تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده سیم آخر

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ جدید محسن ابراهیم زاده سیم آخر

دوستان گرامی با ما باشید یا ♫ دانلود آهنگ جذاب و شنیدنی سیم آخر با صدای خواننده پرآوازه محسن ابراهیم زاده به همراه تکست و بهترین کیفیت ♫

شعر و ملودی : محسن ابراهیم زاده | تنظیم قطعه : مصطفی مؤمنی

Download New Music BY : Mohsen EbrahimZade | Sime Akhar With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

متن آهنگ سیم آخر محسن ابراهیم زاده

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

غم زد به این دلم●♪♫

با دم نمی زنم●♪♫

از هر چی بکَنم ولی، از فکرت دل نمی کَنم●♪♫

شعر و ملودی : محسن ابراهیم زاده

چطوری دلت اومد، دل کَندی رفتی؟●♪♫

تو با رفتن، دین و دنیامو گرفتی…●♪♫

زندگیمو خیلی مشکل کردی، رفتی…●♪♫

این دلم، حالا حالا ها دیگه دل نمی شه●♪♫

تنظیم قطعه : مصطفی مؤمنی

هر بار میگم، این دیگه آخریشه!●♪♫

زدم به سیمِ آخر، که دیگه تنهـــا باشم… همیشه…●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده سیم آخر

به زودی از رسانه موزیکفا…

دانلود دمو در لینک زیر…

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده سیم آخر

ادامه‌ی پست

تریلر سینمایی جدیدی از بازی Death’s Gambit منتشر شود










تریلر سینمایی جدیدی از بازی Death’s Gambit منتشر شود – پارس تبلیغ












































































داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه















































ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ فرزاد فرخ دردانه

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ جدید فرزاد فرخ دردانه

هم اکنون ♫ آهنگ زیبا و دلنشین دردانه با نام انتخابی دوستداران فرزاد فرخ به همراه تکست و بهترین کیفیت آماده دانلود می باشد ♫

Download New Music BY : Farzad Farokh | Dordane With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

متن آهنگ دردانه فرزاد فرخ

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دوستت دارم، منِ دیوانه!●♪♫
در قلبم عشقم، شدی دردانه…●♪♫
باز مثلِ هر شب، منو آغوش بگیر ●♪♫
منو آرام کن و خاموش بگیر!●♪♫
من به تو دل بستم و بس ناز کنی ●♪♫
منِ مغرورِ پُر احساسوُ، تو آغاز کنی●♪♫


دورِ تو میگردم و میخندم و دل به تو می بندم و میرقصموُ●♪♫
من به تو دل بستم و بس ناز کنی ●♪♫
منِ مغرورِ پُر احساسوُ، تو آغاز کنی●♪♫
دورِ تو میگردم و میخندم و دل به تو می بندم و میرقصموُ●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ فرزاد فرخ دردانه

توضیحات فرزاد فرخ در خصوص این آهنگ زیبا در اینستاگرامش:

اینم يه هديه ناقابل..
اسمشو خودتون انتخاب كنيد..
زير اين پست كامنت كنيد همرو باعشق ميخونم.
از كانال تلگرامم ميتونيد اين ويديو رو دانلود كنيد..
تا اخر عمرم هوادارتونم
دوستون دارم يه جور خيلي خاص

دانلود آهنگ فرزاد فرخ دردانه

ادامه‌ی پست

هرآنچه تاکنون از آیفون‌های ۲۰۱۸ می‌دانیم

اپل شهریورماه گذشته با رونمایی از آیفون ۱۰ با طراحی جدید و ویژگی‌های شگفت‌انگیز، فصل جدیدی از تاریخ گوشی‌های هوشمند را رقم زد. اپل در آیفون جدید خود با بهره‌گیری از نسل بعدی سیستم احراز هویت بیومتریک یعنی فیس آیدی، دکمه‌ی هوم را از طراحی گوشی کنار گذاشت و به چشم‌انداز خود در ساخت آیفونی کاملا تمام‌صفحه یک قدم نزدیک‌تر شود. به جبران از دست رفتن دکمه‌ی هوم، مجموعه‌ای از ژست‌های ناوبری جدید معرفی شودند که به گفته‌ی جاناتان آیو، تعامل ما با آیفون‌هانمان در سال‌های آینده بر پایه‌ی آن‌ها شکل خواهد گرفت. هرچند آیفون ۱۰ مسیر کاملا متفاوتی را پیمود؛ اما آیفون ۸ و ۸ پلاس از همان طراحی آشنای پیشین که در طول ۱۰ سال گذشته به‌تدریج تکامل یافته بود، بهره گرفتند. در نتیجه اپل در سال ۲۰۱۷ برخلاف رویه‌ی پیشین خود، سه مدل مختلف از آیفون را معرفی و به بازار عرضه کرد.

اکنون در سال ۲۰۱۸، اپل قصد دارد طراحی پرچمداران دیروز خود را کنار بگذارد و در کنار جانشین آیفون ۱۰ دو مدل دیگر با طراحی تمام‌صفحه و نمایشگر بریده معرفی کند. بنابراین دیگر وقت آن رسیده است که برای همیشه با دکمه‌ی هوم و سیستم احراز هویت تاچ آیدی خداحافظی کنیم. این سه مدل مثل همیشه در سپتامبر (شهریور) امسال در مراسمی اختصاصی رونمایی خواهند شود؛ اما تا این لحظه اطلاعات و اخبار بسیار زیادی از آن‌ها منتشر شوده است. برای بررسی هر آنچه تاکنون درباره‌ی آیفون‌های ۲۰۱۸ می‌دانیم با پارس تبلیغ همراه باشید.

2018 iPhones

در تصویر بالا می‌توانید نمایی کلی از آیفون‌های ۲۰۱۸ را با ویژگی‌ها و قابلیت‌های مورد انتظار از هر سه مدل مشاهده کنید. جزئیات مربوط به این گوشی‌ها صرفا براساس شایعات منتشرشوده تاکنون و حدس و گمان تحلیلگران در تصویر درج شوده است؛ در نتیجه نمی‌توان نسبت به صحت آن‌ها به طور کامل اطمینان داشت. در ادامه به بررسی تمام احتمالات مطرح‌شوده می‌پردازیم.

اسامی آیفون‌های ۲۰۱۸

۲۰۱۸ می‌تواند سالی باشود که اپل از ترتیب کاملا جدیدی برای نامگذاری آیفون‌ها استفاده کند. اما در حال حاضر هیچ مدرک مطمئنی از اسامی قطعی آیفون‌های نسل بعدی اپل در دست نیست و فعلا برای اشاره به آن‌ها تنها از عنوان آیفون‌های ۲۰۱۸ یا اندازه‌ی نمایشگر هر کدام استفاده می‌شود. اپل سال گذشته با معرفی آیفون‌های ۸ و ۸ پلاس سنت همیشگی خود را در نامگذاری گوشی‌های هوشمندش با استفاده از حرف اس کنار گذاشت و برای نامیدن آیفون ویژه‌ی دهمین سالگرد نیز از عدد ۱۰ رومی (X) استفاده کرد. در نتیجه هنوز نمی‌دانیم که نحوه‌ی نامگذاری آیفون‌های بعدی دقیقا به چه صورت خواهد بود.

هما‌ن‌طور که اشاره شود، اپل از سال ۲۰۱۱ و با معرفی آیفون ۴ اس از ترکیبب عدد و حرف اس برای نامیدن آیفون‌ها بهره گرفت و در سال ۲۰۱۳ نیز عنوان ۵C را برای نامیدن آیفون ارزان‌قیمت خود با بدنه‌ی پلاستیکی انتخاب کرد. این در حالی است که هم‌اکنون برای اشاره به آیپد ۹.۷ اینچی تنها از نام «آیپد» و برای نامیدن آیپدهای رده‌بالا نیز از عنوان «آیپد پرو» استفاده می‌شود. در نتیجه، احتمال ضعیفی وجود دارد که اپل کماکان عدد ۱۰ (X) را برای نسل بعدی آيفون‌ها به‌کار بگیرد. علاوه بر این، کوپرتینونشین‌ها قطعا از عدد ۹ که سال آینده با عدد ۱۰ (X) تلاقی خواهد کرد، بهره نخواهند گرفت. در هر صورت، نام‌های احتمالی دو مدل پرچمدار آیفون‌های ۲۰۱۸ یعنی آیفون ۵.۸ اینچی و ۶.۵ اینچی را در جدول زیر می‌توانید مشاهده کنید.

آیفون ۵.۸ اینچی آیفون ۶.۵ اینچی
آیفون ۱۱ آیفون ۱۱ پلاس
آیفون آیفون پلاس
آیفون آیفون پرو
آیفون X آیفون X پلاس
آیفون Xs آیفون Xs پلاس
آیفون X2 آیفون X2 پلاس

دو نام اول در جدول بالا یعنی آیفون ۱۱ و آیفون ۱۱ پلاس محتمل‌ترین گزینه‌هایی استند که اپل می‌تواند برای نامیدن دو آیفون پرچمدار خود از آن‌ها استفاده کند. استفاده از این نام‌ها آسان است و با نگاه اول نیز می‌توان فهمید که این دو مدل جانشین آیفون نسل قبلی ۱۰ استند. با این حال، اپل برای اشاره به نسخه‌ی ۶.۱ اینچی آیفون چه نامی را انتخاب خواهد کرد؟

بنا بر انتظارات، مدل ۶.۱ اینچی همانند آیفون SE نسخه‌ای مقرون به‌صرفه از گوشی هوشمند اپل خواهد بود. با این حال، آیفون SE به‌دلیل فرم فکتور کوچک و قیمت ارزانش مدلی منحصربه‌فرد از آیفون محسوب می‌شود و به‌نظر نمی‌رسد که اپل مدل ۶.۱ اینچی را به عنوان جانشین آن عرضه کند. اما، نمی‌توان احتمال پیوستن مدل ۶.۱ اینچی را به خانواده‌ی SE به‌طور کامل رد کرد. اگر اپل تصمیم به انجام چنین کاری گرفته باشود، پس احتمالا این مدل را با نام آیفون اس‌ئی پلاس معرفی خواهد کرد. با این حال، تمام احتمالات مطرح‌شوده فعلا در حد حدس و گمان است و برای کسب اطمینان قطعی از برنامه‌های اپل در نامگذاری آیفون‌های امسال باید در انتظار اخبار بیشتر که در هفته‌های آینده منتشر خواهد شود، بمانیم.

سه مدل آیفون با ظاهر یکسان؛ اما مشخصات متفاوت

اپل امسال نیز همچون سال گذشته اقدام به معرفی سه مدل آیفون خواهد کرد. جانشین آیفون ۱۰ همان نمایشگر ۵.۸ اینچی را با تراکم ۴۵۸ پیکسل در هر اینچ (با وضوح تصویر ۱۱۲۵ × ۲۴۳۶ پیکسل) حفظ خواهد کرد و در کنار آن مدل بزرگ‌تر «پلاس» با نمایشگر ۶.۵ اینچ و تراکم ۴۸۰ تا ۵۰۰ پیکسل در هر اینچ معرفی خواهد شود. این دو مدل، آیفون‌های پرچمدار ۲۰۱۸ اپل خواهند بود و از نمایشگرهای چند لمسی OLED با پشتیبانی از HDR و لمس سه‌بعدی بهره خواهند گرفت. اپل برای اشاره به نوع نمایشگر در تبلیغات خود از عنوان نمایشگر سوپر رتینا HD استفاده می‌کند.

iPhone 8 vs  2018 iPhones vs iPhone 8 Plusآیفون‌های ۲۰۱۸ در مقایسه با آیفون ۸ و ۸ پلاس. آیفون ۶.۵ اینچی با وجود بهره‌گیری از نمایشگر بزرگ‌تر تقریبا هم‌اندازه‌ی آیفون ۸ پلاس است.

همان‌طور که اشاره شود، در مراسم شهریورماه امسال، علاوه بر آیفون‌های پرچمدار ۲۰۱۸، یک مدل میان‌رده‌ی جدید نیز با نمایشگر ۶.۱ اینچی و تراکم ۳۲۰ تا ۳۳۰ پیکسل در هر اینچ معرفی خواهد شود. با این حال، اپل در ساخت نمایشگر این مدل از پنل LCD استفاده خواهد کرد که در تبلیغات از آن با عنوان نمایشگر رتینا HD یاد می‌شود، نمایشگر مدل ۶.۱ اینچی احتمالا قادر به پخش محتوای HDR خواهد بود؛ اما براساس برخی گمانه‌زنی‌ها از لمس سه‌بعدی پشتیبانی نخواهد کرد.

براساس گزارش خبرگزاری دیجی‌تایمز، اپل به‌منظور دستیابی مدل ۶.۱ اینچی LCD به ظاهر تمام‌صفحه‌ی آیفون‌های پرچمدار، با کمپانی ژاپنی نیچیا (Nichia) وارد همکاری شوده است. این شرکت نوعی فناوری نور پس‌زمینه‌ی LED با نام تراشه‌ی ۰٫۳t LED توسعه داده است که نیازمند اتصالاتی کوچک‌تر خواهد بود. در واقع این اتصالات استند که اغلب اندازه‌ی حاشیه‌ی گوشی‌های LCD را تعیین می‌کنند. تراشه‌ی ۰٫۳t LED در مقایسه با تراشه‌ی ۰٫۴t LED فعلی از اتصالات کوچک‌تری بهره می‌گیرد و به‌کارگیری آن می‌تواند اندازه‌ی حاشیه را بین ۲ تا ۲.۵ میلی‌متر کاهش دهد. هرچند این LCD جدید، همسانی حاشیه‌ها را در هر طرف گوشی امکان‌پذیر می‌کند؛ اما براساس آخرین تصاویر منتشرشوده از آیفون‌های ۲۰۱۸، مدل ۶.۱ اینچی به‌طور قطع در مقایسه با پرچمداران مجهز به نمایشگر OLED همچنان از اندکی حاشیه برخوردار خواهد بود. با این حال نوع نمایشگر LCD مد نظر اپل برای به‌کارگیری در آیفون میان‌رده هنوز مشخص نیست. برخی منابع گزارش می‌دهند که آیفون ۶.۱ اینچی از LCD-های فول اکتیو استفاده خواهد کرد؛ در حالی که وب‌سایت کره‌ای BusinessKorea معتقد است که این گوشی در واقع از همان نمایشگر MLCD+ که در گوشی هوشمند پرچمدار ال‌جی جی ۷ به‌کارگرفته شود، بهره خواهد گرفت.

2018 iPhonesهمان‌طور که در تصویر دیده می‌شود، آیفون میان‌رده‌ی ۶.۱ اینچی به‌دلیل بهره‌گیری از نمایشگر LCD، قدری حاشیه‌های بیشتری دارد.

ظاهرا هر سه مدل آیفون ۲۰۱۸ مجهز به پنل شیشه‌ی گوریلا گلس ۶ خواهند بود. نسل جدید شیشه‌ی نشکن شرکت کورنینگ از دوام بیشتری بهره‌مند است و در مقایسه با نسل‌های پیشین در برابر سقوط مقاومت بیشتری از خود نشان می‌دهد. همچنین گفته می‌شود که اپل بخش عمده‌ای از نمایشگرهای OLED خود برای آیفون‌های سری ۲۰۱۸ را از سوی سامسونگ تامین خواهد کرد؛ اما ال‌جی دیسپلی نیز نمایشگرهای مورد نیاز آیفون ۶.۵ اینچی را به‌دست اپل خواهد رساند. با این حال، اپل احتمالا برای تامین موجودی بیشتر نیم‌نگاهی به شارپ و ژاپن دیسپلی نیز خواهد داشت.

اپل در آیفون‌های ۲۰۱۸  همان سیستم احراز هویت فیس‌آیدی را داخل فضایی کوچک در بالای نمایشگر و به همراه عناصر دیگر از جمله حسگرها، اسپیکر / میکروفون و دوربین جلو ارائه خواهد داد. از آنجایی که آیفون ۱۰ نخستین نسل فیس آیدی را معرفی کرد، انتظار نمی‌رود که در آیفون ۱۱ تغییر نسلی در این فناوری اتفاق بیافتد. براساس شایعات، بهبودهای کلی صورت‌گرفته در فیس‌آیدی احتمالا موجب کاهش اندازه‌ی بریدگی خواهد شود. با این حال منبع دیگری به‌تازگی گزارش داده است که طراحی بریدگی تا سال ۲۰۱۹ دستخوش تغییر نخواهد شود و مینگ چی کو، تحلیلگر موسسه‌ی International Securities نیز خاطر نشان کرده است که آیفون ۵.۸ اینچی و مدل بزرگ‌تر ۶.۵ اینچی به‌شودت به آیفون ۱۰ شباهت خواهند داشت. در عین حال خبرگزاری ET News معتقد است که هر سه مدل آیفونی که امسال معرفی خواهند شود، از حاشیه‌های نازک‌تر و بریدگی کو‌چک‌تر برخودار خواهند بود.

مقاله‌های مرتبط:

با تعهد اپل به شارژ بی‌سیم، انتظار می‌رود که آیفون‌های پرچمدار ۲۰۱۸ همچنان در قسمت پشت از شیشه‌ی تقویت‌شوده ساخته شوند و بین ساندویچ شیشه نیز فولاد ضد زنگ قرار بگیرد. اگر آیفون ۶.۱ اینچی مجهز به پشت شیشه‌ای باشود، احتمال می‌رود که برای اتصال دو سطح شیشه‌ای به یکدیگر از آلیاژ آلومینیم استفاده شود.

یک عرصه که رقبا در آن از اپل پیشی گرفته‌اند، بهره‌گیری از رنگ در حین فرایند تولید شیشه و ساخت محصولاتی رنگارنگ و جذاب است. آيفون ۱۰ همچنان تنها در رنگ‌های نقره‌ای و خاکستری فضایی موجود است و هیچ نسخه‌ی قرمز رنگی از این گوشی هرگز به ویترین فروشگاه‌ها راه پیدا نکرد. حتی از نسخه‌ی طلایی رنگی که در ابتدا در اسناد کمیسیون ارتباطات فدرال (FCC) رویت شود نیز هرگز هیچ خبری نشود. ما می‌دانیم که اپل پیش از این با بهره‌گیری از پردازش رنگ هفت لایه، موفق به رنگ‌آمیزی شیشه‌ی آیفون و عرضه‌ی آیفون‌های ۸ و ۸ پلاس در رنگ‌های طلایی و قرمز شوده است. با این حال، این احتمال وجود دارد که این شرکت در رنگ‌آمیزی فولاد ضد زنگ به مشکل برخورده است.

iPhone 2018

براساس ادعای مینگ چی کو، اپل در نهایت آیفون‌های پرچمدار را در رنگ طلایی عرضه خواهد کرد. وی علاوه بر این می‌گوید آیفون ۶.۱ اینچی نیز در طیف گسترده‌ای از رنگ‌ها از جمله آبی، قرمز، خاکستری، سفید و نارنجی موجود خواهد شود. تاکنون گزارش‌های ضد و نقیضی درباره‌ی رنگ‌های دقیق آیفون میان‌رده منتشر شوده است: اما در هر صورت می‌توان اطمینان داشت که این مدل در رنگ‌های بیشتری قابل سفارش خواهد بود. نمی‌توان با قطعیت گفت؛ اما از آنجایی که اپل ظاهرا در ساخت آیفون ۱۰ در رنگ‌های بیشتر با چالش روبه‌رو بوده است، آیفون ۶.۱ اینچی احتمالا همانند آیپاد تاچ از بدنه‌ای کاملا آلومینیومی ساخته خواهد شود؛ در نتیجه شاید نباید انتظار بهره‌گیری این مدل از پشت شیشه‌ای و شارژ‌ بی‌سیم را داشته باشیم.

اپل پنسل و نمایشگر ۱۲۰ هرتز

با پشتیبانی آیپد ۲۰۱۸ از اپل پنسل، آیا منطقی است که اپل پشتیبانی از این قلم را به آیفون‌های ۲۰۱۸ نیز اضافه کند؟ در حال حاضر نمی‌توان به این سوال پاسخ قطعی داد. اگر اپل تصمیم به انجام این کار بگیرد، آیفون ۶.۵ اینچی می‌تواند با دست پرتری به رقابت با گلکسی نوت ۹ سامسونگ بپردازد.

iPhone with Apple Pencil

با این حال، بنا به تجربه، اپل پنسل هنگام جفت شودن با نمایشگر ۱۲۰ هرتزی آیپد پرو می‌تواند بهترین عملکرد را داشته باشود و در ترکیب با نمایشگر ۶۰ هرتزی آیپد امروزی نمی‌تواند آن نرمی و روانی مطلوب کاربران را ارائه کند. هما‌نطور که پیش از این ویژگی TrueTone در آیپد پرو راه خود را به آیفون پیدا کرد، شاید بتوانیم شاهد آن باشیم که اپل آیفون‌های پرچمدار خود را به نمایشگرهای ۱۲۰ هرتز نیز مجهز کند. همچنین این نوع نمایشگر، انتخابی محبوب بین گیمرها است و به‌صورت بالقوه برای کاربردهای واقعیت افزوده نیز بهترین گزینه محسوب می‌شود. با این حال، آیا احتمال دارد که اپل نمایشگر ۱۲۰ هرتزی را تنها برای آیفون ۱۱ پلاس در نظر بگیرد تا یک وجه تمایز بین این مدل و مدل ۵.۸ اینچی ایجاد کند؟ مثل همیشه، هر چیزی ممکن است.

دوربین‌ها

در حداقلی‌ترین حالت انتظار می‌رود که آیفون‌های پرچمدار به همان سیستم دوربین دوگانه‌ی آیفون ۱۰ مجهز باشند؛ دوربینی که از دو لنز معمولی و تله‌فتوی ۱۲ مگاپیکسلی، یکی با گشادگی دیافراگم معمولی f/1.8 و دیگری f/2.4 با تثبیت‌کننده‌ی اپتیکال تصویر دوگانه تشکیل شوده است. علاوه بر این، فلش LED چهارگانه‌ی TrueTone با همگام‌سازی آاسته به عکس‌برداری در نور کم کمک می‌کند. البته باید در نظر داشت که مدل میان‌رده‌ی ۶.۱ اینچی همانند آیفون ۸ از دوربین تک‌لنزی بهره‌مند خواهد بود.

وب‌سایت فوربز براساس طرح‌های شماتیک از آیفون ۲۰۱۸ گزارش داده است که مدل پرچمدار ۶.۵ اینچی به‌همراه سه لنز دوربین در قسمت پشت عرضه خواهد شود. اپل می‌تواند با به‌کارگیری ساختار دوربین سه‌گانه برای آیفون پرچمدار ۶.۵ اینچی تلاش کند تا این مدل را با مدل ۵.۸ اینچی متمایز کند و در این راستا از ترکیب لنزهای زاویه‌ی عریض و تله‌فتو با یک حسگر مونوکروم (تک‌رنگ) برای کاهش نویز تصویر و بهبود دامنه‌ی داینامیک بهره بگیرد. هواوی برای نخستین بار در گوشی هوشمند پی ۲۰ پرو دوربین سه‌گانه را ارائه داد و توجهات زیادی را به خود جلب کرد؛ در نتیجه اتخاذ این رویکرد از سوی اپل می‌تواند موجب خشنودی طرفداران این شرکت شود. با این حال، براساس برخی تصاویر دیگر از آیفون‌های ۲۰۱۸، ظاهرا بهره‌مندی مدل ۶.۵ اینچی از سه لنز دوربین در قسمت پشت منتفی است و این مدل همچون برادر کوچک‌تر خود همچنان از دوربین دوگانه استفاده خواهد کرد.

2018 iPhones

هنگامی که صحبت از میزان پیکسل‌ها به میان می‌آید، اپل محافظه‌کارتر از باقی سازندگان گوشی هوشمند به‌نظر می‌رسد. این شرکت از زمان عرضه‌ی آیفون ۶ اس در ۲۰۱۵ تاکنون از حسگر ۱۲ مگاپیکسلی استفاده کرده است. سونی، تامین‌کننده‌ی لنزهای دوربین آیفون به‌تازگی لنز دوربین ۴۸ مگاپیکسلی IMX586 را با آرایه‌ی فیلتر رنگ Quad Bayer معرفی کرد که در آن چهار پیکسل مجاور هم، پیکسل بزرگ‌تری را با ابعاد ۲×۲ تشکیل می‌دهند. این حسگر در اغلب موارد، سیگنال‌های چهار پیکسل مجاور را جمع می‌کند و حساسیت را به حد پیکسل‌هایی با ابعاد ۱.۶ میکرومتر (۱۲ مگاپیکسل) می‌رساند.

می‌توان انتظار داشت آیفون‌های ۲۰۱۸ از دوربینی با مقدار پیکسل بین ۱۶ تا ۱۹ مگاپیکسل بهره‌مند باشند

حسگر دوربین جدید سونی در واقع جانشین حسگر ۴۰ مگاپیکسلی به‌کاررفته در هواوی پی ۲۰ پرو به‌حساب می‌آید و همان‌طور که اشاره شود، همانند نسل پیشین خود از چینش Quad Bayer بهره می‌گیرد. سونی به‌صورت علنی اعلام کرده است که حسگر IMX586 در اوایل سپتامبر ۲۰۱۸ (اواسط شهریور) به گوشی‌های هوشمند راه پیدا خواهد کرد. بنابراین می‌توان امیدوار بود که اپل فرصت بهره‌گیری از این سنسور تازه‌ی سونی را در آیفون‌های ۲۰۱۸ داشته باشود. در غیر این صورت، اگر اپل تصمیم به افزایش مقدار مگاپیکسل آیفون‌ها گرفته باشود، سونی در طیف حسگرهای دوربین Exmore RS خود تعدادی حسگر مناسب در اختیار دارد و می‌تواند به اندازه‌ی کافی به اپل وقت بدهد تا محصول خود را با پردازنده‌ی سیگنال تصویر و نیازهای محاسباتی حسگر مورد نظر یکپارچه کند. این بدین معنی است که می‌توان انتظار داشت آیفون‌های ۲۰۱۸ از دوربینی با مقدار پیکسل بین ۱۶ تا ۱۹ مگاپیکسل بهره‌مند باشند.

پیش از این گزارش شوده بود که اپل احتمالا از سال ۲۰۱۹ حسگر دوربین سه‌بعدی TrueDepth را به‌منظور بهبود واقعیت افزوده در دوربین‌های عقب معرفی و ایجاد افکت‌های بیشتر از جمله حالت پرتره را فراهم خواهد کرد تا از این طریق کاربران بتوانند انیموجی‌های سرگرم‌کننده را روی سر سوژه‌های دیگر نیز قرار دهند. از آنجایی که اپل هم‌اکنون به‌شودت بر واقعیت افزوده متمرکز شوده است، احتمال دارد که قابلیت یادشوده را زودتر از پیش‌بینی‌ها معرفی کند. همچنین دوربین جلو یا سلفی در آیفون ۱۰ از بهترین نمونه‌های موجود در بازار محسوب می‌شود؛ اما انتظار می‌رود که اپل در آیفون‌های ۲۰۱۸ بهبودهای قابل توجه‌ای در آن اعمال کند. دست کم انتظار می‌رود که سنسور ۷ مگاپیکسلی فعلی دوربین جلو به ۱۲ مگاپیکسل ارتقا پیدا کند تا به بهترین نحو امکان استفاده از ویژگی تماس ویدئویی گروهی فیس‌تایم در iOS 12 فراهم باشود.

2018 iPhones

در زمینه‌ی فیلم‌برداری پیش‌بینی نمی‌شود که شاهد تغییر قابل ملاحظه‌ای در آیفون‌های پرچمدار امسال باشیم. برخی بر این باورند که هرچند توانایی ضبط ویدئو‌های فوق آاسته‌ی ۹۶۰ فریم بر ثانیه ویژگی سرگرم‌کننده و جذابی است و ترند این روزهای گوشی‌های هوشمند نیز محسوب می‌شود؛ اما در دنیای واقعی و استفاده‌ی روزمره، کاربرد چندانی برای کاربران ندارد. با این حال، طرفداران اپل مشتاق‌اند که این ویژگی را در آیفون‌های نسلی بعدی مشاهده کنند.

پردازنده A12 و ۴ گیگابایت رم

اپل امسال نیز مثل همیشه، نسل بعدی سیستم روی تراشه‌ی قدرتمند خود به نام A12 را معرفی و بدون تردید دو آیفون پرچمدار ۲۰۱۸ را به آن تجهیز خواهد کرد با این حال، آیا این شرکت همین تراشه را برای آیفون میان‌رده‌ی ۶.۱ اینچی به‌کار خواهد گرفت؟ در حال حاضر، A11 بایونیک با وجود گذشت نزدیک به یک سال از معرفی، همچنان تراشه‌ی بی‌نظیری محسوب می‌شود؛ پس آیا این احتمال وجود دارد که اپل به‌منظور کاهش هزینه‌های تولید، آیفون میان‌رده‌ی امسال خود را به سیستم روی تراشه‌ی سال قبل مجهز کند؟ ما امیدواریم که اپل دست به انجام چنین کاری نزند؛ اما مثل همیشه هیچ چیز معلوم نیست.

چندی پیش، امتیازاتی منتسب به آیفون ۲۰۱۸ با iOS 12 در بنچمارگ گیگ‌بنچ رویت شود که نشان‌دهنده‌ی بهبود ۱۰ درصدی عملکرد این تراشه در مقایسه با تراشه‌ی A11 بود. هنوز نمی‌توان نسبت به اعتبار این بنچمارک مطمئن بود؛ اما با مقایسه‌ی نتایج آن با نسل‌های قبلی سیستم‌های روی تراشه‌ی سری A، منطقی به‌نظر می‌رسد که امتیازات بنچمارک یادشوده را متعلق به تراشه‌ی جدید اپل بدانیم؛ با این حال، هرچند امتیازات تک‌استه‌ای و چند استه‌ای این بنچمارک، نتایج درخشانی محسوب می‌شوند؛ اما اگر این ارقام واقعا متعلق به تراشه‌ی A12 باشند؛ پس به‌نظر می‌رسد که عملکرد نسل جدید تراشه‌ی اپل در قیاس با انتظارات پیشین، قدری در سطح پایین‌تری قرار دارد. علاوه بر این، نکته‌ی جالب توجه در بنچمارک گیگ‌بنچ، آن است که پردازنده‌ی مورد بحث از فرکانس پایه‌ی ۲.۴۹ گیگاهرتز بهره می‌گیرد.

A12 SOC Results

به گزارش دیجی‌تایمز، شرکت صنایع نیمه‌هادی تایوان (TSMC)، به‌منظور تامین سفارشات اپل برای ساخت تراشه‌های A12 و به‌کارگیری آن‌ها در آیفون‌های جدید ۲۰۱۸، حجم تولید لیتوگرافی ۷ نانومتری خود را در نیمه‌ی دوم امسال افزایش داده است. انتظار می‌رود که تراشه‌ی A12 نه‌تنها قادر به ارائه‌ی عملکردی سریع‌تر باشود؛ بلکه به‌تبع آن از بهینگی بیشتری نیز در مصرف انرژی بهره بگیرد. البته تراشه‌ی A12 علاوه بر بهبود کارایی و بهینگی، مجهز به ویژگی‌ها و قابلیت‌های قدرتمندی خواهد بود. پردازنده‌ی سیگنال تصویر این تراشه، تمام ویژگی‌های بهبودیافته‌ی مربوط به دوربین از جمله فوکوس خودکار سریع‌تر، پردازش پیکسل و کاهش نویز چند بانده‌ی سخت‌افزاری را به‌همراه خواهد داشت. به‌همین نحو، بهبودهای موتور عصبی A12 (موتور عصبی A11 بایونیک که از طراحی دو استه‌ای بهره می‌گیرد، در زمان واقعی قادر به پردازش ۶۰۰ میلیارد عملیات در هر ثانیه است) موجب ارتقای عملکرد فیس‌آیدی خواهد شود.

علاوه بر این، انتظار می‌رود که سیستم روی تراشه‌ی A12 دربردارنده‌ی نسل دوم پردازنده‌ی گرافیکی اختصاصی اپل باشود. اگر به صحت نتایج گیگ‌بنچ اعتماد کنیم، عملکرد گرافیکی آیفون‌های ۲۰۱۸ همچون نسل‌های پیشین در سطحی بالا قرار خواهد داشت. به‌نظر می‌رسد برخی کاربران اپل همیشه از مقدار حافظه‌ی رم موجود در دستگاه‌های این شرکت اظهار نارضایتی می‌کنند؛ با این حال امید می‌رود همان‌طور که در فهرست گیگ‌بنچ اشاره شوده است، در دو آیفون پرچمدار امسال شاهد به‌کارگیری ۴ گیگابایت حافظه‌ی رم باشیم و همچنین افزایش حداکثر حافظه‌ی ذخیره‌سازی را از ۲۵۶ گیگابایت به ۵۱۲ گیگابایت مشاهده کنیم.

مقاله‌های مرتبط:

براساس گزارش وال استریت ژورنال، اپل به‌دلیل مناقشات حقوقی بین خود و کوالکام، از مودم‌های ساخت این شرکت در آیفون‌های ۲۰۱۸ استفاده نخواهد کرد. این وب‌سایت معتقد است که اپل در عوض برای تامین مودم‌های آیفون‌های امسال به اینتل و مدیاتک متکی خواهد بود. جورج دیویس، مدیر ارشود مالی کوالکام به‌تازگی در اظهار نظر تازه‌ای تایید کرد که اپل قصد ندارد در آیفون‌های سری ۲۰۱۸ از تراشه‌های کوالکام استفاده کند. وی در ادامه افزود که کوپرتینونشین‌ها از مودم‌های ساخت رقبای آن‌ها بهره خواهند گرفت. این موضوع خبر خوبی برای آیفون‌های ۲۰۱۸ محسوب نمی‌شود؛ زیرا براساس تست‌های صورت‌گرفته، مودم‌های اینتل در مقایسه با کوالکام سرعت پایین‌تری دارند و این بدین مفهوم خواهد بود که آیفون‌های نسل بعدی اپل در زمینه‌ی اتصال به شبکه‌ی نسل چهارم موبایل احتمالا عملکرد ضعیف‌تری از رقبای اندرویدی خود خواهند داشت.

براساس ادعای یک وب‌سایت خبری چینی، دست کم یکی از آیفون‌های ۲۰۱۸ مجهز به قابلیت دو سیم کارت آماده به‌کار خواهد بود. مینگ چی کو نیز معتقد است که اپل دو مدل مختلف از آیفون ۶.۱ اینچی معرفی خواهد؛ یک مدل مجهز به قابلیت سیم دوگانه در حالت آماده‌ به‌کار که امکان استفاده‌ی همزمان از دو سیم کارت را فراهم می‌آورد و مدل دیگر با برخورداری از تنها یک شکاف سیم کارت. همچنین به‌تازگی گزارش شود که در نسخه بتا ۵ توسعه‌دهندگان iOS 12، پشتیبانی از سیم کارت دوگانه رویت شوده است. سیستم‌عامل اپل حتی به وجود خشاب فیزیکی دوم سیم کارت اشاره کرده است؛ بدین معنی که آیفون مجهز به سیم دوگانه احتمالا از دو سیم کارت فیزیکی پشتیبانی خواهد کرد و این قابلیت تنها محدود به یک خشاب سیم کارت و سیم کارت الکترونیکی (eSIM) نخواهد بود.

باتری و شارژ

اپل امسال نیز همچون سال گذشته به استفاده از ساختار باتری دوگانه در آیفون‌های پرچمدار امسال ادامه خواهد داد. با این حال آیفون ۶.۱ اینچی احتمال مجهز به یک باتری خواهد بود. بسیاری از منابع گزارش داده‌اند که اپل تلاش دارد تا وابستگی‌اش را به شرکت تامین‌کننده‌ی Dialog Semiconductor کاهش دهد و در همین راستا در حال طراحی تراشه‌های مدیریت انرژی خود برای تمام یا برخی از آیفون‌های ۲۰۱۸ است. برخی گزارش‌های ضد و نقیض حاکی از آن است که اپل قصد دارد نزدیک به نیمی از تراشه‌های مدیریت انرژی خود را در آیفون‌های ۲۰۱۸ جایگزین نمونه‌های موجود کند. این در حالی است که منبعی دیگری خاطر نشان کرده که تراشه‌های اختصاصی اپل احتمالا تا سال ۲۰۱۹ آماده نخواهند شود.

iPhone 2018 Batteryساختار باتری دوگانه‌ی آیفون ۱۰

با این حال، اگر تراشه‌های یادشوده آماده شوده باشند، انتظار می‌رود که در آیفون‌های ۵.۸ و ۶.۵ اینچی به‌کار گرفته شوند. تراشه‌های جدید اپل وظایفی همچون مدیریت عمر باتری، شارژ دستگاه (در اتصال با ایرپاور) و مصرف انرژی را با قابلیت‌های پیشرفته‌ی نظارتی برعهده خواهند گرفت. سال گذشته اپل با طراحی پردازنده‌ی گرافیکی اختصاصی خود، موفق به کاهش هزینه‌ها و بهبود آیفون پرچمدارش شود. اگر موانع پیش‌روی اپل از میان برداشته شود، تراشه‌های مدیریت انرژی این شرکت در ترکیب با سیستم روی تراشه‌ی ۷ نانومتری A12 می‌توانند ساعت‌ها به عمر باتری آیفون‌های ۲۰۱۸ بیافزایند. اما در غیر این صورت، انتظار می‌رود که عمر باتری مدل ۵.۸ اینچی آیفون تقریبا هم‌اندازه‌ی عمر باتری آیفون ۱۰ باشود و مدل بزرگ‌تر ۶.۵ اینچی نیز از باتری بزرگ‌تری با حداکثر ۲۵ درصد ظرفیت بیشتر، یعنی چیزی در حدود ۳۳۰۰ تا ۳۴۰۰ میلی‌آمپر بهره بگیرد.

انتظار می‌رود که اپل سرانجام پد شارژ‌ بی‌سیم ایرپاور را به‌صورت رسمی در کنار آیفون‌های ۲۰۱۸ عرضه کند

در نهایت انتظار می‌رود که اپل سرانجام پد شارژ‌ بی‌سیم ایرپاور را به‌صورت رسمی در کنار آیفون‌های ۲۰۱۸ عرضه کند. این پد شارژ‌ سال گذشته در کنار آیفون‌های نسل پیشین معرفی شود؛ اما تاکنون با گذشت نزدیک به یک سال هنوز راه خود را به بازار پیدا نکرده است. با این حال، به‌زودی می‌توانیم با استفاده از ایرپاور به تجربه شارژ‌ چند دستگاه به‌صورت همزمان دست پیدا کنیم. شارژ بی‌سیم آیفون‌های ۲۰۱۷ تنها با توان ۷.۵ وات، آن هم پس از به‌روزرسانی نرم‌افزاری به iOS 11.2 قابل انجام بود. این در حالی است که استاندارد Qi از حداکثر توان شارژ ۱۵ وات پشتیبانی می‌کند. آیا اپل در عین مقابله با گرمای ناشی از شارژ‌ با توان ۱۵ وات، قادر به حل مشکل شارژ آاسته‌ی آیفون‌ها خواهد بود و آیا ایرپاور از از شارژ‌ با توان ۱۵ وات پشتیبانی خواهد کرد؟ امیدوار استیم که این گونه باشود.

در نقد و بررسی‌های انجام شوده از آیفون ۱۰، بسیاری از خساست اپل در قرار ندادن شارژر سریع در جعبه‌ی دستگاه گلایه کرده بودند. در نتیجه اکنون انتظار می‌رود که اپل این مشکل را در آیفون‌های ۲۰۱۸ رفع کند. براساس شایعات، کوپرتینونشین‌ها در حال کار روی یک شارژر قدرتمندتر ۱۸ واتی استند تا سرانجام آن را به‌همراه آیفون‌های ۲۰۱۸ عرضه کنند. به گزارش یکی از منابع زنجیره‌ی تامین، آیفون‌های ۲۰۱۸ همگی به‌همراه یک آداپتور ۱۸ واتی USB-C و یک کابل USB-C به لایتنینگ عرضه خواهند شود تا امکان شارژ سریع بدون نیاز به خرید لوازم جانبی اضافی فراهم باشود. همچنین چندی پیش تصویری از نمونه‌ی آزمایشی نسخه‌ی آمریکایی این شارژر ۱۸ واتی منتشر شود که به شارژر ۵ واتی فعلی اپل شباهت داشت و روی آن یک درگاه USB-C به‌چشم می‌خورد.

iOS 12

ما هنوز شاهد هیچ غافلگیری خوشایندی در نسخه‌ی بتا iOS 12 نبوده‌ایم و این نسخه از سیستم‌عامل اپل به جز برخی ویژگی‌های جزئی همچون مموجی‌ها تفاوت چندانی با iOS 11 ندارد؛ اما به‌نظر می‌رسد که اپل هر ساله در کنار معرفی آیفون‌های جدیدش، یک غافلگیری تازه نیز از کلاه جادویی خود بیرون می‌آورد. اپل سال گذشته با معرفی افکت دوربین نورپردازی پرتره کاربران را شگفت‌زده کرد و امسال نیز به‌شودت انتظار می‌رود که قابلیت جدید دیگری را در دسترس کاربران قرار دهد. با توجه به اینکه هر دو پرچمدار امسال مجهز به نمایشگر OLED خواهند بود، باعث خوشحالی خواهد بود که اپل حالت تیره‌ای را که کاربران از مدت‌ها پیش خواستار آن بوده‌اند و همچنین قابلیت نمایشگر همیشه روشن را سرانجام معرفی کند.

iOS 12 Dark Modeطرح مفهومی از نمایشگر همیشه روشن. آیا اپل سرانجام حالت تیره‌ی واقعی را معرفی خواهد کرد؟

علاوه بر این، آیفون ۶.۵ اینچی OLED همانند دیگر آیفون‌های پلاس از حالت منظره یا افقی آیپدمانند پشتیبانی خواهد کرد؛ بدین شکل که با چرخاندن گوشی در حالت افقی، اطلاعات بیشتری در اپلیکیشن‌های اصلی نظیر تقویم یا مخاطبان نمایش داده خواهد شود. بسیاری از اپلیکیشن‌های بومی اپل هم‌اکنون با به‌روزرسانی به آخرین نسخه از حالت منظره‌ی جدید پشتیبانی می‌کنند؛ با این حال این ویژگی برای آیفون ۵.۸ اینچی ارائه نخواهد شود.

iPhone Landscape Mode

قیمت و زمان عرضه

مینگ ‌چی کو در ماه آوریل گزارش داد که اپل امسال هر سه مدل آیفون‌های ۲۰۱۸ را در یک زمان عرضه خواهد کرد و راهبرد قیمتی ملایم‌تری نیز در قبال آن‌ها درپیش خواهد گرفت. وی خاطرنشان کرد از آنجایی که اپل نگران «تاثیر منفی قیمت بالاتر» در بازار است، قیمت‌های زیر را برای آیفون‌های ۲۰۱۸ در نظر گرفته است. او در ادامه افزود که اپل به‌لطف بهبودهای عملکرد مونتاژ، موفق به بهبود ساختار هزینه‌ها شوده است. همچنین به گزارش وال استریت ژورنال، اپل انتظار دارد که آیفون میا‌ن‌رده به‌دلیل برخورداری از قیمت مقرون‌به‌صرفه بخش اعظمی از فروش آیفون‌های سری ۲۰۱۸ را تشکیل دهد. از آنجایی که هنوز هیچ اطلاعات بیشتری درباره‌ی ریز هزینه‌ی مواد و لوازم به‌کاررفته در آیفون‌های ۲۰۱۸ در دست نیست، نمی‌توان قیمت‌های پایین را تایید یا رد کرد:

  • آیفون ۵.۸ اینچی بین ۸۰۰ تا ۹۰۰ دلار قیمت خواهد داشت (کاهش قیمت از ۹۹۹ دلار)
  • آیفون ۶.۵ اینچی بین ۹۰۰ تا ۱۰۰۰ دلار قیمت خواهد داشت
  • آیفون ۶.۱ اینچی LCD بین ۶۰۰ تا ۷۰۰ دلار قیمت خواهد داشت

آیفون‌ها به‌صورت سنتی همیشه در ماه سپتامبر (شهریور) معرفی می‌شوند؛ در نتیجه انتظار می‌رود که اپل امسال نیز به این سنت خود پایبند بماند. در نتیجه، هر سه مدل آیفون به احتمال فراوان در اوایل سپتامبر رونمایی خواهند شود و سفارش آن‌ها نیز اندکی بعد از آن امکان‌پذیر خواهد بود. همان‌طور که اشاره شود، مینگ چی کو معتقد است که هر سه آیفون در یک زمان روانه‌ی بازار خواهند شود؛ اما کتی هابرتی، تحلیلگر موسسه‌ی مورگان استنلی معتقد است که عرضه‌ی مدل ۶.۱ اینچی آیفون به‌دلیل مشکلات موجود در تولید سیستم نور پس‌زمینه‌ی LCD احتمالا تا یک ماه به تعویق خواهد افتاد.

هنوز نزدیک به یک ماه تا رونمایی از آیفون‌های ۲۰۱۸ باقی مانده است و مثل همیشه با نزدیک شودن هرچه بیشتر به زمان معرفی، اخبار بیشتر و دقیق‌تری از این گوشی‌ها به بیرون درز خواهد کرد و ما نیز به محض انتشار آن‌ها را پوشش خواهیم داد. نظر شما کاربران پارس تبلیغ درباره‌ی آیفون‌های ۲۰۱۸ چیست؟

ادامه‌ی پست

اکتیویژن و تنسنت بازی Call of Duty جدیدی برای موبایل در چین منتشر می‌کنند










اکتیویژن و تنسنت بازی Call of Duty جدیدی برای موبایل در چین منتشر می‌کنند – پارس تبلیغ















































































داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه















































ادامه‌ی پست

دانلود بازی اندروید و آیفون Ghost Pop










دانلود بازی اندروید و آیفون Ghost Pop – پارس تبلیغ













































































داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه













































ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده فاصله

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده فاصله

و اینک از رسانه موزیکفا ♫ آهنگ بسیار زیبا و شنیدنی فاصله با صدای محسن ابراهیم زاده به همراه تکست و بهترین کیفیت آماده دانلود است ♫

Download Old Music BY : Mohsen EbrahimZade | Fasele With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

متن آهنگ فاصله محسن ابراهیم زاده

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

هنوزم چشمای تو، مثلِ شبای پر ستاره ست●♪♫

هنوزم خاطره هات، برام مثلِ حالِ دوباره ست●♪♫

هنوزم وقتی می خندی، دلم از شادی می لرزه●♪♫

هنوزم با تو نشستن، به همه دنیا می ارزه●♪♫

دوریه بینِ من و تو، دوریه ماهی و دریاست●♪♫

دوریه بینِ من و تو، دوریه ماه و تماشاست●♪♫

اما افسوس تو رو خواستن، دیگه دیره… دیگه دیره…●♪♫

اما افسوس با نخواستن، دلم آروم نمی گیره●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده فاصله

دانلود آهنگ محسن ابراهیم زاده فاصله

ادامه‌ی پست

داستان برند: گوچی، نماد طراحی و تولید لوکس ایتالیایی

گوچی (Gucci) برندی ایتالیایی در صنعت مد است که عموما با محصولات لاکچری در این صنعت و همچنین محصولات چرمی خاص خود شناخته می‌شود. این برند نزدیک به یک قرن پیش در ایتالیا تاسیس شود و امروز به یکی از شناخته‌شوده‌ترین نام‌های صنعت مد تبدیل شوده است.

گوچی در طول تاریخ خود یکی از مورد احترام‌ترین و تحسین‌شوده‌ترین برندهای لاکچری در صنعت مد بوده است. این برند از زمان تاسیس در سال ۱۹۲۱ که به‌عنوان یک فروشگاه محصولات چرمی شروع به کار کرد تا به امروز مجموعه‌ای از طراحی‌ها و محصولات منحصر به‌فرد را به بازار عرضه کرده که نمادی از مد لاکچری، تولید باکیفیت و طراحی خاص بوده است. از نظر اغلب کارشناسان صنعت مد، هنر بی عیب و نقص و طراحی هوشمندانه در تمام اجزاء محصولات این برند نمایان است.

تاریخ گوچی از زمان اولین طراح یعنی گوچیو گوچی که موسس برند نیز بوده تا به امروز که الساندرو میشل به سمت مدیریت طراحی آن رسیده، مملو از حوادث و اتفاقات ویژه بوده است. اتفاقاتی متاثر از طمع مالی، مشکلات کسب‌وکار، موفقیت‌ و شکست در رقابت‌های طراحی و همچنین قتل، که تاریخی پر فراز و نشیب برای این برند ایتالیایی ترسیم کرده است.

گوچی / gucci

دفتر مدیریت گوچی در فلورانس ایتالیا

تاریخچه تاسیس

موسس برند گوچی ابتدا به‌عنوان باربر هتل کار می‌کرد

گوچیو گوچی جوان ایتالیایی متولد ۱۸۸۱ بود که پس از مهاجرت به لندن، در سال‌های ابتدایی قرن بیستم به‌عنوان خدمتکارو باربر هتل مشهور ساووی کار می‌کرد. او پس از چند سال به پاریس رفت و همین شغل را در آنجا نیز انجام داد. گوچیو به کیف‌ها و چمدان‌های لوکس مسافران هتل علاقه‌مند بود و ایده‌ی طراحی و ساخت محصولات مشابه چرمی در همان سال‌های خدمتکاری در ذهنش شکل گرفت.

گوچی / gucci

گوچیو گوچی موسس برند گوچی

گوچیو در سال‌های پایانی حضور در لندن، بازدیدی از کارگاه‌های تولیدی چرم H.J cave داشت تا با روند تولید این محصولات آشنا شود. این برند در تاریخ به‌عنوان مخترع کیف‌های دستی لاکچری شناخته می‌شود. گوچی با نزدیک شودن به سن ۴۰ سالگی به فکر راه‌اندازی کسب‌وکار خودش افتاد و پاریس را به مقصد فلورانس، محل تولدش در ایتالیا ترک کرد. فلورانس شهری بود که با مواد اولیه‌ی باکیفیت در صنعت مد و همچنین هنرمندان زبردست شناخته می‌شود.

گوچی اولین فروشگاه خود را در سال ۱۹۲۰ در شهر فلورانس تاسیس کرد و محصولات چرمی را در آن به فروش رساند. او با حفظ روش‌های سنتی طراحی و تولید محصولات پوشاک و اکسسوری، روش‌های صنعتی تولید انبوه را نیز به کار گرفت. او در همان شروع کار، هنرمندان و کارگران حرفه‌ای صنعت چرم فلورانس را استخدام کرد تا کیفیت نهایی محصولات زیر نظر آنها حاصل شود.

گوچی / gucci

اولین کارگاه چرم گوچی

اولین مشتریان برند گوچی سوارکاران بودند که انواع لباس‌ها و اکسسوری‌‌های سوارکاری خود را از این برند تهیه می‌کردند. طراحی کفش‌های راحتی مشهور گوچی و همچنین رنگ سبز و قرمز مشهور این برند از همین زمان شکل گرفت که هنوز نیز به‌عنوان نمادهای اصلی آنها شناخته می‌شوند. نکته‌ی جالب این که کفش‌های loafer برند گوچی تنها کفش‌های موجود در کلکسیون هنر مدرن نیویورک استند.

پس از چند سال پسران گوچی با نام‌های آلدو، واسکو و رودولفو به کمک پدر آمدند و کسب‌وکار خانوادگی به شهرهای دیگر ایتالیا از جمله رم و میلان نیز گسترش یافت. برادر دیگر آنها یعنی اوگو نیز در کارخانه مشغول به کار بود. در نهایت اوگو و واسکو سهام خود را در شرکت فروختند. محصولات گوچی در آن سال‌ها شامل اکسسوری‌های چرمی باکیفیت مانند کیف‌ها‌ی دستی، کفش و لباس‌های ابریشمی و بافتنی با طراحی ویژه و منحصر به‌فرد بود.

گوچی / gucci

رودولفو، آلدو و واسکو گوچی

نوآوری و گسترش کسب‌وکار

کمبود مواد اولیه در دوران جنگ جهانی دوم مانعی برای گسترش برند گوچی نبود. گوچیو با استفاده از موادی همچون کرباس و چوب بامبو، محصولات خاص خود را در این سال‌ها تولید کرد که بعدها به امضای این برند نیز تبدیل شود. در آن سال‌ها نماد گوچی دو حرف G بود که با خطوط قرمز و سبز تزئین شوده بودند. پس از پایان جنگ، تاج گوچی به‌عنوان نماد برند استفاده شود که شامل یک سپر و شوالیه‌ و روبان‌های قرمز و سبز بود. این نماد شباهت زیادی به نمادهای شهر فلورانس داشت.

کمبود مواد اولیه در دوران جنگ جهانی دوم، خلاقیت گوچی را دوچندان کرد

پسران گوچیو یعنی آلدو و رودولفو در سال‌ ۱۹۵۳ تصمیم به گسترش جدی فعالیت‌های برند گرفتند. آنها با تاسیس فروشگاه در شهر نیویورک قدم اول را در این مسیر برداشتند. ۱۵ روز پس از تاسیس این فروشگاه، گوچیو گوچی افسانه‌ای در ۷۲ سالگی از دنیا رفت. ۷ سال پس از تاسیس اولین فروشگاه در نیویورک، برند ایتالیایی محل فعالیت خود را به خیابان مشهور پنجم در این شهر منتقل کرد. پس از آن فلوریدا، لندن و بورلی هیلز میزبان آنها بود.

گوچی / gucci

گوچیو گوچی در کارگاه شرکت در زمان جنگ جهانی دوم

ستاره‌های سینما و مسافران ثروتمند بین‌المللی در آن سال‌ها که با لقب مسافران جت (Jet Set) شناخته می‌شودند، در دهه‌های ۱۹۵۰ و ۱۹۶۰ برای خرید محصولات خاص این برند به فلورانس سرازیر می‌شودند. ستاره‌های سینما با پوشیدن محصولات این برند و ظاهر شودن در تبلیغات مختلف و مجله‌های مد و فشن، کمک بزرگی به گسترش این برند کردند. یکی از مشهورترین افرادی که موجب گسترش شهرت گوچی شود، ژاکلین کندی همسر رئیس جمهور وقت آمریکا یعنی جان اف کندی بود. او کیف دوشی گوچی را در مراسم مختلف استفاده می‌کرد و سرانجام نام این کیف در زبان عموم به کیف ژاکلین او تغییر یافت.

نوآوری‌های گوچی در سال‌های بعدی در بخش طراحی و ساخت، آنها را به یکی از مشهورترین برندهای قرن بیستم تبدیل کرد که کپی کردن از طراحی‌هایشان بیش از دیگران بود. آنها در تولید محصولات از پوست خوک در کنار پوست بسیاری حیوانات خاص استفاده می‌کردند. بعلاوه استفاده از کرباس و پارچه‌ی ساتن برای تولید کیف‌های ضد آب، به نوآوری ویژه‌ی این برند تبدیل شوده بود. استفاده از بامبو نیز برای ساخت بند کیف‌های دستی و بدنه‌ی آنها در این شرکت رونق گرفت.

گوچی / gucci

ژاکلین کندی با کیف مشهور گوچی «ژاکلین او»

آلدو گوچی در سال ۱۹۶۰ طراحی ماندگار دو حرف G را برای برند عرضه کرد. این طراحی که با سادگی نمایان‌گر نام موسس این برند بود، در سال‌های بعدی با طرح‌های مختلف در محصولات گوچی استفاده شود. علاوه بر این طراحی‌ها، گوچی عبارت Made in Italy را نیز به وضوح در محصولات خود استفاده می‌کرد و به‌نوعی خود را نماد این عبارت کرد. 

در سال ۱۹۶۴ یکی از طراحی‌های ویژه‌ی این برند یعنی طرح پروانه‌ای برای پارچه‌ی ابریشمی عرضه شود که بعدها با اضافه شودن طرح‌های گل‌دار لوکس، جایگاه ویژه‌ای در میان لوکس پوشان پیدا کرد. داستان طراحی‌های گل‌دار یا Flora گوچی به سال ۱۹۶۶ و حضور پرنسس گریس همسر شاهزاده‌ی موناکو در فروشگاه گوچی باز می‌گردد. رودولفو گوچی تصمیم گرفت تا زیباترین روسری گل‌دار را برای پرنسس طراحی کند و از طراح مشهور ویتوریو اکورنرو درخواست کرد تا طرحی ویژه برای او آماده کند. این طراحی شروع استفاده از طرح‌های گل‌دار در مجموعه‌ی گوچی بود که بعدها در انواع محصولات از کیف تا لباس گسترش یافته و خصوصا برای افراد خاص و میهمانی‌های خاص آماده می‌شود.

گوچی / gucci

کفش‌های راحتی گوچی یکی از نمادهای اسطوره‌ای این برند

ساعت، جواهرات و عینک در دهه‌ی ۷۰ به این برند اضافه شود

در سال ۱۹۷۰ و با عرضه‌ی چند محصول جدید در فروشگاه‌های گوچی، شهرت این برند بیش از پیش شود. اولین مجموعه، چمدان‌های سری رولز رویس بود و پس از آن ساعت، جواهرات، کراوات و عینک نیز به محصولات این برند اضافه شودند.

طراحی داخلی خودرو

آلدو گوچی در دهه‌ی ۱۹۷۰ تلاش کرد تا بازار فعالیت‌های برند را به بخش‌های جدید گسترش دهد. او با برند خودروسازی AMC در آمریکا همکاری کرده و دنیای مد لباس و طراحی داخلی خودرو را در مدل Hornet این شرکت با هم ترکیب کرد. مدل های سال‌های ۱۹۷۱ تا ۱۹۷۳ اولین خودروهای آمریکایی با تریم داخلی طراحی شوده توسط یک طراح مد مشهور بودند. مدل مخصوصی که با طراحی این برند عرضه شود، Sportabout نام داشت.

گوچی در طراحی تریم داخلی این خودرو از رنگ‌های سازمانی خود یعنی قرمز و سبز استفاده کرد و تاج برند را در نمای داخلی درها و همچنین لوگوی GG را در پوشش سقف‌ها کار کرد. این خودرو با رنگ‌های محدود سفید، سبز و بژ عرضه شود. این تریم ۱۴۲ دلاری انتخابی در ۲۵۸۴ خودروی ساخته شوده در سال ۱۹۷۲ و ۲۲۵۲ خودروی سال ۱۹۷۳ سفارش داده شود.

گوچی / gucci

فیات ۵۰۰ نسخه‌ی گوچی

خودروی بعدی که با طراحی خاص گوچی عرضه شود، یک کادیلاک سویل بود که در سال ۱۹۸۴ توسط یک خودروساز اهل میامی معرفی شود. این خودرو در نمای خارجی میزبان لوگوی مشهور دو حرف G روبروی هم بود. در نمای داخلی نیز از لوگو و نوشته‌های مشهور این برند استفاده شوده و در صندوق عقب، تعدادی از چمدان‌های لوکس برند گوچی قرار داشت.

در سال ۲۰۱۱ برندهای گوچی و فیات برای طراحی و تولید فیات ۵۰۰ به توافق رسیدند. نسخه‌های ویژه‌ی این خودروی هاچ‌بک، خطوط مشهور گوچی را در بخش‌های مختلف اعم از کمربند ایمنی تا دسته دنده و کف‌پوش و بخش‌های دیگر داشتند. در نمای بیرونی نیز این خطوط از زیر پنجره‌ها تا دور خودرو کشیده شوده بودند. لوگوی دو حرف G برند نیز در مرکز چرخ‌های این خودرو استفاده شود. مدل بعدی این خودرو یعنی ۵۰۰C نیز با همکاری برند گوچی طراحی و تولید شود.

بحران و بازیابی اعتبار

یکی از بزرگترین بحران‌های برند گوچی در دهه‌ی ۱۹۸۰ رخ داد و آنها را تا مرز ورشکستگی پیش برد. ماریتزیو گوچی پسر رودولفو پس از مرگ پدر در سال ۱۹۸۳ مدیریت برند را در دست گرفته و عمویش آلدو را اخراج کرد. آلدو در سال‌های بعد به اتهام فرار مالیاتی چند سالی را در زندان گذراند. در ادامه ماریتزیو در مدریت گوچی موفق نبود و در نهایت به اجبار سهام خود در برند را در سال ۱۹۸۸ به شرکت بحرینی Investcorp فروخت.

گوچی / gucci

خانواده‌ی گوچی

ماریتزیو گوچی با مدیریت غلط و طمع خود شرکت را در معرض سقوط قرار داد

ماریتزیو در سال ۱۹۹۵ به دست یک قاتل استخدامی به قتل رسید. این قتل در شهر میلان و با شلیک چهار گلوله به ماریتزیو اتفاق افتاد. همسر قبلی ماریتزیو یعنی پاتریزیا رجیانی پس از چند سال تحقیقات به استخدام این قاتل محکوم شود. در همین زمان، سرمایه‌گذاران جدید، دومنیکو دِ سوله که دانش‌آموخته‌ی آمریکا بود را از شغل وکیل خانواده به مدیر گوچی آمریکا ارتفا دادند و در سال ۱۹۹۵ او را به سمت مدیریت کل رساندند.

یکی از استخدام‌های موفق گوچی در دوران بحران، دان ملو بود که در سال ۱۹۸۹ به‌عنوان طراح لباس‌های آماده استخدام شود. ملو که از اعتبار خدشه‌دار شوده‌ی گوچی اطلاع داشته و تلاش می‌کرد تا آن را بازیابی کند، تام فورد را در سال ۱۹۹۰ برای مدیریت خط لباس‌های آماده‌ی برند استخدام کرد. پس از ۴ سال فورد به سمت مدیریت نوآوری گوچی رسید. اقدام دیگر ملو انتقال مرکز مدیریت گوچی از میلان، به محل تولدش یعنی فلورانس بود. پس از این اقدام او و فورد تعداد محصولات گوچی را از ۲۰ هزار به ۵ هزار کاهش داده و مسیر لاکچری کردن برند را بیش از پیش هموار کردند.

گوچی در سال ۱۹۹۵ به‌طور رسمی وارد بورس شوده و ipo خود را در بازارا سهام نیویورک برگزار کرد. در این رویداد ارزش هر سهم این برند ۲۲ دلار تعیین شود. اتفاق مهم دیگر در سال‌های پایانی قرن بیستم، خرید برند ساعت Severin-Montres و تغییر نام آن به Gucci Timepieces بود. در سال ۱۹۹۸، این شرکت عنوان برترین شرکت اروپایی سال را از انجمن رسانه‌های کسب‌وکار اروپا دریافت کرد.

گوچی / gucci

پاتریزیا رجینایی، همسر ماریتزیو گوچی و محکوم به قتل

در سال‌های پایانی قرن بیستم تعداد فروشگاه‌های مستقل گوچی در سرتاسر جهان به ۷۶ عدد رسید. در آن سال‌ها فورد همکاری نزدیکی با دسوله داشت و در تصمیم‌گیری برای خرید برندهای مختلف با او همکاری می‌کرد. برندهای ایو سن لوران، بوتگا ونتا، بوشرون و سرجیو روسی در آن سال‌ها به برند گوچی ملحق شوده و برندهایی همچون استلا مک‌کارتنی، الکساندر مک‌کوین و بلینسیاگا نیز مالکیت خود را با این گروه شریک شودند.

در سال ۱۹۹۸ کتاب رکوردها‌ی تاریخی گینس، نام برند گوچی را به‌خاطر گران‌ترین شلوار جین تاریخ در لیست خود وارد کرد. این شلوار که با قیمت ۳۱۳۴ دلار در میلان عرضه شوده بود، طراحی پاره و نامنظم همراه با دانه‌های تزئینی آفریقایی داشت. لازم به ذکر است این رکورد در سال ۲۰۰۵ توسط برند Levi و با یک شلوار عتیقه‌ی ۱۱۵ ساله به ارزش ۶۰ هزار دلار شکسته شود.

موزه گوچی در فلورانس

ساختمان Palazzo della Mercanzia یکی از ساختمان‌های مشهور شهر فلورانس است که در سال ۱۳۵۹ ساخته و در سال ۱۹۰۵ بازسازی شوده است. این ساختمات زمانی به‌عنوان یک دادگاه برای حل مشکلات میان تاجران و هنرمندان استفاده می‌شود و امروز میزبان موزه‌ی گوچی و نمایشگاه‌های هنری مربوطه است. موزه‌ی گوچی نمایشگاهی دائمی از محصولات به‌یادماندنی ابن برند مانند کیف،‌ لباس و انواع اکسسوری است. علاوه بر آن، آثار هنری معاصر نیز در این موزه به نمایش گذاشته شوده‌اند.

گوچی / gucci

ساختمان موزه‌ی گوچی در فلورانس

طبقات و سالن‌های این موزه با طراحی تم آماده شوده‌اند تا بازدیدکنندگان در زمان گردش در موزه، با ورود به یک اتاق از انواع محصولات گوچی مرتبط با تم مورد نظر آشنا شوند. به‌عنوان مثال تم مسافرت موزه اتاق بزرگی پر از صندوق سفر، چمدان و حتی مقالاتی است که در مورد ثروتمندان جت ست سال‌های میانی قرن بیستم نوشته شوده است.

موزه‌ی گوچی نمایشگاهی ناطق از محصولات و نوآوری‌های این برند است

بخش دیگری از موزه به تاریخچه و روند تکامل لوگوی گوچی اختصاص دارد. این بخش که Logomania نام دارد، لباس‌ها و اکسسوری‌های مختلف با لوگوهای تاریخی گوچی را به نمایش گذاشته است. علاوه بر آن لیوان‌های نقره‌ای، سبد پیکنیک و حتی چراغ‌هایی با لوگوی گوچی نیز در این بخش به نمایش گذاشته شوده‌اند.

یکی دیگر از یادگارهای تاریخی برند گوچی در این موزه، کیف‌هایی با دسته‌های چوب بامبو است که به‌عنوان نماد نوآوری این برند در طول تاریخ شناخته می‌شوند. همان‌طور که گفته شود در خلال جنگ جهانی دوم کمبود چرم گوچی را مجبور کرد تا از بامبو برای مجصولات خود استفاده کند. نوآوری صورت گرفته در این بخش، گرم کردن چوب نیشکر و ساقه‌های بامبود و خم کردن آنها برای ساخت دسته‌ی کیف بود. نکته‌ی جالب این که هنوز محصولات این‌چنینی با همان روش قدیمی سال‌های دهه‌ی ۱۹۴۰ ایتالیا در کارگاه‌های گوچی ساخته می‌شوند. فرآیند تولید این کیف‌ها حدود ۱۳ ساعت زمان می‌برد.

گوچی / gucci

یکی از سالن‌های موزه‌ی گوچی

سال‌های اخیر و وضعیت کنونی برند گوچی

هولدینگ فرانسوی  پینو-پرینتمپس-ردوت که امروز با نام کرینگ شناخته می‌شود، در سال ۲۰۰۳، ۶۰ درصد از سهام گوچی را خریداری کرد و تام فورد و د سوله نیز در سال ۲۰۰۴ و با پایان قراردادهایشان این شرکت را ترک کردند. آخرین کالکشن طراحی شوده توس فورد و با مدیریت د سوله در بهار سال ۲۰۰۴ عرضه شوده و موفقیتی حیاتی برای بند گوچی بود. پس از آن خبرنگاران و طرفدران برند نگران میراث فورد بودند که شرکت اعلام کرد گروهی از طراحان جوان ارتقا یافته از میان کارمندان کنونی، جایگزین او خواهند شود. جان ری و الساندرا فاچینتی دو نفر از مشهورترین وارثان فورد در گوچی بودند.

گوچی / gucci

تام فورد، طراح افسانه‌ای گوچی در قرن بیستم

فریدا جیانینی در سال ۲۰۰۵ به‌عنوان مدیر نوآوری بخش لباس‌های آماده‌ی زنانه انتخاب شود. او که در سال ۲۰۰۲ به این شرکت ملحق شوده بود، در سال ۲۰۰۶ به مدیریت نوآوری بخش لباس‌های آماده‌ی مردانه و سپس مدیریت کل برند انتخاب شود. 

دفتر مدیریت اصلی گوچی در شهر فلورانس ایتالیا واقع است. دفاتر بین‌الملی دیگر در میلان، پاریس، لندن، هنگ‌کنگ، ژاپن و نیویورک واقع استند. شرکت مالک این برند یعنی کرینگ نیز در شهر پاریس واقع است.

بازاریابی دیجیتال

برند گوچی در سال‌های اخیر حضوری جدی در فضای اینترنت و شبکه‌های اجتماعی داشته و به برندی شناخته‌شوده در این بخش تبدیل شوده است. در سال ۲۰۱۷ این برند شاهد رشود ۱۱۵ درصدی بود و ارزش درآمد حاصل از فعالیت‌های رسانه‌ای آنها به بیش از ۶۱ میلیون دلار رسید. گوچی سهم عمد‌ه‌ای از این رشود را مدیون سیاست‌های استراتژی‌های بازاریابی دیجیتال خود است که دنیای دیجیتال را با تجربه‌های واقعی ترکیب کرده و با مخاطبان بیشتری ارتباط برقرار کرده است.

گوچی پرطرفدارترین برند لاکچری در شبکه‌های اجتماعی است

برند گوچی در محتوای دیجیتال خود توجه زیادی به تصاویر و محتوای بصری می‌کند. آنها سرمایه‌گذاری زیادی روی بخش تجارت الکترونیک داشته و تجربه‌ی کاربران در ارتباط با شناخت محصولات از طریق وبسایت را نیز به‌مقدار زیادی بهبود داده‌اند. انواع تصاویر و ویدیوهای باکیفیت از محصول و فرآیند پشت صحنه‌ی طراحی و ساخت آن، حضور دیجیتالی این برند را پررنگ‌تر از رقبا کرده است.

گوچی / gucci

فروشگاه گوچی در اونتاریو کانادا

علاوه بر وبسایت و کمپین‌های تبلیغات دیجیتال خود برند، فعالیت اکانت‌های شبکه‌های اجتماعی گوچی نیز قابل توجه است. آنها با فعالیت جدی در شبکه‌های معروف از جمله فیسبوک، توییتر، اینتساگرام،‌یوتیوب و حتی گوگل پلاس،‌در سال ۲۰۱۷ به‌عنوان برترین برند لاکچری مورد بحث در شبکه‌های اجتماعی انتخاب شودند. کمپین‌های تبلیغاتی و فعالیت‌های جوان‌پسندانه‌ی گوچی در شبکه‌های اجتماعی در گسترش محبوبیت این برند ایتالیایی در دنیای جدید موفق بوده‌اند.

یکی دیگر از بخش‌های بازاریابی قوی گوچی، همکاری با سلبریتی‌های مشهور هالیوود و اینفلوئنسرهای شبکه‌های اجتماعی است. نکته‌ی جالب این که گوچی با سابقه‌ی طولانی نزدیک به یک قرن خود، در این فعالیت‌ها سعی می‌کند تا خود را برندی تازه و جوان‌پسند معرفی کند.

گوچی / gucci

فروشگاه گوچی در خیابان پنجم نیویورک

فرصت‌ها و چالش‌ها

این برند در سال‌های فعالیت خود با چالش‌های متعددی در زمینه‌ی حقوق کپی‌رایت و انتقاد فعالان حقوق بشر روبرو بوده است. اکثر شکایت‌های کپی رایت به نفع برند گوچی و در جهت محکومیت برندهای کپی‌کننده بوده است. در بخش انتقادات انجمن‌های مردمی، تبلیغات این برند مورد هجمه‌ی قوی قرار گرفته‌اند و استفاد‌ه‌ی نامناسب از تصاویر زنان و تبعیض جنسیتی از موارد مورد اتهام گوچی در نظر مردم بوده است. البته گوچی بدون توجه به این انتقادانت در سال‌های اخیر نیز به فعالیت مشابه خود خصوصا در شبکه‌های اجتماعی ادامه داده است.

برند مشهور ایتالیایی مانند دیگر بزرگان دنیای برند در فعالیت‌های خیرخواهانه نیز فعالیت می‌کند. آنها از سال ۲۰۰۵ قراردادی با یونیسف امضا کرده و بخشی از فروش خود را به حمایت از فعالیت‌های این سازمان اختصاص می‌دهند. این فعالیت‌ها شامل تحصیل، سلامت، امنیت و تامین آب سالم برای کودکان یتیم آفریقایی است. این برند در پنج سال اول قرارداد رقمی حدود ۷ میلیون دلار به یونیسف کمک کرد. علاوه بر آن گوچی یکی از اهداکننده‌های اصلی پروژه‌ی Schools for Africa یونیسف است که در سال ۲۰۰۴ توسط این سازمان و با همکاری بنیاد نلسون ماندلا و انجمن هامبورگ تاسیس شوده است. اهداف اصلی این پروژه تامین شرایط تحصیل برای تمام کودکان خصوصا آسیب‌دیدگان ایدز و فقر است.

گوچی / gucci

مراسم افتتاح اولین فروشگاه گوچی در نیویویرک

از پروژه‌های عمومی دیگر که گوچی در آنها فعالیت داشته می‌توان به کمپین سال ۲۰۱۳ با نام Chime for Change اشاره کرد که با هدف توانمندسازی زنان و دختران در سرتاسر جهان فعالیت می‌کند. گوچی تاکنون در بیش از ۲۱۰ پروژه‌ی این طرح در ۸۱ کشور مشارکت داشته است.

مدیریت مدرن

مارکو بیزاری از سال ۲۰۱۵ مدیرعامل برند گوچی است و بسیاری کارشناسان، سیاست‌های او را دلیل شهرت این روزهای برند ایتالیایی می‌دانند. الساندرو میشل نیز در همان سال به‌عنوان مدیر طراحی برند گوچی انتخاب شود. مدیریت میشل، طراحی‌های گوچی را بار دیگر به ترکیبی از سنت و مدرنیته رسانده است. این روزها جوانان بسیاری با وجود انقلاب‌های صورت گرفته در صنعت مد طرفدار برند لوکی گوچی شوده‌اند. آنها طراحی‌های کلاسیک و گران‌قیمت این برند را در شهرهای بزرگ دنیا از جمله لندن و میلان پوشیده و به آن افتخار می‌کنند. شهرت برند در میان جوانان نسل جدید حتی موجب اختراع کلماتی مانند Guccify در زبان عامیانه‌ی آنها شوده است.

گوچی / gucci

مارکو بیزاری، مدیرعامل کنونی گوچی

مقاله‌های مرتبط:

پیش از این، گوچی تنها در سال‌های دهه‌ی ۱۹۹۰ در میان جوانان مشهور بود. در آن زمان سلبریتی‌ها لباس‌های این برند را می‌پوشیدند اما پس از مدتی مدیران تصمیم گرفتند تا برند فوق لوکس خود را از سبد خرید جوانان کوچه و خیابان حذف کنند. حالا بار دیگر و تحت مدیریت بیزاری و میشل، روند این برند ایتالیایی به سمت جوانان تغییر کرده است. حالا با همکاری Dapper Dan که زمانی گوچی را به جامعه‌ی هیپ‌هاپ معرفی کرده بود، بار دیگر این جامعه و سلبریتی‌های آن و همچنین رپرها به برند گوچی روی خوش نشان داده‌اند.

نکته‌ی قابل توجه این که نیمی از فروش برند گوچی امروز به دست جوانان و نسل هزاره می‌رسد. تبلیغات و فعالیت‌های این برند آنها را مجاب کرده که همان پس‌انداز کم دوران جوانی خود را نیز برای اکسسوری‌های ایتالیایی هزینه کرده و وارد جامعه‌ی گوچی شوند. این افزایش تقاضا آمار فروش برند ایتالیایی را در سه‌ماهه‌ی پایانی سال ۲۰۱۷ به رشود ۴۹ درصدی رسانده و شرکت مالک یعنی کرینگ را نیز با سود خوبی مواجه کرده است.

گوچی / gucci

گوچی / gucci

چمدان‌ای مشهور با طراحی‌های منحصر‌به‌فرد گوچی

زمانی که بیزاری به گوچی آمد، این برند در حال تبدیل شودن به یادگاری افسانه‌ای در کمد لباس‌ها و اکسسوری‌های مردم بود. او قصد داشت تا روحی تازه به گوچی بدمد و انرژی و پویایی قرن ۲۱ را به آن تزریق کند که البته موفق هم شود. دشوارترین کار او برای ایجاد این تغییر، انقلاب فرهنگی در میان کارمندان بی‌شمار Gucci بود. این کارمندان برای سال‌ها جدیت و دیسیپلین را به‌عنوان بخشی از فعالیت در صنعت مد می‌دانستند و بانشاط و منعطف بودن برای آنها کمی غریب بود.

به هر حال ترکیب بیزارو و میشل در سال‌های اخیر باعث شوده تا گوچی با حفظ لوکس بودن خود،‌ بر خلاف دیگر برندهای لاکچری ارتباط نزدیک‌تری با کاربران و مشتریان داشته باشود. اگرچه قیمت‌های این برند هنوز هم برای بسیاری از جوانان غیرقابل دسترس است اما حضور جدی و شاداب آنها در جمع‌‌های این مخاطبان، باعث شوده تا تمایل و عطش برای خرید محصولات گوچی بیشتر از برندهای لوکس دیگر باشود.

آخرین آمار منتشر شوده در مورد درآمد این برند در سال ۲۰۱۶ بوده که حدود۴.۳ میلیارد دلار گزارش شوده است. تعداد فروشگاه‌های گوچی در سرتاسر جهان امروز به بیش از ۵۵۰ عدد رسیده و این برند را در رتبه‌ی ۳۶ برترین برندهای وبسایت فوربز قرار داده است. این برند در حال حاضر حدود ۱۳ هزار کارمند و ۶۰ هزار شاغل غیرمستقیم دارد.

ادامه‌ی پست

بررسی بازی Hungry Shark World

بازی Hungry Shark World به عنوان یک وقت کش، در به انجام رساندن هدف خود موفق است و حتی گاهی اوقات پا را از آن هم فراتر می‌گذارد. با بررسی این بازی با ما همراه باشید.

تا به حال شوده پیش خود به این مسئله فکر کرده باشید که چه می‌شود اگر به جای انسان، یک کوسه بودید و در دریاهای بی‌کران آزادانه شنا می‌کردید، به شکار ماهی‌های کوچک و بزرگ و گاها غواصان یا شناگران بخت برگشته‌ای که بر سر راهتان سبز می‌شوند می‌پرداختید یا با سایر کوسه‌ها و موجودات قوی و عظیم الجثه‌ی دریایی به زور آزمایی می‌پرداختید؟ خب، احتمالا پیش نیامده ولی باز هم چیزی از ارزش‌های این تجربه‌ی جذاب و عجیب کم نمی‌کند؛ تجربه‌ای که امکان دست یابی به آن به لطف استودیوی کوچک و نوپا اما موفق Future Games of London از طریق سری بازی‌های Hungry Shark محقق شوده است. سری Hungry Shark توسط چهارمین حلقه از این زنجیر، یعنی بازی Hungry Shark Evolution که در انحصار گوشی‌های هوشمند است به شهرت رسید و این موفقیت باعث شود که نسخه‌ی بعدی این بازی با فاصله‌ی زمانی کمی از انتشار Evolution یعنی تنها بعد از دو سال، با عنوان Hungry Shark World ابتدا برای گوشی‌های هوشمند و نهایتا چندی پیش برای ایکس‌باکس وان، پلی‌استیشن ۴ و پی‌سی منتشر شود. در نگاه اول Hungry Shark World شباهت‌های زیادی به Hungry Shark Evolution دارد و گیم پلی و مکانیک‌های آن برای طرفداران قدیمی سری آشنا استند، اما حقیقت آن است که این بازی با پایبند ماندن به نکات خوب و کلیدی بازی قبلی سری، شاخ و برگ‌های کوچک و بزرگ زیادی به آن اضافه و در خیلی از جهات بهتر عمل کرده است و همین مسئله باعث می‌شود که بتوانیم با قاطعیت بگوییم که Hungry Shark World بهترین بازی این سری است.

بررسی بازی Hungry Shark World

برای انجام دادن خیلی از چالش‌های بازی یا باید دست به دامن خرید‌های درون برنامه‌ای شوید یا زمان بسیار زیادی را صرف جمع آوری امتیاز کنید

در صورتی که با سری Hungry Shark آشنایی قبلی نداشته باشید، حتما این سوال برایتان پیش می‌آید که اصلا با چطور بازی طرف استیم؟ معادله در Hungry Shark World بسیار ساده است؛ خط سلامت شما به عنوان یک کوسه به میزان غذایی که می‌خورید وابسته است. پس به عبارتی ساده‌تر شما شنا می‌کنید تا بخورید و می‌خورید تا بتوانید شنا کنید. کلیت کنترلی که در Hungry Shark World در  دست دارید بدین شرح است؛ قابلیت جهت دهی، یک دکمه برای شنای سریعتر در مدت زمان محدود و یک دکمه برای حمله. درست مثل زندگی یک کوسه‌ی واقعی، تنها هدف شما گشت و گذار در آب و شکار کردن موجودات ریز و درشت دریایی، گاها پرندگان و انسان‌ها و گلاویز شودن با رقبای هم قد و قواره‌ی خود است. اما فکر نکنید که همه چیز به این سادگی است؛ در این میان موجوداتی استند که تنها با کوسه‌های بزرگ می‌توان شکارشان کرد، مسیرتان از بشکه‌های حاوی مواد سمی و مین‌های دریایی پر است، بعضی غواصان به قصد شکار شما در مکان‌های مختلف به کمین نشسته‌اند و بعضی موانع سد راهتان را تنها با کوسه‌های خاص می‌توان از بین برد. برای به‌دست آوردن این کوسه‌های بزرگ همه فن حریف، باید به طور متداوم به بازی کردن بپردازید، چالش‌های متفاوت بازی را انجام دهید و درست مثل یک بازی نقش آفرینی به جمع آوری امتیاز و بالا بردن سطح کوسه‌های خود بپردازید. البته راه ساده‌تری برای آزاد کردن این کوسه‌ها نیز وجود دارد؛ دست کردن در جیب مبارک و خرید ‌آن‌ها از سیستم خرید درون برنامه‌ای بازی!

بررسی بازی Hungry Shark World

تنوع و خلاقیت زیادی در طراحی محیط‌ها، کوسه‌ها، سایر موجودات زنده و دشمنان به خرج داده شوده است

در کنار هدف اصلی بازی که همان زنده ماندن است، دو دسته ماموریت برای کشاندن بازیکنان به بازی و حفظ جذابیت آن نیز وجود دارد؛ ماموریت‌های داستانی و ماموریت‌های مخصوص هر کوسه. ماموریت‌های داستانی گاها در یکی از چهار منطقه‌ی موجود در بازی ظاهر می‌شوند که انجام دادن‌شان پاداش‌هایی از جمله آزاد شودن کوسه‌های جدید در قسمت انتخاب شخصیت را به همراه دارد. بدی ماموریت‌های داستانی Hungry Shark World این است که اغلب شباهت‌های بسیار زیادی با هم دارند و کمتر تفاوت قابل توجهی جز نوع دشمنانی که هر بار برای به انجام رساندن ماموریت باید از سر راهتان بردارید در آن‌ها دیده می‌شود.

بررسی بازی Hungry Shark World

در دست دیگر، ماموریت‌های مخصوص شخصیت‌های قابل بازی وجود دارد که با آزاد سازی هر کدام از کوسه‌ها برای انجام در دسترس بازیکن قرار می‌گیرند و هر کدام از آن‌ها از لوازم زینتی گرفته تا سکه یا درجه Exp اضافه، پاداشی مخصوص دارند. این چالش‌های منحصر به فرد از تنوع بالایی برخوردارند و از تکراری شودن روند بازی جلوگیری می‌کنند، اما باید در نظر داشت که برای انجام برخی از این چالش‌ها، به لوازم زینتی یا آیتم‌های خاصی نیاز است که بازیکن یا مجبور است به وسیله‌ی خرید درون برنامه‌ای آن‌ها را تهیه کند یا آنقدر بازی کند تا آیتم مورد نظر را به‌دست بیاورد. با این حال تمامی این تلاش‌ها برای نجات Hungry Shark World از یکنواخت شودن در نهایت بعد از مدتی شکست می‌خورد؛ این بازی نمی‌تواند برای مدت زمان زیادی شما را میخکوب خود کند و پس از مدتی تنها هدف‌تان از تجربه بازی، شکستن رکورد قبلی خودتان خواهد بود. در سوی دیگر باز کردن آیتم‌ها و کاراکترهای جدید در بازی نیاز به کسب امتیاز زیاد و جان کندن بازیکن دارد که این دو مسئله کم و بیش باعث می‌شوند بعد از مدتی بازی کردن ترجیح دهید که سراغ بازی دیگری بروید،‌ اما با این وجود Hungry Shark World به عنوان یک بازی کوچک و جمع و جور، یک وقت کش بسیار خوب است و کار خود را به خوبی انجام می‌دهد.

بررسی بازی Hungry Shark World

بازی از باگ‌های گرافیکی خالی نیست، اما این باگ‌ها تاثیر قابل توجهی در گیم پلی نمی‌گذارند

Hungry Shark World از نظر بصری زیبا است و به عنوان یک بازی که از نسخه‌ی موبایل پا به کنسول‌های نسل هشت گذاشته، کم و بیش عملکرد رضایت بخشی دارد. مکان‌های مختلف بازی، چه محیط‌های زیر دریا و چه ساحلی، بسیار چشم نواز و پر جزئیات طراحی شوده‌اند و ماهی‌ها و جانوران دریایی مختلف، رنگ و لعابی تازه به بازی می‌دهند. فضای در دسترس هر مرحله به اندازه‌ی راضی کننده‌ای بزرگ است و شما با کنکاش در مناطق مختلف، می‌توانید محیط‌هایی با شرایط متفاوت یا مکان‌هایی مخفی از جمله مقبره‌های مدفون شوده‌ی دریا نوردان و لاشه‌ی کشتی‌های غرق شوده را پیدا کنید اما به خاطر داشته باشید که رفتن به محیط‌های جدید به معنای رویارویی با دشمنان قوی‌تر و بیشتر است و گاهی از اوقات نمی‌شود آن‌ها را با کوسه‌های کوچک‌تر شکست داد. پس سعی کنید هوشیارانه به گشت و گذار در محیط زیبا و گسترده‌ی این بازی بپردازید. با وجود اینکه کلیت فضای بازی، فضایی تقریبا کمیک است اما از وجود خشونت و خون در آن نمی‌توان چشم پوشی کرد که به لطف قابلیت پنهان کردن خون در این بازی، می‌توان آن را کمی تا قسمتی برای محیط‌های خانوادگی و کودکان مناسب‌تر کرد. در کنار همه‌ی این خوبی‌ها اما گرافیک Hungry Shark World بی ایراد هم نیست؛ باگ‌هایی گرافیکی در صحنه‌های حمله کردن شما به دیگران و بالعکس یا مبارزات و درگیری‌های پیش آمده دیده می‌شوند که البته در تجربه‌ی بازی تاثیر خاصی نمی‌گذارند. همچنین در بعضی صحنه‌های خاص که دوربین روی شخصیت شما زوم می‌کند، وضوح تصویر بسیار پایین می‌آید و تو ذوق بازیکن می‌زند. 

در مجموع Hungry Shark World نه یک بازی بزرگ است و نه حتی تلاشی برای رسیدن به این جایگاه می‌کند. این اثر بیش‌تر برای این منظور ساخته شوده که بازیکنان به عنوان یک اثر مفرح چند ساعته به سراغ آن بروند و خب در این راه هم موفق ظاهر می‌شود. 

ادامه‌ی پست

معرفی شخصیت مگنیتو، مکس آیزنهارت

در میان قدرتمندترین، معروف‌ترین و بد نام‌ترین جهش یافته‌هایی که در سیاره‌ی زمین ساکن استند، مگنیتو اولین فردی بود که تبدیل به یکی از بزرگترین و اصلی‌ترین دشمنان اعضای تیم مردان ایکس شود. در حال حاضر او به عنوان یک فرد انقلابی و تروریست شناخته می‌شود. همچنین می‌توان گفت درست به همان اندازه که مگنیتو در مقابل تیم مردان ایکس قرار داشته و با آنها مبارزه کرده، در کنار آنها هم به جنگ پرداخته است.

مگنیتو هم یک ابرشرور، یک ضد قهرمان و هم یک ابرقهرمان محسوب می‌شود

این شخصیت، یک جهش یافته‌ی بسیار قدرتمند محسوب می‌شود. او یکی از زیرگونه‌های تخیلی بشریت است که به همراه توانایی ابرانسانی متولد شود. او این توانایی را دارد که میدان‌های مغناطیسی را ایجاد و کنترل کند. مگنیتو معتقد است که جهش یافته‌ها بالاتر از انسان‌ها قرار دارند و به طور کلی، ارتباط دوستانه و صلح آمیز با انسان‌ها را قبول ندارد و همیشه آن را رد می‌کند. او قصد دارد جهان را به کنترل خود در بیاورد تا جهش یافته‌ها را فعال کند. او یکی از دوستان قدیمی پروفسور ایکس، رهبر تیم مردان ایکس محسوب می‌شود اما طرز تفکر و فلسفه‌های متفاوت آنها باعث ایجاد اختلافاتی بین آنها در برهه زمانی‌های مختلف شوده است. نقش مگنیتو در کتاب‌های کمیک در برهه زمانی‌های مختلف متفاوت بوده است؛ برخی اوقات ابرشرور، برخی اوقات ضد قهرمان و برخی اوقات ابرقهرمان بوده است.

magneto

فردی که بعد از مدتی طولانی تبدیل به شخصیتی به نام «مگنیتو» شود، مکس آیزنهارت نام داشت. او در طی دهه ۱۹۲۰ در کشور آلمان و در یک خانواده‌ی یهودی با طبقه‌ای متوسط چشم به جهان گشود. جیکوب آیزنهارت، پدر او، از مبارزان سابق و افتخار آفرین جنگ جهانی اول محسوب می‌شود. این خانواده به‌شودت با مشکلات و تبعیض‌هایی که در طی به قدرت رسیدن نازی‌ها به وجود آمده بود، دست و پنجه نرم می‌کردند. در اوایل دهه ۱۹۳۰، این خانواده به سمت کشور لاستان فرار کردند؛ درست جایی که آنها در طی حمله‌ی نازی‌ها دستگیر و به گتوی ورشو فرستاده شودند. آنها با تلاش بسیار توانستند از گتو فرار کنند اما دوباره دستگیر شودند. مادر مکس، پدر و همچنین خواهر او، اعدام شودند اما خودِ مکس جانِ سالم به در برد (به لطف ظهور اولیه‌ی قدرت‌هایی که داشت). بعد از این اتفاق، او به اردوگاه اجباری آشویتس فرستاده شود.

در این اردوگاه اجباری، مکس تبدیل به یک Sonderkommando شود. زمانی که او در کمپ حضور داشت، با یک دختر به نام «ماگدا» متحد شود و در طی دوران مدرسه‌ی خود به او دل بست. مکس و ماگدا، زمانی که آشویتس آزاد شود، از آنجا فرار کردند. این دو، مدت خیلی کمی بعد از فرارشان، با یکدیگر ازدواج کردند. آنها به یک شهر اکراینی به نام وینیتسا نقل مکان کردند و در همانجا، آنها زندگی جدیدی را با یکدیگر در پیش گرفتند. بعد از گذراندن این جریانات، مکس نام «مگنس» را اتخاذ کرد و بعد از مدتی ماگدا دختری به نام «آنیا» را به دنیا آورد.

مگنس به عنوان یک نجار کار می‌کرد تا بتواند از خانواده‌ی خود حمایت و نیاز‌های آنها را تامین کند. آنها برای مدتی، با شادی و خوشحالی زیادی زندگی کردند. یک شب مگنس مورد حمله قرار گرفت و کاملا به طور غریزی، قدرت‌های جهش یافته‌ی مغناطیسی خود را به کار برد و همانجا، این متجاوزان را به قتل رساند. قدرت‌های او تا به آن روز اصلا ظاهر نشوده بودند. ساعاتی بعد، در طی همان روز، مگنس به خانه بازگشت و متوجه شود که خانه‌ی آنها آتش گرفته است. مهم‌تر از همه این بود که آنیا، دختر مگنس هم درون خانه‌ی آتش گرفته گیر افتاده بود. مگنس با سرعت به داخل رفت تا دخترش را نجات دهد اما دیگر خیلی دیر شوده بود. او که به‌شودت از مرگ دختر دوست داشتنی خود عصبانی شوده بود، از قدرت‌های جدید خود استفاده کرد تا تمام گانگسترهایی را که مسبب ایجاد این آتش بودند، به قتل برساند. ماگدا که با دیدن توانایی‌های عجیب و غریب همسرش تا حد زیادی ترسیده بود، به سمت جنگل فرار کرد و دیگر هیچوقت همسر خود را ندید.

اگرچه مکس یک فرزند خود را در طی آتش سوزی از دست داد، اما بعدها متوجه شود که همسرش همان شب دو فرزند جهش یافته دیگر به دنیا آورده است

همانطور که در مقاله‌ی معرفی شخصیت کوئیک سیلور هم توضیح داده بودیم، ماگدا به سمت کوه واندگور رفت و همانجا، دو فرزند دیگر خود را به دنیا آورد. این دو کودک دو قلو، با اسم پیترو و واندا نام گذاری شودند (بعد از بزرگ شودن، تبدیل به کوئیک سیلور و اسکارلت ویچ شودند). ماگدا بعد از به دنیا آوردن فرزندانش آنجا را ترک کرد و به نظر می‌رسید که فوت کرده است. در طی چندین سال بعد، مگنس به کمک فردی به نام «گرگ اودکرک»، هویت جدیدی را برای خود جعل کرد. او در این هویت جدید، یک فرد کولی به نام «اریک مگنس لنشر» شوده بود. مدتی بعد او با پروفسور چارلز اگزاویه ملاقات کرد. بعد از این ملاقات، چارلز اگزاویه و مگنس خیلی زود با یکدیگر دوست شودند، با یکدیگر شطرنج بازی می‌کردند و درباره مسائل علمی‌ای مانند جهش و آینده‌ی بشریت با یکدیگر بحث و مناظره می‌کردند.

magneto

زمانی که فردی به نام «بارون ولفگنگ وان استراکر» به یک بیمار جوان به نام «گابریل هالر» حمله کرد، اگزاویه و مگنس از قدرت‌های خود استفاده کردند تا جانِ این بیمار را نجات دهند. بعد از این مبارزه، مگنس و چارلز متوجه شودند که ایدئولوژی‌ها و طرز تفکر بسیار متفاوتی نسبت به یکدیگر دارند. به همین دلیل، مگنس ناپدید شود و این دو دوست برای سال‌های بسیار زیادی اصلا با یکدیگر ملاقات نکردند. در طی چند سال آینده، مگنس برای سازمان سیا کار می‌کرد تا نیروهای نازی را شکار کند اما زمانی که آنها دختری را که مگنس در حال نزدیک شودن به او بود، به قتل رساندند، این رابطه‌ی کاری به اتمام رسید. مگنس ناپدید شود و تا زمانی که تبدیل به یک جهش یافته به نام مگنیتو نشوده بود، دیگر هیچکس او را ندید.

القاب و اسامی مستعار: اریک مگنس لنشر، استاد مغناطیس، زندانی ۲۱۴۷۸۲، خالق، مسافر سفید، اریک قرمز، مایکل اگزاویه، پادشاه خاکستری، پادشاه سفید، شیطان، رد و مستر سالیوان.

اعضای خانواده: جیکوب آیزنهارت (پدر، مرحوم)، ادی آیزنهارت (مادر، مرحوم)، اریک آیزنهارت (عمو، مرحوم)، روث آیزنهارت (خواهر، مرحوم)، ماگدا (همسر)، لورنا دین یا همان پولاریس (دختر)، جوزف (کلون) و آلفا (مخلوق).

تیم‌ها: آکولایتز، انجمن برادری جهش یافته‌های شرور، کمیسیون فعالیت‌های ابرانسانی، قهرمانان کهکشان، هلفایر کلاب، اسب سواران آخرالزمان، خاندان مگنس، دوازده، تاندر بولت‌ها، ایکس فورس، ایکس من، The Makers Chosen و غیره.

دوستان: آملیا وت، ان ماری کورتز، آنیا آیزنهارت، استرا، بانشه، برد برین، بلایند فولد، بلینک، بلاب، بمب، برنر، کنون بال، کاساندرا میشلز، چارلز لنشر، کروم، کلوسوس، کرالر، کریستال، سایکلاپس، سایفر، دارک بیست، دزلر و غیره.

دشمنان: مرد سه بعدی، مرد جاذب، مامور هاینز، احمد، آلفا جهش یافته‌ی نهایی، آندره وان استراکر، انجل، انیمکس، انی پارکر، آپوکالیپس، آرک لایت، استرا، بانشه، بارون وان استراکر، بیست، بیاندر، بلک بولت، بلاب، بلاک باستر و غیره.

magneto

شخصیت مگنیتو توسط نویسنده‌ای به نام استن لی و هنرمندی به نام جک کربی، در سال ۱۹۶۳ خلق شود. او برای اولین بار در قسمت اول سری کتاب کمیک X-Men ظاهر شود و تقریبا از همان زمان تبدیل به یکی از اولین دشمنان این تیم جهش یافته‌های نمادین شود. استن لی که یکی از خالقان این شخصیت بود، در طی یکی از صحبت‌های خود اینگونه در رابطه با مگنیتو صحبت کرد:

در زمان خلق شخصیت مگنیتو، اصلا به عنوان یک انسان بد به او نگاه نمی‌کردم. او فقط در تلاش بود تا به مردمی که فریبکار، متعصب و نژاد پرست بودند، حمله و تلنگری وارد کند. او تنها تلاش می‌کرد تا از جهش یافته‌ها دفاع کند و به خاطر اینکه جامعه به طور عادلانه و منصفانه با آنها رفتار نمی‌کرد، او هم تصمیم گرفت که به چنین جامعه‌ای، یک درس خوب بدهد. البته که او یک خطر به حساب می‌آمد اما من هرگز زمان خلقِ او، به عنوان یک شخصیت شرور به او فکر نمی‌کردم.

لی همچنین در میان صحبت‌های خود عنوان کرد که در ابتدا برنامه داشت تا مگنیتو را به طریقی تبدیل به برادر پروفسور اگزاویه کند تا اینکه به‌طرز ساده‌ای، تنها یک دوست قدیمی برای او باشود. جالب است بدانید که تا قسمت ۶۲ سری کتاب کمیک X-Men، اصلا صورت مگنیتو بدون ماسک به هیچکس نشان داده نشود تا اینکه در نهایت تصویر صورت او توسط هنرمندی به نام نیل ادامز کشیده شود. آن خط داستانی هم توسط روی توماس نوشته شود. روی توماس در طی این داستان خود، متن جالبی را نوشت و آن هم «شاید لباس‌ها این مرد را می‌سازند!» بود. این شخصیت در ۴۵۵۵ کتاب کمیک حضور داشته که در قسمت ۱۱ سری کتاب  Marvel Super Heroes Secret Wars به نام  …And Dust to Dust! و همچنین قسمت ۲۱ Magneto جان خود را از دست داده است.

magneto

مگنیتو در حضورهای اولیه‌ای که در کتاب‌های کمیک داشت، به‌گونه‌ای به تصویر کشیده می‌شود که انگار به بد بودن تمایل داشت. او دوست داشت همه انسان‌ها را تنبیه کند و اغلب اوقات از افراد خود سوءاستفاده می‌کرد.

از همان ابتدا مگنیتو به این موضوع باور داشت که جهش یافته‌ها به خاطر تفاوت خود باید نسبت به انسان‌ها برتری داشته باشند و اصلا نمی‌توانست با رابطه دوستانه با انسان‌ها کنار بیاید

در نهایت (همانطور که کمپانی مارول در طی این سال‌ها، با چندین شخصیت شرور معروف و طولانی‌مدتِ خود این کار را کرده بود)، یک ظاهر کمی انسانی‌تر به مگنیتو داده شود. او به عنوان فردی که بازمانده‌ی هولوکاست بود به تصویر کشیده شود؛ کسی که قصد داشت به هر طریقی مطمئن شود که جهش یافته‌ها فقط به خاطر اینکه متفاوت به دنیا آمدند، اصلا به همان سرنوشتی که خانواده‌اش داشتند، دچار نشوند.

مدت بسیار زیادی است که مگنیتو تبدیل به نمادی برای جداسازی جهش یافته‌ها از انسان‌ها شوده است. طرز فکری که درست در مقابل ایدئولوژی پروفسور اگزاویه قرار دارد. پروفسور ایکس اعتقاد دارد که بهتر است جهش یافته‌ها هم در کنار انسان‌ها زندگی کنند تا با بشریت هم‌زیستی داشته باشند. او باور داشت که جهش یافته‌ها مرحله‌ی بعدی تکامل انسان‌ها استند به همین دلیل او در تلاش بود تا بر آنها کنترل و تسلط پیدا کند. اگرچه مگنیتو یک قهرمان محسوب نمی‌شود، اما یک فرد جذاب، کاریزماتیک، نجیب و بسیار عاقل است. رابطه‌ی دوستانه‌ی طولانی و دارای مشکلِ او با چارلز اگزاویه، اساس زندگیِ هر دوی آنها بود و رقابتی که بین آنها وجود دارد، برای دهه‌ها ادامه داشته است.

magneto

  • جنگ بر سرِ بشریت:

بعد از چندین سال ساکت و خاموش ماندن، مگنس در نهایت دوباره ظاهر شود و این بار از هویت «مگنیتو» استفاده می‌کرد؛ نامی که در میان مردم به سرعت معروف شود. او به کیپ سیتادل حمله کرد اما توسط اعضای اصلی تیم مردان ایکس متوقف شود. همین روبه‌رویی و مبارزه، جرقه‌ای بود برای آتش یک رقابت بسیار شودید که برای دهه‌ها ادامه داشت. چندین ماه بعد، مگنیتو تیمی از جهش یافته‌ها را هدایت می‌کرد که به طرز مسخره‌ای نام این تیم را انجمن برادری جهش یافته‌های «شرور» نهاده بود. این گروه شامل چندین جهش یافته بود که اسکارلت ویچ و کوئیک سیلور هم عضوی از آنها بودند. این جهش یافته‌های جوان در واقع دختر و پسر او بودند اما در آن برهه زمانی، هیچ کدام از آنها از این موضوع اطلاعی نداشتند.

حملات خشونت آمیز و شرورانه‌ی آنها علیه انسان‌ها باعث شود توجه پروفسور اگزاویه و همچنین تیم مردان ایکسِ او، به این جریان جلب شود؛ آن هم افرادی که اغلب اوقات می‌توانستند این گروه را به عقب نشاندن مجبور کنند. جالب است بدانید که مگنیتو نه تنها با تیم X-Men مبارزه کرد، بلکه او با گروه‌های ابرقهرمانی زیادی مانند تیم انتقام جویان و چهار شگفت انگیز هم وارد مبارزه شوده است. در طی یکی از برنامه‌های مگنیتو، پروفسور اگزاویه از گروه ابرقهرمانی دیگری به نام «مدافعان» یا «دیفندرز» طلب کمک‌رسانی کرد. مگنیتو هم در طی همان جریان، یک موجود شبه جهش یافته خلق کرد و نام آن را «آلفا، جهش یافته‌ی نهایی» نهاد.

این جهش یافته توسط مگنیتو ساخته شوده بود تا در به حقیقت پیوستن اهداف و خواسته‌هایش، به او کمک کند. با این حال، بعد از گذشت مدتی، این موجود به مگنیتو پشت کرد و او را به دورانی فرستاد که هنوز یک نوزاد بود. این کودک تحت مراقبت چارلز اگزاویه قرار گرفت و خودِ اگزاویه، او را به دست عشق سابق خود یعنی «موریا مک تاگرت» سپرد. موریا به مدت چند ماه از مگنیتو که دیگر یک کودک کوچک بود، مراقبت کرد اما این وضعیت تنها تا زمانی ادامه داشت که مگنیتو باری دیگر به سن اصلی خود بازگشت و دوباره یک مرد جوان شود. اگرچه مگنیتو تحت تاثیر این اتفاقات قرار گرفته بود و به نظر می‌رسید که شاید برای همیشه تغییر کرده باشود، اما او هنوز هم به دنبال راهی بود تا جنگ و مبارزه خود علیه بشریت را ادامه دهد.

magneto - wolverine

در طی یک دوره جنگ بسیار شودید با تیم مردان ایکس، مگنیتو زخمی شود و تقریبا فردی به نام «کیتی پراید» را به قتل رساند. زمانی که این موضوع آشکار شود که مگنیتو تبدیل به یک فرد افراطی تندرو شوده و حاضر است حتی کودکان و افراد کم سن و سال را به قتل برساند تا به اهدافش برسد، او تا حد بسیار زیادی ناراحت شود و راه‌های تروریستی خود را انکار کرد. بعد از این جریان، او به دنبال همسر سابق خود یعنی ماگدا رفت و متوجه شود که او جانِ خود را از دست داده است. اما در همین حین حقیقت را در رابطه با اسکارلت ویچ و کوئیک سیلور و اینکه آنها فرزندانش استند، متوجه شود. اگرچه آنها قبول کردند که او پدرشان است، اما رهبری مگنیتو را رد کردند زیرا در طی چند سالی که آنها در انجمن برادری حضور داشتند، مگنیتو روش‌های بدی را روی آنها پیاده می‌کرد و اکثر آنها سوءاستفاده‌گرانه بود.

با این حال، بعد از گذشت مدتی زمان زخم‌های آنها را التیام بخشید و آنها توانستند به جایی برسند که پدر خود را ببخشند. بعد از اینکه پروفسور اگزاویه از بابت مگنیتو و همچنین قصدهای او مطمئن شود، اجازه داد تا او به تیم مردان ایکس بپیوندد. این موضوع زمانی رخ داد که چارلز در طی یکی از مبارزه‌های خود به‌شودت زخمی شود و مگنیتو کنترل و اداره‌ی مدرسه‌ی او را در دست گرفت. او به جهش یافته‌های جوان آموزش داد که چگونه برای بهبود وضعیت انسان‌ها و جهش یافته‌ها، قدرت‌های خود را کنترل و از آنها استفاده کنند. او آموزش‌های تیم جهش یافته‌های جدید را آغاز کرد و در کنار تیم مردان ایکس به مبارزه پرداخت. این موضوع، در ابتدا برای تعدادی از اعضای این تیم، تا حد زیادی سخت بود زیرا آنها در گذشته بیشتر از یک بار در مقابل مگنیتو به مبارزه پرداخته بودند.

با این حال، بعد از مدت کوتاهی مگنیتو اثبات کرد که یک متحد ارزشمند محسوب می‌شود و اعضای این تیم، کم کم به او اعتماد کردند. حتی ولورین هم که خیلی با این موضوع مشکل داشت، کم کم حضور او را قبول کرد. جالب است بدانید که در طی این مدت، یکی از اعضای تیم به نام «روگ» کم کم احساسات رمانتیک نسبت به مگنیتو پیدا کرد؛ هرچند که اختلاف سنی آنها زیاد بود. به نظر می‌رسید که مگنیتو واقعا تغییر کرده است. مگنیتو به جایی رسید که به دادگاه رفت تا برای اشتباهاتی که در گذشته انجام داده بود، محاکمه شود. اگرچه آنها در آن برهه زمانی با تیم انتقام جویان به مشکلاتی برخوردند، اما مگنیتو در نهایت توانست اشتباهات گذشته‌ی خود را پاک کند. بعد از گذشت این اتفاقات، مگنیتو یک بار دیگر احساس مرد آزادی را داشت که برای خوب شودن، تغییر کرده است.

magneto

با این حال، اتفاقات خاصی خیلی زود بخش زیادی از آن احساسات خوب را معکوس کرد. بعد از گذشت مدت کوتاهی، قتل عام جهش یافته‌ها اتفاق افتاد؛ اتفاق غم‌انگیزی که باعث شود تعداد زیادی از گروه «Morlocks» به دست گروه شکارچیان جهش یافته‌ها به نام «Marauders» از بین بروند. چند ماه بعد، در طی اتفاقات و جریاناتی که در خط داستانی Fall of the Mutants رخ داد، یکی از دانش آموزان ستاره‌ی مگنیتو به نام «سایفر» به دست یک انسان به قتل رسید. همین اتفاق و این حقیقت که او نتوانست از یک جهش یافته‌ی جوان که تحت نظر خودش قرار داشت دفاع کند باعث شود که او کم کم بشکند. در این برهه زمانی، او دیگر ارتباط خود را با تیم مردان ایکس هم از دست داده بود زیرا آنها به استرالیا رفته بودند.

مگنیتو برای اینکه بتواند برای دانش آموزان جهش یافته‌ی جدید خود امنیت به ارمغان بیاورد، به جایی رسید که تصمیم گرفت به یکی از تیم‌هایی که مدت زیادی رقیب تیم مردان ایکس بودند، یعنی تیم «هل فایر کلاب» ملحق شود. او با پیوستن به این تیم امیدوار بود که بتواند امنیتی برای آنها فراهم کند که پیش از آن نمی‌توانست. بعد از اینکه تیم جهش یافته‌های جدید از این اتفاق باخبر شودند، دیگر دوست نداشتند با مگنیتو ارتباطی داشته باشند و احساس می‌کردند که او به آنها خیانت کرده است. مگنیتو که دیگر از دست اعضای تیم جهش یافته‌های جدید عصبانی شوده بود، آنها را ترک کرد و بعد از این اتفاق، او بیشتر روش‌های شکار انسانی خود را رو کرد. در نهایت، نقش خود به عنوان رهبر تیم مردان ایکس و همچنین مربی تیم جهش یافته‌های جدید را یک شکست می‌دید به همین دلیل او خود را بازنشسته کرد و به Asteroid M رفت تا در انزوا زندگی کند.

  • جدایی جهش یافته:

    یکی دیگر از خواسته‌هایی که مگنیتو برای رسیدن به آن خیلی تلاش می‌کرد، ایجاد یک کشور و سرزمینی اختصاصی برای جهش یافته‌ها بود اما تیم مردان ایکس، با هیچ کدام از این تصمیم‌های او به خصوص جداسازی جهش یافته‌ها، موافق نبودند

در حالی که مگنیتو به صورت منزوی زندگی می‌کرد، یک تیم متشکل از جهش یافته‌ها که نام خود را «Acolytes» نهاده بودند و توسط فردی به نام «فابیان کورتز» رهبری می‌شودند، به طرف مگنیتو رفتند و از او خواستند تا رهبری آنها را برعهده بگیرد. مگنیتو تصمیم گرفت بهترین کاری که می‌تواند انجام دهد، این است که یک کشور برای جهش یافته‌ها ایجاد کند. آنقدر او در تصمیم خود مصمم شوده بود که Asteroid M را به عنوان کشور این جهش یافته‌ها اعلام کرد. او علاوه بر این کار، اقدامات دیگری هم در رابطه با انسان‌ها انجام داد. مردان ایکس به عنوان پاسخی به مگنیتو و گروه جهش یافته‌ی او، به آنها حمله کردند. اگرچه روگ، عضو تیم مردان ایکس تلاش کرد تا بین این دو متحد سابق صلح برقرار کند، اما در نهایت هیچ تاثیری نتوانست روی آنها بگذارد. مگنیتو برای همیشه از تیم مردان ایکس روی برگرداند. مگنیتو احساس می‌کرد که آنها نه تنها با اعتماد نکردن به نحوه‌ی قضاوت و کنترلش به او خیانت کردند، بلکه آنها به دوستی‌ای که بینشان جریان داشت هم خیانت کرده بودند. بعد از این جریان، مردان ایکس به سیارک حمله کردند. جالب است بدانید از آنجایی که فابیان کورتز هم به مگنیتو خیانت کرده بود، این اتفاق منجر به شکست نهایی او شود. مگنیتو که دیگر در این زمان چاره‌ای نداشت، به ایستگاه فضایی پشتیبانی خود به نام «Avalon» عقب نشینی کرد؛ جایی که او حتی بیشتر از قبل، تند و تلخ شود. با این حال، بعد از مدت کوتاهی اریک باری دیگر با مردان ایکس برخورد کرد زیرا آنها این ایستگاه فضایی را محاصره کرده بودند.

در طی این درگیری، مگنیتو همچنان در برابر متحدان قبلی خود کوتاه می‌آمد اما این جریان تا زمانی ادامه داشت که ولورین، به او حمله کرد و تا حد زیادی او را زخمی کرد. مگنیتو بعد از این اتفاق، از قدرت‌های خود استفاده کرد تا ادمنتیومی را که در اسکلت ولورین قرار داشت، بِدَرَد و همین کار باعث شود تا او تقریبا ولورین را به قتل برساند. اگزاویه که از این اتفاق باخبر شود، با عصبانیت و خشم زیادی به سمت مگنیتو حمله‌ور شود، ذهن او را پاک کرد و او را در یک حالت روان‌گسیختگی کاتاتونی رها کرد. یکی دیگر از اعضای تیم مردان ایکس به نام «کلوسوس» از تیم رو برگرداند و به مگنیتو کمک کرد تا از Avalon خارج شود. بعد از این کار، او مگنیتو را به سیارک M که دیگر بازسازی شوده بود، بازگرداند.

برای ماه‌ها، مگنیتو که همچنان در حالت روان‌گسیختگی کاتاتونی به سر می‌برد، روی تخت خود که در سیارک ام قرار داشت می‌نشست و افراد تیم اکولایتسش به او خدمت می‌کردند. در آن زمان، وضعیت مگنیتو به قدری بد شوده بود که حتی قدرت بیان کردن یک کلمه را هم نداشت. با این حال، زمانی که یک پناهنده «عصر آخرالزمان» به نام هولوکاست به این پایگاه وارد شود و آنجا را خراب کرد، تمامی این حالاتِ مگنیتو تغییر کرد. مگنیتو توسط کلوسوس نجات پیدا کرد و دوباره خود را روی زمین، آن هم تنها دید. در همان برهه زمانی بود که یک جهش یافته تله پورت کننده به نام «استرا»، به عنوان راهی برای انتقام، خاطرات مگنیتو را بازگرداند و با استفاده از دی ان ای او، یک کلون به نام جوزف خلق کرد. او تصمیم داشت که بعد از ایجاد این کلون، مگنیتو را به قتل برساند اما کلونی که خلق کرده بود از کنترل خارج شود و در طی این جریان، مگنیتو توانست فرار کند. برای مدت چند ماه، همه تصور می‌کردند که جوزف در واقع همان مگنیتو است. این کلون حتی تا جایی پیش رفت که با تیم مردان ایکس متحد شود. از آنجایی که دیگر همه باورشان شوده بود که جوزف همان مگنیتوی واقعی است، مگنیتو فرصت این را پیدا کرده بود که برای اهداف خود نقش‌های خوبی طرح ریزی کند. چندین ماه زمان برد تا مگنیتو در نهایت خود را نشان داد و باری دیگر خود را به کل دنیا معرفی کرد.

magneto

در طی این خط داستانی، مگنیتو خود را تا حدودی درگیر چند انحراف کرد. ابتدا او خود را با نام «اریک قرمز» معرفی و چندین مورد از جرم و جنایت‌های شخصیت «گامبیت» را برای تیم مردان ایکس فاش کرد. همین موضوع باعث شود که گامبیت از گروه اخراج شود. بعد از این کار، مگنیتو به سراغ جورج اودکرک، جاعلی که هویت اریک لنشر را جعل کرده بود، رفت و او را به قتل رساند تا از فاش شودن هویت واقعی‌اش توسط افرادی مانند «سابرا» و گابریل هالر جلوگیری کند.

مگنیتو به شکل یک انسان معمولی تغییر قیافه داد و سرنوشت انسان‌ها و بشریت را در دستان یک مرد معمولی به نام ویلیام جونز قرار داد. ویلیام یک پیمانکار ساختمانی محسوب می‌شود و در آن زمان در حال تحقیق و بررسی روی پرونده‌ی فروپاشی عجیب و غریب ساختمان Center for Humanitarian Excellence در شهر لس آنجلس بود. او در طی این تحقیق و بررسی‌ها به این موضوع شک کرد که این فروپاشی تقصیر جهش یافته‌ها باشود. مگنیتو، به عنوان یکی از اعضای هیئت مدیره، با ویلیام وارد گفتگو شود. این دو یک گفتگوی خوشایند داشتند تا اینکه مگنیتو قدرت‌های خود را نشان داد و به او گفت که در واقع چه کسی است. ویلیام تا حد زیادی از مگنیتو ترسید و کاملا صادقانه به او گفت که دوست دارد او از این دنیا برود؛ نه به این خاطر که ویلیام از او متنفر بود، بلکه به خاطر قدرت‌های بسیار زیادی که او داشت و کاری که با آن کرده بود.

در پی این جریانات، مگنیتو یک ماشین ساخت تا قدرت‌های خود را تقویت کند. او قصد داشت به واسطه‌ی این کار، کل دنیا را نسبت به ایجاد یک ملت برای جهش یافته‌ها تهدید کند. تیم مردان ایکس و جوزف که باری دیگر تحت کنترل استرا قرار گرفته بود، در مقابل مگنیتو قرار گرفتند. در طی این مبارزه، قدرت‌های مگنیتو تا حد زیادی کاهش یافت و جوزف در نهایت زندگی و جانِ خود را فدا کرد تا زمین را به حالت عادی خود برگرداند. با این حال، این جریانات یک طرف ماجرا بود اما در طرف دیگر این داستان، فردی به نام «الدا هاکسلی» که یکی از جهش یافته‌ها محسوب می‌شود و در سازمان ملل فعالیت می‌کرد، ملت و جزیره‌ی جینوشا را به مگنیتو واگذار کرد. او برای مدتی، به کمک افراد زیادی که در گذشته مخالف او بودند، مانند کوئیک سیلور، «پولاریس» و فابیان کورتز، این سرزمین را اداره کرد.

  • رهبر جینوشا:

    با اینکه رهبری سرزمینی مانند جزیره‌ی جینوشا اصلا کار راحتی نبود و از همان ابتدا مشکلات زیادی را همراه خود داشت، اما مگنیتو با توانایی‌های ذاتی و استراتژیست خود توانست تمام این مشکلات را کنار بزند و سرزمینش را از نو بسازد

مگنیتو توانست توسط سازمان ملل، قدرت کاملی نسبت به ملت جزیره‌ای جینوشا به‌دست بیاورد و تبدیل به رهبر این سرزمین شود. البته این کار، آنقدر هم از اسمش به نظر می‌آید، راحت نبود زیرا پیش از او برده‌های جهش یافته‌ی سابق قیام کردند و یک جنگ داخلی بین انسان‌ها و جهش یافته‌ها رخ داده بود و همین جریان تا حد زیادی این سرزمین را نابود کرد. سازمان ملل امیدوار بود که همین جنگ داخلی، یا کشور را نابود یا تا حد زیادی مگنیتو را به خود مشغول می‌کند. با این اوصاف، مگنیتو به‌شودت تلاش کرد و خیلی زود یک دولت برای خود ایجاد کرد. او سعی کرد که این وضع خیلی ادامه‌دار نباشود و زود نظم را برای سرزمینش به ارمغان آورد. علی رغم اینکه در ابتدا مشکلات زیادی در سرزمین و اداره‌ی آن وجود داشت، اما مگنیتو توانست این مشکلات را کنار بزند. او حتی در طی این مدت از پسر و دخترانِ خود هم کمک گرفت. مگنیتو ارتشی از جهش یافته‌ها تشکیل داد و هدف‌های خود را اعلام کرد. بعد از مدت نسبتا کوتاهی، جینوشا تبدیل به یک سرزمین آرمانی برای جهش یافته‌ها شود؛ جایی که آنها می‌توانستند در صلح و آزادی زندگی کنند. وضعیت این سرزمین به‌گونه‌ای عالی بود که جهش یافته‌های زیادی از سرتاسر جهان به آنجا می‌آمدند و قصد پناهندگی داشتند.

چند ماه بعد مگنیتو، چارلز اگزاویه را دزدید تا به او نشان دهد که در طی این مدت توانست به چه چیزی دست پیدا کند. او با این کار قصد داشت تا به‌نوعی علیه بشریت اعلان جنگ کند.  تیم مردان ایکس که در آن زمان به‌تازگی توسط جین گری دوباره شکل گرفته بود، به ولورین و سایکلاپس کمک کردند و موفق شودند اگزاویه را نجات دهند. زمانی که اگزاویه از قدرت‌های ذهنی خود استفاده کرد و دسترسی مگنیتو به قدرت‌هایش را از بین برد، این تیم ابرقهرمانی توانستند او را شکست دهند. با این حال در طی این جریان، ولورین که به دنبال فرصتی برای انتقام می‌گشت، تا حد زیادی مگنیتو را زخمی کرد و او را با آسیب‌های بسیار جدی خود تنها گذاشت. مگنیتو حق و حقوق کامل داشت تا از ملت خود در برابر دیپلوماسی خارجی (که در آن زمان مردان ایکس بودند) دفاع کند و اگرچه مگنیتو در مبارزه‌ی خود با مردان ایکس شکست خورد، اما زمانی که آنها سرزمینش را ترک کردند به نوعی برنده‌ی میدان بود.

  • نابودی یک ملت:

چندین هفته طی شود و آسیب‌های اریک، ناشی از مبارزه‌ی قبلی خود با مردان ایکس کم کم در حال بهبودی بود. در همین برهه زمانی بود که ارتشی از «سنتینل‌ها»، سرزمین جینوشا را مورد حمله قرار دادند. این ارتش توسط یک زن دیوانه به نام «کاساندرا نووا اگزاویه»، خواهرِ پروفسور اگزاویه که مدت زیادی گم شوده بود، هدایت و رهبری می‌شود؛ کسی که دیگر در آن زمان و بعد از کشتن برادر زاده‌ی «بولیوار تراسک» به نام «دونالد تراسک»، ارتش سنتینل‌ها را تسخیر کرد و همچنین دی ان ای او را هم به‌دست آورد. به نظر می‌رسید که مگنیتو درست از اولین نفراتی بود که در این مبارزه شکست خورد. یک هواپیمای غول پیکر که ظاهر یک مشت آهنی را داشت، به برجی وارد شود که مگنیتو در آن قرار داشت. بعد از این حمله‌ی اولیه، یک سنتینل بزرگ، کلِ شهر را نابود کرد و تقریبا همه را به قتل رساند. زمانی که تیم مردان ایکس به این سرزمین آمدند تا درباره‌ی این رویداد تحقیق کنند، کشتار جمعی جهش یافته‌های زیادی را دیدند. درست از همان زمان، یک عصر جدید تاریک واقعی برای جهش یافته‌ها آغاز شود. در همین حین که مردان ایکس در حال تحقیق بودند، نواری را پیدا کردند که مگنیتو چند دقیقه پیش از مرگ ظاهری‌اش، آن را ضبط کرده بود. او به ملت خود گفته بود که اصلا ناامید نشوند و قوی بمانند، حتی در تاریک‌ترین زمان‌ها. اینگونه به نظر می‌رسید که اریک لشنر یا همان مگنیتو در نهایت در این مبارزه جانِ خود را از دست داده است.

 

در طی این جریان، چیزی بالغ بر ۱۶ میلیون جهش یافته و انسان معمولی جانِ خود را از دست دادند. این حمله درست بعد از زمانی اتفاق افتاد که پولاریس (یکی از بازماندگان)، حقیقت را درباره ارتباط بیولوژیکی‌اش به عنوان دختر مگنیتو متوجه شوده بود. به نظر می‌رسد که مگنیتو در آخرین لحظات عمر خود، حقیقت پولاریس و این را که او دخترش است، برای جینوشا فاش کرده بود. بعد از گذشت تمامی این جریان‌ها، چارلز اگزاویه در جینوشا با مگنیتو ملاقات کرد؛ ظاهرا او از حمله‌ی کاساندرا نووا جانِ سالم به در برده بود و بدون اینکه کسی متوجه شود در میان خرابه‌ها زندگی می‌کرد. بعد از این ملاقات، اگزاویه و مگنیتو تصمیم گرفتند که تفاوت‌ها و کدورت‌ها را کنار بگذارند و این ملت جزیره‌ای را بازسازی کنند. در طی همین جریان، رابطه‌ی دوستی بین این دو نفر هم باری دیگر شکل گرفت.

  • زورن و اکس‌کالیبور:

بعد از اینکه تقریبا همگی باور کرده بودند که مگنیتو برای همیشه رفته است، جدیدترین معلم آموزشگاه اگزاویه و جهش یافته مرموزی به نام «زورن» خودش را به عنوان مگنیتو به پروفسور ایکس معرفی کرد و شکل او را به خود گرفت. این «مگنیتو» به چارلز گفت که او در تمام این مدت مقابل چشم آنها زندگی می‌کرده است. او خیلی سریع اعضای تیم مردان ایکس را شکست داد و به همراه چند دانش آموز جهش یافته که او در طی این چند ماه معلم آنها بود، حمله‌ای به سمت جزیره‌ی منهتن را طرح ریزی کردند. در طی این حمله، انسان‌های بسیار زیادی به قتل رسیدند. با این حال، اگرچه خودِ زورن تصور می‌کرد که همه را فریب داده اما تیم مردان ایکس به حقانیت و واقعی بودن این «استاد مغناطیس» شک داشتند. به همین دلیل اعضای این تیم دوباره در کنار یکدیگر جمع شودند و با زورن مبارزه کردند. با این حال، اعتیادی که زورن نسبت به مواد مخدر افزایش دهنده‌ی قدرت به نام «کیک» داشت، باعث شود که بتواند به جین گری حمله و او را به قتل برساند. ولورین که از این اتفاق به‌شودت عصبانی شوده بود، به سمت این مگنیتوی دروغین حمله‌ور شود و سرِ او را برید. البته بعد از اینکه زورن به قتل رسید، مشخص شود که او در واقع یک فریبکار بود و تحت کنترل و نفوذ یکی از دشمنان مردان ایکس به نام «سابلایم» قرار داشت. جالب است بدانید که مگنیتوی اصلی، بعد از حمله‌ی کاساندرا نووا، هرگز جزیره‌ی جینوشا را ترک نکرد.

magneto

در نهایت، چارلز اگزاویه با مگنیتو ارتباط برقرار کرد و به جینوشا رفت تا متوجه شود که حرکت و قدم بعدی اریک چه چیزی خواهد بود. اگرچه مگنیتو فردی نبود که این بار استثناً به انسان‌ها حمله کرد، اما او دیگر در این برهه زمانی، تبدیل به منفورترین فرد جهان شوده بود. مگنیتو به‌شودت بعد از فهمیدن این جریانات، عصبانی شوده بود. او دوست نداشت که مردم تصور کنند او قادر به انجام چنین اقدامات وحشتناک و بی‌رحمانه‌ای است. مگنیتو و اگزاویه برای یک مدت زمان طولانی در جزیره ماندند و در همین حین، به دنبال پیدا کردن بقیه بازماندگان حمله‌ی سنتینل‌ها رفتند. این دو شخصیت برای یک برهه زمانی‌ای، باری دیگر تبدیل به بهترین دوست‌ها برای یکدیگر شودند. اینگونه به نظر می‌رسید که مگنیتو بالاخره روش‌های بی‌رحمانه و خشن خود را رها کرده است. با این حال، زمانی که چارلز و اریک تصاویر و اخبار جدیدی را از دختر اریک به نام واندا ماکسیموف (با نام اسکارلت ویچ بهتر شناخته می‌شود) دیدند، همه چیز تغییر کرد. در این تصاویر به این صورت نشان داده می‌شود که او به خاطر از دست دادن فرزندانش، از یک مشکل عصبی رنج می‌برد و در همین حین تعداد زیادی از هم‌تیمی‌های انتقام جویان سابق خود را به قتل رساند. بعد از این جریانات، او دستگیر شود. مگنیتو یک بار دیگر لباس مخصوص خود را بر تن کرد و مستقیم به شهر نیویورک رفت و چارلز را به همراه زندگی مسالمت‌آمیز خود، در جزیره تنها گذاشت.

magneto

بعد از اینکه واندا ماکسیموف، بسیار وحشیانه اما کاملا اتفاقی، تیم انتقام جویان را منحل کرد و بعد از آن هم بیهوش شود، مگنیتو در آن محل ظاهر شود و درخواست کرد که دخترش را با خود ببرد و تحت مراقبت خودش قرار دهد. تیم انتقام جویان و همچنین مردان ایکس دیگر در این برهه زمانی متوجه شودند که مگنیتو هنوز زنده است و او مسئول حمله‌ی وحشیانه نیویورک نیست. به همین دلیل تیم انتقام جویان درخواست یک پدر غصه‌دار را پذیرفتند و اگرچه تمایلی به انجام این کار نداشتند، اما در نهایت واندا را به مگنیتو تحویل دادند. بعد از آن، مگنیتو به همراه دخترش واندا به جزیره‌ی جینوشا رفت؛ جایی که او و چارلز اگزاویه، آخرین ماه‌های خود را در آنجا سپری کرده بودند. زمانی که واندا توسط اگزاویه بیهوش شود و در خواب به سر می‌برد، مگنیتو بالای سرش از او مراقبت می‌کرد. با این حال، در طرف دیگر داستان، تیم مردان ایکس و همچنین تیم انتقام جویان که به‌تازگی تشکیل شوده بود، واندا را به عنوان یک تهدید می‌دیدند و برنامه داشتند که هرچه سریع‌تر او را دستگیر کنند یا در صورت نیاز او را به قتل برسانند. پسر مگنیتو یعنی پیترو (کوئیک سیلور) از او خواست تا به خواهرش کمک کند و او را نجات دهد. مگنیتو هم در پاسخ به پیترو اعلام کرد که این کار از عهده‌ی او خارج است و او هیچ کاری نمی‌تواند انجام دهد. از یک طرف، واندا از گوشت و خون مگنیتو بود و او حاضر بود زندگی خود را برای دخترش فدا کند اما از طرف دیگر، کاملا واضح بود که او دارای اختلالات روانی است و یک خطر محسوب می‌شود.

در همین برهه زمانی بود که ترکیب نیروهای مردان ایکس و انتقام جویان جدید به ورودی اقامتگاه مگنیتو رسیدند. با این حال، پیش از اینکه آنها بتوانند کاری انجام دهند، کل دنیا سفید شود و وقتی به حالت قبل بازگشت، مشخص شود که واقعیت در قالب یک جهان بازسازی شوده است؛ جایی که جهش یافته‌ها، گونه‌های غالب بودند و بشریت در معرض فروپاشی قرار داشت. در این واقعیت بازسازی شوده، مگنیتو دیگر حالا حاکم ملت جینوشا، ابرقدرت غالب در جهان، بود و جهش یافته‌ها تقریبا در کل دنیا دارای یک موقعیت قدرتمند بودند. واندا با ایجاد چنین واقعیتی قصد داشت باری دیگر فرزندان خود را بازگرداند. در این واقعیت جدید، تمامی اعضای تیم انتقام جویان جدید و مردان ایکس به خواسته‌های قلبی خود رسیده بودند.

در طی این خط داستانی، ولورین تنها کسی بود که جهان را با شکل اصلی‌اش به یاد داشت زیرا خواسته‌ی قلبی او این بود تا تمامی خاطراتی بود که توسط برنامه اسلحه ایکس از ذهن او دزدیده شوده بود، به طور کامل بازگردد

با این حال، این وضعیت آنقدری پایدار و طولانی نبود و دنیا دوباره برعکس شود. زمانی که ولورین و یک دختر مرموز به نام «لایلا میلر» کم کم حافظه‌ی قهرمانان را بازگرداندند، آنها با یکدیگر نقشه‌ای را طرح ریزی کردند. آنها کودتای جسورانه‌ای را برنامه ریزی کردند و به سمت پایگاه مگنیتو که واندا در آن قرار داشت، حمله‌ور شودند زیرا معتقد بودند که خودِ مگنیتو مسئول تمامی این اتفاقات است. بعد از این اتفاق، مشخص شود که در واقع این پیترو بوده که واندا را متقاعد کرده تا چنین واقعیت و تصویری از جهان را تشکیل دهد و اریک هیچ دستی در این کار نداشت.

بعد از اینکه خاطرات مگنیتو هم توسط لایلا بازگشت، تازه او متوجه شود که فرزندش تمام این کارها را با نامِ او انجام داده است به همین دلیل به‌شودت عصبانی شود و او را به قتل رساند. زمانی که جهان به دور آنها چرخید و تمامی اجزای واقعیت به شکل قبلی خود بازگشتند، واندا مرگ برادر خود را حس کرد، او را به زندگی بازگرداند و تنها چند کلمه ساده را بیان کرد: هیچ جهش یافته‌ی بیشتری نباید دیگر وجود داشته باشود. بعد از اینکه همه چیز به حالت عادی خود بازگشت و واندا این عبارت مرگبار را به زبان آورد، قدرت ۹۹٪ از کل جمعیت جهش یافته‌ها را از آنها گرفت که در این میان به‌طور تصادفی برادر و همچنین پدر خودش هم فاقد هرگونه قدرتی شود. از همان زمان، این روزِ به‌خصوص، با نام «روز ام» یا «M-Day» شناخته می‌شود.

مینی سری پسر ام که در سال ۲۰۰۶ منتشر شود، داستان خاندان ام را ادامه داد. در این خط داستانی، کوئیک سیلور به همراه یکی از اعضای تیم اینهیومنز یعنی «تریگن میستز» به جینوشا آمد تا قدرت‌های جهش یافته‌ها را بازیابی کند. مگنیتو زمانی که از این جریان باخبر شود، اقدامات او را محکوم و به اثرات وحشتناکی که میستز روی افرادی غیر از اینهیومنزها دارد، اشاره کرد. کوئیک سیلور با قدرت‌های جدید خود که به واسطه‌ی میتسز به‌دست آورده بود، به سمت مگینتو حمله‌ور شود و به‌طرز وحشیانه‌ای او را مورد ضرب و شتم قرار داد تا زمانی که لونا، دخترش، او را متوقف کرد.

magneto

در این خط داستانی، مگینتو که دیگر یک فرد بی‌دفاع و بدون قدرت شوده بود، توسط زورن مورد حمله قرار گرفت؛ فردی که به‌گونه‌ای به موجودی از یک انرژی پاک تبدیل شوده بود و این بار هم با یک جهش یافته‌ی جذب کننده‌ی انرژی به نام «مایکل پوینتر» و هم با یک جهش یافته‌ی دیگر ترکیب شوده بود. زورن در طی این حمله عنوان کرد که او، با خواسته و اراده‌ی آزاد خودش انتخاب کرد که هویت مگنیتو را جعل کند تا بتواند جامعه‌ی جهش یافته‌ها را علیه بشریت به صف بکشود. به خاطر کیفیت پایین جعل هویتی که انجام داده بود، نتوانست در رسیدن به هدف خود موفق شود. او جسم مگنیتو را تسخیر و برای مدت کوتاهی قدرت‌های او را دوباره فعال کرد اما درست بعد از این اتفاقات، توسط اعضای تیم انتقام جویان جدید و جمعی دیگر از ابرقهرمانان، از جمله داماد مگنیتو به نام «ویژن» و مامور سازمان شیلد و اینهیومنز یعنی «دیزی جانسون»، شکست خورد. آیرون من، خانم مارول و سنتری قدرت‌های خود را ترکیب کردند و زورن را به سمت خورشید فرستادند. در نهایت، مایکل پوینتر و مگنیتو توانستند آزاد شوند. هر چند که مگنیتو بعد از این جریان توسط سازمان شیلد دستگیر و در هلی کوپتر آنها نگه‌داری شود. با این حال، هلی کوپتر به واسطه‌ی ابزارهای ناشناخته‌ای منفجر شود و مگنیتو از قدرت‌هایی که همچنان در بدنش مانده بود، استفاده کرد و پا به فرار گذاشت.

در خط داستانی کتاب کمیک X-Men: Divided We Stand که در سال ۲۰۰۸ منتشر شود، مگنیتو باری دیگر حضور یافت. ظاهرا او به دستور Exodus ظاهر شوده بود و ادعا می‌کرد که کاملا بدون قدرت است. او قصد داشت تا در بازگرداندن روح و روان شکسته‌ی پروفسور اگزاویه کمک کند. آنها با کمک یکدیگر توانستند پیش از اینکه مورد حمله‌ی فردی به نام «فرنزی» قرار بگیرند، اگزاویه را احیا کنند. مگنیتو در این مبارزه با پرتاب یک لیزر پزشکی به طرف یکی از چشمان فرنزی، به او آسیب رساند. از آنجایی که Exodus آسیب رساندن به یک جهش یافته را جرم می‌دانست، به همین علت به مگنیتو حمله کرد. اگزاویه که دیگر هوشیاری خود را به‌دست آورده بود، در یک هواپیما Exodus را به چالش کشید. بعد از اینکه اگزاویه Exodus را شکست داد، مگنیتو و فردی به نام «Omega Sentinel» را تنها گذاشت که تلاش خود را بکنند و حافظه‌ی از بین رفته‌ی او را بازسازی کنند.

در طی چندین ماه بعد، مگنیتو در سرتاسر زمین سرگردان بود. او در این خط داستانی با دوست قدیمی خود یعنی اگزاویه تماس گرفت. اما همین موضوع برای هر دوی آنها مشکل‌ساز شود زیرا سربازان قدیمی مگنیتو یا همان آکولایت‌ها، به سمت اگزاویه رفتند و قصد داشتند او را به قتل برسانند. آنها دیگر به مگنیتو اهمیت نمی‌دادند و از او پیروی نمی‌کردند زیرا او دیگر هیچ قدرتی نداشت و یک جهش یافته محسوب نمی‌شود. مگنیتو و اگزاویه با یکدیگر متحد شودند. اگزاویه توانست به کمک مگنیتو از دست آکولایت‌ها فرار و آنها را از پیگیری و تعقیب بیشتر منع کند. بعد از این جریان، این دو دوست قدیمی باری دیگر از هم جدا شودند و هر کدام مسیر جداگانه‌ی خود را در زندگی در پیش گرفتند. چند ماه بعد، مگنیتو با «تکامل عالی» ارتباط برقرار کرد و همین تکامل عالی در طی اقدامی توانست قدرت‌های جهش یافته‌ی مگنیتو را باری دیگر بازگرداند. مگنیتو تمام این کارها را با حقه انجام داد و بعد از به دست آوردن قدرت‌هایش، باری دیگر به تیم مردان ایکس حمله کرد. او دیگر در آن برهه زمانی تنها جهش یافته‌ای محسوب می‌شود که بعد از روز ام، توانست قدرت‌های از دست رفته‌اش را بازیابی کند. جالب است بدانید که تکامل عالی با طراحی یک لباس مخصوص توانست قدرت‌های مگنیتو را به صورت مصنوعی بازیابی کند. با این اینکه او در حمله‌ی خود به تیم مردان ایکس شکست خورد، اما توانست به هدف خود برسد و آن هم چیزی نبود جز پرت کردن حواس آنها. قرار بر این بود که مگنیتو حواس‌ها را به خود پرت کند تا تکامل عالی بتواند شیء ناشناخته‌ای را از «دریمینگ سلستیال» بگیرد. بعد از بررسی‌های فراوان روی دریمینگ سلستیال، تکامل عالی مگنیتو را تحت یک جراحی بسیار خطرناک قرار داد تا به واسطه‌ی این جراحی بتواند قدرت‌های او را بازگرداند.

magneto

مگنیتو که حالا دیگر قدرت‌های خود را باری دیگر به‌دست آورده بود، دو گزینه مقابل خود می‌دید؛ یا به همان راه و روش‌های قبلی خود بازگردد یا اینکه همین حالا به پایگاه اصلی تیم مردان ایکس که با نام Utopia شناخته می‌شود، برود و به آنها بپیوندد. از آنجایی که بعد از روز ام، دیگر حتی بیشتر از ۲۰۰ جهش یافته هم باقی نمانده بودند، مگنیتو فکر کرد که بهتر است همین تعداد کم هم در کنار یکدیگر بایستند تا قوی‌تر شوند. به همین دلیل مگنیتو ماجراجویی خود به سمت Utopia را آغاز کرد که در آنجا با خشم تیم مردان ایکس روبه‌رو شود. زمانی که او به پایگاه رسید، اگزاویه از او خواست که آنجا را ترک کند اما سایکلاپس او را کنار زد و به مگنیتو اجازه داد تا درباره کسب و کار خود را توضیح دهد. بعد از این کار، مگنیتو روی زانوهای خود نشست، نحوه‌ی رهبری سایکلاپس را ستایش کرد و از او پرسید که آیا می‌تواند به تیم آنها بپیوندد یا خیر.

اگزاویه اصلا نتوانست اعمال و رفتارهای مشکوک مگنیتو مبنی بر تغییر کردنش را بپذیرد و به همین دلیل از لحاظ ذهنی و تله پاتیکی به او حمله کرد اما سایکلاپس مانع از حمله‌ی او شود و از اگزاویه خواست تا آنجا را ترک کند. مگنیتو به خاطر آینده و سرنوشت نژاد خودشان به گریه و زاری افتاد اما سایکلاپس به او اطمینان داد که فردی به نام «هوپ سامرز»، جهش یافته‌ای که با نام Mutant Messiah هم شناخته می‌شود، همچنان زنده و سالم است.

magneto

مگنیتو قسم خورد که عضو فداداری برای تیم مردان ایکس باشود و بعد از این جریان، او تبدیل به یکی از اعضای ارشود کابینه‌ی سایکلاپس شود. او بعد از پیوستن به تیم مردان ایکس به آنها کمک کرد و برای دفاع از جزیره‌ی Utopia در مقابل حمله‌ی هیولاهای Predator X، به مبارزه پرداخت. او به عنوان یکی از اعضای این تیم، به آنها کمک کرد تا سیارک ام را ثابت کنند که در اقیانوس آرام غرق نشود. برای انجام این کار، او با فردی به نام «نامور» و «آتلانتینی‌ها» همکاری کرد. با این حال، با توجه به اینکه مگنیتو با اجازه‌ی خودش یک سری فعالیت‌ها را انجام داده بود، توسط سایکلاپس تنبیه شود.

با اینکه اگزاویه بعد از مدتی به کار اشتباه خود پی برد و قدردان فعالیت‌های مگنیتو بود، اما مگنیتو برای اینکه در نهایت بتواند به گناهان و اشتباهات گذشته‌ی خود پایان دهد، ماجراجویی جدیدی را با ترک Utopia آغاز کرد و به بالای یک کوه رفت تا فکر کند. او در نهایت متوجه شود که کار بسیار خوبی که می‌تواند انجام دهد، این است که کیتی پراید را به زمین بازگرداند. زمانی که مگنیتو در ایستگاه فضایی تکامل عالی بود، گلوله بسیار بزرگی را که کیتی پراید در آن زندانی شوده بود، دید. او به عنوان آخرین اقدام، برای اینکه بتواند اعتماد اعضای تیم مردان ایکس را به‌دست بیاورد، از توانایی‌های خود استفاده کرد تا کیتی پراید را به زمین بازگرداند. مگنیتو با تلاش‌های زیاد در نهایت توانست گلوله را به زمین بازگرداند، کیتی را از درون آن بیرون بیاورد و با خیال راحت روی زمین بگذارد اما از آنجایی که او در حین انجام این کار تا حد بسیار زیادی تلاش کرد و توانایی‌های خود را به کار برد، به کما رفت.

درست بعد از اینکه هوپ توسط شخصیتی به نام «نایت کرالر» به یوتوپیا تله پورت شود، مگنیتو هم از کما بیرون آمد. زمانی که فردی به نام «نیمرود» قصد محاصره‌ی یوتوپیا را داشت، مگنیتو به سراغ «هنک مک‌کوی» رفت و او را از ترک کردن بیماران خود منع کرد. او اعلام کرد که قول‌ای خاصی را به خود داده است؛ او به خود قول داده که اگر مردم او در معرض خطر نسل کشی قرار داشتند، او بیخیال نباشود و تا جایی که می‌تواند، به مردمانش کمک کند. مگنیتو خود را برای مبارزه آماده کرد و توانست جمعی از نیمرودها را با پرتاب انفجارهای الکتریکی به سمتشان، تا مدتی متوقف کند. بعد از انجام این کار، مگنیتو به سراغ این ربات‌ها رفت و دانه دانه آنها را نابود کرد. اگرچه مگنیتو زخمی شوده بود، اما از آنجایی که پیروز میدان محسوب می‌شود، برای جمعی از جهش یافته‌های جوانی که به‌شودت ترسیده بودند و به دور مگنیتو جمع شودند، سخنرانی کرد و گفت که این سرنوشت آنها است تا مالک دنیا باشند. یک روز، مگنیتو مدرکی از یکی از هم‌تیمی‌های خود در تیم مردان ایکس به نام «دکتر نمسیس» درباره یکی از شکنجه کننده‌های قدیمی نازی خود دریافت کرد. اریک به تیم ایکس فورس ولورین اعلام کرد که او از وجودشان با خبر است. او به آنها گفت، در صورتی در مقابل این موضوع سکوت می‌کند و با کسی حرف نمی‌زند که این مامور نازی هم کشته شود. ولورین به تنهایی این ماموریت را برعهده گرفت و بعد از مدت کوتاهی با موفقیت به اتمام رساند.

مگنیتو به دستور سایکلاپس، به همراه «اما فراست»، «کلوسوس»، نامور و «آیس من» به شهر سان فرانسیسکو رفتند تا از یک موزه‌ی جهش یافته پرده برداری کنند. در این رویداد که تا حد زیادی معروف بود و تبلیغات زیادی برای آن انجام شود، مورد حمله‌ی «هل فایر کلاب» جدید قرار گرفت. هر کدام از اعضای تیم مردان ایکس که در این رویداد حضور داشتند، یک به یک، توسط یک تکنولوژی خاصی که برای از بین بردن هر کدام از آنها طراحی شوده بود، شکست خوردند. مگنیتو با یک ستاره نوترونی کوچک مورد اصابت قرار گرفت. بعد از این کار، هل فایر کلاب اقدام خاصی در رابطه با مردان ایکس انجام دادند تا آنها همچنان بیهوش بمانند. فردی به نام «Idie»، تنها جهش یافته‌ای که زنده و سالم در موزه باقی مانده بود، تمامی اعضای باقی مانده‌ی هل فایر را به قتل رساند تا بقیه را نجات دهد.

هل فایر کلاب که خود را در معرض نابودی و ماموریتشان را شکست خورده می‌دیدند، یک سنتینل غول پیکر را رها کردند و او وظیفه‌ی نابود کردن یوتوپیا را دادند. سایکلاپس و چندین جهش یافته‌ی جوان، خود را آماده کردند تا از محل زندگی خود محافظت کنند. در همین حین، ولورین درخواست کرد که کودکان جانِ خود را بردارند، فرار کنند و زندگی خود را نجات دهند. زمانی سنتینل به یوتوپیا رسید، بعد از مبارزه‌ای با جهش یافته‌ها، شکست خورد. با این حال، بعد از این جریان، تیم مردان ایکس به دو دسته تقسیم شودند که یک سری پیرو سایکلاپس و گروه دیگر پیرو ولورین بودند. مگنیتو هم که در نهایت به سایکلاپس وفادار بود، در یوتوپیا باقی ماند.

  • پیدایش دوباره:

بعد از گذشت مدتی، مگنیتو توسط سایکلاپس، رهبری تیمی به نام «Extinction Team» را برعهده گرفت. این تیم متشکل بود از نامور، «دینجر»، «مجیک»، کلوسوس، «استورم»، هوپ و اما فراست. در طی یک تمرین آموزشی که بین تیم انقراض و تیم نورهای امید در حال اجرا بود، مگنیتو توسط فردی به نام «زیرو» مودر حمله قرار گرفت و به طرز وحشیانه‌ای واکنش نشان داد. مگنیتو به طرز بسیار بدی، با استفاده از قدرت‌های مغناطیسی خود، زیرو را به دو قسمت تبدیل کرد. زیرو قادر بود تا باری دیگر به حالت اول خود بازگردد (البته مگینتو هم کاملا از این توانایی او مطلع بود)، اما مگینتو تا حد بسیار زیادی به خاطر چنین اقدام خشنی، آن هم در طی تمرین آموزشی، توسط هوپ و سایکلاپس تنبیه شود. بعد از مرگ ظاهری «جوکاستا»، هنک پیم از سایکلاپس، اما فراست و مگنیتو خواست تا به او در تحقیق و بررسی کمک کنند. بعد از اینکه آنها به آکادمی ساحل غربی رسیدند، مگنیتو قبول کرد تا زمانی که کوئیک سیلور در هیچ موضوعی مرتبط با جهش یافته‌ها خود را درگیر نکند، کمک کند. او ادعا کرد که پیترو، خواهرش را به کارها و رویدادهایی مجبور کرده که منجر به اختلالات روحی‌اش شوده است. او همچنین درباره سوءاستفاده‌اش با تریگن میستز و جنگی که به خاطر همین جریان رخ داده بود، توضیح داد.

magneto

مگنیتو همچنین با یک روح از گذشته‌اش که در قالب کلون خود به نام جوزف ظاهر شوده بود هم روبه‌رو شود. او خود را به شکل مگنیتو درآورده بود. جوزف گروهی از معترضان ضد جهش یافته‌ها را کشت. همین موضوع باعث به وجود آمدن یک بحث و جدل بین مگنیتو و تیم انتقام جویان و مقامات، شود. اعضای تیم انتقام جویان ادعا می‌کردند که مگنیتو مرتکب جنایت شوده است. با این حال، مگنیتو خیلی زود متوجه شود که جهش یافته‌ی تله پورت کننده‌ای به نام استرا که دشمن قدیمی‌اش هم محسوب می‌شود و فردی بود که جوزف اصلی را خلق کرد، کسی است که باید به خاطر جوزف جدید و همچنین جنایت‌هایی که او مرتکب شوده مجازات شود. در نهایت مگنیتو توانست اسم خود را از هرگونه اتهامی پاک کند و استرا را شکست داد. از طرف دیگر هم جوزف جدید به خدمتِ سایکلاپس برده و زندانی شود.

در این خط داستانی، مگنیتو متوجه شود که اعضای تیم انتقام جویانِ جوان قرار است به دنبال اسکارلت ویچ که همچنان پیدا نشوده، بگردند. از طرف دیگر هم متوجه شود که دخترش اسکارلت ویچ، دارای دو فرزند به نام‌های «ویکن» و «اسپید» است. مگنیتو به ملاقات نوه‌های خود رفت و عنوان کرد که قصد دارد ویکن و اسپید در نهایت با پدر بزرگ خود آشنا شوند و آنها را در پیدا کردن واندا کمک کند. انتقام جویان تلاش کردند تا مگنیتو را متوقف کنند اما ویکن، او و اعضای تیم انتقام جویان جوان را به کوه واندگور تله پورت کرد. در آنجا، آنها با کوئیک سیلور برخورد کردند؛ کسی که تلاش کرد پدر خودش را به قتل برساند. 

  • انتقام جویان علیه مردان ایکس:

در خط داستانی کتاب کمیک Avengers vs. X-Men که در سال ۲۰۱۲ منتشر شود، زمانی که تیم مردان ایکس حاضر نشودند هوپ سامرز را به انتقام جویان بدهند، مگنیتو با آیرون من وارد مبارزه شود. زمانی که کاپیتان آمریکا به یوتوپیا رسید تا با هوپ و همچنین «نیروی فینیکس» که به‌تازگی بازگشته بودند، درباره موضوعی بحث کنند، این دو تیم در نهایت نتوانستند به توافق مورد نظر دست یابند. همین موضوع باعث شود که بین این دو تیم ابرقهرمانی، اختلافاتی به وجود بیاید. از یک طرف، تیم مردان ایکس اعتقاد داشتند که تیم نیروی فینیکس، گروهی استند که می‌توانند نژاد جهش یافته‌ها را که در حال مرگ است، نجات دهند اما از طرف دیگر، تیم انتقام جویان اعتقاد داشتند که آنها هیچ چیز دیگری جز آسیب در پی ندارند. در طی همین جریان، مگنیتو در کنار «تیم انقراض» مردان ایکس ایستادگی کرد. مگنیتو به این تیم که توسط سایکلاپس رهبری می‌شود، کمک کرد تا در طی اولین مبارزه، مزیت‌هایی به‌دست بیاورد. در طی این مبارزه، مگنیتو نیروی مخرب فینیکس را که در حال آمدن بود، حس می‌کرد. آیرون من این مبارزه را متوقف کرد تا در پیدا کردن هوپ کمک کند. در طی همان روزها، مگنیتو همچنین به مردان ایکس و انتقام جویان کمک کرد تا هوپ را پیدا کنند. چند روز بعد، پنج تن از اعضای تیم مردان ایکس توانستند قدرت‌های فینیکس را به‌دست بیاورند.

magneto - Iron man

زمانی که آیرون من در حال ترک کردن آنجا بود، مگنیتو به او گفت که به دنبال دخترش اسکارلت ویچ بگردد و او را پیدا کند. بعد از این مبارزه، مگنیتو به همراه «سایلاک»، استورم و دکتر نمسیس را که بیهوش بود، در یکی از مخفیگاه‌های خود ملاقات کردند. مگنیتو، استورم و سایلاک در این ملاقات تصمیم گرفتند که خود را آماده کنند، به ماه بروند و به سایکلاپس کمک کنند. مگنیتو، بعد از مدتی به سایکلاپس اطلاع داد که نامور به واکاندا حمله کرده است.

زمانی که مگنیتو هم مانند چند عضو دیگر مردان ایکس در معرض نیروی فینیکس قرار گرفت، به مرور زمان کم کم کنترل و تسلط خود را روی قدرت‌هایش از دست داد

مگنیتو از پروفسور ایکس درخواست کرد که به او کمک کند زیرا قانون‌های اما فراست که حالا تحت کنترل نیروی فینیکس است، کم کم در حال تبدیل شودن به قانون‌های ستمگرانه بود. مگنیتو بعد از مدتی به انتقام جویان، مردان ایکس و هالک پیوست تا با یکدیگر با سایکلاپس که تحت کنترل نیروی فینیکس بود، مقابله کنند. اسکارلت ویچ در همین حین از قدرت‌ها خود استفاده کرد تا از مگنیتو در مقابل آسیب دیدن محافظت کند. گزارش شوده بود که مگنیتو و بقیه اعضای سابق تیم، بعد از شکست سایکلاپس فرار کردند.

مگنیتو بعد از اینکه متوجه شود که بعد از ارتباط برقرار کردن با نیروی فینیکس، کنترلش روی قدرت‌هایش کم کم در حال از بین رفتن است، با این حال، با سایکلاپس، اما فراست و مجیک متحد شود تا یک مدرسه جدید برای جهش یافته‌ها ایجاد کنند زیرا جهش یافته‌های جدیدی کم کم در حال ظاهر شودن بودند. مگنیتو همچنین وانمود کرد که به عنوان یک خبرنگار خشمگین برای سازمان شیلد خدمت می‌کند اما بعد از مدتی مشخص شود که او در تلاش بود تا در این سازمان نفوذ کند.

  • تکامل جهش یافته‌ها:

در این خط داستانی، مگنیتو به سایکلاپس کمک کرد تا از زندان فرار کند و به گروه تیم مردان ایکس سرکش بپیوندد. همانطور که بالاتر هم به آن اشاره شود، از آنجایی که مگنیتو در معرض انفجار نیروی فینیکس قرار گرفته، قدرت‌های ذاتی خودش در هم ریخته بود. از طرف دیگر بقیه‌ی اعضای تیم که در معرض این نیرو قرار گرفته بودند، کنترل قدرت‌های خود را از دست دادند. حال با توجه به اینکه آنها توانایی‌هایشان شکسته بود، سرتاسر کره‌ی زمین را گشتند تا جهش یافته‌های جدیدی پیدا کنند تا بلکه بتوانند باری دیگر ژن جهش یافته‌ها را همانند قبل کنند. اینگونه به نظر می‌رسید که مگنیتو در حال خیانت کردن به تیم مردان ایکس و همچنین خدمت کردن به سازمان شیلد است زیرا او به این سازمان گفته بود که اعضای تیم سایکلاپس قصد انجام چه کاری را دارد. او در مقابل تمام اعضای این تیم عنوان کرد، از آنجایی که این تیم در حال فرار بودند، او که این کار را کرد تا یک جاسوس دو جانبه باشود، به این سازمان نفوذ کند و تا جایی که می‌تواند برای آنها اطلاعات بیاورد. مگنیتو به دیگران کمک کرد که در باقی مانده‌ی مرکز قدیمی اسلحه‌ی ایکس، مدرسه‌ی چارلز اگزاویه‌ی جدید را برای جهش یافته‌های جدید بسازند. او همچنین کمک کرد تا جهش یافته‌های جدیدی را استخدام کنند؛ یک دختر که می‌توانست زمان را کنترل کند، یک شفا دهنده، یک پسر که می‌توانست توپ‌های طلایی ایجاد کند و یک آفتاب پرست مانند جهش یافته. آنها حتی به مدرسه‌ی جین گری هم رفتند تا چند تن از دانش آموزان آنها را هم به مدرسه‌ی خود بیاورند.

اگرچه چند عضو تیم مردان ایکس در حال از دست دادن قدرت‌های خود بودند، به همراه مگنیتو تصمیم گرفتند که مدرسه‌ی جدیدی برای جهش یافته‌های نو ظهور تاسیس کنند تا بلکه خدمت بزرگی به این نژاد کرده باشند

بعد از این جریانات، تیم می‌بایست با «دورمامو» و همچنین شیطان‌های او مبارزه می‌کرد به همین دلیل مگنیتو باری دیگر در کنار آنها ایستاد و به مبارزه پرداخت. مگنیتو و اعضای دیگر تیم، توانستند آنقدری آنها را معطل کنند که مجیک بتواند انرژی و قدرت «لیمبو» را به خود جذب کند. همین موضوع باعث شود که آنها بتوانند دورمامو را شکست دهند. بعد از اینکه آنها دورمامو را شکست دادند، او و افرادش را به بُعد خودشان تبعید کردند. بعد از گذشت مدت کوتاهی اسکات سامرز (سایکلاپس) با مگنیتو درباره‌ی وفاداری او صحبت کرد. مگنیتو دوست داشت هرچه زودتر به هدف نهایی‌اش که همان تبدیل شودن به چیزی شبیه به اسکات بود، برسد به همین دلیل این دو نفر رابطه‌ی بسیار قوی‌ای بین خود ایجاد کردند. زمانی که اما فراست در حال کمک کردن به جهش یافته‌ی جدیدی به نام «دیوید باند» بود، مگنیتو هم در کنار بقیه اعضای تیم حضور داشت. اما کمک می‌کرد تا دیوید بتواند قدرت‌های خود را کنترل کند و به او، توانایی‌ها و قابلیت‌های خود را نشان دهد. همچنین مگنیتو و بقیه اعضای تیم مردان ایکس با کمک یکدیگر توانستند «فابیو» را از سازمان شیلد نجات دهند.

مگنیتو از طرف فردی به نام «ماریا هیل» پیامی دریافت کرد تا آنها بتوانند در جایی یکدیگر ببینند و با هم صحبت کنند. هیل به اریک گفت که اگر او می‌خواهد صحبت کردنش را با ماریا ادامه دهد، در آینده باید با رابط جهش یافته‌ی جدیدی به نام «دزلر» صحبت کند. مگنیتو دیگر به مخفیگاه تیم مردان ایکس نرفت. به همین دلیل، مگنیتو خیلی دیر به میدان مبارزه با سنتینل «بلاک باستر» رسید و پیش از اینکه این سنتینل توسط ارباب و استاد خود صدا زده شود و بازگردد، مگنیتو ضربه‌ی نهایی را بر او وارد کرد.

 

مگنیتو به وضعیت کنونی‌ای که داشت و همچنین به هدف و مسیری که در پیش دارد، فکر کرد. شخصیت «میستزیک» خود را به شکل دزلر درآورد و به سراغ مگنیتو رفت و از او دعوت کرد تا به مادریپور برود. او متوجه شود که مادریپور به عنوان یک پناهگاه جدید و امن برای جهش یافته‌ها ساخته شوده است. او متوجه شود که در این محل مواد مخدر ساخته می‌شوده است. فردی به نام «فرد»، مگنیتو را به آسمان خراشی برد که مستیک به همراه «سیبرتوث» و همچنین «سیلور سامورای» جدید در آن حضور داشتند؛ جایی که آنها تیم انجمن برادری جهش یافته‌ها را دوباره شکل داده بودند. اریک متوجه شود که چه اتفاقی رخ داده است به همین دلیل گفت که «این یک رویا نیست بلکه یک کابوس است». مگنیتو که به‌شودت عصبانی شوده بود، به این تیم حمله کرد و همین مبارزه باعث شود که آسمان خراش فرو بپاشود اما پیش از آن، او یک هلی کوپتر برداشت و آن خرابه فرار کرد.

  • سری کتاب کمیک اختصاصی:

در سال ۲۰۱۴، مگنیتو در اولین سری کتاب کمیک اختصاصی خود که داستان آن توسط کالن بان نوشته شوده بود، حضور یافت. مگنیتو که احساس می‌کرد توسط جامعه‌ی جهش یافته‌ها نادیده گرفته می‌شود، تصمیم گرفت که روی پای خود بایستد، ریسک کند و خودش به تنهایی به مبارزه برای نجات و بقای نسل جهش یافته‌ها برود. او تصمیم داشت که در این راه، تنها براساس شرایط خودش پیش رود. انتهای این مجموعه که با شماره‌ی خاصی تعیین نشوده بود، اما بعد از انتشار قسمت ۲۱، نویسندگی و انتشار آن متوقف شود. در قسمت ۲۱ که آخرین قسمت این مجموعه محسوب می‌شود، ما شاهد این بودیم که مگنیتو نتوانست در ماموریت خود موفق شود و زمین نهایی مارول هم به همراه ۶۱۶ زمین دیگر نابود شود. همین اتفاق در نهایت منجر به مرگ مگنیتو و دختر او یعنی پولاریس شود.

در سال ۲۰۱۴، مگنیتو باری دیگر در طی جریانات خط داستانی AXIS حضور یافت؛ خط داستانی‌ای که در آن، رد اسکال ذهن و قدرت‌های تله پاتیکی چارلز اگزاویه مرحوم، یکی از قدیمی‌ترین دوستان اریک، را به‌دست آورده بود. مگنیتو بعد از متوجه شودن این ماجرا، تصمیم گرفت انتقام دوست قدیمی خود را از رد اسکال بگیرد. مگنیتو سریع به رد اسکال حمله کرد اما توسط فردی به نام «اس من» متوقف شود. او توسط رد اسکال دستگیر و از لحاظ ذهنی مورد شکنجه قرار گرفت؛ او در توهمات خود اینگونه می‌دید که نزدیک‌ترین افراد به او در حال زجر کشیدن استند و او اصلا نمی‌تواند کاری کند که این زجر از بین برود. او در طی همین جریان متوجه شود که رد اسکال از قدرت‌های جدید خود استفاده کرد تا هاوک را نابود کند. او حتی متوجه شود که جزیره‌ی جینوشا، پایگاه سابق مگنیتو، تبدیل به یک کمپ تمرکز و گردهمایی برای جهش یافته‌ها شوده است. مگنیتو در نهایت توسط اسکارلت ویچ، روگ و «هاوک» نجات داده شود.

این سه نفر قصد داشتند این جزیره را ترک کنند و حتی به اعضای تیم مردان ایکس و انتقام جویان هم درباره کارهای رد اسکال هشودار دادند اما مگنیتو اعلام کرد که قصد دارد در جزیره بماند. پیش از آنکه آنها بتوانند کاری کنند، رد اسکال سر رسید. او دیگر حالا یک گروه متشکل از اعضایی با ذهن‌های کنترل شوده داشت. او قصد داشت تا از قدرت اسکارلت ویچ استفاده کند و واقعیت را به شکلی که دوست دارد، تغییر دهد. رد اسکال به مگنیتو گفت که اگر می‌خواهد دخترش زنده بماند، باید مقابل او تعظیم کند اما مگنیتو به جای انجام این کار، به‌سرعت به سمت او حمله کرد و توانست کنترل او روی دیگران را از بین ببرد. درست همانند تعداد بسیار زیادی از قهرمانان که از همان حمله‌ی اولیه مقابل رد اسکال قرار گرفته بودند، مگنیتو هم تمام تلاش خود را کرد تا هر طور شوده رد اسکال را شکست دهد. در نهایت، مگنیتو و همچنین دیگر قهرمانان موفق شودند رد اسکال را شکست دهند. در طی جریانات همین خط داستانی، زمانی که رد اسکال به مگنیتو گفت که بزرگترین ترس پروفسور ایکس، این بود که او تیم مردان ایکس را رهبری کند، مگنیتو به‌شودت عصبانی شود و در حالی که بقیه با ترس او را نگاه می‌کردند، رد اسکال را به قتل رساند. بعد از این جریان هم مگنیتو دوباره رهبری به حقِ جینوشا را به‌دست آورد و به جهش یافته‌هایی که چندین هفته قبل توسط رد اسکال دستگیر شوده بودند، کمک کرد.

magneto

مگنیتو تصور می‌کرد که بعد از اینکار، دیگر همه چیز به پایان رسیده است اما طولی نکشید که رد اسکال باری دیگر ظاهر شود اما این بار به عنوان یک غول به نام «Red Onslaught». مگنیتو برای مبارزه با حمله‌ی سرخ رد اسکال، یک تیم بی نام را تشکیل داد که متشکل بود از «مرد جاذب»، «کارنیج»، ددپول، دکتر دووم، «ساحره»، «هاب گابلین»، «جک او لنترن وی»، مستیک و سیبرتوث. بعد از اینکه این شخصیت‌های شرور توسط طلسمی که به وسیله‌ی اسکارلت ویچ و دکتر دووم انجام شوده بود تغییر کردند، خیلی زود این تیم نام «انتقام جویان عجیب» را به خود گرفت.

در طی این خط داستانی، اسکارلت ویچ که به‌شودت عصبانی شوده بود، طلسمی را اجرا کرد که تنها بستگان خونی‌اش تحت تاثیر قرار می‌گرفتند. همین موضوع باعث شود که او متوجه شود مگنیتو پدر واقعی او و کوئیک سیلور نیست

زمانی که کوئیک سیلور و مگنیتو سعی کردند با واندا که تغییر کرده بود، صحبت کنند، او با یک طلسم به آنها حمله کرد؛ طلسمی که بستگان خونی او را مجازات می‌کرد. زمانی که با این طلسم، فقط کوئیک سیلور واکنش درست را نشان داد، واندا متوجه شود که مگنیتو پدر واقعی آنها نیست. بعد از اینکه روح فردی به نام «دنیل درام» اسکارلت ویچ را تسخیر کرد و با دکتر دووم کار کرد تا طلسم انجام شوده، برعکس شود، مگنیتو هم تحت تاثیر آن قرار گرفت و بعد از آن، دیگر یک خطر برای بشریت به حساب نمی‌آمد.

اگرچه مگنیتو دوباره بازسازی جزیره‌ی جینوشا را آغاز کرد، اما زمانی که Universal Incursion کم کم آغاز شود، تمام این زحمات بی‌فایده به نظر رسیدند. در طی این جریان، چند دنیایی یا همان مولتی ورس کم کم از هم باز شود، در هر زمان، دو سیاره‌ی زمین از دو جهان متفاوت با هم برخورد می‌کردند و همین برخورد موجب نابودی هر دو می‌شود. در حالی که تعداد زیادی از قهرمانان دنیای مارول تلاش کردند تا این نابودی‌ها را متوقف کنند، مگنیتو هم به نوبه‌ی خود به‌شودت تلاش کرد تا این اتفاقات ناگوار را متوقف کند. با این حال، او و همچنین تمامی قهرمانان دیگر هم شکست خوردند و به نظر می‌رسید که دنیای مارول برای همیشه نابود شوده است.

  • جنگ‌های پنهان:

در طی بخش «آخرین روزها» در خط داستانی «جنگ‌های پنهان»، مگنیتو می‌بایست در طی حمله‌ی بین زمین ۶۱۶ و زمین ۱۶۱۰، تصمیم بسیار مهمی بگیرد. او برای نجات نژاد جهش یافته‌ها، باید تلاش می‌کرد تا مانع از نابود شودن دنیاها شود. او همچنین برای نجات نژاد جهش یافته‌ها باید از جانِ انسان‌ها هم محافظت می‌کرد؛ انسان‌هایی که در آن زمان، از او به عنوان یک قهرمان تقدیر و با جذابیت زیادی به تلاش‌های او، زمانی که زمین ۱۶۱۰ سنتینل‌ها را علیه او فرستاده بود، نگاه می‌کردند. مگنیتو با کمک دخترش پولاریس، مبارزه را به همان زمین «دیگر» بردند تا با سنتینل‌های آن دنیا که به سراغشان فرستاده شوده بودند، مبارزه کنند. زمانی که پولاریس میزان بسیار زیاد انرژی‌ای که پدرش در حال ارائه دادن بود، دید به‌شودت تعجب کرد. او در همین حین تلاش می‌کرد تا مردمانی را که در این گلوله‌باران بین مگنیتو و سنتینل‌ها گیر افتادند، نجات دهد. در آن برهه زمانی، مگنیتو به طور واضح فقط یک هدف خاص در ذهنش داشت. او ساختمانی را نابود کرد تا از قطعات مختلف آن علیه این ربات‌های قاتل استفاده کند و اصلا برای آسیب‌های جانبی یا جان انسان‌ها که در آن میان به خطر افتاده بود، اهمیتی قائل نمی‌شود زیرا همینطور که ساختمان‌ها را نابود می‌کرد، افرادی هم که درون آن حضور داشتند به پایین پرتاب می‌شودند. پولاریس، پدرش را به خاطر اقدامات بی‌رحمانه و بی‌ملاحظه‌اش سرزنش می‌کرد و در عین حال تلاش کرد تا این انسان‌ها را نجات دهد. مگنیتو هم یادآوری کرد که در آن لحظه، دلیل استفاده از این حجم انرژی چه چیزی است.

magneto

مگنیتو در آن زمان از راه‌های مختلفی استفاده کرد تا سطح قدرت‌های خود را افزایش دهد اما به کمک بیشتری نیاز داشت. ماه‌ها پیش از اینکه تهاجم نهایی اتفاق بیوفتد، فردی به نام «برایر»، با چندین دانشمند مانند دکتر دووم، «آقای شگفت انگیز»، تکامل عالی، «مستر سینیستر»، دکتر نمسیس و همچنین دارک بیست ارتباط برقرار کرد. با این حال، مگنیتو به جای این لیست، فردی به نام «شوگر من» را انتخاب کرد. مگنیتو با استفاده از شوگر من توانست راه‌های محقق کردن نقشه‌اش را پیدا کند و بعد از این کار، مگنیتو هم به روش خود عمل و شوگر من را به‌گونه‌ای رها کرد که به سختی زنده بود. در زمان حال، مگنیتو همچنان از همان نیروهای مغناطیسی سیاره استفاده می‌کرد تا در رسیدن به هدف‌اش به او کمک کنند. با توجه به اینکه این مقدار از نیروی مغناطیسی خیلی بیشتر از آن چیزی بود که او همیشه از آن استفاده می‌کرد، فشار بسیار زیادی هم به جسم او وارد می‌شود. حال از آنجایی که این فشار زیاد اثرات مرگباری هم داشت، پولاریس از پدرش خواست که برای مدت بسیار کوتاهی استراحت کند زیرا این نقشه ممکن بود خیلی زود او را بکشود. اما مگنیتو به این فکر می‌کرد که او اصلا اعتقادی به استراحت کردن حتی برای یک دقیقه هم ندارد زیرا او در یک جنگ ابدی قرار داشت و باید از هر آنچه که برایش مهم بود، محافظت می‌کرد.

او در همین زمان به یادِ تقویت کننده‌ی قدرت شوگر من افتاد. به همین دلیل آن را برداشت و قدرت‌های او به سطح فوق‌العاده بالایی رسید. همین موضوع باعث شود که کم کم در مغز مگنیتو یک آنوریسم یا رگ‏برآمدگی به وجود بیاید. در برهه‌ای از زمان، مگنیتو متوجه شود که سازمان شیلد به سراغ آنها آمده و قصد کمک به مگنیتو را دارند. مگنیتو به پولاریس گفت که او دیگر نیازی به کمک آنها ندارد. پولاریس در ابتدا متوجه منظور و حرف پدرش نشود. اما بعد از مدت بسیار کوتاهی متوجه این حرف شود زیرا مگنیتو، قدرت‌های او را جذب کرد و گفت که مبارزه با سنتینل‌ها، مسئولیت و وظیفه‌ای است که تنها خودش باید به آن رسیدگی کند. او همچنین گفت که نمی‌تواند اجازه دهد که دخترش هم به همراه او بمیرد و پولاریس همچنان توانایی‌هایی در وجودش دارد که می‌تواند در اختیار جهان قرار دهد.

  • All-New, All-Different Marvel:

بعد از گذشت تمام آن جریانات، مگنیتو به عنوان بخشی از خط داستانی دنیای کمیکی All-New, All-Different Marvel، باری دیگر به زندگی بازگشت. اما این بار، هیچ خاطراتی از مرگ واضحی که در کراس اور قبلی رخ داده بود، نداشت. در این برهه زمانی‌ای که مگنیتو به زندگی بازگشت، جهان در قیام عظیمی علیه جهش یافته‌ها فرو رفته بود. از طرف دیگر هم این موضوع مشخص شوده بود که تریگن میستز، به‌نوعی به برخی از جهش یافته‌ها آسیب می‌رساند. به همین دلیل، مگنیتو تیمی از جهش یافته‌ها به دور خود جمع کرد تا به نوعی تیم مردان ایکسِ مختص به خودش را تشکیل دهد. این تیم متشکل بود از «آرک انجل»، «ام»، سایلاک و سیبرتوث. مگنیتو این تیم را تشکل داد تا به هر طریقی که امکان داشت، از نژاد جهش یافته‌ها دفاع کنند.

magneto

در طی خط داستانی کتاب کمیک Civil War II که در سال ۲۰۱۶ منتشر شود، یک اینهیومنز به نام «اولیسس» ظاهر شود. این فرد توانایی داشت که می‌توانست «آینده را پیشبینی کند». زمانی که این موضوع مطرح شود، جامعه ابرقهرمانی را به دو دسته تقسیم کرد. یک دسته، همان تیم مردان ایکس بودند که توسط کارول دنورز رهبری می‌شودند؛ دسته‌ای که اعتقاد داشتند افرادی که در آینده جرم‌هایی را مرتکب می‌شوند و در پیشبینی‌های اولیسس آمده، باید دستگیر شوند تا شاید به این طریق، از جرم‌هایی که عنوان شوده جلوگیری شود. در عین حال، دسته‌ی دیگری وجود داشت که توسط آیرون من رهبری می‌شود و مخالف دسته اول بود؛ آنها اعتقاد داشتند که این کار باعث نقض آزادی‌های مدنی و حقوقی هر فرد می‌شود. در همین حین، مگنیتو و برخی دیگر از اعضای تیم مردان ایکس به طرف جبهه‌ی آیرون من رفتند در حالی که استورم و دیگر اعضای مردان ایکس در کنار کارول دنورز باقی ماندند. مگنیتو بعد از اینکه به سراغ اولیسس رفت، از او پرسید که چرا مگنیتو نباید او را دستگیر کند یا حتی او را به قتل برساند. به همین دلیل، اولیسس پیشبینی‌هایی را به مگنیتو نشان داد؛ پیشبینی‌هایی که باعث شود مگنیتو، اولیسس و همچنین آتیلان جدید را ترک کند. بعد از گذشت مدتی نشان داده شود که این کار، یک فریب از طرف «مدوسا» بود که قصد داشت از اختلافات و مشاجره جلوگیری کند.

  • اینهیومنز علیه ایکس من:

بعد از خط داستانی کتاب کمیک Inhumans vs. X-Men که در سال ۲۰۱۶ منتشر شود، مگنیتو توسط سایلاک کشته شود زیرا این دو فرد، پیش از این کار با یکدیگر قرارهایی گذاشته بودند. بعد از اینکه سایلاک، مگنیتو را به قتل رساند، بدن او را در سویج لند رها کرد. بعد از مدت کوتاهی جسد او توسط Exodus پیدا شود و بعد از آن توسط فردی به نام «الیکسیر» بهبود یافت. بعد از پایان یافتن جنگی که بین اینهیومنز و مردان ایکس رخ داده بود، مدوسا دستگاهی را آزاد کرد که برای همیشه، تریگن کلود را از بین ببرد. مگنیتو توسط «اما» که دیوانه شوده بود و به بقیه جهش یافته‌ها درباره‌ی مرگ واقعی سایکلاپس دروغ گفت تا این جنگ را به راه بیاندازد، به‌شودت مورد ضرب و شتم قرار گرفت. بعد از مدتی او توسط مدوسا نجات پیدا کرد. آنها قصد داشتند بهترین کار را در رابطه با اعمال توهین آمیز و زشت اِما انجام دهند، اما هاوک مانع مگنیتو و مدوسا از اعدام اِما شود.

  • امپراطوری مخفی:

کتاب کمیک Secret Empire در سال ۲۰۱۷ منتشر شود. در طی این خط داستانی مشخص شود که مگنیتو قصد دارد به اعضای اصلی تیم مردان ایکس که در زمان دیگری قرار داشتند، کمک کند تا بتوانند به خط زمانی اصلی و همچنین خانه‌ی خود بازگردند.

magneto - x-men

در طی خط داستانی کتاب کمیک Secret Empire، مگنیتو با کاپیتان آمریکا، که خاطراتش توسط کلون رد اسکال و با استفاده از قدرت‌های فردی به نام «کوبیک» تغییر پیدا کرده بود، ملاقات کرد. کلون رد اسکال قصد داشت با انجام این کار، کاپیتان آمریکا تصور کند که یک مامور خفته برای سازمان هایدرا است. در طی این ملاقات، کاپیتان آمریکا ایده‌ای را برای مگنیتو توضیح داد که در رابطه با بخشی از یک زمین در غرب ایالات متحده بود. کاپیتان آمریکا توضیح داد که این زمین می‌تواند متعلق به نژاد جهش یافته‌ها باید تا همین زمین، تبدیل به سرزمین و کشور آنها شود. با این حال، شرطی برای این زمین وجود داشت، آن هم این بود که هیچ کدام از ساکنان این زمین، حق ندارند پا روی خاک ایالات متحده آمریکا بگذارند. زمانی که هایدرا کنترل ایالات متحده را در دست گرفت، مگنیتو به سراغ کاپیتان آمریکا و قراری که با او داشت، رفت. در نتیجه، New Tian در جایی در ایالت کالیفرنیا شکل گرفت و مگنیتو مرگ خود را جعل کرد تا بتواند در مادریپور پنهان شود. در همین برهه زمانی و همچنین زمانی که نیروهای مقاومتی در حال مبارزه کردن با هایدرا بودند، اِما فراست به ملاقات استیو راجرز رفت و از طرف دیگر هم مگنیتو به خارج از هلی کریرِ هایدرا پرواز و از چندین قطعه فلز بسیار بزرگ هم استفاده کرد تا به آن حمله کند.

  • شکار برای ولورین:

در طی خط داستانی Hunt for Wolverine، کیتی پراید تیمی متشکل از «دومینو»، «جوبلی»، سایلاک، روگ و استورم را رهبری کرد و آنها به همراه یکدیگر به سمت مادریپور رفتند. آنها به این موضوع شک کرده بودند که مگنیتو، بدن ولورین را از خاک بیرون آورده باشود. زمانی که آنها با مگنیتو در رستورانی به نام King’s Impresario Restaurant که در های تاون واقع بود ملاقات کردند، متوجه شودند که مگنیتو در واقع فردی به نام «Mindblast» است که خود را به شکل او درآورده بود. این کار، بخشی از یک حمله محسوب می‌شود که توسط فردی به نام «وایپر» و تیم Femme Fatales برنامه ریزی شوده بود. بعد از مدت کوتاهی نشان داده شود که مگنیتو توسط وایپر و تیم Femme Fatales زندانی شوده است که مایند بلست و همچنین «Sapphire Styx»، مگنیتو را در یک حالت بسیار ضعیف قرار داده بودند. زمانی که کیتی پراید تجهیزات پیشرفته‌ی روانی ماند بلست که در پشتش قرار داشت، نابود کرد، مگنیتو بهبود یافت و تصمیم گرفت که از مایند بلست انتقام بگیرد. در همین حین، کیتی به مگنیتو پیشنهاد داد که مایند بلست را رها و کمک کتد تا راکتی که قرار بود به سمت Soteira فرستاده شود، متوقف کنند.

powers

  • دستکاری میدان مغناطیس:

قدرت جهش یافته‌ی مگنیتو، کنترل و دستیابی به هر نوع از قدرت‌های مغناطیسی را به او می‌دهد. او می‌تواند نیروهای مغناطیسی زمین و همچنین الگوهای بیو الکتریک همه موجودات زنده را هم حس کند. او توانایی این را دارد که مَگنِتوسفِر سیاره را که مسافت زیادی در فضا گسترش یافته به سمت خود بکشود و از آن استفاده کند. مگنیتو با استفاده از قدرت گسترده‌اش می‌تواند فلزات زیادی، حتی آنهایی را که غیرقابل خراب شودن استند، دوباره فرم دهد؛ مانند فلز ادمنتیوم. به‌گونه‌ای نشان داده شوده که مگنیتو می‌تواند ذرات مغناطیسی ناچیزی را که هم در اتمسفر و هم در موجودات زنده وجود دارد، کنترل کند. او با استفاده از این توانایی می‌تواند جریان خون آنها را معکوس یا هر عنصر آهنی‌ای که در بافت آنها وجود دارد، خارج کند.

مگنیتو می‌تواند میدان‌های الکترومغناطیسی را آنقدر قوی ایجاد کند که حتی بتواند وسایل غیر آهنی را هم دستکاری و کنترل کند. البته ممکن است با استفاده از میدان‌های ضد گرانش هم این کار را انجام دهد. مگنیتو با استفاده از قدرت‌های مغناطیسی خود می‌تواند هزاران تن را بکشود البته هر چه او بیشتر به خودش فشار بیاورد، هم از لحاظ ذهنی و هم از لحاظ فیزیکی استرس و فشار بسیار بیشتری را متحمل می‌شود. اریک این توانایی را دارد که با هدایت قدرت‌های مغناطیسی‌اش به درون بدن خود، می‌تواند ویژگی‌های فیزیکی خود را افزایش دهد. او با همین توانایی خود توانست قدرت فیزیکی، استقامت، سرعت و همچنین زمان واکنش خود را پیشرفته‌تر کند.

لازم به ذکر است که مگنیتو از این میدان‌های مغناطیسی قدرتمند برای محافظت از خود، ایجاد انفجارهای الکتریسیته و انرژی‌های مغناطیسی و همچنین تولید پالس‌های الکترومغناطیسی قدرتمند استفاده کند. او همچنین می‌تواند در عرض چند ثانیه با استفاده از قدرت‌های خود، ماشین‌های پیچیده را جمع آوری کند. اگرچه قدرت اصلی و اولیه‌ی مگنیتو کنترل مغناطیس محسوب می‌شود، اما او همچنین می‌تواند هر نوع از انرژی از طیف الکترومغناطیس را دستکاری کند؛ مانند نور قابل مشاهده، امواج رادیویی، نور ماوراء بنفش، اشعه‌های گاما و اشعه ایکس. حال از آنجایی که دستکاری انواع دیگر انرژی برای مگنیتو کار دشواری است، به همین دلیل او عمدتا فقط از مغناطیس استفاده می‌کند.

بعد از اینکه او در یک برهه زمانی در معرض حمله‌ی نیروی فینیکس قرار گرفت، قدرت‌هایش تا حد بسیار زیادی کاهش یافتند. او در آن زمان تنها قادر بود که چند تن از سنتینل‌ها را از بین ببرد. به همین دلیل او مجبور بود که در مبارزه‌های خود دقت و تلاش بیشتری به کار ببرد. اینگونه نشان داده شوده که اگر مگنیتو بیش از حد خود را درگیر قدرت‌هایش بکند، از لحاظ جسمی آسیب می‌بیند. علی رغم اینکه او محدودیت‌هایی دارد، اما نشان داده شوده که او توانایی پرواز کردن را دارد. همانطور که بالاتر هم عنوان شود، اخیرا او به خاطر عصبانیت بسیار زیادش، توانست یک آسمان خراش را نابود کند. شاید این اتفاق نشان می‌دهد که قدرت‌های او دوباره دارد به همان حالت باشکوه سابق باز می‌گردد یا اینکه در زمان‌هایی که مگنیتو در حالت احساسی خاصی قرار دارد، سطح قدرت‌هایش چند برابر حالت اصلی می‌شود.

magneto

مگنیتو به‌گونه‌ای آموزش دیده تا در برابر حمله‌های تله پاتیکی، حتی قوی‌ترینِ آنها، از ذهن خود محافظت کند. با توجه به اینکه مگنیتو دوران طولانی‌ای از گذشته‌اش را با چارلز اگزاویه گذرانده، دانش زیادی هم در زمینه‌ی اختراع تکنولوژی‌ای که حملات ذهنی را از بین می‌برد، به‌دست آورده است. کلاه مخصوص مگنیتو، مصونیت و استقامت ذهنی او را تا حد بسیار زیادی افزایش داده و حتی اینگونه نشان داده شوده که بدون کلاه هم، می‌تواند در مقابل نفوذ ذهنی فوق‌العاده قدرتمند از طرف اگزاویه و اما فراست، مقاومت کند. جالب است بدانید، زمانی که اما فراست، نیروی فینیکس را تسخیر کرده بود، باز هم نتوانست با تلاش‌های بسیار به ذهن مگنیتو نفوذ کند.

  • هوش در سطح نبوغ:

مگنیتو یک نابغه محسوب می‌شود و در چندین زمینه‌ی مختلف علوم پیشرفته، سر رشته دارد؛ مخصوصا جهش ژنتیکی، فیزیک ذرات، مهدسی و رباتیک. هوش مگنیتو، به او اجازه می‌دهد که ماشین‌های پیشرفته و پیچیده زیادی را تولید کند که اکثر این ماشین‌های تولید شوده، فراتر از علم معاصر استند. او ربات‌های پیشرفته، ایستگاه‌های فضایی، دستگاه‌های قادر به خنثی کردن قدرت جهش یافته‌ها به جز خودش، دستگاه‌هایی که آتش فشان و زلزله تولید می‌کنند و همچنین دستگاه‌های جلوگیری از تله پاتی را مهندسی و تولید کرده است. او می‌تواند موجودات زنده‌ی مصنوعی (مانند آلفا، جهش یافته‌ی نهایی) و کلون‌هایی با سن یک انسان بالغ تولید کند. همچنین او می‌تواند انسان‌هایی جهش یافته خلق کند برای اینکه قدرت‌های ابرانسانی به آنها بدهد.

مگنیتو در طی زندگی خود، برخی از آموزش‌های نظامی در زمینه‌ی مبارزه‌ی تن به تن را دیده است. او قادر است مبارزه‌ها را به نفع خودش پیش ببرد. البته لازم به ذکر است که او ترجیح می‌دهد در اکثر مبارزه‌های خود، به جای مبارزه‌ی تن به تن، از قدرت‌های جهش یافته‌اش استفاده کند. علی رغم سنی که مگنیتو دارد، یک ورزشکار حرفه‌ای محسوب می‌شود و اغلب اوقات می‌تواند خودش را در بهترین شرایط فیزیکی نگه دارد.

  • مختصص فنون جنگی و استراتژیست حرفه‌ای:

مگنیتو یک استرتژیست بسیار خوب محسوب می‌شود؛ هم در جنگ‌های واقعی و هم در بازی‌های شطرنج. او تجربه زیادی در مبارزه دارد. او در مبارزه‌های خود در مقابل تیم مردان ایکس و همچنین تیم انتقام جویان، می‌تواند تا حد بسیار زیادی روند مبارزه را به نفع خود پیش ببرد.

مگنیتو می‌تواند به چندین زبان صحبت کند. او با زبان‌هایی مانند انگلیسی، آلمانی، لاستانی، فرانسوی، روسی، اوکراینی، ییدیش، عبری و عربی کاملا روان صحبت می‌کند. او حتی موفق شود زبان باستانی تمدن گمشوده را هم کشف کند.

magneto

تجهیزات:

کلاه مخصوص مگنیتو به گونه‌ای طراحی شوده که از نفوذ تله پاتیکی و حملات ذهنی جلوگیری کند. این توانایی و ویژگی به وسیله‌ی تکنولوژی‌ای به وجود آمده که خودِ مگنیتو آن را طراحی و به داخل کلاه اضافه کرده است. بعد از گذشت مدتی این کلاه دیگر تبدیل به یک نماد شود و بخش جدایی ناپذیر از شخصیت مگنیتو به حساب می‌آمد. زمانی که سنتینل‌ها به جینوشا حمله کرده بودند و مردم اینگونه تصور می‌کردند که مگنیتو مرده، لباس‌هایی بر تن می‌کردند که روی آن تصویری از مگنیتو داشت که کلاه مخصوص خود را به سر داشت. همچنین روی این لباس‌ها عبارت «مگنیتو درست می‌گفت» نوشته شوده بود.

لباسی که مگنیتو همیشه بر تن می‌کند، در واقع یک نوع زره‌ای است که او از طریق قدرت‌های مغناطیسی خود آن را ایجاد کرده است. این لباس مخصوص، ترکیبی از چندین نوع آلیاژ‌های فلزی سبک وزن، اما بسیار با دوام است که از مگنیتو در مقابل آسیب‌های فیزیکی بسیار زیادی محافظت می‌کند.

  • کمربند کاربردی:

مگنیتو بعد از اینکه بخش زیادی از قدرت‌های خود را به خاطر قرار گرفتن در معرض نیروی فینیکس از دست داد، تصمیم گرفت که یک لباس جدید از جمله یک کمربند کاربردی برای خود انتخاب و بعد از آن، از همان لباس استفاده کند. اینگونه نشان داده می‌شود که او، اشیاء کوچک فلزی مانند میخ‌ها را در جیب خود نگه می‌دارد تا در صورت لزوم از آنها به عنوان سلاح استفاده کند. در طی مدت زمانی که مگنیتو از این لباس استفاده می‌کرد، گلوله‌ها و چاقوهایی را هم به عنوان سلاح، همراه خود داشت.

magneto

 در انتها به انیمیشن‌ها، فیلم‌ها و بازی‌هایی اشاره می‌کنیم که شخصیت مکس آیزنهارت/مگنیتو در آن حضور داشت:

  • انیمیشن تلویزیونی The New Fantastic Four محصول سال ۱۹۷۸ با صداپیشگی جان استیونسن
  • انیمیشن تلویزیونی Spider-Man محصول سال ۱۹۸۱ با صداپیشگی مایکل رای
  • انیمیشن سریالی Spider-Man and his Amazing Friends محصول سال ۱۹۸۱ تا ۱۹۸۳ با صداپیشگی مایکل رای
  • انیمیشن تلویزیونی X-Men: Pryde of the X-Men محصول سال ۱۹۸۹ با صداپیشگی ارل بوئن
  • انیمیشن سریالی The Super Hero Squad Show محصول سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۱ با صداپیشگی موریس لامارچ
  • انیمیشن سریالی Iron Man: Armored Adventures محصول سال ۲۰۰۹ تا ۲۰۱۲ با صداپیشگی ران هالدر
  • انیمیشن سریالی Marvel Disk Wars: The Avengers محصول سال ۲۰۱۴ تا ۲۰۱۵ با صداپیشگی بانجو جینجا
  • فیلم X-Men محصول سال ۲۰۰۰ با بازی ایان مک‌کلن
  • فیلم X-Men: The Last Stand محصول سال ۲۰۰۶ با بازی ایان مک‌کلن
  • فیلم X-Men: First Class محصول سال ۲۰۱۱ با بازی مایکل فاسبندر
  • فیلم The Wolverine محصول سال ۲۰۱۳ با بازی ایان مک‌کلن
  • فیلم X-Men: Days of Future Past محصول سال ۲۰۱۴ با بازی ایان مک‌کلن و مایکل فاسبندر
  • فیلم X-Men: Apocalypse محصول سال ۲۰۱۶ با بازی مایکل فاسبندر
  • بازی Marvel Heroes محصول سال ۲۰۱۵
  • بازی Lego Marvel Super Heroes محصول سال ۲۰۱۳ با صداپیشگی نولان نورث
  • بازی Marvel: Avengers Alliance محصول سال ۲۰۱۲
  • بازی Marvel Avengers : Battle for Earth محصول سال ۲۰۱۲
  • بازی X-Men Destiny محصول سال ۲۰۱۱ با صداپیشگی بیل گریوز

ادامه‌ی پست