تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

بهترین موسیقی سال ۲۰۱۸ از نگاه پارس تبلیغ

در سال ۲۰۱۸ با نغمه‌هایی از جنس مدیترانه به یونان سفر کردیم، با هم‌سرایانی از سرزمین‌های نورس همراه شودیم و با ترانه‌هایی از غروب غرب وحشی، به آرامش رسیدیم. با پارس تبلیغ و بهترین موسیقی سال ۲۰۱۸ همراه باشید.

موسیقی، روح یک بازی است و به آن جان می‌دهد. موسیقی، حس و حال یک بازی است، می‌تواند به آن رنگ ببخشود، آن را به دل ترس و تاریکی فرو ببرد یا حتی قادر است حسی مرموزانه زیر پوستش ساکن کند. موسیقی، نفس‌های یک بازی است، می‌تواند بازیکن را به وجد بیاورد، می‌تواند خون را در رگ‌هایش به جریان بیاندازد یا حتی مغزش را اسیر و پریشان اتمسفر اطرافش کند. روزگاری شاید موسیقی در بازی‌های ویدیویی جدی گرفته نمی‌شود، اما حالا نبودنش دیگر در بازی‌های مدرن غیر ممکن است. شاید موسیقی و صداگذاری نتواند یک بازی را از شکست نجات دهد، شاید موسیقی به تنهایی نتواند یک بازی را به شاهکار تبدیل کند،‌ اما وجودش روحی برای یک بازی است، آن را زنده و حتی گاهی آن را به اثری جاودان تبدیل می‌کند. بازی‌های زیادی استند که آن‌ها را با موسیقی‌های‌شان به یاد می‌آوریم که تعدادشان هم کم نیستند. سال ۲۰۱۸ نیز پر بود از بازی‌هایی که با موسیقی‌های خود توانستند خاطره سازی کنند. حال اینجا در بررسی تیم پارس تبلیغ، بهترین موسیقی بازی‌های سال ۲۰۱۸ را انتخاب کردیم.

 

فال اوت 76

Fallout 76 

آخرین نسخه از مجموعه Fallout 76 چیزی جز یک ناامیدی محض نبود و این غیر قابل انکار است؛ این بازی حتی در لیست ناامید‌کننده‌ترین بازی‌های سال پارس تبلیغ هم قرار گرفت. اما موسیقی یک بازی شکست خورده هم می‌تواند جزو بهترین‌ها باشود و نخاله‌ی تاریخ مجموعه Fallout هم از این قاعده مستثنی نیست. چشم‌های‌تان را به روی اشتباهات سازندگان Fallout 76 ببندید، اما گوش‌های‌تان را معطوف به نوازش موسیقی‌های این بازی کنید. خلق موسیقی‌های این نسخه کار شخصی نیست جز اینان زور، فردی که ساخت آهنگ‌های Fallout 4، Sybria و Dragon Age را هم بر عهده داشته است. اینان زور سعی کرده همیشه در آهنگ‌های Fallout 3 و Fallout 4، حس ناامیدی و یاس را در ملودی‌هایی که به دستش خلق می‌شوند جاری کند. گاهی هم به آن جرعه‌ای هیجان و امید اضافه می‌کند تا مناسب زمان‌هایی باشود که در برهوتی نفس‌گیر، به دنبال ماجراجویی در فضاهای آخرالزمانی استیم. اما با گوش دادن به آهنگ‌های Fallout 76، اوضاع کمی فرق می‌کند. درست است که این بازی طرفدارانش را ناامید کرد، اما اینان زور برای خلق آهنگ‌های آن، از چاشنی بیشتری از امید و آزادی از حبس در دوران باران بمب‌های اتمی استفاده کرده است. او حتی در بخش‌هایی از آهنگ‌هایش این چاشنی‌ها را با مقداری هیجان ترکیب کرده تا حسی رو به جلو و پیشرفت در دنیای آنلاین بازی ایجاد کند. برای تشخیص تفاوت چنین حسی، کافی است یک بار دیگر به تِم اصلی Fallout 4 و Fallout 76 گوش دهید تا مرز میان تاریکی و امید بوستون Fallout 4 و حس سرزندگی و شروعی تازه در ویرجینای غربی Fallout 76 را به خوبی متوجه شوید.

Assassin

Assassin’s Creed Odyssey

نغمه‌هایی از یونان باستان، ملودی‌هایی از جنس موج‌های دریای مدیترانه و ضرب‌آهنگ ماجراجویانه‌ی کاراکترهایی که به دنبال انتقام و فرار از پایین‌ترین طبقات یونان استند. شاید خیلی‌ها امسال Odyssey را دست کم گرفته بودند. قبل از تجربه بازی، گاه و بی‌گاه از یوبیسافت ایراد می‌گرفتیم و آدیسی را تجربه‌ای تکراری می‌خواندیم. اما هر آن که بازی را تجربه کرد، شگفتی عجیبی را در بطن بازی یافت. ماجرایی سرگرم کننده و البته نسخه‌ای تکامل‌ یافته‌تر از نسخه Origins، باعث شود تا خیلی‌ها Odyssey را دوست داشته باشند. نه فقط ماجراها، گیم‌پلی و روایت بازی، بلکه موسیقی‌های بازی هم جزو بهترین بخش‌های Assassin’s Creed Odyssey بودند. ساخت موسیقی این نسخه از بازی این بار بر عهده مایک گرگایدس بود و صد البته که توانست موسیقی‌هایی در شان یک اسسینز کرید جذاب خلق کند. اغلب آهنگ‌های این بازی برخاسته از حال و هوای سیاحتی به یونان کهن استند که در پس پرده‌ی آن، ملودی‌های آشنای مجموعه Assassin’s Creed به گوش می رسند؛ و البته طبق سنت این بازی‌ها، آوای‌های زن در درازنای هر موسیقی توانسته عمق و احساس قابل لمسی را به بازی بی‌افزاید. اما تمام ترک‌های این بازی توسط مایک ساخته نشوده‌اند، بلکه نیم دیگر ساندترک‌ها توسط The Flight، گروه دو نفره جو هنسن و الکسیس اسمیت، خلق شوده‌اند. برخی آهنگ‌های دیگر هم مانند تم اصلی بازی که شما را با روح آدیسی همراه می‌کند، با همکاری دوجانبه مایک و فلایت ساخته شوده است. کار این آهنگسازان آن قدری خوب بود که با جرات به خود اجازه دهیم موسیقی‌های Assassin’s Creed Odyssey را در بین پنج نامزد برتر سال ۲۰۱۸ قرار دهیم.

 

celeste

Celeste

نمی‌دانم تا به حال به این موضوع پی بردید یا نه، اما ساندترک بازی‌های ویدیویی، بهترین آهنگ‌ها برای گوش دادن در هنگام انجام کارهایی استند که نیاز به تمرکز دارید. بله شاید فکر کنید سکوت بهترین راه برای تمرکز روی کار است، اما برای یک بار هم که شوده در هنگام انجام کار‌های‌تان، موزیکی از بازی محبوب‌ خود با میزان صدای ملایم گوش کنید تا ببینید چقدر انجام کارها برای‌تان جذاب‌تر و خلاقانه‌تر پیش می‌روند. البته که برخی ساندترک‌ها این توانایی را ندارند، اما ساندترک‌های بازی Celeste؟ خود جنس استند! موزیک‌های این بازی که توسط لِنا راین ساخته شوده‌اند، ترکیبی از صداهای الکترونیک و پیانو استند که با گیتار و ترمین شاخ و برگدار شوده‌اند. موسیقی‌های سلست ملودی‌هایی نه پیچیده، بلکه ساده و ملایم دارند و برخی‌ از آن‌ها هم به منظور عبور از سخت‌ترین مراحل بازی اوج می‌گیرند. ساندترک‌های این بازی را هر کسی باید گوش کند! اگر بازی را حتی هنوز انجام نداده‌اید یا علاقه‌ای به این سبک از بازی‌ها ندارید، از موسیقی‌های این بازی غافل نشوید. حتی اگر دوستان و آشناهایی دارید که علاقه‌ای به بازی‌های ویدیویی ندارند و موسیقی زیاد گوش می‌دهند، طعم آهنگ‌‌های این بازی را به آن‌ها بچشانید. Celeste یکی از شاهکار‌های سال ۲۰۱۸ است که که با آهنگ‌های خود می‌تواند در ذهن شما نفوذ کند، شما را با خود همراه کند و به نوک قله‌ای برساند که هدف کلی بازی را شکل داده است.

 

god of war

God of War

عظمت و شکوه، این اولین حسی است که با شنیدن تم اصلی بازی God of War به من دست داد. وجود گروه کُر در بطن آهنگ‌های بازی و البته، صدای جادویی Eivør در برخی از ترانه‌ها مانند خاطرات مادر، وزن خاص و قابل لمسی به ساندترک‌های بازی بخشیده‌اند. اگر موسیقی نسخه‌های قبلی God of War را به یاد داشته باشید، ریتمی با بال‌هایی از جنس انتقام و حماسه داشتند که به فراز الیمپوس اوج می‌گرفتند. اما موسیقی God of War جدید برعکس است، آهنگ‌های آن سنگینی خاصی از دل افسانه‌های نورس دارند؛ نه خبری از پرواز و اوج گرفتن است و نه خبری از انتقام و مرگ. آهنگ‌های بازی را در دل تاریک کوه‌های پر رمز و راز، لا به لای جنگل‌های اسرار آمیز، به سنگینی غول‌های عظیم‌الجثه و خدایانی با قدرتی فراتر از خدایان یونان حس می‌کنید. موسیقی‌ها گاهی با ریتم آرام خود، مرموزانه به جان شنونده نفوذ می‌کنند، گاهی با هم‌سرایان مرد تُنی از جنس حماسه خلق می‌کنند و لا به لای آن با صدای یک زن، لطافت و احساساتی خاص به خود می‌بخشود. برخی دیگر از موسیقی‌ها، ماجراجویانه‌تر می‌شوند تا در هنگام لحظات نفس‌گیر بازیکن به وجد بیاید. اما هرچی بگردید، دیگر خبری از آن ملودی‌هایی که تک تک‌شان آغشته به رنگ قرمز انتقام بودند نیست، بلکه از جنس پدری است که دیگر آن بی‌رحمی خود را به فراموشی سپرده است، بلکه از جنس مادری است که به خاکستر تبدیل شوده و داستانی که شروعی بر حماسه‌ی تازه‌ای از خدای جنگ است. کار ساخت موسیقی‌های بازی God of War بر عهده بیر مککریری بود. او توانست به همان اندازه که سانتا مونیکا گاد آو واری متحول شوده تحویل‌مان داد، موسیقی‌های متفاوت نسبت به هر آنچه که در گذشته این سری گوش داده بودیم خلق کند؛ که البته جاودان و شاهکار از آب درآمدند.

 

red dead redemption 2

Red Dead Redemption 2

سوار بر اسب، آرام آرام به سمت خورشید غروب کرده؛ این تصویری است که همیشه از آرامش غرب وحشی تصور می‌کنیم. موسیقی‌های Red Dead Redemption 2، همگی از همین جنس آرامش را در خود دارند؛ به آرامش غروب، به آرامش صدای سُم‌های اسب روی زمین‌ها، و گاهی هم به بی‌قراری گروهی که در به در دنبال مکانی برای سکونتگاهی ثابت استند که از سوی رییس‌شان بهشت نامیده می‌شود. بدون اغراق و با جرات تمام می‌توان گفت موسیقی‌های Red Dead Redemption 2 با تک تک صحنه‌ها و اتفاقاتی که در جریان است، ضرب آهنگی هماهنگ دارند. چطور می‌توان وقتی جمعی کنار آتش دور یک دیگر نشسته‌اند از آن خاطره‌ای ساخت که در هیچ بازی دیگری نمی‌توان تجربه‌ای حتی نزدیک به آن را مثال زد؟ یک گیتار ساده و هم سرایی اعضای گروه، از رییس گرفته تا زن و بچه‌های کوچک این خاطره را به ساده‌ترین شکل ممکن جاودان کردند. چطور وقتی در محیط بازی می‌خواهید از نقطه‌ای به نقطه دیگر بروید، این سفر باید موی تن شما را سیخ کند؟ چطور وقتی در یک اوضاع بحرانی با اعضای گروه وسط شهر قرار گرفته‌ایم، همه چیز پر تب و تاب‌تر می‌شود؟ یا اصلا، چطور بازی Red Dead Redemption 2 توانست در احساسی‌ترین لحظات خود، در شرایطی که همه چیز از هم می‌پاشود، نفس‌تان را در سینه حبس کند؟ موسیقی‌های بی‌نظیرش همه این‌ها را ممکن کردند؛ بهتر از هر بازی دیگری، بهتر از هر فیلم و سریال دیگری، بهتر از تصورات هر شخصی. وظیفه ساخت موسیقی‌های بازی بر عهده وودی جکسون بود که پیش از این روی آهنگ‌های GTA V، Max Paye و نسخه اول Red Dead Redemption هم کار کرده است. ریشه موسیقی‌های بازی، اینسترومنتال‌هایی با تم غرب وحشی استند و این وسط صدای اشخاصی مثل Rhiannon Giddens، Willie Nelson و D’Angelo همانند شکوفه‌‌ی ریشه‌های همان موسیقی استند که آن را زیبا‌تر کرده‌اند. این فقط ساخت موسیقی‌ها نبودند که RDR2 را به جایگاه اول بهترین موسیقی‌های سال رساندند، بلکه جاگذاری بی‌نقص هر آهنگ و حس و حالی که در لحظات مختلف برای بازیکنان خلق می‌کرد، به غایت بی‌نظیر و تکرار نشودنی بود.

پس بهترین موسیقی سال ۲۰۱۸ از دید پارس تبلیغ به ترتیب زیر است:

  • Red Dead Redemption 2
  • God of War
  • Celeste
  • Assassin’s Creed Odyssey
  • Fallout 76

حال نوبت شما کاربران پارس تبلیغ است تا از طریق نظرسنجی زیر، بهترین موسیقی سال ۲۰۱۸ را انتخاب کنید. در نظر داشته باشید که بعد از انتخاب گزینه موردنظر، حتما ارسال را بزنید:

همچنین نظرسنجی انتخاب بهترین بازی تاثیرگذار هم به پایان رسیده است که می‌توانید نتیجه آن را در مطلب مربوطه مشاهده کنید.

ادامه‌ی پست

بهترین بازی تاثیرگذار سال ۲۰۱۸ از نگاه پارس تبلیغ

در بهترین بازی‌های تاثیرگذار سال ۲۰۱۸، سراغ سه اثری رفته‌ایم که می‌توانند تاثیراتی فراموش‌نشودنی روی مخاطبشان بگذارند. با پارس تبلیغ همراه باشید. 

مدت‌ها است که دیگر در دنیای ویدیوگیم، همه‌چیز محدود به مبارزه با دشمنان مختلف یا به پایان رساندن چالش‌های گوناگون نمی‌شود و امروزه ما دائما شاهد بازی‌هایی استیم که می‌توانند در قصه و قصه‌گویی‌شان، حامل پیام‌ها و حرف‌های پراهمیتی باشند. جالب‌تر آن که بازی‌ها با توجه به ماهیت تعاملی و خاصی که یدک می‌کشند، گاها پتانسیل ساخت اتمسفرهای عمیقی را می‌یابند که هیچ مدیوم دیگری شاید توان رقابت با آن‌ها را نداشته باشود. اتمسفرهایی که می‌توانند نگاه مخاطب را به جهان پیرامونش و باورهایی که دارد تغییر دهند و حتی مانند یکی از نامزدهای امسال، او را به آرامشی انکارناپذیر برسانند. جایزه‌ی «برترین بازی تاثیرگذار» پارس تبلیغ هم دقیقا روی محصولاتی از دنیای هنر هشتم در سال ۲۰۱۸ دست می‌گذارد که تفکرات بازیکنان‌شان را بیشتر، پراهمیت‌تر و خاص‌تر از رقبای‌شان، تغییر داده‌اند.

memories

۱۱-۱۱: Memories Retold

با آن که امروزه اکثر بازی‌های خلق‌شوده با محوریت جنگ‌های شناخته‌شوده‌ی تاریخ معاصر، صرفا می‌خواهند به کمک استفاده از بسترهای داستانی موجود در فجایع انسانی بزرگ مانند جنگ جهانی دوم، بهانه‌ای برای مبارزات شلیک‌محورشان به بازیکنان بدهند یا حتی پای‌شان را از همین حد هم فراتر می‌گذارند و بیشتر از جنگ برای شکل دادن به نبردهای چندنفره در نقشه‌هایی بزرگ و پرجزئیات استفاده می‌کنند، هنوز هم سازندگانی استند که بازی‌های‌شان لابه‌لای بخش‌های گوناگونی از همین جنگ‌ها جریان بیابند و بخواهند از زوایایی انسانی‌تر آن‌ها را زیر ذره‌بین بگیرند. ۱۱-۱۱: Memories Retold، دقیقا به عنوان یکی از همین محصولات متفاوت، با سبک بصری به خصوصش و داستان‌گویی تعاملی قابل لمسی که ارائه می‌کند، موفق به ترسیم پرتره‌ی عمیق‌تر و انسانی‌تری از جنگ می‌شود. آن هم در داستانی با محوریت دو پروتاگونیست که یکی‌شان برای جلب توجه دختر مورد علاقه‌اش به میدان‌های مبارزه می‌رود و دیگری، به هدف نجات دادن فرزندِ سرباز و گم‌شوده‌اش در دل جنگ، پا به سیاهی‌های آن گذاشته است.

بازی که البته برخی از اعضای کلیدی تیم ساخت آن چند سال قبل در پروژه‌ای با اهداف کم‌وبیش مشابه یعنی Valiant Hearts: The Great War شرکت داشته‌اند، سعی می‌کند تلخی‌ها و شودت بی‌معنی بودن جنگ‌های انسانی را نه فقط با نشان دادن برخی چیزها به مخاطب، که با وادار کردن او به اتخاذ تصمیماتی دشوار و تعیین‌کننده، به همگان یادآوری کند. این وسط پایان‌های متعدد و کاملا متفاوت آن که دقیقا بر اساس همین تصمیمات شکل می‌گیرند، خودشان ارزش تکرار اثر را افزایش می‌دهند و به نوعی سبب می‌شوند که گیمر، فرصت دوباره و دوباره مرور کردن همه‌ی این مسیر تلخ و شیرین را داشته باشود. به این هدف که بتواند نگاه جدی‌تری به روزهای پایانی جنگ جهانی اول بیاندازد. ۱۱-۱۱: Memories Retold بیشتر از هر چیز دیگری از ما می‌پرسد که اگر به دور و برمان نگاه کنیم، پس از یک قرن گذشتن از جنگ جهانی اول، چه چیزی از آن همه نبرد و شلیک و خون‌ریزی باقی مانده است؟ کدام خاطرات، کدام آمارها و کدامین اتفاقات افتاده در آن کشتار جمعی، امروزه اهمیت معنایی خاصی می‌یابند؟ و چه می‌شود اگر جواب، تنها و تنها عددی مابین پانزده تا نوزده میلیون باشود؟ عددی که تعداد کشته‌های جنگ مورد بحث را یادآور می‌شود.

life is strange

Life Is Strange 2

با آن که تا به این لحظه تنها یکی از قسمت‌های بازی اپیزودیک Life Is Strange 2 به دست طرفداران رسیده است، اما اثر نام‌برده فارغ از همه‌ی نکات مثبت و منفی‌اش، حتی در همین یک اپیزود هم نشان می‌دهد که چه‌قدر از منظر تنظیمات داستانی و مفاهیم موجود در قصه، می‌تواند به‌روز و تکان‌دهنده ظاهر شود. Life Is Strange 2 به دو برادر مکزیکی می‌پردازد که در آمریکای امروز، ناخواسته و برحسب حادثه‌ای تماما اتفاقی، زندگی‌شان نابود می‌شود. بدتر از همه آن که پس از خارج شودن اجباری آن‌ها از خانه‌شان و گره خوردن زندگی این دو نفر به نفس کشیدن در دل طبیعت با همه‌ی خطراتی که دارد، بازیکن در جایی از قصه به خودش می‌آید و می‌بیند اصلی‌ترین دشمنانِ شان و دنیل دیاز، نه گرسنگی، تشنگی یا حتی طبیعت وحشی، که انسان‌هایی استند که از روی نژادپرستی، با آن‌ها به اشکال مستقیم و غیرمستقیم، همچون حیواناتی پایین‌تر از سطح زندگی انسان‌های واقعی رفتار می‌کنند. مسئله‌ی تلخی که با پیش‌روی گیمر در داستان، دائما بیشتر و بیشتر توجه وی را به خود جلب می‌کند و عملا از ابتدا تا انتهای بازی مورد بحث را به نوعی تحت سیطره‌ی خود درمی‌آورد. البته هنر Life Is Strange 2 در این است که تمرکزش بر روی دادن پیام‌های پیچیده‌ی ضدنژادپرستانه، باعث دور شودن نگاهش از مسائل دیگر هم نمی‌شود و حتی در همان یک اپیزود، مواردی همچون دور و دورتر شودن انسان مدرن از طبیعت و رفتارهای اهانت‌آمیز برخی پلیس‌ها در انواع و اقسام مکان‌های دنیا را نیز از نظر می‌گذراند.

همه‌ی این‌ها هم آن‌جایی به اوج می‌رسند که بازی بدل به یک سیاه‌نمایی از جامعه‌ی روز نیز نمی‌شود و در اوج جدیت برای نشان دادن نکات منفی حاضر در زندگی آدم‌ها در سال‌های اخیر، ابایی از تصویرسازی از خوبی‌ها و کارهای مثبتی که هنوز می‌توان در گوشه به گوشه‌ی دنیا شاهدشان بود، ندارد. نتیجه هم چیزی نیست جز تبدیل شودنِ ساخته‌ی استودیوی محترم دونت‌ناد به اثری که احتمالا در اپیزودهای بعدی‌اش می‌تواند به قصه‌گویی جذاب، در کنار دادن پیام‌های سیاسی، انسانی و اجتماعی مهم ادامه دهد. پیام‌هایی که برخی از آن‌ها شاید حتی پتانسیل بیدار کردن افرادی را که انگار خودشان را درباره‌ی برخی مسائل به خواب زده‌اند، داشته باشند.

celeste

Celeste

داستان یکی از شاهکارهای دنیای ویدیوگیم در سال میلادی گذشته یعنی بازی Celeste، با قصه‌ی سفر دخترکی به نام مَدِلاین شروع می‌شود. دختری که یک روز بدون آگاهی از چرایی حرکتش، می‌فهمد که باید خود را هر آن‌گونه که است، به قله‌ی کوه بلندی به اسم «سلست» برساند. مانند قسمت‌هایی از زندگی خودمان، مدلاین هم انگار در برهه‌ای از زندگی‌اش قرار گرفته است که از شودت تاریکی دنیای عادی و گرفتار شودن در سایه‌های بی‌پایان، راهی به جز بالاتر و بالاتر رفتن ندارد. او نمی‌دادند به چه هدفی و به چه شکلی باید از کوه بالا برود. فقط این را می‌داند که ادامه‌ی زندگی‌اش در پشت سر گذاشتن همین چالش، معنی پیدا خواهد کرد. در طی مسیر شگفت‌انگیز و پرجزئیات مَدلاین که ثانیه به ثانیه‌اش تصویری از حالات روحی مختلف ما انسان‌ها را ارائه می‌کنند، گیمر به طرز شاید باورناپذیری، او را هر لحظه بیشتر از قبل، به عنوان بازتاب تمام‌قدی از خودش می‌بیند. به عنوان تصویری از همه‌ی درون‌ریزی‌ها، افسردگی‌ها و غم‌هایش که مثل وی رسیدن به قله‌ای بلند را به عنوان تنها فرصت برای زندگی کردن می‌شناسد. هم‌ذات‌پنداری با دخترک نیز نه محدود به دسته‌ی خاصی از آدم‌ها می‌شود و نه ارتباط با جزئیات زندگی تک‌تک‌تان دارد. چون هر کسی در زندگی‌اش روزهایی داشته است، روزهایی دارد و روزهایی خواهد داشت که در آن‌ها ناامیدی، ترس از عدم رسیدن به موفقیت و مواردی این‌چنین، نفسش را بند می‌آورند. به همین خاطر در فضای استعاری Celeste، کوهِ مقابل مدلاین با همه‌ی سختی‌های مسیرش، در ذهن بازیکن تبدیل به نمادی از عمیق‌ترین خواسته‌های او می‌شود و همه‌ی موانع، دوستان و دشمنان دخترک هم حکم جلوه‌ای از مهره‌های مثبت و منفی اثرگذار در مسیر دست‌یابی وی به هدف دور و درازش را پیدا می‌کنند.

Celeste حتی اگر بخواهد مبارزه‌ی سخت و چالش‌برانگیزی با یک باس قدرتمند را تقدیم‌تان کند، قطعا اهداف داستانی عمیقی را در طراحی مرحله‌ی مورد بحث، مد نظر داشته است. اگر دیالوگی می‌گوید تا احساسات‌تان را تحت تاثیر قرار دهد، حتما به این واکنش احساسی‌تان برای رساندن شما به نقطه‌ای جلوتر از نظر ذهنی، احتیاج دارد. اگر هم یک موقع از طریق یک آینه مسیرتان را به درون جهانی پرشوده از موجودات دهشتناک باز کرد، می‌توانید مطمئن باشید که می‌خواهد درباره‌ی زاویه‌ی دیگری از شخصیتِ خودِ خودِ خودتان حرف بزند. هیچ‌چیزی در بازی وجود ندارد که در خدمت معناسرایی‌های آن نباشود. موسیقی‌ها، گیم‌پلی، ظاهر محیط‌ها، عناصر تعریف‌کننده‌ی شخصیت‌ها و هر جزئیات دیگری که فکرش را بکنید، فارغ از درخشان ظاهر شودن و جذب‌کننده بودن برای مخاطبان، بخشی از بار داستان‌گویی اثر را به دوش می‌کشند. همین‌ها هم سبب می‌شوند که Celeste اثر استودیوی Matt Makes Games، افزون بر گیم‌پلی مثال‌زدنی، گرافیک هنری فوق‌العاده، صداگذاری بی‌اشکال و خیلی چیزهای دیگر، لیاقت دریافت صفت «برترین بازی تاثیرگذار» از پارس تبلیغ را داشته باشود. چرا که به مخاطبش اهمیت می‌دهد، به وی احترام می‌گذارد و همگام با تکمیل قوس شخصیتی مدلاین، او را به درک شاید تازه و آرامش‌بخشی از حیاتش می‌رساند. 

پس بهترین بازی‌های تاثیرگذار سال از دید پارس تبلیغ به ترتیب زیر استند:

  • Celeste
  • Life Is Strange 2
  • ۱۱-۱۱: Memories Retold

حال نوبت شما کاربران عزیز پارس تبلیغ است تا از طریق نظرسنجی زیر، بهترین بازی تاثیرگذار را در سال ۲۰۱۸ را انتخاب کنید. در نظر داشته باشید که پس از انتخاب بازی موردنظر، حتما گزینه ارسال را بزنید:

همچنین نظرسنجی بهترین بازی چندنفره سال هم به پایان رسیده است که برای مشاهده نتایج آن، می‌توانید به مطلب مربوطه مراجعه کنید. 

ادامه‌ی پست

بررسی بازی Bendy and the Ink Machine

بازی Bendy and the Ink Machine به عنوان یک اثر مستقل، داستان جذابی برای روایت دارد و همین هم باعث می‌شود تبدیل به تجربه ارزشمندی شود. با بررسی این اثر همراه پارس تبلیغ باشید.

یکی از مهم‌ترین ویژگی‌هایی که بازی‌های ویدیویی را از سایر مدیوم‌های سرگرمی متمایز می‌کند، مدت زمانی است که مخاطب را همراه خودش نگه‌ می‌دارد. بازی مثل یک فیلم نیست که نهایتا سه چهار ساعت شما را کنارش نگه دارد. هر بازی هر چقدر هم که کوتاه باشود، معمولا چند روزی را مهمان ساعت‌های زندگی‌تان است و به همین دلیل هم باید همیشه آن جذابیت و کشش را داشته باشود که دوباره شما را به سمت خودش جذب کند و این ویژگی باید به قدری خوب در همه قسمت‌های اثر توزیع بشود که شما حتی لحظه‌ای هم برای به تعویق انداختن تجربه بازی وسوسه نشوید. در واقع سازنده اول از همه نیاز دارد تا یک پل ارتباطی قوی بین شما و اثرش ایجاد کند و تازه پس از آن است که یکی یکی ایده‌ها و اهدافش را به بازیکن نشان می‌دهد. بازی‌های زیادی استند که شاید یکی دو روز از تجربه‌اش لذت می‌بریم، اما دفعه بعدی که سراغش برویم احتمالا چند هفته‌ای از آخرین تجربه‌مان گذشته باشود. این مشکل از آن‌جایی شروع می‌شود که سازنده نتواسته کشش لازم را در تمام مسیر به یک اندازه پخش کند و همین هم باعث می‌شود مخاطب نسبت به ادامه بازی ناامید شوده و از آن دست بکشود.

اینجا است که دست سازنده از همه جا کوتاه می‌شود، حتی اگر ادامه اثر شاهکاری بی‌بدیل هم باشود، او مخاطبش را از دست داده و نمی‌تواند مهم‌ترین دستاوردش را هر چقدر هم که بی‌نقص باشود، به او نشان دهد. وقتی در حال تجربه بازی Bendy and the Ink Machine بودم، شاید این مهم‌ترین نکته مثبتی بود که توجهم را به خودش جلب کرد. اینکه بازی با وجود ایرادات گاها کلافه‌کننده‌ای که دارد باز هم می‌تواند مخاطبش را به امید رسیدن به پایانی که به تمام ماجراجویی‌هایش معنا بدهد، با خودش همراه کند. برای رسیدن به چنین دستاوردی، استودیو Joey Drew از راه و روش‌های مختلفی بهره جسته است، اما نمی‌توان انکار کرد که این وسط مهم‌ترین و اصلی‌ترین رشته‌ای که دست و پای شما را به بازی گره می‌زند، داستان مرموزی است که دارد روایت می‌شود.

Bendy and the Ink Machine

داستان بازی به خوبی روایت می‌شود و آن کشش لازم را دارد تا شما را تا انتها همراه خودش نگه دارد

در Bendy and the Ink Machine شما یکی از کارکنان سابق یک مرکز طراحی و ساخت انیمیشن استید که پس از ۳ دهه با دریافت نامه‌ای از همکارتان، دوباره به آن محل بازمی‌گردید تا سراغی از هم‌قطاران قبلی‌تان بگیرید و سری به میزکار قدیمی‌تان بزنید، اما همه چیز بدتر از آنی است که انتظارش را می‌کشید. به هر حال شما در زمانی وارد آن مرکز می‌شوید که دیگر کارتون‌های قدیمی خریداری ندارد و طراحی انیمیشن با قلم و کاغذ و جوهر مدت‌ها است که چیزی تاریخ مصرف گذشته محسوب می‌شود و همین هم سبب شوده تا آن مرکز بزرگ و باشکوه، حالا تبدیل به گورستانی برای هزاران شخصیت مهم انیمیشنی در گذشته شود. بازی ضمن اینکه سعی می‌کند رفته رفته از بخش‌های مختلف کارگاه و بلاهایی برسر کارکنان آمده است پرده‌برداری کند، این سوال را هم در ذهن شما تقویت می‌کند که اصلا برای چه اینجا استید و در نهایت همه این ماجراها به کجا ختم می‌شوند. روایت پله به پله و قدم به قدم بازی با افزودن کاراکترهایی مهم در هر کدام از چپترها، قطره قطره عطش بازیکن را برای فهمیدن محل شروع همه این کابوس‌ها برطرف می‌کند و در پایان کار با پاسخی شوکه‌کننده، برای دقایقی شما را با تمام جواب‌های احتمالی‌تان تنها می‌گذارد. سرعتی که داستان بازی در روایت اطلاعات مختلف به کار می‌گیرد، کاملا مناسب و یکنواخت است و همین هم باعث شوده تا همیشه ادامه تجربه بازی برای بازیکن لذت بخش باشود، چرا که طعمه‌هایی که سازنده برای شما فراهم کرده، همگی در فاصله کاملا به جایی از همدیگر قرار گرفته‌اند. با اینکه شاید گیم‌پلی بازی طولانی نباشود، اما هر کدام از چپترهای آن در موقعیت خوبی و با پایان‌بندی قابل قبولی همراه می‌شود که شروع چپتر جدید را جذاب‌تر هم می‌کند.

با وجود اینکه روایت و پایان‌بندی داستان Bendy and the Ink Machine به خوبی از آب درآمده است، اما به طور کلی با اثر بی‌نقصی هم مواجه نیستیم. یکی از بزرگ‌ترین ایرادات بازی این است که اولا کاراکترهایی که معرفی می‌کند، به جز شخصیت اصلی، چندان پرداخت مناسبی ندارند و مهم‌تر از همه حتی پایان کار برخی از آن‌ها هم مشخص نمی‌شود. آن‌هم شخصیت‌هایی که دوست‌داشتنی به نظر می‌رسند و بازیکن علاقه دارد بیشتر در مورد آن‌ها بداند، اما خب همه آن‌ها از سوی سازندگان فقط تبدیل به ابزارهایی شوده‌اند که به روایت داستان کمک کنند. همین هم باعث می‌شود تا در سرتاسر تجربه این اثر، هیچ کاراکتر ماندگاری به جز شخصیت اصلی در ذهنمان باقی نماند. حتی بازی در شخصیت‌پردازی آنتاگونیست اصلی هم خیلی تلاشی نمی‌کند و او را فقط در حد یک کاراکتر منفی و ترسناک نگه می‌دارد. هر چند که پایان‌بندی بازی تا حدودی شخصیتی که پشت پرده تمام ماجراها بوده است را نمایش می‌دهد، اما داستان باز هم در بیان نیت و هدفی که پشت آن وجود دارد، ناکام می‌ماند.

 

 

فضاسازی‌های خوب بازی، همراه با صداگذاری‌ها و موسیقی‌های به‌جا، به خوبی به همان اندازه‌ای که بازی نیاز دارد، تنش و اضطراب در وجود بازیکن تولید می‌کند

به جز داستان، ساخته استودیو جویی درو ویژگی‌های مثبت بزرگی هم دارد. Bendy and the Ink Machine جزو آن دسته از بازی‌هایی است که مطلقا در یک بخش طبقه‌بندی نمی‌شود، اما شاید بتوان تم اصلی آن را ماجراجویی و ترسناک دانست و اتفاقا برجسته‌ترین بخش بازی هم ترسی است که به بازیکنانش القا می‌کند و این ترس به خوبی با رده سنی بازی هم تناسب دارد. ترساندن مخاطب در بازی‌هایی که درجه سنی‌شان به افراد بالغ مربوط است، شاید کار چندان سختی نباشود؛ چرا که دست سازنده برای پیاده کردن ایده‌های مختلفی و فراوانی باز است، اما اگر یک بازی با درجه سنی نوجوان ساخته شود چطور؟ آیا باز هم می‌توان به همان راحتی ترس القا کرد؟ خب جواب این سوال برای Bendy and the Ink Machine بله است. سازندگان به خوبی توانسته‌اند با فضاسازی عالی و القای به موقع المان‌های ترسناک شما را غافلگیر کنند و این غافلگیری دقیقا در همان حدی است که از برچسب T روی باکس‌آرت بازی انتظار می‌رود. استفاده از محیط‌های تاریک، در کنار بهره‌بردن از ترس‌های گاها ناشناخته همراه با صداگذاری‌های دقیق، همان چیزی است که به اندازه کافی در حین تجربه این اثر در شما دلهره ایجاد می‌کند. از لحاظ موسیقی و صداگذاری، کار سازندگان کاملا قابل احترام است و به خوبی در موقعیت‌های مختلف با افکت‌های صوتی گوناگون و بعضا آهنگ‌هایی ساده اما پرتنش، اضطراب خاصی را به وجود می‌آورند.

یکی از ویژگی‌های خوب بازی این است که سازنده گاهی اوقات شما را در برابر خطرات بی‌دفاع می‌گذارد و گاهی هم سلاحی برای نابودی‌شان در اختیارتان قرار می‌دهد. این مسئله تنوع قابل توجهی به گیم‌پلی Bendy and the Ink Machine بخشیده است و باعث می‌شود شما هر دو نوع اضطرابی را که در مواجهه با دشمنان وجود دارد، تجربه کنید. البته همین موارد هم چندان بی اشکال نیست. برای مثال مبارزات در بازی به شکلی کاملا ابتدایی و برخی موارد کلافه‌کننده پیاده شوده است که به شکل بی‌منطقی باعث سختی بازی می‌شود. همه مبارزات بازی با سلاح‌های سردی مثل تبر انجام می‌گیرد، اما مشکل اینجا است که نحوه صدمه زدن به دشمن و استفاده از این سلاح‌ها اصلا جذابیتی ندارد و به ساده‌ترین شکل ممکن پیاده شوده است. همین مسئله باعث می‌شود تا بارها در جریان بازی حتی در مقابل یک دشمن ساده نیز شکست بخورید و خب راه‌حلی برای درست کردن شرایط وجود ندارد چون ضربات شما در یک دکمه خلاصه می‌شود و یک مدل بیشتر هم ندارد؛ یا باید فرار کنید یا اینکه با همین سیستم مبارزه ضعیف گلیم‌تان را از آب بیرون بکشید. با این حال، خوشبختانه مبارزه با دشمنان تنها بخش گیم‌پلی نیست و بازی فقط به آن تکیه نکرده است. معماها و ماموریت‌های مختلفی که در طول بازی به شما سپرده می‌شود، بخش بزرگی از گیم‌پلی را به خودشان اختصاص می‌دهند. معماهایی که در اکثر اوقات خیلی سخت نیستند و بیشتر شما را به دنبال پیدا کردن چیزهای مختلف می‌فرستند. درست است که قالب ماموریت‌های بازی شاید خیلی تفاوت بزرگی باهم نداشته باشند، اما اینطور هم نیست که همواره تکراری به نظر برسند و شما را آزرده کنند. البته این مشکل در چپتر سوم بازی کمی پررنگ‌تر می‌شود، اما آن هم به لطف تنوع محیطی بالای بازی و دشمنان متفاوتی که پیش روی شما قرار می‌دهد، ضربه کمتری به گیم‌پلی وارد می‌کند.

Bendy and the Ink Machine

محیط‌های Bendy and the Ink Machine طراحی‌های واقعا جالبی دارند و هر بخش از بازی شما را در فضای متفاوتی قرار می‌دهد. گاهی اوقات وارد محیط‌های تو در تو و پیچیده می‌شوید، بعضی وقت‌ها تالارها و شهربازی بزرگ و باشکوه و گاهی هم فاضلابی پر از جوهر با تاریکی مطلق. همه این‌ها در ارائه تجربه‌ای جذاب و متنوع تاثیر غیرقابل انکاری دارند و وقتی معرفی دشمنان جدید و یادگیری مکانیک‌های مختلف را هم به آن اضافه می‌کنیم، تجربه‌تان بهتر و بهتر هم می‌شود. البته، بازی مکانیزم‌های خیلی زیادی ندارد و شاید آن قدرها هم ابزار مختلف برای استفاده کردن در آن وجود نداشته باشود، اما خب باز هم در پراکنده کردن مناسب آن‌ها در طول مسیر بازی، موفق ظاهر می‌شود. تنوع دشمنان بازی هم دقیقا چنین شرایطی دارد و با اینکه در مجموع تعدادشان زیاد نیست، اما بازی به موقع و مناسب از هر کدام‌شان استفاده کرده است.

عمده مشکل بازی به ایرادات فنی و باگ‌های خطرناک و ناامیدکننده آن برمی‌گردد

از لحاظ گرافیک هنری، Bendy and the Ink Machine یکی از زیباترین و بدیع‌ترین گرافیک‌ها را به شما ارائه می‌دهد که هم از لحاظ طراحی شخصیت‌ها و اجسام مختلف بسیار موفق ظاهر شوده است و هم اینکه نورپردازی‌های دقیق و جالب آن، حس حضور در مکانی مخوف و پژمرده با تِمی قدیمی را به خوبی در بازیکن القا می‌کند. گرافیک بازی، به خوبی با فضای داستانی‌اش همخوانی دارد و این خودش هم دوباره یکی از عواملی است که باعث می‌شود دنبال کردن داستان جذابیت بیشتری داشته باشود. با این حال، بازی از لحاظ فنی مشکلا غیرقابل بخششی دارد که می‌تواند برای‌تان گران تمام شود. نه اینکه از اول تا آخر بازی شاهد باگ‌های مختلف باشید، اتفاقا Bendy and the Ink Machine تعداد باگ‌های کمی دارد، اما مشکل اینجا است که همین‌ها هم به قدری خطرناک و مسخره استند که شما را مجبور می‌کنند مراحل را از اول تکرار کنید. برای مثال در یکی از مراحل بازی، کاراکتری که باید قفلی را برای شما بشکند، این کار را انجام نمی‌دهد و ایستادن و صبر کردن هم هیچ فایده‌ای ندارد و باید به سیو قبلی‌تان برگردید، البته اگر شانس آورده باشید و بازی سیو شوده باشود. متاسفانه یکی از بدترین ایرادات بازی این است که گاهی سیستم سیوش دچار مشکل می‌شود و در حالی که حتی فکرش را هم نمی‌کنید، وقتی از بازی خارج می‌شوید و دوباره برمی‌گردید، با صحنه شوکه‌کننده‌ای روبرو می‌شوید. به شخصه این مشکل در آخرین چپتر بازی برایم ایجاد شود که کاملا ناامیدکننده بود. در حالی که تا میانه‌های چپتر پنجم بازی را طی کرده بودم، وقتی از بازی خارج شودم و دوباره چند ساعت بعد آن را اجرا کردم، آخرین سیو من مربوط به اواخر چپتر سوم می‌شود که واقعا تعجب برانگیز است. این مشکلات، بدجوری تیشه به ریشه بازی می‌زنند و حس بسیار بدی را هم نسبت به اثر در بازیکن ایجاد می‌کنند. حسی که می‌تواند باعث شود تمام خوبی‌های بازی در چشم برهم زدنی از یاد برود.

Bendy and the Ink Machine

روی هم رفته، تجربه Bendy and the Ink Machine برای آن‌هایی که به دنبال سرگرمی کوتاه‌مدت با داستانی قابل‌توجه، مرموز و سوال‌برانگیز استند، قطعا لذت‌بخش خواهد بود. بازی با وجود اینکه در هیچ‌کدام از بخش‌هایش بی‌نقص ظاهر نمی‌شود، اما این توانایی را دارد که شما را تا پایان کار در کنار خودش نگه‌دارد و از مسیری که با آن طی نموده‌اید، هیجان‌زده کند. با اینکه شاید ایرادات فنی بازی کمی بی‌رحمانه باشند، اما Bendy and the Ink Machine به عنوان اثری جمع‌ و جور از یک استودیو مستقل، بازی قابل احترامی است و حداقل در برخی از بعدهایش فراتر از انتظار ظاهر می‌شود و دست روی موضوعی جدید و جالب می‌گذارد که حضور در آن و تجربه‌اش، ارزشمند است. اگر فکر می‌کنید، این نکات مثبت همان چیزهایی است که شما به آن اهمیت می‌دهید، پس مطمئن باشید که Bendy and the Ink Machine شما را ناامید نخواهد کرد.

ادامه‌ی پست

بررسی بازی موبایل Pako 2

Pako 2 یک بازی اتومبیل رانی خوش ساخت است که تمام ویژگی‌های مورد نیاز برای سرگرم کردن بازیکنان را دارا است. با بررسی این بازی همراه پارس تبلیغ باشید.

نسخه‌ی اول مجموعه Pako که با نام PAKO – Car Chase Simulator منتشر شوده بود، بدون اغراق یکی از دوست داشتنی‌ترین بازی‌های اتومبیل رانی در پلتفرم موبایل بود. بازی از ایده‌ی جالبی بهره می‌برد؛ ایفای نقش به جای یک راننده خلافکار که شغلش قال گذاشتن ماشین‌های پلیس است، به خودی خود جذاب به نظر می‌رسد که البته تلفیق آن با یک گیم پلی سرگرم کننده موجب شوده بود تا بازی PAKO – Car Chase Simulator تبدیل به یکی از جالب‌ترین بازی‌های منتشر شوده برای پلتفرم موبایل شود. بازی اندروید و آیفون Pako 2 هم با استفاده از همان ایده جذاب و البته شکل و شمایلی جدید موفق می‌شود تا تجربه‌ای لذت‌بخش را برای بازیکنانش به ارمغان بیاورد.

Pako 2

پلتفرم موبایل در سبک اتومیبل رانی و ریسینگ، بازی‌های موفقی را در چند سال اخیر به خود دیده است؛ از مجموعه آسفالت گرفته تا Real Racing و Need for Speed. ویژگی مشترک همه‌ی این بازی‌ها حجم بالا و بهره بردن از محیط‌های گرافیکی پرزرق و برقِ کنسولی است اما اگر به دنبال یک بازی اتومبیل رانی کم حجم و آرکید باشیم، تکلیف چیست؟ حقیقت آن است که در این مورد گزینه‌های معدودی وجود دارند که بتوانند آن طور که باید انتظار بازیکنان را برآورده کنند اما به طور حتم یکی از این گزینه‌ها Pako 2 است. Pako 2 یک بازی اتومبیل رانی آرکید کم حجم است که با وجود سادگی‌ای که دارد به شودت سرگرم کننده و اعتیادآور است. بازیکن در این بازی نقش یک راننده‌ی خلاف کار را بر عهده دارد که در مجموعه‌ای از نقشه‌های جهان باز باید سارقان و خلافکاران را جابه‌جا کند و آن‌ها را از دست ماموران قانون فراری دهد! بازیکن با هر بار انجام این کار مقداری پول دریافت می‌کند که می‌تواند آن را صرف خریدن ماشین‌های جدید یا آزاد کردن نقشه‌های بازی کند.

اتومبیل‌های موجود در بازی از تنوع نسبتاً خوبی برخوردارند

بدون تردید مهم‌ترین مورد در بازی‌های اتومبیل رانی پلتفرم موبایل، عملکرد مناسب کنترل‌ها است. از آن جا که اکثر بازیکنان موبایل از گیم پد استفاده نمی‌کنند، نقش کنترلرهای لمسی بازی‌های ریسینگ بیش از پیش مهم می‌شود. اینکه کار با این کنترلرها آسان و لذت‌بخش باشود و حرکت ماشین نیز نسبت به آن‌ها به خوبی کالیبره شوده باشود، می‌تواند عامل مهمی در موفقیت یا عدم موفقیت یک بازی اتومبیل رانی باشود. خوشبختانه نحوه تعامل بازیکن با بازی در Pako 2 به ساده‌ترین شیوه ممکن طراحی شوده است و حرکت رو به جلوی ماشین به صورت خودکار صورت می‌پذیرد. برای پیچیدن به سمت راست کافی است تا نقطه‌ای دلخواه از نیمه‌ی راست صفحه نمایش گوشی را لمس کنید و برای گردش به چپ نیز باید همین کار را در نیمه‌ی دیگر صفحه انجام دهید. برای ترمز گرفتن و دنده عقب رفتن هم تنها کافی است تا دو انگشت خود را در دو نیمه‌ی راست و چپ صفحه نمایش گوشی نگه دارید تا ماشین ابتدا ترمز کند و پس از آن که به طور کامل از حرکت ایستاد رو به عقب شروع به حرکت کند.

Pako 2

محیط گرافیکی بازی با جزییات بالایی طراحی شوده است

اتومبیل‌های موجود در بازی از تنوع نسبتاً خوبی برخوردارند و هر کدام از آن‌ها ویژگی‌های متفاوتی نسبت به نوعشان دارند که به خوبی در محیط بازی هم قابل لمس است؛ به طور مثال خودروهای سدان در مقایسه با مثلاً یک وَن سرعت بالاتری دارند اما در عوض کنترل آن‌ها در بازی کمی سخت‌تر است. هر کدام از خودروهای بازی، متناسب با قیمت و نوعشان، میزان HP متفاوتی نیز دارند. ایده‌ی گیم پلی بازی نیز کاملاً ساده و سر راست است؛ در هر نقشه تعدادی ماموریت سرقت وجود دارد که بازیکن باید سعی کند تا آن‌ها را با موفقیت به پایان برساند. در شروع هر مرحله، فلش قرمز رنگی در جلوی ماشین‌تان ظاهر می‌شود که شما را به محل وقوع سرقت راهنمایی می‌کند پس از رسیدن به مقصد نیز این بار یک فلش آبی رنگ برای راهنمایی ظاهر می‌شود که محل فرار را به بازیکن نشان می‌دهد. در تمام طول این مدت نیز همواره توسط خودروهای پلیس تعقیب خواهید شود و می‌بایست سعی کنید تا علاوه بر فرار کردن از دست آن‌ها، با سایر ماشین‌ها و موانعی که در بازی وجود دارند نیز تصادف نکنید. پس از به پایان رساندن هر سرقت به عنوان جایزه یک پاورآپ به ماشین‌تان اضافه می‌شود. به طور مثال ممکن است یک واحد به میزان سلامتی ماشین‌تان اضافه شود یا این که یک پهپاد مسلح برای پشتیبانی کردن از ماشین‌تان به شما داده شود. بسته به این که در هر بار انجام بازی چه تعداد از این سرقت‌ها را انجام داده باشید و چه مدت زمانی موفق شوده باشید تا خود را درون بازی نگه دارید، مقداری پول دریافت خواهید کرد که می‌توانید به وسیله‌ی آن نقشه‌های مختلف بازی را آزاد کنید یا این که اتومبیل جدیدی را خریداری کنید.

Pako 2

اگرچه که روند بازی سرگرم کننده است اما گیم پلی آن در گذر زمان به گونه‌ای است که ممکن است پس از مدتی بازی کردن، برای بازیکن کمی تکراری به نظر برسد. البته امکان خرید ماشین‌ها و نقشه‌های مختلف تا حدودی این مشکل را کمرنگ می‌کند اما با این حال باز هم روند ثابت گیم پلی ممکن است برای برخی از بازیکنان به تدریج خسته کننده شود. دیگر ایرادی که می‌توان به بازی گرفت گران بودن برخی از نقشه‌های آن است؛ اگرچه که قیمت یکی دو نقشه‌ی اول خوب است و بازیکن با کمی بازی کردن می‌تواند پول مورد نیاز برای خریداری آن‌ها را جمع کند اما نقشه‌های بعدی کمی بیش از حد گران استند و همین امر موجب می‌شود تا بازیکن در اوایل بازی نتواند محیط‌های مختلف آن را تجربه کند. به جز ایراداتی که گفته شود سایر بخش‌های گیم پلی بازی تقریبا کم نقص استند و از کیفیت قابل قبولی برخوردارند.

خودروهای بازی، متناسب با قیمت و نوعشان، ویژگی‌های متفاوتی دارند

محیط گرافیکی بازی با جزییات نسبتاً بالایی طراحی شوده است. زاویه دوربین از بالا به پایین است و همین امر به بازیکن این اجازه را می‌دهد تا در شعاع مناسبی، موانع و خودروهای پلیس اطراف خود را ببیند. همانطور که اشاره شود بازی نقشه‌های مختلفی دارد که هر کدام ویژگی‌ها و ظاهر متفاوتی دارند اما پرداخت به جزییات در همه‌ی آن‌ها به خوبی صورت گرفته و در هر یک از آن‌ها نیز بسته به ماهیت‌شان (صحرایی بودن، شهری بودن و…) ترکیب رنگ‌های متفاوتی به کار گرفته شوده است. انیمیشن‌های بازی کاملا روان اجرا می‌شوند و برخورد ماشین‌ها با یکدیگر و انفجارشان نیز به لحاظ بصری زیبا و چشم نواز است. همچنین فیزیک حرکت ماشین‌ها در محیط‌های مختلف نیز تا حد امکان به واقعیت نزدیک است. موسیقی بازی نیز از هیجان کافی برخوردار است و صداگذاری آن نیز به خوبی صورت گرفته؛ به خصوص صدای آژیر ماشین‌های پلیسی که در حال نزدیک شودن بهتان استند کاملا هیجان تعقیب و گریز را به گوش‌های‌تان تزریق می‌کند. در مجموع به لحاظ فنی بازی Pako 2 نسبت به نسخه‌ی پیشین، پیشرفت‌های محسوسی دارد که بازیکن به راحتی در همان تجربه‌ی اول نیز آن‌ها را لمس خواهد کرد.

Pako 2

Pako 2 یک بازی اتومبیل رانی آرکید است که به کمک گیم پلی سرگرم کننده خود می‌تواند علاوه بر راضی نگه داشتن بازیکنان نسخه‌ی اول، کسانی را که آن نسخه را تجربه نکرده‌اند نیز به خود جلب کند. اگر به دنبال تجربه‌ی یک بازی اتومبیل رانی با حال و هوای بازی GTA روی گوشی موبایل‌تان استید، Pako 2 گزینه‌ی مناسبی برای‌تان خواهد بود؛ البته این بازی از طریق استیم نیز برای رایانه‌های شخصی در دسترس است.

 

این بازی روی پلتفرم iOS بررسی شوده است.

ادامه‌ی پست

بازی Dragon’s Dogma: Dark Arisen برای نینتندو سوییچ منتشر خواهد شود

بازی Dragon’s Dogma: Dark Arisen برای نینتندو سوییچ منتشر خواهد شود – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه




















ادامه‌ی پست

بهترین بازی چند نفره سال ۲۰۱۸ از نگاه پارس تبلیغ

پایان سال ۲۰۱۸ فرا رسید و همانند سنت همیشه، به‌سراغ انتخاب بهترین بازی‌ از نگاه پارس تبلیغ در شاخه‌های مختلف رفتیم. در سال ۲۰۱۸ بازی‌های چندنفره‌ی خوبی روانه‌ی بازار شودند که هر کدام از آن‌ها به‌نحوی مخاطب را سرگرم می‌کنند. از آنجایی که معمولا بازی‌های چندنفره فاقد داستان عمیق و گیرایی استند، گیم‌پلی مهم‌ترین نقش را در سرگرم کردن مخاطب ایفا می‌کند. در ادامه نگاهی به نامزدها و برنده‌ی نهایی شاخه بازی‌های چندنفره خواهیم داشت و از نقاط قوت و برتری‌شان خواهیم گفت که چرا در لیست پارس تبلیغ قرار گرفتند.

battlefield v

Battlefield V

سال گذشته استودیو دایس (EA Dice)، با ساخت بازی Battlefield 1 بازیکنان را به جنگی بزرگ برد؛ جنگی که تا به امروز کمتر به آن پرداخته شوده است و دایس توانست در کنار یک بخش داستانی قابل قبول، یک بخش چندنفره بی‌عیب و نقص و هیجان انگیزی را در دسترس کاربران مجموعه بتلفیلد قرار بدهد. حال در سال ۲۰۱۸ استودیو دایس برخلاف انتظارهای هوادارانش که خواهان جنگ‌های مدرن بودند، جنگ جهانی دوم را انتخاب کرد. بازی Battlefield V شاید در بخش داستانی تجربه‌ی خوبی را ارائه ندهد، اما از نظر نبردهای آنلاین جنگی عظیم و هیجان‌انگیز را در دسترس مخاطبان خود قرار داده است. از نبرد در حالت کانکوئست و استفاده از تانک و هواپیما گرفته تا حالت‌های جمع و جورتر، همه و همه به‌شکلی طراحی شوده‌اند که بازیکنان خود را در میدان جنگ تصور خواهند کرد و به هیچ‌وجه گذر زمان را حس نمی‌کنند. در راس تمامی حالت‌های بازی بتلفیلد V، حالت Grand Operation قرار دارد. در نسخه‌ی پیشین بود که دایس برای اولین بار از این حالت با نام Operation استفاده کرد و بازخوردهای خوبی را از سوی کاربران و بازیکنان دریافت کرد. حال در Battlefield V شاهد نسخه کامل‌تر و جذاب‌ترش استیم که از نظر وسعت، بزرگ‌تر از قبل شوده است.

یکی دیگر از ویژگی‌های خوب و ارزشمند بازی Battlefield V به‌طراحی نقشه‌های بازی مربوط می‌شود. نقشه‌های بازی شاید تعداد کمی داشته باشند، اما هر کدام طراحی خاص و منحصربه‌فردی دارند و به‌خوبی حس و حال جنگ جهانی دوم را در بازیکنان به‌وجود می‌آورند. همچنین تغییرات ایجاد شوده در کلاس‌های بازی شاید در نگاه اول نگران کننده باشند، اما همچنان کلاس‌های اسالت، مدیک، ساپورت و اسنایپر ویژگی‌های مخصوص به خودشان را دارند. بخش شخصی‌سازی هم در Battlefield V کامل‌تر از نسخه‌ی پیشین خود شوده است. در اینجا بازیکنان علاوه‌بر سلاح‌شان می‌توانند سرباز و حتی وسایل نقلیه را هم عمیق‌تر از گذشته شخصی سازی کنند و تغییرات مد نظرشان را روی آن‌ها اعمال کنند.

fortnite

Fortnite

فورتنایت را می‌توان یکی از پر سر و صداترین بازی‌های آنلاین چند سال اخیر دانست. بازی فورتنایت به‌واسطه‌ی ساختار بتل رویال خود درکنار PUBG باعث شود سازنده‌های بسیاری به‌سراغ این سبک بروند، اما سوال اصلی این است که چرا فورتنایت تا به‌امروز به بزرگ‌ترین بازی بتل رویال تبدیل شوده است و رقبای وی یکی پس از دیگری از کورس رقابت جا مانده‌اند؟ اصلی‌ترین موردی که بازی بتل رویال Fortnite را در لیست بهترین بازی‌های چند نفره‌ی پارس تبلیغ قرار داده است، پشتیبانی خوب اپیک گیمز (Epic Games) از ساخته‌ی خود است. استودیو اپیک گیمز به‌صورت فصلی یک سیزن‌پس را برای بازیکنان در نظر گرفته است تا بتوانند جدا از محصولات داخل فروشگاه، از آیتم‌های تزئینی و اسکین‌های مخصوص به خودشان استفاده کنند. همچنین سیزن‌پس بازی فورتنایت دارای چالش‌های هفتگی بیشتری برای بازیکنان است تا بیش از پیش سرگرم شوند. از دیگر مواردی که سبب شوده Fortnite به یک بازی جالب و متنوع نسبت به سایر بازی بتل رویال تبدیل شود، استفاده از ساخت و ساز در بازی است.

بازیکنان در فورتنایت می‌توانند از سازه‌های چوبی، آجری و آهنی استفاده کنند و برای خود سنگر بسازند. حال این سنگر می‌تواند یک دیوار یا یک قلعه باشود. به‌عبارتی Fortnite تنها یک بازی تیراندازی سوم شخص نیست که در جهان بازی بگردید و فقط سلاح جمع‌آوری کنید. بلکه باید چوب و موارد دیگری را هم پیدا کنید تا بتوانید در مقابل حملات سایر بازیکنان از خود دفاع کنید. در کنار تمامی موارد ذکر شوده بد نیست به حالت‌ها و محیط‌های جدید هم اشاره کرد؛ حالت‌هایی که در جریان رویدادهای مختلف یا هفتگی در دسترس بازیکنان قرار داده می‌شوند و محیط‌هایی که فصل به فصل تغییر می‌کنند یا ویژگی جدیدی به آن‌ها اضافه می‌شود. همه این‌ها فورتنایت را به اثری کاملا سرگرم‌کننده تبدیل کرده‌اند که محبوبیت فوق‌العاده آن، قطعا بی‌دلیل نیست. 

overcooked 2

Overcooked 2

نوبتی هم باشود نوبت یک بازی متفاوت در میان بازی‌های چندنفره سال ۲۰۱۸ است. Overcooked 2 یک بازی خانوادگی است که شاید تعدادی از مخاطبان بازی‌های ویدیویی با خود فکر کنند که این دسته از بازی‌ها جایی در لیست بهترین‌ها ندارند، اما واقعیت این است که بازی Overcooked 2، ساخته استودیو Team17، جزو آن دسته از بازی‌هایی است که نه تنها ارزش ستودن دارد، بلکه تجربه‌‌ای بسیار سرگرم کننده در زمینه بازی‌های آنلاین را در دسترس مخاطبان خود قرار می‌دهد. در اکثر بازی‌های آشپزی‌محوری که تا به‌حال عرضه شوده‌اند، مشاهده شوده است که بازی‌های آشپزی محور تنها به پخت و پاز و قرار دادن غذا در ظرف خلاصه می‌شوند. این در حالی است که Overcookeed 2 عرضه شوده است تا این باورها را از بین ببرد. Overcooked 2 در ظاهر شاید یک بازی آشپزی‌محور باشود، اما هدفی بالاتر از آشپزی کردن دارد و آن هم سرگرم کردن مخاطب است. از این رو در هر سطح جدا از آشپزی کردن چالش‌های مختلفی برای بازیکنان در نظر گرفته شوده است که می‌توانند آن‌ها را انجام بدهند. همچنین Overcooked 2 را می‌توان یک بازی آنلاین خانوادگی بسیار خوب دانست. فرض کنید در کنار خانواده‌تان مشغول آشپزی استید که ناگهان به‌دلیل رعایت نکردن نکات فنی بخشی از آشپزخانه آتش می‌گیرد و حال یکی از بازیکن‌ها باید مشغول خاموش کردن آتش باشود یا وجود چالش‌های مشابه دیگر که تمامی بازیکنان را به‌تعامل با محیط مشغول می‌کند.

در مجموع Overcooked 2 توانسته حس و حال همکاری در یک بازی ویدیویی را در بهترین فرم ممکنش به تصویر بکشود و به همین دلیل هم یکی از بهترین بازی‌های چندنفره سال است. 

cod Black Ops 4

Call of Duty: Black Ops 4

بازی Call of Duty: Black Ops 4 را می‌توان یکی از متفاوت‌ترین نسخه‌های مجموعه Call of Duty دانست که در چند سال اخیر عرضه شوده است. از گذشته تا به امروز کلاف دیوتی به داشتن داستانی عمیق و جذاب معروف بوده است، اما در Black Ops 4 شاهد حذف شودن بخش داستانی از بازی استیم. استودیو تری آرک (Treyarch) سعی کرده است با حذف این بخش، بیش از پیش روی بخش آنلاین متمرکز شود و تجربه‌ی غنی‌تری نسبت به گذشته ارائه دهد. البته نمی‌توان از نبود بخش داستانی ناراحت شود، زیرا Call of Duty: Black Ops 4 از نظر محتویات آنلاین، موارد متنوعی را در دسترس کاربران خود قرار داده است تا بتوانند ساعت‌ها خود را تنها یا در کنار دوستان‌شان سرگرم کنند. یکی دیگر از ویژگی‌های بسیار خوب COD: Black Ops 4، گان‌پلی بازی است. معمولا در بازی‌های کالاف دیوتی گان‌پلی بازی بسیار خوب طراحی شوده است، اما در Black Ops 4 این کار به بهترین شکل ممکن انجام شوده است. از همان ابتدا که اولین سلاح بازی را در دست می‌گیرید، متوجه این مورد خواهید شود و دوست دارید مدام شلیک کنید و سایر بازیکن‌ها را یکی پس از دیگری از میان بردارید. در این میان اشاره کنم که روان بودن گان‌پلی بازی مختص به سلاح خاصی نیست و در تمامی سلاح‌ها این مورد صدق می‌کند. ترکیب گان‌پلی با اسپشالیست‌ها و ویژگی‌های‌شان مورد دیگری است که Call of Duty: Black Ops 4 سعی دارد از طریق آن مخاطبان را به خود جذب کند.

بازی Call of Duty: Black Ops 4 با اینکه فاقد بخش داستانی است، اما در حالت زامبی شاهد یک روایت داستانی متفاوت نسبت به حالت‌های زامبی نسخه‌های پیشین استیم که در نوع خود جالب است. این بخش شاید داستان غنی‌ای را ارائه ندهد، اما تجربه‌ی آن در کنار سه بازیکن دیگر شودیدا سرگرم کننده است و بازیکنان را وارد محیط‌های مختلفی می‌کند تا تجربه‌ی کاملی را کسب کنند. در کنار حالت زامبی استودیو تری آرک یک حالت بتل رویال با نام بلک‌اوت هم برای بازیکنان در نظر گرفته است. یکی از ویژگی‌های خوب حالت بلک‌اوت بازی Call of Duty: Black Ops 4 وجود زامبی‌ها استند. در بعضی از قسمت‌های نقشه بازی زامبی‌ها را می‌بینیم که کشتن آن‌ها آیتم‌های ارزشمندتری را در دسترس بازیکنان قرار می‌دهد.

forza horizon 4

Super Smash Bros. Ultimate

اما نوبت به برترین بازی پارس تبلیغ در بخش چندنفره می‌رسد. از زمان عرضه‌ی نینتندو سوییچ کاربران خواستار یک نسخه از مجموعه Super Smash Bros بودند. اثری که به‌واسطه‌ی ساختار گیم‌پلی منحصربه‌فرد و کاراکترهای متعددی که دارد، شکل متفاوتی از بازی‌های مبارزه‌ای را در دسترس کاربران بازی‌های ویدیویی قرار داده است. بازی Super Smash Bros. Ultimate مدتی پیش در دسترس کاربران نینتندو سوییچ قرار گرفت و توانست عملکرد بسیار خوبی را از خود به‌نمایش بگذارد. اولین موردی که سوپر اسمش برادرز آلتیمیت را از سایر بازی‌های مبارزه‌ای متمایز می‌کند، تعداد کاراکترهای اولیه بازی است. در اینجا بازیکنان می‌توانند از میان ۷۴ کاراکتر مختلف، مبارز مورد علاقه‌شان را انتخاب و وارد جهان زیبا و رنگارنگ آلتیمیت شوند. نکته‌ی اصلی این است که تمامی ۷۴ کاراکتر سیستم حرکات و ضربات مخصوص به‌خودشان را دارند تا شاهد کارآمد بودن هرکدام از آن‌ها در بازی باشیم. معمولا بازی‌های مبارزه‌ای بخش داستانی قوی‌ای ندارند و تنها به چند مبارزه‌ی مختلف ختم می‌شود. این در حالی است که Super Smash Bros. Ultimate به‌واسطه‌ی حالت داستانی‌اش ثابت کرده است که از طریق خلاقیت و الهام گرفتن از سایر سبک‌ها می‌توان یک بخش داستانی جذاب برای یک بازی مبارزه‌ای خلق کرد. جدا از المان‌های مبارزه‌ای، حالت داستانی Super Smash Bros. Ultimate با نام World of Light دارای المان‌های سکو بازی و نقش‌آفرینی هم است تا بازیکنان بتوانند تجربیات متفاوت و لذت بخشی را کسب کنند. همچنین باس‌ فایت‌ها مورد دیگری استند که Super Smash Bros. Ultimate را به‌اثری هیجان‌انگیز تبدیل کرده است.

با اینحال اصلی‌ترین دلیل برای انتخاب این بازی به‌عنوان بهترین بازی چندنفره، بخش آنلاین و حس رقابتی است که میان بازیکنان به‌وجود می‌آید. سیستم اعمال کومبوها و ضربات در بازی Super Smash Bros. Ultimate به‌شکلی است که کاربران تازه‌کار و حرفه‌ای می‌توانند از آن استفاده کنند. هرچه بیشتر وارد این سیستم مبارزه‌ای شوید، موارد جدیدتری را یاد می‌گیرید و می‌توانید بازی کردن خود را بیش از پیش بهبود ببخشید. با اینحال حرفه‌ای شودن در نوع ضربات و تاکتیک‌های بازی دشواری خاص خودش را دارد. همین مورد سبب شوده است تا بازیکنان حرفه‌ای توانایی و مهارت خود را در این بازی مبارزه‌ای مورد آزمایش قرار بدهند. موارد ذکر شوده، تمام محتویاتی نیست که تیم سازنده برای بازیکنان سوپر اسمش برادرز آلتیمیت در نظر گرفته است. وجود ۸۵۰ موسیقی مختلف و گوش‌نواز از جهان بازی‌های نینتدو نظیر ماریو و زلدا موردی است که این بازی را به یک بازی آنلاین و مبارزه‌ای تمام عیار تبدیل کرده است.

پس بهترین بازی‌های چندنفره سال از دید پارس تبلیغ به ترتیب زیر استند:

  • Super Smash Bros Ultimate
  • Call of Duty: Black Ops 4
  • Overcooked 2
  • Fortnite
  • Battlefield V

حال نوبت شما کاربران عزیز پارس تبلیغ است تا از طریق نظرسنجی زیر، بهترین بازی چندنفره خود را در سال ۲۰۱۸ را انتخاب کنید. در نظر داشته باشید که پس از انتخاب بازی موردنظر، حتما گزینه ارسال را بزنید:

همچنین نظرسنجی بهترین بازی رانندگی / مسابقه‌ای سال هم به پایان رسیده است که برای مشاهده نتایج آن، می‌توانید به مطلب مربوطه مراجعه کنید. 

ادامه‌ی پست

مدت زمان بازی Devil May Cry 5 مشخص شود

مدت زمان بازی Devil May Cry 5 مشخص شود – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه




















ادامه‌ی پست

آخر هفته چه فیلمی ببینیم: از Raiders of the Lost Ark تا American Graffiti

آخر هفته چه فیلمی ببینیم: از Raiders of the Lost Ark تا American Graffiti – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه




















ادامه‌ی پست

بهترین بازی‌های رانندگی / مسابقه‌ای سال ۲۰۱۸ از نگاه پارس تبلیغ

بازی‌های ورزشی و ریسینگ هرساله پای ثابت کنسول‌های خانگی و رایانه‌های شخصی بازیکنان بوده است. در سال ۲۰۱۸ علاوه بر بازی‌های سالانه‌ای چون FIFA و PES، آثاری جدید نیز معرفی و عرضه شودند که توانستند نظرات مثبت منتقدین و بازیکنان را جلب کنند. با بهترین بازی‌های سبک ورزشی و ماشین‌سواری که در سال ۲۰۱۸ منتشر شودند همراه پارس تبلیغ باشید.

football manager 2019

Football Manager 2019

در کنار دو غول شبیه‌ساز فوتبالی فیفا و PES، بازی Football Manager یکی دیگر از بازی‌های ورزشی است که برای علاقه‌مندان به مربیگری به صورت سالانه منتشر می‌شود. این بازی توسط استودیو اسپورتز اینتراکتیو توسعه داده می‌شود و شرکت سگا وظیفه انتشار بازی را برعهده دارد. بازی Football Manager یک اثر شبیه‌ساز مربیگری است که بازیکنان به عنوان مربی کار خود را در یک تیم فوتبال شروع می‌کنند و تیم خود را برای مسابقات تمرین می‌دهند. بازی Football Manager 2019 با تغییرات و بهبودهایی عرضه شود که توانست روند رو به رشود این مجموعه را ادامه دهد. استودیو Sports Interactive تاکتیک‌های بازی را بازطراحی کرد که موجب بهتر شودن روند ایجاد تاکتیک و مدیریت بهتر تیم شوده است. این اتفاق باعث شود گیمر شناخت بهتری نسبت به تیم و بازیکنان خود داشته باشود و دستش برای چینش تاکتیک‌ها بیش از پیش بازتر باشود.

تمرین‌های پیش از مسابقات برای بازیکن بسیار مؤثر است؛ به طوریکه با انجام تمرین‌های مختلف، بازیکن آمادگی تیم خود را می‌سنجد و نقاط قوت و ضعف تیم خود را تشخیص می‌دهد. برای اولین بار در این مجموعه، شاهد حضور لیگ‌های دسته اول و دوم بوندسلیگای آلمان استیم که به صورت لایسنس شوده در این بازی اضافه شوده است. بازیکنان می‌توانند تیم محبوب خود در بوندسلیگا را مربی‌گری کنند و به رقابت با دیگر تیم‌های حاضر در لیگ بپردازند. مشاهده سه‌بعدی مسابقات فوتبال یکی از هیجان‌انگیزترین بخش‌های بازی Football Manager 2019 بوده است و گیمر می‌تواند حاصل تمرینات و زحمات خود را در طول مسابقه فوتبال تماشا کند. یکی از اتفاقات خوب پیرامون این بازی، عرضه این نسخه روی کنسول نینتندو سوییچ بوده است که دارندگان این کنسول هیبریدی می‌توانند تیم خود را در هرجایی که استند مدیریت کنند و تیم خود را برای مسابقات آماده کنند. بازی FM 2019 به خوبی توانسته است لذت حضور در یک تیم فوتبال را پیاده‌سازی کند و گیمر با فراز و نشیب‌های شغل مربیگری بهتر آشنا می‌شود.

pes 2019

Pro Evolution Soccer 2019

بازی Pro Evolution Soccer 2019 با اینکه امسال لایسنس لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا را از دست داد، اما تمرکز خود را در ارائه یک گیم‌پلی شبیه به واقعیت در مسابقات فوتبال قرار داد. این نسخه ادامه دهنده روند رو به رشود چند سال اخیر این مجموعه بوده است و با بهبودهایی که در بیشتر بخش‌های بازی انجام داده است، بازی PES 2019 به تکامل رسیده و تجربه یک شبیه‌ساز فوتبال را بیش از پیش لذتبخش کرده است. شرکت کونامی با طراحی حرکات بازیکنان مشهور سعی کرد تجربه‌ای نزدیک به واقعیت را در بازی خود پیاده‌سازی کند که در این امر توانست به هدف خود برسد. همچنین، استادیوم‌ تیم‌هایی که برای بازی لایسنس شوده بودند، حال و هوایی نزدیک به واقعیت داشتند که حس حضور در ورزشگاه را به طرز هنرمندانه‌ای پیاده‌سازی کردند. کونامی با بهبود سیستم پاس‌کاری و سانتر یک گیم‌پلی روان را در اختیار بازیکنان قرار داد.

بخش چندنفره و Co-Op بازی PES 2019 همیشه مورد توجه بازیکنان قرار گرفته است و آنها در دورهمی‌های خود مشغول بازی این بخش جذاب استند، به همین منظور کونامی حالت Co-Op بازی را جذاب‌تر از همیشه کرده است و با تغییراتی که در این بخش اعمال کرد، تجربه‌ای مهیج را به ارمغان آورده است. کونامی ویژگی‌های جدیدی به آخرین نسخه از بازی Pro Evolution Soccer مانند تعویض‌های سریع یا تغییر سریع تاکتیک تیم اضافه کرده است تا بازیکن زمان بیشتری در مسابقات حضور داشته باشود و میزان زمان تعلیق بازی به طرز قابل توجهی کاهش پیدا کند. با این اوصاف، بازی PES 2019 دارای گرافیکی زیبا و چشم‌نواز به همراه طراحی بی‌نقص چهره بازیکنان است که لذت تجربه بازی را دوچندان کرده است. هوش مصنوعی خوب این اثر باعث شوده است چالش‌های جدیدی در مقابل بازیکن قرار بگیرد و او به سختی بتواند پیروز مسابقه شود. این بازی همیشه جزو هیجان‌انگیزترین بازی‌های ویدیویی محسوب می‌شوده است.

mario tennis aces

Mario Tennis Aces

مجموعه بازی‌های Super Mario همیشه جزو محبوب‌ترین و دوست‌داشتنی‌ترین آثار از نظر منتقدین و بازیکنان محسوب می‌شوده است. بازی‌هایی که همیشه سعی کرده‌اند لحظات خوش و سرگرم‌کننده‌ای را برای بازیکن ارائه بدهند. این آثار دارای خلاقیت‌های بسیار زیادی استند که تأثیر آن را در دیگر بازی‌های ویدیویی مشاهده می‌کنیم و الگوی خوبی برای بازی‌سازان برای ساخت آثار خود بوده‌اند. با این اوصاف، استودیو Camelot بازی ورزشی جدیدی از این مجموعه را در سال ۲۰۱۸ منتشر کرده است. بازی Mario Tennis Aces اولین بازی ورزشی رسمی کنسول هیبریدی نینتندو سوییچ است که سوپر ماریو و دوستانش را دوباره در مسابقات تنیس ملاقات می‌کنیم. یکی از اتفاقات جذاب این بازی، بخش داستانی است که دوباره به این مجموعه برگشته است. لازم به ذکر است، این بازی برای اولین بار از سال ۲۰۰۵ دارای بخش داستانی است. بخش داستانی بازی Mario Tennis Aces یکی از بهترین بخش‌های بازی است که سازندگان با اضافه کردن المان‌های نقش‌آفرینی به آن، تلاش کردند تجربه‌ای ناب را به وجود بیاورند. بازی Mario Tennis Aces گیم‌پلی جذاب و روانی دارد که تکنیک‌های جدیدی برای ضربه زدن به توپ به آن اضافه شوده است و از مکانیک جدیدی با نام Zone Speed بهره می‌برد که بازیکن با استفاده از آن می‌تواند لحظه ضربه زدن به توپ، زمان را آاسته کند.

حضور شخصیت‌های دوست داشتنی چون ماریو، لوییجی و ملکه پیچ باعث شوده است بازیکن با انتخاب تیم آنها، وارد مسابقات مهیجی شود. بخش چندنفره بازی نیز لذت تجربه بازی Mario Tennis Aces در کنار دوستان را بیش از پیش هیجان‌انگیز کرده است و بازیکنان می‌توانند در دورهمی‌های دوستانه خود به رقابت با یکدیگر بپردازند. همچنین، در بازی Mario Tennis Aces بخش چندنفره آنلاینی وجود دارد که بازیکنان می‌توانند وارد مسابقات مختلفی شوند و با دیگر بازیکنان حاضر در بخش آنلاین رقابت کنند. تنوع بالای رقابت‌ها کمک کرده است بازیکنان در رقابت‌های مختلفی شرکت کنند و با چالش‌های جدیدی روبرو شوند. بازی Super Mario Aces باری دیگر نشان داد که مجموعه بازی‌های سوپر ماریو پتانسیل بالایی در همه بخش‌ها دارد و سرگرمی را هدف اصلی خود برای ارائه یک اثر مهیج قرار داده است.

fifa 19

FIFA 19

شرکت الکترونیک آرتز تغییر و تحول اساسی از سال ۲۰۱۷ در بازی FIFA ایجاد کرده است. آنها موتور بازی را به Frostbite تغییر دادند و مکانیک‌های جدیدی را به بازی اضافه کردند. سازندگان تغییرات و بهبودهای بسیاری را در بازی FIFA 19 اعمال کرده است. سیستم شوت‌زنی و سانترها بهبود پیدا کرده‌اند که گل کردن توپ‌ها حالتی واقعی به خود گرفته است. همچنین، پاسکاری بین بازیکنان نرم و روان شوده‌اند که موجب سهولت گیمر برای حمله به دروازه شوده است. بخش Ultimate Team بازی مثل همیشه قوی و پر مغز ظاهر شوده و آیتم‌های جدیدی به این بخش محبوب بازیکنان اضافه شوده است. حالت جدیدی با نام Division Rivals به این بخش اضافه شوده است که در این بخش بازیکن با انجام تعیین سطح خود وارد دسته‌هایی می‌شود تا مسابقات را در آن دسته انجام دهد. در بازی FIFA 19 فصل سوم و پایانی از بخش داستانی Journey شروع شوده است که ادامه ماجراهای الکس هانتر را مشاهده می‌کنیم. یکی از ویژگی‌های جدید این بخش، حضور سه شخصیت قابل بازی یعنی الکس هانتر، کیم هانتر و دنی ویلیامز است که بازیکن می‌تواند بین آنها سوییچ کند و ماجراهای آنها را دنبال کند.

بخش Kick Off بازی نیز دچار تغییرات گسترده‌ای شوده است و حالت‌های جدیدی مانند No Rules و Survival به این بخش اضافه شوده است. حالت‌های جدید بازی باعث شوده است گیمرها در دورهمی‌های دوستانه خود با یکدیگر این حالت‌ها را تجربه کنند و لحظات خوش و هیجان‌انگیزی را در کنار هم بگذرانند. و اما مهمترین ویژگی که به بازی FIFA 19 اضافه شود و سازندگان نیز روی آن بسیار مانور دادند، بخش لیگ قهرمانان اروپا و لیگ اروپا است. شرکت الکترونیک آرتز توانست امسال لایسنس این دو لیگ معتبر اروپایی را از رقیب دیرینه خود یعنی بازی Pro Evolution Soccer بگیرد و قرارداد جدیدی را به مدت سه سال امضا کند. بازیکنان می‌توانند در این بخش وارد رقابت‌های مهیج لیگ قهرمانان اروپا یا لیگ اروپا شوند و با تیم محبوب خود وارد این مسابقات شوند. بازی FIFA 19 روند رو به رشود خود را حفظ کرده است و توانسته است رضایت طرفداران میلیونی این اثر را به خوبی جلب کند.

forza horizon 4

Forza Horizon 4

برترین بازی سال ۲۰۱۸ اثری نیست جز بازی شاهکار Forza Horizon 4 که به صورت انحصاری روی کنسول ایکس‌باکس وان منتشر شود. استودیو Playground Games نسخه چهارم از مجموعه Forza Horizon را به کشور بریتانیا برده و ویژگی‌های جذاب و هیجان‌انگیزی را به این بازی ماشین‌سواری آرکید اضافه کرده است. بازیکن در این اثر جهان‌باز، در محیط‌ها و جاده‌های زیبای بریتانیا حاضر می‌شود و وارد مسابقات مختلفی با کلاس‌های مختلف رانندگی می‌شود. آنها برای اولین بار هر چهار فصل سال یعنی بهار، تابستان، پاییز و زمستان را در بازی قرار داده‌اند که گیم‌پلی بازی بسته به فصل مورد نظر دستخوش تغییراتی در روند رانندگی بازیکن می‌شود. نقشه بازی پر از آیتم‌ها و مسابقات گوناگون و چالش‌برانگیز است که بازیکن ساعت‌ها در حال تجربه این بازی خواهد بود. گیمر با شرکت در رویدادهای مختلف بازی Forza Horizon 4، با دیگر بازیکنان حاضر در بازی به صورت آنلاین به رقابت می‌پردازد. بیش از ۴۵۰ ماشین در بازی وجود دارد که دست بازیکن برای انجام مسابقات باز است و بسته به سلیقه خود، ماشین مورد علاقه خود را انتخاب و شخصی‌سازی می‌کند.

سیستم یکپارچه و غنی بخش چندنفره بازی باعث پویایی این اثر ماشین‌سواری شوده است و لحظات نابی را برای بازیکن به وجود آورده است. حالت‌های جدید Survival و Team Adventure در بخش آنلاین بازی Forza Horizon 4 تجربه جدیدی را برای بازیکن به وجود آورده است و بازیکنان می‌توانند از این حالت‌ها نهایت لذت و هیجان را ببرند. گرافیک بازی بسیار زیبا و چشم‌نواز طراحی و اجرا شوده است که بازیکن از نگاه کردن به محیط‌های زیبای بریتانیا سیر نمی‌شود. گرافیک بازی به قدری طبیعی طراحی شوده است که تشخیص آن از واقعیت سخت و دشوار است. صداگذاری و موسیقی بازی در بهترین حالت ممکن است و به خوبی حس حضور در مسابقات رانندگی را به بازیکن القا می‌کند. استودیو پلی‌گراند گیمز با انتشار بازی Forza Horizon 4 ثابت کرد پتانسیل بالایی در خلق آثاری بی‌نقص و خلاق دارد و با استفاده از ایده‌های جدید و ناب خود، بازیکنان و منتقدین را شگفت‌زده می‌کند.

پس بهترین بازی‌های رانندگی / مسابقه‌ای سال از دید پارس تبلیغ به ترتیب زیر استند:

  • Forza Horizon 4
  • FIFA 19
  • Mario Tennis Aces
  • Pro Evolution Soccer 2019
  • Football Manager 2019

حال نوبت شما کاربران عزیز پارس تبلیغ است تا از طریق نظرسنجی زیر، بهترین بازی رانندگی / مسابقه‌ای خود را در سال ۲۰۱۸ را انتخاب کنید. در نظر داشته باشید که پس از انتخاب بازی موردنظر، حتما گزینه ارسال را بزنید:

همچنین نظرسنجی بهترین بازی استراتژی سال هم به پایان رسیده است که برای مشاهده نتایج آن، می‌توانید به مطلب مربوطه مراجعه کنید. 

ادامه‌ی پست

دموی بازی Resident Evil 2 Remake رسما تایید شود

دموی بازی Resident Evil 2 Remake رسما تایید شود – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه




















ادامه‌ی پست