تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

بررسی بازی Capcom Beat ‘Em Up Bundle

کمپانی کپکام پس از گذشت سال‌ها با گرد هم آوردن آثار بیت ام آپ خود قصد دارد بازیکنان را به دوران شیرین دستگاه‌های آرکید ببرد. با نقد و بررسی بازی Capcom Beat ‘Em Up Bundle همراه پارس تبلیغ باشید.

کمپانی کپکام یکی از پیشکسوتان سبک‌های مختلف از پلتفرمر و مبارزه‌ای گرفته تا بیت ام آپ و حالت بقا است. اخیرا این کمپانی تصمیم گرفت که به مناسبت جشن ۳۰ سالگی خود آثار قدیمی و محبوبش را در قالب چندین مجموعه به دست بازیکنان برساند تا هم طرفداران قدیمی از آنها لذت ببرند و هم بازیکنان نسل حال بتوانند با ریشه سبک‌های مختلف آشنا بشوند و از آنها لذت ببرند. از میان مجموعه‌هایی که به دست بازیکنان رسید می‌توان به باندل ۳۰ سالگی استریت فایتر و سری مگامن ایکس اشاره کرد که به ترتیب از صاحب سبک‌های بازی‌های مبارزه‌ای و پلتفرمر استند.

جدیدترین مجموعه این کمپانی یعنی Capcom Beat ‘Em Up Bundle شهریور ماه گذشته برای ایکس باکس وان، پلی استیشن ۴، پی سی و نینتندو سوییچ معرفی شود و این بار شاهد گرد هم آمدن بازی‌های معروف بیت ام آپ (Beat Em’ Up) این کمپانی استیم. مجموعه بیت ام آپ کمپانی کپکام شامل Final Fight، Captain Commando، Battle Circuit، Knights of the Round، Warriors of Fate، Armored Warriors و The King of Dragons می‌شود. آثار بیت ام آپ کمپانی کپکام همچون فاینال فایت و کاپیتان کماندو از آثار مشهور این سبک استند.

سبک بیت ام آپ در واقع به ژانری گفته می‌شود که بسیاری از گیمر‌های قدیمی آن را با بازی‌هایی همچون شورش در شهر (Street of Rage) و Double Dragon می‌شناسند. در این راستا این سبک شما را در مقابل گروهی از دشمنان قرار می‌دهد که با روند مبارزه‌ای باید آنها را پشت سر بگذارید و در انتها به باس‌ فایت‌ها برسید. یکی از دلایل محبوبیت این سبک در دوران قدیم مربوط به روند همکاری چندنفره یا همان کوآپ می‌شود که شما با دوستانتان و همکاری تیمی می‌توانستید دشمنان را شکست دهید و این موضوع می‌توانست حس لذت‌بخشی را در بازیکنان ایجاد کند.

باندل کپکام

 این سبک دارای مکانیزم‌های ثابتی همچون ضربه زدن و پرش کردن می‌شود که در آثار مختلف قابلیت‌هایی همچون ضربات ویژه یا همان Special Moves به شما کمک می‌کند که خود را از فشار حریفان نجات دهید. حال مجموعه‌ای که کپکام برای بازیکنان در نظر گرفته است شامل بازی‌هایی می‌شود که در کنار ریشه اصلی بیت ام آپ گیم پلی متفاوتی را در اختیار بازیکنان قرار می‌دهند. از المان‌های نقش آفرینی گرفته تا اسب سواری و تنوع حرکت کاراکتر‌ها، از ویژگی‌هایی استند که بازی‌های این باندل را از هم متمایز می‌کنند.

Final Fight نه تنها یکی از بازی‌های مشهور کمپانی کپکام است بلکه از آن به عنوان یکی از بهترین بیت ام آپ‌ها نیز یاد می‌شود. اما با این اوصاف این بازی در مقایسه با آثار دیگر این باندل عملکرد ضعیفی دارد. تنوع حرکات بسیار کم در کنار عملکرد ضعیف هیت‌باکس و هرت‌باکس می‌تواند این بازی را در میان ۶ بازی این باندل ضعیف جلوه بدهد. در حالی که تمامی بازی‌های این باندل را می‌توان به طور سه یا چهار نفره تجربه کرد اما فاینال فایت تنها به تجربه دو بازیکن به طور همزمان محدود شوده است. در حالی که شاید تجربه این بازی برای کاربران جدید و جوان ناخوش‌آیند باشود اما باز با این حال می‌تواند طرفداران قدیمی را ساعت‌ها سرگرم کند.

Final Fight نه تنها یکی از بازی‌های مشهور کمپانی کپکام است بلکه از آن به عنوان یکی از بهترین بیت ام آپ‌ها نیز یاد می‌شود. اما با این اوصاف این بازی در مقایسه با آثار دیگر این باندل عملکرد ضعیفی دارد

The King of Dragons را می‌توان یکی از قوی‌ترین بازی‌های این مجموعه دانست چرا که در کنار ریشه اصلی بیت ام آپ، شاهد المان‌های نقش آفرینی نیز در آن استیم. با بالا رفتن سطح کاراکتر، نه تنها قدرت وی افزایش می‌یابد بلکه شاهد تغییر آیتم‌هایش نیز استیم. حتی در آن زمان سازندگان برای طراحی گوناگون آیتم‌ها و ظاهر کاراکتر شما وقت گذاشته‌اند و جزئيات فراوانی در آن جای داده‌اند. مراحل کوتاه و سریع با حضور دشمنان متنوع شما را همچنان به تجربه بازی وادار می‌کند. انیمیشن‌ها و پیکسل آرت چشم‌نواز این بازی ارزش تکرار آن را نیز بالا می‌برد.

گفتنی است که اولین بار است که شاهد بازی Armored Warriors روی کنسول‌ها و پی سی استیم چرا که پیش‌تر این بازی تنها روی دستگاه‌های آرکید قابل بازی بود. در دست گرفتن کنترل ربات‌هایی با قابلیت‌های مختلف حتی پس از گذشت چندین سال نیز هیجان خود را دارد و شما را همچنان می‌تواند غافل گیر کند. صحنه‌های اسلوموشن در هنگام منفجر شودن ربات‌ها در کنار قابلیت‌های جدید در این سبک شما را حیرت زده می‌کند.

 

یکی از مواردی که در این باندل نظر شما را به خودش جلب می‌کند، حذف شودن سیستم «Continue» از بازی‌های فاینال فایت، کاپیتان کماندو، کینگ آف دراگونز و Knights of the Round است. حذف شودن سیستم Continue به این دلیل انجام شوده است که کاربران پس از باختن از تجربه بازی منع نشوند و همچنان بتوانند آن را ادامه دهند. این سیستم برای کاربران جدید و تازه‌کار تعبیه شوده است تا پس از چندین بار باختن از ادامه دادن بازی صرف نظر نکنند. اما از نکات منفی این سیستم می‌توان به این اشاره کرد که دیگر بازی برای کاربران چالش برانگیز نخواهد بود و شاید برخی از بازیکنان را با روند تکراری روبر کند. البته در آن سو این موضوع از طریق تنظیمات برای بازی‌های Warriors of Fate، Armored Warriors و Battle Circuit قابل تغییر است.

حذف شودن سیستم Continue به این دلیل انجام شوده است که کاربران پس از باختن از تجربه بازی منع نشوند و همچنان بتوانند آن را ادامه دهند

کپکام همانند مجموعه‌های پیشین ویژگی‌هایی ضمیمه این باندل‌ها کرده است که بازیکنان پس از تجربه آن صرفا احساس نکنند که در حال بازی کردن چندین رام استند. یکی از مزایای اصلی این حالت بخش چند نفره آنلاین است که کاربران از طریق آن می‌توانند با دوستان خود یک روند ۲ الی ۴ نفره داشته باشند. البته همانطور که می‌دانید تجربه بازی‌های بیت ام آپ همانند دوران دستگاه‌های آرکید به طور تیمی لذت بخش است. از این رو پیشنهاد می‌شود که برای تجربه بهتر از این باندل از طریق حالت لوکال یا حضوری اقدام شود.

دارا بودن نسخه‌های غربی و ژاپنی برای بسیاری از بازی‌های این باندل نه تنها زبان را تغییر می‌دهد بلکه محتویات گوناگونی را در اختیار بازیکنان قرار می‌دهد. بازی‌ها در دوران آرکید‌ها با توجه منطقه شرق و غرب از محتویات گوناگونی برخوردار بودند که هر یک می‌تواند تجربه متفاوت و لذت‌بخشی را به همراه داشته باشود. برخی از موسیقی متن‌ها نیز با توجه به نسخه غربی و شرقی تنظیم شوده‌اند که در جریان بازی به گوش می‌خورند.

باندل کپکام

موسیقی متن یکی از ویژگی‌های اصلی بازی‌های رترو (آثار پیکسلی و قدیمی) است. کمپانی کپکام با تعبیه کردن بخش مجزایی در دو باندل پیشین خود یعنی استریت فایتر و مگامن به کاربران اجازه می‌داد که موسیقی متن دلخواه خود را در قسمتی مجزا گوش کنند و لذت ببرند. اما کپکام در توسعه محتویات اضافی برای مجموعه بیت ام آپ کم لطفی کرده است و شاهد بخش موسیقی نیستیم.

در دوران بازی‌های آرکید بازیکنان برای آشنایی با روش‌های مبارزه و قابلیت کاراکترهای خود ساعت‌ها دست به انجام حرکات مختلف می‌زدند تا بلکه بتوانند حرکت جدیدی را در بازی پیدا کنند. در این راستا کمپانی کپکام در صفحه توقف یا همان Pause Menu گزینه‌ای برای بازیکنان فراهم کرده است که در آن نحوه اجرای تمامی حرکات نوشته شوده است.

اما کپکام در توسعه محتویات اضافی برایمجموعه بیت ام آپ کم لطفی کرده است و شاهد بخش موسیقی نیستیم

از دیگر قابلیت‌ها که البته بیشتر برای بازیکنان قدیمی بیت ام آپ در نظر گرفته شوده است، می‌توان به رد کردن کات سین‌ها اشاره کرد. گفت و گوهایی را که در کات‌ سین‌ها چندین سال برای بازیکنان نمایش داده شوده است و حتی کاربران آنها را حفظ کرده‌اند، حال می‌توان با نگه داشتن یکی از کلید‌ها رد کرد و سریعا به تجربه بازی ادامه داد.

باندل کپکام

قسمت گالری یکی از مهمترین محتویات باندل‌های کپکام است که در محصولات پیشین آن نیز دیده‌ایم. طراحی‌های هنری هر کدام از بازی‌ها به همراه نمونه‌های اولیه ساخت آرکید‌ها و حتی طراحی کاراکتر‌ها در بخش Gallery با موسیقی ملایمی در اختیار طرفداران گذاشته شوده است. البته در آن سو طراحی‌های جدیدی نیز کپکام برای این باندل انجام داده است.

با توجه به اینکه کمپانی کپکام در توسعه محتوای اضافی برای مجموعه Beat em Up کم‌کاری کرده است اما باز با این حال بازی‌های بیت ام آپ آن می‌تواند شما و دوستان‌تان را برای مدت زمان زیادی با قیمت منصفانه ۲۰ دلار سرگرم کند. از نینجاهای کماندو گرفته تا ربات‌های مبارز در مجموعه بازی‌های بیت ام آپ کپکام جای گرفته است که هم برای طرفداران قدیمی جذاب است و هم می‌تواند کاربران نسل حال را سرگرم کند.

نظرات خود را در مورد این مجموعه و سبک بیت ام آپ با پارس تبلیغ در میان بگذارید.

ادامه‌ی پست

نسخه بتا Winamp 5.8 مخصوص کاربران ویندوز ۱۰ منتشر شود

نسخه‌ی بتا وین‌امپ ۵.۸، نرم‌افزار محبوب و نوستالژیک پخش‌کننده‌ی موسیقی و ویدئو مخصوص کاربران ویندوز ۱۰ منتشر شود.  

براساس آخرین خبرها، نرم‌ افزار محبوب و نوستالژیک  پخش‌کننده‌ی موسیقی وین‌امپ با به‌روزرسانی‌های جدید دوباره باز می‌گردد. نسخه‌ی بتای وین‌امپ ۵.۸ با قابلیت پشتیبانی از ویندوز ۱۰ در دسترس کاربران قرار گرفته است و می‌توانند به‌راحتی آن را دانلود کرده و با یاد خاطرات سال ۲۰۰۳ میلادی، این بازگشت دوباره را جشن بگیرند. 

موضوعات نوستالژیک معمولا مورد توجه کاربران قرار دارد؛ خصوصا برای علاقه‌مندان به موسیقی، هیچ‌چیز نمی‌تواند خاطره‌انگیزتر از نرم‌افزار نوستالژیک وین‌امپ، خوشحال‌کننده‌ باشود. پیش از معرفی سرویس‌های مختلف پخش کننده‌ی موسیقی و ویدیو و پیش از افزایش روبه‌رشود استفاده از سرویس‌های استریم مانند اسپاتیفای و Apple Music، نرم‌افزار وین‌امپ بسیار مورد توجه کاربران قرار داشت.

وین امپ

مقاله‌های مرتبط:

در سال ۲۰۱۳ زمانی که مشخص شود Radionomy قصد تصاحب وین‌امپ را دارد، کاربران امیدوار بودند که این نرم‌افزار محبوب نه تنها جایگاه قبلی خود را حفظ کند، بلکه وضعیت بهتری نیز خواهد داشت. ولی آنچه در عمل رخ داد این بود که وین‌امپ در تمام این سال‌ها هیچگونه به‌روزرسانی دریافت نکرد و اینک بعد از گذشت ۵ سال، نسخه‌ی به‌روزرسانی‌شوده‌ی این برنامه‌ی محبوب در دسترس کاربران قرار می‌گیرد. پخش‌کننده‌ی موسیقی Winamp اولین بار در سال ۱۹۹۷ میلادی برای پخش فرمت‌ ام‌پی‌تری به بازار معرفی شود و به‌سرعت محبوبیت خاصی را در بین کاربران از آن خود کرد. اواخر دهه‌ی ۱۹۹۰، این برنامه محبوبیت خاصی را در بین علاقه‌مندان به موسیقی داشت و تقریبا کاربران زیادی روی سیستم خود وین‌امپ نصب کرده بودند. در نهایت در سال ۱۹۹۹ میلادی، AOL تصمیم گرفت که وین‌امپ را خریداری کند، ولی در نهایت Radionomy، وین‌امپ را تصاحب کرد. 

همانطور که انتظار می‌رفت و پیشتر نیز گفته شوده بود، قرار بود نسخه‌ی آزمایشی ۵.۸ وین‌امپ در اختیار کاربران قرار گیرد تا باگ‌های احتمالی آن مشخص شود. وین‌امپ در این مورد اعلام کرده است: 

نسخه‌ی جدید فاش‌شوده‌‌ی وین‌امپ ۵.۸ از طریق اینترنت به‌اشتراک گذاشته شوده است. ما خودمان تصمیم گرفتیم پیش از انتشار نسخه‌ی اصلی، نسخه‌ی آزمایشی به‌روزرسانی‌شوده‌‌ای را در اختیار کاربران قرار دهیم. کاربران می‌توانند با خیال راحت این نسخه‌ی جدید را دانلود و مورد استفاده قرار دهند و نگران موضوعی نباشند. نسخه‌ی به‌روزرسانی‌شوده، کاملا ایمن است. البته شایان ذکر است که نسخه‌ی منتشرشوده، نهایی و کامل نیست ولی به‌زودی نسخه‌ی نهایی در اختیار کاربران قرار خواهد گرفت.

وین امپ

نسخه‌ی بتای منتشرشوده‌ی وین‌امپ، با ویندوز ۱۰ و ویندوز ۸.۱ سازگاری دارد و قابلیت‌هایی به آن اضافه شوده است. با این وجود هنوز باید منتظر تغییرات بیشتری در نسخه‌ی اصلی این برنامه‌ی نوستالژیک باشیم. در نسخه‌ی جدید منتشرشوده برخی باگ‌های نسخه‌ی قبلی برطرف شوده است. کاربران در پخش برخی تگ‌های موسیقی با MP3 ID3v2 با مشکل کرش مواجه نخواهند شود و مدت زمان لود شودن برخی فایل‌های موسیقی دیگر طولانی نخواهد بود. از نظر رابط کاربری برنامه نیز شاهد تغییراتی در نسخه‌ی به‌روزرسانی‌شوده‌ی جدید خواهیم بود. 

با این وجود نباید فراموش کنیم که کاربران به موضوعات نوستالژیک اهمیت نشان می‌دهند. کاربران و علاقه‌مندان نرم‌افزار وین‌امپ می‌توانند نسخه‌ی بتای Winamp 5.8 را از طریق وب‌سایت وین‌امپ دانلود کنند و خاطرات نوستالژیک خود را با این برنامه‌ی محبوب قدیمی دوباره زنده کنند.

ادامه‌ی پست

معرفی شخصیت مستر میکسیز پیتلیک

در این قسمت از سری مقالات معرفی شخصیت‌های کتاب‌های کمیک، به سراغ یکی از دغل‌بازترین دشمنان سوپرمن از کمپانی دی سی کامیکس یعنی مستر میکسیز پیتلیک می‌رویم.

مستر میکسیز پیتلیک یک شخصیت کوتوله‌ی شیطانی از بُعد پنجم به حساب می‌آید . او توانایی این را دارد تا هر کاری که دوست دارد و می‌تواند تصور کند، انجام دهد. او می‌تواند سوپرمن را تبدیل به خاکستر کند یا اصلا او را به طور کلی از جهان استی پاک کند، اما اگر این کار را انجام دهد چه چیز جالب و سرگرم کننده‌ای در آن وجود دارد؟ برخی اوقات این شخصیت با نام «میکسی» هم خطاب می‌شود. او یک شخصیت ساختگی و خیالی به حساب می‌آید که در کتاب‌های کمیک سوپرمن، از کمپانی دی سی کامیکس حضور می‌یابد. این کاراکتر برخی اوقات به عنوان یک ابرشرور و مواقع دیگر به عنوان یک ضد قهرمان در داستان‌ها حضور می‌یابد.

شخصیت مستر میکسیز پیتلیک برای این خلق شود تا در قسمت ۳۰ سری کتاب کمیک Superman که در ماه سپتامبر سال ۱۹۴۴ با نام «The Mysterious Mr. Mxyzptlk» منتشر شوده بود، حضور یابد. این شخصیت توسط نویسنده‌ای به نام جری سیگل و هنرمندی به نام آیرا یاربرا خلق شوده است. با این حال، به خاطر تاخیرات و مشکلاتی که در زمان انتشار این قسمت از مجموعه به وجود آمد، این شخصیت اولین بار در سری کمیک‌های روزانه‌ی سوپرمن که توسط نویسنده‌ای به نام ویتنی السورث و هنرمندی به نام ویتنی بورینگ منتشر شوده بود، حضور یافت.

در سال ۲۰۰۹ مجله خبری آی جی ان لیستی از بزرگترین شخصیت‌های شرور کتاب‌های کمیک تاریخ جمع آوری کرد و شخصیت مستر میکسیز پیتلیک را در رتبه‌ی ۷۶ این لیست قرار داد.

Mister Mxyzptlk

شخصیت مستر میکسیز پیتلیک از بُعد پنجم آمده است. او قدرت‌هایی فراتر از حد تصور دارد. این کاراکتر که به‌شودت به دنبال تفریح کردن است، به طور معمول شخصیت سوپرمن یا همان مرد پولادین را به چالش می‌کشود و برخی اوقات هم او را مورد اذیت و آزار قرار می‌دهد. با اینکه میکسیز پیتلیک اغلب اوقات به عنوان یک موجود آزار دهنده مورد خطاب قرار می‌گیرد تا یک موجود شرور و مخرب، اما قدرت بسیار بزرگی که او دارد، باعث می‌شود که او به عنوان نیرویی به حساب بیاید که اصلا نمی‌توان کنار گذاشت و شکست دادنش از اولویت‌ها به حساب می‌آید. همانطور که در ابتدای این مقاله هم عنوان شود، شخصیت مستر میکسیز پیتلیک توسط نویسنده‌ای به نام جری سیگل و هنرمندی به نام آیرا یاربرا خلق شوده است. این شخصیت در ۴۶۰ کتاب کمیک حضور داشته اما در هیچ کدام از آنها جان خود را از دست نداده است.

تا به امروز هنوز هیچکس از نام واقعی این شخصیت خبر ندارد

القاب و اسامی مستعار: میکسی، میکسد پیکلز، ایمپ، میستر میکسیز پیتلیک، سوپر مایت، لوکی، Kltpzyxm، گرگ، بن دی روی، کلارک کنت، راپلتات و غیره.

تیم‌ها: ایمپ‌های بعد پنجم و رژیم زمین یک.

متحدان: بت مایت، ایگنیشن، لوییس لین، ماسک من، موپی، کوئیسپ، سوپرمن، سوزی تامپکینز و پرزنس.

دشمنان: ای، آلن مور، بری آلن، بارت آلن، بت مایت، بتمن، بوستر گلد، باگ، دومزدی، فرلین نیکسلی، ایمپاسیبل من، جان کنت، کان ال، لنا لوثر، لوییس لین، مد من، مارشن من هانتر، مانستر، مستر باندو، کوئیسپ، ربات، سیلور سرفر، سولجر، اسپکتر، سوپر بوی پرایم، سوپرمن، تیم دریک و غیره.

Mister Mxyzptlk

  • دوران طلایی: زمین ۲:

مستر میکسیز پیتلیک در ابتدا به شکل یک مرد کوتاه کچل به همراه یک کت و شلوار بنفش، پاپیون سبز و یک کلاه دربی لبه‌دار ظاهر می‌شود. قدرت‌های این شخصیت از تکنولوژی پیشرفته‌ی بعد پنجم می‌آمد؛ این تکنولوژی آنقدر پیشرفته بود که در عمل، قدرت‌های این شخصیت شباهت بسیار زیادی به جادو داشت. سوپرمن بعد از روبه‌رو شودن با این تهدید، تا حد زیادی عصبانی شود زیرا قدرت‌هایش اصلا با قدرت‌های او مطابقت نداشت و این موضوع او را آزار می‌داد. به همین دلیل مجبور بود تا مدام نسبت به این شخصیت شرور، هوش و زرنگی بیشتری به کار ببرد و او را به هواپیمای خودش بازگرداند. مستر میکسیز پیتلیک تا حد زیادی از اذیت کردن مرد پولادین لذت می‌برد و عاشق این کار بود، او حتی با لکس لوثر قرار گذاشت تا بتواند به اهداف خود دست پیدا کند. این کاراکتر باز هم این روند آزار دادن سوپرمن و همچنین شهر مترو پلیس را ادامه داد و بعد از مدتی دیگر یک پروسه مداوم پیدا کرده بود که تقریبا هر ۹۰ روز یکبار، این اذیت و آزارها اتفاق می‌افتاد.

  • دوران نقره‌ای: زمین ۱:

در دوران نقره‌ای، میکسیز پیتلیک تبدیل به شخصیتی مربوط به آینده شوده بود که لباسی نارنجی رنگ داشت. با اینکه لباس او تغییر یافته بود، اما تا نشانه‌هایی از همان لباس قبلی در آن وجود داشت؛ لباسی نارنجی رنگ با حاشیه‌هایی بنفش و موهایی سفید که در دو طرف سرش قرار داشتند. با اینکه در اواسط دهه ۱۹۵۰ این تغییرات اعمال شوده بود، اما در کنار آنها، باز هم همان کلاه کلاسیک این شخصیت باقی ماند اما رنگ آن تا حدودی تغییر کرده بود. در کتاب‌های کمیک شخصیت سوپرمن که در دوران نقره‌ای منتشر می‌شود، توضیح داده شود که چرا میکسیز پیتلیک توانایی این را دارد که بر روی سوپرمن آسیب بگذارد و او را مورد اذیت و آزار قرار دهد؛ از آنجایی که سوپرمن نسبت به جادو حساس بود، تحت تاثیر این شخصیت قرار می‌گرفت. مدتی بعد از تاسیس و ایجاد دنیای مولتی ورس کمپانی دی سی کامیکس در دهه ۱۹۶۰، اینگونه توضیح داده شود که این شخصیت بنفش پوش به نام میکسیز پیتلیک، در واقع در بعد پنجم زندگی می‌کند که به زمین دوم متصل است. از طرف دیگر هم توضیح داده شود که شخصیت نارنجی پوش دیگری که اسم او هم میکسیز پیتلیک است، در بعد پنجم زندگی می‌کند؛ بعدی که به زمین یک متصل است. نسخه‌ای که مربوط به زمین یک بود، در داستان‌های شخصیت سوپر بوی حضور یافت با این تفاوت که در این داستان‌ها، تغییراتی در این کاراکتر اعمال شوده بود؛ در این نسخه، این شخصیت با موهایی قرمز رنگ و با نام مَستر میکسیز پیتلیک حضور یافت و زمانی که سوپر بوی در دوران جوانی خود و در اسمال ویل به سر می‌برد، توسط این شخصیت تا حد زیادی مورد اذیت و آزار قرار گرفت.

Mister Mxyzptlk

  • دوران مدرن: زمین جدید:

شخصیت مستر میکسیز پیتلیک توانست با موفقیت از دوران بحران در زمین‌های بینهایت بگذرد و همچنان نسبتا بدون تغییر نسبت به گذشته، باقی بماند. با این حال، یکی از مواردی که در او تغییر کرد، ماهیت ناخوشایند و آزار دهنده‌ی شوخی‌های او و همچنین اثرات روانی خاصی که او می‌توانست بر روی دیگران قرار دهد، بیشتر شود؛ البته تنها در ابتدا به این شکل بود. در داستان‌های اولیه‌ی پس از بحران، «شرایط» به گونه‌ای بود که او دوباره به بعد پنجم بازگشت؛ چیزی که اصلا مطابق شرایطی نبود که او می‌پسندید. اما از آنجایی که لکس لوثر به مستر میکسیز پیتلیک یاد داده بود که چگونه دروغ بگوید، باعث شود که او بتواند داستان را تا حدودی معکوس کند. بسیاری از نسخه‌های دیگری که بعد از این برهه زمانی از مستر میکسیز پیتلیک منتشر شودند، حال و هوای پست مدرنیته داشتند.

  • بعد از فلش پوینت: زمین صفر:

در مجموعه‌ی New 52، مستر میکسیز پیتلیک به طور خلاصه در خط داستانی قسمت صفر سری کتاب کمیک Action Comics توسط همسرش یعنی «Nyxlygsptlnz» مورد اشاره قرار گرفت. گفته شوده بود که، در نتیجه‌ی نبردش با فردی به نام «Lord Vyndktvx»، درون کما قرار گرفته است. با این حال، طولی نکشید که این شخصیت از حالت کما بیرون آورده شود، با Nyxlgsptlnz ازدواج کرد. بعد از این اتفاقات مستر میکسیز پیتلیک تبدیل به پادشاه بعد پنجم شود.

Mister Mxyzptlk

دوران نقره‌ای: زمین ۱

  • مستر میکسیز پیتلیک اصلی:

او یکبار سوپرمن و والی وست را مجبور کرده بود تا با هم مسابقه بدهند

در این خط داستانی، سوپرمن تصمیم گرفت که همه چیز را کنار بگذارد و خودش شخصا به بازدید از بعد پنجم برود. او قصد داشت در طی این بازدید، برای این ایمپ که قصد داشت برای شهردار شودن اقدام کند، مشکلاتی را به وجود بیاورد. زمانی که مستر میکسیز پیتلیک میزان بسیار زیادی از مواد غذایی را برای رأی دهندگان آینده‌ی خود فراهم کرد، گفت: «بخورید، دوستان، غذا برای من است!». بعد از بیان این حرف، سوپرمن با استفاده از نفس ابرانسانی خود، تمام این غذاها را به سمت ایمپ پرتاب و سر تا پای او را با غذاها کثیف کرد. بعد از این کار، سوپرمن با خنده و تمسخر به سمت رأی دهندگان گفت: «درست همانطور که خودش گفت، دوستان، غذا برای او است!» این ایمپ بعد از این اتفاق، تلاش کرد تا کاری کند که مرد پولادین کلمه‌ی «Namrepus» را، که همان سوپرمن برعکس می‌شود، تلفظ کند اما حقه‌اش اصلا جواب نداد. در نهایت سوپرمن با بیان کلمه‌ی «Le-Lak»، که برعکس اسم کریپتونی‌اش یعنی کل-ال است، خودش را به عقب و به سمت سیاره زمین بازگرداند.

  • سوپرمن: چه اتفاقی برای مرد فردا رخ داد؟

آخرین حضور شخصیت مستر میکسیز پیتلیک پیش از بحران، مربوط به خط داستانی Whatever Happened to the Man of Tomorrow? است. در این خط داستانی مشخص شود که این شخصیت اخیرا باعث می‌شوده که سوپرمن به مشکلاتی بربخورد و دیگر همانند قبل نباشود. در این خط داستانی، او دیگر به طور واقعی تصمیم گرفت که «تسلیم شودنی» در کار نباشود و به طور جدی تبدیل به یک شرور و موجود شیطانی شود. او به چندین مورد از دشمنان سوپرمن قدرت بخشید. این ایمپ تصمیم گرفت که محافظی را در اطراف قلعه یخی سوپرمن ایجاد کند و این فرصت را در اختیار برینیاک و همچنین تیم لژیون ابرشروران او قرار دهد تا بتوانند سوپرمن را به قتل برسانند. زمانی که نقشه‌ی این ایمپ لو رفت، تبدیل به خودِ واقعی‌اش شود؛ موجود بسیار پیچیده‌ای که لوییس لین یک بار عنوان کرده بود که تنها با نگاه کردن به این موجود، به سردرد بدی دچار شوده بود. سوپرمن به طور اتفاقی و بدون عمد، این ایمپ را با فرستادنش به فانتوم زون، به قتل رساند. اما کار این ایمپ به پایان نرسید و در آخرین لحظات کاری کرد که سوپرمن دچار مشکلات بدی شود.

Mister Mxyzptlk

دوران مدرن: زمین جدید

یکی از نسخه‌های داستان گذشته و اوریجین این شخصیت، بعد از بحران، در خط داستانی سری کتاب کمیک Young Justice به تصویر کشیده شود. در این خط داستانی میکسیز پیتلیک در قالب یک محقق روانشناختی جدی، صمیمی و خون‌گرم که از لحاظ عقلی سالم بود، به زمین آمد اما در این برهه زمانی تا به آن روز اصلا از اسم واقعی خود استفاده نکرد. زمانی که داستان کمی جلوتر رفت، اتفاقاتی پیش آمد که باعث ترس این ایمپ شود. این اتفاقات باعث شودند تا این ایمپ به خودش قول دهد که هیچوقت دیگر، سوپرمن را مورد اذیت و آزار خود قرار ندهد.

با اینکه اغلب اوقات او از قدرت‌های خود در جهت اذیت و آزار دیگران استفاده می‌کند، اما زمانی که بخواهد، می‌تواند تبدیل به یکی از خطرناک‌ترین و شیطانی‌ترین افراد شود

شاید تصور کنید که دنیا و زندگی میکسیز پیتلیک، سراسر سرگرمی و لذت بوده اما این تصور اصلا درست نیست. در این خط داستانی، میکسیز پیتلیک تقریبا چیزی در حدود ۹۹.۹٪ از قدرت‌های خود را از دست داد و قدرت‌های او به جوکر منتقل شود. زیرا این دیوانه‌ی خنده‌رو توانسته نام واقعی این ایمپ را حدس بزند و او را مجبور کرد که این ایمپ، او را قدرتمند کند؛ زمانی که میکسی به ملاقات جوکر رفته بود تا از او در رابطه با اینکه چطور می‌تواند سوپرمن را اذیت کند، مشورت بگیرد، زیرا ایده‌های خودش دیگر به اتمام رسیده بود. جوکر با قدرت‌های خود دنیا را تا حدودی بیچاره کرد و درست به همان شکلی درآورد که در ذهنش آن را تصویر پردازی کرده بود. بعد از این کار، جوکر میکسیز پیتلیک را رها کرد. او که دیگر هیچ قدرتی نداشت و تقریبا فراموشی هم گرفته بود، در شهر مترو پلیس سرگردان می‌چرخید و در تلاش بود تا بتواند به سوپرمن که دیگر بد نام شوده بود، دست پیدا کند. با این حال، با وجود اینکه او تا حد بسیار زیادی برای پیدا کردن سوپرمن تلاش کرد، اما به موفقیت نرسید. طولی نکشید که «بیزارو» ضربه‌ی محکمی را به یک قطار وارد کرد و همین موضوع باعث شود که میکسیز پیتلیک بتواند بخشی از ذهنش را دوباره بدست بیاورد. میکسیز پیتلیک در مبارزه با جوکر و همچنین کمک کردن به سوپرمن تا حدودی زخمی شود و آسیب دید. در نهایت سوپرمن متوجه شود که چگونه باید جوکر را فریب دهد تا او قدرت را تسلیم کند. او با کمک‌های اسپکتر توانست نظم را به واقعیت بازگرداند و برای مدتی، جوکر را ضعیف و ناتوان کند.

در این خط داستانی، حتی اتفاقات بدتری هم رخ داد. میکسیز پیتلیک توسط یک «سوپرمن پرایم» دیوانه و مجنون دستگیر شود؛ او قصد داشت با دزدیدن میکسیز پیتلیک، قدرت‌هایش را بدست بیاورد و با استفاده از جادوی او، زمین اصلی یا پرایم را دوباره ایجاد کند. با این حال، این تلاش‌ها به خاطر فداکاری و ایثار «آناتاز آراتاز»، جادوگر سیاه زمین سه، با شکست مواجه شود. میکسیز پیتلیک تلاش کرد تا او را نجات دهد اما آناتاز در تصمیم خود مصمم بود و قصد داشت اعمالی را که در دنیای خودش انجام داده بود، جبران کند و همچنین طعم کارما را بچشود. میکسیز پیتلیک در نهایت او را ترک کرد و زمانی که او به دست سوپرمن پرایم کشته شود، به عزاداری و سوگواری پرداخت.

 

  • بعد از فلش پوینت: New 52:

حتی اگر تا به آن روز مستر میکسیز پیتلیک به طور مستقیم با سوپرمن برخورد نکرده بود، اما تاثیر و نفوذ او بر روی ماجراجویی‌های آخرین پسر کریپتون، یک بخش حیاتی و اصلی به حساب می‌آمد. در نسخه‌ی بازسازی شوده‌ی داستان، میکسیز پیتلیک به عنوان یک ماجراجوی مسافر به تصویر کشیده شوده بود که با استفاده از توانایی‌هایش می‌توانست پادشاهی به نام «Zrrrf» را سرگرم کند. یکی از شاهکارهایی که این ایمپ می‌توانست انجام دهد، این بود که از طریق کلاه خود، یک دنیای کوچک سه بعدی را به پادشاه نشان می‌داد.

یکی از دشمنان اصلی او یک ایمپ است که ظاهری شبیه به بتمن را دارد

همین محبت و سرگرم کردن‌هایی که میکسیز پیتلیک در حق پادشاه انجام می‌داد، باعث شود که او بتواند عشق و علاقه‌ی پرنسس Nyxlygsptlnz را بدست بیاورد. اما این تمام ماجرا نبود، او در همین حین، نفرت و کینه‌ی دلقک سابق این محفل یعنی Vyndktvx را هم کسب کرد. Vyndktvx تلاش کرد تا میکسیز پیتلیک را به قتل برساند اما در عوض، پادشاه را کشت؛ زمانی که او قصد داشت تا کلاه میکسیز پیتلیک را امتحان کند. Vyndktvx که به‌شودت عصبانی و زخم‌خورده بود، میکسیز پیتلیک را تعقیب کرد اما او پرنسس را گرفت و به سمت بعد سوم فرار کرد.

در بعد سوم، میکسی و عشقش در قالب دو انسان فانی و معمولی، به زندگی کردن پرداختند. او به عنوان یک خیال‌باف و به نوعی تردست، به کار کردن پرداخت و نام خود را «Mr. XXX» گذاشته بود. او برای چندین سال به همین شکل در شهر مترو پلیس زندگی کرد. او حتی صاحب یک فرزند پسر شود. او در نهایت به یکی از بیماری‌های انسانی مبتلا شود و بعد از مدتی به کما رفت. با این حال، بعد از گذشت مدتی، این ایمپ از کما بیرون آمد.

  • تولد دوباره/ساعت دومزدی:

به عنوان بخشی از آغاز خط داستانی تولد دوباره، میکسیز پیتلیک اولین بار اینگونه نشان داده شود که به همراه «تیم دریک»، توسط فرد مرموزی به نام «دکتر از»، دستگیر شوده‌اند. او تمام این مدت به این موضوع فکر می‌کرد که سوپرمن می‌آید و او را نجات می‌دهد. اما سوپرمن اصلا این کار را انجام نداد به همین دلیل، میکسیز پیتلیک به‌شودت عصبانی شود و تصمیم گرفت که خودش نقشه‌ی فرارش را انجام دهد. بعد از اینکه میکسیز پیتلیک توانست از زندانش فرار کند، به سوپرمن، لوییس لین و همچنین فرزندشان یعنی جان، حمله کرد. با اینکه میکسیز پیتلیک در تلاش بود تا کار سوپرمن و همچنین تلاش نکردنش برای نجات او را تلافی کند، متوجه شود که سوپرمن اصلا نمی‌دانسته که اوضاع از چه قرار بوده و خبر نداشت که دقیقا چه اتفاقی برای میکسی رخ داده بود.

Mister Mxyzptlk

با اینکه اغلب اوقات شخصیت مستر میکسیز پیتلیک به عنوان یک عامل اذیت و آزار و ناراحتی به تصویر کشیده می‌شود، اما قدرت‌های واقعی این شخصیت از بزرگترین قدرت‌هایی که در این دنیا وجود دارند، به حساب می‌آیند. به عنوان یک ایمپ متعلق به بعد پنجم، درست همانند «بت مایت» و همچنین «تاندر بولت»، او تقریبا توانایی این را دارد که هر کاری را که دوست دارد انجام دهد. او یک بار، یک بعد کاملا کاربردی را ایجاد کرد و بعد، آن را به طور کل از بین برد؛ آن هم تنها به خاطر بازی خاصی که در آن زمان انجام می‌داد. او همچنین به اندازه کافی قدرتمند است که بتواند از نیروهای فوق‌العاده قدرتمند در جهت تحقق یافتن منافع خودش استفاده کند. او در مقابل دستکاری زمان کاملا مصون و ایمن به حساب می‌آید. او به عنوان فردی که شوخی‌های زننده انجام می‌دهد (به جای اینکه یک موجود نحس و شرور باشود و به دنبال این برود که تمام واقعیت را تصاحب، یا به طور کلی تمام آن را نابود کند)، توانایی این را دارد که مولتی ورس، تمام فضاها و زمان‌ها را نابود کند؛ توانایی خاصی که در خط داستانی بدنام Emperor Joker، توسط خودش و همچنین «اسپکتر» اعلام شود.

به طرز جالبی، حتی اگر در شرایطی قدرت‌های این شخصیت به سرقت برود، به نظر می‌رسد که او باز هم نابود ناشودنی است. جالب است بدانید که در برهه‌ای از زمان، شخصیتی به نام «آناتاز» که همان «زاتانا» جهانی دیگر به حساب می‌آید، قلب مستر میکسیز پیتلیک را از بدنش بیرون آورده بود و او باز هم توانست از آن مهلکه جان سالم به در ببرد. او همچنین به طور مکرر توسط امپرور جوکر به قتل می‌رسید اما باز هم توانست خود را زنده نگه دارد.

تنها نقطه ضعف واقعی که می‌توان در شخصیت مستر میکسیز پیتلیک یافت، دهان او است؛ تقریبا تنها دلیلی که اغلب اوقات باعث می‌شود او در مبارزه‌هایش شکست بخورد یا خودش را درون دردسر بیاندازد.

Mister Mxyzptlk

در انتها به انیمیشن‌ها، فیلم‌ها و بازی‌هایی اشاره می‌کنیم که شخصیت مستر میکسیز پیتلیک در آن حضور داشت:

  • سریال The Adventures of Superboy محصول سال ۱۹۸۸ تا ۱۹۹۲ با بازی مایکل جی. پولارد
  • سریال Lois & Clark: The New Adventures of Superman محصول سال ۱۹۹۳ تا ۱۹۹۷ با بازی هاوی ماندل
  • سریال Smallville محصول سال ۲۰۰۱ تا ۲۰۱۱ با بازی ترنت فورد
  • سریال Supergirl محصول سال ۲۰۱۵ تا کنون با بازی پیتر گادیوت
  • انیمیشن سریالی The New Adventures of Superman محصول سال ۱۹۶۶ تا ۱۹۷۰ با صداپیشگی گیلبرت ماک
  • انیمیشن سریالی Super Friends محصول سال ۱۹۷۳ تا ۱۹۸۶ با صداپیشگی فرانک ولکر
  • انیمیشن سریالی Superman: The Animated Series محصول سال ۱۹۹۶ تا ۲۰۰۰ با صداپیشگی گیلبرت گوتفرید
  • انیمیشن سریالی Batman: The Brave and the Bold محصول سال ۲۰۰۸ تا ۲۰۱۱ با صداپیشگی کوین مایکل ریچاردسون
  • بازی Superman Returns محصول سال ۲۰۰۶ با صداپیشگی دوایت شولتز
  • بازی Lego Batman 3: Beyond Gotham محصول سال ۲۰۱۴ با صداپیشگی گیلبرت گوتفرید
  • بازی Lego DC Super-Villains محصول سال ۲۰۱۸ با صداپیشگی گیلبرت گوتفرید

 

ادامه‌ی پست

بررسی راندمان نسخه پی سی بازی Assassin’s Creed: Odyssey

Assassin’s Creed: Odyssey بالاترین کیفیتِ گرافیکیِ را در پی‌سی‌های گیمینگ به نمایش می‌گذارد. با بررسی راندمانِ نسخه‌ی پی‌سی همراه باشید.

مقاله‌ی مرتبط

Assassin’s Creed: Odyssey یک بازی اکشن- ماجراجویی است که توسطِ استودیوی بازی‌سازی Ubisoft Quebec ساخته شوده و کمپانیِ یوبی‌سافت هم آن را منتشر کرده است. این بازی در تاریخِ ۵ اکتبرِ ۲۰۱۸ میلادی مطابق با ۱۳ مهر ماهِ ۱۳۹۷ به صورت جهانی برای کنسول‌های پلی‌استیشن ۴، ایکس‌باکس وان و همین‌طور پی‌سی عرضه شود.

استودیوی یوبی‌سافت کِبک در سال ۱۳۸۴ شمسی (۲۰۰۵ میلادی) در شهر کِبک مرکزِ ایالتِ کبک تاسیس شود. این استودیو در ابتدا به جز بازی‌ها، در کسب و کارِ تولیدِ CGI برای فیلم‌ها با کمپانی Guillemot همکاری داشت و توسعه‌ی بازی‌هایی از جمله Tom Clancy’s Rainbow Six: Vegas را بر عهده گرفته بود. در سال ۲۰۱۳ میلادی یوبی‌سافت تصمیم گرفت تا ۳۷۳ میلیون دلارِ کانادا را برای توسعه‌‌ی زیرساختی و موقعیت‌های شغلی در این استودیو هزینه کند و تعدادِ کارمندانش را در این شعبه به ۵۰۰ نفر ارتقا دهد. استودیوی کبک در سال ۲۰۱۴ توانست رهبریِ پروژه‌ی توسعه و ساختِ سری بازی‌های Assassin’s Creed را بر عهده بگیرد و در نتیجه بازی Assassin’s Creed: Syndicate را در سالِ ۲۰۱۵ روانه‌ی بازار کند. پس از تولیدِ بازی Assassin’s Creed: Origins که توسطِ شعبه‌ی مونترال انجام شود، توسعه و ساختِ جدیدترین قسمت از این سری تحتِ نامِ Assassin’s Creed: Odyssey برای سال ۲۰۱۸ به شعبه‌ی کبک واگذار شود. کمپانیِ یوبی‌سافت قصد دارد تا پایانِ سال ۲۰۲۰ میلادی در این شعبه ۳۵۰۰ کارمند در استخدام داشته باشود.

داستانِ اصلیِ این بازی در ۴۸۰ سال قبل از میلادِ مسیح رخ می‌دهد و یک داستانِ تاریخی از مجموعه نبردهای طولانی با نام جنگ‌های پلوپونز را حکایت می‌کند که بین دو شهرِ آتن و اسپارت در یونانِ باستان در جریان بوده است. جنگجویانِ آتن اتحادِ دِلوس را در برابرِ اتحادِ جنگجویانِ پلوپونز در اسپارت تشکیل دادند و در برابرِ یکدیگر صف آرایی کردند که دامنه‌ی جنگ به جغرافیای آسیای صغیر، بخشی از ترکیه، قبرس و ایتالیا هم کشیده شود. اسپارت‌ها در طولِ جنگ از کمک‌های مالی و نظامیِ دولتِ ایران و امپراتوریِ هخامنشی برخوردار بودند. این سلسله جنگ‌ها سرانجام به تخریبِ آتن و انحطاطِ تمدنِ باستانیِ یونان منجر شود.

Assassin’s Creed: Odyssey از نسخه‌ی دوم موتور بازی‌سازیِ Anvil Next engine استفاده می‌کند. این موتور در ابتدا توسط شعبه‌ی مونترال یوبی‌سافت ساخته شود. Anvil یک موتور گرافیکی مولتی پلتفرمِ اختصاصی در تصاحب یوبی‌سافت است که اولین بار برای استفاده در نسخه‌ی ابتدایی Assassin’s Creed طراحی و تولید شود و به مرورِ زمان امکانات زیادی مثل پشتیبانی از دایرکت ایکس ۱۱، بافت‌های رزولوشن بالا و برخی امکانات اختصاصی گرافیکی GameWorks از شرکتِ انویدیا مثل HBAO+، PCSS و TXAA به آن افزوده شود. سیستمِ هوشِ مصنوعیِ جدیدی هم در آخرین نسخه از این موتور به کار گرفته شود. این موتور برای اجرا روی پی‌سی و کنسول‌های نسل هشتمیِ پلی‌استیشن ۴ و ایکس‌باکس وان بهینه شوده است. این موتور نسبت به Assassin’s Creed: Origins هیچ تغییری نداشته است و برای AA نیز تنها از تکنیکِ TAA استفاده می‌کند.

برای این مقاله تعداد زیادی از کارت‌های گرافیکیِ بررسی شوده در چند سالِ اخیر را در بازی بکار گرفته و در پلتفرمِ ویندوزی سیستمِ مرجع بررسی کردیم. ما به کمک این کارت‌ها و آخرین فناوری‌های به کار رفته در آنها تلاش خواهیم کرد تا راندمانِ موتور گرافیکی مبتنی بر دایرکت ایکس ۱۱ را در این بازی بدست آوریم. رزولوشن‌های بررسی شوده در این مقاله شاملِ ۱۰۸۰p، همین‌طور ۱۴۴۰p یا ۲K و رزولوشن ۲۱۶۰p یا ۴K خواهد بود. برای مقایسه در نظر بگیرید که رزولوشن ۴K دقیقا چهار برابر تعداد پیکسل‌های بیشتری نسبت به رزولوشنِ ۱۰۸۰p دارد و به همین نسبت هم بار تراشه‌ی گرافیکی برای پردازش آن سنگین‌تر خواهد بود.

دانلود ویدیو از آپارات | تماشا در یوتیوب

مقاله‌ی مرتبط

طبق ملزوماتِ اعلام شوده، این بازی برای اجرا به حداقل ۸ گیگابایت حافظه‌ی اصلی نیاز دارد و از آنجایی که مثل اغلبِ بازی‌های جدید ۶۴ بیتی است، فقط روی سیستم عامل‌های ۶۴ بیتی کار می‌کند. بررسیِ ما هم نشان داد که داشتنِ ۴ یا ۶ گیگابایت حافظه‌ی اصلی برای بازی قابل استفاده نیست و اجرای بازی در این حالت امکان پذیر نخواهد بود. بررسیِ ما هم نشان داد که اگر آخرین تنظیماتِ بازی را استفاده کنید، حداقل به ۸ گیگابایت حافظه‌ی اصلی نیاز است. به علاوه اگر کارت گرافیکِ ۳ یا ۴ گیگابایتی داشته باشید و قصد اجرای بازی در رزولوشنِ ۲K یا ۴K را داشته باشید، به حافظه‌ی اصلیِ بیشتری نیاز است و بین ۹ تا ۱۲ گیگابایت از حافظه‌ی اصلی اشغال می‌شود. فضای موردِ نیاز روی هارددیسک هم رسما ۴۶ گیگابایت یا بیشتر اعلام شوده، ولی نصبِ کامل آن از طریقِ کلاینتِ استیم که خود به صورت خودکار کلاینتِ Uplay را اجرا می‌کند، حدود ۴۶.۶ گیگابایت را روی ذخیره‌ساز اِشغال کرده است.

 

 

حداقل سیستم مورد نیاز

پردازنده:

Intel Core i5-2400 3.1 GHz یا AMD FX-6300 3.8 GHz  یا Ryzen 3 1200 

حافظه‌ی اصلی:

۸ گیگابایت

سیستم عامل:

 ویندوز ۷، ۸٫۱ یا ۱۰ فقط ۶۴ بیتی

کارت گرافیک:

AMD Radeon R9 285 -2GB VRAM یا بهتر یا NVIDIA GeForce GTX 660

ذخیره ساز:

۴۶ گیگابایت

دقت نمایش/ تنظیمات:

۷۲۰p/ Low – پایین‌ترین تنظیمات و ۳۰ فریم

سیستم پیشنهادی

پردازنده:

AMD FX-8350 4.0 GHz یا Intel Core i7-3770 3.5 GHz یا Ryzen 5 1400

حافظه‌ی اصلی:

۸ گیگابایت

سیستم عامل:

ویندوز ۷، ۸٫۱ یا ۱۰ فقط ۶۴ بیتی

کارت گرافیک:

AMD Radeon R9 290 – 4GB VRAM یا بهتر یا NVIDIA GeForce GTX 970

ذخیره ساز:

۴۶ گیگابایت

دقت نمایش/ تنظیمات:

۱۰۸۰p/ High تنظیماتِ بالا و ۳۰ فریم

امکانات گرافیکی بازی

Assassin’s Creed: Odyssey بر اساسِ همان موتور گرافیکی ساخته شوده که در Assassin’s Creed: Syndicate ،Assassin’s Creed: Origins و  Assassin’s Creed: Unity هم استفاده شوده بود و قابلیت‌های تکنیکیِ متنوعی را در بر دارد، اما بهبودهای محسوسی هم نسبت به نسخه‌های قبلی داشته است. تنظیماتِ گرافیکیِ بازی در حالت‌های مختلف در عمل تاثیر قابل توجهی روی کیفیتِ تصویر ایجاد می‌کند و با تمرکز روی تغییر در جزییات، افکت‌ها و کیفیت سایه‌ها در بازی به راحتی قابل تشخیص است. این بازی همچنین از HDR و برای اولین بار به کمک AMD از FreeSync 2 HDR هم پشتیبانی می‌کند.

در تصاویر زیر روی هر یک از آنها کلیک کرده و پس از بزرگنمایی با کلیدهای جهتیِ چپ یا راستِ صفحه کلید یا کلیک مجدد روی تصویر، تفاوت‌ِ تنظیمات پیش فرضِ گرافیکی را مشاهده و مقایسه کنید. برای دقتِ بیشتر در مقایسه می‌توانید تمام عکس‌ها را دانلود کرده و در Windows Photo Viewer مقایسه کنید.

متد Anti-Aliasing در این بازی فقط به تکنیکِ TAA یا همان Temporal Anti-Aliasing محدود می‌شود که از کیفیتِ نسبتا خوبی برخوردار است. در این تکنیک از داده‌‌ی فریم‌های قبلی برای ساختنِ تصویر با دقتِ بالاتر و کاستن از لبه‌های شطرنجی در فریمِ جدید استفاده می‌شود. همچنین در منوی تنظیماتِ گرافیکی دیگر بر اساسِ تکنیکِ مورد استفاده یا ضریبِ کیفیِ نمونه برداری شوده (مثلِ MSAA 2X /MSAA 4X و غیره) گزینه‌ای وجود ندارد و تنها می‌توان نرخِ نمونه برداری در TAA را با استفاده از گزینه‌های Off ،Low ،Medium ،High و Adaptive تعیین کرد. بسته به توانِ کارت گرافیکی خود می‌توانید یک مقدارِ مناسب را از منوی گرافیکی بازی یا بر اساس Preset کلیِ خودِ بازی که در گزینه‌ی Graphic Quality پیش فرض است انتخاب کنید. اما اگر کارت گرافیک شما قدرتِ زیادی داشته باشود، می‌توانید کیفیتی بالاتر از گزینه‌های یاد شوده و مشابه با Supersampling را در بازی شبیه سازی کنید و از افزایش رزولوشن از طریقِ گزینه‌ی Resolution Modifier در تنظیماتِ گرافیکیِ بازی برای تغییر دقتِ رندر استفاده کنید تا پردازش تصویر با دقتی بالاتر از رزولوشن نمایشگر انجام شود، ولی در هنگام ایجاد خروجی اصطلاحا به رزولوشنِ Native نمایشگرِ شما Scale شود. همچنین گزینه‌ی Adaptive Quality هم برای تغییر دقتِ تکنیک AA در بازی قابل تغییر است.

Assassins-Creed-Odyssey Artwork

در ادامه فهرستی از این تنظیمات و گزینه‌های قابل انتخاب برای آنها را مشاهده می‌کنید:

<Display

Screen Display Area

Brightness = 0%~50%~100%

Window Mode= Full Screen /Windowed /Borderless

Active Monitor = 1

Aspect ratio = 16:9 Native

Resolution = 1920*1080 Native

Resolution Modifier = 50% ~100% ~۲۰۰%

Refresh Rate = 24 /60 /85 /100 /120 /144

Vsync = Off /on  /Adaptive

Field ov View = 85 ~100 ~115

FPS Limit = Off /On

FPS Limit Value= ۳۰ /۳۵ /۴۰ /۴۵ /۵۰ /۵۵ /۶۰ /۶۵ /۷۰ /۷۵ /۸۰ /۸۵ /۹۰

HDR = Off /On

HDR Setting

FreeSynce 2 HDR = Off /On

<Graphics

GENERAL 

Graphic Quality = Low /Medium /High /Very High /Ultra High /Custom

Adaptive Quality = Off /30 /45 /60

Anti-Aliasing = Off /Low /Medium /High /Adaptive

Shadows = Low /Medium /High /Very High /Ultra High

ENVIRONMENT

Environment Details = Low /Medium /High /Very High /Ultra High

Texture Detail = Low /Medium /High

Tessellation = Off /Medium /High /Very High

Terrain = Medium /High

Clutter =Low /Medium /High /Very High

Fog = Medium /High /Very High

Water = Low /Medium /High /Very High

Screen Space reflections = Off /Medium /High

Volumetric Clouds = Low /Medium /High /Very High /Ultra High

CHARACTERS

Texture Detail = Low /Medium /High

Character = Low /Medium /High /Very High /Ultra High

POSTPROCESSING

Ambient Occlusion = Off /High /Very High

Depth of Field = Off /Low /High

در این جدول گزینه‌های پیش فرض در بنچمارکِ ما برجسته شوده‌اند.

Resolution Modifier: در اینجا می‌توانید با تنظیم رزولوشن اصلی بازی به میزانی بالاتر، خروجیِ با کیفیت‌تر و با لبه‌های هموارتر دریافت کنید تا نیاز به کاربرد AA و افت راندمانِ ناشی از آن برطرف شود. به عنوان نمونه در رزولوشنِ ۱۹۲۰ در ۱۰۸۰، تنظیم روی ۲۰۰ درصد باعث تولیدِ خروجی با دقت ۴K خواهد شود.

توصیه‌ی ما این است که اگر کارتِ گرافیکی قدرتمندی دارید، با توجه به نمودارهای تهیه شوده از بنچمارک‌های ما در انتهای مقاله، سعی کنید رزولوشن مناسب برای اجرای بازی را پیدا کنید و بازی را در همان رزولوشن Scale کنید. به این ترتیب تکنیکِ Supersampling را شبیه سازی کرده و کیفیت خیلی بهتری در جزئیاتِ بافت‌ها و محیط در بازی بدست خواهید آورد و از همه مهمتر، نیاز به استفاده از مقادیرِ بالا برای گزینه‌ی Anti-aliasing هم مرتفع می‌شود.

Performance Tools: ابزارِ داخلی یا بنچمارکِ بازی برای سنجشِ سرعت و تاخیرِ پردازنده و گرافیک در پردازشِ تصاویرِ خروجی بر اساسِ مقادیر انتخاب شوده برای تنظیماتِ گرافیکی بازی است. بر اساس نرخِ فریمِ دلخواهِ تعیین شوده برای اجرای بازی می‌توانید با آزمایشِ هر ترکیبی از تغییرات، به توازنی بین کیفیت و سرعت در اجرای بازی روی پی‌‌سی دسترسی پیدا کنید.

Graphic Quality: این بازی تنظیماتِ پیش فرض و کلیِ Graphics Quality با گزینه‌های متعددِ Low، Medium، High، Very High و Ultra High دارد که کارکردِ تنظیماتِ گرافیکیِ بازی را بر اساسِ مقدارِ انتخاب شوده با مقادیرِ از پیش تعیین شوده برای هر گزینه‌ی زیر مجموعه تعیین می‌کند.

Adaptive Quality: به طور خودکار کیفیتِ اعمال تکنیکِ AA در بازی را بر اساس فریمِ هدف شامل گزینه‌های ۳۰FPS، ۴۵FPS، ۶۰FPS تغییر می‌دهد. گزینه‌ی Anti-aliasing در این حالت به مقدار Adaptive تغییر می‌کند.

 Anti-aliasing: با این گزینه می‌توان برای هموار سازی لبه‌ها یکی از مقادیرِ Off و Low، Medium، High، Adaptive را انتخاب نمود. مقدارِ Adaptive تنها در صورتی که گزینه‌ی بالای آن یعنی Adaptive Quality فعال شوده باشود قابل استفاده است و به صورت پویا و بر اساسِ نرخِ فریمِ هدف می‌تواند کیفیتِ اعمال تکنیکِ Anti-Aliasing را تغییر دهد.

Texture Detail: کیفیتِ بافت‌ها را تنظیم می‌کند. تغییر این گزینه تاثیر محسوسی در راندمان بازی ندارد، به شرط این‌ که کارت گرافیکی با میزان حافظه‌ی متناسب با رزولوشنِ نمایشگرِ خود در اختیار داشته باشید.

Tessellation: این امکانِ خاص رندر با کیفیت‌ترِ سطوح را با بکارگیری tessellation روی سطوح مورد نظر ممکن می‌سازد و عمق بیشتری به دنیای پیرامون ما در بازی می‌بخشود. این گزینه می‌تواند تاثیرِ نسبتا محسوسی در کیفیت و همین‌طور راندمانِ گرافیکی ایجاد کند.

Terrain: کیفیت نمایش کوه‌ها، صخره‌ها و سطوح مختلف و همین‌طور تراکم و کیفیت نمایش پوشش گیاهی در فواصل دور را تعیین می‌کند. این گزینه‌ تغییرِ زیادی در میانگین فریمِ بازی ایجاد نمی‌کند، بنابراین تنظیم آن بر روی بهترین گزینه نباید افتِ فریم محسوسی ایجاد کند.

Clutter: تراکمِ پوشش گیاهی، چمن‌ها و سنگ‌ریزه‌ها را مشخص می‌کند.

Screen Space Reflections: کیفیت پردازشِ انعکاسِ محیط و آبجکت‌ها در سطوحِ خیس و سطحِ آب را تعیین می‌کند.

Character: کیفیت و جزئیاتِ نمایشِ کاراکتر و NPC ها را در بازی تعیین می‌کند.

Ambient Occlusion: سایه‌های تماسی را به بازی اضافه می‌کند، در جایی که دو سطح یا شئ در مجاورتِ هم باشند و یکی از آنها مانع رسیدن نور به دیگری شود. تکنیکی که استفاده می‌شود و کیفیت پیاده سازی آن روی جزئیات و دقتِ سایه‌ها تاثیر خواهد داشت.

Depth of Field: لنزِ دوربین را در حالتی شبیه سازی می‌کند که روی یک آبجکت تمرکز کرده و بقیه‌ی صحنه خارج از دید و محو به نظر می‌رسد.

 

تنظیمات گرافیکی بازی

این بازی از یک بنچمارکِ داخلیِ پر جزئیات برای سنجشِ راندمان خروجی برخوردار است و اطلاعاتِ فنیِ FPS یا فریم بر ثانیه، CPU یا پردازنده‌ی مرکزی و GPU یا تراشه‌ی گرافیکی را در قالبِ مقادیر عددی و نمودار گرافیکی استخراج و به نمایش می‌گذارد، بنابراین آزمایشاتِ خود را هم بر اساسِ آن استوار کردیم. برای هر تست، کارت گرافیکِ منتخب را روی سیستم نصب کرده و بنچمارکِ بازی را اجرا کردیم تا میانگین فریمِ مورد نظر و حداقلِ آن را بدست آوریم. تنظیمات گرافیکی و گزینه‌های مربوطه را در ادامه شاهد استید:

بنچمارک پارس تبلیغ

بنچمارک به گونه‌ای که در بالا شرح داده شود در بالاترین سطح و فعال کردنِ Ultra High به ترتیب در رزولوشنِ ۲K ،FULL HD و ۴K اجرا شود. آخرین درایورهای گرافیکی ای‌ام‌دی و انویدیا را هم نصب کردیم. در نظر داشته باشید که بازی هنوز از SLI و CF پشتیبانی نمی‌کند و راندمان در این حالت‌ها فرقی با تک کارت ندارد. این بازی روی مانیتورهای ۱۰۰ یا ۱۴۴ هرتزی هم با آخرین نرخ بازسازیِ تصویر به خوبی اجرا خواهد شود و بنابراین مشکلی با مانیتورهای گیمینگ حرفه‌ای نخواهد داشت.

Assassin

سیستم تست

• پردازنده: Intel Core i7 – ۷۷۰۰K
• مادربرد/ حافظه: GigaByte Z270X Gaming 5/ GSkill DDR4 2400Mhz 16GB
• سیستم عامل: ویندوز ۱۰ نسخه‌ی October Update با آخرین آپدیت‌ها (۱۸۰۹- ۱۷۷۶۳٫۵۵)
• درایورها: انویدیا GeForce 416.34 WHQL و ای‌ام‌دی Radeon Software Adrenalin Edition ۱۸٫۹٫۳ 

آپدیت ۱.۰۳

نسخه‌ی پی‌سیِ روز انتشارِ بازی ۱.۰۲ بود و بنچمارک داخلی بازی در این نسخه در کمالِ تعجب مانندِ مراحلِ بازی از آب و هوای پویا برخوردار بود. به این ترتیب ممکن بود در هر بار اجرای این بنچمارک به صورت تصادفی با آب و هوای آفتابی، نیمه ابری، مه آلود و حتی بارانی مواجه شوید که به طور طبیعی می‌تواند در عملکردِ نورپردازی و سایه‌ها و در نتیجه راندمانِ نهایی بدست آمده از بنچمارک تاثیرِ محسوسی ایجاد کند. از آنجایی که از ابتدایی‌ترین اصولِ یک آزمایشِ دقیق و قابلِ اتکا ثبات و یکنواختیِ شیوه‌ی انجامِ آن است، این بنچمارک در ابتدا قابل استناد و استفاده نبود و همان مشکلاتی را تکرار کرد که در نسخه‌ی Assassin’s Creed: Origins هم دیده بودیم. یوبی‌سافت با بروز‌رسانیِ ۱.۰۳ علاوه بر تثبیتِ ساعتِ روز که قبلا هم وجود داشت، از وقوعِ بارندگی در بنچمارک هم جلوگیری کرده و فقط هوای آفتابی و یا نیمه ابری را مشاهده خواهید کرد. اما هنوز هم حرکتِ ابرها و سایه‌ها می‌تواند تاثیرِ مشخصی در متغیر بودنِ نتیجه‌ی اجرای هر بنچمارک ایجاد کند. با این اوصاف باید انتظارِ نتایجی با حدودِ ۱۰ درصد اختلاف در هر بار اجرا را داشته باشید. پردازنده در این بازی هم مطابقِ انتظار هنوز بارِ پردازشیِ بالایی را به دوش می‌کشود و همچنان الگوی کارکردِ موتورِ گرافیکی در قسمت‌های قبلیِ این سری را تکرار می‌کند.

کارت‌های گرافیک

• GeForce GTX ۱۰۸۰ Ti 8GB

• GeForce GTX ۱۰۸۰ ۸GB

• GeForce GTX ۱۰۷۰ ۸GB
• GeForce GTX 980 Ti 6GB
• GeForce GTX 980 4GB
• GeForce GTX 970 4GB

• GeForce GTX 1060 ۶GB

• GeForce GTX 1050 Ti 4GB

• Radeon RX 470 4GB
• Radeon R9 290X 4GB
• Radeon R9 290 4GB

• Radeon R9 280X 3GB
• GeForce GTX 960 4GB
• GeForce GTX 950 2GB
• GeForce GTX 750 Ti 2GB
• Radeon R9 270 2GB
• Radeon R9 Fury NANO

راندمان ۱۰۸۰p

1920 1080 Assassins Creed Odyssey_compressed

در این رزولوشنِ رایج برای نمایشگرهای مخصوصِ بازی انتظار داشتیم که بیشترِ کارت‌های گرافیکی بتوانند به راحتی حداقل نرخِ فریمِ مناسب بازی را فرآهم کنند. اما نتایجِ بدست آمده نشان داد که وضعیتِ اجرای بازی در همین ابتدا هم نفَسِ بسیاری از کارت‌های رده میانی و رده پایین را بریده است. با بالاترین تنظیماتِ بازی فقط می‌توان از مدل‌هایی مثل Radeon RX 570 و GeForce GTX 970 و بالاتر توقعِ خروجیِ متوسط ۳۰ فریم بر ثانیه را داشت که مشخصا این سرعت برای برای اجرای بازی فقط قابل قبول و نه مناسب تعبیر می‌شود. از سوی دیگر در نیمه‌ی بالاییِ نمودار تنها کارت‌های گرافیکِ GTX 1080 و GTX 1080 Ti توانسته‌اند در این شرایط مرزِ طلاییِ ۶۰ فریم بر ثانیه را در بالاترین تنظیماتِ پشت سر بگذارند و راندمانی ایده‌آل در این بازی تولید کنند.

آنچه که نتایج در همین آغازِ کار اثبات کرده‌اند این است که راندمان Assassin’s Creed: Odyssey در مقایسه با Assassin’s Creed: Origins افتِ مشهودی داشته است و به عنوانِ نمونه در Origins با آخرین تنظیمات و ۱۰۸۰p با آزمایشِ کارت GTX 1080 Ti توانسته بودیم میانگینِ ۹۹ فریم در ثانیه را ثبت کنیم، در حالی که در Odyssey با همان تنظیمات فقط ۸۱ فریم در ثانیه را بدست آورده‌ایم که حدودِ ۲۰ درصد افتِ راندمان را نشان می‌دهد. کارت رده میانیِ سال‌های گذشته یعنی GTX 960 هم در Origin می‌توانست نزدیک به ۴۰ فریم در ثانیه را تولید کند، اما حالا با کاهشی ۴۵ درصدی به ۲۱ فریم در ثانیه اکتفا کرده که مشخصا برای بازی در این تنظیمات مناسب نیست. دقت داشته باشید که راندمانِ نهایی روی سیستم‌های دیگر بسته به قدرتِ پردازنده می‌تواند میانگینی کمتر یا بیشتر از مقداری که ما ثبت کرده‌ایم را رقم بزند، چرا که پردازنده در این بازی نقشی تعیین کننده دارد.

در مجموع برای دارندگانِ کارت‌های گرافیکیِ انویدیا و ای‌ام‌دی که از مدل‌های رده میانی و رده پایین‌ از ساخته‌های این دو کمپانی استفاده می‌کنند توصیه می‌شود که قیدِ اجرای بازی در بالاترین تنظیماتِ بازی را بزنند و تنظیماتِ High و Medium را امتحان کنند. شاید یوبی‌سافت تصور کرده که داشتنِ ۳۰ فریم در بازی، برای دارندگانِ سیستم‌های گیمینگِ پی‌سی هم مثلِ گیمرهای کنسول‌ امری عادی تلقی می‌شود.

راندمان ۱۴۴۰p

2560 1440 Assassins Creed Odyssey_compressed

وقتی که قرار بر پردازشِ پیکسل‌های بیشتر در رزولوشنِ بالاتری باشود باید انتظارِ از میدان به در شودنِ کارت‌های گرافیکیِ بیشتری را داشته باشیم. اگر ملاک در بدست آوردنِ ۶۰ فریم باشود تنها کارت GTX 1080 Ti است که می‌تواند این راندمان را تضمین کند و همه‌ی مدل‌های دیگر مردود می‌شوند. اما اگر ملاک را بدست آوردن راندمانِ مناسبِ ۴۰ تا ۵۰ فریم در این بازی فرض کنیم، می‌توان مدل‌های GTX 980 Ti ،GTX 1080 و GTX 1080 را هم با بالاترین تنظیمات مورد تایید قرار داد و قبول کرد. سرانجام برای داشتنِ متوسطِ ۳۰ فریم بر ثانیه که چندان هم روان محسوب نمی‌شود، تنها کارت GTX 1060 نمره‌ی کافی را کسب کرده و پایین‌تر از آن همگی از دور خارج می‌شوند.

با نتایج بدست آمده می‌توان ادعا کرد که Odyssey نمونه‌ی یکی از بازی‌هایی است که بر اساسِ آن کارت‌های گرافیکِ GTX 1060 و پایین‌تر اصولا برای بازی در رزولوشنی غیر از ۱۰۸۰p و آخرین تنظیماتِ گرافیکی مناسب نیستند. دارندگانِ این گونه کارت‌ها باید مقادیرِ مختلف در گزینه‌ی Resolution Modifier را امتحان کنند تا به تعادلی بینِ فریمِ مناسب و تنظیماتِ گرافیکیِ قابلِ قبولشان دسترسی یابند.

راندمان ۲۱۶۰p

3840 2160 Assassins Creed Odyssey_compressed

با وضعیتِ پیش آمده در آزمایشاتِ قبلی، در سنگین‌ترین رزولوشنِ استانداردِ فعلی بازی‌ها هم نباید امیدِ چندانی به بدست آوردنِ نتایجِ درخشان داشت. در اینجا تنها GTX 1080 توانسته مرزِ ۳۰ فریم در ثانیه را رعایت کند و نتیجه‌ی GTX 1080 Ti در یک برداشتِ منصفانه تنها رضایت‌بخش توصیف می‌شود. به نظر می‌رسد که در این بازی و دقتِ ۴K بیش از پیش به داشتنِ کارت قدرتمندی مثل GeForce RTX 2080 Ti که اتفاقا به عنوان مدلِ قدرتمندی برای بازی در ۴K و ۶۰ فریم تبلیغ شوده نیاز خواهیم داشت. اما اگر قصد خرید یا بودجه‌ی مورد نیاز برای چنین کارتِ گران‌قیمتی را نداشته باشید، راهِ حلِ آسان‌تر کاستن از تنظیماتِ گرافیکیِ بازی و استفاده از تنظیماتِ High یا Medium برای گزینه‌ی Graphic Quality است تا ضمن‌ِ حفظ‌ کیفیتِ بصری بتوانید به خروجی را به سطحِ فریمِ مناسب برسانید.

در اینجا هم استفاده از Resolution Modifier می‌تواند بسیار کارآمد باشود. به علتِ دقتِ بالای این رزولوشن اصولا استفاده از تکنیکِ Anti-Aliasing با استفاده از نمونه‌های با دقت‌ پایین‌تر برای ساختِ تصویرِ نهایی و رفعِ لبه‌های مشبک به ندرت به چشم خواهد آمد. دومین عاملی که بیشترین تاثیر را در راندمانِ بازی دارد هم تنظیمِ Shadows مربوط به سایه‌های بازی است و در این رزولوشن با کمی کاستن از دقتِ پردازشِ آن می‌توان به راندمانِ بهتری رسید. برآیندِ این تغییرات کیفیتی در حدِ گزینه‌ی کلیِ High را با راندمانی در همان حدود شبیه سازی خواهد کرد .

مصرف حافظه‌ی گرافیکی

VRAM Assassins Creed Odyssey_compressed

اتفاقی که در بررسیِ راندمان کارت‌های گرافیکی از همان رزولوشنِ ۱۰۸۰p متوجه‌اش شودیم این بود که داشتنِ تنها ۲ گیگابایت حافظه‌ی گرافیکی در این بازی به شودت گلوگاه می‌شود و مقدارِ کافی برای بالاترین تنظیمات در ۱۰۸۰p به میزانِ ۴ گیگابایت برآورد می‌شود. حتی در مدل‌های ۴ گیگابایتی هم این حافظه پس از بارگذاریِ کاملِ بازی به سرعت اِشغال می‌شود و در مدل‌های ۸ گیگابایتی هم همان‌طور که در نمودار مشخص است تا میزانِ ۴۸۲۰ گیگابایت استفاده شوده است. این در حالی است که به نظر نمی‌رسد این بازی به روالِ برخی از بازی‌های دیگر مثلِ Call of Duty: WWII قابلیتِ کش کردنِ حافظه را داشته باشود.

در رزولوشنِ ۲K هم داشتنِ ۶ گیگابایت حافظه کافی خواهد بود و باعثِ ایجادِ گلوگاه نخواهد شود. اما در دقتِ ۴K مدل‌های ۸ گیگابایتی هم پس از اجرای بازی، جای خالی در حافظه‌ی گرافیکیِ خود نخواهند یافت. فقط به خاطر داشته باشید که تمرکز در اینجا روی حافظه‌ی گرافیکی است و بر اساسِ نمودارهای راندمان، بسیاری از کارت‌های گرافیکی در این بازی قبل از این که به خاطرِ حافظه‌ی گرافیکی گلوگاه شوند، به خاطرِ راندمانِ پردازنده و تراشه‌ی گرافیکی، محدودیت در سرعتِ تولیدِ فریم را تجربه خواهند کرد.

جمع بندی

مقاله‌ی مرتبط

در نگاه اول شاید به نظر برسد که Assassin’s Creed: Odyssey همان بازیِ قبلی Origins در سرزمینی دیگر و داستان و زمانی متفاوت است. در واقعیت ولی آنچه که تجربه کردیم تفاوت‌هایی در بطنِ بازی را در دلِ خود نهفته دارد. مکانیزم‌ها و اجزای گیم‌پلی در این بازی بهبود پیدا کرده‌اند و ویژگی‌ِ جدیدی از سبک‌های نقش آفرینی به این بازی اضافه شوده است. انتخابِ دیالوگ‌ها در این بازی برای اولین بار می‌تواند به خطوطِ داستانی و پایانیِ متفاوتی برای بازی منجر شود که لزوما انتخابِ بدی نبوده و جذابیتِ بازی را شاید بالاتر برده باشود. همین تغییر آن را به بازی‌های به یاد ماندنی مانندِ Witcher 3 نزدیک‌تر کرده است. شیوه‌های مبارزه و درگیری با دشمنان در این بازی بهبودِ محسوسی نسبت به Assassin’s Creed: Origins داشته و از ایراداتِ آن نیز کاسته شوده است.

از نگاهِ گرافیکِ فنی، اودیسی تفاوتی با نسخه‌ی قبلی ندارد، ولی فشاری که روی سخت افزار می‌گذارد سنگین‌تر از میزانی است که انتظار داشتیم. حتی به نظر می‌رسد که مراحلِ توسعه و ساختِ این بازی دستِ کم در بخش‌هایی گام به گام و هماهنگ با استودیویِ دیگرِ یوبی‌سافت و همزمان با توسعه‌ی بازیِ Origins انجام شوده است. اما بزرگ‌ترین ضعفی که در اینجا به چشم می‌آید این است که علی رغمِ نبودِ قابلیت‌های گرافیکیِ جدید و عدمِ تغییر و بهبود در جلوه‌های تصویری، نرخِ فریمِ تولیدیِ نسخه‌ی پی‌سی افت‌ محسوسی داشته است. علامتِ سوالِ بزرگ برای ما و همکاران این بود که چه عاملی باعث شوده که میزانِ فریمِ خروجی تا این حد کاهش پیدا کند؟ در عمل وعده‌های یوبی‌سافت برای بهبود و بهینه‌سازیِ نسخه‌ی پی‌سی به حقیقت نپیوسته و در اینجا هم برای چندمین بارِ پیاپی از عرضه‌ی رسمیِ نسخه‌ی جدیدی از سری بازی‌های Assassin’s Creed و پس از نسخه‌ی به یاد ماندنیِ Assassin’s Creed IV: Black Flag، ناظرِ کوتاهیِ یوبی‌سافت در رفعِ ایراداتِ ذاتیِ موتور بازی و توجهِ نه چندان جدی در بهینه‌سازیِ آن استیم. با وجودِ گذشتِ سال‌ها از معرفیِ دایرکت ایکس ۱۲ و مجهز شودنِ چندین نسل از کارت‌های گرافیکی به امکانِ شتابدهیِ سخت افزاری آن و دانستنِ این واقعیت که بسیاری از سازندگانِ بازی‌های AAA به استفاده از آن برای بهبودِ راندمان در نسخه‌های پی‌سی روی آورده‌اند، ظاهرا هنوز یوبی‌سافت در هیچ سطحی متقاعد نشوده که از این API در بازی‌های خود بهره‌ گیری کند. این سری بازی‌ها با سبکِ خاص و تنوع و وسعتی که در نقشه‌ها دارند، می‌توانست بهترین کاندید برای ارتقای موتورِ گرافیکی به دایرکت ایکس ۱۲ و کم کردنِ بارِ پردازنده برای اجرای بهتر در سیستم‌های ضعیف‌تر باشود. متاسفانه این کاستی در بازی‌های دیگرِ یوبی‌سافت نیز مرسوم است و اگر از مشکلات عجیب و آزار دهنده‌ی هوشِ مصنوعی در Far Cry 5 چشم پوشی کنیم، باز هم سنگینیِ اجرای Tom Clancy’s Ghost Recon: Wildlands و فشاری که روی پردازنده می‌گذاشت را فراموش نخواهیم کرد.

Assassins Creed: Odyssey ingame

با وجودِ اذعان به این انتقاداتِ تکراری و خسته کننده از بی‌تفاوتیِ یوبی‌سافت نسبت به راندمانِ نسخه‌ی پی‌سی، همچنان مثلِ گذشته گزینه‌های گرافیکی متنوعی برای نسخه‌ی PC در اختیار داریم و برخی امکاناتِ مدرن و بسیار کارآمد مثلِ Resolution Modifier و Adaptive Quality به پیدا کردنِ نقطه‌ی توازنی بینِ راندمان و کیفیتِ بصری بازی روی سخت افزارهای قوی و ضعیف کمکِ شایانی خواهد کرد و این کار بدون قربانی کردنِ رزولوشنِ اصلی و کاستنِ محسوس از کیفیتِ نمایشِ بازی هنگامِ تبدیل شودن به رزولوشنِ اصلی نمایشگر صورت می‌گیرد.

قابلیت جدید و خوشایندِ دیگر در این بازی، استفاده از توضیحاتِ متنی و تصویریِ کاملا گویا برای هر یک از گزینه‌های گرافیکیِ بازی در منوی Graphics است که به صورت پویا تاثیرِ هر گزینه روی جلوه‌ی گرافیکی بازی را نمایش می‌دهد. اما بهتر بود سازندگان به این ایده توضیحاتی نیز در موردِ تاثیرِ هر یک از این گزینه‌ها در راندمانِ بازی و میزانِ تخمینیِ فشاری که روی CPU و GPU وارد می‌کنند را اضافه می‌کردند تا کاربران کمتر به آزمایش و خطا و بنچمارک گیری برای دست‌یابی به نتیجه‌ی رضایت بخش متکی باشند.

در زمینه‌ی راندمان هم همان‌طور که مفصل شرح دادیم، Assassin’s Creed: Odyssey اجرای سنگینی دارد و هم روی پردازنده و هم کارتِ گرافیکی بارِ پردازشیِ سهمگینی وارد می‌کند. از این نظر دیگر می‌توان با اطمینان این بازی را با فاصله سنگین‌ترینِ بازی منتشر شوده در سالِ ۲۰۱۸ برای پی‌سی لقب داد که پایین‌ترین نرخِ فریم را در میانِ تمامِ بازی‌های بررسی شوده به خود اختصاص می‌دهد و گوی سبقت را از Origins که پرچمدارِ قبلی بود می‌رباید. با این اوصاف توصیه می‌شود روی پی‌سی‌های رده پایین و حتی رده میانی از پافشاری کردن به اجرای بازی روی بالاترین تنظیمات صرفِنظر کنید. پیش فرضِ High برای مقدارِ Graphic Quality با مقدارِ Very High و حتی Ultra High تفاوتِ کیفیِ خیلی مشهودی ندارد، ولی در عوض می‌تواند راندمانِ بهتری را روی پی‌سی‌های رده میانی و متوسط فرآهم کند. بنچمارکِ داخلیِ بازی که قبلا با نام  Performance Tools در بازیِ Origins در منوی گرافیکی پنهان شوده بود، اکنون به منوی اصلی بازی در Odyssey منتقل شوده و دسترسی به آن راحت‌تر از قبل است. از گزینه‌ی Benchmark برای نمایش اطلاعاتِ سخت افزاری و اندازه‌گیریِ راندمانِ بازی در سه بخشِ CPU ،GPU و Frame per Second استفاده می‌شود و با اجرای پروسه‌ی ثابتی از حرکتِ دوربین در محیطِ بازی و نمایشِ NPC-ها، به سنجشِ راندمان با تنظیماتِ مختلف و مقایسه‌ی آن با سیستم‌های دیگر کمکِ شایانی می‌کند. اما ایرادِ بزرگِ بنچمارکِ داخلیِ این بازی، عدمِ ثباتِ کامل در شرایطِ محیطی و آب و هوایی است که با وجودِ بهبودِ نسبی در آپدیتِ ۱.۰۳، هنوز هم روندِ کاملا ثابتی را در هر اجرای خود دنبال نمی‌کند و ممکن است نتایجِ متفاوتی را ثبت کند.

یوبی‌سافت در بهینه‌سازیِ بازی برای پی‌سی و ارتقای موتورِ گرافیکی به دایرکت ایکس ۱۲ برای ارائه‌ی راندمانِ بهتر کوتاهی کرده است

اما اجرای مناسبِ این بازی همان گونه که انتظار داشتیم وابستگیِ زیادی به قدرتِ پردازنده‌ی اصلی دارد و این فشار روی CPU حتی بیشتر از میزانی است که در Origins تجربه کرده بودیم. در رزولوشن‌های پایین‌ مثل ۱۰۸۰p شاهد به حداکثر رسیدنِ میزانِ استفاده از تمامِ استه‌ها در پردازنده‌های ۲ و ۴ استه‌ای خواهید بود و حتی پردازنده‌های ۴ استه‌ایِ Core i7 با وجودِ دارا بودن قابلیتِ HT هم از بار سنگینِ پردازش در امان نیستند. به نظر می‌رسد که پردازنده‌های دارای ۶ یا ۸ استه‌ی فیزیکی هم به صورت تمام و کمال در این بازی به خدمت گرفته می‌شوند و تنها این در این مدل‌ها است که پردازنده تحتِ هیچ شرایطی گلوگاه نخواهد شود.

با این توضیح، اجرای بازی روی پردازنده‌های دو استه‌ای و Core i3 شرایطِ مطلوبی در این بازی  ندارد و با وجودِ داشتنِ استه‌های مجازی هم به سختی از پس عرضه‌ی نیمی از توانِ کارت گرافیکیِ رده بالای ما در این بازی برمی‌آیند و نرخِ فریم در آنها نوسانِ غیرِ طبیعی دارد. این راندمان فقط از پردازنده‌های ۴ استه‌ای و بالاتر به سطحِ قابل قبول می‌رسد و تازه در این حالت هم بهترین راندمانِ ممکن از کارت گرافیکی را نخواهید گرفت. حتی پردازنده‌ی ۸ استه‌ای Ryzen و پردازنده‌ی Core i7 7700K هم برای استخراجِ تمام راندمانِ گرافیکی در رزولوشنِ ۱۰۸۰p در این بازی کافی نیست و هنوز برای بازی ایجادِ گلوگاه می‌کند و مخصوصاِ در کمینه‌ی فریمِ ثبت شوده تاثیرِ منفی دارد. بر اساسِ بررسی‌ها و آزمایشاتِ دیده شوده تنها پردازنده‌ی ۶ استه‌ایِ Core i7 8700K (و در آینده سریِ ۹۰۰۰ و بالاتر) در این ماراتن نتایجِ بهتری خواهد گرفت که متاسفانه این مدل را برای بررسی در اختیار نداشتیم. این بازی به طرزِ غیر معمولی تا ۱۶ رشته‌ی پردازشی را در صورتِ وجود به خدمت می‌گیرد که آماری کمتر دیده شوده ولی مشابه با بازیِ Origins است.

میزانِ مصرفِ حافظه‌ی اصلی در این بازی همزمان با سطحِ تنظیماتِ تعیین شوده و رزولوشن نسبتِ مستقیم دارد. در مجموع بین ۶ تا ۱۲ گیگابایت از رمِ سیستم در حینِ اجرای این بازی در بالاترین تنظیمات استفاده خواهد شود و بنابراین داشتنِ حافظه‌ی ۸ گیگابایتی برای اجرای بازی در کنارِ کارت‌های گرافیکیِ ۶ و ۸ گیگابایتی کافی خواهد بود و کارت‌های ۴ گیگابایتی برای سر ریز نشودنِ حافظه باید حداقل در ترکیبِ ۱۲ گیگابایتی برای لپ‌تاپ‌ها و ۱۶ گیگابایتی برای پی‌سی‌های رومیزی نصب شوده باشند.

Assassins Creed: Odyssey

مقدارِ مصرفِ حافظه‌ی گرافیکی به طرزِ مشهودی بیشتر از نسخه‌ی قبلی است و با جمع بندیِ نتایج، کارتِ گرافیکِ ۴ گیگابایتیِ رده بالا برای تنظیماتِ Very High و High در رزولوشنِ ۱۰۸۰p و کارت‌های گرافیکِ ۶ و ۸ گیگابایتیِ رده حرفه‌ای برای اجرای بدون وقفه و روان در رزولوشن‌ِ ۲K و ۴K توصیه می‌شوند. برخی مشکلاتِ فنیِ هم در این بازی به چشم می‌آید و در اجرای طولانی مدتِ بازی، در هنگامِ استریم و بارگذاریِ صحنه‌های جدید در بازی ممکن است وقفه‌های کوچک و Stutter قابلِ مشاهده باشود، مخصوصا اگر گزینه‌ی Shadows برای سایه‌ها را روی مقدار Ultra High تنظیم کرده باشید. توصیه می‌شود حتما درایورِ کارت گرافیکیِ خود را به آخرین نسخه‌ که در زمان انتشارِ مقاله GeForce 416.34 WHQL برای انویدیا و Radeon Adrenalin Edition 18.10.1 برای ای‌ام‌دی است، ارتقا دهید. متاسفانه بسیاری از کاربران بدونِ توجه به این نکته بازی‌های جدید را نصب می‌کنند و با مشکلاتِ زیادی در اجرای آنها مواجه می‌شوند.

برای اجرای بازی به ارتباط اینترنتی نیاز نخواهید داشت، به جز اولین بار پس از نصب که نیاز به فعال سازی روی سخت افزارِ شما دارد. بازی را می‌توانید از طریق کلاینت استیم یا Uplay یوبی‌سافت خریداری کرده و سپس دانلود کنید. دریافتِ دیتا از سایت‌های دیگر هم امکان‌پذیر است و قرار دادنِ آن در پوشه‌ی نصب و شناساندنِ آن به کلاینتِ بازی کار دشواری نیست. اودیسی هم مثلِ نسخه‌ی قبلی از قفلِ حفاظتیِ دو لایه‌ی دارای قفل VMProtect و نسخه‌ی جدیدِ Denuvo استفاده می‌کند که بر خلافِ Origin هنوز راهی برای دور زدنِ آن پیدا نشوده است. سالِ گذشته حواشیِ زیادی پیرامونِ بار تحمیلیِ ایجاد شوده ناشی از این مدل DRM در فضای مجازی ایجاد شوده بود که مدتی بعد یوبی‌سافت فشارِ نامتعارفِ آن روی پردازنده را تکذیب کرد.

سازندگانِ Assassin’s Creed: Odyssey در استودیوی یوبی‌سافت کبک توانسته‌اند با اعمالِ برخی بهبودها در گیم‌پلی و سیستمِ مبارزات، روندِ رو به رشودِ این سری را ادامه دهند و داستانی درگیر کننده و البته غیرِ قابل پیش‌بینی را در طولِ بازی عرضه کرده‌اند که با برداشتِ ابتدایی در شروعِ بازی متفاوت است. تجربه‌ی این بازی را با وجودِ فاصله گرفتن از داستان‌های فرقه‌ی اساسین، حتما به طرفدارانِ سری Assassin’s Creed توصیه می‌کنیم.

اگر از علاقه‌مندان به بازی Assassin’s Creed: Odyssey استید، می‌توانید تمام مطالب و ویدیوهای مربوط به این بازی را در صفحه‌ی Assassin’s Creed: Odyssey مشاهده کنید.

ادامه‌ی پست

بیماری فشار خون بالا علت تشخیص درمان

وقتی قلب می‌تپد، خون را به سرتاسر بدن پمپ می‌کند تا انرژی و اکسیژن بافت‌های بدن تامین شود. با حرکت خون، فشاری بر دیواره‌ی رگ‌های خونی وارد می‌شود. شودت این فشار همان فشار خون است. فشار خون در تمام زمان‌ها یکسان نیست. زمانی که فرد در حال ورزش است یا هیجان زده می‌شود، فشار خون بالا می‌رود. وقتی که فرد در حال استراحت باشود، میزان فشار خون او پایین‌تر است. فشار خون همچنین می‌تواند در نتیجه‌ی افزایش سن، مصرف داروهای خاص و تغییر در وضعیت زندگی نیز تغییر کند.

نگاهی گذرا به ساختار قلب

قلب از چهار حفره یعنی دو دهلیز و دو بطن تشکیل شوده‌است. خونی که اکسیژن آن توسط بافت‌های بدن گرفته شوده‌ است، از طریق گردش خون سیاهرگی به سمت راست قلب باز می‌گردد. این خون درون بطن راست پمپ می‌شود و سپس به ریه‌ها می‌رود، جایی که کربن‌دی‌اکسید آن آزاد شوده و دوباره اکسیژن‌گیری انجام می‌شود. سپس خون اکسیژن‌دار شوده به سمت چپ قلب بر می‌گردد و وارد دهلیز چپ می‌شود و از آن جا به بطن چپ می‌ریزد؛ جایی که خون از آن جا به درون آئورت و جریان سرخرگی فرستاده می‌شود.

ساختار قلبفشار خون ایجاد‌شوده در سرخرگ‌ها توسط انقباض بطن چپ، فشار خون سیستولی است. پس از اینکه بطن چپ کاملا منقبض شود، به حالت انبساط برگشته و دوباره با خونِ آمده از دهلیز چپ پر می‌شود. فشار موجود در سرخرگ‌ها در این زمان که بطن چپ در حال پر شودن است، افت می‌کند و این همان فشار خون دیاستولی است. دیواره‌ی دهلیزی-بطنی دو قسمت قلب را کاملا از هم جدا می‌کند. این دو بخش از قلب هیچگاه با هم ارتباطی ندارند مگر این که مشکل دیواره‌ای وجود داشته باشود. خون تنها از طریق ریه‌ها از سمت راست به سمت چپ منتقل می‌شود. اگرچه خود حفره‌ها همزمان با هم کار می‌کنند؛ دو دهلیز با هم منقبض می‌شوند و انقباض دو بطن هم همزمان صورت می‌گیرد.

سیستول و دیاستول قلب

فشار خون بالا چیست؟

اگر فشار خون بیش از حد بالا باشود، نیروی زیادی به سرخرگ‌ها و قلب وارد می‌شود. فشار خون بالا با عنوان هایپرتنشن (hypertension) نیز شناخته می‌شود. اگر فشار خون بالا تحت درمان قرار نگیرد و کنترل نشود، می‌تواند موجب بروز مشکلات جدی سلامتی شود. این مشکلات شامل نارسایی قلبی، از دست دادن بینایی، سکته و بیماری کلیه می‌شود.

فشار خون چگونه اندازه‌گیری می‌شود؟

معمول از یک بازوبند ویژه به همراه یک گوشی پزشکی برای اندازه‌گیری فشار خون استفاده می‌شود. فشار خون به صورت دو عدد ثبت می‌شود: فشار خون سیستولی و فشار خون دیاستولی.

فشار خون سیستولی و دیاستولی

فشار خون سیستولی: عدد اولی؛ فشار موجود در سرخرگ‌ها وقتی قلب می‌زند و سرخرگ‌ها پر از خون می‌شوند.

  • یک فشار خون سیستولی طبیعی زیر ۱۲۰ است.
  • مقادیر بین ۱۲۹-۱۲۰ بالا رفته محسوب می‌شوند.
  • محدوده‌ی ۱۳۹-۱۳۰ علامت فشار خون اولیه است.
  • ۱۴۰ و بالاتر علامت فشار خون ثانویه است.
  • ۱۸۰ و بالاتر نشان‌دهنده‌ی فشار خون بحرانی است.

 

فشار خون دیاستولی: عدد دوم؛ فشار موجود در سرخرگ‌ها وقتی که قلب در حال استراحت بین ضربان‌ها است.

  • یک فشار خون دیاستولی نرمال باید زیر ۸۰ باشود (البته اگر مقدار این عدد پایین‌تر از ۸۰ باشود‌ ولی فشار خون سیستولی بین ۱۲۹-۱۲۰ باشود، می‌تواند باز هم علامت فشار خون بالا باشود).
  • فشار خون دیاستولی ۸۹-۸۰ علامت فشار خون اولیه است.
  • ۹۰ یا بیشتر نشانه‌ی فشار خون ثانویه است.
  • ۱۲۰ یا بیشتر نشانه‌ی فشار خون بحرانی است.

در دستورالعمل‌های جدید انجمن قلب آمریکا در خصوص فشار خون بالا، فشار خون ۱۳۰ روی ۸۰ میلی‌متر جیوه به عنوان آستانه‌ی فشار خون بالا تعیین شوده‌است (قبلا ۱۴۰/۹۰ بوده‌ است). هر فردی که برای مدتی دارای این وضعیت باشود، گفته می‌شود که دچار فشار خون بالا است.

علل فشار خون بالا

اگر فردی دارای فشار خون بالا باشود، بدان معناست که دیواره‌ی سرخرگ‌های او تحت فشار بیشتری استند. علل سبب‌ساز فشار خون بالا شامل موارد زیر می‌شوند:

سن: هر چه سن فرد بالاتر می‌رود، احتمال ابتلا به فشار خون بیشتر می‌شود.

سابقه‌ی خانوادگی: اگر فردی دارای خویشاوند نزدیک مبتلا به فشار خون باشود، شانس ابتلای خود او به این مشکل هم اندکی بیشتر است. در مطالعه‌ا‌ی جدید پژوهشگران ژنوم انسان را به دنبال یافتن ژن‌هایی که روی فشار خون تاثیر گذارند، مورد جستجو قرار دادند. آن‌ها ۲/۵ میلیون واریانت ژنتیکی مربوط به ۳۴ هزار فرد را مورد مقایسه قرار دادند و موفق به یافتن ۸ واریانت ژنتیکی مرتبط با فشار خون شودند. تصور می‌شود ژن‌های شناسایی‌شوده از روش‌های مختلفی روی فشار خون تاثیر داشته باشند: برای مثال از طریق تولید مواد شیمیایی به نام استروئیدها یا تاثیر روی چگونگی تنظیم فشار خون توسط رگ‌های خونی. هرچند تاثیر هر کدام از این ژن‌ها به تنهایی ناچیز است؛ ولی اثر ترکیبی آن‌ها می‌تواند به‌طور قابل‌توجهی موجب افزایش خطر سکته یا حمله قلبی در فرد شود.

دما: در یک پژوهش ۸۸۰۱ فرد بالای ۶۵ سال مورد مطالعه قرار گرفت و مشخص شود که مقادیر فشار خون سیستولی و دیاستولی در طول سال و بر اساس دما دچار تغییر قابل‌توجهی می‌شود. زمانی که هوا گرم‌تر بود، فشار خون پایین‌تر می‌آمد و وقتی هوا سرد می‌شود، فشار خون در این افراد بالا می‌رفت.

قومیت: احتمال بروز فشار خون بالا در میان مردم دارای ریشه‌ی آفریقایی یا آسیای جنوبی در مقایسه با افراد دارای اصالت قفقازی یا بومیان آمریکایی، بیشتر است.

چاقی و اضافه وزن: احتمال ابتلای به فشار خون بالا در افراد دارای اضافه وزن در مقایسه با افراد دارای وزن نرمال بیشتر است.

برخی از جنبه‌های مربوط به جنسیت: به‌طور کلی فشار خون بالا در میان مردان بالغ نسبت به زنان بالغ بیشتر است، هرچند بعد از ۶۰ سالگی میزان حساسیت مردان و زنان برابر می‌شود.

بی‌تحرکی: عدم ورزش و داشتن سبک زندگی ساکن موجب افزایش خطر ابتلا به فشار خون می‌شود.

سیگار کشیدن: مصرف سیگار موجب می‌شود که رگ‌های خونی تنگ شوده و فشار خون افزایش یابد. سیگار کشیدن همچنین باعث کم شودن اکسیژن خون می‌شود بنابراین قلب برای جبران این وضعیت، سریع‌تر خون را پمپاژ می‌کند که این امر هم موجب افزایش فشار خون خواهد شود.

مصرف الکل: افرادی که به‌طور پیوسته الکل مصرف می‌کنند، دارای فشار خون سیتولی بالاتری نسبت به دیگر افراد استند. سطوح فشار خون سیستولی در این افراد در حدود ۷ میلی‌متر جیوه بیش از افرادی است که الکل مصرف نمی‌کنند.

مصرف مقادیر زیاد نمک: شیوع فشار خون بالا در جوامعی که در آن‌ها مردم از نمک زیادی استفاده نمی‌کنند، نسبت به جوامعی که مقادیر زیادی نمک مصرف می‌کنند، کمتر است.

رژیم غذایی حاوی چربی زیاد: بسیاری از متخصصین سلامت می‌گویند یک رژیم غذایی حاوی چربی زیاد موجب افزایش خطر فشار خون بالا می‌شود هرچند اکثر متخصصین رژیم غذایی بر این امر تاکید می‌کنند که مشکل مقدار چربی نیست بلکه نوع چربی است. چربی‌های دارای منشا گیاهی نظیر آووکادو، مغزها، روغن زیتون و روغن‌های امگا برای سلامتی خوب استند. چربی‌های اشباع که در غذاهای دارای منشا حیوانی، معمول استند و نیز چربی‌های ترانس برای سلامتی مضر استند.

استرس روانی: استرس خصوصا در طولانی‌مدت می‌تواند تاثیر جدی روی فشار خون داشته باشود.

دیابت: افراد دیابتی در خطر ابتلا به فشار خون بالا استند. در بین افراد مبتلا به دیابت نوع یک، قند بالای خون یک عامل خطرساز برای بروز فشار خون بالا است. کنترل موثر و پایدار قند خون با استفاده از انسولین، خطر بلندمدت ایجاد فشار خون در این افراد را کم می‌کند. افراد مبتلا به دیابت نوع دو نیز در نتیجه‌ی قند خون بالا و عوامل دیگری نظیر اضافه وزن، داروهای خاص و برخی از بیماری‌های قلبی‌عروقی در معرض خطر افزایش فشار خون قرار دارند.

پسوریازیس: ابتلا به پسوریازیس با خطر بالاتر فشار خون بالا و دیابت همراه است. پسوریازیس یک بیماری خودایمنی است که به شکل لکه‌های زخم‌مانند قرمز روی پوست ظاهر می‌شود.

مقاله‌های مرتبط:

بارداری: زنان باردار نسبت به زنانی که در همان سن بوده ولی باردار نیستند، بیشتر در معرض خطر ابتلا به فشار خون بالا استند. فشار خون بالا در ۲ تا ۳ درصد تمام بارداری‌ها رخ می‌دهد. انتخاب شیوه‌های زندگی ناسالم می‌تواند منجر به افزایش فشار خون در دوران بارداری شود. داشتن اضافه وزن یا عدم فعالیت از عوامل خطرساز مهم در این زمینه استند. زنانی که در اولین بارداری قرار دارند، احتمال بیشتری وجود دارد که دچار فشار خون بالا شوند. احتمال فشار خون در بارداری‌های بعدی کمتر است. زنانی که بیش از یک جنین در بدن خود دارند، از آن جایی که بدنشان تحت استرس اضافی قرار می‌گیرد، احتمال بیشتری دارد که دچار فشار خون بالا شوند. سن مادر نیز عامل تاثیرگذاری است؛ زنان بارداری که سنشان بیش از ۴۰ سال باشود، در معرض خطر بیشتری قرار دارند. طبق گزارش انجمن آمریکایی پزشکی باروری، استفاده از تکنولوژی‌های کمکی تولیدمثلی نظیر IVF می‌تواند احتمال بروز فشار خون بالا را در یک زن باردار افزایش دهد. زنانی که قبل از بارداری دارای فشار خون بالا بوده‌اند نسبت به زنانی که فشار خون نرمالی داشته‌اند، احتمال بیشتری وجود دارد که طی دوران بارداری با مشکلاتی در این زمینه رو‌به‌رو شوند.

فشار خون در دوران بارداری

تغییرات فشار خون طی دوران بارداری

با پیشرفت بارداری، فشار خون فرد ممکن است تغییر کند یا به سطوح پیش از بارداری برگردد. دلایل این موضوع عبارتند از:

  • افزایش میزان خون زن باردار: بر اساس گزارش ژورنال Circulation، حجم خون یک زن در دوران بارداری تا ۴۵ درصد افزایش پیدا می‌کند. این مقدار خون اضافی است که قلب باید به سرتاسر بدن پمپ کند.
  • بطن چپ ضخیم‌تر و بزرگ‌تر می شود.این تاثیر موقت این امکان را به قلب می‌دهد که در این وضعیت که خون بیشتری وجود دارد، سخت‌تر کار کند.
  • کلیه‌ها مقادیر زیادی وازوپرسین آزاد می‌کنند؛ هورمونی که منجر به افزایش نگهداری آب در بدن می‌شود.

در بیشتر موارد این فشار خون افزایش یافته طی بارداری، پس از زایمان ناپدید خواهد شود. در مواردی که فشار خون همچنان بالا می‌ماند، پزشک داروهایی برای بازگرداندن فشار خون به سطوح نرمال تجویز خواهد کرد.

علایم و نشانه‌های فشار خون بالا

بیشتر افراد دارای فشار خون بالا هیچ علامتی را نشان نمی‌دهند به همین دلیل به فشار خون بالا، قاتل خاموش نیز گفته می‌شود. البته وقتی فشار خون به حدود ۱۸۰/۱۱۰ میلی‌متر جیوه می‌رسد، یک وضعیت اضطراری پزشکی به نام فشار خون بحرانی پیش می‌آید.

فشار خون بحرانی

علایم فشار خون بحرانی عبارتند از:

  • سردرد
  • حالت تهوع
  • استفراغ
  • سرگیجه
  • تاری دید یا دوبینی
  • تپش قلب یا ضربان‌های قوی و نامنظم قلب
  • تنگی نفس

فشار خون بالا در کودکان

علایم فشار خون بالا در کودکان:

  • سردرد
  • خستگی
  • تاری دید
  • خونریزی از بینی
  • فلج بل (Bell’s palsy) یا ناتوانی در کنترل ماهیچه‌های یک طرف صورت

علایم فشار خون بالا در نوزادان و کودکان بسیار کم سن:

  • بازماندن از رشود
  • تشنج
  • تحریک‌پذیری
  • بی‌حسی
  • اختلال تنفس

افرادی که فشار خون بالای آن‌ها تشخیص داده می‌شود، باید به‌طور منظم فشار خون خود را مورد نظارت قرار دهند.

عوارض جانبی فشار خون بالا

اگر فشار خون بالا درمان نشود و تحت کنترل در نیاید، فشار اضافی که به دیواره‌ی سرخرگ‌ها وارد می‌شود، می‌تواند منجر به آسیب رگ‌های خونی (بروز بیماری‌های قلبی‌عروقی ) و اندام‌های حیاتی شود. میزان آسیب بستگی به دو عامل دارد: شودت فشار خون و مدت زمانی که بدون درمان باقی‌ مانده‌است.

عوارض فشار خون بالا

برخی از عوارض احتمالی فشار خون بالا عبارتند از:

  • سکته
  • حمله قلبی و نارسایی قلبی
  • ایجاد لخته‌های خونی
  • آنوریسم (بزرگ شودن دیواره‌ی سرخرگ)
  • بیماری کلیوی
  • ضخیم شودن، تنگ شودن یا پاره شودن رگ‌های خونی چشم
  • سندرم متابولیکی
  • مشکلات عملکرد مغز و حافظه
  • فشار خون و حملات قلبی

اگر فشار خون بالا تحت درمان قرار نگیرد، می‌تواند موجب افزایش خطر حمله قلبی شود. رسوب چربی، کلسترول و دیگر مواد درون سرخرگ‌ها پلاک نامیده می‌شود. با گذشت زمان پلاک‌ها سخت شوده و موجب تنگ ‌شودن سرخرگ‌ها می‌شوند. تنگ‌ شودن سرخرگ‌ها به مفهوم این است که برای راندن خون در شبکه‌ی رگ‌های خونی به فشار بیشتری نیاز است. وقتی پلاک تشکیل شوده در دیواره سرخرگ، از دیواره جدا می‌شود، یک لخته‌ی خون در اطراف پلاک ایجاد می‌شود. از آن جایی که پلاک‌ها یا لخته‌های خونی موجب می‌شوند که در ذخیره خونی قلب اختلال ایجاد شود یا مجراهای قلب مسدود شود، می‌توانند موجب بروز حمله‌ی قلبی شوند.

تشخیص فشار خون بالا

تشخیص فشار خون بالا

استفاده از دستگاه اندازه‌گیری فشار خون: بیشتر مردم این دستگاه را دیده‌اند. این دستگاه از بازوبند‌ی تشکیل شوده‌است که دور بازو بسته می‌شود و قابل باد کردن است. زمانی که بازوبند پر از باد باشود، در برابر جریان خون ممانعت بوجود می‌آورد. یک مانومتر (فشارسنج) جیوه‌ای یا مکانیکی فشار خون را اندازه‌گیری می‌کند. معمولا از یک دستگاه اندازه‌گیری فشار خون معمولی به همراه یک گوشی پزشکی استفاده می‌شود. اگر از دستگاه دیجیتال برای این کار استفاده شود، تمام اندازه‌گیری‌ها با استفاده از حسگرهای الکتریکی انجام خواهد شود. یک اندازه‌گیری فشار خون برای تشخیص فشار خون بالای یک بیمار کافی نیست. فشار خون افراد ممکن است در طول روز تغییر کند. حتی ملاقات با پزشک هم می‌تواند به علت ایجاد استرس و اضطراب در بیمار، موجب بالا رفتن فشار خون شود. از آن جایی که تعریف فشار خون بالا به صورت افزایش مکرر فشار خون تعریف می‌شود، لازم است که طی یک دوره، چندین بار فشار خون اندازه‌گیری شود. قرائت صحیح فشار خون بسیار مهم است زیرا فشار خون ممکن است تا زمانی که به حد خطرناکی بالا نرفته باشود، علامتی نداشته باشود. در مواردی ممکن است به بیمار توصیه شود که فشار خون خود را در منزل نیز اندازه‌گیری کند. یکی از دلایلی که ممکن است پزشک از بیمار بخواهد فشار خون خود را در منزل اندازه‌گیری کند این است که می‌خواهد بداند آیا پس از مصرف داروهای خاص یا در زمان‌های خاصی از روز ، فشار بیمار بالا می‌رود یا نه. اگر فشار خون اندازه‌گیری شوده در منزل بیش از حالت معمول بود، باید ۵ دقیقه‌ی دیگر یک اندازه‌گیری انجام شود تا از دقت خوانش اطمینان حاصل شود.

اندازه گیری فشار اتوماتیک

دستگاه‌های اندازه‌گیری فشار خون اتوماتیک: راحت‌ترین و دقیق‌ترین راه برای اندازه‌گیری فشار خون در منزل استفاده از یک نمایشگر فشار خون به همراه بازوبند مربوط به اندازه‌گیری فشار خون است. دستورالعمل‌های مربوط به استفاده از هر دستگاهی ممکن است مقداری متفاوت باشود و فرد باید به دقت آن‌ها را مورد مطالعه قرار دهد. اگر فهمیدن دستورالعمل‌ها دشوار باشود می‌توان از یک پزشک یا داروخانه برای راهنمایی کمک خواست. استفاده از یک دستگاه با کیفیت بسیار مهم است زیرا اندازه‌گیری‌های غیردقیق می‌تواند منجر به تغییرات غیرضروری و مضر در داروها یا درمان شود. دستگاه‌های مختلفی برای این کار در بازار موجود است و فرد باید در مورد انتخاب نوع و برند آن با پزشک خود مشورت کند. مطالعه‌ی کتاب راهنمای اندازه‌گیری فشار خون می‌تواند در این زمینه مفید باشود.

آزمایش‌های مربوط به تشخیص فشار خون بالا

آزمایشات خون و ادرار: علل پشت صحنه فشار خون بالا ممکن است مربوط به کلسترول، سطوح بالای پتاسیم، قند خون، عفونت، مشکل در عملکرد کلیه و موارد دیگر باشود. پروتئین یا خون موجود در ادرار می‌تواند نشان دهنده آسیب وارده به کلیه باشود. میزان گلوکز بالا در خون نیز می‌تواند نشان دهنده‌ی دیابت باشود.

تست ورزش: این مورد بیشتر برای افراد دارای فشار خون مرزی استفاده می‌شود. این آزمایش معمولا شامل رکاب زدن روی یک دوچرخه‌ی ثابت یا راه رفتن روی یک تردمیل است. در یک آزمایش ورزشی گاهی مشکلاتی مشخص می‌شوند که در وضعیت استراحت قابل تشخیص نیستند. در همان زمان تصویربرداری از ذخیره‌ی خون قلب نیز ممکن است، انجام شود.

تست ورزش

الکتروکاردیوگرام (EGG) یا نوار قلب: در این آزمایش فعالیت الکتریکی قلب بررسی می‌شود. این آزمایش بیشتر در مورد بیمارانی که در معرض خطر بالای مشکلات قلبی مانند فشار خون بالا و سطوح بالای کلسترول استند، به کار می‌رود. الکتروکاردیوگرام اولیه خط پایه یا خط ایزوالکتریک نامیده می‌شود. با مقایسه‌ی الکتروکاردیوگرام‌های بعدی با خط پایه، تغییراتی که ممکن است ناشی از بیماری سرخرگ کرونری (CAD) یا ضخیم شودن دیواره‌ی قلب باشود، مشخص می‌شود.

الکتروکاردیوگرام یا نوار قلب

هولترمونیتورینگ (Holter monitoring): بیمار یک دستگاه الکتروکاردیوگراف سیار همراه خود حمل می‌کند که برای حدود ۲۴ ساعت، به الکترودهایی که روی سینه او قرار دارند، متصل می‌ماند و در طول این مدت فعالیت الکتریکی قلب او ثبت می‌شود.

هولترمونیتورینگ

اکوکاردیوگراف: در این دستگاه از امواج فراصوت برای بررسی قلب در حال تپش استفاده می‌شود. پزشک قادر به تشخیص مشکلاتی همچون ضخیم شودن دیواره‌ی قلب، نقص دریچه‌های قلب، لخته‌های خونی و وجود مایع اضافی در اطراف قلب خواهد بود.

اکوکاردیوگراف

استفاده از اپلیکیشن‌های اندازه‌گیری فشار خون: مچ‌بندها و اپلیکیشن‌هایی وجود دارند که ادعا می‌کنند فشار خون را اندازه‌گیری می‌کنند اما این نتایج اغلب غیردقیق بوده و به انداز‌ه‌ی کافی قابل اعتماد نیستند که بتوانند سلامتی یک فرد را مورد نظارت قرار دهند. البته اپلیکیشن‌هایی که نتایج فشار خون بیمار در آن‌ها ثبت می‌شود، می‌تواند برای افرادی که نیاز به آزمایش‌های منظم فشار خون دارند، مفید باشند. ثبت مجموعه‌ای از فشار خون‌های اندازه‌گیری شوده در این اپلیکیشن‌ها، می‌تواند به پزشک در درک روند فشار خون بیمار و توصیه‌ی درمان کمک کند.

اپلیکیشن اندازه گیری فشار خون

درمان فشار خون بالا

فشار خون اندکی بالارفته: اگر فشار خون فقط کمی بالا رفته باشود و خطر بروز بیماری‌های قلبی‌عروقی در بیمار کم باشود، ممکن است فقط توصیه‌هایی در زمینه‌ی ایجاد تغییراتی در سبک زندگی کافی باشود.

فشار خون بالارفته تا حد متوسط: اگر فشار خون مقدار متوسطی بالا رفته باشود، خطر بروز بیماری‌های قلبی‌عروقی طی ده سال آینده، حدود ۲۰ درصد خواهد بود و پزشک احتمالا داروهایی تجویز خواهد کرد و نیز توصیه‌هایی برای ایجاد تغییراتی در سبک زندگی خواهد داشت.

فشار خون شودیدا بالارفته: اگر سطوح فشار خون ۱۸۰/۱۱۰ یا بیشتر باشود، پزشک فرد بیمار را به یک متخصص ارجاع خواهد داد.

تغییرات در سبک زندگی که می‌تواند به کاهش فشار خون کمک کند

در ادامه توصیه‌هایی در مورد تغییراتی در سبک زندگی که می‌تواند به کاهش فشار خون کمک کند، آورده شوده‌است. توجه داشته باشید که قبل از انجام تغییرات بزرگ در سبک زندگی، باید با پزشک مشورت کرد.

ورزش منظم: ورزش به مدت ۳۰ تا ۶۰ دقیقه، پنج روز در هفته معمولا فشار خون یک فرد را ۴ تا ۹ میلی‌متر جیوه پایین می‌آورد. فعالیت بدنی منظم موجب قوی‌تر شودن قلب می‌شود. یک قلب قوی‌تر می‌تواند خون بیشتری را با صرف انرژی کمتری پمپ کند. اگر قلب بتواند با کار کمتری خون را پمپ کند، نیروی وارده بر سرخرگ‌ها کاهش می‌یابد و فشار خون نیز کم می‌شود. البته قبل از شروع هر برنامه‌ی مربوط به فعالیت بدنی باید با پزشک مشورت کرد (در صورت داشتن فشار خون بالا). ورزش باید مطابق با نیاز و وضعیت سلامتی فردی که دچار فشار خون بالا است، باشود. رمز موفقیت یک برنامه‌ی ورزشی این است که منظم باشود.

کاهش وزن: حتی کاهش وزن متوسط نیز می‌تواند دارای تاثیر معنی‌داری روی کاهش فشار خون باشود. فرد دارای اضافه وزن، هرچه به وزن ایده‌ال خود نزدیک‌تر شود، فشار خون او بیشتر کاهش پیدا می‌کند. وقتی فرد وزن کم می‌کند، تاثیر داروهای فشار خون روی بیشتر می‌شود. کم کردن دور کمر بیشترین تاثیر را دارد. رسیدن به یک وزن سالم، نیازمند رسیدگی به عواملی از جمله رژیم غذایی و داشتن حداقل ۷ ساعت خواب با کیفیت در طول هر شب است.

تکنیک های آرامش بخش

انجام تکنیک‌های آرامش‌بخش: در یک مطالعه نشان داده شود که ورزش تای‌چی (tai chi) به میزان قابل توجهی به تقویت توانایی ورزشی، کاهش فشار خون و بهبود سطوح کلسترول، تری‌گلیسریدها، انسولین و پروتئین واکنشی C در افراد در معرض خطر بیماری‌های قلبی کمک می‌کند. پروتئین واکنشی C، پروتئینی حلقوی است که در پلاسمای خون دیده می‌شود و سطح آن در پاسخ به التهاب افزایش می‌یابد.

خواب: فقدان خواب کافی می‌تواند موجب افزایش خطر ابتلا به فشار خون شود. برای افراد بزرگسال توصیه می‌شود که خواب نباید کمتر از ۷ ساعت و بیشتر از ۸ ساعت باشود. در سال ۲۰۰۸ مطالعه‌ای منتشر شود که نشان می‌داد افرادی که دارای خوابی خارج از محدود‌ی ۸-۷ ساعت استند، با افزایش فشار خون مواجه می‌شوند.

رژیم غذایی دش

رژیم غذایی: مدیریت رژیم غذایی می‌تواند راه موثری برای پیشگیری و درمان فشار خون بالا باشود. موسسه‌ی ملی سلامت آمریکا (NIH) یک رژیم غذایی با نام دش (DASH) را برای کنترل فشار خون معرفی کرده‌است. این رژیم غذایی توسط انجمن قلب آمریکا (AHA) نیز توصیه شوده‌است. این رژیم غذایی مبتنی بر مصرف میوه‌ها، سبزیجات، مغزها، دانه‌ها، لوبیاها و محصولات لبنی کم‌چرب است.

مصرف نمک و افزایش فشار خون

کاهش مصرف نمک: حتی یک کاهش متوسط در میزان مصرف نمک، می‌تواند موجب کاهش ۲ تا ۸ میلی‌متر جیوه در فشار خون شود. بیشتر افرادی که فشار خون بالای آن‌ها تشخیص داده شوده‌است، باز هم نمک را به میزانی بیش از سطوح توصیه‌شوده مصرف می‌کنند.

درمان‌های دارویی فشار خون بالا

در حال حاضر چندین داروی ضد فشار خون در بازار موجود است. کنترل بیماری در برخی از افراد ممکن است به ترکیبی از چند دارو نیاز داشته باشود. برخی از افراد هم ممکن است برای کنترل فشار خون به مصرف مداوم دارو نیاز داشته باشند. اگر فردی بتواند فشار خون خود را در یک دوره‌ی زمانی رضایت‌بخش تحت کنترل درآورده و در معرض خطر سکته یا بیماری‌های قلبی‌عروقی قرار نگرفته‌باشود، ممکن است پزشک قطع مصرف دارو را تایید کند.

داروهای فشار خون

داروهای مورد استفاده برای درمان و کنترل فشار خون بالا:

مهارکننده‌های آنزیم تبدیل‌کننده آنژیوتانسین : مهارکننده‌های آنزیم تبدیل‌کننده آنژیوتانسین از عمل برخی از هورمون‌ها نظیر آنژیوتانسین دو جلوگیری می‌کنند. آنزیم آنژیوتانسین دو موجب تنگ شودن سرخرگ‌ها و افزایش حجم خون و در نهایت افزایش فشار خون می‌شود. افراد دارای سابقه‌ی بیماری‌های قلبی، زنان باردار یا افرادی که مبتلا به یک بیماری استند که روی تامین خون کلیه‌ها اثر می‌گذارد، نباید از این دارو استفاده کنند. پزشکان ممکن است آزمایش خونی برای تعیین اینکه آیا آن بیمار دارای مشکل کلیه است یا نه، تجویز کنند. مهارکننده‌های آنزیم آنژیوتانسین دو می‌توانند موجب کاهش خون‌رسانی به کلیه‌ها شوند، بنابراین باید به‌طور منظم آزمایش‌های خونی در این زمینه انجام شود.

عوارض جانبی مهارکننده‌های آنزیم تبدیل‌کننده آنژیوتانسین:

  • سرگیجه
  • خستگی
  • ضعف
  • سردرد
  • سرفه‌های خشک

برخی بیماران ممکن است عوارض جانبی برایشان بسیار ناخوشایند یا طولانی باشود. در چنین مواردی پزشکان دارویی را از گروه آنتاگونیست‌های گیرنده آنژیوتانسین دو تجویز خواهند کرد. در این حالت عوارض جانبی چندان معمول نیست ولی ممکن است شامل سرگیجه، سردرد و افزایش سطح پتاسیم خون باشود.

مسدودکننده‌های کانال کلسیم (CCBs): این داروها موجب کاهش کلسیم در رگ‌های خونی می‌شوند. کاهش کلسیم موجب شل شودن عضلات صاف رگ‌های خونی شوده و در نتیجه‌ قدرت انقباض کمتر آن‌ها و گشاد شودن سرخرگ‌ها می‌شود. اگر سرخرگ‌ها گشادتر شوند، فشار خون افت خواهد کرد. بیماران دارای سابقه‌ی بیماری‌های قلبی یا مشکلات مربوط به گردش خون نباید از این نوع داروها استفاده کنند.

عوارض جانبی داروهای مسدود کننده کانال کلسیم:

  • قرمزی پوست (معمولا در اطراف گونه‌ها یا گردن)
  • سردرد
  • تورم در پا و مچ پا و گاها در ناحیه‌ی شکم
  • سرگیجه
  • خستگی
  • بثورات جلدی

دیورتیک‌های تیازیدی: دیورتیک‌های تیازیدی با تاثیر روی کلیه‌ها موجب می‌شوند که سدیم و آب از بدن خارج شود. نتیجه‌ی این امر، کاهش حجم خون و در نهایت کاهش فشار خون است. این‌ داروها اغلب نخستین انتخاب دارویی در درمان فشار خون بالا استند.

عوارض جانبی دیورتیک‌های تیازیدی:

  • کاهش پتاسیم خون (که می‌تواند روی عملکرد کلیه و قلب اثر داشته باشود)
  • اختلال در تحمل گلوکز
  • اختلال نعوظ

بیمارانی که از دیورتیک‌های تیازیدی استفاده می‌کنند باید برای نظارت بر سطوح پتاسیم و قند خون به‌طور منظم آزمایش‌های خون و ادرار انجام دهند. به بیماران دارای سن ۸۰ سال و بیشتر ممکن است داروی اینداپامید (لوزول) داده شود که نوع خاصی از دیورتیک‌های تیازیدی است که به کاهش مرگ ناشی از سکته، نارسایی قلبی و برخی از دیگر بیماری‌های قلبی عروقی کمک می‌کند.

بلوک کننده‌های بتا : بلوک کننده‌های بتا زمانی به‌طور وسیع در درمان فشار خون بالا مورد استفاده قرار می‌گرفتند اما در حال حاضر به علت اینکه این داروها نسبت به دیگر داروهای موجود، اثرات جانبی بیشتری دارند، تنها زمانی تجویز می‌شوند که داروهای دیگر روی بیمار تاثیری نداشته باشند. این داروها ضربان قلب را کم می‌کنند و با کم کردن فشار اعمال شوده از سوی قلب منجر به کاهش فشار خون می‌شوند.

عوارض جانبی بلوک کننده‌های بتا:

  • خستگی
  • سردی دست و پا
  • کاهش ضربان قلب
  • حالت تهوع
  • اسهال

احتمال بروز اثرات جانبی زیر هم وجود دارد هر چند شیوع کمتری دارند:

  • اختلال در خواب
  • کابوس شبانه
  • اختلال نعوظ

مهار کننده‌های آنزیم رنین: آلیسکیرن (نام‌های دیگر: تکتورنا و راسیلز) موجب کاهش تولید رنین می‌شود. رنین آنزیمی است که در کلیه‌ها ساخته می‌شود. رنین در تولید پروتئین آنژیوتانسین یک نقش دارد. آنژیوتانسین یک به هورمون آنژیوتانسین دو که موجب تنگ شودن رگ‌های خونی می‌شود، تبدیل می‌شود. آلیسکیرن از تولید آنژیوتانسین یک جلوگیری می‌کند بنابراین سطح آنژیوتانسین یک و آنژیوتانسین دو پایین می‌آید. این امر موجب گشاد شودن رگ‌های خونی و در نهایت کاهش فشار خون می‌شود.

عوارض جانبی آلیسکیرن

  • اسهال
  • سرگیجه
  • نشانه‌های مشابه آنفلوآنزا
  • خستگی
  • سرفه

وضعیت و روند فشار خون بالا در جهان

مقاله‌های مرتبط:

در کل جهان مرگ‌و‌میر ناشی از فشار خون بالا چیزی در حدود ۷/۵ میلیون مورد برآورد شوده‌است که در برگیرنده‌ی ۱۲/۸ درصد از کل موارد مرگ است. فشار خون بالا خطر مهمی در ارتباط با بیماری‌های عروق کرونری قلب و بیماریهای ایسکمیک قلب و همچنین سکته‌های هموراژیک محسوب می‌شود. فشار خون بالا به‌طور مثبت و پیوسته با خطر سکته و بیماری‌های عروق کرونری قلب مرتبط بوده‌است. در برخی از گروه های سنی، خطر بیماری‌های قلبی‌عروقی با هر افزایش ۲۰/۱۰ میلی‌متر فشار خون، دو برابر می‌شود. علاوه بر بیماری‌های عروق کرونری قلب و سکته، مشکلات دیگر ناشی از فشار خون بالا شامل نارسایی، بیماری عروق محیطی (PVD)، اختلال کلیه، خونریزی شبکیه چشم و اختلال بینایی است. درمان فشار خون سیستولی و دیاستولی تا زمانی که آن‌ها کمتر از ۱۴۰/۹۰ باشند، با کاهش مشکلات قلبی‌عروقی همراه خواهد بود.

شیوع کلی فشار خون بالا در جهان در افراد بالغ دارای ۲۵ سال و بیشتر، در سال ۲۰۰۸ در حدود ۴۰ درصد بوده است. نسبت جمعیت دارای فشار خون بالا یا فشار خون کنترل نشوده در فاصله‌ی سال ۱۹۸۰ تا ۲۰۰۸ کاهش پیدا کرده بود. اگرچه به علت رشود جمعیت و سالخوردگی تعداد افراد دارای فشار خون بالای کنترل‌نشوده از ۶۰۰ میلیون در سال ۱۹۸۰ به ۱ میلیارد در سال ۲۰۰۸ رسید. در بین مناطق تحت نظارت سازمان جهانی بهداشت، شیوع افزایش فشار خون در آفریقا از همه‌ی مناطق بیشتر و چیزی حدود ۴۶ درصد برای هر دو جنس بوده‌است. کم‌ترین شیوع فشار خون در این مناطق مربوط به آمریکاها بود که میزان شیوع این بیماری در دو جنس در این مناطق برابر ۳۵ درصد گزارش شوده‌است. از لحاظ وضعیت درآمد، شیوع فشار خون بالا در کشورهای دارای درآمد پایین، بیشتر (۴۰ درصد) و در کشورهای دارای درآمد بالا، کمتر (۳۵ درصد) بوده‌است. طبق گزارش انجمن قلب آمریکا، در آمریکا حدود ۸۵ میلیون فرد دارای فشار خون بالا وجود دارند، یعنی چیزی حدود یک سوم افراد بالای ۲۰ سال. موسسه ملی بهداشت آمریکا برآورد می‌کند که در حدود دو سوم افراد بالای ۶۵ سال در آمریکا دارای فشار خون بالا استند.

وضعیت ایران از نظر فشار خون بالا

بر اساس نتایج یک مطالعه انجام‌شوده در تهران که در آن عوامل خطرساز بیماری‌های قلبی‌عروقی مورد بررسی قرار گرفته بود، ۷۸ درصد مردان و ۸۰ درصد زنان حداقل یکی از عوامل خطرساز بیماری‌های قلبی‌عروقی را دارا بودند. فشار خون بالا در ۲۰/۴ درصد افراد بالغ و ۱۲/۷ درصد کودکان و نوجوانان مشاهده می‌شود. همچنین فشار خون بالا و پایدار در نسل جوان‌تر یعنی بچه‌هایی که به مدرسه می‌رفتند، در حال افزایش بود. در مطالعه‌ای که توسط وزارت بهداشت انجام شود، شیوع ۲۵ درصدی بیماری فشار خون بالا در میان افراد ۶۴-۲۵ سال دیده شود. از طرف دیگر فشار خون بالا مهم‌ترین عامل خطرساز بیماری‌های قلبی‌عروقی در میان ایرانیان گزارش شوده‌است. در پژوهش‌هایی نیز شیوع فشار خون بالا در مناطق شهری و روستایی استان‌های گیلان و اصفهان مورد مقایسه قرار گرفت و نشان داده شود که میزان فشار خون‌ سیستولی و دیاستولی در مناطق روستایی و کواستانی در هر دو استان کمتر از مناطق شهری بود.

بر اساس اطلاعات در دسترس از کشور ایران، آگاهی از بیماری، درمان و کنترل فشار خون در این کشور به‌طور کلی پایین است. مطالعات برآورد کرده‌اند که میزان آگاهی از بیماری و درمان فشار خون بالا در ایرانیان به ترتیب برابر ۵۰ و ۳۵ درصد است. از طریق آموزش بیماران و پزشکان می‌توان در کشور ایران هم فشار خون را همچون دیگر کشورها کنترل کرد. البته در سال‌های اخیر با اجرای دستورالعمل‌های ملی، برنامه‌های آموزشی عمومی، سیاست‌گذاری، افزایش آگاهی، پیشگیری و درمان موثر فشار خون بالا، نتایج قابل توجهی حاصل شوده‌است.

ادامه‌ی پست

اچیومنت عجیب بازی The Stanley Parable پس از پنج سال در دسترس قرار گرفت

اچیومنت عجیب بازی The Stanley Parable پس از پنج سال در دسترس قرار گرفت – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه

















ادامه‌ی پست

بررسی مدیاپد M5 Pro هواوی

مدیاپد M5 Pro، تبلتی با مشخصات فنی مقبول، در کلاس محصولات بالارده است و یکی از رقبای اندرویدی اصلی برای آیپد پرو اپل به حساب می‌آید.

کمتر از یک دهه‌ی پیش، زمانی که اپل از نخستین نسل آیپد رونمایی کرد و به‌دنبال استقبال گسترده‌ای که از این محصول شود، بسیاری از شرکت‌ها به‌امید سود بردن از محبوبیت فُرم‌فکتور تبلت، راه مشابهی را در پیش گرفتند. در آن زمان تصور می‌شود که تبلت‌ها با مزایایی که به‌خاطر ابعاد منحصربه‌فرد خود دارند، می‌توانند به‌تدریج حتی صنعت چاپ را نیز تحت‌الشعاع محبوبیت فوق‌العاده‌ی خود قرار دهند؛ غافل از آنکه دنیای بی‌رحم فناوری، سرنوشت چندان خوشایندی را برای این دسته از دستگاه‌های قابل حمل تدارک ندیده است.

هواوی مدیاپد ام 5 پرو / MediaPad M5 Pro

امروزه با بزرگ‌تر شودن ابعاد گوشی‌های هوشمند، تبلت‌های کوچک محبوبیت گذشته را ندارند و محصولات بزرگ‌تر نیز عموما جامعه‌ی مخاطب بسیار محدودی دارند؛ البته در این بین اندروید به‌عنوان سیستم عاملی فراگیر به‌دلیل بهره‌نبردن از بهینگی کامل با فُرم‌فکتور تبلت، در کاهش محبوبیت این دستگاه‌ها بی‌تأثیر نبوده است. هم‌اکنون درصد قابل ملاحظه‌ای از بازار کوچک تبلت‌ها در اختیار محصولات اپل قرار دارد و پس از آن دو شرکت سامسونگ و هواوی، مدعیان این دو بازار استند. در ادامه با پارس تبلیغ همراه باشید تا به بررسی MediaPad M5 Pro، یکی از جدی‌ترین تلاش‌های هواوی برای رقابت با آیپد پرو و گلکسی تب اس بپردازیم.


تبلت مدیاپد M5 Pro توسط دفتر هواوی در ایران برای بررسی در اختیار پارس تبلیغ قرار گرفته است.

طراحی

در بازار روبه‌افولی که آیپد‌های اپل را به‌عنوان تنها یکه‌تازان خود می‌بیند، یافتن تبلت دیگری که توازن مناسبی بین کیفیت ساخت، توان پردازشی و قیمت ارائه دهد، مأموریت دشواری به‌نظر می‌رسد؛ در حقیقت با کنار گذاشتن محصولات گران‌قیمتی همچون آیپد پرو و سرفیس پرو، تنها گزینه‌های قابل اتکای دنیا تبلت‌ها به‌دست دو شرکت هواوی و سامسونگ تولید می‌شوند. در حال حاضر تنها تبلت بالارده‌ای که شرکت چینی به بازار عرضه می‌کند، سری مدیاپد M5 است.

هواوی مدیاپد ام 5 پرو / MediaPad M5 Pro

مدیاپد M5 Pro تبلتی ۱۰.۸ اینچی با بدنه‌‌ی آلومینیومی یکپارچه است که تعدادی از المان‌های زبان طراحی آن، نظیر سطح تخت و لبه‌های انحنادار بدنه‌ی فلزی در کنار ترکیب رنگ طلایی پنل پشتی و حاشیه‌های سفید نمایشگر، ما را به یاد آیپد پرو می‌اندازد. MediaPad M5 Pro یکی از معدود تبلت‌های خوش‌ساخت و بالارده‌ی اندرویدی به‌حساب می‌آید که چینی‌ها با هدف رقابت با همتایان آمریکایی و کره‌ای خود را روانه‌ی بازار کرده‌اند. 

در پنل پشتی مدیاپد M5 Pro، آنچه بیش از همه خودنمایی می‌کند، برآمدگی دوربین در گوشه‌ی سمت راست و بالای تبلت و ردیفی از روزنه‌ها است که در لبه‌ی بالا و پایین دستگاه ایجاد شوده‌اند و در پسِ خود از چهار اسپیکر میزبانی می‌کنند؛ البته در لبه‌ی پایین مدیاپد M5 Pro سه پین مربوط به اتصال کیبورد فیزیکی نیز به چشم می‌خورند؛ خاطرنشان می‌کنیم که این کیبورد همراه تبلت ارائه نمی‌شود و پارس تبلیغ نیز آن را برای بررسی در اختیار نداشت.

هواوی مدیاپد ام 5 پرو / MediaPad M5 Pro

سرفیس پرو با پایه‌ی مشهور خود موسوم به کیک‌استند، می‌تواند گزینه‌ای ایده‌آل برای استفاده به‌عنوان تبلت Productivity باشود، چرا که می‌توان این دستگاه را به‌لطف کیک‌استند روی هر سطحی قرار داد و به تولید محتوا با آن پرداخت؛ اما نه آیپد، سری گلکسی تب اس و نه مدیاپد M5 Pro از چنین پایه‌ای بهره‌مند نیستند و از کیبورد فیزیکی به‌عنوان پایه استفاده می‌کنند که بی‌شک پایداری و کارایی آن در حد کیک‌استند مایکروسافت نیست.

هواوی کلیدهای کنترل صدا، پاور، درگاه سیم‌کارت / کارت حافظه و پورت USB Type-C را در لبه‌ی سمت راست مدیاپد M5 Pro قرار داده و پورتی را برای جک ۳.۵ میلی‌متری هدفون در نظر نگرفته است. اگرچه کلیدهای فیزیکی تبلت بازخورد مناسبی دارند؛ اما قرارگیری هرسه کلید، کنار هم در دستگاه به‌بزرگی مدیا‌پد M5 Pro باعث می‌شود تا اجرای دستورات ترکیبی، نظیر ثبت اسکرین‌شات کمی چالش‌برانگیز باشود.

هواوی مدیاپد ام 5 پرو / MediaPad M5 Pro

۷۶.۱ درصد از نمای جلوی MediaPad M5 Pro را نمایشگری ۱۰.۸ اینچی با نسبت تصویر ۱۶:۱۰ به خود اختصاص داده که از اطراف به حاشیه‌هایی نسبتا باریک با ضخامت یکسان ختم می‌شود و روی سطح آن را پوششی از نوع شیشه‌ی ۲٫۵D پوشش داده است تا بدین ترتیب، شیشه‌ و فلز در لبه‌های دستگاه، به‌لطف انحنای نمایشگر، پیوند مناسبی داشته باشند. در حالت افقی، حسگر انگشت مدیاپد در حاشیه‌ی سمت چپ نمایشگر، دوربین سلفی در حاشیه‌ی بالا و لوگوی هواوی نیز در حاشیه‌ی پایین آن قرار دارند.

اگرچه هواوی سعی دارد با قرار دادن حسگر اثر انگشت در حاشیه‌ی سمت چپ نمایشگر، سعی دارد تا مدیاپد را به‌عنوان دستگاهی مناسب برای استفاده در حالت عمودی معرفی کند؛ اما واقعیت آن است که نمایشگر ۱۶:۱۰ این دستگاه و کشیدگی آن، تجربه‌ی کاربری در حالت عمودی را بسیار عجیب و ناخوشایند می‌کند. ما تصور می‌کنیم که ۴:۳، نسبت تصویر ایده‌آل برای کاربری یادشوده محسوب می‌شود. بدین ترتیب، مدیاپد M5 Pro در کاربری‌های افقی و تماشای ویدیو می‌تواند گزینه‌ی بهتری باشود.

مدیاپد M5 Pro تنها در یک رنگ طلایی با حاشیه‌های سفید نمایشگر روانه‌ی بازار می‌شود و خاطرنشان می‌کنیم که مانند سایر تبلت‌های تجاری موجود در بازار، هیچ‌کدام از استاندارد‌های IP را نیز دریافت نکرده است؛ از این رو نمی‌توان به مقاومت آن در برابر آب و گردوغبار اتکا داشت. 

نمایشگر

نمایشگر بزرگ اصلی‌ترین دلیل خرید یک تبلت و برتری آن در برخی کاربری‌ها نسبت به موبایل‌های اندرویدی است. مدیاپد ام ۵ پرو همانند بسیاری از تبلت‌های این سری به نمایشگری با نسبت تصویر ۱۸ به ۹ مجهز شوده است که گزینه‌ای مناسب برای تماشای فیلم و محتوا در حالت افقی است. همانطور که از یک تبلت پرمیوم انتظار داشتیم هواوی رزولوشن ۲K معادل ۲۵۶۰ در ۱۶۰۰ را برای نمایشگر ۱۰.۸ اینچی M5 Pro درنظر گرفته است؛ این رزولوشن و ابعاد، تراکم ۲۸۰ پیکسل بر اینچ را به همراه دارد که برای یک تبلت عدد مناسبی محسوب می‌شود؛ تصاویر در این نمایشگر شارپ استند و مرز پیکسل‌‌ها در فواصل عادی استفاده از دستگاه آزاردهنده نخواهد بود.

هواوی مدیاپد ام 5 پرو / MediaPad M5 Pro

چینی‌ها از پنل IPS در تبلت بالارده‌ی خود استفاده کرده‌اند و این مساله با توجه به تولید اندک نمایشگرهای اولد در چنین سایزهایی منطقی به نظر می‌رسد؛ سامسونگ تنها شرکتی است که به طور گسترده از نمایشگرهای اولد در تبلت‌های خود استفاده می‌کند. با توجه به افول دنیای تبلت‌های در سال‌های اخیر به نظر نمی‌رسد که در آینده‌ی نزدیک شاهد تولید انبوه پنل‌های اولد برای تبلت‌ها و اقتصادی‌ شودن استفاده از آن در این گجت‌ها باشیم. اولین چیزی که در نگاه اول به نمایشگر ال‌سی‌دی ام ۵ پرو نظر شما را جلب خواهد کرد، روشنایی نه چندان مناسب آن است؛ این مساله در تبلت‌های میان‌رده قابل قبول است ولی انتظار از یک محصول پرمیوم بالاتر است.

 مدیاپد ام ۵ در تست روشنایی و کنتراست معیار ما که با الگوی شطرنجی (۵۰ درصد سفید و ۵۰ درصد مشکی) انجام می‌شود روشنایی حداکثر ۲۶۰ نیت را به ثبت رساند که در بهترین حالت متوسط ارزیابی می‌شود؛ فعال کردن حالت تنظیم خودکار تاثیر ملموسی روی روشنایی ندارد؛ روشنایی نمایشگر در تست ۱۰۰ فضای سفید نیز ۳۳۰ نیت اندازه‌گیری شوده که باز هم به نزدیک به رقبا نیست. خوشبختانه رنگ مشکی عمق قابل‌قبولی در ام ۵ پرو دارد و همین مساله باعث شوده است تا کنتراست Native نمایشگر ب ۱۰۳ برسد؛ همانطور که در جدول زیر نیز مشخص است، این کنتراست در برابر عملکرد درخشان آیپد پرو ۱۰.۵ اینچی اپل در این بخش حرفی برای گفتن ندارد. چینی‌ها از الگوریتم بهبود کیفیت تصویر ClariVu بهره گرفته‌اند که با تشخیص فریم‌های ناواضح و از دست رفتن کنتراست در تصاویر به ارائه‌ی تجربه‌ی بصری بهتر کمک می‌کند.

عملکرد نمایشگر محصولات بالارده
محصول / پارامترها حداقل روشنایی حداکثر روشنایی دستی حداکثر روشنایی خودکار نسبت کنتراست Native خطای رنگ میانگین
سفید مشکی سفید مشکی سفید حالت استاندارد دقیق‌ترین حالت
مدیاپد M5 Pro ۱٫۹ ۲٫۵۳ ۲۶۰ ۲٫۵۰ ۲۶۰ ۱۰۳ ۳٫۱ ۳٫۱ (Normal)
آیفون XS Max ۲٫۴ ۰ ۹۴۰ ۰ ۹۴۰ ۱٫۹ ۱٫۹
موتو زد ۲ فورس ۱۲٫۳ ۰ ۶۰۵ ۰ ۷۷۰ ۳٫۹ ۳٫۶ (Vibrant)
گلکسی نوت ۹ ۲٫۳ ۰ ۵۸۰ ۰ ۱۰۲۳ ۶٫۳ ۲٫۷ (AMOLED photo)
وان پلاس ۶ ۲٫۶ ۰ ۶۹۴ ۰ ۱۰۴۰ ۷ ۲٫۷ (DCI-P3)
اکسپریا ایکس‌زد ۲ کامپکت ۵ ۲٫۱۵ ۶۰۰ ۲٫۱۳ ۶۰۰ ۲۸۰٫۵ ۴٫۳ ۴٫۳ (Standard Mode)
پیکسل ۲ ایکس‌ال ۵ ۰ ۵۹۷ ۰ ۵۹۷ ۲٫۸ ۲٫۲ (Natural)
پی ۲۰ پرو ۳٫۴۲ ۰ ۵۶۵ ۰ ۸۱۳ ۱٫۳ ۱٫۳ (Normal Mode)
گلکسی اس ۹ پلاس ۲٫۲ ۰ ۶۲۵ ۰ ۱۰۴۳ ۶٫۶ ۱٫۸ (AMOLED photo)
گلکسی اس ۹ ۲٫۴ ۰ ۶۴۵ ۰ ۱۱۱۵ ۶٫۸ ۱٫۸ (AMOLED photo)
وان پلاس ۵تی ۲٫۵ ۰ ۶۴۳ ۰ ۶۴۴ ۷٫۱ ۲٫۱ (sRGB Mode)
گلکسی اس ۸ پلاس ۲۰۱۸ ۲٫۵۳ ۰ ۵۶۸ ۰ ۷۹۵
گلکسی ای ۸ ۲۰۱۸ ۲٫۶۰ ۰ ۵۷۰ ۰ ۷۶۳
آنر ۹ ۲٫۴۸ ۳٫۸۷ ۴۷۹ ۳٫۸۷ ۴۸۰ ۱۲۴
میت ۱۰ پرو ۲٫۲۶ ۰ ۶۰۵ ۰ ۸۵۰ ۳٫۴
نوکیا ۸ ۱٫۸۱ ۱٫۱۱ ۵۵۲ ۱٫۱۳ ۵۵۹ ۴۹۷
آیفون ۱۰ ۲٫۴۳ ۰ ۷۵۰ ۰ ۹۳۰ ۲٫۴ ۲٫۴
میت ۱۰ ۱٫۲۷ ۳٫۱۷ ۳۱۵ ۳٫۹۳ ۵۰۲ ۱۲۷ ۶ ۶ (Normal Mode)
آیفون ۸ ۲٫۵۶ ۱٫۸۴ ۵۵۰ ۱٫۹۵ ۶۵۸ ۳۳۷
آیفون ۸ پلاس ۲٫۲۶ ۱٫۶۴ ۵۲۹ ۱٫۸۷ ۶۲۹ ۳۳۶
اکسپریا ایکس‌زد وان ۵٫۲ ۱٫۰۳ ۴۳۲ ۱٫۱ ۴۷۳ ۴۳۰ ۲٫۹ ۲٫۹ (Standard Mode)
ال‌جی وی ۳۰ ۳٫۷۱ ۰ ۵۹۱ ۰ ۷۰۶ ۵٫۳
گلکسی نوت ۸ ۲٫۸۵ ۰ ۷۳۸ ۰ ۱۰۷۴ ۲٫۳
آیپد پرو ۱۰٫۵ ۲٫۵۲ ۰٫۶۳ ۴۸۰ ۱٫۰۶ ۵۷۱ ۵۳۸

*کلیه‌ی نتایج بدست آمده حاصل از آزمایش‌های پارس تبلیغ در شرایط یکسان آزمایشگاهی است.

ما در پارس تبلیغ همواره روشنایی حداقلی نمایشگر محصولات هواوی را ستوده‌ایم و این مساله در مورد مدیاپد ام ۵ پرو نیز صدق می‌کند. روشنایی ۱.۹ نیتی نمایشگر این تبلت در کنار قابلیت «Eye Comfort» که برای فیلتر کردن نور آبی استفاده می‌شود، تجربه‌ی خوبی در استفاده از تبلت در محیط‌های کم‌نور به همراه دارد.؛ امکان زمان‌بندی و تعیین دمای رنگ فیلتر نیز در این قابلیت در نظر گرفته شوده است. خوانایی نمایشگر زیر نور خورشید با توجه به روشنایی نه چندان بالای آن ایده‌آل نیست و ما نمونه‌های اولد را همچنان بهترین‌های این بخش می‌دانیم.

اگر از علاقه‌مندان به رنگ‌های اشباع باشید قطعا غلطت رنگ‌ها به خصوص در حالت Vivid شما را راضی خواهد کرد. هواوی امکان انتخاب دو حالت رنگ «Normal» برای رنگ‌های طبیعی‌تر و حالت «Vivid» برای ارائه‌ی رنگ‌های غلیظ‌تر را در اختیار کاربر قرار داده است؛ حالت Vivid پوشش فضای رنگی را تا حد زیادی بهبود می‌دهد به طوری که با انتخاب این حالت پوشش فضای رنگی DCI-P3 از ۷۴.۲ درصد به ۸۹.۶ درصد افزایش پیدا می‌کند. ام ۵ پرو در حالت‌های Normal و Vivid به ترتیب ۹۵.۴ و ۹۹.۹ درصد از فضای رنگی sRGB را پوشش می‌دهد. عملکرد این تبلت بالارده‌ی چینی‌ها را در بحث فضای رنگی مناسب ارزیابی می‌کنیم به طوری که هم علاقه‌مندان رنگ‌های طبیعی را راضی خواهد کرد و هم دل طرفداران رنگ‌های اشباع را به دست خواهد آورد.

مدیاپد M5 پرو در آزمایش دقت رنگ ما موفق ظاهر شود به طوری که در حالت‌‌های رنگی متناسب با فضای رنگی آن‌ها خطای ۳.۱ را ثبت کرد که عددی مناسب در دنیای تبلت‌ها محسوب می‌شود. میانگین خطا در حالت‌های دیگر نیز زیر ۵ است که نشان از عمکرد خوب هواوی در این بخش دارد. رنگ سفید در این تبلت در هر دو حالت رنگی کمی سرد‌تر از سفید معیار نمایش داده می‌شود؛ البته کاربران به لطف اسلایدر دو بعدی دمای رنگ موجود در تنظیمات نمایشگر قادر به کالیبره کردن نمایشگر به صورت دستی نیز خواهند بود. در پایان این بخش باید گفت که نمایشگر ام ۵ پرو بهترین چیزی نیست که در تبلت‌های بالارده دیده‌ایم اما تجربه‌‌ای ارائه شوده هنوز هم برای بسیاری از کاربران لذت‌بخش است.

اسپیکر

بی‌شک یکی از مهم‌ترین نقاط قوت مدیاپد M5 Pro به سیستم شنیداری آن بازمی‌گردد. تبلت چینی‌ها برای ارائه‌ی یک تجربه‌ی صوتی بی‌نقص به‌کاربر، از چهار اسپیکر بهره می‌برد که در دو لبه‌ی بالا و پایین پشت دستگاه قرار گرفته‌‌اند. مدیاپد ۱۰.۸ اینچی هواوی از صدای Hi-Res پشتیبانی می‌کند و اسپیکرهای آن توسط هارمان کاردن تنظیم شوده‌اند تا بدین ترتیب صدایی عاری از نویز و اعوجاج را در هر شودت صدایی ارائه دهند و تبلت به‌لطف آمپلی‌فایرهای داخلی، تجربه‌ی صوتی بسیار مناسبی را برای کاربر به‌ارمغان آورد. چینی‌ها مدعی استند بدنه‌ی دستگاه نیز به‌لطف طراحی آکوستیک خود، نقش مهمی در تولید مناسب صدا دارد.

هواوی مدیاپد ام 5 پرو / MediaPad M5 Pro

هواوی در کنار موارد یادشوده، فناوری صوتی Histen را نیز در مدیاپد M5 pro به‌کار گرفته است تا بدین ترتیب کاربر علاوه‌بر آنکه قادر به تنظیم کیفیت صدای خروجی از طریق یک اکولایزر ۱۰ خطی باشود، بتواند صدای سه‌بعدی مجازی را نیز در سه‌حالت Near ،Front و Wide برای داشتن حس حضور در یک سالن کنسرت تجربه کند. متاسفانه تبلت پریمیوم هواوی از جک ۳.۵ میلی‌متری بی‌بهره است و برای اتصال هدفون‌های شخصی خود باید به دانگل USB-C به جک ۳.۵ میلی‌متری موجود در جعبه‌ی محصول متکی باشید.

مدیاپد M5 Pro به‌لطف اسپیکرهای چهارکاناله‌ی خود، تجربه‌ی فوق‌العاده‌ای را در هر حالتی اعم از تماشای ویدیو، اجرای بازی یا پخش موسیقی برای کاربر به ارمغان می‌آورد و همین موضوع می‌تواند تبلت چینی‌ها را به گزینه‌ای توانمند در بحث سرگرمی بدل کند.

نرم‌‌افزار و رابط کاربری

مدیاپد M5 Pro به‌صورت پیش‌فرض با اندروید اوریو ۸.۰ و رابط کاربری اختصاصی EMUI 8 هواوی روانه‌ی بازار شوده است؛ البته با گذشت پنج ماه از آغاز عرضه، چینی‌ها برای این تبلت به‌روزرسانی بزرگی را منتشر نکرده‌اند. سیستم‌عامل اندروید داخل تبلت‌ها حس‌وحال چندان متفاوتی با گوشی‌های هوشمند ندارد؛ این موضوع در مورد مدیاپد جدید هواوی نیز صدق می‌کند و در نگاه نخست، گویی با یک فبلت غول‌پیکر از برند Huawei طرف استیم. 

رابط کاربری مدیاپد

درست‌مانند تمام گوشی‌های هوشمند هواوی با رابط کاربری EMUI، مواردی مانند میان‌برهای لاک‌اسکرین، امکان تغییر دادن پوسته، اضافه‌ یا حذف‌کردن اپ‌دراور، استفاده‌ی هم‌زمان از دو حساب کاربری در اپلیکیشن‌هایی مانند واتس‌اپ با قابلیت App Twin و حذف نور آبی از نمایشگر با قابلیت Eye Comfort در تبلت مدیاپد M5 Pro در دسترس استند.

اغلب اپلیکیشن‌های اندروید و هواوی از جمله گالری، در مدیاپد، رابط کاربری متفاوتی با نسخه‌ی موجود در گوشی‌های هوشمند ندارند و صرفا محتوا در ابعاد بزرگ‌تری نمایش می‌دهند؛ اما یکی از موارد استثنا در این زمینه، منوی تنظیمات MediaPad M5 Pro است که داخل آن، دسته‌بندی تنظیمات در یک ستون و محتوای داخل هرکدام از دسته‌ها به‌صورت هم‌زمان در ستون دیگر نمایش داده می‌شود. 

به‌لطف ابعاد بزرگ و نسبت تصویر ۱۶:۱۰ نمایشگر مدیاپد، توانایی اندروید در اجرای دو اپلیکیشن کنار هم، کارایی بیشتری نسبت به گوشی‌های هوشمند خواهد داشت؛ به‌عنوان مثال می‌توان در حالت افقی، یک پنجره را برای پخش ویدیو در نظر گرفت و در پنجره‌ی دوم به‌صورت هم‌زمان به وب‌گردی پرداخت؛ البته در مقایس گسترده‌تر، نبود قابلیت سودمند درگ اند دراپ، از کارایی اجرای هم‌زمان دو اپلیکیشن می‌کاهد.

رابط کاربری مدیاپد

بی‌شک استفاده از تبلتی غول‌پیکر مانند مدیاپد ۱۰.۸ اینچی هواوی، گاهی چالش‌برانگیز خواهد بود، چینی‌ها با علم به این موضوع، امکان جابه‌جا کردن محل کلیدها در نوار ناوبری به سمت چپ، بخش میانی و سمت راست نوار را به این تبلت اضافه‌ کرده‌اند، بدین ترتیب در شرایط مختلف استفاده از دستگاه، با سوایپ کردن روی نوار ناوبری، می‌توان کلیدهای نرم‌افزاری را به محلی مناسب جابه‌جا کرد.

علاوه‌بر امکان تغییر موقعیت کلیدهای ناوبری، می‌توان چینش آن‌ها را نیز تغییر داد یا کلید چهارمی را برای نمایش بخش اعلان‌ها اضافه کرد. مدیاپد M5 Pro امکان استفاده از حسگر اثر انگشت و اجرای ژست‌های مختلف روی آن را به‌عنوان جایگزینی برای کلیدهای نوار ناوبری در اختیار کاربر قرار می‌دهد که البته این قابلیت کمی گیج‌کننده است و عادت‌کردن به آن مستلزم صرف زمان بسیاری خواهد بود. هواوی داک شناور را نیز به‌عنوان راهکاری دیگری برای دسترسی راحت کاربر به عمکلردهای نوار ناوبری ارائه می‌دهد.

هواوی برای نزدیک‌تر کردن تجربه‌ی کاربری تبلت خود به سطح کامپیوترهای مرسوم، رابط کاربری دسکتاپی را نیز با نام EMUI Desktop‌ برای تبلت ۱۰.۸ اینچی خود در نظر گرفته است که از طریق بخش اعلان‌ها می‌توان به آن دسترسی داشت. با فعال‌سازی حالت، محیطی روی تبلت اجرا می‌شود که جای‌جای آن ما را به یاد ویندوز می‌اندازد، حتی تصویر پس‌زمینه‌ی پیش‌فرض آن نیز شباهت بسیاری به پس‌زمینه‌ی مشهور ویندوز XP‌ دارد.

در محیط دسکتاپ، نوار تسک‌باری نیز وجود دارد که در گوشه‌ی سمت چپ آن، کلیدی قرار دارد که نقشی مشابه کلید ویندوز را در سیستم‌عامل ویندوز ۱۰ ایفا می‌کند و با لمس‌کردن آن، می‌توان به مجموعه‌ی اپلیکیشن‌های سازگار با محیط دسکتاپ تبلت دسترسی داشت؛ مجموعه‌ای که در کمال تعجب، اپلیکیشن‌های مهمی مانند جیمیل، یوتیوب، پلی‌استور، اینستاگرام (در صورت نصب‌بودن روی تبلت) یا حتی اپلیکیشن تماس پیش‌فرض هواوی را در بطن خود ندارد. درگوشه‌ی سمت راست تسک‌بار نیز دسترسی به نوار ناوبری، ساعت و تقویم، کیبورد و قسمت اعلان‌ها تدارک دیده شوده است که با ساختاری شبیه به ویندوز در لبه‌ی سمت چپ نمایشگر ظاهر می‌شود.

هواوی مدیاپد ام 5 پرو / MediaPad M5 Pro

EMUI Desktop‌ اید‌ه‌ی بسیار خام و ناپخته‌ای است؛ گویی چینی‌ها صرفا می‌خواسته‌اند تا چیزی برای ارائه داشته باشند! هیچ یک از اپلیکیشن‌ها، حتی نمونه‌های اختصاصی هواوی، رفتار یکسانی ندارند، برخی از آن‌ها تنها با حالت تمام‌صفحه اجرا می‌شوند، برخی دیگر در پنجره‌ای کوچک به‌نمایش درمی‌آیند و امکان تغییر ابعاد‌ آن‌ها به هیچ‌وجه وجود ندارد، ضمن اینکه نمی‌توان اپلیکیشن‌ها را مانند آنچه از نسخه‌ی عادی اندروید سراغ داریم، کنار هم اجرا کرد. حالت دسکتاپ EMUI‌ امکان درگ اند دراپ مواردی همچون عکس را نیز به داخل اسناد یا اپلیکیشن‌های مرتبط دیگر نمی‌دهد.

در حالت کلی رابط کاربری EMUI قابلیت شگفت‌انگیزی را نسبت به آنچه پیشتر با گوشی‌های هواوی تجربه‌ کرده‌ایم به مدیاپد M5 Pro اضافه نمی‌کند، سیستم‌عامل اندروید نیز اگرچه در قیاس با روزهای نخست، اکنون سازگاری بهتری با تبلت‌ها دارد؛ اما باز هم تجربه‌ای هم‌سطح با iOS در آیپد ارائه نمی‌دهد. حالت دسکتاپ EMUI‌ اگرچه در ظاهر شباهت‌هایی به ویندوز دارد؛ اما به‌لحاظ کارایی، فرسخ‌ها از سیستم‌عامل محبوب مایکروسافت دور است.

قلم استایلوس

هواوی همراه با مدیاپد M5 Pro قلم استایلوسی را نیز ارائه می‌دهد که از آن با عنوان M Pen یاد می‌کند. قلم آلومینیومی M Pen با ساختار و وزن مناسب خود، به‌خوبی حس یک قلم واقعی را منتقل می‌کند، این قلم مانند رقبایی همچون اپل پنسل و سرفیس پن، از ۴۰۹۶ سطح فشار برخوردار است، ضمن اینکه از دو حالت کج‌نوشتن و سایه‌زنی نیز پشتیبانی می‌کند؛ البته به‌گفته‌ی چینی‌ها، دو حالت یادشوده تنها در برخی از اپلیکیشن‌ها در دسترس خواهند بود.

برخلاف راهکار نه‌چندان جالب توجه اپل برای شارژ قلم آیپد پرو، هواوی راهکار هوشمندانه‌ای را برای M Pen در نظر گرفته است. قلم استایلوس چینی‌ها از طریق پورت USB Type-C‌ در انتهای قلم شارژ می‌شود؛ البته این پورت پشت گیره‌ی M Pen پنهان می‌شود و تنها در صورت نیاز، می‌توان با چرخاندن گیره، به آن دسترسی داشت. چینی‌ها مدعی استند با یک بار شارژ، می‌توان تا ۵۰ روز از ام‌پن استفاده کرد.

هواوی مدیاپد ام 5 پرو / MediaPad M5 Pro

M Pen‌ دو کلید نیز در بدنه‌ی خود دارد که محل نامناسبی دارند و ممکن است در طول استفاده، چندین بار به‌اشتباه آن‌ها را فشار دهید. یکی از کلیدها به‌عنوان میان‌بری برای ثبت اسکرین‌شات با فُرم دلخواه عمل می‌کند و کلید دوم نقش کلیک چپ در کامپیوترهای شخصی را برعهده دارد که از آن می‌توان برای مواردی همچون اجرای اپلیکیشنی خاص، بدون نیاز به بلند کردن قلم از روی سطح نمایشگر استفاده کرد.

مدیاپد M5 Pro استفاده‌ی شما از قلم را تشخیص می‌دهد و در این حالت به‌صورت پیش‌فرض، برای نگارش محتوا، صفحه‌ی نوشتار دستی را به‌جای کیبورد اجرا می‌کند. در نمونه‌ی مورد بررسی ما از مدیاپد، تنها اپلیکیشن قلم‌محور موجود، MyScript Calculator بود که به کاربر اجازه می‌دهد تا محاسبات ریاضی ساده‌ای را با نگارش آن‌ها حل کند؛ اما ظاهرا در برخی از مناطق، نسخه‌ای از اپلیکیشن یادداشت‌برداری ۱۰ دلاری Nebo نیز به‌صورت پیش‌فرض داخل مدیاپد نصب می‌شود.

ما برای ارزیابی عمکلرد قلم، اپلیکیشن‌های OneNote، Google Keep‌ و Nebo Preview را به‌کار بردیم و تصور می‌کنیم که قلم هواوی با وجود طراحی جالب توجه خود، عملکردی در سطح سرفیس پن یا اپل پنسل ندارد و میزان تأخیر آن به‌اندازه‌ی رقبا پایین نیست.

دوربین

مدیاپد M5 Pro برای ثبت عکس به دوربین اصلی و سلفی ۱۳ و ۸ مگاپیکسلی اتکا دارد که هر دو در پس لنزهایی با دیافراگم F2.2‌ قرار دارند و همانند اغلب تبلت‌ها، هیچ‌کدام از دوربین‌های مدیاپد را نیز فلشی همراهی نمی‌کند. دوربین اصلی مدیاپد M5 پرو توانایی ثبت ویدیوهای ۴K با نرخ ۳۰ فریم‌برثانیه و فول اچ‌دی با نرخ ۶۰ فریم‌برثانیه را دارد، در حالی که دوربین سلفی تنها می‌تواند ویدیوها را به‌صورت اچ‌دی ضبط کند.

هواوی مدیاپد ام 5 پرو / MediaPad M5 Pro

رابط کاربری دوربین مدیاپد، تفاوتی با میان‌رده‌های هواوی ندارد و قابلیت‌هایی همچون عکاسی خودکار، عکاسی حرفه‌ای با امکان تغییر پارامترهای سنجش نور (Metering)، سطح ایزو (۱۰۰ تا ۱۶۰۰)، سرعت شاتر (۱/۴۰۰۰ تا ۸ ثانیه)، اکسپوژر، نوع فوکوس و تراز سفیدی، فیلم‌برداری خودکار و حرفه‌ای، HDR، عکاسی در شب و تایم‌لپس را در اختیار کاربر قرار می‌دهد.

گالری تصاویر نمونه‌ی دوربین مدیاپد M5 پرو

دوربین هیچ‌گاه جزو نقاط قوت تبلت‌ها نبوده است و این قاعده در مورد مدیاپد جدید هواوی نیز صدق می‌کند، تصاویر ثبت‌شوده با MediaPad M5 Pro در سطح گوشی‌های هوشمند امروزی نیست و چه از حیث سطح جزئیات چه گستره‌ی داینامیکی در سطح پایین‌تری قرار می‌گیرد؛ البته در هر صورت در موارد نادری ممکن است شما یک دستگاه ۱۰.۸ اینچی را از کوله‌ی خود برای ثبت عکسی از غذای خود خارج کنید!

بازده و عملکرد

وضعیت بازار تبلت‌ها به‌گونه‌ای است که شرکت‌های سازنده‌‌ی دستگاه‌های اندرویدی، تمرکز اندکی روی آن دارند و تبلت‌های پرچم‌دار خود را با تراشه‌ی بالارده‌ی سال‌های گذشته عرضه‌ می‌کنند؛ به‌عنوان مثال می‌توان به گلکسی تب اس ۳ سامسونگ در سال گذشته اشاره کرد که با پردازنده‌ی اسنپدراگون ۸۲۰ عرضه شود.

مشخصات فنی / تراشه کرین ۹۷۰ کرین ۹۶۰ کرین ۹۵۰
پردازنده‌ی مرکزی ۴ استه‌ی Cortex-A73 با فرکانس ۲.۴ گیگاهرتز
۴ استه‌ی Cortex-A53 با فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز
۴ استه‌ی Cortex-A73 با فرکانس ۲.۴ گیگاهرتز
۴ استه‌ی Cortex-A53 با فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز
۴ استه‌ی Cortex-A72 با فرکانس ۲.۳ گیگاهرتز
۴ استه‌ی Cortex-A53 با فرکانس ۱.۸ گیگاهرتز
واحد پردازش گرافیکی Mali-G72 MP12 Mali-G71 MP8 Mali-T880 MP4
واحد پردازش عصبی بله خیر خیر
پردازش محتوا دی‌کُد ۴K و ۶۰ فریم‌برثانیه با استاندارد HEVC & H.264 
ان‌کُد ۴K و ۳۰ فریم‌برثانیه با HDR10
ان‌کُد و دی‌کُد ۴K و ۳۰ فریم‌برثانیه با استاندارد HEVC & H.264
دی‌کُد ۴K و ۶۰ فریم‌برثانیه با استاندارد HEVC
دی‌کُد و ان‌کُد فول‌اچ‌دی با استاندارد H.264
دی‌کُد ۴K و ۶۰ فریم‌برثانیه با استاندارد HEVC
کنترلر حافظه ۴ کانال LPDDR4 ۲ کانال LPDDR4  ۲ کانال LPDDR4
مودم ال‌تی‌ایی LTE Cat 18 LTE Cat 12 LTE Cat 6
رابط فلش UFS 2.1 UFS 2.1 eMMC 5.1
فرایند ساخت ۱۰ نانومتر TSMC ۱۶ نانومتری FinFET ۱۶ نانومتری FinFET

هواوی نیز با پی گرفتن استراتژی مشابهی، مدیاپد M5 Pro را در سال ۲۰۱۸ با پردازنده‌ی ۱۶ نانومتری کرین ۹۶۰ معرفی کرد؛ پردازنده‌ای که برای نخستین بار، با معرفی میت ۹ در نوامبر سال ۲۰۱۶، پا به میدان گذاشت، این پردازنده با چهار استه‌ی پردازشی ۲.۴ گیگاهرتزی Cortex A73 و چهار استه‌ی ۱.۸ گیگاهرتزی Cortex A53 در کنار واحد پردازش گرافیکی Mali-G71 MP8 رقیب تراشه‌ی اسنپدراگون ۸۲۱ محسوب می‌شود.

هواوی مدیاپد ام 5 پرو / MediaPad M5 Pro

مدیاپد M5 Pro در کنار پردازنده‌ی کرین ۹۶۰ از ۴ گیگابایت حافظه‌ی رم و ۶۴ یا ۱۲۸ گیگابایت حافظه‌ی ذخیره‌سازی با قابلیت ارتقاء از طریق درگاه کارت حافظه‌ی microSD تا سقف ۲۵۶ گیگابایت بهره می‌برد. شما می‌توانید سرعت خواندن و نوشتن حافظه‌ی ذخیره‌سازی تبلت Huawei را در جدول زیر مشاهده کنید:

عملکرد حافظه‌ی ذخیره‌سازی ابزارهای موبایل پرچم‌دار
مدل‌ها / عملکرد نرخ خواندن ترتیبی
(مگابایت‌برثانیه)
نرخ نوشتن ترتیبی
(مگابایت‌برثانیه)
نرخ خواندن تصادفی
(مگابایت‌برثانیه)
نرخ نوشتن تصادفی
(مگابایت‌برثانیه)
مدیاپد M5 Pro ۲۷۶.۰۷ ۹۰.۶۵ ۲۷.۸۴ ۱۴.۸۳
موتو زد ۲ فورس ۷۰۵.۷۸ ۲۰۱.۹۲ ۱۵۹.۰۲ ۸۲.۳۵
گلکسی نوت ۹ ۸۱۷.۷۷ ۱۹۴.۹۲ ۱۳۱.۰۵ ۲۱.۴
وان‌پلاس ۶ ۷۲۳.۱۵ ۲۰۳.۶۹ ۱۳۴.۶۵ ۲۱.۹۷
اکسپریا ایکس‌زد ۲ کامپکت ۶۹۶.۸۹ ۱۹۴.۹۲ ۱۵۲.۷۳ ۱۶.۸۱
پیکسل ۲ ایکس‌ال ۷۲۹.۳۲ ۲۱۲.۹۲ ۱۷۶.۷۸ ۲۳.۶
هواوی پی ۲۰ پرو ۸۲۳.۹۳ ۱۹۳.۸ ۱۴۲.۲۱ ۱۵۵.۰۹
گلکسی اس ۹ پلاس ۸۲۰.۶۳ ۲۰۷.۱۷ ۱۳۱.۲۷ ۲۲.۶۸
گلکسی اس ۹ ۸۱۷.۹۴ ۲۰۵.۶۷ ۱۳۱.۱۲ ۲۳.۱۵
وان‌پلاس ۵‌تی ۷۵۰.۲۸ ۲۰۵.۴۱ ۱۳۶.۶ ۱۹.۴۸
آنر ۹ ۲۸۱.۷۲ ۹۷.۷۱ ۲۸.۳۸ ۱۳.۸۵
هواوی میت ۱۰ پرو ۸۳۵.۰۶ ۲۲۰.۹۶ ۱۷۵.۷۴ ۱۷۲.۶۲
نوکیا ۸ ۶۸۹.۱۷ ۲۰۴.۳۳ ۱۴۶.۷۲ ۱۴.۳۴
هواوی میت ۱۰ ۸۲۴.۰۵ ۲۰۶.۱۳ ۱۷۷.۴۷ ۱۵۷.۶۱
اکسپریا ایکس‌زد وان سونی ۶۷۶.۹۲ ۲۰۶.۴۹ ۱۵۷.۸۹ ۱۴.۸۱
ال‌جی وی ۳۰ ۶۸۱.۶۵ ۱۵۸.۳۶ ۷۱.۷۶ ۱۱.۱
اچ‌تی‌سی یو ۱۱ ۷۱۶.۴۱ ۱۶۲.۴۲ ۹۰.۹۵ ۶۵.۶۳
گلکسی نوت ۸ ۷۹۰.۸۶ ۲۰۳.۹۱ ۱۲۳.۶۶ ۱۴.۲
گلکسی اس ۸ پلاس ۷۷۲.۶۶ ۱۷۹.۱۱ ۱۲۲.۹۴ ۱۴.۸

*کلیه‌ی بنچمارک‌های ذکر شوده در این جدول توسط پارس تبلیغ اجرا شوده است.

پیش از این عملکرد تراشه‌ی Kirin 960 را روی دو گوشی هوشمند میت ۹ و پی ۱۰ بررسی کرده‌ایم و تا حدودی از وضعیت آن آگاهی داریم، حال بار دیگر در سال ۲۰۱۸ و با تبلت مدیاپد M5 پرو، این تراشه را با اجرای بنچمارک‌های مختلف زیر ذره‌بین قرار می‌دهیم. شما نتیجه‌ی حاصل را در جدول زیر مشاهده کنید:

*کلیه‌ی بنچمارک‌های ذکر شوده در این جدول توسط پارس تبلیغ اجرا شوده است.

با نگاهی به نتایج بنچمارک‌ها، به‌‌وضوح می‌توان ضعف تبلت پرچم‌دار هواوی را در برابر گوشی‌های بالارده‌ی حال حاضر و حتی تبلت آیپد پرو سال ۲۰۱۷ مشاهده کرد؛ اما باید توجه داشت که در دنیای اندروید، تولید تبلت‌ها در حالت کلی با جدیت چندانی دنبال نمی‌شود و در حقیقت کاربرد آن‌ها، مواردی همچون بازی‌های سنگین با گرافیک خیره‌کننده یا ویرایش فایل‌های ویدیویی رو دربرنمی‌گیرد. کاربران تبلت‌های اندرویدی عموما از این دستگاه‌ها برای تماشای ویدیو، وب‌گردی یا مطالعه و ویرایش اسناد استفاده می‌کنند؛ بنابراین پردازنده‌ی کرین ۹۶۰ برای چنین کاربردهایی کافی به‌نظر می‌رسد.

 ما در طول بررسی خود، متوجه کُندی یا لگ قابل توجهی در عملکرد MediaPad M5 Pro نشودیم و در حقیقت کاربری‌های یادشوده روی تبلت پرچم‌دار هواوی، تجربه‌ی مناسبی را برای ما به ارمغان آوردند. در کنار توان پردازشی مناسب، حافظه‌ی رم ۴ گیگابایتی دستگاه نیز، در اغلب مواقع، برای حفظ اپلیکیشن‌های در حال اجرا کافی به‌نظر می‌رسد.

باتری

صرف‌نظر از سیستم‌عاملی کارا، سخت‌افزاری قدرتمند و طراحی مناسب، یکی دیگر از پارامترهای مورد نیاز برای بدل‌شودن تبلت به گزینه‌ای جهت جایگزینی لپ‌تاپ‌های مرسوم، شارژدهی قابل اتکای باتری است. چینی‌ها برای دستیابی به این پارامتر، تبلت MediaPad M5 Pro را با یک باتری لیتیوم-یونی ۷۵۰۰ میلی‌آمپرساعتی همراه کرده‌اند و ادعا می‌کنند که چنین ظرفیتی می‌تواند برای «ساعت‌ها سرگرمی و بازی» کافی باشود.

هواوی مدیاپد ام 5 پرو / MediaPad M5 Pro

ما برای ارزیابی شارژدهی باتری مدیاپد جدید، طبق روال بررسی‌های پارس تبلیغ، ابتدا تست پخش فیلم HD را در شرایطی انجام دادیم که دستگاه در حالت هواپیما قرار داشت (قطع تمامی اتصالات بی‌سیم شامل دیتا، وای‌فای و بلوتوث)، روشنایی نمایشگر روی ۲۰۰ نیت تنظیم شوده و تبلت به‌صورت کامل شارژ شوده بود، در این تست مدیاپد M5 Pro به‌مدت ۶ ساعت و ۱۵ دقیقه ما را همراهی کرد که نسبت به رقیبی همچون آیپد پرو ۱۰.۵ اینچی با ۱۱ ساعت و ۴۵ دقیقه پخش فیلم، در جایگاه بسیار پایین‌تری قرار می‌گیرد.

محصول / تست نمایشگر باتری ویدیو GFXBench
Manhattan 3.1
PCMark
Work 2.0
GeekBench
ابعاد و رزولوشن میلی‌آمپرساعت ساعت Battery LifeTime
(min)
LongTerm Performance
(Frame)
ساعت امتیاز
مدت‌زمان
مدیاپد M5 Pro ۱۰.۸ اینچ
۱۶۰۰ × ۲۵۶۰ پیکسل
۷۵۰۰ ۶:۱۵ ۲۵۷.۲ ۷۸۱.۴ ۵:۴۴ ۴۶۸۶
۷:۵۵
آیفون XS Max ۶.۵ اینچ
۲۶۸۸ × ۱۲۴۲ پیکسل‌براینچ
۳۱۷۴ ۱۴:۳۱ ۲۷۳.۲۵ ۲۷۲۵
موتو زد ۲ فورس ۵.۵ اینچ
۲۵۶۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
۲۷۳۰ ۱۴:۲۵ ۲۲۷.۲ ۱۰۱۷ ۱۱:۰۸ ۴۰۷۸
۷:۱۳
گلکسی نوت ۹ ۶.۴ اینچ
۲۹۶۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
۴۰۰۰ ۱۴:۱۰ ۱۶۲.۴ ۱۶۱۹ Failed* ۴۳۰۰
۷:۱۰
وان‌پلاس ۶ ۶.۲۸ اینچ
۲۲۸۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۳۰۰ ۱۵:۵۰ ۱۸۱.۸ ۱۶۴۶ ۸:۰۳ ۴۰۵۳
۷:۰۸
اکسپریا ایکس‌زد ۲ کامپکت ۵.۰ اینچ
۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۲۸۷۰ ۱۰:۴۰ ۱۶۰.۷ ۲۴۴۲ ۸:۴۴ ۴۰۸۶
۷:۰۴
پیکسل ۲ ایکس‌ال ۶.۰ اینچ
۲۸۸۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
۳۵۲۰ ۱۲:۲۵ ۲۳۱.۷ ۹۹۳.۸ ۷:۵۹ ۵۲۵۷
۸:۵۳
هواوی پی ۲۰ پرو ۶.۱ اینچ
۲۲۴۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۴۰۰۰ ۱۴:۱۰ ۱۹۷.۴ ۹۳۳.۷ ۹:۱۹ ۳۳۵۰
۵:۳۵
گلکسی اس ۹ پلاس ۶.۲ اینچ
۲۹۶۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
۳۵۰۰ ۱۴:۱۷ ۱۸۷.۶ ۸۶۰.۷ Failed
گلکسی اس ۹ ۵.۸ اینچ
۲۹۶۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
۳۰۰۰ ۱۲:۳۰ ۱۵۴.۸ ۸۸۴.۷ ۶:۴۲
وان‌پلاس ۵تی ۶.۰۱ اینچ
۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۳۰۰ ۱۷:۱۳ ۱۴۰.۳ ۲۰۷۵ ۸:۳۴
آنر ۹ ۵.۱۵ اینچ
۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۲۰۰ ۱۱:۰۶ ۱۵۸.۳ ۱۰۲۴ ۶:۳۷
هواوی میت ۱۰ پرو ۶.۰ اینچ
۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۴۰۰۰ ۱۶:۴۰ ۲۲۶.۲ ۸۴۸.۲ ۸:۳۶
نوکیا ۸ ۵.۳ اینچ
۲۵۶۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
۳۰۹۰ ۱۰:۵۵ ۱۹۶.۸ ۱۰۴۲ ۸:۱۳
آیفون ۱۰ ۵.۸ اینچ
۲۴۳۶ × ۱۱۲۵ پیکسل
۲۷۱۶ ۱۴:۴۰ ۲۴۲.۲ ۱۵۶۱
هواوی میت ۱۰ ۵.۹ اینچ
۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۴۰۰۰ ۱۳:۱۶ ۹:۴۰
آیفون ۸ ۴.۷ اینچ
۱۳۳۴ × ۷۵۰ پیکسل
۱۸۲۱ ۹:۳۵ ۱۲۲ ۳۹۹۵
آیفون ۸ پلاس ۵.۵ اینچ
۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۲۶۹۱ ۱۳:۱۰ ۱۷۱ ۲۰۵۱
اکسپریا ایکس‌زد وان ۵.۲ اینچ
۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۲۷۰۰ ۱۱:۳۷ ۱۸۰.۳ ۱۶۱۰ ۶:۳۲
ال‌جی وی ۳۰ ۶.۰ اینچ
۲۸۸۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
۳۳۰۰ ۱۲:۳۰ ۲۳۷.۷ ۸۰۲.۳ ۸:۲۵
گلکسی نوت ۸ ۶.۳ اینچ
۲۹۶۰ × ۱۴۴۰ پیکسل
۳۳۰۰ ۱۳:۴۸ ۱۷۳.۱ ۸۳۳.۷ ۶:۴۱

*کلیه‌ی بنچمارک‌های ذکر شوده در این جدول توسط پارس تبلیغ اجرا شوده است.

تست‌های بعدی شامل اجرای آزمون‌های باتری GFXBench Manhattan 3.1 برای ارزیابی میزان شارژدهی و تعداد فریم‌های پردازش‌شوده پس از افت عملکرد، PCMark Work 2.0 برای سنجش شارژدهی در شرایطی مشابه کاربری‌های روزمره و تست باتری GeekBench‌ برای اندازه‌گیری میزان شارژدهی حین اجرای پردازش‌های سنگین و در حالت روشنایی پایین نمایشگر استند. خاطرنشان می‌کنیم که در تست‌های GFXBench و PCMark نیز روشنایی نمایشگر در حد ۲۰۰ نیت قرار دارد؛ اما به‌دلیل ماهیت تست GFXBench، اتصال به اینترنت در این تست باید برقرار باشود.

در حالت کلی تبلت پرچمدار هواوی اگرچه در زمینه‌ی پخش فیلم چندان توانمند ظاهر نمی‌شود؛ اما در کاربری‌های روزمره و ترکیبی، می‌تواند تا یک روز کاری شما را همراهی کند. چینی‌ها تبلت خود را همراه با یک شارژر سریع ۱۸ واتی (۹ ولت و ۲ آمپر) عرضه می‌کنند که برای شارژ کامل دستگاه به حدود ۳ ساعت زمان نیاز دارد.

جمع‌بندی

در شرایطی که به‌سختی می‌توان در دنیای اندروید تبلت کامل و بی‌نقصی را یافت، مدیاپد M5 Pro با بدنه‌ی فلزی و خوش‌ساخت، نمایشگر دقیق با رزولوشن بالا، اسپیکرهای فوق‌العاده و مشخصات فنی مناسب، حداقل از حیث سخت‌افزاری یکی از محتمل‌ترین کاندیدها برای دستیابی به عنوان یادشوده محسوب می‌شود؛ البته مانند هر محصول دیگری، Media M5 Pro نیز نقص‌هایی دارد که از جمله‌ی مهم‌ترین آن‌ها می‌توان به مواردی همچون نسبت تصویر نامناسب ۱۶:۱۰، جایگیری غیرارگونومیک کلیدهای سخت‌افزاری و صدالبته رابط کاربری نه‌چندان مناسب و بهینه‌ی آن برای تبلت‌ها اشاره کرد.

هواوی مدیاپد ام 5 پرو / MediaPad M5 Pro

نسبت تصویر نمایشگر مدیاپد M5 Pro از آن دستگاهی مناسب برای استفاده در حالت دسکتاپ، به‌صورت افقی بدل می‌سازد و تجربه‌ای آزاردهنده و نامأنوس از کاربری در حالت پرتره یا عمودی به‌جای می‌گذارد. اگرچه هواوی حتی با محل لوگوی خود روی حاشیه‌ی نمایشگر نیز به ما فُرم «استاندارد» استفاده از تبلت خود را اشاره می‌کند؛ اما رابط کاربری آن به هیچ‌وجه امکان استفاده از تمام پتانسیل این محصول را نمی‌دهد، ما تجربه‌ی خوشایندی از EMUI Desktop نداشتیم و حالت عادی این رابط کاربری نیز برای یک تبلت، ویژگی‌های منحصربه‌فردی را به‌ارمغان نمی‌آورد. در حالت کلی ما مدیاپد ۱۰.۸ اینچی هواوی را گزینه‌ای مناسب برای تماشای فیلم، پخش موسیقی با اسپیکرهای قدرتمند آن و مطالعه‌ی اسناد می‌دانیم و آن را در قامت دستگاهی نمی‌بینیم که توانایی جایگزینی لپ‌تاپ را حداقل در کاربری‌های اداری و سبک داشته باشود.

نکات مثبت

  • اسپیکرهای فوق‌العاده قدرتمند
  • کیفیت ساخت مطلوب
  • عرضه‌ی قلم به‌همراه تبلت
  • نمایشگر با رزولوشن بالا و دقت رنگ مناسب

نکات منفی

  • نسبت تصویر نامناسب نمایشگر برای کاربری به‌صورت عمودی
  • جایگیری بسیار بد کلیدهای کنترل صدا و پاور
  • روشنایی پایین نمایشگر

ادامه‌ی پست

جدیدترین تصاویر بازی Spider-Man، طراحی‌های ابتدایی آن را نمایش می‌دهند

جدیدترین تصاویر بازی Spider-Man، طراحی‌های ابتدایی آن را نمایش می‌دهند – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه

















ادامه‌ی پست

بررسی بازی Call of Duty: Black Ops 4

Call of Duty: Black Ops 4، جدید‌ترین نسخه کالاف دیوتی، با تغییرات زیادی نسبت به نسخه‌های قبلی همراه شوده است. اما این تغییرات، چه تاثیری روی کیفیت کلی بازی داشته‌اند؟ با پارس تبلیغ همراه باشید. 

برخی بازی‌ها آنقدر برای‌مان خاطره‌انگیز و دوست‌داشتنی استند که حتی اگر گاهی عملکرد پر و فراز و نشیبی هم داشته باشند، باز بتوانیم برای انتشار سالیانه آن‌ها لحظه‌شماری کنیم و سری کالاف دیوتی هم یکی از همین مجموعه‌ها است؛ مجموعه‌ای قدیمی که بارها، ما را به دل نبرد‌هایی فراموش‌نشودنی برده و این بار در آخرین ایستگاهش تا به امروز، به Call of Duty: Black Ops 4 رسیده است؛ تجربه‌ای که البته در مقایسه با نسخه‌های قبلی مجموعه، تغییرات زیادی داشته است و حتی یکی از بخش‌هایی را که در بهترین نسخه‌های مجموعه جزو نقاط قوت آن بوده، حذف کرده است. اما آیا این تغییرات در نهایت به ضرر بازی تمام شوده‌اند یا اینکه نه، Black Ops 4 هنوز هم تجربه ارزشمندی است؟ در ادامه، به این سوال‌ها جواب خواهیم داد و بخش‌های مختلف بازی را بررسی خواهیم کرد. اما پیش از آن، دعوت می‌کنم تا بررسی ویدیویی بازی Call of Duty: Black Ops 4 را تماشا کنید:

دانلود ویدیو از آپارات | تماشا در یوتیوب

تغییرات به‌خودی خود، نه اتفاق مثبتی به‌شمار می‌روند و نه اتفاقی منفی استند. اگر صرفا بحث‌مان را محدود به بازی‌های ویدیویی کنیم، با یک بررسی اجمالی متوجه خواهیم شود که در طول تاریخ، مجموعه بازی‌هایی بوده‌اند که پس از یک تغییر منفی در نسخه جدیدشان، به کل شکست خورده و فراموش شوده‌اند و خب در طرف مقابل، برخی بازی‌ها یا حتی استودیو‌های بازی‌سازی را داشته‌ایم که پس از یک تغییر نگرش کلی، توانسته‌اند به تجربیاتی فراموش‌نشودنی تبدیل شوند. مثال بارز این قضیه هم اثری مثل Horizon Zero Dawn است که استودیو گوریلا گیمز پس از ساخت چند بازی شوتر، ریسک بزرگی در ساخت آن کرد، ولی این ریسک به بهترین شکل جواب داد و شاهد تولد یک IP بسیار دوست‌داشتنی بودیم. حال تری آرک که پیش از این سابقه ساخت سه نسخه از زیرمجموعه Black Ops کالاف دیوتی و البته نسخه World at War را داشته و انصافا هم در هر یک از این نسخه‌ها، حداقل در یک سری زمینه‌ها عملکرد خوبی داشته است، تصمیم گرفته تا در Black Ops 4، بخش داستانی را از بازی حذف کند؛ تصمیمی که از همان ابتدا هم موافقان و مخالفان زیادی داشت، اما خب با اینکه شخصا خیلی موافق این تصمیم نبودم، اما از یک طرف هم نبود بخش داستانی، در نهایت به نفع دیگر قسمت‌های بازی تمام شوده است. 

بررسی بازی Call of Duty: Black Ops 4

ماموریت‌های تک‌نفره بازی از نظر داستانی هیچ جذابیتی ندارند و صرفا ماموریت‌شان در آموزش ویژگی‌های هر کاراکتر را خوب انجام می‌دهند

البته Black Ops 4 کاملا هم فاقد ماموریت‌های تک‌نفره و داستانی نیست و سازندگان صرفا با هدف معرفی Specialist‌های بازی، مراحلی هرچند کوتاه برای هر کدام از آن‌ها تدارک دیده‌اند که دو هدف کلی را دنبال می‌کنند؛ اول معرفی قابلیت‌های به‌خصوص هر Specialist و دوم، ارائه یک پیش‌زمینه داستانی از هرکدام از این شخصیت‌ها. این مراحل، در انجام وظیفه اول‌شان موفق ظاهر می‌شوند و در آن‌ها می‌توانید به‌صورت کامل قابلیت‌های ویژه هرکدام از این شخصیت‌ها را یاد بگیرید و بدانید که در چه موقعیتی، باید از آن‌ها استفاده کنید. البته هوش مصنوعی ضعیف و عجیب دشمنان در این مراحل، گاهی صحنه‌های خنده‌داری به‌وجود می‌آورد. اما خب میان‌پرده‌هایی که در این قسمت به‌منظور ارائه پیش‌زمینه داستانی شخصیت‌ها نمایش داده می‌شوند، اصلا و ابدا آن کیفیتی را که باید ندارند و اطلاعات خاص و به‌دردبخوری هم از اینکه این شخصیت‌ها چه کسانی استند و چه هدفی دارند، ارائه نمی‌دهند. تری‌آرک سعی داشته تا با قرار دادن این مراحل، به‌نوعی خلا نبود بخش داستانی در بازی را پُر کند که خب خیلی در این امر موفق نبوده است و حداقل در مقایسه با سایر بخش‌های بازی، این مراحل کوتاه ارزش و کیفیت چندانی ندارند. 

پس قبل از اینکه به‌سراغ بخش‌های دیگر بازی برویم، اول باید این سوال را برای خودمان جواب بدهیم که آیا ما حاضر استیم یک کالاف دیوتی بدون بخش داستانی را دوست داشته باشیم یا اینکه نه، انتظار ما از این سری، نه محتویات چندنفره که بیش‌تر یک بخش داستانی جذاب و دوست‌داشتنی است که مثلا در نسخه‌هایی چون Modern Warfare یا همین قسمت‌های اول Black Ops تجربه کرده‌ایم؟ اگر جواب شما به این سوال منفی است، خب باید اعلام کنم که نبود بخش داستانی قطعا نا‌امید‌تان خواهد کرد، اما اگر نه، حس می‌کنید که کالاف دیوتی جدید بدون محتویات داستانی هم می‌تواند حرفی برای گفتن داشته باشود، پس بهتر است پیش‌داوری را کنار بگذاریم و به‌سراغ سایر بخش‌های بازی برویم که انصافا هم غنی و سرگرم‌کننده استند. 

بررسی بازی Call of Duty: Black Ops 4

یکی از ملاک‌های سنجش یک بازی، میزان محتوایی است که ارائه می‌کند و Call of Duty: Black Ops 4 در این زمینه کاملا سربلند است. حتی اگر مراحل کوتاه تک‌نفره بازی را هم به کل کنار بگذاریم، بخش‌های چندنفره، زامبی و بتل رویال بازی، آنقدر جذاب استند و آنقدر می‌توانند در طولانی‌مدت سرگرم‌کننده باشند که بتوان گفت Black Ops 4 نه یک تجربه کوتاه‌مدت، که اثری است که می‌توان حداقل چند ماهی با آن سرگرم شود. اولین قسمت از بخش‌های سه‌گانه بازی، قسمت چندنفره است که خب تری‌آرک، قبلا با Black Ops 3 ثابت کرده که می‌تواند در این زمینه، تجربه مناسبی خلق کند و خبر خوب اینکه تمام ویژگی‌های مثبت Black Ops 3 در این نسخه هم حفظ شوده‌اند و البته، شاهد یک سری ویژگی‌های جدید و جذاب دیگر هم استیم.

گان پلی بازی آنقدر نرم و روان است که هرگز از شلیک کردن با سلاح‌های بازی و از پا درآوردن دشمنان خسته نخواهید شود

یکی از لذت‌بخش‌ترین ویژگی‌های Black Ops 4 که نه فقط در بخش چندنفره که در کل بخش‌ها تاثیر آن حس می‌شود، گان پلی بسیار روان و نرم بازی است. در دست گرفتن انواع و اقسام سلاح‌ها از مسلسل‌های مختلف گرفته تا شات گان و حتی سلاح‌های اسنایپر و شلیک کردن به دشمنان، یک لذت غیر‌قابل وصف دارد که راستش را بخواهید، در کم‌تر اثر شوتر دیگری مشابه آن را تجربه کرده‌ام. سازندگان به‌خوبی حس و حال منحصر‌به‌فرد هر اسلحه را شبیه‌سازی کرده‌اند و جدا از آن، حتی حس برخورد تیر سلاح شما به بدن دشمنان هم به شکل لذت‌بخشی طراحی شوده است و همین باعث می‌شود تا از شلیک کردن با سلاح‌های بازی و از پا درآوردن دشمنان در آن، اصلا و ابدا خسته نشوید. جدا از این، بازی در بخش چندنفره، حالت‌های بازی مختلفی ارائه می‌دهد که از صرفا کشت و کشتار گرفته تا تصرف نقطه‌ای خاص را شامل می‌شوند. حالت‌هایی مثل Team Death Match از نسخه‌های قبلی در این قسمت هم حضور دارند و در کنار آن‌ها، شاهد حالت جدید Control استیم که در آن دو تیم، به نوبت باید از دو نقطه دفاع یا به آن حمله کنند. همچنین یک حالت جالب دیگر به نام Heist هم داریم که در ابتدای آن، به‌سبک بازی Counter Strike، باید با پولی که دارید سلاح و تجهیزات خریداری کنید و سپس سعی کنید قبل از تیم حریف، محموله پول را بردارید و به نقطه تعیین‌شوده منتقل کنید. 

بررسی بازی Call of Duty: Black Ops 4

حالت‌های بخش چندنفره بازی، قابل قبول، کافی و جذاب استند و بازی کردن هرکدام از آن‌ها، می‌تواند سرگرم‌کننده باشود، اما مخصوصا پس از گذشت چند ساعت و پس از آنکه همه نقشه‌های بازی را که از قضا طراحی خیلی خوبی، چه از نظر بصری و چه از نظر طراحی خود مرحله دارند، تجربه کردید، کم کم این حس به سراغ‌تان می‌آید که جای خالی یک حالت خیلی خاص یا متفاوت که قبلا مشابه‌اش را در بازی‌های دیگر یا در نسخه‌های دیگر همین سری ندیده‌ایم، حس می‌شود؛ چرا که حالت‌های بازی، با وجود اینکه لزوما عینا شبیه به هم نیستند، اما گاهی شباهت زیادی به یکدیگر دارند. برای مثال در کنار Control، چند حالت دیگر هم داریم که هدف در آن‌ها، صرفا تصرف نقاط مختلف روی نقشه است. یا در طرف دیگر، حالت‌های Team Death Match و Kill Confirmed کاملا ساختار مشابهی دارند و تنها تفاوت، در این است که در Kill Confirmed باید پس از کشتن دشمنان، نشانی را که از آن‌ها به‌جا می‌ماند بردارید و از این طریق امتیاز کسب کنید. همین مساله هم باعث می‌شود تا مخصوصا در طولانی‌مدت، کمبود حالت‌های کاملا متفاوت و منحصر‌به‌فرد در بازی حس شود. 

 

اما خب جذابیت بخش چندنفره بازی، لزوما به حالت‌های آن مربوط نمی‌شود و عوامل دیگری هم در این مساله دخیل استند. یکی از اصلی‌ترین ویژگی‌های بازی، استه کلی گیم‌پلی آن است که در مقایسه با Black Ops 3، تغییرات مثبتی در آن اعمال شوده است. حذف احیای خودکار سلامتی، یکی از این تغییرات است که بازی را بیش از پیش به سمت واقع‌گرایانه‌تر شودن پیش برده است و البته سازندگان توانسته‌اند این تغییر را به شکل مثبتی به بازی اضافه کنند و به جز در حالت Heist که در آن آیتم احیای سلامتی را از ابتدا ندارید، در بقیه حالت‌ها نیازی به گشتن محیط برای پیدا کردن چنین آیتمی نیست و صرفا می‌توانید با زدن کلید L1 در مواقع نیاز، بخشی از سلامتی شخصیت‌تان را احیا کنید. این ویژگی باعث شوده است تا بازیکنان از هدف اصلی‌شان که کشتن بازیکنان تیم مقابل یا فرضا تصرف یک نقطه خاص است فاصله نگیرند و در به در در محیط به دنبال پیدا کردن آیتم نباشند و در نتیجه، این تغییر خللی در جذابیت بازی و کلیت آن وارد نکرده است. در Black Ops 3، شخصیت‌ها ویژگی‌هایی چون پرش‌های بسیار بلند یا راه رفتن روی دیوار‌ها داشتند که این موارد هم در Black Ops 4 حذف شوده‌اند و شاهد نبردی استیم که همیشه روی زمین در حال جریان است و همین مساله هم کمک شایانی به تاکتیکی‌تر شودن آن کرده و باعث شوده است تا موفقیت و پیروزی در جریان حالت‌های مختلف بازی، مبتنی بر همکاری تیمی (به‌استثنای حالت Free for All که تیمی نیست) و البته داشتن سرعت‌عمل باشود. 

حالت‌های بخش‌چندنفره بازی در شکل فعلی هم جذاب استند اما می‌توانستند متنوع‌تر هم باشند

علاوه بر این، Specialist‌ها هم نقش تعیین‌کننده‌ای در بخش چندنفره بازی ایفا می‌کنند و تری‌آرک به‌شکلی این کاراکتر‌ها را طراحی کرده است که بازی کردن با هرکدام از آن‌ها، حس و حال منحصر‌به‌فردی داشته باشود و همین مساله، ارزش تکرار بازی را تا حد خیلی زیادی بالا می‌برد؛ چرا که مخاطب، به مرور ترغیب می‌شود تا با سایر کاراکتر‌ها هم بازی کند و همین مساله وی را برای مدت طولانی‌تری درگیر بازی نگه می‌دارد. جدا از این، قابلیت‌های این کاراکتر‌ها به‌شکلی طراحی شوده‌اند که تا حدود زیادی، شاهد تعادل خوبی بین آن‌ها باشیم و نمی‌توان گفت که مثلا یکی از کاراکتر‌ها در مقایسه با دیگری قوی‌تر و بهتر است و همه کاراکتر‌ها قابلیت‌هایی دارند که در صورت استفاده درست، می‌توانند سرنوشت یک نبرد را به کلی عوض کنند. مورد بعدی که می‌تواند چنین نقشی در بازی ایفا کند، Scorestreak‌ها استند که در زمینه آن‌ها هم شاهد تنوع خوبی استیم و اگر بتوانید با کشتن متوالی دشمنان امتیاز لازم برای استفاده از آن‌ها را به‌دست بیاورید، می‌توانید مثلا باعث نابودی کل اعضای تیم حریف شوید. 

بررسی بازی Call of Duty: Black Ops 4

در نهایت مورد بعدی که نباید بررسی بخش چندنفره بازی را بدون اشاره به آن به پایان ببریم، بخش شخصی‌سازی و ارتقا غنی سلاح و کاراکتر است. بازی این امکان را به شما می‌دهد تا با بازی کردن قسمت چندنفره و بالا بردن سطح‌تان، به سلاح‌های جدیدی دسترسی داشته باشید و از آن طرف، با استفاده از یک سلاح و ارتقای سطح خود آن، امکانات جدیدی برایش به‌دست بیاورید. همچنین امکان شخصی‌سازی ظاهر سلاح و کاراکتر‌ها هم وجود دارد و در مجموع، سیستم پیشرفت بازی، به شکلی است که همیشه جوایزی برای‌تان در نظر گرفته است و همین باعث می‌شود تا حس نکنید که بازی کردن Black Ops 4 هیچ دستاوردی برای‌تان ندارد و عطش به‌دست آوردن سلاح‌های جدید یا ارتقا و شخصی‌سازی آن‌ها، یکی دیگر از مواردی است که باعث می‌شود ارزش تکرار و تجربه بازی، بالا باشود. در مجموع، تری‌آرک یک بار دیگر پس از Black Ops 3 ثابت کرده که ساخت یک بخش چندنفره خوب را بلد است و در این راه، با بهتر کردن فرمول قبلی خود و اعمال تغییراتی در آن، تجربه‌ای ارائه می‌کند که هم شودیدا رقابتی است، هم شودیدا سریع و هیجان‌انگیز است و هم مهارت‌های شخصی و همکاری تیمی شما را به‌چالش می‌کشود و در بیان ساده‌تر، هر آنچه را که از یک تجربه شوتر چندنفره که البته مقیاس بزرگی ندارد و با تعداد بازیکنان نسبتا کمی برگزار می‌شود، انتظار دارید،‌ در اختیارتان قرار می‌دهد و حال، نوبت شما است تا با در دست گرفتن سلاح‌های متنوع، وارد نقشه‌ها و حالت‌های مختلف این بخش شوید و مهارت‌هایتان در یک بازی شوتر اول‌شخص را به رخ حریف بکشید. 

بررسی بازی Call of Duty: Black Ops 4

Black Ops 4 علاوه بر بخش چندنفره، دو قسمت دیگر هم دارد که یکی از آن‌ها بخشی محبوب در چند نسخه اخیر کالاف دیوتی یا همان قسمت زامبی است. شاید زمانی که اولین بار قسمت زامبی به این مجموعه اضافه شود، کسی تصورش را نمی‌کرد که این موجودات از مرگ برگشته، بتوانند تا این حد در یک بازی شوتر اول‌شخص کاملا جدی، محبوب واقع شوند، اما خب بخش زامبی، در سال‌های اخیر قسمتی دوست‌داشتنی در مجموعه بوده و امسال جذاب‌تر و بهتر از همیشه برگشته است. هدف بخش زامبی سری کالاف دیوتی، ارائه یک تجربه Co-Op چهارنفره است که در آن، لزوم همکاری تیمی را با تمام وجود حس خواهید کرد و خب در Black Ops 4 این ویژگی با چند سناریو جدید همراه شوده است که حس و حال متفاوتی به این بخش داده‌اند. این سناریو‌ها بازیکنان را به محیط‌های مختلفی، از کشتی تایتانیک گرفته تا میدان نبرد گلادیاتور‌ها می‌برند و از حق نگذریم، بازی کردن هرکدام از این سناریو‌ها بی‌نهایت جذاب، چالش برانگیز و مملو از هیجان است. جدا از این، هر سناریو از نظر طراحی بصری محیط‌ها هم تجربه‌ای متفاوت به‌شمار می‌آید و البته، یک سری ماموریت هم به‌تان محول می‌کند که در کنار کشتن زامبی‌ها، باید آن‌ها را هم انجام بدهید. 

بخش زامبی در عین حال که تجربه‌ای چالش‌برانگیز است، به حد کافی مفرح و سرگرم‌کننده هم ظاهر می‌شود

چیزی که بخش زامبی را جذاب‌تر می‌کند، اولا وجود همان سیستم پیشرفتی است که مشابه‌اش را در قسمت چندنفره هم داریم و جدا از آن، وجود قابلیت‌های ویژه‌ای است که انتخاب کلاس‌های مختلف، برای‌تان به‌ارمغان می‌آورد و پس از شارژ شودن قابلیت، می‌توانید با زدن همزمان کلید‌های L1 و R1، آن‌ها را فعال کنید و زامبی‌ها را به خاک و خون بکشید. قوی‌تر شودن زامبی‌ها به مرور زمان، لذت پیدا کردن مسیر‌ها و سلاح‌های جدید و در راس همه این‌ها، تلاش برای زنده ماندن برای مدت زمان طولانی‌تر که فقط و فقط در گرو همکاری تیمی است، باعث می‌شوند تا حتی پس از بارها و بارها کشته شودن در قسمت زامبی، کماکان به تجربه آن مشتاق باشید. راستی اگر حوصله هم‌تیمی‌های آنلاین را ندارید، بخش زامبی این امکان را برای‌تان فراهم می‌کند تا با بات‌ها به تجربه آن بپردازید؛ بات‌هایی که برخلاف سرباز‌های حاضر در مراحل تک‌نفره بازی، هوش مصنوعی خوبی هم دارند و به‌خوبی جای خالی هم‌تیمی‌های واقعی را برای‌تان پر می‌کنند. 

بررسی بازی Call of Duty: Black Ops 4

اما گل سرسبد جدید‌ترین نسخه کالاف دیوتی، نه بخش چندنفره جذاب و نه قسمت زامبی بی‌نهایت مفرح، که بخش بتل رویال بازی یا همان Blackout است؛ بخشی که شاید از نظر استه کلی، تفاوتی با سایر تجربیات بتل رویال مثل فورتنایت یا پابجی نداشته باشود و کماکان در آن، در قالب حالت‌های یک، دو و چهار‌نفره شاهد فرود آمدن، لوت کردن محیط برای پیدا کردن تجهیزات بهتر و در نهایت تلاش برای زنده ماندن تا جای ممکن باشیم، اما وجود ویژگی‌های منحصر‌به‌فرد کالاف دیوتی در این بخش، آن را به بهترین تجربه بتل رویال فعلی تبدیل کرده است. منظور از این محتویات، اولا نقشه بسیار عالی بازی است که گستردگی بسیار بالایی دارد، اما از آن مهم‌تر، شامل یک سری از فراموش‌نشودنی‌ترین محیط‌های تاریخ این مجموعه مثل نوک‌تاون یا Asylum می‌شود. این مساله باعث می‌شود تا هر بار فرود آمدن در یک نقطه خاص از این نقشه، حس نوستالژیک طرفداران مجموعه را قلقلک بدهد. علاوه بر این، در این بخش شاهد حضور شخصیت‌های مختلفی استیم که البته در ابتدا، همگی در دسترس نیستند و آزاد کردن‌شان یک پروسه نسبتا زمان‌بر است، ولی خب جمع شودن همه کاراکتر‌های تاریخ بلک آپس در بخش بتل رویال Black Ops 4، اتفاق مثبتی است. به همه این‌ها، باید گان پلی جذاب بازی را هم اضافه کنیم؛ گان‌پلی‌ای که همان‌طور که اشاره کردیم، تاثیر مثبتش را روی تمام بخش‌های بازی گذاشته و در بخش بلک‌اوت هم تاثیر آن کاملا حس می‌شود و سازندگان، به‌خوبی حس و حال شلیک با هر یک از سلاح‌ها را شبیه‌سازی کرده‌اند. 

بررسی بازی Call of Duty: Black Ops 4

بخش بلک‌اوت بازی، به‌نوعی بهترین تجربه بتل رویال حال حاضر است

البته با وجود لذت خیلی زیادی که از بخش بلک‌اوت بازی بُردم، یک سری گله هم از آن دارم؛ اول اینکه کاش سازندگان، کاری می‌کردند تا نشانگری که روی نقشه قرار می‌دهید، مشابه با بازی‌هایی چون فورتنایت، در دنیای بازی هم ظاهر شود و بدین ترتیب، پیدا کردن هم‌تیمی‌ها و محل فرود‌شان یا نقطه‌ای که برای حرکت تعیین می‌کنند، راحت‌تر باشود. علاوه بر این، به نظر می‌رسد که گستردگی بالای نقشه بازی، از بُعد فنی کار دست تری‌آرک داده است و مشکل دیر لود شودن بافت‌ها، بخشی لاینفک از بلک‌اوت است و بارها و بارها وارد محیط‌هایی خواهید شود که دیر لود شودن بافت‌ها باعث شوده تا گرافیکی در حد بازی‌های نسل پنجم داشته باشند و این مساله تا حدود زیادی تو ذوق می‌زند. البته این مشکل، در سایر بخش‌های بازی هم تا حدودی مشهود است و مثلا در قسمت زامبی، خیلی نمی‌توان از کیفیت بافت استفاده‌شوده در طراحی زامبی‌ها تعریف کرد. با این حال طراحی هنری محیط‌های بازی، در همه بخش‌های آن قابل قبول و مناسب است و تا حدودی، ضعف‌های فنی را جبران می‌کند. به این‌ها باید صداگذاری‌های عالی و واقعی را هم اضافه کنیم که چه در شلیک اسلحه، چه در برخورد تیر به اجسام یا دشمنان و چه حتی در صدای قدم‌هایی که در محیط‌های آرام بلک‌اوت می‌شنوید، خودش را نشان می‌دهد و اصلا نمی‌توان ایرادی به آن گرفت. 

بررسی بازی Call of Duty: Black Ops 4

تری‌آرک با تبدیل کردن Call of Duty: Black Ops 4 به یک تجربه کاملا آنلاین، ریسک بزرگی را قبول کرده است؛ مخصوصا که سری کالاف دیوتی در بین بازی‌های شوتر اول‌شخص، همیشه حرف‌های زیادی در زمینه روایت یک داستان جذاب و سینمایی داشته است. با این حال اگر نظر من را بخواهید، برای لذت بردن از Call of Duty: Black Ops 4 کافی است تا بدون قضاوت و پیش‌داوری به سراغ آن بروید و اینجا است که متوجه خواهید شود بازی، در فُرم فعلی‌اش چقدر جذاب و دوست‌داشتنی است و چقدر در همه بخش‌هایش، محتویات غنی و جذابی برای‌تان تدارک دیده است تا بتوانید برای یک مدت زمان طولانی، با آن سرگرم باشید و از تجربه‌اش لذت ببرید. 

ادامه‌ی پست

فیلمبرداری فیلم Spider-Man: Far From Home به پایان رسید

فیلمبرداری فیلم Spider-Man: Far From Home به پایان رسید – پارس تبلیغ






داغ‌ترین مطالب هفته

شاخه‌های برتر


خانواده پارس تبلیغ

عضویت در خبرنامه

















ادامه‌ی پست