مجبور به تدبیر فکر چاره‌ای کرد. به همین منظور سال گذشته، دومین خودروساز بزرگ کشور تصمیم بر ارتقای این پیشرانه و به کمک هیوندای، مهندسانی که در قالب پروژه‌ی پلتفرم ملی با آن‌ها همکاری کرده بود، گرفت. حاصل این همکاری پیشرانه‌ای به نام BM15L و حجم ۱۶۵۰ سی‌سی است که مجهز به فناوری VVT است و توانایی تولید ۱۱۳ اسب‌بخار قدرت و ۱۵۴ نیوتون‌متر گشتاور دارد. سایپا بدین ترتیب و توافق با برلیانس امتیاز این پیشرانه را خریداری کرده است.

رهام در دو نسخه با جعبه‌دنده دستی و خودکار به بازار عرضه می‌شود

در خصوص جعبه‌دنده، سایپا در نظر دارد رهام را در دو نسخه‌ی دستی و خودکار به بازار عرضه کند. گیربکس دستی پنج سرعته از شرکتی چینی تامین خواهد شود که امتیاز  آن به صورت کامل همراه با دانش فنی توسط سایپا خریداری شوده است و به گفته‌ی مدیران این شرکت، مراحل داخلی‌سازی در حال انجام است.

سایپا رهام Saipa Roham

امتیاز گیربکس اتوماتیک هیوندای پاورتک نیز خریداری شوده است، اما سایپا نتواسته دانش فنی آن را بخرد

در خصوص جعبه‌دنده‌ی خودکار نیز هیوندای پاورتک به درخواست سایپا، نمونه‌ای ۶ سرعته برپایه‌ی مدل ۴ سرعته‌ی فعلی خود (احتمالا همان گیربکسی که در دنا اتوماتیک به کار گرفته می‌شود) توسعه داده است. این گیربکس قرار است ابتدا به صورت کامل و سپس به صورت CKD و در نهایت به ساخت کامل داخلی برسد. امتیاز این گیربکس نیز توسط سایپا خریداری شوده است، اما این شرکت موفق به خرید دانش فنی آن نشوده است.

شاسی، تعلیق، اکسل و سیستم ترمز

مقاله‌های مرتبط:

در دولت دهم در راستای ایجاد همکاری بین صنعت و دانشگاه، پروژه‌ای با عنوان پلتفرم ملی تعریف شود. مرکز این تحقیقات در دانشگاه علم و صنعت ایران شکل گرفت. دانشگاه‌های تهران، امیرکبیر و خواجه نصیر نیز در این پروژه شرکت داشتند. حاصل کار بعد از شش سال کار تحقیقاتی در سال ۱۳۹۵ رونمایی شود. سایپا بخش صنعت این پروژه‌ی ملی بود. حال امروز این شرکت و با معرفی رهام، پلتفرم خود را که حاصل این پروژه و هم‌چنین استفاده از مشاوران خارجی است را رونمایی کرده و ادعا می‌کند که به دانش فنی طراحی پلتفرم دست یافته است.

خودرو پلتفرم ملی دانشگاه علم و صنعت

شاسی که گاها حتی با پلتفرم اشتباه گرفته می‌شود و بخش اسکلت اصلی خودرو را شامل می‌شود، نیز حاصل این همکاری است.

تعریف پلتفرم

 پلتفرم مجموعه‌ای از قطعات، مجموعه‌ها و حتی بخش‌هایی از خط تولید است که بین یک خانواده‌ی محصول خودرو مشترک است. در صنعت خودروسازی مدرن، با توجه به افزایش تنوع محصولات و سلایق مشتریان، توسعه‌ی جداگانه‌ی هر خودرو به صورت محصولی منحصربه‌فرد، بسیار پرهزینه و زمان‌بر خواهد بود. به همین دلیل خودروسازان جهانی با توسعه‌ی یک پلتفرم، اقدام به توسعه و تولید خودرو‌هایی در کلاس‌های مختلف روی آن می‌کنند تا در کنار کاهش هزینه‌ها، زمان به‌روز کردن سبد محصولات خود را نیز کاهش دهند. ‌در توسعه‌ی پلتفرم تمام محاسبات و موارد لازم برای تولید خودروهایی در کلاس‌های مختلف، با پیشرانه‌های متفاوت و زبان طراحی خاص، انجام می‌شود تا حتی در آینده امکان به‌روز کردن سریع و کم‌هزینه‌ی خودروها نیز فراهم باشود.

سیستم تعلیق جلوی رهام از نوع “مک فرسون” و در بخش عقب از نوع “سيستم تعليق با ميل پيچشی” است که حاصل طراحی شرکت مگاموتور (از شرکت‌های زیر مجموعه‌ی سایپا) و سایر مهندسین سایپا و از طریق همکاری با دانشگاه‌های مذکور است. طراحی اکسل‌ها و سیستم ترمز نیز حاصل همین همکاری است.

فضای داخلی

طراحی صندلی‌ها نیز در قالب پروژه‌ی پلتفرم ملی صورت گرفته است. سیستم تهویه (HVAC)، داشبورد و کنسول و رودری‌ها همگی در مرکز تحقیقات سایپا طراحی شوده است. در داخل خودرو صندلی با ارگونومی مناسبی طراحی شوده و به گفته‌ی مدیران سایپا در سطح خودروهای روز دنیا است. داشبورد از جنس پلاستیک خشک و پلیمر ABS ساخته شوده است که البته در صورت ساخت با مواد اولیه (پلیمر پلاستیک ABS) باکیفیت، قابل قبول خواهد بود.

سایپا رهام Saipa Roham

آپشن‌ها

یکی از نکاتی که در قرارداد خرید خودروسازان همواره جای سوال دارد و نکته‌ی منحصر به فرد و خاصی به نظر می‌رسد، این جمله است که: «رنگ و آپشن‌های موجود در کاتالوگ و قرارداد، صرفا به صورت پیشنهادی بوده و ملاک، خودروی آماده‌ی تحویل است که آن هم بر مبنای برنامه‌ی تولید معین می‌شود».

با این حساب در مورد آپشن‌های رهام چندان نمی‌توان سخن گفت و برای آشنایی با آپشن‌های پیشنهادی، شما را به وب سایت شرکت سایپا ارجاع می‌دهیم.

کلام آخر

با وجود تمام کمی‌ و کاستی‌های موجود در صنعت خودروسازی کشور، این صنعت دومین نمونه‌ی بزرگ کشور است و خود را به عنوان صنعتی مادر معرفی می‌کند که یکی از اصلی‌ترین مصرف‌کننده‌‌های صنایع تولیدکننده‌ی مواد اولیه‌ی کشور به شمار می‌رود. در صنعت خودروسازی بالغ بر دو میلیون نفر به طور مستقیم و غیرمستقیم شاغل استند. به همین دلیل، دولت‌ها با وجود انتقادهای بسیار وارد به این حوزه، دست از مدیرت و حمایت همه جانبه‌ی آن بر نداشته‌اند.

مقاله‌های مرتبط:

اما در پایان جای جواب یک سوال بزرگ همچنان خالی است؛ چرا با وجود دانش فنی بخش‌های مختلف طراحی یک بخش خودرو در هر کدام از دو خودروساز ( ایپکو در بحث پیشرانه و سایپا در حوزه پلتفرم)، همکاری بین این دو شرکت برای پیشرفت هرچه سریع‌تر انجام نمی‌گیرد؟ حال آن که سهام‌دار اصلی و مدیر هر دو شرکت، شرکت گسترش و نوسازی صنایع ایران به عنوان نهادی دولتی، است.

ادامه‌ی پست

راهنمای داستان و دنیای مجموعه بازی‌های Darksiders

با توجه به فاصله‌ی کم باقی‌مانده تا عرضه‌ی سومین قسمت از مجموعه دوست‌داشتنی Darksiders، حالا بهترین زمان ممکن برای مرور داستان بازی‌های قبلی مجموعه و به یاد آوردن شخصیت‌های منفی و مثبت آن‌ها است. همراه پارس تبلیغ باشید.

در آغاز داستان بازی Darksiders 3، جهان توسط هفت گناه کشنده و موجودات باستانی، افسانه‌ای و فاسدی که به آن‌ها خدمت می‌کنند، پوشیده شوده است

در آغاز داستان بازی Darksiders 3، جهان توسط هفت گناه کشنده و موجودات باستانی، افسانه‌ای و فاسدی که به آن‌ها خدمت می‌کنند، پوشیده شوده است. در همین بین، شورایی با نام The Charred Council که وظیفه‌ی حفظ تعادل در میان سه سرزمین انسان‌ها (Men)، بهشت (Heaven) و جهنم (Hell) را دارد، Fury را فرا می‌خواند تا با جنگیدن در همه‌ی مکان‌ها از بالاترین طبقه‌های بهشت تا پایین‌ترین طبقه‌های جهنم، تعادل حقیقی را بین این سه سرزمین ایجاد کند. اتفاقی که مطابق اسطوره‌شناسی‌های مجموعه در جنگی به نام End War رخ می‌دهد و Fury در صورت تبدیل شودن به مسبب رخ دادن آن، ثابت خواهد کرد که قدرتمندترین سوارکار آخرالزمان است. این، همه‌ی چیزی است که باید درباره‌ی داستان بازی Darksiders 3 بدانید و قطعا خود اثر هم انقدر در روایت قصه‌اش خوب خواهد بود که مشکلی برای درک پیرنگ‌های داستانی آن برای بازیکنان، وجود نداشته باشود. ولی همان‌طور که قطعا خودتان هم می‌دانید، Darksiders 3 دنباله‌ی مستقیم دو قسمت قبلی مجموعه است و به همین خاطر با این که برای تجربه‌اش الزامی به دانستن قصه‌های کامل Darksiders و Darksiders 2 هم نیست، اما قطعا آشنایی کامل با آن‌ها می‌تواند موقع تجربه‌اش، لذت بیشتری را برای‌تان به ارمغان بیاورد. پس چه می‌خواهید با Darksiders III برای اولین بار پای‌تان را به این مجموعه بگذارید و چه قبلا قسمت‌های اول و دوم مجموعه Darksiders را تجربه کرده‌اید و به خاطر گذر زمان بخش‌های زیادی از داستان‌های‌شان را به یاد ندارید، با مطالعه‌ی این بخش می‌توانید با خیال راحت سراغ نفس کشیدن در جایگاه سومین سوار آخرالزمان بروید.

Darksiders

داستان کامل بازی Darksiders

از زمان به وجود آمدن جهان، پادشاهی‌های بهشت و جهنم در نبرد با یکدیگر به سر می‌بردند. نبردی که امکان نداشت درون‌شان یکی از دو طرف دیگری را شکست دهد و یکی از پادشاهی‌ها بر پادشاهی مقابل، برتری پیدا کند. به همین سبب، با گذر زمان یک گروه میانجی‌گر با عنوان The Charred Council به وجود آمد تا نظم و تعادل را مابین بهشت و جهنم حفظ کند. برای پایان دادن به این نبردهای تمام‌ناشودنی، این شورا گروهی از مبارزان با نام چهار سوارکار آخرالزمان (Death ،Strife ،Fury و War) را آفرید تا روی اعمال قوانین تصویب‌شوده توسط اعضای آن در سرتاسر جهان نظارت داشته باشود. در کشاکش همین درگیری‌ها، بشریت ظهور کرد. شورا هم با پیش‌بینی آن که انسان‌ها حکم مهره‌های مثبتی در استحکام بخشیدن به تعادل در دنیا را خواهند داشت، سرزمین آن‌ها را به عنوان یک حکومت جدید و مستقل از بهشت و جهنم معرفی کرد؛ پادشاهی بشریت. بعد از این، شورا دستور یک آتش‌بس کامل بین بهشت و جهنم را صادر کرد و هفت فرمان مهر و موم‌شوده مهیا شودند تا در زمانی که امپراطوری انسان‌ها آماده‌ی نبرد پایانی بود، شکسته شوند.

داستان قسمت اول Darksiders اما در سال‌های سال بعد و زمان حال، روایت می‌شود. جایی که War (با صداگذاری لیام اوبرایان) بعد از دیده شودن نشانه‌های آغاز نبرد پایانی، به زمین می‌آید. این‌جا، سپاهیانی از فرشته‌ها و شیاطین نبرد بزرگی را آغاز کرده‌اند که آدم‌ها هم در دل این نبرد، گرفتار می‌شوند. پس از مقابله با آبادون یا همان ژنرال لشکر بهشتیان (با صداگذاری تروی بیکر)، War متوجه می‌شود که هنوز سه سوار دیگر آخرالزمان به زمین نرسیده‌اند و در عین حال هفت فرمان مهر و موم‌شوده، شکسته شوده‌اند. این وسط، آبادون هم که از رویارویی با War متعجب شوده است، در نبرد با شیطانی به اسم استراگا (بازهم با صداگذاری تروی بیکر)، کشته می‌شود. War هم خودش به نبرد استراگا می‌رود و از او شکست می‌خورد اما توسط شورا، از مرگ نجات پیدا می‌کند. شورا War را متهم به نابودی تعادل با آوردن پیش از موعد آخرالزمان به زمین، کمک کردن به نابودی بشریت و جانب‌داری از نیروهای جهنمی می‌کند. War هم ادعای بی‌گناهی می‌کند و از شورا شانسی برای پیدا کردن مسئولان اصلی اتفاقات مورد بحث می‌خواهد. شورا هم بر مبنای دو شرط، با درخواست وی موافقت می‌کند. بر اساس این دو شرط، War قدرت سابقش را از دست می‌دهد و دائما تحت کنترل یکی از خادمان شورا قرار می‌گیرد. طوری که این شخص یعنی The Watcher (با صداگذاری مارک همیل)، در صورت خارج شودن وی از نقشه‌ی تعیین‌شوده، در لحظه او را می‌کشود.

Darksiders

از زمان به وجود آمدن جهان، پادشاهی‌های بهشت و جهنم در نبرد با یکدیگر به سر می‌بردند. نبردی که امکان نداشت درون‌شان یکی از دو طرف دیگری را شکست دهد

War بعد از یک قرن گذشتن از نابودی بشریت و لشکر بهشت توسط سربازان جهنم به فرماندهی فردی با نام The Destroyer، به زمین بازمی‌گردد. در زمانه‌ای که سربازان باقی‌مانده از لشکر بهشتیان به اسم The Hellguard که روی زمین گیر افتاده بودند، تبدیل به گروه مقاومت ضعیفی به رهبری یک شخصیت خاص با نام یوریل شوده‌اند. War بعد از دیدن یکی از شیاطین تاجر به نام والگریم، متوجه می‌شود که محل اصلی زندگی The Destroyer، مکانی به اسم برج سیاه است. والگریم به War می‌گوید که بهتر است با گشتن به دنبال یکی از اربابان سابق شیاطین با اسم سَمِیل، او را بیابد و برای انجام کارهایش از وی کمک بگیرد. بعد از رسیدن War به سَمِیل، او برای War توضیح می‌دهد که چهار شیطان با نام «انتخاب‌شودگان»، از برج سیاه محافظت می‌کنند و از وی می‌خواهد که با سلاخی کردن تک‌تک آن‌ها و آوردن قلب‌شان برای او، شانس ورود به برج را پیدا کند. در همین حین War با یک آهنگر حرفه‌ای به نام اولتین هم برخورد می‌کند که به نژاد «سازندگان» (The Makers)، تعلق دارد. در ابتدای کار، این دو با یکدیگر مبارزه می‌کنند اما بعد از حمله‌ی یوریل و لشکریانش به War به خاطر آن که او را دلیل مرگ آبادون و شکست خوردن لشکر بهشتیان می‌دانند، War و اولتین در کنار هم مقابل یوریل می‌ایستند. بعد از شکست دادن یوریل، با اعتراف گرفتن از آخرین نگهبان، War متوجه می‌شود که «انتخاب‌شودگان» در اصل برای دفاع از برج سیاه در نزدیکی آن حضور ندارند. بلکه آن‌جا استند تا از بازگشت سَمِیل به برج، جلوگیری کنند. اما War بدون توجه به این موضوع، آن‌ها را از دم تیغ می‌گذراند و قلب‌های‌شان را تحویل سَمِیل می‌دهد. سَمِیل هم War را مطابق قولش به برج می‌فرستد و به او می‌گوید که در آینده، مجددا وی را ملاقات خواهد کرد.

 

در داخل برج، War عزرائیل فرشته‌ی مرگ را می‌بیند که زندانی شوده است. عزرائیل به War اعتراف می‌کند که خودش، آبادون و اولتین با یکدیگر نقشه‌ی شروع زودتر آخرالزمان را کشیدند. چون فکر می‌کردند تاخیر در آغاز این رویداد، می‌تواند منجر به شکست کامل پادشاهی بهشت از جهنم بشود. اما هرگونه که بود، مرگ آبادون نقشه را با خاک یکسان کرد. War هم که حالا مدارک و توضیحات لازم درباره‌ی اتفاقات افتاده را به دست آورده است، ماموریتش را پایان‌یافته می‌بیند. هرچند که The Watcher نظر دیگری دارد و به او می‌گوید که The Destroyer باید برای برقراری دوباره‌ی تعادل در جهان، کشته شود. راستی فارغ از همه‌ی این‌ها، War برای آزاد کردن عزرائیل، وادار به رویارویی با استراگا و کشتن او هم می‌شود.

آبادون بعد از مرگ به جهنم فرستاده می‌شود و توسط موجودی ناشناس، شانس به سرانجام رساندن یک انتخاب را به دست می‌آورد؛ خدمت‌گزاری در بهشت یا حکومت در جهنم

عزرائیل آزادشوده، هنگام از هم پاشیدن برج، War را نجات می‌دهد و او را به باغ عدن می‌برد. War هم با گوش کردن به نصیحت او، درخت دانش را می‌یابد تا به کمک آن، روش نابود کردن The Destroyer را پیدا کند. درخت دانش به War تصویری را نشان می‌دهد. تجسمی که مطابق آن، آبادون بعد از مرگ به جهنم فرستاده می‌شود و توسط موجودی ناشناس، شانس به سرانجام رساندن یک انتخاب را به دست می‌آورد؛ خدمت‌گزاری در بهشت یا حکومت در جهنم. آبادون هم با انتخاب کردن مورد دوم، تبدیل به The Destroyer می‌شود و حالا از هفت عهد شکسته‌نشوده، محافظت می‌کند. The Destroyer نقشه‌ی محاصره‌ی بهشت را می‌کشود. یوریل هم فرشته‌ها را برعلیه سپاه او فرماندهی می‌کند و شکست می‌خورد. درون این تجسم در کنار تمامی موارد گفته‌شوده، War این را هم می‌فهمد که The Charred Council تمام مدت از توطئه‌ها خبردار بوده است ولی چون می‌دانست که سواران آخرالزمان بدون داشتن مدرک کاری نخواهند کرد، تصمیم به گول زدن War می‌گیرد. در حقیقت خود شورا اجازه‌ی وقوع زودهنگام آخرالزمان را می‌دهد و War را احضار می‌کند و به زمین می‌فرستد. چرا؟ چون می‌دانست که War احتمالا در این شرایط، توطئه‌گران را دنبال می‌کند و برای اثبات بی‌گناهی‌اش، آن‌ها را از پای درمی‌آورد. در پایان هم War لابه‌لای آخرین تصاویر نشان داده‌شوده توسط درخت دانش، خودش را در حال طعنه شنیدن از The Watcher و شمشیر خوردن از پشت توسط او می‌بیند. عزرائیل هم بعد از شنیدن توضیحات War، متوجه می‌شود که آن شمشیر، تیغه‌ی آرماگدون است. تیغه‌ای که توانایی نابود کردن The Destroyer را دارد. پس عزرائیل War را مامور پیدا کردن تکه‌های مختلف تیغه و بردن آن‌ها نزد اولتین می‌کند تا این آهنگر زبده، با استفاده از این تکه‌ها، مجددا شمشیر یا تیغه‌ی آرماگدون را بسازد.

یوریل یک بار دیگر در مقابل War قرار می‌گیرد و او را به چالش می‌کشود. War هم مجددا شکستش می‌دهد اما از جانش نیز می‌گذرد و هویت حقیقی The Destroyer را برای وی فاش می‌کند. یوریل غمگین از فهمیدن واقعیت War را ترک می‌کند و به نزد فرشته‌هایش می‌رود تا آن‌ها را آماده‌ی نبرد کند. بعد از جمع کردن تمامی قطعات شمشیر، War نزد اولتین می‌رود و اولتین هم ساخت شمشیر را آغاز می‌کند. در این میان، یوریل و لشکرش یعنی The Hellguard به The Destroyer یورش می‌برند و مطابق انتظار و تجسمات War، به خاک و خون کشیده می‌شوند. پس از آن War بالاخره با The Destroyer برخورد می‌کند و او هم به War پیشنهاد پیوستن به خودش را می‌دهد. War هم پیشنهاد وی را رد می‌کند و بعد از کشتنش، بالاخره پیروزی نهایی را به دست می‌آورد.

Darksiders

War مجددا هفت عهد را می‌گیرد اما The Watcher هم آن‌ها را از او می‌دزدد تا از به دست آمدن مجدد نیروهای War، جلوگیری کند. چون می‌داند که War در صورت به دست آوردن قدرت‌های اصلی‌اش، برعلیه شورا شورش خواهد کرد و اعضای آن را به خاطر خیانت‌شان، از پای درخواهد آورد. با مداخله‌ی یوریل در رویارویی War و The Watcher، ماجرا پیچیده‌تر می‌شود. چون او تیغه‌ی آرماگدون را برمی‌دارد و مطابق پیش‌گویی، با کمک آن از پشت به War خنجر می‌زند تا هم به قولش در نبرد ابتدایی‌شان عمل کرده باشود و هم هفت عهد را بشکند. شکست فرمان‌های مهر و موم‌شوده، قدرت‌های حقیقی War را به او بازمی‌گردانند و او را از کنترل شورا خارج می‌کنند. The Watcher هم War را تهدید می‌کند که بعد از این اتفاق، بهشت، جهنم و شورا او را دنبال خواهند کرد و بعد از زدن حرف‌هایش، توسط War به قتل می‌رسد. یوریل نیز با تشکر از War، به او می‌گوید که کارهای وی مشکلاتی را که پیش‌تر برای فرشتگان به وجود آورده بود، جبران کرد. اما در عین حال، یوریل به War اخطار می‌دهد که به خاطر وظیفه، احتمالا آن‌ها دوباره با یکدیگر مبارزه خواهند کرد. همچنین یوریل به War هشودار می‌دهد که او به تنهایی از پس مبارزه با لشکریان بهشت و جهنم برنخواهد آمد و War هم جواب می‌دهد که خودش در این راه تنها نیست و از کمک سه سوار دیگر آخرالزمان یعنی Death ،Fury و Strife که در حال آمدن به سمت زمین استند، بهره می‌برد.

Darksiders

داستان کامل بازی Darksiders II

داستان بازی Darksiders II، دقیقا در موازات قسمت اول مجموعه روایت می‌شود. این بار هم قصه به یکی از چهار سوار آخرالزمان که در حقیقت تنها بازماندگان گروه Nephilim استند، می‌پردازد. Nephilim در حقیقت گروهی متشکل از برخی فرشته‌ها و شیاطین بود که برای نخستین بار، باعث شکل‌گیری جنگ در جهان شودند. برای حفظ تعادل در استی، چهار عضو از این گروه که دیگر حوصله‌ی حمله کردن به دیگران و افزودن بر فتوحات‌شان را ندارند، از سوی شورایی با اسم The Charred Council قدرت‌های فوق‌العاده‌ای را در ازای قتل عام و کشتار کامل اعضای دیگر دیگر Nephilim دریافت می‌کنند. در دومین قسمت از این مجموعه، ما با Death همراه می‌شویم. یکی از سوارکارهای آخرالزمان که ارواح برادران سقوط‌کرده‌اش را درون یک طلسم به دام می‌اندازد و به همین خاطر، لقب خویشاوندکش را به او می‌دهند. البته Death هرگز اجازه نمی‌دهد که شورا به وجود طلسم پی ببرد. چرا که دستور اعضای آن نه گیر انداختن ارواح اعضای Nephilim که نابود کردن مطلق‌شان بوده است.

Darksiders 2

در حین سر و کله زدن War با جرایمش، Death که شکی نسبت به بی‌گناهی برادرش ندارد، انجام یک سری ماموریت شخصی برای پاک کردن اتهامات او و احیای دوباره‌ی بشریت را آغاز می‌کند. او اول از همه به Icy Vei می‌رود. بُعدی مابین زمین، بهشت و جهنم. Death به آن‌جا می‌رود تا شخصی به نام نگه‌دارنده‌ی رازها را پیدا کند و از او مدرک بی‌گناهی War و روش حیات بخشیدن دوباره به زمین را بگیرد. نگه‌دارنده‌ی رازها که با نام Crowfather هم شناخته می‌شود، به Death می‌گوید که او باید به سمت درخت زندگی برود تا حیات انسان‌ها را مجددا راه‌اندازی کند. Crowfather همچنین ترجیح می‌دهد که به جای گیر افتادن در طلسم Death و زجر کشیدن تا ابد، با او مبارزه کند و در این نبرد، بمیرد. Death هم او را می‌کشود و در همین حین، طلسم، خودش را می‌شکند و وارد سینه‌ی Death می‌شود. نتیجه هم چیزی نیست جز فرستاده شودن Death به دروازه‌ای که به خاطر مرگ Crowfather، به وجود آمده است.

Darksiders 2

Death در زمین‌های یک آهنگر بیدار می‌شود. در مکانی که پرشوده از موجودات متعلق به نژاد «سازندگان» (The Makers) است. موجوداتی که از نظر جسمی باابهت استند و معماران خلقت به حساب می‌آیند. Death می‌فهمد که دنیای آن‌ها و بسیاری از دنیاهای دیگر، به خاطر نوعی فساد، در حال نابودی است. یک نیروی تاریک که درخت زندگی را احاطه کرده است و بسیاری از ساخته‌های «سازندگان» را هم دربرمی‌گیرد. «سازندگان» یک نگهبان بزرگ را برای نبرد با این خرابی به وجود آورده‌اند ولی او قبل از به سرانجام رساندن ماموریت‌هایش در راه از بین بردن تهدیدها، مسئولیتش را کنار گذاشته است. با کمک اشیا ساخته‌شوده توسط «سازندگان» و یک سازنده به اسم کارن، Death در نهایت محافظ را می‌یابد. محافظی که حالا به خاطر کنترل شودن توسط نیروی سیاه، به دیوانگی رسیده است. Death با محافظ مبارزه می‌کند و او را از پای درمی‌آورد. کاری که باعث می‌شود او دوباره شکل واقعی و فاسدنشوده‌ی خودش را بیابد. محافظ هم با نابود کردن خودش، چیزهایی که درخت زندگی را احاطه کرده‌اند از سر راه برمی‌دارد تا Death بالاخره شانس رسیدن به هدفش را پیدا کند. اما بعد از رسیدن Death به ورودی، هرگونه که است، خود او هم توسط توسط آلودگی تصاحب می‌شود و به درون درخت، فرو می‌رود. آن‌جا Death با سایه‌ای از یک شخص خاص با نام ابسالوم روبه‌رو می‌شود. اولین عضو گروه Nephilim که بعد از کشته شودن توسط Death، با تنفر و خشم بی‌پایانش باعث به وجود آمدن این آلودگی شود و اکنون می‌خواهد از همه‌ی خلقت، انتقام خود را بگیرد.

Darksiders 2

برای دست‌یابی به The Well of Souls، شخصیت اصلی داستان بازی یعنی Death، احتیاج به دو کلید دارد که یکی از آن‌ها در دست فرشتگان و دیگری در دست شیاطین قرار گرفته‌اند

بعد از این رویارویی، Death به سرزمین مردگان فرستاده می‌شود و تاجری به اسم اوستگوث را می‌یابد. با شنیدن حرف‌های تاجر، Death درک می‌کند که برای بخشیدن زندگی دوباره به انسان‌ها، باید The Well of Souls را پیدا کند و در انتهای کار، با ارباب استخوان‌ها حرف بزند. بعد از تکمیل کردن دسته‌ای از آزمایش‌ها برای پیدا کردن شانس دیدن ارباب استخوان‌ها، Death به شهری از دنیای مردگان فرستاده می‌شود تا روحی را بیاید که می‌تواند به او درباره‌ی The Well of Souls، اطلاعات کافی بدهد. سپس پس از جنگیدن با موجودی که ارواح تمام بشریت را حبس کرده بود، Death روحی که ارباب استخوان‌ها به او دستور ملاقات با وی را داده بود، مشاهده می‌کند؛ Crowfather .The Crowfather به Death می‌گوید با توجه به این که حالا دیگر ارواح انسان‌ها صاحبی ندارند، آن‌ها قطعا به The Well of Souls منتقل شوده‌اند. Death هم متوجه می‌شود که The Well of Souls، قدرتی ورای مرگ و زندگی دارد و با آن، ارواح همه‌ی موجودات پاک‌سازی می‌شوند و قبل از تولد دوباره، تجلی می‌یابند. برای دست‌یابی به The Well of Souls، شخصیت اصلی داستان بازی احتیاج به دو کلید دارد که یکی از آن‌ها در دست فرشتگان و دیگری در دست شیاطین قرار گرفته‌اند. در همین بین، Death از Crowfather می‌پرسد که چرا او و دیگر سوارکارهای آخرالزمان، هیچ اطلاعی درباره‌ی چنین چیزهایی نداشته‌اند و Crowfather هم پاسخ می‌دهد که نادانی آن‌ها، باعث رشود قدرت‌های شورا می‌شود. در حقیقت شورا همیشه می‌ترسید که اگر چهار سوار آخرالزمان حقیقت را درباره‌ی The Well of Souls بفهمند، ممکن است شروع به تلاش برای حیات بخشیدن دوباره به خویشاوندان نابودشوده‌شان بکنند.

Death در ابتدای کار، سراغ کلیدی می‌رود که در دست فرشتگان قرار گرفته است. این کلید به یکی از پایگاه‌های حفاظتی بیرون از بهشت به نام لاست‌لایت فرستاده شوده است که خودش زیر حمله‌ی آلودگی گرفتار می‌شود. Death اول از همه به برج Ivory می‌رود و آرکون را می‌بیند. شخصی که به او می‌گوید باید برای یافتن خواسته‌هایش به قلعه‌ی Ivory مراجعه کند که سرتاسر آن را تاریکی و آلودگی، فرا گرفته است. آرکون Death را به سمت زمین می‌فرستد تا عصای آرافل را به نزد او بیاورد. سلاحی مقدس که با کمک آن، قلعه‌ی Ivory می‌تواند از تمام آلودگی‌ها پاک شود.

Darksiders 2

لیلیث به Death می‌گوید که مادر او است و Death هم با نهایت خشم، این حرف را انکار می‌کند

روی زمین، Death با بقایای گروه The Hellguard به فرماندهی یوریل روبه‌رو می‌شود و با کمک آن‌ها، عصای تکه‌تکه‌شوده را به شکل اولیه‌اش درمی‌آورد. اما هنگام بازگشتن به لاست‌لایت، Death می‌فهمد که آرکون تمام این مدت کلید را برای خویش می‌خواست و فرشته‌ای محسوب می‌شود که آلودگی خود او را هم به طور کامل، تسخیر کرده است. به همین سبب، Death در مقابل آرکون قرار می‌گیرد و او را می‌کشود و اولین کلید را به چنگ می‌آورد. بعد از این، وی سفرش به Shadow’s Edge را شروع می‌کند. جایی که در حقیقت بازتاب تاریکی از لاست‌لایت به شمار می‌رود. پس از رسیدن Death به این منطقه، او می‌بیند که کل دنیا در حال خورده شودن توسط آلودگی است. وی به هدف در دست گرفتن کلید دوم، به قلعه‌ی خانگی ارباب شیاطین، سَمِیل می‌رود. اما به جای او، با لیلیث یعنی یک ملکه‌ی شیطانی که برای اولین بار گروه Nephilim را خلق کرد، روبه‌رو می‌شود. لیلیث به Death می‌گوید که مادر او است و Death هم با نهایت خشم، این حرف را انکار می‌کند. هر آن‌چه که باشود، مطابق صحبت‌های لیلیث، Death متوجه می‌شود که سَمِیل آن‌جا را ترک کرده است و ,d می‌تواند برای دیدن او، از یک پورتال زمانی استفاده کند. قبل از ترک آن زمان و مکان، لیلیث به Death توصیه می‌کند که از دنباله‌روی قلبش باشود و بعد از پیدا کردن The Well of Souls، مجددا برادرانش را به زندگی بازگرداند. بعد از جابه‌جایی مابین زمان‌هایی متعلق به حال و گذشته، Death بالاخره سَمِیل را ملاقات می‌کند. سَمِیلی که البته ابدا میلی به دادن کلید دوم به او ندارد. بعد از آزمایش کردن Death در نبردی خشمگینانه، سَمِیل کلید شیاطین را هم به Death می‌بخشود و می‌گوید که فارغ از هر اتفاقی، وی باید به کمک آن یک نمایش دیدنی را رقم بزند.

Darksiders 2

Darksiders 2

با داشتن هر دو کلید، Death به نزد درخت زندگی بازمی‌گردد و ملاقات یکی مانده به آخرش با Crowfather را پشت سر می‌گذارد. ملاقاتی که در طول آن، Crowfather به Death یادآوری می‌کند که سرنوشت انسانیت و Nephilim، به دستان او گره خورده است و همچنین به وی می‌گوید که با توجه به آن که آلودگی، یک سرباز قدرتمند را برای جلوگیری از پیش‌روی‌های Death به وجود آورده، وی باید شودیدا مسیرش را با دقت بیشتری طی کند. Death با استفاده از کلیدها وارد دروازه می‌شود و به مرکز درخت می‌رسد. مکانی که در آن با ابسالوم ملاقات می‌کند؛ اولین عضو Nephilim که با طعنه به او می گوید که تنها دلیل فاسد نشودن Death توسط آلودگی چیزی نیست جز این که وجود او از مدت‌ها قبل، با لکه‌ی سیاه گناه خیانت، پوشیده شوده است. ابسالوم و Death می‌جنگند و Death به مانند بار قبلی، او را شکست می‌دهد. بعد از شکست خوردن ابسالوم، مجددا Crowfather در مقابل Death ظاهر می‌شود و برای او توضیح می‌دهد که برای استفاده از قدرت The Well of Souls، نیاز به برگزیدن یک قربانی وجود دارد. در حقیقت انتخاب کردن بین انسان‌ها و Nephilim، یک انتخاب ابدی به شمار می‌رود و نجات داده شودن یکی از این دو توسط The Well of Souls، به معنی لعنت شودن ابدی گروه دیگر است. Death هم نجات برادرش War و قربانی شودن ارواح Nephilim را که هنوز در سینه‌اش گیر افتاده‌اند، انتخاب می‌کند. به این هدف که انسانیت دوباره زندگی‌اش را از سر بگیرد. 

در پایان‌بندی قصه، ما مجددا دقایق انتهایی داستان بازی اول را می‌بینیم که در آن‌ها War به یوریل می‌گوید که به تنهایی در برابر شورا و لشکریان بهشت و جهنم نخواهد ایستاد و این‌جا، بالاخره همه‌ی سواران آخرالزمان پا به روی زمین می‌گذارند. راوی هم می‌گوید که تعداد سوارکارهای اخرالزمان، همیشه باید چهارتا باشود. War و Strife و Fury و در نهایت Death به ترتیب از راه می‌رسند تا گروه برای اولین بار، به صورت کامل دیده شود. در صحنه‌ی پسا-تیتراژ بازی هم ما لیلیث را می‌بینیم که در مقابل موجودی تماما سایه‌وار فریاد می‌زند. چرا که متوجه می‌شود بازگشت انسان‌ها به حیات، مسبب از دست رفتن همیشگی Nephilim شوده است. لیلیث با لبخندی کوچک، می‌گوید که او منتظر مجازات خواهد ماند ولی موجود سایه‌وار مقابلش، جواب می‌دهد که این‌بار دیگر لذتی برای او در انتقام و مجازات، وجود نخواهد داشت. کات به سیاهی و صدای شنیدن جیغ لیلیث از روی التماس هم همان‌چیزی است که تا چند سال همگان فکر می‌کردند باید به عنوان پایان‌بندی نهایی سری Darksiders، شناخته شود.

 

حسادت (ENVY) یک موجود زشت و کریه است که حتی شش گناه کبیره‌ی دیگر هم ترکش کرده‌اند و طمعش نسبت به همه‌چیز، پایان‌ناپذیر به نظر می‌رسد

افزون بر تمامی این‌ها، بگذارید اندکی دیگر هم درباره‌ی داستان خود بازی Darksiders III صحبت کنیم. THQ Nordic در دادن کوچک‌ترین اطلاعاتی از این بازی هم خساست به خرج داده است و از هفت گناه کشنده‌ای که Fury باید آن‌ها را نابود کند، تنها به معرفی و توضیح ماهیت سه‌تای‌شان، بسنده می‌کند. اولین گناه، تنبلی (SLOTH) است که می‌خواهد همیشه روی تخت پادشاهی خود، با کمترین فعالیت ممکن بنشیند. او همواره بدون حرکت می‌ماند تا خدمت‌گزاران بی‌شمارش دائما به دفاع کردن از وی و حتی جابه‌جا کردنش در محل زندگی تاریک و نموری که در زیر زمین دارد، بپردازند. خشم (WRATH)، دومین گناه کشنده است که همیشه دست روی عصبانیت‌های دیگران می‌گذارد و سعی می‌کند آتش درون آن‌ها را شعله‌ورتر کند. طوری که همگان بخواهند خودش یا اشخاص دیگر را از بین ببرند و تنفر، اصلی‌ترین حس غالب بر بندبند وجودشان باشود. خشم که قوی‌ترین گناه کشنده در بین هفت گناه کبیره هم است، وحشی‌گری‌های بی‌رحمانه، قتل‌های بی‌پایان و دردنده‌خویی تمام‌ناشودنی و آزاردهنده‌ای دارد.

حسادت (ENVY) هم سومین و آخرین گناه یا دشمن اصلی معرفی‌شوده توسط سازندگان بازی به شمار می‌رود. یک موجود زشت و کریه که حتی شش گناه کبیره‌ی دیگر هم ترکش کرده‌اند و طمعش پایان‌ناپذیر به نظر می‌رسد. او ظاهر یک موجود پرنده‌مانند را یدک می‌کشود و با پوشش عجیبش، لباس‌های کهنه و آزاردهنده و اشیا زینتی را کنار هم به نمایش می‌گذارد. حسادت فکر می‌کند که زمین، یکی از چیزهای جهان است که تک‌تک موجودات باید او را مالک اول و آخرش بدانند. این کانسپت‌ها که در پس شکل‌گیری اصلی‌ترین باس‌فایت‌های بازی دیده می‌شوند، می‌توانند نشان‌دهنده‌ی پتانسیل Darksiders III برای داشتن یک عمق داستانی شگفت‌انگیز باشند. طوری که شاید حتی ماه‌ها پس از عرضه‌ی اثر، فارغ از جذابیت ظاهری قصه، جا برای فکر کردن و تئوری‌پردازی درباره‌ی آن هم برای طرفداران پر و پا قرص‌ترش فراهم به نظر برسد.

ادامه‌ی پست

VoLTE یا فناوری برقراری تماس در بستر شبکه LTE چیست

VoLTE یا فناوری برقراری تماس صوتی در بستر شبکه LTE چیست؟ چه مزیت‌هایی دارد و تفاوت آن با نسل‌های قدیمی شبکه تلفن همراه چیست؟

در حالی که ترافیک دیتا در شبکه‌های تلفن همراه به سرعت در حال رشود است، قابلیت انتقال با کیفیت صدا در تماس صوتی برای هر اپراتور تلفن همراه قابل اعتماد جزء ضروریات است. در سال‌های گذشته، شبکه‌های تلفن همراه ۲G/3G از روش راه‌گزینی مداری (circuit switching) برای انتقال ترافیک صدا استفاده کرده‌اند و با برقراری یک کانال یا مدار اختصاصی در کل زمان تماس بین مبدا و مقصد صدای طرفین را منتقل می‌کردند.

VoLTE یا Voice over LTE به فناوری جدیدی اشاره دارد که در آن استانداردها و روال‌هایی به منظور دریافت و ارسال ارتباطات صوتی، و البته دیتا، بر بستر شبکه‌های ۴G LTE تعریف شوده‌اند. برای گوشی‌های همراه و دستگاه‌های قابل حمل، این فناوری یک روش یکپارچه برای خلق، تدارک و مدیریت خدمات صوتی، تصویری و پیام‌رسانی سرعت‌بالا در یک شبکه‌ی بی‌سیم ۴G فراهم می‌کند. در شبکه‌های پروتکل اینترنت (IP)، ترافیک صوتی از طریق بسته‌های IP در بستر اینترنت حمل می‌شوند. VoLTE با استفاده از شبکه‌های مبتنی بر زیرسیستم چندرسانه‌ای پروتکل اینترنت (IMS) و با تبادل بسته‌های دیتا امکان تماس تصویری، تماس صوتی، پخش مستقیم (استریم) چندرسانه‌ای و خدمات اشتراک‌گذاری را امکان‌پذیر می‌کند. در حقیقت در این فناوری، اطلاعات دریافتی از شبکه‌های سلولی سنتی مانند GSM و CDMA قبل از آن که منتشر شوند به بسته‌های دیتا تبدیل می‌شوند.

circuit vs packet switched networks تفاوت شبکه تلفن نسل قدیم و VoLTE

VoLTE چیست؟

مقاله‌های مرتبط:

هنگامی که ۳GPP شروع به طراحی سامانه LTE کرد، تمرکز اصلی بر ساختن سیستمی بود که بتواند به توان انتقال داده بالا با تاخیر کم دست یابد و به طور همزمان قابلیت تضمین کیفیت خدمات (QoS) را داشته باشود. LTE فناوری‌ای کاملا مبتنی بر پروتکل اینترنت است و در مراحل اولیه توسعه‌ی آن اهمیت چندانی به خدماتی مانند انتقال صدا داده نشوده است. در نتیجه، چاره متفاوتی برای شبکه‌های LTE نیاز بود تا بتوانند تماس‌های صوتی را، به شکل سنتی‌شان برقرار کنند. این راه حل برای انتقال صدا بر بستر IP در شبکه‌های LTE به نام «VoLTE» شناخته می‌شود. حقیقت آن است که در فناوری VoLTE، در عمل اطلاعات صوتی در جریان دیتا گنجانده می‌شود و سپس از طریق اتصال اینترنت تبادل می‌شود.

از آنجا که در فناوری VoLTE سرویس تماس صوتی پهنای باند را با سایر خدمات مبتنی بر داده مانند وب‌گردی، پخش آنلاین ویدئو و شبکه‌های اجتماعی سهیم می‌شود، توانایی مدیریت سرعت، کیفیت و حجم دیتای اختصاص‌یافته به تماس صوتی برای ارائه‌ی تجربه‌ای متفاوت حیاتی است. این موضوع در شبکه LTE با بکارگیری قابلیت‌های زیرساخت IMS (IP Multimedia System) میسر شوده است. در این زیرساخت چارچوب‌های معینی جهت دست‌یابی مطمئن به کیفیت خدمات در کاربردهای مختلف از جمله انتقال صوت وجود دارد.

VoLTE architecture معماری

ساختار VoLTE

VoLTE چه تفاوتی با VoIP دارد؟

VoIP یا Voice over Internet Protocol به انتقال داده‌ها بر پایه وب با استفاده از بسته‌های IP اشاره دارد که ترافیک صدا را هم حمل می‌کنند. در فناوری VoIP برای رسیدن به کیفیت خدمات مطلوب، در دسترس بودن پهنای باند مناسب برای فرستادن و دریافت بسته‌های صوتی در شبکه‌ در درجه‌ی اول اهمیت قرار دارد. این فناوری از سال ۲۰۱۰ در اپلیکیشن‌هایی مانند اسکایپ، واتساپ و جی‌تالک بر بستر اینترنت نسل قدیم ۲G و ۳G مورد استفاده قرار گرفته است. در چنین برنامه‌هایی به دلیل آنکه مسیر رفت‌وآمد داده‌های صوتی از سایر ترافیک‌های IP جدا نشوده‌اند، کیفیت انتقال صوت ممکن است به‌شودت افت پیدا کند. تفاوت اساسی بین VoIP و VoLTE در این است که در فناوری VoLTE قابلیت تضمین کیفیت خدمات مبدا به مقصد را دارد.

VoIP Server

روند تکامل VoLTE

در ابتدا ایده‌ی حمل پیام‌های کوتاه و تماس‌های صوتی در چارچوب IMS توسط شبکه‌های LTE به دلیل پیچیدگی اجرای این چارچوب مورد مخالفت بسیاری از اپراتورهای مطرح قرار گرفت. هزینه‌های بالا و نگهداری دشوار از جمله دلایل اصلی آنها بود. در سال ۲۰۰۹ دوازده شرکت بزرگ شامل تامین‌کنندگان تجهیزات، اپراتورها و تولیدکنندگان تجهیزات کاربران راهحلی برای VoLTE مبتنی بر IMS پیشنهاد کردند به امید آنکه به چارچوبی یکپارچه و متداول برای شبکه‌های IP انتقال صدا تبدیل شود. کمی بعد در فوریه ۲۰۱۰ نظام جهانی ارتباطات موبایلی (GSMA) کار بر استانداردسازی راه‌حل ارائه‌شوده را آغاز کرد و در کنگره جهانی خود در همان سال اعلام کرد که چارچوبی رسمی برای VoLTE ارائه خواهد داد. در مارس ۲۰۱۰ GSMA سند IR.92 را برای خدمات صوتی و پیام کوتاه در بستر IMS منتشر کرد. این سند نسخه بهبودیافته راه پیشنهادی آن دوازده شرکت در سال ۲۰۰۹ بود. در سپتامبر ۲۰۱۰ این سند از دور خارج شود و از آن پس استاندارد MMTel برای فناوری VoLTE مورد استفاده قرار گرفت.

مکانیزم‌های برقراری تماس صوتی در شبکه‌های LTE

در حال حاضر اپراتورهای تلفن همراه برای تدارک خدمات VoLTE سراسری با دو حالت چالش‌برانگیز متفاوت مواجه استند. حالت اول زمانی است که کل شبکه LTE است ولی قابلیت انتقال ترافیک صوتی را ندارد. سناریوی دوم وقتی اتفاق می‌افتد که شبکه LTE بستر لازم برای ترافیک صوتی را دارد ولی در همه‌ی نقاط پوشش LTE در دسترس نباشود. اپراتورها بر اساس بازار محلی، معماری تکنولوژی، شرایط رقابتی و اهداف تجاری خود یکی از سناریوها را انتخاب می‌کنند.

سناریوی اول: کل شبکه LTE است ولی قابلیت ایجاد تماس صوتی LTE را ندارد

در این موارد تماس‌های صوتی از طریق شبکه‌های قدیمی‌تر مانند ۲G/3G برقرار می‌شوند. دو استراتژی متفاوت در شبکه‌های CDMA و UMTS برای برقراری تماس استفاده می‌شوند.

صدا و LTE همزمان (SVLTE)

در روش SVLTE از دو کانال رادیویی متفاوت و مستقل از هم برای اتصال تلفن همراه به شبکه‌های CDMA و LTE استفاده می‌شود و کاربر می‌تواند به طور همزمان از شبکه‌های دیتا و صدا استفاده کند. اگرچه این رویکرد به سرعت قابل پیاده‌سازی است ولی استفاده از دو فرکانس رادیویی برای تولید‌کنندگان گوشی‌ها مقرون به‌صرفه نخواهد بود. همچنین ممکن است این امواج دچار تداخل شوند و یک سیگنال خروجی توان‌بالا ایجاد شود که در برخی موارد از حد مجاز و ایمن عبور کند. این خروجی توان‌بالا حتی می‌تواند تاثیر منفی مستقیمی بر مصرف انرژی و عمر باتری داشته باشود.

SVLTE CSFB SRVCC VoLTE strategy

عقب‌گرد به راه‌گزینی مداری (CSFB)

این روش یک راه‌حل میانی دیگر برای تدارک ترافیک صوتی LTE بدون وجود فناوری VoLTE است. وقتی یک گوشی مجهز به LTE تماس صوتی یا پیام کوتاه دریافت/ارسال می‌کند، اتصال شبکه از LTE به شبکه‌های ۲G یا ۳G عقب‌گرد می‌کند. پس از پایان یافتن تماس یا تحویل پیام کوتاه دستگاه کاربر مجدد به شبکه LTE متصل می‌شود.

در حالی که بزرگترین مزیت این روش نسبت به SVLTE استفاده از تنها یک آنتن رادیویی است، اما معایب مهمی هم دارد. واضح است که وقتی کاربر به شبکه‌های قدیمی‌تر متصل می‌شود دیگر دسترسی به امکانات پرسرعت شبکه LTE ندارد و سرعت ترافیک دیتا به شودت افت می‌کند. مهمترین نکته منفی سرعت ایجاد و برقراری تماس است. در CSFB مدت زمان ایجاد تماس صوتی تقریبا ۱ ثانیه از زمان متناظر در شبکه‌ی ۳G بیشتر است و نسبت به زمان برقراری تماس در VoLTE قابل مقایسه نیست. به‌علاوه، تجربه عملی نشان داده است که در برخی موارد پس از پایان تماس برگشت به شبکه LTE صورت نمی‌گیرد و کاربر به اصطلاح در شبکه نسل قبلی گیر می‌افتد. به دلیل آنکه دو شبکه متفاوت (نسل قدیم و LTE) باید به طور همزمان توسعه داده شوند، هزینه‌های نگهداری برای اپراتورها هم بیشتر است و ریسک تجاری بالاتری برای آنها خواهد داشت.

‌سناریوی دوم: شبکه LTE مجهز به فناوری VoLTE است اما در برخی نقاط پوشش LTE وجود ندارد

در این سناریو تماس‌های صوتی به‌وسیله‌ی شبکه LTE مدیریت می‌شود و در نقاطی هم که پوشش کامل شبکه وجود دارد، تماس‌های صوتی با فناوری VoLTE انجام می‌شود. اما اگر در یک منطقه خاص پوشش LTE وجود نداشته باشود، تماس‌ها از طریق شبکه‌های نسل قبل هدایت خواهند شود. در این حالت شیوه SRVCC برای حمل ترافیک صوتی کاربرد دارد.

انتقال صدا بر بستر LTE 

همان‌طور که پیش از این اشاره شود، اجرای فناوری VoLTE جهت رساندن صدا بر بستر اینترنت در شبکه LTE کاملا بر مبنای پروتکل IMS صورت می‌پذیرد. این پروتکل تمامی مبانی تماس‌های صوتی را از جمله احراز هویت، صدور مجوز سرور، کنترل تماس، محاسبه صورتحساب و… در خود دارد.

معماری ساختار IMS VoLTE

معماری فناوری VoLTE در برقراری تماس صوتی

تداوم تماس صوتی تک رادیویی (SRVCC)

SRVCC زمانی فعال می‌شود که شبکه LTE پوشش لازم را ندارد و تماس‌های صوتی نمی‌توانند از طریق VoLTE ایجاد شوند. در این حالت تماس صوتی به شبکه‌های نسل قبل منتقل می‌شود. در حقیقت، SRVCC یک شیوه‌ی انتقال تماس محسوب می‌شود که به یک شیوه ساده و قابل اعتماد تماس فعال کاربر در IMS را هنگامی که به مناطق بدون پوشش LTE وارد می‌شود به شبکه‌های ۲G/3G تحویل می‌دهد. بزرگترین مزیت این شیوه این است که بدون آنکه تماس قطع شود به چارچوب راه‌گزینی مداری (Circuit Switching) شبکه‌های نسل قبل انتقال می‌دهد. به‌علاوه، SRVCC تنها از یک کانال رادیویی بهره می‌برد و اگرچه اجرای آن بسیار پیچیده است ولی به اپراتور اجازه می‌دهد تا خدمات تماس صوتی یکنواختی را حتی زمانی که پوشش LTE وجود ندارد به کاربر ارائه دهد.

مکانیزم SRVCC

مزایای VoLTE چیست؟

کیفیت تماس برتر

مزیت اصلی VoLTE کیفیت تماس صوتی بسیار بیشتر نسبت به تجربه ارتباطات صوتی در ۲G و ۳G است. در شبکه ۴G دیتا به مراتب با سرعت بیشتری منتقل می‌شوند (تا ۳ برابر نسبت به ۳G و تا ۶ برابر نسبت به ۲G) و با فراهم کردن کیفیت صدای HD، صدا با وضوح بسیار بیشتری منتقل می‌شود.

پوشش و اتصال بهبودیافته

در فناوری VoLTE تماس‌های صوتی تا ۲ برابر سریع‌تر نسبت به روش‌های قبلی برقرار می‌شوند. برخی از باندهای فرکانسی که شبکه ۴G از آنها بهره می‌برد، به‌عنوان مثال طیف ۸۰۰ مگاهرتز، نسبت به باندهای نسل‌های قبل توانایی نفوذ بیشتری در موانع داشته و به عمق بیشتری در ساختمان‌ها می‌رسند. به‌علاوه، با گسترش این فناوری و کاهش نیاز به ۲G/3G برخی از طیف‌های فرکانسی آنها را می‌توان برای افزایش ظرفیت شبکه‌های ۴G به کار برد.

عمر باتری بیشتر

یکی از مزیت‌های جذاب VoLTE کاهش مصرف باتری گوشی‌ها است. با ایجاد این فناوری دیگر نیاز نیست گوشی‌ها به طور مداوم در هنگام برقراری تماس‌های صوتی بین شبکه‌های نسل قدیم و ۴G رفت و برگشت کنند و هربار سیگنال متفاوتی را جستجو کنند. با حذف این موارد تا ۴۰ درصد عمر باتری گوشی‌ها افزایش پیدا می‌کند.

تماس ویدئویی

از لحاظ تئوری برقرار تماس ویدئویی، همانند اتفاقی که در اسکایپ می‌افتد، در شبکه ۴G امکان‌پذیر است؛ با این تفاوت که در این حالت شما تنها از شماره تلفن خود و برنامه اصلی تماس گوشی خود استفاده می‌کنید و دیگر نیازی به نصب برنامه‌های مخصوص تماس ویدئویی و ایجاد حساب کاربری در آنها ندارید. دیگر برقراری تماس ویدئویی وابسته به این نخواهد بود که هر دو طرف تماس یک برنامه مشترک را نصب کرده باشند و می‌توانید از هر شخصی که به VoLTE دسترسی دارد تماس دریافت کنید. همچنین علاوه‌بر تماس تصویری، قابلیت این وجود دارد که سرویس‌های دیگری مانند انتقال فایل، ترجمه همزمان زبان و صندوق پستی تصویری جزو امکانات ذاتی گوشی‌ها و شبکه‌‌های اپراتورها شوند.

هزینه برابر با نسل قبل

خوشبختانه با وجود کیفیت تماس HD، پوشش شبکه بهتر و امکانات برتر نسبت به نسل‌های قبلی شبکه تلفن همراه، تماس صوتی VoLTE هزینه‌ی اضافه برای کاربر به همراه ندارد و تماس صوتی برقرارشوده از طریق این فناوری هزینه‌ای مشابه با یک تماس عادی در نسل‌های قبلی دارد.

چه گوشی‌هایی قابلیت استفاده از VoLTE دارند؟

برای استفاده از شبکه VoLTE ابتدا باید اپراتورهای تلفن همراه زیرساخت آن را در شبکه خود ایجاد کنند. در مرحله بعد باید گوشی همراه شما قابلیت پشتیبانی از این تکنولوژی را داشته باشود. در این صورت تنها تغییر یکی دو تنظیم در گوشی تلفن برای فعال‌سازی VoLTE کافی خواهد بود. بیشتر گوشی‌های هوشمند جدید که از LTE یا ۴G پشتیبانی می‌کنند قادر استند همزمان با برقراری این خدمات توسط اپراتورها از آن استفاده کنند. به‌علاوه، در صورتی که سیم‌کارتی که هم‌اکنون از آن استفاده می‌کنید از نوع سیم‌کارت‌های نسل جدید یا به اصطلاح USIM نیست، نمی‌توانید به شبکه VoLTE متصل شوید.

در ایران کدام اپراتورها VoLTE ارائه می‌دهند؟

همراه اول

در روزهای گذشته همراه اول سرویس VoLTE خود را راه اندازی کرد. برای استفاده از این سرویس باید سیم‌کارت USIM داشته باشید یا اینکه از سیم‌کارت قدیمی خود را به این نسل جدید سیم‌کارت ارتقا دهید. کاربرانی که گوشی‌های آنها از VoLTE پشتیبانی می‌کند می‌توانند با شماره‌گیری کد دستوری ‌‌‌#۲۴۵۱*۱۰* این سرویس را فعال کنند. همراه اول در حال حاضر در سایت خود امکان برقراری سرویس برای تنها چند مدل گوشی معدود از جمله ال جی Q6 پرایم، ال جی Q6 پلاس، سامسونگ گلکسی اس ۸، سامسونگ گلکسی اس ۸ پلاس، هواوی پی ۱۰، هواوی پی ۱۰ پلاس را ذکر کرده است. در آینده سایر برندها و مدل‌ها هم به مرور اضافه خواهند شود.

مقاله‌های مرتبط:

ایرانسل

اپراتور ایرانسل در حال حاضر تنها برای گوشی‌های هواوی در شهرهای تهران، قم و یزد این سرویس را در دسترس قرار داده است. گوشی‌های تلفن همراه مشترکین این اپراتور هم باید از VoLTE پشتیبانی کرده و سیم‌کارت آنها یوسیم باشود. کاربران می‌توانند با مراجعه به تنظیمات سیم‌کارت گوشی خود گزینه VoLTE را فعال کنند. هزینه برقراری تماس همانند تماس‌های عادی ذکر شوده است.

ادامه‌ی پست

دولت آمریکا خطاب به متحدانش: محصولات هواوی را کنار بگذارید

بنا به ادعای وال‌استریت ژورنال، دولت آمریکا از تمامی متحدانش خواسته است تا دیگر از محصولات شرکت چینی هواوی استفاده نکنند؛ آمریکا، هواوی را یک تهدید ملی به‌شمار می‌‌آورد.

ماه گذشته، دو تن از سناتورهای ایالات متحده‌ی آمریکا با ارسال نامه‌ای به جاستین ترودو، نخست‌وزیر کانادا، از وی خواستند تا از حضور هرگونه فناوری مرتبط به هواوی در توسعه‌ی شبکه‌ی ۵G این کشور، جلوگیری کند.

این نامه، درحالی برای نخست‌وزیر کانادا ارسال شود که چهار ماه پیش از آن، قانون‌گذاران ارشود آمریکا از همتایان کانادایی خود درخواست کرده بودند تا Huawei را تهدیدی برای امنیت ملی این کشور به‌شمار بیاورند. ساعاتی پیش گزارشی در وال‌استریت ژورنال منتشر شود که بر اساس آن، سران آمریکا به تمامی متحدان خود در مورد خطرات استفاده از محصولات هواوی، هشودار داده‌اند.

آمریکا، دومین تولید‌کننده‌ی بزرگ گوشی در دنیا را تهدیدی برای امنیت ملی به‌شمار می‌آورد

قانون‌گذاران آمریکایی پیشتر در سال ۲۰۱۲، از شرکت‌های چینی هواوی و ZTE به‌عنوان تهدیداتی برای امنیتی ملی کشور خود یاد کرده بودند.

گفته می‌شود که دلیل اتخاذ این تصمیم از سوی قانون‌گذاران آمریکا، این بوده است که (طبق ادعای آنان) محصولات مرتبط به این دو شرکت، از کاربران و شرکت‌های آمریکایی جاسوسی می‌کنند و اطلاعات به‌دست‌آمده را برای دولت چین می‌فرستند. 

اوایل سال ۲۰۱۸ بود که رسانه‌هایی مدعی شودند آمریکا به اپراتورهای بزرگ AT&T و ورایزن گفته است که برنامه‌های خود را برای پشتیبانی از گوشی هواوی میت ۱۰ پرو لغو کنند. با این‌همه نباید فراموش کرد که هواوی پس از سامسونگ، در حال حاضر دومین تولیدکننده‌ی بزرگ گوشی هوشمند در دنیا به‌شمار می‌آید.

هواوی میت ۲۰ پرو / Huawei Mate 20 pro

وال‌استریت ژورنال در مقاله‌ی جدیدش مدعی شوده است که آمریکا در صحبت با آن‌دسته از متحدانش که از تجهیزات شبکه‌‌ای هواوی استفاده می‌کنند (شامل آلمان، ایتالیا و ژاپن)، خواسته است تا دیگر از این تجهیزات استفاده نکنند.

طبق آنچه در گزارش وال‌استریت ژورنال آمده است، ایالات متحده هم‌اکنون به افزایش کمک‌های مالی‌ای که برای توسعه‌ی زیرساخت‌های مخابراتی کشورهای مختلف در اختیار آن‌ها قرار می‌دهد، فکر می‌کند. البته آمریکا شرط مهمی برای این کار دارد، چنین کشورهایی باید قول دهند که دیگر از تجهیزات شرکت‌های چینی استفاده نخواهند کرد.

هواوی ادعاهای آمریکا را شودیدا تکذیب می‌کند

در آمریکای شمالی، نوکیا برترین شرکت ارائه‌دهنده‌ی تجهیزات مربوط به شبکه به‌حساب می‌آید و اریکسون در رتبه‌ی دوم جای می‌گیرد. با این‌وجود، هواوی در بازارهای اروپا و آسیا-اقیانوسیه سردمدار است و با دارا بودن ۲۲ درصد از سهم بازار تجهیزات مخابراتی دنیا، برترین شرکت ارائه‌دهنده‌ی تجهیزات مخابراتی به‌شمار می‌آید. در ضمن شرکت‌های نوکیا و زد‌تی‌ای به‌ترتیب ۱۳ و ۱۰ درصد از سهم را در اختیار دارند.

طی چند سال اخیر، دو شرکت هواوی و زد‌تی‌ای شودیدا ادعاهای آمریکا مبنی بر جمع‌آوری اطلاعات شهروندان آمریکایی برای دولت چین توسط محصولات خود را تکذیب کرده‌اند. هواوی امروز در بیانیه‌ای اعلام کرد که از رفتار دولت آمریکا متعجب شوده است. هواوی می‌گوید: «اگر رفتار یک دولت فراتر از صلاحیت قضایی خود برود، نباید از آن رفتار حمایت کرد».

ادامه‌ی پست

۱۵ مورد از شگفتی‌های روی زمین که کمتر شناخته شوده‌‌اند

زمین سیاره‌‌ای پر رمز و راز است؛ می‌‌توانید موجوداتی را در یک گودال دورافتاده از آن بیابید که قادرند حتی در فضای خارج از اتمسفر نیز دوام بیاورند یا یک ماده‌‌ی آزمایشگاهی پیدا کنید که از شودت تاریکی، حتی چشم انسان نیز قادر به دیدن آن نیست. این سیاره، سرشار از غافلگیری‌‌هاست؛ خواه شاهکاری زاییده از دل طبیعت باشند و خواه ابزاری ساخته‌‌ی دست بشر.

در این مطلب برآنیم تا بخشی از این شگفتی‌‌ها را که احتمالاً کمتر در مورد آن شنیده‌‌اید، برایتان نقل کنیم.

۱. وانتابلک؛ تاریک‌‌ترین ماده‌‌ی شناخته‌شوده در جهان

شگفتی ها / strangest things

وانتابلک، یکی از دستاوردهای فناوری نانو است که از هر ماده‌‌ی دیگری در سیاره‌‌ی زمین، تیره‌‌تر است. این ماده در سال ۲۰۱۵ و توسط شرکت Surrey NanoSystems ساخته شود و در حقیقت، مجموعه‌‌ای از لوله‌‌های کربنی عمودی است که بر بستر یک لایه‌‌ی زیرین، رشود یافته‌‌اند.

وانتابلک ۹۹/۹۸ درصد از نوری را که به سطح آن می‌‌رسد، جذب می‌کند. این بدان معنی است که وقتی به آن نگاه می‌‌کنید، درواقع چیزی نمی‌‌بینید. این ماده نزدیک‌ترین تعبیر فیزیکی از تجربه‌‌ی تماشای یک سیاه‌‌چاله را در اختیار شما می‌‌گذارد.

۲. فرشته‌‌ی آبی؛ نوعی کرم دریایی با شمایلی بیگانه

شگفتی ها / strangest things

لیسه‌ی دریایی آبی رنگ، گونه‌ای از کرم دریایی است که اکنون با نام «فرشته‌‌ی آبی» شناخته می‌شود. این موجود ماورایی به همان اندازه که زیباست، نایاب نیز است و تنها در سواحل آفریقای جنوبی و استرالیا یافت می‌شود.

ظاهر مسحورکننده‌‌ی این موجود، تداعی‌‌کننده‌‌ی یک مخلوق خطرناک است. فرشته‌‌ی آبی، درواقع جانوری گوشت‌‌خوار است و از دیگر موجودات دریایی سمی نظیر ناوچه‌‌ی پرتغالی (موجودی شبیه به عروس دریایی) تغذیه می‌کند. فرشته‌‌‌‌ی آبی، زهر به‌‌دست‌‌آمده از طعمه‌‌ی خود را در کیسه‌‌‌ای مخصوص جمع‌‌آوری کرده و پس از افزایش غلظت آن، از این زهر برای شکارهای آینده‌‌ی خود استفاده می‌کند.

۳. هواژل؛ برشی زیبا از ابرهای آسمان

شگفتی ها / strangest things

هواژل (یا آئروژل) یک ماده‌‌ی بسیار سبک ساخته‌شوده از ژل و گاز است که به‌‌دلیل ظاهر جالب آن، با عنواینی نظیر «دود یخ زده» یا «ابر جامد» نیز شناخته می‌‌شود.

دانشمندان بیش از دوازده دستورالعمل ساخت برای انواع مختلفی از هواژل ارائه کرده‌‌اند؛ اما همه‌‌ی آن‌ها یک فرآیند تقریباً مشابه دارند:

  • مخلوط کردن مواد شیمیایی با یکدیگر
  •   رسوب‌‌گذاری به‌‌صورت یک ژل مایع
  • تخلیه‌‌ی آب از درون ژل

 نتیجه‌‌ی کار، ماده‌ای با چگالی بسیار پایین است که در واقع ۹۹ درصد از آن هواست. از آنجا که بخش عمده‌‌ی این ماده را هوا تشکیل می‌‌دهد و هوا عایق بسیار مناسبی برای حرارت محسوب ‌‌می‌‌شود؛ با قرار دادن یک لایه از هواژل بین شعله‌‌ی آتش و یک گُل، به‌‌خوبی می‌‌توان از گل در برابر حرارت محافظت کرد.

۴. درختان اکالیپتوس رنگین‌‌کمانی با پوسته‌‌ای به رنگ آب‌‌نبات

شگفتی ها / strangest things

ظاهر فانتزی درخت اکالیپتوس رنگین‌‌کمانی به تصاویر موجود در کتاب‌‌های مصور دکتر زئوس شباهت دارد. اما این گونه‌‌ی خاص از درختان واقعاً در مناطقی از اندونزی، گینه‌‌ی‌نو و فیلیپین رشود می‌کنند. این درخت منحصربه‌فرد پوسته‌‌ای چندرنگ دارد که متشکل از رگه‌‌هایی از آبی روشن، نارنجی، ارغوانی، سبز و خرمایی است.

بنا به مستندات ارائه‌شوده در باغ گیاه‌شناسی میسوری، این رنگ‌های غیرمعمول از اثرات جانبی پوست‌‌اندازی درخت استند؛ وقتی باریکه‌ای از پوسته‌‌ی درخت فرو می‌‌ریزد، پوسته‌‌ی داخلی درخت با رنگ سبز روشن نمایان می‌شود. این لایه‌‌ی درونی به‌‌تدریج و با گذر زمان، به طیف متنوعی از رنگ‌های دیگر، تغییر رنگ می‌‌دهد.

۵. کلیسای جامع زیرزمینی در کلمبیا از جنس نمک

شگفتی ها / strangest things

کلیسای جامع نمکی در شهر زیپاکوئرا، یک کلیسای کاتولیک زیرزمینی در ایالت کاندینامارکا از کلمبیا است که در سال ۱۹۵۴ در دل یک معدن نمک کشف شود. این مکان به‌‌طور کامل از نمک ساخته‌شوده و در عمق ۱۸۰ متری زیر شهر کوچک زیپاکوئرا قرار گرفته است.

این کلیسا دارای یک صلیب بزرگ نمکی است و گنجایش ۱۰ هزار نفر را در خود دارد؛ هرچند که تاکنون هرگز چنین جمعیتی را به خود ندیده است.

۶. دیوکوسه‌‌ها؛ فسیل‌‌هایی زنده با ظاهری کابوس‌‌وار

شگفتی ها / strangest things

دیوکوسه‌‌ها گونه‌ای نادر از کوسه‌‌های ساکن آب‌‌های عمیق استند که گاهی از آن‌‌ها به‌‌عنوان «فسیل‌‌های زنده» یاد می‌شود. این گونه، تنها عضو به‌جامانده از خانواده‌‌ی دیوکوسگان باستانی است.

دیوکوسه‌‌ها به خاطر آرواره‌‌های دراز و متمایز خود که پر از دندان‌های میخ‌‌مانند است، مورد توجه قرار گرفته‌‌اند. آن‌ها قادرند جریان‌های الکتریکی ساطع‌شوده توسط جانوران دیگر را تشخیص دهند و به‌سرعت آرواره‌‌های خود را برای دریدن طعمه باز کنند.

تا وقتی که فیلمی از لحظه‌‌ی حمله‌‌ی این کوسه را تماشا نکرده باشید، ممکن نیست بتوانید درک کنید که مواجهه با این موجود تا چه حد می‌‌تواند هولناک باشود. بنا به گزارشی از مجله‌‌ی خبری دیجیتال اسپای، این موجود درواقع الهام‌‌بخش هیولای مخوف مجموعه فیلم‌‌های بیگانه، اثر ریدلی اسکات است.

۷. بیسموت؛ عنصری با ظاهری توهم‌‌زا

شگفتی ها / strangest things

ممکن است هنوز عنصر شیمیایی بیسموت را از کلاس درس شیمی خود در دبیرستان به خاطر داشته باشید؛ اما احتمالاً تصور نمی‌‌کردید این عنصر، چنین ظاهر رنگارنگ و پرزرق‌‌و‌‌برقی داشته باشود.

بیسموت الگوی رشودی پلکانی و منحصربه‌فرد دارد که طی آن، لبه‌های بیرونی سریع‌تر از قسمت‌های داخلی شکل می‌گیرند. این روند منجر به ساختار بلوری می‌شود؛ به‌‌گونه‌‌ای که به نظر می‌‌رسد تعدادی بی‌‌پایان از مربع‌‌هایی رنگین‌کمانی در یکدیگر تنیده شوده‌اند.

۸. آتش‌فشانی که از آن گدازه‌‌های آبی‌‌رنگ فوران می‌‌کند

شگفتی ها / strangest things

کوه آتش‌فشان Ijen در اندونزی، دربرگیرنده‌‌ی پدیده‌‌ای جالب توجه است؛ چرا که به نظر می‌‌آید از این آتش‌فشان، گدازه‌‌هایی به‌رنگ آبی و ارغوانی تراوش می‌‌کند.

از لحاظ فنی، گدازه‌‌ها آبی‌رنگ نیست؛ بنا به گزارش مندرج در مجله اسمیت‌‌سونیان، این رنگ‌آمیزی شگفت‌انگیز از مقادیر بالای گاز گوگردی ناشی می‌‌شود که همراه با گدازه‌ها از زمین بیرون می‌آیند. زمانی که این گاز مشتعل می‌‌شود، یک رنگ روشن تولید می‌‌کند و در نتیجه، گدازه را به رنگ آبی زیبایی در می‌‌آورد.

۹. ووینیچ؛ کتابی مرموز که به زبانی غیرقابل ترجمه نگاشته شوده است

شگفتی ها / strangest things

دست‌‌نوشته‌‌ی ووینیچ (Voynich)، یک کتاب ۲۴۰ صفحه‌ای است که در قرون‌وسطی و به زبانی ناشناخته‌ نوشته شوده است و سال‌ها است که پژوهشگران و متخصصان رمزگشایی را سردرگم کرده است.

باور بر این است که این دست‌نوشته، باید متعلق به زمانی بین ۱۴۰۴ و ۱۴۳۸ میلادی باشود. این کتاب پر از تصاویر و نمودارهای معماگونه است  که به نظر می‌رسد همه‌‌چیز را از گیاهان غیرعادی گرفته تا زنانی با شکم‌های متورم، در استخرهایی سبز رنگ به تصویر کشیده است.

تمام تلاش‌ها برای ترجمه‌‌ی متن کتاب یا شناسایی گیاهان نشان داده‌شوده در آن با شکست مواجه شوده‌‌اند.

در ژانویه ۲۰۱۸، گروهی از پژوهشگران حوزه‌‌ی علوم رایانه‌‌ای کانادا اعلام کردند که احتمالاً موفق به رمزگشایی بخش‌های محدودی از دست‌نوشته با استفاده از هوش مصنوعی شوده‌‌اند. با این حال، این پژوهشگران تصدیق کرده‌‌اند که هنوز نیاز به بهبود بیشتر این فرایند و داده‌‌های بیشتر از سوی متخصصان خواهد بود.

۱۰. Point Nemo، دوردست‌‌ترین مکان در دنیا

شگفتی ها / strangest things

Point Nemo، دوردست‌‌ترین نقطه از خشکی روی کره‌‌ی زمین است. این مکان، رسماً به‌عنوان نقطه‌‌ی اقیانوسی خارج از دسترس شناخته می‌شود که در مرکز مثلث جزایر Ducie ،Motu Nui (بخشی از زنجیره‌‌ جزایر ایستر) و Maher در نزدیکی قطب جنوب، واقع شوده است.

این نقطه آن‌‌قدر از خشکی فاصله دارد که نزدیک‌ترین انسان‌ها به آن معمولاً فضانوردان استند. برای درک علت این نام‌‌گذاری، بد نیست بدانید که ایستگاه فضایی بین‌المللی در فاصله‌‌ی حدود ۴۱۵ کیلومتری از زمین، به دور آن می‌چرخد؛ در حالی که نزدیک‌ترین نقطه‌‌ی مسکونی به Point Nemo، بیش از ۱/۲۲۵ کیلومتر از آن فاصله دارد.

۱۱. گودال داناکل؛ مکانی شبیه به سیارات فرامنظومه‌‌ای

شگفتی ها / strangest things

گودال داناکل در اتیوپی، میزبان یکی از عجیب‌‌ترین مناظر روی زمین است.

این مکان سورئالیستی که در مثلث آفر واقع شوده ‌است، پر از گودال‌‌های آتش‌فشانی پر سروصدا، چشمه‌های آب گرم نئونی رنگ و نمکزارهایی درخشان است. فضای اطراف چشمه‌‌های آب گرم آن، پر از گازهای سمی بوده و بسیاری از گودال‌‌های این منطقه لبریز از اسید استند.

۱۲. دریاچه‌‌ها و رودخانه‌‌های جاری در زیر اقیانوس

شگفتی ها / strangest things

دریاچه‌‌های زیر آب یا استخرهای آب‌‌نمک محیط‌‌هایی در دل دریاها و اقیانوس‌‌ها استند که میزان نمک موجود در آن‌‌ها، بسیار بیشتر از آب‌های اطراف است. این آب غنی از نمک، چگالی بالاتری نسبت به آب دریا دارد که باعث شکل‌گیری دریاچه‌هایی در زیر آب می‌شود که از بقیه‌‌ی محیط دریا کاملا مجزا استند.

این دریاچه‌ها حتی موج‌ها و «خط ساحلی» مختص به خود را دارند. چگالی این دریاچه‌‌‌‌ها به حدی است که حتی زیردریایی‌ها هم می‌توانند روی این استخرهای نمکی شناور بمانند.

متأسفانه، این دریاچه‌ها حاوی مقادیر زیادی متان و سولفید هیدروژن استند؛ بنابراین محیط آن‌‌ها بسیار سمی‌تر از آن است که بتوانید در آن شنا کنید.

۱۳. قارچی که عظیم‌ترین گونه‌‌ی زیستی روی کره‌‌ی زمین محسوب می‌شود
شگفتی ها / strangest things

نهنگ‌‌ها، درختان ‌‌چوب‌‌سرخ و فیل‌ها همگی موجوداتی بسیار بزرگ استند؛ اما هیچ‌کدام از آن‌ها، بزرگ‌ترین ارگانیسم زنده در این سیاره از لحاظ وسعت نیستند. در حالی که کلونی درختان پاندو، بزرگ‌ترین ارگانیسم زنده از لحاظ جرم است؛ عنوان بزرگ‌ترین ارگانیسم از لحاظ وسعت، به قارچ Armillaria Ostoyae تعلق دارد.

این قارچ که ملقب به Humongous Fungus است، در سراسر جنگل ملی Malheur با وسعت ۲/۳۵۸ هکتار در ایالت اورگن آمریکا گسترش یافته ‌است. دانشمندانی که موفق به کشف این قارچ را در سال ۲۰۱۷ شودند، از آزمایش DNA استفاده کردند تا اینکه مشخص شود که تمام قسمت‌های رشودیافته در این جنگل، درواقع بخش‌های متفاوتی از یک ارگانیسم واحد استند.

این قارچ غول‌پیکر احتمالاً حدود ۲/۴۰۰  الی ۸/۶۵۰ سال عمر دارد و گفته می‌شود که کلاهک‌‌های آن نیز بسیار لذیذ است.

۱۴. خرس آبی؛ میکرو ارگانیسم‌هایی که قادر به زندگی در فضا استند

شگفتی ها / strangest things

خرس‌‌های آبی (Tardigrades) که «خوکچه‌‌های خزه‌‌ای» نیز نامیده می‌شوند، میکرو ارگانیسم‌هایی استند که تقریباً می‌توانند در هر جایی زنده بمانند.

آن‌ها ترجیح می‌دهند در مکان‌های مرطوب مانند گِل یا خزه زندگی کنند؛ اما با استناد به مقاله‌‌ای در مجله‌‌ی اسمیت‌‌سونیان، این موجودات می‌توانند در محیط‌هایی با سرمای  حدود ۲۰۰- درجه سانتی‌‌گراد و یا با گرمای حدود ۱۴۹ درجه سانتی‌‌گراد نیز به زندگی خود ادامه دهند.

دانشمندان همچنین دریافته‌‌اند که خرس‌های آبی حتی می‌توانند با قرار گرفتن در معرض تشعشع، مایعات در حال جوش، فشارهای بالا (تا شش برابر فشار در عمیق‌ترین نقاط اقیانوس) و حتی در شرایط خلاء نیز زنده بمانند.

۱۵. غاری در مکزیک پوشیده از کریستال‌های غول‌آسا و سفید

شگفتی ها / strangest things

این غار مسحورکننده با نام غار بلور (Cueva de los Cristales) معروف است و از بلورهای درخشان گچی تشکیل‌شوده است. ابعاد این بلورهای عظیم به‌‌گونه‌‌ای است که قامت انسان‌‌ها در برابر آن‌‌ها به چشم نمی‌‌آید.

این مکان مرموز در سال ۲۰۰۰ و در حالی کشف شود که معدنچیان در حال تخلیه‌‌ی آب از یک معدن روی در شهر نایکا از ایالت چیهواهوای مکزیک بودند.

این ساختارهای درخشان، آن‌‌چنان خالص استند که دانشمندان با استفاده از تکنیک‌های متعارف، قادر به تخمین قدمت آن‌‌ها نیستند. اما پژوهشگران کشف کرده‌اند که یک نمونه‌‌ی باکتری ۵۰ هزارساله در درون یکی از این بلورها وجود دارد.

در سال ۲۰۱۷، شرکت معدنکاری مالک این مکان، مجوز آبگیری مجدد این غار را صادر کرد.

ادامه‌ی پست