تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

مورد انتظارترین فیلم های بلاک باستر سال ۲۰۱۸ (قسمت دوم)

پس از اینکه در قسمت اول مقاله مورد انتظارترین فیلم‌های سال ۲۰۱۸ نگاهی به فیلم‌هایی چون Ready Player One، جدید‌ترین ساخته اسپیلبرگ و فیلم ابرقهرمانی Avengers: Infinity War داشتیم، در این مطلب هم به سراغ یک سری دیگر از مهم‌ترین فیلم‌های امسال می‌رویم:

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Spider-Man: Into the Spider-Verse

مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی

به خاطر اینکه به ندرت شاهد انیمیشن‌های ابرقهرمانی در سینماها استیم و به خاطر نزدیک‌بودن فرمت انیمیشن به کامیک‌بوک‌ها، روبه‌رو شودن با انیمیشن‌های ابرقهرمانی جزو استثناهای هیجان‌انگیز قرار می‌گیرد. در سال‌های نسبتا اخیر انیمیشن‌های کامیک‌بوکی مهمی مثل «بتمن: نقاب شبح» (Batman: Mask of the Phantas ) با ۵ میلیون و ۳۰۰ هزار دلار فروش در سال ۱۹۹۳، «پاورپاف گرلز» (The Powerpuff Girls) با ۱۶ میلیون دلار فروش جهانی در ۲۰۰۲، «شگفت‌انگیزان» (The Incredibles) با ۶۲۰ میلیون دلار فروش در ۲۰۰۴، «مگامایند» (Megamind) با ۳۴۶ میلیون دلار فروش در ۲۰۱۰ و «لگو بتمن» (The Lego Batman) با ۳۱۰ میلیون دلار فروش در ۲۰۱۷ را داشته‌ایم. بنابراین جالب است که سال ۲۰۱۸ با وجود «شگفت‌انگیزان ۲»، «تایتان‌های نوجوان به سینما می‌آیند!» (Teen Titans Go! to the Movies) و «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» میزبان سه‌تا از این فیلم‌‌ها خواهد بود. اگر این انیمیشن که لرد فیل و کریس میلر، کارگردانان «فیلم لگو» تهیه‌کنندگی آن را برعهده دارند موفق از آب در آید، آن‌قوت سونی در موقعیت ویژه‌ای در رابطه با آی‌پی اسپایدرمنش قرار می‌گیرد. به این ترتیب آنها می‌توانند هر سال یک فیلم مرد عنکبوتی برای عرضه داشته باشند. یک سال یک فیلم لایو اکشن از مرد عنکبوتی و سال بعدی انیمیشنی که به ماجراجوهای متفاوتی می‌پردازد. این در حالی است که اسپین‌آف‌هایی مثل «ونم» و «بلک و سیلور» (Black and Silver) را حساب نکنیم.

بزرگ‌ترین برگ‌برنده‌ی «به درون دنیای عنکبوتی» اما مربوط به مایلز مورالز می‌شود که در این انیمیشن به جای پیتر پارکر، لباس مرد عنکبوتی را به تن می‌کند. مورالز برای اولین‌بار در سری کامیک‌های «آلتیمیت اسپایدرمن» (Ultimate Spider-Man) به عنوان جایگزین پیتر پارکر معرفی شود. هدف سری کامیک‌های «آلتیمیت» که در سال ۲۰۰۰ آغاز به کار کرد این بود تا کاراکترهای پرچم‌دار مارول را با توجه به خوانندگان و دوران مدرن متحول کنند، اما همزمان خط داستانی فعلی کتاب‌ها را دست‌نخورده نگه دارند. بنابراین کار به جایی کشید که نسخه‌ی قدیمی پیتر پارکر در سال ۲۰۱۱ کشته شود و مایلز که او هم مزه‌ی گزش عنکبوت رادیواکتیوی را چشیده بود جای او را به عنوان قهرمان نیویورک گرفت. بعد از اینکه خط داستانی کامیک‌های «آلتیمیت» در سال ۲۰۱۵ به اتمام رسید، مایلز به مرد عنکبوتی رسمی نیویورک تبدیل شود و پیتر پارکر در سرتاسر دنیا با جرم و جنایت مبارزه می‌کرد. یکی از چیزهایی که مایلز مورالز را در سال ۲۰۱۱ به کاراکتر منحصربه‌فردی تبدیل کرد هویت نیمه‌سیاه‌پوست/نیمه‌مکزیکی‌اش بود. تحلیلگران فکر می‌کنند این دقیقا یکی از دلایلی است که این انیمیشن را نیز به فیلم ابرقهرمانی منحصربه‌فردی در میان سیلِ فیلم‌هایی که به قهرمان‌های سفیدپوست می‌پردازد تبدیل می‌کند. و البته وسیله‌ی خوبی برای متمایز ساختن این مرد عنکبوتی با نسخه‌ی لایو اکشنش برای مردم است. بالاخره در سال ۲۰۱۷ و ۲۰۱۸ با فیلم‌هایی مثل «واندر وومن» و «بلک پنتر» دیدیم که توجه به جامعه‌ی آماری زنان و غیرسفیدپوستان می‌تواند به نتایج خارق‌العاده‌تری نسبت به فیلم‌های ابرقهرمانی مرسوم منتهی شود. یکی از اولین ویژگی‌های «به درون دنیای عنکبوتی» که از همان اولین تریلر به چشم می‌آمد فرم گرافیکی فیلم است که همچون یک کامیک‌بوک، باطراوت و رنگارنگ و پرانرژی احساس می‌شود. از قرار معلوم این موضوع ناشی از خواسته‌ی فیل لرد و کریس میلر بوده است تا فیلم حالتی کامیک‌بوک‌گونه داشته باشود. تا تصاویر فیلم همچون نقاشی‌هایی به نظر برسند که جان گرفته‌اند. این در حالی است که نحوه‌ی فیلمبرداری و فضاسازی فیلم هم به‌گونه‌ای است که تماشاگران را به دنیای بیگانه‌‌ای می‌فرستد که معمولا فیلم‌های لایو اکشن ابرقهرمانی از آن دوری می‌کنند.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Creed 2

کرید ۲

سری «راکی» در سال ۱۹۷۶ کلید خورد. اولین فیلم مجموعه که سیلوستر استالونه را به یک ستاره‌ی مردمی فراموش‌ناشودنی تبدیل کرد، برنده‌ی بهترین فیلم اسکار شود، در باکس آفیس به موفقیت تجاری دست پیدا کرد و خلاصه آن‌قدر غوغا به پا کرد که ۵ دنباله برای آن ساخته شود. از «راکی ۲» در سال ۱۹۷۹ تا دنباله‌ی سوم و چهارم که به ترتیب در سال‌های ۱۹۸۲ و ۱۹۸۵ روی پرده رفتند. مشت‌زن پایین‌شهر برای مدتی غایب بود تا اینکه او با «راکی ۵» در سال ۱۹۹۰ بازگشت. فیلمی که به بدترین قسمت مجموعه تبدیل شود. اما استالونه به جای اینکه بگذارد تا این شکست به سرانجام مجموعه‌اش تبدیل شود، تصمیم گرفت تا در یک فیلم دیگر در قالب راکی قرار بگیرد و داستان شخصیت موردعلاقه‌ و بهترین مخلقوش را با فیلم آبرومندانه‌تری به پایان برساند. این‌طوری بود که «راکی بالبوآ» به عنوان ششمین فیلم مجموعه در سال ۲۰۰۶ اکران شود. با مسن‌تر شودن استالونه برای سال‌ها به نظر می‌رسید که کار این مجموعه برای همیشه به اتمام رسیده است. بالاخره استالونه قلب و روح این فیلم‌ها بوده است و از نگاه طرفداران هیچکس دیگری توانایی گرفتن جای او را ندارد. اما اشتباه می‌کردیم. اینجا بود که رایان کوگلر که این روزها به خاطر کارگردانی «بلک پنتر» حسابی روی بورس است، با ایده‌ای برای ادامه‌ی این مجموعه پا پیش گذاشت. اگر فیلم اول درباره‌ی تلاش راکی برای تعلیم دیدن و اثبات خودش در رینگ بود، جدیدترین فیلم مجموعه که حکم ریبوت و دنباله‌ی مجموعه را داشت قرار بود تاریخ را تکرار کند. حالا راکی حکم مربی‌ای را داشت که باید بوکسور بااستعداد جوان دیگری را آموزش بدهند. و آن بوکسور جوان کسی نیست جز پسر آدونیس کرید، رقیب راکی در فیلم اول و دوست صمیمی‌اش در فیلم‌های بعدی.

آدونیس کرید قرار است با پسر ایوان دراگو، بوکسور قدرتمند روسی که پدرش آپولو را در رینگ کشته بود مبارزه کند

یکی از دلایل موفقیت «کرید» این بود که به همان اندازه که در معرفی و تربیت یک قهرمان برای نسل جدید موفق بود، به همان اندازه هم به برحه‌ی دیگری از زندگی راکی بالبوآ به عنوان مربی‌ای پرداخت که باز دوباره طعم لذت‌بخش مبارزه را می‌چشید. حالا این‌بار در خارج از رینگ به جای داخل. خب، با توجه به خلاصه‌قصه‌ای که از «کرید ۲» منتشر شوده به نظر می‌رسد که سازندگان فیلم جدید قصد دارند این فرمول را برای این فیلم هم تکرار کنند. «کرید ۲» با تلاش طاقت‌فرسای آدونیس کرید برای تعادل ایجاد کردن بین تمرینات و مسئولیت‌های شخصی‌اش آغاز می‌شود تا اینکه او خودش را در مقابل شخصی‌ترین و حساس‌ترین چالشش پیدا می‌کند. آدونیس قرار است با پسر ایوان دراگو، بوکسور قدرتمند روسی که پدرش آپولو را در رینگ کشته بود مبارزه کند. دولف لانگرن از «راکی ۴» تاکنون برای بازی در نقش ایوان دراگو برمی‌گردد و فلوریان مانتینو هم برای بازی در نقش پسرش ویکتور انتخاب شوده است. بنابراین به نظر می‌رسد هر دوی آدونیس و راکی در این فیلم با شیاطین درونی یکسانی درگیر خواهند شود. ایوان دراگو زمانی پدر آدونیس و بهترین دوستِ راکی را از او گرفته بود. حالا دست سرنوشتِ این دو را در موقعیتی قرار داده که می‌توانند انتقام مرگ یکی از مهم‌ترین افراد زندگی‌شان را از پسرش بگیرند. از همین حالا هیجان برای تماشای این مسابقه به سقف می‌چسبد. همان‌طور که فیلم اول از تاریخ دور و دراز این مجموعه برای شکستن قلب‌هایمان و هورا کشیدن از دیدن دوباره‌ی راکی استفاده کرده بود، به نظر می‌رسد این فیلم هم بی‌رودربایستی می‌خواهد تاریخ مجموعه را باری دیگر برای به چنگ کشیدن احساسات‌مان شخم بزند. شاید برای خیلی‌ها ایستادگی کاپیتان آمریکا در مقابل تانوس انتهای مبارزه‌های فیلم‌های امسال باشود، اما خیلی‌های دیگر از جمله خودم بیشتر از هرچیزی برای رویایی آدونیس کرید علیه ویکتور دراگو لحظه‌شماری می‌کنند. برای چشم در چشم شودن راکی بالبوآ با ایوان دراگو. برای شلیک شودن یا نشودن مشت‌هایی که یک عمر خاطره و تاریخ در پشتشان روی هم تلنبار شوده است و دنبال فرصتی برای منفجر شودن می‌گردند.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Teen Titans Go To The Movies

تایتان‌های نوجوان به سینما می‌روند!

راز موفقیت در فضای اشباع‌شوده‌ی سینمای ابرقهرمانی، ارائه‌ی چیزی است که در شلوغی به چشم مشتری بیاید. یکی از دلایلِ شکست دنیای سینمایی دی‌سی تا این لحظه عدم رعایت این نکته‌ی کلیدی بوده است. برادران وارنر به جای شکل‌دهی به دنیای خاص خودش، قدم به قدم دنبال‌روی فرمول مارول است. حرکتی که در بهترین حالت آنها را به کپی دست‌دوم مسیری که مارول سال‌ها پیش پشت سر گذاشته بود تبدیل می‌کند و در بدترین حالت منجر به دست‌گلی که جاس ویدن در «جاستیس لیگ» برای شبیه کردن آن به «اونجرز» به آب داده بود تبدیل می‌شود. دقیقا به خاطر همین است که «تایتان‌های نوجوان به سینما می‌روند!» به موردانتظارترین فیلم دی‌سی در سال ۲۰۱۸ تبدیل شوده است. بله، حتی بیشتر از «آکوآمن». پارسال دی‌سی با «لگو بتمن» یکی از بهترین فیلم‌هایش از زمان اتمام سه‌گانه‌ی نولان را عرضه کرد و تحلیلگران فکر می‌کنند امسال هم «تایتان‌های نوجوان» قرار است تا این لقب را به چنگ بیاورد. «تایتان‌های نوجوان» که اقتباسی سینمایی از روی سریالی تلویزیونی به همین نام است در کنار «شگفت‌انگیزان ۲» و «مرد عنکبوتی: به درون دنیای عنکبوتی» حکم یکی دیگر از انیمیشن‌های ابرقهرمانی امسال را دارد و درست مثل دوتای دیگر چیزی برای عرضه دارد که به ندرت می‌توان در فضای سینمای ابرقهرمانی این روزها شبیه به آن را پیدا کرد: درست در حالی که همه‌ی فیلم‌های ابرقهرمانی به کاراکترهای بزرگسال می‌پردازد، «تایتان‌های نوجوان» ابرقهرمانان کم‌ترشناخته‌شوده‌ و کم‌سن و سال‌تر و کودک‌پسند‌ترِ دی‌سی را در کانون توجه قرار داده است. آن هم به شکلی که برای مخاطبان بزرگسال هم جذاب باشود.

نتیجه فیلم ابرقهرمانی هجوآمیزی است که با دیگر فیلم‌های این ژانر شوخی می‌کند و پر از صحنه‌های موزیکال و رقص است. فیلمی که گویی دی‌سی برای ساخت آن نیم‌نگاهی هم به «ددپول» انداخته است و از یکی از عناصر داستانگویی مهمش که شکستن دیوار چهارم توسط کاراکترهایش است استفاده‌ی فراوانی کرده است. آخه ماجرا از جایی شروع می‌شود که رابین به عنوان رهبر تایتان‌های نوجوان تصمیم می‌گیرد که دیگر از دستیاربودنِ بتمن خسته شوده است. از اینکه همیشه به او به عنوان نقش مکمل نگاه کنند عاصی شوده است. پس تصمیم می‌گیرد تا هرطور شوده باید به عنوان یک ستاره دیده شود. در نتیجه او با دیگر اعضای تیم دست به دست هم می‌دهند تا نظر مشهورترین کارگردان هالیوود را به خود جلب کنند و رویاشان را به واقعیت تبدیل کنند. اما طبق معمول سروکله‌ی شخصیت شروری پیدا می‌شود که نه تنها برنامه‌های آنها برای سوپراستار شودن را خراب می‌کند، که دوستی‌شان را تهدید می‌کند و این وسط برای تصاحب زمین هم نقشه کشیده است. از دیگر کاراکترهای اصلی فیلم باید به بیست بوی، سایبورگ، رِیون و استارفایر اشاره کرد. این در حالی است که ویل آرنت صداپیشگی اسلید، آنتاگونیست فیلم و کریستن بل هم نقش کارگردان یادشوده را برعهده خواهند داشت. همچنین نیکولاس کیج هم که داستان کنسل شودن فیلم سوپرمن‌اش مشهور است قرار است، در این فیلم صداپیشگی پسر کریپتون را برعهده داشته باشود.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Fantastic Beasts: The Crimes of Grindelwald

جانوران شگفت‌انگیز: جرایم گریندل‌والد

برادارن وارنر با اقتباس هشت قسمتی دنیای جادوگری جی. کی. رولینگ به چنان نان و نوایی رسید که به هر راهی برای بازگشت به آن چنگ می‌انداخت و بالاخره این اتفاق با «جانوران شگفت‌انگیز و زیستگاه آنها» افتاد. پیش‌درآمد «هری پاتر» موفق نشود در ماموریتِ سخت ظاهر شودن در حد و اندازه‌ی داستانِ سحرآمیز پسری که زنده ماند ظاهر شود. کمبودها و مشکلات فیلم بیشتر از آن بود که به نکات مثبتش اجازه‌ی عرض اندام بدهند. ولی بازگشت به دنیای رولینگ آن‌قدر هیجان‌انگیز بود که فیلم ۸۱۴ میلیون دلار از ۱۸۰ میلیون دلار بودجه به دست آورد. پس چراغ سبز گرفتن دنباله‌اش ردخور نداشت. یکی از چیزهایی که طرفداران را برای «جرایم گریندل‌والد» هیجان‌زده کرده اما این است که ظاهرا داستان اصلی مجموعه جدید با این قسمت آغاز خواهد شود. اگر «زیستگاه آنها» حکم پیش‌درآمدِ پیش‌درآمدی را داشت که داستان اصلی درگیری با گریندل‌والد را به فیلم بعدی موکول می‌کرد، فیلم جدید نقش جایی را دارد که بالاخره دامبلدورِ جوان را در مقابل گریندل‌والد خواهیم دید. جایی که نه تنها ارجاعات به دنیای «هری پاتر» مثل بازگشت به هاگوارتز و نشستن در کلاس دفاع در برابر جادوی سیاه و استفاده از دستگاه دلومینیتر فراوان‌تر از قسمت اول شوده است،‌ بلکه همه‌چیز حال و هوای بریتانیایی‌وارتری نسبت به فضای آمریکایی قسمت اول گرفته است. مهم‌ترین ارجاع تریلر منتشر شوده از «جرایم گریندل‌والد» اما سمبلِ یادگاران مرگبار است. همان‌طور که می‌دانیم یادگاران مرگبار شامل سه شی می‌شود (شنل نامرئی‌کننده، سنگ رستاخیز و چوبدستی ارشود) و هر کسی به آنها دست پیدا کند به «استاد مرگ» بدل می‌شود. کتاب‌های تاریخ می‌گویند دامبلدور و گریندل‌والد در جوانی با هم دوست بودند و روی پیدا کردن یادگاران مرگبار تحقیق و مطالعه می‌کردند. احتمالا هدف گریندل‌والد در فیلم جدید پیدا کردن این اشیا و استفاده از آنها برای اهداف شرورانه است. درست به همان شکلی که لرد ولدمورت در داستان اصلی معتاد پیدا کردن آنها شوده بود. روی هم رفته «جرایم گریندل‌والد» ماموریت دشواری برای متقاعد کردن‌مان برای اهمیت دادن به این مجموعه‌ی جدید دارد. تا مجبورمان کند از این به بعد برای دیدن این فیلم‌ها حداقل نیمی از هیجانی که برای فیلم‌های «هری پاتر» را داشتیم را داشته باشیم. فعلا که دیدن جودلا در نقش دامبلدور جوان و درگیر شودن او با جانی دپ کار خودش را کرده است.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Mortal Engines

موتورهای فانی

یکی از فیلم‌های امسال که تحلیلگران و سینمادوستان به عنوان یکی از امیدهایمان برای آغاز یک مجموعه فانتزی جدید به آن دل بسته‌اند «موتورهای فانی» است. سینما در چند سال اخیر پوست انداخته است. حالا یا آی‌پی‌های شناخته‌شوده اکثر «هیت»‌های تجاری را تشکیل می‌دهند یا ریبوت‌ها و بازسازی مجموعههای یکی-دو نسل گذشته. در سال ۱۹۹۷ «عنصر پنجم» (The Fifth Element) دقیقا به خاطر منحصربه‌فرد و اورجینال‌بودن در باکس آفیس مورد استقبال قرار گرفت. اما در سال ۲۰۱۷ اقتباس «والرین و شهر هزار سیاره» از روی یک کامیک‌بوک فرانسوی را داشتیم که حتی نصفِ «عنصر پنجم» هم موفق نبود. بنابراین سوالی که مطرح می‌شود این است که آیا بالاخره روزی می‌رسد تا شاهد تصاحب باکس آفیس توسط مجموعه جدیدی باشیم که خبری از بتمن‌ها و تونی استارک‌ها و ترمیناتورها در آن نباشود؟ عده‌ای فکر می‌کنند «موتورهای فانی» ممکن است همان فیلمی باشود که جواب این سوال را خواهد داد. البته که نمی‌توان به خاطر رفتار خصومت‌آمیزترِ سینمای حال حاضر نسبت به اسم‌های جدید، امید چندانی به «موتورهای فانی» داشت و اگرچه هر لحظه ممکن است این فیلم به سرنوشت شکست‌هایی مثل «والرین» و «وارکرفت» دچار شود، اما از آنجایی که بودجه‌ی این فیلم به جای «صعود ژوپیتر»، به «دانکرک» نزدیک است و از آنجایی که این فیلم کسی مثل پیتر جکسون را به عنوان تهیه‌کننده‌اش دارد، همه‌چیز کمی امیدارکننده به نظر می‌رسد. بالاخره «ارباب حلقه‌ها: یاران حلقه» به کارگردانی پیتر جکسون همان فیلم تاریخ‌سازی بود که فضای بلاک‌باسترسازی هالیوود را متحول کرد. آن فیلم در کنار «هری پاتر و سنگ جادو» آن‌قدر خوب و غیرمنتظره بودند که راه را برای بلاک‌باسترهایی فعلی باز کردند. اما از ۱۵ سالی که از «بازگشت پادشاه» گذشته است، مجموعه جدیدی نداشته‌ایم که هالیوود را با زلزله‌ی تازه‌ای روبه‌رو کند. در حال حاضر «موتورهای فانی» همان فیلمی به نظر می‌رسد که می‌تواند ثابت کند یک بلاک‌باستر پرخرجِ تازه‌کار می‌تواند بدون اتکا به نوستالژی و طرفدارانِ شکل گرفته‌اش در طول سال‌ها، ذهن‌های جدیدی را تسخیر کند. امید قبلی‌مان برای انجام این کار «برج تاریک» (Dark Tower)‌ بود که با فاصله‌ی فاحشی شکست خورد. حداقل با توجه به اولین تریلر فیلم به نظر می‌رسد که هر اتفاقی برای «موتورهای فانی» بیافتد، سرنوشتِ «برج تاریکی» یکی از آنها نخواهد بود. بنابراین حالا نوبتِ کسی که سرزمین میانه را به سینما آورد رسیده تا باری دیگر نجات‌مان بدهد.

حالا نوبتِ کسی که سرزمین میانه را به سینما آورد رسیده تا باری دیگر نجات‌مان بدهد

اقتباس از روی رمان‌ فیلیپ ریو که در سال ۲۰۰۱ منتشر شود مدتی در برزخ تولید به سر برد تا اینکه بالاخره در اواخر سال گذشته ساختش جدی گرفته شود. در ابتدا جکسون قصد داشت تا این رمان را در سال ۲۰۰۹ به سینما بیاورد. اما بعد از اینکه گیرمو دل‌تورو از کارگردانی اقتباس «هابیت» کناره‌گیری کرد، جکسون تصمیم گرفت تا برای ساخت یکی از پروژه‌های آرزوهایش جایگزین او شود. بنابراین جکسون چند سالی درگیر بازگشت به «سرزمین میانه شود و «موتورهای فانی» را برای مدتی کنار گذاشت. در واکنش به این اتفاق کمپانی یونیورسال پیکچرز و وینگ‌نات فیلمز (کمپانی متعلق به جکسون) تصمیم گرفتند تا هدایت این فیلم را به کریستین ریورز، همکار قدیمی جکسون بسپارند که «موتورهای فانی» اولین تجربه‌ی کارگردانی‌اش محسوب می‌شود. اگرچه جکسون دیگر کارگردانی فیلم را برعهده ندارد، اما فیلم براساس فیلمنامه‌ای نوشته‌ی خود او و فیلمنامه‌نویسانِ «ارباب حلقه‌ها» ساخته خواهد شود. «موتورهای فانی» اولین قسمت از مجموعه رمان‌هایی است که دنباله‌هایش به ترتیب «طلای شکارچی» (Predator’s Gold)، «دستگاه‌های جهنمی» (Infernal Devices) و «دشت تاریک»‌ (A Darkling Plain) استند. داستان در آینده‌ی دستوپیایی‌ استیم‌پانکی جریان دارد که توسط واقعه‌ای که به «جنگ شصت دقیقه» معروف است نابود شوده است. جنگی اتمی سطح زمین را به مکانی که بی‌وقفه میزبانِ زلزله‌ها و فوران آتش‌فشان‌ها و دیگر بلاهای طبیعی و غیرطبیعی است تبدیل کرده است. داستان پیرامون شهر لندن می‌چرخد که به کمک تکنولوژی‌های عجیب و چرخ‌های عظیم‌جثه‌ای توانایی تغییر مکان برای یافتن منابع زمین و بلعیدن دیگر شهرهای کوچک‌تر را دارد. «موتورهای فانی» به عنوان داستانی با لوکیشن‌های خیره‌کننده و مکتب هنری منحصربه‌فردی شناخته می‌شود که دیدن دنیای ترسناک اما زیبا و تاریخ غنی و کنجکاوی‌برانگیزش با بهترین جلوه‌های ویژه روی پرده سینما یکی از آرزوهایش طرفدارانش بوده است و تمام خصوصیات لازم برای تبدیل شودن به یک مجموعه فانتزی قابل‌اتکای جدید را دارد. کاش که بشود!

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Ralph Breaks The Internet: Wreck-It Ralph 2

رالف اینترنت را خراب می‌کند: رالف خرابکار ۲

اگرچه رسیدن به موفقیت پیکسار خیلی وقت است که به هدف استودیوهای انیمیشن‌سازی زیادی در هالیوود تبدیل شوده است، اما اندک استودیوهایی وجود دارند که در زمینه‌ی انیمیشن‌های تماما کامپیوتری به کیفیتِ آنها نزدیک شوند یا پشت سرشان بگذارند. با این حال اگر فقط یک استودیو باشود که هر از گاهی در این کار موفق بوده استودیوی انیمیشن‌سازی دیزنی بوده است. مخصوصا از وقتی که با خرید پیکسار توسط دیزنی، آنها باید برای عقب نماندن از رقیب ناخوانده‌شان بیش از پیش تلاش کنند. همین باعث شوده تا آنها برخی از بهترین انیمیشن‌های چند سال اخیر را تولید کنند. از «زوتوپیا» (Zootopia) گرفته تا «موآنا» (Moana) و «بیگ هیرو ۶» (Big Hero 6). یکی دیگر از انیمیشن‌های پرطرفدارشان که بی‌صبرانه منتظر دنباله‌اش استیم «رالف خرابکار» بود. این فیلم ویدیو گیمی به لطف صداپیشگی گروه بااستعدادی مثل جان سی. رایلی، آلن تودیک و سارا سیلورمن و ایده‌ی جذابش در دل سینمادوستان جا باز کرد؛ داستان شخصیت شرور یک بازی ویدیویی که حالا به قهرمان تبدیل شوده و سفرش از درون دنیای بازی‌های مختلف. بزرگ‌ترین جذابیت فیلم اول شوخی‌هایش با کلیشه‌های بازی‌های ویدیویی و استفاده از خصوصیات بی‌شمار آنها برای داستانگویی و خلق اکشن بود. ولی از قرار معلوم تم اصلی فیلم جدید حول و حوش شوخی کردن با اینترنت و تمام متعلقاتش می‌چرخد.

نکته‌ی جالب «رالف خرابکار ۲» اما این است که با اولین دنباله‌ی واقعی دیزنی سروکار داریم. یعنی چی؟ خب، قسمت اول «رالف خرابکار» در سال ۲۰۱۲ درست یک سال قبل از «یخ‌زده» (Frozen) روی پرده رفت. در زمانی که پیکسار در دوران سقوط هنری پسا-«داستان اسباب‌بازی ۳» به سر می‌برد. روبه‌رو شودن با فیلمی از دیزنی که به اندازه‌ی فیلم‌های پیکسار، نوآورانه، از لحاظ احساسی درگیرکننده و باطراوت باشود هنوز اتفاق جدیدی بود. بنابراین «رالف خرابکار» یک‌جورهایی حکم فیلمی را داشت که مجبورمان کرد دیزنی را از این به بعد جدی بگیریم. مهم‌تر اینکه «رالف خرابکار ۲» از زمان «فانتازیا ۲۰۰۰» (Fantasia 2000) در سال ۱۹۹۹ تاکنون اولین دنباله‌ی واقعی دیزنی محسوب می‌شود. بقیه‌ی دنباله‌های دیزنی در این مدت یا متعلق به پیکسار بوده‌اند یا دنباله‌هایی بوده‌اند که یکراست با هدف پخش در شبکه‌ی خانگی ساخته شوده‌اند. «پیتر پن ۲: بازگشت به نورلند» (۴۸ میلیون دلار خانگی و ۱۱۰ میلیون دلار جهانی از ۲۰ میلیون دلار بودجه) و «کتاب جنگل ۲» (۴۷ میلیون دلار خانگی و ۱۳۵ میلیون دلار جهانی از ۲۰ میلیون دلار بودجه) فیلم‌هایی بودند که با هدف پخش از شبکه‌ی تلویزیونی دیزنی ساخته‌ شودند، اما سر از سینما در آوردند. چنین چیزی درباره‌ی «هواپیماها» (Planes) و «هواپیماها: حریق و نجات» (Planes: Fire and Rescue) هم صدق می‌کند. البته که این وسط فیلمی مثل «وینی دِ پو» (Winnie the Poo) را داشتیم که با کسب ۳۳ میلیون دلار از ۳۰ میلیون بودجه توسط «هری پاتر و «یادگاران مرگبار» نابود شود. اما روی هم رفته «رالف خرابکار ۲» یک‌جورهایی حکم اتفاق منحصربه‌فردی را برای دیزنی دارد. این فیلم نه تنها دنباله‌ای برای شبکه‌ی خانگی نیست که در سینماها عرضه شود. بلکه برخلاف سنت معمول دیزنی، دنباله‌ی فیلمی از چند دهه‌ی قبل هم نیست. بنابراین اگرچه دنباله‌ی «رالف خرابکار» همان چیزی است که برایش لحظه‌شماری می‌کردیم، اما موفقیت آن می‌تواند دیزنی را مجاب کند که از این به بعد با فاصله گرفتن از انیمیشن‌های اورجینال، در استراتژی‌اش در زمینه‌ی دنباله‌سازی تجدید نظر کند.

 

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Mary Poppins Returns

مری پاپینز بازمی‌گردد

جدیدترین فانتزی دیزنی از روی فیلم‌های قدیمی‌اش بیشتر از یک بازسازی، حکم یک دنباله را دارد. «مری پاپینز بازمی‌گردد» توسط راب مارشال کارگردانی می‌شود که او را به خاطر ساخت موزیکال‌هایی مثل «شیکاگو» و «به درون جنگل‌» می‌شناسیم. فیلمنامه‌ توسط دیوید مگی، نویسنده‌ی «در جستجوی نورلند» (Finding Neverland) به نگارش در آمده است. «بازمی‌گردد» نقش دنباله‌ی فیلم کلاسیک «مری پاپینز» از سال ۱۹۶۴ به کارگردانی رابرت استیونسون را دارد که آن فیلم هم براساس رمانی به همین نام از پی. ال. تراورز ساخته شوده بود. «مری پاپینز» همچنین یکی از آخرین فیلم‌هایی بود که خود شخص والت دیزنی قبل از مرگش در سال ۱۹۶۶ آن را تهیه‌کنندگی کرده بود. «مری پاپینز بازمی‌گردد» ۲۵ سال بعد از فیلم اول (با وجود اینکه در دنیای واقعی ۵۴ سال از آن فیلم می‌گذرد) اتفاق می‌افتد جریان دارد و امیلی بلانت را در نقش اصلی دارد. جایی که مری پاپینز بعد از سال‌ها برای نگهداری از بچه‌های مایکل بنکس برمی‌گردد. ساخت این دنباله بعد از ۵۴ سال که آن را بعد از فاصله‌ی ۶۳ ساله بین «بامبی» و دنباله‌اش به یکی از طولانی‌ترین فاصله‌های بین دنباله‌ها تبدیل می‌کند باعث شوده تا نگرانی‌های پیرامون دنباله‌سازی برای یکی از خاطره‌انگیزترین فیلم‌های دیزنی شکل بگیرد. اما راب مارشال در جواب به این نگرانی‌ها گفته است که آنها قصد دستکاری فیلم اول را ندارد. از آنجایی که هشت کتاب «مری پاپینز» توسط تراورز نوشته شوده و فیلم اصلی فقط کتاب اول را اقتباس کرده است، آنها هفت کتاب دیگر برای اقتباس دارند. به قول مارشال کتاب‌های «مری پاپینز» حکم «هری پاتر»های زمانه‌ی خودشان را داشته‌اند. در نتیجه او علاقه‌ای به بازسازی فیلم اول ندارد و فقط می‌خواهد داستانی را روایت کند که بعد از قسمت قبل اتفاق می‌افتد. ناگفته نماند که تلاش برای ساخت دنباله‌‌ی «مری پاپینز» مربوط به چند سال اخیر نمی‌شود. دیزنی در دهه‌ی هشتاد و نود هم برای این کار برنامه داشته که هیچ‌وقت نتیجه ندادند.

به هر حال مارشال پروژه‌ی حساسی را به گردن گرفته است. فیلم اصلی «مری پاپینز» نه تنها محبوب است، بلکه برنده‌ی پنج جایزه‌ی اسکار از ۱۳ نامزدی بود که شامل بهترین بازیگر نقش اول زن برای جولیا اندروز می‌شود. این در حالی بود که فیلم توسط کتابخانه‌ی ملی کنگره آمریکا هم به عنوان اثر ملی ثبت شوده است. البته که مارشل سابقه‌ی قوی‌ای در زمینه‌ی ساخت فیلم‌های موزیکال دارد. ناسلامتی هر دوی «شیکاگو» و «به درون جنگل» برندگان اسکار استند و احتمالا به خاطر همین است که دیزنی اقدام به استخدام او برای انجام این ماموریت کرده است. همچنین اگرچه حتی تصور پیدا کردن جایگزینی در حد و اندازه‌ی جولیا اندروز غیرممکن است، اما امیلی بلانت در همان اندک تصاویری که از فیلم دیده‌ایم طوری در این نقش جفت و جور شوده که حداقل از همین حالا خیال‌مان را از این بخش از فیلم راحت کرده است. باید دید در کریسمسی که دیزنی «جنگ ستارگان» ندارد، «مری پاپینز» می‌تواند نام دیزنی را در باکس آفیس سر زبان‌ها بیاندازد یا نه. بالاخره داریم درباره‌ی دنباله‌ی فیلمی حرف می‌زنیم که ۱۰۲ میلیون دلار در سال ۱۹۶۴ فروخت که با احتساب نرخ تورم برابر با ۷۱۷ میلیون دلار است. موفقیت غول‌آسای بازسازی «دیو و دلبر» نشان داد که محبوبیت چند نسلی یک آی‌پی می‌تواند منجر به پول‌های قلنبه‌سلنبه‌ای می‌شود و چه چیزی محبوب‌تر از مری پاپینز!

بازی Sniper Ghost Warrior 3

The Nun

راهبه

جیمز وان بعد از «اره» (Saw) موفق شود تا باری دیگر توسط «احضار» (The Conjuring) جان تازه‌ای به درون رگ‌های فیلم‌های ترسناکِ زیرژانر خانه‌‌ی جن‌زده تزریق کند. فیلم علاوه‌بر تحسین منتقدان و مردم، ۳۱۸ میلیون دلار از ۲۰ میلیون دلار بودجه کسب کرد. اولین اسپین‌آف این فیلم «آنابل» (Annabelle) بود که با وجود شکست هنری، به ۲۵۷ میلیون دلار از ۶ و نیم میلیون دلار بودجه دست پیدا کرد. «احضار ۲» با کسب ۳۲۰ میلیون دلار از ۴۰ میلیون دلار بودجه طوری در اثبات موفقیت این مجموعه کم‌نظیر بود که برادران وارنر بلافاصله خبر از شکل‌‌گیری «دنیای سینمایی احضار» داد. «آنابل: خلقت» (Annabelle: Creation)‌ به عنوان اولین فیلمی که بعد از این خبر منتشر شود استانداردهای مجموعه را پیشرفت نداد، اما علاوه‌بر موفقیت تجاری حکم زمینه‌چینی فیلم بعدی این دنیای سینمایی که «راهبه» نام دارد را نیز داشت. داستان فیلم جدید حول و حوش یک کشیش و راهبه‌ای جوان به عنوان دستیارش جریان دارد که توسط واتیکان برای بررسی خودکشی مرموز یک راهبه در رومانی به آنجا فرستاده می‌شوند.

یکی از چیزهایی که دنیاهای سینمایی برای تازه باقی ماندن باید رعایت کنند عدم تکرار خودشان با هر قسمت جدید است. اتفاقا گری دابرمن به عنوان نویسنده‌ی «راهبه» به این نکته اشاره کرده و گفته است که طبق دستور جیمز وان، همه‌ی فیلم‌های مجموعه باید طعم و مزه‌ی خاص خودشان را داشته باشند. هر دو فیلم «احضار» و «آنابل» در دهه‌ی ۷۰ جریان داشتند و «آنابل: خلقت» در دهه‌ی ۴۰ جریان داشت و اگرچه هنوز زمان وقوع داستان «راهبه» اعلام نشوده، اما دابرمن گفته است که این فیلم اتمسفر فیلم‌های کلاسیکِ لندنی اواخر دهه‌های ۵۰ و ۶۰ که افرادی مثل پیتنر کاشینگ و کریستوفر لی را به دنیا معرفی کردند را خواهد داشت. نتیجه یکی از آن فیلم‌های ترسناکی است که شامل عناصر مورمورکننده‌ی آشنایی مثل عمارت‌های گاتیگ مجلل و قبرستان‌هایی که همیشه سرِ سنگ‌قبرهایش از میان مه مشخص استند می‌شود. یا به عبارت بهتر حال و هوای تمام فیلم‌هایی که توسط استودیوی «همر فیلم پروداکشنز» ساخته شوده بودند. از «مومیایی» و «دراکولا» تا «نفرین گرگینه» و «نفرین فرانکنشتاین». سکانس‌های راهبه در طول سری «احضار» جزو عصبی‌کننده‌ترین سکانس‌های مجموعه بوده‌اند. پس این فیلم نه تنها بهترین عنصر ترسناک مجموعه را در اختیار دارد، بلکه می‌تواند از آن در فضایی استفاده کند که جان می‌دهد برای یک فیلم ترسناک منحصربه‌فرد.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Psychokinesis

سایکوکینسیس

یکی از بهترین بلاک‌باسترهای سال ۲۰۱۶ نه یک فیلم آمریکایی، که فیلمی از کره‌ی جنوبی بود. تریلر زامبی‌محور «قطار بوسان» (Train to Busan)، به کارگردانی یئون سانگ-هو انرژی تازه‌ای به درون رگ‌های فیلم‌های زامبی‌محور تزریق کرد و با کسب ۱۳۵ میلیون دلار فروش به موفقیت تجاری بزرگی هم دست پیدا کرد. ناگهان یک شبه سانگ-هو به جمع کارگردانان هیجان‌انگیز سینمادوستان دنیا تبدیل شود تا کارهای آینده‌اش را با دقت زیر نظر بگیرند. اگر این کارگردان با«قطار بوسان» فیلم‌های زامبی‌محور را دوباره هیجان‌انگیز کرده بود، به نظر می‌رسد با فیلم جدیدش قصد دارد برداشت خودش از یکی دیگر از ژانرهای پرطرفدار سینمای دنیا را ارائه بدهد: سینمای ابرقهرمانی. جدیدترین فیلم این کارگردان که «سایکوکینسیس» نام دارد به مرد ساده‌ای می‌پردازد که متوجه می‌شود قادر است با ذهنش همه‌چیز را تکان بدهد و پرواز کند و تصمیم می‌گیرد از این قدرت‌ها برای نجات دخترش که گروگان گرفته شوده استفاده کند. اگرچه ژانر اشباع‌شوده‌ی ابرقهرمانی یعنی هرچه کمتر، بهتر. اما اگر یک فیلم ابرقهرمانی باشود که بتوان انتظار تجربه‌ی منحصربه‌فردی را در مقایسه با نمونه‌های آمریکایی از آن کشید همین «سایکوکینسیس» خواهد بود. بالاخره از آنجایی که با فیلمی از کره‌ی جنوبی سروکار داریم، احتمالا باید همچون «قطار بوسان» انتظار فیلمی را بکشیم که نحوه‌ی ساخت فیلمی که بی‌وقفه بین دلهره‌آوری، خنده، ابسوردیسم، جنون و هیجان دنده عوض می‌کند را به آمریکایی‌ها، مخصوصا مسئولان دنیای سینمایی دی‌سی آموزش بدهد!

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Mowgli

موگلی

درست دو سال بعد از بازسازی لایو اکشنِ انیمیشن «کتاب جنگل» (The Jungle Book) به کارگردانی جان فاوورو که توسط دیزنی اکران شود، امسال برادران وارنر «موگلی» را برای اکران در برنامه دارد. این فیلم به کارگردانی اندی سرکیس که در ابتدا «کتاب جنگل: ریشه‌ها» نام داشت، جدیدترین اقتباس سینما از روی این داستان کلاسیک است. این در حالی بود که خبر ساخت «کتاب جنگل» توسط سرکیس تقریبا دور و اطراف همان زمانی اعلام شود که دیزنی مشغول بازسازی انیمیشن کلاسیکش بود. آن فیلم به حدی از لحاظ تجاری و هنری مورد استقبال مثبت قرار گرفت که بلافاصله دنباله‌اش چراغ سبز گرفت. همین موضوع سرنوشتِ فیلم سرکیس را در هاله‌ای از ابهام قرار گرفت. گرچه برادران وارنر اسم فیلم را برای فاصله گرفتن از ساخته‌ی فاوورو تغییر داده است، اما خلاصه‌قصه‌ی منتشر شوده از فیلم شباهت زیادی به فیلم دیزنی دارد. اینجا هم با فیلمی که از ترکیب لایو اکشن و تکنیک پرفورمنس کپچر ساخته شوده سروکار داریم که به داستان پسر انسانی به اسم موگلی (روهان چند) می‌پردازد که در جنگل‌های هند توسط دسته‌ای گرگ بزرگ می‌شود. موگلی به تدریج با یاد گرفتن قوانین و چم و خم زندگی در جنگل توسط خرسی به اسم «بالو» (اندی سرکیس) و پلنگی به اسم «بگیرا» (کریستین بیل) توسط حیوانات جنگل به عنوان یکی از خودشان قبول می‌شود. همه به جز یکی: ببر ترسناکی به اسم شیرخان (بندیکت کامبربچ).

اگرچه خط داستانی «موگلی» به فیلم دیزنی شباهت دارد، اما برادران وارنر از هر فرصتی که گیر می‌آورد برای تاکید روی این مسئله که فیلمشان بیشتر از فیلم دیزنی به منبع اقتباس وفادار است نهایت استفاده را می‌کند. اما نکته این است که وفاداری «موگلی» به منبع اقتباس به چیزهای بی‌اهمیتی مثل اسم کاراکترها و نژاد حیوانات خلاصه شوده است. از طرف دیگر اندی سرکیس گفته در حالی که «موگلی» از پرفورمنس کپچر استفاده می‌کند، «کتاب جنگل» نکرده است. در حالی که «موگلی» در لوکیشن‌های واقعی واقع در آفریقای جنوبی فیلمبرداری شوده، «کتاب جنگل» تقریبا کلا دیجیتالی بوده است. در حالی که بازیگران نقش اجرای حرکاتِ حیوانات را در «موگلی» برعهده دارند، حضور بازیگران در «کتاب جنگل» به صداپیشگی خلاصه شوده بود. همچنین در حالی که «کتاب جنگل» حال و هوای خانواده‌پسند و موزیکالی داشت، «موگلی» فضای تیره و تاریک‌تری دارد و به قول سرکیس به جای بچه‌های ۵ ساله، برای مخاطبان بزرگسال ساخته شوده است. به عبارت دیگر «موگلی» به درد کسانی می‌خورد که می‌خواهد نسخه‌ی واقعی‌گرایانه‌تر و خشن‌تری از «کتاب جنگل» را ببینند. حالا فقط باید صبر کرد و دید این موضوع چقدر در متفاوت ساختن «موگلی» نسبت به «کتاب جنگل» تاثیرگذار بوده است. مخصوصا با توجه به اینکه دیزنی همین الان کار روی دنباله‌ی «کتاب جنگل» را شروع کرده است و ما می‌توانیم به جای یک فیلم تکراری، برای دیدن دنباله‌اش صبر کنیم.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Ocean’s Eight

هشت یار اوشن

بازسازی ستاره‌محور «یازده یار اوشن» در سال ۲۰۰۱ به یکی از فیلم‌های جنایی/سرقت‌محور کلاسیک سینما بدل شود. ساخته‌ی استیون سودربرگ که از گروه بازیگران جذابی همچون جرج کلونی، جولیا رابرتز، مت دیمون، برد پیت و غیره بهره می‌برد و شامل لوکیشن‌های مجللی در لاس وگاس می‌شود، با بهره‌گیری از داستانگویی تند و تیز و فرم کارگردانی بااعتمادبه‌نفسش مورد تحسین قرار گرفت. دو دنباله در سال‌های ۲۰۰۴ و ۲۰۰۷ برای آن ساخته شودند که هر دو با اینکه نسبتا خوب ظاهر شودند، ولی به کیفیت تکرارنشودنی قسمت اول دست پیدا نکردند. حالا که بازار ریبوت‌ آی‌پی‌های پرطرفدار قدیمی گرم است، بازگشت سارقانِ لوتی و بامعرفِ جناب آقای اوشن ردخور نداشت. فقط با این تفاوت این‌بار جای آقای اوشن را خانم اوشن گرفته است و او به جای یازده نفر، هشت هم‌دست دارد. رهبرِ قهرمانان جدید که تمامی آنها را زنان تشکیل داده‌اند دبی (ساندرا بولاک)، خواهر دنی اوشن است که یارانش را بازیگرانی همچون کیت بلانشت، ریانا، آن هاتاوی، میندی کیلینگ، هلنا بوهم کارتر، اوکوفینا و سارا پالسون تشکیل می‌دهند. این در حالی است که مت دیمون در قالب شخصیت لاینس کالدول، شخصیت قدیمی مجموعه حضور کوتاهی در فیلم جدید خواهد داشت. همچنین ریچارد آرمیتاژ هم به عنوان شخصیتی تازه‌وارد به این مجموعه اضافه خواهد شود. «هشت یار اوشن» توسط گری راس که او را به خاطر فیلم‌های «پلیزنتویل» (Pleasentville) و «هانگر گیمز» (Hunger Games) می‌شناسیم کارگردانی می‌شود. فیلمنامه‌ی فیلم هم توسط خود او و نویسنده‌ی تازه‌واردی به اسم اُلیویا میلچ به نگارش در آمده است.

«هشت یار اوشن» به جای اینکه تاریخ به جا مانده از فیلم‌های قبلی را پاک کند، از آن به عنوان سکوی پرتابی برای دنیاسازی و روایت قصه‌‌ای جدید استفاده می‌کند

تریلر منتشر شوده از فیلم نشان می‌دهد که «هشت یار اوشن» بیشتر از اینکه مثل «شکارچیان ارواح» (Ghostbusters) حکم ریبوتی تمام‌عیار را داشته باشود، چیزی شبیه به دنباله‌ای نصفه‌ و نیمه است. «هشت یار اوشن» به جای اینکه تاریخ به جا مانده از فیلم‌های قبلی را پاک کند، از آن به عنوان سکوی پرتابی برای دنیاسازی و روایت قصه‌‌ای جدید استفاده می‌کند. از قرار معلوم دنی اوشن قبل از اتفاقات «هشت یار اوشن» مُرده است و همین به انگیزه‌ای برای تصمیمات خواهرش در این فیلم تبدیل شوده است. البته از آنجایی که همگی دنی اوشن را به عنوان یک کلاهبردار حرفه‌ای می‌شناسیم، این احتمال وجود دارد که مرگش تقلبی باشود و یکی از غافلگیری‌های فیلم افشای سرنوشت واقعی او باشود. شاید بزرگ‌ترین نگرانی‌مان درباره‌ی فیلم جدید عدم حضور استیون سودربرگ در پشت دوربین باشود. اما خبر خوب این است که گری راس و سودربرگ دوستان و همکاران قدیمی استند. حتی راس سابقه‌ی کار روی سه‌گانه‌ی «اوشن» را نیز دارد. تصاویر منتشر شوده از فیلم هم حاوی همان لحن بازیگوشانه‌ و فرم شیک و مجلسی فیلم‌های سودربرگ است. با این حال از آنجایی که سودربرگ یکی از کارگردانی است که از فرم کارگردانی منحصربه‌فرد خودش را دارد که به راحتی قابل تکرار شودن توسط فرد دیگری نیست، باید دید گری راس چقدر در تکرار دست خط سودربرگ موفق خواهد بود و چقدر تازگی از سمت خودش به این فیلم آورده است. «هشت یار اوشن» دو سناریوی متفاوت جلوی روی خودش دارد؛ اگر فیلم خوبی از آب در نیاید، شاهد تکرار «شکارچیان ارواح» خواهیم بود: تعویض بازیگران مرد با زن به هوای ایجاد تغییرات سطحی در مجموعه. اما اگر خوب از آب در بیاید، شاهد تکرار «کرید» خواهیم بود: معرفی قهرمانان جدید به‌علاوه‌ی ادامه‌ی داستان دنی اوشنِ پرطرفدار. در این صورت شاهد اکشن کمدی بزن‌ بکوبِ پرزرق و برقی خواهیم بود که گروه بازیگران زنش در نقش‌های اصلی آن را به یک فیلم منحصربه‌فرد در باکس آفیس امسال تبدیل خواهد بود.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Hotel Transylvania 3: Summer Vacation

هتل ترانسلوانیا ۳: تعطیلات تابستان

سری «هتل ترانسلوانیا» شاید جزو غول‌های هالیوود نباشود، اما یکی از موفقیت‌ترین فیلم‌های استودیوی انیمیشن‌سازی سونی بوده است و به عنوان یکی از بزرگ‌ترین موفقیت‌های اخیر آدام سندلر، صداپیشه‌ی کُنت دراکولا شناخته می‌شود. این مجموعه با وجود نقدهای ضد و نقیضی که از منتقدان دریافت کرده، از لحاظ تجاری موفق حساب می‌شوند. فیلم اول ۳۵۸ میلیون دلار از سرتاسر دنیا کسب کرد و فیلم دوم هم به رقم فوق‌العاده‌ی ۴۷۳ میلیون دلار فروش جهانی دست پیدا کرد. سری «هتل ترانسلوانیا» که پارودی فیلم‌های هیولایی یونیورسال استند پیرامون دراکولا و عمارت معروفش می‌چرخد که نقش مقصد تعطیلاتِ دیگر هیولاها بدون ترس از حضور انسان‌ها را دارد. اما وقتی در فیلم اول سروکله‌ی پسر نوجوانی در عمارت پیدا می‌شود و عاشق دختر دراکولا می‌شود، تعادل هتل به هم می‌ریزد، اما همه‌چیز با آشتی و رقص و موسیقی به اتمام می‌رسد. فیلم دوم هم دوباره به تلاش درکولا برای کنار آمدن با تغییرات خانوادگی اختصاص داشت. این‌بار درکولا نگران این است که نکند نوه‌اش قابلیت‌های خون‌آشامی‌اش را به ارث نبرده باشود. فیلم سوم اما از جایی آغاز می‌شود که میویس (سلنا گومز) تصمیم می‌گیرد تا با فرستادن پدرش به یک تعطیلات خانوادگی، غافلگیرش کند. بالاخره درکولا آن‌قدر سرگرم مدیریت هتل ترانسلوانیا است که به کمی استراحت نیاز دارد. پس میوس پدرش و دار و دسته‌ی رفقای هیولایی‌اش را به سفر می‌فرستد. دراکولا با اینکه در ابتدا علاقه‌ای به سفر دریایی با کشتی ندارد، اما به محض اینکه چشمش به اریکا، کاپیتان کشتی می‌افتد، بلافاصله به او دل بسته و فکر می‌کند که او بالاخره کسی را پیدا کرده است که او را خوشبخت خواهد کرد. البته که میویس به ماجرا شک کرده است و فکر می‌کند که یک جای کار کاپیتان کشتی می‌لنگد. خیلی زود معلوم می‌شود شم کاراگاهی میویس بی‌دلیل نبوده است. اریکا در واقع نوه‌ی نوه‌ی نوه‌ی دشمن معروف دراکولا یعنی آبراهام ون هلسینگ، شکارچی هیولا است. پس از قرار معلوم این تعطیلات آن‌قدرها هم برای دراکولا آرامش‌بخش و بدون دردسر نخواهد بود.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Mamma Mia: Here We Go Again

ماما میا ۲

قسمت اول «ماما میا» در سال ۲۰۰۸ غوغا به پا کرد. این فیلم که براساس یک نمایش موزیکال برادوی اقتباس شوده بود، کمدی رومانتیکِ غافلگیرکننده‌ای بود که از بهترین قطعات گروه موسیقی «آبا» بهره می‌برد. فیلم که با ۵۲ میلیون دلار ساخته شوده بود حدود ۶۱۰ میلیون دلار در دنیا فروخت. اما طرفداران فیلم باید حدود یک دهه صبر می‌کردند تا بالاخره چشمشان به جمال دنباله‌ی فیلم روشن شود. داستان فیلم درباره‌ی دختری با بازی آماندا سیفراید بود که مادرش (مرل استریپ) نمی‌داند که او پدرش را به جشن عروسی‌اش دعوت کرده است تا دست او را قبل از خواندن خطبه‌ی عقد بگیرد. فقط مشکل این است که او نمی‌داند که پدر واقعی‌اش چه کسی است. بنابراین هر سه مردی که می‌توانند پدرش باشند را دعوت کرده است. یکی از دلایلی که باعث شود یونیورسال ساخت دنباله‌ی فیلم را تا الان عقب بیاندازد به خاطر واکنش نه چندان مثبت منتقدان به فیلم بود. اما به نظر می‌رسید مردم از تماشای آن به عنوان فیلمی پر از لحظات خنده‌دار و تصاویر و لوکیشن‌های شگفت‌انگیزش لذت‌ برده بودند. شاید باورتان نشود اما قسمت اول «ماما میا» قبل از «واندر وومن» (Wonder Woman)، پرفروش‌ترین فیلم لایو اکشنی که توسط یک زن کارگردانی شوده بود حساب می‌شود. شاید باورتان نشود اما «ماما میا» قبل از «دیو و دلبر» (Beauty and the Beast) در جایگاه اول پرفروش‌ترین فیلم لایو اکشن موزیکال تمام دوران‌ها قرار داشت و شاید باورتان نشود، اما «ماما میا» در تابستان ۲۰۰۸، بیشتر از «مرد آهنی» (Iron Man) فروخت. پس حالا باید صبر کرد و دید تابستان امسال دنباله‌ی این فیلم چقدر از شکوه قسمت اول را می‌تواند تکرار کند.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

A Star is Born

تولد یک ستاره

شاید تنها چیزی که برای چشم به راه بودن برای «تولد یک ستاره» نیاز داریم این است که این فیلم حکم اولین تجربه‌ی کارگردانی بردلی کوپر را دارد. فیلم‌های کارنامه‌ی کاری کوپر طیف وسیعی را شامل می‌شوند. از کمدی‌های کالتی مثل «تابستان خیس و داغ آمریکایی» (Wet Hot American Summer) تا حضورش در فیلم‌های «خماری» (The Hangover) که حکم معرفی او به دنیا را داشتند. از حضور در اکشن‌هایی مثل A-Team و صداپیشگی در قالب راکت در فیلم‌های «نگهبانان کهکشان» و نقش‌آفرینی در درام‌های تحسین‌شوده‌ای مثل «دفترچه‌ی راهنمای مثبت‌اندیشی» (Silver Lining Playbook) و «کلاهبرداری آمریکایی» (American Hustle). اولین تجربه‌ی کارگردانی او بازسازی داستانی است که برای اولین‌بار در فیلمی به همین نام در سال ۱۹۳۷ با بازی جنت گینور و فردریک مارچ معروف شود و بعدها در سال ۱۹۵۴ با حضور جودی گارلند و جیمز میسون بازسازی شود. جدیدترین بازسازی «تولد یک ستاره» مربوط به سال ۱۹۷۶ با بازی باربارا استرایسند و کریس کریستوفرسن می‌شود. اولین بار در سال ۲۰۱۱ بود که بحث‌های پیرامون بازسازی دوباره‌ی «تولید یک ستاره» توسط کلینت ایستوود و با بازی بیانسه مطرح شود. اما بارداری بیانسه پروژه را به تعویق انداخت. در سال ۲۰۱۲ وقتی استودیوی برادران وارنر موفق به جذب لئوناردو دی‌کاپریو، ویل اسمیت، جانی دپ، تام کروز و کریستین بیل نشود، بیانسه از پروژه کنار رفت و بردلی کوپر به جای ستاره‌ی مرد اصلی به فیلم اضافه شود. در سال ۲۰۱۵ کوپر تصمیم گرفت تا کارگردانی این فیلم را هم برعهده بگیرد. بالاخره لیدی گاگا به جای بیانسه به فیلم پیوست و فیلم وارد مرحله‌ی تولید شود. «تولید یک ستاره» پیرامون داستان عاشقانه‌ی یک نوازنده‌ی موسیقی کانتری فراموش‌شوده به اسم جکسون مِین و خواننده‌ی بااستعداد اما ناشناخته‌ای به اسم اَلی (لیدی گاگا) است. رابطه‌ی عاشقانه‌ی این دو اگرچه پرحرارت آغاز می‌شود، اما وقتی الی به شهرت می‌رسد و جکسون زیر سایه‌ی موفقیت‌های او قرار می‌گیرد، رابطه‌شان با تزلزل و مشکل مواجه می‌شود. کوپر در مصاحبه‌هایش گفته است که فیلمش به سوال خیلی سخت و مهمی می‌پردازد؛ اینکه چه می‌شود وقتی به سی سالگی می‌رسی و این فکر که دیگر قرار نیست در رشته‌ای که به آن علاقه‌ای داری موفق شوی مثل خوره ذهنت را تسخیر می‌کند؟ به قول کوپر این‌جور مواقع هیچ چیزی بهتر از ابراز کردن این احساساتِ سخت توسط موسیقی و آواز وجود ندارد. گاگا به خاطر بازی در سریال «داستان ترسناک آمریکایی: هتل» (American Horror Story: Hotel) برنده‌ی جایزه‌ی گلدن گلوب شوده است و کوپر هم قبلا نشان داده که خیلی خوب می‌تواند از پس نقش‌های دراماتیک بربیاید، پس حالا نوبت اوست که با ارائه‌ی یک فیلم قابل‌توجه، رسما به عنوان یک کارگردان متولد شود.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Fahrenheit 451

فارنهایت ۴۵۱

یکی از ترندهایی که این اواخر در دنیای تلویزیون شاهد آن استیم، علاقه‌ی شبکه‌ها به اقتباسِ رمان‌های بحث‌برانگیز و غنی است. از موفقیتی که نت‌فلیکس با «۱۳ دلیل برای اینکه» (Thirteen Reasons Why)، رمان پرفروش جی اشر تجربه کرد تا اقتباس تحسین‌شوده‌ی رمان «بزرگ دروغ‌های کوچک» (Big Little Lies) نوشته‌ی لیان موریاریتی. از شبکه‌ی هولو که جوایز پایان سال را با «سرگذشت ندیمه» (The Handmaid’s Tale)، رمان کلاسیک مارگارت اتوود درو کرد تا خبرهای فراوانی که هر روز درباره‌ی کتاب‌هایی که بار و بندیلشان را به مقصد تلویزیون می‌بندند می‌شنویم. یکی از هیجان‌انگیزترین اقتباس‌های ادبی امسال «فارنهایت ۴۵۱»، اقتباس جدیدی از روی رمان کلاسیکی به همین نام نوشته‌ی رِی بردبری در سال ۱۹۵۳ است. محصول شبکه‌ی اچ.بی.اُ بدون‌شک یکی از اولین محصولات حوزه‌‌ی سرگرمی است که طرفداران سریال «سرگذشت ندیمه» برای تماشای آن لحظه‌شماری می‌کنند. چرا؟ خب، «فارنهایت ۴۵۱» هم درست مثل کتاب مارگارت اتوود در دنیای دستوپیایی ترسناکی جریان دارد که حکومتی فاشیسم و سرکوبگر بر همه‌چیز فرمانروایی می‌کند. درست مثل «سرگذشت ندیمه»، در این دنیا هم با سیستم من‌درآوردی عجیبی طرفیم که انسان‌ها را در عمق مدرنیته به قرون وسطا فرستاده است. همه‌ی اینها حاصل تلاش‌های حکومت برای کنترل شهروندانش است. اگر در «سرگذشت ندیمه»، حکومت زنان بارور را به عنوان متعلقات خودش اعلام کرده تا هر کاری که خواستند با آنها بکنند، «فارنهایت ۴۵۱» ما را به آینده‌ای می‌برد که کتاب و کتاب‌خوانی به‌طرز گسترده‌ای غیرقانونی است. مایکل بی‌. جوردن نقش آتش‌نشانی به اسم گای مونتاگ را بازی می‌کند که مسئولیت جدیدی به فهرست مسئولیت‌های شغلی‌اش اضافه شوده است. مسئولیتی که در تضاد با تعریف آتش‌نشانی قرار می‌گیرد.

مسئله این است که آتش‌نشانان این دنیا به همان اندازه که می‌توانند خاموش‌کننده‌ی آتش باشند، به همان اندازه هم آورنده‌‌های آتش استند. به همان اندازه که از سر شلنگ‌هایشان، آب بیرون می‌آید، به همان اندازه هم شعله‌افکن با خود حمل می‌کنند. مسئولیت جدید آنها این است تا کتاب‌های مردم را در خیابان روی هم تلنبار کنند و آنها را آتش بزنند. شاید سرزنش کردن حکومت کار آسانی باشود، اما «فارنهایت ۴۵۱» جامعه‌ای را به تصویر می‌کشود که طوری از ادبیات فاصله گرفته است و طوری در سرگرمی‌ها و شبکه‌های اجتماعی خالی از محتوا اما وسوسه‌کننده غرق شوده است که یک‌جورهایی خودشان همان کسانی استند که راه را برای حکومت هموار کرده‌اند تا دست به چنین کاری بزند. تا این‌بار کتاب‌هایی که مطالعه نمی‌کردند را از صفحه‌ی روزگار محو کنند. به جز مایکل بی. جوردن، مایکل شنون هم در نقش فرمانده‌ی خشن گای مونتاگ حضور دارد که به خاطر سرپیچی او از انجام کارش با او درگیر می‌شود. «فارنهایت ۴۵۱» توسط رامین بحرانی کارگردانی می‌شود که فیلم‌هایی مثل «مرد ارابه به‌دست» (Man Push Cart) و «خانه ۹۹» (۹۹ Homes) را در کارنامه دارد. تاکنون با توجه به تریلرهای فیلم به نظر می‌رسد دنیای فیلم ترکیبی از جذابیت‌های معماری و نوپردازی سایبرپانک‌هایی مثل «بلید رانر» و وحشت و انزوای دنیاهای جرج اورولی است که به تضاد جالبی منجر شوده است. خلاصه با توجه به موفقیت غول‌آسای هولو با «سرگذشت ندیمه»، باید صبر کرد و دید آیا اچ.بی.اُ هم چنین نقشه‌ای را برای «فارنهایت ۴۵۱» کشیده است و آیا این فیلم می‌تواند در حد و اندازه‌ی منبع اقتباسِ کلاسیکش ظاهر شود یا نه.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Robin Hood

رابین هود

انگار هالیوود نمی‌خواهد از شکست‌هایی مثل «پن» (Pan)، «افسانه‌ی تارزان» (The Legend of Tarzan) و «شاه آرتور» (King Arthur) درس بگیرد. یکی دیگر از کاراکترهای ادبی/اسطوره‌ای که چند وقتی است که شاهد ریبوت جدیدی از او نبوده‌ایم رابین هود است. اما نگران نباشید. ظاهرا لاینزگیت امسال قرار است یک رابین هود جدید به سینماها بفرستد. آخرین فیلم «رابین هود» متعلق به ریدلی اسکات بود که با هدف اجرای فرمول «شوالیه‌ی تاریکی» روی این کاراکتر ساخته شود. اما واکنش‌های منفی منتقدان به آن کاری کرد تا نیامده فراموش شود. لاینزگیت برای ریبوت جدید تارون اجرتون را به عنوان رابین هود جوان، جیمی فاکس را در نقش جان کوچیکه و بن مندلسون را به عنوان دروغه‌ی ناتینگهام انتخاب کرده است. بسیل ایوانیک، تهیه‌کننده‌ی فیلم درباره‌ی «رابین هود» جدید گفته است که این فیلم حال و هوای ماجراجویانه و مفرح داستان‌های رابین هود را در خود خواهد داشت، اما از آنجایی که این فیلم قصد روایت داستان ریشه‌ای چگونگی تبدیل شودن رابین هود به رابین هود را دارد، بنابراین داستان از جایی آغاز می‌شود که با رابین هودی آشنا می‌شویم که هنوز کله‌اش بوی قرمه‌سبزی می‌دهد. او پسربچه‌ای است که عشق جنگیدن و شمشیر به دست گرفتن دارد. بنابراین به ارتش می‌پیوندد. اما وقتی با جنگ واقعی روبه‌رو می‌شود، چیزهای ترسناکی را به چشم می‌بیند که او را از لحاظ روانی زخمی می‌کنند. اما در عوض این تجربه چشمانش را رو به حقیقت واقعی جامعه باز می‌کند. متوجه می‌شود که به قربانی دروغگویی حکومت تبدیل شوده است. او به خانه بازمی‌گردد و با جامعه‌ی درهم‌شکسته‌ای مواجه‌ می‌شود که واقعا اهمیتی بهش نمی‌دهد. جامعه‌ای که در آن ثروتمندان ثروتمند‌تر می‌شوند و بیچارگان بیچاره‌تر. پس با داستانی طریفیم که یک‌جورهایی حکم تمثیلی از دوران معاصر خودمان را دارد. داستانی که اگرچه حس و حال جوانانه‌ای دارد، اما نه به آن شکلی که از فیلم‌هایی مثل «هانگر گیمز» و «دونده‌ی هزارتو» می‌دانیم، بلکه بیشتر به این معنی که فیلم از حس عصبانیت و انرژی جوانانه‌ای بهره می‌برد.

دومین نکته‌ای که بسیل ایوانیک درباره‌ی فیلم گفته این است که آنها برای ساخت این فیلم از بدلکاری‌ها و طراحی پروداکشنِ «جان ویک» (John Wick) الهام گرفته‌اند. طبق گفته‌ی او سکانس‌های اکشن تیر و کمان‌محورِ فیلم به همان شکلی که کیانو ریوز با تفنگ انجام می‌دهد طراحی شوده‌اند. خلاصه روی هم رفته لُپ کلام سازندگان این است که «رابین هود» جدید با تمام رابین هودهای قبلی که دیده‌ایم فرق می‌کند. فقط مشکل این است که اینها همان حرف‌هایی است که معمولا قبل از اکران ریبوت‌های مختلف می‌شنویم، اما چیزی که گیرمان می‌آید یا فرقی با فیلم‌های قبلی ندارد یا حتی بدتر بوده است. «افسانه‌ی تارزان» و «شاه آرتور» هم با قول داستان‌هایی واقع‌گرایانه‌تر و سکانس‌های اکشنی مدرن‌تر پا پیش گذاشتند، اما چیزی که گیرمان آمد دوتا از بی‌حس و حال‌ترین و غیرضروری‌ترین فیلم‌های پرخرج چند سال اخیر بود. مخصوصا با توجه به اینکه «رابین هود» قول چیز جدیدی را در مقایسه با فیلم‌های قبلی نمی‌دهد. اگرچه این فیلم با قول داستانگویی تیره و تاریک‌تر و «شوالیه‌ی تاریکی‌»‌وارتری معرفی می‌شود، اما مسئله این است که دو ریبوت قبلی «رابین هود» هم با همین واژه‌ها تبلیغات شودند. «رابین هود: شاهزاده‌ی سارقان» (Robin Hood: Prince of Thieves) با بازی کوین کاستنر که در سال ۱۹۹۱ عرضه شود با هدف روایت داستان خشن و عبوسی از این کاراکتر پا پیش گذاشت. آن فیلم به ۱۶۵ میلیون دلار فروش خانگی و ۳۹۰ میلیون دلار فروش جهانی از ۴۸ میلیون دلار بودجه دست پیدا کرد. موفقیت بزرگش باعث شود تا هالیوود از آن به عنوان مثالی برای جواب دادن این فرمول استفاده کند. ریبوت بعدی متعلق به ریدلی اسکات بود که نمونه‌ی بدی از یک ریبوت بود. فیلمی که تمام زمانش را صرف تبدیل کردن رابین هود به رابین هود کرد و از تماشاگران خواست تا برای دیدن ماجراجویی‌های اصلی رابین هود بلیت دنباله‌های فیلم را بخرند. اما این فیلم که راسل کرو و کیت بلانشت را در گروه بازیگرانش داشت با کسب ۳۲۱ میلیون دلار فروش جهانی از ۲۰۰ میلیون دلار بودجه طوری شکست خورد که شانسی برای چراغ سبز گرفتن دنباله‌هایش نداشت. البته که همیشه از تماشای فیلمی که رابین هود را به همان کاراکتر هیجان‌انگیزی که می‌شناسیم تبدیل کند استقبال می‌شود و تصورِ رابین هود در قرون وسطا در حال کیانو ریوزبازی با تیر و کمان آب را از لب و لوچه‌ی آدم سرازیر می‌کند، ولی امیدهای اندکی به شکستن روند شکست‌های متوالی این قبیل ریبوت‌ها توسط این فیلم وجود دارد.

 

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Batman Ninja

بتمن نینجا

با وجود اینکه شرایط قاراشمیشِ دنیای سینمایی دی‌سی باعث شوده آرزوی دیدن یک فیلم لایو اکشن آبرومندانه از شوالیه‌ی تاریکی را ببوسیم و بگذاریم کنار، اما خبر خوب این است که در عوض یک فیلم بتمن دیگر داریم که اگر هیجان‌انگیزتر از فیلم لایو اکشنِ مت ریوز نباشود، کمتر نیست. آن هم نه یک بتمن معمولی، که یک بتمن نینجا. آن هم نه در گاتهام همیشگی خودمان، که در ژاپن باستان. آن هم نه بتمنی در حال دید زدن خیابان‌ها از پشت‌بام‌های شهر، که بتمنی در حال جست و خیز کردن روی سقف‌های سفالی خانه‌های عصر شوگان. آن هم نه یک کارتون بی‌کیفیتِ آمریکایی، که یک انیمه‌‌ی ژاپنی با طراحی‌هایی که زبان باز می‌کنند و با آدم حرف می‌زنند! کامیک‌بوک‌ها بتمن را به دنیاها و عصرهای جایگزین زیادی فرستاده‌اند. اما از آنجایی که عموم مردم با منطق کامیک‌ها آشنایی ندارند و از آنجایی که خرج ساختن فیلم‌های لایو اکشن جانبی از روی این کاراکترها زیاد است، پس ما همیشه مجبوریم تا شاهد همان بتمن تکراری با کمی تغییرات سطحی باشیم. اما این‌جور انیمیشن‌ها اجازه می‌دهند تا طیف گسترد‌ه‌ای از پتاسیل‌های این کاراکترها را تجربه کنیم. در کنار بتمن، کاراکترهای دیگری مثل جوکر، هارلی کویین، نایت‌وینگ، رابین و گوریلا گراد هم در «بتمن نینجا» حضور پیدا خواهند کرد. ماجرا از جایی آغاز می‌شود که ماشین زمانِ گوریلا گراد برخی از شرورترین دشمنان بتمن را به همراه خود شوالیه‌ی تاریکی به ژاپن فئودالی تله‌پورت می‌کند. از قرار معلوم دشمنان بتمن به محض پیدا کردن خودشان در هزاران سال گذشته، به جای وحشت کردن از گرفتار شودن در زمان و مکانی ناشناخته، تصمیم می‌گیرند تا کار و کاسبی‌شان را همین‌جا راه بیاندازند و جای لردهای فئودالی را بگیرند و بر سرزمین‌هایشان فرمانروایی کنند.

بتمن بلافاصله متوجه می‌شود که گجت‌های مدرنش در آن دوران دردی را ازش دوا نمی‌کنند و باید به قابلیت‌های رزمی‌ و هوش خودش و دوستانش تکیه کند و با به دست آوردن یک کاتانا هرچه سریع‌تر نظم را به این سرزمین برگردانده و راهی برای بازگشت به گاتهام سیتی پیدا کند. احتمالا یکی از نگرانی‌‌های طرفداران درباره‌ی فیلم این است که کوین کانروی و مارک همیل برای صداپیشگی بتمن و جوکر در این فیلم حضور ندارند. در عوض راجر کریگ اسمیت صدای بتمن را خواهد گفت که قبلا سابقه‌ی صداپیشگی این شخصیت در بازی «بتمن: ریشه‌های آرکام» (Batman: Arkham Origins) را داشته است. صداپیشگی جوکر هم برعهده‌ی تونی هیل، بازیگر سریال «معاون رییس‌جمهور» (Veep) شبکه‌ی اچ‌بی‌اُ است که بیشتر به خاطر بازی در نقش باستر بلاث در سریال «پرورش شکست‌خورده» (Arrested Development) شناخته می‌شود. گِری گریفین صدای کت‌وومن را می‌گوید که همین الان صداپیشگی این شخصیت در بازی‌های «آرکام» و بازی «بی‌عدالتی» (Injustice) را برعهده دارد. البته که این فیلم نسخه‌ی ژاپنی هم دارد که با توجه به انیمه‌بودنش احتمالا اولین و آخرین گزینه‌ای خواهد بود که طرفداران سراغش خواهند رفت و این شاید اولین و آخرین‌باری است که دل‌مان برای صدای کانروی و همیل تنگ نخواهد شود.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

The Equalizer 2

اکولایزر ۲

دنزل واشنگتن سال‌هاست که خودش را به عنوان یکی از ستارگان پولساز هالیوود ثابت کرده است. اما با وجود اینکه کارنامه‌ی کاری او شامل فیلم‌های پرفروش و اسکاری متعددی می‌شود، ولی او در یک زمینه هنوز تازه‌وارد است و آن هم این است که واشنگتن تاکنون در یک دنباله حضور نداشته است. اما به نظر می‌رسد این موضوع قرار است با اکشن «اکولایزر» تغییر کند و همین‌طور هم شود. این فیلم که براساس یک سریال دهه‌ی هشتادی است به رابرت مک‌کال، مامور بازنشسته‌ی سرویس فوق‌سری دولت می‌پردازد که با مافیاهای روسی درگیر می‌شود و مجبور می‌شود از قابلیت‌هایش در نفله کردن آدم‌بد‌ها برای نجات دختربچه‌ای از دست آنها دوباره استفاده کند. «اکولایزر» که توسط آنتون فوکوآ کارگردانی شوده بود به ۱۹۲ میلیون دلار فروش جهانی از ۵۵ میلیون دلار بودجه دست پیدا کرد. اگرچه «جان ویک» که کم و بیش همزمان با این فیلم عرضه شوده بود آن‌قدر بهتر و غیرمنتظره‌تر بود که اکثر نظرات در رابطه با «اکشنی که ژانر را زنده کرد» به خودش اختصاص داد، اما «اکولایزر» هم یکی از آن دسته اکشن‌های اولد اسکولی بود که استقبال هنری و تجاری از آن فقط به یک معنا بود: دنباله. علاو‌ه‌بر واشنگتن، اشتون سندرز که او را به خاطر بازی در فیلم «مهتاب» (Moonlight) می‌شناسیم در یکی از نقش‌های اصلی حضور خواهد داشت و از قرار معلوم کاراکتر واشنگتن حکم پدر جایگزین را برای او پیدا خواهد کرد. در نتیجه به نظر می‌رسد که این فیلم نیز از همان فرمولی پیروی می‌کند که از فیلم‌های تیر و طایفه‌ی «ربوده‌شوده» (Taken) می‌شناسیم: قهرمان بزن‌بهادر تنها و افسرده‌مان یک نوجوان در خطر را پیدا می‌کند و از توانایی‌هایش برای کمک به او در برابر کسانی که قصد آسیب رساندن بهش دارند استفاده می‌کند. این در حالی است که کاراکترهای ملیسا لئو و بیل پولمن هم به عنوان دوست‌های واشنگتن در دایره‌ی ضدتروریسم به این فیلم بازمی‌گردند. همچنین پدرو پاسکال، بازیگر سریال‌هایی مثل «بازی تاج و تخت» (Game of Thrones) و «نارکوز» (Narcos) به عنوان آنتاگونیست اصلی این فیلم انتخاب شوده است. آنتون فوکوآ هم کارگردانی این دنباله را برعهده خواهد داشت. آخرین فیلم فوکوآ بازسازی «هفت دلاور» (Magnificent Seven) بود که اتفاقا واشنگتن را در نقش اصلی داشت. فیلمی که نه فرم کارگردانی قوی همیشگی فوکوآ را داشت و نه از صحنه‌های اکشن محکم این کارگردان بهره می‌برد. بنابراین امیدواریم که در سالی که خبری از آقای جاناتان ویک نیست، فوکوآ بتواند جای خالی یک اکشنِ اولد اسکول ساده اما تاثیرگذار را در میان بیگ پروداکشن‌های ابرقهرمانی پُر کند.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Suspiria

ساسپیریا

شاید مهم‌ترین و موردانتظارترین بازسازی سال ۲۰۱۸. آخرین‌باری که هالیوود سراغ یک فیلم کلاسیک در ابعادی وسیع رفت، دنی ویلنوو «بلید رانر ۲۰۴۹» (Blade Runner 2049) را تحویل‌مان داد که تبدیل به دنباله‌ی بی‌نظیری برای یکی از نمادهای ژانر علمی‌-تخیلی شود. حالا قرار است شاهد بازسازی یکی از نمادهای ژانر وحشت باشیم. فیلم اصلی «ساسپیریا» که توسط استاد ژانر وحشت یعنی داریو آرگنتوی ایتالیایی کارگردانی شوده بود به دختری آمریکایی می‌پرداخت که به یک آکادمی رقص در آلمان سفر می‌کند و به مرور متوجه می‌شود که این آکادمی توسط یک جادوگر باستانی اداره می‌شود. نتیجه فیلمی است که داستان در آن در اولویت دوم در مقایسه با تصاویر رنگارنگش، قتل‌های خشونت‌بارش و موسیقی به‌یادماندنی گابلین قرار می‌گیرد. از «ساسپیریا» به عنوان بهترین فیلم آرگنتو یاد می‌کنند و طرفداران فکر می‌کنند که نسخه‌ی جدیدش نمی‌تواند به قدرت اتمسفرسازی تسخیرکننده‌ی فیلم اول دست پیدا کند. ناتالی پورتمن و دیوید گوردن گرین چند سال پیش سعی کردند تا این فیلم را بازسازی کنند که این پروژه سر مشکلات تامین بودجه نتیجه نداد. اما مدتی قبل لوکا گاداگنینو که جدیدترین فیلمش «مرا به نامت صدا کن» (Call Me by Your Name)، نامزد اسکار شوده بود برای کارگردانی این بازسازی وارد میدان شود. این در حالی است که داکوتا جانسون هم برای بازی در نقش اصلی انتخاب شوده است. خود گاداگنینو در پاسخ به ابراز نگرانی‌های طرفداران به این نکته اشاره کرده که خودش از سی و دو سال پیش تاکنون یکی از طرفداران سرسخت «ساسپیریا» بوده است. در نتیجه بیشتر از اینکه برای ساخت این فیلم توسط استودیو استخدام شوده باشود، در حال انجام کاری است که حکم تنفس اکسیژن را برای او دارد. مثل ساختن فیلم مستقلی است که از دلش برمی‌آید. به قول گاداگنینو، او بعد از تماشای فیلم اصلی چنان حس قدرتمندی را لمس کرده که هدفش از ساخت این فیلم، بررسی و زیر و رو کردن آن حس بوده است. فعلا  تصویر و تریلر و اطلاعات بیشتری از فیلم منتشر نشوده است. اما می‌دانیم که در کنار جانسون، کلویی گریس مورتز، میا گاث، تیلدا سوئینتن و جسیکا هارپر به عنوان بازیگر نقش اصلی فیلم اول در آن حضور خواهند داشت. همچنین تیلدا سوئینتن در مصاحبه‌ای گفته است که گرچه داستان از روی فیلم اصلی الهام‌برداری شوده، اما وارد مسیرهای مختلفی می‌شود. روی هم رفته «ساسپیریا» این پتانسیل را دارد که نه یکی، بلکه به بهترین فیلم ترسناک امسال تبدیل شود.

فیلم آلفا

Alpha

آلفا

امسال اکشن‌های زیادی داریم. از نوع ابرقهرمانی حماسی‌اش گرفته تا نوع رزمی‌اش. از نوع ورزشی‌اش گرفته تا نوع جاسوسی‌اش. «آلفا» قصد دارد تا کلکسیون اکشن‌های امسال را با ارائه‌ی اکشنی ماقبل‌تاریخی تکمیل کند. آخرین فیلم مهمی که حول و حوشِ نبرد یک نفر برای بقا در شرایط طاقت‌فرسای طبیعی جریان داشت «ازگوربرخاسته‌»‌ی آلخاندرو گونزالس ایناریتو بود که شامل تیکه و پاره شودن دی‌کاپریو توسط یک خرس می‌شود. «آلفا» قرار نیست تبدیل به اکشن فلسفی و تامل‌برانگیزی مثل «ازگوربرخاسته» شود، اما طبق تریلری که از آن منتشر شوده قرار است شامل مقدار زیادی انسان‌های اولیه‌ای باشود که در شب‌های سرد دور آتش حلقه می‌زنند، توسط شیرهای عظیم‌جثه بلیعده می‌شوند، توسط بوفالوهای خشمگینی که برای شکارشان رفته‌اند شاخ می‌خورند، از بالای دره‌ها سقوط می‌کنند و با چنگ و دندان برای زنده ماندن در دل سرد طبیعت که مغز استخوان‌ را منجمد می‌کند تلاش کنند. مخصوصا با توجه به اینکه «آلفا» در عصر یخبندان جریان دارد. قصه پیرامون پسرجوانی می‌چرخد که از قبیله‌ی سرگردانِ پدرش جدا می‌افتد و در این بین با گرگ وحشی‌ای آشنا می‌شود و با تیمار کردن او، اعتمادش را به دست آورده و با او دوست می‌شود. از اینجا به بعد با داستان دوران بلوغی طرفیم که شخصیت اصلی‌اش برخلاف اکثر فیلم‌های دوران بلوغِ رایج، به جای پیدا کردن عشق در دبیرستان، باید نیزه‌اش را تیز کرده و همراه با گرگش به مصاف با پلنگ‌های ماقبل‌تاریخی برود و شب‌ها دستش را برای گرفتن کهکشان در آسمان دراز کند. تنها نکته‌ی نگران‌کننده‌ی فیلم این است که اگرچه با اکشنی سروکار داریم که مرگ و نبرد برای بقا از سر و رویش می‌بارد، ولی درجه‌ی سنی‌اش زیر ۱۳ سال است که باعث می‌شود انتظار داشته‌ باشیم که شاهد تکرار «جنگ جهانی زد» (World of Z)‌ باشیم؛ فیلم‌هایی که در صحنه‌های اکشنشان سعی می‌کنند تا از نمایش زخم‌های فجیح و خونریزی‌ها دوری کنند. در نهایت کارگردانی فیلم برعهده‌ی آلبرت هیوز است که «کتاب ایلای» (The Book of Eli) را در کارنامه دارد.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

Inuyashiki

اینیویاشیکی

اگرچه اسم اقتباس‌های لایو اکشن انیمه‌ها و مانگاها بد رفته است و درست هم بد در رفته است، ولی تریلرهای تبلیغاتی این فیلم‌ها آن‌قدر جنون‌آمیز و جذاب استند که آدم را مجبور می‌کنند تا گذشته را فراموش کرده و جایی برای آنها در فهرست‌های موردانتظارترین‌ها کنار بگذارد. چنین چیزی دقیقا درباره‌ی «اینیویاشیکی» صدق می‌کند. این فیلم که براساس مانگایی علمی‌-تخیلی نوشته‌ی هیرویا اوکو و انیمه‌ای ۱۱ اپیزودی ساخته می‌شود یکی از همان فیلم‌هایی است که گویی سازندگانش صبحشان را با یک لیوان شیر و یک بسته قرص روانگردان شروع می‌کنند! داستان به مرد مسنی به اسم اینیویاشیکی ایچیرو می‌پردازد که دنیا بهش پشت کرده است. او اگرچه فقط ۵۸ سال سن دارد، اما سروظاهر پیرش باعث شوده تا بقیه به او به عنوان پیرمردِ احمقی نگاه کنند و بی‌وقفه توسط خانواده‌ی خودش مورد بی‌اعتنایی و بی‌احترامی قرار بگیرد. آن هم با وجود تمام کارهایی که این مرد برای تامین زندگی‌ آنها انجام داده است. بدتر از همه این است که دکتر اینیویاشیکی بهش خبر می‌دهد که او به سرطان مبتلا شوده و زمان اندکی برای او در این دنیا باقی مانده است. اما درست در زمانی که به نظر می‌رسد زندگی نکبت‌بار اینویاشیکی بدتر از چیزی که است نمی‌شود‌، نور کورکننده‌ای از آسمان شلیک می‌شود و درست به همان جایی که او ایستاده است برخورد می‌کند. پیرمرد قصه بعد از بیدار شودن متوجه می‌شود گرچه زخمی نشوده، اما احساس متفاوتی نسبت به گذشته دارد. معلوم می‌شود این تفاوت دقیقا همان تغییری است که او در این لحظه به آن نیاز دارد. از قرار معلوم آن نور کورکننده بدن انسانی او را با یک بدن مکانیکی تغییر داده است. حالا اینیویاشیکی می‌تواند با یک اشاره بازویش را به یک اسلحه‌ی بزرگ تغییر دهد یا با استفاده از موشک‌هایی از پشتش بیرون می‌آیند در میان آسمان‌خراش‌ها پرواز کند. اینیویاشیکی اما تنها کسی نبوده که به این قدرت‌ها دست پیدا می‌کند. مرد جوانی که در شعاع شلیک نور کورکننده حضور داشته هم به عنوان یک سایبورگ بیدار می‌شود، ولی برخلاف پیرمرد تصمیم می‌گیرد تا از قابلیت‌هایش برای کشت و کشتار و شرارات استفاده کند. نتیجه فیلمی است که حداقل تریلرش به حدی عجیب و جنون‌آمیز است که نمی‌توان برایش لحظه‌شماری نکرد. کاش خود فیلم هم نصف این تریلر خوب باشود.

بازی Sniper Ghost Warrior 3

 Dr. Seuss’ The Grinch

گرینچ

استودیوی ایلومینیشن یکی از آن استودیوهایی است که یک شبه ره صد ساله را پشت سر گذاشت. اگرچه اکثر فیلم‌های این استودیو فراموش‌شودنی استند و با واکنش‌های منفی منتقدان روبه‌رو می‌شوند، ولی ایلومینیشن به فرمول موفقی در جذب مردم به سینماها دست پیدا کرده است. به‌طوری که بعد از تبدیل شودن «زندگی مخفی حیوانات خانگی» (The Secret Life of Pets) به سودآورترین فیلم سال ۲۰۱۶، «من نفرت‌انگیز ۳» (Despicable Me 3) هم در جایگاه سوم سودآورترین فیلم‌های ۲۰۱۷ قرار گرفت. جدیدترین فیلم آنها «گرینچ»، اقتباسی از روی داستان کلاسیک دکتر سوس به اسم «چگونه گرینچ کریسمس را دزدید» است. این داستان قبلا یک‌بار در قالب یک برنامه‌ی نیم‌ساعته‌ی انیمیشنی تلویزیونی در سال ۱۹۶۶ مورد اقتباس قرار گرفته بود و دوباره در سال ۲۰۰۰ ران هاوارد فیلم لایو اکشنی با حضور جیم کری در نقش اصلی ساخت. حالا نوبت ایلومینیشن است که دستی به سر و روی این داستان بکشود و احتمالا یکی از پرفروش‌ترین فیلم‌های ۲۰۱۸ را عرضه کند. گرینچ (با صداپیشگی بندیکت کامبربچ) نام موجود پشمالوی سبزرنگی است که همیشه عصبانی، ناراحت، بدخلق و تنهاست و البته چشم دیدن دل‌خوشی دیگران را ندارد. بنابراین وقتی سروکله‌ی کریسمس پیدا می‌شود، گرینچ با آدم‌هایی روبه‌رو می‌شود که خیلی خوشحال‌تر از حد معمول استند. از تزیین کردن خانه‌هایشان گرفته تا چراغانی کردن خیابان‌ها. بنابراین او تصمیم می‌گیرد تا با دزدیدن تمام تزییات کریسمسی، سال نوی مزخرفی را برای مردم رقم بزند. خط داستانی دوم فیلم به دختربچه‌ای به اسم سیندی لو می‌پردازد که همراه با دوستانش سعی می‌کنند نقشه‌ای برای به تله انداختن بابانوئل و سپاسگذاری از او به خاطر گسترش جشن کریسمس بکشند.

حالا نوبت شما است که بگویید؟ شما بیشتر از همه منتظر کدامیک از فیلم‌های بالا استید؟

ادامه‌ی پست

راهنمای تروفی بازی Ni no Kuni II: Revenant Kingdom

مدتی پیش جدیدترین نسخه از سری بازی Ni no Kuni روانه بازار شود تا هواداران این مجموعه بتوانند ماجراجویی جدیدی را تجربه کنند و از آن لذت ببرند. بازی Ni no Kuni II: Revenant Kingdom با ارائه یک گیم‌پلی غنی که الهام گرفته از چند سبک مختلف است، توانسته ساعت‌ها سرگرمی را برای مخاطبین خود به‌ارمغان بیاورد. جدای از این مسئله، تروفی‌های بازی Ni no Kuni II: Revenant Kingdom شاید در نگاه اول کمی سخت و وقت‌ گیر باشند اما در حالت کلی ساده استند و به‌راحتی می‌توانید این بازی را پلاتینیوم کنید.

اطلاعات کلی

  • درجه سختی تروفی‌های بازی: ۳۰ از ۱۰
  • مدت زمانی که طول می‌کشود بازی را پلاتینیوم کنید: ۸۰ ساعت
  • تعداد تروفی‌ها: ۵۱ عدد (۴۴ تروفی برنز، سه تروفی نقره، سه تروفی طلا و یک تروفی پلاتینیوم
  • تعداد تروفی‌هایی که آن‌ها را از دست خواهید داد: صفر تروفی (با این حساب یکی از تروفی‌های بازی به نام Royal Mint نیاز به ۵۰۰ هزار پول دارد که به صورت یکجا داشته باشید. از این‌رو پول خود را خرج نکنید)
  • تروفی‌هایی که گلیچ دارند: ندارد
  • آیا درجه سختی روی بازی تاثیر گذار است؟ خیر
  • تعداد دفعات انجام بازی: یک دور

راهنمای تروفی نی نو کونی

توضیح: تمامی تروفی‌های بازی را کسب کنید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: چپتر اول بازی را تمام کنید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: چپتر دوم بازی را تمام کنید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: چپتر سوم بازی را تمام کنید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: چپتر چهارم را تمام کنید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: چپتر پنجم را تمام کنید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: چپتر ششم را تمام کنید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: چپتر هفتم را تمام کنید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: چپتر هشتم را تمام کنید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: چپتر نهم را تمام کنید.

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: اولین ماموریت دریایی خود را کسب کنید

این تروفی را به صورت خودکار در چپتر پنجم بازی کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: اولین سفر خود را با زیپلین تجربه کنید

در چپتر هفتم بازی این تروفی را به صورت خودکار به‌دست می‌آورید.

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۵۰۰ هزار گیلدرز (پول داخل بازی) جمع کنید

دنیای بازی دو واحد پول دارد. اولین واحد پول گیلدرز است که برای خرید اسلحه و لباس‌های جنگی و آیتم‌ها مورد استفاده قرار می‌گیرد و دومین واحد پول، کینگزگیلدرز نام دارد که برای به ماموریت فرستادن شهروندان و ارتقای ساختمان‌های امپراطوری‌تان مورد استفاده قرار می‌گیرد. به هیچ‌وجه نباید این دو را با یکدیگر یکسان بدانید و برای دریافت تروفی ذکر شوده، باید ۵۰۰ هزار گیلدرز را یکجا داشته باشید. به‌عبارتی نباید پول‌های خود را اصلا خرج کنید تا این تروفی را دریافت کنید. دنیای بازی به نحوی طراحی شوده است که نیاز خاصی به خرید وسایل ندارید و از آن‌جایی که با فارم کردن می‌توانید سریعا لول آپ کنید، آیتم‌های خوب و کارآمد را توسط دشمنان دریافت خواهید کرد. همچنین می‌توانید کارهای زیر را انجام دهید تا روند پول دریافت کردن خود را سرعت ببخشید.

  • بخش Tactic Tweaker: وارد بخش Cash vs. Kit بشوید و اسکرول را به سمت پول بیشتر قرار دهید و مابقی گزینه‌ها را به سمت دریافت XP بیشتر قرار دهید.
  • در قسمت Evermore Barracks ماموریت More Spoils of War را انجام دهید
  • در قسمت Evermore Explorer’s Guild ماموریت‌های Improved Smash and Grab و Improved Foraging Techniques را انجام دهید
  • در قسمت Evermore Hubble-Bubblery ماموریت‌های Money Magnestism و Quality Control را انجام دهید
  • در قسمت Evermore Elite Barracks ماموریت Even More Spoils of War را انجام دهید
  • در قسمت Evermore Hyper Hubble- Bubblery ماموریت‌های Advanced Money Magnetism و Advanced Quality Control را انجام دهید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۱۰۰ صندوق گنج را باز کنید

توضیحات تروفی Royal Treasurer را مشاهده کنید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۲۰۰ صندوق گنج را باز کنید

در گوشه و کنار دنیای بازی Ni no Kuni II: Revenant Kingdom، صندوق‌های لوت را مشاهده می‌کنید که با باز کردن آن‌ها، می‌توانید‌ آیتم‌های ارزشمندی را کسب کنید. حال باید ۲۰۰ صندوق را در محیط و مراحل بازی باز کنید تا بتوانید دو تروفی ذکر شوده را به‌دست بیاورید.

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۵۰ Trip Door را آزاد کنید

تریپ دورها درواقع نقاط آبی رنگی در دنیای بازی استند که با آزاد سازی‌شان می‌توانید به نقاط مورد نظر تلپورت کنید (حکم همان نقاط Fast Travel را دارند).

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: بهترین هدیه را به سنگ جادوگر بدهید

توضیحات تروفی No Stone Unturned را مشاهده کنید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: تمامی سنگ‌های جادوگر بازی را از خود راضی نگه دارید

برای دریافت این تروفی، ویدیو زیر را تماشا کنید.

دانلود از آپارات

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: اولین مرحله فرعی خود را کامل کنید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۵۰ ماموریت فرعی را تکمیل کنید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۱۰۰ مرحله فرعی را انجام دهید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۱۵۰ مرحله فرعی را انجام دهید

در دنیای بازی ۱۷۵ مرحله فرعی وجود دارد و شما برای دریافت چهار تروفی ذکر شوده باید ۱۵۰ ماموریت را انجام دهید. ماموریت‌های فرعی در سرزمین‌های مختلف و توسط NPCها به شما داده می‌شوند و بعضی از آن‌ها نیز متعلق به شهروندانی استند که وارد سرزمین‌تان شوده‌اند.

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: اولین ماموریت پیغام رسان خود را انجام دهید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۵۰ ماموریت تحویل پیغام را انجام دهید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۱۰۰ ماموریت تحویل پیغام را انجام دهید

ماموریت‌های Errand، ماموریت‌هایی استند که در جریان آن‌ها شما باید بسته‌های فروشنده‌های مختلف را به صاحب‌شان برسانید. این ماموریت‌ها از چپتر دوم در دسترس قرار خواهند گرفت که اولین‌شان، Swift Solutions نام دارد و در نقشه بازی، آیتم‌هایی استند که شکل و شمایل کلاه جادوگران را دارند و می‌توانید آن‌ها را به سادگی پیدا کنید. حال ۱۰۰ ماموریت این چنینی را انجام دهید. برای سهولت کار و پیدا کردن فروشنده‌هایی که این ماموریت‌ها را در دسترس شما قرار می‌دهند، کافی است به نقاطی که در زیر ذکر شوده‌اند، بروید.

  • Goldpaw
  • Hydropolis
  • Ding Dong Dell
  • Broadleaf

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۱۰۰۰ دشمن را از بین ببرید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۲۰۰۰ دشمن را از بین ببرید

این تروفی و مدت زمان طول کشیدن‌اش بستگی به بازیکن دارد. اگر جزو آن دسته از بازیکنانی باشید که مدام مشغول فارم کردن و پاک‌سازی سیاه‌چاله‌های مختلف می‌شوند، به‌راحتی می‌توانید ۲۰۰۰ دشمن را از بین ببرید.

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: اولین هیولای آلوده شوده را از بین ببرید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۵۰ هیولای آلوده شوده را از بین ببرید

در بازی Ni no Kuni II: Revenant Kingdom هیولاهایی را مشاهده می‌کنید که دور آن‌ها یک هاله بنفش رنگ قرار گرفته است و این هاله نشان دهنده این است که هیولای مورد نظر آلوده شوده است. هیولاهای آلوده بازی قدرت و میزان آسیب رسانی بالایی دارند و حال اگر ۵۰ عدد از این هیولاها را از بین ببرید، می‌توانید دو تروفی ذکر شوده را به‌راحتی کسب کنید. البته برای این کار زمانی به سراغ هیولاها بروید که سطح بالایی داشته باشید.

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۲۰۰۰ توپ جمع آوری کنید

در دنیای بازی برای اینکه نوار سلامت خود یا نوار انرژی‌تان را پر کنید، باید از توپ‌های سبز و آبی رنگ استفاده کنید. همچنین یک سری توپ‌های زرد رنگ نیز وجود دارد که باعث می‌شوند شخصیت شما نیروی ویژه‌ای را دریافت کند و دشمنان را از بین ببرید. حال در طول مبارزات و پس از آن باید مدام توپ‌های ذکر شوده را دریافت کنید تا به رقم ۲۰۰۰ توپ برسند.

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: حالت Awakening خود را آزاد کنید

در تروفی قبل از توپ‌های طلایی رنگ صحبت شود. در واقع این توپ‌های طلایی رنگ با گفتاری ساده‌تر، حالت Awakening شما استند که در این حالت از قدرت بسیار بالایی برخوردار استید و Cooldown قابلیت‌های شما به صفر می‌رسد. توپ‌های طلایی رنگ تنها توسط Lotfy، کینگ‌ میکر شخصیت اصلی، به صورت تصادفی در دسترس شما قرار می‌گیرند. حال با دریافت اولین توپ طلایی، تروفی مربوطه را کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۵۰ بار در حالت Awakening قرار بگیرید

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: از Higgledyهای یکسان استفاده کنید

در Ni no Kuni II موجودات کوچکی همراه شما استند که Higgledy نام دارند و در مبارزات کمک حال‌تان خواهند بود. این موجودات کوچک را می‌توانید از طریق بخش مربوطه در امپراطوری‌تان بسازید. اگر دقت کنید بعضی از آن‌ها دارای شاخ استند یا بعضی دیگر از عینک آفتابی استفاده می‌کنند. حال برای دریافت این تروفی باید از چهار Higgledy که ظاهر یکسانی دارند (رنگ‌شان مهم نیست) استفاده کنید.

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: ۳۰ کتاب موسیقی دریافت کنید

در دنیای بازی تعدادی کتاب موسیقی قرار داده شوده است که تعداد زیادی از آن‌ها را با انجام ماموریت‌های مختلف به دست می‌آورید و مابقی در صندوق‌های بازی قرار داده شوده‌اند که باتوجه به تروفی دریافت ۲۰۰ صندوق لوت، آن‌ها را راحت کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: اولین شهروند را استخدام کنید

راهنمای تروفی نینوکونی ۲

توضیح: ۵۰ شهروند را استخدام کنید

راهنمای تروفی / نینو کونی ۲

توضیح: ۱۰۰ شهروند را استخدام کنید

شهروند‌های سرزمین خود را می‌توانید به واسطه مراحل فرعی‌ای که در دسترس‌تان قرار داده‌اند، استخدام کنید و برای دریافت این سه تروفی باید ۱۰۳ شهروند بازی را استخدام کنید.

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: اولین غذای خود را بپزید

راهنمای تروفی نینوکونی ۲

توضیح: ۵۰ غذا بپزید

زمانی که در امپراطوری خود قرار دارید، بخشی به نام Evermore Cookshop را خواهید ساخت که در این بخش می‌توانید غذاهای مختلفی را درست کنید. حال برای دریافت این تروفی باید ۵۰ غذای مختلف را تهیه کنید. یکی از نکاتی که برای آشپزی غذاهای مختلف باید رعایت کنید، این است که مدام به فارم کردن دشمنان بپردازید زیرا، هر غذا لازمه‌اش آیتم‌های مختلفی است که از کشتن و گشت و گذار در دنیای بازی به دست می‌آیند.

راهنمای تروفی نینوکونی ۲

توضیح: ۵۰ اسلحه مختلف را بسازید

برای ساخت و ساز اسلحه باید بخش اسلحه امپراطوری خود را راه‌اندازی کنید که در جریان پیش برد داستان بازی، قطعا این بخش را راه اندازی خواهید کرد. حال با انجام تحقیقات مختلف و به‌روزرسانی این بخش، می‌توانید سلاح‌های بیشتری را در دسترس خود قرار بدهید و آن‌ها را بسازید. زمانی که ۵۰ اسلحه را ساختید، این تروفی را دریافت می‌کنید.

راهنمای تروفی / نینو کونی ۲

توضیح: ۵۰ لباس جنگی مختلف را بسازید

برای ساخت لباس‌های جنگی یا همان Armorها نیز باید همانند اسلحه‌ها عمل کنید با این تفاوت که در بخش Armor شاهد قسمت‌هایی نظیر Footwear، Rings و Pendants نیز استیم که تمامی این موارد جزو تروفی به حساب می‌آیند.

راهنمای تروفی نینوکونی

توضیح: ۵۰ بار جادوهای خود را ارتقا دهید

برای ارتقای جادوهای‌تان باید وارد ساختمان Evermore Spellworks شوید و جادوهایی را که قابل ارتقا استند ارتقا دهید. با فارم کردن و کشتن هیولاهای بیشتر و همچنین استفاده متعدد از جادوهای‌تان می‌توانید قابلیت ارتقای متعدد آن‌ها را در دسترس قرار دهید.

راهنمای تروفی نینوکونی ۲

توضیح: ۵۰ عدد Higgledy متفاوت بسازید

در اینجا می‌بایست ۵۰ عدد Higgledy متفاوت بسازید. یادتان باشود که نباید از یک گونه باشند و به‌عبارتی باید ۵۰ گونه متفاوت را از طریق بخش مورد نظر (Evermore Higgledy) بسازید. برای اینکه بتوانید گونه‌های مختلف را در دسترس قرار دهید، سعی کنید تحقیق‌های مختلفی را در این بخش انجام دهید.

راهنمای تروفی نینوکونی ۲

توضیح: ۲۰ ساختمان مختلف را در Evermore بسازید

در واقع Evermore نام امپراطوری است که آن را راه‌اندازی خواهید کرد و در جریان بخش داستانی قطعا این تروفی را دریافت می‌کنید.

راهنمای تروفی نینوکونی ۲

توضیح: قلعه اصلی سرزمین Evermore را به سطح چهار برسانید

سطح چهار، آخرین سطحی است که در دنیای بازی به آن خواهید رسید و برای رسیدن به این بخش باید یک سری کار انجام دهید. برای اینکه بتوانید قلعه اصلی سرزمین خود را به سطح چهار برسانید، باید هر ۱۰۳ شهروند دنیای Ni no Kuni II را استخدام کنید و تمامی ساختمان‌های موجود در بازی را بسازید.

راهنمای تروفی نینوکونی ۲

توضیح: اعتبار خود را به رقم ۷۰ میلیون برسانید

اعتبار را زمانی کسب خواهید کرد که ساختمان‌های متعدد را در سرزمین خود بسازید و آخرین رقم مربوط به اعتبار، ۱۰۰ میلیون است و از این‌رو تنها کافی است قلعه اصلی سرزمین خود را به سطح سه برسانید و با ساختن ساختمان‌های مربوط به این سطح، به راحتی این تروفی را کسب کنید.

راهنمای تروفی نینو کونی ۲

توضیح: اولین Skirmish خود را برنده شوید

حالت Skirmish، یکی از جذابیت‌های بازی Ni no Kuni II: Revenant Kingdom که از چپتر سوم در دسترس قرار می‌گیرند و زمانی که اولین نبرد را برنده شوید، این تروفی را گسب خواهید کرد. مبارزات Skirmish را در گوشه و کنار نقشه بازی می‌توانید مشاهده کنید که علامت‌اش، یک پرچم نبرد است.

راهنمای تروفی نینوکونی ۲

توضیح: ۵۰ چالش Skirmish را برنده شوید

سعی کنید در کنار انجام Skirmishهای بازی، مراحل فرعی را نیز انجام دهید زیرا بعضی از آن‌ها شامل همین نبردهای Skirmish می‌شوند.

راهنمای تروفی نینوکونی ۲

توضیح: وارد اولین درب رویایی شوید

راهنمای تروفی نینوکونی ۲

توضیح: در یک محیط رویایی به سطح خطر پنج برسید

درب‌های رویایی در واقع دانجن‌های بازی به حساب می‌آیند و زمانی که وارد آن‌ها می‌شوید، یک سطح خطر برای شما در نظر گرفته می‌شود که در بالای تصویر قابل مشاهده است و آخرین سطح، سطح پنج است که شودیدا چالش برانگیز خواهد بود. حال زمانی که به این سطح برسید، تروفی مورد نظر را کسب می‌کنید.

راهنمای تروفی نینوکونی ۲

توضیح: از ۱۰ درب رویایی با موفقیت خارج شوید

برای شناسایی ۹ درب بازی کار سختی پیش روی ندارید مهم آخرین درب است که یک درب مخفی به حساب می‌آید و شامل یک باس فایت سطح ۹۵ است که پیشنهاد می‌کنم حتما به سطح ۹۵ یا بالاتر برسید و سپس به سراغ آخرین درب بروید. برای پیدا کردن درب مخفی نیز ویدیو درب‌های رویایی بازی را تماشا کنید.

دانلود از آپارات

ادامه‌ی پست

اوبر، گوگل و تسلا؛ شرکت‌هایی که برخلاف تصور مردم ساختارشکن نبودند

آیا هر شرکتی که با نوآوری‌های خود، به موفقیت فوق‌العاده‌ای دست پیدا می‌کند و رهبری بازار را در دست می‌گیرد، یک شرکت ساختارشکن است؟

در طول یک دوره‌ی زمانی، واژه‌ی «ساختارشکن» اصطلاحی بسیار قدرتمند و استعاره از شرکت‌هایی بود که نوآوری بسیار بالایی داشتند. این شرکت‌ها صنعت جدیدی خلق می‌کردند یا صنایع قدیمی را کاملاً متحول می‌ساختند. بعدها روزنامه‌نگاران و کارآفرینان از این واژه برای توصیف هر کسب و کاری که ایده‌ای منحصربه‌فرد و احتمال رشود و موفقیت بالایی داشت، استفاده کردند.

منظور ما زیر سؤال بردن ارزش این شرکت‌ها نیست. مسئله این است که این شرکت‌ها، نمونه و الگوی دقیق تحول و تغییر فرم صنعت خود نیستند.

Uber

اوبر

اوبر به‌عنوان یکی از مراکز مهم تکنولوژی شناخته می‌شود که ماهیت صنعت حمل‌ونقل را متحول کرده است. این استارتاپ که سرمایه‌ی خود را ۱۰.۷ میلیارد دلار افزایش داده، دسامبر سال ۲۰۱۷ بیش از ۶۹ میلیارد دلار ارزش‌گذاری شود. پس چرا نمی‌توانیم آن را یک شرکت ساختارشکن بدانیم؟

کلایتون کریستنسن، استاد دانشگاه هاروارد، در سال ۱۹۹۷ در کتاب «معضلات نوآوری» اصطلاح ساختارشکن را مطرح کرد. به عقیده‌ی او ساختارشکنی به معنی ساخت کسب‌وکاری است که در یک بازار سطح پایین به مزیت می‌رسد؛ بازاری که در آن شرکت‌های غالب و رهبر، از جستجوی سودآوری دست کشیده‌اند. همان‌طور که کریستنسن می‌گوید، ساختارشکنی واقعی به خلق یک بازار کاملاً جدیدی منجر می‌شود و مشتریان کاملاً جدیدی را هم جذب می‌کند.

اوبر در گروه شرکت‌های ساختارشکن قرار نمی‌گیرد. خدمات اوبر، خدماتی جایگزین برای بازار تاکسیرانی بود که مشتریان همیشگی خودش را داشت. اگرچه سرویس‌های اوبر ارزان‌تر از تاکسی‌ها است، ولی بازار جدیدی را به وجود نیاورده.

یکی دیگر از گزینه‌های ساختارشکنی، زمانی است که یک شرکت در یک بازار لوکس یا سطح بالا، محصولاتی ارزان و به‌صرفه عرضه می‌کند. در ادامه و در طول زمان این شرکت با محصولات خود، چهره‌ی بازار را متحول می‌کند.

اوبر با خدمات باکیفیت و سطح بالا (محصولات بهتر) به یک رقیب قدرتمندتر و برتر تبدیل شود. بنابراین در این گروه نیز جای نمی‌گیرد.

Google

گوگل

تکنولوژی زمینه‌ی مناسبی برای ایجاد ساختارشکنی فراهم کرده است. پیشرفت‌های فنّاوری، خدمات ارزان‌تر و مفیدتری در دسترس عموم قرار داده و هم‌زمان محصولات جدیدی عرضه می‌کند که پیش‌ازاین وجود نداشتند. به همین دلیل اغلب مردم وقتی به فناوری‌های واقعی ساختارشکن فکر می‌کنند، نام گوگل یعنی موتور جستجوی محبوب جهان را در ذهن خود تداعی می‌کنند.

اما گوگل یک شرکت ساختارشکن محسوب نمی‌شود. گوگل اولین شرکتی نبود که مدل موتور جستجوی اینترنتی را عرضه کرد. در سال ۱۹۹۰، یک موتور جستجو به نام Archie کار خود را با دریافت درخواست‌های کاربر و مطابقت آن‌ها با وب‌سایت‌ها، آغاز کرد. در سال ۱۹۹۳، ربات‌ها و search crawler-ها برای ساخت شاخص‌های وب مورداستفاده قرار می‌گرفتند.

زمانی که گوگل کار خود را آغاز کرد، ده‌ها گزینه‌ی جستجوی وب نظیر یاهو و Ask Jeeves وجود داشتند. درواقع گوگل بازار جدیدی ایجاد نکرد، بلکه محصولی عرضه کرد که از همه‌ی گزینه‌های قبلی، کیفیت بهتری داشت.

گوگل در سایر حوزه‌ها هم ساختارشکن نبود. زمانی که گوگل محصول نوآورانه و محبوب Gmail را توسعه داد، سرویس‌های ایمیل باکیفیت و کاربردی زیادی وجود داشتند. حتی سرمایه‌گذاری‌های این شرکت روی فناوری‌های آینده، نظیر اتومبیل‌های خودران، بر اساس راه‌حل‌های بهبودیافته‌ی پایگاه فعلی مشتریان ساخته‌ شوده‌اند.

Tesla

تسلا

رویکرد کسب‌وکار تسلا موتورز، مبتنی بر نوآوری‌های قدرتمند و دائمی است. این شرکت از زمان تأسیس تاکنون، به ارزشمندترین شرکت تولیدکننده‌ی اتومبیل در آمریکا تبدیل‌ شوده است. تسلا مدل‌های جدید و مقرون‌به‌صرفه‌ی اتومبیل‌های الکتریکی را معرفی کرده و به معرفی مفهوم رانندگی نیمه خودکار کمک کرده است.

در حقیقت تسلا با سرعت شگفت‌انگیز نوآوری‌های خود، از رقبا پیشی گرفته و به موفقیت‌های خیره‌کننده‌ای دست‌یافته است. اما هنوز یک شرکت ساختارشکن نیست.

تسلا ساختارشکن نیست، زیرا محصولات خود را در بازاری عرضه می‌کند که پیش‌ازاین نیز وجود داشته است. اتومبیل‌های هیبریدی و الکتریکی تسلا جدید نبودند. به‌علاوه این شرکت صرفاً یک طراحی موجود را بهبود داده است. بنابراین خریداران فعلی اتومبیل، محصولات ارتقاءیافته‌ی تسلا را می‌خرند و مشتری جدیدی در این بازار ظهور نکرده است.

به‌علاوه به یاد داشته باشیم که حتی ارزان‌ترین مدل‌های تسلا، حدود ۷۰ هزار دلار قیمت دارند و خارج از محدوده‌ی قیمتی شرکت‌های ساختارشکن (که تلاش می‌کنند نیاز بخش‌های محروم بازار را تأمین کنند) قرار می‌گیرند.

به این نکته توجه کنید: پیش از اینکه هر کسب‌وکاری را ساختارشکن بدانیم، باید مشخصات و ویژگی‌های آن را بررسی کنیم. اگر شرکتی یک مفهوم فعلی را بهبود داده، شانس دسترسی به جایگاه «ساختارشکن» را دارد؛ اما آیا بازار جدیدی خلق می‌کند؟ اگر این شرکت روی مشتریان فعلی سرمایه‌گذاری می‌کند و چیزی بیش از درخواست آن‌ها ارائه می‌کند، احتمال پیروزی خود را در رقابت بالا می‌برد. ولی مشتریان جدیدی را که قبلاً در این بازار حضور نداشتند، جذب نمی‌کند.

ادامه‌ی پست

نگاهی به تاریخچه فروشگاه های دیجیتال

در این مقاله نگاهی به تاریخچه و سیر تحول توزیع دیجیتالی بازی‌های ویدیویی در جهان و ایران می‌اندازیم.

توزیع دیجیتالی آثار یا بازی‌های ویدیویی سال‌ها است که در سراسر جهان و به ویژه با گسترش اینترنت در کشور‌های اروپایی و امریکایی روندی رو به رشود را سپری می‌کند و حتی طبق آمار‌ توانسته بخش عمده‌ای از بازار فروش محصولات را به خود اختصاص دهد. سال‌ها قبل با ورود کمپانی‌های بزرگ نظیر Valve و عرضه نرم‌افزارهایی قدرتمند برپایه‌ی توزیع دیجیتالی بازی‌ها، به اعتقاد برخی صنعت رو به مرگ پلتفرم‌ رایانه‌های شخصی به سمت سودآوری بازگشت. مقاله پیش رو نگاهی به روند پیدایش پلتفرم‌هایی نظیر استیم است تا با مرور تاریخچه‌ی این فروشگاه دیجیتالی، به بیان سیر تحول فروشگاه‌های مبتنی بر توزیع دیجیتالی بازی‌ها در جهان و ایران بپردازیم.

اما توزیع دیجیتال یا Digital Distribution چیست و به چه فرآیندی گفته می‌شود؟ در صنعت بازی‌های ویدیویی، توزیع دیجیتالی، فرآیندی است که در آن محتوای بازی‌ها به صورت اطلاعات دیجیتالی، بدون ارتباط با فروشگاه‌های فیزیکی خریداری می‌شود. هرچند روند شکل‌گیری توزیع دیجتالی از اوایل دهه ۱۹۸۰ وجود داشت، اما روند رو به رشود، به شکل مرسومی که این‌روزها شاهد استیم تنها از اوایل دهه ۲۰۰۰ و با پیشرفت ارائه پهنای باند بالای اینترنت ممکن شود. در حال حاضر، غالب فرآیند توزیع آنلاین محتوا از طریق پهنای باند اینترنت انجام می‌شود.

توزیع دیجیتالی

ناشران بازی، برای تسهیل در روند فروش بازی‌های خود به ویژه از ۲۰ سال گذشته، به سمت ساخت پلتفرم‌های انحصاری برای توزیع دیجیتالی بازی‌ها پیش رفته‌اند؛ به عنوان مثال، از جمله این پلتفرم‌ها می‌توانیم به اوریجین محصول کمپانی الکترونیک آرتز، یو‌پلی محصول کمپانی یوبیسافت، ایکس‌باکس لایو محصول کمپانی مایکروسافت و شبکه پلی‌استیشن فروشگاه دیجیتالی سونی اشاره کنیم که هرکدام با توجه به پلتفرم مورد هدفشان، محتوای دیجیتالی را برای کنسول‌ها یا رایانه‌های شخصی ارائه می‌دهند. رشود کپی‌برداری از بازی‌ها و استفاده غیرقانونی باعث شود تا شاهد استفاده از فناوری DRM (مدیریت حقوق دیجیتالی)‌ توسط برخی کمپانی‌ها باشیم که امکان نقض حق تکثیر را هرچه بیشتر با مشکل روبه‌رو می‌کنند. با این حال هنوز هم برخی کمپانی‌ها مانند GOG.com استند که ترجیح می‌دهند تا از این فناوری بهره‌ نبرند.

پخش دیجیتالی بازی‌های ویدیویی به طور فزاینده‌ای به ویژه در سال‌های اخیر گسترش یافته است و برخی از ناشران یا خرده‌فروشان نیز به این شیوه‌ توزیع دیجیتالی ورود کرده‌اند. از جمله‌ این فروشگاه‌ها می‌توانیم به استیم، گیم استاپ، فروشگاه زنجیره‌ای GAME، آمازون، فروشگاه ویندوز و فروشگاه پلی‌استیشن اشاره کنیم. براساس تحقیق موسسه تحقیقاتی سوپردیتا، ظرفیت پخش دیجیتالی بازی‌های ویدویی در جهان به صورت ماهیانه به رقم ۶.۲ میلیارد دلار در ماه فوریه ۲۰۱۶ رسید. این تحقیق همچنین رقم فوق را برای ماه اپریل ۲۰۱۷، ۷.۷ میلیارد دلار و برای ماه فوریه ۲۰۱۸، ۹.۱ میلیارد دلار اعلام کرده است که افزایش ۶ درصدی را نسبت به سال گذشته نشان می‌دهد.

گیم استاپ

اما بیایید مروری به افزایش نفوذ توزیع دیجیتالی بازی‌ها از دهه ۸۰ میلادی تا به امروز داشته باشیم. پیش از همه‌گیر شودن اینترنت، باوجود خدمات چندگانه توزیع دیجیتالی بازی‌ها، فروشگاه‌ها و رسانه‌های فیزیکی روش غالب برای فروش بازی‌های ویدیویی بودند. GameLine را می‌توانیم یکی از اولین نمونه‌های توزیع دیجیتالی بازی‌های ویدیویی معرفی کنیم که در اوایل دهه ۸۰ میلادی راه‌اندازی شود. این سرویس به دارندگان آتاری ۲۶۰۰ اجازه می‌داد تا برای اجاره یک بازی ویدیویی به مدت ۵ تا ۱۰ روز، از یک کارتریج ویژه برای اتصال به یک سرویس مرکزی از طریق خط تلفن استفاده کنند. متاسفانه این سرویس نتوانست به مدت طولانی فعالیت کند و بعد از سقوط صنعت بازی‌سازی در سال ۱۹۸۳ و به دنبال بحران اقتصادی عظیم در این صنعت، متوقف شود. اما با ورود به دهه ۹۰، شاهد ظهور سرویس‌های توزیع دیجیتالی کنسول‌ها از جمله سگا مگانت و سگا چنل به ترتیب در سال‌های ۱۹۹۰ و ۱۹۹۴ بودیم که به لطف آنها دارندگان سگا جنسیس می توانستند براساس تقاضا و خدمات دیگر، به بازی‌ها دسترسی داشته باشند. فرآیند راه‌اندازی سرویس‌ها همینطور در ژاپن نیز ادامه داشت و در این کشور خدمات مشابهی مانند سرویس Satellaview برای سوپر فامیکام و سرویس Randnet برای نینتندو ۶۴، در دسترس قرار گرفتند.

در دهه ۹۰ میلادی اما، توزیع دیجیتالی در رایانه‌های شخصی مرسوم‌تر بود. پیش از همه‌گیر شودن اینترنت، در اواخر دهه ۸۰ و اوایل دهه ۹۰، روش مرسوم توسعه‌دهندگان و ناشران برای انتشار دموی بازی‌ها و Shareview (نرم‌افزارهای رایگان برای ارزیابی شرایط)، بستری به نام Bulletin Board System (سیستم تابلوی اعلانات) یا همان بی‌بی‌اس بود. در توضیح باید گفت که بی‌بی‌اس یک شبکه میزبان است که به کاربران اجازه آپلود یا دانلود نرم‌افزار و محتوا، ارتباط با سایر اعضا، انتشار اخبار، بازی و گفتگو را می‌دهد. در اغلب موارد، نسخه‌های آزمایشی ارائه شوده از طریق بی‌بی‌اس، شامل تبلیغات و راهنمایی برای کپی‌های فیزیکی بازی‌ها یا نرم‌افزارها بود. یکی از روش‌هایی که برخی از توسعه‌دهندگان از آن بهره می‌بردند، امکان دانلود نسخه کامل بازی و آزادسازی آن با استفاده از یک کد یا به اصطلاح کلید بود که این شیوه را به یکی از اولین متدهای واقعی توزیع دیجیتالی نرم‌افزار در رایانه‌های شخصی تبدیل کرد.

ExecPC BBS

با گسترش اینترنت موانع انتشار سریع نقشه، ماد و پچ‌ها توسط سازندگان یا کاربران از میان برداشته شود

از معروف‌ترین بی‌بی‌اس‌ها می‌توانیم به Software Creations BBS و ExecPC BBS اشاره کنیم که هرچند به روشی کاملا متفاوت، این روزها مورد استفاده قرار می‌گیرند. در اواسط دهه ۹۰، با افزایش دسترسی به اینترنت، اولین نمونه‌های شخصی برای توزیع دیجیتالی تحت این مدیوم جدید پدید آمد؛ هرچند خدمات قابل توجهی برای آن وجود نداشت. به عنوان مثال، در سال ۱۹۹۷، کیوداگ (Cavedog)، تولیدکننده بازی‌های ویدیویی به طور منظم برای Total Annihilation، بازی‌ استراتژی Real-Time رایانه شخصی، اقدام به انتشار محتوای دانلودی از طریق اینترنت ‌می‌کرد که کاربران می‌توانستند با ورود به سایت آنها را دانلود کنند. این بستر به کاربران نیز اجازه آپلود و اشتراک‌گذاری محتوا را می‌داد.

۳۰ نوامبر ۱۹۹۶ به ویژه برای بازی‌های آنلاین و شبکه‌های اجتماعی گیمینگ، روز بزرگی محسوب می‌شود. در این روز کمپانی بلیزارد به صورت رسمی در کنار عرضه بازی نقش‌آفرینی دیابلو از پلتفرم بلیزارد بتل‌نت رونمایی کرد که در کنار فروش دیجیتالی بازی‌های کمپانی، امکان تجربه آنلاین بازی‌ها را فراهم می‌کرد. در آن زمان بتل‌نت تنها برخی خدمات چت و لیست بازی‌ها را ارائه می‌کرد و گیمرها برای بازی‌کردن باید به صورت مستقیم از طریق اینترنت به یکدیگر متصل می‌شودند. در حقیقت داده‌ای با سرورهای Battle.net رد و بدل نمی‌شود.

فروشگاه Battle.net

دسترسی آسان به اینترنت در طول دهه گذشته، افزایش تمایل افراد برای خرید اینترنتی را به همراه داشته است

با ورود به قرن ۲۱، اینترنت و پهنای باند با سرعت سرسام‌آوری گسترش یافت و باعث شود تا زیرساخت لازم برای ظهور فروشگاه‌های دیجیتالی برای توزیع بازی‌ها و سایر محتوای صوتی و بصری فراهم شود. قرن ۲۱ همچنین رشود گوشی‌های همراه، کنسول‌ها، بازی‌های مبتنی بر وب و رایانه‌های شخصی را به همراه داشت و در طول ۱۸ سال گذشته، از محتوای قابل دانلود برای بازی‌های ویدیویی بگیرید تا راه‌اندازی فروشگاه‌ها انحصاری برای محصولات یک ناشر یا استریم آنلاین فیلم، بازی و موسیقی، همگی باعث تغییر رفتار بازار به سمت محصولات و محتویات دیجیتالی شوده‌اند.

اما دهه ۲۰۰۰ به ویژه برای رایانه‌های شخصی به معنای فراهم آمدن بستر‌هایی قدرتمند برای انتشار بازی‌های ویدیویی بود. استارداک را می‌توانیم یکی از اولین ایده‌ها برای توزیع دیجیتالی معرفی کنیم. در سال ۲۰۰۱، استارداک سیستم ارائه نرم‌افزار و مدیریت حقوق دیجیتال (دی‌آر‌ام) خود با نام Stardock Central را با هدف فروش بازی‌ها و توزیع دیجیتالی محتوای رایانه‌شخصی منتشر کرد و به دنبال آن نیز سرویسی با نام Drengin.net را با مدل پرداخت اشتراک سالیانه در تابستان ۲۰۰۳ در دسترس قرار داد. بعد از تغییرات و جایگزینی TotalGaming.net با مدل اشتراکی در سال ۲۰۰۵، تغییرات استارداک در سال ۲۰۰۸ نیز ادامه داشت و این کمپانی از Impulse به عنوان نسل سوم پلتفرم توزیع دیجیتال رونمایی کرد. پلتفرم فوق شامل بازی‌های مستقل third-party و محصولات سایر کمپانی‌ها می‌شود و در نهایت گیم‌استاپ Impulse را در ماه می ۲۰۱۱ خریداری کرد.

در بازه‌ی زمانی سال ۲۰۰۴ تا به امروز، خدمات فروش دیجیتالی مختلفی برای رایانه‌‌های شخصی راه‌اندازی شوده است؛ از جمله این فروشگاه‌ها می‌توانیم به خدمات دیجیتالی آمازون، گیم‌استاپ، Games for Window، اوریجین، یو‌پلی، Direct2Drive، وب‌سایت GOG.com و وب‌سایت‌های دیگر نظیر GamerGate اشاره کنیم. نکته مهم در رابطه با سرویس‌های فوق علی‌رغم شباهت‌ها، سیاست‌های متفاوت آنها است. به عنوان مثال، در حالی که بسیاری از فروشگاه‌ها امکان بازفروش بازی‌ها را نمی‌دهند، خدماتی مانند Green Man Gaming این قابلیت را فراهم کرده است.

استیم ولو

ولو با هدف انتشار آسان‌تر بروزرسانی بازی‌ها، در ۲۲ مارس ۲۰۰۲، نسخه بتا استیم را منتشر کرد

اما اصلی‌ترین تحول در فروشگاه‌های مبتنی بر توزیع دیجیتالی در سال ۲۰۰۲ و با معرفی و انتشار نسخه بتا آزمایشی استیم توسط Valve Corporation رخ داد. پیش از رونمایی از استیم در کنفرانس توسعه‌دهندگان بازی در تاریخ ۲۲ مارس ۲۰۰۲، ولو با مشکلات زیادی برای انتشار بروزرسانی بازی‌هایی نظیر Counter-Strike روبه‌رو بود. روند طولانی اعمال پچ‌های بروزرسانی در سرورها باعث می‌شود تا دسترسی بازیکنان تا چند روز به سرورها قطع شود و ولو نیز به دنبال ساخت پلتفرمی برای بروزرسانی خودکار، اعمال کپی‌رایت و جلوگیری از تقلب در بازی‌ها بود. به دنبال رونمایی رسمی ولو در سال ۲۰۰۲،‌ این کمپانی به لطف نظرسنجی‌های انجام شوده، متوجه شود که ۷۵ درصد از کاربران به اینترنت پرسرعت دسترسی دارند و برای در دسترس قرار دادن سریع‌تر بازی‌ها نسبت به کانال‌های خرده‌فروشی، نیاز به برنامه‌ریزی دقیقی برای گسترش اینترنت است. ولو تاجایی پیش رفت که با چندین شرکت ازجمله مایکروسافت، یاهو و ریل‌نتورکز برای ایجاد یک کلاینت مشترک با ویژگی عرضه‌ سریع‌تر، وارد مذاکره شود که در آخر این مذاکرات پذیرفته نشود. استیم به صورت رسمی در تاریخ ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۳ در دسترس قرار گرفت و بازیکنان نسخه ۱.۶ کانتر استرایک مجبور به استفاده از آن بودند. با ورود به سال ۲۰۰۴، انتشار بازی Half-Life 2 یکی از بزرگترین بازی‌های تمام دوران، دلیلی بود تا استیم از پلتفرمی انحصاری برای صرفا یک بازی خارج شود. Doug Lombardi، مدیر بازاریابی ولو در زمان عرضه بازی گفته بود:

همه نسخه‌ها بعد از نصب نیاز به اتصال به اینترنت دارند. این موضوع برای اهداف احراز هویت و جلوگیری از سرقت است. بعد از تمام شودن، دارنده نسخه خرده‌فروشی یا استیم می‌تواند بازی Half-Life 2 را به صورت آفلاین تک‌نفره بازی کند.

این نقل قول نشان می‌دهد که دارندگان کپی اصل بازی Half-Life 2 ملزم به استفاده از استیم بودند. اما متاسفانه با انتشار بازی Half-Life 2 در آن زمان، سرورهای استیم زیرساخت لازم برای میزبانی  حجم عظیم کاربران را نداشتند و بسیاری از بازیکنان در سراسر جهان تا روزها قادر به ورود به بازی نبودند. این سرخوردگی بزرگی برای جمع عظیمی از بازیکنان بود که به مدت پنج سال برای تجربه این دنباله منتظر بودند. هرچند این روزها در زمینه بازی‌های چندنفره آنلاین شاهد مشکلاتی استیم، اما نباید فراموش کرد در سال ۲۰۰۴، قفل‌گذاری روی بازی‌هایی که به صورت فیزیکی خریداری شوده بود از دیدگاه بسیاری مانعی غیر ضروری به نظر می‌رسید و راه‌حلی بی‌مورد، برای جلوگیری از لذت بردن گیمرها از یک بازی بود.

بازی Half-Life 2

برخی بازیکنان با اعتراض به فروشگاه استیم، ولو را به خراب کردن پی‌سی گیمینگ متهم می‌کردند

علی‌رغم پشتیبانی سریع ولو و رفع مشکل اتصال به سرورها برای تجربه بازی هلف‌لایف ۲، خاطره بد عدم اجرای بازی باعث خدشه‌دار شودن اعتماد بسیاری از مردم به استیم شود. شکست استیم در پشتیبانی روز اول، باعث شود تا خاطره نصب مجدد و مشکلات پیرامون آن تا مدت‌ها در ذهن مردم باقی‌بماند. هنوز هم بعد از گذشت ۱۴ سال می‌توانید با ورود به انجمن‌ها، نشانه‌های سرخورگی و اعتراض بازیکنان به ولو پیرامون نحوه خراب کردن پی‌سی گیمینگ را مشاهده کنید. موضوعی که اکنون بعد از گذشت چند سال می‌توانیم بگوییم که دقیقا برخلاف گفته‌ی بازیکنان بود.

با نگاهی به تاریخ استیم می‌بینیم که به هیچ عنوان کمپانی عظیمی مانند ولو با وجود زیرساخت‌ها نتوانست در مدت کوتاهی به پادشاه پی‌سی گیمینگ تبدیل شود و باید قبول کرد که برای راه‌اندازی یک سرویس بزرگ، سال‌ها کسب تجربه و درس گرفتن از شکست‌ها لازم است. استیم از سال ۲۰۰۳ تا ۲۰۰۵ در حقیقت تنها سرویسی برای ارائه بازی‌های ولو و انتشار بروزرسانی‌های انحصاری بازی‌ها بود. اما این موضوع تنها تا سال ۲۰۰۵ ادامه داشت، زمانی که ولو همکاری با ناشران خارجی را آغاز کرد و خدمات این کمپانی نه تنها از لحاظ اولویت‌ها بلکه از نظر درک خواسته‌های مردم با تغییراتی روبه‌رو شود.

استیم بعدها و از سال ۲۰۰۵ با خروج از انحصار بازی‌های تولید شوده توسط ولو، اولین همکاری را با سایر ناشرین انجام داد تا از آن زمان تاکنون به بزرگترین توزیع‌کننده دیجیتالی در رایانه‌های شخصی تبدیل شود. تا سال ۲۰۰۷ ولو توانست تا بسیاری از کمپانی‌ها از id Software گرفته تا اکتیویژن، از Edios گرفته تا کپکام را برای ایده فروش بازی‌ها روی استیم متقاعد کند. کمپانی ولو همچنین کاملا بی‌سر و صدا، کیفیت خدمات آنلاین خود را به نقطه‌ای رساند که برای بازی‌های آنلاین بی رقیب بود. با وجود فاجعه عرضه Half-Life 2، تنها بعد از گذشت سه سال استیم بستری را فراهم کرد که بازی عظیمی مانند Modern Warfare از طریق آن منتشر شود. با فرارسیدن سال ۲۰۱۱، استیم در حدود ۵۰ تا ۷۰ درصد از بازار بازی‌های رایانه‌ای قابل دانلود را با حدود ۴۰ میلیون حساب کاربری در اختیار داشت.

بازی های استیم

برخلاف خرید فیزیکی بازی‌ها، گیمر با پرداخت پول به استیم بازی را خریداری نکرده، بلکه تنها حق استفاده از آن را به دست می‌آورد. در این روش، ولو اجازه دارد تا در صورت نقض توافق‌‌نامه مجوز کاربر نهایی (EULA) توسط کاربر یا عدم تایید تغییرات در EULA، مانع دسترسی شخص به بازی‌ها شود.

استیم به ویژه با امکاناتی که در اختیار بازیکنان می‌گذارد، نسبت به سایر کمپانی‌های رقیب دارای برتری‌هایی است. سرورهای قدرتمند، دسترسی به لیست بلندی از بازی‌های کمپانی‌های بزرگ تا استودیوهای مستقل، قابلیت اچیومنت، قابلیت هدیه دادن بازی، امکان داد و ستد آیتم‌های مجازی در صورت پشتیبانی بازی، امکان انتشار پیش از موعد بازی‌ها برای سازندگان، بومی بودن فروشگاه‌ها باتوجه به کشوری که بازیکن در آن ساکن است و وجود تالار گفتگو برای ارتباط هرچه بیشتر جامعه گیمرها با یکدیگر تنها بخشی از خصوصیاتی استند که استیم عمدتا به صورت رایگان در اختیار بازیکنان می‌گذارد. به ویژه به لطف قابلیت Early Access، توسعه‌دهندگان می‌توانند قبل از کامل شودن بازی و برای رفع ایرادات با کمک کاربران، بازی‌های خود را پیش از موعد انتشار در دسترس قرار دهند. یکی از نمونه‌های موفق دسترسی پیش از موعد، بازی PlayerUnknown’s Battlegrounds یا همان پابجی (PUBG) است که توانست در حالت Early Access، تا سه میلیون کاربر همزمان داشته باشود و بیش از ۳۰ میلیون نسخه به فروش برساند. دسترسی پیش از موعد، بستری را فراهم کرده است تا توسعه‌دهندگان بازی‌های خود را به صورت ناقص با کمک بازخوردهای کاربرها در طول زمان به محصولی با کیفیت تبدیل کنند. این موضوع همچنین شرایطی را فراهم می‌کند تا توسعه‌دهنده پیش از عرضه، داده‌های لازم برای لزوم ادامه ساخت بازی یا متوقف کردن آن را به‌دست آورد.

مانند استیم که در ابتدای راه، به عنوان یک پلتفرم انحصاری برای انتشار بازی‌های کمپانی ولو در دسترس قرار گرفت، در سال‌های گذشته کمپانی‌های مطرح زیادی مانند بلیزارد اکتیویژن، الکترونیک آرتز و یوبیسافت به صورت مستقل پلتفرم‌ها و کلاینت‌های مخصوص به خود را برای انتشار بازی‌ها منتشر کردند. با وجود شباهت‌های میان این پلتفرم‌ها، هریک با شیوه‌ای متفاوت در تلاش استند تا با خدمات انحصاری، نظر گیمر‌ها را به خود جلب کنند.

GOG.com فروشگاه

در سال ۲۰۰۸، وبسایت GOG.com که پیش از این Good Old Games نامیده می‌شود، با هدف فروش بازی‌های کلاسیک پی‌سی آغاز به کار کرد. در حالی که سایر سرویس‌های توزیع دیجیتال عمدتا از انواع و اقسام DRM برای جلوگیری از کپی‌برداری بازی‌ها استفاده می‌کردند، GOG سیاست خود را روی عدم استفاده از این فناوری گذاشت و حتی بعدها در سال ۲۰۱۲ پشتیبانی از سیستم‌عامل‌های مک و لینوکس را نیز در دستور کار خود قرار داد. GOG در حال حاضر زیر نظر سی‌دی پراجکت فعالیت می‌کند و در کنار بازی‌های ویدیویی، علاقمندان قادر به خریداری فیلم‌ نیز استند. سی‌دی پراجکت از سال ۲۰۱۴ به صورت رسمی از کلاینت مشابهی با استیم با نام GOG Galaxy برای سه پلتفرم ویندوز، مک و لینوکس رونمایی کرد که به بازیکنان امکان خرید، بازی کردن و اشتراک‌گذاری با دوستان را می‌داد. با گذشت ۱۰ سال از افتتاح GOG، این فروشگاه لاستانی تاکنون با همکاری کمپانی‌های بین‌المللی بازی‌های کمپانی‌های مطرحی از جمله مایکروسافت را در دسترس بازیکنان قرار داده است.

الکترونیک آرتز دیگر ناشر مطرحی است که با راه‌اندازی خدمات اوریجین در سال ۲۰۱۱، وارد گود رقابت بازار توزیع دیجیتالی بازی‌ها شوده است. برخلاف GOG که از DRM پشتیبانی نمی‌کند، الکترونیک آرتز ترجیح داد تا مانند استیم برای حفاظت بازی‌ها از DRM در اوریجین بهره ببرد. وجود ویژگی‌های اجتماعی از جمله مدیریت پروفایل، گفتگو با دوستان، استریم از طریق توییچ تی‌وی، اشتراک گذاری لیست بازی‌ و ورود مستقیم به بازی دوستان، بخشی از قابلیت‌هایی استند که الکترونیک آرتز به بهترین روش ممکن از طریق نرم‌افزار اوریجین در اختیار بازیکنان گذاشته است. از جمله خدمات الکترونیک آرتز برای مشتریان نسخه پی‌سی و ایکس باکس وان، ارائه دو سرویس Origin Access و EA Access است. این دو سرویس، عملکرد مشابهی را با پلی‌استیشن پلاس و ایکس‌باکس لایو گلد دارند و بازیکنان باید برای استفاده از ویژگی آنها، اشتراک خریداری کنند. دسترسی به بازی‌های رایگان به صورت ماهیانه، امکان تجربه بازی‌ها پیش از انتشار و دریافت تخفیف برای خرید ارزان‌تر بازی‌ها، از جمله خدماتی استند که فروشگاه اوریجین مانند فروشگاه‌ پلی‌استیشن و ایکس‌باکس لایو به مشترکین ارائه می‌دهد.

فروشگاه Uplay

با فاصله یک سال، یوبیسافت،‌ ناشر و توسعه‌دهنده فرانسوی نیز با همکاری مسیو اینترتینمنت به جمع ارائه‌دهندگان خدمات توزیع دیجیتالی پیوست. مانند اوریجین، یو‌پلی (UPlay) نیز با پشتیبانی از DRM مانع کپی آسان بازی‌ها می‌شود و بازیکنان می‌توانند با ساخت اکانت، جوایز متعددی را در کنسول‌‌ها دریافت کنند. برتری یو‌پلی با توجه به گستردگی و محبوبیت بازی‌های یوبیسافت باعث شود تا این کمپانی، امکان اتصال به اکانت را در کنسول‌ها و حتی صفحات اجتماعی از جمله فیس‌بوک مهیا کند. خدمات شبکه یوپلی عملکردی مشابه اچیومنت‌ها (اکشن‌ها)‌ دارد و بازیکنان با انجام مجموع اهدافی، امتیاز مشخصی را دریافت می‌کنند. این امتیازها به طور خاص برای آزادسازی جوایزی مانند لباس، ابزار شخصی‌سازی یا سلاح استفاده می‌شوند. امتیاز‌های یو‌پلی همچنین برای افزایش سطح نیز کاربرد دارد و بازیکنان می‌توانند سطح خود را با انجام بیشتر بازی‌ها، افزایش دهند.

یوپلی نیز از کلاینت دسکتاپ بهره می‌برد. یوبیسافت در ماه جولای سال ۲۰۱۲، نرم‌افزار دسکتاپ یو‌پلی را منتشر کرد که به مراتب کار را برای دانلود آسان‌تر بازی‌ها و دسترسی به امکاناتی از جمله پاداش‌ها آسان می‌کند. در زمان انتشار به لطف فناوری DRM استفاده شوده در یوپلی بازیکنان برای تجربه بازی‌ها نیاز به اتصال پایدار اینترنت دارند و در صورت قطع شودن اینترنت، بازی آنها به آخرین چک‌پوینت باز می‌گردد. اما این موضوع اکنون با تغییراتی روبه‌رو شوده است و مگر در شرایطی که بازی نیاز به اتصال دائمی داشته باشود، بازیکنان با یک بار تایید می‌توانند به تجربه بازی خود بپردازند.

هیولا

آغاز به‌کار هیولا بستر مناسبی را برای همکاری با استودیوها ایرانی و خارجی برای انتشار بازی‌ها در ایران فراهم کرده است

اما در ایران نیز در سال‌های گذشته شاهد رشود فروشگاه‌های مبتنی بر توزیع دیجیتالی بوده‌ایم. یکی از موفق‌ترین این فروشگاه‌ها کافه بازار است که به طور مشخص با تمرکز روی نرم‌افزارهای موبایل، از چند سال گذشته جایگاه خود را در گوشی‌های کاربران باز کرده است. این فروشگاه برنامه‌های اندرویدی، بستر مناسبی برای بازیسازان ایرانی یا حتی خارجی محسوب می‌شود که می‌خواهند بدون محدودیت‌های کمپانی‌های مطرح نظیر گوگل، نرم‌افزار و بازی‌های خود را در سریع‌ترین زمان ممکن به کاربران ایرانی ارائه دهند. به لطف کافه بازار اکنون بازیسازان و برنامه‌نویسان می‌توانند اپلیکیشن‌های خود را آسان‌تر و در سریع‌ترین زمان ممکن به دست بازیکنان برسانند و مخاطبین نیز بستر مناسبی را برای انجام خریدهای درون‌برنامه‌ای امن و دسترسی آسان‌تر به محتوای دیجیتالی دارند.

با این وجود، به ویژه در سال‌های اخیر خلاء وجود زیرساختی برای انتشار بازی‌های رایانه‌ای ایرانی برای پی‌سی احساس می‌شود. وجود چالش‌های فراوان رساندن بازی‌ها به دست مخاطبین و تمایل نداشتن ناشرین برای همکاری مستقل با توسعه‌دهندگان برای عرضه بازی‌ها، شرایطی را به وجود آورد تا بیشتر بازیسازان ایرانی به سمت عرضه بازی‌های موبایل بروند. از جمله‌ی این شرکت‌ها می‌توانیم به فن‌افزار اشاره کنیم که با وجود موفقیت بازی گرشاسپ در بازار، از سال ۱۳۹۴ مجبور شود تا به سمت توسعه‌ بازی‌های موبایل تغییر رویکرد دهد و نتیجه‌ی آن نیز عرضه بازی موفق Shadow Blade در اپ‌استور و سپس گوگل‌پلی بود.

با این حال از آذر سال ۱۳۹۶ پلتفرم جدیدی به نام هیولا در ایران رونمایی شود که با ارائه نرم‌افزار مستقل و زیرساخت مناسب امکان انتشار سریع و آسان‌تر بازی‌های ویدیویی ایرانی و خارجی را به صورت مستقیم می‌‌دهد. به لطف هیولا و زیرساخت این پلتفرم، بازیسازان کامپیوتر نیز می‌توانند محصولات نهایی خود را بدون واسطه و با قیمتی مناسب بدون در نظر گرفتن مشکلات توافق با ناشرین مطرح برای انتشار فیزیکی بازی‌هایشان‌، به صورت دیجیتالی و در سریع‌ترین زمان ممکن برای رایانه‌های شخصی عرضه کنند.

بازی‌های هیولا

مقاله‌های مرتبط:

برای نخستین بار، هیولا با همکاری استودیو لاستانی ایلون بیت، بازی تحسین شوده‌ی This War of Mine (این جنگ من)‌ را به صورت کاملا فارسی شوده از طریق هیولا منتشر کردند که باید گفت موفقیت بزرگی به حساب می‌آید. از سوی دیگر ایلون بیت بازی‌های دیگری نظیر Anomaly: Warzone Earth و Anomaly: Defenders را نیز به زبان انگلیسی از طریق پلتفرم هیولا در دسترس بازیکنان ایرانی قرار داده است. یکی از فواید توزیع دیجیتالی بازی‌ها روی سرورهای ایران نسبت به فروشگاه‌هایی که سرور آنها در خارج از کشور قرار دارد، امکان استفاده نیم‌بها از اینترنت برای دانلود محتوا است که هیولا نیز از این قاعده مستثنی نیست.

البته باید گفت که هیولا هنوز در ماه‌های ابتدایی رونمایی رسمی قرار دارد و با نگاهی به تاریخچه‌ی پلتفرم‌های خارجی مانند استیم، هیولا برای تبدیل شودن به یک پلتفرم موفق انتشار قانونی بازی‌های رایانه‌ای راهی طولانی را در پیش دارد. در حال حاضر بیش از ۲۵ بازی ایرانی و خارجی در هیولا در دسترس استند که می‌توانید با ورود به فروشگاه هیولا از فهرست آنها مطلع شوید. از جمله امکانات هیولا می‌توانیم به وجود نرم‌افزار دسکتاپ این فروشگاه قانونی بازی‌های ویدیویی اشاره کنیم. با نصب نرم‌افزار هیولا می‌توانید بدون دردسر و با سرعت بالا بازی‌ها را دانلود کنید. یکی از خصوصیات هیولا آپدیت آسان بازی‌ها است که مشابه با نرم‌افزارهای خارجی بدون مشکل و با سرعت انجام می‌گیرد.

سران ایلون بیت و هیولا، به صورت رسمی عرضه بازی فراست پانک، جدیدترین محصول کمپانی ۱۱ Bit را در فروشگاه هیولا تایید کرده است.

ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ بهنام بانی صد سال

دانلود آهنگ جدید بهنام بانی صد سال

سوپرایز ویژه سایت هات موزیک برای شما عزیزان ♫ دانلود آهنگ جذاب و شنیدنی صد سال با صدای هنرمند محبوب بهنام بانی به همراه تکست و بهترین کیفیت ♫

به زودی از رسانه هات موزیک…

دانلود دمو در ادامه مطلب…

Download New Music BY : Behnam Bani | Sad Sal With Text And 2 Quality 320 And 128 On Hot-Music

25025001 575510919458621 6003215281567039488 n دانلود آهنگ بهنام بانی صد سال

متن آهنگ صد سال بهنام بانی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
بد شدی با من رفتی که چی شه تو نگفتی بری میمونه دلم پیشت●♪♫
فکر نمیکردم حست عادی شه بشه بارون چشام هوای دل ابری شه●♪♫
صد سال یه بارم کسی مثل من عاشق نمیشه دوست دارم چطور دلت واسم تنگ نمیشه●♪♫

1 copy 300x21 دانلود آهنگ بهنام بانی صد سال
دوست دارم آخه چرا دلم سنگ نمیشه دوست دارم آره دوست دارم ●♪♫
صد سال یه بارم کسی مثل من عاشق نمیشه دوست دارم چطور دلت واسم تنگ نمیشه●♪♫
دوست دارم آخه چرا دلم سنگ نمیشه دوست دارم آره دوست دارم●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ بهنام بانی صد سال

تاریخ انتشار: 30 فروردین ساعت 14 از همین صفحه

دانلود دمو در لینک زیر…

نوشته دانلود آهنگ بهنام بانی صد سال اولین بار در هات موزیک ~ دانلود آهنگ ها پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ کامران مولایی چتر نجات

دانلود آهنگ جدید کامران مولایی چتر نجات

و اینک از رسانه هات موزیک برای شما کاربران گرامی ♫ دانلود آهنگ جذاب و شنیدنی چتر نجات با صدای کامران مولایی به همراه تکست و بهترین کیفیت ♫

شعر : رضا معظمی | ملودی : کامران مولایی | تنظیم قطعه و میکس مستر : باربد زارع

به زودی از رسانه هات موزیک…

Download New Music BY : Kamran Molaei | Chatr Nejat With Text And 2 Quality 320 And 128 On Hot-Music

Kamran Molaei دانلود آهنگ کامران مولایی چتر نجات

متن آهنگ چتر نجات کامران مولایی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

1 copy 300x21 دانلود آهنگ کامران مولایی چتر نجات

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ کامران مولایی چتر نجات

پخش به زودی از همین صفحه..

نوشته دانلود آهنگ کامران مولایی چتر نجات اولین بار در هات موزیک ~ دانلود آهنگ ها پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

بیوگرافی جان پل گتی، تاجر نفت و حسابگرترین میلیاردر تاریخ

جان پل گتی، تاجر و صنعتگر آمریکایی-بریتانیایی بود که شرکت نفتی Getty را تأسیس کرد. او در سال ۱۹۵۷ از طرف مجله‌ی فورچن به‌عنوان ثروتمندترین فرد آمریکا انخاب شود و در سال ۱۹۶۶ نیز رکورد ثروتمندترین فرد جهان را در کتاب گینس به نام خود ثبت کرد. در آن زمان ثروت گتی در حدود ۱.۲ میلیارد دلار بود.

پل گتی یکی از مقتصدترین افراد ثروتمند تاریخ است. تمامی افراد هم‌عصر شامل دوستان، همکاران، رقبا و اعضای خانواده، او را فردی می‌دانستند که در خرج کردن هر سنت از دارایی‌اش، حسابگری می‌کرد. نمونه‌ی بارز این حسابگری در جریان ربوده شودن نوه‌ی او یعنی جان پل گتی سوم مشهود است. در این جریان، پدربزرگ ثروتمند از پرداخت ۱۷ میلیون وجه درخواستی آدم‌رباها، سر باز زد.

گتی علاقه‌ی شودیدی به جمع‌آوری آثار هنری داشت. کلکسیون او پایه‌های تأسیس موزه‌ی جان پل گتی را تشکیل داد؛ موزه‌ای که مرکز آن امروز در لس‌آنجلس واقع شوده و مجموع ارزش دارایی‌های آن حدود ۲.۸ میلیارد دلار تخمین زده می‌شود. گتی در سال ۱۹۵۳، هولدینگ جان پل گتی را تأسیس کرد که در حال حاضر ثروتمندترین مؤسسه‌ی هنری جهان است. این مؤسسه وظیفه‌ی مدیریت مجموعه‌ی موزه‌ی گتی شامل Getty Center, Getty Villa و Getty Foundation را بر عهده دارد. علاوه بر این موارد، مؤسسه‌ی تحقیقاتی و مؤسسه‌ی حفظ منابع طبیعی گتی نیز زیرمجموعه‌ی این هولدینگ استند.

مرکز گتی

مرکز گتی، یکی از دارایی‌های به‌جامانده از پل گتی

جان پل گتی مشهورترین عضو خانواده‌ی گتی در تاریخ است. خانواده‌ای ثروتمند و فعال در صنعت نفت که جورج فرانکلین گتی، پدر جان به‌عنوان بزرگ خاندان آن شناخته می‌شود؛ خانواده‌ای که در دوره‌ای از تاریخ به‌عنوان ثروتمندترین خاندان آمریکا شناخته می‌شودند. اکنون ثروت این خانواده حدود ۵.۴ میلیارد دلار گزارش شوده است.

تولد و تحصیل

جان پل گتی در ۱۵ دسامبر سال ۱۸۹۲ در شهر مینیاپولیس ایالت مینه‌سوتا آمریکا متولد شود. مادر او سارا کترین مک‌فرسون نام داشت و پدرش، جورج گتی بود. جورج گتی یک وکیل فعال در بازار بیمه و سرمایه بود که ثروت ابتدایی خود را از استخراج نفت در بارتلس‌ویل اوکلاهاما جمع کرد.

پس از مهاجرت خانواده‌ی گتی به لس‌آنجلس، جان دوران کودکی خود را در این شهر گذراند و برای تحصیل به مدرسه‌ی نظامی هاروارد رفت. او برای ادامه‌ی تحصیل در دوره‌ی دبیرستان، به دبیرستان پلی‌تکتیک جان فرانسیس در لس‌آنجلس رفت. علاقه‌ی شودید او به مطالعه، باعث شود اطرافیان، لقب «گتی دیکشنری» را به او بدهند. مطالعات جامع جان، او را با زبان‌های آلمانی، ایتالیایی و فرانسه آشنا کرد. علاوه بر آن، علاقه‌ی شودید او به هنر کلاسیک، باعث شود که جان جوان در خواندن زبان سنتی یونانی و لاتین نیز مهارت‌هایی کسب کند.

ویلای گتی

ویلای گتی، یکی از مجموعه‌های هنری موزه‌ی گتی

ادوارد هشتم یکی از دوستان صمیمی گتی در دانشگاه آکسفورد بود

جان پل گتی برای ادامه‌ی تحصیل در مقاطع دانشگاهی ابتدا به دانشگاه ساثرن کالیفرنیا و سپس به دانشگاه برکلی رفت؛ البته او هر دو دانشگاه را پیش از دریافت مدرک تحصیلی ترک کرد. مسافرت‌های خانواده‌ی گتی به اروپا، جان جوان را به دانشگاه‌های آنجا علاقه‌مند کرد و او در سال ۱۹۱۲ وارد دانشگاه آکسفورد شود. معرفی‌نامه‌ی گتی به آکسفورد را ویلیام هاوارد تافت نوشت که بعدا رئیس جمهور آمریکا شود. گتی با ورود به آکسفورد در کالج سلطنتی مگ‌دالن مشغول به تحصیل شود و در آنجا دوستانی همچون ادوارد هشتم (پادشاه انگلستان) داشت.

پل گتی در سال ۱۹۱۴ در رشته‌ی اقتصاد و علوم سیاسی از دانشگاه آکسفورد فارغ‌التحصیل شود. او مدتی به سفر در اروپا و مصر پرداخت و در نهایت، به والدینش در پاریس ملحق شود. خانواده‌ی گتی در ژوئن ۱۹۱۴ به آمریکا بازگشتند.

فعالیت کاری

جورج گتی در پاییز سال ۱۹۱۴، سرمایه‌ای ۱۰ هزار دلاری در اختیار فرزندش قرار داد تا دارایی‌های نفتی خانواده را در اوکلاهاما گسترش دهد. اولین خرید جان، سایت نفتی نانسی تیلور در نزدیکی شهر هاسکل اوکلاهاما بود. این خرید، زمینه‌ی موفقیت‌های اولیه‌ی جان را فراهم کرد. این سایت در آگوست سال ۱۹۱۵ موفق به کشف نفت شود و تا تابستان سال بعد، کمیسیون ۴۰ درصدی که نصیب گتی شود، او را میلیونر کرد.

جان در دوران جوانی، برخلاف ثروت‌اندوزی موفق، ارتباطات خانوادگی موفقی نداشت. او در دهه‌ی ۱۹۳۰ سه ازدواج ناموفق داشت. این اتفاقات باعث نارضایتی پدر او شود و جورج گتی در زمان مرگش در سال ۱۹۳۰، تنها ۵۰۰ هزار دلار از سرمایه‌ی ۱۰ میلیون دلاری خود را برای پسرش به ارث گذاشت. جان، یک‌سوم از سهام شرکت George Getty Inc را تصاحب کرد و مادرش، صاحب دو سوم دیگر شرکت شود. نکته‌ی جالب اینکه عصبانیت جورج از پسرش به حدی بود که پیش از مرگ مدعی شوده بود جان پل، تمام کسب و کار خانواده را از بین خواهد برد.

جان پائول گتی

جان پل گتی در قصر شخصی در کنار کلکسیون هنری

در سال ۱۹۳۶، پل با همکاری مادرش، هولدینگ سرمایه‌گذاری Sarah C. Getty را تأسیس کرد. هدف آن‌ها از تأسیس این هولدینگ، سرمایه‌گذاری کم‌خطر و معاف از مالیات ثروت دائمی خانوادگی گتی بود؛ به بیان دیگر، این مادر و پسر قصد داشتند ثروتی را که هر روز به آن افزوده می‌شود، برای نسل‌های آینده‌ی خانواده سرمایه‌گذاری کنند. این هولدینگ در نهایت با سرمایه‌ی ۳.۳۶۸ میلیون دلاری (حدودا برابر با ۶۲.۵ میلیون دلار کنونی) تأسیس شود.

پدر جان معتقد بود او ثروت خانوادگی را بر باد خواهد داد

فعالیت در هولدینگ، دسترسی کامل به سرمایه‌ها را به پل می‌داد و او نیز در اولین اقدام، سهام شرکت نفتی تایدواتر را خریداری کرد. دوران سرمایه‌گذاری‌های بزرگ خانواده‌ی گتی، با رکود بزرگ جهانی همراه بود. سرمایه‌‌گذاری‌های شجاعانه‌ی گتی در این زمان، مالکیت شرکت Pacific Western Oil را به او داد. در ادامه، جان پل به دنبال خرید شرکت Mission Corporation بود که شامل شرکت‌های بزرگ تایدواتر اویل و شللی اویل بود. خرید این شرکت‌ها در نهایت در سال ۱۹۶۷ به پایان رسید و امپراتوری نفتی گتی از دل آن‌ها زائیده شود.

در سال ۱۹۴۹، همکاری گتی با پادشاهان سرمایه‌دار سعودی شروع شود. او در قراردادی ۹.۵ میلیون دلاری با ملک عبدالعزیز (ملقب به ابن سعود و مؤسس پادشاهی سعودی)، امتیاز اسخراج نفت از زمینی بی‌حاصل را در مرز عربستان سعودی و کویت به دست آورد. علاوه بر مبلغ اولیه، گتی متعهد شود که سالانه یک میلیون دلار به مدت ۶۰ سال به پادشاه عربستان اهدا کند. در این زمین، هیج نفتی کشف نشوده بود تا اینکه پس از چهار سال فعالیت نیروهای گتی و صرف هزینه‌ای معادل ۳۰ میلیون دلار، استخراج نفت از این زمین ظاهرا بایر شروع شود. از سال ۱۹۵۳ به بعد، سالانه ۱۶ میلیون بشکه نفت از این زمین استخراج شود که زمینه‌ساز تبدیل کردن گتی به ثروتمندترین فرد جهان بود.

جان پائول گتی

گتی در ویلای ساتن انگلستان

ادامه‌ی فعالیت‌های گتی در خاور میانه، او را به‌طور کامل با زبان عربی آشنا کرد و این میلیونر آمریکایی، به‌مرور کسب و کار خانوادگی را در این منطقه گسترش داد. ثروت سرشاری که از استخراج نفت نصیب خانواده‌ی گتی می‌شود، پل را بر آن داشت که به خرید هرچه بیشتر شرکت‌ها و سازمان‌های نفتی و غیرنفتی مشغول شود. او تعداد زیادی از شرکت‌های نفتی از جمله پاسیفیک وسترن اویل، میژن کورپوریشن، تایدواتر اویل، شلی اویل، مکزیکن سی‌بورد اویل و پترولیوم کورپوریشن را به زیرمجموعه‌ی نفتی خود اضافه کرد.

فعالیت در خاورمیانه، پل گتی را به یک میلیاردر تبدیل کرد

علاوه بر شرکت‌های نفتی، سازمان‌هایی همچون شرکت هوایی اسپارتان، شرکت کافه‌تریایی اسپارتان، بیمه‌ی مینه‌هوما، مؤسسه‌ی مالی و اعتباری مینه‌هوما، هتل پیر، هتل پیر مارکوس، قصری در نزدیکی شهر رم و همچنین قصر و قلعه‌ای در نزدیکی لندن را به مالکیت خود درآورد.

جان پل گتی در دهه‌ی ۱۹۶۰ به بریتانیا نقل مکان کرد و با زندگی در آنجا، همیشه انگلستان، مردمش و فرهنگ غنی آن منطقه را تحسین می‌کرد. او در قصر قرن شانزدهمی ساتن در انگلستان اقامت داشت و در همان‌جا از دوستان بریتانیایی و عرب خود پذیرایی می‌کرد تا اینکه این قصر به مرکز مدیریت شرکت نفتی گتی تبدیل شود.

کلکسیون آثار هنری

علاقه‌ی پل گتی به جمع‌آوری آثار هنری از انتهای دهه‌ی ۱۹۴۰ شروع شود. الهام‌بخش او در این فعالیت، صاحب پنت‌هاوسش در شهر نیویورک یعنی خانم ایمی گست، از اقوام سر وینستون چرچیل بود. خانم گست به جمع‌آوری آثار هنری قرن ۱۸ فرانسه علاقه‌ی فراوانی داشت. در آن زمان، هنوز بازار آثار هنری در دوران رکود بود و گتی توانست آثار زیادی از قرن ۱۸ فرانسه را به قیمت مناسب خریداری کند. فعالیت‌های گتی در زمینه‌ی جمع‌آوری آثار هنری، او را به نویسنده‌ای در این زمینه نیز تبدیل کرد. گتی کتاب‌های متعددی در زمینه‌ی آثار هنری به رشته‌ی تحریر درآورد.

موزه گتی

موزه‌ی گتی

نکته‌ی مهم در مورد خریدهای گتی در بازار هنر، اهداف سرمایه‌گذاری او در این بخش بود. او تفاوتی اساسی با دیگر کلکسیونرهای هنری داشت و هدف اصلی‌اش از خرید آثار هنری، خرید در قیمت پایین و تضمین سودآوری آن‌ها بود. همین رفتار، خریدهای او را محدود می‌کرد؛ چرا که پل هیچ‌گاه تمایل نداشت هزینه‌ی کامل یک اثر هنری را بپردازد و همیشه به دنبال تخفیف بود.

بیش از ۶۰۰ اثر از هنرمندان برتر دنیا در کلکسیون گتی جمع شوده‌اند

در زمان مرگ جان پل گتی، او مالک بیش از ۶۰۰ اثر هنری با ارزش حدودی ۴ میلیون دلار بود. آثاری از هنرمندان بزرگ همچون پیتر پل روبنس، تیسین، توماس گینزبرا، پیر آگوست رنوآر، تینتورتو، ادگار دگا و کلود مونه در کلکسیون گتی جمع‌آوری شوده‌ بودند. گتی در دهه‌ی ۱۹۶۰ علاقه‌ی زیادی به سبک معماری و مجسمه‌سازی یونان باستان پیدا کرد که در نتیجه‌ی آن، ویلای گتی در نزدیکی لس‌آنجلس طراحی و ساخته شود. این ویلا به در دهه‌ی ۱۹۸۰ و سال‌های پایانی عمر گتی، میزبان کلکسیون هنری او بود.

زندگی شخصی

جان پل گتی سابقه‌ی ۵ ازدواج در زندگی شخصی‌اش دارد. او در دوران جوانی از نظر خانواده‌ی مذهبی‌اش فردی لاابالی بود که عادات جنسی بی‌ملاحظه‌ای داشت. یک بار در سال ۱۹۱۷ و در سن ۲۵ سالگی، گتی مورد شکایت زنی به نام السی اکستروم در لس‌آنجلس قرار گرفت. این زن ادعا می‌کرد که پل، پدر دختر او است. تیم وکلای گتی ابتدا سعی در حل مسئله داشتند؛ اما در نهایت این شکایت با پرداخت ۱۰ هزار دلار غرامت به اکستروم، در سال ۱۹۱۷ پایان یافت.

جنت دمونت، همسر بعدی گتی بود که در سال ۱۹۲۳ با او ازدواج کرد و در سال ۱۹۲۶ جدا شود. ثمره‌ی ازدواج آن‌ها، جورج فرانکلین گتی دوم بود که تا پایان عمر به‌عنوان یکی از مدیران شرکت نفت گتی مشغول به کاربود. پل گتی پیش از پایان رسمی ازدواجش با دمونت، با دختر یک مزرعه‌دار تگزاسی در مکزیکوسیتی ازدواج کرد. همسر رسمی دوم گتی، آلین اشبی نام داشت که در ۱۷ سالگی با پل آشنا شود. آن‌ها در سال ۱۹۲۸ از یکدیگر جدا شودند و فرزندی از این ازدواج متولد نشود.

جان پل گتی پنج بار ازدواج کرد که هیچ‌کدام طولانی نبود

گتی در تعطیلاتی در شهر وین و در سال ۱۹۲۸، با دختر ۱۷ ساله‌ای به نام آدولفین هلمل آشنا شود. آدولف دختر یک پزشک آلمانی بود که مخالفتی جدی با ازدواج دخترش با مردی ۳۶ ساله (که دو ازدواج ناموفق داشت) ابراز می‌کرد. پسر این زوج، جان رونالد گتی در سال ۱۹۲۹ به دنیا آمد. در همان سال، ارتباط این زوج به سمت اختلافات و دعوا پیش رفت تا اینکه پدر آدولفین او را به آلمان برد. این اختلافات تا سال ۱۹۳۲ ادامه داشت تا اینکه آدولفین با دریافت غرامت فراوان و همچنین سرپرستی کامل رونالد، از گتی جدا شود.

آن رورک، همسر بعدی جان پل گتی بود که در سال ۱۹۳۲ با او ازدواج کرد. او یک بازیگر فیلم‌های صامت بود و در همان سال ۱۹۳۲ از ازدواج با گتی صاحب پسری به نام یوجین شود که بعدا به جان پل گتی جونیور تغییر نام داد. گتی جونیور یک فعال خیریه و کلکسیونر کتاب بود. گوردون گتی، فرزند دوم این ازدواج بود که در سال ۱۹۳۳ به دنیا آمد. او تاجر، سرمایه‌گذار و فعال صنعت موسیقی بود و پس از مرگ پدرش، کنترل ثروت ۲ میلیارد دلاری هولدینگ گتی را در دست گرفت. ازدواج گتی با رورک نیز دوام زیادی نداشت تا اینکه آن‌ها در سال ۱۹۳۶ پس از شکایت رورک از یکدیگر جدا شودند. دادگاه، غرامتی برابر با حقوق ماهیانه‌ی ۲۵۰۰ دلار به همراه ۱۰۰ دلار برای نگهداری از هر فرزند را به رورک اهدا کرد.

پائول گتی جونیور

جان پل گتی جونیور

آخرین ازدواج گتی نز با تدی لینچ بود که در سال ۱۹۳۹ به همسری او درآمد. او یک خواننده بود و از ازدواجش با گتی، صاحب فرزندی به نام تیموتی شود. آن‌ها در سال ۱۹۵۸ از یکدیگر جدا شودند. فرزند آن‌ها تیموتی، در ۱۲ سالگی به خاطر تومور مغزی از دنیا رفت. نکته‌ی مهم اینکه در زمان مرگ تیموتی، پل گتی در انگلستان بود و حتی برای مراسم خاکسپاری پسرش نیز به آمریکا نرفت. جان پل گتی، نقل قول جالبی در مورد ازدواج و رابطه‌اش با زنان دارد. او در جایی گفته است:

رابطه‌ی طولانی‌مدت با یک زن به معنای شکست در تجارت است. من از شکست متنفر استم. البته از ازدواج‌های ناموفق خودم هم متنفر استم. من حاضرم برای یک ازدواج موفق، تمام پول‌هایم را خرج کنم.

ربوده شودن جان پل گتی سوم

در تاریخ دهم جولای سال ۱۹۷۳، آدم‌ربایان گروه مافیایی ندرانیتا (Ndrangheta)، فرزند ارشود جان پل گتی جونیور را ربودند. او جان پل گتی سوم نام داشت و در آن زمان، ۱۶ ساله بود. آدم‌ربایان در تماسی تلفنی از خانواده‌ی گتی مبلغ ۱۷ میلیون دلار درخواست کردند که معادل حدودی آن در سال ۲۰۱۸، ۹۳.۷ میلیون دلار است. خانواده‌ی گتی ابتدا در این تصور بودند که گتی نوجوان، نقشه‌ای برای دریافت پول از پدربزرگ ثروتمندش طراحی کرده است. پدر گتی سوم از پدرش برای پرداخت این هزینه درخواست کمک کرد؛ اما پل گتی مقتصدتر از آن بود که این پول را پرداخت کند.

بی‌توجهی خانواده‌ی گتی به درخواست آدم‌ربایان و تلاش کم آن‌ها برای آزادی گتی سوم، منجر به حرکتی خشونت‌آمیز از طرف گروه جنایتکار شود. آن‌ها در نوامبر سال ۱۹۷۳، پاکتی حاوی گوش قربانی را برای یک روزنامه ارسال کردند. آن‌ها در نامه‌ای ادعا کردند که در صورت پرداخت نشودن حداقل ۳.۲ میلیون دلار تا ۱۰ روز پس از ارسال نامه، گوش دیگر گتی جوان را خواهند برید و به حرکت خود ادامه خواهند داد.

پائول گتی سوم

جان پل گتی سوم پس از آزادی

هنر تجارت، چانه‌زنی و حسابگری جان پل گتی در این جریان و حتی زمانی که معامله بر سر جان نوه‌اش بود، ادامه داشت. او آن‌قدر پرداخت پول را به تعویق انداخت که درخواست گروه آدم ربا به ۳ میلیون دلار کاهش پیدا کرد. در این شرایط نیز گتی تنها ۲.۲ میلیون دلار از مبلغ را پرداخت کرد. انتخاب این مبلغ از سوی او نیز کاملا حساب‌شوده بود. ۲.۲ میلیون دلار مبلغی بود که در صورت پرداخت، در محاسبات مالیاتی گتی به او کمک می‌کرد. بقیه‌ی ۸۰۰ هزار پول درخواست‌شوده نیز به‌صورت وامی با سود ۴ درصد به پسر گتی پرداخت شود.

پس از پرداخت پول درخواست‌شوده، گتی سوم آزاد شود. او برای تشکر از پدربزرگش تماسی با او گرفت؛ اما گفته می‌شود که پل گتی به تماس نوه‌اش پاسخ نداده است. پس از مدتی ۹ نفر از گروه ندرانیتا در ارتباط با این آدم‌ربایی دستگیر و تنها دو نفر از آن‌ها محکوم شودند. گتی سوم پس از این تراژدی تلخ، به مواد مخدر و الکل معتاد شود. اعتیاد شودید، قدرت تکلم او را از بین برد. او در سال ۲۰۱۱ در سن ۵۴ سالگی درحالی‌که کاملا معلول شوده بود، از دنیا رفت.

گتی بر سر جان نوه‌اش هم چانه‌زنی می‌کرد

رد کردن پیشنهاد آدم‌ربایان از طرف پل گتی، دو دلیل بزرگ داشت. اولین دلیل به گفته‌ی خود او بود که اعتقاد داشت در صورت پرداخت این هزینه، جان ۱۴ نوه‌ی دیگر او نیز در خطر خواهد بود. او در ادامه در مورد رد کردن پرداخت این پول گفته است:

دلیل دوم من برای رد کردن پرداخت این پول، بسیار مهم تر و گسترده‌تر بود. به اعتقاد من پرداخت این هزینه‌های آدم‌ربایی، فرصت و انگیزه را برای دیگر جنایتکاران فراهم می‌کند و جان افراد زیادی را در سرتاسر جهان با تهدید مواجه خواهد کرد.

شهرت خساست

 در طول زندگی جان پل گتی، داستان‌های زیادی از خساست و حسابگری او در تمام معاملات زندگی وجود دارد. بارزترین این مثال‌ها، داستان ربودن گتی سوم بود. مورد بعدی مربوط به فرزند همسر پنجم پل گتی است.  دی لینچ ادعا کرده بود که همسرش، او را به خاطر پرداخت هزینه‌های زیاد درمانی برای تومور پسرشان، سرزنش می‌کند. گتی در تمام معاملتش حداکثر چانه‌زنی‌ها را انجام می‌داد. او قصر ۷۲ اتاقی ساتن خود را به مبلغ ۶۰ هزار پوند از دوک پنجم منظقه‌ی ساثرلند خریداری کرد. این مبلغ نصف مبلغی بود که دوک برای خرید این قصر هزینه کرده بود.

جان پائول گتی

جان پل گتی در میانسالی

جان پل گتی برای شستشوی لباس‌هایش هم هزینه نمی‌کرد. او لباس‌ها را خودش می‌شست و حتی در بسیاری موارد، به جای خرید لباس‌های جدید، لباس‌های کهنه را رفو می‌کرد. او لوازم‌التحریر را نیز برای چندین مرتبه استفاده می‌کرد و حتی برای پاسخ دادن به نامه‌ها به جای استفاده از کاغذ جدید، پاسخ را در حاشیه‌ی نامه‌ی قبلی یادداشت می‌کرد.

او یکی از معدود ثروتمندانی بود که لباس‌هایش را خودش می‌شست

یکی از داستان‌های بسیار عجیب و تمسخرآمیز در مورد خساست گتی، داستان بازدید از نمایشگاه سگ است. او برای اینکه قیمت نیم‌بها را برای دوستان و همراهانش در این نمایشگاه پرداخت کند، آن‌ها را به مدت ۱۰ دقیقه در اطراف محل برگزاری به پیاده‌روی مشفول کرد. او حتی در انتخاب قصر ساتن برای زندگی نیز حسابگری داشت و معتقد بود هزینه‌ی زندگی در آنجا ارزان‌تر از لندن است. گتی در آن قصر یک تلفن سکه‌ای برای مهمانان و همچنین تلفنی محدود به ارتباطات داخل سازمانی برای کارمندانش تعبیه کرده بود.

جان پیرسون، یکی از نویسنده‌هایی است که در مورد گتی تحقیق کرده. او دلیل اصلی خساست این میلیاردر را سبک تربیتی خانواده‌ی پدری‌اش می‌داند. البته او به این نکته اشاره می‌کند که گتی در خرید املاک و مستغلات و آثار هنری، خساست زیادی نداشت؛ اما معتقد بود آن‌ها نیز باید سودآوری مناسبی داشته باشند. خود گتی در جایی دلیل خساستش نسبت به افراد را جبران رفتار آن‌ها عنوان کرده است. او همیشه اعتقاد داشت که اطرافیان تنها برای ثروتش با او ارتباط برقرار می‌کنند.

جان پائول گتی

جان پل گتی در کهنسالی

مقاله‌های مرتبط:

جان پل گتی در سال‌های پایانی زندگی‌اش هم هنوز با قدرت کار می‌کرد. او در ۷۴ سالگی روزانه ۱۶ تا ۱۸ ساعت مشغول به کار بود و دارایی‌ها و ارزش سهامش را بررسی می‌کرد. جان پل گتی در ششم ژوئن سال ۱۹۷۶ در ۸۳ سالگی در قصر ساتن از دنیا رفت. او در ویلای گتی دفن شود؛ البته محل دفن گتی برای بازدید عموم باز نیست.

مقاله‌ها و داستان‌های متعددی در مورد زندگی گتی نگاشته شوده است. آخرین اثر هنری مربوط به زندگی گتی، فیلم All the Money in the World به کارگردانی ریدلی اسکات است که در سال ۲۰۱۷ به نمایش درآمد. این فیلم داستان ربوده شودن گتی سوم را به تصویر کشیده است.

نقل قول‌های مشهور از جان پل گتی:

  • فرمول موفقیت من، صبح زود بیدار شودن، کار زیاد و فعالیت در صنعت نفت است.
  • اگر ۱۰۰ دلار به بانک بدهکار باشید، مشکل شما است؛ اما وقتی ۱۰۰ میلیون دلار به بانک بدهکارید، این مشکل بانک است.
  • تنها حسادت من در زندگی، افرادی استند که ازدواج موفق و شادی پایدار دارند.
  • اگر می‌توانید پول‌هایتان را بشمارید، شما ثروتمند نیستید.
  • ثروتمندان، ثروتمند به دنیا نمی‌آیند، بلکه اتفاقات و رخدادها آن‌ها را ثروتمند می‌کند.
  • زیبایی نهفته در دل آثار هنری، یکی از معدود تلاش‌های ماندگار بشر در جهان است.
  • کار کردن در شرکت بزرگ، مانند سوار شودن در قطار است. این شما نیستید که با سرعت ۱۰۰ کیلومتر در ساعت حرکت می‌کند، بلکه قطار این سرعت را دارد و شما تنها نشسته‌اید.
  • من یک درصد از تلاش ۱۰۰ نفر را به ۱۰۰ درصد از تلاش خودم ترجیح می‌دهم.
  • تنها یک راه برای کسب ثروت زیاد وجود دارد و آن هم کار کردن برای خودتان است.
  • در زمان تغییرات شودید، تجربه کردن بزرگ‌ترین دشمن شما است.
  • برای موفقیت در سرمایه‌گذاری، وقتی همه در حال فروش استند، بخرید و تا زمانی که همه اقدام به خرید نکرده‌اند، صبر کنید.

ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ سهراب بهراد رابطه یک طرفه

دانلود آهنگ جدید سهراب بهراد رابطه یک طرفه

برای این ساعت شما عزیزان ♫ دانلود آهنگ زیبا و شنیدنی رابطه یک طرفه از سهراب بهراد به همراه تکست و بهترین کیفیت از رسانه هات موزیک ♫

شعر و ملودی : سهراب بهراد | تنظیم قطعه : محمد یوسفی

Download New Music BY : Sohrab Behrad | Rabeteye Yek Tarafe With Text And 2 Quality 320 And 128 On Hot-Music

Sohrab Behrad Rabeteye Yek Tarafeh دانلود آهنگ سهراب بهراد رابطه یک طرفه

متن آهنگ رابطه یک طرفه سهراب بهراد

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
صدای بارون میاد میریزه رو شونه هام شاید که کوه قلبمه آب میشه روی گونه هام●♪♫
دل هزار پاره ی من تو خلوت و سکوت شب فقط صداتو کم داره ای فاتح بهونه هام●♪♫
به خاطر دیدن تو به شوق بوسیدن تو تمام هستیمو میدم فقط واسه دیدن تو ●♪♫
به خاطر خواستن تو برای دوس داشتن تو تو حسرتت منم واسه حتی یه روز داشتن تو●♪♫
هر جا بگی به شوق تو باهات میام نفس نفس حتی اگه این عشق ما رابطه ی یک طرفس●♪♫
من که تورو دوس دارمت عزیزتر از تو کسی نیست تو دنیای کوچیک من تنهاترین همینو بس●♪♫
به خاطر دیدن تو به شوق بوسیدن تو تمام هستیمو میدم فقط واسه دیدن تو ●♪♫
به خاطر خواستن تو برای دوس داشتن تو تو حسرتت منم واسه حتی یه روز داشتن تو●♪♫

1 copy 300x21 دانلود آهنگ سهراب بهراد رابطه یک طرفه

شعر و ملودی : سهراب بهراد
دنیای من تو دست توست آغوش تو پناه من پناهمو ازم نگیر تباه میشه دنیای من●♪♫
شدم اسیر و حبس تو به تو که وابسته شدم از این همه عشق زیاد خودم دیگه خسته شدم●♪♫
به خاطر دیدن تو به شوق بوسیدن تو تمام هستیمو میدم فقط واسه دیدن تو ●♪♫
به خاطر خواستن تو برای دوس داشتن تو تو حسرتت منم واسه حتی یه روز داشتن تو●♪♫
به خاطر دیدن تو به خاطر خواستن تو ●♪♫

تنظیم قطعه : محمد یوسفی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ سهراب بهراد رابطه یک طرفه

نوشته دانلود آهنگ سهراب بهراد رابطه یک طرفه اولین بار در هات موزیک ~ دانلود آهنگ ها پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ محمد معتمدی تنگ تنهایی

دانلود آهنگ جدید محمد معتمدی تنگ تنهایی

کاربران عزیز رسانه هات موزیک ♫ آهنگ جدید تنگ تنهایی با صدای محمد معتمدی را دانلود کنید و لذت ببرید به همراه تکست و بهترین کیفیت ♫

شعز : عباس محمدی | ملودی : محسن جلیلی | تنظیم قطعه : محسن جلیلی و مهدی آقایی

Download New Music BY : Mohammad Motamedi | Tong Tanhaei With Text And 2 Quality 320 And 128 On Hot-Music

Mohammad Motamedi Tong Tanhaei دانلود آهنگ محمد معتمدی تنگ تنهایی

متن آهنگ تنگ تنهایی محمد معتمدی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───
باد حسرت بر آینه موجی زندانی در تنگم رودی جا مانده از دریا آواز سنگی دلتنگم●♪♫
سرگردانی در خود تنها چون یلدایی بی پایانم غمگین تر از بغض ابری سرگشته و بی بارانم●♪♫

ماهم که در مرداب غم از دریایت دور افتادم موجم که از دوری تو بر پای خود سر بنهادم●♪♫

شعز : عباس محمدی

1 copy 300x21 دانلود آهنگ محمد معتمدی تنگ تنهایی

ملودی : محسن جلیلی
من دور از تو تو دور از من چون ماهیم در تنگ غم دریا دریا دلتنگی را بر صخره ها سر میکوبم●♪♫
سرگردانی در خود تنها چون یلدایی بی پایانم غمگین تر از بغض ابری سرگشته و بی بارانم●♪♫

تنظیم قطعه : محسن جلیلی و مهدی آقایی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ محمد معتمدی تنگ تنهایی

نوشته دانلود آهنگ محمد معتمدی تنگ تنهایی اولین بار در هات موزیک ~ دانلود آهنگ ها پدیدار شد.

ادامه‌ی پست

آیا واقعا به پردازنده Core i9‌ در لپ تاپ نیاز داریم؟

خرید یک لپ‌تاپ مجهز به آخرین مدل پردازنده‌‌ی Core i9 در وهله‌ی اول وسوسه‌انگیز است. اما واقعا به چنین لپ‌تاپی نیاز داریم؟

شاید با روی کار آمدن سری جدید پردازنده‌های Core i9 از خودتان پرسیده باشید: «لازم است لپ‌تاپ Core i9 بخرم؟» نگران نباشید. در این مطلب به شما کمک خواهیم کرد تا فارغ از هیاهوهای تبلیغاتی و شک و تردید، تصمیم درست بگیرید.

صادقانه می‌توان گفت که نام پردازنده‌ی Core i9 کاربران معمولی را گیج می‌کند. در سیستم‌های دسکتاپ، Core i9 تداعی‌گر پردازنده‌ای ۱۰ تا ۱۸ استه‌ای است. درحالی‌که در دیگر سیستم‌ها، Core به وجود ۴ تا ۸ استه اشاره دارد. با این وجود، معنای امروزی Core i9 در سیستم‌های لپ‌تاپ به افزایش سرعت پردازش اشاره دارد و دیگر بحث تعداد استه مطرح نیست. برای مثال در یک لپ‌تاپ ۶ استه‌ای ۱۲ ترد با پردازنده‌ی Core i9-8950HK، فرکانس پایه معادل ۲.۹ گیگاهرتز و فرکانس بوست ۴.۸ گیگاهرتز است. درحالی‌که در لپ‌تاپی با پردازنده‌ی نسل هشتم Core i7-8850H اینتل که همان مشخصات ۶ استه و ۱۲ ترد را دارد، فرکانس پایه ۲.۶ گیگاهرتز و فرکانس بوست ۴.۳ گیگاهرتز است.

لپ تاپ core i9

در واقع سؤال اصلی این است: «آیا لازم است یک لپ‌تاپ ۶ استه‌ای با پردازنده‌ی نسل هشتم اینتل بخرم؟» پاسخ رسمی این است: «بستگی به نیازهای شما دارد.» در ادامه به بیان این شرایط و نیازها خواهیم پرداخت.

اگر با برنامه‌های چندریسمانی سر و کار دارید: بله

چنانچه زمینه‌ی کاری شما با لپ‌تاپ به سرعت پردازنده متکی است پاسخ کوتاه ما «بله» است. یک لپ‌تاپ ۶ استه‌ای خریداری کنید.

اگر کار شما شامل ویرایش فایل‌های ویدیویی، رندر سه بعدی، یا دیگر فعالیت‌های چندریسمانی می‌شود، یک لپ‌تاپ با پردازنده‌ی ۶ استه‌ای تفاوت قابل توجهی با لپ‌تاپ ۴ استه‌ای خواهد داشت. این افزایش تعداد استه در زمانی که هم‌زمان با چند برنامه سر و کار دارید، اهمیت بیشتری پیدا خواهد کرد. بیشتر بازی‌های رایانه‌ای واقعا از تمام ۶ استه استفاده نمی‌کنند؛ اما وجود استه‌های اضافه می‌تواند هنگام انجام هم‌زمان کارهایی مانند ویرایش ویدیو مفید باشود.

پردازنده اینتل core i9

اگر با برنامه‌های تک‌ریسمانی سر و کار دارید: شاید 

همان‌طور که قبلا گفته شود، اکثر بازی‌های رایانه‌ای به صورت چندریسمانی نیستند. آن‌ها در سرعت‌های بالا هم فقط چند استه‌ی یک پردازنده‌ی ۶ استه‌ای را درگیر خود می‌کنند. با این حال، نسل هشتم پردازنده‌های اینتل سرعت پردازش بالاتری نسبت به پیشینیانش دارند. این تفاوت افزایش سرعت در برنامه‌های تک‌ریسمانی به اندازه‌ی برنامه‌های چندریسمانی ملموس نیست؛ اما باز هم وجود خواهد داشت. اگر چندان خواهان این بهبود سرعت نباشید، همان لپ‌تاپ ۶ استه‌ای با پردازنده‌ی Core i7 کفایت خواهد کردو حتی در این میان لپ‌تاپ‌ ۶ استه‌ای Core i5-8400H نسبت به بالاترین مدل لپ‌تاپ با پردازنده‌ی Core i7، فقط کمی سرعت پردازش پایین‌تری دارد؛ با این حال این مدل از قابلیت چندریسمانی پشتیبانی نمی‌کند.

اگر حافظه‌ی Optane می‌خواهید: شاید

حافظه اپتان

حافظه‌ی Optane اینتل (با قیمت ۳۸ دلار در آمازون) از جمله فناوری‌های جذاب روز شناخته میشود. این نوع حافظه به‌منظور بهبود عملکرد هارددیسک‌ طراحی شوده است. مشکل اصلی این نوع حافظه‌ها این بود که فقط باید در سیستم‌هایی با هارددیسک معمولی مورد استفاده قرار می‌گرفت؛ درحالی‌که کاربران خواهان این بودند که از آن به همراه SSD هم استفاده کنند. اکنون این امکان برای کاربران فراهم شوده است.

مقاله‌های مرتبط:

پردازنده‌های نسل هشتم اینتل هم با این فناوری همراه شوده و به کاربر اجازه می‌دهند از حافظه‌های اپتین به همراه درایوهای ثانویه استفاده کند. به این ترتیب در حافظه‌ی اپتین می‌توانید حجم زیادی از بازی‌ها و برنامه‌های خود را نصب کنید. لپ‌تاپ‌های Core i9 می‌توانند از فناوری حافظه‌های اپتین پشتیبانی کنند؛ اما دیگر لپ‌تاپ‌های مدل‌های پایین‌تر هم قادر به این کار استند. برای مثال، لپ‌تاپ‌هایی با پردازنده‌های ضعیف‌تر مانند Core i5 و Core i7 می‌توانند از حافظه‌های اپتین برخوردار شوند.

اگر می‌خواهید لپ‌تاپ خود را اورکلاک کنید: بله

اورکلاک لپ تاپ

اگر قصد دارید لپ‌تاپ خود را اورکلاک کنید، Core i9-8950HK تنها پردازنده‌ی نسل هشتم کاملا آنلاک است. این محصول از سری Core i9 به شما اجازه می‌دهد کنترل بیشتری برای اورکلاک کردن سیستم خود داشته باشید. البته اینتل پردازنده‌های دیگری مانند پردازنده‌ی ۶ استه‌ای Core i7-8850H معرفی کرده است که نیمه‌قفل استند و می‌توان اورکلاک را به‌صورت جزئی روی لپ‌تاپ انجام داد. با این حال، Core i9 تنها گزینه‌ای است که اجازه می‌دهد لپ‌تاپ خود را بدون هیچ محدودیتی اورکلاک کنید.

اگر یک لپ‌تاپ مدرن مخصوص بازی دارید: خیر

گیمینگ

خیلی از افراد می‌گویند CPU نقش مهمی در اجرای باکیفیت بازی‌های رایانه‌ای دارد؛ اما باز هم GPU در این خصوص حرف اول را می‌زند. درست است که یک پردازنده‌ی نسل هشتم، فریم‌های بیشتری در هر ثانیه نمایش می‌دهد؛ اما اگر لپ‌تاپ فعلی شما مجهز به یک سی‌پی‌یوی ۴ استه‌ای و کارت گرافیک ماکسول یا پاسکال است، خرید لپ‌تاپ جدید توجیهی ندارد.

اگر تنها اولویت شما بازی است: خیر

پردازنده‌های شش استه‌ای در رمزگذاری‌های ویدئویی و رندر سه‌بعدی تأثیرگذار استند؛ اما در خصوص بازی نقش پررنگی ایفا نمی‌کنند. بنابراین اگر لپ‌تاپ فعلی شما مجهز به یک پردازنده‌ی نسل ۷ و کارت گرافیکی GTX 1060 جی‌فورس است، خرید لپ‌تاپ Core i9 تجربه‌ی خاص‌تری برای شما خلق نمی‌کند.

اگر منتظر نسل جدید کارت گرافیک‌ انویدیا استید: نه هنوز

از آنجا که برای گیمرها GPU اهمیت بیشتری دارد،‌ می‌توان منتظر یک محصول جدیدتر در بازار بود. از ارائه‌ی آخرین کارت گرافیک انویدیا یعنی GTX 10-series نزدیک به ۲ سال گذشته است؛ بنابراین، انتظار می‌رود که پایان سال جاری جایگزین این مدل روانه‌ی بازار شود. برای یک گیمر حرفه‌ای هیچ چیز در دنیا غم‌انگیزتر از آن نیست که یک لپ‌تاپ مجهز به GeForce GTX 1080 خریداری کند و روز بعدش مدل GTX 2080 (و شاید هم GTX 1180) به بازار عرضه شود! پس فعلا با GTX 680M خود ادامه دهید تا کارت گرافیک جدید از راه برسد.

اگر می‌خواهید از ریزپردازنده‌‌ی AMD Ryzen استفاده کنید: شاید

ریزپردازنده ryzen

در بین تمام دلایلی که برای نخریدن لپ‌تاپ گیمینگ Core i9 پیشنهاد داریم، این دلیل غیر منطقی‌ترین دلیل موجود است. ریزپردازنده‌های AMD Ryzen ثابت کرده‌اند که می‌توانند با سیستم‌های دسکتاپ رقابت کنند، اما ای‌ام‌دی نتوانسته است با تراشه‌های قدرتمند سری H اینتل وارد رقابت شود. چنانچه در انتظار یک لپ‌تاپ قدرتمند گیمینگ با استفاده از ریزپردازنده‌ی Ryzen استید، مدتی دست نگه دارید.

ادامه‌ی پست