تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

بررسی نوا ۳ هواوی – پارس تبلیغ

نوا ۳ هواوی با وجود قیمت نسبتا ارزانش درمقایسه‌با سایر میان‌رده‌ها، سخت‌افزاری هم‌سطح با پرچم‌داران را درون کالبدی زیبا دراختیار کاربر قرار می‌دهد.

کمتر از سه سال از معرفی اولین گوشی سری نوا در IFA 2016 می‌گذرد؛ گوشی‌هایی که درمقایسه‌با سری Y شباهت بیشتری به برادران پرچم‌دار سری P خود دارند و به‌خوبی جای گوشی‌های شاخص برند آنر را در سبد محصولات هواوی کامل کرده‌اند. هواوی سال شلوغی را ازنظر تنوع محصولات پشت‌سر گذاشته است: از سری بازطراحی‌شوده‌ی Y گرفته تا پرچم‌داران متنوع این شرکت، بازارهای مختلفی را هدف گرفته‌اند. بدین معنی که با وجود شباهت‌های گه‌گاه زیاد میان محصولات این شرکت، تفاوت‌های تعیین‌کننده‌ای نیز در آن‌ها به‌چشم می‌خورد.

هواوی نوا 3 / Huawei Nova 3

نوسازی روندهای طراحی باتوجه‌به ترندهای بازار درکنار نوآوری، یکی از مؤلفه‌های مهم موفقیت هواوی در بازار است. معرفی نوا ۴ با حفره‌‌ای در نمایشگر برای دوربین سلفی، کاهش حاشیه‌ها،‌ استفاده از حسگر زیر نمایشگر، طراحی گرادیانی و خاص پشت برخی گوشی‌های هواوی و دوربین سه‌گانه، تنها تعدادی از ویژگی‌های بارز موجود در محصولات این شرکت است. نوا ۳ آی یا همان پی اسمارت پلاس عضو دیگری از این خانواده است که بخش اقتصادی‌تر بازار را هدف گرفته و از بسیاری از قابلیت‌های برادرش بی‌بهره است.

نوا ۳ به ۶ گیگابایت حافظه‌ی رم و تراشه‌ی کرین ۹۷۰ و باتری ۳۷۵۰ میلی‌آمپرساعتی مجهز شوده است. دوربین و سخت‌افزار این گوشی شباهت زیادی به آنر ۱۰ دارد؛ با‌این‌حال تفاوت‌هایی در نمایشگر و باتری و دوربین سلفی به‌چشم می‌خورد. آیا این گوشی بهترین عضو خانواده‌ی سری نوا تا‌به‌امروز است؟ نمایشگر و دوربین دربرابر میت ۲۰ حرفی برای گفتن دارد یا با عقب‌گرد بزرگی همراه استیم؟ طراحی و کیفیت ساخت نوا ۳ در بازار میان‌رده‌ها چه جایگاهی دارد؟ برای پاسخ به این پرسش‌ها با بررسی پارس تبلیغ از نوا ۳ هواوی همراه باشید.


شایان ذکر است گوشی نوا ۳ را دفتر هواوی در ایران برای بررسی دراختیار پارس تبلیغ قرار داده است.

طراحی

نوا ۳ از زبان طراحی مشترک میان بسیاری از محصولات سال ۲۰۱۸ هواوی بهره می‌برد و در طراحی آن تاحدزیادی از پرچم‌داران این شرکت الهام گرفته شوده است. بریدگی بالای نمایشگر کمی بزرگ‌تر از گوشی‌های سری پی ۲۰ و کمی کوچک‌تر از میت ۲۰ پرو است و میزبان دو دوربین و اسپیکر مکالمه و حسگرهای گوشی است. چینی‌های به‌سرعت خود را با ترند سال، یعنی بریدگی بالای نمایشگر وقف دادند و گوی سبقت را از کره‌‌ای‌ها ربودند. بریدگی (ناچ) در گوشی‌های مجهز به نمایشگر OLED کاملا پنهان‌شودنی است؛ اما این کار در گوشی‌هایی با نمایشگر LCD، مانند نوا ۳، به‌دلیل صفرنبودن روشنایی رنگ مشکی بی‌نقص نیست.

هواوی نوا 3 / Huawei Nova 3

نمایشگر نوا ۳ درحدود ۸۴.۲ درصد از سطح جلوِ گوشی را پوشانده است و از این منظر، همانند برادران پرچم‌دارش عمل می‌کند. خوشبختانه از حسگر اثرانگشت در این بخش خبری نیست و همین مسئله حاشیه‌ی پایین نمایشگر را نیز کمتر از اعضای سری پی ۲۰ کرده است. چینی‌ها محل مناسبی برای چراغ اعلان درنظر نگرفته‌اند؛ به‌طوری‌که تقریبا دیدن چراغ پنهان‌شوده در خروجی صدای اسپیکر مکالمه ممکن نیست. متأسفانه همانند بسیاری از گوشی‌های هواوی، اطلاعاتی درباره‌ی شیشه‌ی ۲٫۵D استفاده‌شوده برای جلوِ نوا ۳ دردست نیست.

هواوی نوا 3 / Huawei Nova 3

۱۶۳ گرم وزن برای تلفن‌همراهی با نمایشگر ۶.۳ اینچی کاملا معقول محسوب می‌شود و این موضوع در استفاده از گوشی نیز به‌خوبی ملموس است. فریم براق دستگاه به‌خوبی با پنل شیشه‌ای پشت آن پیوند خورده‌ است. با وجود انحنای لبه‌های پشت نوا ۳،‌ استفاده از این گوشی بدون محافظ به‌دلیل لغزنده‌بودن آن خطرناک است. نوا ۳ در پنج رنگ وارد بازار شوده است: بنفش (با توزیع رنگ گرادیانی)، قرمز، مشکی، طلایی و آبی کم‌رنگ. نسخه‌ی بنفش دراختیار ما با وجود زیبایی فراوان، به‌شودت مستعد جذب اثرانگشت بود.

طراحی؛ تبلور زیبایی پرچم‌داران

کلیدهای تغییر حجم صدا و پاور از فلز ساخته شوده‌ و در جای مناسبی قرار گرفته‌اند. خوشبختانه در این کلیدها لق‌زدن به‌چشم نمی‌خورد. بافت مورب روی کلید پاور به‌هیچ‌وجه با لمس کلید حس نمی‌شود و به‌نظر می‌رسد فقط با هدف زیبایی تعبیه شوده است. جک‌ ۳.۵ میلی‌متری صدا و درگاه USB نوع C و خروجی صدای اسپیکر در لبه‌ی پایینی فریم قرار گرفته‌اند. هواوی درمجموع از چهار خط آنتن در نوا ۳ استفاده کرده است: دو خط باریک درکنار درگاه USB و دو خط پهن‌تر در بخش بالایی فریم‌ کناری. درگاه سیم‌کارت و کارت حافظه نیز همانند بسیاری از گوشی‌‌ها در لبه‌ی سمت چپ جای گرفته‌ است. این شیار دو جایگاه برای سیم‌کارت دارد که یکی از آن‌ها را می‌توان برای افزایش حافظه‌ی ذخیره‌سازی استفاده کرد.

طراحی پشت دستگاه ازنظر چینش دوربین و فلش و نوشته‌ها شباهت زیادی به سری پی دارد. بیرون‌زدگی دوربین دوگانه‌ی نوا ۳ کمتر از برادران پرچم‌دارش است. هواوی عموما میان‌رده‌های خود را دربرابر نفوذ آب مقاوم نمی‌کند و این موضوع درباره‌ی نوا ۳ نیز صادق است. محل حسگر اثرانگشت بالاتر از حد ایده‌آل نیست و انگشت اشاره‌ی دست با اندازه‌ی معمولی به‌سختی روی آن می‌نشیند. این حسگر ازنظر سرعت و دقت کاملا رضایت ما را جلب کرد؛ اما نمی‌توان آن را سریع‌ترین حسگر استفاده‌شوده در گوشی‌های هواوی نامید. علاوه‌بر گرفتن عکس، پاسخ به تماس، نمایش پنل اعلان‌ها و گردش در بین تصاویر، از این حسگر برای دسترسی به اپلیکیشن‌های قفل‌‌شوده و گاو‌صندوق فایل‌‌ها نیز می‌توان استفاده کرد.

نمایشگر

هواوی از نمایشگر ۶.۳ اینچی IPS LCD با رزولوشن ۲۳۴۰ در ۱۰۸۰ در نوا ۳ استفاده کرده که با‌توجه‌به نسبت تصویر ۱۹.۵ به ۹ آن، کمی بیشتر از پی ۲۰ است. تراکم ۴۰۹ پیکسل در هر اینچ برای نمایشگری میان‌رده کاملا پذیرفتنی است و تصاویر و متون در آن به‌اندازه‌ی کافی شارپ است. اگر مصرف کمتر شارژ برایتان اولویت دارد، امکان انتخاب رزولوشن ۱۵۶۰ در ۷۲۰ نیز در تنظیمات نمایشگر دردسترس است. همان‌طورکه می‌دانید پنل ال‌سی‌دی در تولید رنگ مشکی عمیق توانمند نیست؛ از‌این‌رو، اطراف بریدگی بالای نمایشگر به‌خوبی پنهان نمی‌شود و نوار خاکستری تیره با کمی دقت کاملا مشخص است.

هواوی نوا 3 / Huawei Nova 3

در بحث روشنایی، نوا ۳ هواوی را سربلند نکرد و نمونه‌ی بررسی‌شوده‌ی ما به رقم کاملا معمولی ۳۵۰ نیت رسید. همچنین، در آزمایشی که با الگوی کاملا سفید گرفته شود، نوا ۳ روشنایی ۳۵۸ را ثبت کرد. موضوع کم‌بودن روشنایی نمایشگر در گوشی‌‌های هواوی موضوع جدیدی نیست. این سطح از روشنایی در فضاهای داخلی آزارتان نخواهد داد؛ اما مشاهده‌ی محتوا در زیر نور خورشید و محیط‌های پرنور را بسیار دشوار می‌کند. رنگی مشکی در نمایشگر نوا ۳ روشنایی ۲.۷ نیتی تولید می‌کند که رقمی مقبول برای نمایشگر ال‌سی‌دی است. کنتراست Native نمایشگر نزدیک به ۱۳۰ است که تفاوت فاحشی با ارقام به‌دست‌آمده برای آنر ۱۰ ندارد. انتخاب تنظیم خودکار روشنایی بر افزایش آن تأثیر نمی‌گذارد و در کمال تعجب در زیر نور شودید شبیه‌سازی‌شوده، روشنایی با کاهشی ۲۵ نیتی درمقایسه‌با حالت دستی به ۳۲۵ نیت رسید.

نمایشگر، همچنان گرفتار روشنایی نه چندان بالا

حداقل روشنایی ۰.۷۵ نیتی نمایشگر میان‌رده‌ی هواوی برخلاف روشنایی حداکثر بهترین رقمی است که برای گوشی هوشمند ثبت کرده‌ایم. قابلیت به‌بلوغ‌رسیده‌ی Eye Comfort هواوی نیز تجربه‌ی بهتری در فضاهای تاریک برای کاربر به‌ارمغان می‌آورد. درمجموع همانند دیگر گوشی‌های جدید هواوی، دو حالت کلی برای تغییر پروفایل رنگ در نوا ۳ وجود دارد:

  • Normal: ارائه‌ی رنگ‌های طبیعی‌تر و بدون بزرگ‌نمایی
  • Vivid: ارائه‌ی رنگ‌های اشباع‌تر و گسترده‌ترکردن فضای رنگی درمقایسه‌با حالت sRGB

هواوی از مدت‌های پیش اسلایدر دوبُعدی ویژه‌ای برای تغییر دمای رنگ‌ها در رابط کاربری خود گنجانده که در سال ۲۰۱۸، امکان انتخاب سه حالت پیش‌فرض نیز به آن اضافه شود.

عملکرد نمایشگر محصولات میان‌رده و اقتصادی
محصول / پارامترها حداقل روشنایی حداکثر روشنایی دستی حداکثر روشنایی خودکار نسبت کنتراست Native خطای رنگی میانگین
سفید مشکی سفید مشکی سفید حالت استاندارد دقیق‌ترین حالت
نوا ۳ ۰٫۷۵ ۲٫۷ ۳۵۰ ۲٫۹۵ ۳۲۵ ۱۳۰ ۸٫۵ ۴٫۸ (Normal Mode)
گلکسی A7 2018 ۳ ۰ ۶۰۶ ۰ ۹۶۰ ۱۰٫۱ ۱٫۹ (AMOLED Photo)
موتو X4 ۵ ۳٫۹۲ ۴۰۰ ۵٫۵ ۵۲۰ ۱۰۲ ۵٫۲ ۵٫۲ (Standard Mode)
نوکیا ۶.۱ ۱٫۴ ۴٫۴ ۴۰۴ ۴٫۱ ۲۴۰ ۹۲ ۶٫۴ ۶٫۴
نوکیا ۷ پلاس ۲٫۱ ۳٫۳ ۳۳۶ ۲٫۸۷ ۲۴۱ ۱۰۱ ۴٫۶ ۴٫۶
ردمی نوت ۵ ۰٫۸۷ ۲٫۹۵ ۳۶۷ ۳ ۳۷۲ ۱۲۴٫۴ ۴٫۳ ۴ (Standard Mode)
ردمی نوت ۵ پلاس ۰٫۸۳ ۳٫۲ ۳۷۷ ۴٫۵۲ ۴۰۵ ۱۲۴ ۴٫۷ ۴٫۲ (Standard Mode)
آنر ۹ لایت ۱٫۸ ۳٫۰۲ ۳۵۲ ۳٫۰۲ ۳۵۲ ۱۱۶٫۶ ۶٫۹ ۶٫۹
هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ ۱٫۶ ۲٫۰۲ ۳۱۰ ۲٫۰۲ ۳۱۰ ۱۵۳٫۵ ۸٫۵ ۸٫۵
نوا ۳e ۱٫۴۲ ۳٫۰۳ ۳۲۵ ۳٫۰۳ ۳۲۵ ۱۰۷ ۴٫۸ ۴٫۸
اکسپریا XA2 اولترا ۴٫۸۲ ۴٫۷۵ ۶۰۳ ۴٫۷۵ ۶۰۳ ۱۲۷ ۵٫۷ ۳٫۸ (Standard Mode)
اکسپریا XA2 ۳٫۴۲ ۴٫۲۶ ۴۸۲ ۴٫۲۶ ۴۸۲ ۱۱۳ ۶٫۴ ۴٫۱ (Standard Mode)
ردمی نوت ۵A ۱٫۲ ۳٫۴۵ ۳۹۱ ۳٫۵۰ ۴۰۰ ۱۱۶
آنر ۷X ۲٫۶۶ ۲٫۰۴ ۲۹۰ ۲٫۰۹ ۲۹۲ ۱۴۲
پی اسمارت ۲٫۴۳ ۳٫۹۴ ۵۲۲ ۳٫۹۵ ۵۲۲ ۱۳۲ ۵٫۶ ۵٫۶
ذن‌فون مکس پلاس ۶٫۵ ۳٫۵۸ ۳۷۸ ۳٫۲۳ ۳۵۴ ۱۰۵٫۶
اکسپریا XA1 اولترا ۲۳٫۳ ۳٫۹۵ ۴۷۰ ۳٫۹۶ ۴۷۰ ۱۱۸
گلکسی A8 پلاس ۲۰۱۸ ۲٫۵۳ ۰ ۵۶۸ ۰ ۷۹۵
گلکسی A8 2018 ۲٫۶۰ ۰ ۵۷۰ ۰ ۷۶۳
آنر ۹ ۲٫۴۸ ۳٫۸۷ ۴۷۹ ۳٫۸۷ ۴۸۰ ۱۲۴
میت ۱۰ لایت ۲٫۴۲ ۱٫۹۲ ۲۷۹ ۱٫۹۲ ۲۸۳ ۱۴۷
اکسپریا XA1 پلاس ۳۲ ۳٫۵۲ ۴۳۲ ۳٫۶۱ ۴۴۳ ۱۲۲

آزمایش پوشش فضای رنگی را از حالت Normal آغاز می‌کنیم. نوا ۳ در این حالت، ۹۶.۲ درصد از فضای رنگی sRGB را پوشش می‌دهد. پوشش ۷۲.۸ درصدی فضای رنگی P3 مناسب‌نبودن این حالت برای نمایش رنگ‌های اشباع را نشان می‌دهد. در حالت Vivid، علاوه‌بر پوشش نسبتا کامل فضای sRGB، افزایش پوشش ۸۹ درصدی فضای P3 را شاهد استیم. گفتنی است پرچم‌داران بازار به پوشش کامل این فضای رنگی نیز دست‌ یافته‌اند. سردبودن رنگ سفید در هر دو حالت رنگی مشاهده می‌شود و این مسئله در حالت Vivid شودید‌تر است.

ازنظر دقت رنگ نیز، نوا ۳ همانند برادرش از برند آنر، یعنی آنر ۱۰ عمل می‌کند. بهترین دقت رنگ مربوط به حالت Normal و در فضای رنگی sRGB به‌دست می‌آید. خطای میانگین ۴.۸ به‌خوبی اختلاف این نمایشگر را با نمایشگر پرچم‌داران نشان می‌دهد. باتوجه‌به گرایش‌ رنگ‌ها به سردی، استفاده از اسلایدر دمای رنگ برای کالیبره‌کردن نمایشگر توصیه می‌شود. درمجموع، نمایشگر نوا ۳ شاید در این بازه‌ی قیمتی بهترین نباشید؛ اما عملکرد آن برای تلفن‌همراه میان‌رده کاملا پذیرفتنی است.

اسپیکر

نوا ۳ از یک اسپیکر تکی استفاده می‌کند و از کمک‌اسپیکر مکالمه برای بازتولید صداها خبری نیست. محل اسپیکر به‌‌گونه‌ای تعبیه شوده که در سناریو‌های مختلف، چه در حالت افقی و چه عمودی، امکان پوشانده‌شودن آن به‌وسیله‌ی دست کاربر کم است. حجم صدای خروجی این اسپیکر متوسط ارزیابی می‌شود و از صداهای عمیق موجود در آنر ۱۰ بی‌بهره است. شفافیت صداها چه در بخش صداهای زیر و چه بم مناسب است؛ اما گاهی اوقات، در حداکثر حجم صدا اعوجاج احساس می‌شود. در بررسی‌های ما، کیفیت و حجم صدای خروجی از هدفون‌ها کاملا مناسب بود.

هواوی نوا 3 / Huawei Nova 3

پشتیبانی از فناوری aptx HD برای هدست‌های بلوتوث و افکت‌های صوتی Histen هواوی قابلیت‌های دیگری استند که طبق انتظار حضور آن را در نوا ۳ شاهد استیم. قابلیت Huawei Histen، تنها در حالت اتصال هدفون فعال است و تنظیمات آن به چهار دسته‌ی زیر تقسیم می‌شود:

  • Auto: گوشی به‌صورت خودکار و باتوجه‌به محتوا بهترین تنظیمات صدا را انتخاب می‌کند.
  • ۳D Audio: شبیه‌سازی میدان سه‌بُعدی صدا
  • Natural: بازتولید طبیعی صدا
  • Standard: مصرف بهینه‌ی انرژی برای افزایش زمان پخش موسیقی همراه با دسترسی به اکولایزر ۱۰ ردیفه

تفاوت حالت‌های مختلف این قابلیت به‌وسیله‌ی دو نوع هدفون روگوشی و توگوشی به‌خوبی حس می‌شود. حالت سه‌ُبعدی در شبیه‌سازی صدای فراگیر موفق است و حالت طبیعی نیز برای موسیقی‌‌های کلاسیک و آرام‌بخش پیشنهاد می‌شود.

نرم‌افزار و رابط کاربری

رابط کاربری EMUI هواوی با وجود حفظ اصالت چینی خود، به‌مرورزمان مدرن‌تر و زیباتر شوده است. دیدگاه‌های ضدونقیض کاربران درباره‌ی این رابط کاربری باعث شوده چینی‌ها با وجود اعمال برخی تغییرات در نسخه‌ی هشتم،‌ هنوز به اصول خود پایبند باشند. اپلیکیشن‌‌ها به‌صورت پیش‌فرض در صفحات اصلی رابط کاربری جای‌گذاری شوده‌اند و از صفحه‌ی اپلیکیشن‌ها در آن خبری نیست. نسخه ۸.۲ رابط کاربری EMUI برمبنای اندروید ۸.۱ اوریو توسعه داده شوده؛ اما در آینده‌ی نه چندان دور، عرضه‌ی اندروید P برای آن را شاهد خواهیم بود. با وجود زیباترشودن EMUI 8 درمقایسه‌با نسل‌های پیشین، هنوز‌هم این رابط کاربری با زیباترین نمونه‌های بازار فاصله دارد.

هواوی نوا 3 / Huawei Nova 3

نوار اعلان‌های نسخه‌ی هشتم EMUI درمقایسه‌با گذشته زیباتر شوده؛ ولی هنوز امکان انتخاب روشنایی خودکار در آن وجود ندارد. درصورتی‌که اعلان جدیدی نداشته باشید، تنها یکی سوایپ برای نمایش کامل آیکون میان‌برهای مرسوم وجود دارد؛ در‌غیر این‌صورت، به دو سوایپ نیاز خواهید داشت. سوایپ به‌سمت پایین در صفحه‌ی اصلی رابط کاربری، صفحه‌ی جست‌وجوی اپلیکیشن‌ها را نمایان خواهد کرد. شاید نمایان‌کردن اعلان‌ها گزینه‌ی بهتری برای این کار می‌بود. برخی از گوشی‌های هواوی، ازجمله نوا ۳، به یکی از اپلیکیشن مخصوص بازی‌ مجهز استند که علاوه‌بر کنترل اعلان‌ها، عملکرد دستگاه را در طول بازی‌های تنظیم می‌کند.

موتور هوش مصنوعی هواوی موسوم HiAi و واحد NPU با هدف بهینه‌ترکردن رابط کاربری به‌کمک نوا ۳ آمده‌اند. استفاده از هوش مصنوعی در بهینه‌سازی مصرف باتری و بهبود کیفیت تماس‌ها و راه‌اندازی اپلیکیشن‌ها، تنها برخی از کاربردهای هوش مصنوعی در نوا ۳ است. استفاده از واحد پردازش عصبی اختصاصی در پردازنده‌ی Kirin 970، به‌ادعای هواوی باعث سرعت بیشتر راه‌اندازی اپلیکیشن‌ها و ثبات عملکرد گوشی در طولانی‌مدت خواهد شود. انتشار موتور هوش مصنوعی دست توسعه‌دهندگان را برای استفاده از آن اپلیکیشن‌ها باز گذاشته است. دسته‌بندی عکس‌ها و انتخاب بهترین سناریوها برای عکاسی و کنترل مصرف انرژی گوشی ابتدایی‌ترین کاربردهای هوش مصنوعی محسوب می‌شوند.

رابط کاربری نوا ۳

استفاده از ژست‌های حرکتی به‌جای کلیدهای ناوبری مرسوم اندروید رفته‌رفته در‌حال‌فراگیرشودن است؛ اما به‌جز نمونه‌ی استفاده‌شوده در گوشی‌‌های وان‌پلاس، نمی‌توان هیچ‌یک را به‌اندازه‌ی کافی بالغ دانست. کشیدن انگشت از بخش میانی لبه‌ی پایینی نمایشگر به‌سمت بالا، نقش کلید هوم را ایفا می‌کند و در‌صورت نگه‌داشتن انگشت پس از این سوایپ، اپلیکیشن‌های اخیر نمایان خواهند شود. سوایپ بخش‌های جانبی لبه‌ی پایینی نمایشگر نیز، دستیار هوشمند گوگل را برای شما فعال خواهد کرد. بخش‌های پایینی دو لبه‌ی سمت راست و چپ نمایشگر نیز نقش کلید بازگشت اندروید را ایفا می‌کنند. سیستم‌های تک‌کلیدی ناوبری و داک ناوبری نیز علاوه‌بر روش مرسوم، دراختیار کاربر قرار دارند.

تشخیص چهره‌ی مبتنی بر مادون‌قرمز سریع و قابل‌اتکا در تاریکی

نوا ۳ علاوه‌بر حسگر اثرانگشت که می‌توان از آن برای پاسخ به تماس، نمایش پنل اعلان‌ها، حرکت در عکس‌های گالری و شاتر دوربین استفاده کرد، برای احراز هویت به سیستم تشخیص هویت مبتنی بر مادون‌قرمز مجهز شوده است. استفاده از این راهکار، دقت سیستم تشخیص چهره‌ی نوا ۳ را درمقایسه‌با نسخه‌‌های دوبُعدی مبتنی بر دوربین سلفی و الگوریتم نرم‌افزار افزایش داده است. بااین‌حال، همچنان نمی‌توان آن را با نمونه‌های مجهز به سیستم تشخیص سه‌بعدی چهره مانند میت ۲۰ پرو هم‌تراز دانست. این سیستم تشخیص هویت علاوه‌بر استفاده از مادون‌قرمز به دوربین سلفی برای بازگشایی قفل گوشی نیاز دارد.

منوی تنظیمات نمایشگر نوا ۳

خوشبختانه ادعای هواوی درباره‌ی کارکرد این سیستم در تاریکی، در آزمایش‌های ما تأیید شود و بدون مشکل قفل گوشی بازشود. احراز هویت نوا ۳ طبق انتظار ازنظر زاویه‌ی چهره درمقایسه‌با نمونه‌های مرسومِ استفاده‌شوده در گوشی‌هایی، مانند وان‌پلاس محدودتر است. نمایش اعلان‌ها با تشخیص چهره در لاک‌اسکرین یا انتخاب بازگشایی دو یا یک‌مرحله‌ای در تنظیمات این گوشی به‌چشم می‌خورد. خوشبختانه امکان استفاده از Face Unlock برای بازگشایی اپلیکیشن‌های انتخاب‌شوده در App lock نیز وجود دارد.

دوربین

نوا ۳ ازنظر ترکیب دوربین پشتی شباهت زیادی به آنر ۱۰ دارد؛ با این تفاوت که هواوی از دوربین ۲ مگاپیکسلی برای سنجش عمق تصویر و درنتیجه ایجاد افکت بوکه در تصاویر پرتره سلفی استفاده کرده است. حسگر رنگی ۱۲ مگاپیکسلی نوا ۳ را حسگر مونوکروم ۲۴ مگاپیکسلی همراهی می‌کند. هر دوِ این حسگرها به لنزهای واید ۲۷ میلی‌متری با گشودگی f/1.8 مجهز شوده‌اند. حسگرهای مونوکروم در گوشی‌های هواوی عموما برای افزایش جزئیات و گستره‌ی دینامیکی به‌کار گرفته می‌شوند. طبق انتظار، از لرزشگیر اپتیکال تصویر و لنز تله‌فوتو در نوا ۳ خبری نیست و استفاده از آن‌ها تاکنون، تنها به محصولات بالارده‌ی این شرکت محدود شوده است.

هواوی نوا 3 / Huawei Nova 3

رابط کاربری دوربین شباهت زیادی به دیگر گوشی‌های هواوی دارد. در بالای کلید شاتر و آیکون تغییر دوربین و پیش‌نمایش عکسِ گرفته‌شوده، نواری برای تعیین حالت‌های عکاسی را شاهد استیم. با استفاده از قابلیت Apperture، کاربر می‌تواند حین عکاسی یا پس از ثبت تصویر، دیافراگم را به‌صورت نرم‌افزاری بین بازه‌ی f/0.95 تا f/16 تغییر دهد. تفاوت اصلی این حالت با پرتره در تمرکز آن روی تغییر دیافراگم است؛ درحالی‌که حالت پرتره بیشتر به‌منظور زیباسازی و نوردهی‌ها برای ثبت تصاویر بوکه تدارک دیده است. علاوه‌بر حالت‌های مرسوم Photo و Video، گزینه‌ای با نام More در رابط کاربری دوربین به‌چشم می‌خورد که برخی از آن‌ها بدین‌شرح است:

  • AR Lens: افزودن اشکال مجازی به تصویر
  • Pro: تغییر ایزو، اکسپورژ، سرعت شاتر و فوکوس
  • Night: برای ثبت تصاویر با اکسپوژر و کنتراست بهتر در شب
  • Panorama: عکاسی پانوراما با رزولوشن طولی ۳۲۰۰ پیکسل
  • Monochrome: استفاده از حسگر مونوکروم برای ثبت تصاویر سیاه‌وسفید
  • Light painting: ثبت نور و حرکات آن با باز نگه‌داشتن شاتر
  • HDR: استفاده از حداکثر توان برای ثبت تصاویر HDR

قابلیت AI Camera در نوا ۳ کمی تهاجمی‌تر از پرچم‌داران هواوی است؛ یعنی پردازش تصویر آن گاهی رنگ‌ها را بیش‌ازحد اشباع و کنتراست‌ها را اغراق‌شوده می‌کند. البته، این موضوع ممکن است برای علاقه‌مندان به عکس‌های اغراق‌شوده و هرچه چشم‌نوازتر نشان‌دادن آن‌ها چندان هم آزاردهنده نباشود. این قابلیت به‌لطف تراشه‌ی کرین ۹۷۰، می‌تواند ۵۰۰ سناریوی عکاسی را در ۲۲ شاخه‌ی اصلی شناسایی کند. شایان ذکر است این قابلیت به‌صورت پیش‌فرض فعال است.

هواوی نوا 3 / Huawei Nova 3

عکس‌های گرفته‌شوده در روز را ازنظر گستره‌ی دینامیکی در حد متوسطی می‌دانیم. ثبت جزئیات در سایه‌ها و نقاط تاریک صحنه پذیرفتنی است؛ اما در این بازه‌ی قیمتی، بهترین محسوب نمی‌شود. باتوجه‌به اینکه حسگر مونوکروم نیز در ثبت تصاویر ۱۶ مگاپیکسلی دوربین دخیل استند، جزئیات عکس‌ها در طول روز مناسب است. رنگ‌‌‌های ثبت‌شوده در حالت AI جذاب و زنده استند؛ اما رنگ‌های تصاویر درصورت خاموش‌بودن آن نیز مناسب و نزدیک به واقعیت است. از شارپ‌بودن تصاویر نیز می‌توان به‌عنوان نکته‌ی مثبت دیگر این دوربین یاد کرد.

نمونه‌عکس با و بدون کمک هوش مصنوعی

Nova 3 Camera AI on

AI on

Nova 3 Camera AI off

AI off


نمونه‌عکس رنگی و سیاه‌وسفید با نوا ۳

Nova 3 Camera Color

نمونه‌عکس رنگی

Nova 3 Camera Mono

نمونه‌عکس سیاه‌وسفید


اگر به عکس‌های سیاه‌وسفید علاقه‌مند باشید، نوا ۳ قطعا شما را راضی خواهد کرد. جزئیات عکس‌های ثبت‌شوده با این حسگر درخورتوجه و تصاویر ازنظر کنتراست‌ها طبیعی‌تر از اعمال افکت‌های مرسوم است. عکس‌های گرفته‌شوده در شب درمقایسه‌با میان‌رده‌های سال ۲۰۱۷ هواوی بهبود پیدا کرده‌اند؛ اما نوا ۳ بهترین میان‌رده‌ی سال ۲۰۱۸ ازلحاظ عکاسی در محیط‌‌های کم‌نور نیست. عکس‌های گرفته‌شوده در شب شارپ استند؛ با‌این‌حال ازدست‌رفتن جزئیات کاملا مشهود است. برای نمایش حداکثر قابلیت عکاسی در شبِ این گوشی، نمونه‌عکس‌‌های آورده‌شوده در بررسی همگی در حالت Night گرفته شوده‌اند. نکته‌‌ای که در عکاسی محیط‌های تاریک در نوا ۳ پسندیدیم، حفظ طراوت رنگ‌‌ها در شب بود.

دوربین سلفی ۲۴ مگاپیکسلی نوا ۳ با لنز واید ۲۶ میلی‌متری درصورت قرارگرفتن چهره‌ی فرد در منطقه‌ی فوکوس، عکس‌های باجزئیاتی ثبت می‌کند. رنگ‌ پوست در عکس‌ها طبیعی است و انطباق مناسبی با واقعیت دارد؛ با‌این‌حال فرانوردهی (Overexposure) گاهی اوقات آزاردهنده می‌شود. امکان عکاسی پرتره با دوربین‌های اصلی و سلفی وجود دارد. خوشبختانه الگوریتم تفکیک مرز سوژه و پس‌زمینه در نوا ۳ توانمند است و در بین بهترین‌های بازار میان‌رده‌ها قرار می‌گیرد.

رابط کاربری دوربین نوا ۳

AR lens ترکیبی از AR Emoji و Animoji است. نوا ۳ به‌کمک حسگر مادون‌قرمز حرکت‌های چهره را ردیابی می‌کند؛ اما دقت آن فاصله‌ی زیادی با نمونه‌ی کوپرتینویی‌ها دارد. در این بخش دوربین، ۶ چهره‌ی کارتونی و چندین و چند افکت واقعیت افزوده دردسترس استند. حرکت چشم‌ها و لب‌ها و ابروها با دقتی تقریبا مشابه نمونه‌های دیگر اندرویدی، پراشتباه دنبال می‌شود. باوجوداین، اگر سخت‌گیر نباشید و انتظار عملکردی مشابه با نمونه‌های برتر این بخش را نداشته باشید، تصاویر و ویدئوهای ثبت‌شوده با AR Lens سرگرم‌کننده و جذاب خواهد بود.

بازده و عملکرد

نوا ۳ از سخت‌افزار توانمندی بهره می‌برد. میان‌رده‌ی چینی‌ها برای انجام پردازش‌‌های مختلف به کرین ۹۷۰ متکی است؛ تراشه‌ی بالارده‌ای که توان پردازشی پرچم‌داران سال گذشته‌ی هواوی، ازجمله میت ۱۰ و پی ۲۰ را تأمین می‌کند. هواوی مدعی است Kirin 970 درمقایسه‌با Kirin 960 تا ۲۰ درصد بهبود در بهره‌وری انرژی را به‌ارمغان می‌آورد و نخستین پردازنده‌ی این شرکت با واحد پردازش عصبی اختصاصی (NPU) به‌شمار می‌آید.

هواوی نوا 3 / Huawei Nova 3

پیش‌تر بارها در بررسی محصولات مختلف هواوی درباره‌ی مشخصات فنی پردازنده‌ی کرین ۹۷۰ به‌تفصیل صحبت کرده‌ایم؛ بنابراین، در بررسی نوا ۳ صرفا به ارائه‌ی مشخصات فنی این پردازنده در قالب جدول زیر بسنده می‌کنیم:

مشخصات فنی پردازنده‌های بالارده‌ی هواوی
پارامترها / پردازنده کرین ۹۸۰ کرین ۹۷۰ کرین ۹۶۰
CPU ۲ استه‌ی A76 با فرکانس ۲.۶۰ گیگاهرتز
۲ استه‌ی A76 با فرکانس ۱.۹۲ گیگاهرتز
۴ استه‌ی A55 با فرکانس ۱.۸۰ گیگاهرتز
۴ استه‌ی A73 با فرکانس ۲.۳۶ گیگاهرتز
۴ استه‌ی A53 با فرکانس ۱.۸۴ گیگاهرتز
۴ استه‌ی A73 با فرکانس ۲.۳۶ گیگاهرتز
۴ استه‌ی A53 با فرکانس ۱.۸۴ گیگاهرتز
حافظه‌ی کش L2 استه‌های A76 هرکدام ۵۱۲ کیلوبایت
استه‌های A55 هرکدام ۱۲۸ کیلوبایت
۲ مگابایت مشترک ۲ مگابایت مشترک
حافظه‌ی کش L3 ۴ مگابایت مشترک در قالب DSU
GPU آرم Mali-G76MP10
با فرکانس ۷۲۰ مگاهرتز
آرم Mali-G72MP12
با فرکانس ۷۴۶ مگاهرتز
آرم Mali-G71MP8
با فرکانس ۱۰۳۷ مگاهرتز
حافظه‌ی رم ۴ کانال ۱۶ بیتی LPDDR4X با فرکانس ۲۱۳۳ مگاهرتز
پهنای باند ۳۴.۱ گیگابایت‌برثانیه
۴ کانال ۱۶ بیتی LPDDR4X با فرکانس ۱۸۳۳ مگاهرتز
پهنای باند ۲۹.۹ گیگابایت‌برثانیه
۴ کانال ۱۶ بیتی LPDDR4 با فرکانس ۱۸۶۶ مگاهرتز
پهنای باند ۲۹.۹ گیگابایت‌برثانیه
رابط حافظه‌ی ذخیره‌سازی UFS 2.1 UFS 2.1 UFS 2.1
پردازنده‌ی سیگنال تصویر ISP‌ دوگانه‌ی جدید با ۴۶ درصد سرعت بیشتر
پایپ‌لاین ۱۰ بیتی
ISP دوگانه‌ی ۱۴ بیتی ISP دوگانه‌ی ۱۴ بیتی
ان‌کُد / دی‌کُد ان‌کُد ۲۱۶۰p با نرخ ۶۰ فریم‌برثانیه
دی‌کُد ۲۱۶۰p با نرخ ۳۰ فریم‌برثانیه
ان‌کُد ۲۱۶۰p با نرخ ۶۰ فریم‌برثانیه
دی‌کُد ۲۱۶۰p با نرخ ۳۰ فریم‌برثانیه
دی‌کُد و ان‌کُد ۱۰۸۰p H.264
دی‌کُد ۲۱۶۰p با نرخ ۳۰ فریم‌برثانیه HEVC
مودم LTE Cat.21/18
دانلود ۱۴۰۰ مگابیت‌برثانیه
آپلود ۲۰۰ مگابیت‌برثانیه
LTE Cat.18/13
دانلود ۱۲۰۰ مگابیت‌برثانیه
آپلود ۱۵۰ مگابیت‌برثانیه
LTE Cat.12/13
دانلود ۶۰۰ مگابیت‌برثانیه
آپلود ۱۵۰ مگابیت‌برثانیه
هاب حسگر i8 i7 i6
NPU دوگانه با بهبود دو برابری بله
فرآیند ساخت ۷ نانومتری TSMC ۱۰ نانومتری TSMC ۱۶ نانومتری TSMC

عملکردی فراتر از بازار میان‌رده‌ها

اگرچه عرضه‌ی کرین ۹۷۰ به دو سال پیش بازمی‌گردد، استفاده از چنین پردازنده‌ی بالارده‌ای در دستگاه میان‌رده‌ی Nova 3 نکته‌ای مثبت به‌حساب می‌آید و تجربه‌ای لذت‌بخش و عاری از هرگونه کُندی برای کاربر به‌ارمغان می‌آورد. نوا ۳ درکنار پردازنده‌ی یادشوده، از ۴ یا ۶ گیگابایت رم درکنار ۱۲۸ گیگابایت حافظه‌ی ذخیره‌سازی با قابلیت ارتقای حافظه‌ ازطریق درگاه کارت حافظه‌ی microSD تا سقف ۲۵۶ گیگابایت بهره می‌برد. توجه داشته باشید که در پارس تبلیغ، ما نسخه‌ی ۴ گیگابایتی گوشی را برای بررسی دراختیار داشتیم.

عملکرد حافظه‌ی ذخیره‌سازی ابزارهای موبایل میان‌رده و پایین‌رده
مدل‌ها / عملکرد نرخ خواندن ترتیبی
(مگابایت‌برثانیه)
نرخ نوشتن ترتیبی
(مگابایت‌برثانیه)
نرخ خواندن تصادفی
(مگابایت‌برثانیه)
نرخ نوشتن تصادفی
(مگابایت‌برثانیه)
نوا ۳ ۸۷۹.۸۳ ۱۷۶.۵۳ ۱۵۰.۵۳ ۱۵۷.۷۶
گلکسی A7 2018 ۲۹۴.۷۱ ۱۰۲.۸۲ ۷۲.۷۸ ۱۵.۲۵
موتو ایکس ۴ ۲۶۹.۱ ۲۰۲.۳۸ ۶۵.۳۹ ۸۰.۴۳
نوکیا ۶.۱ ۲۷۷.۰۴ ۱۱۶.۳۹ ۴۱.۸۴ ۱۵.۰۲
نوکیا ۷ پلاس ۲۷۶.۱۸ ۲۰۲.۵۵ ۵۵.۵۴ ۱۷.۶۴
ردمی ۵ پلاس ۲۸۰.۵۲ ۲۱۱.۴۱ ۶۰.۰۷ ۱۷.۷۹
ردمی نوت ۵ ۲۵۲.۴۱‍‍ ۱۲۶.۲ ۴۷.۰۱ ۱۳.۷۹
آنر ۹ لایت ۲۶۷.۵۴ ۱۳۰.۷۱ ۶۷.۹۵ ۶۵.۰۷
وای ۷ پرایم ۲۰۱۸ ۲۶۱.۲۳ ۱۱۹.۵۲ ۳۶.۴۵ ۸.۵۱
نوا ۳e ۲۹۶.۲۱ ۲۰۱.۶۶ ۴۳.۸ ۷۲.۶۱
اکسپریا ایکس ای ۲ اولترا ۲۸۷.۵۵ ۱۴۱.۲۴ ۷۶.۲۹ ۱۰.۱۵
اکسپریا ایکس ای ۲ ۲۶۷.۹۳ ۱۲۷.۸۵ ۴۳.۷۶ ۱۳.۱۷
شیائومی ردمی نوت ۵A ۲۶۳.۶۲ ۷۹.۸۹ ۵۷.۱۴ ۹.۶۹
آنر ۷ ایکس ۲۹۵.۸۶ ۱۹۲.۳۸ ۵۷.۸۲ ۲۵.۴۸
پی اسمارت ۲۶۶.۸ ۱۳۲.۰۲ ۷۱.۹۶ ۲۰.۵۴
ذن‌فون مکس پلاس ۲۶۹.۶۸ ۷۲.۱۹ ۳۶.۸۲ ۱۰.۵
اکسپریا ایکس‌ ای وان اولترا ۲۶۲.۸۴ ۸۵.۳۹ ۴۲.۳۷ ۱۲.۱۹
گلکسی ای ۸ پلاس ۲۹۲.۲۱ ۹۹.۱۳ ۷۱.۳۵ ۹.۳۱
گلکسی ای ۸ ۲۹۹.۲۶ ۸۶.۶ ۷۸.۲۸ ۱۰.۱۳
آنر ۹ ۲۸۱.۷۲ ۹۷.۷۱ ۲۸.۳۸ ۱۳.۸۵

* تمامی بنچمارک‌های ذکرشوده در این جدول را پارس تبلیغ اجرا کرده است.

نوا ۳ به‌لطف پردازنده‌ی توانمندش، رقیبی سرسخت برای بسیاری از گوشی‌های میان‌رده‌ی موجود در بازار است. برای داشتن دیدی مناسب از عملکرد خام نوا ۳، نرم‌افزارهای بنچمارک متداول پارس تبلیغ برای دستگاه‌های میان‌رده را روی این گوشی هوشمند اجرا می‌کنیم:

جدول بنچمارک‌ ابزارهای موبایل میان‌رده و پایین‌رده
محصول / بنچمارک AnTutu 7/6 ۳DMark

PCMark
Work 2.0

GeekBench 4 GFXBench
IceStorm
Unlimited
Sling Shot Extreme – OpenGL Overall / Web Browsing  Single / Multi Aztec Ruins Vulkan – Normal Tier / Offscreen Manhattan 3.1 / OffScreen  Car Chase / OffScreen T-Rex / OffScreen
نوا ۳ ۱۹۸۳۸۲ ۳۰۹۲۴ ۲۷۹۷ ۷۳۷۵
۷۸۲۹
۱۸۸۲
۶۴۲۰
۱۵FPS
21FPS
۳۱FPS
32FPS
۱۹FPS
21FPS
۶۰FPS
123FPS
گلکسی A7 2018 ۱۲۱۳۶۱
۱۵۱۴۶ ۷۳۸ ۵۴۴۳
۵۳۴۱
۱۵۱۴
۴۱۳۷
۴٫۵FPS
4.9FPS
۹٫۴FPS
10FPS
۵٫۷FPS
6.3FPS
۲۹FPS
32FPS
موتو ایکس ۴ ۸۹۳۸۸
۷۰۰۱۹
۱۶۷۷۸ ۸۲۶ ۵۰۵۹
۵۴۳۸
۸۳۳
۴۱۰۸
۵٫۵FPS
5.1FPS
۱۰FPS
9.6FPS
۵٫۸FPS
5.3FPS
۳۱FPS
29FPS
نوکیا ۶.۱ ۸۴۲۴۴
۷۱۳۷۸
۱۶۰۶۸ ۴۸۵۵
۴۹۲۳
۸۸۱
۴۲۳۰
۱۰FPS
9.6FPS
۵٫۹FPS
5.5FPS
۳۰FPS
30FPS
نوکیا ۷ پلاس ۱۳۴۸۲۴
۱۱۵۷۱۳
۲۶۱۴۲ ۶۱۰۳
۵۶۰۲
۱۶۵۰
۵۸۲۶
۱۴FPS
15FPS
۸٫۵FPS
9FPS
۴۷FPS
50FPS
ردمی ۵ پلاس ۷۶۵۴۶
۶۰۰۸۷
۱۳۶۴۱ ۴۸۹۹
۵۱۴۰
۸۷۰
۳۸۷۱
۶٫۲FPS
6.4FPS
۳٫۴FPS
3.5FPS
۱۷FPS
23FPS
ردمی نوت ۵ ۱۱۴۴۵۳
۹۱۸۵۹
۱۹۷۶۹ ۵۶۰۲
۵۳۰۰
۱۳۴۰
۴۹۴۰
۹٫۷FPS
10FPS
۶٫۰FPS
6.3FPS
۳۴FPS
35FPS
آنر ۹ لایت ۸۹۰۶۲
۵۰۴۱۲
۸۱۱۵ ۵۰۵۳
۵۸۹۳
۹۳۳
۳۷۰۹
۵٫۴FPS
5.4FPS
۳٫۲FPS
3.2FPS
۱۹FPS
19FPS
هواوی وای ۷ پرایم ۲۰۱۸  ۵۹۷۸۹
۴۵۸۱۵
۵۸۴۶ ۳۹۷۰
۴۴۸۸
۶۷۱
۲۸۰۱
۱۰FPS
4.6FPS
۵٫۳FPS
2.5FPS
۲۶FPS
16FPS
هواوی نوا ۳e ۸۸۱۳۰
۷۰۱۷۹
۱۱۹۱۶ ۴۹۰۷
۵۱۶۵
۹۲۷
۳۶۹۲
۵٫۳FPS
5.1FPS
۳٫۱FPS
3.2FPS
۱۹FPS
19FPS
اکسپریا XA2 اولترا ۸۸۸۷۶
۷۰۰۷۹
۱۶۹۶۷ ۵۱۶۷
۵۳۸۷
۸۵۱
۴۱۸۶
۱۰٫۰FPS
9.7FPS
۶٫۰FPS
5.5FPS
۳۱FPS
29FPS
اکسپریا XA2 ۸۹۳۶۵
۷۰۸۱۸
۱۶۴۹۳ ۴۹۳۶
۵۲۷۶
۸۵۵
۴۱۴۵
۱۰٫۰FPS
9.7FPS
۵٫۹FPS
5.5FPS
۳۱FPS
29FPS
ردمی نوت ۵A ۴۳۲۵۷
۳۴۸۱۷
۶۲۹۵ ۳۳۴۶
۴۱۳۳
۶۷۹
۱۸۹۱
Not Supported Not Supported ۱۴FPS
7.7FPS
آنر ۷X ۷۱۳۰۸
۵۲۲۳۳
۱۱۱۳۱ ۴۸۸۸
۵۰۷۳
۹۰۴
۳۳۷۱
۴٫۳FPS
4.3FPS
۲٫۷FPS
2.6FPS
۱۶FPS
16FPS
هواوی پی اسمارت ۸۷۷۴۷
۶۶۲۹۳
۱۲۴۸۴ ۴۹۱۰
۵۰۳۴
۹۳۹
۳۶۸۴
۵٫۴FPS
5.4FPS
۳٫۲FPS
3.2FPS
۱۹FPS
19FPS
میت ۱۰ لایت
۶۱۹۹۷
۱۰۰۶۲ ۴۹۳۰
۵۲۴۳
۸۷۰
۳۲۶۷
۴٫۸FPS
4.8FPS
۲٫۹FPS
2.9FPS
۱۷FPS
17FPS
گلکسی A8 پلاس
۷۶۹۸۲
۱۴۰۹۱ ۴۸۵۹
۴۸۰۸
۱۵۰۰
۴۲۱۳
۹٫۶FPS
9.9FPS
۵٫۸FPS
6.0FPS
۳۱FPS
33FPS
گلکسی A8
۷۶۵۴۳
۱۴۲۶۱ ۴۹۷۲
۵۰۵۵
۱۵۰۱
۴۱۷۵
۹٫۵FPS
9.9FPS
۵٫۸FPS
6.0FPS
۳۱FPS
33FPS

* تمامی بنچمارک‌های ذکرشوده در این جدول را پارس تبلیغ اجرا کرده است.

پردازنده‌ی توانمند نوا ۳، نتایج درخورتوجهی برای این گوشی هوشمند رقم می‌زند و آن را از تمام گوشی‌های میان‌رده‌ی دیگر، با اختلافی بسیار پیش می‌اندازد. عملکرد مطلوب نوا ۳ در عمل نیز مشهود است و به‌سختی می‌توان در کارکرد میان‌رده‌ی چینی‌ها، کُندی یا لگی را مشاهده کرد. دستگاه میان‌رده‌ی هواوی در زمینه‌ی چندوظیفگی نیز با رم ۴ گیگابایتی‌اش کارکرد بسیار خوبی دارد؛ به‌طوری‌که در طول بررسی، حین فراخوانی اپلیکیشن‌های پس‌زمینه به‌ندرت بارگذاری مجدد آن‌ها را شاهد بودیم. می‌توان پیش‌بینی کرد نسخه‌ی ۶ گیگابایتی Nova 3 نتایج بسیار بهتری نیز در این زمینه ارائه دهد.

باتری

وظیفه‌ی تأمین انرژی موردنیاز نوا ۳ را باتری ۳۷۵۰ میلی‌آمپرساعتی لیتیوم‌‌پلیمر برعهده دارد. بدین‌ترتیب باتوجه‌به رزولوشن فول اچ‌دی نمایشگر و بهینگی پردازنده‌ی ۱۰ نانومتری کرین ۹۷۰، می‌توان روی کاغذ شارژدهی مناسبی از میان‌رده‌ی چینی‌ها انتظار داشت. درحقیقت، هواوی پا را فراتر می‌گذارد و افت شارژدهی را در دنیای نوا ۳، داستانی نخ‌نما می‌داند. در این بخش، ادعای شرکت سازنده درباره‌ی عمر باتری نوا ۳ را زیر ذره‌بین قرار می‌دهیم.

هواوی نوا 3 / Huawei Nova 3

شارژر سریع ۱۸ واتی؛ التیام‌بخش شارژدهی متوسط نوا ۳

در آزمایش ویدئویی پارس تبلیغ که پخش مداوم فیلم HD حین غیرفعال‌بودن اتصالات بی‌سیم و تنظیم روشنایی نمایشگر روی ۲۰۰ نیت را شامل می‌شود، نوا ۳ حدود ۱۱ ساعت و ۴۰ دقیقه فیلم پخش می‌کند که در دنیای گوشی‌های هوشمند میان‌رده، نتیجه‌ای متوسط به‌حساب می‌آید. حال، نوبت به آزمون‌های نرم‌افزاری گیک‌بنچ و پی‌سی‌ مارک و GFXBench می‌رسد تا نوا ۳ را محک بزنیم. نتیجه‌ی اجرای این آزمون‌ها را در جدول زیر مشاهده می‌کنید:

محصول / تست نمایشگر باتری ویدیو GFXBench
Manhattan 3.1
PCMark
Work 2.0
GeekBench
ابعاد و رزولوشن میلی‌آمپرساعت ساعت Battery LifeTime
(min)
LongTerm Performance
(Frame)
ساعت امتیاز
مدت‌زمان
نوا ۳ ۶.۳ اینچ
۲۳۴۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۷۵۰ ۱۱:۴۰ Failed Failed ۹:۲۱ ۲۵۵۶
۴:۴۶
گلکسی ای ۷ ۲۰۱۸ ۶.۰ اینچ
۲۲۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۳۰۰ ۱۴:۱۷ ۳۴۹.۱ ۲۴۰.۹ ۷:۵۳ ۳۷۷۳
۵:۲۷
موتورولا موتو ایکس ۴ ۵.۲ اینچ
۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۰۰۰ ۱۱:۰۷ ۳۱۳.۶ ۶۳۹.۶ ۱۰:۵۳ ۳۸۵۱
۸:۱۱
نوکیا ۶.۱ ۵.۵ اینچ
۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۰۰۰ ۱۰:۱۸ ۳۲۰.۷ ۶۲۶.۸ ۷:۴۴ ۳۰۰۵
۶:۴۰
نوکیا ۷ پلاس ۶.۰ اینچ
۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۸۰۰ ۱۲:۳۵ ۳۳۸.۸ ۸۴۸.۶ ۱۱:۱۹ ۳۹۵۳
۷:۰۸
ردمی ۵ پلاس ۵.۹۹ اینچ
۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۴۰۰۰ ۱۳:۳۲ ۶۵۳.۱ ۳۸۱.۰ ۱۲:۳۸ ۵۲۵۱
۱۲:۰۰
ردمی نوت ۵ ۵.۹۹ اینچ
۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۴۰۰۰ ۱۵:۲۸ ۵۵۵.۱ ۶۰۱.۰ ۱۳:۵۹ ۶۰۵۳
۱۱:۰۶
آنر ۹ لایت ۵.۶۵ اینچ
۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۰۰۰ ۸:۲۰ ۲۶۴.۰ ۳۱۷.۵ ۶:۱۲ ۳۲۷۴
۶:۳۹
هواوی Y7 پرایم ۲۰۱۸ ۵.۹۹ اینچ
۱۴۴۰ × ۷۲۰ پیکسل
۳۰۰۰ ۷:۰۸ ۲۹۳.۷ ۶۴۶.۶ ۵:۴۸ ۲۳۹۹
۷:۲۲
هواوی نوا ۳e ۵.۸۴ اینچ
۲۲۸۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۰۰۰ ۹:۲۰ ۲۸۳.۶ ۳۳۰.۴ ۵:۲۳ ۳۲۵۰
۶:۱۴
سونی اکسپریا XA2 اولترا ۶.۰ اینچ
۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۵۸۰ ۱۲:۳۰ ۳۶۲.۰ ۶۴۵.۲ ۸:۲۰ ۴۶۹۰
۱۰:۴۳
سونی اکسپریا XA2 ۵.۲ اینچ
۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۳۰۰ ۱۱:۰۶ ۳۵۸.۳ ۶۴۷.۹ ۸:۱۹ ۴۷۰۱
۹:۰۵
شیائومی ردمی نوت ۵A ۵.۵ اینچ
۱۲۸۰ × ۷۲۰ پیکسل
۳۰۸۰ ۷:۱۰ Not Supported Not Supported ۷:۳۲
آنر ۷X ۵.۹۳ اینچ
۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۳۴۰ ۹:۰۷ ۲۸۸.۲ ۲۲۶.۱ ۶:۵۸
هواوی پی اسمارت ۵.۶۵ اینچ
۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۰۰۰ ۹:۱۰ ۳۳۶.۸ ۳۱۴.۲ ۵:۲۰
ایسوس ذن‌فون مکس پلاس ۵.۷ اینچ
۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۴۱۳۰ ۱۱:۱۴ ۳۵۳.۹ ۲۷۱.۰ ۹:۰۰
سونی اکسپریا XA1‌ اولترا ۶.۰ اینچ
۱۹۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۲۷۰۰ ۱۱:۰۷ ۳۴۹.۳ ۴۰۹.۰ Failed
هواوی میت ۱۰ لایت ۵.۹ اینچ
۲۱۶۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۳۴۰ ۹:۰۵ ۳۰۶.۸ ۲۵۲.۰ ۵:۳۸ . —
سامسونگ گلکسی A8 پلاس ۶.۰ اینچ
۲۲۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۵۰۰ ۱۶:۳۵ ۵۱۴.۶ ۲۵۴.۰ ۹:۵۲
سامسونگ گلکسی A8 ۵.۶ اینچ
۲۲۲۰ × ۱۰۸۰ پیکسل
۳۰۰۰ ۱۴:۱۰ ۳۸۶.۵ ۲۴۵.۲ ۷:۳۲

*تمامی بنچمارک‌های ذکرشوده در این جدول را پارس تبلیغ اجرا کرده است.

نوا ۳ در بنچمارک PCMark Work 2 که شارژدهی دستگاه را با شبیه‌سازی کاربری‌های روزمره مانند وب‌گردی و پخش فیلم و ویرایش اسناد ارزیابی می‌کند، در سطحی بالاتر از گلکسی A7 2018 سامسونگ قرار می‌گیرد؛ اما باتوجه‌به توان پردازشی بیشتر درمقایسه‌با میان‌رده‌ی کره‌ای‌ها، در آزمون باتری گیک‌بنچ مدت‌زمان کمتری دوام می‌آورد. متأسفانه نوا ۳ حین اجرای آزمایش باتری GFXBench، به‌شودت داغ می‌شود و اجرای آزمون را قطع می‌کند. درهرصورت، میان‌رده‌ی هواوی در کاربری‌های عادی حتی بیش از یک روز شما را همراهی می‌کند. درضمن، شارژر سریع ۱۸ واتی (۹ ولت و ۲ آمپر) دستگاه، در مدت ۲ ساعت باتری را کامل شارژ می‌کند که برای گوشی هوشمند میان‌رده، نتیجه‌ی معقولی به‌نظر می‌آید.

جمع‌بندی

از سال ۲۰۱۸، هواوی استفاده از سخت‌افزار پرچم‌دارانش در میان‌رده‌ها را آغاز کرد؛ کاری که از نوا ۳ قوی‌ترین میان‌رده‌‌ی بازار از نظر عملکرد و پردازنده ساخته است. نمایشگر این گوشی پای خود را فراتر از دیگر میان‌رده‌های هواوی نمی‌گذارد و روشنایی آن همچنان کمتر از بهترین‌های این رده است. نوا ۳ گوشی خوش‌ساخت و زیبایی محسوب می‌شود؛ ولی ظاهر آن دیگر گوشی‌های برند هواوی و آنر را تداعی می‌‌کند. نوا ۳ در القای حس محصولی پرمیوم موفق است و طراحی یکی از قوت‌های آن محسوب می‌شود.

هواوی نوا 3 / Huawei Nova 3

نوا ۳ بهترین دوربین در بین گوشی‌های هم‌قیمت خود را ندارد؛ اما عملکرد موفق آن در ارائه‌ی عکس‌های شارپ و باجزئیات آن را در بین بهترین‌ها قرار می‌دهد. باتری نوا ۳ با وجود ظرفیت باتری نسبتا زیاد ۳۷۵۰ میلی‌آمپرساعتی، عملکرد متوسطی ازنظر شارژدهی دارد؛ اما ملاقات با شارژ ۱۸ واتی در گوشی میان‌رده‌ای همچون آن خوشنودمان کرد. در پایان، باید اشاره کرد خرید نوا ۳ به کسانی پیشنهاد می‌شود که سخت‌افزار و عملکرد در کنار زیبایی را اولویت خرید خود قرار داده‌اند،‌ پیشنهاد می‌شود. نمایشگر و شارژدهی و رابط کاربری این گوشی رقبای توانمندی دارد که نوا ۳ را به رقابت دعوت می‌کنند و شکست می‌دهند.

نکات مثبت

  • سخت‌افزار قدرتمند و عملکردی عالی
  • ثبت عکس‌هایی با جزئیات زیاد در طول روز
  • طراحی زیبا و کیفیت ساخت بالا

نکات منفی

  • روشنایی نسبتا پایین نمایشگر
  • محل نامناسب حسگر اثرانگشت
  • شارژدهی متوسط در بازار میان‌رده‌ها

ادامه‌ی پست

بررسی بازی The Other Half

بازی The Other Half با اینکه از نظر گیم پلی و سیستم مبارزات بسیار خسته کننده طراحی شوده است، اما حداقل داستان خوبی برای روایت کردن دارد.

یکی از سبک‌هایی که از قدیم به همراه بازی‌های ویدیویی متولد شوده است چیزی نیست جز ژانر تاپ داون (Top Down). همانطور که از نام آن پیداست، بازیکنان در این سبک کاراکتر خود را از دوربین بالا به پایین مشاهده می‌کنند و تمامی وقایع بازی از این دید قابل رویت است. البته برخی برای اینکه در این حالت نمی‌توانند کاراکتر خود را مشاهده کنند، ابراز نارضایتی می‌کنند و  احساس می‌کنند که نمی‌توانند با کاراکتر رابطه برقرار کنند. یکی از بازی‌هایی که به تازگی در این سبک منتشر شوده است The Other Half نام دارد که با المان‌های جالب سعی داشته که یک روند لذت بخش و متفاوت خلق کند ولی متاسفانه سازندگان در این راه موفق نبوده‌اند.

بازی The Other Half در مورد کاراکتری به نام شکارچی است که برای رسیدگی به ماموریت خود به شهری سفر می‌کند. از آنجا که شخصیت اصلی بازی در واقع شکارچی هیولا است باید به شهری در کواستان‌ها سفر کند تا از اتفاقات تلخی که در آن پیش آمده است مطلع شود. در همان ابتدا صدای شخصیتی با نام دانیال شما را همراهی می‌کند و شما را کم کم با داستان این بازی آشنا می‌کند. گویا این کاراکتر یکی از اهالی روستا است که داستان عاشقانه و در عین حال تلخی را روایت می‌کند. داستان بازی در ابتدا یک روایت ساده به نظر می‌رسد اما رفته رفته تمامی حدس و گمان‌ها اشتباه از آب در می‌آیند.

به طور کلی سازندگان توانسته‌اند یک داستان قابل قبول برای The Other Half دست و پا کنند. با پیش بردن بازی با کاراکتری با نام آنالیس آشنا می‌شوید که صدای وی نیز در حین سفر شما در کنار گفت و گوهای دانیال به گوش می‌خورد. شاهد گفت و گوهای دوستانه و گرمی بین کاراکترهای بازی خواهید بود که گویا این موضوع رنگ تاریک‌تری به خود می‌گیرد و تمایل دارید که با پیش بردن بازی از داستان آن با خبر شوید. این موضوع باعث می‌شود که راه رفتن در دنیای بازی برای شما تکراری نشود و داستان جذابش شما را سرگرم کند.

the other half

سازندگان در همان قسمت‌های اولیه The Other Half با نمایش گیم پد در محیط بازی قصد دارند کنترلر‌های آن را آموزش دهند. کنترلرهای بسیار ساده و جمع‌و‌جوری در این بازی تعبیه شوده‌اند که البته پس از مدتی شاید تکراری شوند. در کنار کنترلر‌های حرکتی کاراکتر، یکی از مکانیزم‌هایی که نظر ما را به خودش جلب کرد نحوه حمله به دشمنان است. بازیکنان با آنالوگ سمت راست می‌توانند هدایت آتشی را در پیرامون خود برعهده بگیرند و در ۳۶۰ درجه آن را هدایت کنند. این آتش که به طور بی‌نهایت قابل استفاده است به شما اجازه می‌دهد که در برد مشخصی آن را به نقاط مختلف پیرامون کاراکتر خود هدایت کنید. البته در این راستا سازندگان برای اینکه بتوانند روند را برای کشتن دشمنان سخت کنند، سرعت کاراکتر را در حین استفاده از آتش کم می‌کنند. بازیکنان با استفاده از این حرکت باید آتش را به نقاط ضعف دشمنان که به رنگ آبی تیره مشخص شوده است، برسانند. 

یکی از کنترلرهای اصلی سبک Top-Down جاخالی دادن یا به اصطلاح Dash کردن است که از قضا در این بازی دیده می‌شود. البته المانی که اینجا به مکانیزم جاخالی دادن اضافه شوده است سیستم دفع حملات یا Parry است. بازیکنان با جاخالی دادن در زمان معینی به سمت ضربات دشمن می‌توانند از آنها عبور کنند. البته این حرکت به این سادگی‌ها هم نیست و اگر بازیکنان لحظه‌ای دیر یا زودتر این حرکت را در بازی پیاده کنند مورد اصابت ضربات دشمن قرار می‌گیرند. البته امکان جاخالی دادن به عقب نیز در بازی فراهم شوده است که استراتژی امن‌تری را برای بازیکنان به ارمغان می‌آورد. با اینکه سازندگان توانسته‌اند مکانیزم جالبی را در کنترلرهای بازی پیاده کنند اما سیستم مبارزات بازی بسیار خسته کننده و تکراری است. در حین مبارزات شما با کشتن سریع دشمنان تمایل دارید که سریع از آنها عبور کنید تا از داستان بازی با خبر شوید.

جزئيات گرافیکی محیط‌های بازی در کمترین حالت ممکن طراحی شوده است و برخی اوقات به قدری محیط‌ها به یکدیگر شباهت دارند که راه رفت یا برگشت خود را فراموش می‌کنید

طراحی کاراکترهای بازی از شخصیت اصلی گرفته تا دشمنان کاملا به طور دستی است. از آنجا که طراحی محیط بازی با گرافیک مدرن ساخته شوده است، حضور کاراکترهایی با طراحی دستی یک ناسازگاری به بازی می‌بخشود. البته طراحی زشت و عجیب کاراکترها نیز در این راستا همکاری کرده‌اند و گرافیک بازی را بسیار زننده جلوه می‌دهند. جزئيات گرافیکی محیط‌های بازی نیز در کمترین حالت ممکن طراحی شوده است و برخی اوقات به قدری محیط‌ها به یکدیگر شباهت دارند که راه رفت یا برگشت خود را فراموش می‌کنید. سازندگان آیتم‌های ظاهری کلیدی در راه مسیر شما قرار نداده‌اند که با توجه به آنها بتوانید موقعیت خود را شناسایی کنید و به یاد بیاورید. از طرفی کاراکتر اصلی شما که تنها یک شنل قرمز رنگ بر تن دارد از طراحی خسته کننده‌ای برخوردار است و در هنگام جاخالی دادن به گلوله نورانی تبدیل می‌شود.

the other half

جایگاه برخی از دشمنان بازی به طور ثابت طراحی شوده است که شاهد دست‌هایی در قسمت‌های اطراف آن استید. بازیکنان برای اینکه بتوانند این موجودات را نابود کنند باید یک فاصله نزدیک با هیولاها ایجاد کنند که در این قسمت دست‌های یاد شوده به سمت شما حمله ور می‌شوند. دشمن‌های دیگری همانند گرگ در بازی دیده می‌شوند که انیمیشن حرکت کردن آنها بسیار ضعیف انجام شوده است. این موجودات در حالی که قصد دارند موقعیت خود را با توجه به جایگاه شما عوض کنند یک جا‌به‌جایی زشت انجام می‌دهند که می‌تواند تو ذوق بازیکنان بزند. طراحی برخی از دشمنان این بازی نیز به قدری نامناسب به نظر می‌رسد که نمی‌توانید تشخصی دهید که با چه دشمنی روبرو استید. انیمیشن‌های این موجودات نیز از طراحی قابل قبولی برخوردار نیست و صرفا شاهد پخش شودن خون تیره رنگ و افتادن دستان آنها روی زمین خواهید بود. 

شما در حین صحبت با کاراکتر‌های دیگر می‌توانید پاسخ‌های خود را انتخاب کنید و شخصیت خود را خلق کنید

یکی از موارد بسیار جالب در این بازی سیستم گفت و گو با کاراکترها یا به اصطلاح NPCهای بازی است. شما در حین صحبت با کاراکتر‌های دیگر می‌توانید پاسخ‌های خود را انتخاب و شخصیت خود را خلق کنید. در صحنه‌های مختلف برخی از کاراکترها به شما اطمینان می‌کنند و رازی را با شما در میان می‌گذارند. کاربران در گفت و گوهای خود با دیگران می‌توانند کاراکتر خود را فردی مورد اطمینان یا حتی خیانتکار جلوه دهند. این موضوع رفته رفته روی داستان تاثیر می‌گذارد و شاید این موضوع بتواند در کنار گیم پلی ضعیف، ارزش تکرار آن را حداقل از نظر داستانی بالا ببرد.

the other half

 ویژگی جالبی که در این بازی دیده می‌شود مربوط به گلخانه‌ای است که در مطب دکتر قرار گرفته است. کاربران با جمع آوری گیاهانی در محیط‌های بازی می‌توانند آن را در این گلخانه پرورش دهند. البته مالک این گلخانه از شما می‌خواهد که هر از چند گاهی به آنها سر بزنید و با آتش خود گرمایی برای آنها فراهم کنید. این گلخانه در واقع به منبع خون شما تبدیل می‌شود که با آن می‌توانید نوار سلامتی خود را افزایش دهید. البته برای این کار باید یک بطری تهیه کنید تا با استفاده از آن بتوانید خون و انرژی اضافی به همراه خود در کواستان‌ها ببرید. هر بار با بازگشت به شهر در حین صحبت با دکتر می‌توانید از وی خواهش کنید که نوار سلامتی شما را پر کند.

سازندگان برای اینکه بتوانند روند غیر تکراری در بازی ایجاد کنند، المان‌های نقش آفرینی در آن دمیده‌اند. بازیکنان با کشتن دشمنان در دنیای تاریک این بازی می‌توانند امتیازاتی جمع آوری کنند. پس از آن کاربران می‌توانند به شهر مراجعه کنند و آیتم‌هایی برای ارتقا کاراکتر خود تهیه کنند. گفتنی است که استفاده از این آیتم‌های نقش آفرینی تاثیر آنچنانی روی کاراکتر شما ندارد و صرفا یک روند ابتدایی به نظر می‌رسد. چرا که گیم پلی بازی به قدری آسان طراحی شوده است که در ساعت‌های ابتدایی بازی شاید حتی یک بار هم صفحه مرگ خودتان را مشاهده نکنید. روند آسان شوده و بدون چالش این بازی باعث می‌شود که پس از نبرد‌های آن حس رضایت یا پیشرفت به شما دست ندهد.

استفاده از آیتم‌های نقش آفرینی تاثیر آنچنانی روی کاراکتر شما ندارد و صرفا یک روند حوصله‌سربر به نظر می‌رسد

بازی The Other Half صداگذاری قابل قبولی هم در بخش صداپیشگان و هم فنی داشته است. صدای گرم راوی داستان چه از خود دانیال گرفته تا صدای دکتر همیشه شما را همراهی می‌کند و داستان زندگی خودشان را برای شما تعریف می‌کنند. البته در قسمت‌هایی از صحبت‌ها، وزن صدای کاراکتر زن این بازی عوض می‌شود و از حالت گرمی خود خارج می‌شود. در حالی که شما رفته رفته از داستان عشقی و در عین حال تلخ این دو با خبر می‌شوید، صحنه‌های بازی نیز عوض می‌شود. در حین روایت کل محیط بازی به زمان گذشته برمی‌گردد و در حالی که شاهد فضای سبز و زیبا استید، به صدای صداپیشگان گوش می‌کنید. دشمنان بازی نیز از صداگذاری جالب و ترسناکی برخوردار استند اما از آنجا که طراحی گرافیکی آنها بسیار ضعیف است، صداگذاری قابل قبول آن در طراحی زننده آنها گم می‌شود.

the other half

سازندگان در تنظیم موسیقی متن بازی The Other Half کم لطفی کرده‌اند. جالب است بدانید برخی از بخش‌های بازی در سکوت فرو می‌رود و شما صرفا به صدای آتش و موجودات اهریمنی گوش می‌دهید. سازندگان در این قسمت‌ها با صدای باد و کولاک قصد داشته‌اند که فضای سرد و تاریکی در بازی ایجاد کنند اما موفق ظاهر نشوده‌اند. به طور مثلا در حالی که تمام دشمنان شما را احاطه کرده‌اند و شما در حال مبارزه با آن‌ها استید، تنها صدای بادی به گوش می‌خورد. در برخی از قسمت‌ها در حالی که در شهر حضور دارید صدای پیانویی به گوش می‌خورد که رفته رفته صدای آن برای شما تکراری می‌شود. در برخی نقاط از بازی نیز صداهای گیتار با گام‌های بسیار ساده و تکراری به گوش می‌خورد.

رابط کاربری بازی به ساده‌ترین نوع ممکن طراح شوده است. سازندگان برای اینکه وقت زیادی روی این موضوع نگذارند، کادرهای مشکی اطراف اعداد و ارقام روی صفحه و منو گذاشته‌اند که جلوه‌های بصری بازی را زننده‌تر می‌کنند. این طراحی در بخش تجهیزات و منو نیز به چشم می‌خورد. رنگ‌های بسیار ساده و خشک در کنار فونت‌های بسیار ساده کاری می‌کند که ناسازگاری در این بازی بیشتر به چشم بخورد.

سازندگان در تنظیم موسیقی متن بازی The Other Half کم لطفی کرده‌اند. جالب است بدانید برخی از بخش‌های بازی در سکوت فرو می‌رود و شما صرفا به صدای آتش و موجودات اهریمنی گوش می‌دهید

در برخی از قسمت‌های گیم پلی شاهد المان‌های پازل یا همان معمایی استیم. سازندگان معماهای پیش پا افتاده‌ای در بازی تعبیه کرده‌اند. به طور مثال در قسمت‌هایی از بازی برای باز کردن در‌ها باید با استفاده از آتش خود مشعل‌های کنار آن را روشن می‌کنید. پس از آن بیشتر گیم پلی به راه رفتن‌های بی‌مورد خلاصه می‌شود که گمان می‌کنید در حال تجربه یک سبک شبیه ساز Walking استید. همینطور گفتنی است که درجه سختی‌های مختلفی نیز در این بازی گنجانده شوده است که یکی از آنها صرفا «حالت داستانی» نام دارد. در آن سو دشوارترین درجه سختی نیز تنها روی میزان آسیب‌های دشمنان تاثیر می‌گذارد. درجه سختی دشوار روی الگوهای رفتاری دشمنان تاثیر نمی‌گذارد و شما صرفا آسیب بیشتری از آنها دریافت می‌کنید.

به طور کلی بازی The Other Half با اینکه از نظر بسیاری جنبه‌های بازی‌سازی عملکرد ضعیف داشته است اما از نظر داستانی شاید بتواند نظر برخی از بازکینان را به خود جلب کند. صداپیشگان با صدای گرمشان داستان عاشقانه ولی در عین حال تاریک را روایت می‌کنند که تمایل دارید از آن با خبر شوید. اما اگر به دنبال یک بازی سرگرم کننده با مبارزات چالش برانگیز استید این بازی به هیچ عنوان پیشنهاد نمی‌شود. ایرادات دیگری همچون طراحی گرافیکی زشت در کنار المان‌های نقش آفرینی و معمایی ساده کاری می‌کند که این بازی از نظر گیم پلی ضعیف عمل کند.

بازی The Other Half روی پلتفرم پی سی بررسی شوده است.

ادامه‌ی پست

مورد انتظارترین بازی سال ۲۰۱۹ از نگاه پارس تبلیغ

سال ۲۰۱۹ می‌تواند به همان اندازه بزرگ باشود که سال ۲۰۱۸ توانست شگفت‌انگیز ظاهر شود. بازگشت شیاطین، صدای چرخ دنده‌ها و سفری دوباره به روسیه، امسال را هیجان‌انگیز کرده‌اند. با مورد انتظارترین بازی سال ۲۰۱۹ همراه پارس تبلیغ باشید.

از نظر بازی‌های ویدیویی، سال ۲۰۱۸ برای خودش غوغایی بود؛ وقتی در یک سال غذای اصلی‌مان God of War و Red Dead Redemption 2 باشود و دسرش بازی‌هایی مثل Spider-Man و Forza Horizon، دیگر چه می‌توان از یک سال ویدیو گیمی انتظار داشت؟ سال ۲۰۱۹ هم می‌تواند به همین اندازه خوش آب و رنگ باشود، حتی تا این‌ جای کار که هنوز نیمی از بازی‌ها هم تاریخ نخوردند، ۲۰۱۹ به خودی خود سالی خوشمزه برای گیمرها به نظر می‌رسد. نسخه جدید Gears of War، بازی جدید میازاکی، بازگشت شیطان با دو چهره متفاوت در Resident Evil 2 Remake و Devil May Cry 5 و حتی زمزمه‌هایی از انتشار بازی کوجیما و سی دی رد پراجکت در سال ۲۰۱۹، به خودی خود باعث شوده‌اند در پوست خودمان نگنجیم! در اینجا لیستی از پنج بازی مورد انتظار سال ۲۰۱۹ را رتبه بندی کرده‌ایم. هرچند به خاطر داشته باشید که در این لیست تنها بازی‌هایی قرار دارند که به طور حتم در سال ۲۰۱۹ منتشر خواهند شود.

 

gears 5 / گیرز 5

Gears 5

پنجمین نسخه از مجموعه Gears of War، کار سختی در پیش دارد. سه‌گانه اول این بازی هنوز هم جزو شاهکارهای شوتر سوم شخص است و کلاس درسی بزرگ برای هم سبک‌های خود بود. اما استودیوی کوالیشن در نسخه چهارم و با تغییر نسل و فاصله‌ای که میان سه‌گانه اول و نسخه‌های جدید به وجود آمد، ریسک کمتری به خرج داد و بازی نتوانست چیز جدیدی ارایه دهد. هرچند Gears 4 بازی خوب و البته یک Gears of War خوب بود، اما به درخشندگی گذشته خود نرسید. حال نوبت به Gears 5 رسیده تا خود را ثابت کند. این که بتواند به این امر دست پیدا کند یا نه، باید صبر کرد و دید، اما با توجه به قول‌های راد فرگوسن، مدیر استودیو کوالیشن، می‌توان امیدوار بود که Gears 5 شرایط بسیار بهتری نسبت به نسخه چهارم داشته باشود. با توجه به پایان‌بندی بازی Gears of War 4، در تریلر معرفی Gears 5 مشخص بود که این قسمت (حداقل بخشی از آن) روی کاراکتر کیت تمرکز کند. کابوس‌های شبانه او در مورد مادر بزرگش، میرا، ملکه لوکاست‌ها، او را هر لحظه به سمت رگ و ریشه‌اش نزدیک می‌کند. این که دوباره خبری از لوکاست‌ها شود یا نه، حسی آمیخته از کنجکاوی و ترس را برای طرفداران به وجود آورده است؛ چرا که لوکاست‌های بی‌رحم، یکی از جذاب‌ترین دشمنانی بودند که بازیکنان در نسل هفتم با آن‌ها رو به رو شودند. 

 

سکیرو / sekiro

Sekiro: Shadows Die Twice

پس از به پایان رسیدن آخرین جلد از مجموعه Dark Souls، هیدتاکا میازاکی و تیمش در استودیو فرام‌سافتور عطش زیادی برای انجام یک کار متفاوت داشتند. یک بازی که روح کارهای قبلی استودیو را حفظ کند، اما متفاوت از هر آن چه تا پیش از این تجربه کرده بودیم باشود. با تمرکز روی این هدف، بازی جدید آن‌ها به نام Sekiro: Shadows Die Twice خلق شود. در این بازی، ما نقش یک شینوبی را بر عهده می‌گیرم که نگهبان یک ارباب کوچک اما مهم و برجسته است. در شبی از شب‌ها، شخصی با خیانت به هم رزمان خود، ارباب کوچک را می‌دزد و طی مبارزه‌ای با شینوبی، دست او را قطع و رها می‌کند. کاراکتر اصلی داستان پس از به هوش آمدن، دستی مصنوعی عجیبی را به جای دست قطع شوده‌اش می‌بیند که می‌تواند از آن به عنوان یک ابزار جنگی کشنده استفاده کند. این که ادامه ماجرا چه می‌شود، باید تا انتشار بازی و تجربه آن صبر کنیم. در بازی Sekiro خیلی از المان‌هایی که در مجموعه Soulsborne تجربه کردیم، جای خود را به عناصر تر و تازه‌ داده‌اند. یکی از بزرگ‌ترین المان‌هایی که در بازی تغییر کرده، نوع کشته شودن بازیکنان است. نه فقط دیگر خبری از بنفایر و You Died معروف سری سولز نیست، حتی می‌توان پس از شکست در برابر حریف، با استفاده از یک آیتم دوباره زنده شود. همچنین دیگر خبری از ساخت شخصیت و تعداد زیادی سلاح نیست، اما در عوض کاراکتر بازی به شیوه‌ای متفاوت از گذشته، قابل آپگرید است و با دست مصنوعی و کاتانای خود به نبرد می‌پردازد. به طور کلی، جدیدترین بازی استودیو FromSoftware شرایط تازه‌ای دارد، باید ببینیم می‌تواند طرفداران خود را راضی کند یا نه.

 

devil may cry / دویل می کرای

Devil May Cry 5

اگر دویل می کرای نینجا تئوری را حساب نکنیم، بیش از ۱۰ سال است که منتظر نسخه جدیدی از این مجموعه بازی محبوب استیم. بازی‌هایی که با سه نسخه اول خود، سبک بازی‌های هک اند اسلش را به مرزهای جدیدی رساندند و بازیکنان را با کاراکترهایی آشنا کردند که تا امروز همیشه در بین بهترین‌ها قرار گرفته‌اند. داستان نسخه پنجم بازی Devil May Cry، چندین سال پس از وقایع Devil May Cry 2 جریان دارد. در داستان این بازی، شخص مرموزی به نام V به دفتر دانته می‌آید تا او را برای حل پرونده‌ای مربوط به حمله شیاطین استخدام کند. در این بین نیز نرو هم شغل شکار شیاطین اختصاصی خودش را راه انداخته است. Devil May Cry 5 کنترل سه کاراکتر را در اختیارتان قرار می‌دهد. دانته، نرو و وی، کاراکترهای قابل بازی استند که هر کدام گیم‌پلی منحصر به فرد خود را دارند. کاراکترهای تریش و لیدی و همچنین یک کاراکتر جدید به نام نیکو از جمله شخصیت‌های دیگر بازی استند که حسابی جمع کاراکترهای DMC 5 را جمع کرده‌اند. سکوت چند ساله این بازی، مخصوصا در دوره زمانه‌ای که بازی‌های هک اند اسلش حال و روز چندان خوشی ندارند، طرفداران این مجموعه و علاقه‌مندان به این سبک، به شودت برای تجربه بازی Devil May Cry 5 لحظه شماری می‌کنند. شنیدن صدای گریه‌ی دوباره شیطاین در نسخه پنجم این بازی، باعث شود تا DMC جای خود را در جایگاه سوم مورد انتظارترین بازی‌های ۲۰۱۹ جای دهد.

 

مترو / metro exodus

Metro Exodus

هر بار که بخواهیم اتمسفری مثال زدنی در بین بازی‌های ویدیویی نام ببریم، قطعا یک جایی از لیست را باید برای بازی‌های Metro کنار بذاریم. مجموعه بازی فوق‌العاده‌ای که بر اساس رمان‌هایی با همین نام ساخته شودند و داستان زندگی آرتیوم، در روسیه پساآخرازمانی را روایت می‌کنند. Exodus در جایی پس از وقایع Metro 2035 را دنبال می‌کند. آرتیوم و همسرش آنا، بالاخره راه خروج از تونل‌های تنگ و تاریک را پیدا و آن مکان سرد و مخوف را برای همیشه ترک می‌کنند. این دو برای عبور از این مناطق خطرناک توسط لوکومتیوی به نام Aurora به سفر بین مناطق مختلف می‌پردازند که خب قطعا کار راحتی هم نخواهند داشت. این بار محیط‌های بازی نسبت به گذشته بازتر شوده‌اند و مناطق تنگ و تاریک جای خود را با محیط‌های آزادتر تقسیم کرده‌اند. در Metro Exodus حتی وارد محیط‌هایی می‌شویم که برای تنفس دیگر نیازی به ماسک نیست. یکی دیگر از اتفاقات جدیدی که وارد بازی Metro شوده، تغییر فصل‌ها است. بازی در شهر مسکو شروع می‌شود و مطابق انتظار با هوایی سرد و برفی طرف استیم. با سفر به شهری دیگر، فصل بهار را تجربه خواهیم کرد. اما این پایان ماجرا نیست و این بار وارد محیط‌های پساآخرالزمانی خواهیم شود که در فصل تابستان خشک و بی‌آب و علف می‌شوند. در فصل پاییز نیز وارد محیط‌های تازه‌ای خواهیم شود که هیچگاه در مجموعه Metro تجربه نکرده بودیم. سومین نسخه از مجموعه Metro، یکی از مورد انتظارترین بازی‌هایی است که بیشتر از هر چیزی، دوست داریم دوباره در اتمسفر بی‌نظیرش به نفس نفس زدن بیافتیم و با موجوداتی عجیب و غریب دست و پنجه نرم کنیم.

resident evil 2 / رزیدنت اویل

Resident Evil 2 Remake

چه چیز مورد انتظارتر از یک بازسازی تر و تمیز، از یکی از بهترین نسخه‌های بهترین مجوعه بازی‌های ترسناک؟ پس از اشتباهات کپکام در مجموعه رزیدنت ایول، آن‌ها به سراغ ریمیک نسخه‌ای قدیمی از این بازی رفتند تا هم برای خودشان و هم برای ما یادآور شود که چه چیز باعث شود که ما عاشق این مجموعه شویم. در بازی Resident Evil 2 Remake، کپکام این بار با موتور RE قصد دارد تا در بین سایر موتورهای بازی‌سازی غربی خودی نشان دهد و آن طور که از ظاهرش پیدا است، می‌توان گفت آن‌ها به خوبی کار خود را انجام داده‌اند. البته در این نسخه بازسازی، دیگر خبری از آن زاویه دوربین قدیمی نیست و بازی از زاویه دوربین روی شانه دنبال می‌شود. اما به غیر از این مورد، بازی بسیاری از المان‌های بی‌نظیر خود را حفظ کرده است. یکی از این موارد، ماشین‌های تایپ استند که از طریق آن‌ها می‌توانستیم بازی را ذخیره کنیم. بازی توسط دو کاراکتر لیان و کلر دنبال می‌شود و تغییر خاصی هم در داستان بازی رخ نداده است و حتی ممکن است با بخش‌های تازه‌ای هم در کنار ستون‌های قدیمی داستانی و مراحل رو به رو شویم. با این که دیگر خبری از دوربین گذشته نیست و کپکام هم سعی کرده این بازسازی طبیعی جلوه کند، کنار گذاشتن اکشن مطلق و در راس قرار دادن سبک ترس است. در بازه‌ زمانی خاصی از تاریخ مجموعه رزیدنت ایول، کپکام در این بازی‌ها سعی کرد برای جذب مخاطبان بیشتر، اکشن را به ترسناک بودن هرچه بیشتر بازی ترجیح دهد اما حالا در ریمیک Resident Evil 2، این سیاست کنار گذاشته شوده و قرار است باز هم تجربه‌ای تاریک و ترسناک از این بازی داشته باشیم.

پس مورد انتظار‌ترین بازی‌های سال ۲۰۱۹ به ترتیب زیر استند:

  • Resident Evil 2 Remake
  • Metro Exodus
  • Devil May Cry 5
  • Sekiro : Shadow Die Twice
  • Gears 5

حال نوبت شما است تا از طریق نظرسنجی، مورد انتظار‌ترین بازی سال را انتخاب کنید. حتما پس از انتخاب بازی مورد‌نظر گزینه ارسال را بزنید:

همچنین نظرسنجی مربوط به ناامید کننده‌ترین بازی سال هم به پایان رسیده که می‌توانید نتایج آن را در مطلب مربوطه مشاهده کنید.

ادامه‌ی پست

جیلی FY11 معرفی شود؛ اولین شاسی بلند چینی با پلتفرم مشترک ولوو

شاسی‌بلند کوپه‌ی جیلی FY11 مجهز به پیشرانه ۲ لیتری توربوشارژ با ۲۳۵ اسب‌بخار قدرت، براساس پلتفرم مشترک با ولوو ساخته می‌شود.

پس از انتشار خبر تولید شاسی‌بلند جدید جیلی با طرح کوپه مشابه بی‌ام‌و X4 و مرسدس بنز GLC Coupe در روزهای گذشته، امروز به‌طور رسمی محصول ۲۰۱۹ این شرکت چینی معرفی شود. شاسی‌بلند کوپه‌ی FY11، سومین خودروی جیلی است که در سال ۲۰۱۹ عرضه خواهد شود.

FY11 روی پلتفرم جدید و مشترک جیلی و ولوو موسوم به CMA که پیش از این در XC40 و مدل‌های لینک اند کو (Lynk & Co) استفاده شوده است، تولید می‌شود. درحقیقت اساس ساخت FY11، ولوو XC40 است؛ به‌همین دلیل، پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲ لیتری توربوشارژ ولوو با قدرت ۲۳۵ اسب‌بخار و گشتاور ۳۵۰ نیوتن‌متر، قلب شاسی‌بلند کوپه‌ی جیلی خواهد بود.

Geely FY11


مقاله‌ی مرتبط:

جیلی FY11 که با سیستم‌های انتقال قدرت محور جلو و تمام چرخ محرک همراه است، به‌دلیل طراحی فست‌بک شباهت زیادی به شاسی‌بلند کوپه‌های اروپایی، بی‌ام‌و X4 و مرسدس GLC دارد. تفاوت محصول جیلی با آلمانی‌ها، پهنای بیشتر بدنه است که ظاهر خودرو را عضلانی‌تر نشان می‌دهد. در نمای رو‌به‌رو جلوپنجره‌ی آشنای جیلی درکنار چراغ‌های باریک که با یک نوار کروم تزئین شوده‌اند، قرار گرفته است. وجود ورودی‌های هوای زیر سپر جلو هم به جذابیت FY11 اضافه می‌کند. در نمای عقب، چراغ‌های LED، تزئینات کروم و چهار سراگزوز، کامل‌کننده‌ی ویژگی اسپرت این شاسی‌بلند استند.

هنوز مشخصات فنی محصول جدید جیلی مشخص نیست؛ درواقع نام رسمی این مدل هم منتشر نشوده و FY11، کد داخلی تولیدی آن است. باتوجه به اینکه شاسی‌بلند جیلی از پیشرانه‌ی ولوو استفاده می‌کند، احتمالا شتاب اولیه‌ی آن حدود ۶ ثانیه و نهایت سرعت هم بالای ۲۲۰ کیلومتر بر ساعت باشود.

 

ادامه‌ی پست

چالش ۱۰ سال خودروهای پرفروش جهان

در چالش ۱۰ سال خودروهای پرفروش، مدل‌های ۲۰۰۹ و ۲۰۱۹ مثل فورد موستانگ، تویوتا کمری و هوندا سیویک، تغییرات و بهینه‌سازی کیفی و کمّی درکنار قیمت‌گذاری منطقی مشاهده می‌شود.

اگر در هفته‌های گذشته به شبکه‌های اجتماعی مختلف توجه کرده باشید، قطعا با چالش ۱۰ سال‌ (۱۰Year Challenge) آشنایی دارید. در این چالش جالب، تصاویر مختلف در موضوع‌های متنوع از سال ۲۰۰۹ و ۲۰۱۹ را کنارهم قرار می‌دهند تا تغییرات یک دهه را مشخص کنند. چالش ۱۰ سال از تصاویر اشخاص مهم تا مکان‌های تاریخی و برندهای تولیدکننده را شامل می‌شود.

Ford Mustang Shelby GT500

مقاله‌ی مرتبط:

البته شاید این چالش در نوع خودروسازی، برای بسیاری از ایرانی‌ها بیشتر باعث ناراحتی باشود. تنها کافی است تصاویر خودروهای داخلی مدل ۱۰ سال پیش و امروز را کنارهم قرار دهیم تا تغییر درخورتوجه قیمت و حتی کاهش کیفیت و حذف برخی تزیینات ظاهری بدنه‌ی خودرو، سؤال‌های فراوان ایجاد کند. یافتن جواب این سؤال‌ها اگر خیلی خوشبین باشیم، نیازمند عبور از هفت‌خان رستم است. باوجوداین، چالش تغییر ۱۰ سال در خودروهای خارجی بسیار تفاوت دارد و شاید در بسیاری از این مدل‌ها، تنها مشخصه‌ی ثابت مدل ۱۰ سال پیش با امروز، قیمت‌گذاری مناسب و منطقی باشود. در این مقاله، با مراجعه به مطلب جالب وب‌سایت موتور وان، چالش ۱۰ سال را روی تعدادی از محبوب‌ترین خودروهای جهان مثل تویوتا کمری، هوندا سیویک، فورد موستانگ، بی‌ام‌و سری ۳ و… پیاده می‌کنیم.

قیمت‌های نوشته‌شوده به مدل استاندارد و پایه‌ی هر خودرو مربوط استند.

بی‌ام‌و سری ۳

BMW 3 Series

BMW 3 Series

قیمت مدل ۲۰۰۹: حدود ۳۷ هزار دلار

قیمت مدل ۲۰۱۹: حدود ۴۱ هزار دلار

اگر واقع‌بین باشیم، مدل E90 یکی از نسل‌های ناکام‌ سری ۳ بی‌ام‌و است؛ به‌ویژه اینکه E90 مجبور بود جای خالی E46 را پر کند. با نگاهی کوتاه به طراحی این مدل، کاملا می‌توان دلیل محبوب‌نبودن سری ۳ کد E90 را درک کرد: نمای رو‌به‌رو با چراغ‌های ساده و جلوپنجره‌ی قلوه‌ای بزرگ‌تر از E46، اصلا جذاب نیست. خط تیز جانبی با رینگ‌ها و طراحی چراغ‌های عقب همخوانی ندارد. درواقع، بی‌ام‌و E90 سری ۳ در تیپ استاندارد و پایه هیجان‌انگیز نیست. البته، این ایرادها تاحدودی در M3 برطرف شود. نسل هفتم سری ۳ سال گذشته‌ی میلادی در نمایشگاه خودرو پاریس رونمایی شود. G20 قطعا جذاب‌تر از E90 و تغییرات ۱۰ ساله کاملا مشخص است. جلوپنجره‌ی‌ عریض شاید کمی جای بحث داشته باشود؛ اما بخش‌های دیگر بدنه، به‌خوبی کنارهم قرار می‌گیرند. چراغ‌های جلویی باریک درکنار فناوری LED و طراحی زاویه‌دار، نظر هر بیننده‌ای را جلب می‌کنند. همچنین، خط طولی جانبی بدنه پیوند زیبایی بین گِل‌گیر جلو و عقب ایجاد کرده است و چراغ‌های عقب را باید یکی از بهترین طراحی‌های بی‌ام‌و تابه‌امروز دانست. بی‌ام‌و M3 مدل ۲۰۰۹ پیشرفت درخورتوجهی دربرابر E90 بود؛ بنابراین، باید دید M3 در G20 چه وضعیتی خواهد داشت.

شورولت سیلورادو

Chevrolet Silverado 2009

شورولت سیلورادو / Chevrolet Silverado 2019

قیمت مدل ۲۰۰۹: حدود ۱۹ هزار دلار

قیمت مدل ۲۰۱۹: حدود ۲۹ هزار دلار

مدل ۲۰۰۹ از وانت پرطرفدار شورولت سیلورادو (Silverado) نمونه‌ای کامل از طرح ساده‌ی پیکاپ استاندارد آمریکایی است. به‌جرئت می‌توان گفت سیلورادوی ۲۰۰۹ هیچ بخش ویژه‌ای برای جذابیت بصری ندارد و حتی با اضافه‌کردن بسته‌ی اسپرت Z71 نیز وضعیت تغییر نخواهد کرد. طرح جعبه‌ای در نمای رو‌به‌رو و عقب و استفاده از تزیینات کروم فراوان و رینگ‌های پنج‌پره‌‌ی نقره‌ای، دستور ساخت هر وانت معمولی آمریکایی است. شاید تنها ویژگی جذاب سیورادو مدل ۲۰۰۹، رنگ قرمز بدنه باشود. با اینکه جدیدترین نسل و مدل ۲۰۱۹ از سیلورادو تغییرات چشمگیری کرده؛ اما بسیاری از کارشناسان آمریکایی، طرفدار ظاهر جدیدش نیستند. هیئت‌تحریریه‌ی موتور وان طراحی مدل جدید را با عبارت «تماشای آن مشکل است» توصیف کرده‌اند؛ اما شورولت سیلورادو ۲۰۱۹، چه زیبا یا زشت، قطعا منحصربه‌فرد و خاص است. درمجموع، شاید طراحی این پیکاپ زیبا نباشود؛ اما در بین مدل‌های دیگر، توجه بیشتری را جلب می‌کند. سیلورادو ۲۰۱۹ در تیپ Taril Boss با حذف تزیینات کروم و انتخاب نمونه‌ی سیاه‌رنگ درکنار لاستیک‌های بزرگ آفرود، نمای جذاب‌تری دارد. درهرصورت، سیلورادوی امروز دربرابر مدل ۲۰۰۹، پیشرفت زیادی کرده است.

رم ۱۵۰۰

Ram 1500 2009

Dodge Ram 1500

قیمت مدل ۲۰۰۹: حدود ۲۲ هزار دلار

قیمت مدل ۲۰۱۹: حدود ۳۱ هزار دلار

مدل ۲۰۰۹ پیکاپ رم ۱۵۰۰ طراحی زیبایی داشت. می‌توان گفت ۱۵۰۰ دربرابر شورولت سیلورادو و فورد F-150 زیباتر و ظاهر متفاوت‌تری داشت. جلوپنجره‌ی بزرگ کروم درکنار چراغ‌های افتاده، امضای این پیکاپ در ۱۰ سال گذشته بود و نسخه‌های دیگر آن با تکیه بر همین الگو عرضه شودند. مدل ۲۰۱۹ پخته‌تر شوده است؛ ولی هنوزهم جلوپنجره‌ی بزرگ با تزیینات کروم در مدل جدید وجود دارد؛ با این تفاوت که چراغ‌های جلو باریک‌تر و تهاجمی‌تر شوده‌اند. در نسخه‌های مختلف با آپشن‌های متنوع، ظاهر رم ۱۵۰۰ جدید کمی تغییر می‌کند؛ اما درمجموع، پیکاپ مدرن و زیبا و جذابی است.

دوج چلنجر

Dodge Challenger 2009

Dodge Challenger 2019

قیمت مدل ۲۰۰۹: حدود ۲۲ هزار دلار

قیمت مدل ۲۰۱۹: حدود ۲۷ هزار دلار

نسل سوم دوج چلنجر (Challenger) پس از ۲۵ سال غیبت در سال ۲۰۰۸ رونمایی شود. چلنجر ۲۰۰۹ با طراحی جذاب و عضلانی درکنار پیشرانه‌ی ۸ سیلندر Vشکل با قدرت ۴۲۵ اسب‌بخار در تیپ SRT8، به تمام خواسته‌های علاقه‌مندان پاسخ کامل داد. درحقیقت، طراحی چلنجر به‌قدری زیبا است که هنوزهم پس از گذشت سال‌ها از عرضه‌ی نسل سوم، جذابیت دارد؛ به‌همین‌دلیل، این مدل همچنان در نسل سوم با تغییرات ظاهری و فنی جزئی تولید می‌شود. شاید تولید یک مدل خودرو در طول ۱۰ سال عجیب باشود؛ اما زمانی‌که تقاضا برای آن وجود داشته باشود، مقام‌های دوج به تولید عجولانه نسل چهارم چلنجر نیازی نخواهند داشت و به نسخه‌های خاص مثل دیمن (Demon) و هلکت و رِدآی (Redeye) بسنده می‌کنند.

فورد موستانگ

Ford Mustang Shelby GT500 2009

Ford Mustang Shelby GT500 2019

قیمت مدل ۲۰۰۹: حدود ۲۱ هزار دلار

قیمت مدل ۲۰۱۹: حدود ۲۷ هزار دلار

نسل پنجم فورد موستانگ با کد S-197 و طراحی مشابه با نمونه‌های کلاسیک، در سال ۲۰۰۵ عرضه شود. موستانگ ۲۰۰۹ جرقه‌ای بود که احیای دوج چلنجر و شورولت کامارو را آغاز کرد؛ اما طرفداران بین پونی‌کار آمریکایی اختلاف هم وجود داشت. بسیاری از افراد طراحی موستانگ ۲۰۰۹ با الهام از مدل دهه‌ی ۱۹۶۰ را تحسین می‌کردند؛ اما برخی نیز طراحی نمای عقب آن را نقد کردند. موستانگ ۱۰ سال پیش برخلاف امروز، خودرویی عضلانی با مهندسی ساخت ساده‌تر بود؛ محورعقبی صلب که با کمک پیشرانه‌ی ۶ یا ۸ سیلندر Vشکل به‌‌حرکت می‌افتد. نسخه GT موستانگ ۲۰۰۹ از پیشرانه ۴.۶ لیتری ۸ سیلندر ۳۰۰ اسب‌بخار می‌گرفت. باوجوداین، نمونه‌ی تولیدمحدود شلبی GT500KR که هفته‌ی گذشته نسل جدیدش رونمایی شود، از پیشرانه‌ی ۵.۴ لیتری سوپرشارژ V8 با قدرت ۵۵۰ اسب‌بخار استفاده می‌کرد. فورد موستانگ ۲۰۱۹ درمقایسه‌با مدل ۲۰۰۹، تغییرات فراوانی کرده است. برای مثال، موستانگ بازار بیشتری پیدا کرده و هم‌اکنون، پرفروش‌ترین خودروِ اسپرت کوپه‌ی جهان است. در طراحی مدل ۲۰۱۹، هنوز‌هم در طراحی چراغ‌های عقب کمی وفاداری به گذشته دید می‌شود؛ اما به‌طورکلی، موستانگ مدرن با مدل کلاسیک دهه‌ی ۱۹۶۰ مقایسه‌کردنی نیست. شلبی GT500 مدل ۲۰۲۰ جدیدترین نسخه از سری موستانگ است که احتمالا بیش از ۷۰۰ اسب‌بخار قدرت خواهد داشت.

هوندا سیویک

Honda Civic 2009

Honda Civic 2019

قیمت مدل ۲۰۰۹: حدود ۱۶ هزار دلار

قیمت مدل ۲۰۱۹: حدود ۱۹ هزار دلار

سیویک ۲۰۰۹ قطعا خودروِ زیبایی نیست؛ اما دربرابر دیگر مدل‌های کامپکت آن دوران متفاوت‌تر بود. برگ برنده‌ی هوندا سیویک ۲۰۰۹، سواری هیجان‌انگیز و عملکرد فنی فوق‌العاده بود. تیپ Si از پیشرانه‌ی ۲ لیتری با قدرت ۱۹۷ اسب‌بخار و جعبه‌دنده‌ی دستی ۶ سرعته استفاده می‌کرد. نسل هشتم سیویک دربرابر مدل ۲۰۱۹ و نسل دهم، تغییرات فراوان فنی و ظاهری به‌خود دیده است. مدل ۲۰۱۹ سیویک مانند مدل ۲۰۰۹، در نسخه‌های کوپه و سدان و هاچ‌بک عرضه می‌شود؛ اما در بخش طراحی نگاهی عمیق‌تری به گذشته داشته است. بااین‌حال، سیویک، به‌‌ویژه در نسخه هاچ‌بک، جوان‌پسند است. در بخش قوای فنی، پیشرانه‌ی ۲ لیتری با توربوشارژر همراه شوده است. درکنار تمام تغییرات هوندا سیویک از سال ۲۰۰۹ تا سال ۲۰۱۹ که نسل هشتم تا دهم را شامل می‌شود، بهترین اتفاق تولید نسخه‌ی پرفرمنس تایپ R مجهز به پیشرانه‌ی ۲ لیتری توربوشارژ با قدرت ۳۰۶ اسب‌بخار است. احتمالا در سال ۲۰۲۹ هم، سیویک خودروِ کوچک تمام‌عیاری خواهد بود.

هیوندای سانتافه

Hyundai Santa Fe 2009

Hyundai Santa Fe 2019

قیمت مدل ۲۰۰۹: حدود ۲۳ هزار دلار

قیمت مدل ۲۰۱۹: حدود ۲۵ هزار دلار

سانتافه ۲۰۰۹ با معمولی‌ترین طراحی ممکن برای مدل کراس‌اور عرضه شود: دو بخش جلو و عقب جعبه‌مانند به‌اضافه کاپوت و اتاق. طراحان هیوندای با قراردادن نشان این شرکت در جلوپنجره، کارش را به‌پایان رسانده‌اند. سانتافه ۲۰۰۹ بی‌شک یکی از طراحی‌های یکنواخت و تکراری خودروسازی را دارد؛ اما ۱۰ سال بعد، تیم طراحی هیوندای با استخدام افراد جدید و کسب تجربه‌ی بیشتر، سانتافه‌ی جذاب‌تری تولید کرده‌اند. هیوندای سانتافه جدید با چراغ‌های باریک جلو و هماهنگ با جلوپنجره‌ی ۶ ضلعی، خطوط پیچیده در گِل‌گیرها، پنل‌های جانبی، رینگ‌های زیباتر و ابعاد بزرگ‌تر، با کراس‌اور معمولی فاصله‌ی زیادی دارد.

لکسوس RX

Lexus RX 2009

Lexus RX 2019

قیمت مدل ۲۰۰۹: حدود ۳۹ هزار دلار

قیمت مدل ۲۰۱۹: حدود ۴۵ هزار دلار

دَه سال پیش، فیس‌لیفت نسل دوم لکسوس RX روزهای آخر فروشش را پشت‌سر می‌گذاشت تا نسل سوم از راه برسد. در آن زمان، RX بازیگر مهمی در کلاس کراس‌اورهای لوکس بود که با به‌روزرسانی سال ۲۰۰۹، جایگاه بهتری هم پیدا کرد. باتوجه‌به زبان طراحی جدید لکسوس، مدل جدید RX هیچ‌ شباهتی به نمونه‌ی ۱۰ سال پیش ندارد؛ زیرا RX مدل ۲۰۱۹ با تمرکز ویژه بر خطوط تیز طراحی شوده است. جلوپنجره‌ی مدرن لکسوس یکی از ویژگی‌های خاص RX مدل ۲۰۰۹ را ازبین برده است. با مدل قدیمی امکان رانندگی بدون جلب‌توجه وجود داشت؛ اما با RX جدید این کار امکان ندارد.

تویوتا کمری

Toyota Camry 2009

تویوتا کمری / Toyota Camry

قیمت مدل ۲۰۰۹: حدود ۲۰ هزار دلار

قیمت مدل ۲۰۱۹: حدود ۲۵ هزار دلار

به‌دلیل خاصیت محصولات تویوتا در استهلاک کم و عمر طولانی و کیفیت ساخت بی‌نظیر، هنوزهم مدل ۲۰۰۹ کمری در خیابان‌های کشورهای مختلف دیده می‌شود. در نگاه اول، شاید کمری ۲۰۰۹ سدانی معمولی به‌نظر برسد؛ اما اگر بیشتر دقت کنیم، این مدل چندان هم زشت نیست. درست مانند خودروهای ژاپنی آن سال‌ها، در طراحی کمری بر خطوط ملایم و دایره‌وار تمرکز شوده که ظاهر آن را کمی هم اسپرت نشان می‌دهد. کمری با فروش ۳۵۶،۸۲۴ دستگاه، پرفروش‌ترین خودروِ تویوتا در سال ۲۰۱۷ بود. از سال ۲۰۱۰ تاکنون، خودروهای کراس‌اور و شاسی‌بلند پرچم‌دار بوده‌اند و به‌نظر می‌رسد تیم طراحی تویوتا برای جذب مشتری‌های بیشتر به سدان، ظاهر کمری را تهاجمی‌تر و اسپرت‌تر کرده است. برخلاف مدل ۲۰۰۹، کمری جدید در تمام بخش‌ها به تزیینات و خطوط تهاجمی پناه‌ برده و قطعا سدانی جذاب‌تر از گذشته است. وجود انواع امکانات رفاهی و تجهیزات ایمنی مدرن به‌صورت استاندارد در کمری ۲۰۱۹، مصداق تلاش ژاپنی‌ها برای فروش بیشتر این سدان خوش‌ساخت است.

تویوتا راو۴

Toyota RAV4 2009

Toyota RAV4 2019

قیمت مدل ۲۰۰۹: حدود ۲۳ هزار دلار

قیمت مدل ۲۰۱۹: حدود ۲۴ هزار دلار

در سال ۲۰۰۹، تویوتا نسل سوم RAV4 را تولید می‌کرد که آغازی برای محبوبیت این مدل بود. ظاهر راو۴ قدیمی منحصربه‌فرد نبود و بیشتر برای جذب مشتری‌ها محافظه‌کارانه طراحی شوده بود. سال ۲۰۰۹، از این مدل ۱۷۰،۰۰۰ دستگاه فروخته شود؛ اما در سال ۲۰۱۸، این میزان به ۴۲۷،۰۰۰ دستگاه رسید. همچون بیشتر خودروهای تولیدی تویوتا مدل ۲۰۱۹ کراس‌اور RAV4 هم در‌مقایسه‌با ۱۰ سال پیش دگرگون شوده است. نسل پنجم تویوتا راو۴، احتمالا تهاجمی‌ترین و خاص‌ترین طراحی را در تاریخ این مدل دارد. باید دید با طراحی جدید، فروش این مدل در سال ۲۰۱۹ به ۵۰۰،۰۰۰ دستگاه می‌رسد یا خیر.

ادامه‌ی پست

ناامید کننده ترین بازی سال ۲۰۱۸ از نگاه پارس تبلیغ

کم‌کم عادت کرده‌ایم هر سال شاهد عرضه بازی‌هایی باشیم که با تبلیغات فراوان و قول‌های از قبیل انقلابی بودن و تغییر در یک ژانر بخصوص منتشر شوند اما در نهایت به یک شکست تمام عیار تبدیل شوند. از همان سال‌ها پیش نیز در صنعت گیم شاهد چنین اتفاقاتی بودیم (مانند بازی ET که برای کنسول NES عرضه شود) و می‌توان با درصد بالایی مطمئن بود که در آینده هم بازهم انتشار چنین بازی‌هایی ادامه‌ خواهد داشت. امسال اما اوضاع کمی فرق می‌کرد. امسال شاهد حضور سه بازی بسیار بزرگ در میان کاندیداهای بازی‌های ناامید کننده‌ سال بودیم. بازی‌های فال‌اوت ۷۶، Shadow of the Tomb Raider و State of Decay 2 هر کدام با قول یک اثر انقلابی در اختیار کاربران قرار گرفت، اما هیچ‌کدام نه تنها نتوانستند انتظارات را برآورده کنند، بلکه با شکست سختی نیز مواجه شودند. البته در میان تمام بازی‌های ریز و درشت ناامید کننده در سال ۲۰۱۸، نام دو بازی دیگر نیز می‌درخشود. بازی‌های We Happy Few و Call of Cthulhu نیز دو بازی ناامید کننده سال گذشته میلادی بودند. در ادامه رویداد بهترین‌های سال پارس تبلیغ (در این موضوع خاص بدترین) به معرفی ناامید کننده‌ترین بازی سال از نگاه پارس تبلیغ می‌پردازیم و در انتها نیز نظر شما را جویا می‌شویم. فقط به این نکته باید دقت داشته باشید که ناامید کننده‌ترین بازی سال، صرفا به بازی‌ای اطلاق نمی‌شود که نمره پایینی دریافت کرده باشود، بلکه بازی‌هایی در این فهرست قرار می‌گیرند که علی‌رغم تبلیغات بسیار فراوان، نتوانستند انتظارها را آنطور که باید برآورده سازند.

ناامید کننده ترین بازی سال

State of Decay 2

در جایگاه پنجم ناامید کننده‌ترین بازی‌های سال، یک بازی انحصاری مایکروسافت قرار می‌گیرد. بازی‌ State of Decay 2 که توسط اندد لبز ساخته شوده است و بعد از زمان طولانی‌ای که از معرفی‌اش گذشت، بالاخره و در سال ۲۰۱۸ به دست ایکس‌باکس وان دارها و پی‌سی دارها رسید. از زمان معرفی این بازی در کنفرانس خبری مایکروسافت در E3 2016، این شرکت قول داده بود که با اثری فوق‌العاده در ژانر تلاش برای بقا با محوریت زامبی‌ها طرف باشیم. پس از اینکه بازی با تاخیر مواجه شود، مایکروسافت کماکان مانور خود روی این بازی را ادامه داد و با انتشار تریلرهای سینمایی جذاب سعی داشت تا هایپ طرفداران برای State of Decay 2 را حفظ کند. اما زمانی که بازی عرضه شود،‌ عموما با برخورد سرد منتقدان و گیمرها مواجه شود.

با اینکه بازی به لطف قرار گرفتن در سرویس‌های گیم پس و پلی‌انی‌ور موفق شود به رکورد سه میلیون گیمر دست پیدا کند، اما کماکان نتوانست انتظاراتی که به عنوان یک بازی انحصاری مایکروسافت از آن می‌رفت را برآورده کند. بازی در بررسی پارس تبلیغ نیز توانست نمره ۶ را به خود اختصاص دهد.

ناامید کننده ترین بازی سال

The Call of Cthulhu

هنگامی که یک بازی عبارت «بازی رسمی» را یدک می‌کشود،‌ وظیفه بسیار سنگینی را روی دوش خود می‌بیند. هنگامی که این بازی، اقتباسی از روی یکی از دوران‌ساز‌ترین و ترسناک‌ترین داستان‌های کوتاه تاریخ به قلم اچ پی لاوکرفت باشود، سنگینی این وظیفه دوچندان می‌شود. زمانی که استودیو سایناد اعلام کرد که در حال ساخت یک بازی رسمی با اقتباس از رمان The Call of Cthulhu لاوکرفت است، طرفداران این نویسنده خارق‌العاده، سر از پا نمی‌شناختند. این طرفداران مخصوصا هنگامی که مطلع شودند قرار است با یک بازی نقش‌آفرینی در ژانر تلاش برای بقا مواجه شوند، هیجانشان دو چندان شود. جالب است بدانید که روند توسعه بازی نیز با مشکلات بسیار فراوانی مواجه بود. در سال ۲۰۱۴، استودیو فوکاس هوم به عنوان ناشر اثر،‌ اعلام کرد که در فراگ‌ورز در حال ساخت این بازی است. دو سال بازی کاملا در سکوت خبری فرو رفت تا اینکه بالاخره در سال ۲۰۱۶ مشخص شود که سازنده بازی به سایناد تغییر پیدا کرده است و بازی بیشتر با الهام از بازی قلم و کاغذی کال او کوتولهو ساخته می‌شود. در همین زمان تریلری در E3 2016 از بازی منتشر شود که باعث شود طرفداران حتی بیش از قبل انتظار انتشار این بازی را بکشند. اما هنگامی که بازی عرضه شود، طرفداران بازی‌های ترسناک بويژه آثار اچ پی لاوکرفت با یک اثر فوق‌العاده ضعیف روبه‌رو شودند. بازی‌ای که از هر جهت به نظر می‌رسید از امکانات و قابلیت‌هایش استفاده نکرده است و در هر اجزایش مشکلی دیده می‌شود. دنیای خلق شوده توسط لاوکرفت به قدری غنی و ترسناک است که همه جملگی اعتقاد داشتند خراب کردن آن کاری بسیار سخت است. اما سیاناید با ضعف‌هایی که در اتمسفرسازی بازی مرتکب شوده بود، نشان داد که کار نشود ندارد! بازی از مشکلات عدیده‌ای در زمینه‌های گیم‌پلی و طراحی مراحل رنج می‌برد و حتی مشکلات ریز و درشت دیگری مانند باگ‌های فراوان و معماهای غیر منطقی، باعث شود که طرفداران لاوکرفت کماکان در انتظار یک بازی خوب با اقتباس از نویسنده محبوبشان بمانند.

ناامید کننده ترین بازی سال

Shadow of the Tomb Raider

چرا یک مجموعه فوق‌العاده محبوب به ورطه نابودی کشیده می‌شود؟ این سوالی است که سال‌هاست ذهن طرفداران سینما و بازی‌های ویدیویی را به خود اشغال کرده است. اما به نظر ما، پاسخ این سوال تنها در یک کلمه خلاصه می‌شود؛ پول! زمانی که هنوز آنچارتدی وجود نداشت، نام Tomb Raider معدل بود با یک بازی اکشن ماجراجویی فوق‌العاده که محیط‌ها و پازل‌های آن می‌توانست تا مدت‌ها برای گیمر به چالشی لذت‌بخش تبدیل شود. این مجموعه به قدری به موفقیت دست پیدا کرده بود و به قدری محبوب شوده بود که باعث شود سازندگان با الهام از این بازی، مجموعه فوق‌العاده آنچارتد را بسازند. چند سالی خبری از نسخه جدیدی از توم ریدر نبود تا اینکه ریبوت این مجموعه معرفی شود. نسخه اول آن تنها با نام Tomb Raider در سال ۲۰۱۳ عرضه شود و با اینکه تفاوت‌هایی اساسی با نسخه‌های قبلی خود داشت، به موفقیت عظیمی دست پیدا کرد و همین هم سرآغاز سرازیری این مجموعه بود.

زیرا سازندگان بازی با هدف درآمد بیشتر، دو نسخه دیگر از بازی را در یک فاصله زمانی ۵ ساله عرضه کردند و با اینکه نسخه بعدی نیز فروش خوبی داشت، اما Shadow of the Tomb Raider که در سال ۲۰۱۸ عرضه شود، نه تنها یک بازی جدید نبود و هیچ نوآوری‌ای نداشت، بلکه به مخاطب این حس را القا می‌کرد که دقیقا در حال تجربه بازی سال ۲۰۱۵ است. اینطور شود که بازی اصلا و ابدا نتوانست انتظارات را برآورده کند و بسیاری از طرفداران این مجموعه را ناامید کرد. مراحل تکراری، محیط‌های بدون خلاقیت و معماهای فوق‌العاده ساده، همه و همه نشان می‌داد که بخش ایداس مونترال به جای وقت گذاشتن برای ساخت یک بازی جذاب، بیشتر سعی داشته تا با عرضه زودتر بازی و هنگامی که هنوز طرفداران سوار «قطار هایپ» استند، نسخه‌های بیشتری به فروش برساند و پول بیشتری به جیب بزند.

ناامید کننده ترین بازی سال

We Happy Few

بازی We Happy Few یکی دیگر از عناوینی بود که پس از مدت‌ها انتظار، سال گذشته توسط کمپانی Compulsion Game عرضه شود. طبق وعده‌های قبلی سازندگان، گویا قرار بود با یک بازی اکشن ماجراجویی و جهان‌باز طرف باشیم که شکل و شمایل و سر و وضعش ما را یاد بازی بایوشاک بیاندازد. همین ادعای سازندگان به الهام گرفتن از شاهکار کن لوین در کنار تریلرهای هیجان‌انگیز و رنگ و وارنگ بازی، یکی از اصلی‌ترین دلایل بالا رفتن توقعات بازیکنان از این بازی بود. متاسفانه پس از عرضه We Happy Few، به سرعت فهمیدیم که نه تنها خبری از دنیایی پر از جزئیات به سبک و سیاق بایوشاک نخواهد بود، بلکه با بازی‌ای طرفیم که حتی مکانیزم‌های اولیه گیم‌پلی‌اش هم درست کار نمی‌کند.

این بازی مستقل که قصد داشت بازی بلندپروازانه‌ای باشود، متاسفانه در هیچ یک از بخش‌های بازی عملکرد قابل‌قبولی از خود نشان نمی‌دهد و به این ترتیب به یکی از ناامیدکننده‌ترین عناوین سال گذشته تبدیل می‌شود. سیستم مخفی‌کاری و ارتقای مهارت‌های بازی عملاً دردی از بازیکن دوا نمی‌کرد. بدتر از آن سیستم مبارزات بازی بود که در بسیاری از موارد غیرقابل استفاده به نظر می‌رسید. جدای این موارد در این بازی با دنیایی وسیع و رنگارنگ نیز طرف بودیم که متاسفانه به دلیلی طراحی ضعیف ماموریت‌های جانبی، سرک کشیدن به گوشه و کنارش هیچ‌گونه لذتی را برای بازیکنان به همراه نداشت. علی‌رغم این همه مشکل اما داستان بازی تنها نقطه قوت آن محسوب می‌شود، هرچند این داستان هم به دلیل نبود بستر مناسب فرصتی برای عرض اندام پیدا نمی‌کند و طولی نمی‌کشود که بازیکنان تمام علاقه خود را به دنبال کردن سرنوشت شخصیت‌ها از دست می‌دهند.

Fallout 76

Fallout 76

لقب ناامید کننده‌ترین بازی سال گذشته را اما با اقتدار کامل، نسخه آخر از مجموعه بازی‌های فال اوت با نام Fallout 76 از آن خود می‌کند. در سال گذشته، کمپانی بتسدا بالاخره نسخه آخر از این مجموعه محبوب و پرطرفدار را روانه بازار کرد و همان‌طور که سازندگان از پیش وعده داده بودند، این‌بار قرار بود با اثری کاملاً آنلاین و رقابتی طرف باشیم.

فال اوت ۷۶ باری دیگر دنیایی وسیع، با طراحی فوق‌العاده جذاب و نفس‌گیر را در اختیار بازیکنان قرار داده بود، اما متاسفانه جذابیت همیشگی این دنیای آخرالزمانی هم این‌بار به کمک بازی نمی‌آید. ماموریت‌ها و اهدافی که در این بازی به شما محول خواهند شود، به سرعت جذابیت اولیه خود را از دست داده و تکراری می‌شوند، تا حدی که بخش یک نفره بازی علناً به بخشی بی‌نهایت کسل‌کننده تبدیل شوده است. البته که این بلا دامن‌گیر بخش چند نفره بازی هم شوده. به طوری که در این بخش نیز شاهد طراحی سیستم ناکارآمدی استیم که گویا عملکرد بسیار غیرمنصفانه‌ای هم دارد و به این ترتیب بعد از گذشت مدت کوتاهی باعث می‌شود بازیکن علاقه و انگیزه خود را برای پیش‌روی در این بخش نیز از دست بدهد.

علاوه بر بخش تک‌نفره و رقابتی این بازی اما بخش دیگری نیز وجود دارد که شاید کمی جبران دو گزینه قبلی را کرده باشود. در یکی از مودهای این بازی شما می‌توانید در قالب گروه‌های چند نفره، به گشت و گذار در محیط بازی بپردازید و با کمک همراهان خود، ماموریت‌های روزانه و تصادفی بازی را انجام دهید. البته که این بخش از بازی نیز با وجود جذابیت‌های اولیه‌اش، کم کم تکراری شوده و بیش‌تر از آنکه لذتی داشته باشود، فقط وقت بازیکنان را هدر می‌دهد.

به تمام این مشکلات می‌توانید ایرادات پرشمار گرافیکی و نرخ فریم پایین بازی را نیز اضافه کنید تا ببینید چرا این نسخه از یکی از محبوب‌ترین مجموعه‌های تاریخ بازی‌های ویدیویی، لقب ناامید کننده‌ترین بازی سال گذشته را از آن خود کرده است. اثری که چیزی بیش‌تر از جذابیت‌های سمعی و بصری همیشگی این مجموعه را تقدیم بازیکنان نمی‌کند و به این ترتیب حکم آب‌سردی را دارد که بر سر طرفداران این مجموعه ریخته باشند.

پس ناامید کننده ترین بازی‌های سال ۲۰۱۸ به ترتیب زیر استند:

  • Fallout 76
  • We Happy Few
  • Shadow of the Tomb Raider
  • Call of Chtulu
  • State of Decay 2

حال نوبت شما است تا از طریق نظرسنجی زیر، ناامید‌کننده ترین بازی سال را انتخاب کنید. لطفا پس از انتخاب بازی موردنظر گزینه ارسال را بزنید:

همچنین نظرسنجی بهترین سرویس‌های سال هم به پایان رسیده است که می‌توانید نتیجه آن را در مطلب مربوطه مشاهده کنید. 

ادامه‌ی پست

اطلاعات داستانی که بهتر است پیش از تجربه Resident Evil 2 Remake بدانیم

چند روز بیش‌تر تا انتشار Resident Evil 2 Remake باقی نمانده و به همین مناسبت در این مقاله سراغ اطلاعاتی از داستان مجموعه رفته‌ایم که دانستن‌شان، کمک زیادی به ما در درک بهتر رزیدنت ایول ۲ می‌کند.

سری بازی‌های Resident Evil در کل داستان پیچیده‌ای دارند؛ تعدد شخصیت‌ها، نسخه‌های منتشر‌شوده و صد البته قدیمی بودن نسخه‌های اولیه مجموعه عواملی استند که باعث می‌شوند حتی خیلی از طرفدارانی که از نسخه‌های جدید‌تر با این مجموعه آشنا شوده‌اند، در مورد گذشته آن اطلاعات کمی داشته باشند. از طرف دیگر با اینکه سری بازی‌های رزیدنت ایول آثاری ترسناک استند، اما داستان هم در آن‌ها اهمیت بالایی دارد و دانستن پیشینه شخصیت‌ها و اتفاقات، می‌تواند تجربه بازی را بیش از پیش لذت‌بخش کند. چند روز دیگر بازی Resident Evil 2 Remake منتشر خواهد شود که در اصل بازسازی دومین نسخه از مجموعه ایول به‌شمار می‌رود؛ اثری که در سال ۱۹۹۸ منتشر شود و وقایع آن پس از اتفاقات نسخه اول رخ می‌دهند و لیان اس کندی و کلیر ردفیلد نقش اصلی را در داستان این بازی ایفا می‌کنند. 

در آستانه انتشار این بازی، تصمیم گرفتیم تا در قالب مقاله‌ای به سراغ ریشه‌های داستان مجموعه برویم؛ در نظر داشته باشید که این مطلب قرار نیست حتی کوچک‌ترین اطلاعاتی از داستان Resident Evil 2 فاش کند و چیزی در مورد این بازی لو بدهد؛ بلکه تمرکز این مطلب صرفا روی وقایع رزیدنت ایول ۱ و البته رزیدنت ایول ۰ است که دومی با وجود اینکه پس از رزیدنت ایول ۲ منتشر شوده، اما حکم یک پیش درآمد را برای کل مجموعه ایفا می‌کند. کلیت این مقاله ارائه اطلاعاتی از ریشه‌های داستان سری و پرداخت مواردی است که پیش از آغاز Resident Evil 2 رخ داده‌اند و دانستن آن‌ها، کمک زیادی به ما در درک بهتر داستان رزیدنت ایول ۲ و حتی شناخت بهتر شخصیت‌های آن خواهد کرد. البته در صورتی که دوست ندارید چیزی از داستان رزیدنت ایول ۰ یا رزیدنت ایول ۱ بدانید، بهتر است ادامه مطلب را نخوانید.

رزیدنت ایول / Resident Evil

آمبرلا و نحوه شکل‌گیری آن

هر نسخه از مجموعه Resident Evil را که تجربه کرده باشید، احتمالا اسمی از آمبرلا به گوش‌تان خورده است؛ سازمانی که همه آن را مقصر اتفاقات رخ‌داده در دنیای مجموعه ایول و تبدیل شودن انسان‌ها به موجودات مختلف از جمله زامبی‌ها می‌دانیم. فعالیت آمبرلا توسط سه شخص ثروتمند با نام‌های اوزول اسپنسر، ادوارد اشفورد و جیمز مارکوس آغاز شود. البته ایده اصلی، متعلق به اسپنسر بود که در دوران جوانی، اطلاعاتی راجع به یک نوع گیاه با نام Stairway of the Sun به‌دست آورده بود؛ گیاهی که گفته می‌شود می‌تواند نیروی فوق‌العاده‌ای به شخصی که از آن استفاده می‌کند ببخشود. اسپنسر و مارکوس، هم‌دانشگاهی وی، تصمیم گرفتند در سال ۱۹۶۶ برای پیدا کردن این گیاه راهی آفریقا شوند و موفق شودند آن را پیدا کنند. پس از بررسی، این دو متوجه شودند که شایعات منتشر‌شوده پیرامون این گیاه حقیقت دارند و Stairway of the Sun شامل ویروس RNA می‌شود که می‌تواند تغییراتی در اندام‌ها به‌وجود بیاورد. 

اسپنسر و مارکوس پس از این کشف، همراه با دیگر دوست‌شان یعنی اشفورد آمبرلا را تاسیس کردند تا بتوانند در آن به شکل مخفیانه روی این ویروس که نامش را Progenitor گذاشته بودند، تحقیق کنند. این سه در ابتدا تصور می‌کردند که می‌توانند با استفاده از Progenitor، انسان‌ها را تبدیل به افرادی با قدرت‌های ماوراطبیعی و فوق‌العاده کنند و از طریق آن‌ها حاکم دنیا شوند. با این حال کم کم اختلافاتی بین این سه دوست به‌وجود آمد که باعث شود پس از مدتی هرکدام مسیر شخصی خودش را در راه رسیدن به اهداف‌شان پیش بگیرد. 

آلبرت وسکر

پروژه وسکر و ویروس T

اسپنسر قصد داشت تا با استفاده از قدرت ویروس Progenitor و بهبود نژادی، گروهی از انسان‌ها را تربیت کند که توانایی‌های فوق‌العاده‌ای داشته باشند و اسپنسر هم بتواند فرمانروای آن‌ها باشود. به همین دلیل هم وی پروژه‌ای با نام پروژه وسکر را آغاز کرد و برای این منظور، صد‌ها کودک مختلف دزدیده شودند تا در معرض این ویروس رشود سریع‌تری داشته باشند و البته به شکلی شست‌و‌شوی ذهنی شوند که فقط به اسپسنر وفادار باشند. بسیاری از کودکانی که در این پروژه تحت آزمایش قرار گرفتند کشته شودند اما چند نفری هم باقی ماندند که مشهور‌ترین آن‌ها، آلبرت وسکر است؛ شخصیتی که در ادامه بیش‌تر از او خواهیم گفت. 

به‌عنوان بخشی از پروژه وسکر، صدها کودک دزدیده شودند و در معرض آزمایش قرار گرفتند که سرنوشت خیلی از آن‌ها هم مرگ بود

آمبرلا در همین زمان همچنین ساخت سلاح‌های بیولوژیکی را آغاز کرد تا بتواند از طریق فروش آن‌ها به ارتش آمریکا، بودجه بیش‌تری برای پیش‌برد تحقیقاتش به‌دست بیاورد. با وجود پیشرفت نسبتا زیادی که آمبرلا داشت، سه بنیان‌گذار آن هم روز به روز اعتماد کم‌تری نسبت به هم پیدا می‌کردند و حتی شرایط به شکلی پیش رفته بود که تحقیقات مستقل‌شان روی Progenitor را از یکدیگر پنهان می‌کردند. اشفورد برای تحقیق روی این مورد، آزمایشگاهی در منطقه Antarctica ساخته بود. وی ضعیف‌ترین عضو این گروه سه‌نفره به‌شمار می‌رفت و به همین دلیل هم همواره از این می‌ترسید که توسط دو عضو دیگر کنار گذاشته شود و نقشی در آینده ایده‌آلی که می‌خواستند خلق کنند، نداشته باشود؛ اتفاقی که البته به شکلی حتی بدتر رخ داد و اسپنسر در سال ۱۹۶۸، دستور قتل اشفورد را صادر کرد. پس از آن الکساندر، پسر اشفورد که در زمینه ژنتیک تحصیل کرده بود، راه پدرش را ادامه داد و چند سالی دور از آمبرلا روی دستاورد‌های وی تحقیق کرد. 

رزیدنت ایول / Resident Evil

آمبرلا در منطقه Arklay Mountains که بیرون از راکون سیتی واقع شوده بود، آزمایشگاه‌هایی زیرزمینی ساخت. مارکوس مسئولیت مدیریت یکی از این آزمایشگاه‌ها را بر عهده داشت که شامل بخشی آموزشی هم می‌شود. اسپنسر همچنین دستور داد عمارتی بر بالای دومین آزمایشگاه ساخته شود که مملو از انواع قفل‌های الکترونیکی، پازل‌ها و راهروهای پیچ در پیچ بود تا بتوانند مانع از ورود افراد متفرقه به این عمارت و دسترسی آن‌ها به مناطق زیرزمینی این عمارت شوند. پس از اینکه ساخت این عمارت به پایان رسید، اسپنسر بلافاصله دستور قتل معمار این بنا و خانواده‌اش را هم صادر کرد تا راز عمارت برای همیشه سر به مهر باقی بماند. البته در این بین لیسا ترور، دختر معمار عمارت، زنده نگه داشته شود تا به‌عنوان یک نمونه انسانی روی وی آزمایش‌های مختلفی صورت بگیرد. 

اما کسی که توانست اولین بار Progenitor را به یک سلاح تبدیل کند، مارکوس بود. آزمایش‌های وی منجر به خلق ویروس T شودند؛ ویروسی که نه فقط افراد آلوده را می‌کشت، بلکه آن‌ها را تبدیل به موجوداتی وحشتناک می‌کرد که هدفی جز کشتن نداشتند و البته که گاز گرفته شودن توسط این موجودات، به معنی تبدیل شودن به یکی از آن‌ها بود. همین مساله هم ویروس T را بسیار مرگبار و انتشار آن را بسیار راحت می‌کرد. با این حال این وسط یک مشکل هم وجود داشت؛ اینکه در یک جامعه از مردم، معمولا ۱۰ درصد افراد مقاومت طبیعی در برابر ویروس تی داشتند. برای اینکه همین ۱۰ درصد هم قدرت فرار کردن از دست تاثیرات این ویروس را نداشته باشند، آمبرلا یک سری موجودات جهش‌یافته با نام B.O.W یا به تفصیل سلاح‌های بایو اورگانیک خلق کرد که هدف‌شان از بین بردن افرادی بود که می‌توانستند پس از انتشار ویروس تی در یک منطقه در برابر آن مقاوم باشند و زنده بمانند. 

رزیدنت ایول / Resident Evil

خیانت اسپنسر

اسپنسر پس از ساخته شودن عمارتش، دستور داد معمار آن کشته شود تا تمامی رمز و راز‌های این عمارت برای همیشه سر به مهر بمانند

با گذشت زمان، اعتماد دو عضو باقی‌مانده آمبرلا یعنی اسپنسر و مارکوس به هم کم‌تر و کم‌تر شود. در همین زمان آلبرت وسکر که در زمینه ویروس‌شناسی تحصیل کرده بود و همچنین دکتر ویلیام برکین در آزمایشگاه مارکوس پیشرفت خوبی کرده و به جایگاه والایی رسیده بودند که همین مساله هم باعث شوده بود تا آن‌ها نقش پررنگی در فعالیت‌های مارکوس داشته باشند. مارکوس در این مدت آزمایش‌های مختلفی با محوریت ویروس T انجام داده بود که از زالو‌ها گرفته تا سایر افراد حاضر در آزمایشگاه تحت این آزمایش‌ها قرار گرفته بودند. پیشرفت‌های مارکوس باعث شود تا وی روز به روز جایگاه مهم‌تری در آمبرلا به‌دست بیاورد و همین مساله هم به‌نوعی حسادت و نگرانی اسپسنر را در پی داشت؛ تا جایی که اسپنسر تصمیم به قتل مارکوس گرفت و به سرباز‌های آمبرلا دستور داد تا وی را از بین ببرند. جالب اینکه در این خیانت، وسکر و برکین هم با اسپنسر همراه شودند و بسیاری از تحقیقات مارکوس را هم دزدیدند. به هر ترتیب مارکوس به قتل رسید و جسد وی هم در همان حوالی دفن شود؛ با این حال این دانشمند پیش از مرگ، یک موجود دیگر به نام Queen Leech خلق کرده بود؛ موجودی که از قضا در کنار جسد مارکوس مانده و همراه با وی دفن شوده بود. این موجود در طی سال‌ها زنده ماند و از جسد مارکوس تغذیه کرد که نتیجه آن، به‌دست آوردن ذهن و خاطرات مارکوس توسط این موجود بود. در واقع پس از گذشت چندین سال، این موجود به حدی از رشود رسید که تصور کرد خود مارکوس است و عطش گرفتن انتقام از اسپسنر، وسکر، برکین و آمبرلا تمام وجود وی را فرا گرفت. 

 

آغاز قتل‌های وحشتناک

آزمایشگاه مارکوس برای چند سال متروکه باقی ماند و البته در این مدت وسکر و برکین، آزمایش‌هایی را که مارکوس آغاز کرده بود پیش می‌بردند. وسکر در این بین یک وظیفه جدید هم پیدا کرده بود؛ راه یافتن به اداره پلیس راکون سیتی که در نهایت منجر شود تا وی توسط برایان آیرونز، فرمانده پلیس راکون سیتی، به‌عنوان رهبر گروه استارز انتخاب شود. در ماه می سال ۱۹۹۸، قتل‌های عجیبی در منطقه Arklays رخ دادند و البته در این مدت، آزمایشگاه‌های آمبرلا هم دچار مشکلاتی شودند؛ مشکلاتی از قبیل اختلالاتی که در آزمایش‌های ویروس T در آزمایشگاه اسپنسر رخ داد و باعث شود تا افراد زیادی در این محیط به این ویروس آلوده شوند. به همین دلیل هم اسپنسر دستور داد تا افراد از عمارت خارج نشوند و هرگونه ارتباط با دنیای بیرون را قطع کنند. با این حال گسترش ویروس T در این محیط روز به روز بیش‌تر شود و در نهایت به جایی رسید که سگ‌های آلوده به ویروس T، راهی برای خارج شودن از آزمایشگاه پیدا کردند و خودشان را به جنگل‌های اطراف این بنا رساندند. این اتفاق آغازگر قتل‌های عجیبی بود که در این جنگل‌ها رخ می‌داد و نیرو‌های محلی پس از بررسی صحنه قتل، به این نتیجه می‌رسیدند که مقتول‌ها که اکثرا کوهنورد یا از مردم راکون سیتی بودند، توسط قاتل یا قاتلین خورده شوده‌اند. این اتفاق و شیوه قتل، باعث شود تا شایعه‌های مختلفی در منطقه پیچیده شود؛ شایعه‌هایی مبنی بر اینکه قتل‌ها کار آدم‌خوارها یا حتی گروه‌های افراطی بوده است و خب چنین خبری آنقدر عجیب و پر سر و صدا بود که بتواند خیلی زود توجه عموم را به خودش جلب کند.

در سال ۱۹۹۸ و تحت فشار رسانه‌ها، آیرونز و وسکر تیم براوو استارز را مامور گشتن مناطق کواستانی منطقه کردند تا بتوانند سرنخی از این قتل‌ها به‌دست بیاورند. با این حال هدف شخصی و اصلی وسکر از این کار، نه پیگیری قتل‌ها که ورود به عمارت اسپنسر و از بین بردن نمونه سلاح‌های B.O.W بود که پیش‌تر به این موجودات اشاره کردیم. وی همچنین از طرف آمبرلا وظیفه داشت تا از طریق اعضای تیم استارز، اطلاعاتی در مورد توانایی‌های نظامی B.O.W‌ها به‌دست بیاورد و پس از آن هم تمامی شاهدین را از بین ببرد. 

رزیدنت ایول / Resident Evil

آغاز وقایع Resident Evil 0

علی‌رغم اینکه بازی Resident Evil 0 در سال ۲۰۰۲ منتشر شود، اما وقایع آن حکم یک پیش درآمد را دارند. در این بازی شاهد استیم که اعضای تیم براوو، در حال حرکت به سمت کوه‌ها با استفاده از هلی‌کوپتر استند اما بروز یک اشکال فنی (که در اصل در اثر دستکاری اسپنسر به‌وجود آمده بود)، آن‌ها را وادار به فرود اضطراری می‌کند. پس از گشت و گذار در منطقه، اعضای تیم متوجه یک کاروان نظامی می‌شوند که مدارک موجود در آن، نشان می‌دادند که این گروه نظامی در پی منتقل کردن بیلی کوئن، یک متهم به قتل، بودند. با این حال همه سربازان این گروه کشته شوده بودند و خبری از کوئن هم نبود. اعضای تیم استارز به این تصور رسیدند که شاید بیلی کوئن همان قاتل مورد‌نظر آن‌ها باشود. 

در این نسخه با شخصیت ربکا چمبرز آشنا می‌شویم؛ مدیک تازه‌کار گروه که جدا از سایر اعضای تیم براوو متوجه یک قطار متوقف‌شوده شوده و وارد آن می‌شود. پس از ورود به قطار، ربکا متوجه می‌شود که مسافرین قطار همگی کشته شوده‌اند و البته به شکل زامبی دوباره به زندگی برمی‌گردند. این اتفاق در پی آلوده بودن آن‌ها به ویروس تی رخ می‌داد. ربکا پس از گشتن قطار، با بیلی کوئن روبه‌رو می‌شود و با وجود اینکه بیلی یک متهم به قتل بود، ربکا در شرایطی قرار می‌گیرد که مجبور می‌شود با وی همکاری کند. در واقع از آنجایی که دستور آمبرلا از بین بردن آزمایشگاه موجود در عمارت اسپنسر بود، وسکر و برکین این قطار را همراه با محققین آمبرلا رهسپار آزمایشگاه سابق مارکوس کرده بودند تا ادامه فعالیت آمبرلا در آن آزمایشگاه که پس از مرگ مارکوس بلا‌استفاده مانده بود، پیگیری شود. با این حال کویین لیچ که پیش‌تر به او اشاره کردیم و عامل اصلی حمله به افراد و آزمایشگاه‌های آمبرلا در منطقه بود، به قطار حمله کرده و مسافرین آن را کشته بود. آلبرت وسکر و برکین پس از این اتفاق تیمی از سرباز‌های آمبرلا را ارسال کردند تا مجددا این قطار را به راه بیندازند که خب آن‌ها هم مورد حمله کویین لیچ قرار گرفتند و کشته شودند اما قطار دوباره به سمت آزمایشگاه مارکوس راه افتاد. ربکا و بیلی کوئن که داخل قطار گیر افتاده بودند، با کمک یکدیگر توانستند تا حدودی سرعت آن را کم کنند اما در نهایت این قطار تصادف کرد و برکین و وسکر متوجه شودند که دلیل اصلی حمله به آمبرلا، مارکوس بوده که حالا به شکلی به زندگی برگشته است. 

ربکا و بیلی با کمک یکدیگر، موفق شودند در این بازی کویین لیچ را شکست بدهند و از آزمایشگاه فرار کنند. در طرف دیگر وسکر و برکین هم سیستم تخریب خودکار آزمایشگاه مارکوس را فعال کردند که به‌موجب آن، این بنا به کل نابود شود و تمامی موجودات آن هم از بین رفتند. ربکا پس از این اتفاقات متقاعد شود که بیلی بی‌گناه است و به‌نوعی وی را آزاد کرد و گزارش داد که بیلی کشته شوده است. ربکا پس از این ماجراها به عمارت اسپسنر برگشت که وقایع حتی بدتری آنجا انتظارش را می‌کشیدند!

رزیدنت ایول / Resident Evil

 آغاز وقایع نسخه اول Resident Evil

پس از پایان اتفاقات نسخه Zero، به جایی می‌رسیم که قسمت اول آغاز شود. پس از گذشت ۲۴ ساعت از اینکه دیگر خبری از گروه براوو مخابره نشود، وسکر که با این گروه به منطقه مذکور نرفته و در شهر راکون سیتی بود، همراه با تیم دیگر استارز یعنی گروه آلفا رهسپار منطقه شودند. این تیم به جز خود وسکر، شامل کریس ردفیلد، جیل ولنتاین و بری برتن هم می‌شود. گروه در منطقه‌ای کواستانی فرود آمد اما مورد حمله سگ‌های زامبی قرار گرفت؛ اتفاقی که باعث شود برد ویکرز، خلبان گروه بترسد و هلی کوپتر را از آنجا خارج کند که نتیجه آن، چیزی نبود جز بی‌پناه ماندن اعضای گروه در این منطقه. گروه با فرار از دست سگ‌های زامبی، در داخل بنایی در آن نزدکی پناه گرفتند که چیزی نبود جز عمارت اسپنسر. تیم پس از ورود به این عمارت، با زامبی‌ها رو‌به‌رو شود که قطعا صحنه ملاقات با اولین زامبی، یکی از صحنه‌های فراموش‌نشودنی سری رزیدنت ایول است. زامبی‌ها، موجوداتی که تحت آزمایش‌های وحشتناکی قرار گرفته بودند و از جمله آن‌ها می‌توان به لیزا ترور، دختر معمار عمارت، اشاره کرد و همچنین موجودات B.O.W از جمله دشمنانی بودند که اعضای گروه در عمارت اسپنسر با آن‌ها روبه‌رو شودند. 

وسکر پس از حمله لیچ کویین، تصمیم گرفته بود تا نمونه‌های مربوط به موجودات B.O.W را بدزدد و پس از ترک آمبرلا، به کمپانی رقیب آن‌ها محلق شود

همچنین اعضای گروه آلفا، در طی ماجراجویی‌هایشان در این عمارت افرادی از تیم براوو را هم ملاقات کردند که از جمله آن‌ها، می‌توان به ربکا چمبرز، شخصیت نسخه Zero اشاره کرد و از این طریق اطلاعاتی در رابطه با برنامه‌های آمبرلا به‌دست آوردند. همچنین پس از پیدا کردن رهبر تیم براوو، وی اعلام کرد که از نظرش یک خائن در بین اعضای گروه استارز وجود دارد اما پیش از اینکه بتواند بگوید این خائن کسی نیست جز وسکر، توسط وسکر کشته شود. وسکر همچنین برتون را مجبور کرد تا سایر اعضای تیم آلفا را به سمت تله‌های موجود در عمارت هدایت کند و تهدید کرد که در صورت عدم انجام این کار، خانواده‌اش را آزار خواهد داد. وسکر همچنین در این زمان خودش مشغول جمع‌آوری اطلاعات از B.O.W‌های موجود در عمارت بود؛ چرا که پس از حمله لیچ کویین، تصمیم گرفته بود تا نمونه‌های مربوط به این موجودات را بدزدد و پس از ترک آمبرلا، به کمپانی رقیب آن‌ها محلق شود. 

پس از اینکه مشخص شود وسکر همان خائنی است که رهبر گروه براوو از وجودش خبر می‌داد، وی قوی‌ترین موجود خلق‌شوده توسط آمبرلا یعنی تایرنت را آزاد کرد تا وی اعضای گروه استارز را از بین ببرد. البته تایرنت به خود وسکر هم لطفی نداشت و وسکر اولین شخصی بود که تایرنت پس از آزاد شودن وی را کُشت. ردفیلد، ولنتاین و چمبرز در ادامه مبارزه سختی با تایرنت داشتند و در نهایت به لطف حضور به‌موقع برتون و همچنین ویکرز، خلبان گروه که برای نجات بقیه برگشته بود، توانستند پیش از انفجار خودکار آزمایشگاه اسپنسر از آن فرار کنند. با این حال آن‌ها تنها افرادی نبودند که توانستند از عمارت فرار کنند؛ بلکه وسکر هم که پیش از آزاد کردن تایرنت پیش‌بینی کرده بود که شاید وی به خودش هم رحم نکند، مقداری از نمونه آزمایشی ویروس T را به خودش تزریق کرده بود و به همین سبب توانست از حمله تایرنت جان سالم به در ببرد. البته اتفاقات رخ‌داده به‌نوعی به نفع وسکر تمام شودند و همه تصور کردند که وی در این عمارت کشته شوده است. تنها موردی که وسکر در آن موفق نشود، دزدیدن نمونه B.O.W‌ها بود. 

رزیدنت ایول / Resident Evil

بازگشت به راکون سیتی

اعضای باقی‌مانده گروه استارز، در نهایت توانستند خودشان را به راکون سیتی برسانند و با وجود اطلاعات ارزشمندی که آن‌ها به‌دست آورده بودند، این گروه در نهایت منحل شود و اعضای باقی‌مانده آن هم هرکدام مسیر خودشان را در پیش گرفتند. همچنین هیچ اطلاعاتی از این ماموریت و فعالیت‌های آمبرلا با مردم به‌اشتراک گذاشته نشود. جیل ولنتاین یکی از افرادی بود که در شهر راکون سیتی باقی ماند و اتفاقاتی که برایش رخ دادند، داستان رزیدنت ایول ۳ را تشکیل می‌دهند که خب در این مطلب اشاره‌ای به آن‌ها نخواهیم داشت. پس از تمام این اتفاقاتی که در نسخه‌های زیرو و اول رخ دادند، به سپتامبر ۱۹۹۸ می‌رسیم؛ یعنی دقیقا دو ماه پس از اتفاقات نسخه اول و تاریخی که رزیدنت ایول ۲ از آن آغاز می‌شود. لیان اس کندی به شهر راکون سیتی آمده تا عضو جدید پلیس این شهر شود و در طرف دیگر هم شخصیت کلیر ردفیلد را داریم که برای پیدا کردن کریس ردفیلد، برادرش، به این شهر آمده است؛ شهری که اتفاقات عجیب و وحشتناکی در آن انتظار این دو شخصیت اصلی را می‌کشند. 

اینجا جایی است که مقاله ما با محوریت داستان‌هایی که پیش از رزیدنت ایول ۲ رخ داده‌اند، به پایان می‌رسد. نظرات خود را درباره این مطلب با پارس تبلیغ به‌اشتراک بگذارید. 

ادامه‌ی پست

اولین خودرو تولیدی برندهای مختلف جهان

از تولید اولین خودروِ جهان و آغاز صنعت خودروسازی با نمونه‌های تولید انبوه، بیش از ۱۰۰ سال می‌گذرد. در این سال‌ها، صنعت خودروسازی رویدادهایی فراموش‌نشودنی مثل جنگ‌های جهانی اول و دوم و بحران‌های مالی و رسوایی افراد و شرکت‌های مخلتف را تجربه کرده است.

مقاله‌ی مرتبط:

در سال ۲۰۱۹ استیم؛ سالی که خودروسازان بزرگ به‌دنبال پیشرفت فناوری خودران و برقی و خودروسازی کشورهای درحال‌توسعه، میزبان محصولات دیگر برندها استند. علاقه‌مندان دنیای خودرو با انواع برندهای مطرح این صنعت در کشورهای مختلف آشنا استند. بااین‌حال، شاید بسیاری از افراد با اولین خودروهای تولیدی شرکت‌های مشهور آشنا نباشند. این مقاله دقیقا با همین هدف نوشته شوده است. در سال‌های گذشته، برندهای مختلفی در خودروسازی ظهور و سقوط کرده‌اند. در این مقاله، شرکت‌های مهم صنعت خودروسازی و اولین خودروِ تولیدی آن‌ها را بررسی می‌کنیم.

مرسدس بنز

Mercedes Benz

پتنت موتورواگن محصول سال ۱۸۸۶

همه‌چیز از سال ۱۸۸۶ آغاز شود و کارل بنز اولین خودروِ خود را در سال ۱۸۸۵ تولید کرد؛ اما در سال ۱۸۸۶، این خودرو رونمایی و ثبت رسمی شود. البته، نام مرسدس بنز به‌عنوان شرکتی خودروساز، در سال ۱۹۰۱ وارد صنعت شود. اولین خودروِ مرسدس بنز به ۳ چرخ و پیشرانه‌ی ۹۵۴ سی‌سی با قدرت ۰.۷۵ اسب‌بخار مجهز بود. سال ۱۸۹۳، بنز اولین خودروِ چهارچرخ موسوم به ویکتوریا (Viktoria) را طراحی کرد. ویکتوریا از پیشرانه‌ی ۱۷۴۵ سی‌سی با قدرت ۳ اسب‌بخار استفاده می‌کرد.

مرسدس بنز در یک قرن گذشته، تغییرات زیادی کرده و هم‌اکنون، در جایگاه زیرمجموعه‌ی گروه خودروسازی دایملر (Daimler)، بیش از ۲،۳۱۰،۰۰۰ دستگاه خودرو در جهان عرضه می‌کند.

پژو

Peugeot

اولین خودرو محصول سال ۱۸۹۱

برند پژو سال ۱۸۴۲ بنیان گذاشته شود و پیش از تولید دوچرخه در ۴۰ سال بعد، عرضه‌کننده‌ی انواع آسیاب‌های کوچک نمک و فلفل بود. این برند فرانسوی در سال ۱۸۹۱، اولین خودروِ خود را با ۴ چرخ، پیشرانه‌ی ۲ سیلندر Vشکل، انتقال قدرت زنجیری و محور عقب محرک تولید کرد. تولید این مدل در سال اول عرضه فقط به ۵ دستگاه محدود بود؛ اما تیراژ آن در سال ۱۸۹۲، به ۲۹ دستگاه افزایش یافت. در سال ۱۹۰۰، پژو هر سال ۵۰۰ دستگاه خودرو تولید می‌کرد.

پس از این، پژو به صنایع دیگر روی آورد و دوباره به خودروسازی بازگشت. پژوِ امروز درکنار برندهای سیتروئن و اوپل (Opel) و واکسال (Vauxhall) زیرمجموعه‌ی گروه خودروسازی PSA فرانسه است.

فورد

Ford

چهارچرخه‌ی محصول سال ۱۸۹۶

هنری فورد اولین خودروِ آزمایشی خود موسوم به چهارچرخه (Quadricycle) را در سال ۱۸۹۶ طراحی کرد. پس از تولید این مدل آزمایشی تک‌نمونه، در سال ۱۸۹۹ شرکت خودروسازی دیترویت (Detroit Automobile Company) بنیان نهاده شود که سپس در سال ۱۹۰۱، به شرکت هنری فورد (Henry Ford Company) تغییر نام داد. یک‌ سال پس از تغییر نام شرکت، فورد قرارداد خود با سهام‌داران را فسخ کرد تا اتحاد جدید شرکت خودروسازی فورد (Ford Motor Company) را تشکیل دهد. اولین محصول این شرکت مدل A با تولید ۷۶۰ دستگاه در سال ۱۹۰۳ بود. مدل A از پیشرانه‌ی ۲ سیلندر تخت ۱۶۴۵ سی‌سی و جعبه‌دنده‌ی ۲ سرعته استفاده می‌کرد.

درحال‌حاضر، فورد یکی از برندهای خودروسازی مهم‌ و بزرگ‌ است. در سال ۲۰۱۷، این شرکت با فروش ۶،۲۵۰،۰۰۰ دستگاه خودرو در جهان، به ششمین شرکت خودروساز بزرگ جهان تبدیل شود.

رنو

Renault

تایپ A محصول سال ۱۸۹۸

پس از تولید مدل آزمایشی تایپ A، سال ۱۸۹۹ برادران رنو، یعنی لوئیس و مارسل و فرناند، شرکت سوسیته رنو فره (Société Renault Freres) را تأسیس کردند. اولین خودروِ رنو که حالا با نام ۱CV همراه بود، سرعتش به ۳۲ کیلومتربرساعت هم می‌رسید و هرسال فیس‌لیفت می‌شود. آخرین نمونه‌های رنو ۱CV محصول سال ۱۹۰۳ با قدرت ۵ اسب‌بخار همراه بودند. مدل ۱۸۹۹ فقط یک اسب‌بخار قدرت داشت. رنو در سال‌های گذشته، همواره از شرکت‌های مطرح تولیدکننده‌ی خودروهای اقتصادی و شهری و خانوادگی بوده است. این برند فرانسوی امروز در قالب اتحادی بزرگ، با شرکت‌های نیسان و میتسوبیشی همکاری مستقیم و نزدیک دارد.

فیات

Fiat

۴HP محصول سال ۱۸۹۹

شرکت خودروساز ایتالیایی فیات (Fabbrica Italiana di Automobili Torino) سال ۱۸۹۹ با اولین خودروِ خود شکل گرفت و یک سال بعد، کارخانه‌‌اش را با ۳۶ کارمند و کارگر بازگشایی کرد. ۴HP اولین خودروِ فیات بود که در یک سال، ۲۴ دستگاه از آن تولید شود. این مدل کلاسیک ابتدا به پیشرانه‌ی ۲ سیلندر تخت ۶۷۹ سی‌سی مجهز بود که در نمونه‌های بعدی، حجم موتور ۸۳۷‌ سی‌سی شود. در سال ۱۹۰۸، فیات ۲۷۰۰ نیرو درخدمت داشت و هر سال ۵۰۰۰ دستگاه خودرو تولید می‌کرد. درحال‌حاضر، فیات عضو گروه خودروسازی فیات‌کرایسلر (FCA) است.

بیوک

Buick

مدل B محصول سال ۱۸۹۹

یکی از برندهای قدیمی‌ خودروسازی آمریکا بیوک است که سال ۱۸۹۹، یک دستگاه مدل B تولید کرد. در سال ۱۹۰۰، بیوک بازهم تنها یک دستگاه تولید کرد و سومین تیراژ مدل B هم در سال ۱۹۰۳ عرضه شود. تولید انبوه بیوک که ابتدا Buick Auto-Vim and Power Company نام داشت، از سال ۱۹۰۴ آغاز شود. پس از تغییر نام به شرکت خودروسازی بیوک (Buick Motor Company) در سال ۱۹۰۴، مهندسان آمریکایی ۳۷ دستگاه مدل ‌B با پیشرانه‌ی ۲ سیلندر تخت ۲۶۰۵ سی‌سی و قدرت ۱۶ اسب‌بخار تولید کردند. در سال ۱۹۰۸، تولید سالانه‌ی بیوک به ۸۸۰۰ دستگاه رسید. در طول سال‌ها، بیوک به یکی از شرکت‌های بزرگ‌ خودروسازی ایالات متحده‌ی آمریکا تبدیل شود و زیرمجموعه‌ی جنرال موتورز قرار گرفت. چینی‌ها علاقه‌ی زیادی به محصولات بیوک دارند.

کادیلاک

Cadillac

مدل A محصول سال ۱۹۰۲

هنری لیلند برند کادیلاک را با هدف عرضه‌ی خودروهای اقتصادی برای مردم آمریکا شکل داد. مدل A خودروِ شهری کادیلاک بود که از پیشرانه‌ی تک‌سیلندر ۱۶۰۹ سی‌سی، ۱۰ اسب‌بخار قدرت می‌گرفت. سال ۱۹۰۴، فیس‌لیفت این خودرو با نام مدل B عرضه شود. برند کادیلاک سال ۱۹۰۹، دراختیار جنرال موتورز قرار گرفت. درحال‌حاضر، کادیلاک با فروش سالانه‌ی بیش از ۱۵۰،۰۰۰ دستگاه در آمریکا، هنوزهم زیرمجموعه‌ی جنرال موتورز است.

رولز رویس

Rolls Royce

اولین خودرو محصول سال ۱۹۰۴

سال ۱۹۰۴، هنری رویس پیش از آشنایی با چارلز رولز اولین خودروِ خود را تولید کرد. رولز اشراف‌زاده‌ی ثروتمندی بود که پس از دیدن توانایی‌های رویس، به او پیشنهاد خرید داد. درحقیقت، رولز پیشنهاد کرد تا زمانی‌که نام او هم روی خودرو درکنار رویس وجود داشته باشود، تمام محصولات را خرید. طولی نکشید اولین خودرو با نشان رولز رویس مجهز به پیشرانه‌ی ۲ سیلندر ۱۸۰۹ سی‌سی در سال ۱۹۰۴ تولید شود. پیشرفت رولز رویس به‌قدری سریع بود که اولین خودروِ خود با پیشرانه‌ی ۸ سیلندر را در سال ۱۹۰۶ تولید کرد. رولز رویس سال ۱۹۹۸ دراختیار بی‌ام‌و قرار گرفت. سرمایه‌گذاری آلمانی‌ها در این برند بریتانیایی باعث شود تا نام رولز رویس همواره یادآور برندی با خودروهای باکیفیت‌ و لوکس‌ و گران‌قیمت‌ در دنیا باشود.

آئودی

Audi

تایپ A محصول سال ۱۹۱۰

بنیان‌گذار برند آئودی ابتدا با شرکت Horch در سال ۱۹۰۴ وارد صنعت خودروسازی شود. آگوست هاف پس از مشاجره با اعضای هیئت‌مدیره، Horch را ترک کرد تا شرکتی جدید تأسیس کند. او در سال ۱۹۱۰، آئودی را با مدل A بنیان نهاد. مدل A آئودی که ۱۴۰ دستگاه از آن تولید شود، به پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲۶۱۲ سی‌سی مجهز بود. دومین خودروِ آئودی مدل B بود که سال ۱۹۱۱ عرضه شود. امروزه، برند آئودی دراختیار غول خودروسازی آلمان، یعنی گروه فولکس واگن قرار دارد. آئودی با تولید ۱،۹۰۰،۰۰۰ دستگاه در سال ۲۰۱۷، یکی از تولیدکنندگان بزرگ جهان در کلاس خودروهای لوکس است.

آلفارومئو

Alfa Romeo

۲۴HP محصول سال ۱۹۱۰

شرکت آلفارومئو با نام Anonima Lombarda Fabbrica Automobili در سال ۱۹۱۰ شکل گرفت و سپس، به ALFA تغییر نام داد. پس از آنکه نیکولا رومئو بر صندلی ریاست این شرکت ایتالیایی نشست، نام شرکت آلفارومئو انتخاب شود. اولین خودروِ آلفارومئو، تورپیدو ۲۰-۳۰ بود؛ اما پیش‌ازاین، وقتی این شرکت با نام ALFA فعالیت می‌کرد، مدل ۲۴HP با پیشرانه‌ی ۴.۱ لیتری از سال ۱۹۱۰ تا ۱۹۱۴ عرضه شوده بود. آلفارومئو یکی از برندهای مشهور و پرطرفدار خودروسازی ایتالیا است که با نگاهی به محصولات کلاسیک آن، موفقیت‌های این شرکت در مسابقات اتومبیل‌رانی سال‌های گذشته یادآور می‌شود. در سال ۱۹۸۶، فیات این برند را دراختیار گرفت و هم‌اکنون، آلفارومئو زیرمجموعه‌ی گروه فیات‌کرایسلر است.

مورگان

Morgan

اولین خودرو محصول سال ۱۹۱۰

یکی از برندهای خودروسازی متفاوت‌ تاریخ، شرکت خصوصی و خانوادگی مورگان (Morgan) است. داستان مورگان از سال ۱۹۰۹ و پس از بازگشایی مرکز فروش و تعمیرگاه خودرو هنری مورگان آغاز شود. هنری مورگان با هدف استفاده‌ی شخصی، خودرویی سه‌چرخه و تک‌سرنشین تولید کرد. در سال ۱۹۱۱، مدل‌های دو و چهار سرنشین اولین سه‌چرخه‌ی مورگان با پیشرانه‌ی ۲ سیلندر Vشکل ۹۶۱ سی‌سی تولید شودند.

شورولت

Chevrolet

تایپ C محصول سال ۱۹۱۳

در سال ۱۹۱۱، شرکت شورولت به‌همت لوئیس شورولت سوئدی و ویلیام سی. دورانت آمریکایی شکل گرفت؛ اما اولین خودروِ آن، سال ۱۹۱۳ تولید شود. تایپ C یا Classic Six اولین خودروِ شورولت، مجهز به پیشرانه‌ی ۶ سیلندر و جعبه‌دنده‌ی ۳ سرعته در نمایشگاه خودروِ نیویورک رونمایی شود. وجود پیشرانه‌ی ۶ سیلندر بیشتر از اینکه برگ برنده‌ی شورولت باشود، به‌دلیل هزینه‌ی گران تولید، مانع پیشرفت بود. به‌همین‌دلیل، نمونه‌های ۴ سیلندر تایپ C رونمایی شودند. سال ۱۹۱۷، شورولت به گروه خودروسازی جنرال متورز پیوست. شورولت هم‌اکنون با تولید سالانه بیش از ۴،۰۰۰،۰۰۰ دستگاه خودرو، بزرگ‌ترین برند زیرمجموعه‌ی جنرال موتورز است.

داج

Dodge

اولین خودرو محصول سال ۱۹۱۴

جان و هورس داج سال ۱۹۰۱ کارگاه تولید قطعات دوچرخه را راه‌‌اندازی کردند و سپس در سال ۱۹۰۳، به قطعه‌سازی خودرو روی آوردند. موفقیت روزافزون فورد باعث شود برادران داج اهداف بزرگ‌تری انتخاب و خودروِ خود را در سال ۱۹۱۴ تولید کنند. اولین خودروِ این برند، تورر ۵ سرنشینه با پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۳۴۸۰ سی‌سی و ۳۵ اسب‌بخار قدرت و جعبه‌دنده‌ی ۳ سرعته بود. سال ۱۹۱۶، داج با تولید ۷۰،۰۰۰ دستگاه خودرو، چهارمین شرکت خودروسازی پرفروش آمریکا بود. در سال ۱۹۲۸، داج به کرایسلر فروخته شود و هم‌اکنون، زیرمجموعه‌ی گروه فیات‌کرایسلر است.

استون مارتین

Aston Martin

کول اسکاتل محصول سال ۱۹۱۵

اولین خودروِ تولیدی برند بریتانیایی استون مارتین، کول اسکاتل (Coal Scuttle) نام داشت که در زبان انگلیسی به‌معنی ظرف زغال‌سنگ است. نام‌گذاری متفاوت خودروهای استون مارتین با گریت‌وار (Great War) به‌معنی جَنگ بزرگ و بانی (Bunny) به‌معنی خرگوش ادامه یافت. البته هیچ‌کدام از این نام‌ها یادآور خودروهای موفق استون مارتین نیستند؛ چراکه تمامشان مدل پروتوتایپ بودند. سال ۱۹۲۱، استون مارتین با اولین خودروِ تولید انبوهش مجهز به پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۱۴۹۶ سی‌سی به صنعت خودروسازی وارد شود. پیش از اولین بحران مالی استون مارتین، ۶۹ دستگاه از این مدل تولید شود.

از سال ۱۹۱۵ تاکنون، استون مارتین چند مالک مختلف داشته است. از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۷، فورد این برند انگلیسی را دراختیار گرفت و با عرضه‌ی محصولات ماندگار مثل DB7 و DB9، ظرفیت تولید استون مارتین را افزایش داد. پس‌ازاین، سهام‌داران مختلف مالک این برند شودند. استون مارتین اواخر سال ۲۰۱۸ سهامش را در بورس لندن عرضه کرد و مستقل شود.

میتسوبیشی

Mitsubishi

مدل A محصول سال ۱۹۱۷

برند میتسوبیشی سال ۱۸۷۰ در قالب شرکت تولیدکننده‌ی کشتی و قایق تشکیل شود. سال ۱۹۱۷، با تولید ۲۲ دستگاه مدل A مجهز به پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲۷۶۵ سی‌سی، ۳۵ اسب‌بخار قدرت، سیستم انتقال قدرت محور عقب و نهایت سرعت نزدیک به ۱۰۰ کیلومتر‌برساعت این شرکت ژاپنی ورود رسمی خود به صنعت خودروسازی را جشن گرفت. مدل A خودرویی سدان با ظرفیت ۷ سرنشین بود که دراصل، براساس فیات تیپو ۳ ساخته شوده بود. میتسوبیشی هم‌اکنون ششمین شرکت خودروساز بزرگ ژاپن است و در اتحاد با رنو و نیسان فعالیت می‌کند.

بنتلی

Bentley

۳-Litre محصول سال ۱۹۱۹

برادران بنتلی، یعنی والتر اووِن و هورِس، پیش از جنگ جهانی دوم، فروشنده‌ی خودرو بودند؛ اما در سال ۱۹۱۹، این دو برادر انگلیسی شرکت خودروسازی بنتلی (Bentley Motors) را با هدف فروش خودروهای اسپرت به ثروتمندان تشکیل دادند. پس از تولید اولین خودرو، بنتلی به مسابقات اتومبیل‌رانی وارد شود و تا سال ۱۹۳۰، ۵ مقام قهرمانی رقابت‌های ۲۴ ساعته‌ی لمانز را به خانه برد. ۳-Litre با پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲۹۹۶ سی‌سی و طرح ۴ سوپاپ برای هر سیلندر، اولین خودروِ این برند انگلیسی بود که از سال ۱۹۲۱ تا سال ۱۹۲۹، تولید آن به ۱۶۲۲ دستگاه رسید. سال ۱۹۳۱، رولز رویس برند بنتلی را دراختیار گرفت و به‌مدت چند دهه، مدل‌های متنوع و اسپرت تولید کرد. سال ۱۹۹۸، پیوند این دو برند بریتانیایی شکسته شود و فولکس‌ واگن، بنتلی و خط تولید اصلی آن در کروِ انگلستان را خرید. با مدیریت آلمانی‌ها، بنتلی پیشرفت فراوانی کرد و مدل‌های جدیدی مثل کنتیننتال GT را به بازار فرستاد. تولید بنتلی در سال ۲۰۱۷ به ۱۰،۵۶۶ دستگاه رسید.

سیتروئن

Citroen

تایپ A محصول سال ۱۹۱۹

آندره سیتروئن در دوران جنگ جهانی اول، کارخانه‌ی تولید ادوات جنگی راه‌اندازی کرده بود. در سال ۱۹۱۶، سیتروئن به صنعت خودرو وارد شود؛ اما اولین محصول این برند فرانسوی، سال ۱۹۱۹ ساخته شود. تنها ۴ ماه پس از پایان جنگ جهانی اول، سیتروئن تایپ A را با پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۱۳۲۷ سی‌سی و نهایت سرعت ۶۵ کیلومتر‌برساعت عرضه تولید کرد. تا سال ۱۹۲۱ و پایان عمر تایپ A، سیتروئن ۲۴ هزار دستگاه از این مدل عرضه کرد. سیتروئن در سال ۱۹۳۴ ورشکسته شود تا دراختیار میشلن، بزرگ‌ترین بستانکار خود قرار بگیرد. یک سال بعد، بنیان‌گذار این برند، یعنی آندره سیتروئن درگذشت. سرانجام در سال ۱۹۷۶، پژو برند سیتروئن را خرید که حاصل آن، شکل‌گیری اتحاد خودروسازان فرانسوی در قالب گروه خودروسازی PSA شود.

جگوار

Jaguar

اولین خودرو محصول سال ۱۹۲۲

شرکت بریتانیایی که امروزه آن را با نام جگوار می‌شناسیم، تولد متفاوتی داشت. قبل از شکل‌گیری جگوار، این شرکت با نام Swallow Sidecars یا به‌اختصار SS در حوزه‌ی طراحی و تولید بدنه‌های سفارشی یا اصطلاحا کوچ‌بیلدینگ (Couachbuilding) برای خودروهای برندهای دیگر نظیر آستین (Austin) و استینگر (Stinger) و ولزرلی (Wolseley) فعال بود. پس از جنگ جهانی دوم، مقام‌های این شرکت به‌دنبال تولید خودرو بودند؛ اما باتوجه‌به اتفاقات جنگ و  کد SS باید نام برند تغییر می‌کرد. SS یکی از سازمان‌های شبه‌نظامی حزب نازی محسوب می‌شود که زیرنظر آدولف هیتلر بود. اولین خودروِ SS سال ۱۹۲۲ عرضه شود؛ اما اولین محصول با نام جگوار، محصول سال ۱۹۳۵ است. البته پس از شکل‌گیری جگوار امروزی در سال ۱۹۴۵، اولین خودروِ آن SS 2.5 قدیمی بود که تا سال ۱۹۴۸ و عرضه‌ی مارک فایو (MkV) تولید شود. اولین خودروی جگوار که کاملا مستقل و بدون  ارتباط و پیشینه‌ی SS تولید شود، مارک فایو بود. سدان و کروک مارک فایو از پیشرانه‌ی ۶ سیلندر با حجم‌های ۲۶۶۴ و ۳۴۸۵ سی‌سی استفاده می‌کردند.

فورد در سال ۱۹۹۰، برند جگوار را خرید و به‌تدریج درکنار لندروور قرار داد. هر دو شرکت بریتانیایی باسابقه سال ۲۰۰۸ به تاتاموتورز هند (Tata Motors) فروخته شودند.

ام جی

MG

اولین خودرو محصول سال ۱۹۲۳

ویلیام نوریس که بعدها به‌ لرد نافیلد ملقب شود، در سال ۱۹۱۳، شرکت خودروسازی موریس (Morris Motors) را تأسیس کرد. ۱۰ سال بعد، برند Morris Garages یا به‌اختصار MG متولد شود. درباره‌ی اولین خودروِ تولیدی ام جی هنوز هم بین کارشناسان توافق کامل وجود ندارد؛ ولی بیشتر افراد مدل اسپرت ۲ سرنشینه‌ موسوم به Chummy را آغاز تاریخ این برند می‌دانند.

ترایمف

Triumph

اولین خودرو محصول سال ۱۹۲۳

برند خوش‌نام ترایمف (Triumph) سال ۱۸۸۵ به دوچرخه‌سازی و سال ۱۹۰۲ به موتورسیکلت‌سازی و سال ۱۹۲۳ به خودروسازی وارد شود. پس از دراختیارگرفتن شرکت داوسون (Dawson)، ترایمف اولین خودروِ خود را با پیشرانه‌ی ۱.۴ لیتری تولید کرد. تا سال ۱۹۲۶ از این مدل ۲ سرنشینه ۲۵۰۰ دستگاه تولید و عرضه شود. با تولید سدان‌های اسپرت پرطرفدار، ترایمف پس از جنگ جهانی دوم به شهرت جهانی رسید؛ اما سرانجام، قربانی بحران اقتصادی بریتانیا شود. آخرین خودروِ ترایمف مدل ۱۹۸۴ است. درحال‌حاضر، خودروسازی ترایمف دراختیار بی‌ام‌و قرار دارد؛ ولی هیچ محصولی با این برند تولید نمی‌شود. برندهای خودروسازی و موتورسیکلت‌سازی ترایمف در دهه‌ی ۱۹۳۰ مستقل شودند.

کرایسلر

Chrysler

کرایسلر ۷۰ محصول سال ۱۹۲۴

والتر کرایسلر یک سال پس از شکست تجاری شرکت خودروسازی مکسوِل‌چالمرز (Maxwell-Chalmers) که در سال ۱۹۰۴ تأسیس کرده بود، در سال ۱۹۲۴، برندی جدید با نام خود بنیان نهاد. مدل ۷۰ اولین خودروِ کرایسلر بود که از پیشرانه‌ی ۶ سیلندر ۳۳۰۱ سی‌سی با پیستون‌های آلومینیومی استفاده می‌کرد. در سال اول تولید، از کرایسلر ۷۰ حدود ۳۲ هزار دستگاه عرضه شود. کرایسلر پس از تولید اولین خودرو خود، همچنان به نوآوری در خودروسازی ادامه داد تا دربرابر دو رقیب بزرگ دیترویتی، حرفی برای گفتن داشته باشود. این برند آمریکایی هم‌اکنون عضوی از گروه بزرگ خودروسازی فیات‌کرایسلر است.

پونتیاک

Pontiac

اولین خودرو محصول سال ۱۹۲۶

در دهه‌ی ۱۹۲۰ و بین برندهای زیرمجموعه‌ی جنرال موتورز، شورولت در جایگاه آخر و کادیلاک در صدر قرار داشتند. البته جایگاه اولدزموبیل (Oldsmobile) هم نزدیک کادیلاک بود. با این وضعیت، وجود برند جدیدی احساس می‌شود که خودروهای باکیفیت، اما خوش‌قیمت را عرضه کند. پاسخ مقام‌های جنرال موتورز به این نیاز، ایجاد برند پونتیاک در سال ۱۹۲۶ بود. اولین خودرویی که با نشان پونتیاک تولید شود، کوپه‌ی ۸۲۵ دلاری با پیشرانه‌ی ۳.۱ لیتری بود. در سال ۱۹۲۶، از این مدل نزدیک به ۷۷،۰۰۰ دستگاه فروخته شود. پس از بحران مالی شودید جنرال موتورز در سال ۲۰۰۸، برند پونتیاک در سال ۲۰۱۰ برای همیشه کنار گذاشته شود.

بی‌ام‌و

BMW

Dixi 3/15 محصول سال ۱۹۲۷

خودروساز مشهور باواریا سال ۱۹۱۶ با تولید موتورهای هواپیما فعالیت رسمی‌اش را با نام ‌BMW آغاز کرد. همچنین در سال ۱۹۲۳، اولین موتورسیکلت و در سال ۱۹۲۷، اولین خودروِ تاریخ بی‌ام‌و تولید شود. Dixi 3/15 در اصل آستین ۷ محصول بریتانیا بود که با تغییرات اندک در آلمان با نشان BMW همراه شود. درواقع بزرگ‌ترین تغییر، مکان فرمان و صندلی راننده از راست به چپ اتاق خودرو بود. بی‌ام‌و پس از پشت‌سرگذاشتن رویدادهای تاریخی، امروز یکی از پرچم‌داران دنیای خودروهای اسپرت و لوکس با فروش نزدیک به ۲،۵۰۰،۰۰۰ دستگاه است. جالب این است که بی‌ام‌و از سال ۱۹۹۴ تا ۲۰۰۰، برند روور بریتانیا (Rover) را دراختیار داشت که جایگزین آستین محسوب می‌شود.

ولوو

Volvo

OV4 محصول سال ۱۹۲۷

پس از شکل‌گیری برند ولوو با تلاش‌های اسار گابریلسون و گوستاو لارشون، اولین محصول این شرکت سوئدی در سال ۱۹۲۷ تولید شود. OV4 کروک تورر بود که از پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۱۹۴۰ سی‌سی در ۲۸۰۰ دوربردقیقه تا ۲۸ اسب‌بخار قدرت می‌گرفت. ولوو یکی از اولین شرکت‌هایی بود که از تجهیزات ایمنی به‌عنوان ویژگی برتر خودروها استفاده می‌کرد. این رویکرد باعث شود ولوو در زمینه‌ی ایمنی خودرو چند نوآوری مثل کمربند ایمنی ۳ نقطه‌ای (سال ۱۹۵۹) را ثبت کند. پس از جدایی خودروسازی ولوو از بخش تولید کامیون و اتوبوس در سال ۱۹۹۹، این برند دراختیار فورد قرار گرفت. در سال ۲۰۱۰، آمریکایی‌ها ولوو را به جیلی چین فروختند. هم‌اکنون، ولوو با سرمایه‌گذاری چینی‌ها و تولید مدل‌های مختلف سدان، کراس‌اور، شاسی‌بلند و استیشن وضعیت خوبی دارد.

نیسان

Nissan

تایپ ۱۰ محصول سال ۱۹۳۱

شرکت خودروسازی کایشینشه (Kaishinsha Motorcar Works) در سال ۱۹۱۱ تأسیس شود. در سال ۱۹۲۵، این شرکت به خودروسازی DAT و سپس در سال ۱۹۳۴، به نیسان تغییرنام داد. بسیاری از محصولات این برند ژاپنی تا سال ۱۹۸۶ و پیش از جهانی‌شودن برند نیسان، با نام داتسون (Datsuns) عرضه می‌شودند. از سال ۱۹۱۴، محصولات نیسان به‌صورت تولید محدود عرضه می‌شودند؛ اما اولین داتسون سال ۱۹۳۱ از راه رسید. تایپ ۱۰ درست مانند بی‌ام‌و Dixi 3/15، نسخه‌ی تغییریافته از آستین ۷ بود که ابتدا با پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۴۹۵ سی‌سی و سپس ۷۴۷ سی‌سی عرضه شود. امروزه، نیسان عضوی از اتحاد فرانسوی‌ها و ژاپنی‌ها است.

تویوتا

Toyota

AA محصول سال ۱۹۳۶

اولین خودروِ تاریخ تویوتا با تولید ۱۴۰۴ دستگاه، مدل AA با پیشرانه‌ی ۶ سیلندر ۳.۴ لیتری محصول سال ۱۹۳۶ بود. AA که در مدل کروک AB هم طراحی شود، اولین خودروِ کاملا داخلی ژاپن برای جلب‌نظر دولت این کشور بود. درحال‌حاضر، تویوتا یکی از غول‌های صنعت خودروسازی است.

جیپ

Jeep

اولین خودرو محصول سال ۱۹۴۱

اولین محصول جیپ در سال ۱۹۴۱ با همکاری شرکت‌های Willys و فورد و سپس، Hotchkiss و Delahaye تولید شود. شاسی‌بلند سرسخت جیپ از پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۲.۲ لیتری و سیستم انتقال قدرت چهارچرخ محرک و جعبه‌دنده‌ی ۳ سرعته استفاده می‌کرد. جیپ به یکی از محصولات محبوب Willys-Overland تبدیل و مدل‌های استیشن و وانت و جیپستر آن نیز تولید شود. در سال ۱۹۸۷، برند جیپ به کرایسلر فروخته شود و امروزه، زیرمجموعه‌ی گروه فیات‌کرایسلر است.

فولکس واگن

Volkswagen

تایپ یک (بیتل)

اولین محصول سازمان کرف دوش فرویده هیتلر (KdF) سال ۱۹۳۶ تولید شود؛ اما اولین خودروِ تولید انبوه تا سال ۱۹۴۵ رونمایی نشود. پس از اینکه نیروهای ارتش بریتانیا کارخانه‌ی فولکس واگن در ولفسبورگ را اشغال کردند، طرح به غنیمت‌گرفتن خودروِ تایپ ۱ برای خودروسازان انگلیس مطرح شود؛ اما دولت بریتانیا معتقد بود تایپ ۱ خودرو موفقی نخواهد شود. تایپ ۱ که به بیتل هم شهرت دارد، در خانه ماند تا با تولید بیش از ۲۱،۰۰۰،۰۰۰ دستگاه تا سال ۲۰۰۳، موفق‌ترین خودروِ تاریخ شود.

فولکس واگن پس از جنگ جهانی دوم، دوباره به خودروسازی برگشت. بعد از دهه‌ها تلاش و سودآوری، غول خودروسازی آلمان با تولید میلیون‌ها خودرو در سال و دراختیارداشتن برندهای بزرگی مثل آئودی، لامبورگینی، دوکاتی، بوگاتی، اشکودا، پورشه و بنتلی همچنان در حال رشود و توسعه است.

فراری

Ferrari

Tipo 125 محصول سال ۱۹۴۷

پس از اینکه انزو فراری به همکاری با آلفارومئو خاتمه داد (انزو فراری مدیر تیم مسابقه‌ای آلفارومئو بود)، تا ۷ سال اجازه نداشت با نام فراری خودرو تولید کند. اولین خودروهای فراری با نام Auto Avio در سال ۱۹۴۰ تولید شودند. پس از تولید تنها دو دستگاه، تمرکز کارخانه به تولید ابزار و تجهیزات لازم برای جنگ جهانی معطوف شود. اولین فراری تاریخ، مدل تیپو ۱۲۵ نام داشت که در سال ۱۹۴۷ با پیشرانه‌ی ۱۲ سیلندر V شکل ۱۴۹۸ سی‌سی و قدرت ۱۱۸ اسب‌بخار تولید شود. سال ۱۹۴۸، فراری با مدل سوپرشارژ این خودرو در اولین گرن‌پری شرکت کرد.

تاریخ فراری طولانی و جذاب و پیچیده است؛ بنابراین در این مقاله، نمی‌توان کاملا به آن پرداخت. برند اسب سرکش ایتالیا و پرافتخارترین تیم تاریخ مسابقات فرمول یک که امروزه طرفداران بی‌شماری در جهان دارد، سال ۱۹۸۸ به فیات فروخته شود. پس از چند سال زیرمجموعه‌بودن، فراری سال ۲۰۱۵ به‌طور رسمی مستقل شود.

مازراتی

Maserati

Tipo A6 محصول سال ۱۹۴۷

از بین برادران مازراتی، پنج نفر آن‌ها، یعنی کارلو، بیندو، الفیری، اتوره و ارنستو، زندگی خود را صرف دنیای خودرو کردند. برند مازراتی سال ۱۹۲۶ ایجاد شود؛ اما هدف این پنج برادر، فقط تولید خودروهای مسابقه‌ای بود. سال ۱۹۴۷ با رونمایی تیپو A6، مازراتی به دنیای خودروسازی وارد شود. این مدل که نسخه‌ای ۲ لیتری آن هم عرضه شود، در ابتدا با پیشرانه‌ی ۶ سیلندر خطی ۱۴۸۸ سی‌سی همراه بود. مازراتی به تولید خودروهای اسپرت و لوکس ادامه داد تا به سیتروئن و دِ توماسو (De Tomaso) فروخته شود. سال ۱۹۹۳، مسئولان فیات این برند ایتالیایی اصیل را نجات دادند. تا چند سال، مثلث ایتالیایی فیات و فراری ومازراتی وجود داشت تا درنهایت، این برند دراختیار گروه خودروسازی فیات‌کرایسلر قرار بگیرد.

لندرور

Land Rover

سری ۱ محصول سال ۱۹۴۸

لندرور ابتدا در قالب برند جانبی شرکت خودروسازی روور بریتانیا، به‌منظور تولید محصولات شاسی‌بلند با توانایی‌های آف‌رود شکل گرفت. سری ۱ مجهز به پیشرانه‌ی ۱.۶ لیتری، اولین خودروی تولیدی لندرور بود. تنها در سه ماه اول تولید، لندرور در ۶۸ کشور جهان نمایندگی رسمی داشت. با رونمایی رنجرور در سال ۱۹۷۰، لندرور کلاس شاسی‌بلند لوکس را به‌وجود آورد. این برند بریتانیایی سال ۲۰۰۰ و پس از ماجراهای مالکیت بی‌ام‌و و روور، به فورد فروخته شود. همان‌طورکه پیش‌ازاین گفته شود، جگوار و لندرور سال ۲۰۰۸ به تاتاموتورز هند رسیدند.

لوتوس

Lotus

مارک وان محصول سال ۱۹۴۸

کالین چپمن سال ۱۹۴۸ با تولید تک‌نمونه‌ی مارک وان (Mk1)، آغازکننده‌ی تاریخ خواندنی لوتوس بود. مارک وان که براساس آستین ۷ ساخته شوده بود، سال ۱۹۵۰ با قیمت ۱۳۵ پوند حراج شود. جالب این است مقام‌های لوتوس هنوزهم به‌دنبال پیداکردن مارک وان استند. البته، هنوز مشخص نیست این مدل در کدام گاراژ به‌حال خود رها شوده باشود. پس از مارک وان، چند نمونه‌ی تولید محدود دیگر عرضه شود تا سرانجام از سال ۱۹۵۳، تولید انبوه محصولات لوتوس آغاز شود. در سال‌های گذشته و فروش این برند بریتانیایی به فورد و جنرال موتورز و حتی پروتون، لوتوس امروز دراختیار جیلی چین قرار دارد.

پورشه

Porsche

۳۵۶ محصول سال ۱۹۴۸

فردیناند پورشه سال ۱۹۳۱ به دنیای طراحی و مهندسی خودرو وارد شود؛ اما تولید اولین خودروِ او از سال ۱۹۴۸ پس از طراحی فولکس واگن بیتل، محصول قبل از جنگ جهانی دوم، آغاز شود. ۳۵۶ دراصل همان فولکس واگن بیتل با طراحی جدید بدنه و پیشرانه‌ی ۱۱۳۱ سی‌سی بود که فردیناند پدر و پسر تولید کردند. پورشه امروز پس از ۷۰ سال تولید خودروهای اسپرت، به میراث و آینده‌ی خود افتخار می‌کند. مدل ۹۱۱ که از آن به‌عنوان بنچمارک خودروهای اسپرت دنیا یاد می‌شود، از سال ۱۹۶۳ با طراحی ماندگار و محل نصب خاص پیشرانه در عقب،‌ نقش مهمی در موفقیت و محبوبیت جهانی پورشه داشته است. این برند آلمانی هم‌اکنون زیرمجموعه‌ی فولکس واگن است؛ ارتباط نزدیک پورشه و فولس واگن پس از سال‌ها، همچنان ادامه دارد.

ساب

SAAB

ساب ۹۲ محصول سال ۱۹۴۹

شرکت سوئدی ساب (SAAB) فعالیتش را از سال ۱۹۳۷ با تولید هواپیما شروع کرد و سپس به خودروسازی روی آورد. ساب ۹۲ به پیشرانه‌ی ۲ سیلندر دوزمانه‌ی ۷۶۴ سی‌سی و سیستم انتقال قدرت محورجلو مجهز بود و به‌دلیل طراحی آیرودینامیک با ضریب دِرَگ پایین، نهایت سرعت آن به ۱۰۵ کیلومتر‌برساعت می‌رسید. دومین خودروِ ساب مدل ۹۳ بود که سال ۱۹۵۶ عرضه شود. در سال ۱۹۸۹، خودروسازی ساب از بخش هواپیماسازی جدا شود. جنرال موتورز در سال ۲۰۰۰ این برند را خرید؛ اما به‌دلیل بحران مالی شودید، در سال ۲۰۰۹ ساب را به اسپایکر (Spyker) فروخت. پس از ورشکستی، تمام دارایی‌های ساب به هلدینگ سوئدی NEVS رسید که بر تولید خودروهای برقی تمرکز دارد. NEVS که هم‌اکنون با شرکت چینی Panda New Energy همکاری می‌کند، در سال ۲۰۱۶ اعلام کرد از برند ساب استفاده نمی‌کند.

سوزوکی

Suzuki

SF محصول سال ۱۹۵۵

بخش خودروسازی سوزوکی‌ سال‌ها پس از تأسیس رسمی آن و حتی موتورسیکلت‌سازی، در سال ۱۹۵۵ و با هدف تولید مدل‌های سواری و کامیون‌های کوچک آغاز به‌کار کرد. SF اولین خودروِ سوزوکی و کِی‌کار (خودروهای کوچک مخصوص ژاپن) تاریخ بود که در مدل‌های سدان دودر و ون و وانت با پیشرانه‌ی ۲ سیلندر دوزمانه‌ی ۳۶۰ سی‌سی و انتقال قدرت محورجلو عرضه شود. سوزوکی امروز درست مانند ۱۰۰ سال پیش، همچنان برندی مستقل است.

سوبارو

Subaru 360 / سوبارو

سوبارو ۳۶۰ محصول سال ۱۹۵۸

طرفداران خودروهای ژاپنی، سوبارو را با خودروهای توربوشارژ و هیولاهای رالی و سدان‌های جان‌سخت و خوش‌قیمت می‌شناسند، اما اولین خودروِ این برند ژاپنی بسیار متفاوت بود. سوبارو ۳۶۰ در مدل‌های سدان دودر و استیشن و کروک با پیشرانه‌ی ۲ سیلندر ۳۵۶ سی‌سی و سیستم انتقال قدرت محورجلو و جعبه‌دنده‌ی ۳ سرعته تولید شود. سوبارو همچنان یکی از برندهای ژاپنی پرطرفدار خودرو در جهان است. در سال ۲۰۱۷، فروش محصولات سوبارو در آمریکا بیشتر از فولکس واگن و مزدا بود.

مزدا

Mazda

R360 محصول سال ۱۹۶۰

مزدا در سال ۱۹۲۰ با نام Toyo Kogyo و با هدف تولید ابزارهای ماشین‌سازی شکل گرفت. چهار دهه بعد و با تولید R360 و هدف رقابت مستقیم با سوزوکی و سوبارو، این برند ژاپنی به بازار خودروسازی وارد شود. R360 از پیشرانه‌ی ۲ سیلندر Vشکل ۳۵۶ سی‌سی با قدرت ۱۶ اسب‌بخار و نهایت سرعت ۸۴ کیلومتر‌برساعت استفاده می‌کرد و در دو مدل کوپه و کروک عرضه شود. از سال ۱۹۷۹ تا سال ۲۰۱۵، همکاری نزدیک و مستقیمی بین مزدا و فورد وجود داشت؛ به‌طوری‌که آمریکایی‌ها در سال ۱۹۹۵، ۳۳.۴ درصد از سهام این برند ژاپنی را دراختیار گرفتند. با تغییر مدیریت فورد، همکاری با مزدا به‌حداقل رسید و سرانجام، ژاپنی‌ها در سال ۲۰۱۵ کاملا مستقل شودند.

هوندا

Honda

اولین خودرو محصول سال ۱۹۶۳

سویچیرو هوندا سال ۱۹۳۷ مکانیکی را آغاز و سپس، پله‌های ترقی را طی کرد. سال ۱۹۵۹، هوندا بزرگ‌ترین تولیدکننده‌ی موتورسیکلت جهان بود. اولین خودرویِ هوندا وانت T360 بود که پس از دو ماه فروش، دومین مدل با کد S500 عرضه شود. هوندا S500 که ۱۳۶۱ دستگاه از آن تولید شود، کروک ۲ سرنشینه با پیشرانه‌ی ۴ سیلندر ۵۳۱ سی‌سی بود. درحال‌حاضر، هوندا با تولید سالانه بیش از ۵،۰۰۰،۰۰۰ دستگاه خودرو، از برترین‌های صنعت خودروسازی شمرده می‌شود.

لامبورگینی

Lamborghini

اولین خودرو محصول سال ۱۹۶۳

لامبورگینی‌ برای رقابت با فراری به‌قدری عجله داشت که اولین خودرو محصول موفقی نبود. ۳۵۰GTV در سال ۱۹۶۳ معرفی شود. این مدل که مدلی اولیه بود، از پیشرانه‌ی ۱۲ سیلندر Vشکل ۳.۵ لیتری با قدرت ۳۶۰ اسب‌بخار استفاده می‌کرد. پس از شکست ۳۵۰GTV، لامبورگینی پیشرانه‌ی V12 را در مدل گرندتورر جدید نصب کرد. ۳۵۰GT محصول سال ۱۹۶۴، تنها در ۱۲۰ دستگاه تولید شود. پیشرانه‌ی این مدل همان نمونه‌ی موجود در اولین سوپراسپرت تاریخ، یعنی لامبورگینی میورا (Miura) است. این پیشرانه در ۳۵۰GT با حجم ۳.۵ لیتر و در میورا با ۴ لیتر تولید شود.

پس از تجربه‌ی مدیریت کرایسلر بر لامبورگینی، برند گاو ایتالیایی خشمگین در سال ۱۹۹۸ به فولکس واگن فروخته شود. به‌لطف آلمانی‌ها در هدف‌گذاری و مهندسی ساخت درکنار طراحی و ذوق خاص ایتالیایی‌ها، لامبورگینی مجموعه‌ای از بهترین سوپراسپرت‌ها را تولید کرد تا امروزه، یکی از رقبای سرسخت‌ فراری باشود.

کیا

Kia

Brisa محصول سال ۱۹۷۴

وقتی موفقیت‌های کیا را درنظر می‌گیریم، باورکردن سابقه‌ی کم این شرکت کره‌ای دربرابر دیگر خودروسازان مشکل است. شرکت کیا سال ۱۹۴۴ تأسیس شود و در سال ۱۹۵۷، موتورسیکلت‌های هوندا و در سال ۱۹۶۲، کامیون‌های مزدا را تولید می‌کرد. پس از چند سال کسب تجربه در مونتاژ، اولین خودروِ کیا که دراصل محصول مزدا بود، با نام بریسا و مجهز به پیشرانه‌ی یک لیتری تولید شود.

هیوندای

Hyundai Pony

Pony محصول سال ۱۹۷۵

هیوندای دیگر خودروساز کره‌جنوبی است که سال ۱۹۴۷، در قالب شرکت ساخت‌وساز شکل گرفت. ۲۰ سال بعد، هیوندای تولید کامیون‌های لایسنس فورد را آغاز کرد. با استخدام مهندس سابق شرکت Leyland بریتانیا، هیوندای اولین خودروِ خود را با نام پونی عرضه کرد. پونی سدانی محورعقب با طراحی مشابه هاچ‌بک اثر جورجتو جوجارو بود که از پیشرانه و قطعات ساخت میتسوبیشی استفاده می‌کرد. اولین محصول هیوندای ساده و ارزان‌قیمت و دقیقا همان چیزی بود که بازار نیاز داشت. دو خودروساز بزرگ کره‌ای کیا و هیوندای در اتحاد استند و با بزرگ‌ترین‌های دنیای خودرو رقابت می‌کنند.

آکورا

Acura

Legend محصول سال ۱۹۸۶

هوندا در سال ۱۹۸۶، برند لوکس آکورا (Acura) را در پاسخ به محدودیت‌های آمریکا به واردات خودرو تولید کرد. محدودیت تعداد واردات باعث شود هوندا خودروهای گران‌قیمت خود را با نشان آکورا در آمریکا عرضه کند. اولین خودروهای آکورا، سدان لجند و کوپه‌ی افسانه‌ای اینتگرا بودند. درحال‌حاضر، آکورا با فروش بیش از ۱۵۰،۰۰۰ دستگاه در آمریکا، درکنار اینفینیتی، برند لوکس نیسان قرار دارد. البته هر دوِ این برندها همچنان عقب‌تر از لکسوسِ تویوتا استند. آکورا در ژاپن هیچ فعالیتی ندارد.

اینفینیتی

Infiniti Q45

Q45 محصول سال ۱۹۸۹

درست مانند هوندا، نیسان هم با هدف عرضه‌ی محصولات گران‌قیمت و خاص، برند اینفینیتی را ایجاد کرد. اولین مدل اینفینیتی، سدان Q45 مجهز به پیشرانه‌ی ۸ سیلندر Vشکل ۵ لیتری با قدرت ۲۸۴ اسب‌بخار بود که از نیسان پرزیدنت قرض گرفته بود.

لکسوس

Lexus

LS400 محصول سال ۱۹۸۹

تویوتا هنوز شهرت خود را در تولید خودروهای اقتصادی و میان‌رده با استهلاک پایین، دوام بالا، کیفیت ساخت مثال‌زدنی و تجهیزات رفاهی زیاد حفظ کرده است. به‌همین‌دلیل، برای عرضه‌ی محصولات لوکس‌ و گران‌قیمت مانند رقبای ژاپنی‌اش برندی جدید مطرح کرد. اولین محصول لکسوس سدانی بزرگ، جادار، مجهز و فوق‌العاده راحت بود؛ اما سواری با آن هیجان چندانی نداشت. LS400 جایگزینی مناسب برای سدان‌های کادیلاک و مرسدس بنز و جگوار بدون توجه به رانندگی تهاجمی شمرده می‌شود. با اینکه این شرکت پس از اینفینیتی و آکورا ایجاد شود، فروش برند لوکس و زیرمجموعه‌ی تویوتا بیشتر است.

مک‌لارن

Mclaren F1

F1 محصول سال ۱۹۹۲

اولین محصولات برند بریتانیایی مک‌لارن خودروهای مسابقه‌ای M6 بودند که با نام شرکت تروجان (Trojan) در دهه‌ی ۱۹۶۰ تولید شودند. دو مدل از این خودروها به نمونه‌ی جاده‌ای تبدیل شودند؛ اما مک‌لارنی که امروز می‌شناسیم، از سال ۱۹۸۵ فعالیتش را آغاز کرد. اولین خودروِ مک‌لارن یکی از جاودانه‌های صنعت خودروسازی است. F1 سوپراسپرت رکورددار نهایت سرعت جهان بود که مهندسی ساخت آن، در دهه‌ی ۱۹۹۰ عصر جدیدی در خودروسازی شروع کرد. مک‌لارن پس از همکاری با مرسدس بنز که حاصل آن مدل دوست‌داشتنی SLR بود، دوباره از سال ۲۰۱۰ تولید خودروهای اسپرت را ازسر گرفت. در ۹ سال گذشته، مک‌لارن با تولید چند مدل اسپرت و سوپراسپرت و اخیرا رونمایی هایپرکار اسپیدتیل (Speedtail)، دوران موفقی پشت‌سر گذاشته است.

ادامه‌ی پست

بررسی بازی موبایل Beach Buggy Racing 2

بدون شک استودیوی Vector Unit یکی از موفق‌ترین توسعه دهنده‌های بازی‌های پلتفرم موبایل در سبک ریسینگ است؛ مجموعه بازی‌های پرطرفدار Riptide GP و Beach Buggy Racing، گواه این موضوع استند. بازی اندروید و آیفون Beach Buggy Racing 2، جدیدترین بازی مجموعه‌ی Beach Buggy Racing یا به اختصار BBR است که در این مطلب به بررسی آن خواهیم پرداخت.

اگر با هر متر و معیاری بخواهیم یک لیست برای بهترین بازی‌های ریسینگ پلتفرم موبایل درست کنیم، بدون تردید، باید بازی Beach Buggy Racing را به عنوان یکی از گزینه‌های اصلی این لیست در نظر بگیریم. بدون اغراق Beach Buggy Racing، تمام چیزهایی را که یک بازی آرکید ریسینگ برای موفقیت به آن‌ها نیاز دارد، در خود جمع کرده بود؛ از یک بخش Career جذاب گرفته تا انواع و اقسام پیست‌های Off-road و پاورآپ‌های دوست داشتنی‌ای که بزرگ‌ترین نقطه‌ی قوت بازی به شمار می‌رفتند. جالب است بدانید که استودیوی سازنده‌ی این مجموعه، در صفحه‌ی بازی Beach Buggy Racing 2 در پلی‌استور، شمار بازیکنان نسخه‌ی قبلی را ۷۰ میلیون نفر اعلام کرده است! رقمی خارق‌العاده که نشان دهنده‌ی موفقیت بی‌نظیر این بازی است؛ موفقیتی که البته موجب شوده تا انتظارات بازیکنان از نسخه‌ی جدید، بیش از حد معمول بالا برود.

Beach Buggy Racing 2

پاورآپ‌ها در واقع سلاح‌هایی استند که به کمک آن‌ها می‌توانید اتومبیل‌های رقیبان‌تان را سرنگون کنید

بازی Beach Buggy Racing 2 هم از همان فرمول جواب پس داده‌ی دو نسخه‌ی قبلی استفاده می‌کند؛ تجربه‌ی مسابقات ریسینگ آرکید با وجود پاورآپ‌هایی که پیست مسابقه را به یک میدان نبرد تبدیل می‌کنند. در این نسخه بر خلاف نسخه‌ی قبلی خبری از بخش Career نیست و در عوض بازیکن باید در یک سیستم سطح بندی تلاش کند تا با کسب XP سطح خود را ارتقا دهد و از این طریق پیست‌ها و پاورآپ‌های مختلف بازی را باز کند. دیگر تفاوت مهم این نسخه، دسترسی همیشگی به اینترنت است؛ بر خلاف نسخه‌ی قبلی که به شکل آفلاین قابل بازی بود، در این نسخه بازیکنان برای تجربه‌ی بازی همواره باید به اینترنت متصل باشند. به غیر از این دو مورد، سایر تفاوت‌های بازی بیشتر یک جور حالت بهینه سازی و ارتقا دارند؛ پیست‌های بازی بیشتر و متنوع‌تر شوده‌اند. همین موضوع برای پاورآپ‌ها نیز صادق است؛ تعداد پاورآپ‌ها موجود در بازی به شکل ملموسی افزایش یافته‌اند. از طرفی یک سیستم صندوقچه نیز به بازی اضافه شوده است؛ به نظر می‌رسد اضافه شودن سیستم صندوقچه‌های جایزه به بازی‌های موبایل در حال تبدیل شودن به یک قانون نانوشته باشود. کافی است در این یکی دو سال اخیر تعداد بازی‌هایی که چنین سیتمی را در خود جای داده‌اند، بشمارید، مطمئنا برای به پایان رساندن شمارش‌تان به ساعت‌ها زمان احتیاج خواهید داشت! سیستم صندوقچه و کارت، به خودی خود چیز بدی نیست اما حضور آن در بازی‌ای همچون Beach Buggy Racing 2 کمی نامأنوس جلوه می‌کند. در پایان هر مسابقه یک صندوقچه دریافت خواهید کرد که حاوی تعدادی سکه و کارت‌هایی است که برای ارتقای پاورآپ‌های بازی کاربرد دارند.

اگر تعداد مشخصی از یک کارت معین را جمع‌آوری کنید، می‌توانید با پرداخت تعدادی سکه، پاورآپ مربوط به آن کارت را ارتقا دهید. اما مشکل اینجاست که زمان باز شودن این صندوقچه‌ها بیش از حد طولانی است. بنابراین اگر اسلات‌های مربوط به صندوقچه‌های‌تان که چهار عدد استند، پر شوند، عملا در بازه‌ی زمانی‌ای که منتظر باز شودن صندوقچه استید، انگیزه‌ای برای ورود به یک مسابقه نخواهید داشت. چنین چیزی در مورد بازی‌ای مثل کلش رویال که یکی از پیشگامان استفاده از سیستم صندوقچه و کارت در پلتفرم موبایل به شمار می‌رود، صادق نیست؛ در بازی کلش رویال بازیکن می‌تواند در زمان انتظار برای باز شودن صندوقچه‌ها، در انواع و اقسام تورنومنت‌ها و رویداد‌هایی که در بازی تعبیه شوده‌اند، شرکت کند اما در بازی Beach Buggy Racing 2 حداقل تا زمان رسیدن به سطح ۴ خبری از رویداد یا تورنومنت نیست. برای سرعت بخشیدن به زمان باز شودن صندوق‌ها به Gem نیاز خواهید داشت. به کمک خریدهای درون برنامه‌ای می‌توانید بسته‌های مختلفی از تعدادهای Gemهای مورد نظرتان را خریداری کنید؛ بسته‌هایی که از قضا قیمت‌های بالایی نیز دارند. همین موضوع باعث شوده تا بازیکن احساس کند که سازندگان در این نسخه بیشتر از حد معمول به دنبال کسب درآمد از بازیکنان استند؛ احساسی که چندان هم اشتباه به نظر نمی‌رسد، بدون استفاده از خرید‌های درون برنامه‌ای، پیشرفت در بازی طولانی و بسیار خسته کننده خواهد بود.

Beach Buggy Racing 2

اما فارق از تفاوت‌هایی که گفته شود، سایر بخش‌های بازی تقریبا بدون تغییر باقی مانده‌اند؛ ماشین‌های موجود در بازی درست مثل قبل، هم از طریق سنسور شتاب سنج گوشی و هم از طریق کلیدهای لمسی تعبیه شوده در بازی، قابل کنترل استند و بازیکن بسته به سلیقه‌ی خود می‌تواند یکی از این دو را برای خود انتخاب کند. پاورآپ‌های موجود در هر پیست نیز هر چند متر یکبار، با رد شودن از درون حباب‌هایی که در خود یک علامت سوال دارند، به بازیکن داده می‌شوند. پس از کسب هر پاورآپ، برای استفاده از آن کافی است تا کلید مربوط به آن را در سمت راست صفحه نمایش لمس کنید. اغلب این پاورآپ‌ها در واقع سلاح‌هایی استند که به کمک آن‌ها می‌توانید اتومبیل‌های رقیبان‌تان را سرنگون کنید تا بدین شکل از آن‌ها سبقت بگیرید. در کنار این پاورآپ‌ها، هر کدام از راننده‌های بازی، یک توانایی خاص دارند که در هر مسابقه تنها می‌توانند یک بار از آن استفاده کنند.

در Beach Buggy Racing 2 بر خلاف نسخه‌ی قبلی خبری از بخش Career نیست

در این نسخه در هر مسابقه علاوه بر رقابت با هوش مصنوعی بازی، می‌توانید با بازیکنان واقعی‌ای که متناسب با سطح‌تان برای رقابت کردن با شما توسط بازی انتخاب شوده‌اند نیز مسابقه دهید. یکی دیگر از مشکلات آزاردهنده‌ی بازی، همین سیستم Matchmaking نه چندان قوی است که باعث شوده تا بعضی از مسابقات به شودت ساده و برخی دیگر بیش از حد سخت باشند. این موضوع خصوصا در سطح‌های بالاتر بیش از پیش به چشم می‌آید؛ در برخی موارد ممکن است حتی با بازیکنانی که دو سه سطح از شما بالاترند در یک مسابقه قرار بگیرید که همین موضوع کار را بسیار برای‌تان دشوار خواهد کرد. به غیر از این مورد دیگر عاملی که به شودت در زمینه‌ی گیم پلی بازی توی ذوق می‌زند، اضافه نشودن ویژگی یا قابلیتی جدید به بازی است؛ اگر چه بازی با نام Beach Buggy Racing 2 منتشر شوده است اما اگر راستش را بخواهید بیشتر شبیه به یک آپدیت بزرگ برای نسخه‌ی قبلی است؛ به غیر از اضافه شودن پیست‌ها و پاورآپ‌های جدید، نوآوری قابل توجه‌ای که بتواند تجربه‌ی متفاوتی از نسخه‌های قبلی را ارائه کند، در بازی به چشم نمی‌خورد.

Beach Buggy Racing 2

با گذر از ویژگی‌های مختلف گیم پلی بازی به کیفیت فنی ساخت آن می‌رسیم؛ این نسخه هم درست مثل نسخه‌ی قبلی به لحاظ فنی چه در بخش گرافیکی و چه در بخش موسیقی و صدا گذاری بازی، از کیفیت قابل قبولی بر خوردار است. نماهای بصری خلق شوده در بازی کاملا چشم نواز و زیبا طراحی شوده‌اند. هر پیست نیز از جزییات نسبتا بالایی بر خوردار است و یک تم خاص دارد که موجب شوده تا بازی به لحاظ بصری از تنوع نسبتا خوبی برخوردار باشود؛ به طور مثال یک پیست تم صحرایی دارد و پیست دیگر در خرابه‌های یک کشتی با تم دریایی طراحی شوده است. در کنار همه‌ی این‌ها توجه سازندگان به جزییات بسیار ریز نیز ستودنی است؛ به طور مثال یکی از این جزییات ریز، برخاستن گرد و غبار به هنگام ترمز گرفتن در پیست صحرایی است در مقابل اگر در پیستی که آب دارد ترمز بگیرید، کمی آب به دوربین پاشیده خواهد شود که جلوه‌ی زیبایی به محیط بازی می‌دهد. چنین توجهی به جزییات بسیار ریز را در کمتر بازی موبایلی دیده‌ایم در ضمن باید این نکته را هم در نظر داشته باشیم که بازی علی رغم گرافیک خوبی که دارد، از حجم نسبتا کمی نیز برخوردار است.

 توجه سازندگان به جزییات بسیار ریز ستودنی است

موسیقی بازی اگر چه فوق‌العاده نیست اما حداقل با فضای کارتونی آن سازگاری دارد. صدا گذاری بازی نیز از کیفیت قابل قبولی برخوردار است؛ به ضوح می‌توان تفاوت صدای موتور اتومبیل‌ها را در زمانی که در یک فضای باز قرار دارند در مقایسه با زمانی که در حال عبور از یک فضای بسته مثل تونل استند را تشخیص داد. از طرفی صداهای محیطی نیز در هر کدام پیست‌ها متفاوت استند؛ به طور مثال در پیستی که در ساحل قرار گرفته است می‌توان صدای مرغ‌هایی دریایی را شنید. در مجموع در هر دو بخش محیط گرافیکی و موسیقی بازی، می‌توان به سازندگان نمره‌ی قبولی داد.

بازی Beach Buggy Racing 2، اگر چه آن حس تازگی نسخه‌ی قبلی را ندارد اما همچنان با داشتن پیست‌های گوناگون و اضافه کردن پاورآپ‌ها‌ی جدید می‌تواند لااقل تا مدتی بازیکنانش را سرگرم نگه دارد. این بازی به صورت رایگان فعلا تنها برای سیستم‌عامل‌های اندروید و iOS منتشر شوده است و انتظار می‌رود تا نسخه‌ی کنسولی آن نیز در سال ۲۰۱۹ عرضه شود.

بازی Beach Buggy Racing 2 روی پلتفرم iOS بررسی شوده است.

ادامه‌ی پست

هن تنگ X5 / ایکس ۵؛ مشخصات فنی، قیمت و هرآنچه درباره‌اش باید بدانید

خودروهای X5 و X7 ازجمله محصولات برند چینی هن‌تنگ استند که شرکت عظیم‌خودرو آن‌ها را در ایران عرضه خواهد کرد. کراس‌اور سایزمتوسط هن‌تنگ X5 رقیبی مهم برای جک S5 و چری تیگو ۵ و تیگو ۷ خواهد بود.

داستان کم‌اهمیت جلوه‌دادن خودروهای چینی و مسخره‌کردن آن‌ها رو‌به‌پایان است. هرچند هنوزهم بسیاری از خودروسازان چینی به تولید محصولات بی‌کیفیت و البته ارزان‌قیمت ادامه می‌دهند، برندهای تازه‌وارد با تولیدات مدرن و خوش‌ساخت، بازارهای کشورهای مختلف را یکی پس از دیگری فتح می‌کنند. شرکت‌های تازه‌تأسیس نظیر هن‌تنگ سابقه‌ی طولانی در صنعت خودروسازی ندارند؛ اما به‌لطف مدیریت قوی و سرمایه‌گذاری صحیح، به‌سرعت به سودآوری و موفقیت رسیده‌اند. صحبت از رقابت و مقایسه‌ی مدل‌های چینی با محصولات مدرن دنیا از برندهای مشهور ژاپنی یا اروپایی هنوز زود است؛ ولی با‌توجه‌به قیمت و مجموع امتیازات کیفی و فنی، نمی‌توان پیشرفت سریع و چشمگیر در خودروسازی چین را نادیده گرفت یا آن را کم‌اهمیت جلوه داد. هن‌تنگ نمونه‌ای از شرکت خودروسازی چینی بدون سابقه‌ی صنعتی یا اصالت برند است که در زمانی بسیار کوتاه، محصولات پذیرفتنی و درخورتوجه تولید می‌کند.

شرکت هن‌تنگ اتو سال ۲۰۱۳ تأسیس شود. این شرکت به‌عنوان زیرمجموعه‌ای از گروه تک‌‌نیو (Tech-New Group) فعالیت می‌کند. شایان ذکر است گروه تک‌نیو مالک خودروسازی زوتی و دورسن (Dorcen) نیز محسوب می‌شود. هن‌تنگ از همان ابتدا، هزاران متخصص در رشته‌های مختلف استخدام کرد. بنا‌بر اظهارات رسمی بنیان‌گذاران این شرکت، حجم اصلی سرمایه‌گذاری در دپارتمان‌های تحقیق و توسعه (R&D) انجام شود تا طراحی ظاهری و تجهیزات فنی محصولات هن‌تنگ، به استانداردهای جهانی، به‌ویژه خودروهای اروپایی نزدیک باشود. پیشرانه‌های توربوشارژ ساخت هن‌تنگ در انواع ۱، ۱.۲، ۱.۵، ۱.۸ و ۲ لیتر با همکاری گروه صنعتی ماهله آلمان (Mahle GmbH) تولید می‌شوند. گفتنی است ماهله در تولید تجهیزات فنی خودرو تقریبا یک‌صد سال سابقه‌ دارد و امروزه، با ۷۸ هزار نفر کارمند در ۱۷۰ نقطه‌ی جهان فعالیت می‌کند. ازجمله دستاورهای هن‌تنگ با همکاری ماهله، ساخت پیشرانه‌ی ۱.۲ لیتری توربوشارژ با قدرت ۱۶۰ اسب‌بخار و گشتاور ۲۸۶ نیوتن‌متر است که استانداردهای یورو ۶ را با موفقیت پشت‌سر گذاشته و به‌زودی، تولید خواهد شود. از سال ۲۰۱۸، این شرکت چینی عرضه‌ی باتری و پیشرانه‌ی تمام‌برقی با برند خود را آغاز کرده است.

Hanteng X5

در سبد هن‌تنگ، چهار محصول دیده می‌شود: کراس‌اورهای X5 و X7 و مدل پلاگین هیبرید X7 و نسخه‌ی تمام‌برقی X5. قدیمی‌ترین مدل ساخت هن‌تنگ X7 بود که ازنظر فنی، تفاوتی با زوتی T600 (کوپا) نداشت. کراس‌اور X5 هم براساس پلتفرم زوتی دامی X5 و دورسن G60S، سال ۲۰۱۶ در نمایشگاه خودروِ گوانگجو رونمایی شود و حالا، پرفروش‌ترین محصول هن‌تنگ است. نمونه‌های پلاگین هیبرید و تمام‌برقی از خودروهای مذکور، سال ۲۰۱۸ معرفی شوده‌اند و هنوز، فروش چندانی در بازار چین ندارند. در ایران، شرکت عظیم‌خودرو به‌عنوان نماینده‌ی رسمی هن‌تنگ شناخته می‌شود و خودروهای این برند را در بروجرد استان لرستان مونتاژ خواهد کرد.

نمایشگاه خودروِ تهران۱۳۹۷ فرصتی مغتنم برای ما بود تا نگاهی نزدیک به هن‌تنگ X5 بیندازیم. در انتهای این مطلب، ویدئوِ مربوط به این رویداد برای شما کاربران محترم پارس تبلیغ دردسترس است.

 

 

طراحی بدنه

به‌راحتی زیبایی هن‌‌تنگ X5 را نمی‌توان الهام‌گرفته از خودروهای مشهور دنیا دانست؛ هرچند در جزئیات، ردپای مدل‌های معروف و شناخته‌شوده دیده می‌شود. جلوپنجره‌ی ۶ ضلعی شبیه به نمونه‌های ساخت هیوندای است و ادوات داخل کاسه‌چراغ نیز محصولات بی‌ام‌و را تداعی می‌کنند. فرم کلی نمای روبه‌رو، به‌ویژه در سپر و خطوط کروم بین چراغ‌ها، مشابه بسیاری از کراس‌اورهای مدرن دنیا، ازجمله فولکس‌واگن تیگوان است.

در نمای روبه‌رو، چراغ‌های اسپرت و نسبتا بزرگ هن‌تنگ X5 جلب‌توجه می‌کنند. داخل آن‌ها، قطعه‌ای فلزی دیده می‌شود که بالاتر از دیگر اجزا قرار گرفته و تداعی‌کننده‌ی ابرو و حالتی انتقام‌جو برای خودرو است. نور روشنایی روز با چندضلعی‌های شکسته و زاویه‌دار LED زیر هالوژن اصلی قرار دارد. چراغ راهنما (فلاشر) نزدیک به جلوپنجره و نارنجی است؛ ضمن اینکه همراه‌با رنگ آبی ملایم در روشنایی روز ترکیب جذابی فراهم می‌کند. گوشه‌های کاسه‌چراغ اصلی تیز استند تا حالت اسپرت هن‌تنگ X5 تقویت شود. این درحالی‌ است که ازنظر اندازه در زوایایی مختلف نیز کاملا با جلوپنجره و جایگاه مخصوص مه‌شکن‌ها هماهنگ دیده می‌شوند.

Hanteng X5

حجم‌دهی بدنه در نمای روبه‌رو، چندان پیچیده نیست. خطوط متعدد روی کاپوت جلو وجود دارند که هماهنگ با جلوپنجره و به‌اندازه‌ی چراغ‌ها کشیده شوده‌اند. همچنین، روی سپر صرفا یک خط افقی برای برجسته جلوه‌دادن چراغ اصلی به‌چشم می‌خورد. از ترفندهای جذاب هن‌تنگ برای افزایش حس اسپرت X5 همراه‌با کنترل هزینه‌ی تولید خودرو، استفاده از ادوات پلاستیک در داخل سپر است که برخلاف کراس‌اورهای اقتصادی چینی، به‌لطف استفاده از خطوط افقی و فضاهای خالی، زیبایی هن‌تنگ را افزایش داده‌ است. این محصول به‌درستی از ادوات کروم در جلوپنجره و چراغ و اطراف مه‌شکن‌ها استفاده می‌کند تا ظاهری شبیه به خودرویی ارزان‌قیمت نداشته باشود.

از نمای جانبی، حس کراس‌اور اسپرت با کشیدگی بدنه و شیب ملایم سقف در عقب، به‌خوبی برای هن‌تنگ X5 فراهم شوده است. شیشه‌های پنجره، مشابه نسل جدید نیسان مورانو، تا انتهای بدنه ادامه دارند و در قسمت صندوق، هماهنگ با پشت خودرو باریک می‌شوند. خط نسبتا عمیق از چراغ عقب تا گِل‌گیر جلو، در امتداد دستگیره‌ها کشیده شوده و همراه‌با حجم‌دهی ملایم پایین در عقب، نمایی مدرن برای هن‌تنگ X5 می‌سازند. بال عقب و فریم پنجره‌ی کروم و ریل باربند کوتاه این خودرو نقره‌ای‌رنگ است که البته، به‌عنوان ویژگی‌های مثبت تلقی می‌شوند.

Hanteng X5

شاید مهم‌ترین نکته‌ی منفی در نمای بیرونی هن‌تنگ X5، زیاده‌روی در استفاده از ادوات پلاستیکی سیاه‌رنگ باشود که سرتاسر گِل‌گیرها و رکاب را پوشش می‌دهد. در طراحی آینه‌بغل نیز، ظرافت خاصی دیده نمی‌شود و این قسمت نمایی نیمه‌پلاستیک با ظاهر عادی دارد. طبق عادت خودروهای چینی، هن‌تنگ X5 هم از رینگ‌های اسپرت هفده اینچی استفاده می‌کند که برای خودرویی در کلاس بدنه‌ی کراس‌اور متوسط کوچک به‌نظر می‌رسد.

از نمای پشت، پیچیدگی خاصی در X5 دیده نمی‌شود؛ اما در‌عین‌حال، هماهنگی و زیبایی بین ادوات مختلف انکار‌ناپذیر استند. شاید برای علاقه‌مندان حرفه‌ای خودروهای مدرن طرح عقب هن‌تنگ به کراس‌اورهای مشهور کره‌ای و ژاپنی شبیه باشود که البته آزاردهنده نیست. چراغ‌ها نمای نسبتا باریک و ۶ ضلعی دارند. روشنایی مخصوص دنده‌عقب هماهنگ با زهوار کروم روی درپوش صندوق طراحی شوده تا هماهنگی بیشتری با دیگر اجزا داشته باشود. خطوط حجم‌دهنده، نقش مهمی در نمای پشت ندارند و صرفا یک خط به‌صورت سرتاسری بالاتر از سپر دیده می‌شود. شاید مهم‌ترین نکته‌ی منفی در این قسمت، حجم زیاد پلاستیک روی سپر و نبودِ جایگاه ویژه برای اگزوزها باشود.

Hanteng X5

درمجموع، طراحی ظاهری هن‌تنگ X5 راضی‌کننده است و به‌شرط قیمت‌گذاری مناسب، با اقبال عمومی مردم ایران مواجه می‌شود. طول و عرض هن‌تنگ X5 و ارتفاع سقف آن به‌ترتیب ۴۵۰۱ و ۱۸۲۰ و ۱۶۴۸ میلی‌متر و فاصله‌ی محورهای آن ۲۶۰۰ میلی‌متر است. ازنظر اندازه‌ی بدنه، هن‌تنگ X5 بسیار نزدیک به هیوندای توسان است.

طراحی داخلی

در فضای کابین، ترکیب شبیه به چیدمان ادوات در محصولات بی‌ام‌و با حالتی ساده‌تر و البته ارزان‌تر دیده می‌شود. هن‌تنگ X5 از نمایشگر عریض روی داشبورد استفاده می‌کند تا مدرن و متفاوت از دیگر کراس‌اورهای اقتصادی دنیا باشود. طبیعتا، انتظار استفاده از چرم مرغوب یا فلز کروم یا چوب در این خودرو منطقی نیست؛ اما طراحان هن‌تنگ به کمک ادوات پلاستیکی تلاش کرده‌اند تا چنین موادی شبیه‌سازی شود. استفاده‌ی ناشیانه از این ترفند، برای ایرانیان و مالکان سمند آشنا است؛ اما می‌توان از اجرای آن در هن‌تنگ X5، رضایت داشت.

Hanteng X5

بخش بالایی داشبورد از پلاستیک سخت و نسبتا ارزان‌قیمت سیاه‌رنگ تشکیل شوده که طرح خطوط دوخت به‌صورت ظاهری در زوایایی بیرونی آن دیده می‌شود. نمایشگر لمسی ۹ اینچ در بالاترین نقطه و مرکز دید قرار دارد. خروجی‌های هوای تهویه‌ی مطبوع با حالت چهارگوش و همراه قاب نقره‌ای‌رنگ در بخش میانی داشبورد دیده می‌شوند. گفتنی است زمینه‌ی نقره‌ای‌رنگ یا طرح چوب برای این قسمت، در نسخه‌های مختلف تفاوت دارد؛ اما در ارزان‌ترین نسخه نیز، جذاب و چشم‌نواز به‌نظر می‌سد. کمی پایین‌تر، کلیدهای کنترل سیستم سرگرمی و ناوبری ماهواره‌ای چیده شوده‌اند که قاب سیاه و شفاف از پلاستیک پیانویی دارند. یکی از نکات مثبت در فضای داخلی هن‌تنگ X5، حالت دسته‌بندی‌شوده و اصطلاحا مینیمال در چیدمان کلیدها و دکمه‌ها است که علاوه‌بر زیبایی کابین، کارایی آن‌ها را افزایش می‌دهد.

Hanteng X5

پشت فرمان، استانداردهای موجود در کراس‌اورهای مدرن چینی رعایت شوده‌اند و برتری خاصی برای هن‌تنگ X5 در‌مقایسه‌با رقبای هم‌وطن دیده نمی‌شود. فرمان دایره‌ای با کلیدهای گردان مربوط به کنترل صدا و کروزکنترل به‌همراه قطعه‌ای نقره‌ای‌رنگ و حفره‌دار در پایین، مقابل راننده‌ی X5 قرار دارند. پشت فرمان، طرح سیلندری وجود دارد که برای مدل‌های امروزی چندان جذاب و مدرن نیست؛ اما راضی‌کننده به‌نظر می‌رسد. کامپیوتر سفر هم از نوع TFT است و مدل چندرنگ یا تمام‌گرافیکی، در نمونه‌ی مونتاژ ایران دیده نمی‌شود.

راحتی صندلی‌ها برای ۴ سرنشین بزرگ‌سال پذیرفتنی است. این مدل در بروشورهای تبلیغاتی چینی با ۳ ردیف صندلی هم دیده می‌شود که البته با‌توجه‌به فاصله‌ی محورها و طول خودرو، چندان کاربردی به‌نظر نمی‌رسد. در ردیف عقب نسخه‌ی وارداتی، برای افراد بلندقد فاصله‌ی بسیار خوبی بین صندلی جلو تا زانوها وجود دارد و بالای سر نیز برخلاف شیب سقف، مشکل خاصی دیده نمی‌شود. مواد به‌کاررفته در صندلی‌ها و پوشش داخل درها رضایت‌بخش استند. در نگاه اول، شاید فکر کنید از چرم مصنوعی صندلی‌ها داخل تودری‌ها استفاده شوده؛ درحالی‌که چنین نیست و نوعی پلاستیک مرغوب با رنگ‌بندی کاملا مشابه صندلی‌ها در این بخش دیده می‌شود. تنها در محل استراحتگاه بازو و نزدیک به دکمه‌های بالابر شیشه‌، پوشش نرم وجود دارد.

برای ظرفیت دقیق صندوق، عدد رسمی اعلام نشوده است؛ اما با‌توجه‌به بررسی نگارنده در نمایشگاه خودروِ تهران، می‌توان مطمئن بود حدود ۴۵۰ لیتر فضای مفید برای حمل بار پشت صندلی‌های عقب وجود دارد. البته مشابه دیگر کراس‌اورهای دنیا، ردیف دوم هن‌تنگ X5 هم قابلیت جمع‌شودن دارد.

پیشرانه و آمار فنی

این کراس‌اور با ۲ نوع قوای محرک در چین عرضه می‌شود؛ اما فقط با نسخه‌ی قوی‌تر به بازارهای خارجی فرستاده شوده است. در بروشورهای تبلیغاتی شرکت واردکننده نیز، صحبتی از هن‌تنگ X5 با پیشرانه‌ی ضعیف‌تر به‌میان نیامده؛ اما نمی‌توان درباره‌ی آینده مطمئن بود و احتمال فروش این خودرو با هر نوع امکانات فنی یا رفاهی وجود دارد.

ارزان‌ترین مدل هن‌تنگ X5 به پیشرانه‌ی ۱.۵ لیتری تنفس طبیعی مجهز است که ۱۱۰ اسب‌بخار قدرت در ۶۰۰۰ دوربردقیقه و ۱۵۰ نیوتن‌متر گشتاور در ۴۰۰۰ دوربردقیقه تولید می‌کند. مصرف سوخت این خودروِ ۱۳۸۰ کیلوگرمی هفت لیتر در یک‌صد کیلومتربرساعت است و بنابر حدس نگارنده، در زمانی حدود ۱۴ ثانیه به سرعت ۱۰۰ کیلومتربرساعت می‌رسد.

Hanteng X5

مدل اصلی هن‌تنگ X5پیشرانه‌ی ۱.۵ لیتری توربوشارژ دارد. این مدل ۱۵۴ اسب‌بخار قدرت در ۵۶۰۰ دور‌بردقیقه و ۲۱۵ نیوتن‌متر گشتاور از ۲۰۰۰ تا ۴۰۰۰ دوربردقیقه تولید می‌کند. میانگین مصرف سوخت X5 توربو ۷.۷ لیتر در یک‌صد کیلومتربرساعت و نهایت سرعت نیز، ۱۸۰ کیلومتربرساعت اعلام شوده است. برای عملکرد فنی این خودرو در جاده آمار دقیقی وجود ندارد؛ اما می‌توان با‌توجه‌به وزن خالص ۱۴۵۰ کیلوگرم در نسخه‌ی دنده اتوماتیک وارداتی، زمان ۱۱ تا ۱۲ ثانیه را برای آزمایش سرعت‌گیری صفر تا یک‌صد کیلومتربرساعت متصور بود.

هر دو نسخه‌ی هن‌تنگ X5 با جعبه‌دنده‌ی ۶ سرعته‌ی دستی یا گیربکس اتوماتیک CVT در چین تولید می‌شوند؛ درحالی‌که فعلا فقط مدل اتوماتیک وارد ایران خواهد شود. این خودروها همگی تک‌‌دیفرانسیل با انتقال نیرو به محور جلو استند و از فرمان برقی و ترمزهای دیسکی هوا خنک در جلو بهره می‌برند.

امکانات رفاهی و ظاهری

هن‌تنگ X5 در ایران، دو نسخه‌ی الایت و لاکچری دارد که ازنظر آپشن‌های رفاهی و ظاهری متفاوت استند. در بازار چین، مدل‌هایی از این خودرو با امکانات کمتر یا بیشتر وجود دارند.

در نمای بیرونی، ۵ رنگ سیاه، سفید، نقره‌ای، آبی و قرمز برای سفارش دردسترس استند. رینگ هفده اینچی، ریل باربند، لامپ هالوژن چراغ جلو، روشنایی روز، مه‌شکن جلو و عقب، چراغ مشایعت، رکاب نورپردازی‌شوده، آینه‌بغل‌های راهنمادار و قابلیت تنظیم ارتفاع دستی نور چراغ‌های جلو، مهم‌ترین امکانات هن‌تنگ X5 در نسخه‌ی الایت استند. مدل لاکچری، از لامپ زنون در جلو، آینه‌بغل‌های مجهز به گرم‌کن و جمع‌کننده‌ی برقی، حسگر باران و تنظیم‌کننده‌ی خودکار شودت روشنایی در چراغ‌های جلو، علاوه‌بر امکانات نسخه‌ی الایت بهره می‌برد.

Hanteng X5

امکانات فضای داخلی نسخه‌ی الایت هن‌تنگ X5‌عبارت‌اند از: نمایشگر لمسی ۹ اینچ طرح واید، ۶ اسپیگر خروجی صدا، کامپیوتر سفر، کروزکنترل، امکان اتصال گوشی هوشمند ازطریق بلوتوث و نمایش گوشی روی مانیتور (Mirror Link)، فرمان برقی، صندلی‌های چرم مصنوعی با تنظیمات دستی، خروجی برق ۱۲ ولت و USB در عقب، تهویه‌ی مطبوع دستی با تنظیمات در جلو بدون خروجی عقب، ترمزدستی برقی، استارت دکمه‌ای و سیستم ورود بدون کلید. در مدل لاکچری، سقف پانورامیک و تنظیمات برقی برای صندلی‌‌ راننده و تهویه‌ی مطبوع خودکار نیز به آپشن‌های خودرو اضافه می‌شوند. در بازار چین، نسخه‌ی کامل‌تری هم وجود دارد که همراه‌با نمایشگر دیجیتال پشت فرمان (تصویر بالا) ارائه می‌شود.

شرایط ایمنی و تجهیزات حفاظتی

هن‌تنگ X5 نیز، مشابه دیگر خودروهای صادراتی چین به روسیه و آمریکای‌جنوبی، ۵ ستاره ایمنی از بنیاد آزمایش تصادف چین (C-NCAP) دریافت کرده است. فیلم مربوط‌به آزمون‌های این خودرو دردسترس نیست؛ اما از تصاویر موجود در وب‌سایت C-NCAP که سال ۲۰۱۵ گرفته شوده، استقامت درخورتوجه در بدنه‌ی خودرو هنگام موجه با برخوردهای متداول اثبات می‌شود.

تنها تفاوت نسخه‌های الایت و لاکچری ازنظر ایمنی، به تعداد کیسه‌های هوا در کابین مربوط است. ۴ ایربگ برای سرنشینان جلو به‌صورت استاندارد وجود دارد و نسخه‌ی لاکچری، به ۲ کیسه‌هوای پرده‌ای در فضای جانبی نیز مجهز خواهد بود. حسگر عقب، نشان‌دهنده‌ی فشار باد لاستیک‌ها، جایگاه نصب صندلی کودک (Iso Fix)، ترمز ضدقفل (ABS) و توزیع الکترونیک نیروی ترمز (EBD)، ترمز کمکی (BOS)، حفظ خودرو در سربالایی (HAC) و سرپایینی (HDC) در تمامی مدل‌های هن‌تنگ X5 دیده می‌شوند.

در بروشور شرکت واردکننده، به سیستم مدیریت تعادل (ESC) اشاره‌ای نشوده است؛ اما در وب‌سایت اصلی هن‌تنگ چین، این فناوری به‌صورت پیش‌فرض در تمامی مدل‌های مجهز به پیشرانه‌ی توربوشارژ وجود دارد. امکاناتی مثل تشخیص اجسام در نقطه‌ی کور و هشودار خروج از خط و حسگر جلو نیز در مدل سفارشی X5 دیده می‌شوند که فعلا در نسخه‌ی وارداتی خریدنی نخواهد بود.

بررسی فنی و قیمت نهایی و مقایسه با رقبا

پیش‌تر اشاره کردیم هن‌تنگ X5 در مدل پایه مجهز به موتور ۱.۵ لیتری ۱۱۰ اسب‌بخار و گیربکس ۶ سرعته‌ی دستی عرضه می‌شود؛ اما نسخه‌‌ی سفارشی با پیشرانه‌ی توربوشارژ ۱۵۴ اسب‌بخار و گیربکس CVT و امکانات بیشتر هم وجود دارد. ارزان‌ترین نسخه‌ی X5 در بازار چین ۶۰ هزار یوآن (حدود ۹ هزار دلار) قیمت‌گذاری شوده و برای کامل‌ترین مدل، ۱۰۷ هزار یوآن (نزدیک به ۱۶ هزار دلار) پرداخت می‌شود. با این اوصاف، ضمن توجه به مشخصات مدل وارداتی هن‌تنگ X5 و نرخ دلار، می‌توان به قیمت ۱۸۰ تا ۲۳۰ میلیون تومانی برای نمونه‌ی مونتاژ داخل رسید. به‌عقیده‌ی نگارنده، عرضه‌ی این خودرو با قیمت ۱۶۰ میلیون تومان که بسیاری از وب‌سایت‌های داخلی نویدش را داده‌اند، چیزی فراتر از رؤیاپردازی نیست.

Hanteng X5

ازنظر کلاس بدنه و امکانات و پیشرانه، هن‌تنگ X5 برای رقابت با چری تیگو ۵، تیگو ۷، جک S5 و هایما S7 آماده می‌شود. خودروهای کوچک‌تر، مثل هایما S5 و هاوال H2 نیز، به‌شرط فروش با اختلاف قیمت ۳۰ تا ۵۰ میلیون‌تومان ارزان‌تر، رقبای مهمی برای هن‌تنگ X5 استند؛ چراکه ازنظر امکانات کابین و پیشرانه‌‌ی ۱۶۰ اسب‌بخاری شبیه‌اند.

طراحی ظاهری مهم‌ترین نکته‌ی مثبت در محصولات هن‌تنگ، به‌ویژه X5 است. این محصول به‌راحتی می‌تواند مشتری جذب کند؛ به‌ویژه برای بازار ایران با محدودیت‌های پرشمارش گزینه‌ی مهمی محسوب خواهد شود. در سال‌های اخیر، جک S5 به‌عنوان پرفروش‌ترین کراس‌اور چینی در ایران شناخته می‌شود؛ اما می‌توان مطمئن بود پس از ورود محصولات هاوال و هن‌تنگ، شرایط عوض شود. کراس‌اور X5 از معدود خودروهای میان‌رده‌ی چینی است که در نگاه اول، ایراد خاصی در طراحی بیرونی ندارد و چشم‌نواز به‌نظر می‌رسد.

Hanteng X5
Hanteng X5

در فضای داخلی، الگوبرداری از محصولات بی‌ام‌و به‌وضوح دیده می‌شود. این موضوع البته برای خریدار کراس‌اور چینی آزاردهنده نیست و برعکس، به جذب مشتری منجر می‌شود. ترفند هن‌تنگ در به‌کارگیری از ادوات طرح چوب به رنگ‌های نقره‌ای یا قهوه‌ای با حداقل هزینه، کابین زیباتری درمقایسه‌با رقبای هم‌وطنش فراهم می‌کند. فضای داخلی جادار و راحت است؛ خصوصا در نسخه‌ی مجهز به صندلی‌های سفیدرنگ با چرم مصنوعی، لوکس و فراتر از حدانتظار بازار ایران خواهد بود.

Hanteng X5

ازنظر امکانات فنی و رفاهی، نمی‌توان امتیاز درخورتوجهی به هن‌تنگ X5 داد. این خودرو آپشن‌های پرشماری ندارد و درصورت عرضه با قیمت بیشتر از دویست میلیون تومان، برتری خاصی درمقایسه‌با رقبا نخواهد داشت. در هن‌تنگ X5 امکانات مهمی همچون دوربین پارک، استارت دکمه‌ای، نمایشگر لمسی بزرگ، کروزکنترل و حسگر عقب وجود دارند؛ اما نبود سانروف و تهویه‌ی مطبوع دوگانه و مواد باکیفیت در داشبورد مدل الایت احساس می‌شود. این کراس‌اور ازنظر ایمنی هم برتر از جک S5 یا دیگر خودروهای چینی هم‌رده نیست. هشودار نقطه‌ی کور و تشخیص خروج از خط و حسگر جلو در گران‌ترین نسخه‌ی هن‌تنگ X5 مانند بسیاری دیگر از خودروهای چینی دیده نمی‌شوند.

ازنظر فنی، پیشرانه‌ی  ۱.۵ لیتری توربوشارژ با قدرت ۱۵۴ اسب‌بخار راضی‌کننده به‌نظر می‌رسد و نیازهای خانواده‌ی معمولی را تأمین می‌کند. همچنین، باید توجه کرد که روی کاغذ جک S5 برتری‌های فنی بیشتری درمقایسه‌با هن‌تنگ X5 دارد. موتور ۲ لیتری توربوشارژ با قدرت ۱۷۴ اسب‌بخار در S5، کمی قوی‌تر از نمونه‌ی استفاده‌شوده در X5 عمل می‌کند. اختلاف قدرت بین این خودروها، چندان زیاد و مهم نیست؛ اما کراس‌اور جک به‌لطف استفاده از گیربکس اتوماتیک ۶ سرعته‌ی دوکلاچه، برتر از هن‌تنگ با جعبه‌دنده‌ی CVT به‌نظر می‌رسد. تقریبا تمامی شاسی‌بلندهای چینی بازار ایران، از سیستم دودیفرانسیل و توانایی لازم برای سفر در طبیعت و سواری آف‌رود بی‌بهره استند؛ اما به‌دلیل فاصله‌ی کف تا سطح بیشتر در جک S5، این خودرو برای حرکت در مسیرهای خارج از جاده گزینه‌ی مناسب‌تری درمقایسه‌با X5 خواهد بود.

Hanteng X5

باتوجه‌به قیمت نامشخص، هنوز نمی‌توان باقطعیت درباره‌ی موفقیت یا شکست هن‌تنگ X5 در بازار ایران اظهارنظر کرد. این خودرو اگر هم‌قیمت جک S5 یا کمی ارزان‌تر عرضه شود، به‌دلیل ظاهر مدرن‌تر در بیرون و داخل، جذابیت زیادی برای مردم کشور ما دارد. افزون‌براین، خدمات پس‌ازفروش کرمان‌موتور در سال‌های اخیر، پاسخ‌گوی نیازهای مشتری و معمولا راضی‌کننده استند. این شرایط مثبت هنوز برای مشتری عظیم‌خودرو به‌دلیل سابقه‌ی کمتر در بازار ایران ثابت نشوده و نیازمند تلاش گسترده‌ی این گروه تجاری است. شاید اولین قدم عظیم‌خودرو برای جذب مخاطب، تحویل سریع و به‌موقع خودروهای ثبت‌نام‌شوده باشود.

مشخصات / مدل‌ها هن‌تنگ X5 هاوال H9 جک S7 ام‌وی‌ام X33 S بیسو T3 بیسو T5 زوتی T600 زوتی دامای X7 هاوال H2 بورگوارد BX7 بی‌وای‌دی S6 سانگ‌یانگ رکستون g4 تویوتا RAV4 تویوتا RAV4 هیبرید سوبارو فارستر فولکس واگن تیگوان رنو کولئوس ۲۰۱۶ توسان ۲۰۱۷ کیا اسپورتیج ۲۰۱۷ هوندا CR-V ۲۰۱۶ میتسوبیشی اوتلندر ۲۰۱۷ هیوندای سانتافه ۲۰۱۷ کیا سورنتو ۲۰۱۷ نیسان جوک اسپرت ام‌جی GS
تعداد سیلندر ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴ ۴
حجم موتور (لیتر) ۱.۵ ۲ ۱.۵ ۲ ۱.۳ ۱.۵ ۱.۵ ۲ ۱.۵ ۲ ۲۴۰۰ ۲ ۲.۵ ۲.۵ ۲ ۱.۴ ۲.۵ ۲ ۲.۴ ۲.۴ ۲.۴ ۲.۴ ۲.۴ ۱.۶ ۲
حداکثر قدرت (اسب‌بخار) ۱۵۴ ۲۴۰ ۱۷۵ ۱۳۶  ۱۳۳  ۱۵۰  ۱۵۶ ۱۷۷ ۱۴۱ ۲۲۲ ۱۵۸ ۲۲۲ ۱۷۷ ۱۹۴ ۲۵۰ ۱۲۵ ۱۷۰ ۱۶۴ ۱۶۸ ۱۸۵ ۱۶۶ ۱۹۰ ۱۹۰ ۱۹۰ ۲۱۷
حداکثر گشتاور (نیوتن‌متر) ۲۱۵  ۳۵۰  ۲۵۱  ۱۸۰  ۱۸۵  ۲۱۵ ۲۱۵ ۲۵۰  ۲۰۲ ۳۰۰  ۲۳۴  ۴۲۰ ۲۳۳ ۲۰۶ ۳۵۰  ۲۰۰ ۲۲۶ ۲۰۵ ۲۲۰ ۲۴۵ ۲۲۰ ۲۲۰ ۲۲۰ ۳۵۰
استاندارد آلایندگی یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۶ یورو ۵ یورو ۶ یورو ۵ یورو ۶ یورو ۵ یورو ۶ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵ یورو ۵
مصرف سوخت ترکیبی (L/100 Km) ۷.۷ ۱۱.۵ ۸.۵  ۱۰  ۸.۵ ۱۰.۵ ۸ ۹.۵  ۹  ۹ ۱۱ ۱۰.۵ ۹ ۷.۳ ۸.۵ ۶ ۸.۴ ۸.۵ ۹.۴ ۸.۱ ۹.۴ ۱۱ ۱۱.۲ ۶.۵ ۶.۲
جعبه‌دنده CVT هشت‌سرعته‌ی خودکار شش‌سرعته‌ی ‌خودکار CVT CVT هشت‌سرعته‌ی خودکار شش‌سرعته‌ی ‌خودکار شش‌سرعته‌ی ‌خودکار شش‌سرعته‌ی ‌خودکار شش‌سرعته‌ی ‌خودکار شش‌سرعته‌ی ‌خودکار شش‌سرعته‌ی ‌خودکار CVT CVT CVT شش‌سرعته‌ی خودکار CVT شش‌سرعته‌ی خودکار

شش‌سرعته‌ی خودکار

CVT CVT شش‌سرعته‌ی خودکار شش‌سرعته‌ی خودکار CVT شش‌سرعته‌ی خودکار
حجم باک بنزین ۶۰ ۸۰ ۶۴ ۵۰ ۵۰ ۶۰ ۶۰ ۶۰ ۶۰ ۶۰ ۷۲ ۷۰ ۵۶ ۵۶ ۶۰ ۵۸ ۶۰ ۵۰ ۵۸ ۶۰ ۶۶ ۶۶ ۵۰ ۵۵
وزن (کیلوگرم) ۱۴۵۰  ۲۲۳۰ ۱۷۷۰ ۱۳۹۰  ۱۴۵۰ ۱۵۷۰  ۱۵۴۰ ۱۷۳۱ ۱۶۰۰ ۱۸۰۰ ۱۶۹۵ ۲۰۰۰ ۱۷۸۰ ۱۸۲۰ ۱۶۲۰ ۱۵۰۰ ۱۶۰۰ ۱۵۲۰ ۱۶۹۵ ۱۵۲۳ ۱۵۸۰ ۱۵۷۰ ۱۵۸۵ ۱۴۵۶ ۱۳۸۵

ادامه‌ی پست