تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

کاراکترهای Shovel Knight به بازی Brawlhalla اضافه شودند

کاراکترهای Shovel Knight به بازی Brawlhalla اضافه شودند – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه

















ادامه‌ی پست

راهنمای تروفی و اچیومنت های بازی FIFA 19

یکی از رقابت‌های جذاب موجود در صنعت بازی‌های ویدیویی، رقابتی است که میان دو مجموعه FIFA و PES وجود دارد. هر سال کونامی و الکترونیک آرتز سعی می‌کنند با اضافه کردن ویژگی‌های جدید به نسخه‌های جدید PES و فیفا، یک سال دیگر هواداران خود را راضی نگه دارند. چندی پیش بازی FIFA 19 روانه بازار شود. فیفا در سال‌های اخیر به واسطه‌ی بخش آلتیمیت تیم‌اش، تجربه خاص و پرمحتوایی را ارائه می‌دهد و فیفا ۱۹ نیز از این قاعده مستثنا نیست. امسال کارت‌های جدیدی از بازیکن‌های افسانه‌ای به بازی اضافه شوده است که بازیکنان را بیش از پیش به تجربه‌ی این بخش وسوسه می‌کنند. از طرفی فیفا ۱۹ در بخش‌های دیگر نظیر حالت Career بدون تغییر بوده است. با این حال FIFA 19 همچنان حسی عمیق از یک بازی فوتبال را به مخاطبان خود القا می‌کند. در ادامه می‌توانید راهنمای تروفی و اچیومنت‌های بازی FIFA 19 را مشاهده کنید.

 اطلاعات کلی

  • درجه سختی تروفی و اچیومنت‌ها: ۴ از ۱۰
  • مدت زمانی که طول می‌کشود تا تمامی تروفی و اچیومنت‌ها را کسب کنید: ۳۰ الی ۴۰
  • تعداد تروفی‌ها: ۴۲ عدد (۲۹ تروفی برنز، هشت تروفی نقره، چهار تروفی طلا و یک تروفی پلاتینیوم)
  • تعداد اچیومنت‌ها: ۴۱ عدد به ارزش ۵۹۷۵ امتیاز
  • آیا درجه سختی در دریافت تروفی و اچیومنت‌ها تاثیر گذار است؟ خیر
  • تروفی و اچیومنت‌هایی که گلیچ دارند: ندارد
  • تروفی و اچیومنت‌هایی که آن‌ها را از دست خواهید داد: چهار عدد

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: تمامی تروفی‌های بازی را کسب کنید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در بخش جرنی، در بازی مقابل Coventry City که یک بازی تاریخی است، یک گل را با ضربه والی به ثمر برسانید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در حالت جرنی و در شهر ونیز، یک توپ بسکتبال را وارد سبد کنید

زمانی که در حال تجربه‌ی بخش تک‌نفره‌ی بازی فیفا ۱۹ استید، وارد شهر ونیز ایتالیا خواهید شود و مشغول بازی بسکتبال می‌شوید. حال یک توپ را وارد سبد کنید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در بخش جرنی یک چالش منتور را با موفقیت پشت سر بگذارید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در حالت جرنی، در لیگ قهرمانان اروپا قهرمان شوید

جرنی، نام بخش داستانی بازی FIFA 19 است که در جریان آن در نقش الکس هانتر و دو شخص دیگر قرار خواهید گرفت. زمانی این تروفی یا اچیومنت را کسب می‌کنید که در این بخش بتوانید در لیگ قهرمانان اروپا، قهرمان شوید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در جام جهانی بانوان در حالت جرنی قهرمان شوید

یکی دیگر از کاراکتر‌های بخش داستانی بازی، الکس هانتر است که سعی می‌کند عضو تیم ملی بانوان آمریکا شود. برای به‌دست آوردن این تروفی، باید با الکس هانتر قهرمان جام جهانی بانوان شوید. 

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: از طریق گول زدن دروازه‌بان، به وی گل بزنید

برای این تروفی یا اچیومنت یک بازی دونفره را آغاز کنید و بازیکن خودتان را به جلوی دروازه بازیکن دوم ببرید و زمانی که دروازه‌بان جلو آمد، دکمه شوت را فشار دهید و در ادامه با زدن سریع دکمه پاس، تو سر توپ بزنید و دروازه‌بان را فریب بدهید. 

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: تمامی Skill Gameهای چندنفره را کامل کنید

در ابتدا وارد بخش Kick Off شوید و از طریق کنترلر دوم، یک بازی دونفره را آغاز کنید. قبل از اینکه وارد بازی اصلی شوید، با یک بازی مهارت روبه‌رو می‌شوید. حال از طریق کنترلر اصلی این بخش را کامل کنید و قبل از آغاز بازی اصلی، از بازی خارج شوید. در فیفا ۱۹ ده بازی مهارت مختلف برای بازیکنان در نظر گرفته شوده است و این کار را مدام تکرار کنید تا تروفی و اچیومنت مربوطه را کسب کنید. یادتان باشود اگر با یک بازی مهارت تکراری روبه‌رو شودید، نیازی نیست مجددا آن را کامل کنید و از بازی خارج شوید.  

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: ضربات پنالتی را در حالتی برنده شوید که حتی یک ضربه را از دست ندهید

تنها کافی است از طریق بخش Kick off یک بازی دونفره را آغاز کنید و بگذارید بازی به وقت‌های اضافه و در انتها پنالتی کشیده شود. حال بدون تکان دادن کنترلر دوم، تمامی ضربات خود را وارد دروازه کنید و از طریق کنترلر دوم تمامی ضربات را به خارج از دروازه شوت کنید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: سه بازی مهارت (Skill Game) پیشنهادی را کامل کنید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: با یک بازیکن مدافع از فاصله ۲۵ یاردی (۲۳ متری) گل بزنید

برای دریافت این تروفی و اچیومنت یک بازی دونفره را آغاز کنید و از طریق یکی از بازیکنان دفاع، به فاصله‌ی ۲۳ متری از دروازه‌ی تیم مقابل برسید. حال در همین هنگام از طریق کنترلر دوم، دروازه‌بان را از دروازه خارج کنید. در انتها از طریق بازیکن دفاع توپ را گل کنید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: از طریق سیستم Time Finishing یک شوت ایده‌آل را گل کنید

در بازی فیفا ۱۹ شاهد اضافه شودن یک بخش جدید به نام Time Finishing استیم. در این سیستم زمانی که دکمه‌ی شوت را فشار دادید، یک نوار با درجه‌بندی‌های مختلفی را مشاهده می‌کنید که اگر برای بار دوم دکمه‌ی شوت را در زمان مناسب فشار دهید (بخش سبز رنگ نوار Time Finishing)، یک شوت در حالت ایده‌آل را به سمت دروازه رها خواهید کرد.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: یک بازی را در حالتی برنده شوید که از تمامی حالت‌های دفاعی استفاده کرده باشید

برای دریافت این تروفی یا اچیومنت تنها کافی است یک بازی را با درجه سختی Beginner آغاز کنید. در ادامه زمانی که بازی شروع شود، بازی را متوقف کنید و وارد بخش اسکواد شوید. حال به شاخه‌ی تاکتیک بروید و در آنجا پنج حالت دفاعی مختلف را مشاهده می‌کنید. اولین حالت را انتخاب کنید و بازی را چند دقیقه ادامه دهید. این روند را برای چهار حالت دیگر نیز تکرار کنید و در نهایت بازی را برنده شوید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: یک بازی را در حالتی برنده شوید که از تمامی حالت‌های تهاجمی استفاده کرده باشید

برای دریافت این تروفی یا اچیومنت تنها کافی است یک بازی را با درجه سختی Beginner آغاز کنید. در ادامه زمانی که بازی شروع شود، بازی را متوقف کنید و وارد بخش اسکواد شوید. حال به شاخه‌ی تاکتیک بروید و در آنجا پنج حالت تهاجمی مختلف را مشاهده می‌کنید. اولین حالت را انتخاب کنید و بازی را چند دقیقه ادامه دهید. این روند را برای چهار حالت دیگر نیز تکرار کنید و در نهایت بازی را برنده شوید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: تمامی HUB Skill Gameها را کامل کنید

در بازی فیفا ۱۹ جدا از Skill Gameهای قبل از شروع هر بازی، یک بخش دیگر در منوی اصلی نیز به همین اسم وجود دارد. در واقع نام دیگر این بخش Hub Skill Game است. حال زمانی که تمامی بازی‌های مهارت این بخش را کامل کردید، تروفی و اچیومنت مربوطه را کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در تمامی Skill Gameها رتبه A را دریافت کنید.

رتبه A، بهترین رتبه‌ای است که بازیکنان می‌توانند در بخش Skill Gameها کسب کنند. در واقع بازی‌های مهارت، چالش‌هایی استند که در قالب دریبل ‌زدن، پاس دادن، شوت زدن و سایر موارد قبل از شروع هر بازی، در دسترس بازیکنان قرار می‌گیرند.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در بخش Headers & Volleys Game، سه گل را از طریق ضربه سر به ثمر برسانید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در بخش Squad Battle حالت آلتیمیت تیم، یک بازی را برنده شوید

یکی از بخش‌های جذاب بازی FIFA 19 و حالت آلتیمیت تیم، بخش Squad Battle است که با کسب رده‌های بالا در هر هفته، می‌توانید جوایز ارزشمندی را کسب کنید. حال زمانی که اولین برد خود را در این بخش کسب کردید، تروفی و اچیومنت مربوطه را به دست می‌آورید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در بخش آلتیمیت تیم، ۲۰ بازی انجام دهید

در واقع مهم نیست به سراغ کدام یک از بخش‌های حالت آلتیمیت تیم می‌روید، تنها کاری که باید انجام دهید این است که ۲۰ بازی مختلف را در آلتیمیت تیم انجام دهید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در بخش آلتیمیت تیم، یک چالش هفتگی را انجام دهید.

حالت آلتیمیت تیم دارای سه چالش پایه، روزانه و هفتگی است. زمانی که یکی از چالش‌های هفتگی را کامل کنید، این تروفی و اچیومنت را کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در بخش Division Rivals حالت فیفا آلتیمیت، به دیویژن چهار برسید

بخش دیویژن رایولز به تازگی در بازی FIFA 19 قرار داده شوده است و شامل یک سری مسابقات هفتگی می‌شود. با انجام این مسابقات امتیاز کسب می‌کنید و در انتهای هفته، با توجه به امتیاز‌هایی که کسب کرده‌اید، رتبه‌بندی می‌شوید و پاداش دریافت می‌کنید. حال زمانی که در جریان یک هفته بتوانید به دیویژن چهار برسید، این تروفی و اچیومنت را کسب می‌کنید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: یک چالش روزانه را در حالت آلتیمیت تیم کامل کنید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در بخش Squad Battle حالت آلتیمیت تیم، به سطح گلد ۳ برسید

با پیروزی در بازی‌های در نظر گرفته شوده در بخش Squad Battle حالت آلتیمیت تیم، امتیاز کسب می‌کنید و بر اساس امتیازتان، رتبه‌بندی می‌شوید. حال هرچقدر درجه سختی مسابقه‌ی مورد نظر را بالاتر بگذارید، امتیاز بیشتری کسب می‌کنید. برای دریافت این تروفی و اچیومنت تنها کافی است به سطح گلد ۳ برسید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: تاکتیک مختص به خود را در بخش فیفا آلتیمیت بسازید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: شرایط حضور در مسابقات ویکند لیگ بخش آلتیمیت تیم را کسب کنید

برای اینکه بتوانید در مسابقات ویکند لیگ آلتیمیت تیم شرکت کنید، باید از طریق بخش دیویژن رایولز، ۲۰۰۰ امتیاز کسب کنید و مجوز ورود به این مسابقات را به‌دست بیاورید. 

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: ۱۰ چالش مربوط به بخش Squad Building حالت آلتیمیت تیم را کامل کنید

برای دریافت کردن سریع این تروفی یا اچیومنت تنها کافی است به سراغ SBC‌های ساده و اولیه بروید که با هزینه کم هم می‌توانید آن‌ها را دریافت کنید. 

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: اولین بازی بخش Division Rivals حالت آلتیمیت تیم را کامل کنید

تنها کافی است وارد حالت آلتیمیت تیم و بخش آنلاین و در ادامه Division Rivals بشوید. زمانی که در این بخش اولین بازی خود را انجام دادید، تروفی و اچیومنت مربوطه را کسب خواهید کرد.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: اولین بار که وارد بخش دیویژن رایولز می‌شوید، یک سری مسابقه انتخاب و تعیین سطح خواهید داشت که با بازی کردن آن‌ها، این تروفی را دریافت می‌کنید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در بخش دیویژن رایلوز حالت فیفا آلتیمیت به رنک (رتبه) سه یا بهتر دست پیدا کنید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: یک جام را برنده شوید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: یک بازی در حالت سروایول را برنده شوید

از طریق حالت Kick off بخش House Rules را انتخاب کنید و در ادامه وارد حالت سروایول بازی فیفا ۱۹ شوید. قانون این بازی، این است که به ازای گل زدن به حریف، یکی از بازیکنان شما از زمین خارج خواهد شود و زمانی که چهار گل به ثمر برسانید، برنده می‌شوید. در این میان اشاره کنم که اگر بیش از دو کارت قرمز دریافت کنید، بازنده خواهید بود.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: یک بازی حالت No Rules (بدون قانون) را برنده شوید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: یک بازی را با باشگاه محبوب‌تان انجام دهید

بازیکنان با شروع بازی FIFA 19، باید یک تیم را به عنوان تیم محبوب‌شان انتخاب کنند. حال پس از انتخاب تیم محبوب‌تان، وارد حالت Kick off شوید و از طریق تیم مورد نظر، یک بازی را برنده شوید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: تمامی ویژگی‌های یکی از شاخه مهارت‌های بخش پروکلاب را خریداری کنید

در بخش پروکلاب بازی FIFA 19، زمانی که بازیکن خود را ساختید و وارد یک باشگاه شودید، بخش مهارت‌ها را مشاهده خواهید کرد که به صورت درختی تعبیه شوده‌اند. تنها کافی است تمامی مهارت‌های یکی از شاخه‌ها را تا انتها خریداری کنید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: اولین مسابقه فصل خود در حالت پروکلاب را برنده شوید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: یک مهارت را در حالت پروکلاب خریداری کنید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: جزو ۱۶ تیم نهایی لیگ قهرمانان اروپا قرار بگیرید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: یکی از مسابقات گروهی لیگ قهرمانان اروپا را برنده شوید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در حالت لیگ قهرمانان اروپا، قهرمان شوید

برای دریافت این تروفی یا اچیومنت تنها کافی است وارد بخش UEFA Champions League شوید و یک جام را آغاز کنید و در آن قهرمان شوید.

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: بازی فینال لیگ اروپا یوفا را برنده شوید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: یک بازی در بخش فوتبال بانوان انجام دهید

راهنمای تروفی فیفا ۱۹

توضیح: در بخش فوتبال بانوان، از طریق Flair Shot یک گل به ثمر برسانید

ادامه‌ی پست

فیسبوک و NSA از نظر گفتمان و هدف شبیه به هم استند

فیسبوک رفته‌رفته به نهادی همچون NSA تبدیل می‌شود؛ شاید در وهله‌ی نخست، قیاس عجیبی باشود. در گزارشی به بررسی بیشتر این دیدگاه می‌پردازیم.

چند سال پیش بیان جملاتی از جانب یک مرد جوان، دنیا را متعجب کرد:

باید آگاه باشید هر مرزی که از آن عبور می‌کنید، هر خریدی که انجام می‌دهید، هر تماسی که برقرار می‌کنید، هر دکل تلفن همراهی که از کنار آن عبور می‌کنید، هر دوستی که دارید، مقاله‌ای که نوشتید، سایتی که از آن بازدید می‌کنید، موضوعی که تایپ می‌کنید و بسته‌ای که به جایی ارسال می‌کنید، همگی در دست یک سیستم است؛ سیستمی‌ که دسترسی‌اش نامحدود است؛ اما حفاظت اطلاعاتش نه.

این عین جملاتی است که ادوارد اسنودن در گفتگوهای خود با لورا پواتراس فیلمساز بیان کرده است. این گفته‌ها به سال ۲۰۱۳ و هنگامی‌ باز می‌گردد که اسنودن درمورد سیستم‌های ردیابی و استراق سمع NSA با پواتراس در ارتباط بود. با این حال، از زمانی که فیسبوک پس از انتخابات سال ۲۰۱۶ تحت نظارت و حساسیت عمومی‌ بیشتری قرار گرفت، این هشودار اسنودن به پواتراس به‌طور فزاینده ای مورد توجه واقع می‌شود و چنین به‌نظر می‌آید که گفته‌های وی درمورد این پلتفرم اجتماعی مطرح هم صادق باشود.

در حال حاضر ما دسترسی به‌ظاهر نامحدود عملیات داده‌کاوی فیسبوک را می‌شناسیم. ما می‌دانیم که این سیستم در گذشته و شاید در همین زمان فعلی، موارد نوشته‌شوده و پاک‌شوده توسط کاربران، وب‌سایت‌های مورد بازدید آنها و صفحاتی را که کاربران از آن بازدید می‌کنند (حتی زمانی که آفلاین باشند) ردگیری می‌کند. فیسبوک برنامه‌های کاربردی نصب‌شوده توسط شما و دوستانان را ثبت می‌کند و سایر کارهایی از این دست. در برخی موارد احتمالا آنها از میزان دارایی کاربر و موجودی حساب بانکی وی نیز آگاه باشند.

NSA آژانس امنیت ملی امریکا

ما همچنین می‌دانیم که فیسبوک می‌تواند امکانی را فراهم کند که کاربران با استفاده از اطلاعات تماسی که آن را هرگز در سایت ثبت نکرده‌اند، با تبلیغات مرتبطی هدف قرار گرفته شوند. کشمیر هیل یکی از کاربران فیسبوک است و در گزارشی برای پایگاه خبری گیزمودو، اشاره کرده بود که این شرکت حساب‌ها و پرونده‌های مرتبطی را که به‌دنبال پیدا کردنشان است، شکار می‌کند! این پرونده و داده‌ها به‌عنوان مثال می‌تواند شماره تلفن دیگری باشود که شاید هیچگاه در حساب کاربری فیسبوکتان قرار نداده‌اید. فیسبوک در ادامه به تبلیغ‌کنندگان اجازه می‌دهد تا از این شماره استفاده کرده و آگهی‌های مورد نظرشان را به بخش نیوز فید کاربر هدایت کنند.

مقاله‌های مرتبط:

به‌عبارت دیگر، ما درمورد دسترسی به‌ظاهر نامحدود فیسبوک اطلاع داریم. از هفته‌ی گذشته هم اخباری پیرامون محدودیت‌های حفاظتی این سیستم منتشر شوده است و این دو رویداد، همان دو عامل کلیدی در انتهای صحبت‌های ادوارد اسنودن استند.

به‌تازگی، حداقل ۵۰ میلیون کاربر فیسبوک یک پیام امنیتی دریافت کردند و به آنها هشودار داده شود که حساب کاربری‌شان در معرض خطر قرار گرفته است. شخصی در جایی، پلتفرم را هک کرده و به ده‌ها میلیون حساب کاربری دسترسی پیدا کرده است. این بزرگترین شکاف امنیتی در تاریخ فیسبوک بود.

برپایه‌ی اعلام فیسبوک، هکر (یا هکرها) از نقصی در سیستم استفاده کرده است که به او اجازه می‌داد تا توکن‌های دسترسی به فیسبوک را سرقت کند. اینها معادل کلیدهای دیجیتالی است که افراد را به‌صورت لاگین‌شوده در فیسبوک نگه می‌دارد تا نیازی نباشود که کاربران در هر بار استفاده از برنامه، دوباره رمز عبور خود را وارد کنند. در حال حاضر، برخی کاربران دادخواست شکایتی علیه شرکت تنظیم کرده‌ و در آن به بی‌توجهی ادامه‌دار و مطلقی که فیسبوک برای نگه‌داری و بهبود [اطلاعات شخصی] صاحبان حساب در پیش گرفته است، اشاره کرده‌اند.

فیسبوک و NSA

به‌نظر می‌رسد که آسیب‌پذیری این پلتفرم در جایی مربوط به قابلیت «مشاهده به‌عنوان» یا View As فیسبوک نهفته بوده است. این قابلیتی است که به کاربران اجازه می‌دهد تا پروفایل خود را از نگاه دیگران و آن‌گونه که سایر کاربران مشاهده می‌کنند، ببینند. علاوه‌بر ۵۰ میلیون حساب کاربری با مسائل امنیتی شناخته‌شوده، فیسبوک به ۴۰ میلیون نفر دیگر هم هشودار داده است که آنها در سال گذشته در معرض جستجوی تعبیه‌شوده در قابلیت View as بوده‌اند و از همین رو ممکن است خطری حساب کاربری آنها را تهدید کند.

این توضیح به چه معناست؟ می‌توانیم بگوییم افرادی که قصد داشته‌اند با کمک این قابلیت، درمورد نظارت سایر کاربران بر حساب خودشان آگاهی بیشتری داشته باشند و خودشان را از نظارت ناخواسته مصون نگه دارند، این بار عملا تحت نظارت ناخواسته قرار گرفته‌اند؛ توسط هکرها.

این وقایع شرحی مفید و مختصر از یک مسئله‌ی اساسی استند: با وجود افشاگری‌های اسنودن، بحث نظارت و حفاظت از اطلاعات کاربران کمتر مورد توجه بوده و عملا هنوز هم در موضع ضعف استیم.

مکس رید، سال گذشته در مقاله‌ای منتشرشوده در مجله‌ی نیویورک، پرسشی را پیش روی خوانندگان گذاشت:

آیا مارک زاکربرگ، موسس و مدیرعامل فیسبوک، واقعا فکر‌ می‌کرده است که پلتفرمش عملا چگونه خواهد بود؟ فیسبوک به اندازه‌‌ی زیادی رشود کرده و به‌اندازه‌‌ای همه‌شمول شوده است که ما دیگر نمی‌توانیم همه‌ی آن را در آن واحد درک کنیم.

مکس رید در ادامه اشاره می‌کند که فیسبوک مانند یک شی چهار بعدی است و بخش‌هایی از آن را هم تنها هنگامی‌ درک می‌کنیم که از میان دنیای سه‌بعدی قابل درک برای خودمان عبور کند.

فیسبوک و کاربران

در آن زمان، زاکربرگ مشغول برگزار کردن یک تور در سراسر ایالات متحده بود. این درواقع آخرین مورد از مجموعه برنامه‌های بلندپروازانه‌ای بود که زاکربرگ تا به حال برای خود در نظر گرفته است (پروژه‌‌ی قبل از آن مربوط به خوردن گوشت تنها از حیواناتی بود که خودش شکارشان کرده باشود!). تور سراسری منجر به طرح این سوال در اذهان شود که آیا زاکربرگ در حال برنامه‌ریزی برای ورود جدی به دنیای سیاست است؟ مکس رید درمورد تعامل مدیرعامل فیسبوک با مردم در هر ایالت تامل دقیق‌تری داشت و سعی کرد تا از دیده‌های خود نتایجی منطقی برسد. وی چنین نتیجه گرفت:

اگر فیسبوک بزرگتر، جدیدتر و مرموزتر از یک شرکت صرف باشود، به‌طور قطع سفر زاکربرگ هم بزرگتر، جدیدتر و مرموزتر از یک برنامه‌ی ریاست جمهوری صرف خواهد بود.

البته نظرات او شامل شماری از امکانات احتمالی دیگر هم می‌شود؛ امکان اینکه فیسبوک یک دولت نظارتی است و و زاکربرگ هم نقش یک دیکتاتور را در زمینه‌ی تبلیغات و پروپاگاندا ایفا می‌کند. اما مارک زاکربرگ در عمل بیشتر از هر چیز دیگری، هدف گسترش وب‌سایت خود را دنبال می‌کرد. او در حال جمع‌آوری اطلاعات بود. در میان همه‌ی طریقه‌هایی که با استناد به آن ممکن است فیسبوک را در حال حاضر شبیه یک ابزار برای نظارت دولتی بدانیم (اگر نگوییم که آنها خودشان یک دولت نظارت‌کننده استند)، یک مورد اشتراک با نهادهای امنیتی و اطلاعاتی دولتی ما را به فکر فرو خواهد برد: فلسفه مشترک جمع آوری داده‌ها. این چیزی نیست که به‌سادگی بتوانیم از کنارش بگذریم.

 جیمز بریدل در کتاب «عصر تاریک جدید: فناوری و هدف آیند» می‌نویسد:

آژانس امنیت ملی [NSA] معتقد است که در قلب جهان رازهایی وجود دارد و ما اگر بتوانیم به آنها پی ببریم، همه چیز بهتر خواهد شود. آژانس برای رسیدن به این رازها، تا جایی که می‌تواند اقدام به جمع‌آوری اطلاعات می‌کند و برای این کار از منابع بسیاری بهره می‌برد؛ تحت این تصور که همه‌ی این اطلاعات در جایی با یکدیگر سازگار درمی‌آیند تا به شناخت واضح‌تر و قابل فهم‌تر جهان کمک کنند. در این مسیر شاید از وقوع حوادثی پیشگیری شود یا شاید برخی حملات تروریستی ناکام بمانند. در این گفتمان، دانش کلی برابر است با حفاظت کامل.

Facebook نیز با کمی تغییر به همین نگاه باور دارد. زاکربرگ در سال گذشته در همین راستا در بیانیه‌ی خودش به این موضوع اشاره کرد و این بخش از مطلب کاملا با حروف بولد و مشخص هایلایت شوده بود. وی تصریح کرده بود:

فیسبوک می‌خواهد زیرساخت اجتماعی را توسعه دهد که مردم در آن قدرت ایجاد یک جامعه‌ی جهانی را داشته باشند؛ جامعه‌ای که برای همه‌ی ما نتیجه‌بخش باشود. زاکربرگ و به‌دنبال آن فیسبوک، می‌خواهند مردم زمین را متحد کنند؛ حالا شاید نه از نظر ایدئولوژیکی یا سیاسی، ولی دست‌کم از لحاظ تکنولوژیکی قصد این کار را دارند.

فیسبوک و نظارت بر کاربران

اما پرسش این است که فیسبوک چگونه این کار را انجام می‌دهد؟ با یافتن اطلاعاتی پیرامون شما (تا حد امکان) و استفاده از آن اطلاعات برای اتصال شما به‌عنوان یک کاربر به قسمت‌های دیگر از شبکه. به‌نظر می‌رسد در اینجا هم اعتقاد بر این است که در قلب جهان رازی وجود دارد و اگر آن راز کشف شود، می‌تواند تمام زندگی را بی‌اندازه بهتر کند. فیسبوک داده‌های ما را جمع‌آوری می‌کند؛ غول شبکه‌ی اجتماعی این کار را به‌طور وسواس‌آمیزی انجام می‌دهد و برای حل معماهای موجود تلاش می‌کند. اگر تنها فیسبوک بتواند همه‌چیز را در مورد همه بداند، طبق نظریه‌ی فوق باید به این نتیجه برسیم که فیسبوک می‌تواند همه‌ی ما را متحد کند.

در نهایت، جدای از این که مخاطب ما NSA است یا فیسبوک، منطق حاکم بر سیستم ما را با یک نتیجه‌ی قطعی روبرو می‌کند: در برخی موارد، این نهادها (دولت و شرکت‌های بزرگ)، ما را بهتر از خودمان می‌شناسند و فقط هم در همین صورت است که جامعه‌ای کامل می‌تواند ساخته شود. اکنون پس از گذشت ۵ سال هنوز هم ما یک سوال بی‌پاسخ را پیش روی خود می‌بینیم: آیا چنین هدفی واقعا ممکن است؟ آیا مزایای یک جامعه‌ی واحد و جهانی واقعا به‌اندازه‌ای استند که شرکت‌ها امنیت اطلاعات کاربران را هم قربانی این هدف کنند؟ درست مانند اتفاقی که چند روز پیش افتاد. آیا واقعا باید برای تبدیل شودن ایده‌ی زاکربرگ به واقعیت صبر کنیم و قانع شویم که تمام این سرقت‌های اطلاعاتی و عدم امنیت داده‌هایمان، ارزش یک هدف مهم‌تر را دارد؟

پاسخ به این پرسش در شرایط فعلی احتمالا منفی باشود. با این حال ممکن است روند تاریخ طور دیگری رقم بخورد.

ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ تا پای جان دلداده فرمان مولاییم حامد زمانی

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ تا پای جان دلداده فرمان مولاییم

در این ساعت ♫ آهنگ شنیدنی و جذاب تا پای جان دلداده فرمان مولاییم با صدای حامد زمانی به همراه تکست و بهترین کیفیت آماده دانلود است ♫

« این آهنگ زیبا قبلا با نام مردان ماموریت سخت منتشر شده و اینک بنا به درخواست شما همراهان عزیز در سایت قرار داده شد»

Download Old Music BY : Hamed Zamani | Mardane Mamooriate Sakht With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

H Zamaani486508609688 دانلود آهنگ تا پای جان دلداده فرمان مولاییم حامد زمانی

متن آهنگ مردان ماموریت سخت حامد زمانی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

مردانِ مأموریتِ سخت!●♪♫
مردانِ روزِ کارزاریم…●♪♫
تا خونِ غیرت، در رگِ ماست…●♪♫
این سرزمین را، پاسداریم…●♪♫
ما؛ وارثِ از خود گذشتن…●♪♫
از نسلِ عشق وُ اعتقادیم●♪♫
ما وَأَعِدُّوا لَهُم مَّا استَطَعتُم●♪♫
اینک، محیایِ جهادیم●♪♫
تا پای جان، دلداه ی فرمانِ مولاییم…●♪♫
تا پای جان، دلداه ی فرمانِ مولاییـــم…●♪♫
طوفان اگر باشد؛ چه غم! ما مردِ دریاییم…●♪♫
طوفان اگر باشد؛ چه غم! ما مردِ دریاییــم…●♪♫
تا پای جان، دلداه ی فرمانِ مولاییم…●♪♫
تا پای جان، دلداه ی فرمانِ مولاییم…●♪♫
طوفان اگر باشد؛ چه غم! ما مردِ دریاییـم…●♪♫
طوفان اگر باشد؛ چه غم! ما مردِ دریاییــــــم…●♪♫
ما مردِ دریاییــــــم… ما مردِ دریاییــــــم…●♪♫
با روشنایی، هم دلیموُ با تیرگی ها، در نبردیم…●♪♫
تا در امان باشند جان ها؛ هرگز دریغ از جان نکردیم!●♪♫
اینک؛ در این پیکارِ دشوار●♪♫
همرزمِ یارانِ شهیدیم…●♪♫
با نغمه ی نصروُ مِن الله●♪♫
ما سربلند وُ رو سفیدیم…●♪♫

Untitled 2 1 دانلود آهنگ تا پای جان دلداده فرمان مولاییم حامد زمانی
تا پای جان، دلداه ی فرمانِ مولاییم…●♪♫
طوفان اگر باشد؛ چه غم! ما مردِ دریاییم…●♪♫
طوفان اگر باشد؛ چه غم! ما مردِ دریاییــم…●♪♫
تا پای جان، دلداه ی فرمانِ مولاییم…●♪♫
تا پای جان، دلداه ی فرمانِ مولاییـم…●♪♫
طوفان اگر باشد؛ چه غم! ما مردِ دریاییـم…●♪♫
طوفان اگر باشد؛ چه غم! ما مردِ دریاییــــم…●♪♫
مردانِ مشکی پوشِ صُبحیم●♪♫
ایمان؛ گواهِ روشن ماست●♪♫
از دشمنان، باکی نداریم●♪♫
عشقِ شهادت، جوشنِ ماست!●♪♫
آن هشت سالِ پایداری●♪♫
ما سر به سر، از جان گذشتیم…●♪♫
در آزمونِ فتنه ها نیز؛ از عهد وُ پیمان برنگشتیم…●♪♫
از عهد وُ پیمان برنگشتیم…●♪♫
تا پای جان، دلداه ی فرمانِ مولاییـــم…●♪♫
تا پای جان، دلداه ی فرمانِ مولاییــم…●♪♫
طوفان اگر باشد؛ چه غم! ما مردِ دریاییم…●♪♫
طوفان اگر باشد؛ چه غم! ما مردِ دریاییــم…●♪♫
تا پای جان، دلداه ی فرمانِ مولاییم…●♪♫
تا پای جان، دلداه ی فرمانِ مولاییم…●♪♫
طوفان اگر باشد؛ چه غم! ما مردِ دریاییـم…●♪♫
طوفان اگر باشد؛ چه غم! ما مردِ دریاییــــم…●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

حامد زمانی مردان ماموریت سخت

دانلود آهنگ تا پای جان دلداده فرمان مولاییم حامد زمانی

ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ حمید هیراد جنجال

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ جدید حمید هیراد جنجال

و اینک سوپرایز ویژه رسانه موزیکفا برای شما همراهان گرامی ♫ دانلود آهنگ جنجال با صدای هنرمند محبوب حمید هیراد به همراه تکست و بهترین کیفیت ♫

شعر : وحشی بافقی ، حسین جنت مکان ، علی صفری | تنظیم قطعه : امیر میلاد نیکزاد

Download New Music BY : Hamid Hiraad | Janjal With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

H hiraad دانلود آهنگ حمید هیراد جنجال

متن آهنگ جنجال حمید هیراد

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

ای دلِ غم دیده ی من؛ تا سحر بیدار باش!●♪♫
تا ابد، تکرار در، تکرار در، تکرار باش…●♪♫

شعر : وحشی بافقی ، حسین جنت مکان ، علی صفری
عمرِ مرا گرفت، گیسو کافرش!●♪♫
وقتی جوون بودم، مُردم به خاطرش…●♪♫

Untitled 2 1 دانلود آهنگ حمید هیراد جنجال
حسّم شبیه اون راه آهنیه که عاشق شده، ولی رفته مسافرش…●♪♫

تنظیم قطعه : امیر میلاد نیکزاد
جنجال رویش را تمامِ شهر می بینن…●♪♫
اما کنارِ من، نقاب دیگری دارد..●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

حمید هیراد جنجال

توضیحات حمید هیراد در خصوص این ترانه زیبا در اینستاگرام:

آهنگ جدید به نام (جنجال) به لطف حق و زحمات موسسه ی آوازی نو با مجوز رسمی روز پنجشنبه این هفته پخش میگردد…
.
.
شعر این اثر از شاعرین فخیم و محبوبی همچون (( وحشی بافقی )) ، ((حسین جنت مکان )) ، ((علی صفری)) عزیز و جاویدان میباشد …
.
.
تنظیم این اثر از دوست همیشگی من و خوش قلب این روزها امیر میلاد نیکزاد میباشد که بهترینها را برایش خواستارم
.
.

ساخت این تیزر زیبا اثر دوست عزیزم میلاد جان ابوعلی و ادیت سهیل طاهریان عزیز میباشد…
جنجال رویش را تمام شهر میبینند!
اما کنار من نقاب دیگری دارد… (این بیت از شعر استاد صفری عزیز با هماهنگی همدیگر تغییر پیدا کرده است) .
.

به زودی از رسانه موزیکفا…

دانلود دمو در لینک زیر…

دانلود آهنگ حمید هیراد جنجال

ادامه‌ی پست

کلکسیون ابرخودروهای مانی خوشبین؛ میلیاردر ایرانی مقیم امریکا

مانی خوشبین مدیرعامل شرکت املاک خوشبین در کالیفرنیا، کلکسیونی از ابرخودروهای گران‌قیمت شامل نمونه‌های خاص بوگاتی، کونیگزگ آگرا و پاگانی هوایرا در اختیار دارد. 

 مانی خوشبین، کلکسیونی از ابرخودروها در کالیفرنیای آمریکا دارد. گاراژ این میلیاردر عاشق خودرو، پر از نمونه‌های ويژه از ابرخودروهای شرکت‌‌های مختلف مانند کونیگزگ، بوگاتی، پاگانی و مک‌لارن است.

مجموع قدرت اسب بخار تمام ابرخودروهای گاراژ خوشبین سر به فلک می‌کشود؛ البته برای مدیرعامل شرکتی که مالک بیش از ۲۰۰۰۰۰ متر مربع زمین در شش ایالت آمریکا است، این کلکسیون چندان عجیب نیست.

Koenigsegg Agera RS

 یکی از جدیدترین‌ مدل‌ها در گاراژ خوشبین کونیگزگ آگرا RS فینیکس، مدلی سفارشی از آگرا با لایه هایی از طلای ۲۴ عیار است که با بدنه سیاه فیبر کربنی تضاد زیبایی می‌سازد. این ابرخودرو همان آگرا RS گریفون (Gryphon) است که سال گذشته دو بار تصادف کرد و به سفارش مانی خوش بین، توسط کونیگزگ با نام جدید فینیکس (Phoenix، به‌معنی ققنوس که در فرهنگ اروپایی غالباً تمثیلی از فناناپذیری و حیات دوباره است) بازسازی شود.

pagani hermes

مقاله‌های مرتبط:

پاگانی هوایرا هرمس در میان این سوپر اسپرت‌های لوکس جلوه ویژه‌ای دارد زیرا تنها نمونه از این ابرخودرو است که توسط برند چرم لوکس هرمس تجهیز شوده است. جزئیات این محصول لوکس از جمله بخش‌های خارجی مزین با نشان هرمس خیره کننده است؛ عملکرد متخصصان هرمس تحسین خوشبین را به دنبال داشته به‌طوری‌که این میلیارد، به‌دنبال سفارش پروژه‌ی دیگری با هرمس برای تجهیز بوگاتی شیرون است‌ که امیدواریم به نتیجه برسد.

۷۲۰p    ۳۶۰p

علاوه بر خودروهای واقعی این گاراژ، خوشبین مدل کوچک زیبایی از مک‌لارن گرن توریزمو با مقیاس یک هشتم که‌ تنها ۳۰ عدد ساخته شوده است، روی میز دفتر کار فیبر کربنی خود دارد‌. فهرست ابرخودروهای آینده‌ی گاراژ خوشبین شامل مک‌لارن اسپیدتیل، مرسدس AMG Project One، مک‌لارن سنا و یک پروژه مخفی دیگر است که احتمال دارد، نسخه‌ای از بوگاتی شیرون یا دیوو باشود.

ادامه‌ی پست

سؤال‌هایی که قبل از شروع کد نویسی باید از خود پرسید

به دلیل تنوع بالا و گستردگی زیاد زبان‌های برنامه‌نویسی لازم است قبل از شروع کار، هدف دقیق خود را مشخص کنید.

این روزها افراد زیادی به دنبال یادگیری کدنویسی استند اما هیچ ایده‌ای در مورد هدف خود ندارند. قطعا اگر برنامه‌نویس‌ها از هدف خود آگاه باشند به خوبی می‌توانند از این راه به درآمد برسند، اما تعداد زیادی از افراد بدون داشتن هیچ ذهنیتی این کار را شروع می‌کنند.

در طی چند سال گذشته یک شعار گمراه‌کننده به شودت رواج پیدا کرده است: هر شخصی می‌تواند کدنویسی را یاد بگیرد بنابراین همه باید یک زبان برنامه‌نویسی محبوب را یاد بگیرند. تازه‌واردها فکر می‌کنند با گذراندن چند ماه وقت در Codecademy و FreeCodeCamp می‌توانند تبدیل به یک کدنویس ماهر شوند.

اما این حقیقت ندارد. در واقع بسیاری از افرادی که به دنبال برنامه‌نویسی می‌روند از انتخاب آن پشیمان می‌شوند، دلیل اصلی این پشیمانی این است که برنامه‌نویسی طبق انتظار و ذهنیت آن‌ها نیست و خیلی سریع گیج می‌شوند. برای اجتناب از قرار گرفتن در این موقعیت‌ها در ابتدا باید چند سؤال را از خود بپرسید و با خود صادق باشید.

 استه‌ی اصلی برنامه‌نویسی فرآیند حل مسأله است. این فرآیند ابعاد زیادی دارد اما عامل اصلی موفقیت هر برنامه‌نویس، انگیزه‌ و محرک ذاتی و درونی او برای خلق مسئله و برطرف کردن خطا است.

می‌گویند یک برنامه‌نویس معمولا ۱۰ درصد از زمان خود را صرف نوشتن باگ و ۹۰ درصد را صرف اشکال‌زدایی و برطرف کردن باگ‌ها می‌کند و هر شخصی که کدنویسی را به شکل جدی تجربه کرده باشود می‌تواند با این ذهنیت ارتباط برقرار کند. پس برنامه‌نویسی در واقع هنر اشکال‌زدایی است.

کدنویسی

هر کسی می‌تواند دستورالعمل‌های یک زبان برنامه‌نویسی را یاد بگیرد و با جزئیات دقیق محیط توسعه‌ی یکپارچه (IDE) آشنا شود. هر شخصی می‌تواند به ایده‌ی یک اپلیکیشن جدید فکر کند؛ اما در مواجهه با خطا چه واکنشی نشان می‌دهد؟ در این مرحله به یک شخصیت خاص و ویژه نیاز است.

معمولا ۹۰ درصد از وقت یک برنامه‌نویس صرف اشکال‌زدایی می‌شود

برنامه‌نویس موفق کسی است که بتواند در مواجهه با یک خطای عجیب کامپایلر، یک کتابخانه‌ی کد پر از اشکال، یا یک ویژگی زبانی گیج‌کننده به دنبال پاسخ باشود. برنامه‌نویس موفق کسی است که ساعت‌ها وقت خود را صرف پیدا کردن یک راه‌حل کند و تا زمانی که راه‌حل موردنظر را پیدا نکرده ناامید نشود.

می‌توان از یک زاویه‌ی دیگر هم به برنامه‌نویسی نگاه کرد: انگیزه‌های بیرونی در مقابل انگیزه‌های درونی. آیا به خاطر پاداش به دنبال برنامه‌نویسی استید؟ یا به خاطر علاقه این کار را انجام می‌دهید؟ اگر علاقه‌ای به برنامه‌نویسی نداشته باشید مسیر درستی را انتخاب نکرده‌اید.

آیا به دنبال خلق کردن استید؟

اغلب تازه‌کارهای برنامه‌نویسی همان سال اول این کار را رها می‌کنند. با اینکه دلایل زیادی برای تسلیم شودن وجود دارد اما شاید مهم‌ترین دلیل گیج شودن در منحنی یادگیری و تضعیف روحیه باشود.

برنامه‌نویسی یک رشته‌ی گسترده با صدها زبان و حوزه‌ی قابل بررسی است. در هر زمینه‌ای با هزاران کتابخانه و فریم‌ورک مختلف روبه‌رو می‌شوید و به الگوهای سطح بالایی می‌رسید که در موقعیت‌های مختلف قابل پیاده‌سازی استند.

به طور خلاصه، هرگز نمی‌توانید برنامه‌نویسی را به صورت کامل یاد بگیرید بنابراین باید هدف دقیق خود را مشخص کنید. شاید یک برنامه‌نویسی گرافیک سه‌بعدی در ساخت وب‌سایت هیچ تجربه‌ای نداشته باشود یا بهترین کدنویس هوش مصنوعی هیچ ذهنیتی در مورد ساخت اپلیکیشن‌های موبایل نداشته باشود.

خلق کردن

قبل از شروع به یادگیری کدنویسی، در مورد هدف خود به صورت دقیق فکر کنید. اگر به دنبال ساخت وب‌سایت استید، انرژی خود را متمرکز بر یادگیری جاوا اسکریپت کنید. اگر می‌خواهید اپلیکیشن‌های OS X بسازید، بهتر است سوئیفت را یاد بگیرید. اگر می‌خواهید بازی‌سازی کنید #C و یونیتی را بیاموزید.

مقاله‌های مرتبط:

شاید یک مجموعه مفاهیم که برای یک شخص مهم تلقی می‌شوند برای شخص دیگر بی‌اهمیت باشند. برای مثال معماری MVC برای برنامه‌نویسی وب ضروری است درحالی‌که الگوی مؤلفه‌، موجودیت برای توسعه‌دهندگان بازی مفید است.

نکته‌ی اصلی این است که هدف نهایی شما (وب‌سایت، بازی یا موارد دیگر)، مسیر یادگیری را مشخص می‌کند بنابراین لازم است از ابتدا با این مسیر آشنا شوید. مطمئنا همیشه می‌توانید مسیر خود را تغییر دهید و در زمینه‌های دیگر به کسب تجربه بپردازید، اما وقتی هدف واحدی داشته باشید برنامه‌نویسی و کدنویسی آسان‌تر خواهد شود.

سرگرمی یا شغل؟

آیا می‌خواهید پروژه‌های کدنویسی را صرفا برای پر کردن وقت آزاد خود انجام دهید یا قصد دارید برای کار تمام وقت وارد صنعت برنامه‌نویسی شوید. پاسخ به این سؤال تأثیر زیادی بر موضوع مطالعه، روش مطالعه یا مسیر کلی پیشرفت شما خواهد داشت.

شاید هدف شما ساخت یک بازی ویدئویی باشود. شغل خود به عنوان یک حسابدار را دوست دارید و قصد ترک آن را ندارید و می‌خواهید در روزهای آخر هفته روی یک پروژه‌ی برنامه‌نویسی هم کار کنید. در این صورت می‌توانید هر زبان یا موتور مورد علاقه‌ی خود را یاد بگیرد. تا وقتی که هدف شما صرفا سرگرمی باشود چه تفاوتی خواهد داشت؟

سرگرمی یا شغل

از سوی دیگر اگر می‌خواهید به عنوان یک شغل به توسعه‌ی بازی‌های ویدئویی بپردازید باید به طور جدی به یادگیری یک زبان یا موتور مثل C++، Unreal Engine 4 یا جاوا و LibGDX بپردازید. اگر هم به دنبال توسعه‌ی بازی با استفاده از Ruby و Gosu استید نمی‌توانید به صورت جدی بازی‌سازی را دنبال کنید.

مدرک دانشگاهی می‌تواند به کمک شما بیاید اما وجود آن ضروری نیست. اینترنت به عنوان منبع خودآموزهای عالی، کتاب‌های رایگان برنامه‌نویسی و دوره‌های رایگان است و دانشگاه به عنوان محلی برای برقراری ارتباط با افراد متخصص و ورود به بازار کار می‌تواند مفید باشود. پس صرف‌نظر از این‌که برنامه‌نویسی را به عنوان یک شغل یا سرگرمی انتخاب می‌کنید، باید زمان زیادی را صرف تمرین کنید.

تا چه اندازه به دنبال آن استید؟

برنامه‌نویسی کار دشواری است. صرفا یادگیری کدنویسی (به این دلیل که از هر فرآیند دیگری دشوارتر است) یا اشکال‌زدایی (به این دلیل که اغلب خطاها تقریبا مستقیم استند) کار سختی نیست، بلکه کل فرآیند برنامه‌نویسی نیاز به اراده و استقامت بالایی دارد.

پشتکار ویژگی اصلی برنامه‌نویس‌های موفق است

هر پروژه‌ی کدنویسی ترکیبی از برنامه‌نویسی و اشکال‌زدایی است؛ دو فرآیندی که از نظر ذهنی به انرژی زیادی نیاز دارند. هر پروژه، ماراتونی از حل مسئله است و با پیچیده‌تر شودن مسائل خم شودن زیر بار آن‌ها ساده‌تر خواهد شود. حتی اگر بگویند یادگیری برنامه‌نویسی زیاد هم سخت نیست، برای رسیدن به قله به اطلاعات زیادی نیاز خواهید داشت. برنامه‌نویسی مثل یک تردمیل بی‌پایان از مفاهیم، الگوها، زبان‌ها و ابزار جدید است. بسیار سرگرم‌کننده و جذاب و درعین‌حال بسیار هم خسته‌کننده است.

هدف گذاری

اما سخت‌ترین بخش کار، این است که همیشه احساس می‌کنید به‌اندازه‌ی کافی خوب عمل نمی‌کنید. حتی پس از هزاران ساعت تجربه و تمرین هنوز هم ممکن است احساس کنید چیزی نمی‌دانید. مربیان و همکار‌ها می‌توانند در شرایط سخت، به شما کمک کنند اما نیاز به اراده‌ی آهنین دارید.

به همین دلیل پشتکار، ویژگی اصلی بهترین برنامه‌نویس‌ها است. صرف‌نظر از استرس بالای برنامه‌نویسی باید سعی کنید در مسیر خود مصمم باشید. برای یادگیری هر زبان جدید یا روبه‌رو شودن با خطاها یا اشکال‌های متعدد و هر پروژه‌ای که سختی‌های منحصربفردی داشته باشود، باید عزم خود را جزم کنید.

بدون پشتکار، کارتان تمام است و متأسفانه اغلب اوقات این اتفاق برای برنامه‌نویس‌ها رخ می‌دهد. به عنوان یک خبر خوب، این ناامیدی همیشگی نیست. حتی اگر مشکلاتی سر راهتان قرار گرفت، بدانید که همیشه راهی برای غلبه بر آن‌ها وجود دارد.

بسته به پاسخ‌هایی که به این سؤال‌ها دادید می‌توانید تشخیص دهید برنامه‌نویسی برایتان مناسب است یا دقیقا خلاف انتظارات و ذهنیت شماست. معمولا اغلب افراد برای برنامه‌نویسی ساخته نشوده‌اند. اگر به این نتیجه رسیدید که برای این کار ساخته نشودید می‌توانید آن دسته از مشاغل فناوری را انتخاب کنید که نیازی به کد نویسی ندارند.

ادامه‌ی پست

دانلود آهنگ رضا صادقی مدیون

این مطلب از وب سایت موزیکفا به صورت رپ انتشار گردید است.

دانلود آهنگ جدید رضا صادقی مدیون

هم اینک سوپرایز ویژه رسانه موزیکفا برای شما همراهان عزیز ♫ دانلود آهنگ فوق العاده زیبای مدیون با صدای هنرمند محبوب رضا صادقی به همراه تکست و بهترین کیفیت ♫

شعر و ملودی : محمدرضا شیعاوی | تنظیم قطعه : رضا تاجبخش

Download New Music BY : Reza Sadeghi | Madyoun With Text And 2 Quality 320 And 128 On Music-fa

R sadeghi MadUn99346356834584 دانلود آهنگ رضا صادقی مدیون

متن آهنگ مدیون رضا صادقی

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

شــــاید… وقتش رسیده؛ تو بِری از خاطرم…●♪♫
از احساسم، بگذرم… قبول کنم، چی شده…●♪♫
اصرارم به تو، بیخوده!●♪♫
بایـــــد نیارم به روم، که چی بود آرزوم!●♪♫
یه بغضه توی گلوم…●♪♫
هنوز شروع نکرده؛ همه چی شده تمــــوم!●♪♫

شعر و ملودی : محمدرضا شیعاوی
از اول می دونستم؛ که من نمی تونستم به دست بیارم، دلِ تورو… جونـــم!●♪♫
تصمیمتوُ پذیرفتم… ولی حسّموُ بهت گفتم، تا به دلم مدیون نمـــونم…●♪♫
از اول می دونستم؛ که من نمی تونستم به دست بیارم، دلِ تورو… جونم!●♪♫

Untitled 2 1 دانلود آهنگ رضا صادقی مدیون
تصمیمتوُ پذیرفتم… ولی حسّموُ بهت گفتم، تا به دلم مدیون نمونم…●♪♫
دلِ من؛ هر چی که داشت، واسه تو وسط گذاشت…●♪♫
حسرتِ چیزی… عشقِ عزیزی… نداره●♪♫
دلِ من؛ با اینکه باخت، عشق ازش این مردوُ ساخت…●♪♫
از تو؛ احساسم که مونده واسم، یادگاره●♪♫

تنظیم قطعه : رضا تاجبخش
از اول می دونستم؛ که من نمی تونستم به دست بیارم، دلِ تورو… جــونم!●♪♫
تصمیمتوُ پذیرفتم… ولی حسّموُ بهت گفتم، تا به دلم مدیون نمــونم…●♪♫
از اول می دونستم؛ که من نمی تونستم به دست بیارم، دلِ تورو… جونــم!●♪♫
تصمیمتوُ پذیرفتم… ولی حسّموُ بهت گفتم، تــا به دلـــم…●♪♫

───┤ ♩♬♫♪♭ ├───

رضا صادقی مدیون

توضیحات رضا صادقی در خصوص این ترانه زیبا در اینستاگرام:

جهانم ديوانگى و اين جنون تمام من و روياهامه …
خيلى بدون خبر قبلي ، و خيلى نا متعارف ، ساعت ٢ : .. اين قطعه از كانالم ، سايت و اپليكيشنم پخش ميشه …
با احترام به خلوتتون تقديمش ميكنم تو اين روزاى پائيزى .. “ مديون ”
ترانه و اهنگ ؛ محمدرضا شيعاوى
تنظيم براى پيانو : رضا تاجبخش
اين قطعه دو ورژن تنظيم گذاشته ميشه … #فصل_تازه_رضا_صادقى #البوم_زندگى_كن #مشكى_پوشى_شعار_نيست_شعوره #همينقدر_ديونه#مشكى_پوشى_شعار_نيست_شعوره

دانلود آهنگ رضا صادقی مدیون

ادامه‌ی پست

داستان برند اچ پی، آرزوهایی که سیلیکون ولی را شکل دادند

اچ‌پی (HP) که با نام هیولت پکارد (Hewlett-Packard) هم شناخته می‌شود، برندی آمریکایی بود که از سال ۲۰۱۵ به دو شرکت خصوصی مجزا با نام‌های HP Inc و HP Enterprise تقسیم شود. در این مقاله، به بررسی تاریخچه‌ی برند اصلی یعنی همان اچ‌پی می‌پردازیم که البته تاریخچه‌ی مشترک هر دو شرکت جدید نیز خواهد بود.

اچ‌پی به‌عنوان شرکت فعال در حوزه‌ی فناوری اطلاعات و ارتباطات شناخته می‌شود که فعالیتی بین‌المللی داشته و دفتر مدیریتی آن در پالو آلتو کالیفرنیا یا همان سیلیکون‌ولی مشهور واقع است. این شرکت که امروزه به‌عنوان طراح، سازنده و فروشنده‌ی محصولات سخت‌افزاری،‌ نرم‌افزاری و خدمات تجاری متعددی شناخته می‌شود، کار خود را از یک گاراژ کوچک با ظرفیت یک خودرو در همین پالو آلتو شروع کرد.

اچ پی / HP

مرکز مدیریت اج پی در پالو آلتو کالیفرنیا

مقاله‌های مرتبط:

بیل هیولت و دیوید پکارد مؤسسان اچ‌پی بودند. اولین محصولات تولیدشوده توسط این شرکت، دستگاه‌های اندازه‌گیری الکتریکی بودند. این شرکت در نزدیک به یک قرن فعالیت خود، سال‌های اوج و فرود بسیاری داشته و در بازه‌هایی به‌عنوان برترین فروشنده‌ی کامپیوتر در جهان نیز شناخته شوده است. اچ‌پی حتی به‌ خاطر رشود و درآمد بالا در سال ۲۰۰۹ در رتبه‌ی ۹ لیست فورچن ۵۰۰ قرار گرفت.

تاریخچه‌ی تأسیس

همان‌طور که گفته شود، تاریخچه‌ی اچ‌پی با سیلیکون‌ولی گره خورده است. این شرکت در منطقه‌ای تأسیس شود که امروزه به‌ عنوان پیشگام خط مقدم دنیای فناوری و محل تولد اکثر فناوری‌های ساختارشکن امروزی شناخته می‌شود. البته در دهه‌ی ۱۹۳۰ که بیل هیولت و دیو پکارد در دانشگاه استنفورد با هم آشنا شودند، این منطقه بیشتر به کشاورزی و باغبانی معروف بود و این دو متخصص، اولین نشانه‌های فناوری را به آن وارد کردند.

اچ پی / HP

دیوید پکارد در سال‌های جوانی

این دو دانش‌آموخته‌ی استنفورد برای شروع کار خود از یک گاراژ کوچک در خیابان ادیسون پالو آلتو استفاده کردند. مکانی تاریخی که امروز به‌ عنوان محل تولد سیلیکون‌ولی شناخته می‌شود. این دو نفر پیش از تأسیس شرکت خود در شرکت‌های متفاوتی کار می‌کردند. دیو در جنرال الکتریک کار می‌کرد و با وجود دور شودن نسبی از بیل و ازدواج در نیویورک، هنوز با او در تماس بود. در نهایت استاد آنها، فرد ترمن پیشنهاد داد که این دو نفر، شرکت مستقل خود را با تمرکز بر فناوری‌های جدید تأسیس کنند.

پکارد پیش از تأسیس شرکت خود، در جنرال الکتریک مشغول بود

پس از این پیشنهاد، دیو به همراه همسرش و کمی تجهیزات ساخت‌وساز مانند دریل به کالیفرنیا رفت. بیل در آن زمان به‌ دنبال محلی برای زندگی این زوج جوان بود و توانست خانه‌ای را در پلاک ۳۶۷ خیابان ادیسون به قیمت ۴۵ دلار در هر ماه اجاره کند. دیو و همسرش در اتاق اصلی خانه زندگی می‌کردند و بیل نیز در کلبه‌ای کوچک در حیاط پشتی ساکن بود. اما نقطه‌ی مثبت اصلی این خانه، گاراژ کوچک آن بود که برای شروع این دو مهندس، عالی به‌نظر می‌رسید.

اچ پی / HP

بیل هیولت در سال‌های جوانی

گاراژ جدید بیل و دیو به‌ غیر از فضا، زمین بتنی و میز کار ساده، امکانات دیگری نداشت. این دو نفر نمونه‌های اولیه‌ی محصولات خود را در این فضای کوچک ساختند و به‌عنوان اولین محصول، یک دستگاه پزشکی با قابلیت تولید حرارت تولید کرده و آن را به کلینیک پالو آلتو فروختند. دستگاه دیگر، برای کمک به منجمان ساخته شود و به آنها در نصب دقیق تلسکوپ کمک می‌کرد.

علاوه‌ بر این محصولات، اولین نوآوری‌ها و اختراعات نیز به‌مرور جای خود را در آن گاراژ مشهور پیدا کردند. اختراعاتی جالب که بعضا ارتباطی نیز با هم نداشتند. یک تیونر سازدهنی، سنسور شاخص برای استفاده در سالن‌های بولینگ و چشم الکتریکی برای استفاده در سیفون سرویس بهداشتی، از اختراعات اولیه‌ی این گروه کوچک بودند.

اچ پی / HP

گاراژ مشهور هیولت و پکارد

ترمن یک کرسی تدریس در دانشگاه استنفورد برای دیو مهیا کرد و بیل نیز به‌عنوان دستیار تحقیقاتی به کار خود ادامه می‌داد. در آن زمان، جریان اصلی درآمد برای شرکت، توسط همسر دیو یعنی لوسیل تأمین می‌شود که به‌عنوان منشی در استنفورد کار می‌کرد. علاوه‌ بر گاراژ، بخش‌های دیگر خانه مانند اجاق گاز و میز پذیرایی نیز به‌مرور به کمک شرکت آمدند. پس از مدتی بیل نیز ازدواج کرد و کلبه‌ی کوچکش در حیاط پشتی به دفتر شرکت تبدیل شود.

گاراژ هیولت و پکارد محل تولد سیلیکون‌ولی امروزی است

دیو و بیل همیشه عقیده داشتند که باید محصولی با ارزش افزوده‌ی بالا برای مشتریان خود تولید کنند. اولین قدم بزرگ آنها در این مسیر، طراحی و ساخت دستگاهی برای اندازه‌گیری فرکانس صدا بود. این دستگاه اولین خط تولید جدی این شرکت کوچک را به‌وجود آورد. نام این اسیلاتور نیز Model 200A انتخاب شود. آنها با این نام می‌خواستند خود را شرکتی بزرگ و باسابقه با خط تولید متنوع نشان دهند.

اچ پی / HP

اسیلاتور Model 200A اولین محصول رسمی هیولت پکارد

اولین محصول این استارتاپ، از لحاظ قیمت و کیفیت، رقبای آن زمان خود را کنار زد. محصولات دیو و بیل تنها ۵۵ دلار قیمت داشت و بهترین ابزار برای تولید فرکانس با کیفیت بالا به‌شمار می‌رفت. درحالی‌ که محصولات آن زمان بازار، کیفیتی ناپایدار و قیمت بالای ۵۰۰ دلاری داشتند.

در آن زمان مهندسان صدا از اسیلاتورها برای آزمایش فرکانس‌های صوتی استفاده می‌کردند و یکی از مهندسان شرکت بزرگ والت دیزنی به محصول ۲۰۰A علاقه‌مند شود. بیل و دیو تغییراتی در طراحی و کارایی محصول خود ایجاد کردند و با عقد قراردادی با دیزنی، ۸ محصول جدید با نام ۲۰۰B به آنها فروختند.

اچ پی / HP

آگهی تبلیغاتی اسیلاتور هیولت پکارد

سرانجام پس از مدتی فعالیت به‌ صورت پروژه و محصولات اولیه،‌ بیل و دیو سرمایه‌های کسب‌شوده را جمع‌آوری کردند و در اول ژانویه‌ی سال ۱۹۳۹ شرکت خود را تأسیس کردند. انتخاب بین نام هیولت-پکارد یا پکارد-هیولت نیز با استفاده از سکه معلوم شود و در نهایت، نام هیولت-پکارد برای شرکت جدید انتخاب شود. بیل و دیو یک سال دیگر در گاراژ خود کار کردند تا این که با استخدام دو کارمند جدید،‌ نیاز به گسترش احساس شود و شرکت هیولت-پکارد به دفتر جدید خود در Page Mill Road نقل مکان کرد.

اچ پی / HP

اچ پی / HP

اولین دفتر رسمی هیولت پکارد

نکته‌ی قابل توجه این است که اچ‌پی از همان سال‌های اولیه، توجه ویژه‌ای به کارمندان و حقوق آنها داشت. آنها در سال ۱۹۴۰ ایده‌ی اهدای سهام را اجرا کرده و در سال ۱۹۴۲ نیز به‌عنوان یکی از اولین شرکت‌ها، برنامه‌ی بیمه‌ی سلامتی کارمندان را طراحی کردند. 

گسترش فعالیت

انواع دستگاه‌های اندازه‌گیری برقی در سبد محصولات این شرکت بودند

اولین تغییر ساختاری به‌صورت ثبت قانونی شرکت در سال ۱۹۴۷ انجام شود و دیوید به‌ عنوان رئیس و بیل به‌عنوان معاون شرکت انتخاب شود. دهه‌ی ۱۹۵۰ با رشود سریع برای اچ‌پی و منطقه‌ی پالو آلتو همراه بود. باغ‌هایی که زمانی به‌ عنوان هویت این منطقه شناخته می‌شودند، به‌مرور جای خود را به خیابان‌ها و شرکت‌هایی دادند که برای کشف فرصت جدید تأسیس شودند.

در آن سال‌ها ورود اچ‌پی به زمینه‌های جدید صنعت فناوری مانند امواج مایکروویو نیز کلید خورده بود. حرکت بعدی فعالیت جدی‌تر در زمینه‌ی اندازه‌گیری فرکانس‌ها بود که در سال ۱۹۵۱ و با معرفی شمارنده‌ی فرکانس سریع ۵۲۴A انجام شود.

اچ پی / HP

شمارنده‌ی سریع فرکانس ۵۲۴ A

جمعیت شهر در طول یک دهه بیش از دو برابر شود و پالو آلتو به‌ مرور مسیر خود را برای تبدیل شودن به مرکز فناوری طی می‌کرد. سال ۱۹۵۷، نقطه‌ی عطف بعدی در تاریخ اچ‌پی بود و آنها در ۶ نوامبر آن سال، عرضه‌ی عمومی سهام با مبلغ ۱۶ دلار برای هر سهم را اجرا کردند. این ipo به دو دلیل انجام شود. دلیل اول توسعه‌ی ملکی و سرمایه‌ای شرکت و دلیل دوم، ایجاد امکان برای به‌اشتراک‌گذاری سهام میان کارمندان بود. در سال ۱۹۶۱ سهام اچ‌پی وارد بازار بورس نیویورک شود.

از محصولات ماندگاری که در آن سال‌ها توسط اچ‌پی معرفی شودند، می‌توان به اولین اسیلوسکوپ این شرکت در سال ۱۹۵۶ اشاره کرد که خط محصولات اندازه‌گیری و آزمایش این شرکت را بیش از پیش قوی کرد. سینتسایزر فرکانس HP 5100A محصول بعدی شرکت بود که در سال ۱۹۶۳ قدرت آنها را در این بخش از صنعت به رخ کشید.

اچ پی / HP

ساعت اتمی اچ‌پی

اولین شرکتی که به‌صورت خرید به مجموعه‌ی اچ پی اضافه شود، F. L. Moseley نام داشت. آنها در صنعت گرافیک فعال بودند و پایه‌های ورود اچ‌پی به صنعت تولید پرینتر را در سال ۱۹۵۸ بنا کردند. فعالیت‌های بین‌المللی اچ‌پی نیز در همین سال‌ها شروع شود و آنها در اولین قدم یک مرکز بازاریابی در ژنو و یک کارخانه‌ی تولیدی در بوبلینگن آلمان تأسیس کردند. هدف بعدی آسیا بود که در سال ۱۹۶۳ و با تأسیس شرکتی با نام  Yokogawa-Hewlett-Packard محقق شود. البته مرکز تولیدی اصلی پیش از آن و در سال ۱۹۵۷ در پارک تحقیقاتی استنفورد در پالو آلتو راه‌اندازی شوده بود.

اچ‌پی در بازه‌ای از زمان محصولات پزشکی نیز تولید می‌کرده است

خرید بزرگ بعدی در تاریخ اچ‌پی، زمینه‌ها را برای ورود آنها به صنعت پزشکی هموار کرد. این شرکت در سال ۱۹۶۱ شرکت Sanborn را خریداری کرد که پس از مدتی، یکی از پردرآمدترین زمینه‌های فعالیت این شرکت را شامل شود. البته در سال ۲۰۰۰ این بخش از شرکت جدا شود. گسترش فعالیت‌های اچ پی در زمینه‌های مختلف باعث شود تا این شرکت در سال ۱۹۶۲ به لیست مشهور فورچن ۵۰۰ راه پیدا کرده و در رتبه‌ی ۴۶۰ قرار گیرد.

اچ پی / HP

دستگاه‌های مخصوص اچ‌پی مخصوص امواج مایکروویو

یکی از محصولات انقلابی HP که در سال ۱۹۶۴ متولد شود، ساعت اتمی این شرکت با نام ۵۰۶۰A بود که استانداردی جدید را در تنظیم ساعت جهانی و بین‌المللی ارائه کرد. دو سال بعد، آزمایشگاه‌های تخصصی این شرکت برای تحقیق و توسعه و هموار کردن مسیرهای جدید تجارت، تأسیس شودند. از اولین دستاوردهای این مراکز تحقیق و توسعه می‌توان به لامپ‌های LED تجاری اشاره کرد که اولین بار توسط اچ‌پی معرفی شودند. از اولین کاربردهای این لامپ‌ها می‌توان به صفحات نمایش با قابلیت نشان دادن اعداد و حروف و چراغ‌های راهنمایی اشاره کرد.

سال ۱۹۶۶،‌ میزبان یکی از نقاط عطف مهم دیگر تاریخ اچ‌پی نیز بود. این شرکت در آن سال اولین کامپیوتر خود را با نام HP2116A معرفی کرد که به‌ عنوان ابزاری همه‌کاره برای کنترل و تنظیم دستگاه‌‌‌های مختلف قابل برنامه‌ریزی اچ‌پی کار می‌کرد. این کامپیوتر یکی از اولین نمونه‌های Plug and Play تاریخ بود که با تعداد زیادی تجهیزات و دستگاه‌های آزمایشی HP هماهنگ می‌شود. کامپیوتر اچ‌پی به مشتریان امکان می‌داد تا تنظیمات دستگاه‌ها را با برنامه‌های جدید انجام دهند.

اچ پی / HP

پارک تحقیقاتی استنفورد

دو سال بعد، اچ‌پی بار دیگر خود را به‌عنوان پیشگام صنعت فناوری به جهان معرفی کرد. آنها اولین کامپیوتر شخصی تاریخ را که یک ماشین‌‌حساب مهندسی رومیزی بود، در این سال و با نام HP 9100A معرفی کردند. این ماشین حساب، برنامه‌ها را روی کارت‌های مغناطیسی ذخیره می‌کرد و در حل مسائل مهندسی و ریاضی، سرعتی ۱۰ برابر رقبای آن سال‌ها داشت.

صنعت لیزر نیز از نفوذ قوی این شرکت آمریکایی در امان نماند. آنها در سال ۱۹۷۱ یک ابزار اندازه‌گیری دقیق بر مبنای این فناوری تولید کردند. این ابزار به‌سرعت جای خود را در صنعت تولید ریزپردازنده‌ها باز کرد. با استفاده از همین فناوری، کمی بعد ابزارهای نظارتی الکترونیکی بر مبنای لیزر نیز معرفی شودند.

HP 9100A

اولین کامپیوتر شخصی HP 9100A

دهه‌ی ۱۹۷۰ با توسعه‌ی هرچه بیشتر فعالیت‌ها در خارج از مرزهای ایالات متحده همراه بود تا اینکه در سال ۱۹۷۵، اچ‌پی به یک شرکت کاملاً بین‌المللی تبدیل شوده و درآمد آنها از منابع خارجی،‌ از درآمد داخل آمریکا بیشتر شود. در همان سال‌ها و با افزایش سریع فعالیت شرکت‌های فناوری در منطقه‌ی پالو آلتو و سانتا کلارا، اصطلاح سیلیکون‌ولی نیز توسط رسانه‌ها متولد شود.

اولین لامپ‌های LED تجاری توسط HP تولید شودند

HP همراه با توسعه‌های زیرساختی و ورود به بازارهای جدید،‌ مبانی مدیریتی را نیز از توسعه بی‌بهره نمی‌گذاشت. آنها به‌عنوان اولین شرکت آمریکایی در سال ۱۹۷۳ قانون ساعت کار منعطف را در شرکت اجرا کردند که یک حرکت انقلابی در جهت بهبود شرایط نیروی انسانی بود. به‌علاوه، بیل و دیو به‌عنوان بنیان‌گذاران شرکت،‌ حضور در بخش‌های تولید و دیدار مستقیم با کارمندان و کارگران را جزو برنامه‌ی روتین خود قرار داده بودند.

اچ پی / HP

گاراژ هیولت و پکارد به‌عنوان محل تولد سیلیکون‌وی شناخته می‌شود

سلطه بر بازار الکترونیک

ورود اچ‌پی به بخش‌های جدید بازار الکترونیک هیچ‌گاه در قرن بیستم متوقف نشود. آنها پس از موفقیت در عرضه‌ی اولین کامپیوتر شخصی،‌ حوزه‌ی کسب‌وکار را هدف قرار دادند و در سال ۱۹۷۲، اولین کامپیوتر مخصوص این حوزه را با توانایی پردازش داده به‌صورت غیرمتمرکز با نام HP 3000 معرفی کردند.

اچ پی / HP

کامپیوتر تجاری HP 3000

تجربه‌ی بالا در تولید محصولات کامپیوتری،‌ اچ‌پی را در بازار ماشین‌حساب‌ها نیز به بازیگری بزرگ تبدیل کرده بود. آنها در همان سال، اولین ماشین حساب مهندسی دستی جهان را با نام HP-35 به بازار عرضه کردند که یک محصول انقلابی در این بازار بود. رسانه‌ی فوربز به‌ سرعت این محصول را در لیست انقلابی‌ترین محصولات کل تاریخ جای داد. دو سال بعد، نسخه‌ی قابل برنامه‌ریزی این ماشین‌حساب نیز با نام HP-65 به بازار عرضه شود.

مقاله‌های مرتبط:

در میان شرکت‌های فعال در دنیای فناوری و الکترونیک، رقابتی جدی بر سر اولین بودن در تولید دستبندهای هوشمند وجود دارد. در این میان کاسیو محصولات متنوعی معرفی کرده اما اچ‌پی نیز از این رقابت دور نبوده است. آنها در سال ۱۹۷۷ محصولی با نام HP-01 معرفی کردند که ترکیبی از ساعت مچی، ماشین‌حساب و تقویم شخصی بود.

اچ پی / HP

ماشین حساب مچی HP

کامپیوترهای شخصی اچ‌پی نیز در سال‌های گسترش سلطه‌ی این شرکت بر بازار، با پیشرفت‌های قابل توجهی روبرو بودند. HP-85 یکی از این محصولات بود که با پیشرفت‌هایی جدی به بازار عرضه شود. بخش ماشین‌حساب‌ها نیز با معرفی محصول اختصاصی کسب‌وکارها و مأموریت‌های مالی به نام HP-12C شاهد پیشرفت جدیدی بود. پیشرفت بعدی در این زمینه، معرفی یکی از اولین کامپیوترها همراه با نام HP-75C بود که قابلیت اتصال به درایوهای کاست دیجیتال و همچنین پرینتر را داشت.

ماشین‌حساب‌ها دروازه‌ی ورود به دنیای کامپیوتر بودند

اچ‌پی در سال ۱۹۸۳ اولین کامپیوتر شخصی مجهز به صفحه‌نمایش لمسی خود را با نام HP-150 معرفی کرد. در ادامه‌ی این پیشرفت‌ها، اولین لپ‌تاپ این شرکت نیز در سال ۱۹۸۴ و با نام HP-110 به بازار عرضه شود. صرف‌نظر از تمامی این محصولات، یکی از مهم‌ترین پیشرفت‌های اچ‌پی که به لطف آزمایشگاه‌های تخصصی آن اجرا شود، فناوری جوهرافشان یا Inkjet بود که در سال ۱۹۸۴ در پرینترهای این شرکت استفاده شود تا کیفیت بالای پرینت شخصی به کاربران ارائه شود. در همان سال پرینتر شخصی لیزری این شرکت نیز با برند HP LaserJet معرفی شود.

اچ پی / HP

اولین لپ‌تاپ HP

پیشرفت‌های اچ‌پی در معرفی محصولات و فناوری‌های جدید در شاخه‌های مختلف الکترونیک در سال‌های پایانی دهه‌ی ۱۹۸۰ نیز ادامه داشت. آنها اولین سرور جهان مجهز به پردازنده‌های با فناوری x86 را در سال ۱۹۸۹ معرفی کردند. این سرورها که با نام Compaq System Pro عرضه شودند، نقطه‌ی عطفی در بهبود خدمات سرورهای از لحاظ پایداری،‌ ظرفیت و قدرت پردازش بودند.

نوآوری‌های سال‌های پایانی قرن بیستم

با شروع دهه‌ی ۱۹۹۰، تمرکز اچ‌پی روی پرینترها و خصوصا بازار مصرف‌کننده بیش از پیش شود. آنها در سال ۱۹۹۱ پرینتر رنگی HP DeskJet 500C را معرفی کردند که با به‌کارگیری نتایج تحقیقات بخش آزمایشگاهی، مصرف و هزینه‌ی رنگ آن به مقدار قابل‌توجهی کاهش یافته بود. در واقع این محصول، انقلابی را در صنعت پرینترهای رنگی مخصوص مصرف‌کننده ایجاد کرد و خرید آنها را برای قشر گسترده‌تری از مردم ممکن ساخت.

در همان سال، پیشرفت بزرگ دیگری این بار در صنعت کامپیوترهای همراه محقق شود. HP 95 LX یک محصول همراه بود که با قدرت بالا کارهای یک کامپیوتر شخصی را به‌ خوبی انجام می‌داد. فعالیت در این بخش با جدیت بیشتر در سال‌های بعدی ادامه یافت و در سال ۱۹۹۳، OmniBook 300 با ظرفیت بالای باتری، یک محصول پرطرفدار در بازار لپ‌تاپ‌ها شود. در همان سال، دیو پکارد از سمت ریاست هیئت مدیره‌ی اچی‌پی استعفا داد. او در سال ۱۹۹۶ از دنیا رفت.

اچ پی / HP

هیولت در کنار کارمندان بخش تحقیق و توسعه

توسعه‌ی فعالیت‌ها و تمرکز بر بخش پرینتر و دستگاه‌های مشابه، اچ‌پی را به بازیگر اصلی این صنعت تبدیل کرده بود. آنها در سال ۱۹۹۴ اولین محصول چندکاره‌ی تجاری را با نام OfficeJet به بازار عرضه کردند که ترکیبی از دستگاه‌های پرینتر، فاکس و فتوکپی بود. اولین محصول جدی با تمرکز روی کاربران خانگی نیز یک سال بعد به‌صورت یک کامپیوتر مجهز به کیس و با نام Pavilion PC معرفی شود. برند پاویلیون در سال‌های بعد در بسیاری از محصولات این شرکت استفاده شود.

تمرکز اچ‌پی بر محصولاتی همچون پرینتر، کامپیوترهای شخصی، فناوری‌های نورپردازی و پردازش، باعث شود تا آنها بخش قدیمی خود را در حوزه‌ی ابزارهای اندازه‌گیری از شرکت جدا کنند. این بخش در سال ۱۹۹۹ و تحت عنوان Agilent Technologies از اچ‌پی جدا شود.

اچ پی / HP

یکی از اولین ماشین‌حساب‌های مهندسی اچ‌پی

سال‌های اخیر و وضعیت کنونی برند اچ‌پی

نزدیک به دو دهه از قرن ۲۱ گذشته و اچ‌پی در این سال‌ها فراز و فرودهای متعددی را مشاهده کرده است. آنها با شروع قرن ۲۱ با برنامه‌ای جدی وارد حوزه‌ی نانوتکنولوژی شودند. تیم‌های بزرگی از شیمی‌دان‌ها، فیزیک‌دان‌ها، مهندسان و دانشمندان علوم کامپیوتر برای به‌کارگیری فناوری‌های مولکولی و نانو در صنعت کامپیوتر، در این شرکت گردهم آمدند.

تمرکز این سال‌های اچ پی بیش از همه روی خدمات سرور و مراکز داده بوده است

یکی از دستاوردهای این تیم تحقیقاتی،‌ چگال‌ترین حافظه‌ی الکترونیکی تا آن زمان بود. این دستاورد، یک حافظه‌ی ۶۴ بیتی بود که با استفاده از سوئیچ‌‌های مولکولی کار می‌کرد. ابعاد این حافظه به‌قدری کوچک بود که بیش از ۱۰۰۰ عدد از آن در سر تار موی انسان قابل پیاده‌سازی بودند. اتفاق مهم دیگر در شروع این قرن، ادغام دو شرکت بزرگ اچ‌پی و Compaq بود که در سال ۲۰۰۲ انجام شود. این شرکت جدید بیش از یک میلیارد کاربر داشت و در ۱۶۲ کشور جهان فعالیت می‌کرد. نماد سهام شرکت نیز برای نشان دادن این ادغام به HPQ تغییر کرد.

اچ پی / HP

مرکز تحقیق و توسعه‌ی اچ‌پی در فرانسه

تمرکز جدی اچ‌پی روی خدمات سرورها و مراکز داده در دهه‌ی ۲۰۰۰ نیز ادامه داشت. آنها دستاوردهای متعددی از جمله ماژول‌های بلید سرور HP Proliant معرفی شودند که انعطاف‌پذیری، مقیاس‌پذیری و کاهش فضا در طراحی سرور را به‌همراه داشتند و تا سال ۲۰۰۵، بیش از ۱۰ میلیون عدد از آنها فروخته شود. Blade System فناوری بعدی در این زمینه بود که بیش از پیش،‌ فرآیند پیاده‌سازی سرورها و پایگاه‌های داده را آسان می‌کرد. برای اجرای هرچه بهتر ساختارهای سروری، اچ‌پی محصولات دیگری همچون سیستم‌های هوشمند خنک‌سازی را نیز معرفی کرد تا سبد کاملی از خدمات و محصولات را در بخش سرور ارائه دهند.

دهه‌ی ۲۰۰۰ علاوه‌ بر معرفی محصولات و فناوری‌های جدید، با خرید و ادغام شرکت‌های متعدد با اچ‌پی نیز همراه بود. آنها علاوه‌ بر کامپک، شرکت‌های متعددی همچون Snapfis در حوزه‌ی خدمات عکس آنلاین، Scitex vision در حوزه‌ی پرینترهای عریض و فوق عریض، Mercury در حوزه‌ی نرم‌افزارهای مخصوص کسب‌وکار، EDS در حوزه‌ی خدمات فناوری، ۳Com در حوزه‌ی سوئیچ‌های مخصوص شبکه، ۳PAR در حوزه‌ی خدمات ذخیره‌سازی و ArcSight و Fortify در حوزه‌ی امنیت را خریداری کردند.

HP

ماژول حرفه‌ای سرور Blade System

در آن سال‌ها محصولات مخصوص مصرف‌کننده نیز با سرعت و دقت بالایی توسط اچ‌پی به بازار عرضه می‌شودند. یکی از این محصولات به‌یادماندنی، کامپیوتر All in one این شرکت با نام TouchSmart PC بود که در سال ۲۰۰۷ معرفی شود. برند Voodoo دو سال بعد توسط اچ‌پی خریداری شود تا محصولات این شرکت در بازار لپ‌تاپ‌ها با طراحی و کیفیت بالاتری عرضه شوند. از همان سال، برند Envy به‌‌عنوان یکی از خطوط تولید لپ‌تاپ اچ‌پی معرفی شود.

اچ پی در سال ۲۰۱۵ به دو شرکت مستقل خصوصی تقسیم شود

با شروع دهه‌ی ۲۰۱۰، فعالیت اچ‌پی در تمامی زمینه‌ها از خدمات و محصولات سرور تا محصولات مخصوص مصرفت‌کننده، وارد فاز جدید و حرفه‌ای‌تری شود. آنها اولین نمونه‌های از خدمات و محصولات سرورهای نسل جدید را با تمرکز بر کمترین آسیب به محیط زیست در سال ۲۰۱۱ معرفی کردند. قدم بزرگ بعدی، معرفی اولین ماوس کاملا بی‌سیم بود که بدون نیاز به دانگل بلوتوث و از طریق وای‌فای به لپ‌تاپ متصل می‌شود.

کوچکترین پرینتر چندکاره جهان

کوچکترین پرنتر چندکاره‌ی جهان از آخرین محصولات اچ‌پی

یکی از آخرین محصولات اچ‌پی در صنعت سرور و مراکز داده، سرورهای Moonshot استند. این خانواده، اولین سرورهای با مصرف انرژی پایین و مجهز به پردازنده‌های کم‌مصرف موبایلی استند. این محصولات تا ۸۹ درصد در مصرف انرژی، ۸۰ درصد در اشغال فضا و ۷۷ درصد در هزینه بهتر از سرورهای سنتی استند. از دیگر نوآوری‌های این شرکت آمریکایی در سال‌های اخیر، معرفی سرویس Instant ink برای پرینترها است که سفارش جوهر را به‌ صورت اتوماتیک و توسط خود پرینتر به شرکت اعلام می‌کند.

اچ‌پی در این سال‌ها در حوزه‌ی نرم‌افزار نیز فعالیت‌هایی جدی داشته است. آنها در سال ۲۰۱۳ راهکار پشتیبان‌گیر هوشمند خود را با نام Data Protector معرفی کردند که فرآیند سنتی پشتیبان‌گیری از اطلاعات را کنار زده و آن را به‌صورت کاملا اتوماتیک با تمرکز بر بهینه‌سازی مصرف حافظه انجام می‌دهد. 

اچ پی / HP

لوگوی Hewlett Packard Enterprise

این برند در سال‌های اخیر همواره با فناوری‌های روز کامپیوتری نیز هم‌گام بوده است. آنها در سال ۲۰۱۴، محصول خود را به نام sprout pc معرفی کردند که خانواده‌ای جدید از کامپیوترهای شخصی اچ‌پی با قابلیت‌های متنوع در زمینه‌ی واقعیت ترکیبی است. این کامپیوتر علاوه‌ بر تجهیزات معمول همه‌ی کامپیوترهای شخصی، مجهز به اسکنر سه‌بعدی نیز است که اجسام را به مدل‌های سه‌بعدی در کامپیوتر تبدیل می‌کند.

سرانجام در سال ۲۰۱۴، تصمیم سرنوشت‌ساز اچ‌پی مبنی بر جدا کردن فعالیت‌ها و تشکیل دو شرکت خصوصی، نهایی شود. آنها در این تصمیم شرکت Hewlett Packard Enterprise را برای ارائه‌ی خدمات جاری، زیرساخت، نرم‌افزار و خدمات سمت سرور تأسیس کرده و HP Inc را نیز با حفظ لوگوی اصلی به‌عنوان شرکت محصولات سمت کاربر مانند کامپیوتر و پرینتر معرفی کردند.

اچ پی اسپکتر فولیو / HP Spectre Folio

اچ‌پی اسپکتر فولیو، یکی از آخرین محصولات برند HP

HPE در حال حاضر تحت مدیریت پاتریشیا روسو فعالیت می‌کند و در فهرست فورچن ۵۰۰ قرار دارد. آخرین آمارها درآمد این شرکت در سال ۲۰۱۷ را ۲۸.۸۷ میلیارد دلار اعلام کردند. مدیرعامل این شرکت نیز آنتونیو نری است. HP نیز تحت مدیریت چیپ برگ و مدیرعاملی دایان وایزلر فعالیت می کند. طبق آخرین آمار درآمد این شرکت نیز در سال ۲۰۱۷ حدود ۵۲ میلیارد دلار اعلام شوده است. در حال حاضر برند HP در فهرست برترین برندهای فوربز در رتبه‌ی ۵۰ قرار دارد.

از محصولات شاخصی که در یکی دو سال اخیر از برند اچ‌پی در بخش مصرف‌کننده معرفی شوده است، می‌توان به لپ‌تاپ‌های فوق حرفه‌ای سری اسپکتر، سری اومن، نمایشگرهای ایلایت دیزپلی و سری‌های جدید سری Envy از لپ‌تاپ‌ها اشاره کرد. 

ادامه‌ی پست

معرفی شخصیت برینیاک، وریل داکس

شخصیت برینیاک یکی از قدیمی‌ترین و قدرتمندترین دشمنان سوپرمن به حساب می‌آید. او یک موجود ترکیبی از تکنولوژی و ارگانیک به حساب می‌آید که توانسته به سطح دوازدهم هوشی دست پیدا کند. او یک تکنولوژی فوق‌العاده پیشرفته است. او به سرتاسر مولتی ورس سفر می‌کند و مدام به دنبال تمدن‌هایی می‌گردنن که آنها را کوچک کند و در نهایت برباید. برینیاک بعد از دزدیدن این تمدن‌ها، آنها را کلکسیون و مجموعه‌ی خودش که از دنیاهای دزدیده شوده تشکیل می‌شود، اضافه می‌کند. او در طی این سال‌ها، مسئول انقراض فرهنگ‌های بی‌شمار و مرگ میلیارد‌ها موجود در سرتاسر دنیا و مولتی ورس است.

برینیاک یک شخصیت ساختگی و ابرشرور خیالی به حساب می‌آید که در کتاب‌های کمیک آمریکایی که توسط کمپانی دی سی کامیکس منتشر می‌شود، حضور می‌یابد. به طور معمول، او به عنوان دومین دشمن مرگبار سوپرمن محسوب می‌شود و رتبه‌ی دوم را بعد از لکس لوثر را در اختیار دارد. او همچنین یکی از دشمنان مکرر و گاه و بی‌گاه تیم لیگ عدالت است.

شخصیت برینیاک به طور معمول به عنوان یک سایبورگ یا اندروید بیگانه و ماورای علم خاکی به تصویر کشیده می‌شود. او یکی از دشمنان اصلی و مرگبار سوپرمن است. او مسئول کوچک کردن و در نهایت دزدیدن کاندور، پایتخت سیاره‌ی مادری سوپرمن یعنی کریپتون است. در برخی از مجموعه‌ها و خط داستانی‌ها، او همچنین عامل نابودی و تخریب سیاره کریپتون هم به حساب می‌آید. به خاطر چندین اصلاح و تجدید نظری که در مجموعه‌های کمپانی دی سی صورت گرفت، چندین تغییر در برینیاک ایجاد شود و چند نسخه‌ی مختلف از آن پدید آمد. یکی از ویژگی‌هایی که تقریبا در تمام نسخه‌های شخصیت برینیاک وجود دارد، همان موجود اندرویدی و شبه انسان‌اش است که پوستی سبز رنگ دارد. او معمولا کچل است و چندین شیء فلزی لوله‌ای و الکترو مانندی به جمجمه‌اش متصل است و از آن خارج می‌شود؛ لوله‌هایی که برخی اوقات درخشان استند. نام این شخصیت ترکیبی از کلمه‌های مغز (برین) و دیوانه (مینیاک) است. در سال ۲۰۰۹، سایت محبوب آی جی ان، شخصیت برینیاک را در رتبه‌ی هفدهم لیست بزرگترین شخصیت‌های شرور دنیای کمیک تمام زمان‌ها ثبت کرد.

brainiac

وریل داکس که بهتر از هر چیزی با نام برینیاک شناخته می‌شود، یک موجود بیگانه از سیاره‌ی کولو است. برینیاک بعد از اینکه به سیاره‌ی زمین رسید، فعالیت‌های خود را آغاز کرد و چندین شهر مختلف از جمله مترو پلیس را کوچک کرد. در آن زمان، این موضوع وظیفه‌ی سوپرمن بود که شهر خود و مردمش را نجات دهد. اما زمانی که سوپرمن با برینیاک برخورد کرد، متوجه شود که برینیاک یک «سپر فوق‌العاده قدرتمند» دارد؛ سپری که از او محافظت می‌کند و او را در برابر حملات مختلف سوپرمن، کاملا غیرقابل نفوذ می‌کند.سوپرمن در آن زمان توانست برینیاک را شکست دهد اما فقط به لطف و کمک مردم کریپتونی سرزمین کاندور. آنها خود را فدا کردند تا به سوپرمن کمک کنند و با کمک هم شهر مترو پلیس و همچنین مردم آن را نجات دهند. بعد از گذشت مدتی، برینیاک دوباره در قسمت ۱۶۷ سری کتاب کمیک سوپرمن ظاهر شود. او در این خط داستانی، به جای یک بیگانه، به شکل یک ماشین رباتیک که از سیاره کولو آمده بود، به تصویر کشیده شود.

القاب و اسامی مستعار: میلتون فاین، برین اینتر اکتیو کانستراکت، پایان دهنده‌ی سیاره‌ها، ابرکامپیوتر دانش و اطلاعات، ترس و وحشت کاندور، وریل داکس، C.O.M.P.U.T.O.، نیومنوید، ذهن، اینترنت، دکتر میلتون موسز فاین و غیره.

اعضای خانواده: تکنه (دختر)، سایبورگ سوپرمن (مخلوق)، برینیاک ۲.۰ (پسر) و کامپیوتو (مخلوق).

تیم‌ها: کلاب برینیاک، کولونز، دارک آرکنا، لیگ عدالت متحد، لژیون آو دووم، پروژه ۷۷۳۴ و Terminauts.

متحدان: آراک، برینیاک ۱۲، برینیاک ۱۳، برینیاک ۴۱۷، برینیاک ۵، الکتریک من، گالاکتیس، گرکس، ایندیگو، جوکر، کوکو، کریپتونایت من، لکس لوثر، لیرل داکس، مترون، پنگوئن، کوئک مستر، رمبو و غیره.

دشمنان: آل-استار، آلورا، آنتی مترمن، آنتی-مانیتور، آراک، آشا دل-نار، آوریل پالمر، باربارا گوردن، بتمن، بیست، بلک نبیولا، بلک ولکان، برینیاک ۱۳، برینیاک ۵، کاپیتان آمریکا، کمیلین بوی، کلوئی سالیوان، دفنه بلیک، دارک ساید، دیموس، دیک گریسون، دانا تروی و غیره.

brainiac

نسخه‌ی اصلی شخصیت برینیاک توسط اتو بایندر و آل پلاستینو خلق شود. او اولین بار در خط داستانی قسمت ۲۴۲ سری کتاب کمیک Action Comics که در ماه جولای ۱۹۵۸ منتشر شود، حضور یافت. اسم این شخصیت، علت به وجود آمدن کلمه‌ی «برینیاک» بود. این کلمه امروزه به عنوان یک کلمه‌ی محاوره‌ای استفاده می‌شود و معنی «نابغه» را دارد. این شخصیت در ۱۰۰۰ کتاب کمیک حضور داشت و در هیچکدام از آنها جانِ خود را از دست نداد.

brainiac

  • دوران نقره‌ای:

او اولین بار در قسمت ۲۴۲ سری کتاب کمیک Action Comics ظاهر شود. برینیاک که یک شخصیت شرور به حساب می‌آید، در اوایل دوران حضورش، به عنوان یک موجود شبه انسان با پوستی سبز و سری بدون مو به تصویر کشیده می‌شود؛ کسی که به زمین آمده بود و شهرهایی مانند مترو پلیس، پاریس، رم و نیویورک را کوچک کرد. او بعد از کوچک کردن این شهرها، آنها درون بطری‌هایی ذخیره کرد. یک «میمون فضایی» به نام کولو، برینیاک را همراهی می‌کرد. او قصد داشت این شهرها را بعد از مدتی در قالب سیاره‌هایی بدون نام بازگرداند و بر آنها حکومت کند. او در اصل به خاطر کوچک کردن و درون بطری قرار دادن شهر کاندور، اشعه کوچک کننده‌اش و همچنین استفاده از میدان نیرویش بسیار معروف و مورد توجه قرار گرفت. در این دوران، او حتی تلاش کرد تا لوییس لین و «لانا لنگ» را هم به قتل برساند.

در برهه‌ای از زمان، برینیاک یک آدم‌ربا به حساب می‌آمد

سوپرمن متوجه شود که این شخصیت شرور شهر کریپتونی کاندور را کوچک کرده است. اگرچه این شهر کوچک شوده بود، اما پیش از این اتفاق، فردی به نام «جور-ال» این اتفاق بسیار غم‌انگیز را به همه خبر داد و در همان زمان یک آرک فضایی درون شهر ایجاد کرد و بخش زیادی از مردمش را نجات داد. مردم سرزمین کاندور برای اینکه شهرهای سیاره‌ی زمین را به همین اندازه‌ی کامل و قبلی خود بازگردانند، حیات خود را فدا کردند تا به سوپرمن کمک کنند. بعد از این کار، سوپرمن این بطری و شهر درون آن را نجات داد و به قلعه‌ی یخی معروف خود برد.

بعد از گذشت مدتی، این شخصیت شرور در قسمت ۲۷۵ سریال کتاب کمیک Action Comics حضور یافت. در این خط داستانی، برینیاک قصد داشت که سوپرمن را در معرض کریپتونایت سبز و قرمز قرار و به همین طریق او را شکست دهد. با این حال، سوپرمن توانست خیلی زود برینیاک را شکست دهد و بعد از این اتفاق، او را به یک جای بسیار دور فرستاد تا دیگر نتواند کسی را تهدید کند. در خط داستانی ۱۰۶ سری کتاب کمیک Superboy، سوپرمن در قالب یک کودک با برینیاک ملاقات می‌کند. در همین خط داستانی توضیح داده می‌شود که برینیاک در تمام دوره ۲۰۰ ساله‌ی زندگی‌اش، یک شکل و ظاهر را دارد. در این داستان، مشخص می‌شود که برینیاک از سیاره‌ای به نام بریاک آمده است و بعد از یک سفر درون فضا، زمانی که به سیاره‌اش بازمی‌گردد، متوجه می‌شود که همه مردمش به خاطر طاعون مرده‌اند. او قصد داشت که از سیاره‌های مختلف مردم زیادی را جمع کند (از درون شهرهای کوچک شوده زیرا او اشعه بزرگ کننده هم داشت)، تا دوباره سیاره بریاک را با این مردمان پر و بر آنها حکومت کند.

brainiac

میراث برینیاک در قسمت ۲۷۶ سری کتاب کمیک Action Comics و در داستان Legion of Super-Heroes مشخص شود. این خط داستانی، یک نوجوان مو بلوند با پوستی سبز رنگ به نام کوئرل داکس یا برینیاک ۵ را معرفی می‌کند؛ فردی که ادعا می‌کند از نوادگان و نسل برینیاک قرن سی است. برینیاک ۵، برخلاف نیاکانش از هوش و نبوغ سطح دوازدهم خود استفاده می‌کرد تا کارهای خوبی انجام دهد. او به همراه سوپر گرل به لژیون پیوست. در آن برهه زمانی، برینیاک ۵ عاشق سوپر گرل بود. سیاره‌ی مادری این شخصیت به صورت متفاوت بین بریاک، یاد و کولو در چرخش بود.

در قسمت ۱۶۷ سری کتاب کمیک سوپرمن، برینیاک به وصرت ماشینی به تصویر کشیده شود که توسط Computer Tyrants از کولو خلق شوده بود تا همانند یک جاسوس به فعالیت بپردازد. او توسط این کامپیوتر وظیفه داشت تا به دنیاهای دیگر حمله کند. به همین دلیل، یک ظاهری غیرکامپیوتری به او داده شوده بود. لکس لوثر متوجه شود که این کامپیوترها هوش سطح دوازدهم را به برینیاک داده‌اند اما در واقع هوش و نبوغ سطح دهم به او داده شوده بود تا نسبت به آنها برتری نداشته باشود و سعی نکند که بر آنها تسلط یابد. لوثر، برینیاک را از زندانی که در دنیای دیگری قرار داشت و در آن زندانی شوده بود، نجات داد. بعد از این کار، لوثر هوش برینیاک را هم افزایش داد. با این حال، او یک تایمر درون برینیاک قرار داد تا این کامپیوتر هیچ وقت خیانت نکند. تنها خود لوثر می‌توانست این تایمر را مجدد تنظیم کند. سیستم آن به این صورت بود که اگر برینیاک قصد دستکاری آن را داشت، منفجر شود. با این حال، برینیاک لوثر را فریب داد. او یک دستگاه ایجاد کرد تا لوثر را هیپنوتیزم کند. زمانی که لوثر هیپنوتیزم شود، تایمر را از درون برینیاک برداشت و به طور کل فراموش کرد که او یک کامپیوتر است. برای اینکه این توهم و تصور ایجاد شود که برینیاک یک موجود زنده است، به او یک «پسر» داده شود. یک موجود جوان از همان نژاد کولو به نام «برینیاک ۲». در نهایت هم شورشی ایجاد شود و در پایان این شورش، Computer Tyrants خراب و نابود شودند. زمانی که برینیاک به سیاره‌ی خود یعنی کولو بازگشت، یک بنای یادبود در رابطه با این اتفاق مشاهده کرد.

  • قرن سی‌ام (پیش از بحران):

در برخی نقطه زمانی‌های نامشخص، برینیاک به سمت قرن سی‌ام فرار کرد. او در این قرن توانست توانایی جذب و همچنین دستکاری حجم بسیار زیادی از انرژی‌های ستاره‌ای خود را توسعه دهد. بعد از این اتفاق، او خود را به عنوان «Pulsar Stargrave» بازسازی کرد. او به یکی از دشمنان بسیار قدرتمند لژیون ابرقهرمانان تبدیل شود و یک بار هم حتی خود را به شکل پدر واقعی و بیولوژیکی برینیاک ۵ درآورد.

brainiac

زمانی که یکی از «درون‌های» مخصوص برینیاک به زمین رسید و به دنبال کریپتونی‌ها می‌گشت، سوپرمن آن را شکست داد و آن را به قلعه‌ی یخی خود برد. او در صحبت‌های خود با سوپر گرل به این موضوع اشاره کرد که برینیاک یک بیگانه به حساب می‌آید که اهل سیاره‌ی کولو است و یک ذهن تله‌نتیکی بسیار قدرتمند دارد. اولین باری که سوپرمن با برینیاک برخورد کرده بود، او ذهن میلتون فاین را در تسخیر داشت. هر بار که برینیاک به زمین می‌آمد و سوپرمن با او روبه‌رو می‌شود، او یک بدن جدید و متفاوت در اختیار داشت؛ برخی اوقات انسانی و ارگانیک و برخی اوقات رباتیک.

برینیاک به سطح دوازدهم ذهن خود دسترسی دارد به همین دلیل می‌تواند کارهای بسیار زیادی با ذهن خود انجام دهد

سوپر گرل به سرعت به سوپرمن پاسخ داد و گفت، رباتی که آنها به آن نگاه می‌کنند، یک ربات معمولی بیشتر نیست. او اعلام کرد که سوپرمن هیچوقت برینیاک را ندیده و در واقع هیچکس او را ندیده است. فکر کردن به برینیاک و صحبت درباره‌ی او، سوپر گرل را می‌ترساند. چند ماه پیش از اینکه او کریپتون را ترک کند، برینیاک به آنجا حمله کرده بود. صدها نفر از ربات‌های برینیاک به شهر کاندور فرستاده شوده بودند. افراد بسیار زیادی در این جریان کشته شودند و یک مانع بزرگ دور شهر گذاشته شوده بود. بعد از این اتفاق، کاندور ناپدید شود.

برینیاک بعد از اینکه به زمین رسید، به شهر مترو پلیس حمله کرد. او بعد از این کار، به سرعت به سراغ سوپرمن و سوپر گرل رفت و آنها را دستگیر کرد. برینیاک در همان زمان، به کارا زور-ال نشان داد که چه بلایی سرِ شهر آرگو آمده بود؛ جایی که سوپر گرل از آنجا فرار کرد و به زمین پناه برد. بعد از اینکه سوپرمن توانست برینیاک را شکست دهد، شهر کاندور را که در بطری‌ای قرار داده شوده بود و در قلعه‌ی یخی سوپرمن قرار داشت، توسط خود کال-ال نجات پیدا کرد. سوپرمن این شهر را از درون بطری نجات داد و آن را درست به همان اندازه‌ی اصلی‌اش بازگرداند.

در دهه ۱۹۸۰، کمپانی دی سی کامیکس تلاش کرد تا چند مورد از جنبه‌های مختلف سری سوپرمن را دوباره تعریف کند تا خود را از فروش‌های ضعیف نجات دهد و میزان فروش را بالا ببرد. در همین برهه زمانی، وقتی که لکس لوثر توانست لباس مبارزه‌ای مخصوص خود را که به رنگ سبز و بنفش بود، بدست بیاورد، برینیاک هم دوباره وارد داستان شود و باری دیگر تحت نظارت نویسنده‌ای به نام مارو ولفمن و هنرمندی به نام گیل کین به تصویر کشیده شود. در قسمت ۵۴۴ سری کتاب کمیک Action Comics، برینیاک یک سیاره بسیار بزرگ و غول پیکر، مصنوعی و تحت کنترل کامپیوتر را ساخت و از آن به عنوان آخرین تلاش خود در جهت نابود کردن سوپرمن استفاده کرد. بعد از اینکه او باری دیگر با دستان مرد پولادین شکست خورد، در میان همین سیاره گیر افتاد و دیگر نمی‌توانست از آنجا فرار کند. او مجبور شود تا یک ستاره‌ی نزدیک خودش به نام اپسیلون ۴ را منفجر کند تا بعد از آن هم این دنیای ماشینی نابود شود. این انفجار همچنین باعث شود که بدن و شکل برینیاک تا حد زیادی به هم بریزد و بعد از سفر فوق‌العاده در سرتاسر زمان و فضا، او به زمان حال بازگشت و به عنوان یک کامپیوتر زنده که هیچ اثری از احساسات انسانی در او وجود نداشت و یک ذهن که مدام با منطق کار می‌کرد، به فعالیت خود ادامه داد. بعد از مدتی، او یک بدن جدید که توسط اد هنیگن طراحی شوده بود، بدست آورد. یک اسکلت فلزی به همراه یک سری الگوی خاکستری رنگ که جمجمه را به وجود می‌آورد. بعد از این اتفاق، برینیاک یک سفینه برای خود درست کرد تا خانه‌ای برای بدن جدیدش باشود. این کشتی درست همانند جمجمه‌ی خودش بود و بازوهای فلزی و مکانیکی‌ای به آن وصل بودند. او با استفاده از این بازوها، می‌توانست با اراده‌ی خودش هر چیزی را دستکاری کند. برینیاک تا خط داستانی مینی سری بحران در زمین‌های بینهایت، از همین شکل و ظاهر استفاده کرد.

bianiac

در دوران سیلور/برنز دنیای کتاب‌های کمیک، برینیاک در خط داستانی Whatever Happened to the Man of Tomorrow? با پایان خود روبه‌رو شود؛ خط داستانی که قصه‌ی پیش از بحران سوپرمن را به پایان رساند. در این خط داستانی، لکس لوثر سر رباتیک برینیاک را پیدا کرد و با آن ترکیب شود. بعد از این اتفاق، لکس لوثر در برابر هر چیزی جاودانه و نامیرا شود. برینیاک توانست کنترل بدن لوثر را بدست بیاورد و تلاش کرد تا با این کار، یک بار برای همیشه، کار سوپرمن را یکسره کند. به همین دلیل، او با لژیون ابرشرورها متحد شود تا با کمک هم بتوانند سوپرمن را شکست دهند. لوثر مدام در حال مبارزه کردن با نیروی برینیاک بود تا بتواند کنترل او را از روی خودش بردارد. او، لانا لنگ را که دارای قدرت شوده بود، التماس کرد تا او را بکشود؛ لانا هم این خواسته را پذیرفت و این کار را با شکست گردن لوثر انجام داد. با اینکه لوثر مرد، اما برینیاک توانست دوباره برای مدتی کنترل این بدن را بدست بیاورد.

برینیاک دارای یک پسر است که برخلاف خودش یک قهرمان به حساب می‌آید

بعد از اتفاقاتی که در خط داستانی فلش پوینت رخ داد، داستان گذشته و خواستگاه برینیاک باری دیگر تغییر کرد و بازنویسی شود. در این خط داستانی و در این برهه زمانی برینیاک دیگر با نام «کالکتور» شناخته می‌شود؛ یک هوش مصنوعی که در ابتدا در کولون توسعه یافته بود. آنها اینگونه اعتقاد داشتند که بهترین و البته تنها راه نجات و حفاظت از جهان، این است که بهترین تمدن‌ها، با کوچک کردن، نجات داده شوند. کالکتور حال دیگر مجبور بود که به دنیاهای مختلفی که دارای سیستم‌های هوش مصنوعی بسیار پیشرفته‌ای بودند، وارد شود و بعد از آن، شهرهای اصلی و مهم هر دنیا را تصاحب کند. کالکتور چندین سال پیش به سیاره‌ی کریپتون حمله کرد و شهر کاندور را تصاحب کرد. البته در آن زمان نمی‌دانست که در طی این جریان، تنها فردی که از کریپتون باقی مانده بود به سمت زمین فرار کرده است و این موضوع را چندین سال بعد متوجه شود و دیگر هیچ کاری نمی‌توانست بکند. کالکتور که مدام به دنبال آخرین پسر کریپتون می‌گشت، با لکس لوثر ارتباط برقرار کرد تا بتواند به این روش، سوپرمن را از مخفیگاه خود بیرون بکشود. بعد از این اتفاق، کالکتور با نفوذ خود فردی به نام «جان کوربن» را آلوده کرد. او، جان کوربن را به یک سایبورگ تبدیل کرد تا تحت کنترل و تسلط خودش باشود. طولی نکشید که کالکتور درست همان طوری که کاندرو را چند سال پیش تصاحب کرده بود، به مترو پلیس هم حمله و آن را در اختیار خودش گرفت.

سوپرمن در نهایت به‌شودت از این اتفاق عصبانی شود و به سمت سفینه‌ی برینیاک رفت. او با برینیاک قراری گذاشت؛ قرار بر این بود که اگر سوپرمن توانست برینیاک را شکست دهد، این شخصیت شرور هم دست از سرِ مترو پلیس بردارد. کالکتور، کوربن را به طرف سوپرمن فرستاد اما زمانی که سوپرمن درباره‌ی علاقه‌ای که او به لوییس لین داشت صحبت کرد، کنترل کالکتور از روی جان کوربن برداشته شود و کوربن هم در نهایت در این حمله به سوپرمن پیوست. سوپرمن از موشک خود از کریپتون استفاده کرد تا به ذهن کالکتور حمله کند. این موشک هم به همراه مترو پلیس کوچک شوده بود. در نهایت این مبارزه به نفع سوپرمن به پایان رسید و مترو پلیس هم باری دیگر به زمین بازگشت. بعد از این اتفاق، سوپرمن کنترل سفینه‌ی کالکتور را بدست آورد و آن را به قلعه‌ی یخی جدید خود تبدیل کرد. برینیاک هم به اعماق فضا و کهکشان رفت و بعد از مدتی گشت و گذار، او سیاره‌ی تولرنس را پیدا کرد. برینیاک این شهر را کوچک کرد و بعد از آن هم آن را دزدید.

بعدها، در خط داستانی Future’s End، اینگونه نشان داده شود که کالکتور و تمام برینیاک‌های شناخته شوده‌ی پیش از جریانات فلش پوینت، تنها نشانه و نمادی از برینیاک واقعی و خداگونه بودند؛ برینیاکی که خارج از زمان و فضا و در The Bleed زندگی می‌کند. او مدام نشانه‌ها و نمادهای خود را به سرتاسر مولتی ورس می‌فرستد تا آنها برای ارباب خودشان، خط زمانی‌ها را جمع‌آوری کنند.

brainiac

  • بحران در زمین‌های بینهایت:

در طی خط داستانی بحران در زمین‌های بینهایت، برینیاک و لکس لوثر با یکدیگر متحد شودند و تیمی را تشکیل دادند. بعد از اینکه این دو به هم پیوستند، تمامی ابرشرورانی را که در ۵ زمین وجود داشتند، به تیم خود آوردند. برنامه‌ی آنها این بود که تمام ابرشرورها را جمع‌آوری کنند و زمانی که قهرمانان در نبرد مخصوص خودشان پیروز شودند، این شروران سریع به مهلکه بپیوندند و از آنجایی که قهرمانان دیگر از مبارزه‌ی خود ضعیف و خسته شودند، به این تیم ابرشروری شکست بخورند. با این حال، این قضیه طبق برنامه پیش نرفت و شروران دیگر آنها را رها کردند. «Psimon» به برینیاک و لکس لوثر خیانت کرد و در نهایت برینیاک را کشت. سایمون به این موضوع توجه نکرد که برینیاک بخشی از کشتی خود است به همین دلیل خیلی راحت پشت سر سایمون دوباره به حالت قبل بازگشت و سر او را منفجر کرد. بعد از مدت کوتاهی، لژیون ابرقهرمانان به سراغ برینیاک و لکس لوثر رفتند و از آنها خواستند تا در مقابل «آنتی-مانیتور» به ابرقهرمانان کمک کنند. لکس و برینیاک هم با اکراه این درخواست را پذیرفتند. برینیاک اعلام کرد که قدرت این را ندارد که بتواند آنتی-مانیتور را شکست دهد اما فردی را که می‌تواند این کار را انجام دهد، می‌شناسد. به همین دلیل برینیاک، لژیون ابرقهرمانان را به آپوکالیپس برد و از دارک ساید درخواست کمک کرد. دارک ساید هم این درخواست را پذیرفت و به آنها کمک کرد تا آنتی-مانیتور را شکست دهند.

  • جنگ‌های دومزدی:

brainiac - superman

در طی خط داستانی Doomsday War، بدن برینیاک توسط سوپرمن نابود شود و برینیاک مدت زمان بسیار کمی برایش باقی مانده بود. به همین دلیل و برای اینکه بتواند خودش و زندگی‌اش را از آن وضعیت نجات دهد، او با همان میزان قدرتی که درونش باقی مانده بود، نقشه‌ای را طراحی کرد و با استفاده از یک ماشین زمان، به آینده سفر کرد و به پایان زمان رفت؛ جایی که سوپرمن، دومزدی را زندانی کرده بود تا دیگر برای هیچکس تهدیدی ایجاد نکند. برینیاک به سراغ دومزدی رفت و او را نجات داد. برینیاک از دومزدی به عنوان بدن میزبان جدیدش استفاده کرد و ناخودآگاه و هوش خود را به درون بدن دومزدی انتقال داد. برای مدت کوتاهی، برینیاک به قدرتمندترین موجود دنیا تبدیل شوده بود؛ یک ذهن بسیار نابغه و باهوش، در جسم یک تایتان غیرقابل توقف و نابود نشودنی قرار گرفته بود. مشکل این بود که طبیعت حیوانی دومزدی اصلا به برینیاک اجازه نمی‌داد تا کنترل جسمش را بدست بیاورد و مدام می‌خواست او را از بدن خود بیرون کند. او قصد داشت از یک ماده شیمیایی یا هر چیزی استفاده کند تا ناخودآگاه برینیاک از ذهنش پاک شود. برینیاک که این موضوع را به عنوان یک مشکل بزرگ می‌دید، تصمیم گرفت که از راه‌های دیگری برای خود میزبان جدید پیدا کند. همانطور که برینیاک همچنان در جسم و ذهن دومزدی قرار داشت، تصمیم گرفت که نمونه‌ای از دی‌ان‌ای انسان را بدست بیاورد. او قصد داشت این دی‌ان‌ای را با دی‌ان‌ای دومزدی ترکیب کند و بعد از آن نسخه‌ی جدیدی از دومزدی را خلق کند. برینیاک تصمیم گرفت که از کودک تازه متولد شوده‌ی «پیت راس» و لانا لنگ استفاده کند. زمانی که سوپرمن در حال انتقال این کودک به پارس تبلیغ بود، برینیاک مداخله کرد و کودک را ربود تا به دشمن دیرینه‌ی خود ضربه بزند. طولی نکشید که متوجه شود این کودک، متعلق به فردی است که سوپرمن علاقه‌ی زیادی به او دارد. زمانی که سوپرمن متوجه فعالیت‌ها و برنامه‌های برینیاک شود، به سراغ او رفت و تمام نقشه‌هایش را نابود کرد. سوپرمن، برینیاک را تهدید کرد که با استفاده از یک توانایی خاص، که حتی در نبرد آخرش هم استفاده کرده بود، او را از بدن دومزدی بیرون می‌کشود. این تهدید دیگر هیچ راهی برای برینیاک باقی نگذاشته بود. در نهایت هم سوپرمن بعد از نابود کردن نقشه‌های برینیاک، از یک «سای-بلاکر» استفاده کرد تا برینیاک را از بدن دومزدی بیرون بکشود. تنها گزینه‌ای که مقابل برینیاک قرار داشت، این بود که یک بدن رباتیکی تازه طراحی شوده به نام «برینیاک ۲.۵» را اتخاذ و از آن استفاده کند؛ بدنی که برینیاک معتقد بود که برای همیشه در آن زندانی می‌ماند و هیچ راهی برای فرار کردن ندارد.

در اوایل هزاره، برینیاک ۲.۵ اعلام کرد که او یک ویروس خفته در سیستم‌های امنیتی شرکت LexCorp قرار داده است. این ویروس قرار بود تا حد زیادی توانایی‌ها او را افزایش دهد. با این حال، این ویروس در عوص به نسخه‌ی ارتقاء یافته و آینده خودش یعنی برینیاک ۱۳ (یا بی-۱۳) اجازه داد تا از قرن ۶۴ به زمان حال بیاید و کنترل جسم و بدن برینیاک ۲.۵ را در دست بگیرد.

در برهه‌ای از زمان، برینیاک توانست جور-ال را متوقف کند و تلاش‌های او برای حفاظت و نجات سیاره کریپتون را از بین ببرد

برینیاک ۱۳ بعد از رسیدن به زمان حال فعالیت‌های خود را آغاز کرد و شهر مترو پلیس را کم کم به نسخه‌ای که در قرن ۶۴ وجود داشت، تغییر داد؛ شهری که در آن قرن، تحت کنترل خودش بود. علاوه بر این کار، او همچنین به سراغ متالو رفت، او را ارتقاء داد و او را به یک نسخه‌ی بسیار بزرگ و غول پیکر از خودش تبدیل کرد. بعد از این کار، برینیاک ۱۳ چندین ابرقهرمان اندرویدی را هم تحت کنترل و نظارت خودش گرفت؛ قهرمانانی مانند «رد تورنیدو» و «مرد ساعتی». او از آنها استفاده کرد تا به مبارزه با سوپرمن برود. توانایی‌هایی که متال من داشت، باعث شود که بتواند از آنها در برابر برنامه نویسی‌های دشمنشان محافظت کند. همین موضوع به آنها اجازه داد تا بتوانند با کمک یکدیگر متالو را شکست دهند.

در طی مبارزه با «ارَدیکتور»، کسی که در تلاش بود تا ویروس برینیاک ۱۳ را «بدزدد» و در جهت منافع و اهداف خودش از آن استفاده کند، سوپرمن متوجه شود که برینیاک ۱۳ به خاطر برخی مشکلات ناسازگاری، نمی‌تواند با تکنولوژی‌های کریپتونی کنار بیاید و خودش را با آنها وفق دهد. همین موضوع باعث شود که سوپرمن بتواند نقشه‌ی بسیار خوبی برای متوقف کردن برینیاک ۱۳ و همچنین طرح و برنامه‌ی او، طراحی کند. با کمک ربات بازسازی شوده‌ی «کِلِکس»، سوپرمن توانست لکس لوثر را فریب دهد تا یک لباس مبارزه‌ای کریپتونی را با یکی از لوله‌های قدرتی برینیاک ۱۳ متصل کند. بعد از اینکار، کلکس، رد تورنیدو را مجددا فعال کرد تا بتواند به سوپرمن کمک کند که برینیاک ۱۳ را شکست دهند و او را در آن لباس مبارزه‌ای مخصوص گیر بیاندازند.

 

برینیاک ۱۳ توانست با برینیاک ۲.۵ (در آن زمان به بدن «لنا لوثر» منتقل شوده بود) همکاری کند. آنها با کمک یکدیگر توانستند یک تاکتیک علیه «ایمپیریکس» برای جنگ ایمپیریکس پیشرو، تهیه کنند. این برینیاک‌ها توانستند با موفقیت، شکست ایمپیریکس را طراحی کنند. این موضوع به برینیاک ۱۳ اجازه داد که قدرت ایمپیریکس جذب و از آن استفاده کند. او قصد داشت با استفاده از این قدرت، بر قهرمانان و شرورهای جهان که با یکدیگر متحد شوده بودند، غلبه کند. برینیاک ۱۳ همچنین قصد داشت که با استفاده از این قدرت‌ها، به طور همزمان، سیاره زمین و همچنین آپوکالیپس را نابود کند. برینیاک ۱۳ برنامه داشت از این قدرتی که از ایمپیریکس دزدیده، استفاده کند و جهان را تحت کنترل و تسلط خود بگیرد. او قصد داشت که بعد از تحت کنترل گرفتن دنیا، آن را تغییر دهد و براساس چیزی که دوست دارد آن را دربیاورد. او بعد از جذب کردن این قدرت آنقدر قدرتمند شوده بود که هیچ کدام از ابرقهرمانان، حتی سوپرمن، نمی‌توانست تصور کند که بتواند او را شکست دهد. با این حال، سوپرمن با کمک از تکنولوژی زمانی و موقتی لکس لوثر و همچنین تکنولوژی بوم تیوب دارک ساید که توسط جادوی تمپست و آمازون‌ها تقویت شوده بود، توانست در نهایت برینیاک ۱۳ و ایمپیریکس را شکست دهد. سوپرمن، آنها درون بوم تیوب زمانی و موقتی انداخت؛ جایی که آنها در انفجار بیگ بنگ نابود شودند. در طی این جریان، بدن برینیاک ۱۳ از هم پاشید و متلاشی شود و همچنین باقی مانده‌ی ذهن او هم تجزیه و در حدود ۶۰ هزار میلیارد سال نوری پراکنده شود. به همین ترتیب، در نهایت آخرین نسخه‌ی شناخته شوده از برینیاک هم کشته شود.

سریال‌ها و داستان‌های تلویزیونی، برینیاک را تبدیل به یک شخصیت کریپتونی کرده‌اند

بعد از مرگ برینیاک ۱۳، سوپرمن متوجه شود، آن نسخه از سیاره‌ی کریپتون که او در گذشته از طریق منطقه فانتوم به بازدید آن رفت، در حقیقت تله‌ای به حساب می‌آمد که توسط برینیاک ۱۳ ساخته شوده بود. از آنجایی که برینیاک ۱۳ توسط تکنولوژی‌های کریپتونی شکست خورده بود، به همین دلیل در بعد زمان به گذشت سفر کرد و به سیاره‌ی کریپتون واقعی و دوران پیش از نابودی‌اش رفت. در آنجا، او ماتریس ارَدیکتور و همچنین خاطرات جور-ال را دزدید و یک کریپتون دروغین، براساس دوره زمانی مورد علاقه‌ی جور-ال و چیزهایی که در آن وجود داشت، ساخت.

مدتی بعد، سوپرمن در بعد زمان سفر کرد و به آینده رفت. در آنجا، او با برینیاک ۱۲ مبارزه کرد. او متوجه شود، هر چیزی که برینیاک ۱۳ در گذشته ساخت و هر کاری که کرد، برای این بود تا مطمئن شود که دوباره همه چیز به نقطه‌ای می‌رسد که برینیاک ۱۳ دوباره تولید شود. به نظر می‌رسید که شکست برینیاک ۱۲ آن هم پیش از ارتقاء یافتن باعث شوده تا تمام پیشرفت‌هایی که برینیاک ۱۳ در رابطه با شهر مترو پلیس انجام داده بود، معکوس شود.

بعد از انجام اصلاحات و تجدید نظر در مجموعه‌ی سوپرمن در بحران بینهایت و همچنین قسمت ۸۵۰ سری کتاب کمیک Action Comics، برینیاک توانست در مجموعه‌ی ۵ قسمتی‌اش که با نام خودش عنوان گرفته بود و در مجموعه‌ی Action Comics قرار داشت، باری دیگر حضور یابد. جف جانز در این برهه زمانی و در یک خط داستانی به نام Brainiac، شخصیت برینیاک را احیا و تغییراتی را هم در آن ایجاد کرد. در خط داستانی قسمت ۸۶۶ سری کتاب کمیک Action Comics که در ماه آگوست سال ۲۰۰۸ منتشر شود، دوباره یکی از ربات‌های به خصوص که متعلق به برینیاک بود، به زمین آمد اما توسط سوپرمن نابود شود. با اینکه سوپرمن این ربات را نابود کرد، اما این دستگاه توانست وظیفه‌ی خود را انجام دهد و قرار بود یک نمونه از دی‌ان‌ای سوپرمن را بازیابی کند و بدست بیاورد. زمانی که برینیاک بیدار شود، کامپیوتر او عبارت «تلاش ۲۴۲ در حال اجرا است» را بیان کرد؛ اشاره‌ای به اولین حضور برینیاک در قسمت ۲۴۲ سری کتاب کمیک Action Comics و همچنین برخوردهای بسیار زیاد برینیاک و دشمن قدیمی او یعنی سوپرمن. بعد از گذشت مدتی و در داستان همین قسمت، سوپر گرل به سوپرمن اطلاع داد که برینیاک، شهر کاندور را کوچک و آن را درون یک بطری نگه دارنده‌ی مخصوص قرار داده است. او همچنین متوجه شود که تمام نسخه‌ها و تجسم‌هایی که تا به آن روز از برینیاک دیده بود، تنها یک سری ربات، کلون و بدن‌های کنترل شوده بودند. سوپر گرل به او گفت که هنوز هیچکس برینیاک واقعی را ندیده است.

brainiac - superman

زمانی سوپرمن صحبت‌های عجیب سوپر گرل را شنید، تحقیقات خود را درباره‌ی فعالیت‌های برینیاک در زمینه‌ی کوچک کردن و همچنین ربودن یک سیاره، آغاز کرد و دوست داشت متوجه شود که برینیاک واقعی چه کسی است و بعد از آن، او را دستگیر کند. اما طولی نکشید که توسط خود برینیاک دستگیر شود. زمانی که سوپرمن در سفینه‌ی جمجمه‌ای برینیاک قرار داشت، متوجه شود که یک برینیاک جدیدتر، بزرگتر و از لحاظ فیزیکی با ابهت‌تر از چیزی که در دوران پیش از بحران ظاهر شوده بود، از درون پیله‌ی خود بیرون می‌آید. انگیزه‌ها و هدف‌هایی که برینیاک در آن زمان داشت، تا حد زیادی به نسخه‌ای که در انیمیشن سریالی Superman: The Animated Series به تصویر کشیده شوده بود، شبیه بود. این شخصیت قصد داشت که به سرتاسر جهان سفر کند و دانش بیگانه‌های مختلف با فرهنگ‌های متفاوت را بدزدد، شهرها را از هر سیاره‌ای به عنوان نمونه کوچک کند و بدزدد و بعد از آن هم آن سیاره را نابود کند تا ارزش دانش این تمدن ویران شوده افزایش پیدا کند.

سوپرمن به برینیاک حمله کرد اما این شخصیت شرور توانست مرد پولادین را شکست دهد و بر او غلبه کند. برینیاک با استفاده از سیستم‌های درونی سفینه‌اش توانست سوپرمن را محاصره کند. بعد از این کار، او سوپرمن رام شوده را به داخل یک ماشین برد؛ ماشینی که به برینیاک این توانایی را می‌داد که بتواند ذهن این موجود کریپتونی را بخواند و حتی قصد داشت کارهایی با ذهنش انجام دهد. بعد از این اتفاق، برینیاک با سفینه‌ی خود به سراغ شهر مترو پلیس رفت تا این شهر را هم بدزدد و به کلکسیون خود اضافه کند که در نهایت هم موفق به انجام این کار شود. او قصد داشت با پرتاب موشکی، خورشید و همچنین سیاره زمین را نابود کند. متاسفانه سوپر گرل هم به همراه دیگر افرادی که در مترو پلیس حضور داشتند، دستگیر شودند اما سوپرمن توانست از بندِ خود آزاد شود و سوپر گرل را هم نجات دهد. سوپر گرل که از قصد واقعی برینیاک با خبر شود، این موشک را متوقف کرد. این در حالی بود که در سفینه، سوپرمن هم با برینیاک درگیر شود و با او مبارزه می‌کرد. به نظر می‌رسید که برینیاک توانسته در مبارزه‌ی فیزیکی خود برتری پیدا کند اما با این حال، سوپرمن، برینیاک را از سفینه‌ی خودش بیرون کرد و به داخل یک باتلاق انداخت. همین اتفاق باعث شود که موجودات میکروسکوپی زیادی، بدن او را بپوشانند؛ جالب است بدانید که این موضوع، یک نقطه ضعف برای برینیاک به حساب می‌آید. او در جریان مبارزه با باکتری‌ها و همچنین بیماری‌ها، به خصوص زمانی که خارج از محیط استریل شوده‌ی سفینه‌اش قرار دارد، کاملا ناتوان است.

سوپرمن از همین موضوع به عنوان یک حواس پرتی استفاده کرد تا برینیاک را در مبارزه‌اش شکست دهد. زمانی که سوپرمن مشغول آزاد کردن شهرهای مترو پلیس و کاندور بود، برینیاک از شودت عصبانیت موشکی را به سمت مزرعه‌ی کنت فرستاد. همین موشک مزرعه‌ی کنت را نابود و باعث شود افراد زیادی در این جریان آسیب ببینند. حتی جاناتان کنت هم در طی این جریان دچار یک حمله‌ی قبلی مرگبار شود. زمانی که برینیاک دستگیر شود، به یک پایگاه نظامی بسیار محرمانه برده شود؛ جایی که لکس لوثر وظیفه داشت از راز‌های برینیاک سر در بیاورد. زمانی که برینیاک لکس را دید، به سمت دوست قدیمی خود رفت. لوثر در نهایت توانست از ارتباط برینیاک با سفینه‌اش استفاده کند و سربازانی را که وظیفه داشتند تا مراقب او باشند، به قتل برساند. برینیاک توانست خود را از کنترل لوثر خلاص و آزاد کند. برینیاک، لکس لوثر را مجبور کرد که وارد سفینه بشود و بعد از آن، این دو توانستند با یکدیگر فرار کنند.

اینگونه گفته شوده که برینیاک در زمان آینده، به یک ستاره‌ی زنده تبدیل می‌شود

جالب است بدانید، زمانی که سوپرمن از قصد واقعی برینیاک در جهت دزدیدن شهر منتخب و همچنین نابود کردن این سیاره‌ها بعد از دزدیدن شهرها با خبر شود، به طرز عجیبی گمان می‌کرد که برینیاک سیاره‌ی کریپتون را نابود کرده و تاحد زیادی هم احتمال می‌داد که این حدس درست باشود. این سیاره، زمان خیلی کمی بعد از اینکه برینیاک شهر کاندور و همچنین شهر آرگو را دزدید و زمانی که خورشید به نووا یا نو اختر رفت، نابود شود. سوپرمن همچنین از این بیگانه در رابطه با اینکه چه کاری با خورشید کریپتون کرده بود هم سوالاتی پرسید. برینیاک این سوالات سوپرمن را نادیده گرفت. او مسئولیت و تقصیرکار بودن خود را نه تایید و نه رد کرد. با این حال، او با تاکید بسیار زیادی به این موضوع اشاره کرد: «در پنجاه و هفت دقیقه، مهاجم خورشیدی من به خورشید تو خواهد رسید. آن، زبانه می‌کشود و زمین به آتش کشیده می‌شود و به خاکستر تبدیل خواهد شود. درست همانند کریپتون». در پایان این خط داستانی، سوپرمن هنوز هم اعتقاد داشت که برینیاک نقش بسیار بزرگی در نابودی سیاره‌ی کریپتون داشته است.

در دنیای فلش پوینت، کید فلش یا همان «بارت آلن» دزدیده و بعد از آن به سال ۳۰۱۱ برده شود؛ هزار سال بعد از رویداد بسیار مهم فلش پوینت، جایی که برینیاک دیگر کنترل سیاره زمین را در دست گرفته و در آن زمان بیش از ۵ قرن است که بر روی زمین حکومت می‌کند. او کاری کرده تا همه افرادی که بر روی زمین حضور دارند، یک نوع واقعیت مجازی را تجربه کنند. این نسخه از برینیاک به طرز واضحی نسبتا به نسخه‌های دیگری که از او دیده بودیم، بیشتر «رباتی» بود و تمامی جمله‌های خود را با کلمه «بیانیه» آغاز می‌کرد. این نسخه از برینیاک همچنین اعلام می‌کرد که برینیاک ۵ در قرن سی و یکم وجود نداشته است. برینیاک به سراغ بارت رفت و او را به همراه فردی دیگری به نام «پتی اسپیوت» دستگیر کرد و گفت که آنها «ناهنجاری‌های زمانی» استند. او قصد داشت روی آنها مطالعات و تحقیقات انجام دهد تا بتواند تمام اسرار و حقایقی که درباره زمان وجود دارد، کشف کند و با این کار، همه چیز را درباره‌ی زمان و فضا بداند.

با این حال، بارت و پتی از آنجا فرار کردند و خیلی زود، نقشه‌ای برای خود ترتیب دادند. بارت از قصد به برینیاک اجازه داد تا او را دستگیر کند. با این کار، بعد از اینکه برینیاک، بارت را درون واقعیت مجازی قرار می‌داد، او می‌توانست وارد اسپید فورس شود و آنقدر سریع حرکت کند که دستگاه واقعیت مجازی اصلا نتواند حتی به گردِ پای او هم برسد. در پایان این خط داستانی، در نهایت پتی کاری می‌کند که بارت با استفاده از این راه بتواند از آن آینده‌ی دیوانه‌واری که در آن افتاده بود، نجات پیدا کند.

brainiac

در این برهه زمانی که برینیاک باری دیگر در اختیار کشتی خود قرار گرفته بود، ارتش رباتی خود را آزاد کرد تا به مبارزه با سیاره‌ی جدیدی که با نام کریپتون جدید شکل گرفته بود، بروند. زمانی که این ارتش رباتی به کریپتون رسیدند، تمامی مردم این سیاره به مبارزه با این ربات‌ها برخواستند. ارتش ژنرال زاد اثبات کرد که شکست دادن ربات‌های برینیاک تقریبا امری غیرممکن است. زیرا میدان نیروی سفینه‌ی برینیاک به نظر می‌رسید که کاملا غیرقابل آسیب است و ربات‌های آن هم با اسلحه‌های خاصی مجهز شوده بودند. همین تجهیزات به ربات‌ها این توانایی را داده بود تا بتوانند ده‌ها هزار تن از مردم کریپتون را به قتل برسانند. سوپرمن، در آن برهه زمانی تنها موجودی بود که می‌دانست چگونه باید به میدان‌های نیروی برینیاک نفوذ کند (این ترفند را در خط داستانی‌های پیش از این یاد گرفته بود)، به همین دلیل او توانست به سفینه‌ی برینیاک نفوذ کند. از طرف دیگر، سوپر گرل هم به سمت مردم کریپتونی رفت و ارتش آنها را علیه ربات‌ها هدایت کرد اما در همان لحظه توسط یکی از تجهیزات بسیار خاص و ضد کریپتونی برینیاک مورد حمله قرار گرفت. بعد از این اتفاق، سوپر بوس، مون-ال و همچنین اعضای تیم لژیون ابرقهرمانان به این مبارزه پیوستند و سوپر گرل را نجات دادند.

در دهه ۱۹۹۰، برینیاک شهر مترو پلیس را بازسازی کرده است

بعد از این جریانات، برینیاک باری دیگر کاندور را کوچک کرد و دوباره آن را درون بطری قرار داد. بعد از این کار، برینیاک از تکنولوژی خاصی استفاده کرد و قدرت‌های تمام کرپتونی‌های درون این بطری را از آنها گرفت. اعضای لژیون، سوپر گرل، سوپر بوی، زاد و سوپرمن، توانستند به لطف کمک‌های برینیاک ۵ که میدان‌های نیروی جدِ خودش را هک کرده بود، به سفینه راه پیدا کنند. اعضای لژیون به زاد توضیح دادند که درست همانند شهر کاندور که از سیاره‌ی کریپتون انتخاب شوده و در حال حاضر درون بطری قرار گرفته، شهرهای بسیار زیاد دیگری هم از سیاره‌های مختلف هم به همین عذاب مبتلا شودند. به همین دلیل، آنها توضیح دادند که زاد نمی‌تواند سرخود سفینه‌ی برینیاک را نابود کند و تنها زمانی این اتفاق عملی می‌شود که تمام شهرهای دیگر هم آزاد شوند. زاد زمانی که این حرف‌ها را شنید، سوپر گرل را به سراغ اعضای لژیون فرستاد و آنها را دستگیر کرد و بعد از آن هم برچسب تروریست را به اعضای این تیم چسباند. در همین حین، سوپرمن در حال مبارزه با برینیاک بود و زمانی که یک انفجار پر انرژی کریپتونایتی از طرف لکس لوثر به سمتش شلیک شود، هوشیاری خود را از دست داد و خیلی سریع دستگیر شود. برینیاک بعد از دستگیر کردن سوپرمن، او را زندانی کرد و قصد داشت که بر روی او آزمایشات خاصی را انجام دهد اما طولی نکشید که سوپرمن از آنجا فرار کرد. سوپرمن به ملاقات بقیه ابرقهرمانان و همچنین زاد که در قسمت‌های مختلف سفینه حضور داشتند، رفت. زاد وارد صحنه شود و به مبارزه با برینیاک پرداخت. این در حالی بود که سوپر گرل، سوپر بوی و همچنین بقیه اعضای لژیون در حال بازیابی شهرهای کوچک شوده‌ی داخل بطری، از جمله کاندور بودند. به نظر می‌رسید که زاد در مبارزه‌ی خود با برینیاک در حال شکست خوردن است اما در همین لحظه، سوپرمن ناگهان سر رسید و از پشت به سمت برینیاک حمله‌ور شود. پیش از اینکه مبارزه‌ی بین این دو کریپتونی و همچنین شخصیت شرور داستان ادامه پیدا کند، سفینه‌ی برینیاک کم کم بی‌ثبات شود و به سمت سیاره‌ای در حال سقوط بود. همان موقع مشخص شود که لکس لوثر این سفینه را خراب و اندازه‌ی یکی از شهرها را، در حالی که درون سفینه بود، به حالت قبل برگردانده بود.

brainiac

این مداخله‌ی لکس لوثر باعث شود که سفینه با سیاره‌ی کریپتون جدید برخورد کند. همین موضوع باعث شود که این سیاره نابود شود و این در حالی بود که سوپر گرل و اعضای لژیون، کاندور را به اندازه‌ی اصلی خود بازگردانده بودند. با این حال، شهری که لوثر آن را گسترش داده بود، همچنان رشود می‌کرد و بزرگتر می‌شود و همین موضوع، کاندور را در معرض خطر قرار داده بود. زمانی که برینیاک ۵ بر روی این مشکل کار می‌کرد، سوپر گرل متوجه شود که سوپرمن در طی جریان این انفجار، توسط قطعه‌های مختلف سفینه‌ی برینیاک احاطه و زخمی شوده است. به نظر می‌رسید که سوپرمن تا حد مرگباری توسط این قطعه‌ها آسیب دیده است. از طرف دیگر، با اینکه لکس لوثر به خاطر این انفجار رنج می‌برد و او هم تا حدی آسیب دیده بود، اما زمانی که خرابی‌هایی را که خودش ایجاد کرده بود، دید، به‌شودت لذت برد و خوشحال شود. برینیاک به سراغ لوثر رفت و به خاطر خرابی‌های سفینه با او برخورد کرد. او به‌شودت از این موضوع عصبانی بود که لکس، سفینه‌اش را خراب کرد. لوثر زمانی که صحبت‌های برینیاک را شنید، او را مسخره کرد و به سمت چشم‌های او تف انداخت. این کار برینیاک را بیش از پیش عصبانی کرد و باعث شود که با یک حرکت، گردن لکس را بشکند و او را بکشود.

مجموعه‌ی NEW 52 جایی بود که سوپرمن به داستان واقعی گذشته و خواستگاه برینیاک پی برد

برینیاک که دیگر در این زمان سفینه و همچنین تکنولوژی‌های آن را در اختیار نداشت و به خاطر همین موضوع به نظر می‌رسید که کاملا ضعیف و بدون قدرت شوده است، خود را در مقابل یک شهر از مردم کریپتونی به‌شودت عصبانی، خشمگین و قدرتمند دید. زاد مشتاق بود تا مبارزه‌ی نهایی خود را با برینیاک به راه بیاندازد. برینیاک، زاد را ترسو و بزدل می‌خواند زیرا او با قدرت دست نخورده‌ی خود و همچنین ارتشی متشکل از اعضای ابرقدرت کریپتونی که در پشتش قرار داشتند، به مبارزه با برینیاک آمده بود. در پاسخ به این صحبت‌ها، زاد در معرض پرتوهای قرمز خورشید قرار گرفت تا قدرت‌هایش را از وجودش پاک کند. او قصد داشت با این کار، میدان مبارزه‌ی خود را با برینیاک هم سطح کند و بعد از آن به مبارزه با او برود و این شخصیت شرور را شکست دهد. برینیاک ۵، یک مقدار از خون کانر را به سوپرمن تزریق کرد. بعد از این کار، او را در معرض دوز بالایی از اشعه‌های زرد خورشید که متمرکز و ترکیب شوده بودند، قرار داد. برینیاک ۵ با استفاده از این تکنیک‌های به خصوص، توانست سوپرمن را احیا کند.

علی رغم اینکه زاد قدرت‌های خود را از دست داده بود، اما باز هم توانست در طی این مبارزه، نسبت به برینیاک برتری پیدا کند. در نهایت هم کاری کرد که برینیاک، که درست همانند خودش بدون هیچ قدرتی بود، در مقابلش زانو بزند. بعد از اینکه برینیاک مقابل زاد زانو زد، او قصد داشت که با شلیک گلوله‌ای برینیاک را بکشود اما در همان لحظه، سوپرمن مداخله کرد. همین موضوع باعث شود که یک جر و بحث به‌شودت جنجالی بین سوپرمن و زاد شکل گرفت. زاد به سربازان خود دستور داد که کال-ال را مهار کنند تا خودش بتواند کارش را پیش ببرد و قصاص برینیاک را به اتمام برساند. در همان زمان، برینیاک ۵ احساس کرد که این لحظه‌ی به خصوص، به او تعلق دارد و همین لحظه او باید سرنوشت خود را رقم بزند. به همین دلیل به این جریان وارد شود و با استفاده از تله پورت، خود و برینیاک را از سیاره کریپتون جدید، خارج کرد.

brainiac - superman

مشخص شوده بود که لکس لوثر، از رباتی که توسط «توی من» ساخته شوده بود، استفاده کرد تا بتواند ماموریت خود را در سیاره‌ی کریپتون جدید به پایان برساند. اما در عوض، برینیاک این ربات را کشت. لکس لوثر، خیلی سرزنده با «ژنرال لین» صحبت کرد و برای او توضیح داد که چگونه توانسته ماموریت خود، یعنی ایجاد هرج و مرج در کریپتون جدید، را با موفقیت انجام دهد و به هدف خود برسد. در این لحظه مشخص شود که لکس لوثر در تمام این مدت زیر نظر ژنرال لین فعالیت می‌کرده است. این بی‌نظمی و هرج و مرجی که لکس لوثر ایجاد کرده بود، باعث شود که ژنرال لین بتواند فرصت‌های خوبی را بدست بیاورد؛ فرصت‌هایی که مدت‌ها منتظر آنها بود زیرا او قصد داشت که جنگی را علیه کریپتون جدید به راه بیاندازد. بعد از این اتفاق، لکس لوثر به خاطر تلاش‌هایی که کرده بود، توانست از طرف ریاست جمهوری، عفو دریافت کند. این خط داستانی در جایی به پایان می‌رسد که زاد دوباره در حال جمع‌آوری و صف‌آرایی مردمش است زیرا او هم به نوبه‌ی خود، جنگی را به سمت سیاره‌ی زمین، اعلام کرد.

در طی این جریان‌ها، مون-ال توانست شهرهای بسیار زیادی را که برینیاک در طی این سال‌ها کوچک و بعد از آن درون بطری زندانی کرده بود، آزاد کند و هر کدام از آنها را بر روی سیاره‌های مختلفی در سرتاسر کهکشان قرار دهد. این شهرها یک روز، احتمالا در قرن سی و یکم، قرار است با یکدیگر متحد شوند و نام «سیارات متحده» را به خود بگیرند؛ درست همان سیاره‌هایی که قرار است اعضای لژیون ابرقهرمانان را کنار هم جمع‌آوری کنند و این تیم را تشکیل دهند.

از طرف دیگر، ما شاهد این استیم که برینیاک ۵، برینیاک را به دنیا و سیاره‌ی خود یعنی کولو برد. بعد از اینکه این دو به سیاره کولو رسیدند، برینیاک ۵، برینیاک را به وریل داکس دوم یا همان برینیاک ۲ تحویل داد. وریل داکس با کمال میل و خوشحالی، «پدر» خود را به مردمش تحویل داد تا به سزای اعمال خود برسد. با این حال، جریان به همین جا ختم نشود زیرا «لیرل داکس» یا همان برینیاک ۳، «پدر بزرگ» خود را به وسیله‌ی یک اسلحه که «Pulsar Stargrave» نام داشت، آزاد کرد. بعد از این اتفاق هم جنگ بسیار بزرگی در آن زمان و در کولو اتفاق افتاد؛ آن هم بین ۳ برینیاکی که در آن برهه زمانی فعالیت می‌کردند. وریل داکس حتی «لوبو» را احضار کرد و از خواست تا کمک‌های خود را دریغ نکند. برینیاک توانست از زندان خود آزاد شود و بعد از ایجاد آسیب‌ها و خرابی‌های بسیار زیاد در سیاره‌ی کولو، با اسلحه‌ی Pulsar Stargrave فرار کرد.

brainiac - justice league

داستان گذشته و خواستگاه برینیاک در مجموعه The New 52، در قسمت ۲۳ سری کتاب کمیک سوپرمن نشان داده شود. در گذشته، وریل داکس به عنوان بزرگترین دانشمند سیاره‌ی خودش یعنی یاد-کولو شناخته می‌شود زیرا پیشرفت بسیار زیادی در زمینه تکنولوژی میدان نیرو و همچنین کوچک سازی کرده بود. او یک هوش مصنوعی به نام «C.O.M.P.U.T.O.» را توسعه داده بود؛ هوش مصنوعی‌ای که به او اجازه داد تا بعد پنجم را کشف کند. داکس متوجه شود که این بعد پنجم، در آن زمان، در وضعیت جنگ قرار دارد و یک گروه از ساکنان آنجا، به بعد آنها وارد شودند و بیش از صد سیاره را نابود کردند. زمانی که داکس متوجه شود که سیاره‌ی یاد کولو دقیقا مقصد بعدی این گروه نابودگر است، به‌شودت تلاش کرد تا راهی را پیدا کند که سیاره‌اش را نجات دهد؛ او حتی راضی شود تا آزمایش‌هایی را هم روی پسر خود انجام دهد.

حاکم سیاره‌ی یاد-کولو زمانی که از فعالیت‌های داکس مطلع شود، او را به تبعید محکوم کرد اما داکس از C.O.M.P.U.T.O. استفاده کرد تا کنترل شبکه‌های کامپیوتری یاد-کولو را در دست بگیرد. داکس با متصل شودن به این شبکه‌های کامپیوتری، پایگاه داده‌ی سیاره‌اش را کپی کرد و بعد از آن یک ارتش از خادمان رباتی خود به وجود آورد و نام آن را «Terminauts» گذاشت. داکس بعد از این کار، شهری را که همسر و پسرش در آن زندگی می‌کردند، کوچک کرد و بعد، آن را درون یک بطری مخصوص که در میان میدان نیرو بود، قرار داد. این در حالی بود که دیگر بخش‌های سیاره یاد-کولو به دست اعضای گروه نابودگر که «Multitude» نام داشتند، نابود شودند.

در خط داستانی‌های خاصی، برینیاک توسط لوییس لین، یک گوریل و همچنین جیمی اولسن مورد ضرب و شتم قرار گرفت

بعد از نابودی سیاره یاد-کولو، داکس ارتشی از یک سری فضا پیما ساخت و ناخودآگاه خود را میان مجموعه‌ای از ربات‌ها توزیع کرد تا هر کدام از آنها به جهات سفر کنند. او قصد داشت با این کار، سیاره‌های مختلف را از دست Multitude نجات دهد. این گروه دیگر در این برهه زمانی با نام گردآورندگان جهان‌ها نامیده می‌شودند. یکی از این ربات‌ها به کریپتون حمله کرد. داکس توسط جور-ال که یک دانشمند کریپتونی به حساب می‌آمد و سیاره‌ی خودشان را از دست Multitude نجات داد، به‌شودت تحت تاثیر قرار گرفت. با این حال، بعد از بازگشت به کریپتون، برینیاک متوجه شود که این سیاره هم نابود شوده است. در همان زمان، کلارک کنت رویاهایی درباره‌ی لحظات آخر سیاره‌ی کریپتون می‌دید؛ در آن، یک هوش مصنوعی وجود داشت که سیاره را کنترل می‌کرد و بعد از آن ربات‌هایی را بیدار کرد تا برای حفاظت از فرهنگ کریپتون تلاش و از آن تا حد زیادی محافظت کنند. بعد از گذشت مدتی، کلارک در یک کارخانه‌ی رباتیک مصاحبه داشت و زمانی که به آنجا رفت، همان ربات‌ها هم ظاهر شودند.

جان کوربن (خیلی زود به شخصیت ابرشروری به نام «متالو» می‌شود) ناگهان توسط یک هوش مصنوعی تسخیر شود. این هوش مصنوعی، سوپرمن را می‌خواست. این ربات‌ها در سرتاسر شهر مترو پلیس یک شورش و هرج و مرج به راه انداختند. همین موضوع باعث شود که سوپرمن خیلی زود متوجه شود که آنها واقعا به دنبال او استند. سوپرمن به همراه کمک‌های «جان هنری آیرونز» به مبارزه با جان کوربنِ تسخیر شوده رفت.

 

با اینکه این دو نفر توانستند با کمک هم این فرد شرور را شکست دهند، اما دیگر کار از کار گذشته بود و این بیگانه، شهر مترو پلیس را کوچک کرد، درون یک بطری قرار داد و به سفینه‌ی خود در فضا برد. سوپرمن به این سفینه رفت و متوجه شود که شهرهای بیگانه‌ی بسیار زیادی درون بطری قرار گرفتند و آنجا استند؛ شهرهایی از جمله کاندور. این بیگانه خود را به عنوان موجودی که از سیاره‌ی کولو آمده، معرفی کرد. او در این سیاره با عنوان C.O.M.P.U.T.O و در سیاره‌ی کریپتون هم با نام برینیاک ۱.۰ شناخته می‌شود. او ادعا کرد که بدون سوپرمن و همچنین بدون سفینه‌ای که او را به زمین آورده بود، کلکسیون کریپتونی او ناقص است. این بیگانه هوشمند، از سوپرمن خواست تا از میان راه‌هایی که در مقابلش قرار داشت، یک مورد را انتخاب کند. قرار بر این بود که این بیگانه «پشتیبانی زندگی» را هم در شهر کاندور و هم در مترو پلیس، غیرفعال می‌کند و سوپرمن مجبور است با استفاده از زره کریپتونی‌ای که در سفینه وجود داشت، یکی از این شهرها را نجات دهد.

سوپرمن در حال تصمیم‌گیری بود که آیا این لباس را بر تن کند یا خیر. اگر سوپرمن این زره را بر تن می‌کرد، بلافاصله به شکل طراحی لباس فعلی‌اش درمی‌آمد. برینیاک، متالو را فرستاد تا به سوپرمن حمله کند اما زمانی که سوپرمن درباره‌ی علاقه‌ای که او به لوییس لین داشت صحبت کرد، کنترل برینیاک از روی جان کوربن برداشته شود و کوربن هم در نهایت در این حمله به سوپرمن پیوست. سوپرمن از موشک خود از کریپتون استفاده کرد تا به ذهن برینیاک حمله کند. این موشک هم به همراه مترو پلیس کوچک شوده بود. در نهایت این مبارزه به نفع سوپرمن به پایان رسید و مترو پلیس هم باری دیگر به زمین بازگشت. بعد از این اتفاق، سوپرمن کنترل سفینه‌ی کالکتور را بدست آورد و آن را به دژ فوق‌العاده خاص جدید خود تبدیل کرد.

بعد از این شکست بزرگ، برینیاک هم به اعماق فضا و کهکشان رفت و بعد از مدتی گشت و گذار، او سیاره‌ی تولرنس را پیدا کرد و به آنجا رفت. برینیاک با «لیدی استیکس» قراری گذاشت و در نهایت هم او بخشی از این سیاره را کوچک کرد و بعد از آن هم آن را دزدید و به کلکسیون خود اضافه کرد. بر روی زمین، در طی جریان تحقیق در رابطه با ۲۰ فردی که توسط برینیاک دزدیده شوده بودند و بعد از آن هم با قدر‌ت‌هایی، ابرانسان شودند، لوییس لین توسط یکی از این ۲۰ نفر آلوده شود. به همین دلیل برینیاک توانست کنترل یکی از نزدیک‌ترین متحدان سوپرمن را بدست بیاورد. برینیاک نقشه داشت تا از طریقی به زمین بازگردد. او از لوییس استفاده کرد تا به سیستم‌های دفاعی زمین نفوذ کند. این کار به او اجازه می‌داد تا راه بسیار ساده‌تری را برای بازگشت فیزیکی‌اش به زمین فراهم کند. یکی از افراد برینیاک به نام سایبورگ-سوپرمن (زور-ال بازسازی شوده، پدر سوپر گرل) یک پورتال ایجاد کرد تا برینیاک بتواند از سرتاسر کهکشان سفینه و زیرمجموعه‌های آن را به سمت زمین هدایت کند و به آنها دستور بدهد.

brainiac - supergirl

سوپرمن، با هیولای قدرتمندی به نام دومزدی توافق کرده بود که به طریقی، برینیاک را شکست بدهد، او را آلوده کند و در نهایت کاری انجام دهد که او از سیاره زمین دور شود. به همین دلیل سوپرمن از قدرت پیشرفته‌ی خود استفاده و به بزرگترین سفینه‌ی غول پیکر برینیاک حمله کرد. سوپرمن استه‌ی این سفینه را خراب کرد و در نهایت به سراغ خود وریل داکس رفت. به نظر می‌رسید که این شخصیت هنوز هم همان شکل شبه انسان خود را دارد. برینیاک دلایل خود را برای دزدیدن ذهن‌ها از سرتاسر جهان توضیح داد. او به این نتیجه رسیده بود که اگر او بتواند ذهن‌های یک مقدار خاص و مشخصی از مردم سرتاسر جهان را بدزدد و آنها را با هم «متحد» کند، بعد از آن دیگر می‌تواند خودِ واقعیت را تغییر دهد. به نظر می‌رسید که انگیزه او برای انجام این کار هم این است که قصد داشت کارهای اشتباهی را که مسئول آنها بود، درست کند و واقعیت را تا حدودی تغییر دهد و اشتباهات خود را رفع کند؛ به طور مثال از دست دادن همسر و فرزندش در سیاره کولو. با این حال، زمانی که سوپرمن، خودِ وریل، بزرگترین سفینه و همچنین تمام زیرمجموعه‌های آن را به داخل یک سیاهچاله کشاند، تمامی این نقشه‌ها نابود شودند. اما بعد از آن، وریل داکس توانست از آنجا فرار کند و به نقطه‌ی امنی برود.

  • ارتش گرین لنترن:

اسم برینیاک اولین بار در یکی از قسمت‌های سری کتاب کمیک Hal Jordan and the Green Lantern Corps نام برده شود. تمامی اعضای ارتش لنترن‌های سبز و همچنین زرد (از جمله هال جوردن، گای گاردنر و جان استوارت) به همراه «استارو تسخیر کننده» به سمت یک تله کشیده شودند و در معرض برخورد یک پرتوی کوچک کننده که به سمت سیاره زودار می‌تابید، قرار گرفتند. همین موضوع باعث شود که آنها کوچک و بی‌دفاع شوند. در قسمت بعدی این مجموعه، آنها درون یک بطری گیر افتادند. بعد از مدتی مشخص شود که زندان‌بان آنها یک ربات است که ادعا می‌کند بر روی نرم‌افزار «برینیاک ۲.۰» اجرا می‌شود. ظاهر این ربات، به نوعی ترکیبی از دو نسخه‌ی مختلف شخصیت برینیاک بود و یادآور نسخه‌های قبلی او بود. او یک کلکسیون از سیاره‌های کوچک شوده‌ی مختلف که درون بطری قرار داشتند، داشت. او همچنین درون سفینه‌ای قرار داشت و جابه‌جا می‌شود که شباهت بسیار زیادی به سفینه‌ی جمجمه مانند برینیاک داشت. در آن برهه زمانی اصلا مشخص نبود که این کلکسیونر همان برینیاک اصلی بعد از مجموعه‌ی «تولد دوباره» است یا او هم یکی دیگر از ربات‌ها معروف است.

brainiac

با این حال، پیروزی این دستگاه خیلی کوتاه مدت بود زیرا مشخص شود که «Larfleeze» می‌تواند او را دوباره برنامه نویسی کند و این دستگاه را به سمت خودش بیاورد. Larfleeze بعد از اینکه اطلاعات مهمی را در رابطه با این دستگاه متوجه شود، با استفاده از یک انگشتر نارنجی سیستم‌های حیاتی و مهم آن را دوباره راه اندازی کرد. Larfleeze از اینکه این دستگاه توانسته بود اعضای تیم گرین لنترن‌ها و همچنین استارو را دستگیر کند و حتی زمانی که تکنولوژی کوچک کننده‌ی او را دید، به‌شودت تحت تاثیر قرار گرفته بود. او تصمیم گرفت که تکنولوژی را بدزدد و در جهت منافع خودش از آن استفاده کند. او کنترل کشتی را در دست گرفت و به همراه کلکسیون به سمت دنیای خود یعنی اوکارا رفت. با این حال، طولی نکشید که Larfleeze متوجه شود، اعضای تیم لنترن‌های زرد و سبز همچنان در حال مبارزه با یکدیگر استند و قصد دارند یکدیگر را به قتل برسانند. به همین دلیل Larfleeze ظرف نگه دارنده‌ی این سیاره را شکست. بعد از اینکه این ظرف نگه دارنده شکسته شود، اعضای تیم لنترن‌ها آزاد شودند و به طریقی دوباره به همان اندازه‌ی قبلی خود بازگشتند و توانستند قدرت‌های خود را دوباره بدست بیاورند. بعد از این اتفاق، آنها بلافاصله باری دیگر مبارزه‌ی خود را درون سفینه آغاز کردند و کلکسیون برینیاک که حالا دیگر به Larfleeze تعلق داشت، نابود کردند. هال، کایل، جان و گای هدایت حمله به سمت ارتش لنترن‌های نارنجی را برعهده گرفتند. زمانی که همه در حال مبارزه کردن با یکدیگر بودند، اعضای تیم لنترن‌های نارنجی به سرعت شکست خوردند. در آن زمان، Larfleeze ادعا کرد که این ربات در حال سوء استفاده بوده است اما زمانی که ربات پاسخ داد و گفت که Larfleeze چگونه او را برنامه نویسی کرده است، Larfleeze از روی خشم و عصبانیت، ربات را نابود کرد.

در این برهه زمانی، ما شاهد این استیم که برینیاک در حال مبارزه با اعضای ابرقهرمانی تیم لیگ عدالت آمریکا است. او همزمان نیروهای خود را فرستاد تا با اعضای تیم جوخه انتحاری، تایتان‌های نوجوان و همچنین تایتان‌ها مبارزه کنند و آنها را شکست دهند. تیم لیگ عدالت اصلا نمی‌توانستند حریف برینیاک و همچنین سفینه‌ی قدرتمند او بشوند؛ تا زمانی که سوپرمن رسید. بعد از اینکه برینیاک به صورت ذهنی با سوپرمن ارتباط برقرار کرد و توضیح داد که چرا به زمین آمده است، توانست با اعضای لیگ عدالت اتحاد برقرار کند. برینیاک این بار به زمین نیامده بود که آن را نابود کند بلکه می‌خواست موضوع مهمی را به آنها هشودار دهد؛ یک تهدید بزرگ در سطح کهکشانی در جهان وجود داشت که در حال آمدن به زمین بود. او با گفتن این اخطار قصد داشت آنها را آماده کند. بعد از مدتی مشخص شود که برینیاک در حال جمع کردن چندین تن از قهرمانان و شروران بود تا آنها در مبارزه‌اش علیه «امگا تایتان» کمک کنند. برینیاک می‌توانست این تهدید بسیار خطرناک را شکست دهد اما این موضوع تنها زمانی محقق می‌شود که با سوپرمن و اعضای لیگ عدالت متحد شود. او برای تکمیل کردن تیم خود، اعضای لیگ را با چند تن از خطرناک‌ترین ابرشرورهای دنیای دی سی ادغام کرد و آنها را به سمت این امگا تایتان فرستاد. به واسطه تکنولوژی که برینیاک در اختیار داشت، چهار تیم تشکیل داده شودند که از اعضای این تیم‌ها می‌توان به لکس لوثر، بتمن، واندر وومن و همچنین سینسترو اشاره کرد. جالب است بدانید که خودِ برینیاک هم با دشمن خود یعنی سوپرمن همکاری می‌کرد.

بعد از مدتی نشان داده شود که یک امگا تایتان در کولو (سیاره مادری برینیاک) قرار داشت. او قصد داشت تا به این سرزمین حمله و آن را نابود کند. همین موضوع یکی از دلایل اصلی و مهمی بود که برینیاک چندین قهرمان و شرور را استخدام کرد تا به او کمک کنند و امگا تایتان را شکست دهند. برینیاک در این برهه از زمان ادعا کرد که نقشه‌ی بسیار خوبی را ترتیب داده و تنها کافی است که این ابرقهرمانان دستورات او را پیروی کنند تا در این جنگ پیروز شوند. با این حال، طولی نکشید که برینیاک از لحاظ ذهنی و تله پایتیکی مورد حمله قرار گرفت و سرِ او توسط چندین متخصصی که توسط آماندا والر (توسط پروتکل XI) در زمین استخدام شوده بودند، نابود شود. آنها قصد داشتند تا افرادی را که دستگیر شوده بودند و در سفینه‌ی برینیاک قرار داشتند، به خانه بازگردانند. این در حالی بود که آنها همچنین قصد داشتند تا هر اطلاعاتی را که می‌توانند، از ذهن برینیاک بدزدند. همین موضوع باعث شود که قهرمانان و شروران در کولو به همراه امگا تایتان که نسبت به آنها قوی‌تر بود، گیر بیوفتند. از آنجایی که سرِ برینیاک توسط حملات متعدد این متخصصان منفجر شوده بود، همه تصور می‌کردند که برینیاک جانِ خود را از دست داده است.

brainiac

برینیاک، یک شخصیت فوق‌العاده باهوش و نابغه محسوب می‌شود. سطح هوشی این شخصیت به سطح دوازدهم هم رسیده است. برخی از تجسم‌ها و نسخه‌های برینیاک قدرت‌ها و توانایی‌ها زیر را دارا بودند:

  • تکنوپتی
  • توانایی انتقال ناخودآگاه و هوش به داخل رایانه‌ها و در برخی شرایط، انسان‌ها و موجودات ارگانیکی
  • توانایی‌های تله پاتی و دورجنبی یا سایکوکینسیس
  • قدرت بسیار زیادی که می‌تواند با سوپرمن رقابت کند

 استوارترین و شاید حتی مهم‌ترین قدرت برینیاک که در تمام نسخه‌ها و همچنین تجسم‌های او وجود دارد، همان هوش سطح دوازدهم او است. این قدرت به او توانایی محاسبیه کردن، حافظه پیشرفته و همچنین درک بسیار بالا از مسائل مربوط به مهندسی مکانیک، مهندسی زیست شناسی، فیزیک و دیگر موارد علوم نظری و علوم کاربردی را دارد. او همچنین دانش بسیار زیادی در رابطه با تکنولوژی‌های بیگانه‌های مختلف دارد. برای مقایسه اینگونه می‌توان گفت که تمامی جمعیت قرن بیستم کره زمین، همگی دارای سطح ششم هوشی استند و از طرف دیگر هم تمام افرادی که در قرن سی‌ام بر روی کره زمین زندگی می‌کنند، دارای سطح هوشی نهم استند. تجسم و نسخه‌ی بعد از بحران برینیاک ادعا می‌کند که مغزش می‌تواند دانش بیش از چهارصد و نود اکتودسیلین موجود را پردازش و بعد از آن حتی مرتب کند. این شخصیت دستگاه‌هایی مانند کمربند میدان نیرو را خلق کرده است؛ کمربندی که می‌تواند حتی در مقابل قدرتمندترین ضربه‌ها و حمله‌های فردی مانند سوپرمن مقاومت کند. علاوه بر این کمربند، برینیاک یک اشعه کوچک کننده دارد که می‌تواند سایز شهرها را کوچک کند.

قدرت‌های ذهنی بسیار پیشرفته‌ی برینیاک نشان داده که می‌تواند دیگران را در اختیار خود بگیرد، اطلاعات را از موجودات دیگر جذب کند، ناخودآگاه خود را انتقال دهد، سیستم‌های رایانه‌ای را ایجاد یا آنها را دستکاری کند، از خودش چندین نسخه‌ی مختلف و متفاوت تکثیر کند و همچنین تا حدی می‌تواند زمان و فضا را کنترل کند. در میان تمام موجودات ارگانیک، برینیاک تنها دوست همیشگی خود یعنی لکس لوثر را به عنوان یک فرد بسیار باهوش برمی‌شمرد؛ فردی که هوش او را تا حدودی در حد و اندازه‌ی خود می داند. به طور معمول، برینیاک به همراه یک موجود با سطح قدرت ابرانسانی بسیار بالا و همچنین استقامت ابرانسانی به تصویر کشیده می‌شود. همانطور که در مورد شخصیت‌های دیگر هم این موضوع صدق می‌کند، شودت قدرت‌ها و توانایی‌های این شخصیت متفاوت است اما به طور معمول، در حدود سطح قدرتی سوپرمن است. توانایی‌های دقیق برینیاک در میان نسخه‌ها و تجسم‌های مختلف، کاملا متفاوت است و میان هر نسخه این موضوع و شودت آنها تغییر می‌کند.

نقطه ضعف:

همانطور که بالاتر هم به این موضوع اشاره شود، برینیاک تا حد زیادی نسبت به باکتری‌ها و همچنین بیماری‌ها حساس است و در مقابل آنها آسیب پذیر می‌شود؛ به خصوص وقتی که از سفینه‌ی جمجمه شکل خود خارج شوده است.

brainiac

در انتها به انیمیشن‌ها، فیلم‌ها و بازی‌هایی اشاره می‌کنیم که شخصیت وریل داکس/برینیاک در آن حضور داشت:

  • انیمیشن سریالی The New Adventures of Superman محصول سال ۱۹۶۶ تا سال ۱۹۷۰
  • انیمیشن سریالی Challenge of the Super Friends محصول سال ۱۹۷۸ با صداپیشگی تد کسیدی
  • انیمیشن سریالی Superman: The Animated Series محصول سال ۱۹۹۶ تا سال ۲۰۰۰
  • انیمیشن سریالی Justice League محصول سال ۲۰۰۱ تا سال ۲۰۰۴ با صداپیشگی کوری برتون
  • انیمیشن سریالی Justice League Unlimited محصول سال ۲۰۰۴ تا سال ۲۰۰۶ با صداپیشگی کوری برتون
  • انیمیشن سریالی Legion of Super Heroes محصول سال ۲۰۰۶ تا سال ۲۰۰۸ با صداپیشگی کوری برتون
  • سریال Smallville محصول سال ۲۰۰۱ تا سال ۲۰۱۱ با بازی جیمز مارسترز
  • سریال Krypton محصول سال ۲۰۱۸ تاکنون با بازی بلیک ریتسون
  • بازی Superman 64 محصول سال ۱۹۹۹
  • بازی Superman: The Man of Steel محصول سال ۲۰۰۲
  • بازی Justice League Heroes محصول سال ۲۰۰۶ با صداپیشگی پیتر جسوپ
  • بازی DC Universe Online محصول سال ۲۰۱۱ تا سال ۲۰۱۶ با صداپیشگی کوری برتون
  • بازی Lego Batman 2: DC Super Heroes محصول سال ۲۰۱۲ و ۲۰۱۳ با صداپیشگی تروی بیکر
  • بازی Lego Batman 3: Beyond Gotham محصول سال ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵ با صداپیشگی دی بردلی بیکر
  • بازی Injustice 2 محصول سال ۲۰۱۷ با صداپیشگی جفری کمبس

مهم‌ترین کتاب‌های کمیک این شخصیت در کمپانی دی سی:

  • قسمت ۲۴۲ سری کتاب کمیک Action Comics با نام The Super-Duel in Space (اولین حضور این شخصیت در دنیای کمیک)
  • کتاب Whatever Happened to the Man of Tomorrow? (قسمت ۴۲۳ سری کتاب کمیک Superman و قسمت ۵۸۳ سری کتاب کمیک Action Comics)
  • سری کتاب کمیک Crisis on Infinite Earths
  • سری کتاب کمیک Panic In The Sky!
  • مینی سری سه قسمتی Superman: The Doomsday Wars
  • سری کتاب کمیک Justice
  • کتاب تک قسمتی Superman: Y2K
  • کراس اور Our Worlds at War
  • سری کتاب کمیک Superman: Brainiac (قسمت ۸۶۶ تا ۸۷۰ سری کتاب کمیک Action Comics)
  • سری کتاب کمیک New Krypton
  • سری کتاب کمیک Superman: Doomed
  • سری کتاب کمیک Convergence
  • مینی سری چهار قسمتی Justice League: No Justice

ادامه‌ی پست